خصوصی سازی و راه حل نوین – ناصر آقاجری

یک تریبون آزاد که بنیان گذارن آن چپ آن سوی آب ایران است در جمعه ۱۷ آبان ماه ۹۸ از یک اقتصاد دان نولیبرال دعوت کردند تا از موضع دفاع از نولیبرالیسم سخن رانی کنند و به پرسش های شنوندگان پاسخ دهند. برای این اقتصاد دان آن چیزی که اهمیت داشت، بهبود شاخص های آماری بود که صندوق بین المللی پول، بهبود آنها را دراولویت قرارمی دهد، نه مردم، به خصوص کارگران. درحالی که مناسبات اقتصادی، کار وابزار کار تنها وسایل و ابزاری هستند مصنوع انسانِ مولد نعمات مادی، برای ایجاد آسایش و رفاه خود، نه استثمار و بهره کشی انسان از انسان. ولی این روشنفکران تیوری زده ی سرمایه داری، مناسبات اقتصادی وتیوری های ذهنی که درعمل با بحران های دوره ای که ناشی از سرشت آنها است و خود بدان اقرار می کنند و با ایجاد جنگ های جهانی برای تقسیم بازار وعقب راندن جهان توسعه نیافته آن هم با ده ها میلیون کشته و نابودی سرزمین ها، عدم کارایی خود را اثبات کرده اند، در اولویت قرار می دهند و با وارونه کردن حقیقت و واقعیت ها و به شیوه ماکیاولیستی در جستجوی ترفندی برای اثبات درستی نظریه های نولیبرالی هستند.ایشان در باره دوره ی نخست وزیری خانم تاچر این گونه اظهار نظر نمودند:
” مهم نیست که کارگران چه می گویند مهم این است که تاچر اقتصاد بحران زده ی انگلیس را نجات دادند” (نقل به مضمون)

این نجات اقتصادی اگر واقعیت داشته باشد که ندارد وتنها یک دروغ نولیبرالی است، می باید بیان می کردند چگونه عملی شده است، و به چه قیمتی صورت گرفته است؟ درضمن می باید می گفتند عامل این ورشکستگی اقتصاد انگلیس کدامین ساختاراقتصادی بود؟ !! ( بر خلاف نظریه این اقتصاد دان در دوران تاچر رشد اقتصادی نسبت به دوران اقتصاد کینزی یا دولت رفاه، درصد پایین تری را نشان می دهد. در دولت کینزی با توجه به هزینه های دولت برای رفاه مردم وبدون درآمد نفتی ناشی ازکشف نفت دریای شمال۱۴%۳ بود در حالی که در دوران تاچر با توجه به درآمد نفت دریای شمال وحذف هزینه های دولت رفاه ۴۹%۲ شده بود. تاچر مالیات های ثروتمندان را که ۸۳ درصد بود به ۴۰ درصد کاهش داد ومالیات مصرف کنندگان را که ۸ درصد بود به ۱۵ درصد رساند. در واقع این نماینده نولیبرالی بار اقتصادی را به دوش کارگران وحقوق بگیران انداخت) از نظر این اقتصاد دان اهمیتی ندارد که نظام سرمایه داری برای حفظ موقعیت خود معیار های خودش را، هم چون تظاهر به ضرورت وجود سندیکا ها را ندیده بگیرد و با سرکوب اتحادیه های کارگری سیاست های راست خود را کاربردی نماید و بحران اقتصادی که سرمایه داری همین نظام، ایجاد نموده بود، از جیب کارگران جبران کند. همان گونه که در باره خصوصی سازی در انگلیس واقعیت ها را وارونه بیان نمودند. انگلیس یک کشور سرمایه داری است، لذا در آن مالکیت دولتی وجود ندارد که ضرورت خصوصی سازی را بتوان اعمال کرد. دولت سرمایه داری انگلیس، شرکت های ورشسکسته ای را که سرمایه دار به بحران کشانده بود، برای نجات نظام سرمایه داری در اختیار می گرفت و با سرمایه ملی که به همه مردم تعلق داشت تکنولوژی آنها را مدرن می کرد وزمانی که به سود دهی می رسیدند، آن را به بخش خصوصی واگذار می کرد تا سود آن به جیب سرمایه داری برود نه مردم. والی در مناسبات سرمایه داری اقتصاد دولتی نداریم که دولت تصمیم بگیرد اقدام به خصوصی سازی آن بنماید. در واقع دولت های سرمایه داری بحران هایی را که ساختار بیمارشان ایجاد می کنند با فشاربه کارگران و حقوق بگیران جبران می کنند وزمانی که این راه هم پاسخ ندهد به جنگ متوسل می شوند. مانند همه جنگ های جهانی و منطقه ای که سرمایه داری بنیان گذار آن است. البته در فرمول بندی های آکادمیک این ساختارنظریه های لیبرالیسم و هم نولیبرالیسم در ظاهربدون نقص هستند و قوانین بازارِ به اصطلاح آزاد ( عرضه و تقاضا) بدون نقص عمل می کنند.ولی در عمل کاستی ها این ساختاربه صورت بحران های دوره ای جهان را به سوی جنگ می کشاند. در این آخرین بحران سرمایه داری جهانی که با ورشکسته شدن بانک ها در آمریکا و بحران مسکن شروع شد، ابتدا دولت های سرمایه داری با ریاضت اقتصادی بار کاستی های سرمایه داری جهانی را از جیب مردم پرداخت کردند که باعث جنبش های اجتماعی چون وال استریت شد که دیکتاتوری سرکوب گر سرمایه داری به نام ” دموکراسی” پس از سرکوب اعتراضات مردم، چون بحران هم چنان باقی ماند بود به بهانه هایی که خود می ساخت، مانند گروه های القاعده وطالبان و داعش، به گسترش جنگ های منطقه ای دینی اقدام نمود. تا حداقل صنایع نظامی شان رونقی بگیرد.

انسان اولیه که نه چنگ ودندان درنده ای داشت ونه پای گریزی، با خوشه چینی در طبیعت همیشه گرسنه بود وعمر مفیدش در پایین تراز امکان ش به پایان می رسید، این انسان با کار، تولید ومناسبات اقتصادی که به مرور ایجاد نمود، یک هدف را دنبال می کرد، تولید برای گذران زندگی، آن هم نه به هر قیمت. والی تجاوز عشایر وغارت روستاییان زحمت کش اسکان یافته در نظام بزرگ مالکی هم یک مناسبات اقتصادی بود. هم چنین استعمار در نظام سرمایه داری که به وسیله کشتی های توپ دار چندین قرن در جهان با نسل کشی ادامه داشت، یک مناسبات اقتصادی است. امروزه این جماعت تیوری زده یِ مدافع مناسبات استثمارگر سرمایه داری از خود نمی پرسند چرا سرمایه ها و تکنولوژی ها با مناسبات نولیبرالیستی به سوی جهان عقب رانده شده پرواز می کنند؟! همان گونه که در دوران استعمار برای غارت منابع کشور های استعمار زده، سرمایه داری در آن کشور ها سرمایه گذاری می کرد؟! تنها برای سود بیشتر نه آبادانی؟ در این ساختار بیمار ارزش اضافی را که برآیند کار کارگراست سود ناشی از سرمایه اعلام می کنند. ولی این حرکت وکوچ سرمایه یک معنای ژرفتری دارد. این کوچ سرمایه تنها به این دلیل است که نظریه مارکسیست ها در باره ارزش اضافی یک واقعیت بدون تردید است، یک حقیقتی است که بر واقعیت قابل انطباق است ودر عمل یک قانون است. این گرایش سرمایه به کوچ سرمایه گذاری دلیل عینی اثبات آن نظریه مارکسیست لنینیستی است ( ارزش اضافی).اگرچه این نظریه علمی به وسیله اقتصاددانان سرمایه داری بدون مستندات نفی می گردد واین جناب اقتصاد دان هم از آن به نام ایدیولوژی کهنه یاد می کنند. ولی واقعیتی است که باعث گردیده سرمایه، مملکت مادر را ندیده بگیرد و فراموش کند وبه قیمت بیکاری گسترده در کشور های پیشرفته و بحران های اجتماعی در جهان پیش رفته، به سرزمینی کوچ کند که کارگران ارزان تری دارد و بدین گونه در عمل کرد اجتماعی، اثبات می نمایند که ارزش اضافی که به نام سود مطرح می گردد، تنها نتیجه کار کارگر است و بس. والی کوچ سرمایه صورت نمی گرفت. عمل کرد سرمایه داری اثبات می کند که استثمار یک واقعیت غیر قابل تردید است که به وسیله ساختار سرمایه عملی می گردد.حرکت ناگریز سرمایه سرشت خود را نفی می کند وماهیت مافیایی ش را افشا می نماید تا آنها که بر سطح پدیده های اجتماعی لیز می خورند و درون مایه و سرشت پدیده ها را ندیده می گیرند، معنای وارونه ی دموکراسی لیبرالی را درک کنند. استثمار، بهره کشی انسان از انسان در سرشت سرمایه داری است ولی این نظام حتی با استثمار د د منشانه هم قادر به ادامه روند خود نیست وتنها با استعمار، سیاست های امپریالیستی، جنگ و نسل کشی می تواند برای مدت کوتاهی به رونق اقتصادی برسد. تارخ چند صد ساله این مناسبات دلیل روشن این واقعیت است. مطالعه تارخ آزمایشگاهی است که دانش ماتریالیسم تاریخی را اثبات می کند. ایدیولوژی مدرنی که این مدافع طبقه استثمار گر اعلام نمودند نامشخص باقی ماند و از کم و کیف آن چیزی نگفتند. در حالی که همه می دانند سرمایه داری تاریخی چند صد ساله دارد وقدیمی تر ازنظام سوسیالیسم علمی است که تنها چند دهه تاریخ دارد. ایشان گفتگو ازنظریه نوین می کنند ولی هیچ اشاره ای به درون مایه وسرشت این نگرش نوین نمی کنند.از سوی دیگر واقیت ها بیانگر پیوند ارگانیک لیبرالیسم با نولیبرالیسم و پست مدرنیسم است. در واقع جهان بینی لیبرالی و نولیبرالی در این دوران فرسودگی وبیماری لاعلاج سرمایه داری، منطق خود را به نگرش پست مدرنیست گره زده است، چون بدون نیاز به چند وچون و بررسی و پژوهش، نظریه پردازی برایش امکان پذیراست و نیازی هم به پاسخ گویی ندارد. از این رو حیرت آور نیست که جناب مهرداد سید عسکری اعلام می کنند: اسیر ایدیولوژی کهنه نشوید!! ولی از ایدیولوژی جدید چیزی نمی گویند؟! در مکتب پست مدرنیست کافی است نقد کنید، دیگر نیازی به پرداختن به درون مایه وسرشت پدیده و چند وچون آن نخواهید داشت. ایشان نیز با این ترفند به پرسشی که خود مطرح کرده بودند، پاسخی ندادند.

در ایران امروز همین مناسبات اقتصادی کابردی می گردد وبدین علت کلیه دستورات صندوق بین المللی پول و بانک جهانی بیش از ۳۰ سال است که عملی می شود، روحانیون در رهبری جامعه تحت تاثیر اقتصاد دانانی هم چون آقای مهرداد سید عسکری بدون توانایی درک عوارض این مناسبات آن را تایید می کنند، که دربرآیند آن، فاجعه اقتصادی، ورشکستگی صنایع بزرگ و کوچک، بیکاری وفقر و فاصله طبقاتی ابعادی نجومی یافته است، سردمداران نظام نیز تا این بحران به مرز غیرقابل باز گشت نرسد، دست از سر این مناسبات بر نمی دارند، چون منافع فردی برخی از آنها که مجری نظام هستند در این نوع ساختار تامین می گردد. شاید زمانی به درک واقعیت اشتباه خود پی ببرند که بسیار دیرشده باشد و ایران به سرنوشت سوریه و لیبی و شاید بدتر از آن دچار شده باشد. در شرایط فعلی حتی اگر تحریم ها نیز برداشته شوند، حاکمیت موجود اولویتی برای منافع بر حق مردم وکاربردی کردن آن اصولی از قانون اساسی که به حقوق مردم پرداخته، قایل نیست. دلارهای نفتی برای لشکر کشی های برخی و مونتاژ انواع اسلحه کافی است، مسایل دیگر هم چون تجارت خارجی ” آزاد” که صنایع داخلی را ورشکسته می کنند دراولویت نیستند. اولویت با خصوصی سازی است تا همه منابع و صنایع بزرگ و کوچک ایران را، حتی سهم نسل آینده نیز به باد فنا، بدهند. در دنیای جهانی شده امروزین نمونه های دیگری هم وجود دارد که می باید دیده شوند تا مردم، درست را از نادرست و زشت را از زیبا تشخیص دهند.

قدرت اقتصادی چین و اشتغال میلیاردی آن بدون فاجعه فقرمانند آن چه در هند می گذرد، مدرک مستند برحق بودن مناسبات اقتصادی سوسیالیستی است. هند سرمایه دار، آمریکا و اروپا با ریاضت اقتصادی بار بحران های اقتصادی نظام سرمایه داری را به دوش مردم می ریزند و سرمایه داران را از مالیات معاف می کنند و برای این روش ضد مردمی خود توجیهی می سازند. از سوی دیگر مخالفت مردم را مانند آن چه در وال استریت رخ داد با سرکوب پاسخ می دهند. سرمایه داری جهانی تحت نام ” دموکراسی”. دیکتاتوری را در شکل پنهان ولی مافیایی ادامه می دهد تا روشنفکران دموکراسی زده با ندیدن واقعیت های پنهان شده ی این ساختار استثمارگر، به توهمات انتزاعی خود برسند و درمدح آزادی که از آن جز شکلی بدون درون مایه نمی شناسند، شعرهای سوزناک”مدرن” وسنتی بسرایند ومقاله ها بنویسند و مانند مسخ شدگانی از خود بیگانه، با قوانین استثمارگرانه ی سرمایه داری زندگی بی محتوای انسانی خود را، ادامه دهند.
معجزه ی تاریخ بشریت، ایجاد مناسبات سوسیالیستی است، که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در هفتاد سال چند قرن توسعه صنعتی سرمایه داری را طی کرد. آن هم بدون استثمار و بدون استعمار ویا مناسبات امپریالیستی. دیکتاتوری پرولتاریا این ساختار مدرن تنها بر علیه آن جهان بینی است که بهره کشی انسان از انسان را مجاز می داند نه آزادی اندیشه. این دیکتاتوری قانونی است که جنایت پنهان را ( بهره کشی انسان از انسان را) ممنوع می کند. همان گونه که حقوق قضایی جنایت و جنحه را منع کرده است.

شما دوستان ارجمند در این شیوه گفتگو این امکان را فراهم می کنید که یک مدافع مناسبات فاشیستی نولیبرالی بدون آن که به پرسش های هوشمندانه برخی از شنوندگان پاسخی بدهند به گفتگوی خود خاتمه دهند. و وارونه سازی های او بدون پاسخی مطرح شدند و در میان افرادی که شناخت منطقی ندارند، باز توجیهات این گونه افراد تایید می گردد. می باید این گفتگو به صورت مناظره صورت می گرفت تا شنونده پاسخ های دو طرف را بشنود وبتواند قضاوت کند.

بازنشسته ای از اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
ناصر آقاجری
آبان ماه ۹۸ ۱۹




تجمع کارگران اعتصابی نیشکر در بازار هفت تپه

امروز چهار شنبه، بیش از هزار نفر از کارگران نیشکر هفت تپه در اعتراض به پرداخت نشدن دستمزد، نداشتن امنیت شغلی، بازگشت به کار اخراجی ها، و برچیده شدن بخش خصوصی، در بازار هفت تپه راهپیمایی کردند
اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه
اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه – آرشیو

امروز چهار شنبه، بیش از هزار نفر از کارگران نیشکر هفت تپه در اعتراض به پرداخت نشدن دستمزدهای خود وهمچنین نداشتن امنیت شغلی و بازگشت به کار همکاران اخراجی خود، و برچیده شدن بخش خصوصی، با خروج از کارخانه به بازار هفت تپه رفته و در آن جا دست به اعتراض و راهپیمایی زدند.

دور تازه ی اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه از هفته ی گذشته آغاز شده و امروز دهمین روز خود را سپری کرده است.

کارگران مطالبات خود در این اعتصاب را به شرح زیر اعلام کرده اند:
پرداخت فوری حقوق و مزایای معوقه
جلوگیری از تجزیه شرکت و املاک
لغو خصوصی سازی و واگذاری شرکت به دولت با نظارت نمایندگان مستقل کارگران هفت تپه
بازگشت به کار همکاران اخراجی
لغو احکام صادره و تعقیب قضایی علیه همکاران کارگران شرکت و حامیان آن ها

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در اطلاعیه ی امروز خود ضمن حمایت خود از مطالبات بحق کارگران هفت تپه که همانا حذف بخش خصوصی و دست یابی به سایر خواسته‌ های این کارگران است، هرگونه تعرض و تهدید و مرعوب کردن کارگران را محکوم کرده وخوهان پایان دادن به پرونده سازی برای کارگران شده است.




کناره‌گیری اِوو مورالس، رئیس‌جمهور بولیوی، در پی اقدام کودتایی نیروهای راست‌گرا

 

  به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۸۹، دوشنبه ۶ آبان ماه

یکشنبه شب گذشته، اوو مورالس،‌ رئیس‌جمهور چپ‌گرای بولیوی، اعلام کرد که از سمت خود استعفا می‌دهد تا اوضاع کشور آرام شود. ناآرامی‌ها و تظاهرات خشونت‌آمیز در بولیوی از زمان برگزاری انتخابات سراسری در روز ۲۸ مهر (۲۰ اکتبر) برای انتخاب نمایندگان مجلس و سناتورها و رئیس‌جمهور و معاونش آن کشور آغاز شد. اعتراض مخالفان به دستکاری در آرا و تقلب در انتخابات بود. کمیتهٔ نظارت بر انتخابات اعلام کرد که اوو مورالس با کسب ۴۷٫۱درصد آرا برندهٔ انتخابات است، چون طبق قانون، بیشتر از ۴۰درصد رأی آورده است و اختلاف رأی او با آرای نزدیک‌ترین رقیبش (۳۶٫۵درصد) بیشتر از ۱۰درصد است و نیازی به برگزاری دور دوّم انتخابات نیست.

امّا هواداران کارلوس مسا، رئیس جمهور سابق بولیوی و رقیب اصلی مورالس، حتّی پیش اعلام نتیجهٔ نهایی اعلام کردند که انتخابات سالم نبوده است و می‌بایست به دور دوّم کشیده شود، و به این ترتیب اعتراض‌های خیابانی را آغاز کردند. رسانه‌های غربی و به‌ویژه آمریکایی نیز از همان روز برگزاری انتخابات، موضوع دستکاری در رأی‌ها و تخلف در انتخابات را شروع کردند.

در پی به درازا کشیدن اعتراض‌ها به نتیجهٔ انتخابات، مورالس نخست خواستار گفت‌وگو با حزب‌های مخالف شد ولی پس ازسر باز زدن آنها از گفت‌وگو، به پیشنهاد سازمان کشورهای آمریکایی تن به لغو نتیجهٔ انتخابات و برگزاری مجدد انتخابات داد. ولی بر اثر اعمال خشونت علیه فعالان و رهبران “جنبش به سوی دموکراسی” (سازمان سیاسی که خود مورالس متعلق به آن است) از جمله خود مورالس، آدم‌ربایی، ارعاب روزنامه‌نگاران، و آسیب رساندن و به آتش کشیدن خانه‌های مقام‌های دولت و خانواده‌های آنها (از جمله منزل خواهر رئیس‌جمهور) توسط معترضان از یک سو، و درخواستِ فرماندهٔ نیروهای مسلح بولیوی، مورالس یکشنبه شب اعلام کرد که خودش و معاونش هر دو استعفا می‌دهند تا از خشونت بیشتر جلوگیری و آرامش برقرار شود. او در بیانیهٔ رسانه‌یی‌اش گفت: “من تصمیم به استعفا گرفتم تا کارلوس مسا… دست از آزار و اذیت هزاران تن از مردم بردارد… وظیفهٔ من حفظ صلح و آرامش است و رودررو شدن ما اهالی بولیوی برایم دردآور است… ما برای برابری، برای صلح، مبارزه خواهیم کرد.” او در توییتی که در همین روز منتشر کرد، نوشت: “مبارزه ادامه دارد. این پایان کار نیست… اگر سیاست‌های صندوق بین‌المللی پول به بولیوی بازگردد، بدتر از این بر سر بولیوی خواهد آمد.” همراه با استعفای اوو مورالس و معاونش، رئیس مجلس سنا که طبق قانون ریاست موقت جمهوری را به عهده می‌گیرد، استعفا داد. شماری از وزیران و نمایندگان پارلمان نیز استعفا دادند. به این ترتیب، خلئی در در دستگاه دولتی بولیوی پیدا شده است که احتمالاً مورد استفادهٔ مخالفان قرار خواهد گرفت.

اوو مورالس در پیامی توییتری که دوشنبه صبح منتشر کرد، نوشت: “مسا و کاماچو [از رهبران مخالفان]، توطئه‌گران و تفرقه‌اندازان، در تاریخ به عنوان نژادگرا و کودتاچی شناخته خواهند شد… مسئولیت آرام کردن کشور و تضمین ثبات سیاسی و همزیستی مسالمت‌آمیز مردم با آنهاست. دنیا و میهن‌دوستان بولیوی کودتا را مردود می‌دانند… آنها اکنون دروغ می‌گویند و در اغتشاش و خشونتی که را خودشان باعث شده‌اند، می‌خواهند به گردن ما بیندازند.”

اوو مورالس نخستین بار در سال ۲۰۰۵/۱۳۸۴ به ریاست‌جمهوری انتخاب شد و پس از آن نیز سه بار دیگر در انتخابات پیروز شد و در مجموع ۱۳ سال رئیس‌جمهور بولیوی بود. او نخستین رئیس‌جمهور بولیوی از میان بومیان (یا به‌اصطلاح سرخ‌پوستان) آن کشور بود، خودش و دولتش را در خدمت زحمتکشان می‌دانست، و گرایش به سوسیالیسم داشت. مورالس در طی سال‌های ریاست‌جمهوری‌اش از سال ۲۰۰۶ تا کنون طرح‌های اجتماعی-اقتصادی زیادی را به سود زحمتکشان و تهی‌دستان جامعه اجرا کرد و اقتصاد بولیوی را در زمینه‌های گوناگون، از جمله در صنعت حمل‌ونقل و صنعتی‌سازی و تولید انرژی، بهبود زیادی بخشید به طوری که تولید ناخالص آن کشور تا سال ۲۰۱۳ سه برابر شد. در دورهٔ ریاست‌جمهوری مورالس، میزان فقر ۴۲درصد و میزان فقر مفرط ۶۰درصد کاهش یافت. دولت‌های مورالس با اجرای سیاست‌های اقتصادی مردمی، بودجهٔ‌ خدمات دولتی را طی نه سال اوّل ۷۵۰درصد افزایش دادند که حاصل آن، ساختن شمار زیادی مدرسه، ورزشگاه، و درمانگاه بود. بولیوی از جمله کشورهایی است بیشترین افزایش را در حداقل مزدهای واقعی در آمریکای لاتین داشته است و آهنگ رشد درآمد سرانهٔ آن دو برابر میانگین آمریکای لاتین بوده است. سیاست‌های امنیت غذایی دولت‌های مورالس برای تأمین خوراک مورد نیاز مردم، در میان کشورهای آمریکای لاتین مثال‌زدنی است. این سیاست‌های داخلی، و نیز سیاست خارجی بولیوی در زمان ریاست‌جمهوری مورالس در دفاع از صلح و استقلال، به مذاق راست‌گرایان داخلی و خارجی خوش نیامد. روابط دیپلماتیک میان بولیوی و آمریکا نیز از سال ۲۰۰۹ در سطح سفیر قطع شد.

شماری از رهبران و سازمان‌های بین‌المللی همبستگی خود را با مورالس اعلام کردند. آلبرتو فرناندز که به تازگی در انتخابات ریاست‌جمهوری آرژانتین پیروز شد و به‌زودی سوگند خواهد خورد، کناره‌گیری مورالس را ناشی از “کودتایی علیه رئیس‌جمهور” خواند و گفت: «ما مدافعان نهادهای دموکراتیک، خشونت لگام‌گسیخته‌ای را که نگذاشت دورهٔ ریاست‌جمهوری اوو مورالس به پایان برسد و روند انتخابات را تغییر داد، مردود می‌دانیم.” لولا داسیلوا رئیس‌جمهور پیشین برزیل که به تازگی از زندان آزاد شد نیز اقدام به کودتا علیه مورالس و مجبور کردن او به استعفا را محکوم کرد. دولت‌های نیکاراگوئه، ونزوئلا، کوبا، و مکزیک و سازمان کشورهای عضو اتحاد بولیواری ملّت‌های آمریکای ما نیز در پیام‌هایی که منتشر کردند، اقدام نیروی دست‌راستی به کودتا علیه مورالس را محکوم و پیشتیبانی خود را از دولت بولیوی اعلام کردند. وزیر امور خارجی کوبا نیز ضمن ابراز همبستگی با مورالس، خواستار “بسیج جهانی برای دفاع از زندگی و آزادی اوو مورالس” شد. در اروپا نیز جرمی کوربین رهبر حزب کارگر بریتانیا و ژان لوک ملانشون رهبر حزب چپ‌گرای “فرانسهٔ تسلیم‌ناپذیر” در پیام‌های خود آنچه را که در بولیوی رخ داد کودتایی علیه مردم بولیوی و مورالس خواندند و محکوم کردند. به گزارش پایگاه خبری “انتخاب”، سفیر بولیوی در تهران با اشاره به رویدادهای اخیر در کشورش، گفت که “کودتای رخ داده در بولیوی رنگ فاشیستی دارد و جان اوو مورالس در خطر است.” این در حالی است که راست‌گرایان حاکم در برزیل و شیلی و همتاهای آمریکایی آنها با شادمانی از آنچه در بولیوی در جریان است استقبال کردند.

اوو مورالس در پیام توییتر دوشنبه صبحش از همبستگی حامیانش در بولیوی و در خارج از کشور تشکر کرد و نوشت: “بسیار سپاسگزار همبستگی مردم بولیوی و جهان هستم که توصیه‌ها و پیشنهادها و حمایت آنها از من به ما دلگرمی، قوّت، و انرژی می‌دهد. [این پیام‌ها] مرا تحت تأثیر قرار داد و اشک به چشمانم آورد. آنها هرگز مرا رها نکردند؛ من هرگز آنها را رها نخواهم کرد.”

حزب تودهٔ ایران در کنار دیگر نیروهای ترقی‌خواه جهان، اقدام کودتایی جدید نیروهای دست‌راستی را در آمریکای لاتین، این بار علیه دولت و شخص اوو مورالس، رئیس‌جمهور منتخب مردم بولیوی، که سیاست‌های آنها پیشرفت اجتماعی-اقتصادی چشمگیری را در آن کشور به دنبال داشته است، محکوم می‌کند و همبستگی خود را با مردم بولیوی، حزب کمونیست بولیوی، و دیگر ترقی‌خواهان بولیوی و آمریکای لاتین در پیکارشان برای ادامهٔ روند تحقق دموکراسی، عدالت اجتماعی، و استقلال اعلام می‌کند.

  به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۸۹، دوشنبه ۶ آبان ماه




اعتراض نهادهای کارگری و اجتماعی به سرکوب بازنشستگان در برابر مجلس

برخورد خشونت آمیز پلیس و نیروهای امنیتی با بازنشستگان در جریان تجمع روز گذشته آن ها در برابر مجلس اسلامی که به ضرب و شتم و بازداشت عده ای از شرکت کنندگان در تظاهرات انجامید، مورد اعتراض تشکل های کارگری و اجتماعی قرار گرفته است
Bildergebnis für ‫تظاهرات بازنشستگان در برابر مجلس‬‎

برخورد خشونت آمیز پلیس و نیروهای امنیتی با بازنشستگان در جریان تجمع روز گذشته آن ها در برابر مجلس اسلامی که به ضرب و شتم و بازداشت عده ای از شرکت کنندگان در تظاهرات انجامید، مورد اعتراض تشکل های کارگری و اجتماعی قرار گرفته است.

سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در اطلاعیه ای با عنوان «ضرب و شتم بازنشستگان در اطراف مجلس و دستگیری تعدادی از آنان» نوشت: روز یکشنبه ۱۹ آبان، بازنشسته‌های کشوری و تامین اجتماعی که برای پیگیری مطالباتشان قصد تجمع اعتراضی در مقابل مجلس داشتند، مورد ضرب و شتم شدید پلیس و نیروهای امنیتی قرار گرفتند. بر اساس خبر های منتشر شده استقرار زیاد پلیس و نیروهای امنیتی در محل، مانع از شکل‌گیری تجمع شده است. حداقل ۱۰ تا ۱۵ تن از بازنشستگان دستگیر و به پلیس امنیت خیابان وزرا منتقل شده‌اند. ویدیویی هم منتشر شده که در آن تعدادی از بازنشستگان در کنار مترو بهارستان در حال شعار دادن هستند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حمله به تجمع اعتراضی بازنشستگان در مقابل مجلس را قویا محکوم کرده و‌ خواستار آزادی فوری و بی‌قید و شرط تمام بازداشت‌شدگان شده است.

گروه اتحاد بازنشستگان از جمله گروه های فراخوان دهنده برای این تجمع با انتشار بیانیه ای نوشته است: امروز ۱۹ آبان چهره های مصمم بازنشستگان و جان هایی که همدل و متحد به شوق اعتراض جمعی و فریاد از بیداد، انرژی دو صد چندانی گرفته بودند ، ایستگاه های مترو را پر کرده بود. بسیاری علیرغم بیماری و شرایط سرما، خستگی را به جان خریده و از شهرستان ها خود را به همراهان رسانده بودند. اما از پله های مترو بهارستان به بالا، منطقه در محاصره نیروهای امنیتی_ انتظامی، زنان ویژه سرکوب و گشت های موتور سوار قفل شده بود و همه را به خارج از محوطه هدایت میکردند. اما بازنشستگان باز بصورت جمعی حرکت کرده و یکدیگر را می یافتند و دنبال فرصتی برای شکستن فضا و اعتراض بودند. جمع های پراکنده در پیاده روها شعار آزادی معلمان و کارگران زندانی، معیشت منزلت… خط فقر … و … را سر دادند ولی یورش و فشار نیروهای انتظامی و لباس شخصی هایی که جمعیت را کنترل می‌نمودند مانع از تحرک بیشتر میگردید. آخرین خبرها حاکی از ضرب و شتم و دستگیری تعدادی از بازنشستگان و انتقال آنان به وزرا می‌باشد. ضمن محکوم کردن این اعمال سرکوبگرانه در ممانعت از تجمع مسالمت آمیز و شنیده شدن فریاد مطالبه گرانه بازنشستگان، خواهان آزای بازداشت شدگان به فوریت و بی قید و شرط هستیم.
در پایان این اطلاعیه آمده است: بازنشستگان و شاغلین که در قبال کار و زحمات چندین ساله خویش، سفره ها و زندگیشان، در هم پیچانده شده است، عقب نخواهند نشست و حقوق مسلم خود را باز هم پیگیر بوده و فریاد خواهند زد.

شورای بازنشستگان ایران، یکی دیگر از دعوت کنندگان به تجمع روز یکشنبه در بیانیه ای اعتراض آمیز پیرامون «لشکرکشی» علیه تجمع بازنشستگان نوشته است:
امروز یکشنبه ١٩ آبان طبق فراخوانی که اعضای صندوقهای مختلف بازنشستگی برای پیگیری مطالبات خود اعلام نمودند، جمعیت انبوهی از بازنشستگان بسمت مجلس و میدان بهارستان حرکت کردند ولی پیش از پیوستن به صفوف خود و آغاز تجمع با صحنه ای از آرایش نیروهای امنیتی و نظامی مواجه شدند بطوریکه خروجی های مترو و خیابانهای اطراف بهارستان مملو از نیروهای سرکوبگر، چه نظامی و چه لباس شخصی بود.
در این فضای بشدت کنترل شده، حتی از حضور ۲ الی۳ نفر در کنار یکدیگر بشدت ممانعت می نمودند.
در این اطلاعیه قید شده است: این درجه از سرکوب برای تجمع بازنشستگانی که همواره صلح آمیز ترین و قانونی ترین شیوه های تجمعی را برگزار کرده اند، بی سابقه بوده است.
بنابر این اطلاعیه، یکی دیگر از ویژه گیهای قابل توجه حضور چشمگیر زنان پلیس بود که نشان از هراس آنان از حضور گسترده زنان در تجمعات است.
طبق مشاهدات عینی، تعدادی از بازنشستگان تهدید، دستگیر و گوشی هایشان مصادره گردید.
شورای بازنشستگان ایران خاطرنشان کرده است: بازنشستگانی که پس از سالها زحمت، باتوجه به صندوق های غارت شده و معیشت چهار برابر زیر خط فقر، وضعیت نابسامان درمان و بهداشت زندگی میکنند، چیزی برای از دست دادن ندارند که با این فشارهای سیستماتیک به عقب نشینی تن دهند.
شورای بازنشستگان ایران ضمن محکوم نمودن این لشگر کشی شدید علیه بازنشستگان به نهادهای مسئول اعلام داشته است این تعرض آشکار به مطالبه گری بازنشستگان بی پاسخ نخواهد ماند و بازنشستگان تا رسیدن به خواسته های خود، همچنان به پیگیری مطالبات خود ادامه خواهند داد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری: نیز با انتشار اطلاعیه ای به رفتار خشونت آمیز حکومت در برابر بازنشستگان و ضرب و شتم آن ها اعتراض کرده و نوشته است: کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری حمله به تجمع بازنشستگان را شدیدا محکوم کرده و‌ خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط تمام باز داشت شده گان می باشد.




این کودتاست!

 

در بولیوی کودتایی رخ داده است! پس از حدود سه هفته از برگزاری انتخابات ریاست‌ جمهوری بولیوی که با پیروزی اوو مورالس در دور اول خاتمه یافت، سرانجام مجموعه‌ای از تحرکات غیرقانونی مخالفان مورد حمایت ایالات متحده، به کودتا علیه رئیس‌جمهور منتخب کشور انجامید.

مخالفان دولت در ابتدا با ادعای وقوع «تقلب» در انتخابات، اغتشاشات خیابانی را در دستورکار قرار دادند و طی این مدت اقدام به آتش‌زدن اماکن دولتی، ربودن و آزار و تهدید برخی هواداران دولت و ضرب‌وجرح فعالان اجتماعی بومی (حامیان اصلی رئیس‌جمهور) کردند.

درحالی‌که مورالس پذیرفته بود انتخابات مجدد برگزار کند، کارلوس مسا، سیاستمدار متکی به حمایت امریکا و رقیب شکست‌خوردهٔ انتخاباتی مورالس مدعی شد انتخابات مجدد فقط درصورتی مشروعیت دارد که مورالس و معاونش، آلوارو گارسیا از شرکت در آن منع شوند.

ساعتی بعد، مورالس تحت فشار فرماندهان ارتش و با عنوان «جلوگیری از خون‌ریزی و برادرکشی» از سمت خود استعفا کرد.

اتحاد عدالت‌خواهان ایران این دسیسه را مصداق بارز کودتا علیه رئیس‌جمهور قانونی بولیوی، و اقدامی ضد دموکراسی و قانون اساسی کشور می‌داند و تمام نیروهای مترقی را به حمایت از مورالس و جنبشی که او در تمام این سال‌ها برای تحقق عدالت اجتماعی رهبری کرده، فرامی‌خواند.

محکومیت کودتا در بولیوی صرفاً نخستین گام برای جلب حمایت بین‌المللی به‌منظور دفاع از مردم‌سالاری در بولیوی، و دستاوردهای چشمگیر دولت مورالس در فقرزدایی، استیفای حقوق بومیان، و بسط عدالت اجتماعی در این کشور است.

شورای مرکزی اتحاد عدالت‌خواهان ایران

۲۰ آبان ۱۳۹۸

 

 

 





نسل‌کشی سرخپوستان و قتل‌عام مداوم اساس موجودیت ایالات متحده آمریکا

سرگئی پطروف (Sergey Petrov)

https://riafan.ru/1211811-genocid-indeicev-i-neprekrashayushiesya-ubiistva-stali-osnovoi-sushestvovaniya-ssha

ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2019/11/09/

ایالات متحده فعلی آمریکا که «چراغ» دموکراسی حساب می‌شود، فقط امروز نیست که با تحمیل جنگ به همه جهان تمامی قوانین انسانی و اخلاقی قابل تصور را نقض می‍کند. ایالات متحده آمریکا کشوری است که از ابتدا با خونریزی و ظلم بر جمعیت بومی و نسل‌کشی آن ساخته شده است.

ایالات متحده آمریکا را افراطیون مذهبی معتقد به ویژه و برگزیدۀ خدا بودن خود بنیان نهادند. در اصل همه آنهایی را که با سفیدپوستان آمریکایی بنوعی تفاوت داشتند، آدم حساب نمی‌کردند، بدین سبب، ایالات متحده آمریکا بعنوان یک کشور از ابتدا بر اساس نسل‌کشی خشن جمعیت بومی ساکن آمریکای شمالی ساخته شد.

اگر چه این نسل‌کشی امروز تا حدودی شکل «متمدنانه‌» بخود گرفته، اما همانطور که در مقالۀ مربوط به جزئیات مشکلات سرخپوستان(۱) هم در اردوگاههای نگهداری خود و هم در خارج از آنها گفته می‌شود، هرگز متوقف نشد. سخن از مشکلاتی مانند فقر، وحشیگری پلیس، قتل‌عام، بی‌کاری، گرسنگی و بوم‌شناسی، محیط زیست و دیگر اشکال فشار در میان است، که «آخرین موهیکان»‌ها از آنها رنج می‌برند.

(جای تصویر)

نسل‌کشی سرخپوستان و قتل‌عام مداوم اساس موجودیت ایالات متحده آمریکا

گناه اصلی آمریکا

دموکراسی که آمریکا به آن فخر می‌فروشد، از آغاز فقط برای سفیدپوستان در نظر گرفته شد، ابتدا بر روی خون سرخپوستان و سپس، خون بردگان سیاه، که هزار هزار از آفریقا برای کار در مزارع آوردند، بنا شد.

نخستین استعمارگران بنیادگرایان مذهبی اصیل بودند: آنها که خود را پیروان راستین تعالیم مسیح تصور می‌کردند، هر کسی را که اعتقاد یا رنگ دیگری داشتند، مشمول شفقت مسیحیت نمی‌دانستند. بر این اساس، زمانی که استعمارگران چاه سرخپوستان را مسموم کردند، بین آنها پتو‌های آلوده به ویروس آبله توزیع کردند یا به قتل‌عام کامل ساکنان بومی آمریکای شمالی دست زدند، هیچ تردید بخود راه ندادند وعذاب وجدان نکشیدند.

در واقع، مهاجران که پس از خرید جزیره منهتن، خود را آمریکایی می‌نامند، سیاست نسل‌کشی ساکنان بومی را بلاانقطاع با توسل به هر وسیله‌ ممکن، از قتل‌عام‌های نامنظم تا اکولوژی سازمانیافته(۲) پیش بردند (رجوع کنید به مقالۀ «نسل‌کشی با ابزاری دیگر»). ارتش آمریکا در طول جنگ با سرخپوستان، بمنظور محکوم کردن ساکنان بومی به انقراض کامل از راه گرسنگی دادن، بوفالوها را در دشت‌ها می‌کشت.

(جای تصویر)

دموکراسی که آمریکا به آن فخر می‌کند، از آغاز برای سفیدپوستان در نظر گرفته شده است

نسل‌کشی ادامه دارد

نباید تصور کرد، که جنایات ایالات متحده آمریکا علیه بومیان آمریکا، و در واقع، جنایات آن علیه بشریت به گذشته مربوط است. امروزه در حقیقت همه سرخپوستان، که تنها آمریکایی‌های واقعی هستند، در شرایط وحشتناک کوچگاه‌ها بسر می‌برند. اکثریت قریب به اتفاق این اردوگاه‌های نگهداری در مناطق دارای آب و هوای سخت، فاقد خاک حاصلخیز یا چراگاه‌های غیرلازم برای سفیدپوستان زندگی می‌کنند.

با این حال، سرخپوستان نه تنها از نظر قلمرو، حتی از نظر اقتصادی نیز به حاشیه رانده شده‌اند. بالاترین میزان بی‌کاری، فقر مفرط، سطح بسیار نازل تحصیلات در میان جمعیت بومی آمریکا مشاهده می‌شود. در مناطق نگهداری هیچگونه نظام بهداشتی وجود ندارد. هیچ راه رشد و ترقی برای جوانان سرخپوست وجود ندارد تا بتوانند با جامعه سازگار شوند. همه اینها هیچ معنای دیگری غیر از نسل‌کشی در طول زمان ندارد.

در این باره در گزارش مشروح دایر برعدم درک ابعاد گستردۀ مشکلات ساکنان بومی آمریکا(۳)، از جمله، بوسیلۀ رسانه‌های گفته می‌شود.

در این گزارش، بویژه گفته می‌شود، که جمعیت بومی تا امروز نیز در آمریکا انسان درجه دو، حتی درجه سه شمرده می‌شود. این نه فقط یک نژادپرستی معمول، حتی مغرضانه‌ترین نگانه رژیم آمریکا و رسانه‌های جمعی نسبت به بومیان آمریکایی می‌باشد. پیامد این نگرش آنچنان شرایطی است، که هر وقت سرخپوستان قصد دارند مشکلات خود را بیان نمایند، هیچ‌کس صدای آنها را نمی‌شنود و حتی نمی‌خواهد بشنود.

(جای تصویر)

در فواصل بین قیام‌ها، جمعیت بومی در پاسخ به تلاشهای سفیدپوستان برای غصب همین اراضی کوچک باقی‌مانده و یا ‌راه‌اندازی موسسات تولیدی مضر در اردوگاههای نگهداری خود به اقدامات زیادی بشکل نافرمانی مدنی دست می‌زند

تا «آخرین نفر قبیلۀ موهیکان»

تعداد زیاد قیام‌های مسلحانه سرخپوستان، که تقریبا هر ده سال یک بار اتفاق می‌افتد، یکی از شاخص‌های رنج و عذاب آمریکایی‌های بومی در ایالات متحده معاصر محسوب می‌شود. در فواصل بین قیام‌ها، جمعیت بومی در پاسخ به تلاشهای سفیدپوستان برای غصب همین اراضی کوچک باقی‌مانده و یا ‌راه‌اندازی موسسات تولیدی مضر در کوچگاههای خود به اقدامات زیادی بشکل نافرمانی مدنی دست می‌زند. البته، همه این قیام‌ها و اعتراضات با خشونت تمام سرکوب می‌شوند (رجوع شود به گزارش «تشدید فعالیت بومی‌های آمریکا(۴) از سال‌های ۱۹۶٠»).

بنا به اذعان کارشناسان، بومیان آمریکا تا امروز همچنان محروم‌ترین گروه قومی در ایالات متحده آمریکا هستند. علاوه بر این، در آینده قابل پیش‌بینی هیچ امیدی نیست، که اوضاع در جهت بهتر تغییر یابد. به این ترتیب، انقراض مردم بومی ایالات متحده آمریکا تا «آخرین نفر قبیلۀ موهیکان» ادامه خواهد یافت. گزارش تصویری(۵) در مورد زندگی سخت و بسیار اسفناک بومیان آمریکا در کوچگاهها این مدعا را تأئید می‌کند.

۱۹ آبان- عقرب ۱۳۹۸

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)- https://www.huffpost.com/entry/13-native-american-issues_n_55b7d801e4b0074ba5a6869c?guccounter=1&guce_referrer=aHR0cHM6Ly93d3cuZ29vZ2xlLmNvbS8&guce_referrer_sig=AQAAABGMklFuHE72zthfwJ55xGcMcfretOuU_CdqOo6MmniG1QzLx0B6IZDsi5T4QioxYP0MBCoQuZoHwqQBsEk9o-KEShanhIRa6My1LQfgo8M-DHyTqFiNX0jhoiuDKPAFjUQVY4_OlXCndfoOO3k_QbHg13qbink7YVr9ZSAthXmq

(2)- https://newsmaven.io/indiancountrytoday/archive/genocide-by-other-means-u-s-army-slaughtered-buffalo-in-plains-indian-wars-nEWiK2AZik-yWbnFLXOqfw/

(3)- https://www.voanews.com/usa/report-us-news-media-part-problem-misunderstanding-native-americans

(4)- https://www.zinnedproject.org/materials/native-american-activism-1960s-to-present/

(5)- https://www.huckmag.com/art-and-culture/photography-2/native-american-reservation-pine-ridge-photography/




تجمع بزرگ بازنشستگان در برابر مجلس

بازنشستگان تامین اجتماعی امروز (یکشنبه) در برابر مجلس شورای اسلامی تجمع بزرگی برپا کردند. پلیس در بهارستان حکومت نظامی اعلام نشده برقرار کرده بود. ده ها تشکل مختلف از این تجمع حمایت کرده بودند
تجمع بازنشستگان

بازنشستگان تامین اجتماعی امروز (یکشنبه) در برابر مجلس شورای اسلامی تجمع بزرگی برپا کردند. این تجمع در پی فراخوان های قبلی از سوی تشکل های مختلف بازنشستگان کشور صورت گرفت. این فراخوان مورد حمایت گسترده ی تشکل های بازنشستگان، فرهنگیان و کارگران قرار گرفته بود.

بنابر گزارش ها، پیش از برگزاری این تجمع حکومت نظامی اعلام نشده در منطقه ی بهارستان برقرار شده بود و نیروهای پلیس و از جمله پلیس زن و نیروهای ضدشورش محوطه ی اطراف بهارستان را اشغال کرده بودند. ماشین های خالی پلیس و ون های پارک شده در خیابان ها خبر از تصمیم حکومت به دستگیری گسترده ی شرکت کنندگان در این تجمع می داد.

گزارش ها حاکی است بیش از چند هزار نفر از شهرهای مختلف ایران در این تجمع بزرگ شرکت کردند. پلیس که از حضور انبوه جمعیت غافلگیر شده بود، سعی در متفرق کردن تجمع کنندگان کرد. نیروهای امنیتی تعدادی را به طرف پارک جلوی محوطه سازمان برنامه وبودجه و گروهی را به طرف میدان بهارستان و دسته دیگری را به سمت بیمارستان رهی معیری راندند.

با این حال تظاهرات بازنشستگان با شعارهایی نظیر:
معلم زندانی آزاد باید گردد،
معیشت منزلت سلامت، حق مسلم ماست!
خط فقر ۸ میلیون، حقوق ما ۲ میلیون!
فریاد فریاد از این همه بی داد!
این همه بی عدالتی، هرگز ندیده ملتی!
گرانی، تورم؛ بلای جان مردم!
پلیس برو دزد را بگیر!
تا حق خود نگیریم، از پا نمی نشینیم!
تجمع تشکل حق مسلم ماست!
ادامه یافت.

تعدادی از تجمع کنندگان از جلوی بیمارستان رهی معیری به سمت پارک نزدیک مترو گروهی از میدان بهارستان به سمت پارک مترو راه پیمایی کردند و با تکرار شعارهای خود فضای پلیسی منطقه را شکستند.

بنابر گزارش ها تعدادی از بازنشستگان و شرکت کنندگان در این تجمع توسط پلیس دستگیر شدند. اسامی دستگیرشدگان هنوز اعلام نشده است.

این تجمع اعتراضی حدود ساعت دوازده ظهر به پایان رسید.

بیانیه تجمع اعتراضی ۱۹ آبان

ما بازنشستگان بار دیگر در مقابل بی توجهی مسئولین، در یک حرکت متحدانه، در مصاف با شرایطی بیسابقه از فقر و فلاکت تحمیلی تجمع خواهیم کرد.
درطول سا‌ل جاری ، دولت و مجلس حتی از اجرای قوانین نیم بند تصویب شده ی خود به بهانه عدم تامین بودجه کافی، سر باز زده و کماکان تعرض مداوم به سطح زیست و معیشت بازنشستگان را ادامه میدهند.
علاوه بر این، هیچ اقدام جدی در مورد کاهش نرخ تورم و افزایش و ترمیم حقوق بازنشستگان مطابق هزینه سبد خانوار، توانمندسازی سازی و احیای ظرفیت صندوق ها ، پرداخت بدهی های دولت به آن ها و کنترل و نظارت نمایندگان واقعی بازنشستگان بر صندوق ها صورت نگرفته است.
مشکلات بهداشت و درمان عمق بیشتری یافته و مطالبه درمان مناسب و بیمه کارآمد و موثر همچنان بی پاسخ مانده است.

ما بازنشستگان نیز همانند سایر اقشار زحمتکش جامعه، سال هاست که با زندگی حداقلی و زیرخط فقر دست و پنجه نرم کرده و به جز تصویب افزایش دستمزدی تحقیرآمیز برای هرسال و سرکوب، بازداشت، وثیقه و زندانی کردن فعالان جنبش های مطالباتی، پاسخ دیگری نگرفته ایم.

تنها راه برون رفت از شرایط فعلی اتحاد و یکپارچگی بازنشستگان و همه مزدبگیران حول مطالبات مشترک، با حضور گسترده و خستگی ناپذیر در تجمعات و اعتراضات بطور مستمر می باشد.

در پی فراخوان تجمع گروه های بازنشستگان، ما امضا کنندگان این بیانیه، روزیکشنبه ۱۹ آبان، مقابل مجلس و سازمان برنامه و بودجه گرد هم خواهیم آمد و دادخواهی خود علیه وضعیت غیر قابل تحمل موجود را تا رسیدن به مطالبات بحقمان همگام و همصدا فریاد خواهیم زد.

١-اتحاد بازنشستگان ایران
٢-گروه بازنشستگان تامین اجتماعی
٣-گروه ۱۹ اسفند.
۴-گروه اتحاد بازنشستگان
۵-چالش صنفی معلمان ایران
۶- اتحاد بازنشستگان
٧-پیشکسوتان آ. پ. پارک شهر
٨-شورای بازنشستگان ایران
٩ – انجمن صنفی بازنشستگان
١٠ – گروه بازنشستگان مطالبه گر
١١- همراهان١ بازنشستگان گیلان
۱۲-گروه معلمان هم آوا
١٣-اتحاد سراسری بازنشستگان
۱۴گروه بازنشستگان پارک اندیشه ۱۵ بازنشستگان استان تهران
۱۶_گروه تلگرامی اتحاد کارگر و معلم ضمن تاکید براحیای تشکل های مستقل توده ای، در کارخانه سندیکا و کمیته کارخانه، در محلات کمیته محلات و کمیته زنان و… حمایت خود را از تجمع اعلام میدارد.
۱۷_اتحادیه کارگران بازنشسته (مرکز فعالیت اهواز) ضمن تاکید بر ایجاد تشکل های مستقل توده ای، سندیکا و کمیته کارخانه و کمیته محلات و کمیته زنان، از تجمع ۱۹آبان اعلام پشتیبانی میکند.




و آمریکا، سوسیالیسم را کشف می کند!

هفتاد درصد جوانان آمریکا حاضرند به یک سوسیالیست رای دهند

تحقیقات سالانه یک انجمن ضد کمونیستی در آمریکا، حاکی از نفوذ و گسترش جدید یک ایده سیاسی است که درگذشته در کشور “پادشاهی” سرمایه داری، منفور بوده است.

گردانندگان این انجمن می خواستند با نزدیک شدن به جشن سی امین سالگرد سقوط دیوار برلین، حرکت خوبی انجام دهند. اما  آنها بر خلاف انتظار بار دیگر نتیجه عکس را در تحقیات خود جمع آوری کردند. انجمن ضد کمونیستی “بنیاد یادبود قربانیان ضد کمونیسم”، نظرسنجی سالانه خود را منتشر کرد و نتایج آن هر سال کمی نومیدانه تر برای انجمن است. بنظر می رسید که  دوسال پیش، نسلی که بین سالهای ۱۹۸۱ و ۱۹۹۶ در ایالات متحده به دنیا آمدند، از کلمه “سوسیالیسم” برداشت مثبت تر از “سرمایه داری” داشتند. نظر سنجی سال گذشته حاکی از آن بود که ۴۶٪ از همین نسل اظهار داشتند که ترجیح می دهند در یک جامعه “سوسیالیستی” زندگی کنند ، ۴۰٪ در یک جامعه “سرمایه داری” و ۶٪ در یک جامعه “کمونیستی”.

حال ببینیم نتایج نظر سنجی ۲۰۱۹ در برگیرنده چه پاسخی است؟ تعداد عناصر موجود در پاسخ ها احتمالاً می توانند موجب زخم معده  سیاسی سفارش دهندگان این نظر سنجی شوند. ۷۰ درصد متولدین دهه های فوق می گویند که آماده رای دادن به یک کاندیدای سوسیالیست هستند. یعنی ۱۰ درصد افزایش در یک سال. از نظر عددی، این پتانسیل یعنی ۵۰ میلیون رأی دهنده. این یک خبر خوب برای برنی سندرز است  که همایش انتخاباتی خود را با گفتمان اساسی در مورد “سوسیالیسم دموکراتیک” آغاز کرد. به عنوان مثال ، تقریبا نیمی از افراد زیر ۴۵ سال فکر می کنند که تحصیلات دانشگاهی باید کاملاً رایگان باشد، پیشنهاد مهم کمپین حزب دموکرات در سال ۲۰۱۶٫. یک پنجم افراد زیر ۳۵ سال موافق لغو مالکیت خصوصی هستند. قدر مسلم این میزان هنوز برای ارائه یک پیشنهاد سیاسی معتبر بسیار اندک است، اما با این وجود ۱٪ افراد بیش از ۶۵ سال  طرفدار لغو مالکیت خصوصی هستند، این قابل توجه است. در باره ” کمونیسم”، ۳۶ درصد از همان نسل دهه ۸۰ و ۹۰، ارزیابی مثبتی به “کمونیسم” داشتند. این نشان دهنده ۸درصد رشد نسبت به سال گذشته را نشان می دهد.

سرانجام اینکه در این نظر سنجی ،۲۷ درصد همه آمریکایی ها معتقدند که دونالد ترامپ تهدید اصلی برای صلح جهانی است. ۲۲ درصد کیم جونگ اون رهبر کره شمالی و ۱۵ درصد ولادیمیر پوتین را تهدید اصلی برای صلح در جهان دانسته اند.

ماریون اسمیت، مدیر این انجمن می گوید: “فراموشی تاریخی در مورد خطرات کمونیسم و سوسیالیسم در همه ابعاد آن فوق العاده آشکار شده است.” اما می توان نتیجه دیگری گرفت: جنگ سرد به ویژه در ذهن نسلهای جدید به خوبی به پایان رسیده است.

کاستا گاوراس، سینماگر فرانسوی یونانی تبار، در توئیت خود نسبت باین مقاله می نویسد: “وقتی جوانان آمریکایی، آمریکای خود را کشف می کنند”.

این نظرسنجی چه چیزی را به ما می گوید … آمریکایی هایی جوانی که من وقتی به آنجا برای ارائه فیلم هایم می روم، در محافل دانشگاهی با آنها ملاقات می کنم، درباره نقش کشورشان در آمریکای لاتین و سایر نقاط جهان اطلاعات زیادی ندارند. آنها هنوز فکر می کنند که آمریکا برای نجات دموکراسی و رهایی کشورها از بدبختی در همه جا حضور دارد. ترس از کمونیسم، از سوسیالیسم، روز به روز بیش از پیش کاهش می یابد. جنگ سرد به گذشته تعلق دارد. و نسل جدید چیز دیگری کشف می کند: او ترامپ را کشف می کند، او کشف می کند که در جای دیگر بیمه اجتماعی وجود دارد. در فرانسه تحصیلات رایگان است در حالی که آنها مجبورند برای پرداخت هزینه تحصیلات خود قرض بگیرند و تقریباً در تمام زندگی خود قروض خود را بپردازند”.

روزنامه ی اومانیته – ۶ نوامبر ۲۰۱۹ – برگردان: حسن نادری