صدور حکم‌۶ تا ۱۸سال زندان برای متهمان هفت‌تپه از

اخبارروز

منتشر شده ۱۶ شهریور, ۱۳۹۸ · بروزرسانی شده ۱۶ شهریور, ۱۳۹۸

بنا به گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، دادگاه انقلاب تهران در مرحله بدوی حکم‌های قضائی سنگینی را علیه فعالان کارگری پرونده اعتراض‌های نیشکر هفت‌تپه صادر کرده است. بر اساس این حکم اسماعیل بخشی به ۱۴ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق، محمد خنیفر به ۶ سال حبس تعزیری، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل محمدی هرکدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شدند. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات اسماعیل بخشی و سایر فعالان کارگری همراه با وی در مردادماه سال جاری در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود. پرونده علی نجاتی دیگر متهم این پرونده کماکان مفتوح است.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات متهمین این پرونده قرار بود صبح روز شنبه ۱۲ مردادماه با حضور متهمین پرونده در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار شود با این حال این جلسه به روزهای بعد موکول شد و به صورت تک به تک برگزار شد.

بنا بر گزارش کانل تلگرامی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و خبرگزاری هرانا، بر اساس رای صادره توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه، سپیده قلیان، امیر (علی) امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل محمدی هرکدام از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۷ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “عضویت در گروه گام” به ۷ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال و شش ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام “نشر اکاذیب” به ۲ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شدند.

همچنین اسماعیل بخشی از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۷ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “توهین به رهبری” به ۲ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “نشر اکاذیب” به ۲ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال و شش ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام “اخلال در نظم عمومی” به ۱ سال و شش ماه حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

در صورت تائید این حکم و اجرای ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۷ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” در ارتباط با آقای بخشی قابل اجرا خواهد بود.

محمد خنیفر، متهم دیگر این پرونده نیز از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد.

ساناز الله‌یاری همراه همسرش امیرحسین محمدی‌فرد در تاریخ ۱۹ دی ماه سال ۹۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شدند. این دو عضو نشریه گام در زندان در اعتراض به شرایط بد نگهداری و بلاتکلیفی و بی‌توجهی مسئولان دست به اعتصاب غذا هم زدند.

امیر امیرقلی یکی دیگر از اعضای تحریریه نشریه گام بود که بازداشت شد. عسل محمدی، دیگر عضو تحریریه یکشنبه ۱۳ مرداد برای حضور در جلسه دادگاه رسیدگی به اتهاماتش به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب مراجعه کرده بود که بار دیگر بازداشت شد.

اسماعیل بخشی و سپیده قلیان که هم اکنون به ترتیب در زندان های اوین و قرچک ورامین نگهداری می شوند در تاریخ ۳۰ دی ماه ۹۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از مدتی به زندانهای شیبان و سپیدار اهواز منقل شده بودند. بازداشت اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در حالی صورت گرفته بود که تلویزیون ایران شب ۲۹ دی ماه در فیلمی با عنوان “طراحی سوخته” اعترافاتی از اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و علی نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه که در جریان بازداشت و بازجویی پیشین آنها ضبط شده بود را نمایش داد. این فیلم بعد از شکنجه ی شدید متهمان تهیه شده بود و اسماعیل بخشی با انتشار نامه جزئیات آن را افشا کرد.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سپیده قلیان، از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه روز شنبه ۱۹ مردادماه ۹۸، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود. سپیده قلیان در این جلسه دادگاه اعلام کرد که در حین بازجویی شکنجه و مجبور به اعتراف تحت فشار شده است، از این رو اتهامات مطروحه را قبول ندارد.

جمال حیدری منش، وکیل مدافع خانم قلیان نیز با تاکید بر تحت فشار بودن موکلش در زمان بازداشت و بازجویی اعلام کرده بود که اتهامات وارده به وی کذب بوده و دفاع از حقوق کارگران نه جرم، بلکه یکی از حقوق شهروندی موکلش است.

کانال تلگرامی مستقل کارگران هفت‌تپه با انتقاد شدید از حکم‌های صادرشده هشدار داده است که «علیه احکام سنگین و وحشیانه … مبارزه خواهیم کرد.»




اعتراض سندیکاهای فرانسوی به حسن روحانی

منتشر شده ۱۶ شهریور, ۱۳۹۸ · بروزرسانی شده ۱۶ شهریور, ۱۳۹۸

کارگران زندانی را آزاد کنید!

۵ سندیکای عمده ی کارگران فرانسه در نامه ای به حسن روحانی موج محاکمات و احکام سنگین زندان برای کارگران ایران را قویا محکوم کرده و خواهان پایبندی حکومت ایران به کنفوانسیون های سازمان جهانی کار شده اند.
به گزارش همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه ؛ کنفدراسیون دموکراتیک فرانسوی کار (س. اف. د. ت)؛ کنفدراسیون عمومی کار (س. ژ. ت)، کنفدراسیون متحده سندیکایی (اف. اس. او)، تحاد سندیکایی همبستگی (سولیدر) و تحاد ملی سندیکاهای مستقل (او. ان. اس. آ)  در این نامه که رونوشت آن برای ابراهیم رئیسی رئیس قوه ی قضائیه و سفارت جمهوری اسلامی در پاریس هم ارسال شده است، در نامه ی مشترک خود خطاب به حسن روحانی نوشته اند:

ما به خاطر دریافت اخباری در مورد محکومیت کارگران، نمایندگان سندیکاها، زنان و مردان (دانشجو، روزنامه نگار، معلم، فعالان حقوق بشر و غیره) به حبس های دراز مدت، نگران هستیم.
کشور شما مقاوله های مختلف بین المللی از جمله مقاوله های سازمان جهانی کار در مورد آزادی تشکل و گردهمآئی، اعتصاب و تظاهرات برای سازمان های صنفی را امضا کرده است. اما یک بار دیگر، ما شاهد سرکوب کارگران و مزدبگیران به خاطر مطالبات عادلانه آن ها هستیم.
“آزادی شرکت در تجمعات و راه پیمائی ها” که  در ماده ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده است، دائما نقض می شود.
ما “جرم” های از پیش ساخته به دلیل شرکت در گردهمآئی اول ماه مه ۲۰۱۹ در تهران و شهرستان ها را نکوهش می کنیم.
آقای رسول سید طالب مقدم، عضو سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (واحد) به ۲ سال زندان، ۲ سال تبعید به خراسان جنوبی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است؛ آقای حسن سعیدی عضو همان سندیکای کارگران “واحد” به ۵ سال زندان، ۲سال محرومیت از حقوق مدنی و داشتن تلفن هوشمند محکوم شده؛ خانم نسرین جوادی، عضو هیئت مدیره سندیکای آزاد کار ایران به هفت سال زندان؛ خانم عاطفه رنگریز جامعه شناس به ۱۱ سال، ۶ ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق؛ خانم مرضیه امیری روزنامه نگار به ۱۰ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق؛ آقای محمدتقی فلاحی دبیرکل کانون صنفی معلمان به ۸ ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق، و ۱۶ کارگر شرکت قند نیشکر هفت تپه به زندان های طولانی محکوم شده اند. فهرست  روز به روز طولانی تر می شود.

ما سازمان های سندیکایی فرانسوی امضا کننده این نامه این اعمال سرکوبگرایانه غیرقابل تحمل را قویاً محکوم می کنیم. از رژیم ایران می خواهیم که به پیمان های بین المللی که دولت ایران امضا کرده احترام بگذارد.
ما خواهان آزادی همه فعالان سندیکائی، روزنامه نگاران و فعالان زندانی  و توقف اعمال سرکوبگرانه هستیم.




پاسخ اعضای کانون نویسندگان ایران به دلایل بازداشت های اخیر

۱۶ شهریور, ۱۳۹۸

دلیل بازداشت های اخیر

در چند ماه اخیر بازداشت نویسندگان، روزنامه نگاران، دانشجویان، معلمان، کارگران و فعالان عرصه‌های گوناگون بیشتر، و احکام دادگاه‌ها سنگین‌تر شده است. کانون نویسندگان ایران دلیل این رویکرد حاکمیت را از تنی چند از اعضای کانون پرسیده است. فریبرز رئیس‌دانا، هرمز ناصرشریفی، علیرضا جباری و علیرضا عباسی به این پرسش پاسخ داده اند.

فریبرز رئیس‌دانا:

به نظر من بحران اقتصادی و سیاسی و اجتماعی به هم پیوسته و تعمیق یافته‌ی ایران قدرت اصلی حاکم یعنی صاحبان منابع اقتصادی، اعم از پولی و مالی و موقعیتی و املاک و نیروهای تولیدی را متفقاً در وجدانی واحد و تبلور یافته در قدرت سیاسی و نظامی و امنیتی حاکم، سخت نگران ادامه‌ی حیات سلطه‌گرانه‌ی خود کرده است. اعتراض‌ها گسترده‌تر و عمیق‌تر و به گونه‌ای آگاهانه‌تر مسری می‌شوند. اعتراض‌ها از مدتی پیش به ژرفای طبقاتی پی برده و حذف آن را نشان گرفته است. این جریان البته جامع نیست اما آماده‌ترین و حساس‌ترین و مسئول‌ترین لایه‌های اجتماعی را در میان روشنفکران و کارگران به خود جلب کرده است. از همه مهم‌تر پشتوانه کارگری و نابرخورداران روز به روز قوی‌تر می شود. این حرکت آن گونه که ادراک قدرت مسلط به آن رسیده است شوخی‌بردار نیست.
این بار این مشت آهنین است و طبقه‌ی کارگر است که از ذهن هوشیار آزادی‌خواهان و روشن‌اندیشان برخوردار می‌شود. این بار این توفنده می‌خواهد ثروت‌های به یغما رفته، دسترنج‌های بالا کشیده، رانت‌ها و امتیازهای ستمگرانه و سوءاستفاده‌های مبتنی بر قدرت و ایدئولوژی حاکم را به نفع مردم پس بگیرد. این بار چالشگران حقوق اجتماعی با امپریالیسم و تدبیرهای آن آشناترند و راز بقای قدرت از راه سازش پشت پرده را همان قدر می‌شناسند که راز فقر ماندگار توده‌ها. این بار فعالان اجتماعی رشد یابنده‌تر و آگاه‌تر و مصمم‌ترند. بیهوده نیست که آماج‌های اصلی سرکوب زنان مستقل آزاد‌اندیش، نیروهای کارگری و چپ، طرفداران راستین حقوق بشر و مدافعان طبیعت و ثروت کشور، مبارزان قاطع ضد امپریالیسم و همراهانشان‌اند. قدرت طبقاتی حاکم دیگر نمی‌تواند مثل سابق از ابزار ایدئولوژی ورشکسته استفاده کند. پس سرکوب، مستقیم‌تر و شمشیر آخته‌تر شده است. (کوتاه شده)

هرمز ناصر شریفی:

پاسخ به این سوال به گمان من، در گروی نگاه تاریخی ـ اجتماعی به وضعیت آزادی بیان در جامعه‌ی ماست. در واقع تا چند سال پیش، امر آزادی بیان به تعبیری یک مطالبه‌ی خاص بود، از این جهت خاص که اقشار محدودی به ضرورت آزادی بیان به شکل «ضرورت نان» نگاه می کردند؛ از جمله می‌شود از نویسندگان و اصحاب مطبوعات نام برد و اینکه شاهد بوده‌ایم که چگونه در طول سال‌ها دستگاه سانسور مخاطبین‌ِ آن ها را رانده و نان‌شان را آجر کرده بود. اما این روزها گسترش بی‌حد و اندازه‌ی فقر و مشکلات اسفناک توده‌ی مردم، وضعیت را تغییر داده است. امروزه درخواست برای گفتن و آشکار وُ بلند گفتن، تبدیل به مطالبه‌ا‌ی عام شده و از همین حیث، حاکمیت نیز رویکردی متفاوت در برابر چنین خواستِ عام شده‌‌ای در پیش گرفته است و آن چنان که به نظر می‌رسد این پاسخ، مشخصاً شکل‌گیریِ موج تازه‌ای از دستگیری‌ها و احکام به شدت ظالمانه و غیر قابل باور دستگاه قضایی ست که در تضادی بنیادین با طبیعی‌ترین خواست انسانی جامعه، بارز شده است.

علیرضا جباری:

به باور من دلایل این موضوع به شرح در پی آمده است:
الف). امکان مطلق تصمیم‌گیری رهبری که با پیشبرد دمکراسی در میان توده‌ی مردم که یکی از پایه‌های اصلی آن قشر روشنفکر جامعه است؛ مخدوش می‌شود و نهاد قضایی که برگزیده‌ی رهبر و مطیع فرمان رهبر است نمی تواند چنین اجازه ای بدهد؛
ب). رئیس کنونی قوه‌ی قضاییه پیشینه‌ای گسترده در تولید خشونت در سال‌های دهه‌ی ۶۰ دارد که ظهور نمودهای استمرار آن طبیعی به نظر می‌رسد؛
پ). وضع اقتصادی مردم ایران به سبب تحریم‌های گسترده و تحریکات اعضای پیمان ناتو و اسرائیل و عربستان و امارات روز به روز وخیم‌تر می‌شود و این واقعیت امکان بالقوه‌ی تحرکات اجتماعی و اعتراضات را افزایش می‌دهدکه یکی از عوامل برانگیزنده‌ی عمده‌ی آن آزادی مطبوعات و دیگر فعالان اجتماعی از جمله کارگران و زنان است. از این رو، سران جمهوری اسلامی احساس می‌کنند که تنها راه دوام آن گسترش موج سرکوب، شکنجه و زندان و گاه نیز اعدام است و به همین دلیل به رفتارخشونت آمیز خود با روشنفکران ادامه می‌دهند.

علیرضا عباسی:

بارها و بارها این اعلام و ادعا را شنیده‌ایم که برای نقد و اعتراض گوش شنوا داریم. می‌گویند نمی‌شود که نقد نباشد؛ کسی که نقد دارد باید حرف‌اش را بزند. باید شنید و چه و چه…؛ با این حال در تمام این سال‌ها، بارها شاهد برخورد با منتقدان و معترضان بوده‌ایم. برخوردی که هر بار به شکلی صورت گرفته، از احضار و تهدید گرفته تا به بند کشیدن و برنامه‌سازی و حذف فیزیکی تا صدور حکم‌های عجیب و طولانی مدت برای کنشگران اجتماعی، روزنامه‌نگاران، نویسندگان، کارگران و… که در حال وقوع است. اما این که چرا علیرغم ادعای تحمل‌پذیری، برخوردهایی چنین ناعادلانه و سرکوبگرانه رخ می‌دهد؛ پاسخ روشنی دارد. سانسور نهادینه شده در همه ی ابعاد و زمینه‌ها و بی‌اعتقادی و بی احترامی به آزادی بیان از یکسو و از سوی دیگر بی تدبیری و رقابت‌های جناحی و کارشکنی برای مخدوش کردن چهره رقیب، باعث شده طیف های مختلف اجتماع، متحمل فشارهای بی‌امان شود.
وقتی آزادی بیان که از بدیهی‌ترین حقوق انسانی است با سد نظارت و حذف و سانسور رو به رو‌ست، معنایی جز لگدمال شدن خواسته ها و خفه کردن صداها ندارد. ساختن برنامه‌های کنترل شده و بیان به اصطلاح نقد از زبان مجریان رسانه‌های حکومتی، فقط برای سرپوش گذاشتن بر نقدهای جدی و مطالبه گر است. روشن است که در برابر مطالبه و اعتراض، وقتی پاسخ درست و منطقی وجود نداشته باشد؛ حذف و سرکوب می‌شود راه حل صاحبان قدرت.




تحلیل طبقاتی و جهت گیریهای سیاسی

نگاهی به قوانین مالکیت و قوانین بانکی، مالیاتی، قانون کار و قوانین حمایت دولتی از سرمایه گذاری داخلی و خارجی در جمهوری اسلامی که براساس آخرین یافته های حقوقی ارگان های سرمایه داری جهانی تنظیم شده است، به ما نشان میدهد که چنان” مناسبات حقوقى و ساختارهاى اقتصادى و سیاسى مناسب براى حرکت سرمایه و کارکرد و گسترش مکانیسم بازار”  توسط کارگزاران اسلامی سرمایه تدوین و اجرا میشود که تاکنون سابقه نداشته است. نگاه سطحی به اقتصاد ایران و گردش سرمایه و مناسبات اقتصادی طبقه حاکم، عموما ناشی  از تاکیدها بر خصلت ایدئولوژیک حکومت و یا نگاه به دسته بندیهای سیاسی حاکمیت کنونی است.

***

منتشر شده ۱۳ شهریور, ۱۳۹۸ · بروزرسانی شده ۱۳ شهریور, ۱۳۹۸

م . پرهیزگار

– با گذشت حدود سه دهه از اجرای منظم الگوهای اقتصاد نئولیبرالی توسط سرمایه ایرانی، تبعات اجتماعی و طبقاتی این رویکرد به شکل شکاف عظیم طبقاتی خود را به نمایش گذ اشته است. این شرایط نه فقط زندگی مشقت باری بر طبقه کارگر تحمیل نموده ،  که  زندگی بخش های گسترده ای از طبقه متوسط را نیز بحرانی نموده است.

 تبعات روند چرخش حرکت سرمایه  از الگوی سرمایه نیمه دولتی و متمرکز دهه ۵۰ و ۶۰ به الگوی نئولیبرالی، طی سه دهه گذشته لحظه های بحرانی متناوبی را پشت سر نهاده است. این بحران های اجتماعی و سیاسی که  میتوانست به مقاطعی تعیین کننده در حیات اجتماعی طبقات منجر شود، بنا به دلایل متفاوتی از جمله سرکوب بی رحمانه، توسط بورژوازی حاکم حل و فصل گردید. اما این بحران ها بر ساخت درونی و دسته بندیهای بورژوازی ایران، تاثیرات مهمی نیز بر جا نهاد.

صرف نظر از شرایط عمومی جهان سرمایه داری، حیات و حرکت سرمایه در جوامع مختلف، همواره با بحران و تنش  همراه است. حرکت سرمایه در عرصه های تازه، دگرگونیهای وسایل تولید و نیروهای مولده، گسترش سطحی سرمایه و تغییرات و رقابت های درونی طبقه سرمایه دار…. که از تبعات ذاتی حرکت سرمایه هستند همواره به جدالی میان اشکال قدیمی و جدیدتر دامن میزند. این نوع از تنش ها بنا به موازنه قدرت نیروهای طبقاتی، به جنبش های اجتماعی عموما رفرمیستی دامن میزند و در عین حال به تناسب  توازن قوا، میتواند قدرت چانه زنی طبقه کارگر را بیشتر کند. اما در مقاطعی محدودیت حرکت سرمایه و تناقض های درونی آن موجب بحران های ساختاری سرمایه میشود که از جنس خرده بحران های پیش گفته نیست. دخالت طبقات متخاصم اجتماعی در بحران های ساختاری، این بحران ها را به  موقعیت هایی متفاوت از موانع معمول و روتین حرکت سرمایه تبدیل میکند.

بیشتر لحظه های بحرانی در ایران طی ۳ دهه گذشته از جنس بحران های نوع اول بوده اند.

اما سوالی که همواره در برابر ما قرار دارد این است، چرا  با وجود گستردگی جمعیتی و اعتراضی طبقه کارگر و شکل گیری متواتر اعتراضات گسترده اجتماعی، طبقه کارگر نه فقط قادر نبوده است اقتدار سیاسی بورژوازی را ساقط کند، حتی قادر نبوده است هروله وحشیانه نئولیبرالیسم را محدود نماید؟ و یا درمقیاس توده ای نیروهای خود را متشکل نماید؟

در پاسخ  به این سوال تنها نمیتوان ساده لوحانه به عامل سرکوب مستقیم پلیسی امنیتی، که از رویه های معمول  بورژوازی در سطح جهان است اکتفا نمود. به نظر نگارنده برای جستجوی پاسخ باید به ریشه های نظری و تبیین های چپ ایران، خصوصا بخش مدعی رهبری طبقه کارگر، از جامعه، طبقات، بورژوازی و مشخصات سرمایه داری ایران، مراجعه کرد.

این امر از آنجا اهمیت پیدا میکند که تئوریها و تحلیل نیروهای سیاسی متشکل و منفرد از موضوعات یاد شده است که  الویت های مبارزه طبقاتی، یارگیریهای اجتماعی و مواضع سیاسی این نیروها را شکل میدهد.

پدیده های اجتماعی و سیاسی در جوامع سرمایه داری، تابعی هستند از حرکت سرمایه در بسترهای مشخص جغرافیائی- تاریخی، بر این اساس برای شناخت اجزا و خصوصیات سرمایه مشخص برای تدوین اهداف سیاسی و جهت گیریهای طبقاتی، باید به شیوه ای مارکسیستی سطوح مختلف و پیچیدگیهای اجتماعی حرکت سرمایه را از یکدیگر جدا نمود.

بنا براین در قدم اول برای درک موقعیت طبقه کارگر در شرایط مشخص تاریخی و یافتن جهت اصلی پیکان نقد اجتماعی سرمایه داری در شرایط مذکور، لازم است که فعالین  طبقه کارگر شناخت درستی از موقعیت و کاراکتر بورژوازی مقابل خود داشته باشند.

نقطه عزیمت هر جریانی برای تبیین تئوریک شرایط مشخص تاریخی کنونی، توضیح  شیوه و مناسبات تولیدی حاکم بر جامعه است. از اواسط دهه ۴۰ تا به امروز سه تعریف عمده (از تبیین های متقاوت غیرفراگیر فاکتور گرفته ام) از مناسبات اقتصادی و طبقاتی در ایران از سوی جنبش چپ ارائه شده است.

تئوری معروف به تز نیمه فئودال – نیمه مستعمره

 سرمایه داری وابسته (بورژوازی کمپرادور)

 بورژوازی نامتعارف

فراگیری و دایره نفوذ هر کدام از این تئوریها محدوده زمانی و اجتماعی مشخصی را دربر می گیرد. در تمام این نظریه ها یک هسته مشترک وجود دارد ، “سرمایه در ایران  با سرمایه در تعریف جهانی آن متفاوت است”

در همه این تئوری ها تصوری  از سرمایه، منطبق با تعاریف انتزاعی و یا در تعین یافته ترین شکل، سرمایه در تعین سوسیال دمکراتیک اروپائی غالب است.

هواداران تز نیمه فئودال و نیمه مستعمره  تا اواخر دهه ۵۰ هنوز به سلطه مناسبات اقتصادی سرمایه داری و سلطه  بورژواری بر جامعه به عنوان یک طبقه مسلط سیاسی اقتصادی اعتقاد نداشتند.

این رویکرد با نادیده گرفتن تفوق مناسبات سرمایه دارانه بر حیات اجتماعی و سیاسی،  در عرصه مبارزه اجتماعی خواهان مبارزه با استبداد فئودالی و انقلاب اجتماعی در جهت سرنگونی سلطه فئودالی و سلطه استعماری خارجی و  رشد و بسط مناسبات اقتصادی بورژوائی بود. البته فعالین این جریان که عموما به نوعی از سوسیالیسم خلقی اعتقاد داشتند، در جهت اثبات تئوری های شان دست به تحقیقات میدانی و انتشار نوشته های تحلیلی نیز میزدند. مشکل اساسی این رویکرد در نفی روند تاریخی شکل گیری مناسبات سرمایه داری چه در هیئت مناسبات اقتصادی و چه به مثابه یک طبقه اجتماعی در ایران بود. در این نظریه  بورژوازی در شمایل روح آدام اسمیت بر آنها ظاهر میشد و تصور آنها از سلطه مناسبات کاپیتالیستی الگوی گسترش سطحی سرمایه)   extensive ) بود.

معتقدان به این تئوری فراموش میکردند که جامعه ایران اساسا سابقه استعماری ندارد و وجود دهقانان و مالکان ارضی  جدای از میزان اهمیت شان در مناسبات اقتصادی، به تنهائی نشان دهنده تفوق مناسبات فئودالی بر شیوه تولید اجتماعی نیست.

مارکس در جلد سوم کاپیتال در توضیح بهره مالکانه توضیح میدهد، که در مناسبات کاپیتالیستی چگونه مالکان ارضی به دلیل انحصار مالکیت بر زمین و امتیازات گروهی به جا مانده از دوره قبل، بخشی از ارزش اضافی را تصاحب میکنند. از سوی دیگر دهقانان نیز بیش از پیش توسط اشکال متفاوت سرمایه در بخش کشاورزی به انقیاد کشیده میشوند.

اما به طور مشخص سرمایه در ایران تاریخن با بخش کشاورزی مناسبات ویژه ای داشته است .سلطان زاده در فصل یکم کتاب انکشاف اقتصادی ایران…. در سال ۱۹۱۳ میلادی مینویسد”  پرواضح است که ، روابط کالائی – پولی که با چنین شدتی مستقر می شد، باعث افزایش شدید قیمت زمین ها می گردید. به این مناسبت ما دائما شاهد سرازیر شدن ” سرمایه تجاری- ربائی” به طرف بخش کشاورزی هستیم. سرمایه داران تجاری- ربائی با استثمار نامحدود توده های دهقان امکان داشتند نرخ سود مطلوب خود را از زمین به دست آورند و به این مناسبت با رغبت زمین می خریدند”

معتقدان به تز نیمه فئودال و نیمه مستعمره از آنجا که فئودالیسم و مناسبات اجتماعی فئودالی را دشمن عمده(تضاد اصلی مائو) میدانستند در یارگیری های اجتماعی شان بالطبع، دهقانان نیروی اصلی تحول اجتماعی به شمار میرفتند و بخش های عمده ای از بورژوازی هم متحدان طبیعی آنها بودند. کارگران و صنعتگران شهری هم در گوشه ای از این جبهه خلق می پلکیدند. هدف بلاواسطه این نیروها برانداختن سلطه استبداد، استقرارو رشد مناسبات سرمایه داری برای ایجاد زمینه های برقراری سوسیالیسم بود!

شاید امروز نیروی چپی که به این نظریه در شکل کلاسیک آن اعتقاد داشته باشد را نتوان یافت. اما استنتاجات سیاسی مشترکی میان معتقدان به این تز و برخی نیروهای چپ همچنان مشهود است. ( هدف این نوشته نقد تفصیلی تز نیمه فئودال- نیمه مستعمره نیست، گو اینکه در زمان خودش هم این تئوری ربطی به واقعیات اجتماعی تاریخی ایران نداشت، بلکه صرفا آشنائی با نظریه های چپ دهه های قبل است و ردگیری استنتاجات سیاسی آن تا به امروز)

از اواسط دهه ۴۰ با شتاب گرفتن تحولات اقتصادی و صعود شاخص های رشد اقتصادی که رشد گسترده و ملموس    شهرنشینی را به همراه داشت، دیگر  تفوق مناسبات سرمایه دارانه بر سایر اشکال تولیدی قابل کتمان نبود.

در این دوره بخشی از نیروهای چپ تحت تاثیر نظریه پردازانی نظیر پل باران و آندره گوندر فرانک برای توضیح ساختار طبقاتی و اقتصادی به تئوری سرمایه داری وابسته( بورژوازی کمپرادور) روی آوردند. در این نظریه مناسبات اقتصادی مسلط بر فعل و انفعالات اقتصادی، از منظر رابطه کشورهای مرکز و پیرامون تحلیل میشود. از نظر آنان  ارزش تولید شده در کشورهای پیرامون توسط کشورهای مرکز(امپریالیستی) ربوده میشود و چرخه تولید و بازتولید گسترش یافته در کشورهای پیرامون کامل نمیشود.

 این نظریه عملا به روند تولید  و مناسبات طبقاتی ناظر بر تولید ارزش اضافه در کشورهای پیرامون توجهی ندارد، و عقب ماندگی جهان سوم را ناشی از سلطه و ربایش اضافه ارزش توسط کشورهای مرکز قلمداد میکند. در تز وابستگی عنصر اصلی، سلطه است، آنهم در رابطه میان کشورها،  مناسبات طبقاتی جوامع تولید کننده اضافه ارزش و تولید کنندگان و تصاحب کنندگان این اضافه ارزش در کشورهای وابسته جایگاهی در این تئوری ندارند.

تخاصم طبقات در این جوامع نادیده گرفته شده و امپریالیسم به نیروی خارجی غارتگر تقلیل داده میشود. معتقدان به نظریه وابستگی در ایران ، معتقد بودند که بخش کوچکی از بورژوازی انگلی و دلال، با اعمال دیکتاتوری و سرکوب تبدیل به کارگزار کشورهای امپریالیستی( بخوانید غارتگر) گردیده تا روند چپاول اضافه ارزش توسط آنان را سازمان دهی کند. در این دیدگاه طبقه کارگر علیرغم جایگاه والای ادبی و معنوی، تنها بخشی از خلق تحت ستم بود. در جبهه خلق طبقه کارگر، دهقانان ، طبقات میانه شهری و روستائی و بخش هائی از بورژوازی ( ملی و لیبرال) حضور داشتند. معتقدان به بورژوازی کمپرادور به مناسبات سرمایه دارانه در ورای مناسبات اقتصادی داخلی اعتقاد داشتند، آنان نیز هنوز ایمان خود را به بورژوازی ازنوع آرمانی آن از دست نداده بودند.

برای آنان کشورهای امپریالیستی بیشتر حامل رابطه سلطه گری استعماری بودند تا مناسبات گسترش یاقته اقتصاد بورژوائی.

با توجه به تعاریف درهم ریخته از طبقات، این نیروها یارگیری اجتماعی خود را از میان طبقات گوناگون انجام میدادند. این نیروها علیرغم رشادتها و قهرمانیهایشان، نه برنامه  اقتصادی اجتماعی مستقلی از بورژوازی داشتند و نه تصوری مارکسیستی از مبارزه طبقاتی. به همین دلیل با سقوط حاکمیت  پهلوی، استنتاجات تئوریک این نحله فکری هم دچار شکاف های اساسی گردید.

نظریه وابستگی در زمینه اقتصاد سیاسی از پایه های محکمی برخوردار نبود. این نظریه قادر به توضیح پروسه تولید و تصاحب ارزش اضافه در کشورهای پیرامون نبود از همین رو بیشتر محملی تئوریک برای جنبش های خلقی و چریکی در آسیا و آمریکای لاتین بود.

در میانه دهه پنجاه گرایشی در چپ شروع به رشد کرد که تلاش داشت تا خود را به نظریه های مارکسیستی و غیر چریکی  مسلح کند.

پیشگامان این جریان همچون تقی شهرام تلاش کردند تا با گسست از تئوریهای حاکم بر مشی چریکی و تعریف طبقاتی مبارزه  و پذیرش تفوق مناسبات تولید بورژوائی بر جامعه ، تصویر تازه ای از نیروهای اجتماعی و انقلابی ارائه دهند. وی با نفی وجود  بورژوازی ملی و مرتجع دانستن خرده بورژوازی سنتی، تلاش نمود تصویر تازه ای از طبقه کارگر به عنوان نیروی اصلی انقلاب و ترکیب تازه ای از  صف بندی های اجتماعی را ترسیم کند. در بیانیه تغییر مواضع سازمان مجاهدین در مهر ۵۴ تقی شهرام در باره رفرمیست های بورژوا در دهه ۴۰ می نویسد ” آنها وقتی که امپریالیسم و گروه طبقه حاکمه جدید وابسته به او ، مراسم کفن و دفن کامل نیروهای ملی و در راس آن بورژوازی ملی را آغاز میکنند، این تفکر لنگ لنگان لزوم مبارزه را در اصول ایدئولوژیک خود مورد قبول قرار میدهد”

اما روند وقایع منتهی به انقلاب ۵۷ و سلطه جهانی انواع روایت های تحریف شده از مارکسیسم در دهه ۷۰ میلادی، این فرصت را به چپ رادیکال تازه شکل گرفته نداد تا تصویر خود از جامعه و مبارزه طبقاتی را کامل کند.

پس از سقوط حاکمیت پهلوی و استقرار نیروهای تازه در قدرت دولتی، چپ سوسالیست تلاش کرد تا توضیحی برای صورت بندی طبقه و نیروهای حاکم بیابد.

گرایشاتی که همچنان به دسته بندی های طبقاتی پیشین اعتقاد داشتند، حاکمیت جدید را آش شله قلمکاری از بورژوازی متوسط و خرده بورژوازی ضد امپریالیست می انگاشتند و به حمایت از آن پرداختند. چپ رادیکال اما قادر نبود تصویر روشن و مدونی از ماهیت طبقاتی نیروهای دخیل در قدرت را ارائه دهد. به طور مثال بخشی از این چپ با تکیه بر نظرات مارکس پیرامون لوئی بناپارت، حاکمیت تازه را بناپارتیستی و یا “کاست حکومتی” میدانستند و حضور طبقاتی بی واسطه بورژوازی در حاکمیت را بعید می دانستند، و یا گروهی حاکمیت تازه را ترکیبی از بورژوازی متوسط و بورژوازی تجاری سنتی در ائتلاف با بورژوازی لیبرال می دانستند. اما این باور که حاکمیت تازه مستقیما پاسخی به نیازهای حرکت سرمایه در لحظه مشخص تاریخی باشد، هنوز هم در میان بخش هائی از چپ مورد تردید بود.

با سرکوب های دهه ۶۰ کار تبیین دیدگاهی منسجم از ساختار اقتصادی و اجتماعی بورژوازی ایران ناتمام ماند.

امروز اکثریت قریب به اتفاق نیروهای چپ به غالب بودن مناسبات تولیدی سرمایه دارانه بر اقتصاد ایران در متون ادبی اعتقاد دارند، اما هنوز هیچ گرایشی تبیین خود از مختصات سرمایه و طبقه سرمایه دارو ترکیب اجتماعی آن را ارائه نکرده است. به نظر میرسد چپ هنوز نتوانسته است از تصویر اسطوره ای و انتزاعی خود از بورژوازی به عنوان طبقه ای “مترقی” و” مدرن” دست بردارد.

تعریف دیگری که از بورژوازی و مناسبات سرمایه دارانه، برای توضیخ شرایط کنونی ایران، توسط بخش هائی از چپ تکرار میشود،” سرمایه داری نامتعارف” است.

متاسفانه برخلاف  موارد گذشته این تبیین مبتنی بر هیچ تحقیق میدانی و یا تحلیلی از داده های  اقتصادی و مکانیسم های داخلی سرمایه در ایران نیست. این برداشت بیشتر به  احکام حزبی میماند تا تحلیلی جامع از اقتصاد ایران و موقعیت طبقات و ارتباط بورژواری با قدرت سیاسی. مشخص ترین اعلام نظری این رویکرد را در اسناد کنگره سوم حزب کمونیست کارگری که توسط منصور حکمت نوشته شده است میتوان یافت.

“بقاء هر حکومت بورژوایى، و از جمله رژیم اسلامى، در وهله اول در گرو تضمین یک دوره رشد و توسعه اقتصاد کاپیتالیستى در ایران است، صرفنظر از دشوارى عظیم سازماندهى و تضمین چنین افق اقتصادى اى براى هر بخشى از بورژوازى ایران، رژیم اسلامى بنا به مشخصات ماهوى اش بطور ویژه اى از تحقق این امر عاجز است. رژیم اسلامى بنا به ماهیت سیاسى و هویت اسلامى خود تاکنون نتوانسته و نمیتواند به یک حکومت متعارف سرمایه دارى در ایران تبدیل شود مناسبات حقوقى و ساختارهاى اقتصادى و سیاسى مناسب براى حرکت سرمایه و کارکرد و گسترش مکانیسم بازار را ایجاد و تضمین کند، و شرایط ادغام فعالانه بازار داخلى ایران در اقتصاد و بازار جهانى سرمایه دارى را فراهم کند. جمهورى اسلامى نه فقط توان رفع بحران اقتصاد سرمایه دارى ایران را ندارد، بلکه خود موجب تشدید این بحران است. بن بست اقتصادى سرمایه دارى ایران مبناى اصلى بحران چاره ناپذیر حکومت اسلامى است (قطعنامه درباره اوضاع سیاسی ایران- کنگره سوم سال ۲۰۰۰)”. 

میتوان خرده گرفت که در این متن ” رژیم اسلامی، حکومت نامتعارف سرمایه داری” اعلام گردیده و نه مناسبات اقتصادی بورژوائی در ایران، اما در نوشته ها و گفته های فعالان این جریان به کرات به نامتعارف بودن  بورژوازی ایران اشاره شده است.

از سوی دیگر اگر به تاریخ قطعنامه توجه شود مربوط به  سال ۲۰۰۰ میلادی، یعنی ۲۰ سال پس از شکل گیری حکومت اسلامی ، اما به این مسئله که طی ۲۰ سال گذشته این مناسبات اقتصادی-طبقاتی تحت  حاکمیت نامتعارف بورژوازی چه گونه مناسباتی بوده است و سرمایه بی ارتباط با گردش جهانی سرمایه چگونه ۲۰ سال دوام آورده است؟  اشاره ای نمی شود. اگر به این متن توجه کنیم دلایلی که جمهوری اسلامی را تبدیل به مجموعه سیاسی اقتصادی نامتعارفی تبدیل میکند به شرح زیر است:

الف: ناتوانی در  تضمین یک دوره رشد و توسعه اقتصاد کاپیتالیستى در ایران

ب: قادر نیست مناسبات حقوقى و ساختارهاى اقتصادى و سیاسى مناسب براى حرکت سرمایه و کارکرد و گسترش مکانیسم بازار را ایجاد و تضمین کند

پ: نمیتواند شرایط ادغام فعالانه بازار داخلى ایران در اقتصاد و بازار جهانى سرمایه دارى را فراهم کند

ت: این ناتواتی های حکومت ایران ناشی از ماهیت سیاسی و ایدئولوژیک آن است

(“حکومت اسلامى با بحران اقتصادى، سیاسى و اجتماعى عمیقى مواجه است. این بحران مزمن، که رژیم بخاطر هویت اسلامیش قادر به حل و تخفیف آن نیست” قطعنامه درباره حککا و چشم انداز انقلاب در ایران  دسامبر ۲۰۰۳)

فعالین این جریان به جز در مورد مسائل ایدئولوژیک حاکمیت، تاکنون نسبت به توضیح و مستدل کردن احکام  بالا تلاشی  نکرده اند.

 احکام بالا را تنها با بررسی واقعیات و داده های اقتصادی و کارکرد بازاراقتصادی سرمایه در ایران و ارتباط این سرمایه طی ۴۰ سال گذشته با بازار جهانی،  میتوان اثبات و یا رد کرد. بررسی عامل ایدئولوژیک برای توضیح رابطه قدرت سیاسی با طبقه اقتصادی در سطح دیگری از تحلیل تاریخی بورژوازی ایران میگنجد و توضیح دهنده مکانیزم های حرکت سرمایه نیست. تکیه بر عامل ایدئولوژیک ناشی از ناتوانی در ارائه تحلیل علمی پیرامون مقولات  اقتصاد سیاسی است.

طبقه حاکم اقتصادی در ایران(بورژوازی)  بر بازار اقتصادی به ارزش ۱٫۴ تریلیون دلار که یکی از ۲۰ اقتصاد بزرگ جهان به شمار میرود(داده های صندوق بین المللی پول ۲۰۱۶) و در کشوری که اولین دارنده منابع گاز و نفت جهان( ب نقل از  بی پی) است حکومت میکند.

بر اساس داده های بانک مرکزی تولید ناخالص داخلی(به قیمت های ثابت سال ۱۳۸۸) در سال ۹۰ برابر با ۲۰۱۱۵۵۴ میلیارد ریال بوده است. در سال ۱۳۸۸ این رقم معادل۱۹۴۲۹۸۹ میلیارد ریال بوده است. سهم نفت  از  تولید ناخالص داخلی طی این سالها به ترتیب ۱۶٫۱ و ۱۷٫۴ درصد و سهم صنعت به ترتیب ۲۶ و ۲۵٫۵ درصد و خدمات ۵۵٫۶ و ۵۴٫۷ درصد بوده است.

این ارقام گوشه کوچکی از داده های اقتصادی بازار سرمایه در طی تنها دو سال است. برای اینکه نشان دهیم که چه حجمی از ارزش در این بازار اقتصادی در چرخش است.

تولید ناخالص داخلی ( به قیمت های جاری) در سال ۱۳۵۵ معادل ۴۴۴۰٫۸ میلیارد ریال و در سال ۱۳۹۵ به ۶۶۹۱٫۱  هزار میلیارد ریال رسیده است . ارقام بالا نشاندهنده چرخش معمول  و کارکردهای متعارف مکانیسم های سرمایه در  بازار اقتصادی تحت هدایت بورژوازی طی چند دهه  است.

مسلما در چنین ساختار اقتصادی و سیاسی، رقابتها ی  برنامه ای جناح های متفاوت سرمایه نیز قابل مشاهده است، اما این اختلافات گاها جدی اقتصادی و سیاسی،  الزاما نمایانگر بحران های لاعلاج  اقتدار بورژوازی در ایران نیست.

نگاهی به قوانین مالکیت و قوانین بانکی، مالیاتی، قانون کار و قوانین حمایت دولتی از سرمایه گذاری داخلی و خارجی در جمهوری اسلامی که براساس آخرین یافته های حقوقی ارگان های سرمایه داری جهانی تنظیم شده است، به ما نشان میدهد که چنان” مناسبات حقوقى و ساختارهاى اقتصادى و سیاسى مناسب براى حرکت سرمایه و کارکرد و گسترش مکانیسم بازار”  توسط کارگزاران اسلامی سرمایه تدوین و اجرا میشود که تاکنون سابقه نداشته است. نگاه سطحی به اقتصاد ایران و گردش سرمایه و مناسبات اقتصادی طبقه حاکم، عموما ناشی  از تاکیدها بر خصلت ایدئولوژیک حکومت و یا نگاه به دسته بندیهای سیاسی حاکمیت کنونی است.

تغییر مداوم قانون کار در ایران طی چند دهه و تغییراتی متناسب با سیاست های نئولیبرالی از یک سو و تلاش برای مقررات و تشکل زدائی ازرابطه نیروی کار و سرمایه  نشان از به روز بودن ارگان های قانونگذاروحاکمیتی سرمایه داران دارد. خصوصی سازی ها طی  دهه های گذشته بر بستری از ساختارهای مناسب حقوقی و سیاسی به روز شونده و بر اساس الگوهای جهانی سرمایه انجام پذیرفته است.

اما تا آنجا که به ”  تضمین یک دوره رشد و توسعه اقتصاد کاپیتالیستى در ایران ” مربوط میشود باید گفت شاخصه های رشد و توسعه کاپیتالیستی از داده ها و جداول اقتصادی استخراج میشود و نه از ظواهر مناسبات قدرت و اعتقادات دنیوی و اخروی حاکمان.

بر اساس داده های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول ؛ میانگین نرخ رشد اقتصادی از سال ۶۸ تا سال ۸۸  به طورمتوسط  ۵ درصد در سال بوده است. در دوره اول دولت خاتمی نرخ رشد اقتصادی در محدوده کمتر از۵ درصد و در دوره دوم در محدوده بالاتر از ۵ درصد حفظ شده است و در مجموع نرخ رشد اقتصادی در دوره هشت ساله دولت خاتمی به طور میانگین برابر ۹٫۴ درصد بوده است.

یادآوری میشود میانگین نرخ رشد اقتصاد ایران در فاصله سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۶ که شکوفا ترین دوره اقتصادی در تاریخ معاصر به شمار میرود معادل ۱۰/۵ درصد در سال بوده است. البته نباید فراموش کرد که طی دوره جنگ یعنی در فاصله سالهای ۵۹ تا ۶۸ متوسط نرخ رشد اقتصادی به رقم ۳٫۲-  درسال هم می رسد.

مقایسه آماری نرخ رشد و تولید ناخالص داخلی  از سال ۱۳۳۹ تا سال ۱۳۸۹ نشان میدهد که علیرغم افت و خیز های دوره های بحرانی مانند انقلاب و جنگ ، این شاخص های اقتصادی از روند تقریبا ثابتی برخوردار بوده اند.

نگاهی به آمار فوق نشان میدهد که حاکمیت کنونی سرمایه داران نه فقط با سایر حکومت های مشابه تفاوتی در خدمات رسانی به کل طبقه سرمایه دار ایران ندارد بلکه بازار اقتصادی ایران نیز مکانیسم های درونی هر بازار اقتصادی در منطقه و جهان را دارد. رشد و توسعه کاپیتالیستی در یک جامعه را با مشاهده مواردی از قبیل ، سطح معیشت، تغییرات استایل زندگی، توسعه زیر ساخت های مورد نیاز حرکت سرمایه، نیروی کار و میزان تولید و مصرف اجتماعی میتوان قضاوت کرد.

حال باید از خود پرسید اگر حاکمیت کنونی نتوانسته است طی سالهای طولانی ”  شرایط ادغام فعالانه بازار داخلى ایران در اقتصاد و بازار جهانى سرمایه دارى را فراهم کند” این اقتصاد منفرد که اتقاقن از اقتصادهای مهم خاورمیانه نیز به شمار میرود چگونه است که چند دهه به حیات خویش ادامه میدهد؟

شاخص های تشخیص میزان و نوع رابطه یک اقتصاد ملی با اقتصاد جهانی ، شامل رابطه این بازار اقتصادی مشخص با نهادهای مالی و حقوقی جهانی سرمایه، میزان و حجم مبادلات اقتصادی با سایر بازارهای جهان وسهم اقتصادی از بازار جهانی است. مبنای تعلق و ادغام در بازارهای  بین المللی از مناسبات سیاسی بین دول استخراج نمی شود اگر چه افت و خیزهای این روابط میتواند بر دامنه تعاملات اقتصادی کشورها در بازار جهانی موثر باشد.

حاکمیت ایران عضو صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، موسسه توسعه بین المللی ، عضو ناظر سازمان تجارت جهانی، سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، سازمان همکاری شانگهای، سازمان همکاری اسلامی ، وسایر نهادهای شناخته شده بین المللی با هویت حقوقی مشخصی است.

 رابطه یا عدم ارتباط میان سرمایه ایرانی با بازار جهانی،  با شناخت از روابط اقتصادی نهاد های سرمایه جهانی و سرمایه های ملی تعیین کننده در سطح بین المللی با بازار اقتصادی ایران  قابل توضیح است.

میزان واردات کالا در سال ۱۳۷۰ معادل۲۰۲۶٫۲ میلیارد در سال ۱۳۷۵ برابر با ۲۳۹۳۸ میلیارد در سال ۱۳۷۸ معادل ۲۲۲۰۱ میلیارد ریال و در سال ۱۳۹۵ معادل ۴۳۶۸۴ میلیون دلار بوده است( منابع: سالنامه آماری و گزارش های بانک مرکزی) . کشور های اصلی صادر کننده کالا به ایران کشورهای آسیائی، اروپائی و ایالات متحده آمریکا بوده اند. برای نمونه در سال ۱۳۷۸  (۱۹۹۹) سهم آلمان از واردات  ایران  ۱۰٫۹، سهم ژاپن ۴٫۷، سهم چین ۴٫۸ و سهم آمریکا ۱۲٫۷ درصد بوده است.( برای طولانی نشدن مطلب از ارائه جدول های تفصیلی و تفسیرهای مربوطه اجتناب کرده ام).

در زمینه صادرات کالا هم مقصد اصلی صدور نفت و گاز به اروپای غربی، ژاپن ، چین و هند بوده است که میزان درآمدهای نفتی به تناسب تولید و قیمت های جهانی متغیر بوده است. در زمینه صادرات کالای غیر نفتی، به عنوان مثال در سالهای ۶۸ تا ۷۲ مجموعا ۱۱٫۷۳ میلیارد دلار میزان صادرات غیر نفتی بوده است و مجموع صادرات در سال ۹۵ معادل ۸۴ میلیارد دلاربوده که عموما به بازار کشورهای مختلف صادر گردیده.

علاوه بر مبادلات مستمر و مناسبات اقتصادی ایران با حوزه های اصلی اقتصاد جهانی طی ۴ دهه گذشته، ایران  بارها از بانک جهانی وام گرفته است . از جمله،  وام اعطایی بانک جهانی  مربوط به پروژه مدیریت یکپارچه آب و خاک شبکه آبیاری سد البرز به مبلغ ۱۲۰میلیون دلار، وام ۲۷۹میلیون دلاری پروژه آب و فاضلاب شهرهای اهواز و شیراز، وام ۲۲۰میلیون دلاری برای بازسازی شهر زلزله‌زده بم، وام ۲۲۴میلیون دلاری پروژه آب و فاضلاب شهرهای شمال کشور و… ازجمله وام‌های دریافتی ایران از بانک جهانی هستند.

علاوه بر این پس از پایان جنگ و طی برنامه ۵ ساله اول روند جذب سرمایه خارجی مجددا آغاز شد و طی این دوره بالغ بر ۳۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب گردید. جذب سرمایه خارجی به دلیل افت و خیزهای سیاسی و برنامه های حمایت دولتی روند ثابتی ندارد اما  میزان سرمایه مستقیم خارجی جذب شده در سال ۲۰۱۲ برابر با ۴ میلیارد و ۶۶۲ میلیون دلار برآورد شده و در سال ۲۰۱۳ نیز ۳ میلیارد و ۵۰ میلیون دلار بوده است این رقم در سال ۲۰۱۶ ۴٫۷ میلیارد دلار اعلام شده است (آنکتاد).

. طبق آمارهای سال ۲۰۱۷ بانک جهانی، اقتصاد ایران ۰٫۵۵ درصد از اقتصاد جهان را به خود اختصاص داده است. بد نیست  بدانیم سهم کشورهائی نظیر امارات ۰٫۴۸ درصد، سنگاپور ۰٫۴۱درصد و مالزی ۰٫۴ درصد است.

این مختصری از مناسبات اقتصادی سرمایه ایرانی با سرمایه جهانی و نقش آن در اقتصاد جهانی است( در این نوشته برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب به نقش اقتصادی سرمایه ایرانی در بازارهائی مانند عراق، افغانستان، امارات ، ترکیه، آسیای میانه و لبنان … نپرداخته ام). بر این اساس آیا میتوان سرمایه ایرانی و از آن مهمتر طبقه بورژوای ایران را نامرتبط و پرت افتاده ازبازار جهانی و مناسبات اقتصادی جهان دانست؟ برای تحلیل سیاسی و تاریخی از پدیده های عینی اجتماعی باید توجه داشت که مفاهیم انتزاعی را جایگزین واقعیت های موجود نکنیم و بستر تاریخی مناسبات سرمایه در عرصه داخلی و جهانی را مد نظر داشته باشیم. بخشی از چپ  مجموعا تحلیل و تحقیق پیرامون داده های موجود اجتماعی و اقتصادی را به کناری نهاده و تنها با تکیه بر احکام خود و پیشینیان به توضیح شرایط روزمی پردازد.

این چپ به عامیانه ترین شکلی تلاش دارد تا مناسبات اقتصادی و طبقاتی موجود را با تحلیل های  پیش پا افتاده ای نظیر صدور نفت و تقسیم آن میان باندهای حکومتی و یا چپاول ثروت توسط دزدهای حکومتی توضیح دهد.

شناخت از سوخت و ساز بازار اقتصادی ایران و آشنائی با مناسبات تولید و خدمات ما را با حجم ارزش های تولید شده در این بازار آشنا خواهد کرد. این موضوع  باعث می شود  تا تصویر عینی تری از طبقه خالق این ثروت و همینطور طبقه مالک این ثروت داشته باشیم.

برای نمونه، تنها در سال ۹۵ ،به میزان ۵۴ میلیون تن سیمان، ۱۳۵۰٫۱ هزار دستگاه خودرو، ۱۸ میلیون تن فولاد خام، ۱۷٫۷ میلیون تن محصولات فولادی،۵۰٫۶ میلیون تن محصولات پتروشیمی (صادرات محصولات پتروشیمی معادل ۹٫۸ میلیارد دلار) بوده است. علاوه بر صادرات کالاهای صنعتی به میزان ۳۰ میلیارد دلار، حجم کالاهای صنعتی و معدنی معامله شده در بازار بورس نزدیک به ۱۰ میلیون تن بوده است.

این ارقام تنها  به بخشی از تولید کالاها و گردش سرمایه در اقتصاد ایران مربوط میشود. چنانچه به این موارد، بخش ساختمان، بانکداری، خدمات، کشاورزی و بخش های غیر رسمی اقتصاد را نیز اضافه کنیم ، به حجم عظیم کارکرد سرمایه و ارزش اضافی استخراج شده از این گردش میتوان پی برد.  هر درجه از ضدیت با حکومت اسلامی و یا سرمایه داری حاکم، توجیه کننده  عامیانه کردن تبیین سلطه اقتصادی و سیاسی طبقه بورژوا بر جامعه ایران نیست.

 تحلیل چپ از موقعیت و ماهیت طبقه حاکم اقتصادی به این دلیل که فقط سطح این پدیده  را مشاهده میکند وقادر به درک تمایز میان بورژوازی و سرمایه، به عنوان مقولاتی تجریدی – تحلیلی، و در عین حال پدید ه هائی متعین و تاریخی   نیست ، قادر به توضیح روندهای طبقاتی و نیازهای مبارزه طبقاتی جاری نیست .

تصور چپ از بورژوازی، تصویری انتزاعی از بورژوازی لیبرال است و سرمایه را در شرایطی غیرتاریخی و ذهنی درک میکند.با اندکی دقت در تحلیل مارکس از سرمایه، میتوان به  متدولوژی مارکس که مبتنی بر دو سطح متفاوت در بررسی مقولات است یعنی تحلیل تجریدی و تحلیل تاریخی و عینی است واقف شد. به عنوان نمونه مارکس در بخش مربوط به انباشت اولیه در جلد اول کاپیتال برای توضیح این مسئله مستقیما به سراغ واقعیت های تاریخی و عینی میرود اما برای توضیح موضوعاتی مانند قانون کاهش نرخ سود ویا تبدیل ارزش اضافه به سود، این موضوعات را در سطح مشخصی از تجرید بررسی میکند. مکانیسم های درونی سرمایه همواره بر بسترهای مشخص تاریخی عمل میکند. این شرایط تاریخی دلیل بروز و تعین اجتماعی سرمایه در هویت های متفاوتی با خصوصیات تاریخی و محیطی متفاوتی میشود. به همین دلیل است که بنا بر شیوه انباشت سرمایه، در ادبیات کلاسیک مارکسیستی، به اسامی مانند سرمایه اسکاندیناویائی، منچستری، و …   برخورد می کنیم، که نشاندهنده تفاوت های  سرمایه در بسترهای متفاوت تاریخی- اجتماعی است.

درک و شناخت هر جریانی از مبارزه طبقاتی، ناشی از شناخت و تصوری است که از طبقات آن جامعه دارد. مسلما نیروئی که بخش حاکم طبقه مسلط اقتصادی را  “سگ زنجیری” یا ” وابسته” و یا ” غیر متعارف” بداند به  بخش های مستقل و لیبرال و متعارف آن با دیده احترام خواهد نگریست.

با چنین تئوریهائی است که جریانات سیاسی چپ به دنبال هم پیمانان بورژوا  برای تشکیل جبهه خلق، جبهه متحد و جنبش سرنگونی  و یا به دنبال هم سنگری با بورژوازی “مدرن” برای  تحقق سناریوی سفید هستد .

به نظر نگارنده طبقه کارگر و فعالین چپ برای عبور از مشکلات کنونی علاوه بر نقد و عبور از تبیین های ساده انگارانه سیاسی و اجتماعی باید موقعیت طبقات اجتماعی درگیر را بر بستر شرایط موجود توضیح دهند. بورژوازی ایران به عنوان یک طبقه اقتصادی و سیاسی مسلط ، در شرایط مشخص  کنونی و بر اساس موقعیت تاریخی اش در مبارزه طبقاتی باید مد نظر  باشد و نه به عنوان دارو دسته هائی در قدرت دولتی و از زاویه مناسبات سیاسی با دولت های غربی. یارگیری های سیاسی و اجتماعی نیروهای چپ ، تابعی است از تبیین آنها از ماهیت ونقش  طبقات و درک آنها از مبارزه طبقاتی.

 در پاسخ به این سوال که” چرا با وجود لحظات بحرانی جدی  طی ۴ دهه گذشته که اقتدار سیاسی و اقتصادی بورژوازی را تهدید کرده است، طبقه کارگر که از نیروهای اصلی اعتراض اجتماعی  بوده ، نتوانسته است اقتدار اقتصادی و سیاسی بورژوازی را به طور جدی به چالش بکشد؟ باید گفت،  با وجود سرکوب مداوم اقتصادی و اجتماعی  توسط  بورژوازی حاکم ، تا آنجا که به طبقه کارگر مربوط میشود، یکی از دلایل،  وجود جریانات متشکل و غیر متشکلی در جناح چپ اجتماعی است که صندلی نمایندگی این طبقه را اشغال نموده اند . این جریانات با تبیین تئوریهای متفاوتی که با وضعیت عینی طبقات و جدال طبقاتی در ایران ارتباطی ندارد نه فقط بخش هائی از فعالین اجتماعی چپ را  به بیراهه فرد گرائی و محفلیسم کشانده اند، بلکه با مشغول کردن فعالین میدانی طبقه کارگر به بگو مگو های پیش پا افتاده ، تبدیل به مانعی برای کار جمعی و ایجاد تشکل های مخفی و علنی کارگران شده اند.                                                                                                                            

فعالین و  کارگران سوسیالیستی که طی سالهای گذشته اعتراضات جمعی و رادیکال کارگران را هدایت نموده اند تنها با نقد مارکسیستی ، منصفانه و عبور از بخش های بازدارنده میراث نظری  به جا مانده از انقلاب ۵۷ میتوانند، حضور اجتماعی و متشکل طبقه کارگررا، مانند دهه  20 ، این بار در مقیاسی وسیع تر و سوسیالیستی سازماندهی کنند.

م . پرهیزگار – شهریور ۹۸




مادران پارک لاله: گزارشی فاجعه بار از آزادی کشی و سرکوب در ایران!

۱۳ شهریور, ۱۳۹۸

در طی کمتر از یک ماه گذشته،‌ خفقان، سرکوب، بازداشت، شکنجه، حبس های طولانی مدت توسط مسئولان حکومت اسلامی ایران بی‌وقفه و بی رحمانه ادامه داشته است. تنها اشاره کوتاهی به برخی موارد از نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران، توماری می شود باور ناکردنی و دست اندرکاران حکومت باید توجه داشته باشند که این همه بیداد تبعیض و خفقان و سرکوب، دیر یا زود مردم جان به لب رسیده را به مرز انفجار خواهد رساند. آن هم مردمی که برای ساده‌ترین خواسته‌های خود به شدت مورد سرکوب قرار می‌گیرند و بالاخره روزی طاقت شان تمام می‌شود و این فشارها باعث طغیانی بنیان کن خواهد شد که دیگر هیچ نیروی سرکوبگری هم توان مقابله با آن سیل خروشان را نخواهد داشت.

روزنگاری از آزادی کشی و سرکوب در ایران طی یک ماه گذشته:   

۱۲ شهریور: در گزارشی از رادیو فردا: با حکم دادگاه کیفری مجتمع قضایی کارکنان دولت در رابطه با شکایت مدیرعامل پیشین باشگاه استقلال، مهاجم سابق تیم ملی فوتبال ایران حسن روشن، به تحمل ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. جرم حسن روشن «افترا و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» عنوان شده است.

۱۱شهریور: در گزارشی از رادیو زمانه: صبح روز یکشنبه ۱۱ شهریور، شهرزاد جعفری خواهر نوشین جعفری، بازداشت شد. گزارش شده که ماموران امنیتی پیش‌تر از او خواسته بودند درباره خواهرش اطلاع‌رسانی نکند. نوشین جعفری، عکاس مطبوعاتی است که از ۱۲ مرداد در بازداشت است.

۱۱شهریور: در گزارشی از رادیو فردا: علی غلامی، دانیال جعفری و عادل گرجی در جریان تجمع اعتراضی دانشکده ⁧ هنر و معماری⁩ دانشگاه آزاد تهران در روز پنج‌شنبه هفته گذشته بازداشت شده‌اند.بر اساس گزارش کمپین حمایت از بازداشت‌شدگان هفت‌تپه، دانشجویان دانشکده ⁧ هنر و معماری⁩ دانشگاه آزاد تهران چهارشنبه و پنج‌شنبه هفته گذشته در اعتراض به انتقال این دانشکده به سوهانک تجمع کرده بودند. تفکیک جنسیتی و برخوردهای شدید حراست با دانشجویان برای پوشش آن‌ها، سیر صعودی افزایش شهریه‌ها، حذف استادان باتجربه و خبره از جمله دیگر محورهای اعتراضات این دانشجویان بود.

۱۱شهریور: در گزارشی از هرانا: روز شنبه ۹ شهریورماه، اسرین درکاله، فعال حقوق زنان در دادسرا مورد تفهیم اتهام قرار گرفته است. فیروزه شرف الدین، مادر اسرین با انتشار یادداشتی گفته است: “او را به دادسرا برده اند و اتهاماتی به او نسبت داده شده از جمله؛ ۱.اجتماع و تبانی به قصد انجام جرم علیه امنیت کشور. ۲.فعالیت تبلیغی علیه نظام. ۳.عضویت در گروه ندای زنان ایران با هدف بر هم زدن امنیت کشور. ۴.تشویق به فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و حمایت از این موضوع و جریانات همراه آن و انتشار آن در فضای مجازی. ۵. تظاهر به عمل حرام در اماکن عمومی”. ۱۱شهریور–۲) آرام زندی، شهروند اهل سنندج در روز چهارشنبه ۶ شهریور در منزل مادرش توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و تاکنون هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است. به دنبال پیگیری های خانواده آقای زندی مشخص شده که وی در حال حاضر در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج تحت بازجویی است. ۱۱شهریور–۳) یک مقام آگاه در دادگستری تهران از خودسوزی یک زن در مقابل یکی از واحدهای قضایی این شهر خبر داد. به گفته وی، این شهروند جهت پیگیری پرونده خود در ارتباط با موضوع “حجاب” به دادگاه مراجعه کرده و این اقدام وی پس از رسیدگی نشدن به پرونده اش صورت گرفته است. وی در پی این اقدام به بیمارستان منتقل شده و هم اکنون تحت مراقبت پزشکی است.

۱۰ شهریور: در گزارشی از هرانا: شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران با استناد به ماده ۴۵۰ قانون آیین دادرسی کیفری مبنی بر عدم ضرورت تشکیل جلسه تجدید نظر با حضور متهم و وکیل مدافع، حکم ۶ سال حبس آقای بهنام ابراهیم زاده را تایید کرد که ۵ سال آن قابل اجرا خواهد بود. بهنام ابراهیم زاده در آذرماه سال گذشته بازداشت و در اسفندماه با تودیع قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شده بود.

۹ شهریور: در گزارشی از رادیو زمانه: عاطفه رنگریز به ۱۱ سال و نیم زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. ۹شهریور–۲) هم چنین به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، پروین محمدی، نائب رئیس هیئت‌مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی آصف حسینی هر کدام به یک‌سال حبس تعزیری محکوم شدند.

۹شهریور: در گزارشی از هرانا: دادگاه تجدید نظر استان تهران، محسن حق شناس، دانشجوی دانشگاه تهران را به ۱ سال حبس تعزیری، ممنوعیت فعالیت های رسانه ای و ممنوعیت عضویت در احزاب و دستجات سیاسی و اجتماعی محکوم کرد. وی در دیماه ۹۶ بازداشت و در اسفندماه همان سال توسط دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

۸ شهریور: در گزارشی از هرانا: یاسر امینی آذر معلم و فعال صنفی معلمان شهرستان مهاباد، توسط دادگاه انقلاب این شهر به ۱۵ ماه حبس تعزیری محکوم شد. وی روز سه شنبه ۱۷ اردیبهشت هنگام خروج از مدرسه توسط نیروهای  امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شده بود. در همین گزارش: در ۷ شهریور یک شهروند از اهالی پیرانشهر به نام “صدیق سیدان” در نزدیکی شهرک صنعتی پیرانشهر در ورودی این شهر به دلایل نامشخصی توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. در ۶ شهریور در سنندج نیروهای اداره اطلاعات، ”آرام زندی“ فعال کارگری را به دلایل نامشخصی در محل سکونتش بازداشت و به محل نامعلومی منتقل کردەاند. در ۵ شهریور، یک شهروند به نام “محمد اقبال” فرزند عبدالقادر از اهالی شهر نالوس از توابع اشنویه با اتهامات نامشخصی توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است.

۶ شهریور: در گزارشی از تریبون زمانه: رضا مهرگان در روستایی در حوالی رامسر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. روز قبل از آن نیز اسماعیل(زرتشت) احمدی راغب بازداشت شد.

۵ شهریور: در گزارشی از رادیو فردا: وکیل صبا کرد افشاری، از معترضان به حجاب اجباری، خبر داد که موکلش به ۲۴ سال زندان محکوم شده است که ۱۵ سال آن قابل اجرا خواهد بود.

۳، ۴ و ۵ شهریور: در گزارشی از کانون نویسندگان ایران:۳ شهریور) گیتی پورفاضل، نویسنده، وکیل بازنشسته دادگستری و عضو کانون نویسندگان ایران، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. گیتی پور فاضل از امضاکنندگان نامه‌ی ۱۴ نفره است. پس از انتشار این نامه شماری از امضاکنندگان بازداشت شدند و برخی دیگر نیز تحت فشار قرار گرفتند. ۴ شهریور) ۹ تن از کارگران مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفت تپه هر کدام به ۸ ماه حبس تعزیری و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند که تا پایان مدت تعیین شده‌ی دادگاه در تعلیق خواهد بود. یک کارگر دیگر نیز از اتهامات منتسب تبرئه شد. جلسه دادگاه این کارگران در تاریخ ۲۳ مردادماه در دادگاه شوش برگزار شده بود. ۵ شهریور-۱) در این روز خبر بازداشت علی باقری، فعال مدنی شهرستان شازند، منتشر شد. ماموران امنیتی روز یکشنبه سوم شهریور او را بازداشت و به زندان اراک منتقل کردند. گفته می شود بازداشت وی برای اجرای حکم ۴ سال و شش ماه حبس تعزیری او بوده است. ۵ شهریور-۲) رهام یگانه، فرید لطف آبادی و هیراد پیربداقی از زندان اوین آزاد شدند.

۲ شهریور: در گزارشی از کانون نویسندگان ایران: ۱) مرضیه امیری روزنامه نگار روزنامه‌ی شرق و از بازداشت‌شدگان تجمع روز جهانی کارگر، که ۲۲ مرداد در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه محاکمه شده بود به ۱۰ سال و شش ماه حبس تعزیری و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد. ۲) کیومرث مرزبان، نویسنده و طنزپرداز که نزدیک به یک سال گذشته را در زندان اوین در بازداشت به سر برده‌است، به حکم قاضی صلواتی رییس شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ۲۳ سال و ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شد. جلسه‌ی دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای مرزبان اواخر تیرماه سال جاری برگزار شده‌بود. ۳) جلسه‌ی دادگاه رسیدگی به اتهامات پروین محمدی، از فعالان کارگری و عضو اتحادیه آزاد کارگران در دادگاه انقلاب اسلامی کرج برگزار شد. ۴) حسن سعیدی، عضو سندیکای کارگران شرکت واحد و از بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر در تهران، به حکم قاضی افشاری رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۵ سال حبس تعزیری و ۲ سال ممنوعیت استفاده از وسایل مخابراتی هوشمند و عضویت در احزاب و گروه های و دستجات سیاسی و اجتماعی محکوم شد.

۳۱ مرداد: در گزارشی از کانون نوبسندگان ایران: ۱) شهلا جهانبین همسر عباس واحدیان شاهرودی؛ نویسنده و فعال مدنی ساکن مشهد عصر این روز بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. ۲) در شهر سنندج اسحاق روحی فعال کارگری در دادگاه انقلاب این شهر به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. ۳) در زندان اوین نیز فرنگیس مظلوم، مادر سهیل عربی زندانی عقیدتی، که یک ماه گذشته را در بازداشت و در سلول انفرادی به سر برده از روز جمعه ۲۵ مردادماه دست به اعتصاب غذا زد. ۴) ماموران امنیتی شهلا انتصاری فعال حقوق زنان و از امضاکنندگان نامه‌ی چهارده نفره را در رشت بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

۲۲، ۲۳، ۲۶، ۲۷، ۲۸ و ۲۹ مرداد: در گزارشی از کانون نویسندگان ایران: ۲۲ مرداد)  هفت کارگر معترض مجتمع نیشکر هفت تپه هرکدام به ۸ ماه حبس تعلیقی و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند. ۲۳ مرداد-۱) دادگاه سید رسول طالب مقدم از بازداشتی‌های روز جهانی کارگر درشعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام اخلال درنظم عمومی و تبلیغ علیه نظام برگزار شد. ۲۳ مرداد-۲) جلسه رسیدگی به اتهامات ۱۰ تن از کارگران معترض مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به نام های: حسین انصاری زاده، محمد خنیفر، فیصل ثعالبی، صاب ظهیری، عادل سماعی، اسماعیل جعادله، بنی نعامی، امید آزادی، رستم عبدالله‌زاده و علی بنی سعده در دادگستری شوش برگزار شد. ۲۳ مرداد-۳) اولدوز قاسمی ، جواد احمدی یئکانلی و امیر ستاری سه فعال اهل آذربایجان غربی از دادسرای عمومی و انقلاب ارومیه ابلاغیه‌ی الکترونیکی دریافت کردند. بر اساس این ابلاغیه آنها باید در تاریخ ۱۷ مهرماه در محل دادسرا حاضر شوند. ۲۶ مرداد-۱) دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات حسن سعیدی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، روز جاری در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. سعیدی در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه همزمان با روز جهانی کارگر بازداشت و پس از ۳۳ روز با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود. ۲۶ مرداد–۲) محمد نجفی وکیل دادگستری محبوس در زندان اراک ، در پی تبعید به قرنطینه‌ی این زندان دست به اعتصاب غذا زد. ۲۷ مرداد-۱) نجات بهرامی روزنامه نگار و معاون سابق روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش توسط دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس تعزیری و دو سال محرومیت از استفاده از تلفن هوشمند و عضویت در احزاب و گروه‌های سیاسی محکوم شد. ۲۷ مرداد-۲) محمد تقی فلاحی دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران به ۸ ماه حبس تعزیری و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شد. اجرای این حکم به مدت سه سال تعلیق شده است. ۲۷ مرداد-۳) دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم ۱۰ سال حبس و ۲ سال ممنوع از کاری و ممنوع‌الخروجی برای ارس امیری فعال فرهنگی، دانشجوی ایرانی دانشگاه کینگستون و کارمند دفتر شورای فرهنگی بریتانیا (بریتیش کانسیل) را بدون حضور او و وکیلش عیناً تائید کرد. ۲۸ مرداد-۱) جلسه‌ی دادگاه رسیدگی به اتهامات صبا کرد افشاری، فعال مدنی در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. کیفرخواست پرونده‌ی خانم کرد افشاری در تاریخ ۱۶ مرداد به وی ابلاغ شده بود. صبا کرد افشاری، از تاریخ ۱۱ خردادماه در بازداشت به سر می‌برد و روز سه‌شنبه از زندان قرچک ورامین به زندان اوین منتقل شده است. ۲۸ مرداد-۲) شماری از حامیان حقوق حیوانات که در اعتراض به کشتار وحشیانه‌ی سگ‌ها در مقابل ساختمان شهرداری تهران تجمع کرده‌بودند ، در پی هجوم پلیس به این تجمع به خشونت کشیده شد و تعدادی از معترضان بازداشت شدند. ۲۸ مرداد-۳) اعظم (نسرین) خضری جوادی از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر و عضو اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران توسط دادگاه انقلاب تهران به ۷ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.۲۹ مرداد-۱) دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی، حکم ۱۳ سال حبس تعزیری کمال جعفری یزدی استاد دانشگاه ساکن مشهد را عینا تائید و روز گذشته به وکیل وی ابلاغ کرد. ۲۹ مرداد-۲) در همین روز محمدصابر ملک رئیسی و شیراحمد شیرانی دو زندانی سیاسی تبعیدی در زندان اردبیل به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام از درون زندان” توسط دادگاه انقلاب اسلامی این شهر هرکدام به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شدند. حکم صادره در ارتباط با پرونده جدیدی است که این دو زندانی در نهمین سال حبس خود با آن روبرو شده‌اند. پیشتر نیز بابت بخش اول این پرونده، محمدصابر ملک رئیسی به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

۲۸ مرداد: در گزارشی از کمپین حقوق بشر ایران: چهار دختری که به «دختران آزادی» معروف هستند، عصر شنبه ۲۶ مرداد ماه از زندان قرچک با قرار وثیقه آزاد شدند. این دختران در تاریخ دوشنبه ۲۱ مرداد ماه از سوی ماموران اطلاعات سپاه پاسداران در حالی که قصد ورود به ورزشگاه آزادی را داشتند بازداشت و روانه زندان قرچک ورامین شدند.

۲۰، ۲۶ و ۲۸ مرداد: در گزارشی از رادیو فردا: ۲۰ مرداد) بیش از ۱۰ فعال مدنی در اعتراض به حکم سنگین زندان برای کمال جعفری یزدی درمقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد تجمع کرده بودند که بازداشت می شوند. کمال جعفری یزدی در مردادماه سال ۹۷ در مشهد بازداشت و در فروردین ماه به ۱۳ سال زندان محکوم شده بود. بازداشت شدگان شامل: حوریه فرج زاده طارانی(خواهر شهرام فرج زاده از کشته شدگان سال ۸۸)، فاطمه سپهری، پوران ناظمی، هاشم خواستار، جواد لعل محمدی، محمد حسین سپهری، عبدالرسول مرتضوی و محمد نوری زاد می باشند. ۲۶ مرداد) راحله فرج‌زاده طارانی، فعال سیاسی ساکن کانادا در همین روز به رادیو فردا گفت که خواهرش، حوریه فرج‌زاده، به همراه دیگر بازداشت‌شدگان دست به اعتصاب غذا زده‌اند. ۲۸ مرداد) عباس واحدیان شاهرودی، یکی دیگر از ۱۴ نفری که با امضای بیانیه‌ای خواستار استعفای علی خامنه‌ای شده بود، در مشهد بازداشت می شود.

۱۶، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲ مرداد: در گزارشی از کانون نویسندگان ایران: ۱۶ مرداد-۱) کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه خواهان لغو حکم زندان نیما صفار نویسنده ساکن گرگان شد. (دادگاه تجدید نظر استان گلستان، حکم هشت ماه زندان “نیما صفار” شاعر و نویسنده را در ۶ مرداد به او ابلاغ کرد.)، ۱۶ مرداد-۲) مسعود کاظمی به دلیل ناتوانی در تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی از سوی قاضی مقیسه رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب از اول خرداد سال جاری در بازداشت به‌سر می‌برد. ۱۶ مرداد-۳)  حکم ۸ سال حبس سینا عمرانی، فعال دانشجویی تایید شد. حکم این فعال دانشجویی از سوی قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب صادر شد. ۱۷ مرداد) آیدا کیخانی بازیگر و کارگردان تئاتر و محمد یعقوبی، کارگردان با استناد به مضمون پست‌های اینستاگرام شان، ممنوع فعالیت شدند. ۱۸ مرداد) مرداس طاهری موزیسین و فعال هنری و از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد. ۱۹ مرداد-۱) فاروق ایزدی، محقق و مترجم بهایی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه با اتهام “اقدام علیه امنیت کشور از طریق تشکیلات بهایی”، به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد. ۱۹ مرداد-۲) سپیده قلیان، در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه محاکمه شد. وی در دادگاه اعلام داشت که در زمان بازجویی تحت فشار و شکنجه قرار گرفته و مجبور به اعتراف ساختگی شده است و اتهامات وارده را قبول ندارد. ۱۹ مرداد-۳) دادگاه تجدیدنظر حامد آیینه وند روزنامه‌نگار را به ۶ سال حبس محکوم کرد. ۱۹ مرداد-۴) دادگاه ناهید خداجو عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران در شعبه ۴ بازپرسی دادسرای اوین برگزار شد. اتهام ناهید خداجو “اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی” و “اخلال در نظم و آسایش داخلی کشور” است. ۲۰ مرداد) دادگاه بدوی امیرحسین محمدی فرد و ساناز الهیاری به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. در طول دادگاه قاضی اجازه هیچ دفاعی را به این دو نفر نداد و با تودیع وثیقه برای ساناز الهیاری نیز مخالفت کرد. امیرحسین محمدی فرد نیز اعلام کرد در اعتراض به این بی عدالتی آشکار و محقق نشدن خواسته‌های به‌حق شان تا اطلاع ثانوی اقدام به اعتصاب غذای خشک خواهد کرد. ۲۱ مرداد) فرهاد شیخی، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر توسط دادگاه کیفری دو تهران به ۴ ماه حبس و ۵ ضربه شلاق محکوم شد. این حکم به مدت دو سال تعلیق شده است. اتهام وی، “اخلال در نظم و آسایش عمومی” اعلام شد. ۲۲ مرداد) جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مرضیه امیری، خبرنگار روزنامه شرق و از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر برگزار شد. دادگاه وی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب با ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. اتهامات مرضیه امیری “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” و “اخلال در نظم عمومی” اعلام شد. قاضی دادگاه با درخواست وی مبنی بر تبدیل قرار بازداشت موقت به صدور قرار وثیقه مخالفت کرد.

۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵ مرداد: در گزارشی از کانون نویسندگان ایران: ۱۲ مرداد-۱) محاکمه‌ی بازداشتی‌های اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. صبح این روز اسماعیل بخشی، علی نجاتی، محمد حنیفر، سپیده قلیان، امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز الهیاری و ‏عسل ‏محمدی در دادگاه حاضر شدند. ۱۲ مرداد-۲) گروهی از مدافعان و فعالان اجتماعی برای حمایت از زندانیان هفت‌تپه، کنار خانواده‌ها ‏مقابل دادگاه انقلاب گرد آمدند. ماموران امنیتی جز خانواده‌های بازداشتی‌ها به کسی اجازه‌ی ایستادن نمی‌دادند. در این روز رهام ‏یگانه، هیراد پیربداقی و فرید لطف‌آبادی را بازداشت و نهایتا به زندان اوین منتقل کردند. برخوردهای توهین‌آمیز محمد مقیسه با متهمان و وکلا جو دادگاه را متشنج کرد. ۱۳ مرداد-۱) در پی تعیین مجدد زمان دادگاه عسل محمدی، قاضی مقیسه قرار وثیقه او را از چهارصد میلیون تومان به دو میلیارد تومان افزایش ‏داد. در پی عدم توانایی تامین وثیقه سنگین عسل محمدی ‏بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.‏ ۱۳ مرداد-۲) فرهاد شیخی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران به اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی در شعبه ۱۰۵۸ دادگاه ‏کیفری محاکمه شد. اتهام وارده بر فرهاد شیخی به دلیل شرکت در تجمع روز جهانی کارگر در مقابل مجلس است.‏ ۱۴ مرداد-۱) جلسه دادگاه عاطفه رنگریز به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. برای عاطفه رنگریز قرار وثیقه دو میلیارد ‏تومانی صادر شد که امکان تامین این قرار برای خانواده ایشان وجود نداشت. عاطفه رنگریز به همراه ندا ناجی، مرضیه امیری و ‏آنیشا اسدالهی همزمان با روز جهانی کارگر در تهران دستگیر شدند.‏ ۱۴ مرداد-۲) لیلا حسین زاده برای اجرای ۳۰ ماه حبس به بند زنان اوین منتقل شد. مسئولان دانشگاه تهران بارها اعلام کردند ‏که اجرای حکم زندان دانشجویان پس از پایان دوره تحصیل آن ها خواهد بود. این در حالی است که لیلا حسین زاده هنوز ‏دانشجو است. ۱۵ مرداد-۱) فرزانه ژیلابی وکیل اسماعیل بخشی، علی نجاتی و دیگر کارگران هفت تپه به دادسرای انقلاب اهواز احضار شد. ۱۵ مرداد-۲) آنیشا اسداللهی پس از ۵۰ روز بازداشت با تودیع وثیقه‌ی ۲۰۰ میلیون تومانی به طور موقت آزاد شد.

صدای اعتراض تعدادی از اشخاص و نهادهای بین‌المللی به سرکوب های گسترده در ایران:

۸ شهریور: کارزار اعتراض به حکم زندان سه نویسنده کانون نویسندگان ایران اعلام کرده: ایزابل آلنده نویسنده‌ی سرشناس شیلیایی از سه نویسنده‌ی ایرانی (رضا خندان مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان باژن) حمایت کرده و خواسته است نامش در طومار اعتراض به حکم زندان سه نویسنده قرار گیرد. نویسنده‌ی کتاب‌های “داستان‌های اوا لونا”، “}خانه‌ی ارواح”، “از عشق و شیاطین”، … در بخشی از یادداشت خود نوشته است: ” واقعا” از سرکوب و سانسور در کشورتان متأسفم”. کارزار همچنین اعلام کرده است که امضای طومار ادامه دارد.

۶ شهریور: سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای مطبوعاتی که در آستانه‌ی ۷ شهریور، «روز جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری»، منتشر کرده می‌گوید: امتناع مستمر مقام‌ها و مسئولان ایرانی از افشای سرنوشت و محل دفن هزاران مخالف و دگراندیش سیاسی، که در جریان کشتار زندانیان در سال ۱۳۶۷ قهراً ناپدید شده و طی روالی فراقضایی اعدام شدند، بحرانی به وجود آورده که جامعه‌ی جهانی چندین دهه آن را عمدتاً ندیده گرفته است. مرگ هزاران قربانی هنوز به ثبت نرسیده است و هزاران جنازه‌ ناپدیدشده در گورهای جمعیِ بی‌نشان، در نقاط مختلف کشور، دفن شده است. بیش از ۳۰ سال است که مقام‌ها و مسئولان ایرانی از اقرار رسمی به وجود این گورهای جمعی امتناع کرده و مکان آن‌ها را مخفی نگه داشته‌اند و این موجب درد و رنج عظیم خانواده‌هایی شده است که هنوز به دنبال اطلاع یافتن از سرنوشت عزیزانِ خود و پیدا کردن اجساد و بقایای آنان هستند. فیلیپ لوتر مدیر بخش تحقیقات و امور حقوقی خاورمیانه و شمال آفریقایی عفو بین الملل می گوید: «این تصور که کشتار ۱۳۶۷ در گذشته‌ی دور اتفاق افتاده و به امروز مربوط نیست اشتباه است. ارتکاب جرم ناپدیدسازی قهری در ابعاد گسترده همچنان ادامه دارد و با گذشت بیش از ۳۰ سال، خانواده‌های قربانیان همچنان از اضطراب و ابهام در مورد سرنوشت و محل دفن عزیزان‌شان عذاب می‌کشند.». او می گوید: «جنایت علیه بشریت دقیقاً همان چیزی است که این تعبیر از آن حکایت دارد: جنایتی آن‌چنان فجیع که نه فقط قربانیان و بازماندگان و کشور مورد نظر بلکه روح کل جامعه بشری را جریحه‌دار می‌کند.». به گفته‌ی او، «کشورهای عضو سازمان ملل باید از هر فرصتی، از جمله اجلاس آتی شورای حقوق بشر سازمان ملل برای بررسی ادواری کارنامه‌ی حقوق بشری ایران در ماه نوامبر، برای فشار آوردن بر دولت ایران استفاده کنند، تا این دولت محل گورهای جمعی را معرفی کرده و سرنوشت و محل دفن تمام قربانیان این فجایع را افشا کند.».

۴ شهریور: در گزارشی از دویچه وله:گزارش‌گران بدون مرز در تازه‌ترین گزارش خود از موج تازه‌ای از بازداشت و سرکوب روزنامه‌نگاران و شهروند−خبرنگاران خبر داده است. بنا بر این گزارش جمهوری اسلامی ایران در رده‌بندی جهانی آزادی رسانه‌ها ۲۰۱۹ از میان ١٨٠ کشور جهان در رده ۱۷۰ قرار دارد. اما زمانی که سخن بر سر فشار بر زنان خبرنگاران است، جمهوری اسلامی به ته جدول سقوط می‌کند. در این گزارش به زندانی بودن ۱۰ روزنامه‌نگار و شهروند خبرنگار در جمهوری اسلامی اشاره می‌کند و گزارش‌گر ویژه سازمان ملل در باره وضعیت حقوق بشر در ایران را فراخوانده است که «به فوریت برای آزادی این زندانیان و وضعیت فاجعه‌بار آزادی رسانه‌ها در ایران اقدام کند.».

۲۲ مرداد: در گزارشی از دویچه وله: جان آرش صادقی در خطر است. سازمان عفو بین‌الملل روز سه‌شنبه ۲۲ مرداد (۱۳ اوت) در باره وضعیت آرش صادقی، زندانی سیاسی و مدافع حقوق بشر ابراز نگرانی شدید کرده است و با انتشار فراخوانی خواستار حمایت مردم و فعالان حقوق بشر از آزادی فوری و بی‌قید و شرط آرش صادقی شده است. «جان آرش صادقی، مدافع حقوق بشر زندانی، به دلیل محرومیت از معالجات بعد از عمل سرطان در معرض خطر قرار دارد. او به شدت بیمار است و با محروم شدن عامدانه و هدفمندانه از معالجات مربوط به سرطان، که درد و رنج فراوان او را موجب شده، تحت شکنجه قرار دارد.».

۲۶ مرداد: در گزارشی از صدای آمریکا: جاوید رحمان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در جزییاتی از دومین گزارش خود را منشر کرده است. در این گزارش عنوان شده: افزایش محدودیت ها بر آزادی بیان و روند نقض حق زندگی، حق آزادی و حق دسترسی به محاکمه عادلانه در ایران باعث شده است که مقامات قضایی ایران به ادامه اجرای مجازات اعدام، دست بزنند، از جمله اعدام کسانی که در زمان ارتکاب جرم، کودک بوده اند. مدافعان حقوق بشر، اعضای جوامع اقلیت، وکلا، روزنامه نگاران، فعالان اتحادیه های کارگری و بازرگانی، و زنانی که به حجاب اجباری معترض هستند، همچنان تحت آزار قرار دارند، دستگیر و بازداشت می شوند و تلاش برای ارعاب آنها ادامه دارد.

۲۵مرداد: در گزارشی از یورو نیوز فارسی: پنج تن از گزارشگران ویژه و رئیس کارگروه مبارزه با تبعیض ها علیه زنان در سازمان ملل متحد با انتشار بیانیه ای صدور احکام طولانی مدت زندان برای سه زن ایرانی را محکوم کرده و یادآور شده اند که این افراد به دلیل اعتراض عمومی به حجاب اجباری طی اقدامی خودسرانه بازداشت و محاکمه شده اند. در این بیانیه از مژگان کشاورز، یاسمن آریانی و منیره عربشاهی به عنوان سه زن بازداشت شده در این خصوص نام برده و تاکید شده است که بر اساس حکم های صادره خانم کشاور به ۲۳ سال و شش ماه و دو فرد دیگر هر یک به شانزده سال زندان محکوم شده اند.

ما مادران پارک لاله، این چرخه ی آزادی کشی، سرکوب، خشونت، بازداشت، شکنجه، تبعیض، اعترافات اجباری، احکام ناعادلانه و قتل های دولتی سازمان یافته در ایران و وضعیت بحرانی زندان ها و زندانیان را به شدت محکوم می‌کنیم و خواهان: ۱) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۲) لغو قانون شکنجه و مجازات اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایات‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه. ما هم چنین اعتقاد عمیق داریم که این خواسته ها با اتحاد و همبستگی و مبارزات پیگیر ما دادخواهان به دست خواهد آمد و تردیدی نیست که برای رسیدن به این خواسته ها باید برای رسیدن به آزادی بیان و اندیشه، حق داشتن تجمع و اعتصاب و تشکل و احزاب مستقل، رفع هرگونه تبعیض و جدایی دین ازحکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی عدالتی ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض آمیز حکومت اسلامی ایران می دانیم.

مادران پارک لاله ایران

۱۲ شهریور ۱۳۹۸




کانون نویسندگان ایران:آزادی بیان در هفته‌ای که گذشت (۶ – ۱۲ شهریور)

۱۴ شهریور, ۱۳۹۸

چهارشنبه ۶ شهریور ۹۸: سازمان عفو بین‌الملل در آستانه ۷ شهریورماه، روز جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری، بیانیه‌ای منتشر کرد و امتناع مقامات جمهوری اسلامی از پذیرش مسئولیت اعدام هزاران زندانی دگراندیش را بحرانی خواند که جامعه جهانی آن را نادیده می گیرد. در این بیانیه با اشاره به رنج خانواده‌های این قربانیان اعلام شده است که مسئولان ایرانی باید محل دفن اعدام شدگان را افشا کرده و به آنها اجازه بدهند تا بدون محدودیت برای عزیزان خود مراسم یادبود برگزار کنند. 

در این روز جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات میرموسی ضیاگرگری و سجاد شهیری، دو فعال مدنی (آذربایجانی) در دادگاه کیفری ۲، شهرستان نقده برگزار شد. این شهروندان در تاریخ ۱ تیرماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در ارومیه و نقده بازداشت و پس از ۲۵ روز با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بودند. 

یک روز پیش‌تر در اردبیل جلسه دادگاه تجدید نظر رحیم غلامی، شاعر و نویسنده برگزار شد. آقای غلامی در مرحله بدوی به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود. . 

در همین روز نیروهای امنیتی رضا مهرگان، از امضاکنندگان نامه‌ی موسوم به ۱۴ تن را در حوالی رامسر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

پنجشنبه ۷ شهریــور: رسول طالب مقدم، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی افشاری به دو سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و دو سال تبعید به خراسان جنوبی و دو سال محرومیت از عضویت در دستجات، احزاب و گروه ها و استفاده از تلفن همراه محکوم شد. 

در همین روز در حریان یک تجمع دانشجویی، علی غلامی و دانیال جعفری عادل گرجی، از دانشجویان دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. بازداشت آنها در ارتباط با اعتراض دانشجویان به دستور انتقال این دانشگاه به سوهانک صورت گرفته است.

جمعه ۸ شهریــور: خبر محکومیت یاسر امینی آذر معلم و فعال صنفی معلمان شهرستان مهاباد، به ۱۵ ماه حبس تعزیری منتشر شد. در همین روز وکلای متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه در نامه‌ای مشترک اظهارات اخیر معاون قضایی دادستان کل کشور در خصوص این متهمان را رد کرده و اعلام کردند که هیچ ادله مستندی برای اثبات اظهارات وی در پرونده وجود ندارد. سعید عمرانی گفته بود که متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه “با دریافت پول قصد به آشوب کشیدن کشور را داشتند”. 

در همین روز ماموران امنیتی کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه ساکن مشهد و از امضاکنندگان نامه‌ی موسوم به ۱۴ نفر را در منزلش خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. در تاریخ ۲۸ مردادماه، حکم دادگاه تجدید نظر مبنی بر تائید حکم ۱۳ سال حبس کمال جعفری یزدی، به وکیل وی ابلاغ شده بود.

در همین روز کمپین اعتراض به حکم زندان سه نویسنده (رضا خندان، بکتاش آبتین و کیوان باژن) در صفحه‌ی خود اعلام کرد که ایزابل آلنده نویسنده سرشناس شیلیایی در همراهی با این کمپین طومار اعتراضی را امضا کرده است.

شنبه ۹ شهریــور: پروین محمدی، علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده از فعالان کارگری بازداشت شده در پارک جهان نما هر یک به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

در همین روز عاطفه رنگریز، پژوهشگر و از بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر طی حکمی که به وکیل وی ابلاغ شد به ۱۱ سال و شش ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات عاطفه رنگریز در تاریخ ۱۴ مردادماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار شده بود.

دانشجوی دیگری در همین روز جکم زندان گرفت. دادگاه تجدید نظر استان تهران، محسن حق‌شناس، دانشجوی دانشگاه تهران را به ۱ سال حبس تعزیری، ممنوعیت فعالیت های رسانه‌ای و ممنوعیت عضویت در احزاب و دستجات سیاسی و اجتماعی محکوم کرد.

. در این روز نجف مهدی‌پور، روزنامه‌نگار ایلامی از زندان دره‌شهر به زندان ایلام منتقل شد. آقای مهدی‌پور از تاریخ ۱۱ خرداد ماه امسال جهت تحمل حبس یک ساله خود در زندان دره‌شهر بسر می‌برد. 

در این روز بار دیگر فشارهای وارده و محرومیت‌های آتنا دائمی رسانه‌ای شد. آتنا دائمی، کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین همچنان با محدودیت‌ها و فشارهای بسیاری روبروست. 

در همین روز اسرین درکاله، فعال حقوق زنان در موارد متعددی تفهیم اتهام شد. از جمله؛ ۱.اجتماع و تبانی به قصد انجام جرم علیه امنیت کشور. ۲.فعالیت تبلیغی علیه نظام. ۳.عضویت در گروه ندای زنان ایران با هدف بر هم زدن امنیت کشور. ۴.تشویق به فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و حمایت از این موضوع و جریانات همراه آن و انتشار آن در فضای مجازی. ۵. تظاهر به عمل حرام در اماکن عمومی”.

وی بیش از یک ماه گذشته را در بازداشت به سر برده است.

یکشنبه ۱۰ شهریور: شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم دادگاه بدوی بهنام ابراهیم‌زاده، فعال کارگری و فعال حقوق کودکان مبنی بر شش سال حبس را تایید کرد. 

در همین روز شهرزاد جعفری، خواهر نوشین جعفری را ماموران امنیتی در منزلش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.. نوشین جعفری، خبرنگار و عکاس سینما و تئاتر در تاریخ ۱۲ مردادماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. 

در همین روز بیش از ۲۰۰ نفر از هنرمندان سینما و تئاتر ایران با انتشار نامه ای نسبت به وضعیت نوشین جعفری ابراز نگرانی کردند. 

در این روز فاطمه (آیلار) باختری، نوکیش مسیحی که پیش‌تر به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود، برای اجرای حکم حبس راهی زندان اوین شد. اتهام او “تبلیغ علیه نظام” است..

دوشنبه ۱۱ شهریــور: مایکل وایت، زندانی آمریکایی در زندان وکیل آباد مشهد که به اتهامات “توهین به رهبری” و انتشار یک عکس خصوص در فضای مجازی به ۱۰سال حبس محکوم شده به دلیل ابتلا به بیماری سرطان و عدم رسیدگی پزشکی در وضعیت نامناسبی به‌سر می‌برد. 

در همین روز یوسف جلیل شهروند ساکن یاسوج به دلیل انتشار مطالب در گروه تلگرامی خصوصی، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر به ۶ ماه حبس و شلاق محکوم شد. مجازات این شهروند به مدت ۳ سال به حالت تعلیق درآمده است.

در همین روز یک زن جوان در مقابل یکی از واحدهای قضایی شهر تهران خودسوزی کرد.. این شهروند جهت پیگیری پرونده خود در ارتباط با موضوع “حجاب” به دادگاه مراجعه کرده و این اقدام وی پس از رسیدگی نشدن به پرونده اش صورت گرفته است. گفته می‌شود وی از بازداشت‌شدگان استادیوم آزادی است.

در همین روز روح‌اله زیبایی شهروند بهایی با تودیع وثیقه آزاد شد.

در همین روز مولوی رشید احمد آرامش، روحانی اهل سنت و از مدرسین مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون در شهرستان سرباز، به اداره اطلاعات این شهر احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. 

سه‌شنبه ۱۲ شهریــور: روحا ایمانی، شهروند بهایی اهل کرمان برای تحمل دوره محکومیت خود بازداشت و راهی زندان شد. این شهروند بهایی آبان ماه سال ۹۷ در دادگاه انقلاب یزد به ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.




۴۱ کارگر فولاد اهواز به دادگاه احضار شدند

منتشر شده ۱۳ شهریور, ۱۳۹۸ · بروزرسانی شده ۱۳ شهریور, ۱۳۹۸

دادگاه انقلاب اهواز ۴۱ تن از کارگران گروه ملی فولاد اهواز را به دادگاه احضار کرده اند. فعالین کارگری در اهواز این خبر را تایید کرده اند. میثم آل مهدی از فعالین کارگری اهواز در تویتی نوشته است: دادگاه انقلاب اهواز با ارسال نامه های جداگانه به ۴۱ نفر از کارگران فولاد از آنها خواسته در روزهای آینده خود را به شعبه ۲۰ این دادگاه معرفی کنند.

کارگران فولاد اهواز سال گذشته یکی از قدرتمندترین و طولانی ترین اعتصابات تاریخ جنبش کارگری ایران را سازمان دادند. اعتصاب کارگران که به خاطر مسائل رفاهی و معیشتی آغاز شد چهل روز ادامه یافت و کارگران هر روز در خیابان های اهواز و اجتماع در برابر استانداری با شعارهایی که هر روز اهداف سیاسی مشخص تری را مطرح می کرد راهپیمایی و تجمع کردند. کارگران در جریان این اعتصاب با برگزاری چند مجمع عمومی، در مورد ادامه ی حرکات آینده ی خود تصمیم گیری می کردند. این اعتصاب که با اعتصاب کارگران هفت تپه همزمان شده بود با طرح شعارهای کارگری رادیکال و پیشرو فضای سیاسی جامعه را تحت تاثیر قرار داد.
این اعتصابات که مخالفت خصوصی سازی و شرکت شوراهای کارگری در اداره ی کارخانه ها را در صدر مطالبات خود قرار دادند و چشم انداز تازه ای را در برابر جنبش کارگری در ایران گشودند.

ماموران امنیتی با توسل به تهدید و سپس سرکوب، کوشش کردند این اعتصابات را مهار کنند. در یورش شبانه به کارگران فولاد اهواز ده ها تن از آن ها را بازداشت کردند. در روزهای پایانی آذر ماه ۹۷ طی یورش های شبانه ی ماموران امنیتی به منازل کارگران بیشتر از چهل نفر از آن ها بازداشت شدند. برخی از بازداشت شدگان که جزو فعالین اعتصاب فولاد به شمار می روند، ماه ها در بازداشت باقی ماندند.

از آذر ماه گذشته و بعد از پایان اعتصاب، فعالین کارگری در اهواز به طور مداوم تحت تعقیب ماموران امنیتی حکومت قرار داشته و تهدیدها علیه آن ها ادامه یافته است. احضار ۴۱ تن از کارگران فولاد به دادگاه که هنوز جزئیات بیشتری از آن رسانه ای نشده است، در ادامه ی موج بازداشت ها و محکومیت های سنگین فعالان سیاسی – کارگری، زنان و روزنامه نگاران در ایران صورت گرفته است.




دادگاه انقلاب تهران عاطفه رنگریز فعال کارگری را به زندان و شلاق محکوم کرد

12 شهریور, 1398

بنابر رأی صادره توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه، عاطفه رنگریز، از بازداشت‌شدگان مراسم روز کارگر را به ۱۱ سال و شش ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد. عاطفه رنگریز در مراسم روز جهانی کارگر در ۱۲ اردیبهشت بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

به دنبال دستگیری، عاطفه رنگریز به مدت چند هفته در بند ۲۰۹ زندان اوین بدون دسترسی به خانواده اش در سلول انفرادی نگهداری شد. در این مدت، رنگریز بدون اجازه داشتن وکیل تحت بازجویی قرار گرفت و وی را تحت فشار میگذاشتند تا اعتراف کند که قصد آنها برنامه ریزی اعتراضات به منظور آسیب رساندن به امنیت ملی بوده است.
در روز ۱۷ تیر ماه گذشته،پس از چند هفته بازجویی توسط مقامات اطلاعات، او را به دادستانی زندان اوین معرفی و به “تجمع و تبانی علیه امنیت ملی”، “گسترش تبلیغات علیه نظام”، “اخلال در نظم عمومی” و “توهین به افسران وظیفه ” متهم شد. در اواخر تیر ماه، او به زندان قرچک منتقل شد.
دادگاه، عاطفه رنگریز در ۱۴ مرداد به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. در این جلسه قرار وثیقه به شکل نامتناسبی افزایش یافت و مبلغ آن دو میلیارد تومان تعیین گردید.
با این وجود، خانواده عاطفه که در ماه‌های گذشته شاهد عدم دریافت قرار از سوی مقامات قضایی بوده‌اند به سختی توانستند این قرار سنگین را تامین کنند و در ماه گذشته برای تودیع وثیقه چند بار به دادگاه انقلاب مراجعه کردند. اما شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب علیرغم امضای قرار توسط قاضی از دریافت وثیقه سر باز زد و به خانواده‌ی عاطفه رنگریز اعلام شد که منتظر حکم صادر شده باشند.
این در حالی است که حکم صادر شده حکم بدوی بود و بنابر قانون متهم با تامین قرار می‌تواند تا زمان صدور حکم نهایی در دادگاه تجدید نظر آزاد باشد.
در واکنش به این رویه نادرست و آزار و اذیت مداوم خانواده و مادر بیمارش، عاطفه رنگریز تصمیم گرفت تا زمانی که در زندان قرچک باشد، از ملاقات با خانواده خود و همچنین از اعزام به بهداری امتناع کند.
ماه ها از بازداشت ندا ناجی،عاطفه رنگریز،مرضیه امیری گذشته است و شرایط بحرانی زندان و برخورد نامناسب مسئولین زندان و ضرب و شتم های پی در پی بازداشت شدگان در زندان قرچک موج عظیمی از نگرانی برای خانواده و دوستان بازداشت شدگان ایجاد کرده است.
این در حالیست که مطابق با اصل بیست و هفت قانون اساسی حکومت ایران، تجمعات قانونی و آزاد است.