استقرار نیروهای یگان ویژه در شرکت نیشکر هفت تپه

 

بنابر گزارش های منتشره در شبکه های اجتماعی کارگران هفت تپه، با ادامه اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه، شنبه شب ۲۰ مهر ۱۳۹۸، بیش از بیست دستگاه خودروی ضد شورش و چند دستگاه اتوبوس متعلق به نیروی انتظامی، شبانه وارد شرکت شده و در داخل انبارهای شکر و مدیریت بازرگانی اسکان یافتند.
این نقل و انتقال نیروهای انتظامی جهت مقابله با اعتراضات و اعتصاب کارگران هفت تپه در روزهای گذشته است.

اعتصاب کارگران علیرغم تهدیدهای مداوم امنیتی و کارشکنی های کارفرما برای شکستن اعتصاب همچنان ادامه دارد.




بیستمین روز اعتصاب کارگران هفت تپه

 

به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه کارگران هفت تپه در حمایت از همکاران اخراجی و پایان دادن به پرونده سازی برای کارگرانی که صدای مطالبات بحق آنها هستند و میخواهند صدای کارگران به گوش جامعه برسانند و برچیده شده بخش خصوصی و… هستند، امروز شنبه ۲۰ مهر ۹۸ به اعتصاب خود ادامه دادند، اما متاسفانه تا به امروز به هیچ کدام از خواسته های به حق کار گران جواب داده نشده است.

سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه طی اطلاعیه ای از مطالبات کارگران حمایت کرده وهرگونه پرونده سازی برای این عزیزان زحمتکش را محکوم میکند وخواستار خاتمه دادن به پرونده سازی های امنیتی برای کارگران و آزادی اسماعیل بخشی و دیگر مدافعان کارگری می باشد.




به قوانین زندان تمکین نمی کنیم!

محمد حبیبی، فعال صنفی معلمان و فرهاد میثمی، فعال مدنی محبوس در زندان اوین نامه ای سرگشاده خطاب به سیاستگذاران قوه قضاییه و سازمان زندان ها نوشته اند از این پس به قوانین آن ها در زندان ها تمکین نخواهند کرد. این دو زندانی در این نامه با اشاره به مشکلات عدیده و مواد جدید نقص آشکار حقوق زندانیان در زندان اوین، این موارد را “سیاست تصمیم گیران بالادستی” دانسته و اعلام کرده اند “با توجه به نقض صریح مفاد عدیده از آئین‌نامه‌ اجرایی سازمان زندان‌ ها و سایر قوانین جاری کشور در زمینه حقوق زندانیان و عدم پاسخگویی رئیس زندان به درخواست های مکرر زندانیان برای گفتگو در این باره، از این پس خود را ملزم به رعایت قوانین دلبخواهانه‌ زندان های شما نمی دانیم”.

محمد حبیبی و فرهاد میثمی به عنوان امضا کنندگان اولیه این نامه اعلام کرده اند که تا زمان “بازگشت مسئولین از این راه ناصواب و رعایت حقوق حداقلی زندانیان” ار رعایت قوانین زندان سرباز خواهند زد.

متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار هرانا قرار گرفته است، در ادامه می آید:

به سیاست‌گذاران قوه قضائیه و سازمان زندان‌ها

طی هفته‌های اخیر، زندانیان زندان اوین با مشکلات عدیده و موارد جدیدی از نقض آشکار حقوق‌شان مواجه شده‌اند که شرح آن را پیش‌تر طی نامه‌ای داده‌ایم. این مشکلات، از کاهش ملاقات‌های حضوری تمامی زندانیان سیاسی و حذف روز اختصاصی ملاقات مادران زندانی با کودکانشان گرفته تا ممنوعیت غیرقانونی دریافت کتاب و نشریات مجاز، تا محدودیت تماس تلفنی و غیره، مواردی نیستند که بتوان آن را صرفا تصمیماتی شخصی از سوی کسی دانست که اخیرا به ریاست زندان گمارده‌اید.

ما این موج جدید فشار و زیر پا گذاشتن آشکار حقوق زندانیان را سیاست جدید تصمیم گیران بالادستی می‌دانیم و به عنوان شهروندانی برخوردار از حقوق انسانی و قانونی، صراحتا به شما اعلام می‌داریم که: با توجه به نقض صریح مفاد عدیده از آئین‌نامه‌ی اجرایی سازمان زندان‌ها و سایر قوانین جاری کشور در زمینه‌ی حقوق زندانیان و عدم پاسخگویی رئیس زندان به درخواست‌های مکرر زندانیان برای گفتگو در این باره، از این پس خود را ملزم به رعایت قوانین دلبخواهانه‌ی زندان‌های شما نمی‌دانیم.

از این لحظه، تا زمانی که به رعایت حقوق انسانی و قانونی زندانیان متعهد نشوید از رعایت آنچه قواعد زندان‌های خود می‌دانید سرباز می‌زنیم و آن را به رعایت حقوق حداقلی‌مان توسط شما موکول می‌کنیم.

دیگر در صف آمارگیری‌های صبح و شب شما نمی‌نشینیم و همزمان با کتابی در دست، گوشه‌ای بیرون از صف‌ها نشسته و به مطالعه می‌پردازیم. همچنین در مراسم صبحگاه اجباری شما شرکت نمی‌کنیم. نیک می‌دانیم تحمل ایستادگی مدنی آن هم در زندان برایتان بسیار سخت‌تر از آن است که به سادگی از کنار آن بگذرید و بعید نمی‌دانیم آرام در کناری نشستن و کتاب خواندن ما را شورش (!) نام نهید. قضاوت وجدان عمومی جامعه در برابر چنین اتهاماتی از پیش مشخص است.

ما آماده آن هستیم که هرگونه برخورد و مجازات واکنشی شما را با صبوری تحمل کنیم: از محرومیت ملاقات یا انتقال به بندها و زندان‌های دیگر گرفته تا ایزوله کردن ما در آن مکان زیر قرنطینه و یا حتی محبوس کردنمان در انفرادی، تبعید، یا صدور احکام جدید و افزودن بر طول سال‌های زندانمان. با علم به همه‌ی اینها، پای در این راه می‌گذاریم؛ و مگر نه این است که ما را به هر بند یا زندان دیگری هم تبعید کنید نهایتا آن زندان شما هم قواعد و قوانینی دارد که ما همچنان از رعایت‌شان سرباز خواهیم زد؟ این یعنی دیگر نمی‌توانید ما را در یک زندان عمومی نگاه دارید مگر با بازگشت از این رویه‌ی ناصواب و تعهدتان به رعایت حقوق حداقلی زندانیان.

از آنجایی که ما “بی قدرتان” قطره‌هایی از دریای همان ملتی هستیم که از دیرزمانی پیش از جنبش مشروطه تجربه انباشته‌ی تلاش مدنی و ایستادگی مدنی خشونت پرهیز در برابر نقض حقوق مردمان دارد از آن خزانه ارزشمند، این را برگرفته‌ایم که چگونه باید استوار بر سر پیمان ایستاد؛ پس در برابر تمام آنچه که می‌دانیم بر ما روا خواهید داشت، تا انتهای راه چیزی جز این از ما نخواهید شنید که: به خودسری پایان دهید و به رعایت حقوق انسان‌ها و به رعایت قانون گردن نهید. والسلام

امضا کنندگان اولیه: محمد حبیبی – فرهاد میثمی.

در ارتباط با نویسندگان این نامه گفتنی است، محمد حبیبی، فعال صنفی معلمان و زندانی بند ۴ زندان اوین پیش‌تر توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱۰ سال و نیم حبس، ۲ سال ممنوعیت از فعالیت در احزاب، گروه‌ها و دسته‌های سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت خروج از کشور و تحمل ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود، که این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز عینا تایید شد. با توجه به ادغام احکام ۷ سال و نیم از حبس وی قابلیت اجرایی دارد.

فرهاد میثمی، فعال مدنی محبوس در زندان اوین عصر روز سه‌شنبه ۹ مرداد ۹۷ توسط نیروهای امنیتی و در منزل شخصی خود بازداشت شد. در تاریخ ۲۸ آذرماه ۹۷ جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مطروحه علیه این فعال مدنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار و طی حکم صادره فرهاد میثمی به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال حبس تعزیری و همچنین ۲ سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌های سیاسی و اجتماعی، فعالیت در فضای مجازی، رسانه‌ها، مطبوعات و خروج از کشور محکوم شد.




فوران آتشفشان عراق

اوضاع هفته گذشته عراق را می‌توان بروز یک وضعیت اضطراری نامید. تصمیم مقامات برای استفاده از زور علیه معترضان که از مدتها پیش مدام خواستار ایجاد اشتغال، بهبودی شرایط معیشتی، مبارزه با فساد بودند، فقط یک اشتباه ساده نبود. این تصمیم به نتیجه معکوس منجر شد. اعتراضات تقریبا سرتاسر کشور را فراگرفت و به شکل مقاومت فعال، منجمله، استفاده از سلاح درآمد. طی چهار روز اعتراضات حداقل ۱٠۵ نفر کشته شد. ۱۶ نفر از آنها مأموران نیروهای انتظامی بودند. نزدیک به ۴ هزار نفر مجروح گردید. دهها ساختمان دولتی و همچنین دفاتر چندین استانداری و حزبی تصرف و به آتش کشیده شد.

روز دوم اکتبر(۱٠ مهر- میزان) نیروهای مسلح بدستور نجاح حسن الشمری وزیر دفاع بحالت آماده‌باش کامل درآمدند. بامداد روز سوم اکتبر (۱۱ مهر- میزان) دولت عراق در بغداد ساعت منع عبور و مرور اعلام کرد که بر اساس آن، حرکت پیاده و وسایل حمل و نقل در تمام شهر، به استثنای خدمات اضطراری و سفر به فرودگاه ممنوع گردید. با این وجود، حرکت در مسیر فرودگاه نیز توسط معترضان قطع شد. حتی محمد الحلبوسی رئیس مجلس عراق که فورا از سفر خارج برگشت، مجبور شد بوسیله بالگرد به محل زندگی خود برود. در این شرایط، حمله موشکی به مرکز بغداد در سایه قرار گرفت. یکی از موشک‌ها در مقابل سفارت ترکیه منفجر شد و دیگری به پل دجله اصابت کرد.

دولت فعالیت اوپراتورهای تلفن همراه را متوقف و دسترسی به اینترنت را مسدود نمود. در استانهای نجف، بابل و میسان ساعت منع عبور و مرور برقرار گردید. در استان جنوبی ذیقار ممنوعیت کامل رفت و آمد مردم و وسایل نقلیه یک روز قبل اعمال شد، با این وجود، رویارویی با پلیس در آنجا ادامه یافت و ۹ نفر کشته شد. اعتراضات همچنین به استان‌های بصره، واسط و کربلا گسترش یافت.

قابل توجه این است، که در همه روزهای اعتراضات حتی یک بیانیه از سوی رئیس جمهور کشور صادر نشد. عادل عبدالمهدی، نخست وزیر نیز سه روز سکوت کرد و فقط روز ۴ اکتبر (۱۲ مهر- میزان) خطاب به ملت پبام داد. مفهوم پیام نخست وزیر این بود، که او خواسته‌های معترضان را مشروع، معقول و عادلانه می‌داند، اما، اجرای آنها به زمان نیاز دارد. رئیس دولت اظهار داشت، که او وارت نظام فاسدی است، که از سال ۲٠٠۳ (۱۳۸۲) توسعه یافت. صدها میلیارد دلار توسط اختلاسگران غارت شد. جنگ با تروریسم همه منابع کشور را از بین برد و مجبور شد «برای بازسازی نیروهای امنیتی و سایر نیازمندی‌های اساسی» میلیاردها دلار قرض کند. توجه داشته باشید که ما در باره کشوری صحبت می‌کنیم که از نظر ذخایر نفتی در رتبۀ چهارم جهان قرار دارد، اما یک چهارم از جمعیت تقریبا ۴٠ میلیون نفری آن در زیر خط فقر بسر می‌برد.

مقتدا الصدر در بهره‌برداری از اوضاع ناکام ماند و خواستار استعفای دولت و برگزاری فوری انتخابات زودهنگام گردید. ناظران داخلی این موضع را عجیب خواندند. بخصوص اینکه پیشتر به الصدر توصیه شده بود با استفاده از اعتبار خود در پارلمان به حل بحران کمک نماید. برغم این، او با منع شرکت فراکسیون خود در جلسات مجلس، کار نهاد قانونگزاری را مختل نمود. این اقدامات با انتقادات تند همراه شد. الصدر را به این متهم می‌کنند، که او بدون ارائه هیچ راه‌کاری سعی می‌کند رهبری اعتراضات را بدست بگیرد. بعید است این کار بسود او عمل کند. چرا که اگر انتخابات مجلس همین امروز برگزار می‌شد، جنبش صدر ۱۵ کرسی بجای ۵۳ کرسی در مجلس فعلی بدست می‌آورد.

روحانیت شیعه عراق نیز در مجموع از ناآرامی‌های رو به رشد فقط اظهار نگرانی می‌کند. بسیاری‍های می‍گویند، آیت الله العظمی سیستانی که بموقع خود در خصوص تشکیل گروه «شبه‌نظامی» شیعه برای مبارزه با داعش فتوا صادر کرد، اما برای بهبودی شرایط زندگی و مبارزه با فساد هیچ کاری نکرد. اطلاعیۀ نماینده سعید احمد الصافی مرجع عالی شیعۀ در خصوص تشدید مبارزه با فساد از طریق تشکیل یک کمیته مستقل دیگر فقط موجب تحریک در جامعه گردید.

مقامات عراق یادآور می‌شوند، که «اعتراضات اخیر دو ماه قبل برنامه‌ریزی شده»، و برخی کشورها با سوءاستفاده از خواسته‌های مشروع مردم قصد دارند به اهداف خود نایل شوند. در تهران نیز این گزینه را محتمل می‌دانند. روز ۳ اکتبر (۱۱ مهر- میزان) نیز «توطئه اسرائیلی- عربی» مبنی بر ترور سرلشکر قاسم سلیمانی در آنجا افشاءشد. بگفته سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طرح سوءقصد مدتها پیش آماده شده و انجام آن برای اوایل سپتامبر برنامه‌ریزی شده بود.

گمانه‌زنی‌هایی در باره سازماندهی اعتراضات توسط آمریکا وجود دارد. در اینترنت در مورد وجود تک‌تیراندازان ناشناس که هم به نیروهای پلیس و هم به معترضین شلیک کردند، گزارشاتی منتشر شده است (آمریکا از چنین روش ایجاد آشوب تا کنون در همه «انقلاب‌های رنگی» استفاده کرده است. در جریان کودتای فاشیستی سال ۲٠۱۴ در اوکراین که ۱٠۱ نفر از نیروی پلیس توسط تک‌تیراندازان آلمانی کشته شد، یکی بارزترین نمونه آن است. م).

احتمال تصمیم‌گیر در واشینگتن زیاد است، زیرا، نخست وزیر عراق در مسیری که از او انتظار داشت، به اندازه کافی فعال نیست. کوشش عادل عبدالمهدی برای عدم از حمایت «معامله قرن»، حمله به اسرائیل، حفظ روابط بازرگانی- اقتصادی با ایران برغم تحریم‌های آمریکا و همچنین، عدم «اراده» در حل سایر مسائل، بویژه، در تضمین حضور نظامی طولانی مدت آمریکا در عراق می‌توانست آمریکا را برای دست زدن به هر بازی تشویق کند.

همانطور که معلوم است، تخریب بمعنی ساختن نیست. آمریکایی‌ها می‌توانند ویران کنند، بویژه، کشورهایی را که قادر به دفاع از خود نیستند. این که اعتراضات می‌تواند به شروع یک جنگ داخلی در عراق منجر شود، کسی را در واشینگتن نگران نمی‌کند. مسئله اصلی نشان دادن این است که سرپیچی از دستور واشینگتن قابل قبول نیست.

آنتون وسلوف (Anton Veselov)

کارشناس منطقه خاورمیانه

https://www.fondsk.ru/news/2019/10/07/vzorvavshijsja-vulkan-iraka-49189.html

ا. م. شیری




تجمع اعتراضی کارگران آذرآب اراک؛ شلیک گاز اشک‌آور و درگیری نیروی انتظامی با کارگران

منتشر شده دوشنبه, ۱۵ مهر, ۱۳۹۸
· بروزرسانی شده دوشنبه, ۱۵ مهر, ۱۳۹۸

دومین روز اعتصاب کارگران آذرآب اراک
دومین روز اعتصاب کارگران آذرآب اراک
دومین
روز تجمع کارگران شرکت آذرآب اراک با یورش ماموران یگان ویژه و نیروهای
امنیتی مواجه شد. نیروی انتظامی از ساعات اولیه صبح با حضور پر تعداد در
مقابل درب ورودی شرکت، اجازه خروج کارگران از کارخانه را نداد.

امروز دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ کارگران کارخانه آذرآب در اراک برای
دومین روز متوالی در اعتراض به «پرداخت نشدن حقوق معوقه‌» و «تعیین تکلیف
نشدن سهامدار»، دست به تجمع زدند. درزمانی که کارگران قصد خروج از کارخانه
را برای برگزاری تجمع اعتراضی خود داشتند، در مقابل خود با صف نیروهای ضد
شورش مواجه شدند. نیروی انتظامی و یگان های ضد شورش با ایجاد مانع در مقابل
درب شرکت مانع خروج کارگران شدند ماموران ضد شورش وقتی با مقاومت کارگران
برای خروج از کارخانه مواجه شدند، اقدام به شلیگ گاز اشک آور به سمت
کارگران کردند. کارگران با روشن کردن آتش تلاش کردند از اثر گاز اشک آور
بکاهند.

به گزارش ایران وایر، شرکت صنایع آذرآب اراک از صنایع پیمانکاری عمده
کشور است که در سال ۱۳۶۴ در اراک آغاز به کار کرد. این شرکت مادر تخصصی در
حوزه طراحی، ساخت و نصب انواع بویلرهای نیروگاهی و صنعتی، مخازن تحت
فشار، مبدل های حرارتی و تجهیزات نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، صنایع قند،
شکر و سیمان فعالیت دارد. این شرکت در سال ۱۳۸۹ به بخش خصوصی واگذار شده و
هم اکنون به ۱۶ هزار و ۴۰۰ سهم تقسیم شده است.

کارگران که شمارشان به ۴۰۰ نفر می رسد خواستار حمایت مسئولان
در پیگیری معوقات حقوق و مزایای شغلی خود و جدیت بیشتر در حل مشکلات
صنفیشان هستند. تعیین تکلیف سهامداری، پرداخت معوقات حقوق از تیرماه جاری
تاکنون و نداشتن قرارداد کاری؛ نبود منابع برای پرداخت پاداش و تسویه حساب
بازنشستگان از جمله موضوعاتی است که کارگران خواستار رسیدگی مسئولان به
آن‌ها هستند.

کارگران آذرآب روز ۱۳مهرماه ۱۳۹۸ از ساعت ۱۲ مسیر جاده اصلی
اراک به تهران را مسدود کردند. بر اثر این تجمع، تردد خودروهای عبوری کند و
ترافیک سنگینی ایجاد شد. جاده اراک به تهران از مسیرهای ارتباطی اصلی در
کریدور شمال به جنوب و غرب به شرق کشور است.

معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری مرکزی روز گذشته در
جمع کارگران این شرکت گفته است: «سهام عمده شرکت صنایع آذرآب اراک که متعلق
به بانک کشاورزی است تا یک ماه آینده تعیین تکلیف و سهامدار اصلی معرفی می
شود.»

«بهروز اکرمی» در ادامه گفته بود: «مدیریت ارشد استان با جدیت
هرچه تمام تر برای تعیین تکلیف سهامدار اصلی و انتصاب اعضای هیات مدیره
این شرکت را دنبال می‌کند و رایزنی‌هایی را با شخصیت‌های حقیقی و حقوقی
انجام داده است. وی با اشاره به گفته‌های مدیرعامل آدرآب اعلام کرد: «
مدیرعامل شرکت صنایع آذرآب گفته به زودی مبلغ ۲۰ میلیارد ریال به حساب
کارگران شرکت آذرآب واریز می شود و پرداخت دیگر مطالبات در دستور کار قرار
دارد.» معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری مرکزی انتخاب اعضای هیات
مدیره جدید را منوط به نظرخواهی و رای مدیریت ارشد استان اعلام کرد.

از سوی دیگر کارگران آذرآب می‌گویند مدیرعامل و اعضای هیات
مدیره شرکت بعد از ۲ سال و نیم تاکنون نتوانسته‌اند قرارداد کار منعقد کنند
تا شرکت با مشکل مواجه نشود. یکی از کارگران این کارخانه که نخواست نامش
فاش شود، می‌گوید: «به روز رسانی حقوق کارگران یکی از وعده هایی مدیرعامل
از ۲ سال گذشته است که محقق نشده است و اکنون کارگران معوقات سه ماه خود را
طلب می کنند. کارگران در ۲ نوبت کاری وارد کارخانه می‌شوند و فقط کارت
ورود و خروج خود را ثبت می‌کنند. تامین کار، معرفی هیات مدیره و اگذاری
سهام شرکت با اهلیت مهمترین خواسته کارگران است و از مسئولان استانی انتظار
است برای حل مشکلات کارگران شرکت صنایع آذر آب اراک بکوشند.»




حدیثِ کارگران هفت‌تپه که به خانه ملت نرسیدند!

نسرین هزاره مقدم

پانزدهم مهر ماه، در پانزدهمین روز از اعتراض کارگران هفت‌تپه، یکی از کارگران روی سکویی می‌رود که غالباً از آنجا، نمایندگان کارگرانِ این مجتمع عظیم ۲۴ هزار هکتاری با همکارانشان صحبت می‌کنند.

بعد از بالا رفتن این کارگر، ابتدا کارگران صلوات ختم می‌کنند و بعد، این کارگر خیلی آرام شروع به صحبت می‌کند: «مرا می‌شناسید؛ من فرزند شوش هستم؛ پدرم و پدربزرگم، هر دو نانِ «هفت‌تپه» را خورده‌اند؛ ما تنها چیزی که می‌خواهیم رسیدگی به وضعیت همکارانمان است؛ آقایان گفته‌اند از طریق مجاری قانونی، مطالبات‌تان را پیگیری کنید؛ فرض کنید ما چهار سال مجاری قانونی را نمی‌شناختیم دیروز که داشتیم مطالبات را قانونی پیگیری می‌کردیم؛ آنها که دیروز راهی تهران بودند، نمایندگان قانونی چند هزار کارگر بودند که می‌خواستند مطالبات را از طریق مجاری قانونی و رایزنی با نمایندگان مجلس پیگیری کنند؛ چرا آنها را در راه گرفتند؟!»

همین کارگر از ریشه مشکلات هفت‌تپه‌ای‌ها می‌گوید: «چهار سال است که هفت‌تپه بعد از خصوصی‌شدن با این همه مشکل روبرو شده؛ هفت‌تپه را یک شبه دادند به بخش خصوصی؛ شرکت هفت‌تپه را با منفی ۴ میلیارد دادند به بخش خصوصی؛ با آن قیمتی که آنها واگذار کردند و با وام‌هایی که آنها دادند، یعنی منِ «بچه کارگر» هم می‌توانم هفت‌تپه و امثال هفت‌تپه را بخرم! آقایان، شرکت مادر را با این عظمت ندهید به بخش خصوصی؛ ندهید برود… »

مصائب خصوصی‌سازی

مشکلات هفت تپه از سال ۹۴ شروع شد؛ از روزی که این واحد را به ثمن بخس به بخش خصوصی واگذار کردند؛ در آذر ماه ۹۴، بلوک ۱۰۰ درصدی سهام شرکت نیشکر هفت تپه با شرایط ۵ درصد ارزش کل ثمن معامله و از طریق بازار سوم فرابورس به بخش خصوصی واگذار شد.

در آگهی مزایده این شرکت آمده بود: «بلوک ۱۰۰ درصدی سهام شرکت کشت وصنعت نیشکر هفت تپه شامل ۱۹۴ میلیون و ۷۴۱ هزار و ۳۳۳ سهم به قیمت پایه هر سهم ۱۱ هزار و ۲۳۱ ریال و ارزش کل پایه ۲ هزار و ۱۸۷ میلیارد و ۱۳۹ میلیون و ۹۱۰ هزار و ۹۲۳ ریال به صورت ۵ درصد نقد و مابقی اقساط ۸ ساله در ۳۰ آذرماه امسال به مزایده گذاشته می‌شود.»

این میزان سهام متعلق به سازمان گسترش و نوسازی ایران بود که مبلغ سپرده شرکت در مزایده آن توسط سازمان خصوصی‌سازی معادل ۶۵ میلیارد و ۶۱۴ میلیون و ۱۹۷ هزار و ۳۲۸ ریال تعیین شد.

سوابق واگذاری نشان می‌دهد که در نهایت، خریداران با پیش‌پرداخت ۶ میلیارد تومان توانستند شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه را به‌راحتی خریداری کنند؛ گزارش‌ها حاکی است در نهایت مالکان ۲۸ و ۳۲ ساله دو شرکت پیمانکاری در استان لرستان به نام‌های بازرگانی «دریای نور زئوس» و «آریاک» با پیش‌پرداخت ۶ میلیارد تومان توانستند شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه را با برخورداری از ۲۴ هکتار زمین کشاورزی حاصلخیز خریداری کنند.

از قرار معلوم، مالکان جدید هفت‌تپه نه تنها از پس پرداخت اقساط باقیمانده برنیامدند بلکه ارزی را که بابت گسترش مجتمع به قیمت دولتی دریافت کردند، در بازار آزاد به فروش رساندند و سه سال بعد، به عنوان «متخلفان ارزی» تحت پیگیرد قرار گرفتند.

در ارتباط با این روند واگذاری که عملاً مغشوش و مشکل‌دار است، سوالات و ابهامات بسیاری مطرح است؛ اولین و بدیهی‌ترین سوال این است که چرا باید در سال ۹۴هفت‌تپه «خصوصی‌سازی» می‌شد؟ ضرورت این کار چه بود؟ اگر دولتی‌ها در پیِ «بهره‌وریِ بیشتر» بودند آیا نمی‌توانستند با استفاده از روش‌های کارشناسانه‌ی بهره‌وری و اتخاذ راهکارهای دانش-بنیان به هدف خود دست پیدا کنند؟ آیا اجرای نسخه‌ی دیکته شده‌ی صندوق بین‌المللی پول برای اجرای سیاست‌های «تعدیل ساختاری» باعث نشده که در یکی، دو سال گذشته کارگران نیشکر هفت‌تپه، دربه‌درِ نهادها و ارگان‌های دولتی باشند و با قاطعیت درخواستِ برگرداندن مالکیت مجتمع به دولت را داشته باشند؟

سوالات و دغدغه‌های جدید

اما علاوه بر این سوالات که سالهاست بی‌پاسخ مانده، هفت‌تپه با بیش از ۵۰۰۰ کارگر و ۴۰۰ کارمند، در روزها و هفته‌های گذشته با دغدغه‌ها و سوالات جدید مواجه شده است؛ سوالاتی که متاخرتر است و بر اعترضات کارگران مترتب شده است: چرا با کارگرانی که قبل از هرچیز دغدغه‌ی خصوصی‌سازی مجتمع و پایین آمدن بهره‌وری شرکت را دارند و بعد از آن، نگران سرنوشت همکاران بازداشتی خود هستند، برخورد قهری می‌شود؟ چرا فضای هفت تپه به گونه‌ای پیش رفته که نمایندگان قانونی کارگران «نمی‌توانند» برای دیدار با نمایندگان مجلس به تهران بیایند و ناگزیر میانه راه متوقف می‌شوند؟

در روزهای ابتدایی مهرماه، همزمان با اعتراض کارگران هفت‌تپه به تمدید نشدن قرارادادهایِ ۲۰ نفر از کارگران، بنری در محوطه شرکت توسط کارگران نصب شد که بر روی آن یک درخواست نوشته شده بود: «جناب آقای رئیسی، ریاست محترم قوه قضاییه، از شرکت هفت‌تپه بازدید کنید.» چند روز بعد خبر رسید که ۱۷ نفر از این ۲۰ کارگر، به سرِکار خود بازگشته‌اند. ۳ نفر دیگر «عظیم‌سرخه» «محمد خنیفر» و «ایمان اخضری» نام داشتند. عظیم‌سرخه؛ رئیس شورای اسلامی کار شرکت است و مهلت اعتبارنامه او هنوز تمام نشده است اما قرارداد وی تا این لحظه تمدید نشده است.

برخوردها و تذکرات

بعد از آن موجی از احضارها و بازداشت‌های کارگران هفت‌تپه از راه رسید تا جایی که نهم مهرماه، علیرضا محجوب، رئیس فراکسیون کارگری مجلس، در تذکری شفاهی در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی گفت: کشاکش‌ها در هفت تپه ادامه دارد و دیروز اعضای یک تشکل قانونی (شورای اسلامی) در هفت تپه را بازداشت کردند.

گرچه خبر بازداشت‌ ازسوی مسئولان شرکت تکذیب شد اما موج جدید بازداشت‌ها در روزهای میانی مهرماه، دوباره از راه رسید؛ شامگاه چهاردهم مهرماه، یازده نفر از کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه که در میان آنها اعضای شورای اسلامی کار این واحد صنعتی نیز حضور داشتند، در راه تهران، در عوارضی خرم‌آباد متوقف و ظاهراً سه نفر از آنها به نام‌های محمد خنیفر، یوسف بهمنی و ابراهیم عباسی بازداشت می‌شوند. این اتفاق، دنباله بازداشت دو نفر دیگر از کارگران است که روز چهاردهم مهرماه داخل مجتمع هفت‌تپه اتفاق افتاده است.

سهیلا جلودارزاده، یکی از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس است که یازده کارگر هفت‌تپه قصد داشتند صبح پانزدهم مهرماه با او در خانه ملت دیدار کنند. این نماینده مجلس، صبح روز پانزدهم مهر در ارتباط با این بازداشت‌ها به ایلنا می‌گوید: دیروز آقایانی که اعضای شورای اسلامی کار هفت‌تپه بودند برای توضیح شرایط خاص خودشان به مجلس شورای اسلامی می‌آمدند که در میانه راه بازداشت شدند؛ متاسفانه بازداشت اینها هیچ توجیه قانونی ندارد؛ این افراد قرار بوده بیایند با نمایندگان خودشان در خانه ملت، مسائل خودشان را مطرح کنند که در کمال تاسف، این اتفاق ناگوار رخ داد.

جلودارزاده تاکید کرد: اگر کمیسیون اجتماعی مجلس که محل رسیدگی به مسائل و دغدغه‌های کارگری است نتواند با موکلان خود ارتباط بگیرد و حرف‌هایشان را بشنود، چگونه می‌تواند به ملت پاسخگو باشد؟!

این نماینده مجلس ادامه می‌دهد: متاسفانه از واگذاری‌هایی که مشکل‌آفرین است جلوگیری نمی‌کنند ولی از فعالیت کارگری که برای دفاع از کشور و حقوق قانونی خود، از طریق تشکل رسمی مورد تایید نهادهای مسئول، اقدام می‌کند، جلوگیری می‌کنند! این اولین بار نیست که کارگران شورای اسلامی کار که از هفت‌خوان رستم عبور می‌کنند تا انتخاب ‌شوند، با این مشکلات و موانع مثل اخراج و بازداشت روبرو می‌شوند.

وی در انتهای صحبت‌هایش می‌افزاید: ما اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس امیدواریم بودیم با تماس‌هایی که با ریاست قوه قضاییه داشتیم و تذکراتی که دادیم و همچنین با توجه به اظهارات رئیس قوه قضائیه در مورد کارگران هفت‌تپه، دادستان‌ها داد کارگران را بگیرند و از کارگران دفاع کنند نه اینکه با کارگران برخورد کنند!

در روزهای گذشته، نه تنها موج جدید بازداشت کارگران هفت‌تپه از راه رسید بلکه با اظهارات سخنگوی قوه قضائیه که نهم مهرماه اعلام داشت “دادگاه بدوی در مورد کارگران معترض هفت‌تپه رای داده و ظرف ٢٠ روز حکم به دادگاه تجدیدنظر ارسال می‌شود و این فرصت قابل اغماض نیست” امیدواری کارگران برای فسخ احکام کارگران معترضی که زمستان سال گذشته بازداشت شدند، تا حدودی به ناامیدی تبدیل شد؛ کارگران هفت‌تپه می‌گویند: نه تنها با بازداشت‌های قهری اخیر مخالفیم بلکه به احکام سنگینی که برای معترضان پرونده هفت‌تپه صادر شده، انتقاد داریم.

اعتراض نمایندگان کارگران در تشکل‌های عالی

بازداشت سه نفر از نمایندگان کارگران هفت‌تپه در میانه راه شوش- تهران، انتقاد تشکل‌های عالی کارگری را نیز برانگیخته است؛ حسین حبیبی (عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور) در ارتباط با این بازداشت می‌گوید: ما ضمن محکوم کردن این عمل از ریاست قوه قضاییه می‌خواهیم که به موضوع رسیدگی کند؛ قرار بود در پرونده هفت‌تپه تجدیدنظر شود که متاسفانه گویا تجدیدنظر قرار است همان روند قانونی بیست روزه را دنبال کند؛ در کمال تعجب و ناباوری، کارگران بازهم بازداشت شده‌اند.

وی تاکید می‌کند: کارگران هفت‌تپه که از حقوق صنفی خود دفاع می‌کنند و با واگذاری مجتمع به بخش خصوصی مخالفند، هیچ فعالیتی جز پیگیری مطالبات صنفی صورت نداده‌اند و انتسابِ اتهامِ برهم زدن امنیت عمومی، جفا و ظلمی است در حق این کارگران؛ مسئولان به جای متهم کردن کارگران باید به علل اعتراضات بپردازند؛ چرا این واقعیت را در نظر نمی‌گیرند که کارخانه غیرقانونی واگذار شده و کارفرما اهلیت لازم را ندارد!

به گفته‌ی این نماینده کارگران؛ وظیفه دستگاه‌های دولتی است که به این موضوع بپردازند و تکلیف هفت‌تپه را روشن کنند نه اینکه با کارگران برخورد کنند.

عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور ادامه می‌دهد: انتظار داریم دولت و قوه قضاییه نسبت به آزادی این کارگران اقدام کنند؛ از نمایندگان مجلس نیز انتظار داریم به واسطه رایی که از مردم دارند نسبت به آزادی کسانی که به ملاقات آنها می‌آمدند، اقدام نمایند.

در این شرایط، با توجه به بازداشت‌های اخیر، اوضاع در هفت تپه بازهم ملتهب شده است؛ امروز سوال اصلی این است که چرا کارگرانی که نگران مجتمع بی‌نظیری هستند که از زمان راه‌اندازی در دهه ۴۰ شمسی، فراز و نشیب‌های بسیاری را تجربه کرده اما هیچ زمان مثل این چهار سال، مسیر حضیض را طی نکرده، بازداشت می‌شوند؟ کارگرانی که نگران سرنوشت و آینده‌ی مجتمع غول پیکری هستند که به اندازه ۲۳ کشور دنیا وسعت دارد و حدود ۶ هزار نفر از کنارِ سفره‌ی آن «نان» می‌خورند.

منبع: ایلنا




مصاحبه با رفیق عمویی در باره شکنجه در زندان: آیا شما با همسر امام رابطه دارید؟

به تازگی یک مصاحبه از رفیق عمویی بازانتشار یافته است. می گویند که دیرتر بهتر از هرگز است. همچنین داوری نیز در باره روشنگری رفیق عزیز عمویی در باره ان چه که بر او و دیگر رفیقان ما در زندان رفته است نیز روا است.

پخش این افشاگری در زمانی که رژیم باردیگر از حقه های نخ نما شده و کهنه برای لجن پراکنی به سوی پیکارگران جنبش کارگری سود می جوید کار بسیار باارزش و برجسته ای است. 

این سخنان که اکنون بر زبان رانده می شوند، نشانی از روند ژرفش نبرد طبقاتی در ایران هستند. نشان این واقعیت است که مدعیان، از میان آن‌ ٬٬چپ٬٬های زیاده رو و گزاف گو، به نا حق بر این بودند که رفیقان لاور ما گویا شکسته بودند. و به آرمان خود پشت کرده و تن به مصاحبه داده بودند.

اطلاعی در دست نیست که آیا رفیق عمویی در سفر چند سال پیش خود به خارج از کشور دیداری با مسئولان حزب توده ایران داشته است؟ آیا رهبری حزب از او خواسته است گزارشی درباره آنچه که در زندان به روان و جان رفیقان ما گذشته بود به حزب طبقه ی کارگر ارایه کند؟

این وظیفه ی کمونیستی در برابر هر رفیق توده‌ای قرار دارد که در گزارشی مبسوط سرنوشت تاریخ مبارزات توده‌ای ها را برای نسل های جدید باقی بگذارد. تاریخ مبارزه جویانه ی حزب توده ایران بدینگونه نگاشته می شود.

اگر شرایط عمل به این وظیفه کمونیستی در آن تاریخ ایجاد شده بود، می توانست در برائت آن ها و سنگینی وزن حزب در درون جنبش تاثیر بسزایی داشته باشد. با همه ی اینها “دیرتر بهتر از هرگز است” و هنوز هم این روشنگری می تواند پایه های سست رژیم را لرزان کند.

امید است که رفیق عمویی به صورت مقتضی نبرد آغاز شده را به پیش ببرد.




سنگ‌های گذشته- پله‌هایی برای آینده

ولادت‌ات مبارک، جمهوری خلق!

اول اکتبر سال ١۹۴۹، هفتاد سال قبل، جمهوری خلق چین اعلام شد.

تا اواخر جنگ جهانی دوم در نقشه سیاسی جهان دو چین وجود داشت. بخشی از قلمرو چین تحت تسلط کومینتانگ بود (حزب ملی، از سال ١۹۲۷ به حزب بورژوا- ملاکی بدل شد). بخش دیگر آن تحت حاکمیت حزب کمونیست چین بود. اتحاد شوروی از خط مشی حزب کمونیست چین، که جنگ با ژاپن را به پایان رساند، حمایت می‌کرد، اما کومینتانگ از سوی آمریکا پشتیبانی می‌شد.

از سال ­١۹۴۶- ١۹۴۹ چین درگیر جنگ رهایی‌بخش ملی، اما در واقع جنگ داخلی بود. این جنگ فاز پایانی انقلاب ملی- دموکراتیک بود، که به ستم اربابی- فئودالی و سلطه امپریالیسم خارجی بر چین پایان داد. ۳٠- ام سپتامبر سال ١۹۴۹شورای سیاسی مشورتی چین دولت مرکزی ملی چین را تشکیل داد. غلبه بر کومینتانگ و به قدرت رسیدن حزب کمونیست چین به برکت پشتیبانی تعیین‌کننده اتحاد شوروی مسیر شد.

اول اکتبر سال ١۹۴۹ در پکن جمهوری خلق چین اعلام گردید و این تاریخ بمثابه جشن ملی جمهوری خلق چین برگزار می‌شود. روز بعد، اتحاد شوروی نخستین کشوری بود، که جمهوری خلق چین را برسمیت شناخت و با آن پیمان دوستی، اتحاد و کمک متقابل امضاء کرد. «در این تاریخ خلق چین از خاک برخاست و کمر راست کرد». این سخنان مائو تسه دون در روز اعلام جمهوری خلق چین را کمتر کسی در جهان غرب مورد توجه قرار داد. اما ان سخن به حساس‌ترین سیم در جان ملت زخمه زد.

هفتاد سال گذشته را می‌توان به سه دورۀ ده، بیست و چهل ساله تقسیم کرد.

ده ساله نخست با شعار «روس‌ها و چینی‌ها- برادران ابدی!» گذشت و به پیروزی معنا بخشید. در این دوره اولین برنامه پنج سالۀ چین اساس صنعتی کردن کشور را پایه‌گذاری کرد، که بدون آن جهش فعلی چین به جایگاه رهبری جهان غیر ممکن بود.

در پی این، مرحلۀ بیست ساله در تاریخ جمهوری خلق چین- مرحلۀ اراده‌گرایانه «جهش بزرگ»، زندگی پادگانی کمون‌های خلقی، خودسری‌ گارد‌های سرخ- مرحلۀ گردش بسوی هرج‌ومرج، اغتشاش و بحران فرارسید. این صفحات فاجعه‌بار تا آغاز رهبری دنگ شیائو پینگ یکی بعد از دیگری باز می‌شد. او موفق شد کشور را از گرداب هلاکت‌بار بیرون بکشد و قاطعانه به راه اصلاحات هدایت نماید. چهل سال اصلاحات به دورۀ اصلی خیزش کشور بدل شد: چین بسیار به عقب انداخته شده با موفقیت به پا خاست و در راه رهایی از فقر و عقب ماندگی به پیش می‌تازد.

در سالهای نخستین برنامۀ پنج ساله، دوستی خلق‌های بزرگ همسایه سرنوشت انسانی ده‌ها هزار نفر را تحت تأثیر قرار داد. چینی‌ها نه تنها با الگو برداری از تجارب ما، حتی از جهاتی آنها را بهبود بخشیدند.

ابتدا، آنها به تعاونی کردن روستاها دست زدند، منتها بدون حذف زمینداری بمثابه طبقه. در اثر انجام این کار، اقتصادی‌ترین مزارع حفظ و به اهرم رشد بهره‌وری کشاورزی بدل گردید.

و بعد، تحولات سوسیالیستی منعطف و بدون تغییر مالکیت در صنایع و بازرگانی خصوصی انجام شد. نه تنها سرمایه صاحب‌کار، حتی از فکر او به نفع خلق استفاده شد. چنین بود هدف ایجاد مؤسسات دولتی- خصوصی. وظیفه مدیر کلی به مالک سابق واگذار گردید، فقط یک نفر «کمیسر» در  قالب دبیر کمیتۀ حزبی در کنار او  جای گرفت. این نگرش نسبت به بورژوازی ملی باعث افزایش رغبت دیاسپور ثروتمند چینی به پکن گردید. درست همین دیاسپور بود که به ستون مالی اصلاحات تبدیل گردید. در حالیکه کشور ما به شهروندان مقیم خارج خود بدیدۀ مهاجران سفید یا معارضان بی‌بازگشت می‌نگرد، چینی‌های مقیم خارج، همیشه مهمانان مطلوب حاکمیت پکن هستند.

سرانجام، کمونیست‌های چینی از تبدیل سوابق اجتماعی مردم به معیار اعتماد به آنها خودداری نمودند. فرزندان سرمایه‌داران، در کنار فرزندان مالکان، به عضویت سازمان جوانان درآمدند، به مدارس نظامی پذیرفته شدند. و این کار، والدین آنها را از مقاومت در مقابل انقلاب ظفرمند بازداشت.

اما پس از پایان موفقیت‌آمیز نخستین برنامۀ پنج ساله، که بر مبنای تجربۀ اتحاد شوروی و با همکاری متخصصان ما تحقق یافت، مائو، رهبر کبیر به رویکرد ماجراجویانه «جهش بزرگ» متوسل شد. شعار «سه سال کار سخت- ده هزار سال خوشبختی» دهقانان را به انقیاد کشید، آنها را نه فقط به کار جمعی، حتی به ارتزاق از دیگ مشترک وادار کرد. تحت شعار «از انگیس سبقت می‌گیریم!»، تقریبا در همه حیاط‌ها چدن بی‌کیفیت تولید می‌شد. «پرش بزرگ بسوی کمونیسم» به بدبختی کشور و مردم منجر گردید.

چین پس از شکست «جهش بزرگ» در لبه پرتگاه قرار گرفت. در این وقت دنگ شیائو پینگ، شخصیت دولتی، سیاسی و حزبی چین پا به میدان گذاشت. او که هیچوقت رهبر اصلی کشور نبود، از اواخر سالهای هفتاد تا اوایل سالهای نود قرن گذشته، عملا رهبری چین را بر عهده داشت. اسم مستعار دبیر کل- شیائوپینگ بمعنی «بطری کوچک» بعنوان یک استعاره معادل همان اصطلاح «ریزه- پیزه» ما در چین بود. دنگ شیائوپینگ که سه بار از رأس هرم قدرت به زیر کشیده شد،  دوباره به رأس آن برگشت.

در چین با ارثیه‌ای بمانند کلاف سر در گم، که پس از «انقلاب فرهنگی» عملا در شرایط جنگ داخلی اعلام نشده قرار گرفته بود، دنگ فکر جدیدی را مطرح کرد. او اصل «سوسیالیسم با ویژگی چینی» را توسعه داد، به اصلاحات اقتصادی در چین دست زد و کشور را به بخشی از بازار جهانی تبدیل کرد. او چرخش «از جزمگرایی به عملگرایی» را تحقق بخشید. چینی‌ها‌ با عطف توجه به چهل سال اصلاحات، امروزه چهار عنصر فرمول موفقیت خود را نام می‌برند:

اوّل- برای شروع قبل از شکستن ساختار سیاسی، ارتقاء بهره‌وری اقتصادی لازم است. بویژه، که دورۀ گذار به یک قدرت مرکزی مقتدر و دارای اهرم‌های مطمئن مدیریت نیاز دارد.

دوم- بمنظور تأمین غذا و پوشاک اکثریت جمعیت در اسرع وقت، برای از میان برداشتن فقر، برای به حداقل رساندن هزینه‌های اجتماعی گذار به بازار و  ایجاد فرصت استفاده از مزایای آن برای میلیون‌ها انسان، نه از شهر، بلکه، از روستا باید شروع کرد.

سوم- برای خصوصی‌سازی مؤسسات دولتی، بویژه، انحصارهای طبیعی نباید عجله کرد. بجای این، باید روی جلب سرمایۀ خارجی در مناطق ویژه اقتصادی  جذاب برای شرکت‌های خارجی تمرکز کرد، تا آنها بتوانند نه تنها در آنجاها ایجاد اشتغال نمایند، حتی سطح کلی فن‌آوری تولیدی کشور را ارتقاء دهند.

چهارم- استفاده حداکثری از نقش تنظیم کننده دولت، بمنظور جلوگیری از قطبی شدن جامعه. بموجب این، تدابیر مختلفی بعمل ‌آمد، که فاصله درآمد سه برابری ۵٠٠ میلیون شهروند و ۸٠٠ میلیون دهقان کاهش داد.

زمانی که جمهوری خلق چین به راه اصلاحات قدم گذاشت، یک چهارم جمعیت چین در شرایط فقر و  نداری بسر می‌برد. اکنون دیگر میزان فقر مطلق در جامعه چین از ۲۵ ٪ به کمتر از ۲ ٪ رسیده است. حتی سازمان ملل متحد، که بندرت از  پکن تمجید می‌کند، این را پیروزی بی‌سابقه بر فقر در تاریخ معاصر می‌نامد.

در مدت چهار دهه اصلاحات ۲۵٠ میلیون نفر از فقر نجات یافت و همراه با آن ۲۵٠ میلیون نفر «چینی جدید» پدید آمد. و بر این اساس، حزب حاکم شعار برابری اجتماعی را دوباره مطرح کرد و همآهنگ‌سازی جامعه، متوقف کردن و معکوس نمودن روند قطبی شدن، هموار کردن و از میان برداشتن تضاد منافع میان مناطق و بخش‌های مختلف جامعه بعنوان هدف تعیین گردید.

راه جدید چین نه فقط بمعنی تغییر اهداف، بلکه بمفهوم تغییر روش‌های مدیریت بود. حزب کمونیست مدرن چین بجای آن که خود را در جایگاه ابزاری برای از میان برداشتن کهنه قرار دهد، اکنون  در جایگاه بیانگر منافع ملی، یک حزب حاکم معاصر، قادر به داشتن دولت صالح، متکی بر قانون، دموکراسی و علم قرار گرفته است.

مائو تسه تونگ به کشور کمک کرد تا به پا خیزد و به استقلال برسد. دنگ شیائوپینگ و وارثان او چین را ثروتمند نمودند. حالا نوبت شی جین‌ پینگ است که در نظر دارد چین را به بازیگر قدرتمند جهانی هم‌سطح با کشورهای پیشرو تبدیل کند.

چین قول می‌دهد به پیشروی در مسیر صلح و توسعه ادامه دهد، بطور صریح بر اصل منافع تکیه نماید، از دعواهای عقیدتی دوری کند و نگاه صحیح به عدالت را عملی سازد.

اما مسئله‌ای هم هست که رهبری «امپراطوری چین» توجه خاصی به آن دارد و آن مبارزه با فساد است. در چین از قرنهای پیش رابطه‌ها، رشوه‌دهی، رشوه‌خواری و هدایای گرانبها بعنوان یکی از پایه‌های پایدار زندگی اجتماعی و وسیلۀ مطمئن برای رسیدن به هدف عمل می‌کند. با این حال، رهبری فعلی کشور جایی برای چنین «سنت‌ها» در آینده پیدا نمی‌کند. از این رو، «جنگ صلیبی» و‌اقعی علیه فساد آغاز کرده است.

در دورۀ کارزار گسترده برای مبارزه با فساد، که پس از به قدرت رسیدن شی جین پینگ، رهبر فعلی جمهوری خلق چین آغاز شد، بیش از یک و نیم میلیون نفر عضو حزب کمونیست مجازات شد. از ماه دسامبر سال ۲٠١۲ در کشور «هشت قانون» ناظر بر رفتار مناسب مقامات با هدف ریشه‌کن کردن بوروکراسی، رباخواری و رفتار نامطلوب در خدمات دولتی اجرا می‌شود. نهاد نظارتی کشور در همه سطوح از مقامات بازرسی بعمل می‌آورد. اجرای این قانون موجب ابداع عبارتی شد، که همیشه در گزارش‌های مربوط به فساد مقامات استفاده می‌شود: «نقض نظم و انضباط حزبی». پس از این اتهام متخلفان را، طبق روال معمول، با رسوایی از حزب اخراج، از همه پست‌ها عزل و از درجه و جوایز محروم نموده، اموالشان را مصادره می‌کنند.

آن زمان که عضویت در حزب در نوع خود تضمینی بود برای استفاده از تمامی پاداش‌ها و جوایز احتمالی، سوءاستفاده از موقعیت و مقام، برای دریافت هدایای گران‌قیمت، بردن خانواده بمرخصی بحساب دولت و برای تشکیل ضیافت‌های پرهزینه، رشوه دادن و در امان ماندن گذشت. از سال ۲٠١۲ همه چیز تغییر کرد. اکنون فعالان حزب و کارمندان دولت موظفند معیارهای انضباطی را بطور جدی رعایت نمایند. از همه مهمتر این است که امروز در چین «مصونیت» وجود ندارد، حزب «هم ببرها، هم مگس‌ها» را می‌زند.

و در ماه آوریل سال ۲٠١۵ باز هم مبارزۀ گسترده سراسری با اسم رمز «شبکۀ آسمانی» برای دستگیری مقامات فاسد فراری به خارج و اعضای حزب کمونیست آغاز شد. مقامات چینی لیست اسامی ١٠٠ جنایکار فراری مظنون به فساد را به پلیس بین‌المللی تقدیم نمودند. پلیس بین‌المللی در مورد آنها «اعلامیۀ قرمز» صادر کرد. در دورۀ بعد از آغاز فعالیت «شبکۀ آسمانی»، چین تقریبا از ١۲٠ کشور جهان بیش از ۴۸٠٠ نفر از مظنونان به فساد، از جمله، ۵۴ نفر از افراد مندرج در لیست «قرمز» پلیس بین‌الملی به کشور بازگرداند. بموازات این، چین همچنین موفق شد وجوهی را بمبلغ تقریبا ۲ میلیارد دلار که بطور غیرقانونی به خارج برده شده بود، به کشور برگرداند. در داخل چین نیز یک عملیات دولتی تحت عنوان «شکار روباه» برای جستجوی مفسدان انجام می‌شود.

اگر مردم عادی قبلا از نظام تک حزبی ناراضی بودند، به آن اعتماد نداشتند، تصور می‌کردند، که حزب کمونیست چین هرگز اعضای خود را مجازات نمی‌کند، اکنون، پس از هفت سال مبارزه بر علیه فساد، دیدند هیچیک از فاسدان  چه در پائین‌ترین پست، چه در بالاترین مقام نمی‌تواند از مجازات فرار کند. این واقعیت اعتماد عمومی به ساختار دولتی و کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست چین را تقویت کرد.

امروزه مبارزه با فساد به اجتناب از هدر رفتن ثروتهای اجتماعی، توزیع ناعادلانه ثروت‌های ملی و تقسیم جامعه به فقیر و غنی کمک می‌کند. همچنین، شرایطی را برای رقابت منصفانه در بازار ، حفظ نظم بازار و بهبودی محیط سرمایه‌گذاری فراهم می‌آورد، که برای تنظیم بموقع الگو توسعۀ اقتصادی و توسعه اقتصادی سالم و پایدار بسیار مفید است.

کارشناسان غربی از سال‌ها پیش اطمینان می‌دادند، که بازار و شکوفایی اقتصادی ناگزیر  چین را به سمت الگوی غربی سوق می‌دهد، اما این اتفاق نیافتاد.

سیاست اصلاحات و درهای باز، چین را از یک کشور عقب‌مانده و پرجمعیت جهان سوم به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل کرده است.

(تصویر در منبع اصلی)

چین به پا خاسته: سال ۲٠١۹

به تازگی، شی جین‌پینگ رهبر جمهوری خلق چین هدف جدید حزب کمونیست را تشریح کرد: «ساختن یک کشور سوسیالیستی معاصر، ثروتمند، دموکراتیک، متمدن، متوازن، نوین».

و برای تحریک اعصاب بسیاری از ناظران خارجی اظهار داشت: «چین آماده است خردمندی و برنامۀ توسعۀ خود را با سایر کشورها در میان بگذارد».

«همچنین، شی جین‌پینگ در کنگره نوزده حزب کمونیست بر وفاداری انقلاب چین به فلسفه کسی که مانو او را «آموزگار بزرگ» خود می‌نامید، تأکید کرد. آن کس، یوسف استالین بود. شی جین‌پینگ خود را در موقعیت مدافع میراث استالینی قرار داد. هنگامی که هجدهمین کنگره حزب وی را به عالی‌ترین مقام خود انتخاب کرد، او گفت: بی‌اعتنایی به تاریخ اتحاد شوروی و حزب کمونیست اتحاد شوروی، بی‌اعتنایی به لنین و استالین، لاقیدی به هر چیز دیگر برابر است با پوچگرایی تاریخی.

چنین غفلتی اندیشه ما را تهدید می‌کند و سازمان حزبی را در تمام سطوح مختل می‌سازد»*.

با این حال، آیا ممکن است رهبران روسیه و سایر کشورها از تکبر اجتناب نموده، از خردمندی کشور باستانی بهره ببرند؟ زمانی که ما به دامن دنیای متمدن فروغلطیدیم، چینی‌ها موفق شدند از درّه بدهی خارج شوند و یک کشور موفق و با محوریت اجتماعی ایجاد کنند. و به ویژه، تجربه آنها در مبارزه با فقر، با قشربندی اجتماعی، بی‌قانونی بوروکراتیک و از همه مهمتر، با فساد، قابل تأمل است. یک ضرب المثل چینی می گوید: «فقط راه اشتباه وجود دارد، اما شرایط ناامید کننده‌ وجود ندارد».

و می‌خواهم مطمئن باشم زمانی فرامی‌رسد که ما دوباره همصدا با هم خواهیم خواند: «روس‌ها و چینی‌ها تا ابد برادرند»!

ولادیمیر زویف (Vladimir Zouev)

http://www.sovross.ru/articles/1899/45942

ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2019/10/02/

١٠ مهر- میزان ١۳۹۸

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*–https://news.rambler.ru/asia/38176682-si-tszinpin-stremitsya-vozrodit-stalinskuyu-kommunisticheskuyu-ideologiyu/