بیانیه شورای بازنشستگان ایران بمناسبت یکصدمین سال سازمان بین‌المللی کار ILO

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۲۰ خرداد ۱٣۹٨ –  ۱۰ ژوئن ۲۰۱۹

سازمان بین‌المللی کار در سال ۱۹۱۹ بعد از جنگ جهانی اول و عمدتا” تحت تاثیر انقلاب کارگری در شوروی که معادلات جهانی را بنفع طبقه مزدبگیر تغییر داد ، ایجاد شد. 
این سازمان که از زیرمجموعه‌های سازمان ملل متحد به حساب می‌آید هر ساله کنفرانسی در ماه ژوئن برگزار می‌کند. 
امسال ، صد و هشتمین اجلاس سازمان بین‌المللی کار (ILO) از دهم تا بیست و یکم ژوئن ( ۲۰ تا ۳۱ خرداد) در ژنو برگزار می‌شود. 

بنا به تعریف قرار است در این سازمان حقوق بنیادین کارگران دنبال و برای احقاق آن قوانین و مقرراتی تدوین شود. اما عملا” بعد از گذشت ۱۰۰ سال ، این سازمان علیرغم تدوین قوانین و مقررات برای به سامان آوردن روابط کار ، تاثیرچندانی در وضعیت طبقه مزدبگیرجهانی نداشته و دولت ها در راستای منافع سرمایه ، برای اجرای قوانین و مصوبات آن تلاشی نمیکنند. آنچه که بهبود شرایط مزدبگیران جهان را نسبت به صد سال پیش نشان میدهد عمدتا” ناشی از مبارزات مستقیم و نتیجه کشمکشهای پیروزمند آنان با کارفرمایان و دولت هایشان بوده است. 
تدوین استاندارد‌های جهانی بدون ضمانت اجرائی از طرف کشور‌های عضو و بدون تشکلات مستقل و قدرتمند مزدبگیران ،عملا” نتایجی برای بهبود معیشت نیروی کار نخواهد داشت. 

امسال نیز طبق معمول، در غیاب تشکلهای مستقل و بدون نمایندگان واقعی کارگری ، نمایندگان حکومتی از سه گروه کارگری، کارفرمایی و دولت از ایران به اجلاس سالانه سازمان بین‌المللی کار می‌روند. 
در ایران ، درحالیکه طبقه مزد بگیر بدترین شرایط و فشارهای معیشتی را طی ۴۰ سال اخیر تجربه میکند و با وجود لشکر میلیونی بیکاران شرایط سختی را میگذراند ، رویکرد سیاستهای سرمایه داری بازارآزاد و شتاب گرفتن اجرای آن توسط دولت ، باقیمانده دستاوردهای مبارزات پیشین طبقه کارگر را بطور مستمر مورد تعرض قرارمیدهد. 

طبقه کارگر در ایران با همه فشارها و سرکوب ها ، برای بهبود شرایط زندگی خود همواره مقاومت و مبارزه کرده و در حالی یکصدمین سالگرد سازمان جهانی کار برگزار میشود که نیروی کارایران بدون حمایت این سازمان جهانی ، در سخت ترین وضعیت معیشتی خود ، در اوج کشمکش با سرمایه داری حاکم برایران مطالبات خود را دنبال کرده و در این راه با احضار و بازداشت و حبس فعالین خود، هزینه سنگینی را تحمل میکند. 
مزد بگیران ایران گرچه امید چندانی به این سازمان های تحت کنترل حکومتها و نهادهای سرمایه داری جهانی ندارند و میبینیم که در چنین شرایطی نمایندگان دولتی ایران در ترکیب هیات رئیسه سازمان بین‌المللی کار قرار میگیرند! ، اما با اتکاء و پشتگرمی به مبارزات خود، در اعتناء به تریبون های بین المللی برای انعکاس صدای این طبقه بزرگ اجتماعی ، رویگردان نیست. 

شورای بازنشستگان ایران 
۲۰/٣/۹٨ ( ۱۰ ژوئن ۲۰۱۹)




چه سخت و سنگین می گذرد؟

نویدنو  21/03/1398 

  • چه بیهوده می گذرد؟
    در این گوشه ی گنگ خراب
    گویی، 
    درمانده است زمان،
    به گوشه ی گنگ بطالت، 
    سخت و سنگین نشسته است انگار،
    برفراز سکویی بیقرار


رحمان



چه بیهوده می گذرد؟
در این گوشه ی گنگ خراب
گویی، 
درمانده است زمان،
به گوشه ی گنگ بطالت، 
سخت و سنگین نشسته است انگار،
برفراز سکویی بیقرار

کسانی نشسته اند، ردیف، 
زیر سایه بیدهایِ سربرافراشته، 
محو شده اند در خود،
گم شده اند انگار، چون ریگهایی در تالاب
ستاره ای خاموش ،
بلعیده می شود، 
در سیاهچاله ای که دهان گوشوده ست،
تا بی نهایت، 
من فراموش شده ام،
چونان تکه سنگی،
در کنار جویباری زلال 
آخر این رکود چیست؟
این بیگانه ماندن در تنهایی خویش؟
این جمود و نیستی در زمان؟

نگاهم میخ می شود؛
تار است کنج اتاق در چشمانم
تا کیِ به انتظار نشینم…؟

خفته ست عنکبوتی،
خسته از بیداری شب ،
در بافته هایش، 
درکنج سقف،
ناگاه می شنوم طنین مویه کوکی را
در گهواره صبح،                                                           

 که برون می آید از دهلیز تنگ شب، 
بیدارم می شوم، 
که باز آیم از خوابی گران، 
که باز گردم، 
 به زمان های از دست رفته حقیقتِ مسموم
حقیقت تلخ و مسموم روزگار،
در گردابِ انتظار و سکون محو می شود. 
و شیره جان شمعدانی، 
با طراوت و آرام،
در گوشه اتاق    

  10/3/98




افسانه طبقه متوسط”


”   ،   مسعود امیدی، نشر گل آذین

    نوید نو : به تازگی کتاب “افسانه طبقه متوسط” اثر مسعود امیدی از سوی نشر گل آذین در 196 صفحه ، در 1000 نسخه و به قیمت 40 هزار تومان منتشر شده است . کتاب در بردارنده یک پیشگفتار ، سه نوشته از مترجم  و برگردان  هفت مقاله از هفت نویسنده دیگر در رابطه با کار و طبقه متوسط است . در این کتاب  به مجموعه‌ای از مباحث مرتبط با مفهوم جامعه‌شناسی مارکسیستی در ارتباط با طبقه‌ی اجتماعی به صورت عام و طبقه‌ی کارگر به صورت خاص در شرایط جهانی سازی و نئولیبرالیسم پرداخته شده است. مقالات کتاب به‌ویژه بر تآثیر تحولات فناوری بر تحولات اجتماعی و طبقه‌ی کارگر ، زوال طبقه‌ی متوسط و تآثیر این تحولات بر جنبش اتحادیه‌ای متمرکز است. انتخاب مجموعه‌ی مطالب کتاب به‌گونه‌ای است که پاسخگوی برخی از مهم ترین ادعاهای نظری مخالفان جامعه‌شناسی مارکسیستی در ارتباط با تحولات اجتماعی و طبقه‌ی کارگر باشد. 

نویدنو ضمن آرزوی موفقیت برای نویسنده و مترجم پرکار جناب آقای مسعود امیدی ، با نظر به اهمیت موضوع  برای آشنایی بیشتر خوانندگان با کتاب پیش‌گفتار آن را به قلم نویسنده  محترم تقدیم می کند :

“مفهوم طبقه‌ی اجتماعی از مهم‌ترین و چالشی‌ترین مفاهیم در جامعه‌شناسی سیاسی است و پیچیدگی آن به دیالکتیک تحولات اجتماعی، رشد و توسعه‌ی فناوری، دینامیسم طبقات اجتماعی و مناسبات تولید و توزیع، ساختارها و سازوکارهای مدیریتی، تغییروتحولات در مفهوم دوران (عصر) ، تحولات در پارادایم‌های اقتصادی، و … در چارچوب یک پویش سیستمی برمی‌گردد.

با تسلط جهانی‌سازی و نئولیبرالیسم بر حیات اقتصادی و اجتماعی جهان در دهه‌‌های اخیر و بهره‌برداری روزافزون طبقه‌ی سرمایه‌دار از رویکردهای مدیریتی خصوصی‌سازی، برون‌سپاری، کوچک‌سازی، ساختارهای ‌هولدینگ و… از یک‌ سو زمینه‌های عینی انسجام و همبستگی طبقاتی و اجتماعی کارگران به مثابه‌ی یک طبقه‌ی جهانی در معرض آسیب‌های جدی قرارگرفته و تا حدی دچار تحلیل شده ‌است و از ‌سوی دیگر با افزایش فاصله‌ی طبقاتی، بخش‌های فزاینده‌ای از اقشار میانی جامعه به مزدبگیرانی تبدیل‌شده‌اند که در جستجوی کسانی هستند که حاضر باشند آنها را برای کار مزدی و استثمار جذب‌کنند. آنها در جستجوی خریدارانی برای فروش نیروی کار خود هستند تا مانند کارگران کارخانجات و شرکت‌ها نیروی کار خود را به‌ آن‌ها بفروشند و از این منظر به بخشی از طبقه کارگر تبدیل می‌شوند.

مفاهیمی چون تولید، ابزار تولید، تکنولوژی و محصول تولیدی در طول تاریخ و نیز در طی عمر جامعه‌ی سرمایه‌داری تغییروتحولات زیای را پشت‌سر گذاشته‌اند. این تغییرات بویژه در دهه‌های اخیر و استفاده‌ی گسترده از دانش سایبرنتیک و تکنولوژی اطلاعات در سیستم‌های تولیدی شتابان‌تر از گذشته بوده است. در همین ارتباط مفهوم “ابزار تولید” و مالکیت بر آن نیز از مفاهیم و نمادهای سخت‌افزاری چون کارخانه و ماشین‌آلات و… فراتر رفته و بیش از پیش درگیر با مفاهیم فناوری و نمادهای نرم‌افزاری و سیستم‌ها و ابزارهای گسترده و پیشرفته‌ی برنامه‌ریزی و کنترل، سیستم ها و سازوکارهای مدیریتی، نظارتی و … مرتبط شد. در نتیجه‌ی این تغییرات، دامنه‌ی شمول تعریف جامعه‌شناسی مارکسیستی که نداشتن مالکیت بر ابزار تولید و فروش نیروی کار برای معاش را ویژگی متمایز طبقه‌ی کارگر می‌دانست و از این منظر نیز طبقه‌ی کارگر را اساساً به کارگران فکری و یدی تقسیم می‌کرد، به صورت طبیعی بازتر گردیده و حوزه‌های گسترده‌تری را شامل می‌گردد. در واقع نه استفاده از فناوری‌های پیشرفته در فرآیند منابع‌‌یابی، تولید، بازاریابی، توزیع و فروش و خدمات پس از فروش و نه انتقال تولید به نقاط مختلف جهان برای استفاده از نیروی کار گسترده و ارزان‌تر این مناطق از سوی سیستم سرمایه‌داری، ماهیت استثمارگرانه‌ی مناسبات سرمایه‌داری و راه‌حل اساسی تضاد کار و سرمایه را تغییر نداده است. تغییرات فناوری نه تلاش طبقه‌ی سرمایه‌دار برای افزایش درجه‌ی استثمار از نیروی کار طبقه‌ی کارگر و انباشت بیشتر سرمایه در نقاط مختلف جهان را ازبین‌برده است و نه می‌تواند اعتبار باور جامعه شناسی مارکسیستی مبنی بر توسعه‌ی کمی طبقه‌ی کارگر را به زیر سوال ببرد. برعکسِ ادعای  نظریه‌پردازان مدافع سیستم جهانی سرمایه‌داری، شواهد بسیاری نشان از حذف آنچه از سوی آن‌ها به عنوان “طبقه‌ی متوسط” معرفی می‌شد، دارد. همان به اصطلاح طبقه‌ای که ادعا‌ می‌کنند که راه ایجاد یک جامعه‌ی مبتنی بر توسعه‌ی انسانی و اجتماعی و عادلانه و پایدار، نه ازبین‌بردن سیستمِ سودمحورِ سرمایه‌داری بلکه بزرگ‌کردن آن است. بی‌توجهی به مفهوم طبقه‌ی اجتماعی در جامعه شناسی مارکسیستی، سبب‌شده‌است که بخشی از اقشار میانی در جامعه‌ی سرمایه داری که عملاً با فروش نیروی کار خود زندگی می‌کنند و  از سطوح درآمدی و شرایط زیست اجتماعی مناسب‌تری نسبت به کارگران محروم برخوردار هستند، به عنوان “طبقه‌ی متوسط” نامیده شوند که یک تعریف نادرست بوده و مفهوم طبقه‌ی اجتماعی را تنها متاثر از سطوح درآمدی می بیند. از سوی دیگر نیز بخشی از خرده‌بورژوازی که در ساختار جامعه‌ی سرمایه‌داری و در سیستم توزیع و تولید فعال هستند، نیز مشمول طبقه‌ی متوسط قرار گرفتند.

توجه به این نکته مهم است که استفاده از واژه‌ی متوسط به میانگین درآمد و برخورداری افراد از امکانات و رفاه اجتماعی متمرکز است که به تنهایی تعیین کننده‌ی جایگاه طبقاتی نیست، بلکه نوع رابطه با ابزار تولید و  خرید یا فروش نیروی کار به عنوان مفاهیم اساسی مرتبط با طبقه‌ی اجتماعی در اینجا مورد بی‌توجهی قرارمی‌گیرد.

با اینکه سیستم سرمایه‌داری بویژه در دوران جهانی‌سازی و نئولیبرالیسم به حذف آشکار طبقه‌ی متوسط و توسعه‌ی کمی  طبقه‌ی کارگر در سراسر جهان انجامیده است، اما ساده‌اندیشی است اگر این توسعه‌ی کمی‌ طبقه‌ی کارگر با افزایش اشتغال یکسان پنداشته شود. تحولات فناوری بویژه استفاده از فناوری اطلاعات در فرآیندهای تولید و توزیع از یک ‌سو به بیکاری ساختاری گسترده منجر شده و‌ از سوی دیگر امکانات گسترده‌ای را برای مدیریت منابع شامل منابع انسانی، مواد، ماشین‌آلات و تجهیزات، منابع مالی و اطلاعات و… در سیستم‌های تولید و توزیع در اختیار طبقه‌ی سرمایه‌دار قرارداده است. بر چنین بستری از واقعیت، انواع نظریات مدیریتی مانند مدیریت زنجیره‌ی تأمین[1] برای

مدیریت منابع در سطح جهانی برای دستیابی به میزان هرچه بیشتر سود (نظریه پردازان مدیریتی مدافع سیستم سرمایه‌داری ترجیح می‌دهند تا با عنوان بهره‌وری از آن سخن بگویند) شکل‌گرفتند. 

استفاده‌ی گسترده از فناوری‌های پیشرفته بویژه فناوری اطلاعات در سیستم‌های کسب‌وکار در مناسبات سرمایه‌داری موجود، سبب شده است که دیگر مانوفاکتورها و کارخانه‌های عصر صنایع دودکشی و تصاویر ارائه‌شده از سوی امیل زولا در رمان ژرمینال و یا ماکسیم گورکی در رمان مادر، نماد صرف کارگر و صنعت نباشند و طیف بسیار گسترده‌ی مزدبگیرانی که در کارخانه‌های‌ صنعتی و تولیدی، شرکت‌های کشاورزی، در صنایع خدماتی، در سیستم‌های توزیع و فروش، در سیستم‌های برنامه‌ریزی و مهندسی، در سیستم‌های مالی و…. و به‌طور کلی در بخش‌های مختلف صفی و ستادی سازمان‌های مختلف کسب‌وکار به کار یدی و فکری مزدی مشغول هستند، مشمول تعریف کارگر شده و به عنوان اجزاء طبقه‌ی کارگر محسوب ‌شوند.

نکته‌ی مهم در اینجا این است که با اینکه سیستم سرمایه‌داری بر کمیت طبقه‌ی کارگر افزوده است، اما با استفاده از سازوکارهای مدیریتی ضدکارگری بویژه در قالب نئولیبرالیسم کوشیده است تا از طریق رویکردهایی چون خصوصی‌سازی،  برون‌سپاری، کوچک‌سازی، مقررات‌زدایی، مدیریت زنجیره‌ی تامین، استفاده از ساختارهای ماژولار ، استفاده از ساختارهای هولدینگ و… به انسجام اجتماعی طبقه‌ی کارگر به مثابه‌ی یک طبقه‌ی اجتماعی که قرار است با افزایش آگاهی، انسجام طبقاتی و اتحاد خود، یک نظام اجتماعی مبتنی بر توسعه‌ی انسانی (سوسیالیستی)  را جایگزین سیستم سرمایه‌داری کند، ضربات سنگینی وارد کرده و چالش‌های معینی را در برابر جنبش کارگری در سطح جهان قرارداده است.  

تاریخ جنبش اجتماعی طبقه‌ی کارگر اساساً مبتنی بر پرولتاریا یا طبقه‌ی کارگر صنعتی بوده است. انسجام عینی ناشی از حضور تعداد قابل‌توجهی از کارگران در یک فرآیند تولید و در یک محل و زیر یک سقف در یک سیستم تولید انبوه، شرایطی را فراهم آورد که این بخش از طبقه‌ی کارگر از نقشی کلیدی در مبارزه علیه سیستم سرمایه‌داری برخوردار باشد. بدیهی است که پیک موتوری و موتور‌سواری که پیتزا تحویل می‌دهد، نیز جزء طبقه‌ی کارگر محسوب می‌شوند. اما آن‌ها از وضعیت عینی‌ای که کارگران صنعتی در یک سیستم تولیدی – صنعتی برای کنش اجتماعی و اتحاد عمل علیه سیستم سرمایه داری برخوردارند، نمی‌توانند برخوردار باشند.

آنچه به طبقه‌ی کارگر امکان کنش اجتماعی به‌عنوان یک طبقه را می‌دهد، بیش از هر چیز دیگر، به امکان فعالیت‌های هماهنگ و سازمان‌یافته‌‌ی این طبقه در دفاع از حقوق اجتماعی خود مرتبط است. امروزه در سراسر جهان شاغلان سازمان‌های بزرگ و سراسری در صنایعی چون حمل‌و‌نقل، هواپیمایی، راه‌آهن و مترو، معلمان، پرستاران و کادر پزشکی و…در قالب انجمن‌ها، کانون‌ها و تشکل‌های صنفی و … در کنار همبستگی و یکپارچگی کارگران واحدهای تولیدی و صنعتی، از پتانسیل‌های اجتماعی قابل توجهی برای کنش اجتماعی طبقه‌ی کارگر برخوردار هستند. شواهد جنبش کارگری در جهان نشان از آن دارند که نئولیبرالیسم علی‌رغم تلاش مخرب خود برای نابودی زمینه‌های انسجام و همبستگی طبقه‌ی کارگر، همچنان با چالش‌های جدی در این زمینه‌ها مواجه است. با این وجود به دلایل عینی فراوان، پتانسیل موجود در کارگران صنعتی (پرولتاریا) که در ادبیات مارکسیستی بر آن تمرکز شده است، همچنان از جایگاه ویژه‌ای برخورداراست. 

جنبش‌های ضدسرمایه‌داری در جهان امروز محدود به طبقه‌ی کارگر صنعتی نیست و خیل عظیم آسیب دیدگان از نئولیبرالیسم شامل جنبش 99 درصدی‌ها، طیف وسیع مزدبگیران، کارگران مهاجر، طرفداران محیط زیست، آوارگان جنگ‌های تجاوزکارانه و مداخله‌گرانه‌ی امپریالیستی و حتی جنبش‌های برابری‌طلبانه ضدنژادپرستی و فمینیستی و… نیز به میزان زیادی جهت‌گیری ضدسرمایه‌داری یافته‌اند و به عنوان متحدان بخش صنعتی طبقه‌ی کارگر (پرولتاریا) عمل می‌کنند. درست است که بخش عظیمی از این نیروهای آسیب دیده و معترض به سیستم جهانی سرمایه‌داری از جمله مهندسان و مدیران مزدبگیر شرکت‌ها و سازمان‌ها را هم از این منظر که نیروی کار خود را می فروشند، می‌توان جزء طبقه‌ی کارگر محسوب نمود اما اشتیاه بزرگی است اگر این طبف از نیروی اجتماعی متعلق به طبقه‌ی کارگر  با ویژگی‌هایی همسان با کارگران صنعتی  تصور شود.

بدیهی است که معنای این سخن چشم فروبستن به پتانسیل‌های جنبش‌های اجتماعی چون 99 درصدی‌ها، حاشیه‌نشینان شهری، طرفداران محیط زیست، مهاجران و… در جوامع سرمایه‌داری نیست. اما این جنبش‌ها با طیف متنوع شرکت‌کنندگان در آن از وضعیت عینی اجتماعی‌ای که بتواند آنها را به یک نیروی پیگیر و انقلابی تبدیل کند، فاصله نشان می‌دهند. با این وجود، این جنبش‌ها اساساً به‌عنوان متحدین طبقه‌ی کارگر صنعتی در مبارزه علیه سیستم سرمایه‌داری جهانی مطرح‌اند.

امروزه بخش بسیار عظیمی از سرمایه‌ها در سرمایه‌گذاری‌های مالی، بازرگانی و امور خدماتی در گردش است. این واقعیت تأثیر خود را بر ساختار طبقه‌ی کارگر نیز می‌گذارد و جنبش‌های کارگری در کشورهای سرمایه داری را با ویژگی‌هایی همراه می‌کند که آن را با جنبش کارگران صنعتی در دهه‌های پیش از تسلط نئولیبرالیسم تا حدی متفاوت می‌کند. درک این تفاوت‌های سیاسی و تأتیرات آن‌ها بر جنبش کارگری در کشورهای سرمایه‌داری از منظر جامعه‌شناسی از اهمیت زیادی برخوردار است. “


[1] -Supply Chain Management (SCM)




نامه جمعی از تشکل‌های اسلامی دانشجویان به رئیس جمهور

از نهایت حقوق قانونی و مدنی خود برای اعتراضات سراسری استفاده خواهیم کرد
دوشنبه, ۲۰ خرداد, ۱۳۹۸

چکیده :گرچه نقدهای فراوانی به عملکرد دولت جنابعالی وارد است، ولی آنچه برای ما قابل فهم نیست، جفایی است که دولتمردان شما در حق تشکل های دانشجویی روا داشته اند. مع الاسف قاطبه وزرا و مدیران آموزش عالی با مماشات، ترس و دورویی و به کارگیری سیاست های غیراخلاقی و غیرقانونی، پا در مسیری گذاشته اند که جز اضمحلال تشکل های دیرپا و وزین دانشجویی نتیجه ای در پی نخواهد داشت. از نگاه این مدیران، فعالیت تشکل های اصلاح طلب دردسر ساز است و لذا به بهانه هایی چون دخالت نهادهای خارج از دانشگاه، کمبود بودجه، درگیر ساختن دانشجو در بروکراسی فشل اداری و یا با تنگ نظری و محافظه کاری شدید بر سر راه تشکل های دانشجویی مانع تراشی می…

کلمه -گروه خبر: جمعی از تشکل های دانشجویی در نامه‌ای به رئیس جمهور نسبت به رفتارهای صورت گرفته با تشکل های دانشجویی در دولت و خصوصا از سوی وزارت علوم و وزارت بهداشت اعتراض کردند.

متن این نامه به شرح زیر است:

بسمه تعالی

«لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما» (سوره نساء آیه ۱۴۸)

حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام

همانطور که مستحضر هستید، دانشجویان و به ویژه تشکل های دانشجویی و در رأس آنها انجمن های اسلامی در طی حیات خویش و از جمله سال های اخیر نقش بسزایی در زدودن غبار یأس و جهل از جامعۀ ایران بر عهده داشته اند. این جوانان در غیاب احزاب فراگیر و انفعال بسیاری از کنشگران، برای اعتلای میهن زخم خورده شان از هیچ تلاشی فروگذار ننموده، آبروی خویش را در طبق اخلاص گذاشته و بدون هیچ گونه چشم داشتی پا به میدان نهاده اند.

جناب آقای رییس جمهور

گرچه نقدهای فراوانی به عملکرد دولت جنابعالی وارد است، ولی آنچه برای ما قابل فهم نیست، جفایی است که دولتمردان شما در حق تشکل های دانشجویی روا داشته اند. مع الاسف قاطبه وزرا و مدیران آموزش عالی با مماشات، ترس و دورویی و به کارگیری سیاست های غیراخلاقی و غیرقانونی، پا در مسیری گذاشته اند که جز اضمحلال تشکل های دیرپا و وزین دانشجویی نتیجه ای در پی نخواهد داشت. از نگاه این مدیران، فعالیت تشکل های اصلاح طلب دردسر ساز است و لذا به بهانه هایی چون دخالت نهادهای خارج از دانشگاه، کمبود بودجه، درگیر ساختن دانشجو در بروکراسی فشل اداری و یا با تنگ نظری و محافظه کاری شدید بر سر راه تشکل های دانشجویی مانع تراشی می نمایند.

با نگاهی گذرا به عملکرد وزارتین علوم و بهداشت و مقایسۀ هزینه های هنگفت آنها برای برگزاری جشنواره های پر هیاهو اما کم بازده با بودجۀ تشکل های دانشجویی که بیشتر آن نیز به بسیج دانشجویی و تشکل های اصولگرا تعلق می گیرد، به خوبی در می یابید که اراده ای پنهان برای زدودن فهم سیاسی در میان دانشجویان و تحقیر تشکل های مستقل دانشجویی در جریان است. با این حال بهانۀ نخ نمای کمبود بودجه، یا در واقع تبعیض و بی مدیریتی در تخصیص آن، شاید توجیه گر برخی از رفتارهای غیرمسئولانه در قبال تشکل های دانشجویی باشد، اما نمی تواند مستمسکی برای مخالفت با مطالباتی قرار گیرد که اجرایشان هزینه ای در بر ندارد.

جناب آقای روحانی

درخواست تشکل های اصلاح طلب و تحول خواه برای تأسیس اتحادیه های کشوری، علی رغم طی کلیۀ مراحل قانونی مندرج در آیین نامه های مربوطه، مدت هاست روی میز مدیران دولتی شما خاک می خورد؛ چرا که وزرای شما هیچ اراده ای در برابر رییس نهاد رهبری در دانشگاه ها و تنها عضو مخالف هیأت مربوطه ندارند. این در حالی است که پنج اتحادیه با خط مشی های مشابه و بعضا فاقد شرایط قانونی یا تخلفات عدیده می باشند در حال فعالیت هستند و صرفا دانشجویان اصلاح طلب و تحول خواه از این حق محروم مانده اند. از سوی دیگر بسیاری از درخواست ها برای برگزاری مراسمات دانشجویی با مخالفت مواجه شده، یا توسط نهادهای خاص قبل از برگزاری لغو می گردند. از این دردآورتر اینکه برخی از آنها حتی پس از اخذ مجوز و تدابیر لازم، با تهدید دانشجویان به اصطلاح انقلابی و تشکل های نورچشمی با مصونیت آهنین لغو شده یا با یورش ایشان ناتمام می ماند. اینها همه تکه های پازل سرکوب نرم جنبش دانشجویی مطالبه گر، بیدار و آگاهی است که به تعبیر شهید بهشتی قرار بود «مؤذن جامعه باشد» و با هوشیاری خود مردم را از خواب بیدار نماید. این توطئۀ کسانی است که می خواهند مردم مخمور و بی مسئولیت، و حکومت فاسد و ناکارآمد باشد، تا بتوانند به آلاف و الوف خود برسند و به بهانۀ آخرت مردم، دنیای خویش را آباد سازند.

جناب آقای رییس جمهور

لغو دعوت از تشکل های دانشجویی در مراسم افطاری ریاست جمهوری، و نیز عدم حضور نمایندۀ تشکل های اصلاح طلب و تحول خواه در تریبون های رسمی از جمله برنامه های مناسبتی و از همه دردناک تر مراسم افطاری بیت رهبری، که با تمسک به حذف و مهندسی جانبدارانۀ سخنرانان آنجا را به عرصۀ یکه تازی گفتمانی مبدل ساخت که هرگز نمایندۀ اکثریت دانشجویان و جوانان این مرز و بوم نیست، شاهدی بر این مدعاست که تقلیل جایگاه این بخش از دانشجویان نه تنها در دستور کار کلیۀ نهادهای حاکمیتی قرار گرفته، بلکه توسط عالی ترین مقامات کشوری نیز باور و پذیرفته شده است. اینک دیگر صبر ما به پایان رسیده است. اگر از اینها خبر دارید و سکوت کرده اید، خیانت در حق الناس نموده اید؛ و اگر بی خبرید، عذر بدتر از گناه آورده اید.

لذا ما انجمن های اسلامی زیر، بنا به آن اندکی که گفتیم و آن بسیاری که مجال بیانش را نیافتیم، از دولت شما دو مطالبۀ اصلی داریم:

۱- صدور مجوز نهایی اتحادیه های دانشجویان اصلاح طلب و تحول خواه

۲- ایجاد شرایط مناسب برای فعالیت تشکل های اصلاح طلب اعم از:

الف. رعایت کامل آیین نامه تشکل های اسلامی دانشگاهیان و دستورالعمل اجرایی آن به ویژه بند ۳ ماده ۳ و همچنین بهره گیری از تبصره ماده ۴ آیین نامه تشکل ها برای تسهیل فعالیت ها

ب.بازگرداندن استقلال دانشگاه و ممانعت از دخالت نهادهای غیرمسئول (اعم از درون و یا بیرون از دانشگاه) در امور تشکل های دانشجویی

ج. تقویت و یا تغییر رؤسای دانشگاه ها، معاونان فرهنگی و نمایندگان وزارتین در هیأت نظارت بر بر تشکل های اسلامی دانشگاه ها که یا خود تنگ نظر هستند و یا شجاعت و استقلال لازم برای احقاق حقوق تشکل ها در برابر تنگ نظری برخی اعضای آن هیأت را ندارند.

د. تعیین و شفاف سازی نظام پرداخت به تشکل های دانشجویی، کانون‌ها و انجمن‌های علمی

از شما می خواهیم ضمن هشدار مؤکد به وزرای علوم و بهداشت، به ایشان دستور دهید که تا پایان شهریور ماه ۱۳۹۸ درخواست های فوق را برآورده سازند. در غیر این صورت تشکل های ذیل از نهایت حقوق قانونی و مدنی خود برای اعتراضات گسترده و سراسری حداکثر استفاده را خواهند برد. بدیهی است در صورت بی اعتنایی مقامات، تصمیمات لازم جهت اقدامات بعدی اخذ خواهد شد.

والسلام علی من اتبع الهدی.

۱- انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی اصفهان

۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سمنان

۳_ مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد

۴_ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان

۵-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

۶_انجمن اسلامی امید دانشگاه علوم پزشکی سبزوار

۷_ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک

۸_ انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

۹_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر

۱۰_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان

۱۱_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان

۱۲_انجمن اسلامى دانشجویان پیرو خط امام(ره) دانشگاه علوم پزشکى آبادان

۱۳- انجمن اسلامی نسل نو علوم پزشکی شهید صدوقی یزد

۱۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

۱۵ – انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم پزشکی مراغه

۱۶_ انجمن اسلامی اعتدال دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم

١٧- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی فسا

۱۸-انجمن اسلامی دانشجویان پیروخط امام(ره) دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

۱۹-انجمن اسلامى دانشجویان پیرو خط امام(ره) دانشگاه علوم پزشکى زابل

۲۰-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان

۲۱-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد

۲۲-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران

۲۳_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جهرم

۲۴- انجمن اسلامی دانشجویان ترقی خواه علوم پزشکی همدان

۲۵.انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گراش

٢۶- انجمن اسلامی امید و اعتدال شهید صدوقی یزد

٢٧-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی لرستان

۲۸-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایلام

٢٩-انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم پزشکی لارستان

۳۰_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

۳۱_انجمن اسلامی دانشجویان راه امید دانشگاه اصفهان

۳۲_انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء بهبهان

۳۳_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بهبهان

۳۴_تشکل اسلامی فرارو دانشگاه صنعتی دزفول

۳۵_انجمن اسلامی امید دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی

۳۶_تشکل فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه اسفراین

۳۷_تشکل اسلامی رویش دانشگاه صنعتی اراک

۳۸_انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده نفت اهواز

۳۹_مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر

۴۰_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان

۴۱_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی ساری

۴۲_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی قم

۴۳_انجمن اسلامی امید دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز

۴۴_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی ارومیه

۴۵_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان گرگان

۴۶_مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه حکیم سبزواری

۴۷_انجمن اسلامی وحدت و آرمان دانشگاه سیستان و بلوچستان

۴۷_انجمن اسلامی وحدت و آرمان دانشگاه سیستان و بلوچستان

۴۸_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی

۴۹_تشکل وحدت اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج

۵۰_انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی




شرکت فعال اعضا و هواداران حزب تودهٔ ایران در تظاهرات مخالفت با جنگ و سفر رسمی دونالد ترامپ به لندن

»پس از رسیدن جمعیت تظاهرکننده به میدان پارلمان، سخنران اصلی این بخش خانم “امیلی تورنبری” (وزیر خارجه در دولت سایه بریتانیا) بود. ایشان در زمینهٔ سیاست‌های مخرب دونالد ترامپ از زمان شروع ریاست جمهوری‌اش سخن گفت و ازجمله به راهکرد تهدیدآمیز او در ارتباط با ایران و بالا گرفتن خطر برخورد نظامی، او را مورد شماتت قرار داد. پس از پایان سخنان خانم تورنبری، بلافاصله پیام حزب تودهٔ ایران برای ده ها هزار شرکت کننده گان در تظاهرات خوانده شد. ..»

روز گذشته ده‌ها هزار تن از مردم در مرکز تاریخی سیاست و اقتصاد در قلب شهر لندن، مخالفت خود را با سفر رسمی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به انگلستان و حضور او در لندن در قالب تظاهراتی گسترده ابراز کردند. رئیس‌جمهور راست‌ افراطی و نژادپرست آمریکا به‌دعوت رسمی دولتی بحران‌زده و درحال سقوط یعنی دولت محافظه‌کار بریتانیا، به این کشور سفر کرده است. او در توئیتی اخبار تظاهرات علیه خود را جعلی نامید. اعضا و هواداران حزب تودهٔ ایران در بریتانیا با پلاکاردهای خود که به‌مناسبت برپایی این نمایش اعتراضی در دست داشتند در این تظاهرات مردمی شرکت فعالانه داشتند. در پلاکاردهای رفقا، حمایت از صلح و نه قاطع به جنگ، مخالفت با تحریم‌ها، مخالفت با ترامپ و سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌اش مضمون عمدهٔ شعارها بود. “پیام” حزب تودهٔ ایران در ارتباط با ضرورت مخالفت صریح با سیاست‌های جنگ‌طلبانهٔ دونالد ترامپ و مخالفت با ادامه و گسترش تحریم‌های اقتصادی و بانکی بر ضد ایران، از تریبون رسمی تظاهرات پخش شد.

در روز سه‌شنبه ۱۴ خردادماه، بالغ بر ۷۵ هزار نفر از فعالان جنبش مبارزه در راه صلح و پیشرفت و مخالفت با “نولیبرالیسم” و دولت محافظه‌کار بریتانیا، خیابان‌های مرکزی شهر لندن از میدان ترافالگار تا پارلمان این کشور را از جمعیت لبریز کردند. امواج انسانی تظاهرکنندگان خیابان‌های اصلی اطراف محل سکونت رسمی نخست‌وزیر و وزارتخانه‌های اصلی کشور را انباشته و در محاصره گرفته بودند. نیروهای پلیس زنجیری به‌دور خیابان “داونینگ استریت” (محل اقامت نخست‌وزیر و وزیر دارایی)، وزارت خارجه، وزارت دفاع و برخی دیگر از مراکز بااهمیت سیاسی و تمامی این منطقه را محاصره کرده و مقررات محدودیت تردد در این منطقه را به‌اجرا گذاشته بودند. رفت و آمد در بخشی از خیابان “وایت هال”- خیابانی که به پارلمان منتهی می‌شود- نیز ممنوع اعلام شده بود. دونالد ترامپ و چهره‌های اصلی اقتصادی و سیاسی آمریکا و ازجمله جان بولتون، دیروز در این منطقه با رهبران سیاسی و اقتصادی بریتانیا در زمینهٔ روابط دو کشور بحث و مذاکره داشتند.

با درنظر گرفتن اینکه تظاهرات در یک روز اداری و کاری برگزار می‌شد و هوا نیز بارانی بود، عدهٔ شرکت‌کننده‌ها در تظاهرات چشمگیر بود.

اعضا و هواداران حزب تودهٔ ایران در تظاهرات مردمی ۱۴ خرداد لندن، بَنری منقش به سرخ گل سمبل حزب و شعاری در دفاع از مبارزه در راه صلح و دموکراسی و در مخالفت با جنگ‌افروزی، تحریم‌های اقتصادی، و مداخلهٔ خارجی به‌همراه داشتند. برخی از دوستان و هواداران حزب پلاکاردهایی زیبا با شعار: “نَه به جنگ، نَه به ترامپ، آری به صلح، دموکراسی، و حقوق دموکراتیک مردم” را در تظاهرات حمل می‌کردند. در طول مسیر راهپیمایی از میدان ترافالگار تا پارلمان، در دو محل، یکی در نزدیکی محل اقامت نخست‌وزیر، و دیگری در میدان پارلمان (در نزدیکی پارلمان بریتانیا) سخنرانی برگزار شد. “جرمی کوربین”،  رهبر محبوب و ضد جنگ حزب کارگر بریتانیا، و همچنین چندین وزیر دیگر دولت سایه، سخنانی‌ مهم دربارهٔ مخالفت‌شان با سیاست‌های دونالد ترامپ و ضرورت به‌وجود آوردن تغییرهای مهم پایه‌ای در زمینهٔ راه‌کارهای اقتصادی و اجتماعی کشور مطرح کردند. جرمی کوربین که شب قبل از تظاهرات به‌همراه دیگر رهبران نیروهای اپوزیسیون از شرکت در ضیافت رسمی ملکهٔ بریتانیا به‌مناسبت دیدار رسمی دونالد ترامپ سر باز زده و به‌جای آن در تظاهرات ضدِ ترامپ شرکت کرده بودند در بخشی از سخنان خود در مسیر تظاهرات گفت: “من ملاقات با هیچ‌کسی به‌طورمطلق مخالف نیستم. من خواهان اینم که بتوانیم برای ایجاد جهانی بهتر و صلح‌آمیزتر، جهانی که در آن همه ما می‌خواهیم زندگی کنیم گفت‌وگو وجود داشته باشد.” این رهبر اپوزیسیون بریتانیا در نطق پرهیجان خود از میهمان‌های دولت محافظه‌کار خواست تا به دنیایی فکر کنند که ارزش‌های مردم بریتانیا در آن به‌رسمیت شناخته شده باشد و نژادپرستی، نفرت مذهبی، و ضدیت با زنان در آن محو و نابود شده باشد. او اضافه کرد: “راست‌گرایی افراطی برای نسل جوانی که نگران آینده‌اش است، هیچ پاسخی ندارد.” کوربین همچنین گفت: “حضور ما در این تظاهرات نشان می‌دهد که برای رسیدن به دنیایی بهتر، عاری از سلاح، و برخوردار از صلح و آرامش بیشتر، چقدر مصمم هستیم.”

 پس از رسیدن جمعیت تظاهرکننده به میدان پارلمان، سخنران اصلی این بخش خانم “امیلی تورنبری” (وزیر خارجه در دولت سایه بریتانیا) بود. ایشان در زمینهٔ سیاست‌های مخرب دونالد ترامپ از زمان شروع ریاست جمهوری‌اش سخن گفت و ازجمله به راهکرد تهدیدآمیز او در ارتباط با ایران و بالا گرفتن خطر برخورد نظامی، او را مورد شماتت قرار داد. پس از پایان سخنان خانم تورنبری، بلافاصله پیام حزب تودهٔ ایران خوانده شد. در این پیام ضمن اشاره به تهدید برافروختن آتش جنگ از سوی ترامپ، در این‌باره که صلح‌طلبان و مبارزان ایرانی راه صلح چرا با سیاست‌های دونالد ترامپ و سفر رسمی رئیس‌جمهور آمریکا به لندن مخالفت کرده و در این تظاهرات شرکت می‌کنند پرداخته شد. برگزارکنندگان تظاهرات از محتوای این پیام قدردانی کردند و به‌طور هم‌زمان در سایت “ائتلاف توقف جنگ بریتانیا” منتشر شد.  

ترجمه فارسی متن پیام حزب تودهٔ ایران در زیر می‌آید:

بیانیهٔ  حزب  تودهٔ  ایران  دربارهٔ  “تظاهرات  یکپارچه  علیه  ترامپ!”

 اعضا و هواداران حزب تودهٔ ایران، به شرکت‌کنندگان تظاهرات “نَه به ترامپ” در لندن، درود می‌فرستند.

 ما در کنار شما، به حضور رئیس‌جمهور ایالات‌متحده در بریتانیا، یعنی حضور کسی که شخصیت او مظهر نفرت‌انگیزی، جنجال، تحقیر، صلح ‌ستیزی و مخالفت با حقوق بشر، حقوق دموکراتیک، و حقوق بین‌الملل است، اعتراض می‌کنیم.

 ما نیز به‌دلیل بی‌اعتنایی او به توافق‌ها و معاهده‌های بین‌المللی، به ترامپ “نَه” می‌گوییم!  کابینهٔ دولت او توافق هسته‌ای با ایران را زیر پا نهاده، دیکتاتوری‌های حاکم در عربستان سعودی و مصر، و نژادپرستان اسراییل را مسلح کرده و آنان را به جنگ‌افروزی،  ویرانی، و بی‌ثباتی بیشتر در خاورمیانه تشویق می‌کند!

 ما به‌دلیل مخالفت ترامپ با افکارعمومی جهانی که از تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی در کنار دولت اسرائیل بر اساس قطعنامه‌های سازمان ملل دفاع می‌کنند، به ترامپ “نَه” می‌گوییم.

 ما به ترامپ “نَه” می‌گوییم، زیرا  دولت او تشویق‌کنندهٔ برافروختن جنگی دیگر در خاورمیانه است و قوانین بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد!

 دونالد ترامپ آن‌چنان تحریم‌های گسترده اقتصادی و بانکی را بر ایران تحمیل کرده است که اقتصاد کشور ایران عملاً  نابود شده است. جنگ با ایران، در ‌واقع آغاز شده است، و آسیب‌پذیر‌ترین مردم در ایران، بیماران، مستمندان و سالمندان، درحال‌حاضر قربانیان این جنگ‌اند.  

افزایش تنش در منطقه و چشم‌انداز یک ماجراجویی دیگر نظامی‌ برای مردم ایران، مردم خاورمیانه و مردم جهان نمی‌تواند سودی در بر داشته باشد و تنها به مجتمع‌های نظامی‌صنعتی و شرکت‌های خصوصی و پیمانکارانی که کاسبی  آن‌ها در ادبار “جنگ” رونق می‌یابد، سود می‌رساند.

حزب تودهٔ ایران بر این باور است که  تنها مردم ایران حق دارند آیندهٔ تحولات سیاسی در ایران را تعیین کنند. ما با مردم ایران در مبارزه دشوارشان  در راه  صلح، دموکراسی، عدالت اجتماعی، و پیشرفت اعلام همبستگی می‌کنیم.

به نقل از سایت حزب تودۀ ایران 




بیانیهٔ مشترک:
حزب تودهٔ ایران و حزب کمونیست آمریکا به تشدید تنش‌ها و کوبیدن بر طبل جنگ با ایران «نه» می‌گویند

به نقل از سایت حزب تودۀ ایران

در بحبوحهٔ تنش‌های جاری میان دولت ترامپ در آمریکا و رژیم دین‌سالار [ولایی] ایران، دو حزب کمونیست آمریکا و حزب تودهٔ ایران در مورد تحولات جاری تبادل نظر و تحلیل کردند. هر دو حزب نسبت به بالا گرفتن سریع و چشمگیر اظهارات تحریک‌آمیز دولت آمریکا در ارتباط با ایران هشدار می‌دهند و ابزار نگرانی می‌کنند.

رهبری دو حزب بر اساس تعهدشان به حفظ صلح و حمایتشان از حقوق بنیادی زحمتکشان ایران، بیانیهٔ زیر را دربارهٔ وضعیت کنونی در منطقهٔ خلیج فارس به طور مشترک تدوین کردند:

در پی اعلام تشدید و گسترش تحریم‌های ضدانسانی آمریکا علیه ایران که بیشتر از همه به مردم عادی ایران آسیب می‌رساند، و گنجاندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در فهرست آمریکایی سازمان‌های تروریستی خارجی، دنیا در هفته‌های اخیر شاهد افزایش بسیار نگران‌کنندهٔ تنش میان دولت ترامپ و جمهوری اسلامی ایران بوده است.

نیروی نظامی چشمگیر آمریکایی شامل نیروی ضربتی مستقر در ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، و نیز بمب‌افکن‌های نیروی هوایی آمریکا، به خلیج فارس گسیل شده است. این بسیج نظامی، در کنار اظهارات تهدیدآمیز دولت آمریکا و متحدانش در خاورمیانه، از قبیل عربستان سعودی و بحرین و اسرائیل، و نیز تهدیدهای ماجراجویانه و اظهارات نابخردانهٔ رژیم اسلام‌گرای ایران، از قبیل تهدید به بستن تنگهٔ هرمز، در مجموع شرایطی را به وجود آورده است که اکنون منطقهٔ خلیج فارس و خاورمیانه با خطر برخوردی فاجعه‌بار روبروست که باید از آن جلوگیری کرد.

در پی تنش‌های اخیر، و در واکنش به خروج آمریکا از برجام و اقدام‌های ناکافی سایر کشورهای امضاکنندهٔ این توافق‌نامه، جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که از ادامهٔ رعایت بخش‌هایی از شرایط برجام عقب خواهد نشست.

افزایش این تنش‌ها نمی‌تواند به سود مردم ایران باشد که در درون کشور درگیر مبارزه‌ای حیاتی با دیکتاتوری دین‌سالار حاکم‌اند. بروز یک ماجراجویی نظامی دیگر به سود مردم آمریکا نیز نیست و فقط به سود مجتمع نظامی-صنعتی و شرکت‌های خصوصی‌ای است که کسب‌وکارشان، جنگ است.

در ایران، رژیم دین‌سالار بیش از پیش با بحران‌های همه‌جانبهٔ سیاسی-اقتصادی روبروست. وخیم تر شدن  وضعیت اقتصادی که ناهنجاری که میلیون‌ها تن از مردم ایران را به زندگی در زیر خط فقر رانده است، تورّم شدید، ورشکستگی گسترده در بخش تولید، بیکاری فزاینده، خصوصی‌سازی گسترده و دیگر پیامدهای دنباله‌رَوی سفت‌وسخت از نسخه‌های صندوق بین‌المللی پول، در کنار فساد و ظلم بی‌سابقه، در مجموع شرایطی انفجاری را در ایران پدیده آورده و اقتصاد کشور را در آستانهٔ فروپاشی کامل قرار داده است. برای سردمداران رژیم دین‌سالار ایران، هدف اصلی، حفظ نظام سیاسی کنونی به هر قیمت، و باقی ماندن در قدرت است.

برخلاف همهٔ ادعاهای سردمداران حکومت آمریکا از قبیل جنگ‌طلبانی مثل مایک پنس معاون ریاست‌جمهوری، مایک پومپئو وزیر امور خارجی، و جان بولتون مشاور امنیت ملّی، سیاست‌های مداخله‌گرانهٔ دولت ترامپ در خدمت منافع ملّت و میهن ایران نیست؛ تنها هدف این سیاست‌ها تأمین و تضمین سلطه و سرکردگی بلامنازع امپریالیسم آمریکا و متحدانش در منطقه است. دخالت‌های امپریالیسم آمریکا و دیگر کشورهای امپریالیستی در منطقهٔ خاورمیانه در دهه‌های اخیر فقط به نابودی بسیاری از این کشورها منجر شده است و بنابراین باید با تمام توان در برابر این دخالت‌ها مقاومت و با آنها مقابله کرد. نیروهای صلح‌دوست جهان باید با تلاش متحد در راه تنش‌زدایی بکوشند و هر گونه مداخلهٔ خارجی در امور داخلی ایران را محکوم کنند.

به اعتقاد ما، آیندهٔ تغییر و تحوّل‌های سیاسی ایران باید به عهدهٔ مردم ایران گذاشته شود. ما ضمن تاکید بر احترام  به حق مردم ایران در تعیین سرنوشت شان همبستگی خود را با مبارزه‌ مردم ایران در راه صلح، آزادی، دموکراسی، و عدالت اجتماعی اعلام می‌کنیم. فقط بدون هر گونه مداخلهٔ خارجی و در شرایط صلح‌آمیز است که مبارزهٔ مردم ایران برای زندگی بهتر و برای آزادی و عدالت اجتماعی و تحقق تغییرهای بنیادی، پایدار، و دموکراتیک می‌تواند به پیروزی برسد.

حزب تودهٔ ایران و حزب کمونیست آمریکا مخالفت کامل خود را با هر جنگی میان دو کشور اعلام می‌کنند. ما چنین جنگی را تهدیدی نسبت به صلح جهانی و در تضاد کامل با منافع مردم و خصوصاً زحمتکشان ایران و ایالات متحد آمریکا می‌دانیم.

دو حزب ما خود را متعهد به پیکار جدّی در راه صلح و انجام اقدام‌ها و ابتکارهایی می‌دانند که زحمتکشان و سازمان‌های کارگری، توده‌یی، و هوادار صلح را برای کارزار مردمی مؤثری بسیج کند.

دو حزب ما، با استفاده از هر مجرای ممکن و میسّر، برای حمایت از اقدام‌ها و ابتکارهایی که با هدف پیشبُرد امر گفت‌وگوی صلح‌آمیز میان دو کشور برای حل‌وفصل مسائل فوری و تاریخی میان آنها صورت می‌گیرد، همکاری خواهند کرد.

حزب تودهٔ ایران و حزب کمونیست آمریکا خود را به عمل در راستای پیشبُرد همبستگی بین‌المللی با مبارزهٔ مردم ایران به منظور تحقق حاکمیت مردمی، حقوق بشر و حقوق دموکراتیک، دموکراسی، و عدالت اجتماعی در ایران متعهد می‌دانند.

حزب تودهٔ ایران

حزب کمونیست آمریکا

۳ ژوئن ۲۰۱۹ / ۱۳ خرداد ۱۳۹۸

به نقل از سایت حزب تودۀ ایران




مجلس برای اسیدپاشی مجازات اعدام تعیین کرد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۱۹ خرداد ۱٣۹٨ –  ۹ ژوئن ۲۰۱۹

نمایندگان مجلس اسلامی مقرر کردند: در مواردی که اسیدپاشی به قصد ارعاب و ایجاد ناامنی در جامعه باشد اقدام مرتکب افساد فی الارض محسوب و مجازات آن اعدام در نظر گرفته می شود. 

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز- یکشنبه- مجلس شورای اسلامی تبصره الحاقی به ماده یک طرح تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزه دیدگان ناشی از آن را با ۱۶۱ رأی موافق، ۹ رأی مخالف و ۹ رأی ممتنع از مجموع ۲۴۵ نماینده حاضر تصویب کردند. 
بر اساس این تبصره الحاقی، در مواردی که اسیدپاشی به قصد ارعاب و ایجاد ناامنی در جامعه باشد به نحوی که موجب ناامنی در جامعه شود؛ اقدام مرتکب افساد فی الارض محسوب و به مجازات آن محکوم می‌شود. 
طبق قانون مجازات اسلامی برای اتهام افساد فی الارض اشد مجازات یعنی اعدام در نظر گرفته شده اما در مواردی نیز احکامی دیگر نیز قطع دست و پا و یا تبعید صادر می‌شود. 
در جریان بررسی پیشنهادات الحاقی، طیبه سیاووشی نماینده تهران پیشنهاد محدود کردن خرید و فروش اسید را مطرح کرد و گفت: براساس این پیشنهاد کسانی که می‌خواهند اسید بخرند باید مدارک هویتی ارئه دهد. 
وی در ارائه پیشنهاد خود یک فیلم دو دقیقه‌ای از قربانیان اسید پاشی در مجلس به نمایش گذارد که سهولت دسترسی به اسید در آن مورد اشاره قرار گرفته بود. 
نمایندگان مجلس شورای اسلامی با ۶۸ رأی موافق، ۱۰۲ رأی مخالف و ۱۰ رأی ممتنع از ۲۴۰ نماینده حاضر در جلسه علنی با این پیشنهاد مخالفت کردند.




آزار و اذیت بازداشت شدگان هفت تپه و خانواده هایشان توسط مقامات قضایی تهران

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۱۹ خرداد ۱٣۹٨ –  ۹ ژوئن ۲۰۱۹

بنابر اخبار واصله، ناصری سرپرست دادسرای مقدس اوین در تهران، با وجود اینکه توسط شعبه هفتم بازپرسی برای بازداشت شدگان هفت تپه قرار وثیقه های نجومی و سنگین تعیین شده است از امضا کردن تبدیل قرار بازداشت به وثیقه امتناع میکند. ناصری عملا اعلام کرده که شخصا با آزادی موقت بازداشت شدگان مخالف است و بدین ترتیب دقیقا از اوامر و فرمان های وزارت اطلاعات اطلاعت میکند. 

برای برخی از بازداشت شدگان به طرزی ظالمانه حتا وثیقه های نجومی یک میلیاردی تعیین کرده اند. ناصری حتا از دیدن خانواده های بازداشت شدگان امتناع می ورزد. خانواده های بخشی، قلیان، امیرقلی، الهیاری و محمدی فر بارها به صورت دسته جمعی یا جداگانه به مقامات مختلف قضایی مراجعه کرده اند اما مقامات دادستانی-دادیاری اعلام میکنند بازداشت شدگان ممکن است تا زمان تشکیل دادگاه در زندان محبوس باشند. برخی از این خانواده ها چندین بار مسیر خطرناک و پر دردسر خوزستان تا تهران را پیموده اند تا دیداری با ناصری یا دادستان داشته باشند اما هیچ مقام قضایی به درخواست آنها توجه نکرده و فقط به آنها گفته شده که خواسته ی خود را مکتوب اعلام کنند اما به درخواست کتبی آنها نیز توجهی نکرده اند. 

در حالی اسماعیل بخشی، خانم ها قلیان و الهیاری و نیز آقایان محمدی فر و امیر قلی با وجود تعیین وثیقه های سنگین محبوس هستند که دزدان و اختلاسگران با حمایت نیروی انتظامی و فرماندار در هفت تپه قدم میزنند و زورگویی خودشان را به رخ ما کارگران میکشند. وثیقه های تعیین شده برای عزیزان بازداشتی با مبلغی که اسدبیگی برای خرید هفت تپه خرج کرده برابر است! دولت و دستگاه قضایی و امنیتی حامی این دزدان و کلاهبرداران است و کارگران و حامیان آنها و خانواده هایشان را با اشد درجات اذیت و مجازات میکند. 
بدینوسیله اعلام میکنیم که ادامه بازداشت این عزیزان و آزار و اذیت آنها و خانواده هایشان باید متوقف شود. 

کانال مستقل کارگران هفت تپه 
شنبه ١٨ خرداد ٩٨