سندیکای شرکت واحد پروندهسازی قضایی برای کارگران هفتتپه را محکوم کرد
روز گذشته اعلام شد ۲۸ نفر از کارگران مجتمع هفت تپه به شکایت مالکان این شرکت به نهادهای قضایی احضار شده اند. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی در همبستگی با این کارگران بیانیه ای منتشر کرده و فشارهای قضایی و امنیتی و بر کارگران را محکوم کرده است.
در این بیانیه آمده است: در ادامه اعتراضات کارگران نیشکر هفتتپه در اعتراض به لغو خصوصیسازی و فساد مدیریت، نهتنها تاکنون با وجود محرز بودن فساد کارفرمای خصوصی شرکت نیشکر هفتتپه اقداماتی در راستای خلع ید از کارفرما صورت نگرفته، بلکه هنوز مطالبات و خواسته های این کارگران تحقق نیافته است. اما در مقابل با شکایت اسدبیگی ازکارگران، مجددا برای ۲۶ تن از این کارگران معترض و پیشرو شرکت نیشکر هفتتپه در دادگاه پروندهسازی شده است که طی پیامکی که از سوی دادگستری بدست وکیل کارگران رسیده است، پرونده کارگران با اتهامات اخلال در نظم و آسایش عمومی به شعبه اول دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شوش ارجاع شده است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضمن برسمیت شناختن تمام مطالبات کارگران شرکت نیشکر هفتتپه، هر گونه پروندهسازی و تهدید و تعقیب قضایی برای آنها را محکوم کرده و خواستار شنیده شدن فریاد دادخواهی کارگران و خلع ید از بخش خصوصی و رسیدگی به فساد مدیریت هفتتپه که یکی از خواستههای کارگران است شده است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در پایاین بیانیه ی خود تاکید کرده است: چاره زحمتکشان وحدت و تشکیلات است
آرش جوهری فعال کارگری به ۱۶ سال حبس محکوم شد!
آرش جوهری فعال کارگری و اجتماعی به ۱۶ سال حبس محکوم شده اند. اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران ایران در بیانیه ای با اعلام این خبر نوشته است:
آرش جوهری، فعال کارگری و اجتماعی که در شبکه های اجتماعی در دفاع از حقوق کارگران، زنان و کودکان فعالیت می کرد، بیش از سه ماه است که در بازداشت بسر می برد.
آرش جوهری در تاریخ پانزدهم مهر ماه ۹۹ توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران، در خانه خویش بازداشت شد. ماموران بعد از بازرسی خانه، وسایل شخصی از قبیل موبایل، لپ تاپ و برخی مدارک خصوصی وی را ضبط کرده و او را به مکان نامعلوم بردند.
طی دو ماه اعضای خانواده وی به کلی از سرنوشت او بی خبر بودند و هیچ ارگان و مقامی پاسخگوی پیگیری های آنان نبود. آرش جوهری ، بازجویی های طولانی ، طاقت فرسا و توام با تهدید و ارعاب را از سرگذراند و ۲۰ روز را در انفرادی به سر برد. او با اتهامات بی اساس و کلیشه ای در دادگاه در مجموع به ۱۶ سال حبس محکوم شده است. او به “ده سال حبس تعزیری بابت اداره کردن دستجات غیر قانونی با هدف برهم زدن امنیت “، “پنج سال حبس تعزیری بابت اجتماع و تبانی”و “یک سال حبس تعزیری بابت فعالیت تبلیغی علیه نظام” محکوم شده است. او پس از اتمام بازجوئی ها به بند چهار زندان اوین متتقل شد و به سرعت برای او دادگاه تشکیل دادند.
نحوه بازداشت، شیوه بازجویی ، پرونده سازی و صدور حکم سنگین ۱۶ سال زندان برای آرش، نشان می دهد که رژیم جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری تلاش دارد که زور و قدرت خود را با به بند کشیدن فعالین اجتماعی به نمایش بگذارد. روزی نیست که در این کشور تعدادی از فعالین کارگری، اجتماعی و فرهنگی دستگیر نشوند و با اتهامات واهی به زندان های طولانی مدت، شلاق و تبعید محکوم نگردند.
ما دستگیری و حکم ۱۶ سال زندان برای آرش جوهری را شدیدا محکوم می کنیم و از همه نهادهای کارگری، سازمانهای مدافع حقوق انسان و فعالین کارگری می خواهیم که نسبت به این حکم غیر انسانی اعتراض کنند و برای آزادی آرش جوهری تلاش کنند. باید صدای آرش جوهری و همه فعالین کارگری و اجتماعی و خانواده آنها باشیم.
صاحبان سرمایه، مفسدان و غارتگران، استثمار گران و ستم گران، در هر لباسی باشند، سرمایه دار و حامی نظام سرمایه داری هستند. این حضرات چه در بخش خصوصی باشند و یا در بخش دولتی، و یا تحت هر عنوان دیگری، همگی از خانواده و طبقه سرمایه دار بوده و بر اساس منافع طبقاتی خود و برای کسب سود بیشتر ما را استثمار می کنند، شیره جانمان را می کشند و فقر و نداری و سیه روزی را برای ما رقم میزنند.
یکی از این سرمایه داران که در بخش خصوصی دست به استثمار و تبعیض میزند، اسدبیگی می باشد. کسی که بر اساس رانت حکومتی توانسته است سایه شوم خود را بر هفت تپه بگستراند. کارگران هفت تپه که سالیان سال است در راستای مطالبات خود دست به مبارزه زده اند، همچنان برای لقمه ای نان مجبور هستند این مبارزه را ادامه دهند.
کارگران هفت تپه از دهه ۸۰، مبارزات وسیعی را تا به امروز علیه صاحبان سرمایه شروع کرده اند. تا جایی که در سال ۱۳۸۷ کارگران هفت تپه در جریان مبارزات خود توانستند تشکل مستقل سندیکای کارگران هفت تپه را تشکیل دهند.
کارگران هفت تپە از همان زمانر(دهه ۸۰) که شرکت در مدیریت بخش دولتی بود با شعار “کارگر هفت تپه ایم، گرسنه ایم، گرسنه ایم” مبارزه را شروع کردند و اکنون که شرکت هفت تپه در اختیار خانواده اسد بیگیر(بخش خصوصی) می باشد، این شعار همچنان شعار کارگران هفت تپه می باشد.
در دوره جدید اعتراضات کارگران هفت تپه، یکی دیگر از خواستهای کارگران خلع ید از بخش خصوصی می باشد.
بعد از اختلاس های میلیاردی و ارجاع پرونده اسدبیگی به دادگاه، این امیدواری ایجاد شده بود که شاید دست اسد بیگی از هفت تپه قطع شود.
اما در نهایت بعد از تشکیل چند جلسه دادگاه فرمایشی، رای حضرات به نفع اسدبیگی صادر و خلع ید از هفت تپه صورت نگرفت.
بعد از صدور این رای، اسدبیگی و عوامل او از طرق مختلف، اذیت و آزار کارگران فعال و مبارز در هفت تپه را مجددا شروع کردهاند.
از جمله اقدامات جدید اسدبیگی عدم بستن قرارداد با فعالین کارگری، اخراج سازی، تبدیل مرخصی کارگرانی که قانونی در مرخصی هستند به غیبت و… تنها نمونه های تاکنونی در دور جدید می باشد.
اسدبیگی با همکاری قوانین موجود، نهادها و سازمان های دولتی و شبهه دولتی، با پرونده سازی همچون گذشته تلاش خواهد کرد که صدای اعتراض کارگران حق طلب را خاموش سازد.
در اینمیان تمام دستگاه های حکومتی، از جمله اداره کار، پلیس، نیروهای اطلاعاتی، امام جمعه و استاندار، نیروی قضایی و دادگستری ها!! از آقای رئیسی تا آن یکی رئیس دیگر، از دانشجویان عدالتخواه، تا خانه کارگری ها، از شورای اسلامی تا محور مقاومتی ها، خلاصه از تمام اعوان و انصار مدافعان سیستم سرمایه داری، هرکدام در راستای سرکوب طبقه کارگر و جنبش مستقل کارگران تلاش های روز افزونی را شروع کرده اند.
این مدافعین دروغین طبقه کارگر، هیچ مشکلی با سیستم و مناسبات استثمارگر سرمایه داری نداشته و به دنبال منافع حقیر خود هستند.
یکی می گوید اسد بیگی اهلیت ندارد، دیگری می گوید خصوصی سازی خوب اجرا نشده است، یکی می گوید خودمانی سازی است و آن دیگری…. اما همه اینها در اساس یک منفعت مشترک را دنبال می کنند، آنهم دفاع از مالکیت خصوصی بر ابزار تولید، استثمار کارگران و کسب سود از گُرده طبقه کارگر.
همه اینها عاملان استثمار، فقر، فلاکت، سیه روزی کارگران و زحمتکشان و مزد بگیران می باشند. ما بعنوان سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه بارها گفته ایم و باز هم تکرار می کنیم که، نه دانشجویان عدالتخواه، نه خانه کارگری ها نه شورای اسلامی ها، نه محور مقاومتی ها، نه فلان امام جمعه، نه استاندار و نه دولت ،نه رئیسی و نه نیروی قضایی و نه…. هیج شخص و نهاد و سازمان دولتی و حکومتی دلسوز طبقه کارگر نبوده و نخواهد بود.
ما گفتیم که نمایندگان دروغین مجلس حامی ما کارگران نیستند و نباید به وعده های تو خالی آنها هیچ توهمی داشت. ما گفتیم که تنها باید به نیروی طبقاتی خود باور داشته باشیم. گفتیم که باید متشکل شد، تشکل مستقل از دولت و کارفرما و مستقل از هر حزب و سازمانی، را باید داشت.
گفتیم که کارگران بدون ظرف تشکیلاتی مستقل، بدون همکاری، اتحاد، همبستگی و همدلی، در این مبارزه سخت پیروز نخواهند شد.
کارگران هفت تپه: ما تجارب زیادی داریم، دانش و شناخت مبارزاتی ما هر روز بیشتر و بیشتر می شود. باید بتوانیم ضعف های موجود را کم رنگ و کم رنگ تر کنیم و از طرف دیگر نقاط قوت را با همبستگی، هم فکری و همدلی بیشتری به پیش ببریم.
کارگران عزیز و مبارز؛ یکی از شروط پیروزی ما کارگران در زمین واقعی مبارزه، شناخت دوست و دشمن است.
دشمنان طبقاتی ما به دلیل داشتن پول و قدرت و اسلحه، و در اختیار داشتن تمام امکانات موجود جامعه (فعلا) به هر رنگ و لباسی در می آیند تا شاید بتوانند ما را فریب دهند و مبارزات ما را از ریل اصلی خارج کنند.
پس یک بخش از مبارزه ما شناسایی و مبارزه با مدافعین دروغینی است که خود را مدافع کارگران معرفی می کنند. نباید اجازه داد این گونه افراد و سازمان ها به صفوف طبقه کارگر نفوذ پیدا کنند. تمام راه های ورودی را باید بر انها بست.
نکته پایانی: کارگران مبارزه هفت تپه؛ باید متحدانه در مقابل هجوم خزنده اسد بیگی ایستاد و اجازه نداد که نقشه های شوم خود علیه فعالین کارگری در هفت تپه را اجرایی کند. باید با اتحاد و همبستگی به این ظلم و بی حقوقی آشکار اعتراض کرد و هم چون گذشته با شعار نان کار آزادی در مقابل این ستمگران ایستاد.
پیروزی از آن ماست سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه یکشنبه ۲۱ دیماه ۱۳۹۹
زنده باد اتحاد، زنده باد اعتصاب سراسری کارگران
بردهداری مدرن در جهان افزایش یافته است
اخبار روز
کوچک شدن سفره و چالش در تامین معیشت زندگی، تنها مشکلات ناشی از شیوع کرونا برای کارگران نیستند. گزارشهای منتشر شده در سراسر جهان نشان میهد، قاچاق کارگران در دوران کرونا افزایش یافته است.
به گزارش ایلنا، «کریستوفر جانسون» خبرنگار حوزه کارگری در ایالات متحده آمریکاست که به چالشهای کارگران در سطح جهان توجه میکند. این خبرنگار در گزارشی تاثیر کرونا بر جامعه کارگری را بررسی کرده است. نویسنده گزارش باور دارد، ویروس کرونا «بردهداری نوین» در جهان را افزایش داده است. ترجمه این گزارش را که در Trust منتشر شده، در ادامه میخوانید:
کمتر از یک دهه، از تصمیم سازمان ملل متحد درباره توقف «بردهداری مدرن» و احقاق جهانی حقوق کارگران میگذرد. در دهه گذشته میلادی، کارشناسان اقتصادی و فعالان کارگری مبارزات گستردهای علیه قاچاق کارگران داشتهاند تا از استثمار آنها در کشورهای مقصد جلوگیری کنند. فعالان حامی حقوق کارگران بر این باور هستند که شیوع و گسترش جهانی ویروس کرونا، تمام تلاشها و اهداف آنها را نقش برآب کرده است.
سازمان بینالمللی کار در گزارشی نوشت: خطراتی مثل ازدواج و کار اجباری گریبانگیر برخی از کارگران جهان میشود. حدود ۴۰ میلیون نفر از کارگران سراسر جهان، «بردهداری» را تجربه میکنند و از سوی کارفرما به بدترین شکل ممکن استثمار میشوند. این کارگران از حقوق اولیه خود محروم میشوند ولی قاچاقیچیان از سود ۱۵۰ میلیارد دلاری برخوردار هستند.
سال ۲۰۱۵، سازمان ملل متحد هفده هدف پایدار را معرفی کرد و دستیابی به این اهداف را مهم ارزیابی کرد. اتمام بردهداری در سراسر جهان، یکی از اهداف هفدهگانه توسعه پایدار سازمان ملل متحد است. این نهاد بینالمللی تلاش میکند که در سال ۲۰۳۰ دستیابی به این هدف محقق شود.
حامیان حقوق کارگران معتقدند که تلاشهای چندینساله آنها بینتیجه بوده است. بنابر گفتههای حامیان حقوق کار و کارگر، بسته شدن مرز کشورها که با هدف کنترل کرونا صورت گرفته تعداد نیروی کار اجباری را افزایش داده است. همچنین فعالان حقوق کارگر معتقدند، این احتمال وجود دارد، کارگرانی که از منجلاب کار اجباری نجات یافتهاند دوباره گرفتار این پدیده شوند. کارگرانی که گرفتار «بردهداری مدرن» شدهاند، سرگذشت و تجربیات خود را به اشتراک گذاشتهاند. این کارگران با هدف جلوگیری از بردهداری دست به چنین اقدامی زدهاند اما به نظر میرسد از شانس زیادی برای رسیدن به هدف خود برخوردار نباشند.
«صندوق آزادی» یک موسسه خصوصی است که در سال ۲۰۲۰ فعالیت خود را آغاز کرد. این صندوق در جهت حمایت از زنان کارگر و جلوگیری از استثمار آنها، فعالیت خود را در کشورهای هند، تایلند، اتیوپی و نپال آغاز کرد.
«نیک گرونو» دبیر اجرایی این موسسه حمایتی گفت: هدف ما جلوگیری از بردهداری مدرن است. ما میخواهیم از قاچاق کارگران به کشورهای دیگر و استثمار آنها جلوگیری کنیم. دولتها میتوانند نقشی اساسی در جلوگیری از پدیده قاچاق کارگران داشته باشند و برای رسیدن به این هدف ما را یاری کنند.
سازمان ملل متحد در گزارش درباره وضعیت قاچاق کارگران نوشت: آثار منفی ویروس کرونا غیرقابل کتمان است. شیوع ویروس کرونا در جهان سبب شده تا روشهای مهاجرت غیرقانونی و قاچاق انسانها تغییر کنند. به دلیل تغییر شیوههای عملکرد قاچاقچیان، جلوگیری از قاچاق کارگران غیرممکن شده است. در گذشته، روشهای قاچاق کارگران مشهود بود ولی در این روزها غیرقابل مشاهده است.
کارگران مهاجر از آسیبپذیرترین اقشار هر جامعه هستند و تحت پوشش چتر حمایتی دولت کشور میزبان قرار نمیگیرند. گزارشها نشان میدهد، تعداد ساعت کار آنها نسبت به کارگران رسمی بیشتر است ولی دستمزد کمتری دریافت میکنند. بحرانهای مالی جهانی نیز یکی از عوامل افزایش قاچاق کارگران محسوب میشود.
فعالان کارگری انتظار دارند، دولتها نقشی حمایتی و کلیدی در کنترل این پدیده شوم داشته باشند و حمایت از گروههای غیردولتی که حامی کارگران هستند باید در برنامههای دولتها قرار گیرد.
فعالان و دانشگاهیان از کاهش حقوق کار در زنجیرههای تامین جهانی هشدار دادهاند؛ چرا که شرکتها کارگران را وادار به پذیرش شرایط بدتر میکنند و دولتها تضعیف قانون کار را با ریزش اقتصادی ناشی از کرونا توجیه میکنند.
در سال ۲۰۲۰، نقض قانون کار از سوی دولتها به بالاترین میزان خود در هفت سال گذشته رسید. در سال گذشته میلادی، دولتها مانع از تشکیل اتحادیه و مذاکرات گروهی کارگران شدند. دولت هند اجازه برگزاری جلسات مذاکرات مزدی را نداد همچنین دولت برزیل مانع از تشکیل اتحادیههای کارگری شد.
فعالان کارگری معتقدند، بسیاری از کارگران غیرقانونی در دو کشور انگلیس و آمریکا مشغول به کار هستند اما توجهی به شرایط آنها نمیکنند.
۳ تن از معترضان آبان ۹۸ به ۴۰ سال حبس محکوم شدند!
رعد حمدانی، قصی خسرجی و سجاد دبات، سه تن از بازداشت شدگان اعتراضات آبان ۹۸ توسط دادگاه انقلاب دزفول مجموعا به ۴۰ سال حبس تعزیری محکوم شدند. این شهروندان هم اکنون بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در زندان مسجدسلیمان بسر میبرند. یکی از مصادیق اتهامات این شهروندان به آتش کشیدن عکس علی خامنه ای عنوان شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، بر اساس این حکم که توسط دادگاه انقلاب دزفول صادر و به این افراد ابلاغ شده است، رعد حمدانی از بابت اتهام محاربه از طریق به آتش کشیدن پمپ بنزین و عکس علی خامنه ای به ۲۰ سال حبس تعزیری و قصی خسرجی و سجاد دبات به اتهام محاربه از طریق مشارکت در به آتش کشیدن پمپ بنزین و عکس علی خامنه ای هر یک به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شدهاند.
رعد حمدانی، قصی خسرجی و سجاد دبات آبانماه سال گذشته در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان شوش بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شدند. آنها نهایتا مدتی بعد با پایان بازجوییها به زندان مسجد سلیمان منتقل شدند. این شهروندان هم اکنون بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در زندان مسجد سلیمان بسر میبرند.
گفته میشود که این شهروندان در زمان بازداشت جهت اخذ اعترافات اجباری توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند.
رعد حمدانی، ۲۳ ساله، قصی خسرجی، ۱۹ ساله، سجاد دبات، ۲۰ ساله هر سه نفر از اهالی شهرستان شوش در استان خوزستان هستند.
اعتراضات آبانماه، از روز جمعه ۲۴ آبانماه ۹۸ با اعلام افزایش بی سابقه قیمت بنزین در دهها شهر ایران با حضور بی سابقه معترضین در خیابانها آغاز شد و برای چند روز ادامه یافت. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی وقت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز، آمار بازداشتی های اعتراضات این اعتراضات را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد. بر اساس گزارشات نهادهای مدافع حقوق بشر صدها تن نیز در پی این اعتراضات خونین جان باختند.
آیا سیاست خارجی ج اا مبنای شیعه گستری دارد؟ نوشته ا. گلستانی
تاریخ: ۲۰ دیماه ۱۳۹۹ – ۹ ژانویه ۲۰۲۱
در ۵ ژانویه ۲۰۲۱ برابر با ۱۶ دیماه ۱۳۹۹، نویسنده محترمی به نام «سیامک» (ظاهراً از عضای حزب کنونی توده ایران) مقاله ای تحت عنوان «حتا با یافتن گُلی، کویر گُلستان نمی شود! نگاهی به نوشته آقای گلستانی!» [۱] در سایت «توده ای ها» منتشر کرده است. این مطلب در پاسخ به نوشته ای از اینجانب تحت عنوان «نقدی بر مقالۀ “به ما می گویند در منطقه دخالت نکنیم”، نوشته فرهاد عاصمی» انتشار یافته است. نقد من بر نوشته دکتر عاصمی، سردبیر سایت «توده ای ها»، فقط به این نظر ایشان اشاره داشت که «ج اا در تله امپریالیستی افتاده است». این عقیده به نحوی دیدگاه رهبری «کنونی» ح ت ا را بازتاب می دهد که بر آن است که «سیاست منطقه ای ج ا ماجراجویانه و دخالت جویانه است». لذا، در حین نقد دیدگاه فرهاد عاصمی، به نقد دیدگاه این حزب در همین رابطه مشخص نیز پرداخته ام. اما، آقای سیامک در نوشته اش موارد بیشمار ولی غالباً بی ارتباط با موضوع مورد بحث – «دخالت های ماجراجویانه» ج اا در منطقه – را به میان کشیده، حال انکه به اعتقاد بنده بهترین روش گفتگو پرداختن فقط به یک موضوع در هر نوبت است و پردختن به «همه چیز» عین «نگفتن هیچ چیز» است! از این موارد «بیشمار»، اینجانب مایلم مسایلی را برای گفتگو برگزینم که به اعتقاد بنده، حزب کنونی توده ایران در آنها دچار انحرافات بنیادیِ ضد مارکسیستی است. اما در حال حاضر فقط به این پرسش خواهم پرداخت که آیا سیاست منطقه ای ج اا واقعاً برای «گسترش شیعه» یا اساساً دارای مبنای دینی است.
آقای «سیامک» در حالی که همانند کلیت حزب کنونی توده ایران به ویژگی منحصر به فرد ژئوپلیتیک ایران در منطقه و جهان بی اعتناست (به ایشان توصیه می کنیم در مورد «چرایی تجاوزات امپریالیستی در خاورمیانه و شمال افریقا» تحقیق کنند)، اختلاف عمیق بین ایران امروز و امپریالیسم غرب به سرکردگی دولت امریکا و دولت های ارتجاعی در منطقه را به جنگ سنی – شیعه فروکاسته است. طرح مساله «گسترش شیعه» از سوی ایشان همصدایی با شیعه هراسی یی است که ارتجاعِ وهابی-صهیونیستی و در رأسش آل سعود متظاهرانه به عنوان «دغدغه» دائمی خود جا می زنند و رسانه های امپریالیستی نیز آن را ترویج می کنند. ابوبکر البغدادی سرکرده معدوم داعش هدف از تشکیل این فرقه ساخته شده به دست سیا و موساد را برانداختن تشیع و ایران عنوان کرد. به عبارت دیگر، اساساً داعش یک پروژه وهابی-صهیونیستی برای تجزیه ایران بوده است، به همین دلیل است که آنها یک گلوله به خاک عربستان و اسراییل شلیک نکرده اند.
محض اطلاع آقای سیامک و هم حزبی هایش عارضم که در ادامه تلاش برای غیر عربی (جهانی) کردن اسلام که آغازگرانش خلفای عباسی بودند و منشأ آن نیز در «ایران» بود، کم کم اغلب «ایرانیان» تشیع را جایگزین دین به حاشیه رانده شدۀ خود، زردشتی، نمودند (بخشی به ناگزیر و بخشی داوطلبانه) و مثل هر ایده تحمیلی دیگر به کشور ما، آن را «ایرانیزه» کردند. به عبارت دیگر، اسلام در ایران در پروسه تاریخی به «اسلام ایرانی» مبدل شده است. استقبال از تشیع در ایران و مناطق دیگر به طور تاریخی برای آن بود که در مبارزات عدالت خواهانه و قدرت ستیزانه همواره از تسنن پیشی داشته است.
اما در حیرتم که آقای «سیامک» بی اطلاع است که ایران امروز با کشورهایی در منطقه همکاری نظامی داشته که اکثر جمعیت آن را تسنن تشکیل می دهند. به طور نمونه، سوریه، که بین آن و کشور ما بیشترین همکاری وجود داشته است. سوریه و لیبی تنها کشورهای عربی بودند که در جنگ ایران و عراق از ایران حمایت کرده بودند. جا دارد در اینجا از ج ا در عدم حمایت از لیبی به هنگام تهاجم وحشیانه کشورهای عضو ناتو به رهبری امریکا به این کشور و یا حتی خشنودیِ بخشی از حکومت ایران از آن حمله به طور جدی انتقاد کرد. هرچند استدلال ج اا که لیبی به غرب روی آورده بود، درست است، اما رویکرد کشور ما در هنگام تهاجم به این کشور به هیچ وجه قابل قبول نیست. اینجانب بر این باورم که تا پیش از ۲۰۱۱، یعنی آغاز جنگ جهانی امپریالیستی علیه سوریه، سیاست های داخلی و خارجی کشور ما به شدت تحت تأثیر هاشمی رفسنجانی و همفکران او بود، دستکم برای سه دهه از فردای استقرار جمهوری اسلامی ایران. [۲] و تحت تأثیر او بود که سپاه برونمرزی قدس گاه نقش غیرسازنده ای داشته که بدترین نمونه آن همسویی ایران با دولتهای عضو ناتو در حمله به یوگسلاوی بود – چیزی که آقای «سیامک» نیز بدان اشاره کرده است. اما تنها با حمله به سوریه بود که ایران و دولتهای همسو با ایران، از جمله روسیه، به خود آمده، دریافتند که «نوبت بعدی خودشان هستند». روسیه در همه تجاوزات ددمنشانه امپریالیستی که از فردای تخریب اتحاد شوروی آغاز شد، نظاره گری بیش نبود. حتی در تهاجم به سوریه نیز چهار سال بعد از ایران (۲۰۱۵) و به اصرار سردار قاسم سلیمانی به کمک دولت دمشق شتافت. همان طور که پیروزی استالینگراد آغازگر پیروزی اتحاد شوروی بر «جبهه محور» به رهبری آلمان هیتلری بود، پیروزی سوریه نقطه آغاز پیروزی ها علیه جهان امپریالیستی به رهبری امریکا در غرب آسیا به شمار می آید، هرچند سوریه هنوز آسیب پذیر است و با کمترین غفلت خود و متحدانش می تواند مغلوب امپریالیسم شود و همه دستاوردها برباد برود.
دولت «ملی و سکولار» در سوریه که ریشه در جمعیت تشیع علوی دارد، بسیاری را به اشتباه می اندازد که جمعیت عمده این کشور را شیعیان تشکیل می دهند، حال آنکه توفّق سیاستمداران علوی-بنیاد در آنجا به دلیل سوابق درخشان و پیش تازانۀ آنان در مبارزات عدالت خوهانه و ضد استعماری بوده است. حتی بخش قابل توجهی از اعضای حزب های کمونیست در این کشور، از میان «شیعیان» هستند، همان گونه که در لبنان و عراق. ۷۴% از جمعیت سوریه را مسلمانان تسنن تشکیل می دهند. مابقی نیز علویان (۱۳%)، مسحیان، دوروزی ها و اسماعیلیان هستند.
از این گذشته، روزنامه «المانیتور» در ۲۰۱۳ اعلام کرد که ایران از طریق حزب الله لبنان رابطه مستحکمی با «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» برقرار کرده است [۳]. کیست که نداند که این «جبهه» یک سازمان باورمند به مارکسیسم لنینیسم است؟ در ضمن، شاید هم اندیشان «سیامک» تحت تأثیر مدیای جریان اصلی تصور کنند حزب الله لبنان یک سازمان تروریستی است – به صِرف اینکه همانند سپاه پاسداران در لیست تروریستی قرار گرفته. حال انکه این سازمان سیاسی نظامی یک جریان انقلابی است و پیوندی برادرانه با حزب کمونیست لبنان دارد. به طور نمونه، در تمامی انتخابات ها، اعضای حزب الله لبنان در شهرهایی که امکان انتخاب شدن ندارند، به کمونیست ها رای می دهند و عکس آن نیز صادق است. به خلاف ایران، که بخش قابل توجهی از نیروهای اسلامی تحت تاثیر روحانیون سنتی و ارتجاعی بی جهت مثل لولوخورخوره از کمونیست ها می هراسند، در عراق، سوریه و لبنان به طور تاریخی همکاری های وسیعی بین مسلمانان، به خصوص شیعیان، و کمونیست ها وجود داشته است. بعلاوه، از جمله نیروهای سیاسیِ تسنن منطقه، کردهای اقلیم کردستان عراق هستند که به اعتراف خود رهبرانش، بدون کمک ایران قادر نبودند از چنگ داعش نجات یابند. [۴] همچنین رهبری نبرد آزادسازی استان موصل، پایتخت داعش در عراق با عمده جمعیت «سنی»، با سپاه قدس به فرماندهی سردار سلیمانی بود. [۴] اروپا نیز از شکست داعش بدست نیروهای تحت امر این فرمانده ایرانی منتفع شده است و آقای «سیامک» می داند که مردم این قاره عموماً مسیحی اند.
ترور این برجسته ترین فرمانده نظامی ایران، به قول جورج گالووی، سیاستمدار مترقی بریتانیایی، برای آن بود که داعشِ دست پرودۀ امپریالیسم ضربه اصلی را از جانب نیروهای سلیمانی متحمل شد. او معتقد است که سلیمانی نه تنها مسلمانان بلکه پیروان ادیان دیگر از جمله مسیحیان را نیز نجات داد. گالووی معتقد است که دولت امریکا با ترور همزمان سلیمانی و ابومهندس، این دو کشور را بیش از یش متحد کرد. از این نمونه ها بسیار است تا بی اساس بودن این استدلال که ایران در صدد گسترش شیعیسم در منطقه است، ثابت شود. اما چه می توان کرد وقتی همفکران «سیامک» در مترسکی از حزب طبقه کارگر، تعمداً چشم بر واقعیت ها می بندند و خود را به نادانی می زنند؟! [۵]
نه تنها از ۲۰۱۱ به بعد سیاست خارجی ج اا سمت و سوی درستی به خود گرفت، بلکه شخص سردار سلیمانی، به تعبیر حتی دشمنانش از جمله ژنرالهای ارشد امریکایی، در جهت دهی این سیاست نقش تعیین کننده داشت. به اعتقاد من حضور دائمی او در میان ملت های از نظر سیاسی همسو با ایران ولی متنوع به لحاظ قومی، مذهبی و فرهنگی، موجب شد که چهان بینی او گسترش یابد. مضاف بر اینکه زندگی این فرمانده برجسته نظامی حکایت از آن داشت که خود او از نوجوانی با رنج و بدبختی در خانواده ای فرودست بزرگ شده بود و از همان سنین به دلیل از دست دادن پدرش، مسوولانه به خانواده و اطرافیان خود یاری می رساند. تحت فرماندهی او نه تنها سوریه ی تقریباً از دست رفته آزاد شد، بلکه سازمان های تروریستی ساخته و پرداخته دست مثلثِ امریکا، اسراییل و عربستان نیز لااقل از جنبه تشکیلاتی نابود شدند. البته، واقعیت اینکه سپاه پاسداران، از جمله نیروی قدس، یک حزب سیاسی نیست که یکدست عمل کند و هنوز هستند کسانی در میان این مجموعه که با ارتجاع و نئولیبرال ها می جوشند. ولی به نظر می آید که از ۲۰۱۱ به این سو، ج اا بیش از بیش به «غرب» بی اعتمادتر و تمایلش به «شرق» بیشتر شده، امری که می تواند هم بر سیاست خارجی و هم داخلی ج اا تأثیر مثبت بگذارد. ولی به هر صورت و بر پایه این استدلالها و فاکت های انکارناپذیر، می توان نتیجه گرفت که سیاست ج ا در منطقه دخالت جویانه، تعرضی، اشغالگرانه و شیعه -محور نبوده است.
افزوده ها:
[۱] انتخاب این عنوان فریبنده از سوی «سیامک» برای القای این شبهه است که ایستادگی ج اا علیه توسعه طلبی تجاوزکارانه امپریالیسم در منطقه، از جمله نقش ایران در تشکیل «محور مقاومت»، ناچیز است. البته این قابل درک است، زیرا اگر او و همفکرانش این گامهای مهم ج اا را مثبت ارزیابی کنند، شعار «نخست» این حزب، «طرد رژیم ولایت فقیه»، دیگر موضوعیت خود را از دست می دهد. سیامک همانند حزب خود ناگزیر است که «سر و ته ج اا را یک کرباس» ببیند! در این تلاش فریبنده، کاربرد عبارت «غرور ملی» از سوی بنده را نیز «غیر مارکسیستی» می نامد، گویی این آقا تمام متون کلاسیک مارکسیستی را واژه به واژه از بَر است و یقین دارد که اصطلاح «غرور ملی» هیچگاه از زبان آموزگاران بزرگ مارکیسیم جاری نشده! وقتی دانمارک خاک پروس را اشغال می کند، مارکس و انگلس با وجود اختلاف شدید با دولت بیسمارک، طی بیانیه ای از دولت پروس می خواهند که برای دفع متجاوز قاطعانه علیه دانمارک وارد جنگ شود. اگر این نامش «غرور ملی» نیست، پس چیست؟! وقتی سیامک و حزبش بر «صلح» با امپریالیسم اصرار دارند، چه می توان گفت؟ «بیچاره» دولت امریکا که گرفتار جنگ افروزی چون ج اا شده است!
[۲] ما معتقدیم که ترور تقریبا همگانی مقامات مذهبی وفادار به انقلاب در دهه ۶۰، که شخص آیت الله خامنه ای نیز جزو آنان بود ولی زنده ماند (۶ تیر، یک روز قبل از انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۶۰)، موجب شد که نیروهای راست در تیم های رفسنجانی (نماینده نئولیبرالها) و حزب موتلفه (جزیی از ارتجاع) – جریاناتی که تیم های ترور «دولت پنهان» با آنان کاری نداشتند – بتوانند به تدریج سکان حکومت برخاسته از انقلاب را در دست بگیرند. این جا به جایی رادیکال قدرت پس از درگذشت آیت الله خمینی بیشتر نمایان شد، تا جایی که با اِعمال اراده ی آنان قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ به نفع جریان «راست» تغییر کرد. آیت الله خامنه ای به توصیه آیت الله خمینی به رهبری انتخاب شد (هرچند برخی وانمود می کنند که خواست رفسنجانی بود که به کلی دروغ است)، اما سکان اقتصادی کشور، یعنی مهمترین اهرم اقتدار، در دست تیم رفسنجانی افتاد – حتی در زمان احمدی نژاد. تنها در دهه اخیر است که آیت الله خامنه ای به قدرتش افزوده شد و از همان زمان نیز سیاست های منطقه ای ج اا در مسیری درست تری افتاد. ما خواهیم کوشید در نوشته ای جداگانه نشان دهیم که حزب توده ایران نیز نه به خواست آیت الله خمینی و خامنه ای، بلکه «دولت پنهان» قلع و قمع شد، دولت پنهانی که کوشید در این قلع و قمع در سایه بماند و این جنایت را به نام آیت الله خمینی رهبر وقت بنویسد. همچنین، نشان خواهیم داد که به خلاف آنچه حزب کنونی توده ایران معتقد است و اخیراً نیز دکتر یرواند آبراهامیان به نادرستی بر آن صحه گذاشت، علت اصلی سرکوب ح ت ا نه مخالفت آن با ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر در خرداد ۶۱، بلکه پیگیری بی امان این حزب در پرونده عاملین انفجار دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ بود.
[۵] برخی به غلط تصور می کنند که حزب توده ایران در اثر یورش های ناجوانمردانه در سالهای ۱۳۶۱-۶۲ از هم پاشید، حال آنکه چنین نیست. اعضای رهبری حزب کمونیست چین ده بار تمامی اعدام شدند. اما این حزب از هم نپاشید. هزاران کادر و عضو برجسته حزب کمونیست شیلی به دست دولت کودتاییِ خونخوار پینوشه کشته شدند. اما این حزب نپاشید. صدها هزار تن از اعضای حزب کمونیست اندونزی به دست سوهارتو، جلاد مورد حمایت غرب، به جوخه های مرگ سپرده شدند. اما این حزب نپاشید. و نمونه های بیشمار دیگر. حزب توده ایران بعد از مهاجرت و بدست رهبران ناتوان خود از هم پاشید و دلیل آن طردِ اصول انقلابی مارکسیسم لنینیسم بود، هرچند با ادعای دروغین اعتقاد به همین اصول! تبدیل تدریجی این حزب به حزبی رویزیونیستی و سوسیال دمکرات از یک سو و از سوی دیگر همسویی این حزب با نئولیبرالهای ایران و اربابان امپریالیست شان، موجب شد اعضای مؤمن و انقلابی این حزب صفوف آن را ترک کنند و بازماندگان فرصت طلب آن نیز با برچسب های ناجوانمردانه به هر منتقد راستین «توده ای» به حیات خود ادامه دهند.
اعتصاب غذای ابوالفضل غسالی کارگر ایران خودرو در زندان
ابوالفضل غسالی، کارگر ایران خودرو، زندانی سیاسی، در اعتراض بە عدم رسیدگی به مطالبات اولیه در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.
ابوالفضل غسالی از ١٧ دی ماە اعتصاب غذا کردە است.
ابوالفضل غسالی در سال ۹۶ به دلیل فعالیت در فضای مجازی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در سال ۹۷ توسط دادگاه انقلاب تهران به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد.
حکم ابوالفضل غسالی در مرحله تجدیدنظر به ۴ سال و ۹ ماه حبس کاهش یافت.
پیام سال نو شی جین پینگ: «مسلماً رستاخیز کبیر ملت چین را تحقق خواهیم بخشید»
نویدنو 13/10/1399
ما در پیشگیری و مهار همه گیری با وظایف سنگینی مواجهیم. مردم همه کشورها باید دست به دست هم بدهند، خود را نشسته در یک قایق بدانند تا هر چه زودتر بر همه گیری غلبه کنیم و برای تبدیل کره زمین به کره ای زیباتر تلاش کنیم.سال ۲۰۲۱ یکصدمین سالگرد تاسیس حزب کمونیست چین است؛ یک سده راهپیمایی ما پرجنب و جوش و همت اولیه ما همانند صدسال گذشته مستحکم است.
رفقا، دوستان، خانمها، آقایان!
درود به همه! سال ۲۰۲۱ فرامیرسد. من از پکن برای همه در سال نو آرزوی نیکی و سعادت میکنمسال ۲۰۲۰ سالی بسیار غیرعادی بود. در برابر همه گیری ناگهانی کروناویرس جدید، ما با ایده «اول مردم، اول زندگی» عشق فراگیر انسانی را تشریح کردیم و با همت و سختکوشی و استقامت حماسه مبارزه با کرونا را نگاشتیم. ما در روزهای سختی، راهپیمایی به سمت معکوس کردیم، با مقاومت و ایستادگی خستگی ناپذیر، مسؤولیت سهیم شدن در دشواریها را بر عهده گرفتیم. از فداکاریها و شجاعتها تحت تاثیر عمیق قرار گرفتیم. از فرشته های سفیدپوش، یعنی پزشکان و پرستاران گرفته تا سربازان خلق، از تکنیسینها تا کارمندان مجتمعها، از داوطلبان تا مهندسان عمران، از سالمندان تا نسل جوان متولد بعد از دهه های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، افراد بیشماری جان بر کف به وظایف خود عمل کردند، با عشق از مردم مراقبت کردند و با نیروی فردفردشان به قدرتی بزرگ و دیواری آهنین برای حفاظت از جان مردم تبدیل شدند. اقدامات شجاعانه، امداد عاشقانه انسانی و صحنه های متاثر کننده، به طور زنده روحیه کبیر مبارزه با همه گیری را متجلی کرد. قهرمانان از میان مردم عادی بودند؛ هر فردی غیرعادیست؛ من با همه مبتلایان همدردی میکنم، به همه قهرمانان عادی احترام میگذارم، من به میهن و مردم بزرگمان افتخار میکنم و به روحیه ملت بزرگ چین در استمرار اقتدار خود افتخار میکنم.شجاعت و استقامت در زمان سختی جلوه میکند و یشم پس از فرسودن باد و آب به وجود می آید.ما بر تاثیرات همه گیری غلبه کردیم و در زمینه مهار همه گیری و توسعه اقتصادی و اجتماعی به دستاوردهای شایان توجهی نائل آمدیم. سیزدهمین برنامه پنجساله توسعه کشور را با موفقیت به اتمام رساندیم و چهاردهمین برنامه پنجساله توسعه را به طور جامع و همه جانبه طراحی کردیم. شکلگیری وضعیت جدید توسعه سرعت گرفته و توسعه کیفی به طور عمیق در دست اجراست. کشورمان در میان جوامع اقتصادی عمده جهان قبل از همه به رشد مثبت دست یافت و پیش بینی میشود ارزش کل تولید داخلی سال ۲۰۲۰ به مرحله صد تریلیون یوان برسد. در هفدهمین سال متوالی برداشت خوبی در تولید غلات داشتیم، در پروژه های اکتشافات فضایی مانند «تیان ون ۱»، «چانگ ئه ۵» و «فن دائو جی» جهش بزرگی تحقق یافت. ساخت بندر تجارت آزاد هایی نان با جنب و جوش در دست اجراست. ما همچنین با سیلهای شدیدی مقابله کردیم؛ نظامیان و مردم بسیاری بدون ترس و با همدلی در مقابله با فلاکت و امدادرسانی شرکت کردند و تا حد امکان خسارات و تلفات را کاهش دادند. من در سفرهایم به ۱۳ استان و شهر تابع مرکز با خرسندی مشاهده کردم که همه با دقت اقدامات پیشگیرانه علیه همه گیری را اجرا میکنند، برای ازسرگیری کار و تولید به منتهای درجه از هر دقیقه و هر ثانیه استفاده میکنند و با تمام نیرو به نوآوری و خلاقیت میپردازند. در همه جای سرزمین چین مناظر نشاط، اعتماد به نفس، اقتدار با اتکاء به خود به چشم میخورد.ما در سال ۲۰۲۰ در ساخت جامعه نسبتا مرفه به نتایج تاریخی نائل آمدیم و در جنگ نهایی با فقر به پیروزی سرنوشت ساز رسیدیم. ما در رفع فقر مطلق که «سختترین استخوان» بود، به موفقیت رسیدیم و پس از هشت سال همه فقیران روستایی، معادل حدود یکصد میلیون نفر مطابق معیارهای فعلی از فقر رهایی یافتند و تمام ۸۳۲ شهرستان فقیر از فهرست فقر حذف شدند. در این سالها من به ۱۴ منطقه بسیار فقیر کشور سفر کردم و مشاهده تلاشهای روستاییان و فداکاری کادرهای دولتی مسؤول فقرزدایی خاطرات و تأثیر عمیقی در ذهن من گذاشت. ما باید همچنان به تلاش ادامه دهیم و برای به تصویر کشیدن نقشی زیبا از روستاها تلاش کنیم و به سمت رفاه مشترک با گامهای استوار به پیش حرکت کنیم.امسال ما چهلمین سالگرد تأسیس منطقه اقتصادی ویژه شن جن و سی امین سالگرد عمران و افتتاح منطقه پو دونگ شانگهای را با شکوه تمام گرامی داشتیم. در سواحل زیبای دریای جنوبی و رود هوانگ پو از دیدن این دو منطقه آزمایشی و پیشاهنگ که به نمونه و الگوی توسعه و آزمایش و جستجوی نوآوری تبدیل شده اند، بسیار متاثر شدم. در جریان اصلاحات و گشایش معجزه هایی در توسعه خلق شد و در آینده باید با جرأت بیشتری اصلاحات را عمیقتر و گشایش را بیشتر کنیم و در ادامه «داستانهای بهاری» بیشتری بنگاریم.عدالت تنها نیست و دنیا یک خانواده است؛ پس از گذراندن یک سال طوفانی و پرتلاطم، ما نسبت به گذشته به اهمیت جامعه بشری با سرنوشت مشترک عمیقتر پیبردیم.من با دوستان قدیم و جدید جامعه جهانی بارها تلفنی گفتگو کردم؛ در نشستهای مجازی حضور یافتم؛ بیشترین صحبت ما درباره کمک به یکدیگر در زمان سختی و همبستگی برای مبارزه با همه گیری بوده است. ما در پیشگیری و مهار همه گیری با وظایف سنگینی مواجهیم. مردم همه کشورها باید دست به دست هم بدهند، خود را نشسته در یک قایق بدانند تا هر چه زودتر بر همه گیری غلبه کنیم و برای تبدیل کره زمین به کره ای زیباتر تلاش کنیم. سال ۲۰۲۱ یکصدمین سالگرد تاسیس حزب کمونیست چین است؛ یک سده راهپیمایی ما پرجنب و جوش و همت اولیه ما همانند صدسال گذشته مستحکم است. زمانی یک قایق سرخ کوچک آرزوها و انتظارات سنگین مردم و امید ملتی را از منطقه شی من کوئو در شانگهای تا دریاچه نان هو در شهرستان جیا شین حمل کرد، از امواج تند و گردابهای خطرناک عبور کرد و به کشتی غول پیکری که سمت حرکت باثبات و درازمدت چین را هدایت میکند، تبدیل شد.ما در دل اهداف هزارساله کاشتیم ولی در یک سده به آنها دست یافتیم؛ ما بر محوریت مردم پایبندیم، همت اولیه را همواره و همیشه حفظ کرده و مسؤولیت را به خاطر سپردیم، بر باد سوار شدیم و امواج آب را شکافتیم؛ مسلماً رستاخیز کبیر ملت چین را تحقق خواهیم بخشید.در مقطع تاریخی تحقق اهداف دو سده گرد ما، راهپیمایی جدید یعنی سازندگی جامع یک کشور مدرن سوسیالیستی به زودی شروع میشود. این راه طولانیست و فقط باید سختکوشی کرد؛ ما با سختکوشی، مشکلات فراوانی را پشت سر گذاشته ایم؛ و همچنان باید به تلاش ادامه دهیم تا هر چه بیشتر بدرخشیم.در این لحظه روشناییهای تازه پدیدار میشود؛ همه خانواده ها گرد هم جمع میشوند؛ سال نو فرا میرسد؛ من هم آرزومندم سرزمینمان زیباتر شود و کشور مقتدر و مردم در آرامش باشند. به امید سعادتمندی، فرخندگی و خجستگی همگی!.از همه شما سپاسگزارم!