برگرفته از صفحه اینستاگرامی جمال حیدری منش، وکیل سپیده قلیان:
با توجه به اعلام سپیده قلیان مبنی بر اعتصاب غذا تا جلسه دادگاه و برآورده شدن بسیاری از خواسته های او در جهت رفع مشکلات زندان زنان شهر ری ، بنا به تقاضاهای مکرر خانواده و دوستان، او ضمن حمایت و همدلی با امیر حسین محمدی فر ،اعتصاب غذای خود را شکست.
از جمله نتایج اعتصاب او می توان به موارد ذیل اشاره کرد: _ تهیه ۱۲ عدد ویلچیر _ بهبود کیفیت غذا _ آبسردکن _ جامایعی مخزن دار _ رنگ آمیزی سالن _ کولر سالن ورزش _ سیستم صوتی سالن ورزش و اقداماتی دیگر که در حال اجراست و هر کدام می تواند به گذر آرامتر ایام حبس زندانیان و حقوق اولیهشان کمک کند. سپیده طی مدت اعتصاب غذا بدلیل عوارض آن ، بارها در درمانگاه و یک شب در بیمارستان تحت درمان قرار گرفت. او بخاطر زندانیان دیگر ، خود را در معرض فشار قرار داد تا کمی شرایط بهتر شود . سپیده در همراهی با کارگران هفت تپه نیز برای وصول مطالباتشان، با آنها همراه شد تا درد این طبقه زحمتکش اندکی فروکاسته شود و نتیجه آن ، انبوه اتهاماتی شد که اکنون گرفتار آنست!! قضاوت با مردم
اسماعیل بخشی: خط قرمز من، کارگران هفتتپه و وکیلم است
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه گزارش کوتاهی از دومین روز جلسه دادگاه متهمین پرونده هفت تپه منتشر کرده که در زیر عین آن می آید :
دومین روز دادگاهی اسماعیل بخشی
به گزارش رسیده امروز یکشنبه ۱۳ مرداد، جلسه دوم دادگاه اسماعیل بخشی تشکیل شد. در ادامه روند بی قانونی های دیروز، امروز در ابتدای جلسه قاضی مقیسه از ورود وکیل دوم پرونده, خانم راضیه زیدی به دادگاه جلوگیری نمود.
همچنین زمانی که نوبت به ایراد دفاعیات توسط وکیل اسماعیل بخشی رسید، مقیسه اعلام کرد که نیازی به حضور آقای بخشی نماینده کارگران هفتتپه در جلسه دادگاه نیست، که با اعتراض وکیل, این قضیه منتفی شد.
همچنین اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفتتپه به قاضی اعلام نمود که خط قرمز من، کارگران هفتتپه و وکیلم است و هرگونه توهین به کارگران هفتتپه و وکیلم با پاسخ قاطع اینجانب روبرو خواهد شد.
در یکی از بخشهای پرسش و پاسخ از اسماعیل بخشی، قاضی مقیسه به بخشی گفت: “شعار نان، کار، آزادی” شعاری کمونیستی است؛ که بخشی به او اعلام نمود که این شعار معیشتی و مطالباتی است و از خواسته کارگران هفتتپه دفاع نمود. قاضی مقیسه در پاسخ به دفاع بخشی از این شعار کارگران هفت تپه گفت: شعار “نان کار آزادی شعاری زیر شکمی و بالای شکمی است.”
همچنین قاضی مقیسه ، قرار عسل محمدی را به ۲ میلیارد افزایش داد. درضمن لازم به ذکر میباشد به علت عدم تودیع وثیقه دو میلیارد تومانی, عسل محمدی به زندان منتقل شد.
حدود یک هزار نفر از معلمان حقالتدریس سراسر کشور در اعتراض به عدم اجرای قانون استخدام معلمان حقالتدریس امروز مقابل وزارت آموزش و پرورش تجمع کردند.
آنها در این تجمع شعارهایی همچون “ماده ۲۸ باید توقف بشه”، ۳۰” هزار حقالتدریس استخدام”، “بودجه تعیین شده کجا هزینه میشه” خواهان تعیین تکلیف وضعیت استخدامی خود تا مهر امسال شدند.
آنها خطاب به سرپرست وزارت آموزش و پرورش مطرح کردند، “پنجرهها را وا کن عدالت را اجرا کن”.
یکی از این معلمان حقالتدریس که از استان لرستان آمده بود، در گفتگو با تسنیم اظهار کرد: ۱۲ سال به عنوان نیروی پیش دبستانی فعالیت میکردم و هم اکنون ۵ سال است که حقالتدریس هستم، عمر و جوانی ما در کلاسهای درس گذشته و حالا که بودجه مربوطه در مجلس تصویب شده است به جای استخدام ۳۰ هزار نفر معلم حقالتدریس میخواهند ۱۲ هزار نفر را استخدام کنند. من نزدیک به ۴۰ سال دارم و بعد از این آیا فرصت استخدام پیدا میکنم.
یکی دیگر از معلمان حقالتدریس که در هنرستانی در تهران مشغول به تدریس است به خبرنگار تسنیم گفت: مقرر شد وزارت آموزش و پرورش، مجلس و سازمان امور اداری و استخدامی آئیننامه استخدام معلمان حقالتدریس را تدوین کنند، اما یک سال است که این آئیننامه در دولت بلاتکلیف است و وضعیتش مشخص نیست. از سوی دیگر ۴۵۰ میلیارد تومان بابت استخدام ۳۲ هزار معلم حقالتدریس تعیین شده است، اما متاسفانه میخواهند ۱۳ هزار نفر را استخدام کنند. پرسش ما این است که چرا باید ۱۳ هزار نفر استخدام شوند و تکلیف بقیه معلمان حقالتدریس چه میشود؟ چرا باید وقتی معلمان حقالتدریس بلاتکلیف هستند به صورت استخدام آزاد و از طریق ماده ۲۸ کلاسهای درس را پر کنند؟
گفتنی است، عدم تعیین تکلیف استخدامی معلمان حقالتدریس در شرایطی است که تعدادی از آنها سالها به عنوان مربی پیشدبستانی یا معلم حقالتدریس درمدارس کشور مشغول به فعالیت هستند و با بالا رفتن سن آنها این شرایط آخرین فرصت استخدامی برایشان محسوب میشود.
۱- اتحاد سراسری بازنشستگان دربرگیرنده بازنشستگان تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی و بازنشستگان کشوری در سراسرایران است که به منظور بهبود شرایط زندگی (اعم از بهبود معیشت، بهداشت تن و روان و موضوعات رفاهی بدون تبعیض) و دفاع از حقوق مادی و معنوی و حیثیت اجتماعی بازنشستگان و مستمری بگیران فعالیت می کند. ۲- اتحاد سراسری بازنشستگان ایران، مستقل است وبه هیچ حزب، نهاد، جمعیت، انجمن، سازمان، ونهاد دولتی و غیر دولتی وابسته نیست . ۳- اتحاد سراسری بازنشستگان ایران، تشکلی مطالباتی است که برای تحقق موضوعات زیر فعالیت می کند : – پیگیری اجرای وظایف دولت در اصول 29و 30و31 قانون اساسی؛ – مستمری متناسب با معیشت و کرامت بازنشستگان ؛ – درمان وبهداشت همه جانبه بدون هزینه برای بازنشستگان؛ – امکانات رفاهی برای حفظ سلامت تن و روان بازنشستگان؛ – امکان دخالتگری بازنشستگان عضو کانون های بازنشستگی بدون هیچ تبعیض و ایجاد ساز و کارهای مناسب برای کنترل و نظارت برصندوق های بازنشستگی؛ – تامین شفافیت عملکردهای مالی صندوق هاازطریق نظارت فعال نمایندگان واقعی بازنشستگان در کانون ها؛ – الغای هیات امناء غیرقانونی که به قصد غارت منابع صندوق تامین اجتماعی جایگزین شورای عالی تامین اجتماعی شدهاست. واحیا وابقای شورای عالی تامین اجتماعی وایجاد نهادی شورایی در سایرصندوقهای مشابه درسازمان بازنشستگی کشوری باحضور اکثریت قاطع نمایندگان کارگران وکارمندان، زحمتکشان شاغل و بازنشسته در آن شورا؛ ۴- از آنجا که منابع مالی کانونهای بازنشستگی ازمحل دریافت حق ِعضویت بازنشستگان (با کسرحق عضویت از مستمری بازنشسته) تامین میگردد، اتحاد سراسری بازنشستگان ایران حق تمامی بازنشستگان ومستمری بگیران میداند که بی هیچ تبعیض و بدون هیچ مانعی حق انتخاب کردن، انتخاب شدن وفعالیت درارکان مختلف کانونهای بازنشستگان را داشته باشند. اتحاد سراسری بازنشستگان ایران برای تامین این حق تلاش میکند . ۵- منابع سازمان تامین اجتماعی، صندوق بازنشستگی کشوری وسایر صندوقها متعلق به بیمه شدگان آنها ومالکیت بین النسلی است ومدیریت آنها درنبود اتحادیه های قدرتمند کارگران و بازنشستگان به امانت به دولت ها سپرده شده است، هر گونه تصمیم گیری درباره منابع آنها، تنها از سوی شورای عالی صندوقها و با تضمین منافع شاغلین و بازنشستگان از سوی دولتها همراه با بالاترین درجه شفافیت امکان پذیراست، اتحاد سراسری بازنشستگان ایران درراه ایجاد مناسباتی که تضمین کننده این منافع باشد، فعالیت میکند . ۶- درپیگیری مطالبات، اولویت استفاده از تمامی ظرفیت های رسمی و قانونی است. بدیهی است در صورت عدم دستیابی به مطالبات خود، اتحاد سراسری بازنشستگان ایران، استفاده از سایر راهکارهای اعتراضی مسالمت آمیز را برابربا اصل بیست وهفتم قانون اساسی، حق مسلم بازنشستگان می داند. ۷- اتحاد سراسری بازنشستگان ایران با اشخاص و نهادهایی که همکاری با آن ها با اصول و آرمان های مندرج در این منشورمغایر نباشد، همکاری می کند.
سنگربندی دو جهان (۱)
ا. م. شیری
۱٣ مرداد- اسد ۱٣۹٨
جولیتو کیزا– روزنامهنگار سرشناس اروپا و نویسنده، مؤلف یکسری آثار پرفروش و برنده جوایز مختلف، از جمله، جایزه ما بنام «خطاب به خلق»، کار روی کتاب جدید خود را با عنوان «چه کسی دیوار برلین را ساخت؟» به پایان رساند. ما با کسب اجازه از نویسنده، قسمتهایی از این کتاب، که تضادهای جهان معاصر را توضیح میدهد، منتشر میکنیم.
تاریخ، واقعیت آن چگونه بود
بازنگری وقایع تاریخی بهیچوجه دشوار نیست. برای انجام این کار کافیست روند رشد حوادث پس از تشکیل کنفرانس کریمه (در یالتا از ۴- ۱۱ فوریه سال ۱۹۴۵)، که کمی پیش از شکست آلمان هیتلری آغاز شد، بدقت مورد واکاوی قرار گیرد. البته، بازبینی واقعیتها همیشه به پیشنیازهایی نیاز دارند، که میتوان به اشکال بسیار متفاوت تفسیر نمود. من برای انجام این کار سعی میکنم تا حد ممکن، مهمترین رخدادها را بدون فراموش کردن هیچ حادثهای، به ترتیب برشمارم، و در این امر به آنچه که به پیشنیازهای بازبینی و توضیح آنها مربوط میشود، بسنده خواهم کرد تا به حافظه بسپارم، که نه تمامی آنها بدون استثناء روشن و واضح هستند. من واضحترین آنها را انتخاب میکنم. موضوعی که در نظر دارم توضیح دهم، به یک دوره کاملا مشخص، یعنی، دوره زمانی از کنفرانس یالتا تا ساخت دیوار برلین را در برمیگیرد.
کنفرانس کریمه، ۴- ۱۱ فوریه سال ۱۹۴۵
روز ۲ ماه مه سال ۱۹۴۵ ارتش روسیه وارد برلین شد و در همین روز ژنرال آلمانی هلموت وایدلینگ شهر را بدون هیچ قید و شرطی به ژنرال اتحاد شوروی، واسیلی ایوانویچ چویکوف تسلیم نمود. اما دو ماه قبل از این روزولت، چرچیل و استالین در یالتا خطوط کلی تقسیم آلمان را پیشاپیش ترسیم کرده بودند. اتفاقا خود آنها مدیریت مشترک مراحل بعد از سقوط رایش را به همدیگر پیشنهاد کردند. در آن زمان سه کشور پیروزمند- اتحاد شوروی، ایالات متحده آمریکا و انگلستان- در سرزمینی عمل میکردند، که بطور ضمنی، بر اساس توازن قوا معین شده بود و تعادل قوا در روند عملیات جنگی مشخص گردیده بود. هر سه کشور به واقعیت موجود «معترف بودند». و آن در «میدان نبرد» مشخص شده بود. اتحاد شوروی برلین را تصرف کرد و عامدانه در این نقطه توقف کرد. چرا که پیشروی برایش ممکن بود. ولیکن ترجیح داد متوقف شده و منتظر نیروهای متحدین در برلین بماند، که بعد از دو ماه رسیدند. دو سوم آلمان را در اختیار داشت، اما استالین قادر به محاسبه مناسبات راهبردی بود. واشینگتن و لندن آن را بعنوان علامت حسننیت تلقی کردند…
ارزیابی سطح توافق آنها کار آسانی نیست و هیچگاه آسان نخواهد بود. سندی که این سه نفر در یالتا امضاء کردند، بوضوح ثابت میکند، که آنها قصد داشتند با هم کار کنند. درست به این دلیل که هر سه قادر به محاسبه تعادل قوا بودند. از اینرو، خط همکاری راهبردی در یالتا در شرایط توافق کلی، هر چند با وجود برخی نکات مبهم، بررسی شد. بازبینی بر اساس اسنادی که ما در دسترس داریم جالب و آموزنده است که چگونه این همکاری- در آن زمان ناگزیر- در چند سال تعیینکننده به خصومت و مخالفت تبدیل گردید. و چرا رابطه مشترک اتحاد شوروی و غرب زیر و رو شد و به علت فقدان امکان حل مسئله آلمان در یک توافق جمعی بهم ریخت.
برای همه طرفها معلوم شد، که حل مسئله آلمان بسیار دشوار است. ایالات متحده آمریکا بلافاصله از این موضع حرکت کرد که پیوستن آلمان پس از جنگ به اقمار اتحاد شوروی بهیچوجه قابل قبول نیست. برعکس، همانطور که بعدها معلوم گردید، هدف آمریکا ممانعت از احتمال ورود آلمان به دایره تأثیر اتحاد شوروی و استفاده از آلمان بعنوان یک ابزار برای بازسازی یکپارچگی اروپای غربی بود. هدف استالین کاملا در نقطه مقابل آن قرار داشت. آشکار بود، که نه این و نه آن هدف با مشارکت هر سه کشور پیروزمند دست یافتنی نیست. استالین زرنگی کرد، اما نه از روی احتیاط، بلکه به این دلیل که توانایی تحمیل تصمیم خود به طرفهای دیگر را نداشت و سعی کرد منتظر زمانی بماند که بتواند با کارت باز بازی کند. ایالات متحده، در نقطه مقابل، برای بدست گرفتن ابتکار عمل از ابزارهای اقتصادی و نظامی برخوردار بود. این بمعنای بروز شکاف بود. چنین هم شد. مسئله آلمان فقط بخشی از نقشه کلی جهان بود که چرچیل، استالین و روزولت در برابر چشمان خود داشتند…
در تفاهمنامه مذاکرات بین رهبران سه کشور موضوع دریافت «غرامت از آلمان» یکی از اولین موضوعات چشمگیر بود و آن شامل سه بند بود:
اول- «آلمان موظف است خسارات جنگی وارده توسط خود به ملل کشورهای متحد را جبران نماید. غرامت، در وهله نخست باید به آن کشورهایی پرداخت شود، که سنگینی اصلی و بیشترین زیان جنگ را متحمل شده و پیروزی بر دشمن را سازمان دادند».
در بند دوم اشکال جبران خسارات معین شده بود…
بند سوم- «برای تحقق طرح پرداخت غرامت بر اساس اصول فوق، یک کمیسیون مشترک غرامت مرکب از نمایندگان سه کشور متحد- اتحاد شوروی، ایالات متحده آمریکا و انگلستان در مسکو تشکیل میگردد».
در بند چهارم یکسری اختلافات بین روزولت و چرچیل و تشابه نظر جدی میان روزولت با استالین بروز میکند و درست سخن از تعیین تخمینی مبلغ غرامت بمیان میآید. نظر هیئت نمایندگی اتحاد شوروی و آمریکا در چند بند بر هم منطبق بود: «کمیسیون غرامت مسکو در مرحله آغازین کار خود، پیشنهاد دولت اتحاد شوروی مبنی بر این که جمع کل مبلغ غرامت (…) بایست ۲٠ میلیارد دلار تعیین گردد و ۵٠ درصد آن باید بلافاصله به اتحاد شوروی پرداخت شود، بعنوان مبنای مذاکره قرار داد». هیئت نمایندگی بریتانیا با این پیشنهاد موافقت نکرد. این هیئت بدون اینکه مبلغ غرامت را مشخص کند، تأکید نمود تا زمانی که مسئله در کمیسیون مسکو مورد بررسی قرار نگرفته، «هیچ رقمی نمیتواند تعیین شود»…
در یالتا مسائل سرنوشتساز بسیاری برای تاریخ جهان در دهههای آینده، میتوان گفت تا امروز، پیش کشیده شد. اما توافق سه قدرت بزرگ بر سر این بود که به آلمان شکست خورده نباید اجازه تأثیرگذاری بر وقایع آینده داده شود. همانطور که خیلی زود معلوم شد، طی دو سال بعدی، تحول جدی در مواضع طرفین پدید آمد و جبهه نیروهای متفقین ضد نازی به دو بخش تقسیم گردید: در یک سو اتحاد شوروی و در سوی دیگر، غرب در سیمای آمریکا، انگلیس و فرانسه (فرانسه با پیشنهاد آمریکا و تأئید آشکار مسکو به جرگه کشورهای پیروزمند اضافه شد). شکی نیست که مرگ ناگهانی روزولت، رئیس جمهور آمریکا (۱۲ آوریل سال ۱۹۴۵) یکی از علل تغییر روابط بود. تحلیل این جنبه مسئله دشوار است- در اینجا تفاسیر میتواند مختلف و حتی متباین باشد. اما بنظر میرسد واضح است، که هاری ترومن جانشین رئیس جمهور بعد از روزولت، درک کاملا دیگری از جهان آینده داشت. و، با اینکه رئیس جمهور آمریکا بازیگر اصلی در سیاست این کشور نیست، بسیاری از تحلیلگران اعتقاد دارند، که نقش شخصیت روزولت فوقالعاده بود (چنین نقشی را هیچ رئیس جمهور دیگری در تاریخ این کشور بازی نکرده است). ترومن، اساسا، یک کوتهفکر بود، نه تجربه بینالمللی داشت و نه نگاه شخصی به آینده، که پس از شکست آلمان نقش تعیینکننده بخود قائل شده بود، ناخودآگاه در ایالات متحده آمریکا به قدرت رسید، (نقشی که روزولت همیشه بفکر آن بود)،…
اگر به تفاهمنامه کاری کنفرانس یالتا (کریمه) برگردیم، هنگامی که در پشت میز مذاکره روزولت نشسته بود، روشن بود، که آلمان آیندهای نداشت.
سرفصل سوم تفاهمنامه به «مثله کردن» آلمان اختصاص یافته و شامل شروط فوقالعاده سخت دایر بر تسلیم فوری میباشد. یکی دیگر از بندهای سخت آن این است که آنها: «پادشاهی انگلستان، ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی» عالیترین ارگان حاکمیت آلمان را تشکیل خواهند داد. پس از تشکیل این حاکمیت، آنها به اقداماتی مانند خلع سلاح کامل، غیرنظامی کردن و تجزیه آلمان، که برای صلح و ثبات آینده ضروری میدانستند، دست خواهند زد. متن نهایی بیانیه بشدت افشاگرانه بود.
«هدف پایدار ما عبارت است از: نابودی ماشین جنگی و نازیسم آلمان و ایجاد تضمین برای این که آلمان هیچگاه قادر به بر هم زدن صلح در جهان نباشد؛ خلع سلاح و انحلال کامل نیروهای مسلح آلمان؛ از میان برداشتن ستاد فرماندهی کل آلمان یک بار برای همیشه که بارها و بارها نظامیگری آلمان را احیا کرده؛ مصادره یا محو کلیه تجهیزات نظامی آلمان؛ انحلال یا تحت کنترل گرفتن همه صنایع آلمان، که میتواند برای مقاصد نظامی به کار گرفته شود؛ مجازات عادلانه و فوری تمامی جنایتکاران جنگی؛ اخذ غرامت به ازای آسیبها و خسارات وارده در اثر حمله نظامی آلمان… نابودی خلق آلمان جزو اهداف ما نیست. خلق آلمان فقط پس از خشکاندن ریشه نازیسم و نظامیگر میتواند به زندگی و جایگاه شایسته خود در میان ملتهای جهان امیدوار باشد».
طرح مورگنتاو
هنری مورگنتاو
در اینجا لازم به تأکید است، که آمریکاییها در این مرحله برای مجازات آلمان بمثابه یک کشور و مردم آلمان بطور کلی پافشاری میکردند. جامعه عمومی اروپا در باره مسائلی مانند طرح مورگنتاو که بنام طراح و مدافع طرح نامیده شد، آگاهی بسیار ناچیزی دارند. هنری مورگنتاو (کوچک)، یهودی تبار، وزیر دارایی ایالات متحده آمریکا بود و در این مقام، سرپرستی هیأت نمایندگی آمریکا در کنفرانس کبک را در ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۴ بعهده داشت که در واقع تدارکی بود برای شرکت آمریکا در کنفرانس یالتا. در این واقعه، مورگنتاو موفق شد رئیس جمهور روزولت را برای تصویب طرح «نابودسازی صنایع نظامی در روهر و سآرو تبدیل آلمان به کشور کشاورزی و دامداری» متقاعد سازد. همچنین در این رویداد تفاوت مواضع روزولت- مورگنتاو از یک سو و وینستون چرچیل از سوی دیگر آشکار شد. چرچیل بر موضع خود دایر بر لزوم کاهش شدت تحریمها بر علیه آلمان اصرار میورزید، اما بدون موفقیت. به هر حال، یکسری تغییرات داده شد، اما فقط بطور خصوصی. روزولت قصد داشت پیشنهادهای منطبق با انتظار اتحاد شوروی را به کنفرانس یالتا ارائه دهد.
او در کنفرانس یالتا هم این خط را پی گرفت. ولیکن، مرگ روزولت، همانطور که گفته شد، موجب تغییر توازن قوا و تأثیر در کل غرب گردید. همه این را درک میکردند که تعیین سرنوشت آلمان جدا از سرنوشت کل اروپا، مستقل از روابط آینده اروپا با ایالات متحده آمریکا و روابط بین اروپای آینده با اتحاد شوروی ممکن نبود. اما تا کنفرانس پوتسدام (برلین، ۱۷ ژوئن ۱۹۴۵) منظره شرایطی که بواسطه سه قدرت پیروزمند پس از جنگ ایجاد شده بود، بلاتغییر باقی ماند. در روند کنفرانس سه قدرت پیروزمند در ارتباط با هدف مشترک مبنی بر جلوگیری از احتمال احیای آلمان به توافق کلی دست یافتند. هدفی که بشدت بر آن پافشاری میکردند، عبارت بود از حفظ باقی مانده آن پس از ویرانیهای جنگ تحت نظارت اکید سه جانبه (فرانسه پس از این به مذاکرات پیروزمندان ملحق شد). آلمان رایش سوم بسرعت تجزیه شد. همه سرزمینهای الحاقی به آلمان، بویژه بعد از سال ۱۹٣۷، قبل از همه، اراضی سودت ملغا گردید. مرز شرقی در سمت غرب تا خط رودهای اودر و نایس به عقب کشیده شد.پروس غربی، سیلیزی، بخشی از پروس شرقی و دو سوم پامرانیا و برخی مناطق براندنبورگ را به لهستان منضم نمودند. اتحاد شوروی بخش قابل ملاحظهای از پروس شرقی، شهر کونیگسبرگ (شهر کالینینگراد) و استان آن را بخود الحاق نمود. فرانسه تقریبا همه معادن زغال و تمامی مناطق صنعتی- معدنی حوزه روهر را به تصرف خود درآورد. تصمیم گرفته شد همه شهرهای بزرگ، متوسط و کوچک که در آستانه جنگ آلمانیزه شده بودند، از جمعیت آلمانی پاکسازی شوند. در طول چند سال در حدود هفده میلیون نفر آلمانی- مرکب از زنان، پیران، کودکان و مردان زنده مانده- از دارایی خود محروم گردیده، از آن اماکن و اراضی که اسکان یافتهاند، بیرون رانده و به زور به سرزمینها باقی مانده از آلمان تجزیه شده فرستاده شوند. و این تصمیم فقط روی کاغذ باقی نماند. موج عظیم کوچاندن از مناطق عملا ویران شده در اثر جنگ براه افتاد. انسانهای محروم شده از ملزومات زندگی و خدمات پزشکی را بطرزخصمانه همچون با جمعیت قبلا ستمدیده، بواسطه وسایط حمل و نقل اتفاقی کوچانیدند، و این، باعث مرگ شمار عظیمی از مردم گردید. طوری که تعیین تعداد دقیق آن غیرممکن بود، ولی، البته، تعداد آنها سر به میلیونها نفر میزد…
طرح مورگنتاو بلادرنگ پس از شکست نازیسم به مرحله اجرا در آمد. برای انجام این کار حتی منتظر توافق بدست آمده در دیدار تعیینکننده که با عنوان کنفرانس پوتسدام (برلین، ۱۷ ژوئیه- ۲ اوت ۱۹۴۵) در تاریخ ثبت شد، نماندند. تاریخ آغاز اجرای این طرح را میتوان ۱٠ ماه مه سال ۱۹۴۵ دانست. طرح تحت عنوان «دستورالعمل اشغال» از سوی هاری ترومن امضاء شد و با حروف اختصاری «JCS ۱٠۶۷» (Joint Chiefs of Staff) نامیده شد. به سخن دیگر، آن ابتکار یکجانبه دولت آمریکا بود و فقط مناطق اشغالی غربی را شامل میشد، که در واقع، ثمره عزم راسخ هنری مورگنتاو کوچک برای مجازات شدید آلمان و آلمانیها بدون هرگونه مصالحه بود. او در یادداشتهای روزانه خود یادآور میشود، که در سال ۱۹۴۴ به روزولت پیشنهاد کرد، ۵٠ یا ۱٠٠ سرکرده نازی را که به اسارت گرفته میشوند، بدون دادگاه و بدون بازجویی در جا تیرباران کند. پیشنهاد پذیرفته نشد. و خواست او با مقاومت جدی دولت آمریکا و فرماندهی نظامی به این دلیل مواجه شد، که اگر خبر تصمیم آمریکا به بیرون درز کند، مقاومت نومیدانه آلمانها در هفتههای پایانی جنگ شدت بیشتر خواهد گرفت. در فرماندهی عالی آمریکا گفته میشد، که اجرای طرح مورگنتاو بمنزله نبرد با دهها لشکر آلمان است. طرح مورگنتاو (یا بخشی از آن) باعث تحریک جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات رایش سوم گردید و او توانست با استفاده از آن خشم آخرین رزمندگانش را برانگیزد. گوبلز نوشت: «اجازه ندهید از آلمان فقط یک دشت سیبزمینی باقی بگذارند».
در واقعیت امر، در داخل ائتلاف غربی ایدهای کاملا متفاوت از ایده هنری مورگنتاو در خصوص چگونگی برخورد به آلمان مغلوب شکل گرفت. تا روزهای کنفرانس پوتسدام در واشینگتن، لندن و پاریس (در وهله اول در لندن) فکری قوت گرفت، که از آلمان میتوان بمثابه یک متحد ضروری بر علیه اتحاد شوروی بهره جست. یعنی، نباید آلمان و مردم محروم شده آن را به خاکستر تبدیل کرد، بلکه، برعکس، باید از زندگی در آن حمایت نمود و کاری کرد که آلمان بتواند برای احیای اروپا قادر باشد تا اروپا به دژ اصلی در مقابل سلطه- واقعی یا خیالی- اتحاد شوروی بدل شود. متناقض است، اما دستورالعمل «JCS ۱٠۶۷» زمانی توسط ترومن امضاء شد (روزولت ۱۲ آوریل همان سال فوت کرد)، که مورگنتاو در عمل شکست سیاسی خورده بود. به این ترتیب، هنگامی که هیأت نمایندگی آمریکا به کنفرانس پوتسدام اعزام میشد، او را بیسر و صدا از ترکیب هیأت مذاکرهکننده حذف کردند. او در مقام وزیر دارایی به ترومن مراجعه و با استعفای خود تهدید کرد، و نتیجه آن شد، که ترومن بیدرنگ استعفای او را پذیرفت. بگذریم از اینکه مورگنتاو خود را شکستخورده ندانست. یک گروه بزرگ از مقامات نظامی تحت کنترل وزارت دارایی به اجرایدستورالعمل «JCS ۱٠۶۷» ادامه داد و در اجرای نکته به نکته آن پافشاری نمود.این قاعده، که «هیچ اقدام منتهی به تبرئه آلمان قابل قبول نیست»، دو سال تا الغای آن رعایت شد. اما لازم به ذکر است، که مورگنتاو خیلی هم به تنهایی عمل نکرد. در سال ۱۹۴۵ او کتابی تحت عنوان «آلمان، مشکل ما» منتشر کرد و در آن جزئیات طرح خود را تشریح نمود. او این کار را با کسب اجازه شخصی از روزولت در عصر روز ۱۱ آوریل، در آستانه مرگ او، هنگامی که آنها باوارم اسپرینگز شام میخوردند، انجام داد. تفاهمنامه امضا شده بین روزولت و چرچیل در کنفرانس دوم کبک در سال ۱۹۴۴ (در باره تبدیل آلمان به مزرعه سیبزمینی) تنها مسئلهای بود که باعث شد روزولت آن روز عصر اجازه انتشار آن را ندهد.
همه تیم پسران مورگنتاو پس از آنکه دستورالعمل «JCS ۱۷۷۹» در ژوئیه سال ۱۹۴۷ جایگزین «JCS ۱٠۶۷» گردید، استعفا دادند. عبارت «اروپای امن و شکوفا به کمک اقتصادی آلمان با ثبات و مولد نیاز دارد»، به شعار سیاست جدید بدل شد. تغییر کامل خط سیاسی با پاسخ سخت استالین مواجه گردید. در واقع، اتحاد ضد نازی در این لحظه به موجودیت خود پایان داد. شروع شد آنچه که بعدها جنگ سرد نامیدند.
هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی سه فعال کارگری که روز گذشته در تجمع مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بودند، صبح امروز پس از تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت موقت در دادسرای اوین به زندان اوین منتقل شدند. صبح روز گذشته در جریان تجمع خانواده متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در مقابل ساختمان دادگاه انقلاب، دستکم سه فعال کارگری به نام های هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.
خبرگزاری هرانا نوشت: به گفته یک منبع مطلع، هیراد پیربداقی و فرید لطف آبادی در شعبه ۷ بازپرسی و رهام یگانه در شعبه ۴ بازپرسی دادسرای اوین پس از تفهیم اتهام “اخلال در نظم عمومی” و صدور قرار بازداشت موقت به زندان اوین منتقل شدند. این منبع در ادامه گفت که علیرغم پیگیری خانواده بازداشت شدگان درخصوص مدت زمان قرار بازداشت تعیین شده برای این افراد، ماموران به آنها گفتهاند مدت زمان تعیین شده مشخص نیست و آنها به اوین منتقل شدهاند.
صبح روز گذشته در جریان تجمع خانواده متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در مقابل ساختمان دادگاه انقلاب، دستکم شش نفر از جمله سه فعال کارگری به نام های هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به دادسرای اوین منتقل شده بودند.
صبح روز گذشته متهمین اعتراضات هفت تپه طبق ابلاغ قبلی، جهت شرکت در جلسه دادگاه به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران منتقل شده بودند. به گفته یکی از حاضرین، پیش از برگزاری دادگاه امروز خانواده متهمین به همراه تعدادی از فعالین کارگری و مدنی در مقابل ساختمان محل برگزاری دادگاه تجمع کرده بودند که مامورین علاوه بر بازداشت تعدادی از حاضران با محدود کردن تردد به سمت این تجمع مانع پیوستن تعدادی دیگر شده بودند.
لازم به ذکر است رهام یگانه پیشتر نیز در آذرماه سال گذشته به همراه ۴ فعال کارگری دیگر بازداشت و پس از یک روز آزاد شده بود.
عسل محمدی، از متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه نیز، صبح امروز در پی حضور در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران بازداشت شد. گفته می شود که قاضی مقیسه بر اساس شکایت وزارت اطلاعات قرار وثیقه وی را به قرار بازداشت تبدیل کرده است. جلسه رسیدگی به اتهامات مهمان اعتراضات هفت تپه روز گذشته به تاریخ دیگری موکول شده بود که از میان آنها، قرار بود امروز جلسه دادگاه اسماعیل بخشی و عسل محمدی برگزار شود.
دادگاه، بخشی را به نمایندگی از همه کارگران هفت تپه محاکمه می کند
علیرغم حضور متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه، برگزاری جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آنان به روزهای آتی موکول شد. اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، علی نجاتی، امیر امیرقلی، ساناز اله یاری، امیرحسین محمدی فرد و عسل محمدی هفت متهم این پرونده هستند که پیشتر در همین شعبه کیفرخواست به آنان ابلاغ شده بود.
امروز شنبه ۱۲ مردادماه ۹۸، هفت متهم پرونده اعتراضات هفت تپه بر اساس ابلاغیه قبلی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران حاضر شدند.
جلسه دادگاه قرار بود صبح روز جاری با حضور متهمین پرونده در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار شود با این حال این جلسه به روزهای آتی موکول شد. گفته می شود قاضی دادگاه برخورد تندی با متهمین داشته و قرار شده است این دادگاه در قالب جلسات جمعی و یا دسته بندی های کوچکتر در روزهای آتی برگزار شود.
همزمان با انتقال متهمین به ساختمان دادگاه انقلاب جمعی از خانواده های متهمین و فعالین مدنی و کارگری در محل اجتماع کردند که تعدادی از فعالان مدنی از جمله ۳ فعال کارگری به نام های رهام یگانه، هیراد پیربداقی و فرید لطف آبادی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
بازداشت شدگان روز جاری در تجمع مقابل دادگاه انقلاب ساعاتی پیش در شعبه ۷ بازپرسی مورد تفهیم اتهام قرار گرفته و صبح روز یکشنبه به دادسرای اوین منتقل خواهند شد. علیرغم پیگیری های خانواده این فعالین کارگری، اطلاع دقیقی از وضعیت و محل نگهداری آنان در دست نیست.
به گفته یک منبع مطلع، هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی ساعاتی پس از بازداشت در شعبه ۷ بازپرسی تحت عنوان اتهام “اخلال در نظم عمومی” تفهیم اتهام شده و قرار است روز یکشنبه ۱۳ مردادماه به دادسرای اوین منتقل شوند. گفته می شود پیگیری خانواده این شهروندان تاکنون در ارتباط با وضعیت و محل نگهداری آنا بی نتیجه بوده است.
اوایل ماه گذشته پرونده هفت متهم پرونده اعتراضات هفت تپه به نامهای “اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز اله یاری، علی نجاتی و عسل محمدی” پس از جلسه دفاع آخر به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران ارسال شده بود.
در تاریخ ۱۹ تیرماه بر اساس ابلاغیه این شعبه از هفت متهم پرونده خواسته شده بود که راس ساعت ۱۰ صبح روز جاری در این دادگاه حاضر شوند.
لازم به یادآوری است اسماعیل بخشی، فعال کارگری و سپیده قلیان فعال مدنی که هم اکنون به ترتیب در زندان های اوین و قرچک ورامین نگهداری می شوند در تاریخ ۳۰ دی ماه ۹۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از مدتی به زندانهای شیبان و سپیدار اهواز منقل شده بودند. بازداشت اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در حالی صورت گرفته بود که تلویزیون ایران شب ۲۹ دی ماه در فیلمی با عنوان “طراحی سوخته” اعترافاتی از اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و علی نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه که در جریان بازداشت و بازجویی پیشین آنها ضبط شده بود را نمایش داد که در آن گفته بودند با “گروههای مارکسیستی و برانداز در خارج از ایران” ارتباط دارند.
سپیده قلیان در تاریخ ۱ مردادماه اعلام کرده بود که تا روز تشکیل دادگاه (روز جاری) در اعتراض به “سرکوب و فشار بر زندانیان سیاسی”، “وضعیت خوفناک زندانیان در زندان قرچک ورامین”، “بدرفتاری با خانواده اش در هنگام ملاقات” و “حمایت از امیرحسین محمدی فرد و ساناز اله یاری” دست به اعتصاب غذا می زند.
امیر امیرقلی عضو هیئت تحریریه نشریه گام نیز در رابطه با اعتراضات کارگران هفت تپه، در تاریخ ۲۶ دیماه ۹۷ در شهر بابلسر و توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین در تهران منتقل شده بود. وی در تاریخ ۲۹ بهمن ماه سال گذشته به اداره اطلاعات اهواز و سپس به بند قرنطینه زندان شیبان اهواز منتقل شده بود. وی هم اکنون در بند ۴ زندان اوین به سر می برد.
اطلاعیه سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه:
امروز ۱۲ مرداد جلسه اول دادگاه کارگران هفتتپه و اعضای نشریه گام در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برگزار گردید. در ابتدا کیفرخواست همه بازداشتیها قرائت شد. سپس نفرات به بیرون دادگاه هدایت شدند. سپس اسماعیل بخشی به عنوان اولین متهم برای اخذ دفاعیات به به دادگاه رفت قاضی مقسیه از همان ابتدا با برخورد توهین امیز سعی در متشنج کردن جو دادگاه داشت. این برخورد غیرقانونی مورد اعتراض اسماعیل و وکیل وی قرار گرفت. قاضی مقیسه حتی حداقلهای قانونی دادگاه را رعایت نکرده و به اعتراض وکیل اسماعیل بخشی به این شرایط نیز با الفاظ توهین امیز برخورد کرد. برخورد قاضی مقیسه نشان داد که این دادگاه نمایشی است و حکم در جای دیگری صادر شده است. برگزاری این دادگاه نشان داد که قوه قضائیه نه تنها نهادی مستقل نیست بلکه به عنوان بازوی حمایتی سرمایه داران ایفای نقش می کند. همکاران عزیز این دادگاه در واقع اسماعیل بخشی را به نمایندگی از همه ما کارگران هفت تپه محاکمه می کند.
اسماعیل تنها در اعتراض به حقوق های معوقه همه ی ما و از بین رفتن شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه محاکمه می شود. درضمن اصل برعلنی بودن جلسه دادگاه است, پس بنابراین نباید هیچ مانعی برای حضور سایر اشخاص وخانواده های متهمین وخبرنگاران در جلسه دادگاه باشد
۱۳ مرداد ۹۸ سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
بیانیه کانون نویسندگان ایران دربارهی محاکمهی بازداشتیهای هفتتپه
روز ۱۲ مرداد دادگاه اسماعیل بخشی و علی نجاتی از نمایندگان کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، سپیده قلیان فعال کارگری و امیرحسین محمدیفرد، ساناز اللهیاری، امیر امیرقلی و عسل محمدی از نویسندگان نشریهی اینترنتی گام در شعبهی ۲٨ دادگاه انقلاب اسلامی برگزار میشود. همهی آنها در جریان اعتراضهای سال گذشتهی کارگران شرکت هفت تپه بازداشت شدهاند. کانون نویسندگان ایران در بارهی این محاکمه بیانیه ای منتشر کرده است. در بخشی از اپن بیانیه که امروز منتشر شده است، آمده: «متهمان دادگاه ۱۲ مرداد حتی با معیارهای حداقلیِ حقوق شهروندی، نه تنها جرمی مرتکب نشدهاند که به حق شهروندی و انسانی خود عمل کردهاند». کانون در پایان بیانیه « با تاکید برحق آزادی بیان بیهیچ حصر و استثنا» خواهانِ «آزادی فوری و بیقیدوشرط » بازداشتشدگان اعتراضات هفت تپه شده است.
متن کامل بیانیه در بارهی محاکمهی کارگران معترض و مدافعان آنها
روز ۱۲ مرداد سال جاری قرار است اسماعیل بخشی نمایندهی کارگران نیشکر هفتتپه، سپیده قلیان فعال کارگری، علی نجاتی عضو سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه و امیرحسین محمدیفرد، ساناز الهیاری، امیر امیرقلی و عسل محمدی اعضای نشریهی اینترنتی گام در شعبهی ۲٨ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه محاکمه شوند. در سال گذشته چند هزار کارگر شرکت نیشکر هفت تپه برای حفظ شغل و گرفتن دستمزدهای پرداخت نشدهشان دست به اعتراض زدند و کسانی را به نمایندگی انتخاب کردند؛ کسانی اخبار و گزارشهای آن اعتراضها را بازتاب دادند. حال آن نمایندگان و مدافعان و بازتابدهندگان پس از ماهها بازداشت و تحمل رنج فراوان قرار است چند روز دیگر به دادگاه برده شوند. از آنها دو تن نمایندهی کارگران معترضاند و پنج تن دیگر نویسنده و فعال رسانهای. پیداست که تشکیل دادگاه برای آنها و جرمانگاری اعتراض و بازتاب اخبار و نوشتن پیرامون مسائل آن به معنای محاکمهی آزادی بیان است. متهمان دادگاه ۱۲ مرداد حتی با معیارهای حداقلیِ حقوق شهروندی، نه تنها جرمی مرتکب نشدهاند که به حق شهروندی و انسانی خود عمل کردهاند. هر جامعهای بدون وجود و حضور اینگونه انسانها به قهقرا میرود. آنها، بر خلاف انشای سیستم دادرسی و محاکم، ضامن “امنیت” اجتماعی مردم هستند. در شرایطی که حاکمان توانایی حل مشکلات ویرانگرجامعه را ندارند تشکیل این دادگاهها در راستای معترضزدایی از راه ایجاد هراس و زندان و شلاق و اعدام است. هم از این روست که شمار دادگاهها روند افزایشی دارد و به حکمهای سنگین ختم میشود.
کانون نویسندگان ایران با تاکید برحق آزادی بیان بیهیچ حصر و استثنا، برگزاری چنین دادگاههایی را محکوم میکند و خواهان آزادی فوری و بیقیدوشرط اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، علی نجاتی، امیرحسین محمدیفرد، ساناز الهیاری، امیر امیرقلی، عسل محمدی و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی است.