خانواده نرگس محمدی از ابتلای وی به ویروس کرونا خبر داده‌اند

  • اخبار روز
نامه درز کرده از زندان نرگس محمدی شکنجه شدن وی را فاش ساخت

تقی رحمانی: نرگس محمدی به لحاظ مشکلات گوارشی غذای بی‌کیفیت زندان را نمی‌تواند تحمل کند. او چند بار عمل جراحی سنگین داشته و بنا به دستور پزشک معالجش باید در رژیم غذاییش پروتیین به قدر کافی و لازم داشته باشد. دکتر به او رژیم غذایی پروتیین‌دار داده است و این دستور پزشک، در اختیار دادستان تهران قرار گرفته است اما تأسف بار اینکه دادستان در برابر بازجو و یا به قول خودشان ضابط پرونده، قدرت و اراده‌ای برای اجرای قانون و دستورات پزشک معالج زندانی را ندارد و او را به تبعیت از اراده بازجوی پرونده، از حقوق قانونی مندرج در آئین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و از جمله از برخورداری از تغذیه مناسب و خوردن گوشت محروم کرده است.

نرگس طی این ۶ ماه که به زنجان منتقل شده با نان و ماست یا نان و گوجه و پیاز تغذیه شده است.
مسئولین زندان زنجان حتی حاضر نیستند به هزینه و با پول خودِ زندانی مواد غذایی مورد نیازشان را تهیه و در اختیارشان قرار دهند و مسئول مربوطه در پاسخ به سفارش نرگس برای تهیه گوشت و مواد غذایی مورد نیازش به هزینه خودش، به او می‌گوید می خواستی جرم نکنی، ما به تو گوشت نمی دهیم!!!
نرگس که سالهاست با بیماری ریوی دست و پنجه نرم می‌کند وضعیتش در این روزها به دلیل ابتلایش به کرونا وخیم‌تر و خطرناک‌تر از قبل شده است.

نبود امکانات و تغذیه مناسب، وضع جسمی وی را به شدت وخیم کرده. بدن درد و ضعف و از دست دادن وزن توان او را کمتر از پیش نموده و با این حال نیز هیچگونه توجهی به تغذیه ایشان نمی شود.
علائم ویروس کرونا از جمله درد شدید عضلانی، بی‌حالی مفرط، از دست دادن حس بویایی در بدن نرگس بروز پیدا می‌کند ولی با بی توجهی مسئولین زندان وضعیت او وخیم‌تر شده است تا اینکه بر اثر اعتراض خانواده مجبور به انجام تست کرونا شده‌اند. مسئولین زندان و دادستان زنجان او را از حق اخذ نتیجه تست هم محروم کرده و در بی‌خبری کامل نگه داشته‌اند.

نرگس که از تاریخ ۹ تیر علائم ابتلا به کرونا را دارد هیچ‌گونه دارو و درمانی نگرفته است. ۱۲ نفر از مبتلایان از جمله نرگس صبح امروز قرنطینه شده اند و افراد سالم از بند خارج گردیده‌اند.
در اعتراض نرگس به معاون زندان، ایشان اعلام کرده‌اند می‌خواستید مجرم نباشید و زندانی نشوید.

تقی رحمانی همسر نرگس محمدی

قدیانی: هر اتفاق سوئی که برای نرگس محمدی رخ دهد مسئول اصلی علی خامنه‌ای است

تبعید نرگس محمدی به زندان زنجان و نگهداشتن وی در بند مجرمان خطرناک چیزی جز اقدام به قتل غیر مستقیم ایشان نیست چرا که این بانوی شجاع و مقاوم با ایستادگی بر سر آرمانهای خود یعنی دفاع از آزادی،عدالت و حقوق بشر ، سرکوبگران را به ستوه آورده است.

اعلام شد که متاسفانه نرگس محمدی همراه چند تن دیگر از زندانیان در بند نسوان زندان زنجان به کرونا مبتلا شده اند. امری که مکرر تقی رحمانی آن را مطرح و هشدار داده بود و اصرار داشت که به نرگس محمدی جهت درمان مرخصی داده شود که اساساً با بی اعتنایی مسئولین مربوطه مواجه شد.

تبعید نرگس محمدی به زندان زنجان و نگهداشتن وی در بند مجرمان خطرناک چیزی جز اقدام به قتل غیر مستقیم ایشان نیست چرا که این بانوی شجاع و مقاوم با ایستادگی بر سر آرمانهای خود یعنی دفاع از آزادی،عدالت و حقوق بشر ، سرکوبگران را به ستوه آورده است.

هر اتفاق سوئی که برای نرگس محمدی و دیگر زندانیان سیاسی که همهٔ آنان خلاف قانون و ظالمانه دستگیر و زندانی شده اند رخ دهد دستگاه قضایی، مسئولان زندان و نیروهای امنیتی مسئولند و پاسخگو ،اما مسئول اصلی این ظلم ها و بیداد ها به زندانیان سیاسی و مردم ایران مستبد امروز ایران علی خامنه‌ای است که باید پاسخگو باشد

ابوالفضل قدیانی




فرزند کارگرانیم، کنارشان می‌مانیم – یادداشتی از اسماعیل بخشی

اسماعیل بخشی : «تصاویری که مشاهده می‌کنید، مربوط به حضور فرزندان کارگران در بیست و پنجمین روز اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه است. «سپهر» نام پسر قهرمان ماست. در این اعتصاب به‌دلیل گرمای شدید و ویروس کرونا، پدران با وجود شوق فراوان فرزندان‌شان، مانع از حضور آنها در تجمعات شدند، اما سپهر وقتی غم و شرمندگی پدر را در خانه می‌بیند، دیگر تاب نمیاورد و اصرار می‌کند که باید باشد، می‌آید تا به پدر بگوید شرمنده نباش، چون سرو سرت را بالا بگیر، تو اسوه‌ی شرافتی پدر، غمگین نباش من کنارت هستم. سپهر نوجوان‌مان می‌آید جلوی درب فرماندری، رو به کارگران می‌ایستد، پلاکاردی در دست می‌گیرد که روی آن خلع ید کسانی را طلب می‌کند که باعث خالی شدن جیب و سفره‌ی خانواده و البته، شرمساری پدرش شده‌اند….

کارگران شعار می‌دهند کنارشان می‌ایستند، سخنرانی می‌کنند می‌ایستند، مسئولین بی‌خیالند و اهمیتی به بی‌نانی سفره‌ی کارگر نمی‌دهند و همچنان سپهر، کنار کارگران و پدرش می‌ایستد، دمای هوا گرم و گرم‌تر می‌شود و تا آخرین رمق می‌ایستد و ستاره می‌شود…
اما‌ دمای هوا پنجاه درجه است و ستاره سپهرمان بیش از توانش ایستاده است. از گرما و گرسنگی ضعف می‌کند، ولی پلاکارد را زمین نمی‌گذارد تا اینکه جان‌هامان به فدایش، از حال می‌رود و تن نازنینش نقش زمین می‌شود…

کارگران با دیدن این صحنه، خون‌شان به جوش می‌آید و هرچه فریاد دارند بر سر کسانی که مسبب این بی‌شرمی شده‌اند، می‌زنند.
و امروز اسوه، الگو و قهرمان ما سپهری است که در اعتصاب کارگران هفت‌تپه حاضر می‌شود، تا آخرین توان می‌ایستد تا به پدر و کارگر رنج دیده‌ی خود بگوید:ب

فرزند کارگرانیم کنارشان می‌مانیم

و ما هم به پسر قهرمان‌مان می‌گوییم:

ما همه‌ سپهریم، برایش می‌میریم».

«از صفحه‌ی اینستاگرام اسماعیل بخشی»




یادداشت های‌ سپیده قلیان از زندان – بازداشتگاه؛ روایت یازدهم

  • اخبار روز
این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن wst.jpg__600x811_q85_subsampling-2.jpg است

«سپیده قُلیان»، فعال مدنی و یکی از محکومان پرونده اعتراضات کارگری «هفت‌تپه» که اکنون زندانی شده است؛ در کتاب «تیلاپیا خون هورالعظیم را هورت می‌کشد»، در ۱۹ روایت از بازداشتگاه اطلاعات اهواز و زندان «سپیدار» این شهر، تصویری دقیق و درعین‌حال تلخ از تجربه اسارت ارایه داده است. او در این روایت‌ها، علاوه بر دادن تصویری بی‌واسطه از چهره سرکوب، ما را درگیر سرنوشت نام‌هایی می‌کند که اسارت آن‌ها همچون زندگی‌شان، به حاشیه انکار و فراموشی رانده شده است.

این کتاب توسط «ایران وایر» منتشر شده است. اخبار روز هر روز یک روایت از این کتاب را منتشر می کند.

بازداشتگاه؛ روایت یازدهم

یک شب مرا به سلول «مکیه» بردند. نزدیک‌های موقع شام، زندان‌بان صدای رادیو را بلند کرد و در راهروی مرگ، صدای موزیک پیچید. هر صدایی به جز صدای شکنجه، حس لذت‌بخشی به ما می‌داد. ما گرسنه بودیم و قحطی‌زده! اما آن‌چه ما را نجات می‌داد، قطعا غذا و آب نبود، گوشت تن ما به خاطر آب و غذا نخوردن، آب نشده بود.

آن صداها، آن همه پذیرفتن آن چه که نبودیم، جوان‌هایی که صدای خرد شدن استخوان‌شان گوش‌مان را کر کرده بود، ما را تکیده کرده بودند. ما قحطی‌زدگان سلول شماره ۲۲ وزارت اطلاعات، تشنه‌ هر صدایی جز این صداها بودیم.

موزیک، عربی بود. مکیه گفت: «به این‌ها می‌گوییم حضین.»
یک‌هو جوری زد زیر گریه که حس کردم دارد چشمانش را بالا می‌آورد. روی سینه‌اش کوبید و گفت: «شوهرم خیلی مرتب بود. لباس‌های اتوکرده‌اش، بوی عطرش… آخ بچه‌هام!»
گفتم: «مکیه قول می‌دم خیلی زود آزاد می‌شی.»
چشمانش را بیشتر بالا آورد! گفت: «چه طور لباسای اتو کرده‌ عارف رو جمع کنم؟»

مکیه آدم تیزی بود. با این ‌که سال‌ها تحت ستم بود اما خیلی باهوش بود. مگر ستم هوش را می‌زداید؟ بگذریم! چشمان مکیه عسلی روشن بودند. سینه‌ راستش سوخته بود. جلوی من شرمش می‌آمد بگوید پریود است. به سینه‌ سوخته‌اش هم به این دلیل پی بردم که یک بار صدای بازجو را شنیدم که می‌گفت: «ما از همه چیزت باخبریم؛ مثلاً می‌دونیم سینه راستت با چی سوخته!»
بعد صدای هق‌هق گریه آمد.

هیچ‌وقت به من این‌طور نمی‌گفتند. من یک زن شهری بودم. شاید دلیلش این بود. شاید هم چون عرب نبودم!
سرم را روی پایش گذاشتم. چون در طول مدتی که آن‌جا بودم، فهمیده بودم خواندن قرآن برای عرب‌ها ممنوع است و باید فقط نهج‌البلاغه بخوانند. سرم را که روی پایش گذاشتم، برای این‌که با او ارتباطی قوی‌تر داشته باشم، گفتم: «سوره‌ بلد را برام می‌خونی؟»
تعجب کرد. ترسید! بعد خودش را جمع و جور کرد و لای موهایم دست کشید. تمام این‌ها کمتر از پنج ثانیه طول کشید. شروع کرد به خواندن سوره بلد: «لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ، وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ، وَ وَالِدٍ وَ مَا وَلَدَ…»

نفهمیدم کی خوابم برد. نصف شب وقتی داشتم جیغ می‌کشیدم، از خواب بیدارم کرد. هنوز سرم روی پایش بود. خواب دیده بودم با لباس آبی از پرتگاه افتاده‌ام. تقریباً هر شب این خواب را می‌دیدم. بیدار که شدم، گفتم: «مکیه امروزم داره تموم می‌شه؟»
بعد خندیدم. او هم از سر شیطنت کمی خندید. شروع کردم بلند بلند خاطره تعریف کردن و رقصیدن. هی خندید، هی خندید، بعد خوابمان برد.

یکهو با صدای باز شدن در سلول از خواب پریدیم. هر دوتای ما را بردند برای بازجویی. وقتی برگشتم، دیدم مکیه بیدار است. گفت «چرا این قدر طول کشید؟ من خیلی وقته برگشته‌ام.»
گفتم: «نمی‌دونم، همیشه همینه برای من.»
گفت: «شام نخوردم تا بیای.»

در ظرف غذا را باز کردیم. دم‌دم‌های اذان صبح بود. غذای دوشنبه‌شب‌ها چهار قرص فلافل بود و یک خیارشور کوچک. مکیه چشمش که به غذا افتاد، گفت: «چرا خیارشور نداره؟» من گفتم: «ای بابا، مکیه تو فکر خیارشوری؟»
بعد به شوخی گفتم: «جمع کن بابا! بعد می‌گی ما شب‌ها از گرسنگی خوابمون نمی‌بره. تو که خیلی پر توقعی!»
داشتیم می‌خندیدیم که دوباره در باز شد. مرا دوباره برای بازجویی بردند.

-به چی می‌خندیدید؟

-خیارشور… مکیه…

بعد برای مکیه کابل و برگه تک‌نویسی آوردند!

«مکیه آن طور که می‌گوید، فقیر نیست. الکی می‌گوید شب‌ها گرسنه می‌خوابیدند. از آن جایی که مکیه بعد از بازجویی طلب خیارشور می‌کرد، پس تحت ستم نبوده است. او به اجبار شوهرش تغییر مذهب نداده، چون توقعش از غذا خوردن خیلی بالا است.»

اولش نمی‌نوشتم. کابل که خوردم، مجبور شدم و همه حرف‌های بازجو‌ را نوشتم!

گویا زن عرب اجازه ندارد خیارشور هم بخواهد…




قتل با چوبه دار یا «چوبه» نان

انسان را یا از چوبۀ دار حلق­آو یز کنند یا از «چوبۀ» نان، در هر دو حال نتیجه مرگ است! فقط با دو تفاوت ساده: شق اول، قاتل معلوم است و مرگ مقتول سریع! شق دوم، مرگ بصورت تدریجی توأم با عذاب و شکنجه اتفاق می­افتد و قاتل ناشناخته و دست پاک می­ماند.

سرتاسر تاریخ بشر پس از اجتماعات اولیه مملو از ظلم و جور و جنایت اقلیت زورمندان و مال اندوزان علیه اکثریت ستمدیدگان و مظلومان است. حق و حقیقت و عدالت در تمام طول تاریخ همواره با سرکوبهای خونین و خشن مواجه بوده و کماکان با شدت و بی رحمی تمام ادامه دارد.

حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نیز که در پی انقلاب مردمی سال١٣۵٧ با شعارهای عدل و داد و قسط و رأفت اسلامی و هواداری از «کوخ نشینان» بر قرار گردید، پا جای پای پیشینیان زورمند خود نهاد و نشان داد از این قاعده کلی تاریخ تا کنونی مستثنی نیست.

برخورد حاکمیت جمهوری اسلامی ایران با کارگران و زحمتکشان، با کسانی که جز فروش نیروی جسمی و فکری خود راه دیگر برای تأمین معاش و اداره زندگی محقر خود ندارند، مصداق بارز این مدعاست. در اینجا بعنوان نمونه و مثال، اشاره به چند مورد از رویکرد زورمندانه جمهوری اسلامی ایران لازم بنظر می رسد:

عمران روشنی مقدم از کارکنان شرکت پیمانکاری مؤسسه «نظم آفرینان ایمان» (چه عنوان دهن پر کنی!) روز چهارشنبه ٢١ خرداد ماه در محدوده چاه نفتی شماره ۱۹ در میدان نفتی یادآوران خود را با گونی حلق ­آویز کرد. علت خودکشی فاجعه­ بار این کارگر ستمدیده رد درخواست مساعده ۵٠٠ هزار تومانی وی- معادل کمتر از ٢۶ دلار اعلام شد. این واقعه هولناک در حالی اتفاق افتاد که شرکت پیمانکار از چهار ماه پیش حقوق بخور و نمیر متوفی را نپرداخته بود. البته، اشتباه است هر گاه تصور شود که این فاجعه فقط یک نمونه و حادثه منحصربفرد و یا تنها رویکرد منجر به خوکشی حاکمان خودسر جمهوری اسلامی ایران است. چرا که در اثر سیاست ضد انسانی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران آمار خودکشی، اساسا بعلت فقر و نداری سال به سال افزایش می ­یابد. مثلا، بر اساس اعلام پزشکی قانونی کشور آمار خودکشی­های سال ١٣٩٨ با افزایش ٨ برابری نسبت به سال ١٣٩٧ به رقم ۵١۴٣ نفر رسید.

بگونه ­ای که از شواهد برمی ­آید، هیچیک از مقامات رسمی، اعم از سیاسی، اقتصادی و قضایی جمهوری اسلامی ایران نه تنها از فاجعه هولناک خودکشی روشنی مقدم و خودکشی­های گسترده فقرا تکان نخورده­ اند، حتی سمج­تر نیز شده­ اند. بطوری که نظام قضایی ایران ٧ روز بعد از «خودکشی کردن» عمران روشنی مقدم، ۴٢ تن از کارگران معترض به خصوصی ­سازی شرکت پیمانکاری آذرآب را که در راهپیمایی اعتراضی سال گذشته شرکت کرده بودند، به یک ماه بیگاری در شهرداری، ٧۴ ضربه شلاق و یک سال حبس محکوم کرد. بعید است مقامات حاکمیت قدرت درک این را نداشته باشند: «گر کسی از تنگی نان جان سپرد، قاتل او جامعه (حاکمیت) باید شمرد».

فاجعه «خودکشی» عمران روشنی مقدم، محکوم کردن کارگران آذرآب به بیگاری و شکنجه و زندان  و همچنین، محکومیت معترضان به گرانی بنزین، بعبارت دقیق­تر، به جیب­بری قانونی ملت توسط سران قوای سه گانه کشور و دفاع ناحق، نابجا و خلاف موازین قضایی آیت­الله خامنه­ای از قوه قضائیه و رئیس سابق آن- آقای صادق لاری جانی، ژرفای مفهوم و منطق ابیات ماندگار فروغ فرخزاد را با وضوح تمام آشکار ساخت:

…

اگر هر ساله در حجّی، ولی از حال هم نوعت سوالی هم نپرسيدی، به انسان بودنت شک کن!

اگر مرگِ کسی ديدی، ولی قدرِ سَر سوزن ز جای خود نجنبیدی، به انسان بودنت شک کن!

…

این همه فجایع تکاندهنده در کشور در شرایطی روی می­دهد که در حدود ۶ هزار آقازاده اسلام پناهان(ژنهای خوب) مقیم خارج از کشور مبالغ هنگفتی تقریبا معادل سه سال بودجه کشور در حسابهای بانکی خود پول دارند و به حساب تاراج ثروت و دارایی ­های ملی به عیش و عشرت، به لهو و لعب، به خوشگذارانی و لودگی مشغولند؛ در شرایطی اتفاق می­افتد که به صفرهای حقوقها و پاداشهای نجومی مقامات کشور بطور فزاینده آفزوده می­ شود؛ در حالی رخ می ­دهد که حقوق ناچیز کارگران ماهها به تعویق می­افتد، اما به حساب نمایندگان مجلس «انقلابی» ٢٣١ میلیون تومن بلاتأخیر واریز می ­شود؛ در حالی رخ می­ دهد، که فساد مقامات عالی­رتبه دولتی، از خاندان مرموز لاری جانی، که بدون کمترین سابقه انقلابی ده سال تمام بر دو قوه از سه قوه اصلی کشور سلطه داشتند و هنوز در ارکان قدرت مستقرند تا مفاسد اقتصادی برادران، دامادها و خویشاندان رئیس جمهور و معاون او، وزرا و وکلا، همچنین، رانتخواری، زمین، معدن و جنگل­خواری در کشور به حد کم سابقه­ای رسیده است. حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در نقطه مقابل این حجم بی ­مثال فساد و یغماگری، در مقابل این به چاپ به چاپ مقامات ترجیح می­ دهد قبل از اینکه چوبه دار برای کشتار انبوه توده­های محروم بر پا سازد، سفره بی رونق آنان  را خالی تر کند و از چوبه نان حلق آویز کند.

جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی ۴١ سال حکمرانی خود همواره سیاستی در پیش گرفته است که در عمل، به انباشت فقر و محرومیت عظیم در یک سو، تلنبار شدن بی ­سابقه ثروت و مکنت در دست اقلیت ناچیز در سوی دیگر انجامیده است. در یک سو بخش اعظم جمعیت کشور هر چه فقیرتر و لخت­تر شده و می ­شوند و در نقطه مقابل، اقلیت ناچیز از طریق رباخواری، باندبازی، زمین و رانتخواری، اختلاس و فساد و رشوه­خواری به ثروتهای افسانه­ای دست یافته و هر روز بیشتر از روز پیش به ثروتهای نجومی خود می­افزایند و باعث گسترش عمق و عرض فاصله طبقاتی در جامعه می­ گردند.

البته مفاسد مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران تنها به مفسده­ جویی در عرصه­ های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی محدود نمانده، حتی، با اعمال و کاربست روشهای مجازات قرون وسطایی، اخلاق و فرهنگ، آداب و سنن پسندیده تاریخی این مرز و بوم را به خباثت و پلیدی های مشمئزکننده آلوده ساخته است. بطوری که با اقدام به قتل عمد (اعدام) و شلاق زدن، بعبارت صریحتر، قانونی کردن قتل و شکنجه در ملاءعام، کاری کرد که زن و مرد، پیر و جوان، خرد و کلان به تماشای جرم و جنایت حاکمیت ایستادند.

نظام جمهوری اسلامی ایران بجای اخذ مالیات تصاعدی از سرمایه­های نامشروع و سودهای نجومی آنها، بجای برگرداندن ثروتهای ملی کشور که «ژنهای خوب» برای عیاشی و خوشگذرانی، لهو و لعب در آمریکا و اروپا صرف می­کنند؛ همچنین، بجای اخذ مالیات از بیش از دو میلیون خانه خالی، از زمین­خواران و رانت­خواران و فاسدان دیگر، سال به سال از حقوق ناچیز کارگران و زحمتکشان کسر می ­کند. بطوری که در شرایط رشد فزاینده تورم و گرانی مایحتاج عمومی، شورای باصطلاح عالی کار حداقل حقوق و دستمزد کارگران شاغل را برای سال ١٣٩٩، ششصد و یازده هزار و هشتصد و نه ریال تعیین کرده، که خود این هیچ مفهومی جز محتاج کردن کارگران حتی به نان خالی، به سخن واضحتر، حلق ­آیز کردن مزدبگیران از «چوبه نان» ندارد.

روشن است که اگر نظام جمهوری اسلامی ایران یک برنامه و قانون مدون برای مبارزه با مفاسد اقتصادی داشت، هرگز کشور با چنین فجایعی مواجه نمی­ گشت و اکتریت قریب به اتفاق ملت در چنین شرایط رقت بار معیشتی بسر نمی­ برد؛ هیچ فردی در اثر فقر و تنگدستی دست به خودکشی نمی ­زد؛ هیچ فروشنده کار به بیگاری، شلاق (شکنجه علنی) و زندان محکوم نمی­شد؛ برای هیچیک از معترضان به جیب­ بری قانونی (افزایش بهای بنزین) توسط سران قوا در آبان ماه  حکم قتل عمد (اعدام) صادر نمی ­شد.

این واقعیت را هرگز نباید از نظر دور داشت، که در چنین اوضاع و احوالی که کشور تحت تحریمها و محاصره اقتصادی سخت و سنگین امپریالیسم آمریکا، خشن ترین امپراطوری کل تاریخ و همپیمانان آن قرار دارد؛ در شرایطی که اکثریت قریب به اتفاق جمعیت کشور به نان شب محتاج مانده و مفاسد مقامات حاکمیتی، بویژه، زورگیری قوه قضائیه حد و مرز نمی ­شناسد، آیت­الله خامنه­ای، رهبر دینی- سیاسی کشور طی یک سخنرانی نمادین پس از یکسری کلی گویی مرسوم، قوه قضائیه و رئیس سابق آن را مورد حمایت و تمجید قرار داد. این اظهارات آیت ­الله خامنه­ ای یک خطای راهبردی علیه استقلال و امنیت کشور و در واقعیت امر، پاشیدن نفت بر آتش خشم توده ­های معترض به بیعدالت ­های کم­ سابقه بود.

همچنین، این سخنان آیت ­الله خامنه­ ای، بویژه، دفاع تمام قد او از رئیس سابق قوه قضائیه، بمنزله یک سیلی «آبدار» به صورت کارگران و زحمتکشان، ساقط شدگان از هستی، محرومان و مظلومان بود. به این ترتیب، آیت الله خامنه ­ای نه فقط چهره واقعی نظام را به تماشا گذاشت، حتی سیمای عدالت ­خواهانه تشیع را نیز خدشه­ دار نمود و این بیت شیخ سعدی شیرازی را در عمل ثابت کرد: «گر تو قرآن بر این نمط خوانی، ببری  رونق مسلمانی»!

با این اوصاف، می­توان گفت:

ــ نظام سرمایه ­داری نه تنها حکم قتل عمران روشنی مقدم، حتی حکم مرگ تدریجی میلیونها کارگر شاغل، بیکار و بطور کلی، محروم شدگان از حداقلهای لازم برای بقا را پیشاپیش صادر کرده، جمهوری اسلامی ایران نیز مجری این احکام جنایی است؛

ــ قانون کار ضدکارگری جمهوری اسلامی ایران و حداقل حقوق و دستمزد تعیین شده برای سال ١٣٩٩، در اصل، بمعنی فرمان قتل عمد و در عین حال، سند محکومیت همه مزدبگیران به مرگ تدریجی است؛

ــ حکم قتل روشنی مقدم، در واقع، با تأئید وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مصوبه شورای عالی کار دایر بر تعیین حداقل دستمزد و بی­مسئولیتی آنها توسط خود قربانی اجرا شد.

در اینجا، ضمن ابراز تأسف عمیق از مرگ جانگداز کارگر فقید- عمران روشنی مقدم و ابراز همدردی با خانواده و همکاران او، و همچنین، با تقبیح شدید محکومیت کارگران شرکت آذرآب به بیگاری، شلاق و حبس، و رد محکومیت معترضان آبان ماه به قتل عمد (اعدام)، لازم به ذکر می ­دانم، که تنها با اتحاد عمل همه نیروهای مترقی، عدالتخواه و ضد امپریالیست میهن می ­توان به تهیه و تدوین قانون کار متضمن حقوق کارگران، بطور کلی، همه مزدبگیران نائل شد و با مفاسد گسترده و همه جانبه مقامات فاسد جمهوری اسلامی ایران قاطعانه مقابله کرد.

باضافه این، لازم به ذکر است، که:

ــ حاکمیت جمهوری اسلام ایران اگر نخواهد بموازات اصلاح قوانین مالیاتی و مبارزه با ریشه­های فساد مقامات و اختلاس هنگفت، اصلاح قانون کار و افزایش حداقل حقوق و دستمزد مزدبگیران متناسب با تورم و گرانی دائمی و پرداخت معوقات مزدبگیران اقدام نماید؛

ــ اگر طرح و برنامه­ قابل اجرا (از کجا آورده ای، چگونه بیرون برده ای) برای بازگرداندن ثروتهای تاراج شده ملی انباشته شده در حسابهای بانکی قریب ۶ هزار «آقازاده» مقیم خارج از کشور نداشته باشد؛

ــ اگر به مصادره ثروت­ها و دارایی­های نامشروع «آقایان» و در صورت مواجه با مقاومت آنان، حداقل به فرستادن آنها به نزد «آقازاده­ هایشان» دست نزد؛

بالاخره، حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در جایگاه نخستین و بزرگترین ناقض قانون اساسی، که با ترورهای سازمانیافته صادق خلخالی قوام یافت و در پی اجرای تصمیمات اجماع واشینگتن توسط دولت­های غربگرا و نئولیبرال، بعبارت روشن تر، با توسل به تروریسم اقتصادی علیه توده­های تاراج شده دوام یافت، اکنون در شرایط قطع امید و روی­گردانی اکثریت جمعیت از حاکمیت، از یک سو و از سوی دیگر، در حالی که کشور در زیر فشارهای شدید تروریسم اقتصادی امپریالیسم آمریکا قرار دارد، بعید است غربگرایان و نئولیبرالهای وطنی جمهوری اسلامی ایران را با حمایتهای سازمانی، فکری و مدیریتی خارجی به سرنوشت خفت­بار رژیم وابسته پهلوی دچار نکنند.

ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2020/07/10/

٢١ تیر- سرطان ١٣٩٩




آخرین اخبار از نیشکر هفت تپه و گزیده اخبار کارگری و تجمعات اعتراضی طی روز گذشته

  • اخبار روز
راهپیمایی کارگران نیشکر هفت تپه در یازدهمین روز اعتصاب درشهرشوش ...

تجمع کارگران نیشکر هفت تپه

به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، روز سه شنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۹، کارگران نیشکر هفت تپه در بیست و سومین روز از اعتصابشان با تجمع در مقابل ساختمان فرمانداری شوش و راهپیمایی در سطح شهر خواستار حمایت ساکنان این منطقه از این اعتراضات تا زمان رسیدگی به مطالباتشان شدند.

معترضان اهم مطالبات خود را پرداخت معوقات مزدی، رسیدگی به وضعیت شغلی، تعیین تکلیف شرکت، بازگشت به کار همکاران اخراج شده، ابطال واگذاری شرکت به بخش خصوصی و همچنین تمدید مهلت دفترچه‌های درمانی، عنوان کرده‌اند.

ادامه اعتراضات کارگران مجتمع کشت وصنعت نیشکر هفت تپه با تجمع مقابل فرمانداری وراهپیمایی در سطح شهر شوش وحضورتعدادی ازاعضای خانواده های کارگران

روز سه شنبه ۱۷ تیر،اعتراضات کارگران مجتمع کشت وصنعت نیشکر هفت تپه نسبت به بلاتکلیفی معیشتی وشغلی با تجمع مقابل فرمانداری ،راهپیمایی در سطح شهر شوش وحضور تعدادی ازاعضای خانواده های کارگران ادامه پیدا کرد.

هفت تپه ای ها با برافراشتن پلاکاردها،ایراد سخنرانی وسردادن شعارهایی از جمله«درود برکارگ مرگ برستمگر»و«کارگر هفت تپه ایم گرسنه ایم گرسنه» خواستار پرداخت بموقع حقوق وحق بیمه،پایان دادن به بلاتکلیفی شغلی با تعیین تکلیف نهایی با خصوصی سازی وسهامداران شرکت وبازگشت بکار همکاران حق طلب اخراجیشان شدند وبا سردادن شعار«همشهری حمایت حمایت»خواهان حمایت اهالی شهرشوش وحومه از مبارزاتشان در راه دست یابی به مطالبات برحقشان شدند.

رفع مسدودی حساب شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با گروگان گیری کارگران وخانواده هایشان توسط کارفرمایان

روز سه شنبه ۱۷ تیر، نشست بررسی مشکلات کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با حضور معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی استان خوزستان ، استاندار خوزستان، معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، دبیر ستاد رفع موانع تولید، مدیران استانی، نمایندگان وزارت کشور، نمایندگان وزارت صنعت، معدن و تجارت، نماینده سازمان خصوصی سازی، سازمان تامین اجتماعی و کارفرمای شرکت و شورای اسلامی کار شرکت هفت تپه در محل وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی برگزار شد.

معاون روابط کار وزارت تعاون به خبرنگاران دراین نشست گفت: پس از بررسی، کارفرما متعهد شد حداکثر تا امروز (۱۷تیر) مانده حقوق فروردین‌ماه کارگران را پرداخت کند. کارفرمای شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه همچنین متعهد شد حقوق و مزایای اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۹ را بلافاصله پس از رفع مسدودی حساب شرکت و حداکثر تا دهم مرداد پرداخت کندو تا پایان آبان نسبت به پرداخت به موقع حقوق و مزایای کارگران اقدام و از هرگونه تأخیر در پرداخت مزایای قانونی کارگران اجتناب کند.

شاکرمی با اشاره به موافقت سازمان تأمین اجتماعی در تمدید اعتبار دفترچه‌های بیمه کارگران تا پایان مرداد ماه، گفت: سازمان تأمین اجتماعی با دریافت ۱۰ درصد از حق بیمه سهم کارفرما و کارگران تا پایان خرداد موافقت کرده است.

کارفرما موظف است حق بیمه‌های مربوطه را از ابتدای تیر مطابق با قوانین و مقررات مربوطه پرداخت و با مذاکره با مدیریت سازمان تأمین اجتماعی مشکلات بیمه‌ای کارگران را برطرف و نسبت به تعیین تکلیف بدهی خود به تأمین اجتماعی اقدام کند و با توجه به اعلام همکاری سازمان تأمین اجتماعی و تمامی تلاش خود را برای تقسیط بدهی‌های خود به این سازمان را به عمل آورد.

تهدید کارگران هفت تپه از طرف وزارت کار وقوه قضائیه برای جلوگیری از ادامه اعتراضات

شاکرمی با اشاره به تعهدات کارفرما مبنی بر پرداخت حقوق و مزایای فروردین ماه گفت: کارگران باید به کار خود بازگشته و ضمن انجام فعالیت‌های مربوطه از هر گونه تجمع، اعتصاب و ترک کار خودداری کنند. شورای اسلامی کار نیز باید همکاری‌ها لازم را با مدیریت این مجموعه برای ادامه فعالیت و حضور کارگران در واحد را داشته باشد.

وی افزود: دستگاه‌های تخصصی استان باید به موضوع شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با نگاه تخصصی ورود کرده و از ارجاع و انعکاس موضوعات شرکت در حوزه‌های کارگری به ویژه معضلاتی مانند تحصن و تجمع در داخل و یا خارج از فضای شرکت و سطح شهر جلوگیری کنند.

محمدباقر الفت معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه نیز با اشاره به مخالفت دستگاه قضائی با هر گونه تجمع و حرکات اعتراضی کارگران، افزود: کارگران باید هر گونه اعتراض و درخواست‌های خود را صرفاً از طریق مجاری قانونی پیگیری کنند تا زمینه ایجاد هر گونه سو استفاده و بحران سازی از فضای موجود از سوی دشمنان نظام ایجاد نشود.

ادامه سو استفاده جناح ها وگرایشات مختلف حاکمیت از اعتراضات هفت تپه ای ها برای بهره برداری تبلیغاتی

عوامل خانه کارگر ودانشجویان بسیجی هم به تلاش هایشان برای دامن زدن به تفرقه بین کارگران حق طلب هفت تپه و زمینه سازی برای سرکوب کارگران ادامه دادند

امروز رسانه های وابسته به جناح ها وگرایشات مختلف حاکمیت با انتشار گزارشاتی همراه با تصاویر به سو استفاده هایشان از مبارزات هفت تپه ای ها برای بهره برداری تبلیغاتی ادامه دادند.

روز سه شنبه همچنین شاهد ادامه تلاش های عوامل خانه کارگر ودانشجویان بسیجی ازجمله شرکت اعضای شورای اسلامی کاردرنشست تهران وگفتگو با رسانه ها و بنمایش گذاشتن پلاکاردها وتصاویر در تجمع ونیز شعارهای برای دامن زدن به تفرقه بین کارگران حق طلب هفت تپه و زمینه سازی برای سرکوب کارگران بودیم.

با گذشت بیش از ۳ هفته از اعتراضات از خواست تشکل یابی مستقل سخنی بمیان نیامد.

تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی اصفهان

روز سه شنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۹، جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی اصفهان در مقابل اداره کل تامین اجتماعی این شهر تجمع کردند.

معترضان اهم مطالبات خود در این تجمع را افزایش حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی طبق مصوبه کمیسیون تلفیق مجلس، رفع تبعیض و نابرابری بین بازنشستگان صندوق‌های کشوری و لشگری با تأمین اجتماعی اعلام کردند و خواستار اجرای ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی و افزایش کمک هزینه مسکن و کمک هزینه معیشت طبق مصوبه شورای عالی کار، بازنگری و اصلاح مصوبه افزایش حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تأمین اجتماعی درسال ۱۳۹۹ و اجرای همسان سازی حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی طبق بند ب ماده ۱۲ قانون برنامه ششم توسعه اقتصادی کشور شدند

تجمع کارگران واحد تولیدی کنتورسازی قزوین

روز سه شنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۹، جمعی از کارگران واحد تولیدی کنتورسازی قزوین در اعتراض به عدم دریافت مطالبات مزدی خود در مقابل دفتر امام جمعه قزوین تجمع کردند.

وحید اکبری پور، رئیس شورای اسلامی کار واحد تولیدی کنتورسازی قزوین در این رابطه گفت: “کارگران واحد تولیدی کنتورسازی قزوین هنوز بیمه بیکاری خود را دریافت نکرده‌اند. تا امروز هیچ اقدامی برای پرداخت بیمه بیکاری به کارگران ازسوی مسئولان انجام نشده و نزدیک به ۴ ماه است که کارگران این شرکت حقوقی دریافت نکرده‌اند”.

اکبری پور ادامه داد: “قرار بود موضوع خلع ید مدیرعامل و مالک شرکت تا ۲۰ اسفند سال گذشته اجرا شود که این حرکت باتوجه به رایزنی‌های پشت پرده، متوقف شد و کارخانه تعطیل ماند”.

وی اضافه کرد: “متاسفانه هیچ همکاری و حمایتی از سوی مسئولان انجام نشده و مطالبات کارگران واحد کنتورسازی بی‌نتیجه مانده و کارگران سال‌ها حقوق‌های معوقه خود را از شرکت دریافت نکرده‌اند”.

لازم به ذکر است این تجمع همزمان با سفر سورنا ستاری، معاون علمی رئیس جمهور که امروز به استان قزوین سفر کرده بود، انجام شد.

تجمع شهروندان ساکن روستاى جریه سید محمد شهرستان شوش

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن shush_tajamo-300x210.jpg است

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز سه‌شنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۹، جمعی از شهروندان ساکن روستاى جریه سید محمد شهرستان شوش در اعتراض به بیکاری و مشکلات معیشتی در مقابل درب شرکت قند شوش (قند خاورمیانه شوش ) تجمع کردند.

معترضان در توضیف وضعیت شغلی و معیشتی خود گفتند: “ما شاغل شرکت قند شوش هستیم اما در فصل تعمیرات بیکار مى‌شویم. با توجه به وضعیت سخت اقتصادی و متاهل بودن به مطالبات و مشکلاتمان رسیدگی و وضعیت ما را چون نیروهای دیگر به قراردادی تبدیل کنید”.

تجمع اعضای مسکن مهر هشتگرد

جمعی از اعضای مسکن مهر شهر جدید هشتگرد در اعتراض به عدم تحویل واحدهایشان تجمع کردند.

به گفته معترضان قرارداد واحدها به صورت باز نوشته و پس از مدتی به بانک معرفی شده است. از سال ۹۱ قرار بر واگذاری این واحدها به مشتریان به مبلغ ۴۵ میلیون تومان بوده است اما هر بار مبلغی به آن افزوده و پرداخت اقساط واحدهای واگذار نشده آغاز شده است و هنوز زمان تحویل این واحدها به اعضای فاز ۴ ویلایی مسکن مهر شهر جدید هشتگرد مشخص نیست.ب

تجمع نانوایان خمام

به گزارش خمام نیوز، روز دوشنبه ۱۶ تیرماه ۱۳۹۹، جمعی از نانوایان خمام در اعتراض به تغییر قیمت نان و عدم تطابق نرخ جدید با سایر کالاها در مقابل اتحادیه صنف نانوایان رشت تجمع کردند.

نانوایان که تعدادشان در این تجمع به ۱۵ تن می‌رسید، با اعتراض به عدم تطابق قیمت‌های جدید با نرخ تورم و افزایش هزینه‌های جاری، خواستار رسیدگی اتحادیه نانوایان شهرستان به این ‌مساله شدند.

تجمع کارگران شهرداری کلاله

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، طی روزهای گذشته جمعی از کارگران شهرداری کلاله در استان گلستان در اعتراض به عدم دریافت مطالبات مزدیشان توسط شرکت‌های پیمانکاری پردیس نیرو و پسماند اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.

براساس این گزارش، این کارگران بیش از ۸۰۰ میلیون تومان از پیمانکاران شهرداری کلاله طلب دارند و علیرغم وعده‌های مدیرعامل شرکت پیمانکاری پسماند گلستان به دنبال تجمعات اعتراضی این کارگران، مطالبات این کارگران و حقوق ماهیانه سال جدید آن‌ها پرداخت نشده است.

معوقات مزدی کارگران شهرداری سراوان

کارگران شهرداری سراوان در استان سیستان و بلوچستان از مطالبات مزدی ۲ ماهه و عدم پرداخت حق بیمه ۵ ماهه خود خبر دادند.

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، کارگران شهرداری سراوان از مطالبات مزدی و عدم پرداخت حق بیمه خود خبر دادند.

به گفته کارگران: “حق بیمه تأمین اجتماعی از بهمن ماه واریز نشده است و حقوق ماه های اردیبهشت و خرداد هم تابه امروز پرداخت نشده است”.

آنها افزودند: “درپی مراجعات مکرر آنها به مسئولین ذیربط این شهرداری روشن نیست که این مطالباتمان کی پرداخت خواهد شد”.

کارخانه چوب اسالم تعطیل و ۴۰ کارگر با حقوق معوقه بیکارشدند

کارگران این واحد تولیدی به خبرنگار رسانه ای گفتند:در جلسه امروز (دوشنبه ۱۶ تیر ماه) که با حضور برخی مسئولان شهرستانی برگزار شد،تصویب شد که کارگران کارخانه چوب اسالم به جز تعداد کمی تا مشخص شدن وضعیت کارخانه به صورت موقت از خدمات بیمه بیکاری استفاده کنند.

آنها افزودند: از مجموع ۷۰ کارگر این کارخانه، ۴۰ نفر برای دریافت مقرری بیمه بیکاری به اداره کار معرفی می‌شوند و سایر کارگران برای انجام بازسازی کارخانه همچنان باقی می‌مانند.

مرگ و مصدومیت ۱۳ کارگر در سایه فقدان ایمنی کار

روز گذشته و امروز ۱۶ و ۱۷ تیرماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۱۳ کارگر در باقر شهر، تبریز، اهواز و سنندج دچار حادثه شدند. طی این حوادث ۱۱ کارگر دچار مصدومیت شده و دو کارگر دیگر جان خود را از دست دادند. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.




جرم من چیست؟

جرم من چیست؟

بهمن دارالشفایی

پسری ۲۱ ساله به اسم شهریار شمس که در دی ماه ۹۶ بازداشت، در دادگاه بدوی به ریاست صلواتی به شش سال زندان و در دادگاه تجدیدنظر به چهار سال و چند هفته زندان محکوم شد، امروز برای گذراندن محکومیتش به زندان اوین رفت.

این بخشی از یکی از آخرین پست‌های صفحه اینستاگرامش است:

«من یک زندانی سیاسی ام. یک جوان بیست و یک ساله که از فردا باید به مدت چهارسال و یک ماه و پانزده روز راهی زندان اوین شوم. جرم من چیست؟ در حقیقت هنوز هم به صورت دقیق نمیدانم جرمم چیست، من فقط به نداشتن بعضی از حقوق و پایمال شدن بعضی حقوق دیگر، اعتراض کردم و از بالارفتن تصاعدی قیمت ها و پایین آمدن رفاه شاکی بودم. در حقیقت هر طور با خودم فکر کردم، دیدم در بهترین حالت اگر بخواهم ارزان ترین ماشین موجود را بدون کمک پدرم بخرم، حداقل باید چند سال کار کنم و در طی این چند سال نیز دوباره قیمت همان ماشین بالاتر میرود. من نسبت به عواملی که باعث این اتفاق ها بود، اعتراض داشتم و به مسالمت آمیز ترین شیوه‌ی ممکن نیز اعتراض خودم را بیان کردم. نه کوچکترین سنگی پرت کردم، نه شعاری دادم و نه هیچگونه کار دیگری.

جرم من همین بود و برای این جرم باید چهار سال و یک ماه و پانزده روز زنده بودن در زندان را متحمل شوم. من یک جوان بیست و یک ساله ام، من نیز پدر دارم، مادر دارم، خواهر دارم، من نیز دوستانی دارم و من نیز با دوستانم به بیرون میروم، من هم همانند همه‌ی جوان های دیگری که هم سن من هستند، دختر مورد علاقه دارم و من نیز دقیقا یکی مثل همه‌ی شما هستم، نه اغتشاشگر هستم، نه آشوب طلب و نه عنصر وابسته به بیگانگان و حقوق بگیر از خارج و خارجی و هر چیز دیگری، من تنها یک جوان بیست و یک ساله ام که دنبال حقوق اولیه ام بودم و اکنون برای چهار سال در کنارم دیگر نه خانواده دارم، نه معشوقه نه دوست و نه هیچ چیز دیگری و در ضمن دیگر حتی دانشگاه هم نمیتوانم بروم و بله، ما دانشجوی زندانی نداریم، اما افرادی داریم که برای زندان، از دانشجو به دانشجوی سابق تبدیل شدند. من یک جوان بیست و یک ساله ام، من یک جوان بیست و یک ساله بودم!»

*تیتر انتخاب کلمه است




یادداشت های‌ سپیده قلیان از زندان – بازداشتگاه؛ روایت هشتم

این تصویر دارای صفت خالی alt است

«سپیده قُلیان»، فعال مدنی و یکی از محکومان پرونده اعتراضات کارگری «هفت‌تپه» که اکنون زندانی شده است؛ در کتاب «تیلاپیا خون هورالعظیم را هورت می‌کشد»، در ۱۹ روایت از بازداشتگاه اطلاعات اهواز و زندان «سپیدار» این شهر، تصویری دقیق و درعین‌حال تلخ از تجربه اسارت ارایه داده است. او در این روایت‌ها، علاوه بر دادن تصویری بی‌واسطه از چهره سرکوب، ما را درگیر سرنوشت نام‌هایی می‌کند که اسارت آن‌ها همچون زندگی‌شان، به حاشیه انکار و فراموشی رانده شده است.

این کتاب توسط «ایران وایر» منتشر شده است. اخبار روز هر روز یک روایت از این کتاب را منتشر می کند.

بازداشتگاه

خیلی وقت است که انگار احساس گرسنگی را به کلی از دست داده‌ام. مزه‌ها را درست درک نمی‌کنم. از بازجویی که می‌آیم، دو قاشق غذای یخ‌زده می‌خورم؛ آن هم چون از لرزش بدنم جلوگیری می‌کند. میل من به غذا تبدیل شده است به تلاشی برای رفع لرزش. مزه دهانم هم دیگر برایم مهم نیست. دلم گر می‌گیرد و یک لیوان آب خنک می‌تواند زندگی‌ام را از این رو به آن رو کند. دیشب خواب دیدم مادرم از بقال سر کوچه برایم ماست میش خریده است و یک قاشق از آن را در دهانم می‌گذارد؛ انگار که آب روی آتش!

شام، لوبیا است. سه‌شنبه شب‌ها لوبیا می‌دهند؛ لوبیای یخ‌زده با قاشق‌های پلاستیکی که آن‌قدر استفاده شده، زبر و‌ تیز شده‌اند. قبلاً وسواس خاصی داشتم و به هرچیزی که حس زبری برایم تداعی می‌کرد، وسواس و واکنش نشان می‌دادم، طوری که گاهی در خانه هم دستکش دستم می‌کردم. اما حالا فرق می‌کند؛ انگار که همه چیز تغییر کرده باشد. قاشق زبر را راحت می‌گذارم توی دهانم؛ انگار نه انگار. قاشق دوم را که می‌خورم، حس می‌کنم صدای گوسفند می‌آید. اما این صدا با صدای گوسفند فرق دارد؛ بلندتر و کش‌دارتر است. بعد صدای گوسفند با صدای خوردنِ سر به در و صدای هجوم پاهای زندان‌بان‌ها ترکیب می‌شود. این ترکیب هولناک، من را از جا می‌پراند؛ یک اتفاق تازه، صداهای جدید که تا حالا ترکیب‌شان را با هم نشنیده‌ام. یعنی چه اتفاقی دارد می‌افتد؟

سری به در کوبیده می‌شود. هم‌زمان صدای گوسفند می‌آید. انگار عده‌ای با مشت و لگد او را می‌زنند و می‌گویند ادا در نیاور! صداها را که کنار هم می‌گذارم، متوجه می‌شوم که یک مرد دارد شکنجه می‌شود، صدای گوسفند در می‌آورد، سرش را به در می‌کوبد و مقاومت می‌کند. زندان‌بان‌ها هر کدام گوشه‌ای از کارشان، یعنی شکنجه را چسبیده‌اند. او را روی زمین می‌کشانند و از دمِ در سلولم در حالی که صدای گاو درمی‌آورد، می‌برند.
زندان‌بانی به او می‌گوید: «ببین علی! تا حالا تو ماهی صید می‌کردی، حالا ما صیدت کردیم. ماهم عین خودت ماهی‌گیریم علی! ادا در نیار!»
علی ماهی‌گیر را می‌برند…

من تا حالا صداهای زیر شکنجه‌ زیادی را شنیده‌ام؛ شکنجه با آب داغ، شکنجه با کابل، شکنجه با باتوم! اما او را با چه می‌زدند که این‌طور صدای گوسفند و گاو می‌داد؟ همیشه فکر می‌کردم این که می‌گویند این قدر می‌زنمت تا صدای سگ بدهی، یعنی چه؟ حالا علی ماهی‌گیر را آن‌قدر زده‌اند که صدای گاو و گوسفند می‌دهد!

چند روز می‌گذرد. یک بار با زندان‌بان به سمت اتاق بازجویی شماره یک می‌رفتیم، از زیر چشم‌بند دیدم یک جفت پای مردانه هم با زندان‌بان دیگری دارد خارج می‌شود. آرام‌آرام قدم برمی‌داشت، انگار به پاهایش زنجیر وصل کرده باشند. وارد اتاق بازجویی شدم و روی صندلی نشستم. بازجو آمد و بعد رفت. نیم ساعت تنها نشسته بودم. کمی چشم‌بندم را بالا بردم و این طرف و آن طرف را دید زدم. زیر صندلی یک برگه‌ اسپری آسم بود؛ اسپری «سالبوتامول.»
از خوشحالی می‌خواستم صندلی را گاز بگیرم. گمان کردم نشانه‌ای از «اسماعیل» است. برگه و خودکار را برداشتم و نوشتم: «از هر طرف که بیرون می‌زنم، نامه‌ات درست می‌رسد همان‌جا که بوده‌ام. نمی‌توانیم برگردیم.
از طرف گُلی.
اسماعیل تویی؟»

کاغذ را دوباره گذاشتم زیر پایه صندلی.

فردای آن روز یک بار دیگر من را بردند به همان اتاق. وقتی بازجو رفت، از فرصت استفاده کردم و دنبال برگه گشتم. افتاده بود کنار زنجیر کنار صندلی. برش داشتم، دیدم نوشته است:
«اسماعیل نیستم، “علی ابونایف” هستم. خدا بزرگ است. به خدا توکل کن.»

پس آن کس که پاهایش را از زیر چشم‌بند دیده بودم، علی ابونایف بود. یک علی دیگر هم در بازداشتگاه است؛ همان که زیر شکنجه صدای گاو و گوسفند می‌داد. او علی ماهی‌گیر است. کاغذ را داخل لباس زیرم گذاشتم.

اواخر دوران بازجویی، یک روز هشت ساعت در سرویس بهداشتی ماندم. مثل این که یادشان رفته بود در را برایم باز کنند. خودشان این طور گفتند؛ همان روزی که می‌خواستند هر طور شده بود، من را بنشانند جلوی دوربین. پس دروغ می‌گفتند. چون وقتی که در زمان بازجویی فرد دیگری به سرویس بهداشتی می‌رفتم، صداها قطع می‌شدند تا کارم تمام شود اما آن شب صداها از همیشه بلندتر بودند و من می‌ترسیدم در سرویس را بزنم و کتک بخورم.

وقتی بعد از حدود هشت ساعت دنبالم آمدند، گفتم صداهای شکنجه خیلی ترسناک بودند، چرا دیر آمدید؟ گفتند: «یادمون رفته بود این‌جایی! بعدشم خوب شد برات تا بفهمی امنیت کشور با چه خون و دلی حفظ می‌شه!»

سرویس بهداشتی خانم‌ها در اتاق بازجویی بود. آن اتاق دوربین نداشت. معمولا ما را برای بازجویی‌های سنگین به آن‌جا می‌بردند. صدای بازجویی از کسی بود که تغییر مذهب داده بود. از او می‌خواستند اعتراف کند چه کسانی در مراسم نماز جماعت‌ شرکت کرده‌اند. او نم پس نمی‌داد. بازجو گفت: «علی این دفعه دیگه بهت اسپری هم نمی‌دم ها! می‌ذارم خفه شی زیر مشت و لگدام. البته می‌تونم مثل اون دفعه به برق وصلت کنم که صدای گوسفند بدی! کدومشونو می‌خوای؟»
علی ابونایف همان علی ماهی‌گیر بود.




بیست و دومین روز اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه; گزیده اخبار کارگری طی ۳ روز گذشته

تجمع کارگران نیشکر هفت تپه

به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، امروز دوشنبه ۱۶ تیر ۹۹، گروهی از کارگران نیشکر هفت تپه در بیست و دومین روز از اعتصابشان، در مقابل ساختمان فرمانداری شوش تجمع کردند.

معترضان مطالبات خود را پرداخت معوقات مزدی، رسیدگی به وضعیت شغلی، تعیین تکلیف شرکت، بازگشت به کار همکاران اخراج شده، ابطال واگذاری شرکت به بخش خصوصی و همچنین تمدید مهلت دفترچه‌های درمانی، عنوان کرده‌اند.

کشت و صنعت هفت تپه، قدیمی ترین کارخانه تولید شکر از نیشکر در کشور است که نیم قرن از تاسیس آن می‌گذرد و طبق اصل ۴۴ قانون اساسی اواخر سال ۱۳۹۴ از سوی سازمان خصوصی سازی از چرخه دولتی خارج و به بخش خصوصی واگذار شد.

حدود چهار هزار نفر به صورت رسمی، قراردادی و پیمانکاری در بخش های مختلف این شرکت بزرگ تولید شکر مشغول کار هستند.

شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در ۱۵ کیلومتری شهر شوش در شمال خوزستان واقع است.

تجمع کارگران فضای سبز شهرداری دزفول

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن shahrdari-dezful-300x169.jpg است

امروز دوشنبه ۱۶ تیر ۹۹، تعدادی از کارگران فضای سبز شهرداری دزفول در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مزدی خود در مقابل ساختمان شهرداری این شهر تجمع کردند.

یکی از این کارگران معترض گفت: “علاوه بر پرداخت نشدن حقوق اردیبهشت و خرداد، حق بیمه تامین اجتماعی نیز واریز نشده که این موضوع باعث تمدید نشدن دفترچه‌های بیمه کارگران شده است”.

وی که نخواست نامش در خبر ذکر شود با بیان اینکه به نمایندگی از حدود ۱۵۰ کارگر شهرداری در محل حاضر شده‌ایم، افزود: “ما کارگران فضای سبز قرارداد و پیمانکار نداریم و اگر کوچکترین اتفاقی برایمان بیفتد، شهرداری هیچ تعهدی نسبت به ما ندارد”.

این کارگر فضای سبز شهرداری منطقه یک دزفول با انتقاد از رویه نادرستی که حتما باید اعتصابی صورت گیرد تا حقوقی پرداخت شود، گفت: “اکنون با توجه به پرداخت نشدن حقوق به صورت مجانی برای شهرداری کار می‌کنیم”.

وی با بیان اینکه اغلب کارگران زن و بچه دارند و مستاجر هستند، افزود: “یخچال‌های ما خالی است و شرمنده زن و بچه هایمان شده‌ایم؛ حتی برای رفتن سر کار پول بنزین را از آشنایان قرض می‌کنیم”.

این کارگر گفت: “حقوق کارگران فضای سبز حدود ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است که هنوز افزایش ۲۰ درصدی حقوق اعمال نشده و گفته‌اند از تیرماه اعمال می‌شود”.

وی با بیان اینکه در تعطیلی هم سر کار می‌رویم ولی اضافه کاری در نظر گرفته نمی‌شود، افزود: “قرار بود حقوق‌های ما به روز و افرادی که سابقه بالایی دارند بازنشسته شوند ولی هنوز اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است”.

تجمع اعتراضی رانندگان‌بازنشسته شرکت واحد در اعتراض به پرداخت قسطی سنوات و دیرکرد درپرداخت سنوات

به گزارش سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه متاسفانه بخش مدیریتی شرکت واحد هرکجا که کمبود بودجه دارد همیشه از جیب کارگران ورانندگان زحمت کش هزینه میکند .

رانندگان زحمت کش شرکت واحد بعد از گذراندن بیست سال کار طاقت فرسا براساس قوانین مشاغل کارهای سخت وزیان آور باید بازنشسته شوند و سنوات کاریشان که براساس هریک سال کار، یکماه آخرین دستمزد وحقوق میباشد باید ازسوی کارفرمادر حین تسویه حساب پرداخت شود .
متاسفانه تعداد بسیار زیادی از این رانندگان‌بعلت عدم پرداخت ۴درصدر حق بیمه شان از سوی مدیر عامل ماهها در بلاتکلیفی بودند که پس از چندین بار اعتراض و تجمع این ۴درصد پرداخت گردید ، اما حق سنوات که در این شرایط سخت معیشتی بسیار مهم است نه تنها ماهها بعد از بازنشستگی از سوی مدیریت پرداخت نگردیده بلکه با اقساطی کردن حق سنوات لطمه های زیادی به این کارگران وارد می کند
سندیکای کارگران شرکت واحد اعلام میدارد حق سنوات باید طبق قانون بطور یکجا و براساس آخرین حقوق ودستمزد پرداخت گردد.

تجمع کارگران واحد اجرائیات شهرداری اهواز در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مزدی

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن shahrdari-ahwaz-300x289.jpg است

امروز دوشنبه ۱۶ تیر ۹۹، شماری از کارگران واحد اجرائیات شهرداری اهواز در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مزدی خود، نخست در مقابل ساختمان شورای این شهر و سپس در مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند.

یکی از کارگران معترض در این خصوص گفت: “آخرین دستمزد دریافتی ما کارگران شهرداری اهواز مربوط به دی ماه سال ۱۳۹۸ است”.

کارگران معترض خواستار پرداخت معوقات مزدی و رسیدگی مسئولان به مشکلات معیشتی خود هستند.

تجمع کارگران شهرداری تبریز

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن pakbanan-tabriz-300x225.jpg است

دیروز یکشنبه ۱۵ تیرماه ۱۳۹۹، همزمان با برگزاری جلسه شورای اسلامی شهر تبریز، تعدادی از پاکبانان شهرداری این شهر به دلیل عدم پرداخت حق بیمه خود در محوطه عمارت ساعت تجمع کردند.

علی آجودان زاده، عضو شورای اسلامی شهر تبریز با انتقاد از عدم پرداخت حق بیمه‌ی پاکبانان، گفت: “در وضعیت کنونی جامعه که مردم با استرس و نگرانی زندگی می‌کنند و هزینه‌ی ویزیت یک سرماخوردگی ساده هم بسیار بالاست،‌ باید حق بیمه‌ی این افراد به طور کامل پرداخت شود”.

نشت گاز کلر در پتروشیمی ماهشهر ۷۰ کارگر را مصدوم کرد

روز شنبه ۱۴ تیر ماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، هفتاد کارگر شاغل در پتروشیمی ماهشهر به دلیل نشت گاز کلر در این واحد صنعتی دچار مصدومیت شدند. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

مدیر ارشد شرایط اضطراری منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر گفت: “۷۰ کارگر در پتروشیمی کارون در پی حادثه نشت گاز کلر مصدومیت شدند”.

مدیر ارشد شرایط اضطراری این منطقه، درباره این حادثه افزود: “ساعت ۱۶ و ۴۵ دقیقه امروز شنبه ۱۴ تیر در پتروشیمی کارون، در حین عملیات تخلیه کلر از مخزن ایزوتانک، اتصالات فلکسیبل جوینت این مخزن دچار پارگی شده و باعث انتشار گاز کلر به بیرون شد”.

سیدامید شهیدی نیا، ادامه داد: “پس از این حادثه، اقدامات اولیه برای بستن شیر و قطع کلر انجام شده اما در این فاصله، به دلیل فشار کلری که در مسیر بوده، تعداد ۷۰ نفر از کارگران ما گاز کلر را استنشاق می‌کنند”.

وی خاطرنشان کرد: “با فراخوان تیم‌های عملیاتی و امدادی تمامی مصدومین به درمانگاه‌های منطقه منتقل شدند. یک ساعت پس از بروز حادثه، اکثر مصدومین مرخص شده و تعداد اندکی از آنها به خاطر نیاز به اکسیژن درمانی و ادامه مراقبت، به بیمارستان ماهشهر منتقل شدند.

تعدیل نیرو و اخراج ۸۳ تن از کارکنان شرکت حمل و نقل و خدمات دریایی آبادان

بیست و سه نفر از کارکنان شرکت حمل و نقل و خدمات دریایی آبادان از اخراج خود خبر دادند. همچنین ۶۰ نفر دیگر از کارکنان این شرکت از عدم تمدید قرارداد خود توسط این شرکت خبر دادند.

۲۳ نفر از کارکنان شرکت حمل و نقل و خدمات دریایی آبادان از اخراج خود خبر دادند.

بر اساس این گزارش، کارگران اخراجی این شرکت مطالبات خود را دریافت نکرده اند.

یکی کارکنان این شرکت در این خصوص گفت: “از چند وقت پیش قرارداد‌های ما ابتدا از یک ساله به ۶ ماهه، سپس به ۳ ماهه کاهش یافت و حالا هم قرارداد‌های یک ماهه را جلوی ما می‌گذارند تا امضا کنیم. مسئولان شرکت به ۶۰ نفر دیگر هم اعلام کرده‌اند که نیازی به آن‌ها ندارند و قرار نیست قرارداد آن‌ها را تمدید کنند”.

یکی دیگر از کارکنان عنوان کرد: “قراردادمان یک ماهه شده و امنیت شغلی نداریم. شرکت مشکل مالی ندارد، مشتریان ثابت خود را دارد و درآمدش کاهش نیافته است. با این وجود تقریبا تمامی مزایایی که در گذشته علاوه بر حقوق به کارگران پرداخت می‌شد، مدت‌هاست که پرداخت نمی‌شود. دیگر خبری از ۲ پاداشی که سالیان سال داده می‌شد و کارانه‌ای که بر اساس کیلومتر کارکرد به رانندگان پرداخت می‌شد، نیست. همین‌ها کارگران را نگران کرده، نگران اینکه بزرگترین شرکت حمل و نقل ایران در آستانه تعطیلی قرار گرفته است”.