ائتلاف میلیاردرها برای به قدرت رسیدن جبههٔ ملی در فرانسه 

👥

نخبگان اقتصادی در پشت صحنه: 

تاریخ بارها نشان داده که هیچ جنبش فاشیستی بدون پشتوانهٔ مالی سرمایه‌داران بزرگ به قدرت نرسیده است. هیتلر و موسولینی از غول‌هایی مثل کروپ ، هنری فورد و خانوادهٔ آگنلی (Agnelli family) در فیات کمک گرفتند. در فرانسهٔ دههٔ ۱۹۳۰ نیز مالکان لورئال (L’Oréal) از گروه‌های فاشیست حمایت می‌کردند. امروز، یک سال مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه، شبکه‌ای از میلیاردرهای محافظه‌کار، فعالان کاتولیک و صاحبان رسانه‌های قدرتمند تلاش می‌کنند کشور را به سمت راست افراطی حرکت دهند. بر اساس نظرسنجی اخیر روزنامهٔ فیگارو ژوردن باردلا (Jordan Bardella) با ۳۴ درصد آرا در دور اول پیشتاز است.

📊 تغییر جهت کارفرمایان: 

تنها پنج سال پیش، بیشتر کارفرمایان فرانسوی از راست افراطی فاصله می‌گرفتند. اما امروز پاتریک مارتین (Patrick Martin)، رئیس سازمان کارفرمایان، آشکارا از «لزوم گفتگو با همهٔ احزاب» حرف می‌زند. گیوم فوری (Guillaume Faury)، مدیر شرکت ایرباس (Airbus)، هم اعلام کرده که برای دیدار دوباره با باردلا آماده است. دلیل این تغییر چیست؟ جبههٔ ملی ظاهر خود را اصلاح کرده، با مقررات دست‌وپاگیر دولتی مخالفت می‌کند و وعدهٔ کاهش مالیات و محدود کردن قدرت چپ را می‌دهد.

⚠️ هشدارهای تاریخی: 

استفان بوژنا (Stéphane Boujnah)، مدیر بورس یورونکست (Euronext)، هشدار می‌دهد که «هیچ تجربهٔ اقتدارگرایی بدون حمایت بخشی از نهادهای حاکم شکل نگرفته است.» لوران مودویی (Laurent Mauduit)، نویسندهٔ کتاب «همکاری‌ها» (Collaborations)، نیز تأکید می‌کند که پیوند میان سرمایه‌داران و راست افراطی این بار هم در حال شکل‌گیری است.




گروه ملی‑دموکراتیک (داخل ایران): از تنگه هرمز دفاع کنید!

اگرچه این متن پیشتر برای احزاب چپ ایرانی، مانند دبیرخانهٔ حزب تودهٔ ایران، فرستاده شد، اما متأسفانه نه پاسخی در پی داشت و نه در نشریات داخلی آن‌ها منتشر شد. به دلیل اهمیت ویژهٔ موضوع، ناگزیر به بازنشر آن هستیم و این بار آن را برای برخی سایت‌های چپ ایران نیز ارسال می‌کنیم.

رفقای عزیز  با سلام و درود صمیمانه،

اینترنت تا حدی باز شده است و به ویژه با داشتن ابزاری که بتواند فایروال را بشکند، میتوان دوباره ارتباطات محدودی با خارج از کشور برقرار کرد و اوضاع را از نزدیک دید.

رفقا! در این ۸۸ روزی که اینترنت قطع بود، زبان و اندیشهٔ چپها هرگز  تعطیل نشد. احتمالاً رفقای جبههٔ به اصطلاح محورمقاومتی در همه جا جار زده‌اند که فقط آنها در خیابانها حضور داشتند. ولی اصلاً اینطور نیست و این ادعاها کاملاً خلاف واقعیت است. تمام نیروهای چپ – حتی راه کارگری، اکثریت، چپ، طوفان، ما، محورمقاومتی‌ها، راه توده‌ای‌ها و توده‌ای‌ها– در صحنه بودند. بحث و اختلاف نظر زیاد بود، اما همکاری نیز وجود داشت. به ویژه در کمک به کسانی که از جنگ ضربه خورده بودند، یا آنهایی که برای فرار از تهران به شمال و دیگر نقاط موقتاً کوچ کرده بودند.

در مجموع، سیاست چپ در برابر حملات اسرائیل و آمریکا، سیاستی خوب، میهنی و مسئولانه بود. 

اما رفقا! مبارزه هنوز تمام نشده، بلکه همچنان ادامه دارد. لطفاً در دفاع از تنگه هرمز کوتاهی نکنید. این تنگه مال ایران است، نه مال جمهوری اسلامی. دفاع از آن یک وظیفهٔ ملی همگانی است. بدون تردید، رفقا نیز حتماً این موضوع را به شما اطلاع داده‌اند.

با امید به پیروزی نهایی و همبستگی پایدار،

درود بر همگی،  
گروه ملی‑دموکراتیک (داخل ایران)




Alternative Workers News: Bulltune 221

Alternative Workers News: Bulltune 221




بدرود رفیق کتایون!

کتایون، در سال ۱۳۳۲ در محلهٔ نفتون شهر مسجدسلیمان، در خانواده‌ای از ایل بختیاری زاده شد. پیش از انقلاب، فعالیت سیاسی خود را با سازمان فدائیان خلق ایران آغاز کرد و پس از مدتی کوتاه به حزب توده ایران پیوست.

پس از پیروزی انقلاب، به ادامه فعالیت حزبی خود در استان مازندران، در شهر ساری پرداخت. پس از یورش وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی به حزب توده ایران نیز تحت تعقیب نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفت.

به همین دلیل، با دختر خردسالش ایران را ترک کرد و با مشقتی بسیار خود را به باکو رساند. در باکو، در انتشار بولتنی برای «تشکیلات دموکراتیک زنان ایران» شرکت فعال داشت.

پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم از روی اجبار دوباره مهاجرت کرد و به آلمان رفت. در آلمان، در مکالماتش با رفیق فرهاد عاصمی (که همدیگر را از دوران فعالیت در مازندران می‌شناختند) از سمتگیری حزب توده ایران ابراز نگرانی کرد، به‌ویژه از کنار گذاشتن رفقای خوب دلگیر بود. در نهایت از کار حزبی کناره گرفت و تمام وقت خود را صرف مبارزه برای حقوق زنان کرد. 

یادش گرامی باد.




آلبانی: اعتراضات سراسری علیه پروژه لوکس جرد کوشنر

🏟️

🏝️ده‌ها هزار نفر روز سه‌شنبه برای دومین روز متوالی در تیرانا، پایتخت آلبانی، به خیابان‌ها آمدند. معترضان مخالف پروژه تفریحی لوکس مرتبط با جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا هستند.این پروژه در چندین هکتار از منطقه حفاظت‌شده ساحلی ویوسا-نارتا در زورنتس و همچنین جزیره غیرمسکونی سازان در دریای آدریاتیک برنامه‌ریزی شده است.

🗣️ معترضان شعار «آلبانی متعلق به آلبانیایی‌هاست» سر دادند و پلاکاردهایی با عبارت «دست‌ها را از ویوسا-نارتا دور کنید» حمل می‌کردند.

🌿 کلایدی بلو، فعال محیط زیست: «وضعیت در نارتا (تالاب) به گونه‌ای است که ما عملاً با یک منطقه حفاظت‌شده روبرو هستیم، اما مهم‌تر از همه، دولت ما اجازه داده است عملیات ساختمانی بدون مشورت و بدون شفافیت ادامه یابد.» سازمان‌های محیط زیستی نگرانی خود را اعلام کرده‌اند که این پروژه می‌تواند تنوع زیستی منطقه را تهدید کرده و مسیرهای مهاجرت پرندگان را مختل کند.هزینه تخمینی این پروژه ۴ میلیارد دلار است و قرار است در حدود ۲.۵ کیلومتر مربع از یک اکوسیستم ساحلی حفاظت‌شده ساخته شود.

🏛️ دولت آلبانی از این پروژه حمایت کرده و همین امر باعث شده معترضان خواستار استعفای ادی راما، نخست‌وزیر آلبانی، شوند.هزاران نفر در تیرانا شعار «Shqipëria nuk shitet» (آلبانی به فروش نمی‌رسد) سر داده‌اند. درگیری با نیروهای امنیتی خصوصی رخ داده و مقامات ضدفساد تحقیقاتی را آغاز کرده‌اند. راما از این پروژه به عنوان عاملی مثبت برای گردشگری و اشتغال دفاع می‌کند.

🏭 سرمایه‌گذاران بزرگ در آلبانی:

⚡ استات کرفت (Statkraft) نروژ: مالک نیروگاه‌های برقآبی Devoll (بانجا و موگلیچه) – یکی از بزرگترین پروژه‌های سرمایه‌گذاری خصوصی در آلبانی در دهه‌های اخیر.

🛢️ جیو-جید پترولیوم / بانکرز پترولیوم آلبانی (چین، پیشتر کانادایی): تسلط بر تولید نفت (میدان پاتوس-مارینزا، حدود ۹۵٪ نفت آلبانی).

🏦 رافیزن بانک اینترنشنال (Raiffeisen Bank International): یکی از بزرگترین بانک‌های کشور.




تغییر بزرگ در مجارستان: پایان ۱۶ سال حکومت اوربان

🗳️

⚠️پس از انتخابات آوریل ۲۰۲۶، حزب «تیسا» به رهبری پتر ماگیار با پیروزی قاطع، به سلطنت ویکتور اوربان پایان داد. دولت جدید مه ۲۰۲۶ کار خود را آغاز کرد. البته باید یادآوری کرد: ویکتور اوربان اگرچه خود یک شخصیت جنجالی و مورد اختلاف بود، اما همواره در برابر اتحادیه اروپا برای منافع ملی مجارستان می‌جنگید و از حاکمیت این کشور دفاع می‌کرد.

💼 اعضای کلیدی کابینه جدید:

🏦 وزیر اقتصاد و انرژی: ایشتوان کاپیتانی (مدیر اسبق شل) ، 💰 وزیر دارایی: آندراش کارمان (بانکدار ارشد سابق) ،🌍 وزیر خارجه و معاون نخست‌وزیر: آنیتا اوربان (بدون ارتباط با ویکتور اوربان) – دیپلمات ارشد و مدیر سابق وودافون

📉 نفوذ سرمایه مالی جهانی: 

همان‌طور که توماس فازی اشاره می‌کند، هر سه وزیر پیشینه‌ای در شرکت‌های بین‌المللی و سرمایه مالی دارند. آنیتا اوربان، ایشتوان کاپیتانی و آندراش کارمان همگی به نوعی به غول‌هایی مثل شل، وودافون، اِرشته بانک و سهامداران بزرگی چون بلک راک و ونگارد مرتبط هستند.

🏛️ الگوی اروپایی: 

آلمان 🇩🇪: فریدریش مرتس (صدراعظم از ۲۰۲۵) رئیس هیئت نظارت بلک راک آلمان بود. 

فرانسه 🇫🇷: امانوئل مکرون بانکدار روتشیلد بود. 

ایتالیا 🇮🇹: ماریو دراگی مدیر ارشد گلدمن ساکس بود.

🔗 تصرف مجارستان توسط غرب و سرمایه مالی بین‌المللی» دیگر یک تئوری توطئه نیست؛ واقعیتی است که در ترکیب کابینه جدید بوداپست دیده می‌شود. دولتی که به جای مبارزه با بروکسل، ظاهراً کاملاً در خدمت شبکه‌های مالی فراملی قرار گرفته است.

مسیر دولت جدید مجارستان:

  • تنوع‌بخشی انرژی به سمت گاز طبیعی مایع آمریکایی (LNG)
  • گشایش اقتصادی به سوی نهادها و منافع تجاری غرب
  • بازتنظیم سیاست خارجی در راستای بروکسل و تشکیلات آتلانتیک



همنوایی رسانه‌ها، عادی‌سازی جنگ و پیمان با فاشیست‌های اوکراین

📡

همسان‌سازی رسانه‌ها علیه حقیقت:

رسانه‌های غربی، از جمله آلمان، هرگونه گزارش از ماهیت فاشیستی نیروهای اوکراینی را «پروپاگاندا روسی» می‌نامند. «پل میسون»، منتقدان ناتو را به توطئه با کرملین متهم می‌کند. سیاستمداران آلمانی مانند «آنتون هوف‌رایتر»، جنبش‌های صلح را بدون مدرکی «همدست پوتین» خطاب می‌کنند.

🔹 اخلاق‌زدایی از تحلیل طبقاتی:

تحت عنوان «ضد فاشیسم اخلاقی»، هرگونه تحلیل ساختاری از سرمایه‌داری و ریشه‌های فاشیسم در اوکراین کنار گذاشته می‌شود. منتقدان نظامی‌گری غرب، بلافاصله «عامل نفوذی روسیه» خوانده می‌شوند.
حزب صلح‌طلب «زارا واگنکنشت» اگرچه در سیاست‌های داخلی آلمان مواضعی راستگرایانه دارد، اما مخالفتش با جنگ اوکراین و تحریم‌ها علیه روسیه، او را هدف اتهامات بی‌اساس «همدستی با پوتین» از سوی احزاب حاکم کرده است.

🧨 فاشیسم اوکراینی؛ آشکار و مسلح:

گردان‌های آزوف، راسته‌سکتور و سپاه داوطلب روسی (جانشین آشکار ارتش ولاسوف هیتلری) آشکارا با نمادهای اس اس و شعارهای نازی می‌رزمند. این نیروها ستون فقرات ارتش اوکراین در جنگ علیه روسیه هستند. آلمان:

۱) ممنوعیت استفاده از نمادهای نازی را برای آن‌ها لغو کرد.

۲) از پیوستن نئونازی‌های آلمانی (حزب «دِر دیت وِگ») به ارتش اوکراین «بی‌خبری» نشان می‌دهد.

۳) در بوندستاگ با فرماندهان آزوف جلسه می‌گذارد (مه ۲۰۲۵).

📜 بازنویسی تاریخ اوکراین:

آژانس فدرال آموزش سیاسی آلمان (bpb) که تا ۲۰۱۷، سازمان ملی‌گرایان اوکراینی (OUN) و استپان باندرا را آشکارا فاشیست می‌خواند، اکنون این واقعیت را «بحث‌برانگیز» می‌نامد و آن را به «پروپاگاندا روسی» نسبت می‌دهد. هدف: تبرئه متحدان فاشیست اوکراینی برای جنگ نیابتی علیه روسیه.

🎯 «ائتلاف ضد هیتلر» علیه روسیه:

امروز آلمان و اوکراین مدعی تشکیل «ائتلاف ضد هیتلر» جدیدی علیه مسکو هستند. بازپروری فاشیسم اوکراینی، زمین‌آزمونی برای تبرئه کامل سرمایه‌داری انحصاری است که از آشویتس و جنگ نابودی علیه شوروی سود برد. «پیتر چنچر»، شهردار هامبورگ، با تبرئه وارث یک نازی برجسته، این منطق را عریان می‌کند: «همه طرفداران هیتلری مقصر بودند، پس هیچ‌کس مقصر نیست».




تحول انتخابات در جوامع غربی

🗳️

در بسیاری از کشورهای غربی، انتخابات زمانی یکی از مهم‌ترین رویدادهای اجتماعی و سیاسی به شمار می‌رفت. روز رأی‌گیری برای بسیاری از شهروندان فراتر از یک وظیفه مدنی بود و نوعی مشارکت در سرنوشت جمعی جامعه محسوب می‌شد. فضای رقابت‌های انتخاباتی نیز عمدتاً حول برنامه‌ها، ایده‌ها و چشم‌اندازهای سیاسی شکل می‌گرفت.

📺 سیاست در عصر رسانه

با گذشت زمان، نقش رسانه‌ها و شبکه‌های ارتباطی در انتخابات افزایش یافت. در نتیجه، رقابت‌های سیاسی بیش از گذشته تحت تأثیر تصویرسازی، تبلیغات و جذابیت‌های رسانه‌ای قرار گرفت. بسیاری از ناظران معتقدند که بخشی از مباحث عمیق سیاسی جای خود را به پیام‌های کوتاه، شعارهای ساده و رقابت‌های احساسی داده است.

👥 فردگرایی و تغییر ارزش‌ها

یکی از تغییرات مهم در جوامع غربی، رشد فردگرایی است. در حالی که در گذشته مفاهیمی مانند همبستگی اجتماعی و منافع جمعی نقش پررنگ‌تری داشتند، امروزه بسیاری از تصمیم‌های سیاسی تحت تأثیر منافع فردی و دغدغه‌های شخصی قرار می‌گیرند. این تحول بر رفتار رأی‌دهندگان و همچنین بر شیوه فعالیت احزاب سیاسی تأثیر گذاشته است.

💰 اقتصاد و سیاست

مسائل اقتصادی همواره در انتخابات نقش مهمی داشته‌اند، اما در دهه‌های اخیر اهمیت آن‌ها بیشتر شده است. موضوعاتی مانند اشتغال، مالیات، سرمایه‌گذاری، انرژی و رفاه اجتماعی به محور اصلی بسیاری از کارزارهای انتخاباتی تبدیل شده‌اند. رأی‌دهندگان نیز اغلب عملکرد اقتصادی دولت‌ها را یکی از معیارهای اصلی انتخاب خود می‌دانند.

🌍 چالش‌های آینده امروزه دموکراسی‌های غربی با چالش‌هایی مانند کاهش اعتماد عمومی، گسترش اطلاعات نادرست، قطبی‌شدن جامعه و کاهش مشارکت سیاسی برخی گروه‌ها روبه‌رو هستند. با این حال، انتخابات همچنان یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتقال قدرت و بیان خواست عمومی باقی مانده است و نقش تعیین کننده‌ای در مسیر آینده این جوامع دارد.