از هم گسستن ساختار اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی

والنتین کاتاسانوف

(Valentin Katasonov)

پروفسور، دکتر علوم اقتصادی، مدیر مرکز مطالعات اقتصادی «شاراپوف» روسیه،

مشاور اقتصادی اسبق دبیر کل سازمان ملل متحد،

پژوهشگر مسائل پشت صحنه

http://www.sovross.ru/articles/1842/44057

https://www.fondsk.ru/news/2019/05/16/zakat-ekonomiki-industrializacii-48196.html

برگردان: ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2019/05/23/

۲ خرداد- جوزا ۱٣۹٨ 

مقاله‌های ١، ۲، ٣، ۴(*)

مدل اقتصادی ایجاد شده در روند صنعتی کردن
اتحاد شوروی (اقتصاد استالینی)، تقریبا تا اواسط سالهای ۵٠ قرن بیستم میلادی به
موجودیت خود ادامه داد. از نیمه دوم سالهای ١۹۵٠ و تا آخر سال ١۹۹١ اقتصاد استالینی برخی
خصوصیات خود، مانند خصلت برنامه‌ریزی، مدیریت مرکزی از بالا، برتری شاخص‌های
برنامه نسبت به هزینه‌ها، طبیعت محدود مناسبات پولی- کالایی، موقعیت غالب مالکیت
دولتی، ماهیت اجتماعی مالکیت دولتی و غیره را از دست داد.

در دوره موجودیت اقتصاد استالینی در اتحاد
شوروی روند جایگزینی مالکیت خصوصی و گروهی به مالکیت اجتماعی به سرانجام رسید. در
دوره بعد از استالین روند معکوس (اعلام نشده) تحول مالکیت اجتماعی به مالکیت گروهی
روی داد. ن.اُ. آرخانگلسکی در مقاله‌ای مربوط به مطالعه تغییر
مناسبات تولیدی اتحاد شوروی می‌نویسد: «اگر در دوره سالهای ١۹٣٠- ١۹۵٠ اقتصاد کشور یک مجموع
واحد را تشکیل می‌داد، که برای نتیجه کلی کار می‌کرد، در سالهای ١۹۶٠- ١۹۸٠ به موجودیت این
مجموعه خاتمه داده شد و جای آن را انبوه مؤسسات جدا از هم و جمع آنها گرفت».

مراحل از هم گسستن اقتصاد استالینی را می‌توان
به سه دوره تقسیم کرد: ١- آزمایشهای نیکیتا خروشچوف؛ ۲-
اصلاحات کاسیگین- لیبرمان و «رکود» دوره لئونید برژنف؛ ٣- نوسازی (پرسترویکای)
گارباچوف.

پس از درگذشت استالین مدل سوسیالیستی
اقتصاد بطور آهسته و نامحسوس  (تبلیغات شبه‌سوسیالیستی پنهان) به مدل سرمایه‌داری
دولتی تول یافت. این فرایند از دوره رهبرین. خروشچوف آغاز و در دوره
رهبری لئونید برژنف و آلکسی کاسیگین ادامه داشت، و در دوره رهبری میخائیل گارباچوف
به پایان رسید. علت این تغییرات جهشی مرتبط با وضعیت روحی- اخلاقی جامعه، و همچنین
سیاسی، در ورای اقتصاد نهفته بود.

استالین سعی می‌کرد از طریق ایجاد ساختار
قدرت خلقی پایه سیاسی مدل اقتصادی را تا آغاز جنگ تحکیم نماید. خطوط این مدل در
قانون اساسی سال ١۹٣۶ اتحاد جماهیر
سوسیالیستی شوروی ترسیم شده بود. در آن، نقش اصلی در اداره کشور به شورای
نمایندگان خلق اختصاص داشت؛ دولت می‌بایست مجری باشد، به سخن دیگر، باید شاخه تابع
حاکمیت شوراها باشد. و قرار بر این بود، که حزب می‌بایست بطور کلی از شرکت مستقیم
در اداره دولت، منجمله، در اقتصاد امتناع نماید. حاکمیت می‌بایست ضامن این باشد،
که مالکیت دولتی بر ابزار تولید به سود همه خلق بوده، در جهت تقویت همه کشور کار
کند.

بدون ایجاد ساختار سیاسی حاکمیت خلق این
خطر وجود داشت، که جامعه سوسیالیستی به تدریج به سرمایه‌داری دولتی تبدیل شود.
بدین معنی، که وسایل تولید علی‌الظاهر در مالکیت دولت باقی می‌ماند، اما نه به نفع
همه خلق، بلکه، در جهت منافع فقط محفل کوچکی از بوروکراتهای دولتی کار کند، (کارل
مارکس چنین مدلی را شیوه آسیایی تولید می‌نامید). در این حال، لفاظی‌های
سوسیالیستی می‌تواند حفظ، و حتی تقویت شود. چین امروز نمونه بارز چنین سرمایه‌داری
دولتی می‌باشد.

اما کوششهای استالین برای ایجاد ساختار
حاکمیت خلق به موفقیت نیانجامید، مدل اقتصادی جدید شالوده محکم سیاسی، حتی در لحظه
مرگ رهبر نداشت. استالین به کرات تکرار کرد: فقدان نظریه، در حکم مرگ است برای
ما». جامعه شناسان به نشخوار «ماتریالیسم تاریخی» ادامه دادند، و هر ایده تازه‌ای
را بعنوان هذیان و خرافات تلقی می‌کردند. حتی بحث‌ها پیرامون «شیوۀ آسیایی تولید»
تقریبا مخفیانه انجام می‌گرفت. حاکمیت از این موضوع می‌ترسید. چنین کلیشه‌ای ساخته
شد: دولتی یعنی سوسیالیستی. این کلیشه امروز هم دست به کار است.
ملی‌ کردن ــ ضرورت است، اما شرایط کافی برای ایجاد یک جامعه عادلانه و اقتصاد
مستقل در روسیه وجود ندارد. هنگام آخرین بحران مالی در آمریکا و انگل‌ستان، دولت
این کشورها با هدف نجات بانکهای در حال غرق شدن وال استریت
و 
لندن‌سیتی مبالغ
هنگفتی از پول بودجه را به آنها تزریق نمودند، غول‌های بانکی را در خفاء ملی
کردند، اما این ملی کردن‌ها برای تأمین منافع سرمایه مالی انجام گرفت. پس از
اوجگیری بحران مالی، دولت به ترک سرمایه بانکها دست زد.

استالین بمنظور
ایجاد ساختار حاکمیت خلق بعنوان هدف راهبردی، مسئله خنثی کردن نقش بیش از حد فعال
حزب در اقتصاد کشور را نیز حل کرد. او سعی کرد از «حاکمیت دوگانه» موجود که اقتصاد
سالهای ١۹۲٠- ٣٠ را هم حزب و هم دولت مدیریت می‌کردند، عبور کند. این حاکمیت
دوگانه نظم زندگی اقتصادی را بهم می‌زد، آهنگ صنعتی کردن را کاهش می‌داد، اصل
مسئولیت شخصی را از میان برمی‌داشت. استالین در روند عبور از «حاکمیت دوگانه» تا
حدودی موفق شد. حزب به آرامی از حل مسائل اقتصادی دور شد، فقط در دو عرصه نقش
تعیین کننده به آن محول گردید: شکل‌گیری ایدئولوژیک و انتخاب کادرها برای ایجاد
سوسیالیسم. با این وجود، همه این‌ها در دوره خروشچوف بجای اول خود
بازگشتند.

بازگشت فعال اعضای
حزب به مدیریت اقتصاد بعد از سرکوب گروه‌های «ضد حزبی» در سال ١۹۵۷ شروع شد. و آن
اتفاقا شامل حال افرادی شد که در آن زمان پیش از آنکه رهبران حزبی باشند، مدیران
اقتصادی بودند- گ. مالنکوف، ل. کاگانویچ، م. سابوراوف، گ. پروخین، و.
مولوتوف
. در دور دوم «پاکسازی» نوابغ اقتصادی مانند آ. زوریف- وزیر
دارایی،
 آ. کاراووشکین- رئیس هیأت مدیره بانک مرکزی اتحاد شوروی و
بسیاری دیگر از مقام خود برکنار شدند. در همه حال، «پاکسازی» مدیران اقتصاد حتی
قبل از سال ١۹۵۷ شروع شد. سخن از دستگیری و تیرباران ل. بریا در سال
١۹۵٣در میان است
. نمی‌خواهم او را بعنوان سیاستمدار و کنشگر حزبی مورد بررسی
قرار دهم، اما او بعنوان مدیر اقتصادی سهم بسیار ارزشمندی در تشکیل اقتصاد
استالینی داشت.

نه تنها حاکمیت
دوگانه، حتی، حاکمیت چندگانه به اقتصاد برگشت. در دوره استالین اصول مدیریت تخصصی
اقتصاد اجرا می‌شد. بخش غالب وزارتخانه‌ها تخصصی بودند. پس از مرگ استالین مدیریت
اکید عمودی متمرکز اقتصادی رو به فرسایش نهاد. در سال ١۹۵۷ خروشچوف به اصلاح
مدیریت اقتصاد خلقی دست زد. ماهیت آن عبارت بود از تقویت شدید اصول مدیریت محلی.
شوراهای اقتصاد خلقی در باصطلاح مناطق اداری اقتصادی (مجموعا- ١٠۵ منطقه) تشکیل
گردید. همزمان با آن، تعداد زیادی از وزارتخانه‌های تخصصی شوروی منحل گردید. در
آغاز سالهای ١۹۶٠ شورای اقتصاد خلقی در جمهوری‌های متحد، و در سال ١۹۶۲ شورای عالی
اقتصاد ملی اتحاد شوری تشکیل گردید. اصلاحات تا عزل خروشچوف در سال ١۹۶۴ ادامه
داشت.

مدیریت دولتی عمودی
اقتصاد همچنین در اثر کاهش مجموعه شاخص‌های برنامه‌ریزی الزامی برای وزارتخانه‌ها،
ادارات کل، مجتمع‌های تولیدی و مؤسسات تضعیف گردید. شمار نمودارهای برنامه اقتصاد
خلقی در دوره رهبری استالین دائما افزایش می‌یافت. تعداد آنها در سال ١۹۴٠، ۴۷۴۴
بود و در سال ١۹۵٣، به ۹۴۹٠ یعنی به دو برابر رسید. اما بعد از این از تعداد شاخص‌ها
بطور مستمر کاسته شد: ۶٣٠۸ در سال ١۹۵۴، ٣٣۹٠ در سال ١۹۵۷، ۱۷۸٠ در سال ١۹۵۸.
ضمنا، «گروه‌های ضد حزبی» با چنین تضعیف برنامه‌ریزی متمرکز مخالف بودند؛ کاهش
شاخص‌ها از پشتوانه علمی و ایدئولوژیک جدی برخوردار نبود.

بطوری که معلوم است،
در مدل اقتصاد استالینی هیچگونه رابطه کالایی- پولی در گروه صنعتی «آ» وجود
نداشت. اما خروشچوف این تابو را شکست. در دوره رهبری استالین تراکتورها و تکنولوژی
کشاورزی توسط ماسین‌سازی‌ها نه مستقیما به کالخوزها، بلکه،‌ به مراکز فنی-
تکنولوژی دولتی تحویل می‌گردید. کالخوزها بر اساس قرارداد با مراکز فنی- تکنولوژی
دولتی، فقط کاربران این تکنولوژی‌‌ها بودند. از سال ١۹۵۷ توزیع تجهیزات کشاورزی
بواسطه مراکز فنی- تکنولوژی دولتی بنا به اصرار خروشچوف متوقف گردید و در سال ١۹۵۸
خود این مراکز منحل شدند، تجهیزات در اختیار کالخوزها قرار گرفت. بر اساس فرمان
شورای وزیران اتحاد شوروی بتاریخ ۲۲ سپتامبر سال ١۹۵۷ کلیه ابزارها و وسایل تولیدی
بخش کشاورزی به نظام مناسبات کالایی- پولی ملحق گردید. همانگونه که استالین پیش‌بینی
می‌کرد، از هم پاشیدگی شدید ابزار تولید در بخش کشاورزی اتفاق افتاد، تجهیزات با
ظرفیت کامل کار نکرد، تعمیرات لازم انجام نشد، از کار افتادگی سریع تکنولوژی آغاز
شد. این هم بنوبه خود موجب افزایش شدید میزان تولید این قبیل ماشین آلات گردید.
ضرر و زیان از همه طرف آغاز شد. دیگر سخن گفتن در این باره که حتی اکثریت کالخوزها
قادر به بازپرداخت ودیعه مراکز فنی- تکنولوژی دولتی نبودند تا چه رسد به خرید از
تولیدکننده بی‌ مورد است.

تصمیمات اراد‌گرایانه
خروشچوف در خصوص انحلال آرتل‌ها (گروه تولیدکنندگان بخش قابل ملاحظه کالاهای مصرفی
و خدمات) به آن منجر شد، که شماری از اعضای آرتلها به کسب و کار سایه دست زدند.
«کارگاه داران» (تولیدکنندگان در سایه) و «سوداگران» (تجار در سایه) دقیقا در دوره
خروشچوف پدید آمدند، سرمایه مخفی به عرصه رسید. «سایه‌ها» به تقاضا فراروئیدند،
زیرا، در نتیجه «آزمایش‌های» اقتصادی، کمبود کالاهای مصرفی در تجارت پدید آمد.
تعداد اینگونه «مصلحان» ویران‌کننده مدل اقتصادی استالینی در دوره خروشچوف
با رقم ده‌ها نشان داده می‌شود.

مکانیزم اقتصاد
استالینی در زمان اصلاحات اقتصادی آ. کاسیگین- اِ. لیبرمان (سالهای
۱۹۶۵- ۱۹۶۹) در هم کوبیده شد. با صدور دستورالعمل کمیته مرکزی حزب کمونیست و شورای
وزیران اتحاد شوروی «در خصوص تکامل برنامه‌ریزی و تقویت انگیزه‌های اقتصادی
تولیدات صنعتی
» در تاریخ ۴ اکتبر سال ۱۹۶۵، زنگ آغاز اصلاحات رسما زده شد. در
باره این اصلاحات زیاد نوشته‌اند. چهار نکته اساسی آن را بطور خلاصه یادآور می‌شوم:

اول- این اصلاحات
بطور کامل به سمت شاخص‌های ارزش برگشت، و تعداد شاخص‍‍‍‍‍‌های طبیعی حتی در قیاس با دوره خروشچوف بشدت کاهش یافت.
این، برای مؤسسات شرایطی فراهم آورد تا بتوانند به اجرای برنامه با چنان وسیله‌ای
موفق شوند، که نتیجه انتگرال فعالیت‌های اقتصادی در مقیاس کشوری را نه اینکه
افزایش، بلکه برعکس، کاهش دهند. سمتگیری بسوی شاخص‌های ارزش ناخالصی‌ها منجر به
چرخاندن محوری توسط مؤسسات گردید، که مکانیزم صرفه‌جویی اقتصاد استالینی را بطور
کامل از میان برداشت.

دوم- از اشکال
اجتماعی توزیع درآمدها (صندوق‌های اجتماعی مصرف، کاهش قیمت‌های خرده فروشی در
تجارت) گذار به اشکال خصوصی- گروهی آغاز گردید. افزودن پنهان درآمد‌های نقدی
کارکنان به سود مؤسسات، به مغفول ماندن اصل ترکیب ارگانیک منافع شخصی و اجتماعی
منجر شد. پیش از این معیار بازده اقتصادی، نتیجه انتگرال (سودآوری) در سطح کل
اقتصاد ملی بود، اما اکنون سودآوری (منافع) مؤسسات جدا از هم بعنوان معیار اصلی
شناخته می‌شد. این هم به تضعیف کشور انجامید. لازم به ذکر است، که در فرمان مورخ ۴
اکتبر سال ۱۹۶۵ کمیته مرکزی حزب کمونیست و شورای وزیران اتحاد شوروی در بار کاهش
هزینه تولید بعنوان یک شاخص برنامه‌‌ای فعالیت مؤسسات سخن به میان نیامده بود. در
این حال، «انحرافات» رخ داده در فعالیتهای مؤسسات به حدی از جدیت رسید، که بعدا بر
پایی مجدد شاخصهای هزینه الزامی شد.

سوم- عرصه‌گرایی یکی
از مظاهر منافع شخصی- گروهی بود. البته، آن همواره وجود داشت (حتی در اقتصاد
استالینی)، ولی در نتیجه اصلاحات سالهای ۱۹۶۵- ۱۹۶۹ به شکل ناهنجاری در آمد.
آزادسازی بخشها از بسیاری از شاخص‌های طبیعی برنامه‌ریزی امکانات گسترده‌ای برای
وزارتخانه‌ها فراهم آورد تا به «بهینه‌سازی» فعالیتهای خود دست بزنند. صندوق‌های
مختلف وزارتخانه‌ها و ادارات پدید آمدند، که پر کردن آنها به فعالیتهای مالی عرصه
مربوطه، قابلیت نفوذ رؤسای بخش‌ها (تنظیم برنامه، از بین بردن منابع مالی و مادی
در کمیسیون برنامه‌ریزی دولتی، وزارت دارایی، بانک مرکزی و غیره) بستگی داشت.
رقابت اعلام نشده بین وزارتخانه‌ها و بخش‌ها بر سر تقسیم «نان مشترک» شروع
شد. م. آنتونوف در باره تقویت شدید عرصه‌گرایی می‌نویسد: «مالکیت
دولتی بر ابزار تولید، که در حیطه اختیار فعالان بخش اقتصاد قرار داشت، نه یک پدیده
واحد، بلکه، بین انحصارات- وزارتخانه‌ها و ادارات، و در زیر مجموعه‌های هر یک از
آنها- بین مؤسسات و سازمانها تقسیم شده بود. هر اداره طبق معمول، بدقت نظارت می‌کرد
تا به منافع ناسازگارش با منافع بخش‌های مرتبط آسیب وارد نشود. در نتیجه اجرای هر
گونه تصمیم بهینه از نقطه نظر کشوری، به سوی مقاومت مؤسسات سوق داده می‌شد، که
اغلب باعث صرف مخارج اضافی بسیار سنگین می‌گردید» (میخائیل آنتونوف. سرمایه‌داری
در روسیه جان نخواهد گرفت!- مسکو: یائوزا، اکسمو، ۲٠٠۵، ص. ۱۷۴).

چهارم- تخصیص پول از
بودجه به مؤسسات، باعث تشدید رو در رویی جامعه و مجتمع‌های تولیدی گردید. مؤسسات
برنامه‌ای- سودآور ملزم بودند از صندوق‌های اصلی و سرمایه در گردش
به بودجه پراخت نمایند. وضعیت عجیب و غریبی پیش آمد، که در آن صندوق‌ها انگار با
مؤسسات دولتی بیگانه شدند و مؤسسات چیزی بالاتر از استفاده کنندگان از بودجه
نبودند. دستگاه اداری دولتی در عمل به صاحب واقعی صندوق‌ها تبدیل شدند. و این هم
خطوط کلی سرمایه‌داری دولتی بود.

روح مصرف‌گرایی غالب در روسیه، با اصلاحات
کاسیگین- لیبرمان پرورش یافت. روحیه قیم‌مآبی، میل به زندگی بحساب دیگران رونق
گرفت. اینها هنوز نه بمعنی تمایل آشکار به استثمار فرد از فرد، بلکه، بمفهوم تمایل
ناخودآگاه به چنین استثمار بودند. در باره اقدامات پیگیر مؤسسات برای کسب سود (در
نتیجه، برای گرفتن سهم حداکثری از «نان مشترک») آمارهای رسمی بطور متقاعدکننده
گواهی می‌دهند: از سال ۱۹۶٠ تا سال ۱۹۸٠درآمد مؤسسات دولتی
اتحاد شوروی ۴ و ۶ دهم برابر افزایش
یافت، اما بهره‌وری کار، طبق آمار رسمی، در بخش صنایع، مجموعا ۲ و ۶ دهم برابر، در بخش‌های
کشاورزی و ساخت و سازها، افزایش باز هم کمتری را نشان می‌دهد.

لازم است توجه خاصی به واکنش‌ خارجی‌ها
پیرامون اصلاحات مبذول شود. غرب با خرسندی از آن استقبال کرد، مظبوعات خارجی وقت، تحولات اتحاد
شوروی را مورد تمجید قرار می‌دادند. همه اینها در بحبوحه جنگ سرد اتفاق افتاد. اگر
کشور ما تقویت می‌شد، آیا دشمنان ژئوپلتیک از ما تمجید می‌کردند؟ نه! ما را به
دلیل اینکه داوطلبانه خود را تضعیف می‌کردیم، تعریف و تمجید می‌کردند.

نابودی نهایی بقایای اقتصاد استالینی در
دوره رهبر میخائیل گارباچوف اتفاق افتاد. شالوده نظری خصوصی‌سازی‌های گسترده
سالهای ۱۹۹٠ در زمان او پایه‌گذاری شد. تأسیس
بانکهای خصوصی تجاری رونق گرفت، مؤسسات خصوصی کوچک و متوسط پدید آمدند، مزیت‌های
«اقتصاد بازاری» تبلیغ می‌شد و مدل استالینی را کورکورانه تقبیح می‌کردند (عنوان
تحقیرآمیز «سیستم فرماندهی اداری» به آن دادند). اگر آزمایشهای خروشچوف و اصلاحات
کاسیگین- لیبرمان باعث تحول مدل اقتصاد استالینی به سرمایه‌داری دولتی گردید،
اصلاحات گارباچوف زمینه مالکیت خصوصی سرمایه‌داری را آماده ساخت.

پایان

(*):

۱- https://eb1384.wordpress.com/2019/04/18/

۲- https://eb1384.wordpress.com/2019/04/28/

٣- https://eb1384.wordpress.com/2019/05/10

۴- https://eb1384.wordpress.com/2019/05/17




اعتراض نویسندگان افغانستان به حکم زندان برای سه نویسنده ایرانی

• جمعی از نویسندگان افغانستان، با امضای بیانیه‎ای، ضمن محکوم کردن صدور حکم زندان برای سه نویسنده ایرانی، این احکام را «نقض آشکار آزادی بیان و قلم» اعلام کرده‌اند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱ خرداد ۱٣۹٨ –  ۲۲ می ۲۰۱۹

جمعی از نویسندگان افغانستان، با امضای بیانیه‎ای، ضمن محکوم کردن صدور حکم زندان برای سه نویسنده ایرانی، این احکام را «نقض آشکار آزادی بیان و قلم» اعلام کرده‌اند.

آنها در این بیانیه از «جمهوری اسلامی ایران» خواسته‌اند «هر چه‌ زودتر حکم این سه نویسنده را ملغی اعلام کرده و اصل “آزادی بیان، بدون حصر و استثنا، برای همگان” را رعایت کند.»
در بیانیه جمعی از نویسندگان افغانستان، امضاکنندگان ضمن طرح پرسش‌هایی از جمله این‌که «امنیت کشور» چه ربطی به مسائلی چون «انتشار نشریه فرهنگی» و «حضور بر مزار احمد شاملو، محمد مختاری و جعفر پوینده» دارد، اعلام کرده‌اند: «ما نویسندگان افغانستان، سوا از آن‌که هر کدام‌مان در کجای جهان قرار گرفته‌ایم و چه طرز فکری داریم، این حکم را نقض آشکار آزادی بیان و قلم شمرده و آن را صریحاً محکوم می‌کنیم.»

صدور حکم زندان برای رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن واکنش گسترده اهل قلم را برانگیخته است.
علاوه‌ بر واکنش «کانون نویسندگان ایران» و «انجمن صنفی داستان‌نویسان»، دو روز پیش نامه سرگشاده بیش از ۹۰۰ نویسنده و مترجم و شاعر ایرانی نیز در محکوم کردن این حکم منتشر شد که بنا به گزارش‌های دریافتی شمار امضاها اکنون به هزار نفر رسیده است.




فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران خواهان آزادی کیوان صمیمی و مرضیه امیری شد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱ خرداد ۱٣۹٨ –  ۲۲ می ۲۰۱۹

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران با انتشار بیانیه‌ای از مقام‌های ایرانی خواسته است که کیوان صمیمی، سردبیر ایران فردا و مرضیه امیری، خبرنگار روزنامه شرق را آزاد کنند. 
کیوان صمیمی و مرضیه امیری در حاشیه مراسم روز جهانی کارگر در ایران بازداشت شدند. 
آنتونی بلنگر، دبیر فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران “برخورد سرکوبگرانه” مقام‌های ایرانی با روزنامه‌نگاران را محکوم کرده و گفته کیوان صمیمی و مرضیه امیری “تنها برای دفاع از حق بنیادی آزادی بیان” به زندان افتاده‌اند. 
او ضمن درخواست آزادی آقای صمیمی و خانم امیری، گفته آفرین چیت‌ساز، هنگامه شهیدی، کیومرث مرزبان و پویا خوشحال، دیگر روزنامه‌نگاران زندانی نیز باید آزاد شوند.




حسن سعیدی و عده ی دیگری از بازداشت شدگان روز کارگر همچنان در زندانند

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱ خرداد ۱٣۹٨ –  ۲۲ می ۲۰۱۹

با گذشت ۲۱ روز ازبازداشت حسن سعیدی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و دیگر بازداشتی های روز جهانی کارگر، مقامات قضایی دادسرای زندان اوین ازپاسخگویی به خانواده های بازداشتی ها طفره میروند و پاسخ مناسبی برای ادامه بازداشت این کارگران و فعالین نمیدهند. 

روز ۳۱ اردیبهشت خانواده سعیدی به همراه دیگر خانواده های بازداشتی های روز جهانی کارگر مقابل مجلس، در مقابل زندان اوین حضور یافتند اما بعد از ساعت ها انتظار با عدم پاسخگویی مسئولین قضایی دادسرا مواجه شدند. 
تعدادی از اعضای سندیکای شرکت واحد و تعدادی از فعالین دانشجویی و کارگری خانواده های بازداشتی ها را درمقابل زندان اوین همراهی میکردند.




آلمان، فرانسه و روسیه بر لزوم همکاری اقتصادی با ایران تاکید کردند

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱ خرداد ۱٣۹٨ –  ۲۲ می ۲۰۱۹

رهبران سه کشور آلمان، فرانسه و روسیه در جریان یک گفت‌وگوی تلفنی سه‌جانبه بر مجاب کردن ایران به حفظ توافق هسته‌ای و همکاری اقتصادی با آن تاکید کردند. 

آنجلا مرکل صدراعظم آلمان، امانوئل ماکرون رئیس جمهوری فرانسه و ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه در این گفت‌وگوی تلفنی حضور داشتند. 
دفتر صدراعظم آلمان در بیانیه‌ای اعلام کرد که سران این سه کشور به این نتیجه رسیدند که جمهوری اسلامی باید به پرجام پایبند بماند. 
سران این سه کشور همچنین بر افزایش همکاری‌های اقتصادی با ایران تاکید کرده‌اند. 
شورای عالی امنیت ملی ایران در سالگرد خروج ایالات متحده از برجام، در بیانیه‌ای اعلام کرده بود جمهوری اسلامی برخی تعهدات خود در چهارچوب برجام را لغو می‌کند. 
ایران در این نامه به کشورهای باقی‌مانده در توافق هسته‌ای مهلتی ۶۰ روزه داده بود تا «تعهدات خود به ویژه در حوزه‌های بانکی و نفتی» را عملی کنند و تهدید کرده بود در صورتی که این اتفاق رخ ندهد جمهوری اقدام به متوقف کردن «رعایت محدودیت‌های مربوط به سطح غنی سازی اورانیوم و اقدامات مربوط به مدرن‌سازی رآکتور آب سنگین اراک» خواهد کرد. 
پرزیدنت ترامپ با خروج از توافق برجام در اردیبهشت ۱۳۹۷، در دو مقطع در مرداد و آبان سال گذشته، دستور بازگشت تحریم‌های هسته‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران را صادر کرد. 
اعمال تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی و همچنین عدم تمدید معافیت‌ها از خرید نفت ایران، باعث مشکلات اقتصادی در ایران شده است. این تحریم‌ها باعث شده که بسیاری از شرکت‌ها از حضور در ایران خودداری کنند و کشورها هم حاضر به خرید نفت ایران نباشند. 
ساز و کار ویژه اتحادیه اروپا برای معامله با ایران (اینستکس) نیز هنوز اجرایی نشده است. ضمن آن‌که مقام‌های ایالات متحده درباره معامله با جمهوری اسلامی از طریق این ساز و کار به شرکت‌ها هشدار داده‌اند.




همراه مادران، برای آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی!

نسان نودینیان

• حضور مادر پروین محمدی، مادر آناهیتا، مادر سارا شقاقی، اسماعیل بخشی، ستار بهشتی، سپیده قلیان و ده ها مادر و وابستگان دور و نزدیک کارگران، معلمان و زندانیان سیاسی همرا با توده وسیعی از فعالین کارگری و اجتماعی حرکت نوین اعتراضی است که قابل برگشت نیست. این حرکت نمادین و اعتراضی که از دیدار با خانواده های دستگیر شدگان شروع شده امروز تبدیل به تجمعات اعتراضی در مقابل زندانها و فراخوانهای ویدئویی در میدیای اجتماعی شده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱ خرداد ۱٣۹٨ –  ۲۲ می ۲۰۱۹

خلاصه چند خبر از دستگیریها و اعتراضات به آنها چنین است:
* “هفته گذشته جلسه رسیدگی به اتهامات اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، ساناز اله یاری و امیر حسین محمدی فر تحت عنوان آخرین دفاع در شعبه ٧ بازپرسی دادسرای اوین برگزار شد. همزمان طی احضاریه‌های جداگانه‌ای از علی نجاتی و عسل محمدی خواسته شده است طی ٥ روز آینده در محل دادسرا حاضر شوند.” 
* “خبر احضار علی نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به این دادسرا جهت اخذ آخرین دفاعیات منتشر شد”. 
* “عسل محمدی نیز جهت حضور در دادسرا احضار شده است.” 
* سارا شقاقی مادر ناهید شقاقی بعد از سه روز بی‌خبری از فرزندش می‌گوید: “سه روز است دخترم را برده‌اند و خبری از او ندارم. من نگران دخترم هستم. کجای دنیا دفاع از حقوق زنان، سوادآموزی و کمک به زلزله زده و سیل زده جرم است”. ناهید شقاقی، فعال حقوق زنان روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت‌ماه ٩٨، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ٢٠٩ زندان اوین منتقل شده است. 
* احترام شکوری مادر ناهید خداجو میگوید: “ناهید خداجو، دختر من، دختر خوب، دختر مهربان، دختر مردم دوست، دختر خانواده دوست هیچ کار خطایی نکرده ، روز ١١ اردیبهشت رفته دم مجلس مثل همه مردم، چون خودش کارگره، از حق کارگر و از حق خودش دفاع کرده… من از مردم تقاضا دارم بیایند از این بچه هایی که دستگیر شدند حمایت کنند تا بچه های ما که هیچ خلافی نکرده اند آزاد شوند” ناهید خداجو عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران در روز جهانی کارگر در مقابل مجلس بازداشت و به زندان اوین منتقل شد و تاکنون در بلاتکلیفی بسر میبرد”.

امنیتی کردن فعالیت در عرصه های کارگری، اجتماعی و صنفی قدمت طولانی دارد. در چند سال گذشته با عروج نسل تازه ای از فعالین زنان، کارگران و معلمان و نهادهای مدافع حقوق کودک و زیست محیطی و نویسندگان، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی حکومت اسلامی، مانند همه دیکتاتوریهای سرکوبگر، هر تلاش و اعتراض کارگران و معلمان و سایر بخشهای جامعه در دفاع از حقوق پایه ای خود را “اخلال در امنیت ملی” میخوانند و با تعقیب و بازداشت و زندان و شکنجه و اعدام پاسخ میدهند. در شرایط کنونی که از یکسو جمهوری اسلامی در بحران عمیق سیاسی و اقتصادی قرار گرفته و همچنین جدال لفظی آمریکا و جمهوری اسلامی و تبلیغات جنگی فضای جامعه را احاطه کرده، و از طرف دیگر از دی ماه ٩٦ باینسو اعتراضات کارگران و مردم وارد فاز جدیدی شده و هر روز بر تعداد اعتصاب و تجمع های نارضایتی افزوده میشود و توده وسیعی از مردم در شهرها و کارخانه و مراکر تولیدی در مبارزه ای دائمی و بی وقفه صف بندی کرده اند، سیاست دستگیری فعالین و سخنگوهای فعالین زنان، کارگران و معلمان و نهادهای مدافع حقوق کودک و زیست محیط و نویسندگان ادامه دارد. 

“اخلال در امنیت” بهانه و پاپوش قانونی است که اساس پرونده سازیهای حکومت علیه کارگران و معلمان وهمه زندانیان سیاسی را تشکیل میدهد. این سیاست ادعائی است آشکارا پوچ، ضد آزادی بیان و ضد صدای آزادیخواهی و برای سرکوب و بستن صداهای اعتراض به نابرابری، گرانی، پرداخت نکردن دستمزدها و فقر و ناامنی معیشتی. اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” وصله ناروائی است که به کارگران و معلمان و هر انسان مزدبگیر معترض به شرایط فلاکت بار زندگی اش، زده می شود، یک ابزار مرعوب کردن جامعه است که با ایجاد فضای ترس و وحشت سعی در خفه کردن صدای حق طلبی و ممانعت از بروز اعتراضات دارد. کارگران و معلمان و فعالین زیادی هم اکنون به خاطر اعتراض به پایین بودن دستمزد یا نپرداختن دستمزدشان، و اعتراض به گرانی و امثال آن با همین اتهامات مسخره “اقدام علیه امنیت ملی”، “اخلال در نظم” و غیره محکوم شده و علیه آنها پرونده های قضائی باز شده و یا حکم زندان گرفته اند. 

این اتهامات در واقع نفی حق آزادی بیان و نفی حق اعتصاب و اعتراض در جامعه است. بنابراین واضح است که منظور این رژیم از “امنیت ملی”، همان حفاظت از منافع یک مشت سرمایه دار است در ازای تباهی و به ورطه نابودی سوق دادن اکثریت جامعه. از اینرو حکومت اسلامی سرمایه و دولت بعنوان ابزار حاکمیت اتهام “اخلال در امنیت” را علیه جبهه کارگران و مردم بدست گرفته است. فقط محصول یک قلم از نتایج این سیاست ضد انسانی اینست که ده ها نفر از سخنگویان و فعالین زنان، کارگران و معلمان و نهادهای مدافع حقوق کودک و زیست محیط و نویسندگان را به زندان انداخته و طبق خبر این ستون هر روز به بهانه ای ناهید خداجو، جعفر عظیم زاده، فرهاد شیخی، علی نجاتی، بهنام ابراهیم زاده، اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، ساناز اله یاری و امیر حسین محمدی فر و … مورد بازجویی و اتهامات واهی و محکومیتهای چند ساله قرار میگیرند. کارگران و مردم هم چاره ای جز مقابله با این توحش حکومت ندارند، و هر روز بشیوه های مختلفی علیه سیاست توطئه گرانه “اقدام علیه امنیت ملی” می ایستند و لغو این اتهامات به پروژه سیاسی ــ مطالباتی فعالین کارگری، معلمان و زندانیان سیاسی تبدیل شده است! 

در چند روز گذشته تجمعهای اعتراضی برای آزادی دستگیر شدگان مراسم روز کارگر و تجمع اعتراضی معلمان در ١٢ اردیبهشت ٩٨ برگزار شده. خانواده دستگیر شدگان با حمایت و دخالت فعالین کارگری و معلمان مناسبترین کانونهایی هستند که میتوانند در ظرفیت فراخوان دهنده آکسیون های اعتراضی ابراز وجود کنند. خانواده ها میتوانند در اشکال مختلف متحد شوند و کیفرخواست اعتراض به دستگیری ها را از طریق سازماندهی میتینگ و تجمعات دنبال کنند. راه چاره اساسی و بُرا برپایی تجمع های بزرگ و کوبنده است. 

پیام ویدئویی مادر ناهید خداجو در میدیای اجتماعی فراخوان روشن و ردادیکالی خطاب به خانواده های دستگیر شده و کسانی است که امروز با تلاشهایشان و با تجمع های اعتراضی و با فراخوانهایشان برای آزادی کارگران و معلمان زندانی مبارزه میکنند. خانم احترام شکوری مادر ناهید خداجو از حرمت و کرامت ناهید بعنوان کارگر دفاع میکند، و شجاعانه در سنگر مبارزه علیه امنیتی کردن فعالیت ناهید، علیه اخاذی و وثیقه های ضد انسانی و میلیونی ایستاده است. حضور مادر پروین محمدی، مادر آناهیتا، مادر سارا شقاقی، اسماعیل بخشی، ستار بهشتی، سپیده قلیان و ده ها مادر و وابستگان دور و نزدیک کارگران، معلمان و زندانیان سیاسی همرا با توده وسیعی از فعالین کارگری و اجتماعی حرکت نوین اعتراضی است که قابل برگشت نیست. این حرکت نمادین و اعتراضی که از دیدار با خانواده های دستگیر شدگان شروع شده امروز تبدیل به تجمعات اعتراضی در مقابل زندانها و فراخوانهای ویدئویی در میدیای اجتماعی شده است. پیامهای ویدئویی مادر پروین محمدی، ناهید خداجو و اقدام برجسته روز ۲۹ بهمن٩٧ خانواده اسماعیل بخشی رهبر محبوب کارگران نیشکر هفت تپه همراه با جمعی از کارگران این مجتمع در اعتراض به ادامه بازداشت او در مقابل دادگستری شوش دستاوردهای زنده اعتراض و عکس العمل اجتماعی است که باید بدست گرفته شود و به تعداد این اقدامات اضافه کرد. 

امروز جدال مردم با جمهوری اسلامی و نهادهای امنیتی آن عمیقتر از همیشه شده است. از یک طرف دولت و هیئت حاکمه با بدست گرفتن اتهام “اخلال در امنیت” برای حفاظت از نظام اسلامی سرمایه دست به هر جنایت و عمل ضد انسانی و کثیفی میزنند، و در جبهه مقابل کارگران و مردم معترض سنگرهای خودشان را در اشکال مختلف اعتراضی و مبارزراتی میسازند. امروز با دست زدن به تجمعهای مداوم برای آزادی دستگیر شدگان، با بمیدان آمدن مادران شجاع و مبارز کارگران و معلمان و دیگر زندانیان سیاسی و فراخوانهای آنها صدای اعتراض وسیعتر شنیده میشود و در نهایت علیه سیاست کثیف و ضد انسانی وثیقه و اخاذی و دزدی نهادهای امنیتی وارد کارزاری جدید میشویم در ادامه کارزارهای تاکنونی علیه امنیتی کردن فعالیتهای کارگران و معلمان و عرصه های اجتماعی و علیه سیاست شکنجه و اعتراف.




گرانی افسار گسیخته و لزوم کنترل بازرگانی خارجی توسط دولت

ب. دیدار

• باید دولت را وادار کرد تا کنترل عمده ترین اقلام وارداتی را خود در دست بگیرد و نسبت به توزیع آنها از طریق شیوه های کارآمد که کوپن یکی از آنها می باشد اقدام کند و به چپاولگری عناصر معلوم الحال پایان دهد و زمینه های رفاه مردم را بیشتر فراهم کند. دولت در این مسیر داوطلبانه به تغییر سیاست های کنونی اقدام نمی کند اما اگر فشار افکار عمومی افزایش پیدا کند، دولت را مجبور به تمکین خواهد کرد. …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۲۹ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۹ می ۲۰۱۹

موضوع گرانی و تورم افسار گسیخته با فراز و نشیب های متفاوت همواره در طول نزدیک به چهل سال حاکمیت دولت اسلامی در ایران وجود داشته است. از یکسال پیش تاکنون این روند، ابعاد غیرقابل تحمل بخصوص برای اقشار تهیدست را به همراه داشته است. چپاولگران حاکم در گذشته به مدد دلارهای نفتی، پیامدهای مخرب سیاست اقتصادی نولیبرالی را تا حدی لاپوشانی می کردند اما با توجه به محدودیت درآمدهای ارزی ناشی از فروش نفت، این بحث هم اکنون وجود دارد که برای کنترل نارضایتی های فزاینده چه راه کاری را باید عملی کرد؟ خبرگزاری مهر، ۲۷ فروردین، گزارشی را انتشار داد که مربوط به تشکیل دوباره وزارت بازرگانی می بود. مهر در این گزارش نوشت: “هفته آینده قرار است یکی از پر سر و صداترین طرح‌های مجلس برای بازگشت به عقب در دهه ۹۰ برای تصویب بررسی شود. طرح تشکیل وزارت بازرگانی با امضای برخی نمایندگان ۸ اسفند ۹۷، تقدیم هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی شد. هیأت رئیسه مجلس پس از اعلام وصول، طرح را برای بررسی بیشتر به کمیسیون اجتماعی مجلس ارجاع داد. در نهایت، کلیات طرح مذکور پس از دو جلسه و به صورت ضربتی در ۲۰ اسفند ۹۷ به تصویب کمیسیون اجتماعی مجلس رسید. چندی پیش، حسن روحانی رئیس‌جمهور در ۱۵ بهمن ۹۷، طی صحبت‌هایی تشکیل وزارت بازرگانی را تنها چاره پایان دادن به تلاطمات اخیر بازار خوانده و گفته بود: «بدون وزیر بازرگانی مستقل، مسائل و مشکلات صادرات، واردات و تنظیم بازار در کشور حل نمی‌شود. اگر می‌خواهید مردم، برای خرید اجناس‌، کمتر معطل بشوند، به عنوان مسئول دولت خدمت شما عرض می‌کنم که راهی جز جدا شدن وزارت بازرگانی وجود ندارد.” نکته قابل تامل در این گزارش آن بود که قبلا طرح تشکیل دوباره وزارت بازرگانی سه بار توسط مجلس رد شده بود. در تحولی دیگر، سایت تابناک، ۱۴اردیبهشت، به نقل از جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری، نوشت: “الان با توجه به شرایط جدید اقتصادی دو بحث ایجاد شده است. به سمت محدودیت‌های بیشتری داریم پیش می‌رویم، پس احتمالاً نقش دولت پررنگ‌تر می‌شود. شاید مجبور شویم در برخی کالا‌ها به سمت سهمیه بندی و کوپنی شدن پیش برویم. این نظری است که در دولت و خارج از دولت طرفدار دارد. پیش نیازش این است که دولت خودش دوباره وارد یکسری از فعالیت‌های اقتصادی شود.” 

برای ریشه یابی چنین رویکردهایی باید نگاهی اجمالی به وضعیت اقتصادی با استناد به منابع داخلی داشته باشیم. روزنامه جهان صنعت، ۱۴ اردیبهشت، در گزارشی که مربوط به گرانی کالاها بود، نوشت: “پس از تب افزایش قیمتی که در سال گذشته بر بازار حاکم شد، در روزهای اخیر زمزمه گرانی برخی از اقلام مصرفی نیز به گوش می‌رسد‌. وضعیت معیشت مردم رو به راه نیست‌. قیمت کالاهای اساسی همچنان در حال گران شدن است. این در حالی است که حتی افزایش دستمزدها هم کفاف این همه گرانی را نمی‌دهد‌. در حالی که قیمت گوشت بالای ۱۰۰هزار تومان است نرخ برنج نیز به عنوان یکی از اقلام خوراکی پرمصرف به کیلویی ۲۵ هزار تومان رسیده است‌. اگر به این وضعیت گرانی عجیب لبنیات‌، مرغ‌، حبوبات‌، میوه‌،مواد شوینده و ..‌. را هم اضافه کنیم می‌بینیم که کاهش قدرت خرید مردم رکود عمیقی را در بازار رقم زده است‌. با این حال قرار است اقلام دیگر مواد غذایی نیز گران شود‌.” 

سایت روزنامه سازندگی، ۲۲ اردیبهشت، در بررسی افزایش اقلام غذایی، نوشت: “هفته منتهی به ۳۰ آذر ۹۷، آخرین گزارش هفتگی متوسط قیمت خرده‌فروشی برخی از مواد خوراکی در تهران توسط بانک مرکزی منتشر شد. طبق گزارش آن زمان، قیمت برنج وارداتی غیرتایلندی کیلویی ۸ هزار و ۳۰۰ تومان بود و برنج داخله درجه‌ یک هم ۱۵ هزار و ۶۸۰ تومان فروخته می‌شد. حالا اما قیمت برنج ایرانی به‌راحتی به ۱۹ هزار تومان رسیده است و حتی مصرف برنج ممتاز فریدون‌کنار کیلویی ۲۵ هزار تومان برای خانوارهای ایرانی آب می‌خورد و برنج بلند باسماتی هندی ۱۰ کیلویی هم ۷۳ هزار تومان شده است. طبق گزارش تورم اقلام خوراکی مرکز آمار در فروردین‌ماه امسال، بیشترین افزایش قیمت نسبت به ماه مشابه سال قبل (فروردین ۱۳۹۷) مربوط به اقلام «پیاز» با ۴۵۹,۵ درصد افزایش و «سیب‌زمینی» با ۲۰۷.۸ درصد افزایش‌ بوده است.”

چنین گزارشاتی که حاکی از افزایش نجومی مایحتاج ضروری مردم می باشد را ما به کرات در رسانه های داخلی ایران دریافت می کنیم. نگاه اجمالی به این افزایش ها به خودی خود میزان فشارهای وارد آمده به قشرهای مختلف جامعه را آشکار می سازد. تجربه دیگر کشورها که مواجه با تحریم های اقتصادی بودند نشان داد که تورم افسار گسیخته از پیامدهای چنین وضعیتی خواهد بود، اما دلیل اصلی را باید در ساختارهای فاسد و ضد مردمی این حکومت ها نیز جستجو کرد. ایران در این رابطه مستنثی نبوده است و گزارشات انتشار یافته به روشنی نشان می دهد که علیرغم وضعیت دشوار و خطرناکی که میهن ما با آن مواجه است دست اندرکاران حکومتی و وابستگان به آنها، تنها دغدغه ای که دارند، کسب سودهای نجومی به قیمت فقر و فلاکت میلیون ها نفر را در اندیشه داشته و دارند. 

خبرگزاری ایسنا، ۲ اردیبهشت، در رابطه با رانت ارزی، گزارشی داشت و نوشت: “محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه‌‬ و‬ بودجه گفته بود که ‏دلار ٤٢٠٠ {تومانی} رانت بزرگی ایجاد کرد و باید اعتراف کنیم که منابع دلار ٤٢٠٠ تومانی به مردم نرسید. بانک مرکزی تازه دیروز فهرست کسانی را که دلار ‏‏٤٢٠٠ تومانی گرفته‌اند، منتشر کرده است که البته هنوز معلوم نیست این لیست به صورت کامل و شفاف منتشر شده یا همچون فهرست قبلی، اسامی برخی واردکنندگان فاکتور گرفته شده است.” ایسنا در جایی دیگر نیز آورد: “جالب است بدانید که رانت‌خواران برای گرفتن دلار ٤٢٠٠ تومانی کورس گذاشتند و تنها در سه‌ماهه ‏ابتدایی سال ٩٧ رقم ثبت‌سفارش برای واردات به ٢٠‌میلیارد دلار رسید که در تاریخ تجارت ایران کم‌‏سابقه است و در واقع نسخه دلار ٤٢٠٠ تومانی در همان سه‌ماهه اول سال ٩٧ پیچیده شد. علی‌اکبر کریمی، عضو کمیسیون اقتصاد مجلس دهم هم تأکید می‌کند که پرونده واردات با دلار ٤٢٠٠ تومانی سراسر تخلف و رانت بوده و می‌تواند بگوید که حتی یک دلار ٤٢٠٠ تومانی به دست مصرف‌کننده نرسیده است.” همین خبرگزاری در تاریخ ۲۵ مرداد سال ۹۷، گزارش داد و نوشت: “برنج که طی چهار ماه نخست امسال بیش از ۶۷۴ میلیون دلار ارز دولتی برای وارداتش صرف شده، بر خلاف آنچه از سوی مسئولان اعلام شد با افزایش حدود ۵۰ درصدی مواجه شده که پنج برابر گران تر از میزان افزایش قیمت برنج ایرانی درجه یک است” این دو گزارش از یک فاصله زمانی تقریبا ۸ ماهه حکایت دارد اما علیرغم تمامی این نابسامانی ها، معضل همچنان وجود دارد و قیمت ها هم همچنان افزایش داشته و رانت خوارها هم ارز ۴۲۰۰ تومانی را استفاده می کنند. این بدان معناست که دولت روحانی حتی در این فاصله ٨ ماهه نه تنها اقدامی به نفع مردم نکرده است بلکه همچنان ارزهای دولتی را به همان اشخاص و شرکت ها داده است. سایت آفتاب نیوز، ۲۰ اردیبهشت ، به نقل از محمدرضا مرتضوی، با اشاره به اینکه، مشخص نیست چرا گوشتی که به قیمت کیلویی پنج دلار وارد می‌شود در نهایت کیلویی ۱۰۰ هزار تومان فروخته می‌شود، گفت: “رشته نظارت و تنظیم بازار از دست دولت خارج شده. راه حل خروج از مشکلات این است که دولت طی جلسه‌ای با کارشناسان، روشی را که برای واردات کالاهای اساسی در نظر گرفته بررسی کند. اگر قرار است با روش متمرکز در اقتصاد عمل شود، باید یک سیستم متمرکز و پاسخگو تشکیل شود، اما در حال حاضر کسی پاسخگو نیست. از طرف دیگر در شرایط فعلی همه چیز با سیستم‌های کامپیوتری قابل کنترل است که می‌توان در یک سیستم متمرکز از آن‌ها استفاده کرد.” سایت رویداد ۲۴، در تاریخ ۲۸ اردیبهشت، نوشت: “بر اساس اطلاعات بانک مرکزی، از ابتدای فروردین سال ۹۷ تا اردیبهشت ۹۸ بیش از ۲۹ میلیارد و ۷۲۸ میلیون دلار به واردکنندگان پرداخت شده است، یکی از عجایب لیست این بود که از میان ۱۰ هزار شرکت دریافت کننده، بیشترین رقم دریافتی، تنها به سه شرکت پرداخت شده بود. نکته عجیب دیگر وجود نام خیریه امیرالمومنین متعلق به موسوی اردبیلی در میان اسامی و دریافت ۹ میلیون دلار توسط این مجموعه بود.” 

این گزارشات که چپاولگری را به روشنی آشکار می سازد در وهله ای انتشار یافته است که گزارشات فقر فزاینده هر روز بیشتر انتشار می یابد. روزنامه همدلی، ۲۹ اردیبهشت در این ارتباط، نوشت: “آمارها در حالی افزایش حریم خط فقر در کشور را روایت می‌کنند که هنوز راهکار قطعی برای حل این معضل اقتصادی اندیشیده نشده است. مرکز پژوهش‌های مجلس چندی پیش اعلام کرد در حدود ۳۲ تا ۴۰ درصد از خانواده‌ها زیر خط فقر زندگی می‌کنند ، اما روز گذشته یک عضو کمیسیون اقتصادی مجلس خبر داد، این رقم در حدود ۵۵ درصد است. آماری که به نظر می‌رسد هرکدامشان به نوعی قبح اعداد در ایران را شکسته و شرایط غیر عادی اقتصاد را به تصویر می‌کشند.”

با استناد به گزارشات بالا باید به این نتیجه رسید که تورم و افزایش قیمت ها ربطی مستقیم به تحریم ها ندارد. بر طبق گزارشات بالا ارز لازم برای تامین کالاهای اساسی اختصاص داده شده است و دریافت کنندگان این ارز یا کالاهای وارداتی را به قیمت های بالا در دسترس مردم قرار داده اند و یا اصولا صرف واردات کالاهای غیر اساسی اما پرسود کرده اند. عزم دولت برای مقابله با چنین چپاولگری تقریبا هیچ بوده است. گزارشات بالا که مربوط به یکسال گذشته تاکنون بوده است در برگیرنده این واقعیت تلخ است که دولت در حد حرف با این معضل برخورد کرده است و عزم جدی برای رفاه مردم در فرآیندهای پیش رو مشاهده نمی شود.

وجود چنین معضلی، باعث شده است تا بحث دیگری نیز دامن زده شود و آن هم موضوع توزیع کوپن است که جهانگیری آن را اخیرا اعلام کرده است. روزنامه ایران، ۱۵اردیبهشت در این رابطه نظرخواهی کرد. ناصر ریاحی، نایب رئیس اتاق بازرگانی تهران در این باره می گوید: “اقتصاد دولتی مدت‌هاست که در جهان منقرض شده و به جز کشورهایی مثل کره شمالی که شرایط شان مشخص است، چنین چیزی وجود ندارد. این آزمونی است که از همان اول هم نتیجه آن معلوم است. با توجه به شرایط امروز کشور که فساد اداری و بیکاری معضل جدی است، اگر دولت خودش واردات را در دست بگیرد، نمی‌تواند کار ایجاد کند.” لطفعلی بخشی عضو هیأت علمی دانشگاه علامه نیز گفت: “تجربه اقتصاد کوپنی و سهمیه بندی در کشور ما تجربه‌ای شکست خورده است. با سهمیه بندی مشکلات و گرفتاری‌های مرم چند برابر شد. برای واردات کالاهای اساسی ارز دولتی تخصیص داده شد اما این راهکار فساد و رانت را بیشتر کرد.” 

حسن فروزانفرد رئیس کمیسیون خصوصی‌سازی و سلامت اداری اتاق بازرگانی ایران، گفت: “بی تردید ما با نگاه بازگشت به دولت قدرتمند، توزیع کننده، وارد کننده و تولید کننده برای مبارزه با مشکلات احتمالی تحریم‌ها مخالفت هستیم. در حال حاضر اندازه دولت، وضعیت فساد غیرقابل کنترل هیچ ارتباطی با شرایط جنگی و انقلابی دهه ۶۰ ندارد. همان طور که در سال گذشته نمونه‌هایی را در زمینه واردات گوشت و برخی کالاهای اساسی دیدیم، اگر به سمت این نگاه برویم دیگر چیزی دست اقشار آسیب پذیر را نخواهد گرفت.”

محمدرضا انصاری نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران، در این باره اظهار داشت: “صحبت‌هایی که امروز مطرح شده، نشانه دلسوزی و نگرانی آقای دکتر جهانگیری است .اما اگر تصمیمی به دولتی شدن بگیریم، تنها به ظاهر کنترل بیشتری روی امور داریم ولی در واقع اختیار را به آدم‌هایی می‌دهیم که مسئول و متخصص نیستند، ولی اختیار دارند. به جای این کار مکانیزم‌های سلامت بخش خصوصی را باید فعال کنند.”

در گزارش روزنامه ایران دو نظر موافق کوپن وجود داشت که هر دو چهره دانشگاهی بودند. اما نگاهی به دیگر افراد مصاحبه شونده که عمدتا از اعضای اتاق بازرگانی بودند و مخالف کوپنی کردن اقتصاد، نتیجه گیری مشخصی را به همراه دارد. وجود سیاست های کنونی کعبه آمال این نحله فکری را تا سرحد کمال می رساند و ثروت های نجومی آنها را بازهم بیشتر می کند. اکثر اظهارات و گزارشات انتشار یافته نشان می دهد جریانات ذینفع و نیرومند در صحنه سیاسی و اقتصادی میهن با کوپنی کردن مایحتاج ضروری مردم و کنترل بیشتر دولت مخالف هستند و حتی موافقان هم با اما و اگرهایی آن را قابل قبول می دانند. دید حاکم بر این نحله های فکری نه تامین منافع ملی است و نه تقلیل فشار بر اقشار محروم جامعه. به نظر می رسد دولت روحانی در این میان در وضعیت آچمزی قرار گرفته است. از یک طرف خود نماینده تفکری است که عمیقا معتقد به اعمال سیاست های نولیبرالیستی است و از طرف دیگر در مواجه با معضلات انباشته شده، در صدد است در صورت لزوم سیاست هایی را اتخاذ کند که در اصل با آنها میانه خوبی ندارد. 
میهن ما و اکثریت مردم در این کشور، با چالش های مصیبت باری روبرو هستند. فساد بی سابقه در جای جای این میهن نهادینه شده است. خبرها و گزارشات که به طور متناوب انتشار می یابند، حاکی از افزایش وخامت اوضاع اقتصادی مردم می باشد. تداوم این روند متاسفانه ادامه دار خواهد بود و این معضلات همچنان بر دوش مردم سنگینی خواهد کرد. منابع موجود حتی با وجود تحریم های اقتصادی، برای اداره امور کشور کافی می باشد. اینکه حاکمیت به این مهم برسد که کنترل دولت بر کالاهای اساسی نیاز کنونی جامعه است در حال حاضر مشخص نیست. چنانچه روند فشارهای اقتصادی برای مدت طولانی ادامه یابد دولت چاره ای جز این رویکرد ندارد اما ذینفع های وابسته به سیاست های فعلی تمام کوشش خود را خواهند کرد تا از این مهم جلوگیری شود. ماه های آینده نشان خواهد داد که چه رویکردی غالب خواهد شد. اما وظیفه نیروهای مترقی می باشد که در این زمینه با آگاهی دادن به افکار عمومی، آنها را وادار به فشار به دولت بکنند تا از سیاست های مخرب تاکنونی دست بکشد و برای تخفیف فشارهای اقتصادی به مردم، سیاست هایی به نفع مردم را جایگزین کند. باید دولت را وادار کرد تا کنترل عمده ترین اقلام وارداتی را خود در دست بگیرد و نسبت به توزیع آنها از طریق شیوه های کارآمد که کوپن یکی از آنها می باشد اقدام کند و به چپاولگری عناصر معلوم الحال پایان دهد و زمینه های رفاه مردم را بیشتر فراهم کند. دولت در این مسیر داوطلبانه به تغییر سیاست های کنونی اقدام نمی کند اما اگر فشار افکار عمومی افزایش پیدا کند، دولت را مجبور به تمکین خواهد کرد.




خودداری رضا خندان و فرهاد میثمی از حضور در جلسه دادگاه تجدیدنظر

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱ خرداد ۱٣۹٨ –  ۲۲ می ۲۰۱۹

حمد مقیمی، وکیل مدافع فرهاد میثمی و رضا خندان روز گذشته از خودداری موکلان خود از حضور در جلسه دادگاه تجدیدنظر خبر داد. عدم حضور ایشان در اعتراض به تبصره ماده مربوط به لیست وکلای مورد تایید قوه قضاییه بوده است. در دادگاه بدوی این دو فعال مدنی هر کدام به ۶ سال حبس تعزیری و ۲ سال محرومیت از خروج از کشور و عضویت در احزاب و گروه‌های سیاسی و اجتماعی، فعالیت رسانه‌ای و مجازی محکوم شده بودند.

به گزارش هرانا، روز سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۹۸، فرهاد میثمی و رضا خندان از حضور در جلسه دادگاه تجدید نظر خودداری کردند.
محمد مقیمی، وکیل مدافع این دو فعال مدنی در یادداشتی در صفحه شخصی خود نوشت: “امروز جلسه رسیدگی به اتهامات موکلانم آقایان رضا خندان و دکتر فرهاد میثمی در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر برگزار شد. ایشان در اعتراض به تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری که حق وکیل انتخابی شهروندان را در مرحله تحقیقات مقدماتی سلب کرده است، از شرکت در دادگاه و استیفای حق دفاع خود، استنکاف ورزیدند و از اینجانب نیز خواستند که از دفاع در جلسه رسیدگی ایشان خودداری کنم”.
در تاریخ ۲۸ آذرماه ۹۷ جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مطروحه علیه فرهاد میثمی و رضا خندان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده و طی حکم صادره هر یک از این افراد به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال حبس تعزیری و همچنین ۲ سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌های سیاسی و اجتماعی، فعالیت در فضای مجازی، رسانه‌ها، مطبوعات و خروج از کشور محکوم شدند.
مقیمی پیشتر در تاریخ ۱ اسفندماه ۹۷ از ارجاع پرونده موکلانش به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران خبر داده و در تاریخ ۱۳ بهمن‌ماه همان سال نیز از از ثبت درخواست تجدیدنظر خواهی نسبت به حکم صادره توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب خبر داده بود.
فرهاد میثمی، عصر روز سه‌شنبه ۹ مرداد ۹۷ توسط نیروهای امنیتی و در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.
در حال حاضر رضا خندان با قید وثیقه آزاد و فرهاد میثمی نیز در زندان اوین به سر می‌برد.