اسرائیل در شاخ آفریقا جای پا باز می‌کند

📰
🌍 دکترین پیرامونی و حضور در باب‌المندب
اسرائیل در دسامبر ۲۰۲۵ روابط دیپلماتیک با سومالی‌لند برقرار کرد. این منطقه پس از ۳۰ سال انزوای بین‌المللی، سرانجام یک حامی یافت. اسرائیل سه دلیل دارد: موقعیت سومالی‌لند در تنگه باب‌المندب — دروازه دریای سرخ — روبروی یمن؛ دکترین پیرامونی برای یافتن متحد خارج از جهان عرب؛ و امکان اخراج فلسطینی‌های غزه به این کشور فقیر.
📜 پیشینه مخفیانه
سومالی‌لند در ۱۹۹۵ پیشنهاد روابط داد، اما اسرائیل تنها در ۲۰۱۰ پاسخ داد. موساد سال‌ها زیرزمینی ارتباط ساخت. رابین پس از اسلو طرح «مهاجرت داوطلبانه» غزه‌ای‌ها را آغاز کرده بود، اما از ترس شباهت به طرح نازی‌ها برای تبعید یهودیان، مخفی نگه داشته شد. پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، کشورهای آفریقایی و آسیایی به‌عنوان مقصد بررسی شدند. تنها اندونزی موافقت کرد؛ اوگاندا، سنگال، کنیا، سومالی و کنگو رد کردند. یک کشور مردد ماند: سومالی‌لند.
💰 پول در برابر آبرو
سومالی‌لند چهارمین پایین‌ترین تولید ناخالص سرانه جهان را دارد و بیکاری جوانان بالای ۶۰ درصد است. دولت به حوالجات دیاسپورا وابسته است. اسرائیل با کیف پول پر و منابع فراوان، مزیت چانه‌زنی قوی دارد. توافق‌ها شامل تجارت، انرژی، تسلیحات و آموزش نظامی است. ۵۰ سرباز سومالی‌لندی در تل‌آویو آموزش دیدند. و این یعنی فروش حاکمیت به بهای ناچیز.
⚠️ خیانت یا رهایی؟
هزاران نفر در هرجیسا جشن گرفتند، اما در جای دیگر تظاهرات با پرچم فلسطین سرکوب شد. یک معلم گفت: «فلسطینی‌ها را با آغوش باز می‌پذیریم، اما کوچ اجباری را نه. این پاکسازی قومی است.»
📌 🔗 استعمار نوین در لباس دیپلماسی
این معامله نمونه‌ای از استعمار نوین است: قدرت‌های بزرگ با ابزار اقتصادی و امنیتی، کشورهای فقیر را به پذیرش نقش‌های خطرناک وادار می‌کنند. سومالی‌لند برای به رسمیت شناخته شدن، ممکن است بهای سنگینی بپردازد: بی‌ثباتی داخلی، خشم مسلمانان و تبدیل شدن به میدان نبرد نیابتی.




اقتصاد ورشکسته و ضدکارگری جمهوری اسلامی؛ وقتی خط فقر ۷۰ میلیون است و حقوق کارگر ۲۰ میلیون!

📉

📌 گزارش اقتصادنیوز نشان میدهد که تورم افسارگسیخته، سفره کارگران و بازنشستگان را به حدی کوچک کرده که تأمین نیازهای پایه مثل خوراک، مسکن، درمان و آموزش هم به خطر افتاده است.
📊 شکاف طبقاتی
آمارهای رسمی نشان میدهد تورم نقطه به نقطه کلی ۸۹ درصد و برای گروه خوراکیها ۱۲۷.۵ درصد ثبت شده است. نکته فاجعه بار اینکه نرخ تورم سالانه دهک دوم درآمدی ۷۸.۳ درصد است، در حالی که برای دهک دهم ۶۷.۶ درصد گزارش میشود. یعنی گرانی، بیشترین فشار را روی فقرا و کم درآمدها وارد میکند. بار اصلی این گرانی ها بر دوش طبقه کارگر افتاده است.
💸 شکاف عمیق دستمزد
حداقل دریافتی ماهانه کارگران با تمام مزایا به ۲۵ میلیون تومان هم نمیرسد، در حالی که محاسبات مستقل، هزینه ماهانه یک خانواده کارگری را حدود ۹۰ میلیون تومان و خط فقر را بالای ۷۰ میلیون تومان برآورد میکنند. این یعنی یک کارگر با چند شغل هم نمیتواند از پس زندگی برآید.
🗣️ کارگر صدقه نمیخواهد، حق زندگی میخواهد
علیرضا خرمی، فعال کارگری، با انتقاد از سیاستهای ناکارآمد میگوید: «صحبت از یارانه و کالابرگ میشود. آیا قرار است با اعتبار برای خرید چند قلم کالای محدود و مبلغ ناچیز یارانه، شکاف عمیق میان دستمزد و هزینه های زندگی جبران شود؟» او تأکید میکند: «آقای رییس جمهور، کارگر صدقه نمیخواهد! کارگر دستمزدی میخواهد که با هزینه واقعی زندگی تناسب داشته باشد و بتواند یک زندگی شرافتمندانه داشته باشد.»
🔗 اقتصاد ضدکارگری
این وضعیت نتیجه سالها سیاستهای نئولیبرالیستی-رانتی است که در آن درآمدهای نفتی و رانتی به جای توزیع عادلانه، به جیب طبقات بالا و نهادهای قدرت سرازیر میشود. کارگر نه تنها از سفره کوچکش محروم است، بلکه باید هزینه های سنگین بنزین، مسکن و درمان را هم تحمل کند. مسئولان در برابر این سونامی تورم سکوت کرده اند و پاسخگوی سفره کوچکترشده کارگران نیستند.




مالویناس؛ افسانهٔ جزایر خالی از سکنه

🌎

در میان روایت رسمی بریتانیا، فالکلند همیشه به‌عنوان «جزایری خالی از سکنه» معرفی شده که انگلیسی‌ها آن را کشف و آباد کردند. اما تاریخ چیز دیگری می‌گوید.

📜 داروین، در ۱۸۳۴ به این جزایر رسید و در دفتر خاطرات خود نوشت که با گله‌داران و شکارچیان آرژانتینی روبرو شده که مدت‌ها پیش از او در آنجا ساکن شده بودند. او از واژه‌های اسپانیایی برای نام‌گذاری مکان‌ها و جانوران استفاده می‌کرد.

⚔️ در سال ۱۸۲۰ آرژانتین ادعای خود بر مالویناس را با اعزام کشتی مطرح کرد. سه سال بعد، پدرو آره‌گواتی به فرمانداری جزایر منصوب شد و نیروهای آرژانتینی در آنجا مستقر شدند. در ۱۸۲۵ لندن استقلال آرژانتین را به‌رسمیت شناخت.

🔥 لوئیس ورنه، تاجر آلمانی‌تبار، در ۱۸۲۹ فرماندار مالویناس شد. اما او در نظر آمریکایی‌ها به «دزدی دریایی» روی آورد . آمریکا، خودسرانه مالویناس را از هر دولتی مستقل اعلام کرد.

🚢 در دسامبر ۱۸۳۲ ناوچهٔ انگلیسی «اچ‌ام‌اس کلیو» به بندر لوئیس حمله کرد و به گاریسون ۲۵ نفره سه روز مهلت داد تا جزایر را ترک کنند. پرچم بریتانیا برافراشته شد. اما به‌محض خروج کشتی، مردم غیرنظامی — شکارچیان، گاوچوها و سرخ‌پوستان پاتاگونیا — قیام کردند و افسر انگلیسی مسئول پرچم را کشتند.

💼 در سال ۱۸۴۸ سر ویلیام مولزورث در مجلس عوام گفت: «این جزایر بدبخت مالویناس، برای کشت گندم بی‌فایده‌اند. درخت نمی‌روید چون بادهای تقریباً بی‌وقفه آن را خم می‌کند. از ۱۸۴۱ تا کنون ۴۵ هزار پوند برای ما هزینه داشته است. من مصمم هستم که این دارایی بی‌ارزش باید به دولت بوئنوس آیرس بازگردانده شود که به‌حق ادعای آن را دارد.»

🧵 اما سه سال بعد، پرورش گوسفند به شرکت خصوصی «فالکلند آیلندز کامپنی» واگذار شد و منافع صنعت نساجی انگلستان در آمریکای جنوبی شکل گرفت. مورخان آمریکای جنوبی معتقدند همین منافع انگلیسی بود که زمینهٔ جنگ آرژانتین با پاراگوئه (۱۸۶۴–۱۸۷۰) را فراهم کرد .




جنگ، مذاکره و وفاق؛ نقدی بر سخنان حسین‌زاده، سخنگوی دولت

🟤

در میان بورژوازی انگلی در حاکمیت، شکاف عمیقی درباره ادامه جنگ شکل گرفته است. جناح بورژوازی بوروکراتیک، به قیمت تسلیم، خواهان توافق با آمریکاست و حتی با توافقی شبیه به ونزوئلا هیچ مشکلی ندارد.

⚡️ عبدالکریم حسین‌زاده، معاون رئیس‌جمهور، گفته است: «تجویز تشدید درگیری و نفی مذاکره، همراه با بالا بردن انتظارات اقتصادی جامعه در شرایط جنگی، یک تناقض بنیادین است.»

🌪 او می‌پرسد: «در کجای تاریخ، کشوری که در خاک و مرزهای خود می‌جنگیده، همزمان به پویایی اقتصادی رسیده؟» اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم، صنایع خود را به شرق منتقل کرد و تولید نظامی را افزایش داد. او تمام ناکارآمدی اقتصادی دولت و ضعف مدیریتی را تقصیر جنگ می‌داند.

🔥 او در دفاع از تفاهم‌نامهٔ اسلام‌آباد می‌پرسد: «اگر این تفاهم در مسیر منافع ملی ایران نبود، چرا بخش اعظمی از سیاست‌ورزان آمریکا با آن مخالفت می‌کنند؟» این یک استدلال معیوب است. مخالفت آمریکایی‌ها با یک توافق، لزوماً به این معنا نیست که آن توافق به نفع ایران است.
حسین‌زاده به ایراد عدم تقارن تعهدات پاسخ نمی‌دهد. در تفاهم‌نامهٔ اسلام‌آباد، ایران متعهد به اقدامات فوری می‌شد (مانند بازگشایی تنگه، توقف برخی فعالیت‌ها)، در حالی که تعهدات اصلی آمریکا به مرحلهٔ «توافق نهایی» موکول می‌شد.

🎭 حسین‌زاده می‌گوید: «بعضی وقت‌ها یک سری موضع‌گیری‌ها … برای خودم هم سوال است… کسانی که ضدایرانی‌ترین آدم‌ها در آمریکا… هم‌سویی ایجاد می‌شود با نظراتشان.» این جمله، یک برچسب‌زنی ضمنی است: منتقدان مذاکره، آگاهانه یا ناآگاهانه، در زمین دشمن بازی می‌کنند.
او از «وفاق» دفاع می‌کند. اما می‌گوید که کسانی که با تفاهم‌نامه مخالفند، در دایرهٔ وفاق قرار نمی‌گیرند.

🌱 او با انحصارگرایی و فیلترینگ مخالفت می‌کند: «وقتی فیلترینگ می‌کنی، علناً دست خودت را از اطلاع‌رسانی درست و رقابت رسانه‌ای به عقب می‌اندازی.» اما او این نقد را در چارچوب منافع راهبردی نظام مطرح می‌کند، نه در چارچوب حقوق شهروندی.




دشت ها ی سرخ خاوران

                                                 سرود

                                           اولین اجرا خاوران شهریور 1380

ای همیشه عاشق

      ای همیشه عاشق

                   ای همیشه زنده

ای همیشه با من

         ای همیشه در من

با تو … قلبم پرتپش            

                با تو قلبم می زند

با تو … فریادم آه

            و … آهم سکوت

               سکوتم انفجار مهیب … آتش مذاب

                         از قلۀ دماوند همواره پایدار

تو… از درون چشمان من می نگری

                        من … با تو بر می خیزم

                                     با تو می بوسم

                                  با تو می بویم

       با تو حس می کنم

            با تو …عاشقم و عاشق تر

           جان تو… با جان من آمیخته

                        تو … ای خروش و

                    تو … ای گرمی رگ های من

   تن تو … خاک

                خاک ایران …

چه پاک و چه سرمۀ پاک

ای ایران …

    ای ایران …

         ای ایران دشت های سرخ خاوران

این ارس … این کارون

این هیرمند و اترک

و این … جیحون

اشک های … جاری از چشمان من

در التیامه … تب داغه … سینه گلگونت

                                        ای…

                                          جان جاودان عاشقان جهان

فرح نوتاش

خاوران 8 شهریور 1380

از کتاب شعر داغنامه    

                       www.farah-notash.com




بریکس در دهلی‌نو؛ هند میان انرژی ارزان روسیه و مدار امریکا-ژاپن

💱 دنیس آلیپوف، سفیر روسیه در هند، می‌گوید هند طرح‌های مهم بریکس را که روسیه از آنها حمایت می‌کند: پرداخت‌های فرامرزی، بورس غلات و سکوی تازه سرمایه‌گذاری، جلو برده است. به گفته او، کار روی «بریکس کلیر» — سازوکار پیشنهادی تسویه و سپرده‌گذاری — و ظرفیت مشترک بیمه اتکایی هم ادامه دارد.
⚡ هند هم طرح‌های خودش را روی میز گذاشته است: همکاری در شبکه‌های هوشمند و ذخیره‌سازی انرژی، قطب نوآوری استارتاپی، شبکه انکوباتور، و چارچوب لجستیک و زنجیره تأمین. همه اینها نشان می‌دهد بریکس می‌خواهد همکاری اقتصادی و مالی خود را در کنار کار سیاسی و امنیتی عمیق‌تر کند. آلیپوف می‌گوید این گروه درباره تجارت و سرمایه‌گذاری، نقش پررنگ‌تر ارزهای ملی در تسویه‌ها، انرژی، بهداشت، هوش مصنوعی، علم و نوآوری هم گفت‌وگو می‌کند.
🗓️ هند از اول ژانویه ریاست بریکس را در دست گرفته است. در همین مدت، بیش از ۳۵۰ نشست و دیدار سطح بالا در بیش از ۲۵ شهر هند برگزار شده و گفت‌وگوها سه محور اصلی را پوشش داده است: مسائل سیاسی و امنیتی، روابط اقتصادی و مالی، و تبادلات فرهنگی و مردمی. آلیپوف ریاست هند را «موفقیتی بزرگ» می‌داند و می‌گوید نشست سران این موفقیت را تأیید خواهد کرد.
🤝 پوتین از مودی برای سفر به روسیه و شرکت در بیست‌وچهارمین نشست سالانه هند و روسیه دعوت کرد و مودی پذیرفت. این نشست با توجه به تنش‌های ژئوپلیتیک و تلاش غرب برای منزوی کردن روسیه، از نزدیک دنبال می‌شود.
دور کردن هند از مدار امپریالیستی امریکا-ژاپن برای روسیه و چین از اولویت‌های استراتژیک است. موفقیت در این کار به نتیجه نبرد طبقاتی، طبقه کارگر و بورژوازی ملی علیه بورژوازی کمپرادور بستگی دارد.در حالی که بورژوازی صنعتی هندوستان، به‌ویژه صنعت پولادسازی، به انرژی ارزان روسیه نیاز دارد، بخش‌هایی از بورژوازی کمپرادور هندوستان گرایش شدیدی به امریکا و ژاپن دارند.




فاصله ۱۰۰ میلیونی؛ شکاف طبقاتی در اقتصاد نئولیبرالیستی-رانتی

📉
بر اساس گزارش منتشرشده، دبیر اجرایی خانه کارگر لرستان از رسیدن سبد معیشت خانوار به مرز ۱۰۰ میلیون تومان خبر داده، در حالی که حداقل دستمزد کارگران تنها بین ۱۷ تا ۲۵ میلیون تومان است. این شکاف، تصویری روشن از ماهیت اقتصاد نئولیبرالیستی-رانتی جمهوری اسلامی است که در آن دستمزد کارگر به عنوان هزینه‌ای قابل حذف تلقی می‌شود، اما سودهای کلان برای گروهی کوچک تضمین می‌گردد.
🏦 غارت امانت
موسیوند با تأکید بر اینکه کارگران و بازنشستگان صاحبان واقعی صندوق تامین اجتماعی هستند، هشدار داده که متولیان این صندوق به جای صیانت از دارایی‌ها، به واگذاری، فروش و حراج اموال مبادرت می‌کنند. این همان خصوصی‌سازی منابع عمومی، صاحبان اصلی آن یعنی طبقه کارگر، به نفع گروه‌های خاص است.
⛓️ تورم افسارگسیخته
این فعال کارگری تصریح کرده که حتی افزایش‌های اسمی حقوق نیز به دلیل تورم افسارگسیخته در سفره کارگران دیده نمی‌شود. این پدیده، نتیجه مستقیم سیاست‌های اقتصادی است که تورم را مهار نمی‌کند، زیرا تورم ابزار اصلی انتقال ثروت از پایین به بالاست. کارگران و بازنشستگان روز به روز فقیرتر می‌شوند و گروه کوچکی از رانت‌خواران و وابستگان به قدرت، ثروت‌های انباشته‌شده را به یغما می‌برند.
📜 قانون کار
موسیوند با اشاره به عقب‌ماندگی تاریخی دستمزدها از زمان جنگ تحمیلی و عدم اجرای صحیح ماده ۴۱ قانون کار، خواستار تشکیل فوری شورای عالی کار شده است. اما تجربه سال‌ها نشان داده که این وعده‌ها در چارچوب همان اقتصاد نئولیبرالیستی-رانتی، تنها مسکن‌های موقتی هستند.
✊ مبارزه طبقاتی
این گزارش بار دیگر ثابت می‌کند که نظام اقتصادی نئولیبرالیستی-رانتی دارد بر ضد طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان عمل می‌کند. تا زمانی که این ساختار پابرجاست، هیچ افزایش حقوقی، هیچ سبد کالایی و هیچ وعده‌ای نمی‌تواند شکاف ۱۰۰ میلیونی را پر کند. راه حل واقعی، مبارزه طبقاتی سازمان‌یافته برای تغییر این نظام و بازگرداندن ثروت به صاحبان واقعی آن است.




انتخابات برلین نتیجه شکاف طبقاتی و نابودی اقتصاد شرق آلمان

📊
🗺️ از نظر جغرافیایی، CDU عمدتاً در مناطق مرفه غرب و جنوب‌غرب برلین، از جمله شارلوتنبورگ-ویلمرسدورف و اشتگلیتس-زهلندورف، قوی است. حزب چپ در بخش‌هایی از شرق داخلی شهر، از جمله فریدریشسهاین و پرنتسلاور برگ، پایگاه بیشتری دارد؛ در حالی که AfD در شرق بیرونی، به‌ویژه مارزان-هلرسدورف، تروپتو-کوپنیک و بخش‌هایی از لیختنبرگ، عملکرد قدرتمندی دارد.
🏘️ مشکلات اجتماعی در برلین تا حدی از مناطق مرکزی به سمت حاشیه‌های شهر منتقل شده‌اند. ترکیب نقشه سیاسی و وضعیت اجتماعی شهر، تصویری از شکاف طبقاتی و سیاسی برلین ارائه می‌دهد.
🏗️ شرق برلین به دو بخش متفاوت تقسیم شده است: مناطق مرکزی‌تر و دانشگاهی که تحت تأثیر جنتریفیکیشن قرار گرفته‌اند و بیشتر به سمت حزب چپ و سبزها متمایل‌اند، و مناطق پیرامونی‌تر که میراث صنعتی و مسکن‌های پیش‌ساخته دوران جمهوری دموکراتیک آلمان را حفظ کرده‌اند و AfD در آنها نفوذ بیشتری دارد.
💶 سیاست «یک مارک، یک مارک» هلموت کهل یکی از عوامل اصلی فشار اقتصادی بر صنایع شرق است. پس از ورود سریع مارک غربی، بسیاری از شرکت‌های شرقی توان رقابت در شرایط جدید را از دست دادند؛ بیکاری افزایش یافت و شمار زیادی از کارخانه‌ها تحت فرآیند خصوصی‌سازی تعطیل یا تجزیه شدند.
🏭 جمهوری دموکراتیک آلمان، دارای ظرفیت‌های صنعتی و مهندسی قابل توجهی بود. شرکت‌هایی مانند Carl Zeiss Jena، Pentacon، Robotron و صنایع دقیق گلاشوته از آن نمونه‌ هستند.فروپاشی بخش بزرگی از این زیرساخت صنعتی، تعطیلی صنایع سنگین و تحولات بعدی انرژی باعث شد، شرق آلمان بخش مهمی از فرهنگ صنعتی و طبقه کارگر خود را از دست بدهد..
🗳️ رشد AfD در شرق آلمان را باید عمدتاً به‌عنوان واکنشی سیاسی به تحولات اقتصادی، صنعتی و اجتماعی پس از اتحاد آلمان تفسیر ‌کرد ، و در نبود یک حزب پرولتری قوی، این حزب نماینده بخش‌هایی از طبقه کارگر و مناطق صنعتی سابق شرق شد.