تناقض درونی سرمایه‌داری در قبال نژاد

🎭

از یک سو، سرمایه‌داران نیاز حیاتی به تفرقه (نژاد، جنسیت، مذهب) دارند تا بر اکثریت کارگر حکومت کنند. از سوی دیگر، رشد نیروهای مولد، کارگران را در شرایط یکسان جمع می‌کند و آگاهی طبقاتی را رشد می‌دهد. این یک فرآیند دیالکتیکی لاینحل برای نظام است.

📈 از طبقه «فی نفسه» به طبقه «لل نفسه»:

مارکس می‌گوید پرولتاریا در بستر مبارزه، از یک طبقه «خودآگاه» به یک طبقه «برای خود» تبدیل می‌شود. اما این خطی صاف نیست. هر گاه تمرکز کارگران از مرزهای ساختگی عبور کند، سرمایه‌داران دست به عملیات «شکاف‌اندازی» سیاسی فوری می‌زنند.

🤝 شکستن دیوارها در عمل تاریخی:

در دهه ۱۹۳۰ و پس از بحران ۱۹۲۹، کارگران سفید و سیاه در آمریکا شانه به شانه جنگیدند. اتحادیه جدید CIO به جای اتحادیه‌های صنفی سنتی، کل صنایع را متحد کرد. در عرض چند سال، عضویت سیاه‌پوستان در اتحادیه‌ها از ۱۰۰ هزار به ۵۰۰ هزار رسید. تاریخ نشان می‌دهد اتحاد ممکن است.




اسکات ریتر: ناتو منابع خود را برای جنگی باخته علیه روسیه هدر میدهد

📡
اسکات ریتر، بازرس سابق تسلیحات سازمان ملل، با انتشار مقالهای تند، ناتو را به هدر دادن منابع و توان نظامی خود متهم کرده است. او هشدار میدهد که کشورهای عضو ناتو با ادامه حمایت از اوکراین در جنگی که به گفته او از پیش باخته است، دارند خودشان را از درون میخورند. به زعم ریتر، اگر این روند ادامه پیدا کند، روسیه حتی نیازی به حرکت نظامی جدید نخواهد داشت و خود غرب از پای در خواهد آمد.

💥 منابع ناتو در حال اتمام است
ریتر تأکید میکند که ذخایر تسلیحاتی کشورهای ناتو به دلیل ارسال بی‌وقفه به اوکراین به شدت کاهش یافته است. او معتقد است که صنعت دفاعی غرب توانایی تولید سریع را ندارد و این یعنی ناتو در حال خالی کردن انبارهای خود برای جنگی است که در میدان نبرد نتیجه آن مشخص شده است. به گفته او، روسیه با اتکا به تولید داخلی و استراتژی صبورانه خود، دارد می‌بیند که ناتو چگونه خود را نابود میکند.

🛡️ جنگی که روسیه نمی‌خواهد برنده شود؟
این تحلیلگر نظامی با اشاره به رویکرد روسیه می‌گوید که مسکو نیازی به حملات گسترده ندارد و فقط کافی است صبر کند تا ناتو از فرط فرسایش فرو بریزد. .

🌍 پیامدهای جهانی برای اروپا و آمریکا
به باور ریتر، بحران‌های آینده ناتو فقط محدود به اوکراین نیست، بلکه توان بازدارندگی این پیمان را در سایر نقاط جهان نیز تضعیف خواهد کرد. وی هشدار میدهد که اروپا و آمریکا دارند خود را قربانی یک جنگ نیابتی میکنند که در نهایت به نفع روسیه تمام میشود. ریتر می‌گوید وقت آن رسیده که غرب واقعیت میدان را بپذیرد و از مسیر اشتباه خود بازگردد.




مارکس و تکنولوژی؛ از ماشین کارخانه تا الگوریتم مرگ

🧠

تکنولوژی در نگاه نخست، نیرویی بی‌طرف نمود می‌کند. یک کامپیوتر می‌تواند برای درمان سرطان به کار رود یا برای هدف‌گیری موشک. اما کارل مارکس نشان داد که این نیرو در بافت روابط سرمایه‌ای، هرگز خنثی نیست. از نگاه او، یک ماشین در کارخانه می‌تواند هم رهاننده‌ی دست‌مزدبگیر از کار طاقت‌فرسا باشد و هم ابزاری برای فشار بیشتر بر او. آنچه سمت و سوی تکنولوژی را شکل می‌دهد، نسبت‌های اجتماعی و نیروهای چیره بر جامعه‌اند.

⚔️ در روزگار کنونی، نمونه‌ی پالانتیر نشان می‌دهد که این پیوند به مرحله‌ی نوینی رسیده است: فاشیسم دیجیتال. سرمایه‌داری انحصاری، هوش ساختگی و داده‌های بزرگ را در خدمت جنگ و سرکوب طبقاتی می‌نهد. پالانتیر که در سال ۲۰۰۳ بنیان گذاشته شد، با سازمان‌های جاسوسی و نظامی آمریکا همکاری نزدیک دارد. بنیان‌گذار آن، پیتر تیل، آشکارا گفته که دموکراسی پارلمانی را بازدارنده‌ی فرمانروایی برگزیدگان تکنوکرات می‌داند.

📜 پالانتیر در ۱۸ آوریل ۲۰۲۶ بیانیه‌ای پخش کرد – چکیده‌ای از کتاب مدیرعامل خود، الکساندر کارپ، به نام «جمهوری فناورانه». بیست و دو بند این مانیفست، یک نوشتار سیاسیِ طبقاتی است که مرحله‌ی نوینی در سرمایه‌داری دیجیتال را آشکار می‌سازد. بند پنجم می‌گوید پرسش این نیست که آیا جنگ‌افزارهای هوش ماشینی ساخته خواهند شد، بلکه این است که چه کسی آن‌ها را خواهد ساخت. بند بیست و یکم آشکارتر است: «برخی فرهنگ‌ها پیشرفت کرده‌اند و برخی دیگر همچنان واپس‌مانده هستند» – همان منطقی که در ویتنام توجیه‌گر کشتار میلیون‌ها نفر شد. بند ششم نیز خواستار بازگشت به سربازی اجباری است. این همان شیوه‌ی همیشگیِ خوراندن زهر با مزه‌ی عسل است.




قوانین جیم کرو و ترور سازمان‌یافته

📜

پس از بازسازی، حقوق تازه سیاه‌پوستان یکی پس از دیگری پس گرفته شد. قوانین جیم کرو از دهه ۱۸۷۰ یک رژیم ترور تمام‌عیار علیه سیاه‌پوستان برپا کرد. کلو کلاکس کلان با خشونت وحشیانه جداسازی نژادی را تحمیل کرد. در ۳۳ سال، حدود ۳۵۰۰ سیاه‌پوست در خشونت‌های نژادی کشته شدند.

🧱 دیوار آتش در میان طبقه کارگر:

با ورود وودرو ویلسون به کاخ سفید در ۱۹۱۲، جداسازی نژادی به کل دستگاه فدرال تسری یافت. رنگ پوست جایگزین طبقه شد. یک دیوار ضد انقلابی برپا شد که هویت را از مناسبات تولیدی مهم‌تر جلوه می‌داد. این دیوار هنوز هم پابرجاست، فقط شکل عوض کرده است.

🗣️ سخن مارکس در سرمایه:

مارکس در جلد اول سرمایه نوشت: «کار نمی‌تواند خود را در پوست سفید آزاد کند، مادام که در پوست سیاه نشان داغ دارد.» این یعنی رهایی طبقه کارگر، جدایی‌ناپذیر از مبارزه با نژادپرستی است. شما نمی‌توانید یک کارگر سفید را بدون آزادی کارگر سیاه آزاد کنید.




نیروهای داخلی روسیه و بازی دوگانه آمریکا

📌

🤝 اهمیت همکاری روسیه و چین

روابط راهبردی روسیه و چین بر پایه منافع واقعی و مکمل یکدیگر بنا شده است. چین با اقتصاد بزرگ و رو به رشد خود، مسیر عبور روسیه از تحریم‌های شدید اقتصادی آمریکا را هموار می‌کند. در مقابل، روسیه با داشتن یک زرادخانه هسته‌ای برابر با آمریکا، بازدارندگی امنیتی قدرتمندی برای این همکاری فراهم می‌آورد. این اتحاد، علاوه بر تأمین امنیت و پیشرفت دو کشور، از جنبش‌های استقلال‌طلب در جنوب جهانی نیز حمایت کرده و به عنوان مهم‌ترین مانع در برابر هژمونی و سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه آمریکا عمل می‌کند.

🤷‍♂️ آیا گسست این روابط ممکن است؟

بسیاری معتقدند این پیوند هرگز شکسته نمی‌شود، زیرا کاملاً در راستای منافع ملی هر دو طرف است. این تحلیل در مورد چین کاملاً درست است: وقتی آمریکا پیشنهاد داد که در صورت قطع روابط اقتصادی با روسیه، تحریم‌ها و تعرفه‌های تجاری علیه چین را کاهش خواهد داد، پکن این پیشنهاد را به صراحت رد کرد. چین به خوبی می‌دانست که این وعده فریبنده است؛ زیرا پس از تضعیف و شکست روسیه، نوبت به خود چین خواهد رسید و در انزوا کامل با چالش‌های بزرگ روبرو می‌شود.

🏛️ نقش نیروهای کمپرادور در روسیه

اما آمریکا بر یک نقطه ضعف تمرکز دارد: در روسیه، علاوه بر نیروهای میهن‌پرست که به منافع ملی وفادارند، لایه‌ای از الیگارشی و نیروهای کمپرادور نیز وجود دارد. این گروه‌ها در دهه ۱۹۹۰ در دوران حکومت یلتسین قدرت را در دست گرفتند، اقتصاد کشور را به فروپاشی کشاندند، ثروت‌های ملی را به یغما بردند و سیاست‌های کاملاً تابع آمریکا را دنبال کردند – رویدادی که پوتین آن را «بزرگ‌ترین فاجعه ژئوپلیتیک قرن بیستم» توصیف کرده است.

در چین، لایه‌ای از بورژوازی طرفدار غرب خواهان جدایی از روسیه و پیوستن به اردوگاه آمریکاست.




پرولتاریای ایران؛ جز زنجیرها چیزی برای از دست دادن ندارد

🔗

همان‌گونه که در مانیفست حزب کمونیست آمده است: «پرولتاریا جز زنجیرهای خود چیزی برای از دست دادن ندارد و جهانی برای به دست آوردن دارد.» در ایرانِ امروز، این سخن بیش از هر جای دیگر رنگ واقعیت دارد. کارگری که در گرمای اهواز با ۵۰ درجه زیر آفتاب کار می‌کند و پس از یک ماه، حقوقش را با چند صدمیلیون تومان کمتر از هزینهٔ زندگی دریافت می‌کند، اگر بخواهد به وعدهٔ اصلاح‌خواهان گوش کند که می‌گویند «صبر کنید، رأی بدهید، نماینده بفرستید، از درون دولت را اصلاح کنید»، یا به سخن سوسیال دموکرات‌هایی که می‌گویند «اسکاندیناوی را الگو کنید»، چیزی جز سراب به دست نخواهد آورد.

🏜️ سرابی که تشنه را به گمان آب می‌فریبد و در بیابان رهایش می‌کند. پرولتاریای ایران، همانند پرولتاریای روسیه در ۱۹۱۷، باید خود را در یک حزب یگانهٔ طبقهٔ کارگر سازمان دهد، باید سرشت دولت سرمایه‌داری وابسته و دیکتاتوری دینی را درک کند، باید بداند که بورژوازی هرگز داوطلبانه قدرت را واگذار نمی‌کند.

🚩 تنها درهم شکستن دولت کهنه و ساختن شوراهای کارگری و مردمی است که می‌تواند زمینه‌ساز دگرگونی راستین باشد. دولت زادهٔ کشمکش طبقاتی است و پاسبان برتری یک طبقه. نمی‌توان با ابزار همین دولت، آن را دولتی به سود کارگران کرد. دولت کهنه باید در هم شکسته شود و دولتی نو – حکومت اکثریت رنجبران – ساخته شود. در ایرانِ امروز که دیکتاتوری و سرمایه‌داری وابسته هرگونه نهاد صنفی و سیاسی مستقل را یا سرکوب کرده یا از کار انداخته است، واپسین امید به اصلاح پارلمانی، سرابی بیش نیست. راهی جز سازماندهی طبقهٔ کارگر پیرامون نظریهٔ انقلابی و درک ماهیت طبقاتی دولت وجود ندارد.




استراتژی پنهان آمریکا و افزایش تنش در اروپا

📌

🌍 الگوی تجاوز نظامی آمریکا

در سال‌های اخیر، حملات نظامی آمریکا به ایران و ونزوئلا، حمایت کامل از نسل‌کشی اسرائیل در غزه و تهاجم به لبنان، و محاصره اقتصادی شدید کوبا، همه در رسانه‌ها بازتاب یافته‌اند. اما بخش کمتر شنیده شده از همین الگو، مشارکت مستقیم و پنهان آمریکا در حملات نظامی در عمق خاک روسیه است. این یک تغییر کیفی بزرگ است: آمریکا برای نخستین بار آماده حمله به یک کشور مجهز به سلاح هسته‌ای شده و این نشان‌دهنده گسترش دامنه تجاوزهای آن است.

🔎 چرا نقش آمریکا پنهان می‌ماند؟

آمریکا تلاش می‌کند مسئولیت این حملات را به ناتو و کشورهای اروپایی واگذار کند، اما واقعیت چیز دیگری است. بدون سیستم‌های اطلاعاتی، ماهواره‌ای، هدایت موشک‌ها و کنترل فرماندهی ناتو – که همگی تحت نظارت کامل آمریکا هستند – اوکراین هرگز نمی‌تواند حملات دوربرد تا مسکو، اورال و مناطق شمال‌غربی روسیه را انجام دهد. پنهان‌کاری آمریکا یک هدف استراتژیک دارد: جلوگیری از تقویت احساسات ضدآمریکایی در روسیه.

🎯 هدف اصلی: گسست روابط روسیه و چین

همه این اقدامات تضعیف و در نهایت از بین بردن روابط دوستانه و راهبردی روسیه و چین. آمریکا به خوبی می‌داند که این همکاری، تنها مانع جدی در برابر دستیابی آن به هژمونی جهانی است. اگر این پیوند شکسته شود، هر دو کشور به تنهایی بسیار آسیب‌پذیرتر خواهند بود و آمریکا می‌تواند ابتدا روسیه و سپس چین را تحت فشار کامل قرار دهد.

⚠️ خطر جنگ عمومی در اروپا

این تشدید حملات، از سال ۲۰۲۴ به بعد، خطر یک جنگ بزرگ در اروپا را برای نخستین بار پس از سال ۱۹۴۵ به واقعیت نزدیک کرده است. آلمان تا سال ۲۰۲۹ برنامه آمادگی کامل نظامی را تنظیم کرده و بریتانیا نیز وضعیت را نزدیک به شرایط جنگی توصیف می‌کند. این بحران نه از تهدید روسیه، بلکه از برنامه‌های تجاوزگرایانه آمریکا و ناتو نشأت می‌گیرد.




حزب کمونیست روسیه: عدالت اجتماعی را اجرا کنید

🔥 مرحله جدیدی از جنگ بزرگ علیه کشورمان آغاز شده است. در این شرایط، اجرای برنامه ما برای نجات کشور نه

یک انتخاب، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر است. باید با تمام قدرت برای حفظ حاکمیت و عزت ملی بایستیم.

🌍 امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد و همبستگی نیاز داریم. همانطور که کوبا در برابر شکارچی وحشی آمریکا ایستاد و پیروز شد، ما نیز باید در برابر این جنگ تمامعیار مقاومت کنیم. درسهای تاریخ نشان میدهد که تنها با اتحاد و برنامه ریزی دقیق میتوان بر دشمنان غلبه کرد.

📉 اقتصاد کشور در وضعیت بحرانی قرار دارد. افزایش بی رویه قیمتها، نرخ بهره های سرسام آور و سیاستهای مالیاتی اشتباه، زندگی مردم را به شدت تحت فشار قرار داده است. در این شرایط جنگی، نمیتوان با آرامش نظاره گر فقر و نابودی کسب وکارهای کوچک بود.

💪 وقت آن رسیده که با دشمنان داخلی و خارجی مقابله کنیم. به جای اعتماد به وعده های پوچ غرب، باید به تواناییهای داخلی تکیه کنیم. همکاری با کشورهای دوست نظیر چین و اعضای بریکس و شانگهای میتواند راهگشای مشکلات باشد.

📢 ده گام مشخص برای یک زندگی شایسته و پیروزی در جنگ وجود دارد. باید منابع مالی عظیم را از چنگال انحصارطلبان خارج کرده و صرف توسعه و رفاه مردم کنیم.

🎯 مدیریت جنگی و تسلیح ارتش: توقف حملات به زیرساخت‌ها و دادن آزادی عمل به ارتش برای پاسخ متقابل.

💰 تغییر سیاست مالی: کاهش نرخ بهره بانکی و مالیات برای نجات کسب‌وکارهای کوچک و متوسط.

🏭 مقابله با اولیگارش‌ها: جلوگیری از گرانری

🛡️ اگر امروز تصمیمات قاطع نگیریم، فردا دیر خواهد بود. باید ارتش را برای پیروزی نهایی مجهز کنیم و در پشت جبهه نیز با عدالت و کارآمدی، پشتیبان مردم باشیم. این جنگ، جنگ بقای یک تمدن است و ما باید پیروز شویم.