در درگیری پادگان نیروی هوایی محمود آباد دو نفر کشته شدند

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱۹ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۰ اوت ۲۰۱۹

 
خبرگزاری ایسنا در گزارش خود علت درگیری بین ماموران و مردم را تعرض به حریم پادگان نیروی هوایی خوانده و نوشته است: «هجوم “غیرقانونی و خودسرانه” عده‌ای به اراضی پادگان نیروی هوایی در محدوده قصر دریاسر منطقه محمود آباد موجب درگیری با کارکنان و عوامل تامین حفاظت فیزیکی این پادگان شد.»

به گزارش ایسنا، به نقل از یک منبع آگاه، در تعرض به حریم این پادگان و در ورود غیر قانونی به باند فرودگاه که با قصد خلع سلاح عوامل انتظامی پادگان نیروی هوایی بیشه کلاه محمود آباد انجام شد، دو نفر نیز کشته شدند.

ایسنا افزود: در این درگیری عده ای نیز قصد سو استفاده از موقعیت و تعرض دوباره به حریم پادگانی را داشتند که با کمک عوامل نیروی انتظامی عده‌ای از آنها دستگیر و اجازه تعدی مجدد داده نشد.

بر اساس گزارش ها در این درگیری نفراتی از سربازان و کادر رسمی نیروی هوایی ارتش ایران مجروح شدند.

وب سایت خبرآنلاین در گزارش خود نوشته است: “باند فرودگاه نظامی مورد هجوم زمین‌خواران قرار گرفت”.

خبرگزاری ایسنا می گوید موضوع توسط ارتش ایران در دست بررسی است.

استانداری مازندران اعلام کرده به زودی در باره ی این رویداد و ماجرای درگیری بیانیه صادر می کند.

برخی اخبار حاکی از آن است که بین نیروی هوایی و مردم محل بر سر تصرف زمین های منطقه اختلاف وجود دارد و همین عامل درگیری خونین شده است.




بیانیه حدود ۲۰۰ شاعر، نویسنده و هنرمند در اعتراض به حکم حبس نیما صفار

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱۹ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۰ اوت ۲۰۱۹

  
حدود ۲۰۰ شاعر، نویسنده و هنرمند با انتشار بیانیه ای صدور حکم ۸ ماه حبس تعزیری علیه نیما صفار، شاعر و نویسنده و فعال مدنی گرگانی را محکوم کردند. در بخشی از این بیانیه آمده است “جرم نیما صفار، دوست شاعر و منتقد ما، واکنش به تک تک رویدادهای دور و برش است. بی تفاوت نبودن و خنثا نبودن است. آیا هشت ماه زندان، پاداش انتقادات او به وضع موجود است، پاسخ منتقد است؟!”. 

نیما صفار در تاریخ ۷ اسفندماه ۹۷، در مرحله بدوی و توسط شعبه یک دادگاه انقلاب گرگان به ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. 

بر اساس دادنامه صادره در دادگاه بدوی، اتهام مطروحه علیه وی “فعالیت تبلیغی علیه نظام در فضای مجازی” عنوان شده بود. مصادیق مورد استناد دادگاه مطالب نوشته شده در صفحات شخصی او بوده است. 

این نویسنده گرگانی در دوران دادرسی پرونده خود وکیل نداشته و پس از صدور این حکم درخواست تجدیدنظر کرده بود. 

متن کامل این بیانیه و اسامی امضا کنندگان: 

“فکر کردن به آزادی. بسط دادن آزادی. فکر کردن به نیما صفار. شعر دیدن چیزها. قبض و بسط حاصل از شکستن زمان. شناخت پدیدارهای زندگی. واکنش نشان دادن به تک تک رویدادها. جرم نیما صفار، دوست شاعر و منتقد ما، واکنش به تک تک رویدادهای دور و برش است. بی تفاوت نبودن و خنثا نبودن است. 

آیا هشت ماه زندان، پاداش انتقادات او به وضع موجود است، پاسخ منتقد است؟! 

نیما صفار یک انسان چند ساحتی است. نیما صفار فقط شعر کار نمی‌کند. مدافع حقوق حیوانات، مخالف هرگونه اعدام، کسی ست که خواهان گفتگو است. همان کسی که در شهر خودش گرگان، جلسات ادبی را رونق می‌بخشد. نیما صفار، نویسنده و منتقد حمایتگر است. ما شاعران، هنرمندان و نویسندگان، خواهان لغو حکم هشت ماه زندان نیما صفار شاعر و منتقد حمایتگر هستیم. خواهان احترام گذاشتن به حقوق شهروندی و خواهان احترام به آزادی بیان، اندیشه و قلم، به تعبیر شهید محمد مختاری، بدون هیچ حصر و بند و استثنا هستیم. آزادی و حقوق شهروندی، آزادی مخالف، غیر از اندیشه حکومت را شامل می‌شود. 

آزادی اگر این آزادی ست! آیندگان چه خواهند گفت. نیما صفار به خاطر نشر افکار و عقایدش به زندان افتاد! 

سخن آخر سخن فریدون رهنماست: شاعران در مکانی می‌رویند که حقیقتی بی پناه وجود داشته باشد و از آن حقیقت باید دفاع کرد. 

امضاکنندگان: 

۱. مهران آبادی ۲. پریوش آتش دامن ۳. سهند آدم عارف ۴. آریا آرام نژاد ۵. سحر آریا ۶. محمدکریم آسایش ۷. محمد آشور ۸. شمس آقاجانی ۹. علی آموخته نژاد ۱۰. محبوبه ابراهیمی ۱۱. هادی ابراهیمی رودبارکی ۱۲. سیدحامد احمدی ۱۳. فاطمه اختصاری ۱۴. مازیار اخوت ۱۵. راحیل ارجمندی ۱۶. بهدین اروند ۱۷. الهام اسدی ۱۸. سعید اسکندری ۱۹. ارغوان اشترانی ۲۰. امید اقدمی ۲۱. رضا اکوانیان ۲۲. لی لی الیکایی ۲۳. آسیه امینی ۲۴. محسن امینی ۲۵. رضیه انصاری ۲۶. هوشیار انصاریفر ۲۷. عبدالکریم ایزدپناه ۲۸. دانیال ایمانی ۲۹. حسین ایمانیان ۳۰. روحاله باقری ۳۱. افسانه برزویی ۳۲. فاطمه بزی (هوم) ۳۳. خسرو بنایی ۳۴. علیرضا بهنام ۳۵. مجید بهنام ۳۶. عادل بیابانگرد جوان ۳۷. کورش بیگ پور ۳۸. پروا پاچیده ۳۹. فرامرز پارسا ۴۰. شهرنوش پارسی پور ۴۱. سهند پاک بین ۴۲. آرش پاکی ۴۳. منیره پرورش ۴۴. مرتضی پورحاجی ۴۵. افسانه پورقلی ۴۶. شهباز پویا ۴۷. نرگس پویان ۴۸. رویا تفتی ۴۹. ایلیا تهمتنی ۵۰. محمدرضا تیموری ۵۱. نغمه ثمینی ۵۲. سپیده جدیری ۵۳. فرناز جعفرزادگان ۵۴. مهری جعفری ۵۵. محمد جواهرکلام ۵۶. سعید جهانپولاد ۵۷. علی جهانگیری ۵۸. محمد جهانی ۵۹. امیر چمنی ۶۰. آتفه چهارمحالیان ۶۱. فرشته حبیبی ۶۲. اسماعیل حبیبی بردبری ۶۳. امین حدادی ۶۴. اوختای حسینی ۶۵. دانیال حسینی ۶۶. روزبه حسینی ۶۷. زبیده حسینی ۶۸. سید اصغر حسینی ۶۹. مرتضا حسینی ۷۰. یاسمین حشدری ۷۱. فرهاد حیدری گوران ۷۲. رضا حیرانی ۷۳. پیام خدابنده لو ۷۴. مهین خدیوی ۷۵. امین خلیلی ۷۶. سارا خلیلی جهرمی ۷۷. رضا خندان مهابادی ۷۸. بابک خوشجان ۷۹. اسماعیل خویی ۸۰. صبا خویی ۸۱. حسین خیرآبادی ۸۲. جواد دبیری ۸۳. لیلا درخش ۸۴. شهین ده بزرگی ۸۵. علی رایجی ۸۶. مریم رئیس دانا ۸۷. روزبه رجبی ۸۸. رویا رخی ۸۹. امیر رزاقی ۹۰. علیرضا رسولی ۹۱. آناهیتا رضائی ۹۲. ارشاد رضویان ۹۳. مجید رعایایی ۹۴. اسحق رمشکی ۹۵. کتایون رنجبران ۹۶. جمیله روحزنده ۹۷. حمید روزبان ۹۸. رضا روزبهانی ۹۹. حامد روشنی راد ۱۰۰. الهام زارع نژاد ۱۰۱. مریم زارعی ۱۰۲. ایرج زبردست ۱۰۳. بهار زبردست ۱۰۴. غزاله زرین زاده ۱۰۵. بهرنگ زندی ۱۰۶. ماندانا زندیان ۱۰۷. صابر ساده ۱۰۸. رضا ستاری ۱۰۹. جواد سجادی راد ۱۱۰. حامد سرایی ۱۱۱. فرج سرکوهی ۱۱۲. ملیحه سعادتمند ۱۱۳. سارا سعیدی ۱۱۴. مهدی سلیمی ۱۱۵. سمانه سوادی ۱۱۶. فرامرز سه دهی ۱۱۷. مهرداد سیدعسگری ۱۱۸. وحیده سیستانی ۱۱۹. جلیل شاه چشمه ۱۲۰. پویا شاه سیاه ۱۲۱. محمد شعبانی ۱۲۲. فاطمه شمس ۱۲۳. رضا شنطیا ۱۲۴. فرشته شوکتی ۱۲۵. مظاهر شهامت ۱۲۶. حامد شهیدی ۱۲۷. لیلا صادقی ۱۲۸. آرمان صالحی ۱۲۹. مانی صالحی علامه ۱۳۰. بابک صحرانورد ۱۳۱. مانی صفار ۱۳۲. مینا صفار ۱۳۳. علی صفار دستگردی۱۳۴. حسن صفدری (بیژن) ۱۳۵. علی صمد ۱۳۶. مونا طالشی ۱۳۷. رضا عباسی ۱۳۸. سکینه عرب نژاد ۱۳۹. آترا عظیمی ۱۴۰. آیدا عمیدی ۱۴۱. حسین مارتین فاضلی (نانام) ۱۴۲. منیژه فتحی ۱۴۳. آزاده فراهانی ۱۴۴. ابوالقاسم فرهنگ ۱۴۵. امیر قاضیپور ۱۴۶. پژمان قانون ۱۴۷. مهتاب قربانی ۱۴۸. مازیار قطره دریایی ۱۴۹. مهدی قلایی ۱۵۰. علی قنبری ۱۵۱. حمیدرضا قوچانی ۱۵۲. امیره کاظمی ۱۵۳. مهران کاظمی ۱۵۴. سعیده کشاورزی ۱۵۵. روزبه کمالی ۱۵۶. فتح الله کیاییها ۱۵۷. خالق گرجی ۱۵۸. الهام گردی ۱۵۹. میلاد گرگین ۱۶۰. محمد گنابادی ۱۶۱. علیرضا گودرزی ۱۶۲. پدرام محمدزاده ۱۶۳. فیروزه محمدزاده ۱۶۴. آزاده محمدی ۱۶۵. امیرمحسن محمدی ۱۶۶. شیدا محمدی ۱۶۷. غزال مرادی ۱۶۸. محمدامین مرئی ۱۶۹. حامد مصطفوی ۱۷۰. امیرحسین مصلی ۱۷۱. داریوش معمار ۱۷۲. مصطفی معماری نیا ۱۷۳. بیتا ملکوتی ۱۷۴. آرش منصور گرگانی ۱۷۵. سیدمهدی موسوی ۱۷۶. ایمان مومنی ۱۷۷. مرجان مهاجر ۱۷۸. علیرضا مهدوی ۱۷۹. صفیه مهدیان ۱۸۰. محمد مهدی پور ۱۸۱. اسماعیل مهرانفر ۱۸۲. حسین مهربانی حسینی ۱۸۳. میثم مهرنیا ۱۸۴. علی میرادی ۱۸۵. مجید میرزایی ۱۸۶. محمد میلانی ۱۸۷. آرش نصرت اللهی ۱۸۸. سهیل نصرتی ۱۸۹. مرتضا نوروزی ۱۹۰. علیرضا نوری ۱۹۱. اسماعیل نوشاد ۱۹۲. نیما نیا ۱۹۳. هنگامه هومانی ۱۹۴. مجتبی یکتا “. 




لزوم برگزاری تجمع متحد وهمبسته علیه گرانی و سقوط معیشتمان !

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۱٨ مرداد ۱٣۹٨ –  ۹ اوت ۲۰۱۹

“مادامی که پارو نزنی
قایق زندگی تو
یا سرجایش می ماند
یا با هر بادی
به بیراهه خواهد رفت” .

اختلاسهای میلیاردی از جیب ما به یک پروژه سریالی تبدیل شده و یک درصدی ها چنگال خود را بر همه منابع زیستی ما فرو برده اند .

بیکاری و تورم و گرانی برای ما غیرقابل تحمل شده ،گویا آنان ثروت ملی را ارث پدری خود دانسته و ما را به غلط و متوهمانه، میهمانان ناخوانده ای فرض کرده اند که هیچگونه حق و حقوقی نداریم.

پس این ترازوی نامیزان را کسانی میزان خواهند کرد که تحت فشار روزافزون معیشتی به تنگ آمده و خوب میدانند که این زندگی پرمشقت، جهنمی تحمیل شده به اکثریت مردم جامعه است ،پس باید راه افتاد و کاری کرد که دستان مرگبار هزار فامیل، از منابع مردمی کوتاه گردد. 

اگر من وتو بخواهیم ، قطعا خواهیم توانست و این بساط ناعادلانه را برهم خواهیم زد! بزودی همصدا و همراه، خواهیم آمد.

بازنشستگان گرامی!

ما به جز وعده های بی اثر چه پاسخی از مسئولین رنگارنگ شنیدیم ؟
با این حقوق های چند برابر زیر خط فقر ، سقوط سطح زندگیمان به لحظه ها بند است . در عرض یک روز ، یک قدم به محرومیت نزدیکتر میشویم و در عوض به ما وعده ی سه ساله!! همسان سازی میدهند که آنهم بشود یا نشود.
از طرفی درمانمان با افزایش چند برابری هزینه ها ،همچنان در چرخه معیوب بیمه های بی اثر سرگردان است.
همین عوامل کافیست که دست به دست هم داده، فرصت را غنیمت شمرده و به فکر چاره ای همدلانه و موثر باشیم.

«شورای بازنشستگان ایران»




سپیده قلیان فردا محاکمه می شود

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۱٨ مرداد ۱٣۹٨ –  ۹ اوت ۲۰۱۹

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سپیده قلیان، از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه روز شنبه برگزار خواهد شد. در تاریخ ۱۲ مردادماه هفت متهم پرونده اعتراضات هفت تپه بر اساس ابلاغیه قبلی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران حاضر شدند با این حال جلسه رسیدگی به اتهامات آنان به روزهای آتی موکول شده بود.

به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سپیده قلیان، از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه روز شنبه ۱۹ مردادماه ۹۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار خواهد شد.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات متهمین این پرونده قرار بود صبح روز شنبه ۱۲ مردادماه با حضور متهمین پرونده در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار شود با این حال این جلسه به روزهای بعد موکول شد.

لازم به ذکر است در خلال انتقال متهمین به ساختمان دادگاه انقلاب، عسل محمدی یکی از متهمین این پرونده که با قرار وثیقه آزاد بود همزمان بازداشت و گفته می‌شود مبلغ وثیقه وی نیز توسط قاضی مقیسه به میزان ۲ میلیارد تومان افزایش پیدا کرد. 

بنابر گزارشهای رسیده, روز یکشنبه‌ ۲۰ مرداد‌ماه دادگاه دوم ساناز الهیاری و امیر حسین محمدی فرد برگزار می گردد. این در حالی است که پس از ۳۶ روز از اعتصاب غذای امیر حسین محمدی فرد وثیقه ی این زوج را اجرایی نکرده اند.امیر حسین محمدی فرد گفته است در صورتی که روز یکشنبه به خواست برحق‌شان نرسند اعتصاب خشک خواهد کرد.




بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران در اعتراض به حکم زندان نیما صفار

                  

“حکم ناعادلانه‌ی نیما صفار را لغو کنید” 
روز یکشنبه ۶ مردادماه ۱۳۹۸، از سوی دادگاه تجدید نظر استان گلستان، حکم هشت ماه زندان “نیما صفار” شاعر و نویسنده به او ابلاغ شد. 
اتهام نیما صفار “تبلیغ علیه نظام در فضای مجازی” عنوان شده و مطالب و نوشته‌های او در صفحه‌ی شخصی‌ مصادیق این اتهام قرار گرفته است. جلسه‌ی دادگاه تجدید نظر وی در تاریخ ۱ مردادماه سال جاری برگزار شده بود. 
نیما صفار، پیش از این نیز در شهریور ۹۶ به هشتاد روز زندان محکوم شده و مدت محکومیت خود را در زندان سپری کرده بود. 
بی‌شک این‌ پرونده‌سازی‌ها و محاصره‌ی زندگی معترضان و منتقدان با پرونده‌های قضایی، به منظور مرعوب و منفعل کردن نویسندگان و هنرمندان مستقل و هر انسان معترض و آزادی‌خواه انجام می‌گیرد که مغایر با حق آزادی اندیشه و بیان است. حال اینکه هر چه پیش‌تر می‌رویم شاهد بگیر و ببندهای بی‌رویه و تشدید فضای رعب و وحشت از سوی نهادهای امنیتی هستیم. در کنار افزایش اعتصاب‌ها و اعتراض‌های معلمان، کارگران، فعالان حقوق زنان، مال‌باختگان، دانشجویان، روزنامه‌نگاران و دیگر لایه‌های اجتماعی ناراضی، برای هنرمندان و نویسندگان آزاداندیش و مستقل نیز در بر همان پاشنه می‌چرخد و همچنان سرکوب نویسندگان آزادی‌خواه ادامه دارد. 
کانون نویسندگان ایران خواهان لغو حکم ناعادلانه‌ی نیما صفار و همه‌ی پرونده‌های مشابه آن است. 

کانون نویسندگان ایران 
۱۶ مرداد ۱۳۹۸




اعتصاب غذای ۵ تن از فعالان محیط زیست بازداشتی در زندان اوین

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۱۷ مرداد ۱٣۹٨ –  ٨ اوت ۲۰۱۹

با آغاز اعتصاب غذای امیرحسین خالقی و طاهر قدیریان، شمار متهمین در اعتصاب غذای پرونده فعالان محیط زیست به ۵ نفر رسید. پیشتر سپیده کاشانی، هومن جوکار و نیلوفر بیانی، سه تن دیگر از متهمین این پرونده نیز در اعتراض به “ادامه بازداشت موقت و غیر قانونی” دست به اعتصاب غذا زده بودند. متهمین این پرونده مراد طاهباز، سام رجبی، امیرحسین خالقی، هومن جوکار، سپیده کاشانی، نیلوفر بیانی، طاهر قدیریان و عبدالرضا کوهپایه، فعالان محیط زیست در ایران هستند که بیش از ۵۰۰ روز گذشته را در بازداشت در زندان اوین به سر می‌برند.

امیرحسین خالقی و طاهر قدیریان، دو تن از متهمان پرونده فعالان محیط زیست در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زدند.
با اعتصاب غذای آقای خالقی و آقای قدیریان، شمار متهمین این پرونده که هم اکنون در اعتصاب غذا هستند به ۵ تن رسیده است.

پیشتر سه تن دیگر از متهمین بازداشتی پرونده فعالان محیط زیست به نام های “سپیده کاشانی، هومن جوکار و نیلوفر بیانی” نیز دست به اعتصاب غذا زده بودند.
اعتصاب غذای این شهروندان در اعتراض به “ادامه بازداشت موقت و غیر قانونی” آنها صورت گرفته است.

گفتنی است پس از برگزاری جلسات اول، دوم، سوم،چهارم و پنجم دادگاه این فعالان محیط زیستی در تاریخ ۱۰، ۱۳، ۲۳، ۲۴ و ۲۹ بهمن ۱۳۹۷ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی ادامه جلسات دادگاه رسیدگی به این پرونده به سال جاری موکول شده بود و روز سه‌شنبه ۲۵ تیرماه ۹۸، غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضاییه در ششمین نشست خبری در محل دادگستری کل استان تهران از تفهیم اتهام و آغاز رسیدگی به پرونده موسوم به فعالان محیط زیست بازداشتی خبر داد.
مراد طاهباز، سام رجبی، امیرحسین خالقی، هومن جوکار، سپیده کاشانی، نیلوفر بیانی، طاهر قدیریان و عبدالرضا کوهپایه، فعالان محیط زیست در ایران بیش از ۵۰۰ روز گذشته را در بازداشت در بند ۲ الف زندان اوین به سر می‌برند.

در حالی که وزارت اطلاعات به عنوان مرجع قانونی و تخصصی اعلام کرد این افراد را جاسوس نمی‌داند، پافشاری سپاه پاسداران وضعیت پرمخاطره‌ای از لحاظ حقوقی، روحی و جسمی برای متهمان این پرونده ایجاد کرده است.

پس از تغییر در عناوین اتهامی عنوان شده در کیفرخواست صادره، چهار نفر به افساد فی الارض از طریق همکاری با دول متخاصم، سه نفر به اتهام اجتماع و تبانی برای جاسوسی به نفع دول متخاصم و یک نفر بابت اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی (و اتهامات موردی دیگر) متهم شده‌اند.

هشدار سازمان دیده بان حقوق بشر

سازمان دیده‌بان حقوق بشر ایران روز دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۸، از احتمال اعتصاب غذا سه تن از فعالان محیط زیست خبر داده بود.
براساس گزارش این سازمان حقوق بشری هومن جوکار، نیلوفر بیانی و سپیده کاشانی سه تن از فعالان محیط زیست هستند که قصد داشتند از روز ۱۲ مرداد در اعتراض به بلاتکلیفی ۵۵۰ روزه خود اعتصاب غذا کنند.

براساس گزارش این سازمان حقوق بشری تقاضای این فعالان محیط زیستی برای پایان دادن به “برزخ حقوقی” است که بیش از ۵۵۰ روز است در آن به سر می‌برند. این فعالان خواهان آن هستند که یا آنها را تا زمان صدور حکم با وثیقه آزاد کنند یا به بخش عمومی زندان اوین منتقل کنند.

مایکل پیج، معاون مدیر بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر، در این زمینه گفته است «اعضای موسسه میراث حیات وحش پارسیان بیش از ۵۵۰ روز پشت میله‌های زندان به سر برده‌اند و مقامات ایران هیچ مدرکی درباره جرایم ادعایی‌شان ارائه نکرده‌اند.»

این فعالان محیط زیستی در بند دو الف زندان اوین هستند که تحت نظارت سازمان اطلاعات سپاه پاسداران قرار دارد.

به گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر، اطلاعی از تماس فعالان محیط زیستی زندانی با خانواده هایشان بعد از ۱۲ مرداد در دست نیست.

معاون مدیر بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر اضافه کرده است: «مقامات ایران باید گام به تعویق افتاده آزاد کردن همه مدافعان حیات وحش به خطر افتاده ایران را اجرا کند و به این بی‌عدالتی علیه آنها خاتمه دهد.»

سام رجبی، هومن جوکار و سپیده کاشانی، همسر وی، طاهر قدیریان، امیرحسین خالقی، نیلوفر بیانی، مراد طاهباز و عبدالرضا کوهپایه، هشت فعال محیط زیست و کارکنان و مدیران موسسه «حیات وحش میراث پارسیان» هستند که بهمن‌ماه ۱۳۹۶ بازداشت شدند.

از این هشت فعال محیط زیست، چهار تن به «افساد فی الارض»، سه نفر به «جاسوسی« و یک نفر به «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» متهم شده‌اند.
کاووس سیدامامی نیز از متهمان این پرونده بود که چند روز پس از بازداشت در زندان جان سپرد و مقامات قوه قضائیه علت مرگ وی را «خودکشی» اعلام کردند.




سنگربندی دو جهان (۲)

بمب اتمی اتحاد شوروی

جولیتو کیزا

http://sovross.ru/articles/1851/44346

ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2019/08/08

۲۴ ژوئیه سال ۱۹۴۵ هاری ترومن طی گفتگوی کوتاهی به استالین اطلاع داد که هم اکنون ایالات متحده آمریکا «یک سلاح انقلابی فوق‌العاده پر قدرتی» را با موفقیت آزمایش کرد.

او این کار را با لحن مغرورانه، اما خوب تمرین شده و تقریبا گذرا انجام داد، او کاملا آگاه بود، که رویداد سه روز قبل در میدان آزمایش آلاماگوردو(Alamogordo) روند تاریخ جهان را تغییر خواهد ‌داد. او که از چند روز پیش استالین را می‌شناخت- هنگام دیدار در پوتسدام واقع در حومه برلین- ترومن پس از مرگ روزولت به ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا رسیده بود، و، البته، از قدرت و هشیاری مصاحبش بسیار خوب آگاهی کسب کرده بود. بعقیده برخی منابع، این اظهارات با چرچیل توافق شده بود، بخصوص، برای اینکه واکنش استالین را مشاهده نمایند. هر دو می‌خواستند سطح اطلاع رهبر اتحاد شوروی در باره این مسئله را آزمایش کنند.

اظهارات ترومن در اصل یک تهدید بود: «می‌دانید، از حالا به بعد گفتگوی ما متأثر از توازن قوا، مطلقا متفاوت از آنچه که در یالتا بود، ادامه خواهد یافت». «دیپلوماسی اتمی» شروع شد. سخنان ترومن واقعا هم بدقت برگزیده شده بود، اما ویژگی سلاح را پنهان نمود. او در این باره که سخن از بمب، از بمب اتمی در میان است، چیزی نگفت. او می‌خواست این فکر ساده و تند را به طرف صحبت خود القاءکند: «از امروز ما دست بالا را داریم». و، البته، مطمئن بود، که این، یک برتری بزرگ است و مدت طولانی، شاید برای همیشه، دوام داشته باشد. استالین خونسرد بود. سؤال نکرد و توضیح نخواست. اما اهمیت سیاسی و نظامی گفته‌های وی را درک نمود. هنگامی که جلسه قطع شد، او که وضعیت را درک نموده، بلافاصله متوجه شده بود، که غرب قصد دارد «نرخ‌ها را بالا ببرد»، خطاب به ویچسلاو مولوتف، وزیر خارجه خود، با صدای بلند گفت: «آنها در همه حال، نرخ را بالا بردند… باید همین امروز با کورچاتوفصحبت کنیم و به وی بگوئیم که لازم است کار ما را تسریع نماید». بعید نیست، که در آن لحظه استالین حتی بیشتر از آنچه که مولوتوف تصور می‌کرد، اطلاع داشت.

واقعا هم، ۱۶ ژوئن، هشت روز قبل از گفتگو با ترومن، کلائوس فوکس، فیزیکدان آلمانی، کمونیست و یکی از شرکت کنندگان پروژه «منهتن»، هنگام انفجار در آلاماگوردو شخصا حضور داشت و پس از این، در ۱۹ ژوئن گزارش مبسوطی در سی و سه صفحه حاوی شرح سلاح هسته‌ای- جزئیات سازه و عملکرد آن- را که او شخصا مشاهده کرده بود، به مسکو فرستاد. آنچه که ممکن بود استالین نداند، این بود که مشاهده مستقیم و بلاواسطه آن شکاف عظیم منجر به جدایی روسیه از آمریکا فقط بعد از ۱٣ روز امکان‌پذیر خواهد بود و ۶ و ۹ اوت دو شهر ژاپنی هیروشیما و ناکازاکی در مدت چند ثانیه نابود خواهد شد.

تحقیقات اتمی اتحاد شوروی در آن زمان که در مقابل استالین قرار گرفت، هزاران مایل از حل مسئله فاصله داشت. در سالهای ٣٠ در عرصه اتمی تحقیقاتی بعمل آمد، اما، گذشته از آنچه که حوادث چگونه گواهی می‌دهند، تخصص دانشمندان روسیه بسیار عالی بود، در آستانه جنگ جهانی دوم مسکو می‌توانست عمدتا به دانشکده مطالعات رادیولوژی لنینگراد تحت رهبری آبرام ایوفه تکیه کند. البته، رهبری سیاسی کشور، رهبری رده بالای حزب کمونیست، ضمن پیشبرد جنگ، توجه خود را روی تسلیحات غیرهسته‌ای، به حل مسئله تجهیزات و تانکها متمرکز کرده بودند. آنها در فکر تسلیحات جدید نبودند. آنها عمدتا از دانشمندان خود می‌خواستند توجه‌شان را روی فن‌آوری‌های رهگیری، به سمت تکامل سریع حفاظت در مقابل مین‌های دریایی، به ‌ساخت کشتی‌های نظامی، به بهسازی فن‌آوری نظامی زمینی معطوف نمایند. ایده «بمب اورانیومی» (این اصطلاح آن وقتها رایج بود) مطرح شد، اما هیچ اولویتی به مطالعات در این باره داده نشد.

فاجعه ارتش اتحاد شوروی در نخستین ماه‌های جنگ، عواقب انتقال سریع مؤسسات صنعتی عمده و بنیادهای طراحی و مطالعاتی از مکانهای آشنای آنها در بخش اروپایی اتحاد شوروی به شرق و شمال کشور نیز مزید بر علت بود. رهبران، دانشمندان، متخصصان فنی، کارگران همراه با کارخانه‌ها، آزمایشگاه‌ها و تجهیزات در سردرگمی بزرگی نقل مکان می‌کردند. ارتباط موجود میان آنها با مشکل مواجه شد و اغلب، هفته‌ها و ماه‌ها بنوعی قطع می‌شد. بعنوان مثال، ایوفه همراه با پرسنل و  دانشکده خود از لنینگراد به شهر قازانمنتقل گردید. بر اساس اسناد اخیرا باز شده آرشیو اتحاد شوروی معلوم می‌شود، که در مورد مسئله اتمی در پائیز سال ۱۹۴۱ به رهبری حزب، اساسا به استالین گزارش ‌شده بود. گزارش را لاورنتی بریا زمانی که کمیساریای امور داخلی، عالی‌ترین رهبر همه خدمات ویژه اتحاد شوروی بود، ارائه نمود. بر اساس گزارش بریا معلوم شد، که در انگل‌ستان و ایالات متحده تحقیقات پیشرفته در مورد استفاده نظامی از اتم انجام می‌شود. اطلاعات را «مأمور اطلاعاتی از انگل‌ستان» بدست آورد و در خصوص احتمال ساخت تجهیزات انفجاری با استفاده از نیروی اتم، و در این باره، که «تأثیر استفاده از آنها تقریبا هزار برابر بیشتر است از تأثیر بمب غیراتمی هم‌وزن آن»، توضیح داد. هیچگاه شخصیت مأموری که این اطلاعات را به اتحاد شوروی داده بود، افشا نشد، اما از نظر مسکو محتوای گزارش او کاملا مطمئن و بسیار قابل ملاحظه بود.

در پرتو این اطلاعات، گئورگی فلروف– فیزیکدان و آکادمیسن در ماه آوریل سال ۱۹۴۲ نامه هشداردهنده‌ای به استالین نوشت و اطمینان داد، که چرخش بسوی تحقیقات اتمی ضرورت دارد. فلروف از مدتها قبل یقین داشت، که آلمانها در راه ساخت «بمب اورانیومی» گام برمی‌دارند. علاوه بر آن، او به این نتیجه رسید، که نه تنها آلمانها، حتی انگلیسی- آمریکایی‌ها نیز در همین سمت حرکت می‌کنند: این واقعیت سکوت عجیب همه مجلات عمده علمی در باره توسعه فیزیک اتمی طی سالهای اخیر او را به شک انداخته بود. تصور می‌کرد، که این سکوت نشانه انجام مطالعات محرمانه است‍.

همه اینها ثابت می‌کند، که استالین قبل از اعلام ترومن بنوعی در جریان وجود طرح اتمی غرب قرار داشت. و به همین ترتیب، وضعیت نظامی و فنی اتحاد شوروی را، شاید، حتی احتمال تهدید نظامی را بروشنی درک می‌کرد. بگونه‌ای که ما می‌دانیم برنامه حمله اتمی به شهرهای روسیه و نابودسازی میلیونها انسان تنظیم شده بود، و اساس این آمادگی دقیقا سلاح جدیدی بود، که ترومن از آن سخن گفت. احتمالا، بخاطر نامه فلروف بود که نگرانی واقعی شدت گرفت.

کمیته دفاعی کشور بنیانگذاری شد و بهترین اندیشمندان اتحاد شوروی با تأئید شخص استالین به عضویت آن انتخاب گردیدند؛ پطر کاپیتسا، آبرام ایوفه، ویتالی کلوپین، ولادیمیر ورنادسکی و البته، ایگور کورچاتوفبعضویت آن برگزیده شدند و کورچاتوف با پیشنهاد فلروف رهبری گروه پژوهش جمعی را بعهده گرفت. اما شرایط جنگی در آن لحظه اولویتهای فوری دیگری را تحمیل می‌کرد. ارتش آلمان با اطمینان به پیروزی حمله کرد، و در راه تسخیر استالینگراد بود. ارتش سرخ در بسیاری از جبهه‌ها عقب‌نشینی کرد، بسختی و به بهای تلفات سنگین مقاومت می‌کرد. استالین نه تنها به نتیجه اطمینان نداشت، حتی مجبور به تبعیت از الزامات قاطع و فوری وضع موجود بود. نظر او با اصرار فیزیکدان دیگر، سرگئی واسیلیویچ کاتانوف، که خود او به سمت مشاور کمیته دفاعی کشور منصوب کرده بود، مشخص شد. دقیقا همین آخری، بطوری که معلوم شد، به چنین استنتاجی رسید: «اگر آلمانی‌ها به ساخت سلاح اورانیومی موفق شوند، آنها برتری تعیین‌کننده خواهند داشت». و استالین با تردید پاسخ داد: «باید خودمان را به آن تجهیز کنیم».

سال ۱۹۴۲ بود، و، البته، در میان افراد حاضر در آن جلسه، بودند کسانی که به موفقیت این کمیته با شک و تردید نگاه می‌کردند. از جمله، پطر کاپیتسا و خود ایگور کورچاتوف اظهار تردید می‌کردند. با این حال، تصمیم مهمی اتخاذ گردید: کل ساختار مهم اطلاعات شوروی، مأموران در برلین، لندن و نیویورک دستور فوق‌العاده مهمی گرفتند. از آنها خواسته شد همه توانایی خود را برای جمع‌آوری اطلاعات در باره تحقیقات و ابتکارات دشمنان و متحدان در عرصه اتم به کار بگیرند. در عین حال، در رابطه با دانشمندان اتحاد شوروی تدابیر احتیاطی فوق‌العاده‌ای، هم برای محافظت از آنها و هم برای اینکه جدا کردن آنها از زندگی اجتماعی موجب سوءظن مأموران اطلاعاتی دشمن نشود، بعمل آمد. همانطور که حوادث بعدی نشان می‌دهد، اطلاعات اتحاد شوروی اگر چه مؤلفه تعیین‌کننده نبود، اما قابل ملاحظه بود. مأموران اتحاد شوروی در آن برهه در لندن با بهره‌گیری از منابع کلائوس فوکس، فیزیکدان آلمانی هوادار اتحاد شوروی که به یکی از سرشناس‌ترین مغزهای پروژه «منهتن» موسوم به برنامه آمریکایی ساخت اولین بمب اتمی در تاریخ بشر بدل شد، اطلاعات محرمانه بسیار مهمی بدست آوردند.

تلاشهای صرف شده برای کسب اطلاعات، صحت خود را کاملا ثابت کردند. نتایج تعیین‌کننده در درجه اول در لندن بدست آمد. مسکو موفق شد به نتایج کار نظری گروه فوق محرمانه دانشمندان مشغول به فعالیت در کمیته باصطلاح مائود (MAUD) که در حوالی سالهای ۱۹۴٠- ۱۹۴۱ به این نتیجه رسیدند، که ترکیب اورانیوم ۲٣۵ بهترین روش برای تولید سلاح اتمی بحساب می‌آید، دست یابد. انگلیسی‌ها به این نتیجه رسیدند، که احتمال همجوشی اتمی اورانیوم ۲٣۵ توسطه آلمان نازی حداقل سه سال قبل از این در مرکز کایزر ویلهلم برلین کشف شده است. احتمال اینکه این کشف به ساخت بمب اتمی منجر شود، بسیار بالا است. اما مسئله چگونگی رسیدن به این نتیجه هنوز حل نشده است.

کمیته مائود (MAUD) با اعلام اینکه لازم است تولید پلوتونیوم و انتشار حرارتی، روش الکترومغناطیسی و استفاده از سانتریفیوژ به تعویق بیفتد، راه را هموار کرد. رسیدن به این راه حل‌ها به سالها تحقیق، کار مستمر بهترین مغزها نیاز داست. این واقعیت، که این داده‌ها در اختیار دانشمندان اتحاد شوروی درگیر در مسائل اولیه و ایستاده بر سر دو راهی در همان آغاز راه قرار گرفت، این مسیر بسیار کوتاه شد. در واقع، فیزیکدانان روسیه همه راه‌ها را رفتند.

… استالین ضمن بررسی کنفرانس برلین- پوتسدام تصمیمات لازم اتخاذ نمود که بمنظور برقراری مجدد موازنه به هر قیمتی، باید در این «مسابقه»، بموقع غلبه کند. بمت اتمی نقشه قدرتهای جهانی را دو باره ترسیم نمود، و همه به این بآور داشتند- در واشینگتن، در لندن، در مسکو. اتحاد شوروی که هم اکنون در جنگ جهانی دوم پیروز شده بود، مجددا با خطر نابودی مواجه گردید. در چنین شرایط سیاسی، راهبردی و روانی بود که عملیات «بارادینو» آغاز شد. استالین آن عملیات را چنین می‌نامید. نبرد بارادینو نتیجه برنامه ناپلئون بناپارتی روسیه را پیشاپیش مشخص کرد و شکست آن را از قبل تضمین نمود. همانطور که لو تولستوی با استادی در «جنگ و صلح» ثابت می‌کند، این نبرد با یک وضعیت مساوی پایان یافت. اما تلفات تحمیل شده به ارتش فرانسه، دشواری تجهیز، وسعت اراضی از دست رفته توسط ناپلئون، آتشوزی متعاقب آن که مسکو را درنوردید، ناتوانی در رسیدن به ارتش تحت فرماندهی ژنرالکوتوزوف، اجتناب از رویارویی و زمستان پیش روی روسیه، فرمانده فرانسوی را به عقب‌نشینی مهلک وادار نمود. شاید استالین با چنین نامگذاری می‌خواست پیروزی پولادین خود و روسیه را از پیش تضمین نماید. و مقدمات آن را هم فراهم ساخت. خشت‌های قرارگرفته در شالوده این مؤسسه همه بطور محسوسی مهم و ضروری بودند، که توانستند نتیجه عملیات را از پیش تعیین کنند. لاورنتی بریا شخصیت اصلی بود. دقیقا همه قدرت را به عهده وی سپردند. کمیسر امور داخلی آینده- رهبر کمیساریای خلقی امور داخلی، او عزم قاطع خود را در رسیدن به هدفی که استالین به وی اعتماد کرده بود، ثابت کرد. همین او بود که دنیای اردوگاهی را ساخت، که ماشین نظامی و صنعتی اتحاد شوروی را به سوی پیروزی حرکت داد. او موفق شد همه تیمهای زندانیان اردوگاههایی را که خودش ایجاد کرده بود، تحت فرمان خود درآورد. هیچ کسی مثل او نتوانست ضمن بهره‌گیری از حس میهن‌پرستی و احساس ترس به هدف خود نائل شود. او هرگز در اجرای دستورات تردید به خود راه نداد. هرگز تزلزل نشان نداد. او کسی بود که در صورت ارتکاب اشتباه حاضر به جبران آن بود. استالین این شخص را خوب می‍شناخت و به وی اعتماد داشت.

بلافاصله نظم قاطع برقرار گردید، و دومین مؤلفه، سیاسی و علمی بود. برای مدیریت عملیات «بارادینو» همراه با بریا دو سیاستمدار، یعنی دو شخصیت کلیدی- هم به مفهوم مقام دولتی و هم بدلیل وفاداری به رهبر انتساب گردید:گئورگی مالنکوف، دبیر حزب کمونیست، هر چند هم ظاهری و نیکولای وازنسنسکی، رئیس سازمان برنامه‌ریزی دولتی. پطر کاپیتس و ایگور کورچاتوف– فیزیکدانان موظف شدند از همه گروه بخواهند تا الزامات اولویت‌ها را اعلام نمایند: چه وقت، چه کسانی، چه موادی، چه تجهیزاتی و چقدر بودجه لازم است. «خشت» سوم، تعیین «بودجه نامحدود» بود. ظهور این ابزار، نه تنها غیرقابل باور، حتی غیر قابل تصور برای کسانی که از منطق سود استدلال می‌کنند، فقط در نظام سوسیالیستی ممکن بود. طراح آن نیز استالین بود: «همه آنچه را که برای رسیدن به هدف لازم است، بخواهید! در اختیار شما خواهند گذاشت». گفته می‌شود او این سخنان را خطاب به کورچاتوف گفت، و بریا لازم ندید آن را به وی یادآور شود. به سخن دیگر، شرکت‌کنندگان عملیات «بارادینو» از لحاظ بودجه محدودیتی نداشتند. برنامه‌ریزی دولتی برای آنها ملغا شد و تصمیمات آنها جایگزین آن گردید. لازم نبود برای یافتن پول، افراد، ماشین وقت صرف کنند. کافی بود گوشی تلفن را بردارند. همه چیز از کوتاه‌ترین راه و به هر قیمتی تحویل داده می‌شد. همه اعضای تیم، خود را «سربازان جنگ جدید علمی» می‌کردند و شمرده می‌شدند. میهن‌پرستی سیمانی برای تحکیم آن بود. آنها به انجام وظیفه محوله به خود ایمان داشتند.

مجموعه ساختار اطلاعاتی خارجی، بی‌تردید، خشت چهارم این طرح بود. مردی که تحت ریاست بریا آنها را مدیریت می‌کرد، پاول سوداپلاتوف بود.

بحث در این باره که وزن اطلاعات بدست آمده توسط «عاملان» مختلف صد اطلاعات خارجی در ساخت اولین بمب اتمی اتحاد شوروی چقدر بود، از جمله برای تاریخ‌نگاران روسیه هنوز هم باز است. پاسخ دادن به این مسئله دشوار است. البته، عملیات «بارادینو» طبق برنامه غیرجامعی اجرا شد، که امکان دستیابی به هدف را در مدت چهار سال و با مشارکت ده‌ها میلیون انسان، مرکب از دانشمندان، مهندسان، کارگران، اسیران آلمانی جنگ- هر چند آنها اتباع خارجی بودند، زندانیان عادی اتحاد شوروی- روسها و سایر ملتها و زندانیان سیاسی اخراجی از اردوگاهها فراهم ساخت. انبوه انسانهای مشتاق، همراه با انسانهای ساده، که بطور ناخودآگاه و ندانسته رفتار خصمانه  داشتند، در انجام این کار مشارکت می‌کردند. بخش بسیار قابل ملاحظه‌ای از آنها بدون آگاهی به هدف آن، در این کار شرکت داشتند. فقط دایره کوچک دانشمندان و سیاستمداران به اهمیت آنچه که آنها برای انجام آن تلاش می‌کردند، آگاهی داشتند. یک دایره حتی کوچکتر مخبران سطح بالا و دانشمندان عالی‌رتبه، که تعداد افراد آن تا امروز مشخص نیست، در این پروژه نقش کلیدی ایفا کردند. بسیاری از این افراد مورد نظر حتی غیرروس و غیر شهروند اتحاد شوروی بودند. آنها عمدتا اعتقادات ضدفاشیستی و در بسیاری موارد، کمونیستی داشتند، که داوطلبانه در جبهه اتحاد شوروی می‌جنگیدند. آنها بدلایل اعتقادی و با به مخاطره انداختن زندگی و آزادی شخصی خود عمل می‌کردند (کلائوس فوکس، آلمانی یکی از آنها، شاید، مهمترین‌شان بود).

افزون بر این، بسیاری از دانشمندان مشغول به کار در عرصه پروژه‌های اتمی غرب با انگیزه‌های مشابه، اگر چه با محتوای دیگر، دست به اقدام می‌زدند. اکثریت این افراد مواضع چپ و ضد فاشیستی داشتند و از اتحاد شوروی شوروی بدلیل خدمات عمده‌اش در پیروزی بر نازیسم و فاشیسم طرفداری می‌کردند. آنها بخوبی می‌فهمیدند که اگر اسرار اتمی را فقط یکی از طرفین در اختیار داشته باشد، دیر یا زود چه خطراتی بروز خواهد کرد. آنها بر این باور بودند، که فقط برابری کامل در داشتن منبع انرژی اخیرا کشف شده می‌تواند توازن بین طرفین را حفظ نموده و از رویارویی هسته‌‌ای که در مقابل آنها بمثابه چرخش شگرف تاریخ قرار گرفته، جلوگیری نماید. این افکار و شبهات ذهنانریکو فرمی ایتالیایی، آلبرت انشتین فیزیکدان آلمانی- آمریکایی، لئو سیلارد مجاری، جوزف جون تامسون و جیمس چدویک بریتانیایی، نیلز بور دانمارکی و ژولیو کوری فرانسوی را نگران می‌ساخت. بطوریکه خودرابرت اوپنهایمر مدیر پروژه «منهتن» بعدها اذعان کرد، خود او نیز همین اضطراب را تجربه کرد. هیچ یک از آنها رازی را فاش نکردند، اگر چه برخی از آنها بعدها به دفاع در مقابل این اتهامات مجور شدند (از جمله، همان رابرت اوپنهایمر قربانی شکار جادوگران شد).

اما دیگران که همان حس نگرانی را داشتند، تصمیم گرفتند دست به عمل زده و دانسته خود از کشفیات آزمایشگاه‌های غربی را که در آنها کار می‌کردند، با دانشمندان اتحاد شوروی در میان بگذارند و برای این کار، با دور زدن عوامل اتحاد شوروی، خود بلحاظ اعتقادی به عاملان اتحاد شوروی بدل شدند. کلائوس فوکس مهمترین نقش را در همین راستا ایفاء کرد. پس از سالهای زیاد، زمانی که اتحاد شوروی به موجودیت خود پایان داد، فیزیکدان و دانشمند یوری خاریتون اعتراف نمود، که نخستین سلاح اتمی اتحاد شوروی بر مبنای نقشه بمب اتمی آمریکا که کلائوس فوکس تحویل داد، ساخته شد. و یادآور گردید، که استالین هنگام تلطیف شرکت‌کنندگان اصلی این مرحله با عالی‌ترین نشان اتحاد شوروی گفت: «اگر ما فقظ یک سال تأخیر می‌کردیم، شاید خود ما همین ضربه را متحمل می‌شدیم».

نخستین بمب اتمی اتحاد شوروی با اورانیوم غنی شده در ماه ۲۹ اوت سال ۱۹۴۹ در پایگاه سمیپالاتینسک قزاقستان آزمایش شد. اسم رمز آن «صاعقه اول» بود. توازن قوا برقرار گردید.

۱۷ مرداد- اسد ۱٣۹٨

ادامه دارد… 




عفو بین الملل: روزنامه‌نگاری جرم نیست؛ مسعود کاظمی را آزاد کنید!

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۶ مرداد ۱٣۹٨ –  ۷ اوت ۲۰۱۹

امروز در آستانه روز خبرنگار در ایران،‌ حکم چهار سال و ۶ ماه زندان مسعود کاظمی، روزنامه‌نگار و زندانی عقیدتی، در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران تایید شد. این حکم ناعادلانه است و تنها به خاطر فعالیت‌های حرفه‌ای مسعود کاظمی به عنوان یک روزنامه‌نگار صادر شده است. 

عفو بین‌الملل از مقام‌های ایرانی می‌خواهد که مسعود کاظمی را فورا و بدون قید و شرط آزاد کنند.

مسعود کاظمی نخستین بار در روز ۱۴ آبان ۱۳۹۷ توسط سپاه پاسداران در منزل خود در تهران بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد. او پس از گذراندن یک هفته در انفرادی در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۷ با قرار کفالت آزاد شد. در طی این مدت او از حق دسترسی به وکیل و تماس منظم با خانواده‌اش محروم شد و در رابطه با نوشته‌های انتقادی‌اش در روزنامه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مورد بازجویی‌های مکرر قرار گرفت. 

مسعود کاظمی برای بار دوم در روز یک خرداد ۱۳۹۸ بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان اوین به سر می‌برد. بازداشت او در حالی صورت گرفت که او برای اولین جلسه‌ی دادگاه به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب رجوع کرده بود. بر اساس اطلاعات عفو ‌بین‌الملل، طی جلسه، قاضی دادگاه مسعود کاظمی را مورد توهین قرار داد و اجازه نداد که او و وکیلش دفاعیات خود را ارائه کنند.

مسعود کاظمی در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۸ از بابت اتهام «توهین به رهبری» به ۲ سال زندان، از بابت اتهام «نشر اکاذیب به قصد تشوین اذهان عمومی» به ۲ سال زندان و از بابت «توهین به سایر مقامات» به ۶ ماه زندان محکوم شد.