هشتمین روز اعتصاب کارگران لاستیک پارس ساوه; تجمع کارکنان پتروشیمی ماهشهر
روز گذشته و امروز دوشنبه ۱۱ اسفندماه، شماری از کارگران لاستیک پارس ساوه در محوطه مجتمع و جمعی از کارکنان مدت موقت سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر در مقابل دفتر مدیریت این سازمان، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.
هشتمین روز اعتصاب کارگران لاستیک پارس ساوه
امروز دوشنبه ۱۱ اسفند ۹۹، جمعی از کارگران لاستیک پارس ساوه، در اعتراض به وجود مشکلات در صندوق پس انداز و استرداد پول های اندوخته شده کارگران و عدم واریز عیدی، در محوطه مجتمع، تجمع اعتراضی برگزار کردند.
بر اساس گزارش ایلنا، کارگران با بیان اینکه خواسته اصلی ما، حل مشکل صندوق پسانداز و استرداد پولهایی است که در سالهای گذشته در آن اندوخته کردهایم گفتند: از سال نود و هفت که مجتمع به بخش خصوصی واگذار شد، دیگر ریالی وام به کارکنان ندادند؛ ما خواستار این هستیم که صندوق کاملاً برچیده شده و پولهای کارگران به اضافه سهم پنج درصدی که هر ماه کارفرما قبلاً برای هر کارگر واریز کرده، بازگردانده شود.
این کارگر تاکید میکند: کارفرما حاضر به پذیرش خواستههای کارگران نیست و مسئولیتی در قبال دیون شرکت قبل از واگذاری برعهده نمیگیرد.
کارگران لاستیک پارس با اشاره به اینکه امروز هشتمین روز که این کارگران دست از کار کشیده و در محوطه مجتمع تجمع اعتراضی ترتیب میدهند افزود: حتی عیدیها را به حساب کارگران واریز نکردهاند! پیشتر قول داده بودند که عیدیها واریز میشود اما هنوز به این وعده وفا نکردهاند؛ به نظر میرسد هیچ توجهی به مطالبات کارگران ندارند.
تجمع کارکنان مدت موقت سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر
به گزارش نفت ما، روز گذشته ۱۰ اسفند ۹۹، جمعی از کارکنان مدت موقت سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، در اعتراض به عدم اجرای قانون طبقه بندی مشاغل، در مقابل دفتر مدیریت این سازمان، تجمع اعتراضی برگزار کردند.
بر اساس این گزارش، کارکنان مدت موقت سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر خواستار اجرای حکم قانونی وزارت کار در طبقه بندی مشاغل هستند.این طبقه بندی می بایست از سال ۱۳۹۰ به اجرا در می آمد که علیرغم وعده های تبلیغاتی دولت های مختلف وزارت نفت تا کنون مانع اجرای آن شده است. این کارکنان از طریق مبادی قانونی دریافت حکم ماده ۵۰ قانون کار شده و این حکم به سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ابلاغ شده است اما از اجرای آن سر باز میزند.
کارکنان مدت موقت سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی در بین ۳۰۰۰۰ شاغل این منطقه بدترین وضع معیشتی را دارند.
حزب تودۀ ایران سرکوب خشن و خونین محرومان شهرستان سراوان در سیستان و بلوچستان را شدیداً محکوم می کند
بر اساس آخرین گزارش های منتشر شده در رسانه های عمومی و شبکه های اجتماعی اعتراض های مردمی بر ضد سرکوب خونین سوخت بران توسط سپاه پاسداران همچنان ادامه دارد. به گزارش کمپین فعالین بلوچ، روز ۴ اسفند ماه ۹۹، سپاه پاسداران با تیراندازی مستقیم به سمت سوخت بران بلوچ در نقطه صفر مرزی «آسکان» شهرستان سراوان باعث کشته و زخمی شدن حداقل ۱۵ تن شده است. سوخت بری در سیستان و بلوچستان یکی از اصلیترین منابع درآمد مردم محروم استان است. دولت ایران چندی پیش طرحی به نام “رزاق” را تصویب کرده که بنابر آن قرار است جایگاههای سوخت رسانی در طول مرز زده شود و فروش سوخت توسط ساکنانی که تا شعاع ۲۰ کیلومتری مرز زندگی می کنند، قانونی شود. به گفته فعالان بلوچ این طرح یکی از زمینههای نارضایتیهای اخیر بوده و در نتیجه آن ممکن است جمعیت زیادی از شهروندان در استان سیستان و بلوچستان منبع درآمد خود را از دست بدهند. چرا که بسیاری از کسانی که به سوختبری در استان سیستان و بلوچستان مشغول هستند محل زندگیشان بیش از ۲۰ کیلومتر با مرز فاصله دارد. آغاز موج اعتراض ها همزمان بوده است با عملیات سپاه پاسداران رژیم و بستن و حفر چاله های بزرگ در نقاط صفر مرزی و جلوگیری از تردد سوخت بران بلوچ. این عملیلات پاسداران رژیم با مخالفت و اعتراض شماری از سوخت بران رو به رو شد که با حضور در مقابل پایگاه سپاه خواستار بازگشایی مرز و اجازه تردد به سوخت بران شدند . نیروهای سرکوب گر رژیم بحای بررسی اعتراض های به حق سوخت بران محروم به روی آنان آتش گشودند که به کشته و زخمی شدن گروهی از سوخت بران معترض منجر شد. در پی این جنایت مزدوران رژیم، گروه کثیری از مردم معترض سراوان به عنوان اعتراض در مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع کردند و سپس با ورود به فرمانداری با ماموران انتظامی رژیم درگیر شدند. بر اساس خبرگزاری هرانا در جریان این درگیری شماری از شهروندان زخمی شدند. معاون امنیتی انتظامی استاندار سیستان و بلوچستان در واکنش به اعتراضات مردم در سراوان گفت که “با حمله افراد به پاسگاه مرزی و سوءاستفاده برخی سودجویان سوختبر با آتش زدن یک دستگاه موتورسیکلت، اقدام به سنگپرانی بهسمت پاسگاه میکنند. بعد از این ماجرا با معتمدان محلی صحبت کردیم و موضوع تحت کنترل در آمد اما امروز باز عدهای در فضای مجازی مردم را برای تجمع تحریک میکردند که باز عدهای بهسمت فرمانداری حمله کردند و با شکستن شیشههای فرمانداری متفرق شدند.” عملکرد جنایتکارانه پاسداران رژیم ولایت فقیه در شهرستان سراوان، و همچنین موج اعدام های زندانیان سیاسی و دگراندیشان در سیستان و بلوچستان در ماه های اخیر نشانۀ های دیگری از ماهیت عمیقاً ضدمردمی، ظالم و استبدادی رژیمی است که با سیاست های مخرب خود ده ها میلیون ایرانی را به زیر خط فقر و محرومیت رانده است و هیچ مخالفتی را بر نمی تابد. حزب تودۀ ایران بار دیگر اقدام های سرکوبگرانه و ضد انسانی سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی رژیم را بشدت محکوم می کند و از همه نیروهای آزادی خواه و انسان دوست ایران و جهان می خواهد تا صدای اعترض خود را علیه این جنایات بلند کنند.
حزب تودۀ ایران ۶ اسفندماه
توهم خط قرمز مبارزه صنفی – سیاسی
نویدنو06/12/1399
در واقع خط قرمز ولایت مطلقه، به خط قرمز فعالان کارگری و بازنشستگی تبدیل شده است. از این رو خود داری آن ها را از عدم پرداختن به علت اصلی را تنها به این گونه می توان توجیه کرد. حتی آن فعالینی که در کارنامه گذشته خود بار سنگین سوسیالیسم را به دوش می کشیدند، نام بردن از سرمایه داری را به عنوان بانی نا به هنجاری این ساختمان اقتصادی جامعه را در گفتمان خود جاری نمی کنند و در آن سوی خط قرمز، در کنار ولایت مطلقه، می ایستند.
ناصر آغاجری
برخی در جامعه کارگران و حقوق بگیران و کلیه زحمت کشان شهر و روستا در حالی که در زیر پایهها و بنیاد یک ساختمان اقتصادی کمر خم کرده اند نمی دانند این بار سنگین که روزبه روز سنگین تر زندگی و لقمه ی نان شان را به چالش گرفته است و هستی انسانی شان را با تحقیر در هم می کوبد از کدامین واقعیت ویران گری سرچشمه گرفته است. از این رو تیشه خشم شان را به ریشه خود می زنند. یا بزعم اندیشمندان باورمند به دانش اجتماعی از “خود بیگانه” اند. این در حالی است که حقیقت سیر تحولات اجتماعی بیانگر این واقعیت است که بدون کار این زحمتکشان نعمات مادی تولید نمی شود. از سوی دیگر نیروهایی در جامعه اختناق زده ی ما مدعی فعال کارگری هستند و تشکل های دو یا سه نفری در فضای مجازی ایجاد می کنند با نامی بزرگ تر از واقعیت شان و با تلاش در دنیای مجازی، قصد هدایت این طبقه رنجبر را در سر می پرورانند. هدفی با ارزش ولی در صورتی که به گونه منطقی – علمی بدان پرداخته شود و درکی از نبرد طبقاتی داشته باشند. ولی فاجعه از آن واقعیتی آغاز میشود که این روشنفکران از ریشه یابی علت بحران اجتماعی کنونی سر باز میزنند ویا، آن ها هم در گنداب از خود بیگانگی گرفتارند و خود از آن بی خبرند. در تلگرام می بینیم که انواع تشکل ها با نام کارگران یا باز نشستگان قلم می زنند و دردها را یکی یکی می شمارند و در میان انبوه معلول ها پرسه می زنند، بدون آن که بتوانند به علت اصلی بپردازند. شاید، به علت ناتوانی در درک شناخت منطقی پدیده های اجتماعی و برخی هم با قصد پنهان کردن واقعیت علت عمده واصلی، زیرا با منافع طبقاتی شان در تضاد است و شاید برخی هم، به دلیل پیچیدگی گمراه کننده ی این پدیده های اقتصادی – اجتماعی سردرگم می شوند، از این رو بیشتر به جزییاتی می پردازند و متاسفانه نمی دانند که معلول ها هم خود می توانند، به علت یک معلول دیگری بدل گردند. بدین صورت آنها در میان خیل بی پایان علتهای غیر اصلی وا می مانند، در حالی که هیچ کدام علت اصلی نیستند. شناخت واقعیت دشوار نیست اگر توهم خرده سرمایه داری خط قرمز سیاسی – صنفی را در هم بریزیم و ارتباط و تاثیر متقابل این پدیده ها را در کند و کاو منطقی خود بگنجانیم.
در تظاهرات پیش از 26 بهمن ماه 99 در جلوی تامین اجتماعی و وزارت کار در میان پلاکارت ها تنها یک شعار نوشته شده با (دست نوشته ی کوچکی) خصوصی سازی را نفی کرده بود که امضاء سندیکای بازنشستگان بافنده سوزنی را داشت ( که وجود واقعی این سندیکا امروزه با تعطیلی کارخانه ها در کدامین کارخانه عینیت دارد مورد سوال است) و به وسیله یک بازنشسته ی سندیکالیست در میان جمعیت بر بالای سربازنشستگان خود را به نمایش می گذاشت و بدین گونه، بخشی از علت اصلی را فریاد می زد. شعاری با ارزش و آگاهانه ای که بیان گر نیروهایی با شناخت منطقی در میان باز نشستگان بود. در تظاهرات 26 بهمن جلوی مجلس یک بازنشسته تامین اجتماعی در باره نفی تعدیل ساختاری گفتگو کرد ولی باز تاب آن در میان فعالان بازنشستگان و کارگری، ندیده گرفتن، این بیان علت اصلی بحران ها بود. در همه اطلاعیه های پس از تظاهرات که در فضای مجازی منتشر شد، همه از دردها و جزییاتی سخن می گفتند که هر انسان بی خبری هم از آن اطلاع داشت ولی هیچ کدام به ریشه یابی علت این همه نا به هنجاری اقتصادی – اجتماعی نمی پرداخت واز علت اصلی حرفی به میان نمی آورد!! شاید چون، سایه یا ولی الهی که حق وتوی جامعه ی واپس گرای ما را در اختیار دارد، گفتگو کردن از آن را، با تاکید بر کاربردی کردن مناسبات اقتصادی نولیبرالی پیشنهادی صندوق بین المللی پول (نهاد مالی امپریالیستی)، به عنوان تنها راه اقتصادی که می باید عملی گردد،همه را حتی فعالان کارگری در ظاهر مستقل را، به دلیل گریز از “سیاسی” شدن عمل کردهای شان وادار به عقب نشینی و سکوت در این مورد کرده است. در واقع خط قرمز ولایت مطلقه، به خط قرمز فعالان کارگری و بازنشستگی تبدیل شده است. از این رو خود داری آن ها را از عدم پرداختن به علت اصلی را تنها به این گونه می توان توجیه کرد. حتی آن فعالینی که در کارنامه گذشته خود بار سنگین سوسیالیسم را به دوش می کشیدند، نام بردن از سرمایه داری را به عنوان بانی نا به هنجاری این ساختمان اقتصادی جامعه را در گفتمان خود جاری نمی کنند و در آن سوی خط قرمز، در کنار ولایت مطلقه، می ایستند. در حالی که امروزه در جهان بدون استثنای تنها چند کشور انگشت شمارمانند کوبا، چین، ویتنام ، کره شمالی و شاید آنگولا که ساختار تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را با همه توان پیگیری نمی کنند. دیگر کشورها با این مناسبات هستی جامعه اشان و جهان را به چالش گرفته اند. بازتاب این انتخاب، بحران اقتصادی و اجتماعی است که جامعه جهانی را از سال 2008 میلادی تا کنون در خود فرو برده است.
پیامد جهانی این مناسبات نولیبرالی علاوه برجنگ های منطقه ای ویران گر که قرار بود با کاربردی کردن سرمایه داری مالی پس از شکست جبهه کاردیگر وجود نداشته باشند و فاصله طبقاتی که در ظاهر می باید کوچکتر میگردید. ولی میبینیم که پس چند دهه کوتاه، این گفتمان مانند تبلیغات انتخاباتی سرمایه داری جهانی بدون درون مایه ای واقعی است و خلاف آن جای گزین آن همه دروغ های ماکیاولیستی گردیده است. با همه گیری یک بیماری مسری (کرونا) و جایگزینی “نظم خود انگیخته بازار” به جای دولت رفاه، درون مایه و سرشت ضد انسانی این مناسبات آشکارتر همه کشورهای نولیبرالی را به جز آن چند کشور نام برده شده را در بحران مرگباری فرو برده است و تلفات انسانی بالایی به آن ها تحمیل کرده است. این واقعیت عینی که روزانه در رسانه های سرمایه داری بیان می گردد، هیچ کدام از فعالان چپ “مدرن” یا “نو” در ایران و آن سوی آب را به خود نیاورده است و هم چنان آگاهانه از نقد این مناسبات واسطه گری خودداری می کنند و خود را در پشت نقد از معلول ها پنهان کرده اند. یکی از این تشکل های مجازیِ که مدعی رهبری بازنشستگان است، از یکی از ایدئولوگ های چپ فوق “مدرن” که با ترجمه های متعدد از مارکس برای خود اعتباری خریده و در پناه این اعتبار دروغین نگرش ضد چپِ علمی را تبلیغ می کند، در متنی که یکی از این تشکل های مجازی بازنشستگان منتشر کرده است مطرح کرده است:
” نکته خطرناک تر در این روزمرگی دور باطل خشونت- دوباره عاملیت خودمان را به کلی نفی می کنیم و در اندوه، افسردگی و بی عملی می غلتیم. نقد خشونت مقابله با خشونت است به هر طریق ممکن . . . نه پناه بردن به جنون نمایش دادن احساسات انسانی مان.”
هنر بزرگ روشنفکران خرده سرمایه داری پیچاندن واژه ها برای نگفتن واقعیت ها است، آن هم با کلی گویی مبهم و متضاد. با کلی گویی نمی توان راهنمای خلقِ در هم کوبیده و آماده ی خیزش شد. این متفکر خرده سرمایه داری از سویی “عاملیت خودمان” را مطرح می کند بدون حتی شرحی کوتاه درباره ی کدامین عاملیتی که نفی کرده ایم؟! و سپس از مقابله ” به هر طریقی” گفتگو می کند، ولی باز مرزها و محدوده های این مقابله را مشخص نمیکنند تا سر درگمی هم چنان تداوم یابد و دور باطل حاکمیت های سلطنتی – دینی بدون تغییری تکرار گردد. وتوضیح نمی دهند آن “جنون احساسات انسانی ” منظور حمله لباس شخصی ها برای تبدیل کردن تظاهرات آرام معترضان به درگیری خیابانی است یا . . .
برخی دیگر در مقالاتی که مرتب می نویسند، با به کار بردن واژه پیمانکاران یا کارفرمایان آن ها را متهم می کنند، ولی از ذکر نام سرمایه دار یا سرمایه داری خود داری می کنند وآن چنان صغرا کبرایی می چینند تا خواننده به کژراهه کشیده شود. دیگری فریاد می زند:
به زعم مردمان کوچه و بازار ” طرف را به ده راه نمی دادند سراغ خانه کدخدا را می گرفت” حاکمیت با طرح ها و لایحه ها در حال نفی قانون اساسی و قانون کار است و این جماعت، به اصطلاح فعال صنفی – کارگری یا بازنشستگان از مزدهای “مصوب” حرف می زنند!!! و آن را معیار قضاوت خود قرار می دهند. فعال دیگری که می خواهد خود را مترجم یک کتاب اقتصادی جا بزند و بدین گونه اعتبار بیشتری به مطالب کپی کرده ی خود ایجاد کند،اعلام می کند:
” . . . در کتاب خود تعادل گم شده سعادت که کاپیتالیسم مسئول مستقیم آن است سخن رانده و خواستار آغازی جدید در روابط و ضوابط اقتصادی موجود شده است” در ادامه ” بنیانگذاران مجمع جهانی اقتصاد از رهبران تجارت جهانی درخواست کرده است که سرمایه داری را پایدار کنند. . . . ” شواب شرکت های جهانی را ترغیب می کند، که برای نجات سرمایه داری نیاز روز افزون نسبت به ” بازنشانی بزرگ” برای ایجاد سرمایه داری را پایدار کنند.” بریده هایی کوتاه از یک کتاب اقتصادی که بدین گونه نمی توان در باره ی سرشت آن قضاوتی کرد. ولی روشن است که فعال بازنشستگان این متن، جز مناسبات سرمایه داری مناسبات دیگری را باور ندارد و بدین گونه اصل 44 قانون اساسی اوایل انقلاب را، مانند دولتهای نولیبرال پس از جنگ وارونه می بیند و می پندارد. و شاید، از درون مایه نظرات خود بی خبر است.
فعال دیگری از: ” رنج دولتی بودن سازمان تامین اجتماعی می نالد” آن هم در حاکمیت نولیبرالی، گویی این جماعت در ایران و سه دهه در میان مناسبات تعدیل ساختاری زندگی نمی کنند. مناسباتی که در این 16 ساله آخر با شوک درمانی قدرت خرید زحمت کشان را آن میزان کاهش داده است که از سفره اشان، نان هم پر گرفته است و در سطل آشغال ها نان را می جویند.
فعال دیگری :
” دولت نباید امسال مجددا در چیدمان بند ( و) دست ببرد.ضمن این که نمایندگان مجلس متن این بند را شفاف سازی کنند.”
از دولتی که با به کاربستن تعدیل ساختاری خود را موظف به کوچک شدن و مقررات زدایی می داند. از او می خواهند قانون مصوب را کاربردی کند؟!!!! یا مجلس استصوابی باورمند به تعدیل ساختاری و خصوصی سازی، شفاف سازی کند! آن هم دولتی که به دلیل کاربردی کردن تعدیل ساختاری سه وزارت خانه را در اختیار یک فرد از آقا زاده های ” ژن برتر” بازاری قرار میدهد تا کاری برای هیچ کدام از وزارت خانه ها انجام ندهد و پای ش را بر گلوی کارگران و بازنشستگان بیشتر بفشارد.
یا دیگری، پیشنهاد می دهد:
” کارگران و بازنشستگان در مدیریت تامین اجتماعی حق رای و نظارت داشته باشند”
در حالی که برنامه های دراز مدت دولتهای نولیبرال پس از جنگ، بدون استثناء حذف کامل قانون کار و اساسی است وگام به گام در این راه تلاش می کنند و هر روز برنامه تازه ای برای ارزان کردن مزد تدارک می بیند چنین انتظاری را، چه باید نام داد؟.
دیگرانی، خود را نخبه و فعال کارگری معرفی می کنند که به نام مبارزاتی صنفی حتی در جمع محفل روشنفکری خود، آن هم در پشت دیوارهای خانه ها، اجازه گفتگویی از واژه های سیاسی را منع کرده اند و رو در رویی مسالمت آمیز با حاکمیتی که همه ی قوانین را نفی می کند، ممنوع کرده اند. براساس این شیوه پیشنهادی برای مبارزه، باید فقط تسلیم شرایط سرکوب شد، یا در نهایت به نقد جزیی ترین معلول ها پرداخت آن هم در صورتی که بویی از سیاست در نقد وجود نداشته باشد. رهنمود واپس گرایی که آن نیز، غیر ممکن است. پدیده های اقتصادی چنان در پدیده های سیاسی درهم آمیخته اند که تفکیک آنها ازهم غیر ممکن است مگر این که قصد داشته باشیم، سر خود را هم کلاه بگذاریم. در این روندِ پرهیز از مبارزه سیاسی، گفتمانِ این صنفی کاران به گونه ای است که به جای نام بردن از سرمایه دار و سرمایه داری تنها گفته شود: کار فرمایان، پیمانکاران و ” کار آفرینان” و مسئولیت قانونی دولت ها را در زمینه اجرای اصول قانون اساسی و قانون کار را دور می زنند و از نگاه زحمت کشان پنهان میکنند. بدین گونه مرز و خط قرمز سیاسی و صنفی را مشخص می کنند. البته این روند در عمل کرد اجتماعی خود و در درون مایه مقالات شان عملی می شود. ولی در گفتمان های محفلی، یک لیدر فراتر از لنین می شوند.
زندگی زحمت کشان را پدیده های اقتصادی به چالش گرفته است، از این رو مخالفت با این پدیده های برآیند ساختمان اقتصادی جامعه، گریز ناپذیر است و این مخالفت بدون استثنا درون مایه ای سیاسی دارد، زیرا مخالفت با نظام مجری این ساختار اقتصادی طبقاتی و از نظر اجتماعی مطلقه، گریز ناپذیر است. چنین مناسباتی جایی در دنیای پیشرفته کنونی نمی تواند داشته باشد و زوال آن اجتناب ناپذیر است. دوری از مبارزه سیاسی در واقع تولید کنندگان نعمات مادی را به سوی دراز کردن دست گدایی برای به دست آوردن آن ارزشی می کند، که خود، تولید و خلق کرده اند. فعالیت این گروه از فعالین به اصطلاح کارگری و بازنشستگی شعار های رادیکال پیش از کرونا را به شدت تعدیل کرده است و در نهایت تشکل ها را به سوی سازش طبقاتی با هار ترین سرمایه داری غیر صنعتی و واسطه گری می کشاند. در این شرایط بدنه بازنشستگان تامین اجتماعی ، کشوری و لشکری می باید با اتحاد نفی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی و آزادی ایجاد تشکل های مستقل و آزادی اندیشه و انتخاباتی غیر استصوابی را خواهان باشند و برای برگرداندن سرمایه های حراج شده ی شستا در دوران پوپولیستی دولت پیشین و این دولت مبارزه کنند.
ناصر آقاجری
2 اسفند
لیلا حسین زاده به ۵ سال زندان محکوم شد
لیلا حسین زاده، فعال صنفی دانشجوی و زندانی سیاسی سابق توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت در فضای مجازی محکوم شد. این پرونده به بهانه شرکت در مراسم تولد محمد شریفی مقدم، درویش گنابادی زندانی مقابل دانشگاه صنعتی شریف برای خانم حسین زاده گشوده شده است.
به گزارش هرانا، بر اساس این حکم که توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد صادر و اخیرا به وکیل مدافع وی ابلاغ شده است، لیلا حسین زاده از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت در فضای مجازی محکوم شده است.
شرکت در مراسم تولد محمد شریفی مقدم، درویش گنابادی زندان مقایل دانشگاه صنعتی شریف و سر دادن سرود “خون ارغوانها” از مصادیق اتهام این زندانی سیاسی سابق عنوان شده است.
خانم حسین زاده در شهریورماه ۹۸ برای این پرونده در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین به ریاست قاضی نصیرپور مورد تفهیم اتهام قرار گرفته بود.
لیلا حسینزاده از دانشجویان دانشگاه تهران که در زمینه مطالبات صنفی دانشجویان فعالیت دارد به همراه تعداد دیگری از دانشجویان در جریان اعتراضات دیماه ۹۶ بازداشت و پس از ۱۶ روز در تاریخ ۲۸ دی ماه ۹۶ با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.
خانم حسین زاده در تاریخ ۱۶ اسفندماه ۹۶، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ماشاالله احمدزاده از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ۱ سال حبس تعزیری و به عنوان مجازات تکمیلی ۲ سال “ممنوعیت خروج از کشور” محکوم شد. این حکم در تاریخ ۳ تیرماه ۹۸ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به ۳۰ ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و همچنین مجازات تکمیلی ۲ سال ممنوعیت از خروج از کشور تقلیل یافت. به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، اشد مجازات، ۳۰ ماه حبس تعزیری قابل اجرا بود. خانم حسین زاده در تاریخ ۶ مردادماه ۹۸، توسط ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت و پس از ده روز نگهداری در یکی از خانه های امن اطلاعات سپاه جهت اجرای حکم ۲ سال و ۶ ماه حبس تعزیری خود به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
لیلا حسین زاده در تاریخ ۲۱ اسفندماه ۹۸ از بند زنان زندان اوین به مرخصی اعزام شده و نهایتا با اعمال بخشنامه اخیر قوه قضاییه و عدم تحمل کیفر آزاد شد.
اجرای حکم اعدام دستکم ۷ زندانی در زندان رجایی شهر کرج
سحرگاه امروز چهارشنبه ۲۹ بهمنماه، دستکم ۷ زندانی که پیشتر از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بودند، در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند. ۴ زندانی نیز با اخذ مهلت از اولیای دم از پای چوبه دار به بند بازگشتند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، از جمله زندانیان اعدام شده “زهرا اسماعیلی” است که روز گذشته جهت اجرای حکم از زندان قرچک ورامین به زندان رجایی شهر منتقل شده بود. خانم اسماعیلی، ۴۲ ساله و مادر دو فرزند بوده. او پیشتر از بابت اتهام قتل همسر خود بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.
امروز همزمان با زهرا اسماعیلی ۱۰ زندانی دیگر از بندهای مختلف زندان رجایی شهر جهت اجرای حکم به پای چوبه دار منتقل شدند که از این میان ۶ تن اعدام شدند و ۴ زندانی با کسب رضایت و یا اخذ مهلت از اولیای دم به بندهای خود بازگشتند. اتهام تمامی این زندانیان قتل عنوان شده است.
هویت زندانیان اعدام شده دیگر و زندانیانی که با کسب رضایت و یا اخذ مهلت از اولیای دم به بند بازگشته اعلام نشده است.
هرانا روز گذشته از انتقال این زندانیان جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی خبر داده بود.
سازمان حقوق بشر در ایران نیز، روز گذشته هویت دو تن از زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی جهت اجرای حکم اعدام را “موسی صداقت و محمد چزانی” احراز کرده بود. این شهروندان پیشتر از بابت اتهام “قتل” به اعدام محکوم شده بودند.
اعدام این زندانیان تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران و یا منابع رسمی اعلان نشده است.
بنابر گزارش نهادهای بینالمللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد.
بر اساس گزارش مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در دوره یکساله (اول ژانویه ۲۰۲۰ تا ۲۰ دسامبر ۲۰۲۰) دستکم ۲۳۶ شهروند اعدام شدند و ۹۵ تن دیگر به اعدام محکوم شدند. از جمله اعدام شدگان باید به اعدام ۲ کودک-مجرم اشاره کرد و همینطور به محل اجرای ۱ حکم اعدام که در ملا عام بوده است.
بنا بر همین گزارش بیش از ۷۲ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمیشوند که نهادهای حقوق بشری اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” میخوانند.
مبارزه ادامه دارد؛ تجمعِ سراسریِ بازنشستگانِ و مستمری بگیران تامین اجتماعی
نویدنو26/11/1399
تجمع سراسری بازنشستگان در عین حال انزوای فزایندهٔ تشکلهای زرد حکومتی را بیش از پیش آشکار ساخت. ادامهٔ مبارزهٔ زحمتکشان از جمله تجمعهای اعتراضی بازنشستگان در پیکار علیه برنامههای اقتصادی ـ اجتماعی ضد ملی و ضد کارگری رژیم ولایت فقیه و ارتقاء سطح سازماندهی در جنبش کارگری از اهمیت فوقالعاده برخوردار است.
گروه بزرگی از بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی با حضور گسترده در حرکت اعتراضی سراسری در شهرهای مختلف کشور مانند تهران، تبریز، کرج، سنندج، کرمانشاه، نیشابور، کرمان، اهواز، اراک، شیراز، اصفهان، یزد و دیگر شهرها تجمع کردند. علاوه بر برگزاریِ تجمعِ اعتراضی مقابلِ مجلس، در تهران بازنشستگانِ کارگری همچنین در مقابلِ سازمانِ برنامه و بودجه تجمعِ اعتراضی برگزار کردند. بازنشستگان خواستار دیدار با نوبخت، رئیسِ سازمان برنامه و بودجه بودند، اما بهرغمِ انتظارِ “بیش از یک ساعتِ” خود، نوبخت در تجمعِ اعتراضیِ بازنشستگان ظاهر نشد. در اصفهان نیز بازنشستگان فولاد در تجمع مستمری بگیران تامین اجتماعی حضور یافته و همدوش با آنها دست به اعتراض زدند. تجمع امروز یکشنبه ۲۶ بهمن ماه در مقایسه با تجمعهای اعتراضی چند ماه گذشته از نقطه نظر حضور زحمتکشان بازنشسته، شعارها و خواستههای آنان و نیز سطح همبستگی از برجستگی بیشتر برخوردار بود و نشانهای از سطح آمادگی زحمتکشان میهن ما در مبارزه برای تامین منافعشان است. مطالبههای بازنشستگان که در بیانیه پایانی تجمع ۲۶ بهمن ماه مورد تاکید قرار گرفته از جمله عبارتند از: افزایش و ترمیم عقب ماندگی حقوق بازنشستگان، اجرای همسان سازی واقعی و رفع تبعیض، پرداخت کامل بدهیهای دولت به تامین اجتماعی، ارائه خدمات درمانی رایگان و برخورداری از حق تشکلیابی مستقل. پیش از این تجمع سراسری، ارگانهای امنیتی با همدستی قوهٔ قضائیه ضمن اعمال فشار، احضار و تهدید تعدادی از فعالان سندیکایی کوشیده بودند فضای ارعاب ایجاد کرده و به زعم خود در ارادهٔ بازنشستگان برای برپائی تجمع سراسری خلل وارد آورند اما حرکت شجاعانهٔ امروز بازنشستگان این توطئه را عقیم گذاشت. تجمع سراسری بازنشستگان در عین حال انزوای فزایندهٔ تشکلهای زرد حکومتی را بیش از پیش آشکار ساخت. ادامهٔ مبارزهٔ زحمتکشان از جمله تجمعهای اعتراضی بازنشستگان در پیکار علیه برنامههای اقتصادی ـ اجتماعی ضد ملی و ضد کارگری رژیم ولایت فقیه و ارتقاء سطح سازماندهی در جنبش کارگری از اهمیت فوقالعاده برخوردار است. حزب تودهٔ ایران همچنان که بارها تاکید کرده است از مبارزهٔ طبقهٔ کارگر و زحمتکشان شاغل و بازنشسته قاطعانه حمایت کرده و میکند. تشدید مبارزه و ارتقاء سطح سازماندهی و همبستگی در این مقطع زمانی حساس اولویتهای انکار ناپذیر به شمار میآیند. حزب تودهٔ ایران ۲۶ بهمن ماه
جان زندانی عقیدتی, حامد قرهاوغلانی به خاطر بیماری در خطر است
عفو بین الملل:
حامد قرهاوغلانی، زندانی عقیدتی ۳۴ ساله که در زندان مرکزی ارومیه نگهداری میشود، برای یک نوع جدی بیماری صرع، نیاز فوری به مراقبت های پزشکی تخصصی دارد و بیماری او، چنانچه تحت درمان قرار گیرد، می تواند به تشنجهای خطرناک منجر شود. از زمان دستگیری وی در تاریخ ۷ تیر ۱۳۹۹، مقامات زندان از دادن داروهای تجویز شده به وی که خانوادهاش به طور منظم خریداری و به زندان تحویل دادهاند، خودداری کردهاند. مقامات همچنین از انتقال وی به یک مرکز درمانی تخصصی در خارج از زندان برای انجام معاینات مغز و اعصاب که او باید به طور مرتب هر ۶ ماه یک بار دریافت کند، امتناع کردهاند.
دادگاه انقلاب ارومیه، حامد قرهاوغلانی را در آذر ۱۳۹۹ پس از یک دادرسی ناعادلانه که شامل یک جلسه دادگاه بود و تنها ۱۰ دقیقه به طول انجامید، به ۱۴ سال و یک ماه حبس محکوم کرد. از جمله مواردی که دادگاه در صدور این حکم به آن اشاره کرده نوشتههای حامد قرهاوغلانی در فضای مجازی است که در آن رهبر جمهوری اسلامی را به فساد مالی متهم کرده و همینطور ارتباط وی با افرادی که طبق ادعای مقامات، هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودهاند و وی را به پاره کردن تصاویر رهبر جمهوری اسلامی ایران و فرمانده سپاه پاسداران، قاسم سلیمانی (که توسط پهپادهای آمریکا در عراق در ژانویه ۲۰۲۰ کشته شد) «تحریک» کردهاند.
عناوین اتهامی که توسط دادگاه به حامد قرهاوغلانی نسبت داده شده عبارتند از «توهین به رهبری» ، «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت در گروهی که علیه نظام جمهوری اسلامی دست به قیام مسلحانه می زند». او اتهامات علیه خود را در دادگاه رد کرد و «اعترافاتی» را که به گفته وی تحت شکنجه روانی و بدون دسترسی به وکیل از او گرفته شده بود، پس گرفت.
اقدام شما موثر است؛ به زبان و قلم خودتان یا با استفاده از متن پیشنهادی عفو بینالملل به مقامات ایران نامه بنویسید و از آنها بخواهید که؛
حامد قرهاوغلانی را آزاد کنند، زیرا او یک زندانی عقیدتی است که تنها به خاطر استفاده صلحآمیز از حق آزادی بیان و حق آزادی ارتباطات زندانی شده است،
تا زمان آزادی، اطمینان حاصل کنند که دسترسی فوری و مداوم وی به داروهای پزشکی و مراقبتهای پزشکی مورد نیاز در خارج از زندان فراهم شده است،
و وی در شرایط مناسب و مطابق با کلیه شرایط بهداشتی و جدا از زندانیانی که به جرائم خشونتآمیز محکوم شدهاند، نگهداری میشود.
سازمان عفو بین الملل
افترا و تهدیدها علیه حزب کمونیست ونزوئلا قابل پذیرش نیستند.
نویدنو-05/11/1399
ما بر اساس اصول انترناسیونالیسم پرولتاری، روابط گرم رفیقانه خود را با حزب کمونیست ونزوئلا حفظ می کنیم ، که از منافع طبقه کارگرو زحمتکشان ونزوئلا هم در برابر امپریالیست ها وهم در برابرسرمایه داری بومی که مردم را استثمار و حقوق آن ها را پایمال می کند دفاع می کند ، و از این رو خواهان شیوه خروج انقلابی از بحران سرمایه داری در کشور خود است.
بیانیه مشترک 39 حزب کمونیست و کارگری:
همبستگی با مردم، جنبش کارگری- مردمی و حزب کمونیست ونزوئلا!
حزب های امضا کننده این بیانیه مشترک استوار در کنار مرم ونزوئلا ایستاده بوده اند و به تکرار تجاوز امپریالیستی ایالات متحده امریکا، اتحادیه اروپا، و متحدان آن ها در امریکای لاتین علیه ونزوئلا و اقدام به کودتا برای سرنگونی نیکولاس مادور رئیس جمهور منتخب را زشت شمرده و محکم کرده اند. برای ما، محکوم کردن و مخالفت با حمله های امپریالیستی علیه خلق ونزوئلا و خلق های جهان غیر قابل مذاکره اند.
ما بر اساس اصول انترناسیونالیسم پرولتاری، روابط گرم رفیقانه خود را با حزب کمونیست ونزوئلا حفظ می کنیم ، که از منافع طبقه کارگرو زحمتکشان ونزوئلا هم در برابر امپریالیست ها وهم در برابرسرمایه داری بومی که مردم را استثمار و حقوق آن ها را پایمال می کند دفاع می کند ، و از این رو خواهان شیوه خروج انقلابی از بحران سرمایه داری در کشور خود است.
ما از حق حزب کمونیست ونزوئلا، براساس استقلال ایدئولوژیکی، سیاسی و سازمانی آن، برای فاصله گیری از حزب حاکم سوسیالیست متحد ونزوئلا، برای ایستادن روی آرا خود، برای انتقاد از دولت، مخالفت با سیاست های آن دفاع می کنیم ، چون دولت اقدام هایی را که روی حقوق و دست آورد های مردم تاثیر می گذارد تحمیل می کند.
پیش از انتخابات دسامبر 2020، حزب متحد سوسیالیست ونزوئلا اقدام به افترا را به راه انداخت و حزب کمونیست ونزوئلا را محروم کرد. در ابتدا، با محروم کردن صدای حزب کمونیست ونزوئلا از رسانه های دولتی و خصوصی، تلاشی برای ساکت کردن و پنهان کردن نامزدی حزب کمونیست ونزوئلا انجام گرفت. اکنون تلاش می شود با تهدید حزب کمونیست ونزوئلا، به عنوان پیش شرط داشتن حق صحبت در مجلس ملی به یکی از دو گروه پارلمانی (دولت یا اپوزیسیون دست راستی) بپیوندد. اخیرا، اززمانی که رئیس جمهور مادور بارها به طور ضمنی اعلام کرد که حزب کمونیست ونزوئلا بخشی از”بازوی بلند امپریالیسم امریکا” است حمله به حزب کمونیست ونزوئلا شدت گرفته است. براساس این افترا، تهدید های تعقیب ضد کمونیستی، جرم انگاری و سرکوب مبارزه های کارگری- مردمی وسازمان ها به راه افتاده است.
همان طور که مسیر طولانی و قهرمانانه مبارزه حزب کمونیست ونزوئلا علیه امپریالیسم، برای حقوق مردم ونزوئلا گواهی می دهد این اتهام غیر قابل پذیرش وافترا آمیزاست. ما هر فکر تعقیب علیه حزب کمونیست ونزوئلا و دیگر سازمان های جنبش انقلابی مردم در ونزوئلا را زشت می شماریم.
ما هر تلاشی را برای تضعیف حقوق سیاسی حزب کمونیست ونزوئلا و طبقه کارگر رد می کنیم. در این رابطه، درخواست می کنیم که دولت رئیس جمهور مادورو حمله و افترایی را که هدف آن مجرمانه کردن مبارزه حزب کمونیست ونزوئلا و کارگران ونزوئلا است متوقف کند.
حزب های ما بار دیگر همبستگی خود را با مردم ونزوئلا که قربانی حمله های امپریالیستی و مدیریت ضد مردمی بحران سرمایه داری هستند اعلام می کنند. ما به ویژه حمایت خود را از مبارزه عادلانه حزب کمونیست و جوانان کمونیست ونزوئلا ، که در همه شرایط از منافع طبقه کارگر و مردم دفاع می کنند اعلام می کنیم.
همبسگی با حزب کمونیست ونزوئلا!
پرولتاریای جهان متحد شوید!
10/2/21
حزب های شبکه همبستگی کمونیستی:
حزب کمونیست البانی،2- حزب کارگر اریش،3- تریبون ترقی خواه بحرین،4- حزب کمونیست بنگلادش،5- حزب کمونیست بلژیک، 6- حزب کمونیست برزیلی، 7- حزب کمونیست بوهمیا و موراویا، 8- حزب کمونیست بلغارستان، 9- حزب کمونیست در دانمارکف 10- حزب کمونیست السالوادورف 11- حزب کمونیست آلمان، 12- حزب کمونیست یونان، 13- حزب کارگران مجارستان، 14- حزب کمونیست کردستان- عراق، 15- جنبش سوسیالیستی کازاخستان، 16- حزب سوسیالیست لاتویا، 17 حزب کمونیست لوکزامبورگ، 18- حزب کمونیست مالت، 19- حزب کمونیست مکزیک،- 20-حزب کمونیست نوین هلند، 21- حزب کمونیست پاکستان، 22- حزب مردم فلسطین، 23- حزب کمونیست پاراگوئه، 24- حزب کمونیست فیلیپین(پی کی پی 1930)،25- حزب سوسیالیست رومانیاییف 26- حزب کارگران کمونیست روسیه، 27- اتحادیه حزب های کمونیست- حزب کمونیست احاد شوروی، 28- حزب کمونیست های صربستان، 29- حز کمونیست کارگران اسپانیا، 30- حزب کمونیست خلق های اسپانیا، 31- حزب کمونیست سودان، 32- حزب کمونیست سوریه، 33- حزب کمونیست سوئیس، 34- حزب کمونیست ترکیه، 35- حزب کمونیست اکرایین، 36- اتحادیه کمونیست های اکرایین، 37- حزب کمونیست ونزوئلا
حزب های دیگر:
1- اتحادیه کمونیست ها در بلغارستان، 2- جبهه کمونیستی(ایتالیا)