کارگران هفت تپه این دور نیز موفقیت های بیشماری نه تنها برای خود، بلکه برای دیگر بخشهای جنبش کارگری و دیگر زحمتکشان بدست آوردند، مبارزات و استقامت و پیگیری و یکصدایی کارگران هفت تپه، الگو و تجربه ای برای خواسته ها و مطالبات و کسب حق وحقوق گردید وکارگران نشان دادند که میتوانند اداره و سازماندهی اجتماعی را به خوبی به اجرا بگذارند
اعتصابات کارگران هفت تپه از سال ۱۳۸۵ شروع شد و در آبان سال ۱۳۸۷، کارگران توانستند تشکل مستقل خود (سندیکا) را تشکیل بدهند.
این دور از اعتصابات کارگران هفت تپه نه اولین اعتصاب و نه آخرین آنها خواهد بود.
این دور از اعتصابات کارگران هفت تپه موفقیت های بیشماری را بدست آورد و موفق شد خواسته و مطالبات کارگران را به بهترین شکل اعلام نماید، مطالباتی که خواست میلیونها کارگر و زحمتکش در این کشور است.
پیشروی کارگران با نمایندگان بیشمار که به هر شکل، هر کجا و با استفاده از هر تریبونی توانستند در عمل، مشکلات اصلی و سیاستهای که دلیل بر گرسنگی و سختی های بیشماری در زندگی اکثریت مردم است و بی اعتباری کل دستگاه را برای همگان نمایان تر کنند. تریبون ها و رسانه های موجود در جامعه باید در اختیار همگان باشد و صدای کلیه مردم و نیازها آنها را منعکس کند و تامین امنیت همگان در همه زمینه ها را باید فراهم سازد، مکانهایی فراهم آید تا مورد استفاده برای تصمیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و … باشد، تا بتواند به بهترین شکل منافع کل مردم را اداره و مدیریت کرد، اما متاسفانه تمام تریبون های موجود در دست تعدادی محدود، مانند یک خانواده برای تامین و تضمین منافع خود و حفظ مالکیت خصوصی و فردی قرار گرفته است و به فجعیترین شکل علیه مردم استفاده میشود.
حمایتهای بیشمار و همبستگی های بین المللی فراوان با مبارزه کارگران هفت تپه و دیگر بخشهای کارگری و نزدیکتر شدن کارگران و تشکل های مستقل و همصدا شدن با هم، گوشه ای از نمایش قدرت کارگران و مردم علیه زور، ستم، استثمار و تبعیض بوده و زمینه اتحاد سراسری کارگران، برای پیشرویها و پیروزیهای بیشتر پی ریزی شده است.
نزدیکی ها وتجربیات بیشتر و ارزشمند در این دوره نیز برای کارگران بدست آمده که با استفاده از آنها، دوره های بعدی موثرتر مبارزات خود را پیش خواهند برد.
توهم به حاکمان و مالکان و صاحبان سرمایه در کل به حاشیه رفته است و همچنین در این دوره نیز شکستن و صدمه زدن به اتحاد کارگران ناموفق بود و کارگران موفق شدند، با سازماندهی این دوره از اعتصابات را با شکوه ترین شکل به پیش ببرند و به جامعه نشان دادند که سیاست ها و برنامه ریزی های این حاکمان به نفع جامعه نیست و کاری در دستور برای بهتر شدن شرایط و اوضاع موجود در دست ندارند.
بار دیگر تاکیدی بر این شد که کارگران و متحدینش تنها با اتکا به نیروی خود باید اعتماد داشته باشند و رهایی از این اوضاع و شرایط غیر قابل تحمل را سازمانیافته، جمعی و مستقل میتوانند بدست آورند.
کارگران هفت تپه این دور نیز موفقیت های بیشماری نه تنها برای خود، بلکه برای دیگر بخشهای جنبش کارگری و دیگر زحمتکشان بدست آوردند، مبارزات و استقامت و پیگیری و یکصدایی کارگران هفت تپه، الگو و تجربه ای برای خواسته ها و مطالبات و کسب حق وحقوق گردید وکارگران نشان دادند که میتوانند اداره و سازماندهی اجتماعی را به خوبی به اجرا بگذارند
همه کارگران و زحمتکشان و معترضین در سختترین شرایط صدای خود را رسا کردند و در مقابل زور و آزار، محکم ایستاده گی شد. واقعیت این است که تا خواسته ها ومطالبات یک زندگی سالم و انسانی برقرار نشود، اعتراض و اعتصاب پا برجاست. تغییر بنیادی این اوضاع میتواند آرامش برای همگان به همرا ه بیاورد.
کارگران و زحمتکشان در دور آتی در کارخانه ها، محل کار، خیابانها و هر گوشه و برزن این کشور متحدتر به مبارزه و اعتراض خود ادامه خواهند داد.
زنده باد کارگران هفت تپه
زنده باد اتحاد سراسری
زنده باد مبارزه طبقاتی کارگران علیه ستم، استثمار، تبعیض و نابرابری های نظام سرمایه داری.
ما برمیگردیم!
شنبه۲۹ شهریور ۱۳۹۹ سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه
هزاران کارگر در استان بوشهر پس از شیوع کرونا بیکار شدهاند
هزاران کارگر در استان بوشهر در پی شیوع کرونا، شغل خود را از دست دادهاند. ۹ هزار تن از کارگران اخراجی که تحت پوشش قانون کار قرار دارند مشمول دریافت حق بیمه بیکاری شدهاند. ۱۵ هزار خانواده کارگری چنان از نظر معیشتی در تنگنا هستند که برای دریافت «بستههای معیشتی» ثبت نام کردهاند.
به گفتهی عباس قاسمی رئیس کانون شوراهای اسلامی کار استان بوشهر، درپی شیوع کرونا اخراج کارگران، تعطیلی موقت برخی بنگاهها و کارگاههای کوچک رواج یافته و مزدهای معوقه کارگران با تعویق بازهم بیشتری پرداخت میشود.
قاسمی پنجشنبه ۲۷ شهریور به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفت شرکتهای پیمانکاری بویژه در منطقه ویژه عسلویه و شهرستان بوشهر از پرداخت به موقع مزد کارگران خودداری میکنند. آنها حتی دستمزد کارگران را مطابق مصوبه دولت افزایش ندادهاند. او افزود این وضعیت «باعث از بین رفتن کرامت انسانی و امنیت شغلی» کارگران شده است و خواستار دخالت دولت شد.
بخشی از کارگران استان بوشهر در سه منطقه اقتصادی ویژه این استان از جمله در پروژههای نفتی در عسلویه شاغلند. کارگران شاغل در این مناطق مشمول قانون کار نیستند و دست پیمانکاران در تشدید استثمار کارگران و پایمال کردن حقوق آنها بازتر است.
گرچه آمار رسمی از کارگرانی که در پی شیوع کرونا و آثار اقتصادی ناشی از آن بیکار شدهاند منتشر نشده، مرکز پژوهشهای مجلس تعداد این کارگران را در شش ماهه اول سال بیش از ۶ میلیون پیشبینی کرده بود. بخش اعظم این کارگران که قراردادهای موقت دارند و یا در کارگاههای زیر ۱۰ نفر و یا مناطق ویژه اقتصادی کار میکردند مشمول قانون کار نمیشوند و از دریافت حق بیکاری ناچیزی که دولت وعده داده نیز محرومند.
تمنّامه سرگشاده خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران
بسم الله بخشاونده و مهربان و ستایش بدوست که پروردگار کیهانهاست
دل مرنجان که ز هر دل بخدا راهی هست هر که را تیغ به کف نیست، بدل آهی هست…
نالهُ خاک لگدخورده تو را می گیرد… برج بیداد به یک باره به هم میریزد
جناب والا آیت الله سید علی خامنه ئی
موضوع: بانو نازنین زاغری و گیسو
با عرض سلام خدمت عموجانم، شکر یزدان، که به این بندهُ ناچیزه توفیق عنایت فرمود تا بتوانم این نامه را خطاب بشما که بیش از چهار سال عمرم را در زندان قراچوخاها و قداره بندهایتان بگروگان بودن گذرانده ام بنویسم.
عموجان بیاد دارید، من و مادر و پدر بیگناهم در دادگاه ویژه روحانیت تهران توسط آیت الله ابراهیم رئیسی و آیت الله محمدجعفر منتظری محاکمه شدیم. بعد از سالها رنج بسیار در رویاروئی با چند باجگیر و گندزن اطلاعات سپاه، بدور از دادگری و بی هیچ سندی، به اتهام جاسوسی و همکاری با دولتهای دشمن و در اصل با نقشه بازستانی 400 میلیون پوند طلب از دولت انگلیس به اعدام محکوم شدم. من تازه وارد 19مین سال زندگی شده و تنها گناهم این بود که نوجوان بوده، از 4 سالگی ایران را ترک کرده، در لندن بزرگ شده، مدرسه رفته، نفر نخست دوره ای دانشگاه کینگز انگلیس و دانشجوی مهمان دانشگاه سانتا باربارای آمریکا شده و مانند شادروان پروفسور مریم میرزاخانی بجائی را میبردم که فرزندان بسیاری از مقامات دزدی-چرخان مملکتم خوابش را هم نمیدیدند. و گروگانگیر گرفتن من و خانواده ام میتوانست وجدان اجتماعی مردم انگلستان را جریحه دار و دولت بریتانیا را زیر فشار نهادهای حقوق بشری تسلیم، طلب دولت ایران را نقد نماید!
سال 1377 من و خانواده ام از ایران خارج شدیم. پدر و مادر دیندار و راست کردارم هر دو از اداراتشان اخراج، مادرم بر اثر فشار روحی بچه انداخته، هم برای درمان مادر بیمار و هم برای اجابت دعوت به تدریس پدر دانشگاهی و مجتهدم در مدارس خارج کشور از جمله مرکز اسلام و ایرانشناسی دانشگاه قبرس، وطنِ چون جهنم شده را ترک کردیم.
ما در اروپا بکمال نداری و قناعت شدید و با خرج شخصی و بدون اینکه غباری از بیت المال در بار و بر پشتمان باشد زندگی کرده و هیچ اقدامی که بر علیه جمهوری اسلامی هم باشد ابدا” انجام نداده و برعکس اعلای ادب و احترام از فاصله دور را رعایت هم میکردیم.
تقریبا” بیست سال بعد، دو تابعیتی و نخبه بودن خانواده من و بویژه اینجانبه، کافی دیده شد تا بشکل وحشیانه ای مورد حمله سحرگاهی در خانه قرار گرفته، ماهها تحت بازجوئی های بیرحمانه در سلولهای قبرستانی 2-الف اوین برای موهومات و خطاهای ناکرده قرار گیرم، جائیکه همه همدیگر را الکی-مسخرگی سّید و من سیده بنت الزهرا (س) را ولدالزنا صدا میزدند. و البته آقازاده تان هم در چند جلسه بازجوئی حاضر بودند. و زمانیکه وضع روحی ام از همه دلمردگان جهان خرابتر بود، بعد از معاینه بکارت در کلینیک انفرادیتان، یکی از کارشناسان برجستهُ امنیتِ اهریمنان و زیر-آب-زنی نیکنامان، پیشنهاد ازدواج-ما-به-ازای-آزادی و به مهریه صد هزار سکه و گردنبندی بینظیر از الماس ناب آورد که “…پناه و آسایش پایدار در این و اینجا است و حرفهای هرزه دیگر…” ومن بتناوب بالا آورده و هوای خود را داشتم که در آن جنگ حقارت زمین نخورده باشم در مقابل فردی که بقول پدربزرگ مادریم مرحوم آیت الله العظمی غلامرضا حسنی (ره) حتی یک وجب خاک خدا را در عمرش به نیت کسب حلال بیل نزده و یک روز هم زبان حساب و آدمیت و ادب نزد استادی پروریده نخوانده…
عموجان! شما و من اقربا و اولوالارحام همدیگریم و به تبع آنچه در زندگی و خانواده آموخته ام جان ناقابل من و سادات جلیلی و حسنی صوفیانه و عارفانه قابل شما را ندارد وانگها آنچه مرا بیش از همه می آزارد، تبرئه ما از جمیع اتهامات خیانتبار پس از گذشت چهار/پنج سال در حالی بود که نه تنها کسی بابت آن، عذرخواهی ساده ای هم ابراز نداشت که فردی را هم نادم و توبه کار از آن بیدادگری ها و نامسلمانی ها در حق خود و خانواده ام ندیدم و داستانها ادامه نیز یافت…
من که هیچگاه چنان سرانجامی از نک اندیشه ام هم نمی گذشت، سرنوشتم شده بود کپی-پیست آنچه بر سر دوست قدیمی خودتان، پدربزرگم، پرچمدار انقلاب در کردستان و آذربایجان- حسنی بزرگ (که امام راحل ره وی را الگوی رهبری و روحانیت خوانده بود) آورده بودند. ملابابای مغفورم (آیت الله حسنی) میگفت پرونده افساد فی الارض و اعدام فله ای فرزند دلبندش (دائی مرحوم حقوقدانم) رشید حسنی را پامنقلی های دادگاه انقلاب تا آخر عمر ندادند ببیند و بخواند. و برعکس، خود او نیز را با شایعه شنیع و نفرتزای اعدام فرزند بدست پدر- افسرده و داروکُشش کردند. کسی که چند بار از دام ضدانقلاب و آتش صدام رهیده بود، آخرکار در دام توطئۀ چین و روسپروردگان امنیتی گرفتار، مسموم و بنحوی رقت آور از صحنه انقلاب پس رانده شد. بیشک انقلابی که او، دائی ام، عمویم، پدرم، مادرم و مرا و اینهمه از فرزندان صالح، شهید، شهیدزاده و السابقون السابقون ایران و اسلام را نابود کرده، دچار سرطانی سخت خطرناک و ضحاکی خونریز است.
بگذریم…
سال جاری سالی در نهایت چالش برای همگی دولتمداران و ملل جهان است. با سرایت بیماری کووید-19، دنیا گرفتار جراحت و گردابی گردیده که به بلایای دیگر شباهت نمی نماید. مصیبت بارتر اینکه تنها با از دست رفتن جان صدها هزار شهروند بی بنیه و ناداراست که بزرگان جوامع بشری بخود آمده متوجه ناتوانی در یافتن روشهایی شده اند که بتوانند از مردم فرودست حفاظت کرده و یا حداقل باری از دوش آن وامانده گان برداشته باشند.
بنابمراتب، آرزویم بعنوان زنی جوان، خداترس و تربیت شده در سایه اسلام و فرهنگ پارسی این است که بتوانم در این ایام، بویژه ماه و ایام مقدسه محّرم دست یاری از زن درمانده و گروگان دیگری که گرفتار بار گرانی گردیده گرفته و در تحمل ترس و درد کوهآسا و طولانی مدت خود و فرزند خردسالش شرکت نمایم. این نامه در باره بانو نازنین زاغری زن دوتابعیتی ایرانی-بریتانیائی زندانی است که همزمان با ما در بهار 1395 به همراه دختر 22 ماهه اش “گیسو” دستگیر شده و از آن تاریخ پشت میله های زندان در حال جان کندن است.
من می فهمم که جمهوری اسلامی ایران، فشارهای زیادی زیر تحریمهای بین المللی از سر گذرانده و اکنون شاید با شدیدترین آنها روبرو و از آنرو در پوسته سخت بی انعطافی و خشونت بیمانندی خزیده. لیکن شما که در طول چهار دهه گذشته، مدیریتتان را با شرف الهی و شعارهای نجات بخش اهل بیت (که رحمت الهی بر آنان باد) تزئین و تبیین نموده اید، نمیتوانید از روی واقعیات تلخ و دردناکی رد شوید که زائیده محاسبات غلط یا غفلت بوده و یا به تعبیر بدتر ناشی از ندیده گرفته شدن حقوق و شان انسانها بخاطر مشغولیت نظام به فوریت و شدت جنگ خودخواسته با غرب است.
جمهوری اسلامی که زمانی با افتخار خود را رهروی امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) دانسته ادعای دنباله روی از الگوی امامت و اخلاق و نجابت اهل بیت (ع) را داشت، اکنون در اثر جدال قدرت در عرصه داخل و خارج – با تاسف زیاد به بیراهه افتاده و اصول بنیادینش را بکل فراموش کرده.
عالیمقاما! امامان شیعه (ع) به خاطر پایبندی به دادوری/عدل و حمایت از طبقات پائین دست کشته شدند. امام حسین (ع) و 72 دلبسته از خویشان و دوستانش بخاطر التزام به مبارزه با آزارگری-تحت-نام-اسلام وبراندازی بیداد بشهادت رسیدند.
از شما میطلبم سیرت ائمه اطهار (ع) را پیگیری، سعی کنید و با دو-جهانبینی ، حتی کسانی که بر علیه شخص خودتان خطائی کرده اند را هم بخاطر وجهه و مصلحت رشد دین در نزد جهانیان مورد بخشش قرار دهید.
ازینرو لطفا” وخامت وضعِ مو-بر-اندام-راست-کن آتشگاهها/زندانهای کشور را فراموش نفرمائید که برخی ساحران مار-بدوش، از نام هتلهای محبوب پنج ستاره برای انحراف اذهان و تلقین دروغ به بیخبران عالم سوء استفاده میکنند. زنهار در جستجوی خدا و ثواب، مرغان سحر زخمی، زنان و دختران بینوای سیاهچالهای بدتر از خرابه های شام اوین را دریابید!
مضافا” در این نامه از جنابعالی میخواهم آشوبزدگی دختر و مادر بیگناه شیعه را از نظر دور نداشته باشید که سالهاست بخت بغل کردن، خوابیدن، بوئیدن، بوسیدن و گفتگوی مادرانه-دخترانه با همدیگر را از دست داده اند. دختر و مادری که نزدیک 5 سال است برای پایان شب تیره جدائی شان، نالیده، مویه کرده، اشک ریخته و ثانیه ها را میشمارند.
والامقام! نازنین زاغری در برابر میلیونها چشم ناظر و نگران از سرتاسر گیتی اینهمه ماه و سال دور و دراز از آنچه محکومش کرده اند را گذرانده و از ابتدا تاکنون همگان، مسلمانان و پیروان ادیان دیگر، با هم و دست بر سینه در مقابلتان استدعا کرده اند بگذارید نازنین به دخترش معصومش بازگردد.
من این نامه را با احترام و با تقاضای ورود شخص جنابعالی به پرونده نوشته، خواهش دارم نگذارید چند فرد صاحبچکمه که ظاهرشان در زمان پهلوی، شبیه استالین، بعد از انقلاب شبیه کاسترو و اخیرا” شبیه شی جین پینگ و پوتین شده در دادگاه انقلاب و اطلاعات سپاه مجازاتهای جدیدی بر بانوی بینوا زاغری هموار آورند. ایمان دارم شما از عواقب خطای ولو کوچک آنان اینبار بر علیه زنان و کودکان از فرق سر تا ناخن پای شیعه آگاهید، نه تنها احترام صحنه سیاسی جهان که تحمل دینداران دنیا و جهان تشیع را نیز بر علیه خود به تحلیل میبرید. مرجعیت هشیار، مستحضر است که رهبریت بر روی ارزشهائی چون رعایت شان الهی بشر، دادگری و برابری خدادادهُ همگان در خلقت و نظام زندگی بنا نهاده شده و و شما از من و من از شما نباید کمتر از این انتظار داشته باشیم که مطالبه گر منزلتهای یاد شده در باره نازنین و دخترش نیز باشیم، اگر، اگر چنانچه خود را فرزند و رهروی ناب امیرالمومنین و حضرت زهرا علیهم السلام میدانیم.
عموی عزیز، خواهش دارم تقاضایم را در سایه رهنمون قرآن مقدس سوره نور 22: “و درگذر، و ندیده گیر” و بیان جّدمان امام علی (ع): “گذشت، تاج بزرگواریهاست” پذیرا باشید. بانو زاغری با آزادی موقت از زندان اوین و با پابند الکترونیک مدتهاست در منزل والدینش هر آن منتظر دقیقه ایست که تصمیم شما بر یکانگی وی با دختر 6 ساله اش قرار گیرد. اما بواقع و برعکس و در آستانه ایام ورود کاروان اسیران کربلا به شام جائیکه یزید برای زنان و کودکان ارزشی قائل نبود، دوباره به دادگاه انقلاب احضار گردیده تا در باب یافت و بافت های جدید تفهیم اتهام شود! ایامی که در آن مهمانداری سنگدلانه فرزند معاویه و اوباش حکومتش در کاخ سبز سبب شهادت غمبار دُردانه عالمیان حضرت رقیه (س) در سن 3 سالگی گردید و…
من از شما بحرمت محرم، کاروان اسرای کربلا و بانوان و دختران شهیده اباعبدالله (ع)، تمنا دارم اجازه دهید گیسوی 6 ساله در آغوش مادرش آرام گیرد. گیسو خردسالتر از آنست که احساساتش را برای شما بر روی کاغذ آورد. من بعنوان کسی که مانند گیسو سالها در اثر مظالم چند فرد بی فهم و منطق سپاهی، بی حضور مادر بزرگ شده ام با احساس کودکانه گیسو در این سالها آشنایم.
آیا آوارگی و درد بینهایت من و خانواده ام که گرهی از کارِ طلبِ 400 میلیون پوندی شما از انگلیس باز نکرد کافی نیست؟ آیا بس نیست که من در اثر جدائیها و جنایتها و تحمل سلولهای انفرادی بیمار، سپیدگیس، درهم شکسته ودر 25 سالی خانه نشین شده ام؟ چرا میپسندید گیسو نیز همان مسیر عمه رقیه (س) و مرا را در خرابه های تهران و ایران کو به کو بچرخد و در خاتمه از پا افتد؟
من بعد از رهائی از زندان و سپس حصر خانگی، با کمک والدین بزرگم بلافاصله ایران را ترک و اکنون مدت مدیدیست همراه مادر و پدرم در لندن تحت درمان و مشغول مداوای صدمات سنگین روحی و جسمی خود هستیم. مردم گوشه و کنار دنیا از فنلاند تا اتیوپی و از برزیل تا جزیره موریس ما را دیه، دعایمان کرده و از نحوه رفتار کشوری عظیم مثل ایران با ما شهروندانش انگشت شگفتی بدهان گزیده اند…
آیت الله مرحوم حسنی میفرمود: “من زمانی انگلستان بودم و شهادت میدهم اسلام را همه جا میدیدم با اینکه اثری از پاشا و پاسدار و ژاندارم نبود. برگشتم سرزمین مسلّم (منظور کشورهای اسلامی)، همه جا پر بود از سرنیزه دار بیسواد و پیتر پن های بیکمال. اما دیگر اسلامی در میان نبود…”.
در همین غربزمین که در سایه محمد (ص) و اهل بیت (ع) و سعدی و حافظ و مولوی و فردوسی و نظامی به اصول الهی اخلاق و انسانیت پایبندی بیشتری نسبت به ایران دارد بطور خلاصه و سرانگشتی دو عمل جراحی قلب را در یکی از بیمارستان های لندن از سر گذرانده امّا هنوز هم از زخم شدید دستگاه گوارش و لطمات پوستی در عذاب الیم هستم. مادر و پدرم وضعشان از من بدتر و پدرم با از دست دادن 15 دندان خود، چشم راست و معلولیت پای چپ روزهای پرتبی می گذراند.
ما به احترام شما و روحانیت تشیع و اسلام البته تاکنون سکوت کرده و پرده دری نکرده ایم… امّا:
مرحوم پدربزرگ پدری ام استاد میر سید سلیمان الملک که او نیز اکنون، زیر خروارها خاک مظلومیت خفته، از شما نقل میکرد روزی را که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، از بالای منبر مسجد جلیلی در کوی ویلا (شهید دکتر نجات اللهی کنونی)، شاه سابق را مورد خطاب قرار داده و گفتید: “… اعلیحضرت!.. آقاجان! نگذارید اشتباهات طایفه منحوس قاجاریه سابق، بخاطر سیاسیکاریهای گذران در دنیای جوان، مسلمان و در حال جنبش و رشد ایران تکرار شوند…”. حال من با انعکاس همان بیانات به شخص خودتان، عاجزانه میخواهم کاری بکنید تا اخلاق اسلامی و نیکمرامی و کردار پسندیده به متن زندگی پارسیان پارسا، فرزندان سلمان آریائی و ام القرای اسلام بازگردانده شده نگذارید اشتباهات قاجار و پهلوی سابق، بخاطر سیاستبازیهای گذرا در دنیای جوان، مسلمان و در حال جنبش و شکوفائی ایران زمین تکرار شوند…
فکر میکنم در حال حاضر یک اندیشه و کار درست شما آن باشد که گیسوی وطن را به حق اش، به مادر نازنین اش رسانده و کار درست و باقیات صالحات من آن باشد که با خواهش و تمنّامه، این مهم را از زیر دست و قلم حضرتعالی اجرائی گردانم.
لطفا” کمک کنید پیش از آنکه دیر و بسیار هم دیر شود.
آرزومندم و انشاالله کلماتم مورد توجه تان قرار گرفته و گذشت و دادمداری و نیکنهادی ترجمان و تجسم دیگرباره ای یابند.
قطعه شعری تقدیم نازنین و دخترش:
نازنینا! نور چشمانت نمیرا قلب گیسویت و تو هرگز نگیرا
خدا نیکوست، قرآن بی فریبا بلطف کوثر آزادی قریبا
با حرمت بسیار
سیده فاطمه زهرا جلیلی
ملقب به جاسوس چوبتراش
آننا دایموند
لندن-انگلستان
28 شهریور 1399
18 سپتامبر 2020
خبرهای زندان
مریم ابراهیم وند در اوین اقدام به خودکشی کرد
مریم ابراهیم وند، نویسنده، کارگردان و تهیهکننده سینما که از تیرماه ۹۷ به صورت بلاتکلیف در بند زنان زندان اوین در بازداشت بسر میبرد. شب جمعه ۲۸ شهریورماه با خوردن قرص اقدام به خودکشی کرد و به بیمارستان لقمان تهران منتقل شد. خانم ابراهیم وند در تاریخ ۲ شهریورماه امسال طی نامهای خطاب به علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی نسبت به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی خود و شرایط زندان اوین به ویژه در دوره کرونا اعتراض کرده و نوشته بود که اگر این وضع ادامه یآبد به زندگی خود پایان خواهد داد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، اقدام به خودکشی خانم ابراهیم وند که ۲۶ ماه گذشته را به صورت بلاتکلیف در بازداشت بسر برده است، در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی خود و با خوردن حدود هشتاد قرص آرامبخش و خوابآور صورت گرفته است.
تداوم بازداشت خانم ابراهیم وند در شرایطی است که ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضاییه در زمان بازدید از زندان قرچک و آگاهی از شرایط وی، وعده رسیدگی به پرونده او را داده بود. خانم ابراهیم وند در تاریخ ۲ شهریورماه امسال طی نامهای خطاب به علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی نسبت به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی خود و شرایط زندان اوین به ویژه در دوره کرونا اعتراض کرد. او در در بخشی از این نامه نوشته بود: «پیش از این در بهمن ماه ۱۳۹۸ حضورا شرایط خود را به آقای ابراهیم رئیسی، ریاست محترم قوه قضاییه طی دیدار با زندانیان توضیح دادم. اما متاسفانه تاکنون هیچگونه تمهیدی جهت شرایط اینجانب اعمال نشده و با التفاط به حکومت قانون جدید مورخ ۱۱ تیرماه ۱۳۹۹ کاهش مجازات برای زندانیان سیاسی اعمال نشده است.».»
او در بخش دیگری از این نامه نوشته بود: «اگر از اینگونه رفتارها و بی عدالتیها آگاهی ندارید، افرادی جهت تحقیق و تفحص به زندان اوین اعزام کنید تا مستندات ظلم و بیعدالتی ارائه شود. چرا که این نوع رفتارها باعث سرخوردگی اینجانب شده. در این چند سال در حال مصرف قرص ضدافسردگی هستم و آیندهام به تباهی کشیده شده و چنانچه هیچگونه رسیدگی به عمل نیاید به زندگی خود برای رهایی از این ظلم و ستم پایان خواهم داد.»
مریم ابراهیم وند، در شهریورماه ۱۳۹۵ توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و پس از ۳۵ روز با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی (به صورت وجه نقد) آزاد شد. خانم ابراهیم وند نزدیک به دو سال بعد در تاریخ ۳۱ تیرماه ۹۷ به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه احضار و مجددا بازداشت و به بند دو الف سپاه منتقل شد. او پس از یک ماه پس از پایان مراحل بازجویی با صدور قرار وثیقه ۱۰ میلیارد تومانی به زندان قرچک ورامین منتقل شد و در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۸ بدون اطلاع قبلی به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
خانم ابراهیم وند با شکایت سازمان اطلاعات سپاه به “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” با مصداق یادداشتهای وی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام و به تبع آن افزایش فشار به جوانان و تشویق آنها به مهاجرت به خارج از کشور” و “ساخت فیلم مستهجن” با مصداق تهیه فیلم ” ۲۴ سپتامبر” (روایتی از حادثه منا در عربستان) متهم شده است. وی پس از دومین جلسه دادگاه که در تاریخ ۲ تیرماه در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه کارکنان دولت برگزار شد، در انتظار صدور حکم است. کیفرخواست پرونده مریم ابراهیم وند در بخش نخست این پرونده نیز پیشتر در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ در شعبه ۲۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمود ابراهیمی صادر شد. در این کیفرخواست عناوین اتهامی ازجمله “اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام” به خانم ابراهیم وند تفهیم شده است.
خانم ابراهیم وند در تاریخ ۱ اردیبهشت امسال در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی، عدم برخورداری از حق داشتن وکیل، عدم اجازه مطالعه پرونده و دخالت نهادهای امنیتی در روند رسیدگی به پرونده دست به اعتصاب غذا زد و در تاریخ ۲۲ اردیبهشت پس از وعده مساعد مسئولان و تعیین زمان جلسه رسیدگی به اتهامات خود به اعتصاب غذایش پایان داد.
مریم ابراهیم وند متولد ۱۳۷۰، نویسنده و کارگردان سینما و تهیه کننده فیلمهای “طنز عشق”، ” ما همه تنهاییم” و “پانسیون دختران” است، از دلایل شهرت وی علاوه بر فعالیت های سینمایی و فرهنگی، نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ بود که به عنوان یکی از زنان نامزد برای انتخابات ثبت نام کرد.
اقدام به خودکشی زندانیان به دلیل رفتار نامناسب مسئولان، شرایط نگهداری زندانیان و بلاتکلیفی طولانی مدت شهروندان بازداشتی در زندانهای ایران مسبوق به سابقه است.
***
نسرین ستوده به بیمارستان منتقل شد
رضا خندان، همسر نسرین ستوده، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین روز شنبه ۲۹ شهریور ماه از انتقال همسرش به اورژانس بیمارستان طالقانی در تهران خبر داده و میگوید در ساعات گذشته او زیر سرم بوده و اکنون برای انجام آزمایش به بخش سیتی اسکن منتقل شده است.
نسرین ستوده، از شامگاه دوشنبه ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۹ با انتشار نامهای ضمن درخواست آزادی زندانیان سیاسی، دست به اعتصاب غذا زده است. رضا خندان به زمانه میگوید مسئولان زندان اوین بدون اطلاع خانواده، این زندانی سیاسی را به بیمارستان منتقل کردهاند.
همسر این زندانی سیاسی اما در خصوص جلوگیری مسئولان زندان از اطلاع رسانی درباره انتقال ستوده به بیمارستان میگوید:
«ساعت دقیق انتقال همسرم به بیمارستان مشخص نیست و ما از طریق همسر یکی از همبندیهای این زندانی سیاسی از انتقال او به بیمارستان مطلع شدیم در صورتی که مسئولان زندان باید به ما اطلاع میدادند.»
بهگفته خندان، مسئولان زندان اوین با قطع کردن تماس تلفنی یکی از همبندیهای نسرین ستوده در زندان، از اطلاع رسانی بهموقع درباره وضعیت این زندانی سیاسی ممانعت کردهاند:
«امروز، روز تلفن بند زنان بود و از این بند شش بار هم به موبایل و هم به خانه ما زنگ زدند که مسئولان زندان هر شش بار را رجکت کردند. یکی از همبندیهای همسرم ده دقیقه فرصتی که برای نوبت خودش داشت را برای زنگ زدن به خانواده ما صرف کرده اما موفق به تماس با ما نشده است.»
خندان میگوید در نهایت این همبندی توانسته از درون زندان «در حد یک جمله» به همسر خود اطلاع دهد و خانواده ما از طریق همسر این زندانی از انتقال نسرین ستوده به بیمارستان مطلع شدند.
همسر نسرین ستوده در روزهای اخیر در گفتوگو با زمانه از وخامت حال همسرش و تداوم اعتصاب غذای او بهدلیل بیتوجهی مقامهای قوه قضاییه به مطالبات این زندانی سیاسی خبر داده بود.
نسرین ستوده از ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ توسط مأموران امنیتی بازداشت و به زندان منتقل شده است. او در اسفند ماه سال ۱۳۹۷ با مجموعا هفت عنوان اتهامی به ۳۳ سال حبس و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد. از جمله عناوین اتهامی او در دادگاه «تشویق به فساد و فحشا» از طریق بر عهده گرفتن وکالت پرونده «دختران خیابان انقلاب»، «عضویت موثر در گروهگ غیرقانونی و ضدامنیتی کانون مدافعان حقوق بشر لگام و شورای ملی صلح»، «ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در محل شعبه بازپرسی»، «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شد.
رضا خندان در گفتوگوی امروز خود میگوید که در حال حاضر بهدلیل ادامه اعتصاب غذای همسرش، او به «مشکل قلبی، تنگی نفس و ضعف عمومی خیلی شدید» مبتلا شده و نیازمند رسیدگی تخصصی پزشکی است.
بهگفته خندان، وضعیت عمومی سلامت همسرش از چند روز پیش وخیم بوده اما در حال حاضر این وضعیت به «حد خطرناکی» رسیده است.
وخامت حال نسرین ستوده در اعتصاب غذا و بیتوجهی قوه قضاییه به این موضوع تاکنون واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی به دنبال داشته است. کاربران توئیتر در هفتههای اخیر در چند نوبت با اشاره به فعالیتهای حقوق بشری نسرین ستوده و با هشتگهای «نسرین ستوده» و «FREENASRIN»، کارزارهای توئیتری برای جلب توجه همگانی به وضعیت این زندانی سیاسی به راه انداختند به نحوی که این هشتگها برای ساعاتی ترند اول توئیتر فارسی شد.
***
انتقال سهیل عربی به مکان نامعلوم
سهیل عربی، زندانی عقیدتی در زندان تهران بزرگ صبح روز جمعه ۲۸ شهریور به بهانه انتقال به بهداری از بند خارج و به مکان نامعلومی منتقل شده است. از سرنوشت او پس از این انتقال اطلاعی در دست نیست. این بی خبری و عدم پاسخگویی مسئولین نسبت به سرنوشت این زندانی باعث نگرانی خانواده و نزدیکان وی شده است. آقای عربی روز پنجشنبه نیز به دفتر رئیس زندان فراخوانده شد و مورد بازجویی قرار گرفت.
به گزارش خبرگزاری هرانا، آقای عربی طی روز گذشته و امروز با خانواده خود تماسی نداشته و عدم پاسخگویی مسئولین و بیخبری از وضعیت وی باعث افزایش نگرانی خانواده ایشان شده است.
یک منبع مطلع از شرایط آقای عربی در این خصوص به هرانا گفت: “روز پنجشنبه ۲۷ شهریور نیز سهیل عربی به دفتر رئیس زندان، علی چهارمحالی فراخوانده شد و در آنجا به همراه چند تن دیگر به بازجویی از او پرداختند و وی را به انتقال به مکانی دیگر، نگهداری طولانی مدت در سلول انفرادی و پروندهسازی جدید تهدید کردند. خانواده آقای عربی به ویژه به دلیل سابقه انتقالهای پیشین وی به بازداشتگاههای امنیتی و ضرب و شتم وی به شدت نگران وضعیت او هستند. اکنون مشخص نیست ایشان به کجا منتقل شده و بیم آن میرود که حتی پروندهسازی جدیدی علیه وی صورت گیرد”.
سهیل عربی فروردین و اردیبهشت امسال به یکی از بازداشتگاههای اطلاعات سپاه در تهران منتقل شده و مدتی بعد به بند بازگردانده شد. آقای عربی سال گذشته نیز به مقر یک نهاد امنیتی منتقل و مورد بازجویی همراه با ضرب و شتم قرار گرفته بود. وی در اثر ضرب و شتم از ناحیه بیضه دچار آسیب دیدگی شدید و “ترومای بلانت” شد. وی از آن زمان تاکنون به دلیل بی توجهی مسئولان و عدم رسیدگی پزشکی از درد و عفونت رنج میبرد.
سهیل عربی از تاریخ ۱۶ آبان ماه ۱۳۹۲ در بازداشت و زندان به سر میبرد و تمام این مدت از مرخصی نیز محروم بوده است. وی در تاریخ ۱ بهمنماه ۱۳۹۸، از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
وی همزمان با اینکه پس از تغییرات بسیار در روند دادرسی و احکام صادره در حال تحمل دوران محکومیت ۷ سال و شش ماهه خود در زندان تهران بزرگ بود، از بابت دو پروندهی جدید که در زندان علیه وی مفتوح شده بود، توسط دادگاه انقلاب تهران به حبس تبعید و جزای نقدی محکوم شد. آقای عربی در پرونده نخست از بابت اتهامات “توهین به مقدسات دینی، فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به رهبری” به ۵ سال حبس و از بابت پرونده دیگرش به اتهام “نشر اکاذیب به قصد تشویق اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام” به ۲ سال حبس، دو سال تبعید به برازجان و ۴ میلیون تومان جزای نقدی و به اتهام “تخریب اموال دولتی” به ۱ سال و ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده است. تاریخ آزادی آقای عربی خردادماه ۱۴۰۴ عنوان شده است.
گزارش کانون نویسندگان ایران از یک هفته سرکوب (۲۰-۲۶ شهریور ۱۳۹۹)
پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۹
– در اعتراض به حکم اعدام نوید افکاری: به گزارش خبرگزاری آلمان، یوهانس هربر، مدیر جامعه ورزشکاران دو و میدانی آلمان، روز پنجشنبه ۱۹ شهریور گفت: «به عنوان اعضای جامعه ورزشکاران باید از خود و یکدیگر محافظت کنیم. نباید در برابر شکنجه و حکم اعدام یک ورزشکار به خاطر شرکت در تظاهرات مسالمتآمیز ساکت بنشینیم.» آلفونس هوئرمن، رئیس کنفدراسیون ورزشهای المپیک آلمان، نیز گفت که آنها به شدت در مورد سرنوشت نوید افکاری نگران هستند.
– حذف تصویر دختران از طرح جلد جدید کتاب ریاضی سوم دبستان، در این روز خبرساز شد و کاربران شبکههای اجتماعی به آن اعتراض کردند. همچنین نام فردوس حاجیان، معلم برگزیدهى یونسکو هم که به دلیل مواضع انتقادیاش ممنوع التصویر است، از بین مؤلفان این کتاب حذف شده است.
جمعه ۲۱ شهریور
– ۳۱۳ نفر از سینماگران ایرانی، در این روز که «روز ملی سینما» نامگذاری شده است، خواهان برچیده شدن نظام سانسور و حذف هر نوع پروانهی فیلمسازی شدند. آنها در بیانیهای کوتاه و یک جملهای نوشتند: «ما سینماگران در روز ملی سینما خواهان برچیده شدن نظام سانسور و حذف هر نوع پروانه فیلمسازی هستیم.»
– در خبری اعلام شد که شهروندی با نام مهندس عباس بهبهانی مدیر شرکت تولیدی چینی در گناباد به اتهام «توهین به قاسم سلیمانی» به هفت سال زندان محکوم شده است.
– معاون اجتماعی پلیس فتا ناجا دو شهروند را به دلیل ضبط و انتشار ویدیوی به زمین افتادن یک دانش آموز در صف یکی از مدارس شهرستان ارومیه بازداشت کرد. این معاونت مدعی شد که این دانش آموز به بیماری کرونا مبتلا نبوده و به دلیل ضعف جسمانی به زمین افتاده است و عواملی که با انتشار این ویدئو باعث «تشویش اذهان عمومی» شده بودند دستگیر شدند.
شنبه ۲۲ شهریور
– گروهی از هنرمندان و نویسندگان سرشناس جهان با انتشار یک فراخون عمومی به کارزار اینترنتی اعتراض به تداوم حبس نسرین ستوده، وکیل و فعال مدنی، پیوستند و خواستار آزادی هرچه سریعتر او شدند.
– یک شهروند در چهارمحال و بختیاری به دلیل آنچه «توهین به مقدسات در فضای مجازی» عنوان شده، توسط مأموران امنیتی به اتهام اهانت به دختر پیامبر اسلام بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
– با وجود درخواست بسیاری در ایران و جهان برای توقف اجرای حکم اعدام نوید افکاری، این ورزشکار جوان که در جریان اعتراضهای مرداد ۱۳۹۷ شیراز بازداشت شده بود، در این روز اعدام شد.
– الهام خمسه، زندانی سیاسی که در حین شعارنویسی در یکی از خیابانهای تهران بازداشت شده بود، در این روز به صورت اجباری از زندان اوین به بیمارستان روانپزشکی امینآباد منتقل شد. خانم خمسه از اواخر مردادماه امسال دوران محکومیت ۲ سالهی خود را بابت اتهام «توهین به رهبری» در بند زنان زندان اوین سپری میکرد.
دوشنبه ۲۴ شهریور
– مشاور رئیس مرکز ملی فضای مجازی در این روز از دستور علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی برای تسریع در راهاندازی شبکه ملی اطلاعات خبر داد و گفت رهبر جمهوری اسلامی از مرکز ملی فضای مجازی خواسته که هر سه ماه یک بار از پیشرفت این شبکه به او گزارش دهد.
– در این روز ارشیا نقوی انارکی و شهین خاکپور، در شعبهی هفت دادگاه تجدید نظر استان کرمان محاکمه و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل و اداره گروههای مخالف نظام» به ده سال حبس، به اتهام «عضویت در گروههای مخالف نظام» به پنج سال حبس، به اتهام «توهین به آیت الله خمینی و رهبری» به دو سال حبس و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس و در مجموع هر یک به تحمل هجده سال حبس تعزیری محکوم شدند.
– سجاد شکری، فعال کارگری، در دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد. گفته می شود این حکم در پی حضور وی در تجمع اعتراضی روز جهانی کارگر که در سال ۹۸ مقابل مجلس برگزار شده بود، صادر شده است. آقای شکری روز پنجشنبه ۱۶ مرداد توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.
– پنج کارشناس حقوق بشر سازمان ملل با صدور بیانیهای ضمن محکومیت اعدام نوید افکاری، با اشاره به برخی «نا آرامیهای اجتماعی» در ایران، گفتند که حکومت ایران از «اعدام یک ورزشکار برای ترساندن مردم» استفاده کرده است.
– محمد یزدی، فرمانده سپاه محمد رسولالله تهران، گفته است با استفاده از ظرفیت پایگاههای بسیج، «تیمهای ضربت» در محلات مختلف تهران تشکیل شده تا طرح «امنیت محله محور» را اجرایی کنند.
– یکی از وکلای نوید افکاری، امروز از زیر حکم اعدام بودن ۳۰ نفر خبر داد. حسن یونسی خطاب به منتقدانی که خواهان اطلاعرسانی عمومی از وضعیت محکومان به اعدام هستند در توئیتر نوشت: «الان بیش از ۳۰ نفر زیر حکم اعدام هستند. منتظریم ببینیم چه میکنند.»
سه شنبه ۲۵ شهریور
– در این روز خبر رسید غزال انصاری راد، جاسم خدارحمی، محمد خیراتی و شروین پناهی چهار تن از هنرمندان موسیقی و خوانندگانی هستند که هفته گذشته در استان کهگیلویه و بویراحمد تحت عنوان «باند مروج فساد و فرهنگ غربی در فضای مجازی»همراه با حدود ۲۰ تن دیگر که فعال در زمینهی مدلینگ خوانده شدهاند، با شکایت ادارهی اطلاعات یاسوج و گزارشهایی از اطلاعات سپاه یاسوج بازداشت و پس از چند روز با تودیع قرار به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شدهاند و برخی نیز کماکان در بازداشت بسر میبرند. غزال انصاری راد که پیش از این نیز به دلیل خوانندگی سابقه بازداشت دارد، به تازگی در شهر مونیخ آلمان در چهارمین دوره جشنوارهی ترمه (جشنواره فرهنگ ایران_مونیخ) شرکت کرد و به خوانندگی پرداخت.
– حکم اعدام روح الله زم، مدیر سایت و کانال تلگرامی آمد نیوز در دیوان عالی کشور عیناً تأیید شد. سخنگوی قوهی قضائیه، اسماعیلی ضمن تأیید این خبر اعلام کرد: «دیوان عالی کشور پس از رسیدگی به پرونده زم، اعتراض وی را به استناد دلایل و مستندات پرونده نپذیرفت و حکم وی را تائید کرد.»
– در این روز محمد نوریزاد، فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین بابت پرونده قضائی خود در شعبه دادگاه تجدیدنظر استان گلستان به اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به تحمل ۲ سال حبس تعزیری و «توهین به رهبری» هم به تحمل ۱ سال حبس تعلیقی محکوم شد.
چهارشنبه ۲۶ شهریور
– در خبری اعلام شد مژگان کاوسی، محقق، نویسنده و مترجم، که در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ بهدست نیروهای امنیتی در منزل خود در نوشهر بازداشت شده بود، جهت انجام عمل جراحی به بیمارستان طالقانی تهران اعزام شد. خانم کاوسی که از تاریخ ۳۰ اردیبهشت امسال دوران ۳ سال محکومیت خود را به اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «عضویت در گروههای مخالف نظام» و «تحریک مردم جهت بر هم زدن نظم و امنیت کشور» در بند زنان زندان اوین سپری میکند، به بیماری گوارشی و هموروئید مبتلا است.
حضور یگان ویژه ضدشورش در هفت تپه برای مقابله با کارگران اعتصابی
روز پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۹ همزمان با نود و پنجمین روز اعتصاب تعدادی از کارگران هفت تپه، که با تجمع در مقابل مدیریت شرکت دست به اعتراض برای احقاق حقوق خود زدند. گارد ویژه وارد محوطه ی شرکت شد.
به گزارش کانال تلگرامی مستقل هفت تپه، تجمع روز گذشته با حمله با سلاح سرد و فحاشی به کارگران توسط مسئول بازرسی شرکت- جافرپور که خواهرزاده رئیس دادگستری شوش است- همراه شده بود که موجب اعتراض کارگران و مردم منطقه شد.
به دستور جعفری چگنی و همراهی نظری دادستان برای مقابله با کارگران اعتصابی و حمایت از جافرپور و اراذل و اوباش وابسته به کارفرما، امروز یگان ویژه ضد شورش وارد شرکت شد تا با تجمع کارگران برخورد کند. کارگران تجمع کننده که از همکاران غیرنیشکری بودند با هشیاری از ایجاد درگیری خودداری کردند و بدین ترتیب نود و پنجمین روز اعتصاب کارگران هفت تپه با حضور چهره خشونت آمیز حضور یگان ویژه همراه شد.
بنابر این گزارش مسئولینی که قول و وعده اجرای فوری خلع ید را داده بودند، مسئولینی که قول بازگشت به کار همکارن فصلی-غیرنیشکری را داده بودند همگی در سکوت کامل فرو رفته اند و در عوض اراذل اوباش با شمشر به کارگران حمله می کنند و یگان ویژه ضد شورش را برای اعتصاب شکنی به شرکت میفرستند.
مسئولین خوب بدانند که در هفت تپه، اعتصاب هرگز تمام نمیشود بلکه از حالت بسیار پر رنگ به مقدار کمرنگ تری به صورت موقت تغییر پیدا میکند اما به سرعت و دوباره سرباز میکند و به صورت تجمعات گسترده درون شهر ادامه پیدا میکند.
در پایان این گزارش آمده است: همکاران عزیز را به هشیاری و اتحاد هرچه بیشتر دعوت میکنیم. تنها راه تسریع در خلع ید این بخش خصوصی فاسد و اختلاسگر، تنها راه بازگشت به کار تمام همکاران اخراجی از بخش های مختلف، و احقاق تمامی حقوق معوقه ما، تنها و تنها احیای تجمعات و اعتصابات پرشمار و باشکوه است. ما برای پیگیری این مطالبات به هیچ وجه دست از اعتراض به شکل های مختلف برنخواهیم داشت!
جنگ تکنولوژیک آمریکا با چین؛ «هوآوی»، پیروز شد!
اخبار روز
تنشهای تجاری بین واشنگتن و پکن، بیش از همه دامان هوآوی، این غول فناوری چین را گرفت و هر روز دردسری تازه سر راهش سبز شد. از اتهام جاسوسی گرفته تا تحریم توسط گوگل و ممنوعیت فروش تجهیزات ۵G این کمپانی و…هریک مانعی بزرگ برای هوآوی به شمار میروند اما سرانجام با رأی سازمان GSMA، مبنی بر تأیید امنیت سایبری تجهیزات شبکه ۵G هوآوی، عملاً همه ادعاهای ترامپ مردود اعلام شد و این، آغاز عصری بزرگ برای هوآوی به شمار میرود.
ZTE نیز یکی دیگر از برندهای چینی است که از آزمایشهای این سازمان سربلند بیرون آمده است.
یک گواهینامه پرافتخار
هوآوی، این برند چینی که دونالد ترامپ در جنگ تجاری اش با چین موانع زیادی برای فعالیتهایش هم در امریکا و هم در سایر نقاط جهان ایجاد کرده در تازهترین ارزیابی امنیتی به دستاورد تازهای دست یافت؛ هرچند که ترامپ به بهانه نبود امنیت سایبری و احتمال سرقت اطلاعات و دیتای کاربران جهان، بازی سیاسی پیچیدهای را با محوریت هوآوی آغاز کرده بود اما این برند از تمام آزمایشهای سازمان GSMA سربلند بیرون آمد و همه ارزیابیها را با موفقیت به پایان رساند. گفتنی است سازمان GSMA، مؤسسهای است که صدها شرکت فناوریمحور و اپراتورهای ارتباطی ازجمله شرکتهای امریکایی و Verizon، شرکت آسیایی چاینا موبایل (China Mobile) و شرکتهای اروپایی همچون تلفونیکا و ودافون و.. را از سرتاسر دنیا گردهم میآورد و با در نظر گرفتن پارامترهایی مشخص و ارزیابی آنها، بیخطر بودن و امنیت سایبری محصولات مخابراتی را تأیید یا رد میکند.
به هرحال بزرگترین فروشنده تجهیزات مخابراتی و شبکه موبایل جهان از آزمایشهای GSMA نمره قبولی گرفت و تأییدیه امنیت زیرساختها وتجهیزات شبکه NESAS را ازآن خود کرد. با دریافت این گواهینامه معتبر، عملاً کمپانیهای بزرگ چینی هوآوی و ZTE به فروشندگان اروپایی همچون اریکسون و نوکیا پیوستند. «الکس سینکلر» یکی از مسئولان ارشد مؤسسه GSMA دراین باره گفت: مؤسسه GSMA ازاین پس حمایت بیشتری از کمپانیهای اریکسون، هوآوی، نوکیا و ZTE خواهد داشت و به آنها کمک میکند. ما به این کمپانیها برای عبور از این مرحله سخت تبریک میگوییم. براساس نتایج و شواهد استخراج شده از آزمایشها، بررسیکنندگان ما به این نتیجه رسیدهاند که محصولات هوآوی با نیازمندیهای سیستم NESAS سازگاری دارند. نتیجه این بررسی، نشان میدهد هرچند دونالد ترامپ به بهانه جاسوسی و ناامن بودن شبکه ۵G و نرمافزارها و سخت افزارهای هوآوی، موانع زیادی بر سر راه فعالیت این غول چینی دنیای فناوری ایجاد کرده اما واقعیت روی دیگر سکه را نشان میدهد. هوآوی از امنیت کامل برخوردار است و نه جاسوسی از کاربران را در دستور کار خود دارد و نه براحتی هک میشود تا اطلاعات کاربران افشا شود
وی ادامه داد: با دریافت این گواهینامه، این فروشندگان تجهیزات شبکه موبایل عملاً به NESAS متعهد میشوند و به اپراتورهای تلفن همراه و سایر سهامداران و ذینفعان کمک میکنند تا در مورد توسعه محصول مطمئن و امن، تصمیماتی آگاهانه بگیرند. ما مشتاقانه در انتظار مشارکت سایر افراد در این طرح هستیم تا با ترویج فرهنگ امنیت از طریق طراحی در صنعت فناوری، تعهد خود را در زمینه انجام اقدامات امنیتی خوب اثبات کنند.
گفتنی است NESAS هم یک مکانیسم ارزیابی امنیت سایبری استاندارد است که توسط GSMA و تعداد زیادی از اپراتورهای جهانی، فروشندگان و شرکای صنعت و رگولاتورها تعریف میشود. «دوین دوان» رئیس بخش امنیت سایبری هوآوی نیز در این باره گفت: در عصراینترنت نسل پنجم، NESAS یک ارزیابی امنیت سایبری مؤثر و استاندارد را ارائه میدهد که به صنعت ارتباطات اجازه میدهد تا از امنیت اطمینان حاصل کند. وی ادامه داد: این ارزیابی در واقع منبع خوبی برای سهامداران ازجمله اپراتورها، فروشندگان تجهیزات شبکه، تأمین کنندگان سرویسهای اپلیکیشنها محسوب میشود. هرچند هوآوی پیش از این نیز ارزیابیها و آزمایش های مربوط به تکنولوژی ۵Gگروه IMT-۲۰۲۰ در چین را نیز با موفقیت ازسر گذرانده بود.
امریکا مستأصل در برابر چین
جدا از جنگ تجاری پکن و واشنگتن، برخی رفتار ترامپ را ناشی از عقب ماندن امریکا در برخی حوزهها در مقابل چین میدانند. بهعنوان مثال «دیلیپ هیرو»، روزنامه نگار و مفسر بیزینس اینسایدر با اشاره به موفقیت اخیر هوآوی نوشته است ترامپ باید بپذیرد که امریکا در دو جبهه اقتصاد و تکنولوژی از چین عقب افتاده است و دلیل بخشی از لجبازیها و تنش آفرینیهایش نیز همین موضوع است. وی در گزارش خود آورده است: در ماه مه ۲۰۱۵ دولت چین از برنامه ده ساله Made in China ۲۰۲۵ رونمایی کرد تا در ۱۰ صنعت «های تک» ازجمله خودروهای الکتریکی، نسل آینده فناوری اطلاعات و ارتباطات، روباتهای پیشرفته و هوش مصنوعی رشدی سریع داشته باشد. از دیگر بخشهای مورد توجه در این برنامه میتوان به مهندسی فضایی، تکنولوژی کشاورزی و نیز بیوداروها اشاره کرد.
نیمه رساناها (Semiconductors) هم برای تولید محصولات الکترونیک بسیار حیاتی هستند و در سال ۲۰۱۴ دولت چین برای توسعه و یکپارچهسازی این صنعت نیز هدفگذاری کرده بود که تا سال ۲۰۳۰ به یکی از کشورهای پیشرودر این زمینه تبدیل شود. در سال ۲۰۱۸ صنعت ساخت تراشه هم در این کشور مورد توجه قرار گرفت و در سال ۲۰۱۹ انجمن صنایع نیمه رساناهای امریکا اعلام کرد با اینکه امریکا امروزه با در اختیار داشتن نیمی از سهم بازار جهان صدرنشین است اما چین بهدلیل سرمایه گذاریهای گسترده در تحقیقات علمی و تجاری، تهدیدی اصلی برای این کشور به شمار میرود. در گزارش وی آمده است: تحقیق دانشگاه هاروارد در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ نشان میدهد سهم چین از انتشار تحقیقات مهندسی و علمی ۴ برابر امریکا بوده است. بزرگان تکنولوژی امریکا کمپانیهایی همچون گوگل، اپل، آمازون و مایکروسافت هستند و البته در چین هم غولهای فناوری همچون علی بابا، تنسنت، شیائومی و بایدو را میبینیم که توسط شهروندان و بهصورت خصوصی و آن هم سالها پس از غولهای سیلیکون ولی تأسیس شدهاند اما حالا به بیشترین موفقیتها دست یافتهاند و در مواردی هم از غولهای تکنولوژی امریکایی عبور کردهاند.حالا دیگر بزرگترین برنده چینی در زمینه وسایل الکترونیکی و ارتباطی مصرفی، هوآوی است که نخستین کمپانی چندملیتی این کشور نیز به شمار میرود که به یک نقطه حیاتی در جنگ سرد امریکا و چین تبدیل شده است.
هوآوی در زبان چینی به معنای دستاورد باشکوه است و در زمینه تولید تلفنهای هوشمند و تجهیزات مخابراتی فعالیت دارد. این کمپانی که در سال ۱۹۸۷ تأسیس شده است اکنون دارای ۱۹۴هزار نیروی کار در ۱۷۰کشور جهان است و در سال ۲۰۱۹ گردش مالی اش از ۱۲۲,۵میلیارد دلار گذشت. در سال ۲۰۱۲ رقیب ۱۳۶ساله سوئدی خود، اریکسون را پشت سر گذاشت تا با ۲۸درصد سهم بازار جهانی، به بزرگترین تأمین کننده تجهیزات ارتباطی و مخابراتی تبدیل شود. در سال ۲۰۱۹ نیز از اپل پیشی گرفت و به دومین کمپانی تولیدکننده تلفن همراه تبدیل شد و بعد از سامسونگ قرارگرفت.
وی همچنین در گزارش خود آورده است: تیم تحقیقاتی گوگل سالانه ۱۵تا ۲۰میلیارد دلار در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری میکنند و درنهایت هوآوی در میان ۵ کمپانی برتر فعال در زمینه گوشیهای نسل پنجم (۵G) قرار گرفت و در سال ۲۰۱۹ با فروش ۶,۹ میلیون دستگاه تلفن همراه نسل پنجم ۳۶.۹ درصد بازار را ازآن خود کرد و به موفقترین شرکت در زمینه تکنولوژی ۵G و تجهیزات آن تبدیل شد که همین موضوع زنگ خطری برای ترامپ بود و فشارها علیه این کمپانی را شدت بخشید.
درنهایت نیز پمپئو، هوآوی را بازوی نظارتی حزب کمونیست چین دانست و یادآور شد با کمک تجهیزات ۵G خود از کاربران امریکایی و سایر نقاط جهان جاسوسی میکند. در ماه مه ۲۰۱۸ شرکتهای امریکایی از تأمین نرم افزار و قطعات از هوآوی محروم شدند بعد از آن نوبت به میکروتراشهها رسید و هوآوی از خرید هرگونه تراشه از کمپانیهای امریکایی یا استفاده از نرم افزارهای امریکایی محروم شد. کاخ سفید همچنین کمپین جهانی علیه استفاده از تجهیزات سیستمهای ۵G این کمپانی در کشورهای متحد خود به راه انداخت و البته موفقیتهایی نیز کسب کرد و برخی کشورها از جمله بریتانیا را با خود همراه کرد. افزایش تعرفه محصولات و کالاهای چینی و ممنوعیت فعالیت تیک تاک در امریکا بخشی دیگر از دشمنیهای ترامپ با چین را نشان میدهد.
میترا جلیلی – ایران
نامه سرگشاده خطاب به سازمان ها و احزاب ایرانی، فعالین مدافع حقوق انسان و شخصیت های علیه اعدام
روز ١۵ سپتامبر، فراخوانی با امضا صد و پنجاه شخصیت سرشناس بین المللی و فعالین علیه اعدام با خواست تحریم دیپلماتیک جمهوری اسلامی، بیرون کردن این حکومت از همه نهادهای بین المللی و ورزشی و لغو سفر مقامات حکومتی، همچنین خواست ممنوعیت اعدام و آزادی زندانیان سیاسی، منتشر شد. ما از همه شما میخواهیم، کمک کنید این حرکت در ایران و در دنیا، بیش از پیش مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته و واقعا دولت های غربی را تحت فشار قرار دهیم، روابط دیپلماتیک خود با این حکومت انسان کش را قطع کرده و این حکومت را از همه نهادهای بین المللی اخراج کنند. این یک اتفاق مهم است که باید با همیاری و مشارکت همه ما در قدم اول به یک نتیجه مهم برسد، و آنهم تحت فشار گذاشتن حکومت اسلامی و جلوگیری از اعدام جوانان و صدها محکوم به اعدام است که اسیر حکومت اسلامی هستند.
لینک طومار را همه جا منتشر کنید. آنرا امضا و حمایت کنید و در صفحات شخصی و رسانه ای خود منتشر کنید. خبر انتشار این طومار و این فراخوان را به رسانه های عمومی و بویژه رسانه های فارسی زبان پربیننده و رسانه های بین المللی ارسال کنید. بهر طریق ممکن از این حرکت دفاع کنید!