نمی توانیم شاهد این همه فجایع باشیم و سکوت کنیم

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان: ما به عنوان معلم نمی توانیم شاهد وارونه سازی حقیقت و اشرار و اغتشاشگر خواندن مردم معترض و کشتار دانش آموزان، دانشجویان و مردم تنگدست و جان به لب رسیده کشورمان باشیم
جان باختگان قیام آبان ماه 98

شورای صنفی فرهنگیان کشور با انتشار بیانیه ی شدیدالحنی علیه حکومت، ضمن سرکوب مبارزات مردم و ابراز همبستگی با این جنبش از اقشار و اصناف مختلف، معلمان، دانش آموزان و دانشجویان و تشکل های صنفی و مدنی خواسته است با ساماندهی نیروهای مردمی از خانواده های جانباختگان، مجروحان و بازداشت شدگان دلجویی کرده و آنان را یاری و حمایت نمایند.

معلمان عزیز
دانش آموزان گرامی

همانطور که می دانید با سه برابر شدن ناگهانی قیمت بنزین با تصمیم سران قوا و حمایت رهبری، موجی از اعتراضات مسالمت آمیز مردمی در سراسر ایران شکل گرفت اما با کمال تاسف سران نظام به جای توجه و پاسخگویی به مطالبات و خواست مردم ، راه سرکوب و کشتار را پیش گرفتند و بر خلاف تمام پروتکلهای جهانی شهروندان معترض را هدف سلاح جنگی قرار دادند که منجر به جانباختن صدها تن و زخمی و بازداشت هزاران نفر گردید که در میان جانباختگان و افراد آسیب دیده و بازداشتی تعداد قابل توجهی کودک و دانش آموز وجود دارد.
انتشار روزانه اخبار بازداشتی های جدید و عکس شهدا نشان از عمق این سرکوب خونین دارد.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران حکومت را مسئول جان مردم می داند و این کشتار بیرحمانه را به شدت محکوم می کند و خواهان مجازات آمران و عاملان این فاجعه دردناک است.

شورای هماهنگی ضمن ابراز همدردی با خانواده های جانباختگان وقایع آبان ماه ۹۸ و ابراز نگرانی شدید به خاطر وضعیت زخمی ها و بازداشت شدگان این رویداد تاریخی، خواهان آزادی بی قید و شرط بازداشت شدگان است و نسبت به ادامه خط سرکوب و خشونت به حاکمیت هشدار جدی می دهد.

ما به عنوان معلم نمی توانیم شاهد وارونه سازی حقیقت و اشرار و اغتشاشگر خواندن مردم معترض و کشتار دانش آموزان، دانشجویان و مردم تنگدست و جان به لب رسیده در شهرهای مختلف کشورمان باشیم.
ما نمی توانیم شاهد بایکوت خبری و بستن اینترنت، تبدیل مدارس به بازداشتگاه و پادگان و استفاده از دانش آموزان به عنوان نیروی نظامی سرکوب باشیم .
ما نمی توانیم شاهد این همه فجایع باشیم و سکوت کنیم.

مردم عزیز ایران!

همانطور که خود با تمام وجود حس می کنید، از مهمترین عوامل ناکارآمدی حکومت، مدیریت دولتی باندی، رانتی و فساد آلودی است که با سیاستگذاری غلط و غیرعلمی شرایط امروز را رقم زده است.
تاکید بر خصوصی سازی بی رویه در تمام عرصه ها بخصوص آموزش و درمان، سرکوب مستمر تشکل های صنفی و مدنی، فقدان آزادی های فردی و اجتماعی، واگذاری ثروت و منابع ملی به باندهای قدرت و ثروت، ارزان سازی نیروی کار، تخریب محیط زیست، آزادسازی قیمت ها، حذف یارانه های کالاهای اساسی و انرژی، عدم تخصیص عادلانه بودجه عمومی به نیازهای واقعی مردم و هزینه سرمایه ملی در کشورهای دیگر با اهداف سیاسی و نظامی و… از جمله سیاست های بعد از انقلاب است که باعث شده روند تحولات به گونه‌ای رقم بخورد که اینک زندگی برای اکثریت مردم بسیار دشوار و حتی غیرممکن شود به طوری که بنابر اخبار رسمی بیش از بیست میلیون نفر در ایران حاشیه نشین شده اند و جامعه به یک اقلیت برخوردار و ثروتمند و یک اکثریت تحت ستم تبدیل شده است.
گران نمودن بنزین غیرعقلانی ترین تصمیم ممکن در جامعه ای با این مختصات است. سه برابر کردن قیمت بنزین و اتخاذ سیاستهای ریاضتی در چنین شرایطی یعنی تعرض و دست اندازی آشکار به سفره های مردم و فشار بیشتر بر معیشت و زندگی اکثریت جامعه است که ابتدایی‌ترین اثرات آن گسترش هرچه بیشتر فقر، فساد، فحشا، از هم گسستن خانواده ها و رانده شدن تعداد بیشتر کودکان از مدرسه به سوی خیابان و کار خواهد بود.

از همین رو شورای هماهنگی خواهان توقف این سیاست های ضدانسانی است و تنها راه نجات کشور را یک حاکمیت مردمی در سایه مشارکت آزاد شهروندان در سرنوشت خود با گسترش تشکل های صنفی و مدنی و احزاب سیاسی مستقل می داند.

در پایان از مردم هشیار ایران، اقشار و اصناف مختلف، معلمان، دانش آموزان و دانشجویان و تشکل های صنفی و مدنی عزیز انتظار می رود با ساماندهی نیروهای مردمی از خانواده های گرامی جانباختگان، مجروحان و بازداشت شدگان دلجویی کرده و آنان را یاری و حمایت نمایید.

۱۴ آذر ماه ۹۸

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران




این خانه سیاه است

 

 

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در فراخوانی که روز چهارشنبه منتشر کرده، از مردم ایران خواسته است روز پنج شنبه راس ساعت ۲۱ به مدت یک دقیقه با خاموش کردن چراغ ها به کشتار انسان ها در ایران اعتراض کنند
فراخوان با خاموشی

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در فراخوانی که روز چهارشنبه منتشر کرده، از مردم ایران خواسته است روز پنج شنبه راس ساعت ۲۱ به مدت یک دقیقه با خاموش کردن چراغ ها به کشتار انسان ها در ایران اعتراض کنند.
در این اطلاعیه آمده است:

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه از تمام مردم ستمدیده، رنج کشیده، استثمار شده، از تمام آزاد اندیشان و انسان های شریف که از ستم و استثمار به تنگ آمده اند، خواستار است در اعتراض به سرکوب گرسنگان و کشتار عزیزان جان باخته، روز پنج شنبه ۱۴ آذر ماه ۹۸، ساعت ۲۱ شب (ساعت ۹) حداقل به مدت یک دقیقه چراغ های محل سکونت و کار، چراغ ماشین های در ترافیک و… را به نشانه اعتراض کشتار مردم بی دفاع و‌ به نشانه احترام به یاد جانباختگان اعتراضات ابانماه ۹۸، خاموش کنند.

با شعار نان کار آزادی، در حمایت از شورش گرسنگان به پاخیزیم.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه – ۱۳ آذر ۹۸

فراخوان ۵ تشکل کارگری

در اطلاعیه ی دیگری که از سوی ۵ تشکل کارگری در روز چهارشنبه منتشر شده است، مردم ایران دعوت به اقدامات اعتراضی در پاسخ به کشتار آبان ماه ۹۸ شده اند.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، گروه اتحاد بازنشستگان، گروه تلگرامی اتحاد کارگر و معلم، گروهی از معلمان بازنشسته و کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران در این اطلاعیه خاطر نشان کرده اند:

ما ضمن ارج گذاری به اعتراضات به حق آبان ماه مردم زحمتکش و جهت گرامی داشت یاد جانباختگان راه عدالت و آزادی همگام با تمامی مردمی که تا پای جان فریادگر اعتراضات بودند، روز پنجشنبه ۱۴ آذر را عزای عمومی اعلام می داریم و به طرق زیر و استفاده از سایر ابتکارات مردمی همدرد و همراه خانواده های بازماندگان این فاجعه سرکوب خونین هستیم:
۱- در روز پنج شنبه ۱۴ آذر ماه با پوشیدن لباس سیاه و تقدیم دسته گل بر سر مزار این عزیزان حضور یافته و یا در سطح شهر با روشن کردن شمع و یا هر ابتکار عملی دیگری ازجمله خاموش کردن چراغ منازل در ساعت ۹ شب ، یاد قربانیان اعتراضات را گرامی می داریم.
۲- در روز شنبه ۱۶ آذر ماه به احترام جان باختن دانش آموزان و دانشجویان ، در سراسر مراکز آموزشی، در ساعت ده صبح و در شیفت عصر در ساعت ۳ بعد از ظهر معلمان همراه با دانش آموزان یک دقیقه سکوت نموده، و یا معلمان می توانند حتی با پوشیدن جامه ی سیاه بر سر کلاس ها حضور یابند.
۳- همزمان با شانزده آذر که مصادف با روز دانشجو و نماد تاریخی مبارزات حق طلبانه دانشجویان محسوب می گردد، دانشگاه ها نیز در برگزاری این یادمان مشارکت نمایند.




سپیده قلیان آزاد شد

سپیده قلیان
سپیده قلیان

سپیده قلیان روز سه شنبه از زندان آزاد شد. سپیده ی قلیان را در جریان خیزش های مردمی آبان ماه گذشته دستگیر کردند. کلیپی که او را در میان مردم تظاهرکننده نشان می داد در شبکه های اجتماعی بازتاب وسیعی یافت.




از سرنوشت بسیاری از دانشجویان بازداشتی اطلاعی در دست نیست

شوراهای صنفی دانشجویان کشور اعلام کرد بعد از دو هفته هیچ گونه اطلاعات رسمی در مورد دانشجویان بازداشت شده در سطح کشور وجود ندارد. وزارت علوم موظف است تا آزادی بی قید و شرط دانشجویان بازداشت شده را پیگیری نماید
اعتراضات دانشجویی

شوراهای صنفی دانشجویان کشور با انتشار اطلاعیه ای تاکید کرد بعد از دو هفته هیچ گونه اطلاعات رسمی در مورد دانشجویان بازداشت شده در سطح کشور وجود ندارد. این نهاد دانشجویی وزارت علوم را موظف دانسته تا آزادی بی قید و شرط دانشجویان بازداشت شده را پیگیری نماید.
در این اطلاعیه از کلیه دانشجویان خواسته شده است هر گونه اطلاعاتی را از بازداشت دانشجویان دارند برای این شوراها ارسال کنند.
متن این اطلاعیه را به نقل از کانال تلگرامی شوراهای صنفی دانشجویان کشور می خوانید:

ا گذشت بیش از دو هفته از شروع اعتراضات آبان ماه و بازداشت شمار زیادی از دانشجویان، هنوز آمار رسمی و قابل اتکایی از مجموع بازداشت شدگان دانشگاه های سراسر کشور وجود ندارد.

همچنین گزارش هایی که از بازداشتگاه ها به دست رسیده در کنار بی اطلاعی از روند پرونده، محل نگهداری و وضعیت سلامت دانشجویانی که اسامی آنان در لیست بازداشت شدگان تایید و منتشر شده است، نگرانی ها از وضعیت آنان و علی الخصوص دیگر دانشجویانی که هیچ اسم و مشخصاتی از آنان در دسترس نیست را دوچندان میکند.

لازم به ذکر است بسیاری از این دانشجویان از حق برقراری تماس تلفنی محروم بوده و با توجه به بی اطلاعی های مذکور و عدم دسترسی بازداشت شدگان به وکیل و راهنمایی های حقوقی امکان اعتراف‌های دروغین آنان علیه خود -که همواره دستاویز قوای امنیتی برای پرونده سازی و صدور احکام سبعانه بوده است- را فراهم میسازد.

تمامی این موارد ما را بر آن میدارد تا وزارت علوم را به سبب مسئولیت‌‌ مستقیم اش در خطراتی که متوجه این دانشجویان است، موظف به پیگیری آزادی بی قید و شرط آنان بدانیم. لیست پیش رو آخرین آمار از دانشجویان دانشگاه های تهران است که همچنان در بازداشت به سر میبرند. از دیگر بازداشت شدگان این دانشگاه‌ها نام و مشخصاتی در دست نیست.

سها مرتضایی دانشگاه تهران/ علیرضا صفوی دانشگاه تهران/ کامیار ذوقی دانشگاه تهران / سعید احمدزاده دانشگاه تهران/ سعید محبی دانشگاه تهران/ ابولفضل نژادفتح دانشگاه تهران/ یاشار دارالشفا دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی/ محمد بابایی دانشگاه تهران / حمید بینا دانشگاه تهران/ حمیدرضا صفری دانشگاه تهران

همچنین مجددا از دانشجویان دیگر دانشگاه های کشور تقاضا میکنیم چنانچه اطلاعی از بازداشت شدگان دانشگاه خود دارند، جهت پیگیری اسم و مشخصات آنان را به آیدی @senfi_uni_ir_admin ارسال نمایند




دختر چهارده ساله ای که رهبر نظام او را «اشرار» خواند!

اخبار روز

در بین تصاویر جان باختگان قیام آبان ماه مردم ایران که در شبکه های
اجتماعی منتشر شده است، تصویر این دختر نوجوان بیشتر از دیگران جلب توجه
کرده است. نیکتا اسفندانی دختر بچه ی چهارده ساله ای که با گلوله ی
«محافظان امنیت» نظام اسلامی به خاک افتاده است

در بین تصاویر جان باختگان قیام آبان ماه مردم ایران که در شبکه های
اجتماعی منتشر شده است، تصویر این دختر نوجوان بیشتر از دیگران جلب توجه
کرده است. نیکتا اسفندانی دختر بچه ی چهارده ساله ای که با گلوله ی
«محافظان امنیت» نظام اسلامی به خاک افتاده است.

بازتاب انتشار عکس وی در شبکه های اجتماعی تا آن جا بوده که گفته می شود
پدر داغدار او را به زور در برابر دوربین نشانده اند تا بگوید که نیتا
اسفندانی، دخترک نوجوانش سیاسی و مخالف نظام نبوده است!

در روزهای اخیر تصویری نیز از محل دفن نیکتا اسفندیانی منتشر شده است. کسی که عکس او را منتشر کرده، این طور نوشته است:
هر کاری کردم نمیتونستم آروم بشم، رفتم به امید اینکه واقعی نباشه. از یکی از قبرکنایی که اونجا بود پرسیدم.

گفتم: هرروز اینجایی؟
گفت: آره،
گفتم فلانی رو وقتی خاک میکردن اینجا بودی؟
گفت آره،
گفتم اینکه نیروی امنیتی کشتنش درسته، بین اونایی که اومده بودن واسه خاکسپاری چیزی نشنیدی
گفت نمیدونم.
بعد کلی اصرار و اینکه بابا بخدا من خبرنگار نیستم و دادن پول دو روز کارگریش گفت آره،




سرکوب شورش گرسنگان برای داشتن نان ، کار، آزادی محکوم است

 

 

بعداز گران شدن بی سابقه بنزین طی چند روز گذشته، مر دم ستمدیده ، کارگران و زحمتکشان که از فقر و نداری، گرسنگی و اختناق و… به تنگ آمده اند در بسیاری از شهر های کوچک و بزرگ و بطور خودجوش به خیابانها آمدند تا اعتراض خود را به گرانی و تمام مصیب های موجود نشان دهند.
اما متاسفانه اعتراض به حق تهیدستان و ستمدیده گان، با برخورد سرکوبگرانه مواجه شده است.
بر اساس اخبار غیر رسمی تا کنون ۱۰۰ ها نفر زخمی و ده ها نفر کشته شده اند.

سندیکای کارگران نیشکر هقت‌تپه سرکوب کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده را شدیدا محکوم می کند .
ما تسلیت می گوییم به خانواده جانباختگان و آرزوی سلامتی داریم برای مجروحان.
داشتن زندگی شایسته حق بی کم و کاست آحاد مردم می باشد.

زنده باد جنبش گرسنگان
زنده باد جنبش نان کار آزادی

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

توضیح :
این متن در روز های اول اعتراضات آبانماه تهیه شده بود که با بستن اینترنت و عدم دسترسی به کانال تلگرامی سندیکا هفت تپه، قادر به درج آن نشده بودیم.
امروز به دلیل بر طرف شدن مشکل اینترنت، متن انتشار یافت.
شنبه ۹ آذر




جنایت تکان دهندهٔ‌ رژیم ولایت فقیه به فرمان رهبر!

توصیف وقایع پس از تحقق آن و برخی حدث و گمان ها

***

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۹۱

“می‌توانی همۀ گل‌ها را از شاخه بچینی، اما نمی‌توانی جلو آمدن بهار را بگیری”

(پابلو نرودا) 

اعتراض‌های سراسری مردمی در واکنش به افزایش ضربتی نرخ بنزین در روز جمعه ۲۴ آبان‌ماه ۹۸ به‌سرعت به بیش از ۱۰۰ شهر بزرگ و کوچک سرایت کرد. این خیزش اعتراضی مردمی به‌دستور علی خامنه‌ای و زیر نظارت حسن روحانی، ابراهیم رئیسی، و علی لاریجانی به‌شدت سرکوب شد. با حمله خونین به خیزش عظیم اعتراضی مردم جان‌به‌لب رسیده که به‌هدف تحمیل کردن افزایش ناگهانی و ضربتی قیمت بنزین انجام شد از هفته گذشته کشور وارد وضعیت جدیدی گشت.

بشنوید

نه‌فقط پیامدهای آتی رخداد افزایش  قیمت بنزین، بلکه چرایی این تصمیم‌گیری، همچنین شیوه و نحوهٔ عملیاتی شدن آن، و درنده‌خویی سران رژیم ولایی در سرکوب کردن تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم نکته‌هایی بسیار پراهمیت در تحول‌های اخیر کشورند و وضعیت اضطراری مجموعهٔ “نظام” و در رأس آن موقعیت علی خامنه‌ای را آشکار می‌کنند. 

از مشخصه های مهم تحولات اخیر ضرورت ورود مستقیم و سریع علی خامنه‌ای در مقام حاکم مطلق یک روز پس از اعلام افزایش قیمت بنزین، یعنی در روز شنبه ۲۵ آبان‌ماه، در پشتیبانی از این تصمیم و همچنین برجسته کردن نقش “شورای هماهنگی سران قوا” از سوی او و تمامی رسانه‌های مجاز است. عمده کردن نقش این شورا از سوی ولی فقیه، در عرض چند ساعت و به‌سرعت صدای هرگونه انتقاد و گلایه درون “نظام” را ساکت کرد.

همچنین به‌منظور واکاوی ریشه‌های وضعیت کنونی در ارتباط با تصمیم مردم‌ستیزانهٔ اصحاب قدرت به افزایش نرخ بنزین و شدت بخشیدن به سرکوب‌های قهرآمیز اعتراض‌ها، واقعیت‌های زیر را می‌باید درنظر داشت: ۱.‌ در خلال سه دهه گذشته اقتصاد ملی کشورمان کاملاً از درون خالی، فاسد، و غیرتولیدی شده است. بنابراین، رژیم ولایی در برابر فشارها و پیامدهای گروگان‌گیری اقتصاد کشورمان از سوی خزانه‌داری آمریکا کار مؤثری نتوانسته و نمی‌تواند انجام دهد؛  ۲.‌  سران رژیم به ‌این نتیجه رسیده‌اند که از طریق مذاکره با دونالد ترامپ به چیزی دست نخواهند یافت. بر این اساس علی خامنه‌ای، راه امکان هرنوع مذاکره را بست. سران “نظام” هم تصمیم گرفته‌اند منتظر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا شوند؛  ۳.‌  در خلال یک سال آینده که زمان انجام انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا فرامی‌رسد، اوضاع اقتصاد کشور و ناتوانی دستگاه‌های حکومتی در اداره امور بسیار وخیم‌تر می‌شود و فشار بر وضع معیشت مردم به‌حد فوق‌العاده خطرناکی خواهد رسید و در نتیجهٔ آن دامنهٔ اعتراض‌های مزدبگیران و حقوق‌بگیران، بازنشستگان، و بیکاران بسیار گسترده‌تر خواهد شد؛  ۴.‌  پس از خیزش و تظاهرات دی‌ماه ۹۶ ، حرکت‌های اعتراضی پیرامون خواست‌های صنفی و مطالبهٔ برقراری‌ آزادی‌ها از سوی طبقه‌ها و لایه‌های گوناگون اجتماعی به‌لحاظ کیفی و کمی ‌‌ روز به روز افزایش یافتند و بیداری جامعه سبب  بالا رفتن نسبی سطح آگاهی مردم دربارهٔ ضروری بودن سازمان ‌یافتن و تلفیق کردن مبارزهٔ سیاسی، صنفی، و مدنی با یکدیگر در اعتراض به حکومت دیکتاتوری بوده است.

 درنتیجه، سران حکومت و در رأس آنان خامنه‌ای قبل از سرکوب کردن اعتراض‌های مردمی در هفته گذشته می‌دانستند دیر یا زود  در آینده‌ای نزدیک با وخیم‌تر شدن وضعیت اقتصادی کشور جنبش مردم می‌تواند “نظام” را با خطر بالقوه مهلکی روبرو سازد. سران حکومت و در رأس آنان خامنه‌ای همچنین از ارتقا سطح آگاهی و الهام‌پذیر بودن‌شان از اعتراض‌های وسیع توده‌ای در لبنان، عراق و الجزایر اطلاع داشتند. بنابراین، پیش از فرارسیدن این وضعیت پرخطر مورد انتظارشان، در روز جمعه ۲۴ آبان‌ماه، به‌زعم خودشان پیش‌دستی کردند و  به‌صورتی برنامه‌ریزی‌شده و در زمانی که هنوز مهار هدایت تحولات را در دست دارند تصمیم گرفتند در راستای تخفیف بحران اقتصادی‌شان یکی از خشن‌ترین جراحی‌ها را در این اقتصاد  عملیاتی کنند و به‌همراه تمرین و تدارک از پیش، بتوانند ضربهٔ  لازم را در  شرایط اضطراری آتی  به جنبش اعتراضی مردم  وارد سازند.

برخلاف دلیل تراشیدن‌ها و توجیه‌ها از جانب حسن روحانی و کارشناسان حکومتی دربارهٔ ضرورت این افزایش ناگهانی بنزین- که علی خامنه‌ای با ابراز اینکه کارشناس این امر نیست به آن‌ها تکیه می‌کند [هرچند او در زمینهٔ امور مربوط به اقتصاد مبتکر اقتصاد مقاومتی بوده و بر اجرای اصل ۴۴ و خصوصی‌سازی تأکید کرده است]- طرح افزایش قیمت بنزین و پرداخت یارانه‌ای ویژه در ازای زیان این افزایش بر معیشت مردم نه‌تنها هیچ‌گونه توجیه اقتصادی به‌نفع مردم و اقتصادی ملی ندارد، بلکه در شرایط کنونی اجرایی شدن آن بسیار سؤال‌برانگیز است! در چارچوب سیاست آزادسازی قیمت‌ها، افزایش گام به‌گام و تدریجی قیمت حامل‌های انرژی در برنامه‌های کلان “نظام” همواره نقش اساسی داشته است و موضوع جدیدی نیست. این حرکت در جهت افزایش حامل‌های انرژی از ۱۳۸۶ به‌وسیلهٔ دولت احمدی‌نژاد آغاز شد که در تداوم آن تا کنون قیمت بنزین سهمیه‌ای ۱۵ برابر افزایش یافته است. هدف اصلی سران رژیم، آن‌چنان که حسن روحانی در ۱۳۹۲ به آن اشاره کرد، معادل شدن قیمت بنزین با نرخ پایهٔ “فوب خلیج فارس”۱ (یعنی حدود ۶۰۰۰ تومان) بوده است. در اینجا فقط ضروری است بگوییم این سطح افزایش بی‌سابقه و ضربتی قیمت بنزین از جمعه ۲۴ آبان‌ماه ازجمله ناب‌ترین نوع “شوک‌های اقتصادی” نولیبرالی است که با تصمیم اصحاب قدرت در رژیم و در راستای اجرای برنامهٔ تعدیل اقتصادی بر اقتصاد کشور ما وارد شده است.

تحمیل اجباری و دردآورد این‌گونه طرح‌های نولیبرالی خشن به معیشت و گذران زندگی زحمتکشان مزدبگیر و حقوق‌بگیر در نگاه طراحان و مجریان حکومتی به امور اقتصادی کشور امری ضروری و ناگزیر است. کما اینکه نظریه‌پردازان حامی برنامه‌های دولت حسن روحانی مانند سعید لیلاز- که پیش‌تر از این افزایش در این زمینه گفته بود “آمپول بدون‌درد وجود ندارد” – هفته گذشته و دقیقاً در بحبوحه کشتار و سرکوب خونین اعتراض‌کنندگان، در مطلبی در روزنامه “ایران” با دفاعی جانانه از تصمیم “شورای هماهنگی سران قوا” نوشت: “بدیهی است که تأیید می‌کنم. من یکی از طراحان و پیشنهاد دهندگان آن [یعنی افزایش نرخ بنزین] بودم”. در این ارتباط گفتنی است که در سال‌های دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ خورشیدی در زیر سایه دیکتاتوری خونین کودتایی پینوشه در شیلی اولین آزمایشگاه پردازش شوک‌های اقتصادی برای تحمیل اقتصاد نولیبرالی به معیشت و زندگی مردم زیر نظارت میلتون فریدمن و فردریک هایک سال‌های متوالی با سرکوب‌های خونین همراه بود. البته اکنون خیزش اخیر مردم شیلی در اعتراض به بی‌عدالتی نولیبرالیسم اقتصادی نشان می‌دهد که این سیاست مردم‌ستیز همواره با اعتراض و مقاومت مردم روبرو شده و خواهد شد و چه خوش گفت شاعر مبارز و مردمی شیلیایی پابلو نرودا خطاب به دیکتاتور: “می‌توانی همۀ گل‌ها را از شاخه بچینی، اما نمی‌توانی جلو آمدن  بهار را  بگیری.”

بنابراین، تا آنجا که به حیطه اقتصادی مربوط می‌شود سران رژیم ولایی به عملکرد و تأثیرهای مادی و همچنین ذهنی طرح افزایش ضربتی قیمت بنزین بر مردم به‌خوبی واقف بوده‌اند. به‌دیگر سخن، این طرح درحالی عملیاتی شد که سران رژیم به‌روشنی می‌دانستند اکثر مردم- یعنی طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان مزدبگیر و حقوق‌بگیر و بازنشستگان- که زیر فشارهای اقتصادی کمرشان خم شده است، اعتراض‌های صنفی و مدنی‌شان هرروز گسترده‌تر می‌شود. بی‌تردید روز جمعه  ۲۴ آبان‌ماه سران رژیم و در رأس آنان علی خامنه‌ای می‌دانستند با واکنشِ مردم روبرو خواهند شد و مشخص است که برای مقابله با آن تدارک دیده بودند، هرچند شاید این‌چنین گستردگی دامنه و سرعت سرایت اعتراض‌ها به سرتاسر کشور را نمی‌توانستند پیش‌بینی کنند کمااینکه در برخی نقاط نیز به‌شدت غافلگیر شدند. اما اطلاعات و شواهد در دسترس نشان می‌دهند که چند ساعت پیش از اعلام رسمی خبر افزایش نرخ بنزین فرمانده‌های ارگان‌های انتظامی- امنیتی و سپاه از این تصمیم آگاه بودند و نیروهای زیر فرمان‌شان را در نقاط حساس به‌حالت آماده‌باش بسیج کرده بودند.

همچنین شواهد و مدارک حاکی از آن‌اند که “پرووکاتورها”، یعنی عنصرهای نفوذی و عامل‌های تحریک‌ حکومتی در بین مردم، در لباس شخصی، در به‌خشونت کشاندن اعتراض‌های مردم و در به‌وجود آوردن برخی آتش‌سوزی‌ها نقش داشته‌اند. این حرکت‌های برنامه‌ریزی‌شده از سوی سران حکومتی، سرکوب کردن مردم با مشت آهنین، کشتار آنان، دستگیر کردن‌شان، و قطع اینترنت را زمینه‌سازی کرد. چند روز پس از اجرا شدن تصمیم برای حقنه کردن تعدیل اقتصادی با افزایش ضربتی قیمت بنزین و در پی آن منکوب و مرعوب کردن مردم و فشرده‌تر کردن  جو اختناق، نماینده خدا بر زمین قاطعانه در خیال خویش اعلام کرد: “دشمن را عقب زدیم”. حسن روحانی نیز مردم جان‌به‌لب رسیده را آشوبگر نامید، تهدید کرد و در دنبال آن  قاضی‌القضات ابراهیم رئیسی نیز مجازات سنگین دستگیرشدگان را مژده و وعده داد. اکثر نماینده‌های مجلس و سران همهٔ جناح‌های حکومتی، رسانه‌های مجاز، و نظریه‌پردازان اصول‌گرا و اعتدالگرا- اصلاح طلب، مُهر سکوت بر لب زدند یا در برابر دستور ولی فقیه به تقبیح جنبش مردمی و محکوم کردن آن سر تعظیم  فرود آوردند.

دیکتاتوری حاکم در هفته گذشته توانست به‌طور موقت به جنبش مردمی ضربه بزند و شوربختانه عده بسیاری از تظاهرکنندگان معترض کشته، زخمی و بازداشت شده‌اند، اما رخدادهای دردناک آن، تجربه و درس‌آموزی‌هایی مهم در بر داشته‌اند. حکومت و کارگزارانش با تدارک و سازمان‌‌یافتگی از پیش و داشتن هدفی واحد و مشخص به جنبش مردمی حمله‌ور شدند. درحالی که برعکس حکومت و کارگزاران آن، تظاهرات اعتراضی‌ مردمی با همهٔ گستردگی‌اش، درمجموع بدون سازمان‌یافتگی، بدون شناخت از توازن نیرو و بدون درک شرایط عینی بود و درعمل هدفی واحد و  ‌دسترس‌پذیری  را  دنبال  نمی‌کرد. مبارزه جنبش مردمی کشور ما با دیکتاتوری ولایی با وجود فراز و نشیب‌ها تا پیروزی نهایی ادامه خواهد یافت، زیرا همچنان که تحولات اخیر نشان داده‌اند تداوم حاکمیت مطلق ولایت فقیه در تضاد آشتی‌ناپذیر با خواست‌های بی‌درنگ مردم برای ترقی میهن قرار دارد، تضادی که، هیچ‌گونه تغییر واقعی در وضعیت کنونی را امکان‌پذیر نمی‌سازد. برخلاف ادعاهای علی خامنه‌ای، دیکتاتوری ولایی از نظر اقتصادی و به ‌لحاظ پایگاه اجتماعی اش در مجموع در بحران عمیقی دست و پا می زند . با اتحادعمل، سازمان‌دهی مؤثر، و تمرکز نیرو بر اساس شناخت نقطه‌ضعف‌های حکومت، می‌توان و می‌باید قدم به قدم دیکتاتوری ولایی را با شیوه‌های گونه‌گون در راستای هدفِ واحد “حذف کامل حاکمیت مطلق ولایت فقیه” به‌چالش طلبید.

—————————————————-

۱.‌ قیمت فوب (FOB)، اصطلاحی در بازرگانی و به معنای قیمت کالا تا لحظه تحویل روی کشتی است. فروشنده کالا- بنابر قوانین بین‌المللی در شرایط فوب- تمام هزینه‌ها تا تحویل کالا به کشتی را برعهده می‌گیرد. نرخ بنزین بر پایه “فوب خلیج فارس”،  به‌معنای بنزین به‌قیمتی است که به کشتی در خلیج فارس فروخته می‌شود.

 به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۹۱، دوشنبه ۴ آذر ماه




نگرانیم! بیانیه تحلیلی کانون صنفی معلمان پیرامون وقایع اخیر در کشور

 اخبارروز

کانون صنفی معلمان به عنوان یک نهاد مدنی و صنفی در حوزه آموزش، ضمن محکومیت شدید خشونت به کار رفته در سرکوب معترضان، نگرانی خود را نسبت به ترویج خشونت به شکل افراطی در جامعه ابراز داشته است
Bildergebnis für تصاویر اعتراضات ابان ماه

ما بیرون زمان ایستاده ایم
با دشنه تلخی در گرده هایمان …

جامعه ایران در دور باطلی از ناکارآمدی ساختار سیاسی، لجاجت در ادامه سیاست گذاری های غلط اقتصادی و ناتوانی در مقابله با فساد سیستماتیک اقتصادی گرفتار آمده است. به گونه ای که در بالاترین رده های تصمیم گیری، بدیهی ترین اصول مدیریت اجتماعی و اقتصادی و قوانین مصرح، به راحتی و بدون تأمل در پیامدهای دور و نزدیک آن، زیرپا گذاشته می شود.
پیامد طبیعی این گونه سیاست گذاری های اقتصادی، شکل گیری نوعی رابطه فرادستی و فرودستی در جامعه است. اقلیتی با استفاده از اهرم های سیاسی منابع اصلی ثروت و قدرت سیاسی را در اختیار خود گرفته اند و با ایجاد چرخه بسته ای از مدیران –البته ناکارآمد- با روش هایی آمرانه و طردکننده سعی در حفظ موقعیت کنونی خود به هر شکل ممکن دارند. و اکثریتی که به روایت آمارهای رسمی، زیر بار نرخ رشد تورمی کمرشکن (با میانگین بالای ۴۲ درصد) که نتیجه ی مستقیم سیاست گذاری های نادرست داخلی و خارجی است و بیشتر به نفع دو دهک پردرآمد جامعه عمل می کند، روز به روز فقیرتر شدن خود و عمیق تر شدن شکاف طبقاتی موجود در جامعه را شاهدند.

طبیعی ترین پیامد چنین وضعیتی انباشت نارضایتی های عمومی و شکل گیری اعتراض هایی در ابعاد کوچک و بزرگ است. اعتراض به شرایط بد اقتصادی، به فراگیر و سیستماتیک شدن فساد ناشی از انحصار ثروت و قدرت، به تبعیض و بی عدالتی های گسترده، به تسلط گفتمان ایدئولوژیکی خاص بر فرهنگ و سیاست که بیش از هرچیز توجیه کننده شرایط نابسامان کنونی، آن هم در جامعه ای است که در نتیجه بالا رفتن سطح دانش، جوانی و نوجویی، پیشرفت های بین المللی در زمینه تکنولوژی و نظام های ارتباطی – به رغم همه ی محدودیت های ایجاد شده- چنین شرایطی را برنمی تابد.
طنازی تلخ تاریخ اینجاست که در صف اول چنین اعتراضاتی، از یک سو محروم ترین اقشار جامعه قرار می گیرند که قرار بود به مدد انقلاب سال ۵۷ حاکمیت از آن آنان شود و از سوی دیگر، آگاه ترین اقشار اجتماعی قرار می گیرند که باز هم بنا بود که با سقوط رژیم شاهنشاهی، هر بندی که اندیشه و عمل آزادانه ی آنان را مانع می شود گسیخته گردد.

در هفته های اخیر افزایش ناگهانی و بی سابقه ی قیمت بنزین، جرقه ای بود برای شعله ور شدن آتش خشم فروخورده انبوه شهروندانی که در نتیجه تصمیمات نابخردانه اقتصادی، هربار بیشتر از گذشته از تامین ابتدایی ترین نیازهای حیاتی خود فرو می مانند. با توجه به مجموعه شرایط، انتظار این بود که عاملان اصلی این نابسامانی ها دست کم همدلی بیشتری با آسیب دیدگان از خود نشان دهند؛ اما با کمال تأسف شاهد برخوردهای خشن از ابتدا و شدیدترین نوع سرکوب در ادامه بودیم. برخوردهایی که جزگسترش خشونت در جامعه نتیجه ای نخواهد داشت.

کانون صنفی معلمان به عنوان یک نهاد مدنی و صنفی در حوزه آموزش، ضمن محکومیت شدید خشونت به کار رفته در سرکوب معترضان، نگرانی خود را نسبت به ترویج خشونت به شکل افراطی در جامعه ابراز می دارد. ما به عنوان یک نهاد آموزشی هشدار می دهیم؛ “

به شهادت تاریخ، هیچ رژیم سیاسی تاکنون با اِعمال خشونت پابرجا نمانده و هیچ جامعه ای در شرایط وجود شکاف های عمیق طبقاتی و سرکوب های شدید، به توسعه و پیشرفت دست نیافته است.”

این که تمامی مسئولان در سخنانی تبلیغاتی، به شیوه ای از قبل هماهنگ شده، اعتراض را حق قانونی مردم بدانند و در همان حال از برخوردهای خشن با همان مردم به اسم «اغتشاش گر» حمایت کنند، جز نابودی باقیمانده اعتماد و باور به صداقت آنان حاصل دیگری در بین مردم ندارد.

نوع برخورد با «کانون صنفی معلمان ایران» در دوره های مختلف، خود گواه صداقت مسئولانی است که از مردم می خواهند از مجاری به اصطلاح قانونی اعتراضات خود را پیگیری نمایند.
کانون صنفی معلمان در طی حدود دو دهه فعالیت خود، تمامی مجاری قانونی در قوه مجریه، مقننه و قضائیه را به صورت مکرر پیموده است و همچنان نیز این مسیر را ادامه می دهد. حاصل اما چندین معلم زندانی است با احکام سنگین که از حداقل های حقوق قانونی – که مفسدین یقه سفید به وفور از آن ها استفاده می کنند- نیز برخوردار نیستند. چندین همکار با حکم اخراج و انفصال، ده ها معلم دارای پرونده و حکم های تعلیق و تبعید و صدها مورد بازداشت ها و پرونده سازی های بزرگ و کوچک.

نمونه دیگر پیگیری های قانونی، بازنشستگان هستند که سال هاست بر این در بسته می کوبند و در روزهای ۱۹ و ۲۱ آبان ماه شاهد برخورد قهرآمیز نیروهای امنیتی با تجمع آرام و مسالمت آمیز آنان بودیم.
شرایط کارگران که خود مثنوی و سوگنامه دیگری است و تضییع حق آنان، در کنار حقوق دانشجویان، حامیان کودکان کار، پرستاران، وکلای حامی این اقشار، اهل اندیشه و قلم، فعالان محیط زیست، فعالان حقوق زنان و … .

در شرایط کنونی که قدرتمداران تمامی منافذ اصلاح قانونی امور را یکی پس از دیگری بسته اند یا می بندند؛ ما نگرانیم.

– نگران عمیق تر شدن شکاف میان حاکمان با مردم، بیش از آن چه تاکنون بوجود آمده است.
-نگران بسته شدن تمامی راه های مسالمت آمیز حل مشکلات موجود؛
-نگران افزایش لجام گسیخته خشونت در جامعه ای که حاکمانش با شهروندان جز به زبان زور سخن نمی گویند و مردم را جز به صورت توده هایی مطیع و پیرو برنمی تابند؛
-نگران فشار تورمی سه برابر شدن قیمت بنزین بر ضعیف ترین اقشار جامعه؛ تورمی که آثار آن از هم اکنون -پس از گذشت دو هفته- برخلاف تبلیغات رسمی، رخ نمایانده است.
-نگران کودکانی که زیر بار فشار اقتصادی حاصل از تورم به جای تحصیل، به جمع کودکان کار اضافه می شوند.
-نگران خانواده هایی که عزیزان خویش را به دلیل یک اعتراض ساده از دست داده اند.
-نگران دانش آموزانی که مورد ضرب و شتم و هتاکی و خشونت غیر قابل وصف قرار گرفته اند. دانش آموزانی که بازداشت شده و وضعیت مشخصی ندارند و غم انگیزتر اخبار رسیده از دانش آموزان نوجوانی که کشته شده اند.
و اینک ما به عنوان معلم، جای خالی همه آنها را در میان میز و نیمکت ها می بینیم و نیز روان های رنجیده و روح های عزادار و مضطرب دانش آموزان حاضر را در پسِ هفته ای خشونت بار و خونین!!! با هزاران سوالی که از ما می پرسند؛
در مغایرت آنچه دیده اند با آنچه در مدرسه و کتاب و درس و مذهب و … آموخته بودند!

کانون صنفی معلمان ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی و دلجویی از خانواده های عزادار و نیز خانواده هایی که به نوعی در این مدت آسیب دیده اند، به عنوان نهادی مدنی هشدار نسبت به نابسامانی های ایجاد شده را مسئولیت انسانی، اجتماعی و آموزشی خود می داند.
هرچند همچون گذشته،
در کمال تأسف گوش شنوایی برای این سخنان نیابد.

کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
۸ آذرماه