‍ پیام های تشکل های مردمی به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو

Bildergebnis für ‫تصاویر دانشجویی 16 آذر‬‎

پیام اتحاد سراسری بازنشستگان ایران به مناسبت ۱۶ آذر, روز دانشجو به دانشجویان سراسر ایران

درود بر فرزندان برومند ایران دانشجویان آگاه و فرهیخته !
دانشجویان عزیز !
روز ۱۶ آذر یادآور حماسه رزم مشترک همه دانشجویانی است که پس از کودتای ننگین مرداد ۱۳۳۲ در برابر استبداد نظام شاهنشاهی به اعتراض برخاستند و درست در روز حضور نماینده سازمانده اصلی این کودتای ننگین یعنی ریچارد نیکسون، (معاون رییس‌جمهور وقت ایالات متحده امریکا) به ایران نیروهای مسلح و سرکوبگر دولت کودتا برای خاموش کردن صدای این اعتراض با بی شرمی هرچه تمامتر، علاوه بر ضرب و شتم دانشجویان و بی‌حرمتی به ساحت دانشگاه، دانشجویان را به رگبار گلوله بستند و جان عزیزترین فرزندان وطن شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ‌نیا را گرفتند.
این جنایت خونبار رژیم به خاطر تحکیم مواضع خود و اربابان طراح کودتا و برای نابود کردن همه هسته های مقاومت به ویژه در دانشگاه‌ها بود و در عین‌حال برای اعلام وفاداری به امپریالیست‌های امریکایی- انگلیسی، دانشگاه را به قربانگاه جنبش دانشجویی بدل کرد.
خون ریخته شده‌ی این عزیزان هنوز هم بر صفحات جنبش دانشجویی می‌جوشد و پس از ۶۶ سال الهام بخش نسل های تازه ای از دانشجویان است. از همین رو، هر ساله دانشجویان و مردم آگاه و فهیم یاد و خاطره آنان را گرامی می دارند.
هم اکنون شاهد این مشابهت های تاریخی که با کشتار و سرکوب خشن مردم معترض و بی‌دفاع و به ویژه دانشجویان هستیم که بیانگر نوعی چراغ سبز سیاست‌های دولتی به امپریالیست هاست، تا نشان دهند به چه میزان اقتدار امنیتی و نظامی را برای امنیت سرمایه می توانند به کار گیرند.
عزیزان دانشجو!
شما هم به عنوان جوان ترین نسل دانشجویی کشور عزیزمان ایران امروز بر آنید که در گرامی‌داشت یاد و خاطره این عزیزان، با تکیه به شیوه ها و راه های ممکن و مقدور صدای اعتراض خود را علیه هرگونه تبعیض و بی‌عدالتی موجود و دامن گستر که دانشگاه و دانشجو را هم بی‌نصیب نگذاشته‌است به مبارزه برخیزید و با شعار آزادی بیان و اندیشه، محیط‌ های علمی دانشگاه‌های سراسر ایران را از هرگونه ریاکاری و سودجویی که در قالب خصوصی سازی دانشگاه ها و کالایی سازی دانش شکل گرفته و بر این فضاها مسلط شده است، پاک کنید. درود بر کوشش انسانی و تلاش آگاهانه جمعی شما باد!

فرزندان شریف و آگاه ایران!
شما همواره بر وجود شورای صنفی دانشجویی در سراسر کشور اصرار ورزیده اید و اعلام کرده اید که: “معتقدیم راه حل برون رفت از بحران‌های موجود کنونی، بازگرداندن حق اداره و تصمیم‌گیری به مشارکت کنندگان و مولدان اصلی یک محیط است. بنابراین علاوه بر خواست تنظیم آیین نامه از جانب خود شوراها اصرار داریم. دانشجویان، کارمندان، کارگران و اساتید به عنوان مشارکت‌کنندگان اصلی دانشگاه باید در تصمیماتی که حیات شان را متأثر می‌کند دخالت مستقیم و موثر داشته باشند. به طور خاص ما خواهان مداخله شوراهای دانشجویی در تصمیم‌گیری برای تخصیص بودجه‌های دانشگاه و مسائل دانشجویان هستیم.”* و خواهان به رسمیت شناختن اتحادیه شوراهای کشوری به عنوان نهادی حامی منافع تمامی دانشجویان در دانشگاه و در آخر و مهم‌تر از همه لغو همه روندهایی که منجر به پولی‌سازی دانشگاه می شود، شده اید و در عین حال خواستار لغو کامل فرایند خصوصی سازی به ویژه در آموزش عالی و لغو کامل قانون سنوات و شهریه های اجباری و توقف کامل اخذ شهریه برای تحصیل و انحلال پردیس‌های بین الملل شده اید.
ما در “اتحاد سراسری بازنشستگان ایران” همواره از این خواسته‌ها و مطالبات برحق شما حمایت خواهیم‌کرد. فراموش نمی‌کنیم که علیرغم مشکلات خود چگونه در همه این سال‌های‌سخت در کنار کارگران و زحمتکشان بوده‌اید. شما فرزندان شریف کارگران و زحمتکشان بارها در شعارهای خود اصرار داشته اید که “فرزندان کارگران هستید و در کنار آنها می‌مانید و این اعتقاد را با تمام وجود فریاد زده‌اید. در بیانیه ۱۵ ماده‌ای خود در باره معلمان در تاریخ ۲۲ مهر ماه ۱۳۹۷ در روز تحصن فرهنگیان ضمن اعلام همبستگی با آنان اعلام کرده اید که: “شوراهای صنفی دانشجویان کشور از حق اعتراض و تحصن صنفی معلمان دفاع کرده و مطالبات آن ها را قانونی، ضروری و حق آن ها می‌دانند و در کنار آن ها در اعتراض به پولی سازی و امنیتی سازی ساحت آموزش و تمام مصادیق آن، همچون گذشته خواهند ایستاد.”
دانشجویان آگاه و متعهد سراسر ایران!
شمادر بیانیه های خود در بزرگداشت ۱۶ آذر سال ۱۳۹۷ اعلام داشته اید که:

“شورای صنفی دانشجویان در اتحاد و پیوند با معلمان، کارگران و دیگر زحمتکشان درمقابل حملات سیاست های داخلی و خارجی علیه زیستمان می ایستد. اتحاد ما علیه این سیاست ها نه تنها پیشروی به سمت احقاق حقوق بدیهی مان بر آموزش و سلامت و مسکن و اشتغال است، بلکه مبتنی بر استقلال خود از قدرت ها و ضدیت با منطق سود، چشم انداز عدالت اجتماعی، سیاست گذاری مردمی و صلح را پیش روی خود خواهد داشت.”
این نگاه مترقیانه و تحول طلب جنبش دانشجویی از ۶۶ سال پیش تا کنون موجب گردیده است که شعار برابری، عدالت اجتماعی و صلح با این جنبش پیوندی مستمر و خلاق داشته باشد و علیرغم سرکوب مداوم این جنبش و سایر جنبش های اجتماعی، این پیوند ناگسستنی باقی بماند. ما در “اتحاد سراسری بازنشستگان ایران” به این پیوند بین النسلی با افتخار می نگریم و اعتقاد داریم که این پیوند شکاف هایی را که نظام های سیاسی استبدادی در بین نسل ها ایجاد کرده اند؛ با درایت و آگاهی و انگیزه‌ و شور جوانی در پیوند و به همراه فراوانی تجارب و آموزه های زیستی پر رنج و درد سالیان دراز زندگی در شرایط استبدادی می تواند ترمیم کند و اتحادی همگانی را برای ایجاد کشوری آباد و دموکراتیک و در راه بنای صلح، برابری و عدالتی پایدار بر پا دارد.
ما و شما می توانیم دست در دست هم برای آزادی همه زندانیان سیاسی اعم از دانشجویان و کارگران و معلمان و سایر زندانیان عقیدتی سیاسی، همه امکانات خود را بکار بندیم.
دانشجویان بازداشت شده در اعتراضات اخیر از وفادارترین دانشجویان به سنت مبارزاتی ۱۶ آذر هستند و ناعادلانه در بازداشت غیرقانونی بسر می‌برند. برای رهایی دانشجویان دربند و همه دستگیرشدگان اعتراضات اخیر از هر کوششی دریغ نکنیم .

گرامی باد یاد و خاطره شهیدان ۱۶آذر
اتحاد سراسری بازنشستگان ایران – ۱۶ آذر

بیانیه جمعی از معلمان عدالتخواه به مناسبت شانزده آذر روز دانشجو

ن عزیز در سراسر ایران غمگین اما ایستاده و مقاوم
درود بر شما
روز دانشجو را صمیمانه به شما تبریک می گوییم به خصوص درود می فرستیم به فعالان راستین، مبارز و مقاوم جنبش دانشجویی که اینک پشت میله های زندان هستند درود بر شما که از ۱۶ آذر ۱۳۳۲ تا به امروز در مقابل ارتجاع ، استبداد و استعمار ایستاده‌اید و به تسلیم و سازش نه گفته‌اید.

امسال در حالی به استقبال این روز خجسته می رویم که بخاطر اعتراض مسالمت آمیز به گرانی بنزین، بیش از ده هزار نفر از مردم معترض بازداشت شده و بیش از سه هزار نفر در خیابانها تیر خورده و زخمی شده اند و در یک کشتار وحشیانه چند صد نفر جان باخته‌اند که در این میان تعداد دانش آموزان/کودکان ، دانشجویان و جوانان چشمگیر است. ما به عنوان جمعی از معلمان ایران به شما و تمام خانواده های داغدار تسلیت می گوییم.

حمایت ، همراهی و مشارکت تمام جناح های درون حاکمیت (اصلاح‌طلب ، اعتدال و اصولگرا) و خارج از حاکمیت از کشتار مردم و سرکوب فجیع خیزش آبان ماه نشان داد که دانشجویان در دی ماه ۹۶ به درستی شعار
اصلاح‌طلب اصولگرا ، دیگه تمومه ماجرا
را طرح نمودند.چه بسا در آبان ماه با خیزش فرودستان و تهیدستان حاشیه‌نشین این شعار عینیت بیشتری پیدا نمود و نشان داد که در یک طرف اکثریت مردم ، (نیروهای حامی تحول بنیادین و مخالف استبداد و ارتجاع) و در طرف دیگر اقلیت صاحبان قدرت و ثروت قرار دارند.

این تقسیم بندی محصول عملکرد چهاردهه حکومت دینی و سرمایه سالار در ایران است و طبیعتا نمی توان آن را با بیانیه و مواضع فریبکارانه (به ظاهر مردمی افرادی از حکومت) یا پرداخت پول دیه شهدای راه آزادی یا برگزاری راهپیمایی نمایشی در داخل بر هم زد و یا جنبش را به مدد رسانه و شگردهای بوقچی‌های تاجران خون (بی‌بی‌سی) به سود ارتجاع سلطنت در خارج مصادره نمود.
بی شک دانشگاه آن سنگری است که می تواند از دستاوردهای جنبش تهیدستان حمایت کند و اجازه ندهد آزادی و برابری و صدای عدالتخواهی جانباختگان در پای اربابان قدرت و ثروت ذبح گردد.

به راستی که جنبش دانشجویی مستقل ، متحد و مقاوم از دوران دیکتاتوری شاه تا به امروز مشعل آزادی و برابری را شجاعانه فروزان نگه داشته و از پیچ و خم‌های تاریخی عبور داده و هر زمانی که دیکتاتورها مست و مغرور از قدرت و ثبات بودند صدای دانشجویان توهم آنان را به کابوسی مخوف تبدیل نموده است و از فداکاری و شجاعت احمد قندچی، مهدی شریعت‌رضوی، مصطفی بزرگ‌نیا ، تا عزت ابراهیم‌نژاد تا امیرجوادی فر ، اشکان سهرابی تا محمد طاهری، نوید بهبودی و … طرحی خونین اما درخشان و پرافتخار بر سپهر تاریخ ایران نقش بسته است.

ما به عنوان جمعی از معلمان عدالتخواه ایران ضمن اعلام همبستگی با جنبش دانشجویی به تمام دانشجویان جانباخته راه آزادی و برابری درود می فرستیم و خواهان آزادی بدون قید و شرط دانشجویان زندانی لیلا حسین‌زاده، پیام شکیبا و …و دانشجویان بازداشت های اخیر سها مرتضایی ، کامیار ذوقی ،سعید احمدزاده ، سعیدمحبی ، ابولفضل نژادفتح ، یاشار دارالشفا، محمدبابایی ،حمیدبینا ، حمیدرضاصفری ، روزبه پیری و … هستیم.

ما جنبش دانشجویی را متحد استراتژیک جنبش معلمان ایران می دانیم و باور داریم در سایه اتحاد با دانشجویان ، زنان ، کارگران است که می توان طرح نو در انداخت.

در پایان ضمن تبریک روز دانشجو به دانشجو معلمان ، از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در سراسر ایران می خواهیم همسو با سایر دانشگاههای کشور ، روز دانشجو را مستقل از مدیریت واپسگرای واحد خود برگزار نمایند و با اتحاد و همبستگی و مطالبه حقوق صنفی با تاکید بر تشکل‌یابی مستقل به سمت تحقق آموزشی کیفی ، رایگان ، عادلانه و رهایی بخش گام بردارند.

جمعی از معلمان عدالتخواه ایران – ۱۶ آذر ۱۳۹۸

بیانیه گروه اتحاد بازنشستگان در حمایت و بزرگداشت ۱۶ آذر روز دانشجو

۱۶ آذر یاد آور اعتراض به ستم و سرکوب حاکمیت سرمایه داری و نماد مقاومت دانشجویان در تاریخ جنبش دانشجویی می باشد. روز دانشجو در حالی از راه میرسد،که مبارزات دانشجویان بیش از هر زمان کوبنده تر و در پیوند با جنبش زحمتکشان جامعه علیه ستم و تبعیض، همچنان می‌رزمد. فقر و فلاکت فزاینده، حدت یافتن بحران های همه جانبه، تحمیل سیاست های نئولیبرالی و گسترش خصوصی سازی ها در مراکز صنعتی و تولیدی و مراکز آموزشی، ستاره دار کردن دانشجویان و ترک تحصیل، سرکوب خشن و عریان مطالبات اکثریت زحمتکش در تمامی عرصه ها به دست اقلیت حاکم و بازداشت های وسیع و به بند کشاندن فعالان جنبش های اجتماعی و … تاثیرات ویرانگری را بر سطح کنونی زندگی و آینده دانشجویان وارد ساخته است. اما شعله مبارزات و اعتراضات این جنبش اجتماعی پر شمار که بخش عمده آن فرزندان کارگران و زحمتکشان می باشند، پر فروز تر از همیشه از دانشگاه های پادگانی، سر بر کشیده و در اعتراضات مردمی آبان ماه به خیابان ها سرازیر گشت. بخش بزرگی از جانباختگان و بازداشت شدگان سرکوب های خونین از دانشجویان دانشگاه ها می باشند و چه بسیار خانواده ها که در سوگ پرپر شدن جوانان و سرگردانی جستجوی عزیزانشان در رنج مضاعف بسر می برند. فریاد اعتراض دانشجویان با شعار: ایستاده ایم در سنگر، دانشجو و کارگر، روز دانشجو را در جایگاه دیرینه خود، که مبارزه در سنگر آزادی و خروش علیه مناسبات ظالمانه کنونی در پیوند با مطالبات جنبش های مردمی می باشد را برجسته می سازد. برآیند این همبستگی، انسجام و ارتقا سطح مبارزات در راستای تغییر بنیادی جامعه و برخورداری از زندگی بالنده و شایسته انسانی است.

۱۵ آذر ماه ۱۳۹۸
گروه اتحاد بازنشستگان




فراخوان های دانشجویان برای برپایی تجمعات در گرامیداشت ۱۶ آذر، روزدانشجو

ما فعالان صنفی دانشگاه تهران به مناسبت فرارسیدن شانزدهم آذر، روز دانشجو، تمامی دانشجویان هم صدا و همسنگرمان را به گردهم آیی در صحن این دانشگاه فرامیخوانیم.
ما یقین داریم بار دیگر این مشت های گره کرده‌مان علیه کشتار خونین معترضان، بازداشت رفیقانمان و تداوم سلطه ستم و استثمار است که دانشگاه را به طنین صدای رهایی و برابری بدل خواهد ساخت.
شنبه ۱۶ آذر ساعت ۱۲ چهارراه ادبیات دانشگاه تهران
دانشگاه سنگرآزادی‌ و برابری
فردا روز دانشجوست و ما دانشجو نیستیم مگر نسبت خود را با خون‌های ریخته‌شده، با بازداشت‌ هم‌کلاسی‌هایمان و با فضای امنیتی دانشگاه مشخص سازیم.
سکوت در این وضعیت یعنی هم‌دستی با سرکوب، با کشتار و خفقان.
فردا، شنبه ۱۶ آذر، ساعت ۱۲ در حیاط پردیس باغ ملی دانشگاه هنر جمع می‌شویم، تا زمانی که پاهامان نای ایستادن و حنجره‌هامان نای خواندن داشته باشند. این حرکتی انقلابی نیست، این حداقل کاری‌ست که از ما برمی‌آید.
فراخوان تجمع به مناسبت روز دانشجو
۱۶ آذر شنبه ۱۱:۳۰ مقابل دانشکده برق



اندوه سه دهه سرکوب در یک قاب

اندوه سه دهه سرکوب در یک قاب

به ترتیب از چپ: اکرم نقابی مادر سعید زینالی که در واقعه ۱۸تیر۷۸ بازداشت شد و هرگز از او خبری نیامد، حوریه فرج زاده خواهر شهرام فرج زاده که در عاشورای اعتراضی ۸۸ کشته شد و ناهید شیرپیشه مادر پویا بختیاری که در اعتراضات آبان ۹۸ با اصابت گلوله به سرش جان باخت.




«کنگره» دون کیشوت و سانچو در خدمت ارباب

اطلاعیه دریافت شده

 

«کنگره» دون کیشوت و سانچو در خدمت ارباب

ا. م. شیری

دُن کیشوت از شدت توهم از اسب لنگش پیاده شد، نیزه چوبین خود را به کناری انداخت و برای «احقاق حقوق ملت» در معیت خدمتکارش سانچو، کنگره برگزار کرد.

حکایت «گنگره دُن کیشوت و سانچو» بر اساس اطلاعیه‌های رهبری فرقه (حزب) دموکرات آذربایجان از این قرار است:

بنا به اطلاعیه صادره از سوی صدر کمیته مرکزی فرقه دموکرات آذربایجان، واله قلی‌زاده بتاریخ ۲۳ تیر ۱۳۹۸، یکی از اعضای هیأت سیاسی- اجرایی فرقه بنام رحیم حسین‌زاده با سوءاستفاده از بیماری صدر فرقه، فرصت را مغتنم شمرد و با نقض آشکار موازین تشکیلاتی و اصول اساسنامه حزبی بهمراه چند خدمتکار دیگر که اغلب آنها منهای ۲ یا ۳ نفر، هیچکدام عضو کمیته مرکزی و هیأت سیاسی- اجرایی فرقه نبوده‌اند، در تاریخ  ۱۵ تیر ۱۳۹۸ (۶ ژوئیه ۲٠۱۹) اجتماع نموده، کلیه ارگانهای رهبری فرقه را منحل و خود را بعنوان صدر فرقه و یگانه رهبر اجرایی فرقه منصوب می‌کند(۱).

لازم به یادآوری است که زنده یاد واله قلی‌زاده، صدر پیشین فرقه دموکرات آذربایجان در تاریخ ۲۳ مرداد ماه ۱۳۹۸، در سن ۸۱  سالگی دیده از جهان فروبست (جان شیفته دیگری از میان رفت)(۲).

متعاقب درگذشت صدر فرقه، کمیته مرکزی حزب دموکرات آذربایجان پلنوم وسیع و فوق‌العاده خود را در تاریخ ۱۳ مهرماه سال ۱۳۹۸ برگزار می‌کند.

کمیته مرکزی طی این پلنوم، ضمن بررسی گزارش هیأت سیاسی- اجرایی در مورد تحولات سیاسی کشور و تأکید بر اصول بیانیه ۱۲ شهریور سال ۱۳۲۴(۴) و ادامه خط‌مشی تاریخی انقلابی سید جعفر پیشه‌وری، بنیانگذار حزب دموکرات آذربایجان، خانم دکتر عادله چرنیک‌بلند(۵) را بمقام صدر جدید فرقه دموکرات آذربایجان انتخاب می‌نماید و بعد از آن، به خودسری‌ها و تخلفات ضد تشکیلاتی و اساسنامه‌ای رحیم حسین‌زاده رسیدگی می‌کند. در نتیجه نهایی، شرکت کنندگان پلنوم وسیع و فوق‌العاده اقدامات رحیم حسین‌زاده را عدول عامدانه از خط سیر سیاسی- نظری فرقه دموکرات آذربایجان، همسویی با دشمنان نهضت ۲۱ آذر و خلق آذربایجان و سایر خلق‌های ایران ارزیابی نموده و به اتفاق آراء وی را از ترکیب کمیته مرکزی فرقه اخراج و تمامی اسناد و بیانیه‌های صادره از طرف او را بی‌اعتبار اعلام می‌نماید.

البته، این تصمیم منصفانه و اساسنامه‌ای پلنوم کمیته مرکزی فرقه دموکرات آذربایجان نتوانست رحیم حسین‌زاده را سر عقل بیاورد و به اندیشیدن به عواقب اعمال ضد ملی و ضد فرقوی خود وادار نماید.

با این حال، رحیم حسین‌زاده عضو اخراجی کمیته مرکزی فرقه دموکرات آذربایجان در ادامه اقدامات دُن کیشوت مآبانه خود در تاریخ ۱۸ آبان ماه سال جاری دوباره گروهی را که اغلب آنها ایده «آذربایجان واحد» و «شونیزم ترک» را در سر می‌پرورانند، در هتل «ارشاد» باکو به دور خود جمع می‌کند و نام این تجمع غیرتشکیلاتی و خارج از اصول اساسنامه و دیگر معیارهای حزبی را «کنگره» گذاشته و باز هم خود را بعنوان صدر فرقه منصوب می‌کند(۶).

با این اوصاف، پرسش اصلی و اساسی این است که هدف رحیم حسین‌زاده و خدمتکارانش از دست یازدین به چنین اقدامات دُن کیشوت مآبانه ضد ملی، ضد حزبی چیست و دنبال چه می‌گردند؟

قدر مسلم این است، که حزب دموکرات بلاکشیده ملت تحت ستم مضاعف آذربایجان از بدو پیدایش همواره مورد تهاجم فیزیکی و تبلیغاتی- روانی حکام ایران- خواه در دوره خاندان منفور پهلوی، خواه در دوره چهل ساله جمهوری اسلام بوده و هست. آن را گاهی به جدایی‌طلبی، زمانی به وابستگی متهم نمودند بدون اینکه حتی یک سند تحریف شده در اثبات مدعیات جعلی خود ارائه دهند؛ بدون اینکه زحمت حداقل یکبار مطالعه بیانیه ۱۲ شهریور، معتبر‌ترین سند بر دهان یاوه‌گویان را بخود بدهند؛ بدون اینکه به نشریات فرقه دموکرات آذربایجان، از جمله به روزنامۀ «آذربابجان» یا قبل از آن به صفحات روزنامه آژیر مراجعه کنند؛ بدون اینکه به این کلامات تاریخی سید جعفر پیشه‌وری: «خلق آذربابایجان خدمات تاریخی فرقۀ ما و فدائیان دلاور ما نه تنها به آذربایجان، حتی به تمام ایران را سالیان سال، صدها سال یاد خواهذ کرد» و یا «فدائیان ما در مبارزه در راه دمکراسی برای ایران، اسبان تشنه خود را در آبهای خلیج فارس سیراب خواهند کرد»، توجه داشته باشند، مدام اتهام می‌زنند تا جنایات تاریخی خود را، کشتار بیش از ۳٠ هزار نفر مردم تبریز را از خاطرها بزدایند؛ تا جشن‌های کتاب‌سوزان خود را که هنوز دودها و کلمات آنها در آسمان آذربایجان در جولان است، توجیه نمایند؛ تا ستم ملی به خلق آذربایجان و تمامی خلق‌های ایران را تداوم بخشند و الی‌آخر…

با این اوصاف، از قرائن چنین استنباط می‌شود، که هدف اصلی ملی‌گرایان افراطی و شونیست‌ مسلکان بسردمداری دُن کیشوت معاصر ما، رحیم حسین‌زاده، نه تصاحب عدوانی فرقه دموکرات آذربایجان، نه ایجاد تفرقه در صفوف اعضا و هواداران فرقه، بلکه، فراهم کردن زمینه سندسازی برای دشمنان خلق آذربایجان و بطور کلی همه خلقهای ایران، تلاش برای اجرای سیاست «تفرقه بیانداز و حکومت کن» امپریالیست‌ها، منحرف کردن فرقه از مشی میهنی، علمی و اصولی آن، خارج کردن از راهی که سید جعفر پیشه‌وری و هزارن شهید فرقه‌ای پیمودند و باورمندان وفادار آن خط مشی ادامه می‌دهند، می‌باشد.

با این حال، اگر چه در صحنه نمایش این اقدام ناپسند، حسین‌زاده و خدمتکاران اغواگر و متوهم او در جلو پرده به چشم می‌خورند، اما در پشت صحنه نیز سایه دستانی که بندهای این مهره‌ها را به انگشتان خود بسته، قابل مشاهده است.

برگزارکنندگان کاریکاتور «کنگره» در هتل ارشاد باکو بسیار خوب می‌دانند که نه فرقه دموکرات آذربایجان آن بید است که با چنین بادها بلرزد و نه خود آنها از چنان شایستگی و قابلیت ایدئولوژیک، سیاسی، تشکیلاتی و اخلاقی برخوردارند که سکان هدایت فرقه را بدست گیرند! آنها نه علاقمند به درس‌آموزی از تاریخ هستند و نه می‌خواهند این کلام پر معنی خلق‌های ترک زبان را بخاطر آورند: «نه هر که چشم پدر درآورد، کوراوغلویش نامند»- هر تجمعی را نمی‌توان کنگره نامید. تشکیل کنگره مستلزم رعایت اکید موازین تشکیلاتی، اصول اساسنامه و پایبندی به آنهاست. آقایان، جایگاه خود را بشناسید!

۱۳ آذر  ۱۳۹۸

ــــــــــــــــ

منابع:

(1)- http://www.adfmk.com/entries/bəyanatlar/اطلاعیه-صدر-کمیته-مرکزی-فرقه-دمکرات-آذربایجان-هموطنان-گرامی–

(2)- http://www.adfmk.com/entries/bəyanatlar/حان-شیفته-دیگری-از-میان-رفت

(3)- http://www.adfmk.com/entries/bəyanatlar/اطلاعیه-دبیرخانه-فرقه-دمکرات-آذربایجان-در-مورد-برگزاری-پلنوم-وسیع-و-فوق-العاده-کمیته-مرکزی-

(4)- http://www.adfmk.com/entries/اسناد/بیانیه-12-شهریور-1324-3

(5)- https://eb1384.wordpress.com/2018/10/15/

(6)-http://www.adfmk.com/entries/bəyanatlar/اعلامیه-کمیتۀ-مرکزی-فرقۀ-دمکرات-آذربایجان-دربارۀ-نمایشی-به-نام–کنگره




بیانیهٔ‌ حزب تودهٔ ایران: سیاست‌های ورشکسته و غیرانسانی رژیم جهل و جنایت در برابر جنبش توده‌های جان به‌لب رسیده!

حزب تودهٔ‌ ایران

اعتراض‌های مردم جان به‌لب رسیده در بیش از صد شهر کشور و سرکوب خشن و خونین معترضان از سوی رژیم ولایت فقیه و ادامه پیگردها، دستگیری‌ها، بازداشت‌ها، و آزار و شکنجه هزاران تن از آنان، بازتابی گسترده‌ در افکارعمومی ایران و جهان داشته است. بر اساس آخرین برآوردها، بیش از ۳۶۰ نفر در جریان این اعتراض‌ها به‌ضرب گلولهٔ  “سربازان گمنام امام زمان” به‌قتل رسیده‌اند و نزدیک به هشت هزار تن دستگیر و صدها نفر هم زخمی شده‌اند.

افزون بر این‌ها، و در شرایطی که ایران در وضعیت اقتصادی‌ای بسیار وخیم قرار دارد، قطع اینترنت و شبکه‌های ارتباطی کشور از سوی رژیم به‌منظور مهار و خاموش کردن اعتراض‌های مردمی و همچنین سرپوش گذاشتن بر آن‌ها، بر اساس بررسی‌های انجام شده، بالغ بر میلیاردها دلار خسارت اقتصادی به کشور وارد شده است.  

علی خامنه‌ای، رهبر رژیم، که فرمان سرکوب خشن و خونین جنبش مردمی را صادر کرده بود، روز چهارشنبه ششم آذرماه (۲۷ نوامبر) در دیدار با جمعی از اعضای بسیج، در تأیید سرکوب خونین مردم ازجمله گفت: “یک توطئه‌ی عمیق و وسیع بسیار خطرناکی که آن‌همه پول خرج آن شده بود و زحمت کشیده بودند که بتوانند در یک بزنگاهی حرکت تخریب، شرارت و آدمکشی را انجام دهند به‌وسیله‌ی مردم نابود شد.” پیش از خامنه‌ای نیز سالار آبنوش، فرمانده عملیات سازمان بسیج، روز پنج‌شنبه ۳۰ آبان‌ماه ۹۸، اعتراض‌های مردم را “جنگ جهانی تمام‌عیار” توصیف کرد که “یک‌دفعه کل کشور را فراگرفت” و اضافه که “فقط خدا ما را نجات داد”. حسن روحانی، رئیس جمهور کارگزار ولایت، در سخنانی که امروز چهارشنبه ۱۳ آذرماه بیان کرد، ضمن اشاره به اینکه به‌زودی “اعتراف سازمان دهندگان” اعتراض‌های اخیر پخش خواهد شد، مدعی گردید:‌ “این افراد بیش از دو سال برای این کار برنامه‌ریزی کرده بودند، سال گذشته در مقطعی می‌خواستند کاری انجام دهند که زمان مناسب نبود امسال می‌خواستند در مقطع دیگر که با زمان مناسب ندیدند بیشتر در فکر آخر دی و بهمن و نزدیک انتخابات در این ایام برنامه‌ریزی کرده بودند. وقتی این مسئله اعلام شد [گران شدن بنزین] آنها با دستور اربابانشان از خارج که الآن زمانش فرارسیده و آن را اجرا کنید آمدن بیرون بنابراین باید با آنها برخورد شود.”

واقعیت امر این است که گستردگی اعتراض‌های اخیر در بیش ار صد شهر کشور و درگیری مستقیم مردم با نیروهای سرکوبگر رژیم، در دل رهبران رژیم که کشور را در وضعیت فاجعه‌بار ورشکستگی اقتصادی،‌ فقر، محرومیت گسترده، بیکاری مزمن، تورم افسارگسیخته، و ناهنجاری‌های وسیع اجتماعی قرار داده‌اند، هراسی عمیق‌ برانگیخت. برخلاف مدعیات تبلیغاتی رژیم درباره عامل بیگانه بودن اعتراض‌کنندگان، هزاران تن از جوانانی که جان بر کف به‌مقابله با نیروهای سرکوبگر رژیم برخاستند رنج و دردشان از محرومیت، بیکاری، و خفقان حکومتی ظالم بوده است که حال این خیل عظیم جوانان را تباه و آینده‌شان را بدتر از حال کرده است.

میرحسین موسوی، نخست‌وزیر دوران هشت‌ساله جنگ در حکومت جمهوری‌اسلامی ‌که ده سال است در حصر به‌سر می‌برد،‌ در پیامش در اعتراض به سرکوب خونین اعتراض‌های مردمی و قیاس جنایت‌های رژیم کنونی با جنایت‌های حکومت شاه، با شهامت و به‌درستی یادآور شد: “برخورد خشن و خونین با مردمی خشمگین و فرودستانی جان به‌لب رسیده که در اعتراض به یک تصمیم غیرمعقول کاسب‌کارانه و مخالف منافع اقشار مستضعف، و زخم‌خورده از سیاست‌های خانمان‌برانداز به خیابان‌ها آمده بودند، و تأمل در گستردگی اعتراض‌ها در تهران و سایر نقاط کشور که نشان‌دهنده سرخوردگی همگانی در میان اقشار جان به‌لب رسیده از اوضاع کشور دارد، شباهت تام و تمام با کشتار بی‌رحمانه مردم در ۱۷ شهریور خونین ۵۷ دارد. آدمکشان سال ۵۷ نمایندگان یک رژیم غیردینی بودند، و مأموران و تیراندازان آبان ۹۸ نمایندگان یک حکومت دینی. آنجا فرمانده کل قوا شاه بود و امروز اینجا ولی فقیه با اختیارات مطلقه.”

حزب تودهٔ‌ ایران، ادامه یافتن پیگرد مردم جان به‌لب رسیده، شکنجه و آزار وحشیانه دستگیر شدگان، و نمایش‌های مشمئزکنندهٔ‌ اعتراف‌های تلویزیونی درحال تدارک از سوی رژیم را شدیداً محکوم می‌کند! ما ضمن تسلیت و همبستگی با خانواده های شهدا  و هزاران زندانی سیاسی، برخورد خشن  و غیر انسانی با خانواده های داغدیده که در ازای تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان مجبور به دادن پول و تعهد دفن شبانه می شوند، و نیز خانواده دستگیر شدگان که همراه با آزار و تهدید، در بی خبری کامل از عزیزانشان هستند را محکوم می کنیم.

سیاست‌های ورشکسته و غیرانسانی رژیم جهل و جنایت در مقابل جنبش توده‌های جان به‌لب رسیده بیش از هرچیز نشانهٔ درماندگی رژیم فقها و هراس عمیق آنان از آغاز پایان رژیمی است که ثمره‌اش برای میهن ما ظلم، محرومیت، و بدبختی بوده است.

در شرایط حساس کنونی که رژیم همچنان به پیگرد و سرکوب جنبش مردمی ادامه می‌دهد، بسیج گسترده افکارعمومی ایران و جهان برای مقابله با سیاست‌های ضد انسانی رژیم از اهمیتی ویژه‌ برخوردار است. همبستگی جنبش سندیکایی،‌ کارگری، و کمونیستی جهان با اعتراض‌های مردم و محکوم کردن خشونت رژیم را باید هرچه دامنه‌دارتر کرد و آزادی فوری و بدون قیدوشرط همهٔ دستگیرشدگان و همهٔ زندانیان سیاسی- عقیدتی و متوقف کردن ماشین شکنجه و اعتراف‌گیری گزمگان رژیم را بی‌درنگ خواستار شد.

اگرچه رژیم توانست با دست زدن به سرکوب خشن و خونین در هفته‌های اخیر بار دیگر صدای اعتراض توده‌های جان به‌لب رسیده را موقتاً خاموش سازد، اما شراره‌های سرکش انزجار اکثریت قاطع مردم ما از این حکومت ظالم نه‌تنها فروکش نکرده است، بلکه دیر یا زود روزی دیگر سر خواهد کشید. با صبر و حوصله و آماده کردن همه گردان‌های اجتماعی،‌ از طبقه کارگر و زحمتکشان گرفته تا زنان، جوانان، و دانشجویان را برای آن روز باید تدارک دید و آغاز مبارزه‌ای مشترک،‌ فراگیر، متحد و مؤثر  را آماده شد.

 

حزب تودهٔ‌ ایران

۱۳ آذرماه




تأملی بر شورش آبان ۱۳۹۸

۱۵ آذر ۱۳۹۸

نویسنده: 
هیأت تحریریه سایت «۱۰ مهر»

آنچه را به‌طور یقین می‌توان گفت، زمینه اقتصادی شورش آبان ۹۸ و این نتیجه‌گیری است که اعتراضات تهیدستان گسترده‌تر شده است، جنبه طبقاتی آن تعمیق یافته است و مردم زحمت‌کش بیش از هر زمانی خود را در مقابل حکومتی می‌بینند که یکپارچه از منافع غارتگرانه لایه‌های سرمایه‌داری بزرگ دفاع می‌کند … همه و همه نشان از آگاهی حکومت از احتمال وقوع اعتراضات گسترده به افزایش بهای بنزین و آمادگی برای کنترل و سرکوب این اعتراضات دارد. در عین‌حال این پرسش باقی است که با وجود چنین آگاهی، چرا حکومت جمهوری اسلامی ریسک افزایش بهای بنزین را به جان خرید؟ آیا پاسخ چنین پرسشی را تنها و تنها باید در منافع اقتصادی و طبقاتی هیأت حاکمه و در راستای تعمیق اجرای سیاست نئولیبرالی تعدیل ساختاری جستجو کرد؟ پاسخ ما به این پرسش منفی است. به‌زعم ما نقش معادلات منطقه‌ای را نمی‌توان نادیده گرفت.
 
 

بر‌اساس تصمیم سران ۳ قوه، از ساعت صفر جمعه ۲۴ آبان ماه ۱۳۹۸، بنزین سهمیه‌بندی شد و قیمت بنزین آزاد ۳ برابر گردید. پس از گذشت ۲ روز آیت‌الله خامنه‌ای از مصوبه سران سه قوه حمایت کرد و بدین ترتیب تصمیم یکپارچه حکومت جمهوری اسلامی را درباره افزایش قیمت بنزین به نمایش گذاشت.
گران شدن ۲۰۰درصدی بنزین جرقه شورشی شد که صدها شهر کشور را دربر‌گرفت.
این نوشتار به اجمال علل اقتصادی و سیاسی اقدام حکومت مبنی بر افزایش قیمت بنزین را بر‌می‌شمرد و به بیان مشخصه‌های شورش آبان ۱۳۹۸ می‌پردازد.

۱ــ افزایش بهای بنزین: رابطه آن با سیاست‌های نولیبرالی و کسری بودجه

گران‌ کردن قیمت سوخت، پیشنهاد همیشگی صندوق بین‌المللی پول (IMF) و یکی از نشانه‌های تعدیل ساختاری نولیبرالی است که طی سه دهه‌ اخیر همواره در دستور کار دولت‌های جمهوری اسلامی بوده است. آخرین بار در ۲۹ مارس ۲۰۱۸ (۹ فروردین ۱۳۹۷)، پس از دیدار مشورتی هیأت مدیره صندوق بین‌المللی پول با مقام‌های جمهوری اسلامی، کاهش یارانه سوخت مورد توافق هر دو طرف قرار گرفت. (I) دلیل افزایش قیمت بنزین در شرایط کنونی‌ صرفاً به اجرای سیاست‌های نولیبرالی حکومت محدود نمی‌شود‌. مسأله مهم‌تر، کسری بودجه بی‌سابقه دولت، امید به کاهش مصرف بنزین از طریق گران کردن آن، با هدف افزایش صادرات بنزین و کسب درآمد ارزی برای جبران انسداد منابع مالی حکومت است. (II) ‪(III)‬

۲ــ افزایش قیمت بنزین از زاویه منافع طبقاتی حکومت

برخلاف تبلیغات حکومتی، گران شدن بنزین، منجر به جهش نرخ ارز، بالا رفتن قیمت کالا‌های اساسی، افزایش کسری بودجه دولت، … و سبب سخت‌تر شدن وضعیت معیشت زحمت‌کشان می‌شود. بنابه گفته معاون اقتصادی بانک مرکزی افزایش قیمت بنزین تورم ۴ درصدی ایجاد می‌کند که به‌معنای افزایش ۱۰ درصدی هزینه‌های اساسی (از قبیل هزینه بهداشت، مواد خوراکی و …) مردم تهیدست است. ‫(IV)‬
بنابه اعتراف دولت، امروز ۷۵ درصد مردم نیازمند کمک‌های مالی هستند. به‌رغم این واقعیت تلخ، در شرایط اعمال شدیدترین تحریم‌های اقتصادی از سوی امپریالیسم آمریکا بر مردم و کشور ما، حکومت جمهوری اسلامی از هرگونه راه‌حل برای جبران کمبود‌های مالی دولت، که غارتگری لایه‌های بورژوازی بزرگ را، هر‌چند جزیی، محدود کند، اجتناب می‌ورزد و سیاست‌های خود را بر‌اساس افزایش فشار اقتصادی بر کارگران، زحمت‌کشان و مزدبگیران جامعه تنظیم می‌کند. در این زمینه نمونه‌هایی ذکر می‌‌کنیم: ‌‌
ـــ در دی ماه ۱۳۹۷، مرکز پژوهش‌های مجلس با انتشار گزارشی با عنوان «بررسی لایحه بودجه سال ۱۳۹۸ کل کشور ۳. منابع بودجه (ویرایش اول)»، هشت راهکار برای افزایش منابع عمومی بدون فشار بر طبقات درآمدی پایین و متوسط ارائه داد که عبارتند از: «ساماندهی معافیت‌های مالیاتی؛ مالیات بر مشتریان پُرمصرف آب، برق و گاز؛ پلکانی کردن مالیات بر حقوق؛ وضع مالیات بر سود برخی سپرده‌های بانکی؛ وضع مالیات بر عایدی سرمایه (املاک)؛ وضع مالیات بر خانه‌های لوکس؛ جلوگیری از فرار مالیاتی برخی از مشاغل؛ و مالیات بر مجموع درآمد.» (V) در ادامه، لایحه «مالیات بر عایدی سرمایه» در کارگروه مشترک وزارت اقتصاد و کمیسیون اقتصادی مجلس تدوین شد. اما این لایحه در دستور کار دولت و مجلس قرار نگرفت. جلسه سران قوا راه‌های دیگری از‌جمله برداشت از حساب ذخیره ارزی، برداشت از صندوق توسعه ملی، واگذاری دارایی‌های دولت و … و در پایان گران کردن بنزین را برای تأمین منابع مالی دولت در پیش گرفت.
ـــ بنابه آنچه روز اول آذر ماه ۱۳۹۸ در کانال تلگرام مهندس احسان سلطانی، اقتصاددان نهادگرا، منتشر شده است: در سال ۱۳۹۷، ۱۱۸ میلیون تن کالای غیرنفتی (موادمعدنی، مواد نفتی، محصولات شیمیایی و فلزات اساسی) به ارزش ۴۵ میلیارد دلار صادر گردید. رانت حمل‌و‌نقل (سوخت) این کالاها بیش از ۱۰۰‌هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود. این رانت جدا از رانت انرژی استخراج، حمل‌و‌نقل غیرمستقیم، آماده‌سازی و فرآوری است.
در شرایطی حکومت بنزین ۳۰۰۰ تومانی را به مردم ایران تحمیل کرد، که فقط رانت حمل‌و‌نقل سوخت صادرات مواد معدنی (۴۰‌هزار میلیارد تومان)، بیش از کل درآمد دولت از محل افزایش قیمت بنزین (۳۰‌هزار میلیارد تومان) است.
بدین ترتیب در شرایط اعمال بی‌سابقه‌ترین تحریم‌های اقتصادی، حکومت جمهوری اسلامی نیز به‌طور یکپارچه در دفاع از منافع لایه‌های غارتگر بورژوازی بزرگ، فشار اقتصادی را بر مردم افزایش داده است.

۳ــ شورش آبان ۹۸

افزایش بهای بنزین جرقه شعله‌ور شدن اعتراضات گسترده و شورشی شد که پس از گذشت ۳ روز با سرکوبی شدید پایان یافت.‌‌‌ اعتراضات از محروم‌ترین مناطق کشور در خوزستان آغاز شد و با ‌سرعتی دور از انتظار ‌گسترش یافت. بنابه گفته یدالله جوانی، معاون سیاسی فرمانده سپاه، اعتراضات در ۲۹ استان (از ۳۱ استان کشور) و صدها شهر انجام گرفت. در تهران اعتراضات در حدود ۱۰۰ نقطه (وزیر کشور) و در استان اصفهان در ۱۱۰ نقطه (یدالله جوانی) به‌وقوع پیوست.
اعتراضات به‌طور عمده در شهرهای کوچک و حاشیه شهرهای بزرگ و توسط تهیدستان انجام شد. بنابه اعتراف حکومت دامنه اعتراضات از اعتراض‌های دی ماه ۱۳۹۶ گسترده‌تر بود. به‌گفته عبدالرحمان فضلی، وزیر کشور، جمعیتی حدود ۱۳۰ تا ۲۰۰‌هزار تن در تجمعات اعتراضی حومه تهران شرکت کرده‌ بودند. بنابراین می‌توان به‌سادگی حدس زد که در سراسر کشور صدها‌هزار تن در شورش آبان ۹۸ شرکت داشتند.
به نظر می‌رسد که بخش بزرگ معترضان جوانان بیکار، بی‌ثبات‌کار و یا با مشاغل کم‌درآمد بوده‌اند. این نتیجه‌گیری با اظهارات سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس (۵ آذر ماه) مبنی بر دستگیری هفت هزار تن در اعتراض‌های اخیر که «اغلب بیکار و یا دارای مشاغل کم‌درآمد بودند»، مطابقت دارد.
این گروه‌ها در شرایط کنونی پتانسیل بسیار بالایی برای رادیکالیسم و تخریب دارند. بی‌شک خشم انفجاری فقیرترین اقشار مردم نقش قابل‌توجهی در تخریب صدها بانک، پمپ بنزین و … ایفا کرده است. اما در این میان نمی‌توان به‌هیچوجه بر دخالت و پرووکاسیون عوامل حکومتی، نیروهای وابسته به اپوزیسیون ارتجاعی و عناصر نفوذی دشمنان خارجی، چشم فروبست. هیچ‌گونه اطلاعات موثق و قابل استنادی برای تعیین ترکیب دقیق شرکت‌کنندگان در اعتراض‌ها و تفکیک نقش عوامل گوناگون در آن موجود نیست. تنها می‌توان موضوع را از جنبه تحلیلی و در رابطه با تحرکات اپوزیسیون ارتجاعی و همچنین آمریکا و دشمنان ایران در منطقه مورد بررسی قرار داد.   
اما آنچه را به‌طور یقین می‌توان گفت، زمینه اقتصادی شورش آبان ۹۸ و این نتیجه‌گیری است که اعتراضات تهیدستان گسترده‌تر شده است، جنبه طبقاتی آن تعمیق یافته است و مردم زحمت‌کش بیش از هر زمانی خود را در مقابل حکومتی می‌بینند که یکپارچه از منافع غارتگرانه لایه‌های سرمایه‌داری بزرگ دفاع می‌کند.

۴ــ تأثیر گرانی بنزین بر معیشت حاشیه‌نشینان شهری

بنابر برآوردهای ‌متفاوت، ۱/۴ تا ۱/۳ جمعیت کشور در حاشیه شهرها زندگی می‌کنند.
مناطق حاشیه تهران یکی از مراکز شورش آبان ۹۸ بوده است. بنابه آمار رسمی، رشد جمعیت تهران در سال‌های اخیر بسیار کم بوده است و سالانه کمتر از ۱۰۰‌هزار تن به جمعیت مناطق ۲۲‌گانه تهران اضافه می‌شود. اما شهرهای اطراف تهران طی ده سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ رشد جمعیتی حدود ۲۵ تا ۲۰۰ درصد داشته‌اند. (VI)
یکی از تبعات گرانی سرسام‌آور زمین، مسکن و ‌اجاره‌ بهای آن‌، مهاجرت معکوس از کلانشهرها به حاشیه‌هاست. هیچ اطلاعات دقیقی از میزان مهاجرت معکوس از تهران به شهرهای حاشیه‌ای و پیرامونی پس از موج تورمی سال ۱۳۹۷ در دست نیست. در‌واقع مشخص نیست چه تعداد از تهرانی‌های کم‌درآمد که عموماً متعلق به طبقه‌ کارگر و مزدبگیر هستند، از ابتدای سال قبل مجبور شده‌اند به تدریج تهران را رها کنند و به شهرهای درجه دوم یا حتی درجه سوم نزدیک پایتخت بروند.
این موج مهاجرت در یکی، دو سال گذشته پُررنگ‌تر شده و به گفته‌ برخی از کارشناسان بیش از یک‌سوم ساکنان مستأجر تهران به شهرهای پیرامونی مهاجرت کرده‌اند. مهاجرت از متن به پیرامون گرچه از هزینه‌های مسکن و برخی هزینه‌های مرتبط با آن مانند شارژ آپارتمان می‌کاهد، اما هزینه‌های سربار دیگری برای خانوار به‌وجود می‌آورد که یکی از مهم‌ترین آنها هزینه‌های حمل‌و‌نقل است.
«اگر چهار شهرستان ـ شهرری، شهریار، ساوجبلاغ و پاکدشت ـ را در نظر بگیریم، بیش از یک میلیون خانوار کارگری در همین محدوده‌ها زندگی می‌کنند و اگر هر خانواده را سه نفر در نظر بگیریم، ۳‌میلیون تن در همین چهار شهرستان پیرامونی، وابسته سازمان تأمین اجتماعی و کارگر تبعی محسوب می‌شوند که همه این سه میلیون تن از گرانی بنزین و افزایش هزینه‌های حمل‌و‌نقل آسیب دیده‌اند.
بعد از گرانی بنزین، با فرض ثابت ماندن باقی کالاها و خدمات زندگی، هر کدام از این خانوارها به‌طور متوسط ماهی ۲۰۰‌هزار تومان سربار هزینه تحمل می‌کند؛ ۲۰۰‌هزار تومان هزینه‌ مازاد برای خانواری که مجموع درآمدش به سختی به ۲‌میلیون تومان می‌رسد، پول کمی نیست. ده درصد هزینه‌ سربار مازاد را نمی‌توان در معادلات معیشتی خانوارهای کارگری در نظر نگرفت و از کنارش به سادگی عبور کرد.» (VII) ‪(VIII)‬
داده‌های بالا خشم فروخورده میلیون‌ها توده زحمت‌کش بر اثر وخامت اوضاع معیشتی آنها و دلیل فوران این خشم در جریان ۳ برابر شدن قیمت بنزین را قابل تصور می‌کند.

۵ــ چرایی سرکوب شدید شورش آبان ۹۸

حکومت جمهوری اسلامی موفق شد که اعتراضات گسترده و صدها‌هزار نفری هفته پایانی آبان ماه را با شدتی بی‌سابقه، با کشتن و زخمی کردن هزاران تن (IX) سرکوب کند.
عوامل زیر:
ـــ شدت سرکوب؛
ـــ شکل امنیتی اجرای مصوبه سران قوا در زمینه افزایش قیمت بنزین که از‌جمله با دور زدن مجلس صورت گرفت؛
ـــ فراهم آوردن توان بالای فنی و مدیریتی در زمینه قطع ارتباط فضای مجازی داخل کشور با شبکه بین‌المللی اینترنت؛
ـــ آمادگی حکومت برای وقوع اعتراضات (X)؛
ـــ ناآرامی‌های گسترده در عراق و احتمال کشانده شدن دامنه آن به ایران.
همه و همه نشان از آگاهی حکومت از احتمال وقوع اعتراضات گسترده به افزایش بهای بنزین و آمادگی برای کنترل و سرکوب این اعتراضات دارد. در عین‌حال این پرسش باقی است که با وجود چنین آگاهی، چرا حکومت جمهوری اسلامی ریسک افزایش بهای بنزین را به جان خرید؟ آیا پاسخ چنین پرسشی را تنها و تنها باید در منافع اقتصادی و طبقاتی هیأت حاکمه و در راستای تعمیق اجرای سیاست نئولیبرالی تعدیل ساختاری جستجو کرد؟ پاسخ ما به این پرسش منفی است. به‌زعم ما نقش معادلات منطقه‌ای را نمی‌توان نادیده گرفت.
به‌دنبال پیروزی‌ در نبرد علیه داعش در سوریه و عراق، زمین‌گیر شدن عربستان سعودی و امارات در یمن و بالاخره‌‌‌ حمله نیروهای حوثی به تأسیسات نفتی آرامکو عربستان، جمهوری اسلامی در معادلات منطقه جای برتری را نسبت به عربستان و اسرائیل به‌دست آورد. اعتراضات در لبنان و عراق (XI) به‌طور بالقوه می‌تواند به تضعیف نفوذ ایران در این کشورها بیانجامد. اما خطر اصلی در کشانده شدن موج اعتراضات از عراق به کشور ما و با تحریکات دشمنان ایران است. حکومت جمهوری اسلامی با آگاهی از چنین معادلاتی و از طریق سرکوب شدید شورش آبان ۹۸ این پیام را به دشمنان خود رساند که «ایران، عراق و لبنان نیست.» اگر از این زاویه سیاست سرکوب‌گرانه حکومت جمهوری اسلامی را نسبت به اعتراضات هفته پایانی آبان ماه تحلیل کنیم، احتمال پرووکاسیون عوامل حکومتی در اعتراضات اخیر دور از انتظار نیست.
سرکوب شورش آبان ۹۸، اما وجه دیگری نیز دارد. تمام سران حکومت، و در رأس همه آیت‌الله خامنه‌ای، از وابستگی محرکین اعتراضات به اپوزیسیون ارتجاعی، به‌ویژه سلطنت‌طلبان، سخن گفتند. در کنار این سخنان سران حکومت‌‌‌، نباید این واقعیت را از نظر دور داشت که نشانه‌هایی محدود از تحریکات سازمان‌یافته در بین معترضین وجود داشته است. تبلیغات و کنش‌های تعرضی بی‌سابقه سلطنت‌طلبان در خارج از کشور، در کنار تبلیغات گسترده رسانه‌های ایرانی وابسته به اپوزیسیون ارتجاعی یا رسانه‌هایی که از سوی عربستان تغذیه می‌شوند (ایران انترنشنال) و همچنین حمایت گسترده سعودی‌ها با هشتگ (#جنگ‌‌ـرا‌ـبه‌ـایران‌ـمنتقل‌ـمی‌کنیم) در توئیتر و انتشار ویدئویی که محمد بن سلمان در مورد انتقال جنگ به ایران می‌گوید، نیز گواه دیگری بر پرووکاسیون نیروهای وابسته به اپوزیسیون ارتجاعی و عناصر نفوذی دشمنان خارجی در شورش آبان ۹۸ است.
اما باید بدون کوچک‌ترین تردیدی بر این واقعیت انگشت گذاشت که اعتراض‌ها در وجه غالب خود جنبه مردمی داشته است و محرومان و قشرهای به‌شدت آسیب‌دیده جامعه اکثریت شرکت‌کننده‌ها در اعتراضات را تشکیل می‌دادند. و زمینه و بستر اصلی حرکات اعتراضی اخیر، وخامت رو به افزایش وضعیت معیشتی مردم میهن‌ ماست.

سخن پایانی

شکست پروژه آمریکا در سوریه ایالات متحده را نسبت به تغییر تعادل نیروها در سطح منطقه به‌نفع جبهه مقاومت ایجاد شده توسط ایران، سوریه و حزب‌الله، که مورد حمایت روسیه نیز هست، به‌شدت نگران کرده است. از همین رو است که آمریکا و متحدان آن در منطقه، به‌ویژه اسراییل و عربستان سعودی، تمام تلاش خود را بر درهم شکستن این جبهه مقاومت، و در وهله اول وادار ساختن ایران به خروج از سوریه و به تسلیم کشاندن جمهوری اسلامی، متمرکز کرده‌اند. تعلیق یک‌جانبه برجام از سوی آمریکا و فشار فزاینده آن کشور برای گرفتن امتیازات بیشتر از ایران، تماماً در راستای این برنامه است.
از سوی دیگر، واقعیت این است که وضعیت به‌شدت دشوار و ضربه‌‌پذیری که جمهوری اسلامی امروز با آن مواجه است، تنها نتیجه مقاومت آن در برابر برنامه‌های سلطه‌جویانه امپریالیسم آمریکا در منطقه نیست. سیاست‌های سرکوب‌گرانه داخلی و برنامه‌های اقتصادی نئولیبرالی که حاکمیت جمهوری اسلامی برای دهه‌ها بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است و باعث ایجاد فساد گسترده، تمرکز نجومی ثروت در دست عده‌ای معدود، و گسترش عظیم شکاف طبقاتی در جامعه، از یک‌سو، و فقر و بیکاری و نارضایتی گسترده در میان توده‌های میلیونی مردم زحمت‌کش، از سوی دیگر، که در نهایت سبب دوری بخش چشم‌گیری از  مردم کشور از حاکمیت و دولت شده است، در ایجاد چنین تنگنایی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرده‌اند.
باید انتظار داشت که بر اثر تشدید بیش از پیش تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران، وضعیت مردم در داخل کشور از آنچه که هست نیز بسیار بدتر شود و به بحران‌های گسترده‌تر اجتماعی، از نوع آنچه که در هفته آخر آبان ماه در شهرهای مختلف کشور شاهد بوده‌ایم بیانجامد. آمریکا روی این مسأله حساب باز کرده است که با تشدید تحریم‌های اقتصادی خردکننده علیه ایران خواهد توانست نارضایتی‌های موجود را به یک خیزش عمومی در داخل کشور بدل کند، کشور را از درون فلج نماید، و زمینه را برای وارد آوردن احتمالی ضربه نظامی به ایران آماده سازد.
مردم ایران اکنون در میان دو لبه قیچی قرار گرفته‌اند. از یک‌سو با حاکمیتی به‌شدت فاسد، ناکارآمد و سرکوبگر مواجهند که سرمایه‌های مادی و انسانی کشور را به نابودی کشانده و میراثش برای مردم، فقر، بیکاری، شکاف طبقاتی، اختناق و سرکوب است. در سوی مقابل سیاست امپریالیستی آمریکا قرار دارد که برخلاف شعارهای سیاسی‌اش نه به‌دنبال حقوق‌بشر و آزادی‌های سیاسی و رشد اقتصادی که استفاده حداکثری از منابع ایران به ساده‌ترین و بهینه‌ترین روش ممکن است.
حاکم بودن چنین شرایطی کار را برای احزاب و نیروهای سیاسی اصیل و حامی توده‌ها سنگین‌تر و البته مهم‌تر می‌سازد. چنانچه هدف از مبارزه از میان برداشتن ستم طبقاتی، حفظ استقلال و تأمین پایدار منافع توده‌های محروم باشد، چاره‌ای جز مبارزه در هر دو جبهه، علیه امپریالیسم و علیه حاکمیت استبدادی، و به موازات یکدیگر وجود ندارد و نیروهای چپ می‌بایست تاکتیک‌های مناسب برای مبارزه در این دو جبهه به نفع توده‌ها را به‌کار ببندند.

پانوشت‌ها

I- IMF Executive Board Concludes ۲۰۱۸ Article IV  Consultation with the  Islamic Republic of Iran
II ـ بررسی اقتصادی افزایش قیمت بنزین
III ـ چشم‌اندازهای گذر از ساعت صفر
IV ـ این شیوه اداره کشور «پُرهزینه» است
V ـ گزارشی بر فرارهای مالیاتی انبوه
VI ـ «شهر صدرا شیراز که اعتراضات اخیر در آن بسیار گسترده بوده است، تا چند سال پیش یک بیابان بود و طی مدت اندکی به شهری با ۲۰۰‌هزار جمعیت تبدیل شد و ساکنان آن عموماً مهاجر و عشایر هستند. بخش عمده اعتراض‌ها در شیراز مربوط به شورش این بخش‌ها است که بقیه هم با آنها همراهی کردند.» (سخنان عباس عبدی در نشست «شورش حاشیه بر متن»)
VII ـ نگرانی‌های کارگرانِ حاشیه‌نشین از ساوجبلاغ تا شهریار/ گرانیِ بنزین حداقل ۲۰۰ هزار تومان هزینه‌ی سربار برای خانوارها به همراه دارد
VIII ـ مصایبِ سفر هر روزه از اسلامشهر، رباط کریم، هشتگرد، شهریار، ورامین و پرند تا تهران/ مکافات برای کار در پایتخت تمامی ندارد
IX ـ حکومت جمهوری اسلامی تاکنون آماری از کشته‌ها و زخمی‌های شورش آبان ۹۸ در اختیار قرار نداده است. اما آمار گوناگون از «سازمان عفو بین‌المللی» تا وب‌سایت «کلمه» تعداد کشته‌ها را ۲۰۸ و ۳۶۶ تن اعلام کرده‌اند.
X ـ معاون سیاسی وزارت کشور در نشست کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره اعتراضات (۵ آذر ماه ۱۳۹۸) اظهار داشت که «از قبل کاملاً آماده بودیم. پیش‌بینی‌های لازم صورت گرفته بود. شوراهای تأمین استان‌ها هم توجیه شده بودند، به‌همین دلیل توانستیم موضوع را در ۷۲ ساعت مدیریت کنیم.»
XI ـ بررسی وجوه مردمی این اعتراضات و همچنین نقش تحریکات امپریالیسم آمریکا و دول ارتجاعی منطقه، به‌ویژه عربستان، در حوادث عراق و لبنان از حوصله این نوشتار خارج است.




تهدید وزارت اطلاعات به سرکوب خشونت بار مراسم کانون نویسندگان ایران

کانون نویسندگان ایران اعلام کرد در پی تهدید وزارت اطلاعات به سرکوب شدید و خشونت آمیز مراسم یآدمان محمد مختاری و محمدجعفر پوینده که قرار بود روز جمعه برگزار شود، این مراسم را لغو می کند
‫بزرگداشت مختاری و پوینده‬‎

روابط عمومی کانون نویسندگان ایران با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد در پی تهدید وزارت اطلاعات به سرکوب شدید و خشونت آمیز مراسم یآدمان محمد مختاری و محمدجعفر پوینده که قرار بود روز جمعه برگزار شود، این مراسم را لغو می کند.

در این اطلاعیه آمده است: در پی انتشار بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران درباره‌ی برگزاری مراسم گرامیداشت یاد دو نویسنده‌ی آزادیخواه، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده که قرار بود روز جمعه ۱۵ آذر، ساعت ۳ بعد از ظهر، بر مزار آنها برگزار شود از وزارت اطلاعات با چند نفر از اعضای هیئت دبیران کانون تماس گرفتند و هشدار دادند که با مراسم اعلام شده با شدت و خشونت برخورد خواهد شد.از این رو، هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران به منظور حفظ جان اعضای خود و سایر دوستداران زنده‌یادان مختاری و پوینده، این مراسم را لغو شده اعلام می‌کند. 

روابط عمومی کانون نویسندگان ایران – ۱۳ آذر




نامه ای از زندان – با شما همراهم!

من به خاطر آن کسانی که در این تظاهرات‌ها بازداشت و شکنجه شده‌اند و به خصوص کسانی که جان‌شان را از دست داده‌اند بسیار غمگین و متاثر هستم، بطوریکه این غم بزرگ هرگز از دل‌های ما پاک نخواهد شد. من با بند بند وجودم با شما هم‌دردم، چون از سال ۸۶ تا به حال به خاطر آزادی، عدالت و برابری در زندان این ستمگران به‌سر می‌برم
Bildergebnis für تصاویر زینب جلالیان"

زینب جلالیان (زادهٔ ۱۳۶۱ در ماکو) فعال سیاسی کرد ایرانی است که در سال ۱۳۸۸ به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروه پژاک به اعدام محکوم شد. محکومیت وی در سال ۱۳۹۰ به حبس ابد کاهش یافت. زینب جلالیان، از سال ۱۳۸۶ در زندان به سر می‌برد و سنگین‌ترین حکم محکومیت (حبس ابد) را در میان زندانیان سیاسی زن دارد.
او بیش از ۹ سال است بدون مرخصی در زندان به سر می‌برد و خانواده‌اش می‌گویند که پیگیری‌های آن‌ها برای مرخصی فرزندشان تاکنون بی‌نتیجه بوده‌است. زینب جلالیان در حال حاضر در زندان خوی زندانی است.
عفو بین‌الملل در خرداد ۱۳۹۳ اعلام کرد که زینب جلالیان در خطر از دست دادن کامل بینایی خود به سر می‌برد و به درمان فوری نیاز دارد. خانواده جلالیان تأکید دارند که مشکل بینایی زینب جلالیان پس از شکنجه آغاز شده‌است.
عفو بین‌الملل در فراخوان دیگری در ۲۵ اوت ۲۰۱۷ (۳ شهریور ۱۳۹۶) برای زینب جلالیان که در زندان به شدت بیمار است اعلام کرد که وی به مراقبت پزشکی تخصصی در خارج از زندان نیاز دارد. با این حال، مقامات زندان سرسختانه انتقال او را به یک بیمارستان رد کرده‌اند.

او به مناسبت اعتراضات سراسری آبان ماه نامه ای نوشته است که در زیر می خوانید:

دولت تک‌‌فکر هزارچهره جمهوری اسلامی همچنان فریاد آزادی‌خواهی ایرانیان را با گلوله جواب داده است، اما تاریخ این را نشان داده است که هیچ گلوله‌ای نمی‌تواند فریاد برحق مردم ایران را سرکوب و خاموش بکند.

من دو هفته است که به دلیل شرایط زندان تنها از طریق رسانه‌های جمهوری اسلامی در جریان اخبار اعتراضات سراسری این مدت بوده‌ام، در این مدت بارها دیدم که چطور مسئولین جمهوری اسلامی با بی‌شرمی تمام در رسانه‌های‌شان اعلام کردند که تظاهرات‌کنندگان ایرانی نیستند و با عوض کردن صورت‌مساله سعی در انحراف افکار عمومی از مساله اصلی دارند که سال‌ها انکارش می‌کنند.

متاسفانه مسئولین جمهوری اسلامی از سال ۸۸ تا به حال به مردم معترض ایران که چندین بار برای طرح مطالبات برحق خود به خیابان‌ها آمده‌اند، برچسپ‌های بی‌شرمانه‌ای مانند آشوب‌گر و داعشی و غیرخودی زده‌اند.

این مسئولین تکلیف‌شان با خوشان معلوم نیست، یک بار می‌گویند حق مردم است که اعتراض کنند اما نه مردم ایران بلکه مردم کشورهای دیگر، و زمانی که مردم به خیابان‌های می‌آیند با باتوم و دست‌بند و زندانی‌کردن و از همه این‌ها دردناک‌تر با گلوله‌باران کردن مردم بی‌گناه به پیشواز آنها می‌روند. مردمی که به خاطر شرایط سخت زندگی‌شان و بهتر شدن این وضعیت فریاد زده‌اند اما با گلوله جمهوری اسلامی روبرو شده‌اند. بدبختانه مسئولین جمهوری اسلامی نمی‌خواهند باور بکنند که الان قرن ۲۱ است و نمی‌شود با جهالت و خرافات، ریا و دروغ بر مردم حکومت کرد.

من به خاطر آن کسانی که در این تظاهرات‌ها بازداشت و شکنجه شده‌اند و به خصوص کسانی که جان‌شان را از دست داده‌اند بسیار غمگین و متاثر هستم، بطوریکه این غم بزرگ هرگز از دل‌های ما پاک نخواهد شد. من با بند بند وجودم با شما هم‌دردم، چون از سال ۸۶ تا به حال به خاطر آزادی، عدالت و برابری در زندان این ستمگران به‌سر می‌برم. اما درد من این نیست،‌ درد من از دست دادان عزیزانی‌ست که دیگر فریاد آزادی‌خواهی‌شان را نخواهم شنید و هرگز آنها را نخواهیم دید، تنها به این دلیل که با این حکومت خونخوار همراه نشده‌اند و با افتخار و سربلندی جان عزیز خویش را فدای آرمان‌های آزادی‌خواهانه کرده‌اند.

ما تا زمانی که نفس می‌کشیم نمی‌گذاریم خون این جوانان پایمال بشود. من هم تا رسیدن به پیروزی در جبهه زحمت‌کشان و علیه ظالمان خواهم بود.

بدرود

زینب جلالیان – آذرماه ۱۳۹۸، زندان خوی