چهار مدافع حقوق زنان را فوری و بدون قید و شرط آزاد کنید

منتشر شده 8 شهريور 1398 · بروزرسانی شده 8 شهريور 1398

برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر از دولت‌مردان ایران خواست چهار مدافع حقوق زنان خانم‌ها صبا کرد افشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز را فوری و بدون قید و شرط آزاد کنند.

برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر، که برنامه‌ی مشترک «فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر» (FIDH) و «سازمان جهانی مبارزه با شکنجه» (OMCT) است، اطلاعات تازه‌ای دریافت کرده و از شما درخواست می‌کند فوری در باره‌ی موضوع زیر در ایران اقدام کنید.

شرح وضعیت:

برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر از طریق جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران (عضو فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر) از محکومیت چهار مدافع حقوق زنان صبا کرد افشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز، که به خاطر دفاع از حقوق زنان و پشتیبانی از اعتراض‌های ضد قانون‌های حجاب اجباری مورد حمله قرار گرفته‌اند، مطلع شده است [۱].

بر اساس اطلاعات دریافتی، وکیل خانم صبا کرد افشاری روز ۲۷ اوت ۲۰۱۹ (۵ شهریور ۱۳۹۸) اعلام کرد که موکل او در پی محاکمه در روز ۱۹ اوت ۲۰۱۹ (۲۸ مرداد) به ۲۴ سال زندان محکوم شده است. شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران صبا کرد افشاری را به اتهام «تشویق مردم به فساد یا فحشا» (ماده‌ی ۶۳۹ قانون مجازات اسلامی) به ۱۵ سال زندان، به اتهام گردهمایی و تبانی علیه امنیت ملی (ماده‌ی ۶۱۰) به هفت سال و شش ماه زندان و به اتهام تبلیغ علیه نظام (ماده‌ی ۵۰۰) و محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم کرد. دادگاه بر اساس تعدد اتهام‌ها و محکومیت قبلی صبا کرد افشاری در سال گذشته [۲] نه تنها در هر مورد حداکثر مجازات مذکور در قانون مجازات اسلامی را صادر کرد بلکه به میزان یک و نیم برابر به آنها افزود. در صورتی که این حکم در مرحله‌ی تجدید نظر تایید شود، بالاترین مجازات یعنی ۱۵ سال زندان قابل اجرا خواهد بود.

یاسمن آریانی، مادر او منیره عربشاهی و مژگان کشاورز روز ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۹ (۹ مرداد ۱۳۹۸) از حکم ۱۶ سال زندان که شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی علیه آنها صادر کرده است اطلاع یافتند: یک سال به اتهام تبلیغ علیه نظام (ماده‌ی ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی)، ۵ سال به اتهام گردهمایی و تبانی علیه امنیت ملی (ماده‌ی ۶۱۰) و ۱۰ سال به اتهام تشویق مردم به فساد یا فحشا (ماده‌ی ۶۳۹). مژگان کشاورز علاوه بر این به اتهام «توهین به مقدسات» به هفت سال و شش ماه زندان محکوم شد. در صورتی که این حکم‌ها در مرحله تجدید نظر تایید شود، بالاترین مجازات یعنی ۱۰ سال زندان قابل اجرا خواهد بود. این سه تن طی محاکمه از حق داشتن وکیل برخوردار نبودند و هر سه در زندان شهر ری در خارج از تهران به سر می‌برند.

برنامه‌ی نظارت یادآوری می‌کند که پیگرد، حبس خودسرانه و حکم‌های زندان علیه این چهار مدافع حقوق زنان ناشی از رویدادهایی است که در تاریخ ۸ مارس ۲۰۱۹ (۱۷ اسفند ۱۳۹۷) رخ داد و چندین زن با برداشتن روسری‌های خود به زنان دیگر در قطارهای متروی تهران گل دادند و درباره‌ی حق نداشتن حجاب سخن گفتند.

یاسمن آریانی و منیره عربشاهی در تاریخ‌های ۱۰ و ۱۱ آوریل (۲۱ و ۲۲ فروردین ۱۳۹۸) و مژگان کشاورز در تاریخ ۲۵ آوریل ۲۰۱۹ (۵ اردیبهشت ۱۳۹۸) دستگیر شدند.

صبا کرد افشاری روز ۱ ژوئن ۲۰۱۹ (۱۱ خرداد ۱۳۹۸) دستگیر شد و روز بعد به خاطر کشف حجاب و پیاده‌روی بدون حجاب به اشاعه فساد و فحشا و دو اتهام دیگر متهم و روز ۱۱ ژوئن (۲۱ خرداد)‌ به زندان قرچک در نزدیکی تهران منتقل شد. او از حق تماس با وکیل محروم شد و مسئولان او را برای اعتراف تلویزیونی زیر فشار قرار دادند. مسئولان به منظور افزودن فشار بر او، مادر وی راحله احمدی را از تاریخ ۱۰ تا ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۹ (۱۹ تا ۲۳ تیر ۱۳۹۸) بازداشت و پس از تفهیم همان اتهام‌ها وی را با قرار وثیقه آزاد کردند.

برنامه‌ی نظارت نگرانی شدید خود را از محکومیت و حبس خودسرانه‌ی صبا کرد افشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز ابراز می‌کند زیرا این اقدام‌ها گویا به منظور مجازات آنها به خاطر دفاع به حق از حقوق زنان انجام می‌شود. برنامه‌ی نظارت از دولتمردان ایران می‌خواهد فوری و بدون قید و شرط این چهار مدافع حقوق زنان را آزاد کنند و به آزارها از جمله در سطح قضایی علیه کلیه مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند.

برنامه نظارت از مردم در خواست کرده است به به دولتمردان ایران نامه بنویسند و از آنها بخواهند: 
 در هر شرایطی، سلامت روحی و جسمانی صبا کرد افشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز و کلیه‌ی مدافعان حقوق بشر دیگر در ایران را تضمین کنند؛ 
 صبا کرد افشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز و کلیه‌ی مدافعان حقوق بشر دیگر زندانی را فوری و بدون قید و شرط آزاد کنند زیرا حبس آنها خودسرانه است و گویا این اقدام‌ها به منظور مجازات آنها به خاطر فعالیت به حق حقوق بشری آنها انجام می‌شود؛ 
 دسترسی بدون مانع صبا کرد افشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز به وکیل مدافع انتخابی خود را تضمین کنند؛ 
 به کلیه‌ی اقدام‌های آزاردهنده، ازجمله در سطح قضایی، علیه صبا کرد افشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز و کلیه‌ی مدافعان حقوق بشر دیگر در ایران پایان دهند و انجام بدون مانع فعالیت‌های آنها را تضمین کنند؛ 
 در هر شرایطی اعلامیه‌ی سازمان ملل در باره‌ی مدافعان حقوق بشر را که در تاریخ ۹ دسامبر ۱۹۹۸ (۱۸ آذر ۱۳۷۷) در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شده، رعایت کنند، به ویژه ماده‌های ۱، ۶، ۹، ۱۱ و ۱۲ آن را؛ 
 تضمین کنند که حقوق بشر و آزادی‌های اساسی مطابق با موازین بین‌المللی حقوق بشر و عهدنامه‌های بین‌المللی که ایران نیز مُتعاهِد آنهاست، در هر شرایطی رعایت خواهند شد.

[۲] صبا کرد افشاری پیشتر در تاریخ ۲ اوت ۲۰۱۸ (۱۱ مرداد ۱۳۹۷) در اعتراض‌های عمومی علیه افزایش شدید قیمت‌های مواد غذایی و هزینه زندگی دستگیر و در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام اخلال نظم وآسایش وآرامش عمومی (ماده‌ی ۶۱۸) به یک سال زندان محکوم و در فوریه ۲۰۱۹ (بهمن ۱۳۹۷) از زندان آزاد شده بود.

برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر در سال ۱۹۹۷ به صورت برنامه‌ی مشترک فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه ایجاد شد. هدف این برنامه مداخله در موارد سرکوب مدافعان حقوق بشر، جلوگیری از این سرکوب و چاره جویی در باره آن است. سازمان جهانی مبارزه با شکنجه و فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر هر دو از اعضای ProtectDefenders.eu هستند که راه‌کار مدافعان حقوق بشر در اتحادیه‌ی اروپاست و جامعه‌ی مدنی بین‌المللی آن را برپا کرده است.




سازمان محیط زیست حق ورود به پرونده بازداشتی‌های محیط زیست را ندارد

8 شهريور 1398

رئیس سازمان محیط زیست اعلام کرد که دستگاه قضائی اجازه ورود به موضوع بازداشت فعالان محیط ‌زیست را نمی‌دهد. او مدارس طبیعت را «غیرشرعی و قانونی» دانست و از تعطیلی آن‌ها حمایت کرد.

عیسی کلانتری، رئیس سازمان محیط زیست در گفت‌وگو با خبرآنلاین درباره تلاش‌ها در مورد آزادی فعالان محیط ‌زیست از زندان گفت: «وقتی دستگاه قضائی رسماً به ما اعلام کرده که حق ورود به این مسئله را نداریم چه کاری از دست من برمی‌آید؟»
او تغییرات اخیر در دستگاه قضائی با رئیس قوه قضائیه شدن ابراهیم رئیسی در این زمینه را عملاً بی‌‌تأثیر دانست و افزود: «رئیس قوه اعلام کرده که قاضی در این رابطه تصمیم می‌گیرد، امیدوارم قاضی برمبنای واقعیت‌ها تصمیم بگیرد. وزیر اطلاعات رسماً اعلام کرده است که این افراد وارد هیچ جرمی نشده‌اند اما دستگاه اطلاعاتی موازی می‌گوید این افراد مجرم هستند.»
اوایل بهمن ۹۶ فعالان محیط زیست «موسسه میراث پارسیان» – هومن جوکار، امیرحسین خالقی، سام رجبی، طاهر قدیریان، نیلوفر بیانی، سپیده کاشانی، مراد طاهباز و کاووس سیدامامی- بازداشت شدند. کمی بعد عبدالرضا کوهپایه نیز به جمع آن‌ها افزوده شد. این فعالان محیط زیست در زمینه حفظ حیات وحش ایران مشغول کار بودند.
دو هفته بعد مسئولان قضائی اعلام کردند که کاووس سیدامامی در زندان خودکشی کرده است. اما خانواده و وکیل او خواستار بررسی بیشتر علت مرگ شدند. هنوز گزارش دقیقی از مرگ او منتشر نشده است.
دیگر دستگیرشدگان علی‌رغم مخالفت وزارت اطلاعات دولت حسن روحانی و سازمان حفاظت از محیط زیست، به جاسوسی و افساد فی‌الارض متهم شدند. فعالان محیط زیست را مأموران اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت کرده بودند.
عیسی کلانتری در این‌باره افزود: «من موظف هستم نظر وزارت اطلاعات را اعلام کنم، چون در قانون اساسی تعریف شده که جاسوس کسی است که وزارت اطلاعات او را به عنوان مجرم شناسایی کند.»
چهارم تیرماه سال جاری بیش از ۱۰۰ تن از استادان دانشگاه‌ها و اعضای جامعه علمی ایران در نامه‌ای به ابراهیم رئیسی خواهان آزادی فعالان محیط زیستی زندانی شدند. آن‌ها هشدار دادند که ادامه این بازداشت به گسترش ناامیدی اجتماعی دامن خواهد زد.
رئیس سازمان محیط زیست در بخش دیگری از سخنان خود به بستن مدارس طبیعت اشاره کرد و گفت: «من مسئول این موضوع نیستم، به ما دستور داده شد که رفتارهای انجام شده در مدارس طبیعت غیرشرعی است، مراجع می‌گفتند این‌که خرگوش، سگ، گربه و… جای خواهر برادر بچه‌ها در خانه‌ها حضور داشته باشند. یعنی به بچه تک‌فرزند به جای برادر و خواهر، خانواده‌ها برای آن‌ها حیوانات مختلفی می‌خریدند… کدام دیوانه‌ای اجازه می‌دهد این مدارس غیرشرعی و قانونی ادامه کار بدهند؟»

مدارس طبیعت در ایران کمتر از پنج سال عمر دارند. این مدارس با هدف آشنایی و آشتی کودکان و نوجوانان شهرنشین با طبیعت تأسیس شدند و برنامه‌های طبیعت‌گردی و آشنایی با انواع گیاهان و حیوانات و آشتی با گل و خاک را در دستور کار خود قرار دادند. شمار این مدارس در سطح کشور به ۷۷ مدرسه رسیده بود که طبق بخشنامه‌ای کسب مجوز برای این مدارس الزامی اعلام شد. سازمان حفاظت محیط زیست صدور مجوز مدارس طبیعت را به وزارت آموزش‌وپرورش واگذار کرد و این نهاد نه تنها مجوزی صادر نکرد، بلکه برای فعالیت این مجموعه‌ها محدودیت‌های زیادی نیز ایجاد کرد.
روند تعطیلی مدارس طبیعت از سال گذشته آغاز شد. مراجع دینی این مدارس را «غیرشرعی» و وزارت اطلاعات، بنیان‌گذاران آن را «توده‌ای» می‌دانند.
عیسی کلانتری در گفت‌وگو با خبرآنلاین به موضوع استعفای کاوه مدنی، معاون پیشین سازمان محیط زیست و اتهام جاسوسی او نیز اشاره کرد و او را «انسان بزرگوار، دانشمند، با برنامه و یک فرصت برای کشور» نامید و گفت: «مدنی در کارش هیچ مشکلی نداشت و نه دوتابعیتی بود، نه جاسوس. من تا یک حدی می‌توانستم در برابر آن اتفاقات مقاومت کنم، مقاومت بیشتر، به صلاح او نبود.»
او افزود: «اگر به عقب برگردیم و مراجع ذی‌ربط اجازه بدهند باز هم کاوه مدنی را انتخاب می‌کنم.»
کاوه مدنی ۲۵ فروردین، پس از آن از کشور خارج شد که عکس‌هایی از او در یک مهمانی در مالزی در حال رقصیدن منتشر شده بود. او پس از خروج از ایران از حفاظت محیط زیست استعفا داد.
وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه در زمینه اتهام نفوذی بودن فعالان محیط زیست با هم اختلاف دارند




نیشکر هفت‌تپه و هپکو را به دولت بازگردانده و نمایندگان کارگران را از حبس آزاد کنید

برخورد جسورانه و آمرانه ی حسین حبیبی خطاب به رئیس قوه قضایه و خواست آزادی کارگران دستگیر و محکوم شده و همچنین بازگرداند مالکیت نیشکر هفت تپه و هپکو به مالکیت دولتی (عمومی) که در ایلنا انتشار یافته، نشان توسعه و تعمیق نبرد طبقاتی در ایران است. نشان این واقعیت است که شکاف در سلطه ی سلب مالکیت کنندگان از توده های مردم و تصاحب کنندگان ثروت های متعلق به نسل کنونی و نسل های آینده مردم میهن ما بزرگ تر می شود. 
باید مانند حسین حبیبی با شرکت فعال در مبارزه ی کنونی زحمتکشان به گوشه ای از این نبرد بدل شد. باید نشان داد که بازگرداندن ثروت های مردمی به مالکیت عمومی تنها آن هنگام از دستبردهای بعدی حاکمان سرمایه دار مصون خواهد بود، که حق شرکت نمایندگان کارگران در حاکمیت تضمین گردد. تضمینی که جز با گذار از نظام سرمایه داری ممکن نیست که سنگر نخست آن، گذار از دیکتاتوری حاکم است.

***

نیشکر هفت‌تپه و هپکو را به دولت بازگردانده و نمایندگان کارگران را از حبس آزاد کنید

دبیر کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران می‌گوید: امیدوارم ریاست قوه قضائیه در مبارزه با فساد و سرچشمه‌های آن موفق باشد. او یکی از زمینه‌های اصلی بروز فساد را «خصوصی‌سازی» می‌داند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مبارزه با فساد، همواره یکی از خواسته‌های اصلی طبقه کارگر بوده است؛ حسین حبیبی (دبیر کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران) در این رابطه با اشاره به حساسیت شرایط فعلی می‌گوید: امیدوارم آقای رئیسی ریاست محترم قوه قضائیه در مبارزه با فساد موفق شوند؛ آن وقت خواهید دید از بین رفتن امنیت شغلی کارگران، چه رابطه تنگاتنگی با این فسادها دارد.

او در تشریح بیشتر این ادعا می‌گوید:  فقدان امنیت شغلی با  خصوصی‌سازی‌ها ارتباط دارد؛ از روزی کارگران فاقد امنیت شغلی شدند که تلاش گسترده‌ای برای واگذاری واحدهای تولیدی به بخش خصوصی آغاز شد؛ لذا ما کارگران از آقای رئیسی می‌خواهیم در اسرع وقت خصوصی‌سازی را متوقف کرده و شرکت‌های واگذار شده را به حاکمیت دولتی انتقال دهد؛ آن وقت است که  فسادهای ناشی از این  معاملات رانتی و غیرقانونی برملا خواهد شد.

حبیبی خطاب به رئیس قوه قضائیه ادامه می‌دهد: کارگران بیکار شده و محروم شده از حقوق را به حق‌شان برسانید، البته باید حقوق دریغ شده از کارگران وضرر و زیان‌های وارده به آنها را فروشندگان و خریداران اموال عمومی متحمل شوند؛ آقای رئیسی ریاست محترم قوه قضائیه، امثال هفت‌تپه‌ها وهپکوها را به دولت برگردانید؛ کارگران معترض و زندانی را  آزاد کرده و حقوق وضرر و زیان‌شان را از این سرمایه‌داران پس گرفته و به صاحبان اصلی‌شان برگردانید.

او ادامه می‌دهد: امنیت شغلی ربوده شده  کارگران را با ابطال دادنامه‌هایی امثال دادنامه‌ی ۱۷۹ سال ۱۳۷۵ احیا کنید و کسانی را  که موجب سوء‌استفاده از کارگران  شده‌اند، در هرکجا و هر لباسی و هرمقام و موقعیتی مجازات کنید تا مرهمی بر رنج‌ها و دردها و زخم‌های کارگران باشد. 

حبیبی ضمن آرزوی موفقیت برای ریاست محترم قوه قضائیه در مبارزه با فساد اضافه می‌کند: کارگران از شما انتظار حمایت دارند؛ نباید دستگاه قضایی با کارگران معترض بخاطر مطالباتشان که صنفی و قانونی و شرعی و ملی هست برخورد کند؛ پس لطفا فرمان توقف بازداشت و همچنین آزادی کارگران و نمایندگان آنها در امثال نیشکر هفت‌تپه را صادر فرمائی




من در کجای جهان ایستاده ام؟!

مسعود امیدی

در زیر پوسته‌ حجم عظیم خبرهای مربوط به سفر ناگهانی ظریف به پاریس، سخنان روحانی برای اعلام آمادگی جهت مذاکره با هر کس (ترامپ)، و اعلام ضرورت بازگشت آمریکا به برجام برای مذاکره در روز بعد، کاهش قیمت دلار در روز بعد و ابهام در مسیر کشتی نفتکش ایرانی «گریس ۱» یا «آدرین دریا» با بیش از دومیلیون بشکه نفت، کارزار پر سروصدای قوه قضائیه در مبارزه با فساد و …، اخباری نیز در رسانه ها مطرح شدند که در این هیاهو مورد توجه کافی قرار نگرفتند:

یکی اینکه محمدعلی نجفی به دلیل «کسالت» با وثیقه از زندان آزاد شد[1]. و همانطور که می دانیم ایشان دارای سابقه وزارت، ریاست سازمان برنامه و بودجه و…. و انواع پست های کلیدی در دهه های گذشته در این کشور بودند. تصویر رفتار همراه با احترام مسئولان نیروی انتظامی با ایشان را در روزی که خود را به عنوان قاتل همسر دومش میترا استاد معرفی کرد، به سختی بتوان به فراموشی سپرد . این دشواری از آن روست که موارد متعددی اخبار از نوع خودکشی کاووس سید امامی فعال محیط زیست در زندان، کشته شدن‌کارگر وبلاگ نویسی به نام ستار بهشتی در بازداشتگاه در مراحل اولیه بازجویی و…. نیز در خبرها می آید.

وکیل سابق آقای نجفی به رسالت گفته است: «من به اين جمع‌بندی رسيدم و روز اول هم به خود آقای نجفی گفتم که شما مرتکب قتل نشديد چرا اين قتل را به عهده گرفتيد؟ ايشان محکم می‌گفت من مرتکب شدم.» محمود علیزاده وکیل برکنار شده ی آقای نجفی است که از قول کارشناس اسلحه می‌گوید: «۹ گلوله شليک شده است که اين ۹ گلوله از دو اسلحه بايد باشد و ۴ پوکه نيست. به آقای نجفي می‌گوييم اين چيست؟ می‌گويد نمی‌دانم. می‌گوييم اسلحه شما ۷۶۵ بوده است. اين اسلحه ۹ میلی‌متری را قاچاقی خريديد؟ می‌گويم مگر می‌شود اسلحه ۷۶۵ تبديل به ۹ میلی متری شود؟ ابهامات خیلی زیادی وجود دارد. »

چگونگی طی شدن روند رسیدگی قضایی به این پرونده، ابهامات متعدد موجود در ارتباط با آن، صدور حکم اعدام برای ایشان و بعد هم بلافاصله بخشش اولیای دم و… نمی تواند موضوع این یادداشت باشد چراکه نیازمند اطلاعات دقیق تر و دانش حقوقی ویژه ایست که نگارنده فاقد آن است. در اینجا تنها مقایسه آن با خبر دیگری که : صبا کرد افشاری ۲۱ ساله به ۲۴ سال زندان محکوم شد، مد نظر است.

بر اساس این حکم، صبا کرد افشاری برای اتهام «اشاعه فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و پیاده‌روی بدون حجاب» به ۱۵ سال زندان تعزیری، برای اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال و ۶ ماه زندان تعزیری و برای اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به ۷ سال و ۶ ماه زندان تعزیری و محرومیت‌های اجتماعی دیگر محکوم شده است.

راحله احمدی، مادر صبا افشاری در ارتباط با بازداشت دخترش می گوید: دختر من کاری نکرده بود، نه دزد بود نه اختلاس گر و نه قاتل.

فارغ از این که آقای نجفی با سابقه وزارت و… که قتل را برعهده گرفته است، واقعا قاتل باشد یا نه، فارغ از این که شایعات پیرامون رقمی که آقای نجفی برای جلب رضایت پرداخت کرده است، تا چه اندازه ممکن است درست باشد یا نه، و فارغ از این که چرا آقای نجفی از حمایت تلویحی و مداخله بزرگان کشور برای جلب رضایت اولیای دم برخوردار می شود[2]، در حالی که هیچگاه خبری مبنی بر مداخله این بزرگان برای جلب رضایت اولیای دم جهت نجات کودکان و نوجوانان ۱۵ ساله ای که در یک دعوا مرتکب قتل شده و بعد در ۱۸ سالگی اعدام می شوند، منتشر نمی شود، افکار عمومی جامعه به چنین خبرهایی به عنوان فرصت دیگری برای ارزیابی ارکان جمهوریت نظام چون تفکیک قوا و استقلال قوه قضائیه و… می نگرند!

آن ها از سوی دیگر در مطبوعات و سایت ها به موارد متعددی از اعدام های مربوط به کودک- مجرمانی بر می‌خورند که قتلی را در سنین زیر سن قانونی و مثلا در ۱۵-۱۴ سالگی انجام داده اند، و پس از رسیدن به سن قانونی اعدام می شوند. و این در حالی است که ایران کنوانسیون حقوق کودک را هم امضا کرده است.

علی کاظمی کودک- مجرمی که در سن ۱۵ سالگی در دعوایی که دیگران هم حضور داشته‌اند، جوان دیگری را مجروح کرد که منجر به مرگ او شده بود. او صبح روز دهم بهمن‌ماه در زندان مرکزی بوشهر اعدام شد. علی که به اتهام قتل عمد به اعدام محکوم شده بود، در هنگام قتل تنها ۱۵ سال سن داشته است. هیچ یک از بزرگان کشور هم لازم ندانستند که برای جلب رضایت اولیای دم و ممانعت از اعدام این کودک اقدامی بکنند؟!

فارغ از همه پیچیدگی های حقوقی این مسائل، یک وجه مهم موضوع این است که افکار عمومی و عقل سلیم در مقایسه این برخوردهای قضایی و احکام صادره چقدر ممکن است اقناع شود و آن ها را عادلانه بداند! چقدر می تواند باور خود به استقلال قوه قضائیه را حفظ کند و…چقدر مشروعیت سیستم حکومتی در ذهنش ممکن است خدشه دار شود و…. به نظر می رسد یک جای کار ایراد اساسی دارد. به ویژه اگر اخبار دیگری مانند خبر زیر نیز در کنار آن ها مورد توجه قرار گیرند:

«به گزارش خبرگزاری ایلنا، بر اساس رای دادگاه، ۹ کارگر معترض هفت‌تپه به تحمل ۸ ماه حبس تعزیری و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند که تا پایان مدت تعیین شده توسط دادگاه به صورت تعلیق خواهد بود و …«

در تاریخ ۲۳ مرداد ۹۸ به موجب دادنامه ی صادره از سوی قاضی شعبه یکصد و دو دادگاه های کیفری دو شهرستان شوش(آقای حمید سراج الدین)، کارگران به تحمل هشت ماه حبس و سی ضربه شلاق محکوم گردیدند، مجازات اعلامی به مدت چهار سال تعلیق می شود. اسامی آن ها عبارت از آقایان حسین انصاری، اسماعیل جعادله، فیصل ثعالبی ، رستم عبدالله زاده ،عادل سماعین، امید آزادی، محمد خنیفر، صاحب ظهیری ، عصمت الله کیانی می باشند. وکیل این کارگران می گوید: به نظر اینجانب ،دادنامه صادره پس از دفاعیات مفصل و مستند و مستدل وکلای پرونده، برخلاف موازین و مقررات قانونی صادر گردیده و متن آن حاکی از آنست که این دادنامه، مصداق مسلم آسمان ریسمان به هم بافتن برای محکوم کردن کارگران و خفه کردن صدای آنها می باشد… ظرف مهلت مقرر قانونی اعتراض تجدیدنظر خود را نسبت به این رٲی غیرصائب ثبت خواهیم کرد.

و این در حالی است که به قول آقای رئیسی» دغدغه کارگران قابل درک است و باید دستگاه‌های مسئول مشکلات را حل کنند منتها گاهی کسی در پوشش مسائل کارگری، اهداف دیگری را دنبال می کند که ما این قبیل اقدامات را نباید به حساب کارگران بگذاریم «، و مشخص نشد که آیا این ۹ نفر جزء کارگرانی بودند که به دلیل مطالبه حقوق های معوقه و مجموعه ای از مطالبات قانونی، دغدغه هایشان باید قابل درک بوده و دستگاه های مسئول باید مشکلات آن ها را حل کنند و یا جزء کسانی بودند که در پوشش مسائل کارگری اهداف دیگری را دنبال می کردند؟!

آیا افکار عمومی و عقل سلیم می تواند این مسائل را ببیند و باورش به استقلال قوه قضائیه و در نتیجه مشروعیت نظام دچار تردید نشود؟

بی شک تحریم ها و مداخلات امپریالیستی آمریکا در امور ایران محکوم است و هیچ قصد خیرخواهانه ای نه در دفاع از حقوق بشر و دموکراسی و نه رشد اقتصادی و توسعه و… برای ایران و نه امنیت برای منطقه ندارد و باید آن را محکوم کرد و در برابر آن ایستاد. اما تنها یک تفکر ساده اندیش دوآلیستی غیر دیالکتیکی ممکن است مقابله با تهاجم و مداخله امپریالیستی را تحت عناوینی چون تضاد عمده و غیر عمده و… با دفاع از وضعیت موجود تحت عنوان دفاع از میهن اشتباه بگیرد. عقل سلیم کارگری که به دلیل ابتدایی ترین مطالبات خود در معرض چنین احکامی قرار می گیرد، زنانی که به دلیل مطالبات دموکراتیک خود با چنین احکامی مواجه می شوند، معلمان و بازنشتگانی که برای برخورداری از یک معیشت حداقلی و حقوق مدنی خود در معرض فشارهای مختلف قرار دارند، فعالان زیست محیطی، جوانانی که هیچ چشم اندازی برای خود در این شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر کشور نمی بینند، و… ، ضمن درک ضرورت محکوم کردن تحریم و مداخله امپریالیستی، دفاع از میهن را در تعارض با دفاع از حقوق دموکراتیک و مطالبات عدالتخواهانه خود نمی بینند! نیرویی که قرار است در برابر تهاجم امپریالیستی به کشور به راستی از میهن دفاع کند، تنها با جلب اعتماد و بسیج توده های مردم قادر به این کار خواهد بود و تجربه نشان می دهد که نباید در این مورد دچار توهم شد.

۷ شهریور ۹۸

برگرفته از فیس بوک نویسنده


[1] – به نظر می آید پس از مشاهده واکنش افکار عمومی قوه قضائیه ناگزیر شد دوباره آقای نجفی را به زندان برگرداند.- نویدنو

[2] بخش مهمی از اصلاح طلبان با مهندسی خاصی طی نوشته های متعدد در رسانه ها و رسانه های اجتماعی به فریب افکار عمومی و تبرئه قاتل پرداختند که به عنوان نقطه تاریکی در پرونده آن ها باقی خواهد ماند.- نویدنو




پروین محمدی، ‌نایب رئیس اتحادیه آزاد کارگران ایران، به یک سال حبس محکوم شد

محمدعلی جداری فروغی،‌ وکیل مدافع پروین محمدی، گفته است که این فعال کارگری و نایب رئیس هیأت مدیره اتحادیه کارگران، در دادگاه بدوی به یک سال حبس محکوم شده است.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، آقای جداری اتهام موکلش را «تبلیغ علیه نظام» ذکر کرد و گفت حکم خانم محمدی را دادگاه انقلاب کرج صادر کرده و او به آن اعتراض خواهد کرد.

پروین محمدی اردیبهشت امسال در جریان تجمعی در یکی از پارک‌های کرج همراه با شمار دیگری از کارگران و فعالان کارگری بازداشت شد.

در روزهای اخیر ‌احکام زندان و شلاق برای شماری از فعالان کارگری و صنفی و همچنین کارگران نیشکر هفت‌تپه صادر شده است.




حکم شلاق زندان و تبعید برای سید رسول طالب مقدم عضو سندیکای کارگران شرکت واحد‎

سید رسول طالب مقدم راننده شرکت واحد در خطوط بی آر تی و از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد که در روز جهانی کارگر مقابل مجلس در اعتراض به گرانی و معیشت سخت کارگران توسط عوامل امنیتی بازداشت شده بود، به اتهام های فعالیت تبلیغی علیه نظام و اخلال در نظم عمومی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی افشاری محکوم به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال حبس تعزیری، دوسال تبعید به منطقه آفرایز از توابع بخش سده خراسان جنوبی و همچنین دو سال محرومیت از استفاده تلفن همراه هوشمند و منع عضویت در دستجات و احزاب و گروهای سیاسی و اجتماعی گردیده است.

در متن رای، گزارشات سازمان اطلاعات سپاه همچنین گزارشات وزارت اطلاعات مبنای صدور چنین رای قرون وسطایی و ظالمانه قرار گرفته است.

 آقای رضایی وکیل ایشان اعلام داشتند به حکم صادره اعتراض خواهند کرد.

حسن سعیدی دیگر عضو سندیکا از سوی همین شعبه محکوم  به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت از عضویت در احزاب، گروه ها و دسته جات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند گردیده است.




کشتار۶۷ را نه فراموش میکنیم و نه آمران و عاملان این جنایات را می بخشیم!

تا مبارزه برای دادخواهی و عدالت طلبی وجود دارد، جنایت علیه بشریت نه فراموش و نه شامل مرور زمان می شود. گذشت سال ها نمی تواند کشتار فجیع دهه ی شصت و به ویژه قتل عام  زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، و بطور کلی تمام جنایاتی را که جمهوری اسلامی از فردای روی کار آمدن تا به امروز در ایران مرتکب شده و هم چنان ادامه می‌دهد را در هاله ای از فراموشی فرو ببرد و بی تردید آمران و عاملان این جنایت ها روزی باید در دادگاه های علنی و عادلانه محاکمه و مجازات شوند.

درد آورتر این است که آمران و عاملان جنایات ۴۰ ساله جمهوری اسلامی نه تنها همه در رأس امور کشور هستند، بلکه به جنایاتی که مرتکب شده اند نیز افتخار می کنند و همچنان با زبان سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام با معترضان و مخالفان خود سخن میگویند. حاکمان جمهوری اسلامی با وجود اعتراض های بدون وقفه اقشار مختلف مردم نسبت به نقض روزمره حقوق بشر در ایران، همچنان گستاخانه به نقض ابتدائی ترین حقوق فردی و اجتماعی شهروندان ایران مشغول اند و می کوشند که هر مخالفت و صدای حق طلبانه ای را در نطفه خفه کنند.

پس از۴۰ سال زندان و شکنجه و اعدام دگراندیشان و آزادیخواهان و نقض دائمی حقوق بشر در ایران، سال هاست که گزارشگران سازمان ملل متحد و نهادهای بیطرف نتوانسته اند از جهنمی که جمهوری اسلامی برای مردم ایران ساخته است بازدید کنند و از مشاهدات خود گزارشی برای ارایه به مردم ایران و جهان و سازمان ملل متحد تهیه نمایند.

صدور قطعنامه های کم‌رنگ سازمان ملل متحد در محکوم نمودن نقض حقوق بشر در ایران نیز برای تخفیف اعمال وحشیانه و ضد بشری نیروهای سرکوبگر امنیتی و دستگاه قضائی جنایت پیشه حکومت اسلامی علیه شهروندان ایرانی تا به حال به جایی نرسیده است. 

حکام جمهوری اسلامی، ایران را به کشوری تبدیل کرده است که از لحاظ سرانه ی اعدام، شکنجه، تبعیض، بازداشت،‌ سرکوب و محکومیت های طولانی مدت برای فعالان سیاسی و اجتماعی از جمله: نویسندگان، روزنامه نگاران، وکلای دادگستری، فعالان کارگری و کشاورزی، معلمان، زنان، دادخواهان، دانشجویان، فعالان محیط زیست و اقلیت‌های قومی و مذهبی جزو خودکامه ترین و منفور ترین رژیم ها در جهان قرار گرفته است.

مردم شریف و آزاده ایران و مدافعان حقوق بشر در ایران و جهان

هم اکنون صدها زن و مرد دگراندیش و آزادیخواه ایرانی، از هر قشر و صنف و عقیده و جنسیت و قوم و مذهب که با اتهامات واهی در بیدادگاه های حکومت اسلامی ایران به زندان های طولانی مدت محکوم شده‌اند و  در شرایط بسیار وخیمی بسر می برند. نقض سیستماتیک حقوق بشر و آزادی کشی و اعمال شکنجه جسمی و روانی و مرگ تدریجی، پایه‌ای ترین سیاستی است که سران جمهوری اسلامی چهل سال است علیه مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی دنبال می کنند.

وظیفه ما و همه مدافعان حقوق بشر است که با این سیاست‌ ضدبشری و جنایتکارانه مبارزه کنیم و برای رهایی از بیدادگری و برای آزادی زندانیان سیاسی – عقیدتی به پا خیزیم.

اقدام برای برپا کردن یک کارزار جهانی برای دفاع از جان زندانیان سیاسی درایران و جلب توجه افکار عمومی جهان درمورد جنایات جمهوری اسلامی و نقض سیستماتیک و روزمره حقوق بشر در ایران، وظیفه فوری و انسانی و ملی مدافعان حقوق بشر و ایرانیان خارج از کشور است.

نه می بخشیم و نه فراموش میکنیم!

شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران

شهریور ۱۳۹۸- آگوست ۲۰۱۹         

امضاء:

۱   – انجمن زنان ایرانى – مونترال

۲   – انجمن تئاتر ایران و آلمان ـ کلن

۳   – انجمن همبستگی ایرانیان – تگزاس

۴   – انجمن جمهوریخواهان ایران – پاریس

۵   – انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران – هامبورگ

۶   – انجمن جمهوری خواهان آلمان

۷   – انجمن پیشبرد سکولاردموکراسی برای ایران- اورنج کانتی

۸   – انجمن جمهورى خواهان واشنگتن

۹   – بنیاد اسماعیل خویی

۱۰ – مادران پارک لاله ایران

۱۱ – حامیان مادران پارک لاله – دورتموند

۱۲ – حامیان مادران پارک لاله – هامبورگ

۱۳- حامیان مادران پارک لاله – فرزنو

۱۴- شبکه همبستگی ملی فرزنو – کالیفرنیا

۱۵- فدراسیون اروپرس

۱۶- کانون مدافعان حقوق بشر کردستان

۱۷- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی – پاریس

۱۸- کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

۱۹- مادران صلح مونترال

۲۰- نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»

۲۱- همبستگی برای حقوق بشر در ایران – کلگری

۲۲- همبستگى جمهورى خواهان ایران (هجا) – نیویورک

۲۳- همبستگى جمهورى خواهان ایران (هجا) – ونکوور

۲۴- همبستگى جمهورى خواهان ایران (هجا) – مونترال

۲۵- همبستگى جمهورى خواهان ایران (هجا) – لوس آنجلس




فراخوان برای پاسخگو کردن مسئولان مرگ و انکار

به مناسبت هشت شهریور (۳۰ آگوست)، روز جهانی ناپدیدشدگان قهری، عدالت برای ایران، فراخوانی منتشر کرده و در آن از خانواده ها خواسته نام و مشخصات اعدام شدگانشان را برای ثبت شکایت در اختیار این نهاد قرار دهند. متن این فراخوان را در زیر می خوانید:

از آنجا که تاکنون تحقیقات جامعی درباره تمامی گروه‌های سیاسی، اتنیکی و مذهبی که هدف ناپدیدشدگی قهری در ایران بوده‌اند انجام نشده، عدالت برای ایران قصد دارد با همکاری خانواده‌ها، تا جایی که بتواند بر این موضوع، که یکی از تاریک‌ترین نقاط نقض حقوق بشر است، نور بتاباند. هدف از انجام این کار آگاهی‌رسانی به جامعه درباره کسانی است که سرنوشت‌شان ماه‌ها و حتی سال‌هاست از نزدیکان‌شان مخفی نگه داشته شده است. عکس‌های ناپدیدشدگان قهری باید از تاقچه خانه‌ها به فضای عمومی آورده شوند و زندگی و سرنوشت نامعلوم آنها، به یکی از مباحث اصلی نقض حقوق بشر در ایران بدل شود. سرنوشت ناپدیدشدگان قهری باید مشخص شود و مسئولان نقض حقوق آنها و خانواده‌های‌شان باید پاسخگو شوند.

اگر شما هم از کسانی هستید که عزیزانتان اعدام شده اند و تا امروز نمی‌دانید کجا دفن هستند و مایلید نام و سرگذشت آنان در یک مرجع بین‌المللی ثبت شود و سازمان ملل در مورد سرنوشت‌شان از جمهوری اسلامی پاسخ بخواهد، می توانید با نشانی‌های ذکر شده در انتهای خبر با عدالت برای ایران تماس بگیرید.

در چند سال‌ گذشته، عدالت برای ایران چندین شکایت را از طرف خانواده‌ها در گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل ثبت کرده‌ است. فرزاد کمانگر، شیرین علم‌هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، رقیه و عبدالرضا اکبری منفرد، حسین و گلرو راحمی‌پور از جمله کسانی هستند که پس از ثبت شکایت عدالت برای ایران در سازمان ملل، توسط این نهاد به‌عنوان ناپدیدشده قهری به رسمیت شناخته شده‌اند.

با به ‌رسمیت شناخته‌شدن این افراد به‌عنوان ناپدیدشده قهری، سازمان ملل جمهوری اسلامی ایران را موظف کرده که در مورد سرنوشت آنان پاسخگو شود و اشخاصی که در سربه‌نیست کردن‌شان مسئول بودند را نیز تحت تعقیب قرار دهد.

جمهوری اسلامی تاکنون در مورد حسین راحمی‌پور و دخترش گلرو، به سازمان ملل پاسخ داده است؛ پاسخ‌هایی که برای مقامات سازمان ملل قانع کننده نبوده و به همین دلیل، پرونده این دوهمچنان نزد گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل باز است. ناپدیدشدگی قهری نقض مداوم حقوق بشر و یک جرم بین‌المللی است و تا زمانی که فرد ناپدیدشده پیدا، و یا سرنوشت‌اش به‌طور کامل معلوم نشود، حتی با وجود گذشت چند دهه مشمول مرور زمان نمی‌شود.

عدالت برای ایران همچنین سال گذشته، در همین روز، از پلتفرم چندرسانه‌ای «خاکْ‌رنج؛ جغرافیای گورهای جمعی و سربه نیست‌شدگان در گستره ایران» رونمایی کرد که نقشه‌ها و اطلاعات مربوط به ناپدیدشدگان قهری و گورهای جمعی در ایران را در دسترس عموم قرار می‌دهد.