اختاپوس آزمایشگاه‌های بیولوژیکی نظامی ایالات متحدۀ آمریکا در اوکراین:
اسرار هویدا می‌شوند

آرینا تسوکانوا (ARINA TSUKANOVA)

ا. م. شیری

«کاهش تهدید بیولوژیک»- پوششی برای تحقیقات پنهانی

اگر نگوییم صدها، ده‌ها مقاله در مورد کمربند آزمایشگاه‌های بیولوژیکی نظامی ایالات متحده در اطراف فدراسیون روسیه نوشته شده است- اطلاعات جمع‌آوری شده توسط متخصصان و روزنامه‌نگاران حاکی از تهدیدات آشکار این «کمربند» هم برای کشورهایی است که این آزمایشگاه‌ها در آن‌ها قرار دارند و هم به روسیه. و موضوع آزمایشگاه‌های بیولوژیکی آمریکایی پس از شروع عملیات نظامی ویژۀ فدراسیون روسیه در اوکراین بطرز خاصی طنین‌انداز شد.

همانطور که می‌دانید سلاح‌های بیولوژیک در کنار سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی، تسلیحات کشتار جمعی هستند. اما استفاده از آن‌ها به گفتۀ کارشناسان بیشترین تاثیر را دارد. توانایی آلوده کردن مردم، حیوانات و گیاهان کشاورزی؛ انعطاف‌پذیری؛ تأثیر روانی عظیم؛ عدم وجود موانع ورود؛ انواع عوامل بیولوژیکی، وجود دورۀ نهفتگی که پنهان کردن منبع عفونت را ممکن می‌سازد؛ خود تکثیری؛ عملکرد بالا و ارزانی ویژگی آن‌ها هستند.

چند سال پیش، میخائیل سوپوتنیتسکی، سرهنگ بازنشسته، متخصص مشکلات ایمنی بیولوژیکی، میکروب‌شناس و کاندیدای علوم زیستی گفت: «بسیاری‌ها هنوز وقایع پاییز ٢٠٠١، زمانی را که نامه‌های حاوی به اصطلاح پودر سفید به ایالات متحده ارسال شد، به یاد دارند. تحقیقات نشان داد که این اقدام تروریستی توسط افراد مرتبط با مراکز بیولوژیکی نظامی در آمریکا سازماندهی شده بود. هنگامی که این پودر در آزمایشگاه‌های تخصصی مورد بررسی قرار گرفت، یک واقعیت بسیار عجیب آشکار شد. معلوم شد که این مخلوطی از اسپورهای یخ‌زدۀ پاتوژن سیاه‌زخم و یک پرکنندۀ خاص است که متخصصان آن را نوعی دی اکسید سیلیکون نامیده‌اند. اندازۀ بزرگ‌ترین ذره، از جمله، هاگ‌های موجود در این پودر سفید، بیشتر از ٣ میکرون نبود و ذرات «دی‌اکسید سیلیسیم» که نقش پرکننده را ایفا می‌کرد، عموماً به اندازۀ زیرمیکرون بودند. سویه سیاه‌زخم نیز برای آن‌ها شناخته شده بود. زیرا، این سویه از ایمز (Ames) خودشان بود که می‌توانست بر اثرات محافظتی واکسن‌های تجاری غلبه کند و در مقابل داروی آنتی‌بیوتیک که در روسیه برای درمان سیاه‌زخم استفاده می‌شد، مقاوم بود. معلوم شد که پودر سفید با داشتن یک فرمول ویژه، برای بارگیری مهمات خوشه‌ای طراحی شده است و در صورت استفاده می‌تواند به اعماق ریه‌ها نفوذ کرده و باعث بیماری انسان شود. اما بر اساس شروط کنوانسیون ١٩٧٢ [کنوانسیون ممنوعیت توسعه، تولید و ذخیره‌سازی سلاح‌های باکتریولوژیکی (بیولوژیکی) و سمی و انهدام آن‌ها]، چنین دستورالعمل‌ها و مهمات در ایالات متحده نباید وجود داشته باشد». به گفته وی، «فعالیت‌های نظامی بیولوژیکی ایالات متحده هرگز متوقف نشده است».

تأسیس آزمایشگاه‌های بیولوژیکی توسط ایالات متحدۀ آمریکا در جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی، موجب نگرانی‌های خاصی شده است. آزمایشگاه‌ها با پول آمریکا ساخته شده‌اند، فعالیت‌های آن‌ها محرمانه است. آمریکایی‌ها مستقیماً در آن‌ها دخالت دارند و آن‌ها تحت نظارت وزارت دفاع آمریکا هستند. در اوکراین، قبل از کودتا، ١۵ واحد از این دست تأسیس شده بود و ١۴ واحد از آن‌ها در مراکز استانی واقع است:

ــ اودسا، سال ٢٠٠٩ (آزمایشگاه مرجع مرکزی بر اساس آزمایشگاه ضد طاعون موسسۀ تحقیقات اوکراین- مچنیکوف. تخصص- مطالعۀ پاتوژن‌های انسانی. وزارت دفاع آمریکا حدود ٣ میلیون و ۵٠٠ هزار دلار در این پروژه سرمایه‌گذاری کرده است)؛

ــ وینیتسا، سال ٢٠١٠ (آزمایشگاه تشخیصی بر اساس مرکز بهداشتی و اپیدمیولوژیک منطقه‌ای با هزینۀ ١ میلیون و ۵٠٠ هزار دلار، همان منبع پول)؛

ــ در سال ٢٠١١ آزمایشگاه‌ بیولوژیکی در اوژگوراد افتتاح شد (آزمایشگاه تشخیصی ماورای کارپات با هزینۀ ١ میلیون و ٩٠٠ هزار دلار) و در دنیپروپتروفسک (آزمایشگاه تشخیصی، ١ میلیون و ٩٠٠ هزار دلار و آزمایشگاه منطقه‌ای دامپزشکی دولتی، ١ میلیون و ٨٠٠ هزار دلار)، در سیمفروپل (آزمایشگاه تشخیص جمهوری کریمه بر اساس آزمایشگاه ضد طاعون مرکز بهداشتی و اپیدمیولوژی جمهوری، حدود ١ میلیون و ٩٠٠ هزار دلار)، اهدا کنندۀ همۀ آن‌ها  همان پنتاگون بود؛

ــ در سال ٢٠١٢ دو آزمایشگاه در لووف افتتاح شد (١ میلیون و ٩٠٠ هزار دلار و ١ میلیون و ٧٠٠ هزار دلار)، در شهرهای خارکوف (بیش از ١ میلیون و ۶٠٠ هزار دلار)، کی‌یف (بیش از ٢میلیون و ١٠٠ هزار دلار)، لوگانسک (در حدود ١ میلیون و ٧۵٠ هزار دلار)، خرسون (بیش از ١ میلیون و ٧٠٠ دلار)، ترنوپل (١ میلیون و ٧۵٠ هزار دلار) و همچنین، همه با هزینۀ وزارت دفاع آمریکا ساخته شد؛

ــ در سال ٢٠١٣ لووف سومین آزمایشگاه بیولوزیکی تأسیس گردید (بر اساس مؤسسۀ تحقیقاتی اپیدمیولوژی و بهداشتی لووف، بیش از ١ میلیون و ۵٠٠ دلار)؛

ــ آزمایشگاه مرجع مرکزی در مرفا (بر اساس مؤسسۀ دامپزشکی تجربی و بالینی خارکوف)، قرار بود در سال ٢٠١٣ افتتاح شود، اما به دلیل اعتراضات مردم محل، این پرونده به تعویق افتاد. در منطقۀ ٣٠ کیلومتری خارکوف، آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی کردند تا گونه‌های سیاه‌زخم، طاعون، آنفولانزای پرندگان، تب برفکی و سایر ویروس‌ها را مورد مطالعه قرار دهند و آن‌ها را بیماری‌زاتر کنند.

و سپس سال ٢٠١۴ فرارسید. کودتا در اوکراین رخ داد و موضوع آزمایشگاه‌های بیولوژیکی نظامی ایالات متحدۀ آمریکا در اوکراین از آن لحظه کاملاً در سایه قرار گرفت. پس از «انقلاب بهداشتی»، سرویس بهداشتی و اپیدمیولوژیک اوکراین به طور کامل منحل شد و کل شبکۀ گستردۀ آن در جهت تأمین نیازهای آزمایشگاه‌های بیولوژیکی ایالات متحده قرار گرفت. این بدان معنا بود که دولت اوکراین دست‌های خود را شست و بنا به درخواست آمریکایی‌ها از نظارت بر وضعیت بهداشتی و اپیدمیولوژیک در قلمرو خود امتناع کرد و آن را به ایالات متحده واگذار کرد تا به صلاحدید خود و بر اساس منافع خود این وضعیت را شکل دهد.

اکنون ما در مورد ٣٠ (!) آزمایشگاه بیولوژیکی نظامی ایالات متحده در اوکراین صحبت می‌کنیم، اما در واقع این شبکۀ بسیار گسترده‌تر است، زیرا همۀ مراکز بهداشتی و اپیدمیولوژیک را جذب کرد و شروع به استفاده از قابلیت‌های خود در زمین، از جمله در «میدان» کرد.

درک این واقعیت دشوار نیست که جمهوری اوکراین مملو از آزمایشگاه‌های بیولوژیکی- ثابت و «صحرایی»- برای بلاروس، روسیه، مولداوی، ترانس‌دنیستریا و کشورهای اتحادیۀ اروپا چه خطری ایجاد می‌کند.

از سال ٢٠٠٩ (سالی که اولین آزمایشگاه بیولوژیکی در اودسا افتتاح شد)، همه‌گیری‌ها در اوکراین ظاهر شدند. کافی است ویروس آنفولانزای خوکی «A H1N1» را به خاطر آوریم که اوکراینی‌ها را تحت تأثیر قرار داد.

در سال ٢٠١٧، شیوع بوتولیسم به طور ناگهانی «شروع شد»، در کی‌یف و خرسون مردم به دلیل کمبود سرم جان خود را از دست دادند. در سال ٢٠١٢، «ناگهان» در میان ساکنان اوکراین سرخک شایع شد و به یک اپیدمی تبدیل گردید.

در سپتامبر ٢٠١۶، یک عفونت روده‌ای ناشناخته در ازمیل (دوباره در منطقۀ اودسا) شیوع یافت که بخصوص کودکان را تحت تأثیر قرار داد. به معنای واقعی کلمه، در یک روز، صدها نفر به بیمارستان‌ها مراجعه کردند. دو روز بعد، تعداد موارد ابتلا از ۴٠٠ گذشت. علت هرگز روشن نشد. ابتدا مقامات محلی سوگند یاد کردند که تجزیه و تحلیل نمونه‌های آب با استانداردهای بهداشتی مطابق بوده است. سپس ویروس‌ها را به وضعیت اضراری در ازمیل نسبت دادند که ظاهراً به طور تصادفی به دلیل آب و هوای بد وارد آب شده‌اند و در سال ٢٠١۶، «آنفولانزای خوکی»- بیماریی که با پیشرفت سریع ذات‌الریه غیرمعمول مشخص می‌شود، به اوکراین بازگشت.

پزشکان اوکراینی با وحشت منتظر دیفتری بودند که این بیماری هم اینجا و آنجا خودش را نشان می‌داد، اما ویروس کرونا آمد.

از سال ٢٠١٢، تب خوکی آفریقایی، در سراسر اوکراین شیوع یافت. در استان کی‌یف، بزرگترین مجتمع کشاورزی «کالیتا» در سال ٢٠١۵ کل جمعیت خوک‌ها را (بیش از ۶٠ هزار رأس) به دلیل تب خوکی آفریقایی نابود کرد و بیش از ١٠٠ هزار حیوان را در پنج سال مبارزه با تب خوکی که «به طور ناگهانی» در اوکراین شایع شد، از بین بردند. هیچ واکسن و سرمی علیه تب خوکی آفریقایی وجود ندارد، میزان مرگ و میر آن ١٠٠ درصد است. هر گونه تماس با حیوان بیمار، منجر به ابتلا می‌شود. تشخیص منبع عفونت تقریبا غیرممکن است. ویروس تب خوکی آفریقایی می‌تواند حدود ٨ ماه در زمین، ۵ ماه در کالباس دودی، گوشت و گوشت خوک و بیش از ٣ ماه در کود دامی زنده بماند. شش ماه پس از سوزاندن دام آلوده، خوک‌ها باید قرنطینه شوند و تنها پس از یک سال مرگ آن، امکان پرورش مجدد خوک وجود دارد. ویروس تب خوکی آفریقایی می‌تواند نه تنها یک کسب و کار در حد یک مزرعۀ کوچک خوک را، حتی یک شرکت بزرگ کشاورزی را نیز بکام مرگ بکشد. نقشۀ شیوع ویروس تب خوکی در اوکراین نشان می‌دهد، که «خطر خوکی» اوکراین به مرزهای بلاروس، روسیه و ترانس‌دنیستر کاملاً نزدیک شد. در واقع، ویروس تب خوکی کل شاخه کشاورزی در اوکراین را بطور نظام‌مند نابود کرد.

پروژۀ «امنیت زیستی» آمریکا، که بخشی از آن به طور گسترده در اوکراین استقرار یافته، یک مانوری است با هدف دور زدن کنوانسیون سال ١٩٧٢. آزمایشگاه‌های بیولوژیکی نظامی، طبق افسانه‌ای که ظاهراً برای «کاهش تهدیدات بیولوژیکی» در یک حالت خاص طراحی شده‌اند، در واقع یک شبکه کنترل‌شده توسط پنتاگون برای مطالعۀ اثرات ویروس‌ها و باکتری‌ها بر روی یک ژن بنیادی خاص، خواه انسان، حیوان یا گیاه می‌باشد. در اینجا گسترۀ وسیعی از فعالیت‌ها باز می‌شود. با کمک عوامل بیماری‌زا می‌توان بر تولید محصولات زراعی و دامی تأثیر گذاشت و اپیدمی‌های محدود و گسترده را مدیریت کرد. در اواخر سال ٢٠١۶، اتحادیۀ اروپا واردات گوشت طیور از اوکراین را به دلیل اینکه «آنفولانزای پرندگان» «به طور ناگهانی» در منطقۀ خرسون شیوع یافت، ممنوع کرد و این ممنوعیت در کل قلمرو کشور نیز اعمال گردید. درآمد پرورش طیور اوکراین از صادرات طیور (عمدتا مرغ) ماهانه بیش از ۴ میلیون دلار بود. طغیان «آنفولانزای پرندگان» در اوکراین و تداوم آن، آسیب قابل توجهی به کل صنعت پرورش طیور  وارد ساخت.

با کمک رسانه‌های جمعی و جامعۀ به اصطلاح متخصصان، این نظر شکل گرفت که ناقلان تب خوکی و «آنفولانزای پرندگان» ذات وحشی هستند که در جایی جهش می‌یابند و با خواص جدیدی برمی‌گردند که باعث افزایش و تسریع مرگ و میر دام می‌شوند. در مورد مردم، سازماندهی یکسری اطلاعات دربارۀ آب آلوده، لوله‌های فاسد آب، سوسیس کهنه یا یک توریست از یک کشور دور که ویروس را آورده، کافی است. ارزش یک بمب بیولوژیکی در این واقعیت نهفته که نامرئی است و تعیین منبع عفونت تقریبا امکان‌پذیر نیست.

اکنون دیگری جای شکی نمانده که ایالات متحدۀ آمریکا توانایی خفاش‌ها و پرندگان مهاجر را برای حمل عفونت‌های مختلف در اوکراین مورد مطالعه قرار داده است.

بدیهیات را نمی‌توان پنهان کرد. از زمانی که ارتش ایالات متحدۀ آمریکا به منظور «کاهش خطرات بیولوژیکی»، اوکراین را با شبکه‌ای از آزمایشگاه‌های بیولوژیکی درگیر کرد، تعداد و گسترۀ این خطرات به طور قابل توجهی افزایش یافته است. و اکنون خود اوکراین به یک بمب بیولوژیکی برای روسیه، بلاروس و کشورهای اتحادیۀ اروپا تبدیل شده است.

اظهارات ویکتوریا نولند، دستیار وزیر امور خارجۀ آمریکا در امور اروپا و آوراسیا بسیار افشاکننده است: «مؤسسات تحقیقات بیولوژیکی در اوکراین وجود دارد و ما دلایل کافی برای نگرانی از این داریم که نیروهای روسی تلاش کنند کنترل آن‌ها را به دست بگیرند. بنابراین، ما با اوکراینی‌ها در حال کار بر روی چگونگی جلوگیری از افتادن هر یک از مواد تحقیقاتی به دست نیروهای روسیه هستیم».

این اعتراف، سیاستمداران و روزنامه نگاران را در ایالات متحده حیرت‌زده کرد. ولی، اگر تحقیقات با هدف اعلام شده، یعنی «کاهش تهدیدات بیولوژیکی» انجام گرفته، پس «مواد تحقیقاتی» چه خطری دارند»؟

٢٧ اسفند- حوت ١۴٠٠

منابع:

https://www.fondsk.ru/news/2022/03/15/sprut-voenno-biologicheskih-laboratorij-ssha-na-ukraine-tajnoe-stanovitsja-javnym-55780.htmlhttps://eb1384.wordpress.com/2022/03/18/اختاپوس-آزمایشگاههای-بیولوژیکی-نظا/




ایالات متحده در حال تدارک جنگ همزمان با روسیه و چین

دبورا ونزیاله

مترجم: یونس غیاثوند

ایالات متحده همچنان قدرت پیشرو، جهان همراه با منافع جهانی است و نمی‌تواند بین اروپا و اقیانوس هند و اقیانوسیه یکی را انتخاب کند. در عوض، واشنگتن و متحدانش باید یک استراتژی دفاعی ایجاد کنند که بتواند همزمان روسیه و چین را بازدارند و در صورت لزوم شکست دهد.

مبارزه همزمان در دو جبهه

طبق مقاله متیو کرونیگ «یک جنگ بزرگ در اوکراین ممکن است از مرزهای بین المللی عبور کند و هفت متحد ناتوی هم‌مرز با روسیه، بلاروس و اوکراین را تهدید کند… در حالی که سایر کشورهای آسیب‌پذیر اروپای شرقی، لهستان، رومانی یا کشورهای بالتیک ممکن است هدف بعدی باشند». علیرغم اینکه روسیه و اوکراین هر دو اعلام کرده‌اند که تمایلی به شروع جنگ ندارند.  در این مقاله به نقل از فیلیپ دیویدسون،  فرمانده سابق ستاد هند و پاکستان ایالات متحده آمده است که «چین ممکن است ظرف شش سال آینده به تایوان حمله کند…». اگر چین موفق شود کنترل تایوان را به دست آورد، به تضعیف نیروهای آمریکایی ادامه خواهد داد و رهبری «نظم آسیایی» را بدست خواهد گرفت. ایالات متحده از تزلزل «معاهده امنیت جهانی» خود با این احتمالات احساس خطر می‌کند.

از نظر ایالات متحده، چین و روسیه دو دشمن مهم هستند: قلمرو وسیع، تاریخ طولانی،  فرهنگ ملی غنی و سلاح‌های هسته‌ای استراتژیک، همگی تهدیدی برای هژمونی جهانی آمریکا هستند. به گفتۀ آمریکا، تنها راه برای از بین بردن این تهدید این است که دو قدرت بزرگ تسلیم هژمونی جهانی آمریکا شوند. در مورد روسیه که هنوز از ضعف خود بهبود نیافته، ایالات متحده امیدوار است به طور کامل آن را از بین ببرد، تسلیحات هسته‌ایش را نابود کند و باعث شود که روسیه تمام نفوذ جهانی‌اش را از دست دهد. در مورد چین که مردمی متحدتر، حزب حاکم باثبات‌تر و اقتصاد سالم‌تری دارد، ایالات متحده امیدوار است که رهبران چین را از طریق «انقلاب رنگی» سرنگون سازد و به تدریج ایمان مردم چین به کمونیسم را از بین ببرد. حفظ و مهار نظامی هر دو کشور از نظر کرونیگ، یک فرضیه غیرقابل بحث است.

کرونیگ تاکید کرد: «ایالات متحده به دلیل منابع محدود مجبور به انتخاب استراتژی نگران‌کننده در مورد امنیت ملی خود نخواهد شد». کرونیگ برای حمایت از «شکست دادن روسیه و چین در بازه‌های زمانی گوناگون» پیش‌بینی می‌کند که ایالات متحده هزینه‌های دفاعی خود را افزایش دهد. با توجه به قیمت‌های بازار، اگر چه نه به صورت واقعی، که بر اساس برابری قدرت خرید اندازه‌گیری می شود، ایالات متحده ۲۴ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی ((GDP را تشکیل می‌دهد، در حالی که چین و روسیه روی هم تنها ۱۹ درصد را به خود اختصاص می‌دهند. با توجه به خروج اخیر نیروهای آمریکایی از افغانستان، کرونیگ نه تنها مخالف هرگونه کاهش هزینه‌های نظامی است، بلکه خواهان دو برابر کردن آن به ۶.۵ (پنج و شش دهم) درصد تولید ناخالص داخلی صرف شده برای دفاع در طول جنگ سرد است. زیرا «این جنگ سرد جدید به اندازه قبلی خطرناک است»‌.

پیش‌بینی دیگر این است که «متحدان کلیدی ایالات متحده در برنامه‌ریزی نظامی، تقسیم مسئولیت‌ها و ساده‌سازی تقسیم کار برای تهیه سلاح» را شامل شود. با توجه به اینکه ایالات متحده و متحدان رسمی هم‌پیمان آن تقریبا ۶۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را تشکیل می‌دهند، کرونیگ پیش‌بینی می‌کند که ایالات متحده ائتلاف‌های موجود مانند ناتو، «ائتلاف‌های دوجانبه در آسیا» را با ترتیبات جدیدی مانند گفتگوی چهارجانبه امنیتی تکمیل کند تا «به راحتی بسیج منابع و حفظ برتری بر چین و روسیه بیشتر شود. او پیش‌بینی کرد در حالی که متحدان آسیایی آن‌ها، موشک‌های هارپون و زیردریایی‌ها را خریداری می‌کنند ارتش ایالات متحده اروپا را در اولویت قرار می‌دهد و نیروی دریایی ایالات متحده اقیانوس هند و اقیانوس آرام را اداره می‌کنند، متحدان اروپایی ایالات متحده در زره‌پوش و توپخانه سرمایه‌گذاری کنند.

کرونیگ بالاخره تسلیحات هسته‌ای را روی میز گذاشت. او می گوید «تکیه بیشتر بر سلاح‌های هسته‌ای برای خنثی کردن متعارف دشمنمان ضروری است». وی در ادامه توضیح می‌دهد که «(آمریکا می‌تواند به حملات هسته‌ای تهدیدآمیز غیراستراتژیک به عنوان یک عامل بازدارنده و به عنوان آخرین راه حل برای خنثی کردن تهاجم آبی و خاکی چین به تایوان یا حمله تانک‌های روسیه به اروپا تکیه کند».

ادامۀ راهبرد چندین دهه‌ در قبال روسیه

سیاست کنونی ایالات متحده در قبال روسیه ضربه‌ای به ما نمی‌زند، بلکه ادامه راهبرد چندین دهه‌ای جنگ سرد است. در سال ۱۹۷۲، اندکی پس از سفر مخفیانه کیسینجر به چین، او به پرزیدنت نیکسون گفت که چینی ها «به اندازۀ روس‌ها خطرناک هستند و حتی در دوره‌های تاریخی خاص خطرناک‌ترند». او امیدوار بود که واشنگتن بتواند از مسکو و پکن با انجام «تعادل غیراحساسی بازی قدرت» استفاده کند. به نظر کیسینجر، ۲۰ سال بعد، آن‌ها توانستند ابتدا از چین برای تضعیف اتحاد جماهیر شوروی استفاده کنند. ایالات متحده (اعم از دموکرات و جمهوری خواه)، این استراتژی را دنبال کردند و با چین همکاری کردند و اتحاد جماهیر شوروی را تضعیف کردند و فروپاشی آن را تسریع نمودند.

اما فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ ایالات متحده را به طور کامل راضی نکرد. در دورۀ دولت یلتسین، ایالات متحده نتوانست روسیه را مانند اوکراین، بلاروس و قزاقستان متقاعد کند که سلاح‌های هسته‌ای خود را به طور کامل کنار بگذارد. پس در سال ۲۰۰۱، ایالات متحده از معاهدۀ پیمان موشکی ضد بالستیک ۱۹۷۲ خارج شد. در این زمان، روسیه نیز از معاهده خارج شد و بیش از ۵۰۰۰ کلاهک هسته‌ای استراتژیک مستقر کرد و نفوذ قوی خود را در اروپای شرقی حفظ کرد. هدف ایالات متحده تضعیف یا نابودی بیشتر روسیه از نظر اقتصادی، بی‌ثبات کردن سیاست آن، سردرگمی مردم روسیه و در نهایت، تجزیۀ روسیه به کشورهای کوچک‌تر و مهمتر از همه، از بین بردن زرادخانه هسته‌ای آن است.

اما واشنگتن احساسات میهن‌پرستانه مردم روسیه را دست کم گرفت. از لحاظ تاریخی، روسیه متحمل تهاجمات بسیاری توسط کشورهای اروپای غربی شده است. از جمله، حمله ناپلئون به روسیه در سال ۱۸۱۲، مداخله مسلحانه ۱۴ کشور در سرزمین رژیم نوپای شوروی در سال ۱۹۱۸ و تهاجم فاشیست‌های آلمان به اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ جهانی دوم، که در سال ۱۹۴۱ آلمان به روسیه وارد شد، منجر به ده‌ها میلیون تلفات نظامی و غیرنظامی گردید. اتحاد جماهیر شوروی و چین بزرگترین فداکاری‌ها را در جنگ جهانی دوم بر علیه فاشیسم کردند و همزمان، ملی‌گرایی و میهن‌پرستی قوی را در هر دو کشور شکل دادند. میهن‌پرستی به مهمترین عامل تاثیرگذار بر سیاست روسیه تبدیل شد و هر حزب سیاسی بر اساس نحوۀ دفاع از کشور خود قضاوت می‌کند. به ویژه پس از دورۀ سخت پسافروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مردم روسیه امروز آنطور که آمریکا انتظار دارد، به راحتی فریب نمی‌خورند و رئیس جمهور ولادیمیر پوتین همیشه از محبوبیت بالایی برخوردار بوده است. با وجود تحریم‌های طولانی مدّت اقتصادی ایالات متحده و «انقلاب های رنگی» داخلی، رژیم روسیه برای مدت طولانی ثابت مانده است. در نهایت، آمریکا تصمیم گرفت به ابتکار خودش تنش‌ها را در اوکراین تشدید کند و تهدید جنگ را بر مردم اوکراین تحمیل نماید و روسیه را وادار به دفاع از خود کند. به این ترتیب، بهانه‌ای برای آغاز دور بزرگتر جنگ ترکیبی و تحریم‌های اقتصادی علیه روسیه را پیدا کند.

برخلاف اظهارات هشداردهندۀ کرونیگ در مقاله‌اش، روسیه هرگز ادعای تهاجم در میان تنش‌های شرق اوکراین نکرد، بلکه ادعای دفاع کامل از خود کرد. دونتسک و لوهانسک، دو منطقۀ آسیب‌دیده، از نظر تاریخی، روابط نزدیک‌تری نسبت به اوکراین با روسیه دارند. در اواسط قرن هجدهم، تزارینا یکاترینای دوم این منطقه را به یک منطقۀ صنعتی تبدیل کرد، نام آن را به «روسیه جدید» تغییر داد و تعداد زیادی از اقوام روس را به این سرزمین مهاجرت داد. غرب اوکراین برای قرن‌ها توسط لیتوانیایی‌ها، لهستانی‌ها، اتریشی‌ها، روس‌ها و آلمانی‌ها اشغال شده بود. بنابراین، از نظر قومی، زبانی و مذهبی با روسیه متفاوت بود. ساکنان آن احساس هویت پایین‌تری دارند و حتی خصومت عمیقی نسبت به روسیه دارند. در سال‌های اخیر، نیروهای نئونازی در غرب اوکراین قوی‌تر شده‌اند. به عنوان نمونه رژۀ مشعل در شهرهایی مانند کی‌یف و لووف برای بزرگداشت زادروز استپان باندرا، رهبر نازی‌ها را برگذار شد. در جریان درگیری‌های قبلی، ملی‌گرایان افراطی در غرب اوکراین پرچم‌های نازی را برافراشتند و تهدید کردند که تمام اوکراینی‌های شرقی و طرفداران روسیه را خواهند کشت. اقوام روس در شرق اوکراین مجبور به سازماندهی مقاومت و کمک گرفتن از روسیه بودند. افکار عمومی در روسیه نیز موافق این بودند که پوتین باید به هموطنان روس خود در شرق اوکراین کمک کند.

گسترش ناتو به سمت شرق، مسئلۀ امنیتی در اوکراین را به نقطه جوش رسانده است. قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالت متحده به میخائیل گارباچوف وعده داد که ناتو به سمت شرق گسترش نخواهد یافت. زیرا، ماموریت اصلی آن، مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و مهار کمونیسم در اروپا بود و با پایان جنگ سرد به اتمام رسیده است. با این حال، ناتو پس از جنگ سرد با پذیرش عضویت ۱۴ کشور دیگر، از جمله برخی اعضای سابق اتحاد جماهیر شوروی، از این «توافق آقایان» سرپیچی کرد. در سال ۲۰۱۸، اوکراین قانون اساسی خود را اصلاح کرد تا عضویت در ناتو و اتحادیۀ اروپا را راهبرد اصلی خود قرار دهد، که تهدیدی جدی برای امنیت ملی روسیه بود. از آنجایی که کی‌یف، پایتخت اوکراین، تنها ۷۶۰ کیلومتر در یک خط مستقیم از مسکو فاصله دارد.

پس از پایان جنگ سرد، نیروهای محرکۀ راهبردهای دیپلماتیک ایالات متحده از مهار کمونیسم فراتررفته و به دنبال هژمونی بی‌چون و چرا در عرصه‌های اقتصادی و نظامی بوده‌اند. در چشم‌انداز راهبردی ایالات متحده، روسیه باید خلع سلاح شود تا بخشی از اروپا به عنوان یک «یار»و سرپلی برای مهار چین، «دشمن خطرناک‌تر» همانطور که کیسینجر آن را توصیف کرد، تبدیل شود. اما تاریخ روس‌ها و موقعیت بین‌المللی کنونی آن‌ها را غیرقابل قبول کرده است که آن‌ها را به عنوان یک دستیار برای پیروی از اروپا تحت رهبری ایالات متحده قرار دهند. علاوه بر این، پوتین از قبل به اعتبار ایالات متحده در امور بین‌المللی مشکوک است. شکی نیست که روسیه تمایلی به شروع جنگ نداشت. نه تنها به دلیل تحریم‌های اقتصادی اجتناب‌‌ناپذیر آمریکا و اروپای غربی، بلکه به این دلیل که پوتین نمی‌خواهد چین را در سر دوراهی قرار دهد.

اجماع نخبگان ایالات متحده

هنگامی که مرکز استراتژی و امنیت شورای آتلانتیک سال گذشته اخباری را منتشر کرد، «The Longer Telgraph» گزارش خود را با عنوان روشنفکران چینی به درستی اشاره کردند که این گزارش مملو از جهان‌بینی‌های قدیمی، روش‌شناسی‌های منسوخ و محتوای بی‌کیفیت است. با این حال، این بدان معنا نیست که این گزارش و مقاله اخیر کرونیگ نباید توسط چین جدی گرفته شود.

در حوزه سیاست خارجی ایالات متحده، سه شورای روابط خارجی، شورای آتلانتیک (CNAS) و مرکز جدید امنیت آمریکا (CFR) از مهمترین اندیشکده‌های ایالات متحده هستند و هر سه به طور پیوسته جنگ سرد را پذیرفته‌اند. چشم‌انداز چین و روسیه با نفوذترین در زمینه دیپلماتیک، جدول زمانی چشمگیر CFR را، از «روابط ایالات متحده وچین:۲۰۲۱-۱۹۴۹»را ارائه کرده است که در آن اکثریت قریب به اتفاق آراء به مانند همان چیزی که بسیاری از محققان چینی می‌گویند، تقابل را نشان می‌دهند.

زمانی که شورای آتلانتیک در سال ۲۰۰۷ تاسیس شد، نخبگان سیاسی ایالات متحده متوجه شدند که رهبران آیندۀ چین گارباچوف یا یلتسین بعدی نخواهند بود. بنابراین، باید «مسیری را برای تعامل ایالات متحده با چین طراحی کنند». تعبیر برای «کنترل» یا «انقلاب رنگی»، نقشی کلیدی در استراتژی شورای آتلانتیک داشت. در دورۀ بعدی، اوباما نقش متعادل‌کنندۀ مجدد آسیا و اقیانوسیه را ایفا کرد. شورای آتلانتیک که در این مقاله بارها به آن اشاره شده است، حامی مستقیم هژمونی نظامی آمریکا است. در درگیری اخیر در شرق اوکراین، این اندیشکده برای اولین بار پیش‌بینی کرد که روسیه به اوکراین «حمله» خواهد کرد. شورای آتلانتیک در جنگ افغانستان، انقلاب یاس در شمال آفریقا و جنبش «تسخیر مرکز» در هنگ‌کنگ شرکت داشته است. این اتاق‌های فکر عمیقاً با مجتموع‌های سنتی نظامی- صنعتی ادغام شده‌اند و یک زنجیرۀ کامل از تحریک، ساخت و اجرای جنگ ترکیبی را تشکیل می‌دهند.

علیرغم شکاف عمیق دو حزب کنونی در ایلات متحده، توافق زیادی در مورد سیاست خارجی وجود دارد: روسیه باید تضعیف و تجزیه شود. چین بزرگترین تهدید برای هژمونی امپریالیستی آمریکاست. در حالی که اقتصاد ایالات متحده از بحران مالی ۲۰۰۸ بهبود نیافته و اخیراً تحت تاثیر این بیماری همه‌گیر قرار گرفته است، عملکرد چشمگیر چین در این دو دور از بلایای جهانی، آن را به چالشی قوی برای هژمونی اقتصادی ایالات متحده تبدیل کرده است. از منظر برابری قدرت خرید، تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۱۳ از ایالات متحده پیشی گرفت. حتی در شرایط مبادله بازار، تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۲۸ از تولید ناخالص داخلی آمریکا پیشی خواهد گرفت. نخبگان سیاسی ایالات متحده به خوبی می‌دانند که شکست و مهار چین از نظر اقتصادی دشوار خواهد بود. بنابراین، آن‌ها انگیزۀ زیادی برای برای متوسل شدن به جنگ‌های ترکیبی، تحریم‌ها، جنگ‌های قانونی، جنگ‌های تبلیغاتی (از جمله اقتصادی) دارند.

جان بلامی فاستر از ماهنامۀ ریویو خاطرنشان می‌کند که ایالات متحده امروز با بسیاری از درگیری‌های داخلی حل نشدنی مواجه است و ترامپ که توسط آمریکایی‌های ناراضی به ریاست جمهوری برگزیده شده، نه پوپولیسم، بلکه نماینده نئوفاشیسم وحشیانه و تشنۀ جنگ است. بایدن و حزب دموکرات هیچ تناقصی با حزب جمهوری خواه در مورد ضد روسی و ضد چینی بودن ندارند. پمپئو که در دولت ترامپ وزیر امور خارجه بود و احمتالاً در سال ۲۰۲۴ نامزد ریاست جمهوری خواهد شد، یک نئوفاشیست منطقی‌تر و کارآمدتر است و آمادۀ طراحی جنگ در تایوان است. گزارش شده که او در ماه مارس امسال برای دیدار با «رئیس جمهور» تسای، از تایوان بازدید خواهد کرد. به نظر می‌رسد که او در حال حاضر استراتژی پیشنهاد شورای آتلانتیک برای «شکست دادن روسیه و چین در یک بازۀ زمانی همزمان» را تحت تمرکز قرار داده است.

نخبگان سیاسی ایالات متحده ممکن است در مقایسه با الگوی حکومتی چین مبنی بر «انتخاب افراد نجیب و انتصاب افراد توانمند»، احمق و متکبر به نظر برسند. امّا دوستان ما در چین باید درک کنند که این نخبگان سیاسی اراده، منابع و قدرت برای به راه انداختن دو جنگ علیه آن‌ها را دارند. چین و روسیه به طور همزمان هیچ ترسی از استفاده از سلاح‌های هسته‌ای ندارند. حماقت و تکبر چیزی از خطر آن‌ها کم نمی‌کند. بسیاری از چینی‌ها حتی پس از گذشت ۵۰ سال از سفر رئیس جمهور نیکسون به چین، هنوز نیکسون و کیسینجر را «دوستان قدیمی مردم چین» می‌دانند. امّا واقعیت این است که روابط چین و ایالات متحده در حال وارد شدن به زمستانی طولانی و سرد است و نخبگان سیاسی آمریکا در حال حاضر در حالت جنگ سرد قرار دارند و آمادۀ یک جنگ گرم هستند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دبورا ونزیاله، روزنامه‌نگار و سردبیر آمریکایی مقیم فعلی ونیز ایتالیا. او به مدت ٣۵ سال در بخش زنجیرۀ تأمین جهانی کار کرده است.

یونس غیاثوند، فرزند کارگر، ١٧ ساله.




جان سپیده‌ قلیان در خطر است

مهدی قلیان برادر سپیده قلیان با انتشار پستی در شبکه های اجتماعی از وضعیت وی در پی ابتلا به کرونا در زندان بوشهر و ممانعت از صدور مرخصی استعلاجی خبر داده است. قاضی پرونده مدعی شده است که سپیده استحقاق مرخصی را ندارد و از خطوط قرمز عبور کرده است.

در زیر متن کامل گزارش برادر سپیده قلیان را بخوانید:

اگر بخواهیم وضعیت را کوتاه و روشن توضیح دهیم، طرح همین یک جمله کافی‌ست که «جان خواهرم سپیده قلیان هنوز در خطر است.»
پس از همه‌گیر شدن کرونای اومیکرون در بند نسوان زندان اوین، سپیده هم به این ویروس مبتلا شد؛ اما روشن است که با شدتی بیش از حد معمول. تن سپیده، در تبعیدها و اعتصاب غذاها و فشارهای مداوم این چند ساله، و با وجود بیماری‌های زمینه‌ای درمان‌نشده چنان ضعیف و نامقاوم شده است که حتی یک سرماخوردگی هم می‌تواند او را از پا بیندازد. تبعات اومیکرون باعث شده است که بدن سپیده به دلیل اختلال در هاضمه، اولاً آب و غذای چندانی نپذیرد و دوماً تمام آن را هم دفع کند. دمای بدن او هنوز به حالت عادی برنگشته و ضعف و بی‌حالی و زردی چهره، از دور هم معلوم است.

به دلیل همین وضعیت، با کمک وکیل پرونده، جناب آقای رئیسیان، برای گرفتن مرخصی استعلاجی، که حق بدیهی و مسلم زندانی با وضعیت سلامتی مخاطره‌آمیز است، اقدام کردیم. پس از تلاش و اصرار فراوان، قاضی پرونده که با ارجاع به مرخصی پیشین، مدعی بود سپیده استحقاق مرخصی را ندارد و از خطوط قرمز عبور کرده است، در نهایت پذیرفت که پای برگه‌ی مرخصی را امضا کند.
ماراتن ادامه داشت: از یافتن وثیقه تا پیدا کردن کارشناس و طی کردن کارهای اداری؛ همه و همه انجام شدند و در لحظه‌ی آخر گفتند که مرخصی نمی‌دهند. به همین سادگی، جان سپیده و امیدهای خانواده، گروگان دستگاه قضا شد تا بتوانند نشان دهند که قدرتمندند.
قدرتمندانی که افشاگری در مورد شکنجه و آزار و اذیت زنان در زندان بوشهر را خط قرمز می‌دانند و ذره‌ذره آب شدن سپیده در زندان را قدرت.
در آستانه‌ی روز جهانی زن، جان سپیده‌ی ما هنوز در خطر است…

اخبار روز




حزب توده ایران درباره جنگ دراوکراین: همراه با کارگران و زحمتکشان جهان و نیروهای مترقی، برای صلح، بر ضد جنگ، تجاوز و امپریالیسم

بیانیه ی کمیته ی مرکزی حزب توده ایران درباره جنگ دراوکراین: همراه با کارگران و زحمتکشان جهان و نیروهای مترقی، برای صلح، بر ضد جنگ، تجاوزگری وامپریالیسم

بحرانی که از سال ۲.۱۴/۱۳۹۳ تحولات داخلی و بین‌المللی را در ارتباط با اوکراین، در جنوب غربی فدراسیون روسیه، بغرنج کرده بود، با شروع حمله نظامی روسیه به اوکراین در بامداد پنجشنبه ۵ اسفند، ابعاد گسترده‌تر و خطرناک‌تری یافت. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، با صدور فرمان حمله نظامی به اوکراین درگیری نظامی خطرناک جدیدی را آغاز کرد که به‌واقع می‌تواند صلح جهانی را به طور جدّی تهدید کند. هدف‌های اعلام شدهٔ روسیه در این یورش نظامی، حمایت از استقلال و امنیت روسیه و جمهوری‌های اعلام شده در دونتسک و لوگانسک در شرق اوکراین، جلوگیری از پیوستن اوکراین به پیمان نظامی ناتو، و تغییر دادن مسیر سیاسی آیندهٔ آن کشور به‌دور از نظامیگری و فعالیت‌های نیروهای فاشیستی است.

حزب تودهٔ ایران ضمن ابراز نگرانی از پیامدهای فاجعه‌بار این تصمیم دولت روسیه، مداخلهٔ نظامی روسیه در اوکراین را محکوم می‌کند. ما تأکید می‌کنیم که احترام به استقلال و تمامیت ارضی همهٔ کشورهای عضو سازمان ملل متحد و مداخله نکردن در امور داخلی کشورهای دیگر، از بنیاد‌های اصلی منشور سازمان ملل متحد و همزیستی مسالمت‌آمیز است و باید رعایت شود.

پنهان نیست که کارنامهٔ مداخله‌های تجاوزکارانهٔ ناتو و قدرت‌های امپریالیستی و منطقه‌یی، خود بسیار خونین است. بی‌اعتنایی آنها را به قوانین بین‌المللی و از جمله منشور سازمان ملل متحد پیش از این در هجوم‌های خودسرانه و خونین آنها به یوگسلاوی، عراق (دو بار)، افغانستان، سوریه، مالی، سومالی، لیبی، هاییتی ، و دیگر کشورها دیده‌ایم. این بی‌اعتنایی به قوانین بین‌المللی و قلدری و تجاوزگری در عرصهٔ روابط بین‌المللی، فضایی را به وجود می‌آورد که اکنون دولتی مثل دولت الیگارش‌های روسیه هم با احتساب برخی توانایی‌های نظامی-اقتصادی که دارد، با تحریک‌های ناسیونالیستی از آن بهره می‌گیرد.

ما در مقاله‌ای در “نامهٔ مردم”، ارگان  مرکزی حزب تودهٔ ایران، در تاریخ ۲۵ بهمن امسال، تحلیل و موضع حزب را در قبال شرایط ایجاد شده در اوکراین بر اثر موضع‌گیری‌های تحریک‌آمیز و خطرناک ناتو و دولت‌های امپریالیستی و به‌ویژه آمریکا و بریتانیا علیه روسیه، به‌روشنی تشریح کردیم و بر ضرورت مبرم انتخاب گزینه‌هایی مبتنی بر حفظ صلح و امنیت ملّت‌ها تأکید کردیم. در ارتباط با مسئلهٔ اوکراین و اختلاف‌هایش با روسیه، حزب ما از فعال و اجرا شدن مفاد و سازوکارهای “توافق‌نامه‌های مینسک” (سپتامبر ۲۰۱۴ و فوریه ۲۰۱۵) بین دولت‌های این دو کشور حمایت می‌کند. این توافق‌نامه‌ها برای پایان دادن به تنش و درگیری نظامی در منطقهٔ دونباس و احترام به استقلال و یکپارچگی اوکراین تنظیم شده و به امضای هر دو طرف رسیده، و نیز شورای امنیت سازمان ملل متحد در قالب دو قطعنامه، توافق ها را تأیید کرده است. اختلاف‌های بین روسیه و اوکراین و پیدا کردن راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز بر اساس مفاد این توافق‌نامه‌ها و قوانین بین‌المللی حل‌شدنی است.

خودداری دولت اوکراین از اجرای توافق‌نامهٔ مینسک ۲ (۲۰۱۵) و پذیرش خودمختاری دو منطقهٔ محل سکونت روس‌تباران در دونباس در چارچوب کشور واحد اوکراین، بی‌اعتنایی دولت اوکراین به اذیت و آزار روس‌تباران به دست نیروهای افراطی و نئو-نازی، تشدید حملات گاه و بیگاه نیروهای نظامی اوکراین به “جمهوری‌های خودمختار” دونتسک و لوگانسک در ماه‌ها و روزهای اخیر- که ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا (او.ای.سی.دی) وقوع آنها را تأیید کرده‌اند، در کنار آتش‌بیاری دولت‌های آمریکا و بریتانیا، از یک طرف شرایط را متشنج و برای شروع جنگی همه‌جانبه فراهم کرد.

به‌علاوه، باید گفت که زمینهٔ درگیری‌های خونین کنونی بین روسیه و اوکراین در تنش‌آفرینی‌های ناشی از احترام نگذاردن کشورهای امپریالیستی و پیمان نظامی تجاوزگر و توسعه‌گر ناتو به توافق‌های حاصل شده در مقطع فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱ و پایان “جنگ سرد” است. در مذاکرات بین رهبران کشورهای امپریالیستی عضو ناتو و نمایندگان رهبری آخرین دولت اتحاد شوروی در ششم مارس ۱۹۹۱، دولت‌های آمریکا، بریتانیا، فرانسه، و آلمان متعهد شده بودند که پیمان ناتو قلمرو خود را فراتر از مرزهای شرقی آلمان واحد در کشورهای اروپای شرقی گسترش نخواهد داد. اما در سه دهه گذشته، ناتو- که قاعدتاً باید پیمان نظامی کشورهای دو سوی اقیانوس اطلس در اروپای غربی و شمال قارهٔ آمریکا باشد- به‌تدریج قلمرو خود را به اروپای شرقی گسترش داد و چهارده کشور اروپای شرقی شامل سه جمهوری سابق اتحاد شوروی را یکی پس از دیگری به عضویت خود درآورد. بر همین اساس است که دولت فدراسیون روسیه اعلام می‌کند که دولت‌های امپریالیستی تعهدهای داده شده در سال ۱۹۹۱ را نادیده گرفته‌اند و با گسترش قلمرو ناتو، امنیت آن کشور را به خطر انداخته‌اند.

کودتای نیروهای فاشیستی در جریان انتخابات ۲۰۱۴ و برکنار کردن رئیس‌جمهور منتخب آن کشور، و در پی آن، درخواست دولت اوکراین برای عضویت در ناتو، سرازیر شدن تسلیحات مدرن غربی به اوکراین که همچنان ادامه دارد، و آموزش ارتش آن کشور به‌وسیلهٔ مشاوران غربی، و به‌علاوه، ورود شبه‌نظامیان فاشیست به نیروهای انتظامی و نظامی اوکراین، عملاً عرصهٔ نفوذ ناتو را به نزدیکی مرزهای روسیه- همسایهٔ شرقی اوکراین- گسترش داده و این پیمان تجاوزگر را در آستانهٔ ایجاد پایگاه نظامی در نزدیکی مرزهای فدراسیون روسیه قرار داده است.

حزب تودهٔ ایران بر این اساس سیاست نظامی‌گرایانۀ تهدیدآمیز گسترش ناتو به سوی شرق اروپا و دامن زدن به تنش‌های خطرناک و ایجاد زمینه‌های درگیری‌های مرگ‌بار و ویرانگر را محکوم می‌کند.

ادامهٔ بحران‌های سیاسی-اقتصادی داخلی کشورهای قدرتمند سرمایه‌داری غرب و به‌ویژه در آمریکا و بریتانیا، و به قدرت رسیدن نیروهایی که نظامیگری و مداخله در کشورهای دیگر همواره از گزینه‌های اول آنها برای تأمین منافع انحصارهای نظامی و تأمین سلطهٔ جهانی قدرت‌های امپریالیستی بوده است، از دیگر عواملی‌اند که در سال‌های اخیر سبب افزایش تنش‌ها و خطر درگیری با فدراسیون روسیه بوده‌اند و حتی کشوری مثل چین را نیز تهدید کرده است. دست‌کم در سه ماه گذشته، قدرت‌های امپریالیستی و همچنین دولت اوکراین این فرصت را داشته‌اند که به‌جای موضع‌گیری‌های نابخردانه و تحریک‌آمیز و برافروختن شعله‌های جنگ، راهی برای حل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها با روسیه بر اساس توافق‌های مینسک پیدا کنند. ولی واقعیت این است که کارنامهٔ این دولت‌ها نشان می‌دهد که حفظ صلح و حفاظت از زندگی و جان انسان‌ها ارزش چندانی برای آنها ندارد و اولویت آنها حفاظت از منافع اقتصادی و سیاسی انحصارطلبانه و سلطه‌جویانه‌شان است.

افزایش تنش‌ها حول مسئلهٔ اوکراین-روسیه در ماه‌های اخیر، و حملۀ نظامی روسیه به کشور همسایه‌اش، معضلی است که ائتلاف آمریکا-ناتو-اتحادیه اروپا و دولت اوکراین از یک سو، و روسیه از سوی دیگر، در وقوع آن نقش داشته‌اند و با توجه به توان هسته‌یی هر دو طرف، اکنون خطر عظیمی برای امنیت و صلح در منطقه ایجاد کرده است. حزب ما به‌شدت نگران گسترش درگیری‌های اخیر در اروپای شرقی و در مرزهای فدراسیون روسیه و سرایت شعله‌های جنگ به کشورهای منطقه است.

حزب تودۀ ایران در کنار دیگر نیروهای مترقی جهان ادامه و گسترش جنگ روسیه در اوکراین را مخالف منافع خلق‌های ساکن این دو کشور همسایه می‌داند. حمله روسیه به اوکراین به‌سهولت می‌تواند به کاربرد سلاح‌های هسته‌یی منجر شود که کل جهان را با خطرهای سهمگین جدیدی روبه‌رو خواهد کرد.

حزب تودهٔ ایران تنها راه حل پایان دادن به بحران خطرناک کنونی را مذاکرۀ مستقیم و شفاف می‌داند و  امیدوار است که نیروهای طرفدار صلح و نهادهای بین‌المللی همهٔ تلاش خود را بکنند تا اوکراین و روسیه به مسیر دیپلماسی و گفت‌وگوهای سازنده بازگردند. در این برههٔ حساس، نیروهای طرفدار صلح جهانی در همه کشورها- از جمله در روسیه- می‌توانند جلوی یکه‌تازی و توسعه‌طلبی قدرت‌های جنگ‌افروز را بگیرد. برای حل صلح‌آمیز اختلاف‌ها و کاهش تنش‌ها و برقراری صلح و امنیت برای همهٔ ملت‌ها باید از هر فرصتی استفاده کرد.

بازی کردن با زندگی و جان میلیون‌ها نفر که قربانیان اصلی چنین ماجراجویی‌های غیرمسئولانه‌اند، شایستهٔ انسان نیست!

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

۶ اسفند




فراخوان سراسری ده ها تشکل مستقل بازنشستگان

درد مشترک فریاد مشترک می طلبد
دیگر منتظر چه هستیم، فشار و محرومیتِ بیشتر از این هم داریم؟؟؟
شرم آورست در حالیکه دوران بازنشستگی بعد از سی سال کار و زحمت، بایستی زمانِ آرامش ، آسایش و فراغت از دغدغه های ویرانگر باشد!!! اما دولت و مجلس با طرحها و مصوبه های رنگارنگ، برای فربه شدن عده ای خاص ، طی چهار دهه، سفره ی ما بازنشستگان را روز بروز کوچک‌ و کوچکتر کرده و گرانی و تورم سرسام آور تحمیلی ، خیلی از اقلام ضروری را از سفره ی ما بیرون کشیده ست، دوا و درمان و سایر هزینه های ضروری هم که دیگر هیچ!!!

«‌من هوارم را سر خواهم داد چارۀ درد مرا باید این داد کند!
از شما خفتۀ چند، چه کسی می آید با من فریاد کند!»

یکشنبه می آییم تا منسجم و متحد فریاد بزنیم مطالبات بر زمین مانده خود را:

-اجرای کامل همسانسازی

-عیدی دو برابر حقوق

– تعیین حقوق بر مبنای هزینه های واقعی خانوار و افزایش آن متناسب با نرخ تورم واقعی

-اجرای ماده ۱۱۱ (مستمری از کارافتادگی و بازماندگان، نباید از حداقل مزد کارگر کمتر باشد).

– بیمه جامع و کارآمد مطابق ماده ۵۴ قانون تامین اجتماعی

-پرداخت دیون ۴۰۰ هزار میلیارد تومانی دولت به صندوق تامین اجتماعی

– آزادی فوری و بی قید و شرط اسماعیل گرامی

ما بازنشستگان همواره به سنت مبارزه و دستاورد یکشنبه های اعتراضی پایبند هستیم و تا رسیدن به خواستهای بحق خود از اعتراض و تجمع دست نخواهیم کشید.

وعده دیدار ما:
یکشنبه ۲۴ بهمن ساعت ۱۰/۳۰
تهران: مقابل مجلس
شهرستانها: مقابل ادارات کل تامین اجتماعی

امضا کنندگان:
۱-کارگران و بازنشستگان تهران
۲-بازنشستگان استان مرکزی
۳-بازنشستگان استان خراسان جنوبی
۴-کانون‌گفتگوی بازنشستگان تامین اجتماعی
۵-اتحاد بازنشستگان
۶-بازنشستگان استان گیلان
۷-بازنشستگان استان مازندران
۸-بازنشستگان استان البرز
۹-بازنشستگان استان اردبیل
۱۰-بازنشستگان استان اصفهان
۱۱-بازنشستگان تامین اجتماعی استان قزوین
۱۲-گروه بازنشستگان مستقل تهران
۱۳-بازنشستگان استان لرستان
۱۴-بازنشستگان استان آذربایجان شرقی
۱۵-بازنشستگان استان آذربایجان غربی
۱۶-بازنشستگان استان کرمانشاه
۱۷-بازنشستگان روشنفکر
۱۸-بازنشستگان استان مازنداران
۱۹-بازنشستگان استان خوزستان
۲۰-بازنشستگان استان کرمان
۲۱-بازنشستگان استان یزد
۲۲-بازنشستگان استان ایلام
۲۳-بازنشستگان استان فارس
۲۴-بازنشستگان تامین اجتماعی البرز(بتا)
۲۵-بازنشستگان مستقل ومطالبه گر استان کرمانشاه
۲۶-گروه کارگران و معلمان ۱۹ اسفند
۲۷-اتحاد سراسری بازنشستگان ایران
۲۸-گروه اتحاد بازنشستگان
۲۹-شورای بازنشستگان ایران




حرکت طلا در بازار جهانی

بانک‌های مرکزی کشورهای پیشرو جهان در دورۀ بحران مالی جهانی سال‌های ٢٠٠٨- ٢٠٠٩، ماشین‌های چاپ خود را با ظرفیت کامل روشن کردند. فدرال رزرو ایالات متحدۀ آمریکا به ویژه با افزایش حجم عرضه دلار بمیزان کمی بیش از ٨٠٠ میلیارد دلار در سال ٢٠٠٧ به ٢ تریلیون و ٢ میلیارد دلار در پایان سال ٢٠٠٩ متمایز شد. در پاییز ٢٠١۴، تولید دلاری فدرال رزرو نسبت به پایان سال ٢٠٠٩ دو برابر شد.

تلاش‌های پیگیر برای حذف مازاد عرضۀ دلار از بازار در اوایل سال ٢٠٢٠ با اعلام یک «همه‌گیری» و قرنطینه‌های پس از آن در ایالات متحده متوقف شد. ماشین چاپ فدرال رزرو بار دیگر با ظرفیت کامل به کار افتاد و ترازنامۀ فدرال رزرو تاکنون به ٨ تریلیون و ٧ میلیارد دلار رسیده است. به سخن دیگر، عرضۀ دلار در عرض کمتر از دو سال، یک بار دیگر دو برابر شد (در مقایسه با پائیز سال ٢٠١۴). حتی مردم ناآگاه به مسائل اقتصادی می‌دانند که دلار آمریکا محکوم به فنا است. و به احتمال زیاد، سقوط این ارز پس از ترکیدن حباب‌ها در بازارهای سهام که توسط پمپ فدرال رزرو متورم شده، رخ خواهد داد. سایر ارزهای کلیدی- یورو، پوند انگلیس و ین ژاپن نیز به سرنوشت مشابهی دچار خواهند شد.

با این حال، ذخایر به اصطلاح بین‌المللی اکثر کشورهای جهان را عمدتاً همین ارزها تشکیل می‌دهند (کیسه‌های هوا). طلا، جایگاه کشور در صندوق بین‌المللی پول و حق برداشت ویژه سایر اجزای تشکیل دهنده این ذخایر هستند.

***

در سال ١٩٩٩ بانک‌های مرکزی کشورهای پیشرو جهان زیر فشارهای ایالات متحدۀ آمریکا و صندوق بین‌المللی پول توافق‌نامۀ واشینگتن را امضاء کردند که بر اساس آن بانک‌های مرکزی مطابق سهمیه‌ها و برنامه‌های تعیین شده به فروش فلز از ذخایر خود موظف شدند. بطوری که در پایان سال ٢٠٠٠، کل ذخایر طلای کشورها به پایین‌ترین سطح، یعنی به ٢٨٨۶۶ تن کاهش یافت. قرارداد واشنگتن هر پنج سال یکبار مورد بازنگری قرار می‌گرفت، اما کل ذخایر طلا کاهش چندانی نداشت. زیرا، فروش طلا توسط بانک‌های مرکزی کشورهای پیشرو (بریتانیا، آلمان، فرانسه، ژاپن، سوئیس و غیره) به‌ازای خرید از بانک‌های مرکزی کشورهای خارج از توافق واشنگتن جبران می‌شد. بر اساس برآوردهای من، در پایان سال ٢٠٠٩، کل ذخایر طلای بانک‌های مرکزی تمام کشورهای جهان بالغ بر ٢٨٩٢٢ تن بوده است. در مجموع، در طول سال‌های ٢٠٠٠، فروش طلا تقریباً برابر با خرید آن در کل جهان بود.

اما از سال ٢٠١٠، روند آشکاری به سمت تبدیل بانک‌های مرکزی به خریداران خالص طلا وجود داشته است (تقاضا بیشتر از عرضه).

در اینجا داده‌های کمیتۀ جهانی طلا در مورد خرید خالص طلا (میزان خرید منهای فروش) توسط بانک‌های مرکزی در دورۀ زمانی سال‌های ٢٠١٠ تا ٢٠٢٠ را ارائه می‌دهم (مقدار به تن):

سال ٢٠١٠- ٧٩ و ١ دهم؛

سال ٢٠١١- ۴٨٠ و ٨ دهم؛

سال ٢٠١٢- ۵۶٩ و ٣ دهم؛

سال ٢٠١٣- ۶١٣ و ٣ دهم؛

سال ٢٠١۴- ۶٠١ و ٢ دهم؛

سال ٢٠١۵- ۵٧٩ و ۶ دهم؛

سال ٢٠١۶- ٣٩۴ و ٩ دهم؛

سال ٢٠١٧- ٣٧٨ و ۶ دهم؛

سال ٢٠١٨- ۶۵۶ و ٢ دهم؛

سال ٢٠١٩- ۶٠۵ و ۴ دهم؛

سال ٢٠٢٠- ٢۵۴ و ٩ دهم.

  جهت‌های اصلی تقاضای طلا به صورت سه ماهه در سال ٢٠٢١  
      ربع اول     ربع دوم   ربع سوم       جمع
زیورآلات ۴٨۴ و ١ دهم ٣٩۶ و ۶ دهم ۴۴٢ و ۶ دهم ١٣٢٣ و ٣ دهم
الکترونیک و سایر فن‌آوری‌ها   ٨١ و ١ دهم   ٨٠ و ٢ دهم   ٨٣ و ٨ دهم   ٢۴۵ و ١ دهم
سرمایه‌گذاری ١٨١ و ٩ دهم ٢٨٣ و ٨ دهم ٢٣۵  ٧٠٠ و ٧ دهم  
ذخایر بانک‌های مرکزی   ١٣٣ و ۴ دهم   ١٩٠ و ۶ دهم   ۶٩ و ٣ دهم   ٣٩٣ و ٣ دهم
جمع کل ٨٨٠ و ۵ دهم ٩۵١ و ٢ دهم ٨٣٠ و ٧ دهم ٢۶۶٢ و ۴ دهم

منبع: gold.org

بر اساس گزارش کمیتۀ جهانی طلا، مجموع ذخایر رسمی طلا (بمثابه بخشی از ذخایر رسمی بین‌المللی) همۀ کشورهای جهان تا پایان سال ٢٠٢٠ به ٣۴٢١١ تن افزایش یافت. رشد ذخایر رسمی طلا در جهان به دلیل خریدهای خالص بانک‌های مرکزی در سال‌های ٢٠١٠-٢٠٢٠ به ١۵ و ٣ دهم درصد رسید (جدول بالا).

از جدول بالا چنین استنتاج می‌شود، که در مجموع کل تقاضای طلا در دورۀ سه ربع سال ٢٠٢١ سهم خرید خالص بانک‌های مرکزی ١۴ و ٨ دهم درصد بوده است. می‌توان انتظار داشت که تا پایان سال ٢٠٢١، خرید خالص طلا توسط بانک‌های مرکزی حداقل به ۵٠٠ تن رسید.

***

میزان خرید خالص طلا طی سال‌های ٢٠٢٠ و ٢٠٢١ نسبت به سال‌های گذشته رکوردشکنی نبود، اما این دو سال برای اقتصاد اکثر کشورهای جهان سال‌های بسیار سختی بود. اگر فروش اجباری بخشی از ذخایر طلا توسط برخی کشورها به منظور تثبیت اقتصاد و ارزشان نبود، حجم خالص خریدها باز هم بیشتر می شد.

بانک‌های مرکزی کشورهای زیر بزرگترین خریداران خالص طلا در ربع اول سال ٢٠٢١ بودند (وزن به تن):

ژاپن- ٨٠ و ٧۶ صدم؛

مجارستان- ۶٢ و ٩٨ صدم ؛

ازبکستان- ٢٣ و ٣٣ صدم؛

قزاقستان- ٧ و ٩٩ صدم.

در دورۀ ربع دوم وضعیت از این قرار بود:

تایلند- ٩٠ و ٢ دهم؛

برزیل- ۶٣ و ٧۵ صدم؛

سنگاپور- ٢۶ و ٣۴ صدم؛

هندوستان- ٨ و ۴ دهم؛

ترکیه- ٧ و ٧٧ صدم.

در ربع سوم:

هندوستان- ۴٠ و ١٢ صدم؛

ازبکستان- ٢۵ و ۵٠ صدم؛

قزاقستان- ١١ و ٢٧ صدم؛

برزیل- ٨ و ۵۴ صدم؛

روسیه- ۶ و ٢٢ صدم.

و این هم لیست کشورهای فروشندۀ خالص طلا از ذخایر رسمی خود در ربع نخست (وزن به تن):

فیلیپین- ٢۴ و ٧٣ صدم؛

امارات متحدۀ عربی- ٣ و ۴٣ صدم؛

روسیه- ٣ و ١١ صدم.

ربع دوم:

قزاقستان- ٩ و ٩ دهم؛

قرقیزستان- ٩ و ١۵ صدم؛

فیلیپین- ٧ و ٩١ صدم؛

آلمان- ٣ و ٣٣ صدم؛

روسیه- ٣ و ١١ صدم.

ربع سوم:

ترکیه- ١٣ و ٩ دهم.

***

جمهوری خلق چین بزرگترین تولیدکننده طلا در جهان است. بر اساس نتایج سال گذشته، ٣۶۵ و ٣ دهم تن فلز گرانبها تولید کرد. با این حال، بانک خلق چین یکی از بانک‌های مرکزی خریدار خالص طلا نیست. میزان ذخیرۀ طلای بانک خلق چین از دو سال پیش تغییر نکرده و همچنان در سطح ١٩۴٨ تن ثابت مانده است. بسیاری از کارشناسان در این امر تردید دارند، که بانک مرکزی چین طلای استخراج شده در کشور را خریداری نمی‌کند. البته، می‌خرد و در این کار بسیار هم فعال است، اما به هر طریق ممکن آن را پنهان می‌کند و در آمار رسمی خود ثبت نمی‌کند (تا اواسط سال ٢٠١۵، اطلاعات مربوط به ذخایر رسمی طلا به عنوان یک راز دولتی تلقی می‌شد). حجم واقعی طلا در ذخایر بین‌المللی چین حداقل دو برابر از رقم رسمی بیشتر است.

روسیه بعد از چین دومین کشور بزرگ تولیدکنندۀ طلا محسوب می‌شود. تا پایان سال گذشته، ٣٣١ و ١ دهم تن فلز گرانبها در کشور تولید شد. این کشور از تمام امکانات برای افزایش ذخایر طلا به عنوان بخشی از ذخایر بین‌المللی فدراسیون روسیه برخوردار است و این امکان در مدت چند سال محقق شده است. ذخیرۀ رسمی طلای روسیه در دهه دوم قرن بیست و یکم به طور پیوسته افزایش یافته است. تا اول ژانویۀ ٢٠١٠، مقدار فیزیکی آن ۶۴٩ و ٣ صدم تن بود و تا اول ژانویۀ سال ٢٠٢١ به ٢٢٩٨ و ۵٩ صدم تن افزایش یافت. در ابتدای دورۀ مورد بررسی، سهم طلا از نظر ارزش به ۵ و ١٩ صدم درصد از کل ذخایر بین‌المللی فدراسیون روسیه بالغ شد؛ این میزان در پایان همین دوره به ٢٣ و ٢٩ صدم درصد افزایش یافت.

افزایش ذخایر طلا در مدت ١١ سال (سال‌های ٢٠١٠ تا ٢٠٢١) به ١۶۵٠ تن رسید. به این ترتیب، سالانه بطور میانگین١۵٠ تن افزایش یافت، اما سالهای رکوردی هم بودند. حداکثر خرید خالص طلا در سال ٢٠١٨ به ٢٧۵ و ١۵ صدم تن بالغ شد. این، یک روند بسیار مثبت بود. این را بمثابه آغاز دلارزدایی از اقتصاد روسیه و بعنوان یک گام تعیین‌کننده برای تقویت روبل روسیه ارزیابی کردند. کارشناسان تخمین می‌زنند که اگر بانک مرکزی تمام فلزات گرانبهای استخراج شده در کشور را ظرف پنج سال برای ذخایر خود خریداری کند، دیگر نیازی به دلار و سایر ارزهای کاغذی در ذخایر رسمی کشور وجود نخواهد داشت. این، یک گام جدی در جهت تقویت حاکمیت ملی روسیه خواهد بود.

با این وجود، در سال پس از سال رکورد ٢٠١٨، خرید خالص طلا بسیار کمتر از سال قبل از آن بود: ١۵٧ و ٩۵ صدم تن. و در پایان سال ٢٠٢٠، خالص خرید این فلز گرانبها تنها ٢٧ و ٢٨ صدم تن بوده است. در مقایسه با سال ٢٠١٨ خریدها به نحوی کاهش یافتند. چرا؟

در ماه مارس سال ٢٠٢٠ بانک روسیه اعلام کرد، که از اول ماه آوریل خرید این فلز گرانبها برای ذخایر بین‌المللی را متوقف می‌کند. و واقعاً هم، بانک روسیه معاملات با طلا را به طور تقریباً کامل متوقف کرد. حتی بخش کوچکی (چند تن) از ذخیرۀ فلزات گرانبهای خود را برای ضرب سکه‌های سرمایه‌گذاری طلا فروخت. پس از آن، البته، به همان میزان طلا خرید و ذخیرۀ طلای خود را در سطح اول آوریل ٢٠٢٠ منجمد کرد. این تصمیم بانک روسیه منجر به این شد که شرکت‌های فعال در عرصۀ استخراج طلا در روسیه، محصولات خود را به بازارهای خارجی ارسال کنند. بنا به نتایج سال ٢٠٢٠، ٣٢٠ تن فلز گرانبها، که ١٠٠ درصد آن در روسیه تولید می‌شود، از کشور صادر شد (از جمله، محصول استخراجی از معدن و تولید از ضایعات طلا). سهم شیر طلا به لندن ارسال گردید. سرنوشت بعدی طلای روسیه معلوم نیست.

خروج طلا از روسیه در سال ٢٠٢١ ادامه یافت. بر اساس آخرین آمار ادارۀ گمرک فدرال، در فاصلۀ ماه ژانویه تا ماه اکتبر ٢۴٠ و نیم تن طلا، به سخن روشن‌تر، تقریبا ١٠٠ درصد فلز استخراج شده از معادن روسیه در این مدت از کشور خارج شد. این مقدار باز هم به جزایر مه‌آلود آلبیون ارسال گردید. در ماه اکتبر ٣٠ و ٣ دهم تن یا ٩٢ درصد طلای روسیه به ارزش یک میلیارد و ٧٠٠ میلیون دلار به انگلستان صادر گردید.

لازم به ذکر است، که از زمان توقف خرید طلا به عنوان بخشی از ذخایر بین‌المللی فدراسیون روسیه، ارزش کل این ذخایر تا ١٧ دسامبر سال ٢٠٢١ از ۵۶۴ میلیارد و ۴٠٠ میلیون دلار به ۶٢۶ میلیارد و ٣٠٠ میلیون دلار افزایش یافته است (طبق آخرین داده‌ها). یعنی افزایش ۶١ میلیارد و ٩٠٠ میلیون دلاری، صرفاً با انباشت ارزهای کاغذی تأمین شد. بر این اساس، سهم طلا در ذخایر کاهش می‌یابد و امروز در محدودۀ ٢٠-٢١ درصد در نوسان است.

در ٢١ دسامبر، مجلس قانون‌گذاری فدراسیون روسیه (دوما) درخواستی به بانک مرکزی و دولت ارسال کرد. طی این درخواست سؤالاتی مبنی بر این مطرح نموده، که چرا تمام طلای استخراج شده در کشور به خارج از مرزهای آن صادر می‌شود و چرا بانک روسیه انباشت طلا به عنوان بخشی از ذخایر بین‌المللی فدراسیون روسیه را متوقف کرده است.

والنتین کاتاسانوف (Valentin Katasonov)

پروفسور، دکتر علوم اقتصادی، مدیر مرکز مطالعات اقتصادی «شاراپوف» روسیه،

مشاور اقتصادی اسبق دبیر کل سازمان ملل متحد، پژوهشگر مسائل پشت صحنه

منبع:

https://www.sovross.ru/articles/2214/55170

ا. م. شیری

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت:

به باور مترجم، اهمیت مقاله حاضر در این است که چین و برخی کشورهای دیگر با افزایش ذخیره طلای خود، سعی می‌کنند وابستگی اقتصاد کشور به ارز‌های خارجی، بخصوص، به دلارهای کاغذی را به تدریج کاهش دهند. برای اینکه احتمال داده می‌شود، دلارهای بی‌پشتوانه در آینده نه چندان دور، ارزش خود را بطور ناگهانی از دست خواهد داد. زیرا، خود اربابان پول در ایالات متحدۀ آمریکا در این امر ذینفع هستند. چرا که تمام دلارهای خارج از خاک آمریکا بدهی خارجی دولت آمریکا محسوب می‌شود و با سقوط جهانی ارزش دلار، بدهی‌های خارجی این کشور بنوعی لغو می‌گردد. در این حالت، ذخایر ارزی کشورهای مختلف بی‌ارزش و اقتصادشان بکلی ورشکست می‌شود.

١۵ بهمن- دلو ١۴٠٠




گردهمایی معلمان در سراسر ایران در میان موج بازداشت ها و تهدیدها

اخبار روز

تجمع فرهنگیان در تبریز – ۱۱ بهمن ۱۴۰۰

امروز دوشنبه ۱۱ بهمن ماه با فراخوان از پیش اعلام شده معلمان کشور در اغلب شهرهای کشور تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.

محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان در ساعات اولیه برگزاری تجمعات گفت با وجود بازداشت معلمان و فشارها و تهدیدها، معلمان در سراسر کشور روز دوشنبه برای سومین روز در اعتراض به «عدم اجرای همسان‌سازی بازنشستگان، عدم اجرای رتبه‌بندی معلمان، بازداشت معلمان و پرونده‌سازی علیه فعالان صنفی» به تجمع خود ادامه می‌دهند.

به گزارش شورای هماهنگی سطح بازداشت ها و برخوردهای امنیتی با تجمعات امروز چشمگیر بود. تعدادی از معلمان در شهرهای مختلف بازداشت شده اند. از جمله جبار دوستی از اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان – مریوان بازداشت شد. صبح امروز نیروهای امنیتی این فعال صنفی معلمان را قبل از شروع تجمع دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل کرده‌اند. همچنین امروز صبح محمدعلی زحمتکش بازرس انجمن صنفی فرهنگیان استان فارس و قهرمان حاتمی توسط نیروهای امنیتی در این استان بازداشت شد.

بر اساس این گزارش سه معلم معترض در تجمع تهران نیز بازداشت شده اند. احمد حیدری یکی از معلمان شرکت کننده در تجمع امروز معلمان در تهران و همراه با ایشان دو معلم دیگر با نامهای احمدی و داودی نیز بوسیله نیروهای لباس شخصی بازداشت شده اند. احمد حیدری در تجمع امروز در مقابل مجلس سخنرانی کرده بود.

همچنین امروز صبح شعبه چهارم دادگاه انقلاب کرج حکم چهار سال و شش ماه حبس تعزیری را به جعفر ابراهیمی، بازرس شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ابلاغ نمود.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکوم نمودن احکام ناعادلانه خواهان تبرئه تمام فرهنگیان از اتهامات واهی شده و اعلام کرده است این احکام ظالمانه مانع توقف جنبش معلمان نخواهد شد.

شورای هماهنگی همچنین اقدام غیرقانونی بازداشت معلمان معترض را محکوم نموده و خواهان آزادی بی‌قید و شرط تمام معلمان دربند و توقف پرونده‌سازی علیه معلمان شده است.

بر اساس ویدئو های منتشر شده در شبکه های اجتماعی حمایت اولیای دانش‌آموزان از تجمع معلمان چشمگیر بود و در برخی از این تجمعات با سخنرانی های خود از اعتراضات معلمان فرزندان خود حمایت کرده اند.

در این تجمعات شعار هایی از جمله «با اهل قلم هر که در افتاد، ور افتاد»؛ «معلم زندانی آزاد باید گردد»؛ «فقط کف خیابون به دست میاد حقومون»؛ «این همه بی عدالتی، هرگز ندیده ملتی»؛ «وعده زیاد شنیدیم عدالتی ندیدیم» داده شده است.

این تجمعات در اغلب شهرهای کشور از جمله در یزد, تبریز, همدان, ایلام, شیراز, اقلید, نوشهر, البرز, مریوان, خرمشهر, ارومیه, شاهین شهر, سقز, فسا, کرمانشاه, اراک, جوانرود, خرم آباد, نوشهر, نورآباد ممسنی, اصفهان, سمیرم, دلفان, ساری, بجنورد, رومشگان, اشتهارد, بروجرد, اهواز, رامهرمز, بهبهان, دشتستان, آمل, شهررضا, چادگان, شوشتر, ارسنجان, آبدانان, زنجان, پلدختر, بهشهر, شوش, داراب, رشت, قم, شوشتر, ایذه, کازرون, الیگودرز, شهرکرد, شهرضا, یاسوج, سی سخت و… برگزار شد.

اسامی معلمان بازداشت شده در دور جدید تحصن و تجمع معلمان از ۹بهمن تا ۱۱ بهمن:

۱. کاک شعبان محمدی در مریوان
۲. کاک جبار دوستی در مریوان
۳. محمدعلی زحمتکش در شیراز
۳.اصغر امیرزادگان در شیراز
۴.قهرمان حاتمی در شیراز
۵.احمد حیدری در تهران
۶.داوودی در تهران
۷.احمدی در تهران https://www.youtube.com/embed/xGu3QiJbHAM?feature=oembed تجمع معلمان در شیراز – ۱۱ بهمن ۴۰۰ https://www.youtube.com/embed/DycKsvmQn78?feature=oembed تجمع معلمان در کرمانشاه – ۱۱ بهمن ۴۰۰

خبرهای لحظه به لحظه ی تجمع های امروز را در کانال تلگرامی شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان بخوانید:

https://t.me/kashowra




تهدید کارگران به جرم عضویت و فعالیت سندیکایی

تهدید کارگران و ایجاد جو رعب و وحشت برای جلوگیری از عضویت و فعالیت در سندیکا محکوم است
از ابتدای تشکیل سندیکا کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، حاکمان و سرکرده های سرمایه داران دست به تهدید، دستگیری، امنیتی شمردن عضویت در سندیکاها و جلوگیری از شرکت اعضا در اعتراضات را در دستور کار خود گذاشتند. سالها زندانی بی اساس و تهمتهای ناروا را به فعالین و اعضای سندیکاها تحمیل کردند.
در طول این سالها حاکمان، کارفرمایان و صاحبان سرمایه سعی کردند که در کار سندیکاهای مستقل اخلال ایجاد کنند، از انواع شگردها استفاده کردند تا فعالیتهای سندیکاها را متوقف کنند، فعالین و اعضای سندیکاها را تحت فشار قرار دادند تا سندیکا را ترک کنند و سندیکا را به تعطیلی بکشانند.
اما هیچگاه موفق نشدند از اعتصابات، فعالیتها، اعتراضات سندیکاها و دفاع از حقوق کارگران و اعضایشان را سد کرده و سیاستهای ضدکارگری خود موفق شوند.
برطبق اخبار منتشر شده از طرف سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه طی روز پنجم و ششم بهمن، بیش از ده تن از اعضای سندیکا، با توجه باینکه از سوی شعبه دوم دادسرای امنیت اوین، به پلیس امنیت احضار شده بودند، به پلیس امنیت مراجعه کردند. بازجویان پلیس امنیت با فشار و تهدید اصرار داشته: دست از فعالیت‌های سندیکایی بردارند، در اعتراضات مشارکت ننمایند و با چند تن از اعضای پیشرو شناخته شده سندیکای کارگران شرکت واحد ارتباط نداشته باشند. در ادامه تعداد دیگری از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد احضاریه از شعبه دو دادسرای امنیت دریافت کرده اند که باید به پلیس امنیت مراجعه کنند.
سندیکای کارگران هفت تپه محکوم کردن تهدیدها، فشارها و امنیتی کردن فعالیت سندیکایی و تحت فشار قرار دادن اعضا و فعالان سندیکای واحد را شدیدا محکوم میکند. ما در کنار اعضا و فعالین سندیکای واحد هستیم و با تمام توان از حقوق کارگران و فعالیت آزاد و مستقل تشکلهای کارگری دفاع میکنیم .

زنده باد مبارزات تشکل های مستقل کارگری

کارگران به تشکل های مستقل خود بپیوندید

دوشنبه ۱۱/بهمن/۱۴۰۰

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه