مادران پارک لاله: دست جنایت کاران را از زندگی مردم ایران کوتاه کنیم

هر روز خبرهای تلخ و هولناک چون آوار بر سرمان خراب می‌شود و یک روز نیست که بتوانیم نفس تازه کنیم. جنایت کاران حکومت اسلامی ایران با بی‌شرمی تمام، زندگی را به مردم سیاه کرده و خون ما را در شیشه می کنند. سرکوب، بازداشت، جنایت، تبعیض، نابرابری و فساد روز به روز بیشتر می‌شود و واقعاً در شگفت ایم که مردم چگونه می‌توانند این وضعیت را تاب بیاورند و گذران زندگی کنند. در چنین شرایطی که تاب و توان را از ما مردم گرفته اند، ولی صدای اعتراض مردم مدام بلند است و با وجود شیوع گسترده کرونا، جان شان را به خطر می‌اندازند و به خیابان می‌آیند و روزی نیست که صدای اعتراض و تجمع جنبش های مستقل و مردمی را نشنویم. اعتراض هایی از کارگران، کشاورزان، معلمان، بازنشستگان، نویسندگان، پرستاران، زنان، خانواده‌های دادخواه و حتی اعتراض زندانیان سیاسی از درون زندان ها و غیره که می‌رود همه گیر شود.

نمونه‌هاییازسرکوبها،بازداشتهاوجنایتهایاخیرحکومت:

اعدامزندانیانسیاسیوعادی:

– به گفته وبینار زمانه: در یک ماه گذشته دست‌کم ۱۶ زندانی بلوچ بدون امکان دسترسی به وکیل و روند دادرسی عادلانه در سکوت اعدام شدند.

– جاوید دهقان خلد، زندانی بلوچ که با اتهامات سیاسی و امنیتی به اعدام محکوم شده بود، روز شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹ در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.

– الیاس قلندرزهی، در ۱۴ دی ۱۳۹۹ در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد. او هنگام اعدام ۲۱ سال داشت.او پیش از اعدام از زندان یک فایل صوتی به بیرون فرستاد و از اعمال شکنجه برای اعتراف اجباری توسط ماموران امنیتی گفت.

– حسن دهواری، در ۱۴ دی ۱۳۹۹ در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد. او هنگام اعدام ۲۸ سال داشت.

– سه زندانی اهل سنت به نام های؛ محمدعلی آرایش، حمید راست بالا و کبیر سعادت جهانی که توسط دادگاه انقلاب مشهد به اتهام «بغی» از طریق عضویت در گروه سلفی حزب الفرقان و جبهه همبستگی ملی اهل سنت ایران به اعدام محکوم شده بودند، در ۱۱ دی ۱۳۹۹ در زندان مرکزی مشهد اعدام شدند.

– عبدالحمید میربلوچ‌زهی، از فعالین مذهبی اهل سنت در سیستان و بلوچستان در ۶ دی ۱۳۹۹ در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.

خطراعدامزندانیانسیاسیوعادی:

– مولوی امان الله بلوچی و حافظ عبدالرحیم کوهی، دو زندانی سیاسی بلوج هستند که حکم اعدام دریافت کرده‌اند. این دو زندانی سیاسی‌ــ‌امنیتی بلوچ ۲۷ دی ماه سال جاری جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شدند، اما ۳۰ دی ماه با توقف مشروط اجرای حکم به بند عمومی بازگردانده شدند. با وجود این آن‌ها همچنان در خطر اعدام قرار دارند.

– یک زندانی بلوچ در زندان دستگرد اصفهان به نام «مهران نارویی، فرزند خداداد، اهل نصرت آباد زاهدان» که پیش‌تر در ارتباط با جرایم مربوط به مواد مخدر بازداشت شده بود، در حال حاضر در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد.

بازداشتواجرایاحکامظالمانه:

– نازی اسکویی مدیر مسئول نشر دیگر، دوشنبه ۱۳ بهمن خودش را برای اجرای یک سال حبس به زندان اوین معرفی کرد. علی‌‌ اکبر امینی همسرش نیز در ۱۸ آذر ۹۹ بازداشت شد. نازی اسکویی و علی اکبر امینی، مدیر اجرایی نشر دیگر، به اتهام هایی چون همکاری با «کانون نویسندگان ایران» در سال ۹۱ هر کدام به یک سال حبس محکوم شدند و مجوز نشر دیگر را لغو کردند. نازی اسکویی فشار و چربی خون دارد و به ارتروز شدید مبتلاست و ماندن در زندان برایش خطرناک است. 

– یک شهروند اهل اشنویه به نام عزیز قادر تاج، یکشنبه ۱۲ بهمن در منزلش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

– دو شهروند اهل اشنویه به نام‌های آوات محمدپور و حسین محمدپور، شنبه ۱۱ بهمن‌ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. آوات محمد پور پس از اتمام بازجویی‌ها آزاد شد.

– محمود محمودی روزنامه‌نگار، شنبه ۱۱ بهمن توسط ماموران امنیتی در سنندج بازداشت شد.

– اسرافیل فتح الله زاده فعال ترک (آذربایجانی)، شنبه ۱۱ بهمن جهت اجرای حکم ۷ ماه حبس، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، وی در مهرماه سال ۹۶ بازداشت شده بود.

– خلیل اسدی بوژانی، در ۱۱ بهمن جهت اجرای حکم ۴ ماه حبس، راهی زندان دیزل آباد کرمانشاه شد. وی در جریان اعتراضات آبان ۹۸ بازداشت شده بود.

– فیصل علی آبادی از شهرستان اشنویه، شنبه ۱۱ بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

– شورش برهم از شهرستان اشنویه، جمعه ۱۰ بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

– جبرئیل شعبانی از شهرستان اشنویه، پنج شنبه ۹ بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

– سازمان حقوق بشری هه‌نگاو در ۸ بهمن از بازداشت ۷۴ نفر از شهروندان کرد در ۱۴ شهر از جمله تهران، کرج، کرمانشاه و سنندج در طول ۱۶ روز گذشته توسط سازمان اطلاعات سپاه و سایر نهادهای امنیتی خبر داد.

– ایوب خدیر از شهرستان راسک واقع در سیستان و بلوچستان، در ۸ بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

– منصور ولی پور از شهرستان مریوان، در ۴ بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

– آرش گنجی، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران در ۱۰ دی ماه ۹۹ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در دادگاه بدوی به ۱۱ سال حبس محکوم شد. ناصر زرافشان وکیل او گفته است که مصداق تمامی اتهام‌ها علیه آرش گنجی ترجمه کتابی درباره‌ تحولات کردستان سوریه با عنوان «کلید کوچک دروازه‌ای بزرگ» است و در صورت تأیید حکم او در دادگاه تجدید نظر، ۵ سال آن قابل اجراست.

محکومبهحبسوشلاق:

– عباس دهقان از دراویش گنابادی؛ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی ایران به ۱۱ سال و ۶ ماه حبس، ۷۴ ضربه شلاق و دیه محکوم شد.

– سه شهروند بهایی به نام های مهوش عدالتی علی آبادی، سپیده کشاورز و فرید اسماعیلی؛ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران هر یک به ۴ سال و ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شدند.

– بابک آقازاده، کارگر شهرداری ملکان که در حین کار بازداشت شده بود، در ۹ بهمن در دادگاه انقلاب مراغه به ۵ سال زندان محکوم شد.

– نجمه (نادیا) میرآخورلی، در ۷ بهمن در دادگاه انقلاب تهران به اتهام «عضویت در سازمان فداییان خلق (اقلیت)» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

پروندهسازیجدیدوشکنجهزندانیانسیاسی:

– گلرخ ابراهیمی ایرایی، در ۲۳ آذر با ضرب و شتم از زندان قرچک ورامین به بازداشتگاه اطلاعات سپاه معروف به ۲ الف منتقل شد و پس از ۴۳ روز بازجویی و شکنجه او و خانواده اش، در ۵ بهمن در زندان اوین برای پرونده جدیدی مورد بازپرسی قرار گرفت. او از زندان قرچک به زندان آمل تبعید شده است. وی پیشتر پس از تحمل دو سال و نیم حبس در ۱۹ فروردین ۹۸ با وثیقه آزاد شد زیرا پرونده جدیدی برای او گشوده بودند. در آن پرونده نیز به ۲ سال و یک ماه حبس محکوم و در ۱۸ آبان ۹۸ بازداشت شد. جنایت کاران بی‌شرم باز هم می‌خواهند پرونده دیگری برای این زن مبارز باز کنند.

– صبا کردافشاری،‌ فعال حقوق زنان در ۷ بهمن همراه با ضرب و شتم از بند ۸ زندان قرچک ورامین به بند ۶ این زندان منتقل شد. او به ۲۵ سال حبس محکوم شده است که ۱۵ سال آن قابل اجراست.

– سعید سنگر زندانی سیاسی که بیش از ۲۰ سال است در زندان ارومیه بسر می‌برد، در ۳ بهمن بر اساس پرنده‌ی جدیدی که در زندان برایش گشودند، به ۱۱ ماه حبس دیگر محکوم شد.

زندانیانبازداشتشدهوبلاتکلیف:

– مهران رئوف، فعال کارگری به اتهام «عضویت در گروه‌های کمونیستی» با گذشت بیش از ۱۰۰ روز از بازداشت در ۲۵ مهر ۹۹، هم‌چنان در بند ۲-الف بازداشتگاه سپاه زندان اوین محبوس است.

– تهمینه مفیدی، فعال حقوق زنان با گذشت یک ماه از زمان بازداشت، هم چنان بلاتکلیف در بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند دو الف زندان اوین محبوس است.

– ناهید تقوی فعال جنبش زنان،‌ در ۲۵ مهر ۹۹ در منزل بازداشت شد و هم چنان بلاتکلیف در بند ۲-الف بازداشتگاه اطلاعات سپاه زندان اوین محبوس است. دخترش مریم کلارن گفته است که ناهید تقوی پس از گذشت ۱۰۰ روز از بازداشت، در ۵ بهمن با خانواده اش ملاقات کابینی داشته است.

– ایوب سلاحورزی، شهروند اهل شهرستان دره استان ایلام از ۱۰ دی ماه به صورت بلاتکلیف در زندان دره شهر ایلام در بازداشت است.

– حدود پنج ماه از اعدام نوید افکاری، کشتی‌گیر بازداشت شده در جریان اعتراضات مرداد ۹۷ در شیراز می‌گذرد و دو برادرش، وحید و حبیب افکاری همچنان در سلول انفرادی زندان عادل‌آباد محبوس هستند.

اعتصابغذایزندانیانسیاسی:

– جاسم حیدری، علی خسرجی، حسین سیلاوی، علی مطیری و علی مجدم، ۵ زندانی سیاسی در زندان شیبان اهواز در ۴ بهمن با دوختن لب‌های خود در اعتراض به ممنوعیت ملاقات و بد رفتاری مسئولان زندان، اقدام به اعتصاب غذا کردند.

تهدیدوآزارخانوادهها:

– آرش صادقی زندانی سیاسی با ۱۵ سال محکومیت، در زندان گوهردشت محبوس است. او در زندان به نوع بدخیم سرطان استخوان به نام کندروسارکوما دچار شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته است. وی از زندان در نامه‌ای سرگشاده در ۲۴ دی نوشته است: «هفته گذشته مادر همسرم در پی بی‌خبری از وضعیت دخترش و تهدیدهای بازجو و در حالی که آخرین خبر از فرزندش، خبری مبنی بر ضرب و شتم وی با باتوم و شوکر بود به خاطر فشارهای عصبی دچار حمله قلبی و در بیمارستان بستری شد. سوال این‌جاست که در سیستم قضایی جمهوری اسلامی ایران، یک مهره سپاه که خود را کارشناس معرفی می‌کند، تا کجا قدرت مانور دارد؟ آیا بازجو حق تهدید و آزار خانواده زندانی را دارد؟ به نظر می‌رسد که با بازگشت ساختار قضایی جمهوری اسلامی به دهه ۶۰، روش‌های شکنجه هم به همان دهه‌ها برگشته و عریانی و گستردگی ویژه‌ای به خود گرفته است. مواردی که نشان از رویه ۴۰ ساله جمهوری اسلامی و دستگاه قضایی بازجوسالار آن علیه زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنها دارد.».

خودکشی:

هرانا: سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

– روز دوشنبه ۱۲ بهمن‌، یک کودک کار در شهرستان ماهشهر از طریق حلق آویز کردن اقدام به خودکشی کرد و جان خود را از دست داد. انگیزه خودکشی این پسر که چهارده سال داشت، فقر و تنگدستی عنوان شده است.

– روز پنج‌شنبه ۹ بهمن، یک زن ۲۸ ساله در مشهد با حلق آویز کردن خود اقدام به خودکشی کرد و جان باخت. علت خودکشی این زن مشکلات اقتصادی عنوان شده است.

– روز شنبه ۶ بهمن، یک نوجوان ۱۶ ساله در تبریز، با پرتاب کردن خود از طبقه ششم یک ساختمان اقدام به خودکشی کرد و جان باخت.

– روز شنبه ۶ بهمن، دو دختر دانش آموز ۱۷ ساله در شهرستان دزفول خوزستان،‌ از طریق خوردن قرص برنج اقدام به خودکشی کردند و جان باختند.

قتلهایدولتیناشیازابتلابهکروناودیگرجنایتهایحکومتی:

بر مبنای اظهارات رسمی کشور که به هیچ وجه نمی‌توان به آن اتکا کرد و گفته می‌شود که میزان مرگ و میر ناشی از کرونا در ایران سه برابر تعداد اعلام شده رسمی است، سیما سادات لاری، سخنگوی وزارت و بهداشت در ۷ دی ۱۳۹۹ اعلام کرد که آمار کل قربانیان کرونا در ایران به ۵۴ هزار و ۶۹۳ نفر رسید. اگر تعداد تلفات انسانی اعلام شده رسمی در ایران را در نظر بگیریم،‌ با تعداد کشته شدگان در انقلاب ۵۷ نزدیک است. گفته می‌شود که ۶۰ هزار نفر کشته شده اند.

واقعیت تلخ این جاست که میزان مرگ و میر و تلفات انسانی در ایران تنها به شیوع کرونا و سرکوب ها ختم نمی‌شود. با وجود یک نظام فاشیستی- سرمایه- مردسالار که نابرابری‌های شدید اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و حتی فرهنگی را ایجاد کرده، جان مردم مدام و به اشکال مختلف در معرض خطر است. مرگ و میرهایی ناشی از قتل های دولتی در زندان ها و در خیابان، فقر، بی خانمانی، اعتیاد، خودکشی، قتل های ناموسی، آتش سوزی، تصادف، آلودگی هوا و هزاران جنایت دیگر که در حق مردم روا می‌دارند، بدون اینکه هیچ تعهدی به پاسخ‌گویی به مردم داشته باشند.

این حکومت جنایت کار برای خرید واکسن کرونا و دارو نیز با جان مردم بازی می کند. دستور ممنوعیت خرید واکسن های ساخت آمریکا و انگلستان شامل سه واکسن فایزر، مدرنا و آکسفورد استرازنکا که مورد تأیید سازمان بهداشت جهانی است، محرومیت دیگری است که می‌تواند جان بسیاری از مردم ایران را به خطر بیاندازد.

ما بر این باوریم که هیچ‌ یک از افراد و نهادهای حکومتی و هیچ کشوری و نهادهای وابسته به آن کشورها نیز دل شان به حال مردم ما در ایران نسوخته است. از سرمایه داری جهانی و وابستگان شان گرفته تا سرمایه داری و زالو صفتان حاکم بر ایران که همه متحدانه خون مردم ایران و جهان را در شیشه کرده و از آن ارتزاق می‌کنند تا دمی بیشتر بر قدرت بمانند و بر سرمایه خود بیافزایند. فردا در گفت و گوهای برجام نیز هیچ صحبت جدی ای از رعایت حقوق بشر مردم ایران نخواهد شد و باز ما را در یک دور طولانی تفسیرها و تحلیل‌ها رسانه‌های تحت اختیارشان غرق می‌کنند و هر روز برای ما داستان‌های تازه ساخته و پرداخته می‌کنند تا مردم را از برداشتن قدم‌های مستقل برحذر دارند. در زد و بندهای ارسال واکسن کرونا برای مردم ایران و دیگر کشورهای جهان سوم نیز ابتدا منافع سیاسی،‌اقتصادی مد نظرشان است تا منافع اجتماعی و تأمین سلامتی مردم.

بر ماست که وارد بازی قدرت‌ها نشویم و خودمان آستین ها را بالا بزنیم و دست‌های مان را به هم گره کنیم و با گام های محکم تر به جلو برویم. بی تردید تنها با ایمان به قدرت، همت و توان مبارزاتی متحد خودمان در سراسر ایران است که می‌توانیم از شر سرمایه داران و زالو صفتان رهایی یابیم و دست جنایت کاران و ستم کاران را از زندگی مردم ایران کوتاه کنیم.

ما مادران پارک لاله ایران، به عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، این چرخه ی آزادی کشی، تبعیض و بی‌عدالتی را به شدت محکوم می‌کنیم و خواهان: ۱) لغو مجازات اعدام و شکنجه؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شلاق، سنگسار و قصاص، ۲) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایت‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه هستیم. ما هم چنین برای؛ ۴) حق آزادی بیان و اندیشه، ۵) حق داشتن تجمع، تشکل و اعتصاب، ۶) رفع هرگونه تبعیض و ۷) جدایی دین از حکومت مبارزه می کنیم، زیرا علت اصلی این بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌ها را در ساختار ناعادلانه و تبعیض آمیز حکومت اسلامی ایران و قوانین آزادی ستیز آن می دانیم.

مادران پارک لاله ایران – ۱۳ بهمن




هشتم بهمن، سالگرد دومین اعتصاب سندیکای کارگران شرکت واحد

بهمن ماه سال ۸۴ کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، با رهبری سندیکای خود، یکی از بزرگترین اعتصابات کارگری ده های اخیر را سازمان دادند. این اعتصاب هر چند با خشونت بی سابقه ی حکومت و نیروهای امنیتی آن مواجه شد و به بازداشت حدود ۲۰۰ نفر انجامید، اما وضعیت کارگران در شرکت واحد را دگرگون کرد و آن ها توانستند پاره ای از مطالبات خود را به دست بیاورند.

در سالگرد این اعتصاب، سندیکای کارگران شرکت واحد با انتشار بیانیه ای این حرکت بزرگ کارگری را گرامی داشته و دستاوردهای آن را تشریح کرده است. متن این بیانیه را در زیر می خوانید:

اولین اعتصاب سراسری رانندگان شرکت واحد تهران، چهارم دی ماه ۱۳۸۴ انجام شد. در روزهای پس از این اعتصاب تمامی رانندگان و کارگران بازداشت شده بجز رئیس وقت سندیکای کارگران شرکت واحد آزاد شدند. پس از اعتصاب اول، عوامل امنیتی و اطلاعاتی برای آرام کردن جو اعتراضی در شرکت واحد، ملاقات‌هایی را برای نمایندگان سندیکا با شهردار تهران (قالیباف) و مدیرعامل وقت شرکت واحد ترتیب دادند.

دیدارهای نمایندگان سندیکایی با شهردار تهران و مدیر عامل شرکت واحد، نتیجه‌ای نداشت. نمایندگان سندیکا که برای زنده کردن حق کارگران تلاش می‌کردند این روند را راه‌گشا ندیدند، از طرفی شهردار تهران، مدیریت شرکت واحد و عوامل امنیتی هم که قصد وقت خریدن و ایجاد شکاف در سندیکا و دلسرد کردن کارگران را داشتند، هدف‌شان تامین نشد و این در حالی بود که حرکت رو به رشد سندیکا در بین کارگران افزایش می‌یافت و جسارت عموم کارگران در اعتراضات رشد می‌کرد. به قصد جدا کردن رانندگان و کارگران از سندیکا، قالیباف تصمیم گرفت در دو نوبت، رانندگان صبح‌کار و عصرکار را در استادیوم آزادی گرد هم آورد چون اتوبوسرانی در تهران را نمی‌شد تعطیل کند. برای برگزاری اولین گردهمایی، استادیوم را با بسیج شرکت واحد و عوامل بخش‌های مختلف حراست شهرداری قرق کردند عوامل نیروی انتظامی اجراییات شهرداری هم حضور داشتند. تا صدای اعتراضی سندیکا را خاموش کنند و قالیباف هم در سخنرانی می‌خواست اندکی از مطالبات کارگران را به عهده بگیرد و اعتراضات را جمع، سندیکا را تعطیل و خودش نقش قهرمان را بازی کند. اما کارگران از ابتدا ابتکار عمل را در دست گرفتند و آنجا را تبدیل به میتینگ اعتراضی خودشان کردند. کار بجایی رسید که در میان شعارهای کارگران در حمایت از سندیکا، حتی قالیباف نتوانست کل صحبت‌های از پیش تعیین شده‌اش را ایراد کند. و فضا اینقدر متشنج شد که جمعی از کارگران میخواستند از همان مکان اعلام اعتصاب دوباره‌ای کنند. کارگران با آموزش‌‌هایی که در یک سال و اندی گذشته در کنفرانس‌های هفتگی سندیکا گرفته بودند به راحتی فریب نمی‌خوردند. همچنین مرعوب جوی که برای سرکوب‌شان تدارک دیده بودند نشدند و مداوم خواستار پرداخت فوری همه مطالبات خود و آزادی تنها زندانی سندیکا در آن زمان (رئیس وقت هیئت مدیره سندیکا) بودند. و با شعار قالیباف اعتصاب یادت نره، به شهردار تهران در مورد خواسته‌هایشان هشدار می‌دادند. نمایندگان سندیکایی با دریافت پیام کارگران، برای هشتم بهمن، اعتصاب دوم را هماهنگ کردند.

حدود ده روز مانده اعلامیه‌های اعتصاب بین کارگران پخش می‌شد. از چند روز قبل از هشتم بهمن که اوج آن به ۴۸ ساعت قبل برمی‌گشت، اعضای هیات مدیره و اعضای فعال سندیکا بازداشت می‌شدند. دائما خبر بازداشت کارگران می‌رسید، در خانه، در محل کار، کارگران شناسایی و بازداشت می‌شدند در روز اعتصاب ایست بازرسی گذاشته بودند در قبل از توقفگاه‌ها و کارگران معترض شناسایی و دستگیر می‌شدند در این ایام بسیاری از کارگران از طرف شورای اسلامی کار معرفی می‌شدند تا بازداشت شوند. گزارش‌هایی وجود دارد که پلیس گونی‌هایی آورده بود و کارگران را در گونی می‌کرد و می‌برد. حدود سیصد تن اعضای هیات مدیره، فعالین سندیکایی و کارگران پیشرو اعتراضات بازداشت و به بند ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین منتقل شدند. در هر سوئیت‌های بند ۲۴۰ چند کارگر، زندانی بودند و فضا اینقدر تنگ بود که جای خواب نبود.

کارگران زندانی عموما بعد از ده روز آزاد شدند بغیر از چند تن از اعضای هیات مدیره که بعضا تا دو ماه زندانی بودند. کارگرانی که آزاد شده بودند را به محل کار راه نمی‌دادند و چند ماهی طول کشید تا کارگران را با تهدید و ارعاب و تعهد به سر کار راه دادند اما یک گروه حدود پنجاه نفره را به کار راه ندادند. حتی اداره کار نیز شکایت کارگران را ثبت نمی‌کرد. امری که باید به سادگی انجام و شکایت ثبت می‌شد ولی چون شورای امنیت کشور و شورای تامین استان و انواع و اقسام نهادهای امنیتی و با نفوذ، تصمیم‌گیر میدان شده بودند، فشار زیادی به کارگران اخراجی وارد می‌شد. کارگران بارها در ادارات کار تجمع کردند و حتی یکبار یک شب در اداره کار شرق خوابیدند تا نهایتا سد ایجاد شده شکسته شد و شکایت‌های کارگران ثبت شد. اداره کار، اخراج حدود پنجاه تن از کارگران را تایید کرد و یه پروسه زمانی حدود شش ساله طول کشید تا همه کارگران به کارشان برگردند و از کارگران اخراجی آن زمان، حسین کریمی سبزوار موفق به بازگشت بکار نشد چون پرونده ایشان پس از رای دیوان، زمانی به اداره کار رسید که همزمان شده بود با موج دیگری ازاعتراضات سندیکا در سال ۹۱، مدیریت و نهادهای امنیتی فشار زیادی وارد کردند که دوباره چند تن دیگر از کارگران سندیکایی اخراج شوند و در این میان، ایشان نیز موفق به بازگشت‌بکار نشد.

نتایج اعتصاب:

۱- بازنگری طرح طبقه‌بندی مشاغل که سال‌ها معوق شده بود، این بازنگری باعث شد، مزد کارگران حدود یک چهارم نسبت به قبل افزایش یابد.

۲- علاوه بر ماهیانه ۹۰۰ تومانی که آنزمان بعنوان پول نهار پرداخت می‌شد، روزانه ۱۵۰۰ تومان دیگر پول نهار پرداخت شد.

۳- اعزام کارگران به سفرهای زیارتی و سیاحتی مشهد – شمال – کیش هر دو سال یکبار با اقامت در هتل.

۴- پرداخت مزایایی در فیش حقوقی که به افزایش حقوق دریافتی کمک می‌کرد.

۵- پرداخت بن خرید و شارژ کارت اعتباری

۶- پرداخت شیر و کیک روزانه به رانندگان. تا پیش از اعتصاب فقط کارکنان اداری و توقفگاه شیر دریافت می‌کردند.

۷- پرداخت مبالغ بلاعوض مسکن به تعداد قابل توجهی از کارگران که به خانه دار شدن‌شان کمک کرد.

۸- دادن سهمیه سالانه لباس فرم (کاپشن، پیراهن، شلوار) ، کفش، کمربند، جوراب به رانندگان.

۹- تغییر نگاه مدیریت به رانندگان و تغییر رفتار با رانندگان بطوریکه رانندگان جایگاه ویژه‌ای یافتند و اهمیت بیشتری به ایشان داده شد و مدیران در برنامه‌هایشان زمان بیشتری را برای دیدار با رانندگان و توجه به صحبت‌هایشان قرار دادند.

☆ پرداخت‌های ماهیانه ذکر شده هر سال با توجه به افزایش تورم، افزایش یافتند.

فعالیت سندیکا پس از اعتصاب سال ۸۴ تضمین کننده تداوم دستاوردهای اعتصاب سال ۸۴ بوده است و تجمعات اعتراضی و جمع‌آوری طومارهای اعتراضی نقش اساسی در تداوم دستاوردها داشته است. همچنین در سال ۹۱ یک رشته تحرکات اعتراضی و تجمع مقابل شهرداری تهران موجب شد ده درصد حق جذب به مزد کارگران افزوده شود و صد هزار تومان ماهیانه بابت هزینه مسکن علاوه بر حق مسکن مصوب شورای عالی کار به کارگران پرداخت گردد که این مبلغ با توجه به افزایش تورم امروز افزایش یافته است. به دلیل فعالیت سندیکایی و احقاق حقوق کارگران آقایان رضا شهابی، حسن سعیدی، ناصر محرم زاده، حسین کریمی سبزوار و خانم فرحناز شیری همچنان اخراج از کار هستند و در شرایط معیشتی سخت بسر می‌برند و از همه کارگران دعوت می‌کنیم با پرداخت حق عضویت ماهیانه به سندیکا به معیشت این کارگران اخراجی کمک کنند. همچنین درخواست داریم کارگران با حمایت سراسری از این کارگران اخراجی، برای بازگشت بکار این عزیزان یاری رسانند.




سندیکای همبستگی در فرانسه، خواهان آزادی مهران رئوف شد

اتحادیه سندیکای همبستگی در فرانسه‌ در رابطه با دستگیری فعال کارگری مهران رئوف بیانیه ای منتشر کرده و از همه ی سندیکاهای فرانسوی، سندیکاهای انترناسیونال و همچنین از مقام های کشور انگلستان که مهران رئوف تبعه ی آن به شمار می رود، خواسته است که برای آزادی این فعال کارگری که توسط جمهوری اسلامی زندانی شده است، اقدام کنند.

در این نامه آمده است:

 نامه و جهت اطلاع دادن به سندیکاهای فرانسوی و سندیکاهای  انترناسیونال و هم  چنین به  وزارت خارجه انگلستان، حقوق بشر در  لندن. سفارت جمهوری اسلامی در پاریس و سفارت انگلستان در تهران

مهران رئوف فعال کارگری متولد سال ۱۹۵۶ در ۱۶ ماه اکتبر سال ۲۰۲۰ در منزل مسکونی خود بازداشت شد  و از آن تاریخ تاکنون  در بند  معروف ۲ الف اطلاعات سپاه در سلول انفرادی به سر می برد.

وضعیت زندانیان بند ۲ الف برای کنشگران اجتماعی و فعالین سیاسی پوشیده نیست. بندی که سلول های انفرای آن و آزار و اذیت روحی و جسمی در مدت بازداشت در آن بنا به گفته شاهدان عینی، عوارض جبران ناپذیری برجسم و روح زندانیان سیاسی باقی می گذارد. لازم به ذکر است که براساس قوانین بین المللی از جمله ابلاغیه های شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، ماندن در سلول انفرادی بیش از ۱۵ روز از مصادیق شکنجه محسوب می‌شود.

از زمان دستگیری مهران رئوف تا کنون او فقط چند بار مجاز به تماس با یکی از نزدیکانش بوده است. مهران رئوف دو تابعیتی بوده و شهروند انگلیسی – ایرانی است که طی سال های گذشته به ایران رفت و آمد داشته است اما در ایران هیچ خانواده نزدیکی ندارد. با توجه به شرایطی که مهران رئوف در آن قرار دارد، هر نوع احتمالی از جمله احتمال اعتراف اجباری و اتهامات جدی علیه وی وجود دارد.

اتحادیه سندیکای همبستگی (فرانسه)  وشبکه‌ی  اتحادیه‌ی بین المللی همبستگی و مبارزه خواهان آزادی مهران رئوف و خواستار حق دادرسی عادلانه وی می‌باشد. ما از دولت بریتانیا تقاضا داریم که از مقامات جمهوری اسلامی بخواهند که اقدامات لازم را برای آزادی مهران رئوف به عنوان شهروند بریتانیا انجام دهند.

با احترام
کریستین مایو ……




متن بیانیه پایانی تجمع ۷ بهمن بازنشستگان

متن بیانیه پایانی تجمع ۷ بهمن ۱۳۹۹ که به شماره ی ۲۰۵۱۹۸ در دبیرخانه ی وزارتی وزارت کار ، رفاه و تأمین اجتماعی ، جهت اطلاع و پاسخگویی وزیر ثبت شده است.

با توجه به افزایش سرسام آور همه ساله هزینه‌های زندگی و عدم افزایش حقوق بازنشستگان براساس افزایش هزینه‌های زندگی منطبق بر ماده ۹۶، و وضعیت بد معیشتی بازنشستگان و مستمری بگیران هر روز بیشتر از روز قبل رو به وخامت گذاشته، اما دولت همچنان از پرداخت بدهی خود به صندوق بازنشستگان تأمین اجتماعی که بالغ بر ۳۴۰ هزار میلیارد تومان است علی الرغم بند الف ماده ۱۲ قانون برنامه ششم توسعه، خودداری می نماید.

این درحالی است که هیچ مسئولیتی هم در قبال سازمان تأمین اجتماعی برعهده نمیگیرد و روسای کانون عالی کارگری و نمایندگان مجلس نیز علیرغم تمامی وعده هایی که داده اند نتوانسته اند مطالبات ما را تا اجرایی شدن آنها پیگیری نمایند. ما بازنشستگان امروز در اینجا جمع شده ایم که یکبار دیگر با صدای بلند مطالبات قانونی و مشروع خود به شرح زیر را بیان کرده و خواهان اجرای فوری آنها شویم:

خواسته اصلی بازنشستگان :

-اصلإح متناسب‌سازی از ابتدای سال ۱۳۹۹ بر اساس افزایش نسبت همسانسازی بازنشستگان کشوری و لشکری از محل تتمه ۳۳ هزار میلیارد تومان و اضافه کردن بر پایه حقوق مستمری در حکم بازنشستگان

_ دائمی نمودن قانون متناسب‌سازی در احکإم و فیش حقوقی بازنشستگان

۱- براساس ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی، درصد افزایش حقوق بازنشستگان باید یکسان بوده و هریک از این بازنشسته‌ها به تناسب پرداخت حق بیمه از افزایش حقوق برخوردار ‌شوند؛ سازمان تأمین اجتماعی تا قبل از پایان سال ۱۳۹۹ مکلف به افزایش و ترمیم عقب ماندگی حقوق بازنشستگان همتراز با نرخ تورم و افزایش هزینه های زندگی و خط فقر است که الان به ده میلیون تومان رسیده است از ابتدای سال ۱۳۹۹ می باشد.

۲ -سازمان تامین اجتماعی طبق ماده ۵۴ قانون تامین اجتماعی مسئول تامین درمان کامل بازنشستگان بیمه ‌پرداز اجباری به طور مستقیم است وما خواهان اجرایی شدن این ماده قانونی هستیم.

۳- ما خواهان اجرای بند (ب) ماده ۱۲ برنامه ششم توسعه اقتصادی هستیم که سازمان تامین اجتماعی را مکلف به متناسب سازی حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران بر اساس افزایش هزینه زندگی و همانند بازنشستگان کشوری و لشکری می نماید می باشیم.

۴- ما خواهان رفع تبعیض بین بازنشستگان همکار و غیرهمکار سازمان تامین اجتماعی و لغو ماده ۶۹ آیین نامه استخدامی سازمان تامین هستیم.

۵- ما خواهان پرداخت عیدی برابر با شاغلین کارگری به میزان ۲ ماه مستمری به بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی هستیم.

۶- سازمان تامین اجتماعی مسئول اجرای وظایف حمایتی و دولتی از گروه‌های حمایتی نمی‌باشد. و باید هزینه‌های حمایتی از گروه‌های حمایتی را از دولت اخذ نماید و نباید از دسترنج بازنشستگان و شاغلان بیمه‌پرداز برای گروه‌های حمایتی هزینه گردد. لذا لازم است از این گونه اهمال‌کاری‌ها جلوگیری شود.

۷- سازمان تامین اجتماعی موظف است به وضعیت از کار افتادگان و مستمری بگیرانی که در شرایط سخت مالی بسر می برند و توان اداره امور خود و انجام شغل دیگری را ندارند رسیدگی نموده و مشکل معیشتی و بیمه آنها را حل نماید.

۸- با اینکه در آذر ماه وعده داده شده بود که افزایش مستمری مشاغل سخت و زیان آور بابت ۴ درصد پرداختی، انجام می‌شود اما اینکار صورت نگرفته و میبایست که بابت مشاغل سخت وزیان آور این افزایش صورت بگیرد.

۹- ما خواهان‌ اجرای بند ج ماده ۱۱۲ قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و پرداخت حق منطقه جنگی بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی در مناطق جنگی هستیم.

در پایان بر دو نکته میخواهیم تاکید کنیم :

یکم : هر گونه اظهار نظر غیرکارشناسانه و غیرقانونی از جانب برخی مسئولین و یا مجریان صداوسیما در مورد حقوق بازنشستگان را محکوم کرده و از آنها میخواهیم در بیان مطالب دقت نظر لازم را مبذول کنند.

دوم: در صورتی که به خواسته های فوق ترتیب اثر داده نشود حق تجمع و اعتراض مجدد برای بازنشستگان و مستمری بگیران محفوظ است.

بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی
هفتم بهمن ماه




تا حق خود نگیریم، از پای نمی نشینیم – تجمعات سراسری بازنشستگان در ده ها شهر

تجمع بازنشستگان در تهران – سه شنبه ۷ بهمن

تجمع سراسری بازنشستگان کشور امروز در تهران و ده ها شهر برگزار شد. فراخوان این تجمع ها از سوی تشکل های مستقل کارگران و با حمایت ده ها نهاد کارگری و دانشجویی و فرهنگی اعلام شده بود.

بنابر گزارش ها، در تهران و ده ها شهر و منطقه از جمله تبریز، اصفهان، اراک، ایلام، کرمانشاه، خرم آباد، قزوین، اهواز، ساری، رشت، کرج، مشهد، اجتماعات اعتراضی کارگران برگزار شد. در تهران تجمع در برابر وزارت کار و در شهرستان ها در مقابل ادارات تامین اجتماعی و یا استانداری ها بازنشستگان برای چندمین هفته ی متوالی خواست های خود را فریاد زدند.

در این تجمعات شعارها و پارچه نوشته هایی نظیر «گرانی، تورم، بلای جان مردم»، «وعده وعید کافیه، سفره هامون خالیه»، «وسط خیابون، به دست میاد حق مون»، «تا حق خود نگیریم، از پا نمی نشینیم»، «شعارمان این زمان، معیشت است و درمان»، به چشم می خورد و در شعارها تکرار می شد.

بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی سی سال حق بیمه پرداخت کرده اند و بر اثر آن چه از دست رنج کارگران و معلمان و سایر اقشار جامعه به صندوق تامین اجتماعی واریز شده، ثروتی هنگفت پدید آمده که دولت بر آن چنگ انداخته و بازنشستگان با مستمری هایی چندین برابر زیر خط فقر زندگی می کنند.

تجمع بازنشستگان در اراک – سه شنبه ۷ بهمن

در قطعنامه ی تجمع سراسری بازنشستگان در روز سه شنبه ۷ بهمن آمده است:

گسترده تر شدن فقر و فلاکت در جامعه، بنیان های زندگی بازنشستگان را همچون سایر اقشار زحمتکش به سوی فروپاشی کشانده است. تبعیض و نابرابری های اقتصادی و اجتماعی فاصله میان اکثریت زحمتکش جامعه با ثروتمندان و صاحبان قدرت را به شکل عریانی نشان می دهد. این تضادها و تفاوت ها موجب گردیده است که بازنشستگان نیز از این مناسبات رنج برده و نارضایتی خود را به شکل تجمع های مکرر اعلام نموده و به بیان خواست های خود بپردازند.  ناتوانی در تامین هزینه های زندگی و پایین بودن سطح حقوق و مستمری و وجود تبعیض های گوناگون، نیروهای بازنشسته را به صف معترضان پیگیر جامعه کشانده است. برآیند این اعتراضات، از جمله تجمع های متعددی می باشد که بازنشستگان برای رساندن صدای خود در مقابل نهادهای رسمی مختلف برپا می دارند. تجمع های خیابانی نشان دهندۀ عملی اجتماعی است که بر پیگیری و تلاش ِ بالفعل آنها برای تغییر اوضاع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دلالت دارد.

استقبال بازنشستگان از فراخوان های تشکل های مستقل خود که به مبارزه ای مداوم و گسترش یابنده از سوی بازنشستگان انجامیده است، اکنون تنها امید آنان برای آن است که بتوانند حق خود را از حکومت باز پس گیرند و وضعیت زندگی خانواده های خود را بهبود بخشند.

تجمع بازنشستگان در کرمانشاه – سه شنبه ۷ بهمن

تشکل ها و گروه های کارگری با حمایت از خواست ها و مبارزات بازنشستگان و پیوستن به این اعتراضات صفوف این مبارزه را گسترده تر کرده اند.

سندیکای کارگران هفت تپه ضمن پشتیبانی از اعتراض بازنشستگان نوشت:

در روز ۷ بهمن ماه، دستهایمان را متحدانه به هم گره خواهیم زد و یکصدا فریاد خواهیم زد، زندگی شایسته و انسانی حق ماست.
شادی، رفاه، آسایش، امنیت، تفریح، داشتن امکانات و معیشت برای یک زندگی مرفه همراه با استاندارهای جهانی حق ماست.
۷ بهمن ماه، دست در دست هم برای رسیدن به خواست هایمان تجمع خواهیم کرد تا یک بار دیگر نشان دهیم که ما خواستار جامعه ای عاری از ستم و استثمار،عاری از تبعیض و نابرابری ها هستیم.
دست در دست هم برای داشتن زندگی پر از رفاه و شادی، برای زندگی آزاد و برابر، برای نابودی هر گونه ستم و استبداد و تبعیض و نابرابری ها ‌و…به خیابان خواهیم آمد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران در بیانیه ی خود نوشت: اتحادیه ی آزاد کارگران ایران به تمامی بازنشستگان تجمع کننده امروز درود میفرستد و خود را بخشی از اعتراض آنها میداند و همچنین تمامی بازنشستگان و‌ کارگران در سراسر کشور را فرامیخواند تا دستیابی به مطالبه افزایش دستمزد و حقوق به بالای ۱۲ میلیون تومان و دیگر خواست و مطالباتشان متحدانه و در‌کنار هم اعتراضاتشان را تداوم بخشند.

تجمع بازنشستگان در تهران – سه شنبه ۷ بهمن

تجمع بازنشستگان در تبریز – سه شنبه ۷ بهمن

تجمع بازنشستگان – ایلام – سه شنبه




با پایان بازجویی‌ها؛ گلرخ ایرایی از بازداشتگاه اطلاعات سپاه به زندان قرچک ورامین بازگردانده شد

گلرخ ابراهیمی ایرایی از زندان اوین؛ با دهه ی شصت در دشت بی فرهنگی خود

گلرخ ابراهیمی ایرایی، زندانی سیاسی امروز یکشنبه ۵ بهمن‌ماه پس از ۴۳ روز بازجویی از بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین به زندان قرچک ورامین بازگردانده شد. از سوی دیگر در زمان ورود خانم ایرایی به زندان قرچک به وی گفته شده از داشتن کارت تلفن و تماس با خانواده محروم است. خانم ایرایی در تاریخ ۲۳ آذرماه همراه با ضرب و شتم از زندان قرچک به بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، انتقال خانم ایرایی به زندان قرچک پس از ۴۳ روز بازجویی در بازداشتگاه این نهاد امنیتی صورت گرفته است. از این رو و با توجه به اینکه دستگاه امنیتی ایران سابقه‌ی طولانی در پرونده‌سازی برای زندانیان در شرف آزادی دارند، خانواده ایرایی نسبت به احتمال پرونده‌سازی مجدد برای این زندانی سیاسی در نگرانی بسر می‌برند. از سوی دیگر در زمان ورود خانم ایرایی به زندان قرچک به وی گفته شده از داشتن کارت تلفن و تماس با خانواده محروم است.

خانم ایرایی از زمان انتقال به بازداشتگاه این نهاد امنیتی تنها یک بار در تماس کوتاهی با خانواده‌اش از ادامه بازجویی‌های خود خبر داده است. طی هفته گذشته “رئوف” یکی از بازجویان بدنام اطلاعات سپاه پاسداران در تماس با خانواده ایرایی ضمن تهدید به آنها گفته گلرخ ایرایی کماکان تحت بازجویی است و حق اطلاع‌رسانی در خصوص وضعیت او را ندارند.

مادر خانم ایرایی حدود دو هفته پیش در پی فشارها و حمله عصبی ناشی از بی‌خبری از وضعیت دخترش در بیمارستان بستری شد و نهایتا پس از چند روز از بیمارستان مرخص شد و به منزل بازگشت.

گلرخ ابراهیمی ایرایی روز دوشنبه ۱۷ آذرماه امسال طی احضاریه‌ای که در زندان به وی ابلاغ شد، به بازداشتگاه اطلاعات سپاه احضار شده بود. در این احضاریه آمده بود که وی باید به مدت یک هفته جهت انجام تحقیقات به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شود. پس از احضار خانم ایرایی وی با بیان اینکه اکنون دوران محکومیت خود را در زندان سپری می‌کند و دلایل این احضار عینا مشخص نیست، از اعزام به بازداشتگاه این نهاد امنیتی خودداری کرد و احضار خود را غیرقانونی خواند.

روز یکشنبه ۲۳ آذرماه مسئولان زندان قرچک ورامین به همراه ماموران گارد زندان متشکل از ۲۰ مرد و زن پس از ورود به بند ۸ با باتوم و شوکر برقی اقدام به ضرب و شتم زندانیان سیاسی زن محبوس در این بند کردند. پس از ضرب و شتم زندانیان چند تن از ماموران گارد موهای گلرخ ایرایی را گرفته و او را روی زمین کشیدند و با بیان اینکه او باید به بازداشتگاه سپاه منتقل شود، وی را با خود بردند.

خانم ایرایی که پیشتر از تاریخ ۳ آبان ۹۵ در حال تحمل محکومیت حبس خود به دلیل فعالیت های مدنی در زندان اوین بود، با پرونده جدیدی در دوران حبس مواجه شد. او در تاریخ ۱۹ فروردین ۹۸ با پایان دوران محکومیت از بابت پرونده پیشین و با تودیع قرار از بابت پرونده جدید از زندان آزاد شد اما مدت کوتاهی پس از آزادی در تاریخ ۱۸ آبان ماه ۹۸ بازداشت و جهت تحمل حبس از بابت پرونده جدید به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

خانم ایرایی نهایتا در این پرونده جدید توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه همچنین علاوه بر این او را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب محکوم کرد. این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر بدون تشکیل جلسه دادگاه عینا تائید و به وی ابلاغ شد. بر اساس حکم صادره با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای هر یک از آنها قابل اجرا خواهد بود.

گلرخ ابراهیمی ایرایی و همسرش آرش صادقی فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج از زمان بازداشت خانم ایرایی از حق ملاقات و تماس تلفنی با یکدیگر محروم هستند. محرومیت این زوج زندانی از ملاقات و تماس تلفنی از زمان بازداشت خانم ایرایی وجود دارد. این در حالی است که در قانون پیش‌بینی‌هایی برای ملاقات بین اعضای زندانی خانواده‌ها شده است؛ حتی اگر آنها در زندان‌های جداگانه تحمل حبس بکنند.




سندیکای شرکت واحد: حنای خانه کارگر برای کارگران و بازنشستگان رنگی ندارد

تجمع اعتراضی اقشار مختلف مقابل مجلس ارتجاع همزمان با اعتراض بازنشستگان -  سیمای آزادی

بنا بر اخبار منتشره در شبکه‌های اجتماعی, خانه کارگر تهران فراخوان برای تجمع، یک روز پیش از تجمع سراسری بازنشستگان مطالبه‌گر مستقل را داده است. در واکنش به این اقدام, تشکلات مستقل بازنشستگان با اشاره به این ترفند, یادآور شدند که خانه کارگر تهران نه تنها حاضر به شرکت در تجمع اعتراضی در تهران نبوده که در تبلیغ با هدف متفرق کردن بازنشستگان تامین اجتماعی آنها را به صبر و انتظار دعوت کرده است. سندیکای کارگران شرکت واحد نیز در واکنش به این اقدام خانه کارگر بیانیه ای منتشر و تاکید کرده است که “آنچه که بیاد داریم در سالهای گدشته هیچ اعتراضاتی را از عوامل خانه کارگر و نمایندگان دولتی در خیابان ها ندیده ایم حال که هفتم بهمن بازنشستگان متحدانه میخواهند مقابل وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی اعتراضات مستقل خودشان را بدور از دعواهای جناحی و سیاسی داشته باشند عوامل خانه کارگر و دارو دسته محجوب یکروز قبل از هفتم بهمن فراخوان اعترض سر میدهند”

در زیر متن کامل بیانیه سندیکای شرکت واحد را می خوانید:

با افزایش گرانی ها و گسترده شدن فقر، بیشترین آسیب ها ی اجتماعی و اقتصادی نصیب کارگران و مستمری بگیران در جامعه شده است.
بطوری که سفره این حداقل بگیران روزانه کوچک و کوچکتر شده است.

از آنجایی که در دوسال گذشته گرانی ها بصورت روز افزون افزایش یافته و تا هفتاد درصد قدرت خرید بازنشستگان و کارگران را ازبین برده است .
صدای اعتراضات حداقل بگیران بخصوص بازنشستگان بلندتر شده است.
بطوری که حتی شکایت های صوری و هماهنگ شده عوامل خانه کارگر و نمایندگان غیرواقعی هم نتوانست مانند سالهای گذشته اعتراضات کارگران و بازنشستگان را به حاشیه ببرد.
در دو سال گذشته شاهد اعتراضات مستمر و متحدانه بازنشستگان بخصوص بازنشستگان تامین اجتماعی در مقابل مجلس و وزارت کار و سازمان های مختلف ذی نفع بوده ایم که این اعتراضات در راستای همبستگی بین مستمری بگیران بسیار تاثیر گذار بوده است بطوری که بازنشستگان تامین اجتماعی در تهران و شهرستانها توانسته اند بطور مستقلانه و همزمان صدای اعتراضاتشان را به اکثر شهرهای کشور بکشانند و این موفقیت در اعتراضات سازماندهی شده، بازنشستگان را بر این داشته تا در فکر ایجاد تشکیلات مستقل خودشان باشند تا منسجم تر و متحدانه تر اعتراضاتشان را تا رسیدن به مطالبات و خواسته های بحق دنبال کنند.

متاسفانه به واسطه نبود تشکل های مستقل کارگری و سندیکاها، عوامل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار خودشان را با حمایت های امنیتی و دولتی به کارگران و بازنشستگان نزدیک به سی سال تحمیل کرده اند و از تمامی منابع کارگران و مستمری بگیران علیه آنها استفاده میکنند و فقط به تعدادی خاص که در انتخابات فرمایشی شان شرکت میکنند و در جهت سرکوب تشکل هایی مانند سندیکای کارگران شرکت واحد نقش داشته اند حداقلی امکانات ارائه میدهند.

بطور مثال وقتی که سندیکای کارگران شرکت واحد درحال شکل گیری مجدد بود همین عوامل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار دهگانه اتوبوسرانی شرکت واحد، با تمام امکانات با حمایت پلیس و عوامل امنیتی با چوب و چماق در روز روشن ۱۹ اردیبهشت ۸۴ به محل سندیکای کارگران شرکت واحد حمله ور شدند و اعضای حاضر در محل سندیکا را مورد ضرب و شتم قرار دادند و هرچه را که در سندیکا بود غارت کردند تا بتوانند به اصطلاح خودشان سندیکا را در نطفه خفه کنند.
تا بلکه راحت تر بتوانند به غارت منابع کارگران ادامه دهند.
علیرضا محجو ب هم در مصاحبه ای گفته بود اگر میتوانست، حضورا در این حمله به دفتر سندیکای واحد شرکت میکرد اینکه نتوانسته بود با حضورش به چماقدارها در تخریب و ضرب و شتم کارگران سندیکایی کمک کند خیلی ناراحت بود.

سندیکای کارگران شرکت واحد اعلام میدارد:
بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی تنها از راه همبستگی و سازماندهی و ایجاد تشکیلاتی مستقل برای خودشان می توانند، هم از شرایط اسفبار معیشتی نجات پیدا کنند و هم توطئه های نخ نمای عوامل کارفرمایی خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار را که تنها منافع جناحی و دولتی را تامین میکنند خنثی کنند.

آنچه که بیاد داریم در سالهای گدشته هیچ اعتراضاتی را از عوامل خانه کارگر و نمایندگان دولتی در خیابان ها ندیده ایم حال که هفتم بهمن بازنشستگان متحدانه میخواهند مقابل وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی اعتراضات مستقل خودشان را بدور از دعواهای جناحی و سیاسی داشته باشند, عوامل خانه کارگر و دارو دسته محجوب یکروز قبل از هفتم بهمن فراخوان اعترض سر میدهند.
در صورتی که در دوسال گذشته از هیچکدام از اعترضات کارگران وبازنشستگان حمایتی نکرده اند.

حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه




لباس سنتی کردهای ایران و عراق – ای. و. بوگاسلوسکایا – برگردان از روسی:

کامران امین آوە

  • اخبار روز

پیش سخن مترجم:

در این اواخر برش‌های کوتاھی از برنامە‌ھای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در شبکە‌ھای اجتماعی مجازی باز پخش میشوند کە‌ بازتاب نگرش و گرایش‌ھای شوینیستی و توھین‌ آمیز مجریان تعلیم یافتە حکومت اسلامی بر علیە‌ ارزش‌های فرهنگی و آداب و رسوم ملل غیر فارس و از جمله کردهای ایران است.

 سخن در این نیست کە گردانندە برنامە، فارس یا کرد و آذری و … مسخ شدە وابستە بە نهادهای امنیتی است، بلکە سخن در سیاست بغایت ارتجاعی حکومتی است کە‌ بە‌ درازای بیش از ۴٠ سال حاکمیت خود در ستیز با تمامی ارزش‌ھای ملی مردمی است کە‌ در چارچوب جغرافیای سیاسی ایران زندگی می‌کنند. این حکومت ناهمگونی و هر آنچە‌ را رنگ اسلام و فرھنگ‌ حکومت شیعه اثنی‌عشری را نداشته باشد، بر نمیتابد.

  در برش ویدیویی کوتاھی کە‌ گویا چند سال پیش پخش، و امروز به دنیای مجازی راە‌ یافتە‌ است، مجری برنامە‌ بطوری زنندە‌ بە‌ لباس ملی میلیون‌ھا کرد توهین میکند. بە‌ ھر حال، ھر دم از این باغ بری میرسد، روزی کردھا را در رسانە‌ھای ایرانی متھم بە‌ بریدن گلوی آن سرکوبگرانی میکنند کە‌ کردستان را بە‌ خاک و خون کشیدە‌ و بی مھابا صغیر و کبیر را از دم تیغ میگذراندند و روزی دیگر، خلبانی که در سرکوب و قتل عام “افتخارآمیز” مردم بی‌گناە و آزادیخواهان کرد شرکت مستقیم داشته است، اذعان میدارد که کردھا  برای گوشت خلبان‌ھای ایرانی نرخ‌ھای آنچنانی تعیین میکردند. انگار کردستان ایران مرکز و زیستگاە هانیبال‌ها و آدم‌خورها بود و در قصابی‌‌ها به جای گوشت گاو و گوسفند، تن سر بریدە سربازان غیور اسلام بفروش میرسید؟؟!!! و ما نمیدانستیم. بدون شک از این امامزادە‌ھا که بیش از چهل سال در حال سرکوب کردها و تمامی آزادیخواهان ملل مختلف ایران هستند بیش از این نیز نمی‌توان انتظاری داشت.

 ایران کشوری است کثیرالمللە، با مردمی که زبان، فرهنگ و … گوناگون و متنوعی دارند. آشنایی بیشتر با علایق ملی و احترام و قبول این ناهمگونی به زندگی مسالمت‌آمیز و دوری از خصومت‌‌های ملی کمک می‌کند. عدم درک این واقعیت سادە موجب کنش‌‌ و واکنش‌های می‌شود که میتواند به همبستگی و مبارزە ملل تحت ستم برای رسیدن به حق تعیین سرنوشت آنها و زندگی دوستانه و مسالمت آمیز آنها در پهنه جغرافیای سیاسی ایران صدمات جبران ناپذیری بزند.   

در ادامه سخن برای آشنایی خوانندگان فارس زبان با ارزش فرهنگی، هنری و سیاسی و تاریخی لباس کردی، ترجمه نوشته‌ای از اتنوگراف روس “بوگوسلوسکایا” در اختیار علاقمندان قرار میگیرد.

*****

جهان بینی, دیدگاه, ارزش, اعتقاد وتمام موارد مربوط  به عرصه معنویات, بیشتر توسط فرهنگ شناسان(اتنوگرافها) مورد بررسی قرار میگیرد. با وجود این عملا بخش مهمی از حیات معنوی همبود اتنیکی[۱], مجموع نظریات زیبا شناختی آن و تمایل گروه‌هایی که دارای درجات مشخص اتنیکی هستند از نظر می افتد .برای بیان این مسائل باید تمام جوانب حیات را به گونه ای منظم نشان داد. در پژوهش‌ها, مقوله‌ زیبا شناختی تنها در بررسی پدیده های انتزاعی – فرهنگی (موزیک, رقص) یا گذار هنر در حال رشد به هنر حرفه ای  ظاهر می شود, منتهی به سادگی می توان متوجه این نکته شد که حتا درمراحل اولیه تکاملی انسان نیز زیبا شناختی زندگی اجتماعی, مختص به انسان بوده است. به صورتیکه انسانها در مراحل آغازی جامعه اشتراکی از نشانه های هنری به صورت علامت وقبل ازهرچیز اتنیک بهره برداری می کردند.

ابداع شیوه های انتقال اطلاعات گروه اتنیکی  بربنیان پدیده « ما – آنها » و آرایش محیطی منظم در پیرامون آن, اعطای مختصات فرهنگی زبان به آن و درکی ناخودآگاه و کاملا احساسی می باشد. همزمان پرورش و تربیت افراد جامعه درچارچوب سنت های موجود, بر پایه محیط فرهنگی و بارنگ و نمای مشخص اتنیکی صورت گرفته, به آن رنگی مشخص و در واقع تصوری از زیبایی می دهد.

مفهوم « زیبا – زشت » با مفهوم « ما – آنها » پیوند داشته, خطوط روشن جهان بینی گروه‌های مختلف اتنیک را تشکیل می دهد. بی شک سنت پویا بوده و تحت تاثیر عوامل بیرونی و تغییرات درونی که دارای قانونمدیهایی در چارچوب سنت هستند, قرارمی گیرد. متاسفانه اکنون نیز طرح مشخصی برای تجزیه و تحلیل صوری ویژگی های اتنیک بسیاری از پدیده های فرهنگ مادی وجود ندارد و این در حالی است که ضرورت چنین پژوهش هایی کاملا احساس گشته, کمبود پرداختن به ویژگی‌های اتنیکی اشیاء ازهمان نظر اول درمطالب منتشر شده فرهنگ شناسان مشاهده می شود.

لباس ملی از نقطه نظر زیباشناسی پدیده‌ای کاملا منحصر بفرد است. از یک سو جامعه سنتی در حال رشد دارای امکانات غنی و کافی برای استفاده ازمواد مختلف جهت تهیه لباس است و از سوی دیگر تغییردر پارچه وشرایط زندگی, مستمرا موجب تهیه لباس‌های جدید با افزودن چیزهای نو به آن میگردد. ویژگی‌های طبیعت انسان , خواست‌ها و انتخاب فردی در چارچوب سنت, موجب رشد فانتزیهای خلاق درتهیه لباس میگردد. طبیعتا با رشد تکنولوژی سخن از سوسیوم[۲] آن دسته از گروه‌های اجتماعی می‌رود که امکان دست یابی به مواد اولیه را دارند. برای نمونه لباس تهیدستان بیشتر از همه‌ جنبه عمل‌گرایی دارد و این در حالی است که لباس اقشار مرفه جامعه معمولا کمتر در رابطه با سنت بوده, بیشتر جنبه پرستیژ دارد. در نتیجه انتخاب لباس‌هایی که دارای نشانه های کافی سنتی هستند برای تجزیه و تحلیل ویژگی های زیبا شناختی اهمیت بسیاری دارند. لباس اقشار میانی جامعه چون قاعده ای پاسخگوی این نیاز می‌باشد. در اینجا باید نقش دیگر لباس نیز مورد توجه قرار گیرد. در جوامع سنتی, لباس تقریبا بدون مشارکت صنعتگران حرفه ای تهیه می شود و همین موجب رشد قابلیت های هنری افراد میگردد.

 به یقین می توان گفت, که لباس سنتی کردها بندرت مورد بررسی قرار گرفته است . عملا تحقیقی در مورد لباس کردهای ترکیه نشده است. اطلاعات مربوط به ادبیات کردهای ایران بسیار اندک می باشد. هانسن [۳]در دهه پنجم قرن بیستم زندگی زنان کرد درعراق را برشته تحریر درآورد. تک نگاشت او سرشار از تصاویر و طرح‌هایی است که بدون آنها مشکل بتوان مطالب را مورد سنجش و مقایسه قرار داد. در ضمن باید به نوشته م. عارف و بویژه دزیگل[۴]  اشاره کرد که برای نخستین بار از شیوه زیبا شناختی برای بررسی لباس های ملی اقشار مختلف مردم در عراق استفاده کردند.

تک نگاری Al-Jadir W-Azzawioh نیز حاوی اطلاعات جالبی در رابطه با لباس‌های کردی است. اما از نقطه نظر زیبا شناختی , کلکسیون پوشاک و تصاویر موجود در موزه مردم شناسی و فرهنگ شناسی پترکبیر(درسن پترزبورگ– م) منبع اصلی تجزیه و تحلیل لباس کردی می باشد . در این موزه چند ین دست لباس و ده‌ها عکس وجود دارد که بخوبی تابلوی عمومی دگرگونی لباس را در قرن بیستم تکمیل کرده, پایداری نمونه‌های[۵] معین ثبت شده در ادبیات را منعکس می‌کند. لازم به ذکر است که کردها در ایران و عراق بعنوان اقلیت قومی تحت ستم مضاعف بوده, برای کسب حق تعیین سرنوشت ملی – سیاسی  خود مبارزه می‌کنند. بی شک این مساله‌ بی تاثیر در رابطه کردها با فرهنگ خود نمی باشد.

در قرن بیستم تغییرات قابل توجهی در لباس‌های سنتی تمام خلق‌های جهان صورت گرفت. نفوذ پارچه های کارخانه‌ای در کشورهای شرق نزدیک موجب دگرگونی فرهنگ مادی خلق‌های این منطقه شد. همزمان رشد خودآگاهی ملی موجب تشدید علاقه به لباس و بخصوص به نوع مجلسی آن گردید, پدیده‌ای که نگارنده این سطوردربین اعضای جمعیت کردهای لنینگراد(سن پترزبورگ کنونی) مشاهده کرده است.

لباس مردانه

هانسن در تک نگاری خود به تشریح ۲ نوع لباس کردی ]رواندوزی و سلیمانیه‌ای [ در عراق می‌پردازد. نتیجه گیری مولف با مشاهدات م. عارف و Al-Jadir W-Azzawioh  نیز تایید می شود. کلکسیون موزه پتر کبیر امکان طرح وسیعتری از آن را به ما می‌دهد. محدوده استفاده از نوع « سلیمانیه‌ای » آن به ایران نیز می‌رسد. محدوده پوشش لباس مردانه کردی « رواندوزی » تنها مختص به بخش معینی از ]کردستان[ عراق  می باشد.

موارد زیر وارد ترکیب لباس رواندوزی می شوند: پیراهن از پارچه نخی سفید با دوخت یکنواخت, آستین های راست و بدون زیر بغل. تک پارچه سه گوش بزرگی که به جای سردست]سورانی[ دوخته می‌شود یکی از ویژگی های مشخص پیراهن سنتی کردها است. چنین پیراهنی در نوع «سلیمانیه‌ای» نیز وجود داشته, بطور کلی مختص به لباس کردی می باشد. برش زیرشلوار شبیه شلوار است, با این تفاوت که از پارچه نرم نخی تهیه می‌شود. لباس رو را که معمولا از پارچه خانگی پشمی تهیه شده, روی لباس زیر می‌پوشند. در حال حاضر از این پارچه ها استفاده نمی‌شود، بلکه از پارچه کت و شلواری پشمی ویا از پشم با لاوسال[۶] استفاده می‌کنند. تفاوت اساسی لباس رواندوزی با اقوام ایرانی زبان در نوع شلوار آن است. پاچه شلوار گشادتر ازقسمت بالای آن است. خشتک شلوار به شکل شش ضلعی می‌باشد. برای دوختن شلوار و نیم تنه بالایی از یک نوع پارچه استفاده می‌شود. نیم تنه با قامت مستقیم بوده, دارای آستین های راست و فاقد زیر بغل است. یکی از نشانه های پراهمیت لباس رواندوزی چگونگی رنگهای شلوار و نیم‌تنه است .کردها از پارچه‌هایی که نقش های درشت, چهارخانه ویا راه راه هستند, استفاده می‌کنند. پژوهندگانی که این نوع لباس را مورد بررسی قرار داده‌اند برای یکبار هم, استفاده از پارچه های ساده را یادآور نشده‌اند.

کفش سنتی کردها و ایرانی ها به گونه ویژه ای است. تخت کفش آنها از تکه پارچه‌های سخت پرس شده ساخته شده است رویی آن دارای قلابی از نخ های کلفت پنبه‌ای است. کردها کلاه نمدی نرمی که یک یا چند چارقد به شکل دستار روی آن بسته می شود, برسرمی‌گذارند. سه گوش انتهایی آستین پیراهن از زیرآستین نیم تنه بیرون آمده است, این سه گوش به دور پنجه پیچیده شده, در نزدیکی آرنج گره زده می‌شود. شال کمری چندمتری از کشمیر, ابریشم یا پارچه های دیگر نیز تعلق به این نوع لباس دارد. رنگ آن ممکن است روشن باشد. شال را پس از چند دور پیچاندن به دور کمر, به صورت ویژه‌ای در جلوی کمر گره می‌زنند. (تعداد گره ها  متناسب با تعداد پیچش شال به دور کمر می باشد که معمولا ۶ – ۵ دور است).

لباس « سلیمانیه‌ای » ازدو جنبه با نوع « رواندوزی » متمایز می گردد:

  1. این نوع شلوار خاص اقوام ایرانی بوده, قسمت کمری آن بسیار گشاد و پاچه شلوارش تنگ است. خشتک, بزرگ ومربعی شکل بوده موجب ایجاد یک سری چین در ناحیه ران می‌شود.
  2. این لباس‌ها از پارچه های که رنگ‌های ساده‌ای دارند تهیه می‌شوند. در کلکسیون ما لباس یک کرد کشاورز عراقی از پشم خاکستری تیره و رنگ نشده  دست بافت, و لباس کردی از مهاباد ( ایران) از پشم سفید ریز بافت که استادانه با ابریشم بنفش روشن روکاری شده است, وجود دارد. به غیراز این‌ها ,گونه‌های دیگری نیز وجود دارند. در کلکسیون موزه, لباس کرد شهرنشینی از مهاباد وجود دارد که نیم تنه بالایی آن تمام ویژگی‌های برش سنتی را حفظ کرده است و دارای یکسری تکه ها مانند یخه و جیب‌های رو و تو می‌باشد که بطور یقین از لباس نظامی اخذ شده است . این لباس با استفاده از پارچه ابریشمی قهوه‌ای تیره بافت کارخانه دوخته شده است. عناصر لباس نظامی در عکس‌هایی که توسط هانسن و آریستاوا نیز گردآوری شده‌اند, مشاهده میگردد.

با توجه به نکات یاد شده , چه چیزی لباس مردانه کردی را از لباس ایرانی‌ها و عربها متمایز می‌کند ؟ مشاهدات جهانگردان در قرن نوزدهم به وضوح بیانگر چگونگی لباس سنتی کردها است . اشکال متنوع , پویایی رنگ‌ها, فزونی قطر برای آراستن دستار, تفاوت رنگ‌ها در بخش های مختلف لباس نشانگر تلاش برای ایجاد تصویری بیاد ماندنی است که هیچ تمایلی برای هماهنگ شدن ندارد.

لباس زنانه

لباس سنتی زنان کرد در عراق بیشتر مورد بررسی قرار گرفته است. کلکسیون‌های موزه پترکبیر این امکان را می‌دهد تا بغیراز موارد شناخته شده, یک نوع رایج آن درایران را نیز مجزا کرد (در این مورد به سختی می توان از سطح اختلاف گونه شناسی آنان سخن گفت). لباس زنانه کردهای عراق در اواسط سده بیستم به شکل زیر تهیه می‌شد: زیر پیراهن نخی که قطعا به تقلید از لباس زیر اروپایی دوخته می‌شد, شلوارگشاد با خشتک مربعی نه چندان بزرگی که قسمت بالای آن از پارچه ساده و روشن تهیه شده و در قسمت کمر و مچ پا جمع می‌شود. بخش اساسی این نوع شلوارها از پارچه ساده نخی یا ابریشمی با رنگهای روشن دوخته شده است. روی این مجموعه, پیراهنی با برش یکنواخت, چین های مایل جنبی و آستین‌های راست با سه گوش یزرگی که به جای سردست دوخته شده است, پوشیده می‌شود.

چنین لباسی را می‌توان با استفاده از پارچه های دلخواه نخی, ابریشمی و یا مخملی بنابر بضاعت خانواده دوخت. منتهی آنچه در عکس‌ها جلب توجه می‌کند رنگ روشن و نقش گل‌های درشت در تمام لباس‌ها است. بی‌شک زنان میانه سال بیشتر ترجیح می‌دهند لباس‌های تیره رنگ را به جای لباس‌هایی که از پارچه‌های ساده رنگی با نقش‌های کوچک سنتی ایرانی دوخته شده‌اند,  بپوشند.

آنها روی لباس, جلیقه مخملی یا ابریشمی روشن نقش داری که روی آن سوزنکاری شده است, می پوشند. روی آن ممکن است ژاکت بلندی که برش یکنواخت, پهلوهای گشاد در قسمت پایین و آستین های راست دارد پوشیده شود. برای دوختن ژاکت از پارچه‌های مختلف استفاده می‌شود (شواهدی مبنی بر نوع پشمی آن در دست نیست) در صورت امکان آن را با نوار و گلدوزی تزئین می‌کنند. زنان کرد کلاهی راکه معمولا با سکه, زنجیر و منجوق آراسته شده , برسرمی گذارند. دستاری از یک یا چند شال دور کلاه پیچیده, آن را با بندی ازمنگوله‌ های نخی یا پشمی تزئین می‌کنند. گاه شال نازک و ساده‌ای روی دستار می‌کشند.

اطلاعات مربوط به لباس زنان کرد در عراق را می‌توان با تشریح ۲ نوع لباس مجلسی موجود در موزه [پتر کبیر] تکمیل کرد .در مقایسه با زمان هانسن, در سال‌های اخیر تغییراتی در لباس کردی زنان بوجود آمده است. دخترهایی که از محیط روشنفکری برخاسته‌اند معمولا کلاه بر سر می‌گذارند و برای دوختن لباس از پارچه های هم نهشته[۷] استفاده می‌کنند.

ل. دزینگل در رابطه با تغییرات لباس کردی در آغاز دهه ۸۰ قرن بیستم می‌نویسد “کردها با توجه به گذار از نیمه‌ کوچ نشینی – دامداری به کشاورزی تا حدی از نظر مادی غنی‌تر شده, توانسته اند ارتباط منظم و پایداری با مراکز تجاری  بوجود آورند, در نتیجه سختی شرایط زندگی شان کمتر شده است”.

وضعیت جدید موجب تغییراتی در لباس آنها شده است. علاقه سنتی به رنگ‌های روشن, گذار عمومی به پارچه‌های هم‌نهشته روشن را مهیا ساخته است. درگذشته تنها خانواده‌های ثروتمند قادر به پوشیدن لباس‌های شیک و گلدوزی شده با طلا و نقره بودند ولی اکنون امکان تهیه پارچه‌های پلی استر تزئین شده با پولک های طلایی و نقره‌ای برای همگان وجود دارد.

لباس‌های مجلسی دانشجویان کرد عراقی از سه تکه تشکیل شده است: پیراهن, شلوار و جلیقه. برش آنها به شیوه سنتی است اما تنوع رنگ ها بی مانند و منحصر بفرد است. یکی ازاین لباس ها ترکیبی از پیراهن پلی استر توری بنفش روشن است که سرتاسر آن با نخ‌های نقره‌ای گلدوزی شده است, شلواراز پارچه پلی استر سبزرنگی است که با نخ فلزی قرمز رنگی روکاری شده است. روی پیراهن جلیقه سفید کوتاهی ازجنس ابریشم می‌پوشند که نقش‌های درخشانی دارد.

یک دست لباس دیگرترکیبی از پیراهن سبز رنگ, بدن نما با نقش‌های طلایی و شلوارسرخ زربافت وجلیقه پشمی هم نهشته  آبی – سرخ است. در این لباس, رنگ‌ها رودرروی هم قرار می‌گیرند, نقش‌ها درشت است و به روشنی عدم هماهنگی آنان با عناصر دیگر لباس به چشم می‌خورد. لباس خاطره تاثیربخشی به وجود می آورد. نگارنده امکان یافت تا لباس های مشابه را در بین شرکت کنندگان جشن نوروز در لنینگراد [سن پترزبورگ کنونی] ببیند.

 در سال ۱۹۸۶ لباس یک زن متاهل و با بضاعت کرد مهابادی (ایران) را به موزه آوردند. لباس بطور چشمگیری از نوع عراقی متمایز می‌گردد. اگر این لباس را براساس تصاویر موجود در کلکسیون مورد ارزیابی قرار دهیم , بخوبی ویژگی مختص به لباس کردهای ایران متمایز می‌گردد. برش پیراهن یکنواخت است, قامت آن برش خطی دارد و دامنی پرچین به آن دوخته شده است. کمر پیراهن پایین‌تر ازحد معمول است، بطوریکه هنگام پوشیدن بالا کشیده می‌شود, در نتیجه قسمت بالا تنه روی کمر آویزان می‌شود.

در ترکیب این لباس شلوارهای گشاد ابریشمی (با برش سنتی برای تمام کردها) و بلوز وارد می شود. بلوزکوتاه است, تا ناحیه ران می‌رسد و در پهلو دارای برجستگی خاصی است. برش بلوز شبیه برش بلوز ایرانی‌ها است. شال کشمیری بلندی با همان گره‌هایی که از مشخصات لباس مردانه است, بدور کمربسته می‌شود. کلاهی آراسته  وپر زرق و برق به سر گذاشته شده, روی آن شالی از تور هم نهشته می‌کشند. رشته رنگ های لباس بسیار متنوع است: شلوار صورتی , پیراهن صورتی نارنجی با نقش و نگاره های طلایی, شال نارنجی با نقش های متنوع رنگی و بلوز به رنگ بنفش روشن با نقش های طلایی. کلاه از پارچه های قرمز و سبز تهیه شده, و شال نارنجی است. در تصاویر, رنگ اساسی لباس‌ها صورتی یا نارنجی است, اما در اصل هر بخش آن دارای رنگ خاصی است که وارد هماهنگی عمومی نمی‌شود و قبل از هر چیز احساس ناهماهنگی ترکیب‌های مختلف را در بیننده بر می‌انگیزد که سمت و سوی آن در جهت متعادل کردن این مجموعه در تمامیت آن نیست و مجددا خاطره تاثیربخش پویایی بوجود می‌آورد. لازم به گفتن است که هیچ کدام از این ۳ دست لباس به قشرهای تهیدست جامعه تعلق ندارند.

بدین ترتیب با توجه به انعکاس بعضی از خطوط هنری جهان بینی لباس‌های سنتی کردها می توان به درک این نکته رسید که این لباس ها چه خطوط مشخصی از لباس ملی کردها را منعکس می‌کنند. یکی از ویژگی‌های لباس مردانه و زنانه کردها تلاش برای خودنمایی و رویارویی لباس خود با دیگران است. استقلال, غرور و سلحشوری کردها به خوبی عیان است. آنها اصالت فرهنگی خود را کاملا حس کرده, سعی در حفظ آن دارند. منتهی در ده سال اخیر اصلاحاتی در لباس‌های سنتی صورت گرفته است. در شهرهای بزرگ پوشیدن روزمره لباس کردی کم رنگتر شده است. در بیشترجاها لباس سنتی نقش مجلسی را ایفا می‌کند و این در حالی است که در شرایط سخت, موجودیت قومی نقش ویژه‌ای را ایفا می‌کند.

کردها حتا هنگامی که دور از میهن نیز هستند لباس سنتی‌شان را به همراه دارند و این عمل ستایش برانگیزی است. متاسفانه با تنگ شدن محیط کاربرد لباس سنتی, غنای رنگ‌های آن نیز کم می‌شود. اکنون کاملا مشهود است که تفاوت‌های قبیله‌‌ای در زیباشناختی در حال از بین رفتن است . در روند شکل گیری آگاهی تمام اتنیکی, ویژگی‌های ملی لباس از بین می‌رود و بیشتر به صورت نشانه‌های تمام اتنیکی در می‌آید. تاثیرات بیرونی بویژه از طریق تاثیرات زیبا شناختی مجموعه‌های غیراتنیکی (پارچه, عناصر تزئینی و …) نیز تاثیر خود را برچگونگی لباس ملی می‌گذارد. تغییر شیوه نگرش و ارتباط اتنیک با جهان پیرامون بر بافت زنده فرهنگی و بویژه  لباس اثر می‌گذارد.

منبع: کتاب جهان بینی سنتی خلق های آسیای نزدیک-  مجموعه مقالات- انتشارات علم، مسکو، ١٩٩٢


[۱]  واژه اتنیک در فارسی  بعنوان قوم , قومی ترجمه شده است . با توجه به اینکه معادل فارسی آن   در برگیرنده معنی واقعی آن نیست در اینجا همان واژه اتنیک به کار برده شده است.

[۲] Socium

[۳] Hansen

[۴] Dziegiel

[۵] Stereotype

[۶] lavsal

[۷] Synthetic