انتخاباتی که بر بحران اتحادیه اروپا خواهد افزود

سهراب مبشری
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۲۵ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۵ می ۲۰۱۹

 * ویژه اخبار روز

انتخابات پارلمان اتحادیه اروپا روز ۲۶ مه، پنجم خرداد، برگزار خواهد شد. تقریبا قطعی است که شمار کرسی های فاشیستها و شبه فاشیستها به حد چشمگیری افزایش خواهد یافت. در بریتانیا آخرین نظرسنجی ها حاکی است مجموع آرای دو حزب محافظه کار و کارگر، از آرای حزب راست افراطی طرفدار خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا کمتر است. در فرانسه به احتمال زیاد فاشیستها به رهبری مارین لوپن بیشترین آرا را به خود اختصاص خواهند داد. در ایتالیا نیز فاشیستهای شمال و جنوب این کشور متحد شده اند و بسیار محتمل است برنده اصلی انتخابات باشند. در آن دسته از کشورهای شرق اروپا نیز که حکومت راست افراطی دارند، مانند لهستان و مجارستان،‌ هرگونه کاهش آرای نیروهای حاکم یک شگفتی خواهد بود.
روی آوردن ده ها میلیون رأی دهنده اروپایی به راست افراطی، تنها یک جلوه از بحران عمیقی است که اتحادیه اروپا بدان دچار است. اعضای این اتحادیه از اتخاذ سیاست خارجی هماهنگ عاجزند. در عرصه های اصلی سیاست خارجی مانند رابطه با چین، با روسیه و با آمریکا، توافقی میان اعضای اتحادیه اروپا وجود ندارد.
بحران سیاسی اتحادیه اروپا بی ارتباط با روند شتابان کاهش سهم این اتحادیه در اقتصاد جهانی سرمایه داری نیست. سهم اتحادیه اروپا از تولید ناخالص داخلی جهان با احتساب قدرت خرید، هم اکنون حدود ۱۶ درصد است، در حالی که در سال ۲۰۱۲ نزدیک به ۱۸ درصد بود. سهم چین از حدود ۱۵ درصد در سال ۲۰۱۲ به حدود ۱۹ درصد در حال حاضر رسیده است. سهم آمریکا در همین مدت از ۱۶ درصد به ۱۵ درصد کاهش یافته است.
کارل مارکس در بخش سوم جلد چهارم کاپیتال،‌ می نویسد انباشت سرمایه به شرایطی می انجامد که دو راه بیشتر برای طبقه سرمایه دار باقی نمی گذارد. راه نخست، تبدیل هر چه بیشتر سرمایه به سرمایه غیرمنقول مانند زمین و مستغلات است. راه دوم مورد اشاره مارکس، هدایت سرمایه به تجارت خارجی است (کاپیتال، جلد چهارم، بخش سوم، صفحه ۲۳۷ و ۲۳۸).
نوشته مارکس مربوط به سال ۱۸۶۱ یا ۱۸۶۲ است. در آن زمان هنوز عصر امپریالیسم، آن گونه که امروز می شناسیم، فرا نرسیده بود. اگر مارکس زنده می ماند و در سالخوردگی، آغاز قرن بیستم را می دید، بر دو راه نامبرده راه سوم یعنی جنگ را نیز می افزود.
اتحادیه اروپا از کاربست هر سه راه درمانده است. انباشت سرمایه ثابت در درون مرزهای این اتحادیه به حد اشباع رسیده است. رقبای بین المللی، تجارت جهانی را قبضه کرده اند. بر خلاف آمریکا، اتحادیه اروپا توان توسل جستن به جنگ برای حل بحرانهای خود را ندارد.
درماندگی اتحادیه اروپا در مواجهه با بحرانهایش، به رویگردانی فزاینده شهروندان این اتحادیه از هیأت حاکمه ای انجامیده است که مسئول وضعیت موجود تلقی می شود. این هیأت حاکمه در دو دهه اخیر به اروپایی ها این پیام را داده است که چاره ای جز انتقال مرکز تصمیم درباره امور مالی و اقتصادی به اتحادیه اروپا نیست. واحد پول مشترک،‌ سلب اختیار از دولتهای ملی در مورد استقراض و ممانعت از حمایت دولتهای ملی از اقتصاد، از جمله سیاستهای اصلی اتحادیه اروپا در بیست سال اخیر بوده است. آن بخش از سرمایه داری اروپایی که بیشترین سود را از این سیاستها برده است، طبقه حاکم آلمان است. سرمایه داری آلمان، به واسطه برداشته شدن موانع صدور سرمایه و کالا به کل اتحادیه اروپا، صدها میلیارد یورو سود کسب کرده است. در عین حال، دولت آلمان مقررات مالی سختی به حوزه یورو تحمیل کرده است که هسته اصلی آن، دست بالای این دولت در همه تصمیم گیری های مالی و پولی حوزه یورو بوده است.
بیهوده نیست که تقریبا در همه کشورهای اتحادیه اروپا، احزاب سیاسی از طریق موضعگیری علیه نفوذ زیاد آلمان بر آرای خود افزوده اند. بارزترین نمونه این روند را در بریتانیا شاهد بوده ایم، کشوری که اکثریت رأی دهندگانش به خروج از اتحادیه اروپا رأی داده اند. برخی از محافل هیأت حاکمه بریتانیا از سالها پیش از تقویت نقش جامعه مشترک المنافع یعنی مجموعه مستعمرات سابق بریتانیا دفاع می کنند و می گویند بریتانیا باید به جای پیوندهای اروپایی، به سوی احیای اهمیت جامعه مشترک المنافع سمت گیری کند. نگاه این محافل بیشتر به هند به عنوان رقیب اصلی چین در آسیا دوخته شده است.
در فرانسه، شاید امانوئل ماکرون آخرین رئیس جمهور از میان نیروهایی باشد که سالها بر اتحاد با آلمان سرمایه گذاری کرده اند. دولت آلمان تلاشهای ماکرون برای تقویت این اتحاد را بی پاسخ گذاشته است. آلمان حاضر نیست از موقعیت برترش در حوزه یورو دست بکشد. به نظر می رسد دولت آلمان نیز برای دوران بعد از تضعیف همگرایی اروپایی، برنامه هایی دارد. مناسبات تجاری آلمان محدود به شرکایش در اتحادیه اروپا نیست. شرکتهای آلمانی ده ها میلیارد یورو در چین، آمریکای لاتین و روسیه سرمایه گذاری کرده اند. یک نمونه، فولکس واگن بزرگترین شرکت آلمانی است که تنها در محدوده شانگهای هفت کارخانه دارد.
البته قطعا پس از انتخابات پارلمان اتحادیه اروپا نیز آن بخش از سرمایه داری این قاره که بیشترین سود را از روند همگرایی در اتحادیه اروپا برده است، خواهد کوشید این همگرایی حتی الامکان جای خود را به واگرایی ندهد. این روزها یک ضلع نیروگاه اختصاصی بزرگترین کارخانه فولکس واگن در ولفسبورگ مقر اصلی این شرکت، منقش به بَنِری به ارتفاع ده ها متر است. روی این بنر نوشته اند: فولکس واگن به اروپا رأی می دهد، و زیرش اضافه کرده اند ۲۶ مه، تا ده ها هزار کارگر و کارمند این شرکت که هر روز این شعار را می خوانند، بدانند توقع مدیران این شرکت از رأی دهندگان در انتخابات اتحادیه اروپا چیست.
توقع حکام اصلی آلمان یعنی امثال فولکس واگن هر چه باشد، واقع بینی حکم می کند که بدانند گاو شیرده اروپایی به حال نزاری افتاده و باید به فکر بازارهای جدید باشند. آنها در عین حال، تا زمانی که ممکن است بازار اتحادیه اروپا را نیز حفظ خواهند کرد.
پس از این مختصر درباره انتظار فرمانروایان اروپا در انتخابات پیش رو، بیینیم وضعیت نیروهای چپ در این قاره چگونه است.
چپ اتحادیه اروپا،‌ فرسنگها از اتخاذ یک سیاست واحد درباره اصلی ترین معضلات این قاره فاصله دارد. باز به نمونه بریتانیا بنگریم: چپ در این کشور نتوانسته است در مورد برگزیت، خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، سیاست واحدی اتخاذ کند. بخشی از چپ،‌ موافق خروج از اتحادیه اروپاست چرا که در این اتحادیه، بیش از هر چیز ابزار سرمایه کلان برای پیشبرد مشی نئولیبرال را می بیند. بخش بزرگی از رأی دهندگان سنتی حزب کارگر بریتانیا در رفراندوم به برگزیت رأی دادند، به روایتی اکثریت آنان. بخش دیگری از چپ، با اشاره به نقش غالب نژادپرستان و ناسیونالیستها در کارزار برگزیت، با آن مخالفند. آنها از روند همگرایی اروپایی دفاع می کنند و معتقدند در چارچوب اتحادیه اروپا باید برای اصلاح آن کوشید.
مشابه این شکاف در شماری دیگر از کشورهای اتحادیه اروپا نیز دیده می شود. حزب چپ آلمان می کوشد در کارزار انتخاباتی خود، میانه را بگیرد تا هم مخالفان و هم موافقان اتحادیه اروپا در صفوف خود را راضی نگه دارد. موضع رسمی این حزب، مصوب کنگره اخیر آن، انتقاد از اتحادیه اروپا و طرح خواست سمت گیری این اتحادیه به سوی سیاستهای حمایت اجتماعی است.
هرجا که جنبشی اعتراضی علیه سیاستهای نئولیبرال توده ای شده است، این اعتراض سمت گیری ضد اتحادیه اروپا یافته است. همین امر بر شکاف میان چپ پارلمانی و چپ خارج از پارلمان افزوده است.
در چپ اروپا نیز مانند برخی از دیگر کشورهای سرمایه داری، این بحث بنیادین جریان دارد که چپ باید وجه اصلی اهتمامش را بر بازسازی پایگاه سنتی خود در میان طبقه کارگر اروپایی و بخشهای پایینی اقشار متوسط متمرکز کند، یا بکوشد نقش لولا و وصل کننده جنبشهای اجتماعی مختلف را بر عهده گیرد، جنبشهایی مانند جنبش محیط زیست، کارزار دفاع از مهاجران، جنبش فمینیستی، کارزار دفاع از حقوق دگرباشان و سایر اقلیتها و مانند آن. یک قاعده کلی، البته با استثناهایی، این است که گروه اول، یعنی مدافعان بازگشت به پایگاه های سنتی، موضع انتقادی تندتری در قبال اتحادیه اروپا دارند،‌ در حالی که گروه دوم از تقویت ناسیونالیسم در مقابل همگرایی اروپایی نگرانند.
بحران چپ اروپا نیز بازتابی از موقعیت اجتماعی نیروهایی است که تا کنون، پایگاه چپ را تشکیل داده اند. اقشار میانی و حتی بخشی از طبقه کارگر در اروپا را به راحتی می توان در حمایت از سیاستی بسیج کرد که هدفش حفظ دژ اروپا و ثروت آن است. هر چه چشم انداز موفقیت چنین سیاستی با توجه به نقش رو به تنزل اروپا در اقتصاد جهانی سرمایه داری تیره تر و گرایش به همبستگی فراتر از مرزهای اروپا در میان چپها نیرومندتر می شود، راست افراطی در پایگاه های سنتی چپ نفوذ بیشتری می یابد. این روند قطعا در انتخابات پیش رو نقش قاطعی در تقویت راست افراطی ایفا خواهد کرد. کار چپ در این انتخابات بسیار سخت است، اما نمونه های موفق هم وجود دارند. شاید در شامگاه ۲۶ مه، امید چپ کل اروپا بر اقلیتی از کشورهای اتحادیه اروپا که چپی نسبتا نیرومند دارند، تمرکز یابد. در اسپانیا نتایج انتخابات پارلمانی اخیر، زمینه چنین امیدی را فراهم کرده است. ممکن است در پرتغال نیز بارقه هایی از امید چپ جلوه کنند. یونان وضعیتی ویژه و دولتی دارد که با شعارهای چپ بر سر کار آمد، اما ادامه کارش را مدیون ایفای نقش مدیریت ورشکستگی مالی و نوعی سوسیال دمکراسی بی رمق با لعاب ناسیونالیستی است.
از این کشورهای جنوب اروپا که بگذریم، هر گونه موفقیت نسبی چپ در رأی گیری ۲۶ مه، شگفتی آور خواهد بود. دور، دور راستهاست.




بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران در محکومیت صدور حکم هجده سال زندان برای سه نویسنده

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۶ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۶ می ۲۰۱۹

به دنبال محاکمه‌ی سه عضو کانون نویسندگان ایران در هفتم و هشتم اردیبهشت سال جاری روز گذشته، بیست‌وپنجم اردیبهشت، رای شعبه‌ی ۲٨ دادگاه انقلاب به وکلای پرونده ابلاغ شد. بنا به این ابلاغیه رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن هر یک به شش سال زندان محکوم شده‌اند: یک سال برای اتهام “تبلیغ علیه نظام” و پنج سال برای اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور”. نامربوط‌‌تر و سست‌بنیان‌تر از این اتها‌م‌ها “دلایل” و “مستندات” آنهاست. به سه نویسنده مجموعا ۱٨ سال حکم زندان داده‌اند که چرا عضو کانون نویسندگان ایران شده‌اید؛ چرا نشریه‌ی داخلی یک تشکل فرهنگی را منتشر کرده‌اید؛ چرا اسناد و مدارک فعالیت‌های پنجاه ساله‌ی کانون را در کتابی گرد آورده‌اید؛ چرا بر مزار احمد شاملو و محمد مختاری و جعفر پوینده رفته‌اید؛ چرا پای بیانیه‌های دفاع از آزادی بیان نویسندگان و هنرمندان و مخالفت با اعدام و سانسور امضا گذاشته‌اید!

این کدام “امنیت کشور” است که انتشار نشریه و بیانیه‌ی اعتراضی اقدام علیه آن محسوب می‌‍‌شود؟ امنیت چه کسانی با عضویت در کانون و رفتن بر مزار شاعران و نویسندگان به خطر می‌افتد؟ هر دادگاهی که حتی با اندکی عدالت و استقلال همراه باشد و ذره‌ای حق انسان در آن رعایت شود نیز این نوع “مستندات” را نه ادله‌ی جرم بلکه بهانه‌ی پرونده‌سازی تلقی می‌کند. در حقیقت آنچه در پرونده و دادگاه سه عضو کانون مبنای اتهام و صدور حکم قرار گرفته است چیزی جز گام نهادن در راه آزادی بیان و مخالفت با سانسور نیست و درست به همین سبب آنها محاکمه و محکوم به تحمل حبس شده‌اند؛ اما این فقط محاکمه‌ و محکومیت سه نویسنده نیست، تنها محاکمه‌ی کانون نویسندگان ایران نیست. محکومیت همه‌ی نویسندگان و کسانی است که می‌خواهند از حق آزادی بیان برخوردار باشند. به این گونه محاکمه‌ها و حکم‌هایی که در چند دهه‌ی اخیر برای پراکندن رعب و وحشت و سرکوب آزادی بیان به وفوردر جریان بوده است، باید پایان داده شود. 

کانون نویسندگان ایران پرونده‌سازی و صدورحکم‎های سرکوبگرانه‌ بر ضد رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن را محکوم می‌کند و خواهان لغو بی‌قید و شرط این حکم‌ها و مختومه کردن پرونده است. همچنین از همه‌ی نویسندگان و انسان‌های مدافع آزادی بیان می‌خواهد تا از هر راه ممکن به دفاع از این سه نویسنده بپردازند.

کانون نویسندگان ایران 
۲۶ اردیبهشت ۱٣۹٨




سرعت عمل در رسیدگی به پرونده آوازخوانی دانش آموزان

/www.kaleme.com

چهارشنبه, ۲۵ اردیبهشت, ۱۳۹۸

چکیده :وزارت آموزش و پرورش حتما با همان سرعت عملی که در ساخت و بازسای مدارس، حل معضلات اموزشی و پرورشی، حل مشکلات مدارس کپر نشین، حل مساله بخاری های نفتی مدارس و صدها مشکل دیگری که گریبان نظام آموزشی کشور را گرفته است عمل می کند، در خصوص آوازخوانی در مدارس نیز عمل کرده…

کلمه – گروه خبر: سخنگوی اداره‌کل آموزش‌وپرورش تهران از ارسال پرونده یک مدرسه پایتخت به قوه‌قضاییه در رابطه با کلیپ‌های جنجالی اخیر و شناسایی و بررسی دبستان دیگری در منطقه یک خبر داد.

هفته‌ی گذشته کلیپی از چند مدرسه پخش شد که در آن دانش آموزان همراه با ترانه یکی از خوانندگان خارج از ایران مشغول برگزاری یک جشن بودند.

پس از انتشار کلیپ آوازخوانی و جشن دانش آموزان، واکنش ها سریعا شروع شد و جریان های تندرو و اقتدارگرا خواستار برخورد با وزیر آموزش و پرورش و همچنین مدارس برگزار کننده چنین جشن هایی شدند و چون همیشه پای سند۲۰۳۰ به میان آمد.

هرچند که وزیر آموزش و پرورش نخست منکر هرگونه کلیپی شد و آن را ساختگی خواند اما با فراگیر شدن آن مجبور شد که بپذیرد در مدارس چنین آوازهای خوانده شده و نهایتا اعلام شد که بابت انتشار این کلیپ به پلیس فتا شکایت شده است.

وزارت آموزش و پرورش حتما با همان سرعت عملی که در ساخت و بازسای مدارس، حل معضلات اموزشی و پرورشی، حل مشکلات مدارس کپر نشین، حل مساله بخاری های نفتی مدارس و صدها مشکل دیگری که گریبان نظام آموزشی کشور را گرفته است عمل می کند، در خصوص آوازخوانی در مدارس نیز عمل کرده است.

و حتما قوه قضاییه نیز با سرعت عمل همیشگی خود در قبال پرونده های اینچنینی که مشابه آن در پرونده های سیاسی نیز می توان دید، وارد عمل شده و مدیران، معلمان و دانش آموزان خاطی را به سزای اعمال خود خواهند رساند.




سپیده قلیان، برای اخذ آخرین دفاعیات به دادسرا اعزام شد

/www.kaleme.com

چهارشنبه, ۲۵ اردیبهشت, ۱۳۹۸

چکیده :سپیده قلیان، فعال مدنی محبوس در بند زنان زندان اوین برای اخذ آخرین دفاعیات به دادسرا اعزام…

سپیده قلیان، فعال مدنی محبوس در بند زنان زندان اوین برای اخذ آخرین دفاعیات به دادسرا اعزام شد.

این فعال مدنی، دیروز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ جهت ارائه‌ی آخرین دفاعیات خود از بند زنان زندان اوین به دادسرا اعزام شده است.

در این جلسه به وی ۴ اتهام از جمله فعالیت تبلیغی علیه نظام، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، همکاری با گروهای معاند و اخلال در نظم عمومی تفهیم شده‌اند.

سپیده قلیان عصر روز ۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ به بند زنان زندان اوین منتقل شد.وی پیش از آن در زندان اهواز در بازداشت بود.

اسماعیل بخشی، فعال کارگری و سپیده قلیان، فعال مدنی در تاریخ ۳۰ دی ماه ۹۷، توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بودند.

در تاریخ ۱۳ اسفندماه ۹۷، اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به زندان‌های شیبان و سپیدار اهواز منتقل شدند.




گزیده اخبار و رویدادهای کارگری طی روز گذشته

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۲۴ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۴ می ۲۰۱۹

افزایش فشار بر کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه 

در ادامه احضار و بازداشت روزهای گذشته کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه، روز جاری یکی دیگر از کارگران این مجتمع به نام حسین انصاری، پس از احضار به پلیس امنیت بازداشت شد. به تازگی نیز ۴ تن از کارگران این مجتمع برای چند روز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند. دور جدید بازداشت و احضار این کارگران در پی تجمع اعتراضی روز ۱۹ اردیبهشت کارگران این مجتمع آغاز شده است. 

به نقل از سندیکای کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه، امروز سه‌شنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۹۸، حسین انصاری، یکی از کارگران این مجتمع بازداشت شد. 

بر اساس این گزارش بازداشت وی در پی احضار به پلیس امنیت صورت گرفته است. 
لازم به ذکر است پیش از این نیز طی روزهای گذشته چهار کارگر شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بودند. همزمان دستکم چهار تن دیگر به اسامی “محمد خنیفر، فیصل ثعالبی، عادل سماعی، رستم کثیر” به نهادهای قضایی و امنیتی احضار شده بودند. 

بازداشت شدگان با اسامی “صاحب ظهیری، ناصر نعامی، امید آزادی و کیانی نژاد” عصر روز یکشنبه ۲۲ اردیبهشت‌ماه آزاد شدند. 
اطلاعیه سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در این خصوص در زیر آمده است: 

بازداشت کارگران هفت‌تپه همچنان ادامه دارد! 

بر اساس آخرین خبر های دریافت شده امروز شش نفر دیگر از کارگران نیشکر هفت‌تپه، توسط پلیس اطلاعات امنیت بازداشت و به زندان دزفول انتقال داده شده اند. 

اسامی تعدادی از بازداشت شده گان‌ به قرار زیر است : 

۱ فیصل تعالبی 
۳ سید اسماعیل جعاوله 
۳ عادل سماعی 
۴ رستم کثیر 

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه خواهان آن است که به احضار ،تهدید، بازداشت و زندانی کردن کارگران هفت‌تپه خاتمه داده شود و کلیه کارگران زندانی سریعا آزاد گردند. 

به جای زندانی کردن و ایجاد رعب و وحشت بهتر است جوابگوی خواست و مطالبه کارگران باشید. جای کارگر در زندان نیست! 

مطالبات کشاورزان چغندرکار از کارخانه قند نقده 

روز گذشته نماینده نقده در مجلس از عدم پرداخت مطالبات کشاورزان چغندرکار نقده، پیرانشهر، اشنویه، بوکان و مهاباد خبر داد. به گفته سلمان قدرتی، رییس هیات مدیره نظام صنفی کشاورزی آذربایجان غربی جلساتی که بین کشاورزان و مسئولان کارخانه برگزار کرده است، نتیجه‌ای در بر نداشته است. در خبری دیگر عضو شورای اسلامی شهرداری مهاباد از معوقات مزدی پرسنل شهرداری این شهر خبر داد. 
کشاورزان چغندرکار شهرهای نقده، پیرانشهر، اشنویه، بوکان و مهاباد که محصول خود را به کارخانه قند نقده تحویل می‌دهند، هنوز بهای محصول سال ۹۷ خود را دریافت نکرده‌اند. عدم پرداخت کامل مطالبات، آن‌ها را با مشکلات اقتصادی روبرو کرده است. 

چغندر کارانی که محصولشان را تحویل شرکت آذرقند نقده دادند، همچنان ۳۵ درصد از مطالباتشان را از پاییز ۹۷ تاکنون دریافت نکرده‌اند. این مساله موجبات اعتراض آنها را فراهم آورده است. در این میان مدیران شهری می‌گویند: قرار است تسهیلات بانکی‌ به شرکت داده شود. این موضوع در حال نهایی شدن است و امید می‌رود که طی هفته‌های آتی، تسهیلات؛ اعطا شده و متعاقبا مطالبات چغندر کاران تسویه شود. 

طی هفته‌های اخیر، کشاورزان چغندرکار نقده، پیرانشهر، اشنویه، بوکان و مهاباد به عدم تسویه کامل مطالباتشان از سوی کارخانه آذرقند نقده اعتراض کردند. 

رییس هیات مدیره نظام صنفی کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان غربی در این رابطه، اشاره کرد: با توجه به تورم و گرانی‌های موجود، کشاورزانی که مطالباتشان را کامل نتوانستند دریافت کنند این روزها در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات اقتصادی بسیار زیادی هستند. در کنار این مسائل البته، برفِ بهاره امسال نیز موجب بروز خساراتی برای باغداران منطقه شده است. 

سعید دیلمقانی (عضو شورای شهر نقده، نماینده شهرستان نقده در شورای اسلامی استان آذربایجان غربی، نماینده استان آذربایجان غربی در شورای عالی استان‌ها و نماینده شورای عالی استان‌ها در کمیسیون‌های اقتصادی دولت و مجلس) نیز، در توضیح مشکلات چغندر کاران معترض به شرکت آذرقند نقده، گفت: مسائل و مشکلات این شرکت، ناشی از اختلافات بین مدیرعامل و یک شخص حقیقی بوده است؛ اختلافاتی که موجب شد بخشی از تولیدات و درآمدهای شرکت توقیف شود.وی ادامه داد: اکنون کارخانه توانسته تا حدودی بر این مشکلات غلبه کرده و اصلاحاتی در فعالیت‌هایش صورت دهد. این در حالی‌ ست که هنوز از مجموع مطالبات کشاورزان، تقریبا ۳۰ درصد آنها باقی مانده است. 

معوقات مزدی کارگران کاشی کوثر یزد و معدن زغال سنگ البرز شرقی 

کارگران کاشی کوثر در ابرکوه یزد، از معوقات مزدی خود خبر دادند و گفتند حداقل سه ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده داریم و در عین حال نگران امنیت شغلی و آینده خود نیز هستیم، بنا بر گزارشی دیگر، کارگران معدن زغال سنگ البرز شرقی از حذف اضافه‌ کاری‌ها از اردیبهشت ماه و کاهش درآمد خود خبر دادند. 

به گزارش ایلنا، کارگران کاشی کوثر در ابرکوه یزد، روز گذشته به فرمانداری ابرکوه مراجعه کردند و خواستار پادرمیانی مسئولان محلی برای حل مشکل خود شدند. 

کارگران کاشی کوثر از عدم پرداخت مطالبات مزدی خود انتقاد کردند. 

این کارگران می‌گویند: حداقل سه ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده داریم و در عین حال نگران امنیت شغلی و آینده خود نیز هستیم. 

کارگران روز گذشته به فرمانداری ابرکوه مراجعه کردند و خواستار پادرمیانی مسئولان محلی برای حل مشکل خود شدند. 

در پی مراجعه این کارگران به فرمانداری، فرماندار ابرکوه با تاکید بر اینکه مطالبات مزدی کارگران به زودی پرداخت می‌شود، گفت: جلسه‌ای برای رفع مسائل و مشکلات کارخانه کاشی کوثر با حضور مسئولان استان و سهامداران تشکیل و مقرر شد در راستای ارتقای بیش از پیش و استفاده حداکثری از ظرفیت کارخانه همچنین رونق تولید، اقدامات لازم توسط سهامداران عمده، هیئت مدیره و مدیرعامل این شرکت با همکاری بانک صنعت و معدن و دستگاه‌های اجرایی صورت گیرد. 

یکی از کارگران این مجتمع کاشی در استان یزد می‌گوید: در شرایط اقتصادی فعلی، وقتی معوقات مزدی کارگران پرداخت نشود، چطور انتظار دارند کارگران بتوانند امورات خود و خانواده خود را بگذرانند؟

کارخانه کاشی کوثر در استان یزد، ابرکوه کیلومتر ۱۰ جاده ابرکوه –سورمق واقع شده و در حال حاضر حدود ۱۰۰ کارگر در آن مشغول به کار هستند. 

تجمع پیمانکاران شهرداری جلوی ساختمان بهشت در تهران 

صبح امروز تعداد زیادی از پیمانکاران منطقه ۲۲ شهرداری تهران که با گذشت سال ها هنوز طلب شان را از قسمت مالی شهرداری دریافت نکرده اند در جلوی ساختمان شهرداری در خیابان بهشت تجمع کردند. 

این پیمانکاران باگذشت سالها هنوز طلب شان را از شهرداری دریافت نکرده‌اند و این برای چندمین بار است که پیمانکاران در جلوی ساختمان بهشت تجمع کرده‌اند. 

تجمع اعتراضی کارگران کاشی کوثر در ابرکوه 

دیروز ۲۳ اردیبهشت ماه، کارگران کاشی کوثر که دست‌کم سه ماه حقوق نگرفته‌اند و نگران امنیت شغلی خود هستند، مقابل فرمانداری ابرکوه تجمع کردند. 

این چندمین تجمع کارگران کاشی کوثر مقابل فرمانداری ابرکوه بود که باز با وعده‌های فرماندار مواجه شد. فرماندار ابرکوه درپی اجتماع روز گذشته کارگران از تشکیل جلسه‌ای با حضور مسئولان استان و سهامداران کارخانه وعده داد مشکلات کارخانه با دریافت وام برطرف و مطالبات کارگران پرداخت شود.

کارخانه کاشی کوثر واقع در ابرکوه استان یزد ۱۵۰ کارگر داشت که از اسفند گذشته به‌رغم اعتراضات کارگران، در دو نوبت ۲۰ و ۴۰ نفر از کارگران آن اخراج شده‌اند و باقی آنها نیز در آستانه اخراج قرار دارند. 

مرگ و مصدومیت ۶ کارگر در سایه فقدان ایمنی کار 

طی ۲۴ ساعت اخیر، در سایه فقدان ایمنی محیط کار دو کارگر طی حوادثی جداگانه جان خود را از دست دادند، دو کارگر در همین زمان مصدوم شدند و کارگر چاه کن دیگری پس از ریزش چاه مفقود شده است، با گذشت زمان و ناکامی تیم جستجو احتمال فوت وی نیز قوت می گیرد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است. 

امروز سه شنبه، سخنگوی اورژانس استان آذربایجان شرقی گفت: برق گرفتگی در یک شرکت چاپ دو کشته و مصدوم بر جای گذاشت. 

وحید شادی نیا اظهار داشت: شب گذشته گزارش برق گرفتگی و کاهش هوشیاری دو نفر در یک شرکت چاپ در محدوده پلیس راه تبریز – میانه به مرکز اورژانس ۱۱۵ اطلاع و سریعا دو دستگاه آمبولانس اورژانس از پایگاه‌های باسمنج و شیبلی روانه محل شد. 

وی افزود: کارشناسان اعزامی اورژانس پس از بررسی وضعیت مصدومان فوت مرد ۵۵ ساله را تایید کردند و جوان ۳۷ساله تحت اقدامات اورژانس به بیمارستان امام رضا (ع ) انتقال یافت. 
مرگ کارگر 

سرهنگ “حسین بهمنی” اظهار داشت: به دنبال اعلام مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ “پارس آباد” مبنی بر حادثه برق گرفتگی در بخش ۵ شرکت کشت و صنعت مغان، بلافاصله ماموران انتظامی پاسگاه شهرک شهید “غفاری” به محل مورد اعزام شدند. 

وی افزود: با بررسی های پلیس مشخص شد یکی از کارگران کشت و صنعت مغان هنگام تخلیه کود از کامیون، به علت اتصال برق به بدنه کامیون دچار برق گرفتگی شده است. 

فرمانده انتظامی شهرستان “پارس آباد” با اشاره به انتقال مصدوم به بیمارستان امام “خمینی”(ره) این شهرستان گفت: کارگر نگون بخت به علت شدت سوختگی در بیمارستان جان باخت. 

پارس‌آباد مغان دومین شهر بزرگ استان اردبیل در شمال غربی ایران است. 

کارگر افغانستانی در چاه فرو رفت 

به گزارش فارس، رئیس ستاد فرماندهی آتش نشانی شهرستان فردیس گفت: یک کارگر مهاجر از تبعه افغانستان در پی ریزش یک چاه به داخل حفره فرو رفت و تاکنون نجات پیدا نکرده است. 

حسین عاشوری، رئیس ستاد فرماندهی آتش نشانی شهرستان فردیس امروز در گفت و گو با فارس از البرز گفت: ساعات گذشته یک فرد از تبعه افغانستان در پی ریزش یک چاه به داخل این حفره سقوط کرد. 

رئیس ستاد فرماندهی آتش نشانی شهرستان فردیس اظهار کرد: در پی وقوع حادثه دو اکیپ امداد به محل اعزام شدند و اکنون در حال انجام عملیات هستند. 

وی بیان کرد: شرایط یافتن فرد محبوس در چاله دشوار ارزیابی می شود و با وضعیت پیش آمده موجود ممکن است فرد جان خود را از دست بدهد. 

عاشوری با بیان اینکه امیدی به زنده ماندن فرد محبوس نیست، اذعان کرد: عملیات خاک برداری در حال انجام است و نتیجه پایانی اطلاع رسانی خواهد شد. 

مصدومیت دو کارگر 

به گزارش رکنا به نقل از پایگاه خبری پلیس، ۲ کارگر یک مغازه اغذیه فروشی در یکی از خیابان های شهرستان ساوه که به علت فروریختن سقف دو باب مغازه در زیر آوار گرفتار شده بودند، با اقدام به موقع پلیس و دستگاه های امدادی نجات یافتند. 

سرهنگ “پرویز اسدی” فرمانده انتظامی شهرستان اراک در بیان جزئیات این خبر گفت: در ساعت ۲بامداد امروز گزارشی از فروریختن سقف ۲ باب مغازه اغذیه فروشی و داروخانه در خیابان شریعتی به مرکز فوریت های پلیس ۱۱۰ اعلام شد و بلافاصله تیم های امدادی و انتظامی به محل اعزام شدند. 

سرهنگ اسدی در ادامه افزود: با اقدام به موقع پلیس و تلاش آتش نشانان، ۲ کارگر اغذیه فروشی که در زیر آوار مدفون شده بودند از زیر آوار بیرون کشیده شدند و بلافاصله توسط عوامل اورژانس به بیمارستان منتقل شدند. 

وی با بیان اینکه حال عمومی مصدومان این سانحه رضایت بخش اعلام شده است گفت:‌ برابر بررسی های به عمل آمده علت تخریب ، انجام تعمیرات و بنایی غیر صحیح بوده که منجر به ریزش سقف شده است. 

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس بوشهر در صحن دانشگاه 

به گزارش شوراهای صنفی دانشجویان کشور، دیروز ۲۳ اردیبهشت ماه، تعدادی از دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در اعتراض به بازداشت‌های پی‌درپی کارگران و دانشجویان و همچنین اضافه شدن بند “برخورد با تخلفات دانشجویان در شبکه های مجازی” به آیین نامه‌ی انضباطی دانشگاه‌ها، در صحن دانشگاه دست به تجمع زدند.  




گزیده اخبار و رویدادهای کارگری طی روز گذشته

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۲۴ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۴ می ۲۰۱۹

افزایش فشار بر کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه 

در ادامه احضار و بازداشت روزهای گذشته کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه، روز جاری یکی دیگر از کارگران این مجتمع به نام حسین انصاری، پس از احضار به پلیس امنیت بازداشت شد. به تازگی نیز ۴ تن از کارگران این مجتمع برای چند روز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند. دور جدید بازداشت و احضار این کارگران در پی تجمع اعتراضی روز ۱۹ اردیبهشت کارگران این مجتمع آغاز شده است. 

به نقل از سندیکای کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه، امروز سه‌شنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۹۸، حسین انصاری، یکی از کارگران این مجتمع بازداشت شد. 

بر اساس این گزارش بازداشت وی در پی احضار به پلیس امنیت صورت گرفته است. 
لازم به ذکر است پیش از این نیز طی روزهای گذشته چهار کارگر شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بودند. همزمان دستکم چهار تن دیگر به اسامی “محمد خنیفر، فیصل ثعالبی، عادل سماعی، رستم کثیر” به نهادهای قضایی و امنیتی احضار شده بودند. 

بازداشت شدگان با اسامی “صاحب ظهیری، ناصر نعامی، امید آزادی و کیانی نژاد” عصر روز یکشنبه ۲۲ اردیبهشت‌ماه آزاد شدند. 
اطلاعیه سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در این خصوص در زیر آمده است: 

بازداشت کارگران هفت‌تپه همچنان ادامه دارد! 

بر اساس آخرین خبر های دریافت شده امروز شش نفر دیگر از کارگران نیشکر هفت‌تپه، توسط پلیس اطلاعات امنیت بازداشت و به زندان دزفول انتقال داده شده اند. 

اسامی تعدادی از بازداشت شده گان‌ به قرار زیر است : 

۱ فیصل تعالبی 
۳ سید اسماعیل جعاوله 
۳ عادل سماعی 
۴ رستم کثیر 

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه خواهان آن است که به احضار ،تهدید، بازداشت و زندانی کردن کارگران هفت‌تپه خاتمه داده شود و کلیه کارگران زندانی سریعا آزاد گردند. 

به جای زندانی کردن و ایجاد رعب و وحشت بهتر است جوابگوی خواست و مطالبه کارگران باشید. جای کارگر در زندان نیست! 

مطالبات کشاورزان چغندرکار از کارخانه قند نقده 

روز گذشته نماینده نقده در مجلس از عدم پرداخت مطالبات کشاورزان چغندرکار نقده، پیرانشهر، اشنویه، بوکان و مهاباد خبر داد. به گفته سلمان قدرتی، رییس هیات مدیره نظام صنفی کشاورزی آذربایجان غربی جلساتی که بین کشاورزان و مسئولان کارخانه برگزار کرده است، نتیجه‌ای در بر نداشته است. در خبری دیگر عضو شورای اسلامی شهرداری مهاباد از معوقات مزدی پرسنل شهرداری این شهر خبر داد. 
کشاورزان چغندرکار شهرهای نقده، پیرانشهر، اشنویه، بوکان و مهاباد که محصول خود را به کارخانه قند نقده تحویل می‌دهند، هنوز بهای محصول سال ۹۷ خود را دریافت نکرده‌اند. عدم پرداخت کامل مطالبات، آن‌ها را با مشکلات اقتصادی روبرو کرده است. 

چغندر کارانی که محصولشان را تحویل شرکت آذرقند نقده دادند، همچنان ۳۵ درصد از مطالباتشان را از پاییز ۹۷ تاکنون دریافت نکرده‌اند. این مساله موجبات اعتراض آنها را فراهم آورده است. در این میان مدیران شهری می‌گویند: قرار است تسهیلات بانکی‌ به شرکت داده شود. این موضوع در حال نهایی شدن است و امید می‌رود که طی هفته‌های آتی، تسهیلات؛ اعطا شده و متعاقبا مطالبات چغندر کاران تسویه شود. 

طی هفته‌های اخیر، کشاورزان چغندرکار نقده، پیرانشهر، اشنویه، بوکان و مهاباد به عدم تسویه کامل مطالباتشان از سوی کارخانه آذرقند نقده اعتراض کردند. 

رییس هیات مدیره نظام صنفی کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان غربی در این رابطه، اشاره کرد: با توجه به تورم و گرانی‌های موجود، کشاورزانی که مطالباتشان را کامل نتوانستند دریافت کنند این روزها در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات اقتصادی بسیار زیادی هستند. در کنار این مسائل البته، برفِ بهاره امسال نیز موجب بروز خساراتی برای باغداران منطقه شده است. 

سعید دیلمقانی (عضو شورای شهر نقده، نماینده شهرستان نقده در شورای اسلامی استان آذربایجان غربی، نماینده استان آذربایجان غربی در شورای عالی استان‌ها و نماینده شورای عالی استان‌ها در کمیسیون‌های اقتصادی دولت و مجلس) نیز، در توضیح مشکلات چغندر کاران معترض به شرکت آذرقند نقده، گفت: مسائل و مشکلات این شرکت، ناشی از اختلافات بین مدیرعامل و یک شخص حقیقی بوده است؛ اختلافاتی که موجب شد بخشی از تولیدات و درآمدهای شرکت توقیف شود.وی ادامه داد: اکنون کارخانه توانسته تا حدودی بر این مشکلات غلبه کرده و اصلاحاتی در فعالیت‌هایش صورت دهد. این در حالی‌ ست که هنوز از مجموع مطالبات کشاورزان، تقریبا ۳۰ درصد آنها باقی مانده است. 

معوقات مزدی کارگران کاشی کوثر یزد و معدن زغال سنگ البرز شرقی 

کارگران کاشی کوثر در ابرکوه یزد، از معوقات مزدی خود خبر دادند و گفتند حداقل سه ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده داریم و در عین حال نگران امنیت شغلی و آینده خود نیز هستیم، بنا بر گزارشی دیگر، کارگران معدن زغال سنگ البرز شرقی از حذف اضافه‌ کاری‌ها از اردیبهشت ماه و کاهش درآمد خود خبر دادند. 

به گزارش ایلنا، کارگران کاشی کوثر در ابرکوه یزد، روز گذشته به فرمانداری ابرکوه مراجعه کردند و خواستار پادرمیانی مسئولان محلی برای حل مشکل خود شدند. 

کارگران کاشی کوثر از عدم پرداخت مطالبات مزدی خود انتقاد کردند. 

این کارگران می‌گویند: حداقل سه ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده داریم و در عین حال نگران امنیت شغلی و آینده خود نیز هستیم. 

کارگران روز گذشته به فرمانداری ابرکوه مراجعه کردند و خواستار پادرمیانی مسئولان محلی برای حل مشکل خود شدند. 

در پی مراجعه این کارگران به فرمانداری، فرماندار ابرکوه با تاکید بر اینکه مطالبات مزدی کارگران به زودی پرداخت می‌شود، گفت: جلسه‌ای برای رفع مسائل و مشکلات کارخانه کاشی کوثر با حضور مسئولان استان و سهامداران تشکیل و مقرر شد در راستای ارتقای بیش از پیش و استفاده حداکثری از ظرفیت کارخانه همچنین رونق تولید، اقدامات لازم توسط سهامداران عمده، هیئت مدیره و مدیرعامل این شرکت با همکاری بانک صنعت و معدن و دستگاه‌های اجرایی صورت گیرد. 

یکی از کارگران این مجتمع کاشی در استان یزد می‌گوید: در شرایط اقتصادی فعلی، وقتی معوقات مزدی کارگران پرداخت نشود، چطور انتظار دارند کارگران بتوانند امورات خود و خانواده خود را بگذرانند؟

کارخانه کاشی کوثر در استان یزد، ابرکوه کیلومتر ۱۰ جاده ابرکوه –سورمق واقع شده و در حال حاضر حدود ۱۰۰ کارگر در آن مشغول به کار هستند. 

تجمع پیمانکاران شهرداری جلوی ساختمان بهشت در تهران 

صبح امروز تعداد زیادی از پیمانکاران منطقه ۲۲ شهرداری تهران که با گذشت سال ها هنوز طلب شان را از قسمت مالی شهرداری دریافت نکرده اند در جلوی ساختمان شهرداری در خیابان بهشت تجمع کردند. 

این پیمانکاران باگذشت سالها هنوز طلب شان را از شهرداری دریافت نکرده‌اند و این برای چندمین بار است که پیمانکاران در جلوی ساختمان بهشت تجمع کرده‌اند. 

تجمع اعتراضی کارگران کاشی کوثر در ابرکوه 

دیروز ۲۳ اردیبهشت ماه، کارگران کاشی کوثر که دست‌کم سه ماه حقوق نگرفته‌اند و نگران امنیت شغلی خود هستند، مقابل فرمانداری ابرکوه تجمع کردند. 

این چندمین تجمع کارگران کاشی کوثر مقابل فرمانداری ابرکوه بود که باز با وعده‌های فرماندار مواجه شد. فرماندار ابرکوه درپی اجتماع روز گذشته کارگران از تشکیل جلسه‌ای با حضور مسئولان استان و سهامداران کارخانه وعده داد مشکلات کارخانه با دریافت وام برطرف و مطالبات کارگران پرداخت شود.

کارخانه کاشی کوثر واقع در ابرکوه استان یزد ۱۵۰ کارگر داشت که از اسفند گذشته به‌رغم اعتراضات کارگران، در دو نوبت ۲۰ و ۴۰ نفر از کارگران آن اخراج شده‌اند و باقی آنها نیز در آستانه اخراج قرار دارند. 

مرگ و مصدومیت ۶ کارگر در سایه فقدان ایمنی کار 

طی ۲۴ ساعت اخیر، در سایه فقدان ایمنی محیط کار دو کارگر طی حوادثی جداگانه جان خود را از دست دادند، دو کارگر در همین زمان مصدوم شدند و کارگر چاه کن دیگری پس از ریزش چاه مفقود شده است، با گذشت زمان و ناکامی تیم جستجو احتمال فوت وی نیز قوت می گیرد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است. 

امروز سه شنبه، سخنگوی اورژانس استان آذربایجان شرقی گفت: برق گرفتگی در یک شرکت چاپ دو کشته و مصدوم بر جای گذاشت. 

وحید شادی نیا اظهار داشت: شب گذشته گزارش برق گرفتگی و کاهش هوشیاری دو نفر در یک شرکت چاپ در محدوده پلیس راه تبریز – میانه به مرکز اورژانس ۱۱۵ اطلاع و سریعا دو دستگاه آمبولانس اورژانس از پایگاه‌های باسمنج و شیبلی روانه محل شد. 

وی افزود: کارشناسان اعزامی اورژانس پس از بررسی وضعیت مصدومان فوت مرد ۵۵ ساله را تایید کردند و جوان ۳۷ساله تحت اقدامات اورژانس به بیمارستان امام رضا (ع ) انتقال یافت. 
مرگ کارگر 

سرهنگ “حسین بهمنی” اظهار داشت: به دنبال اعلام مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ “پارس آباد” مبنی بر حادثه برق گرفتگی در بخش ۵ شرکت کشت و صنعت مغان، بلافاصله ماموران انتظامی پاسگاه شهرک شهید “غفاری” به محل مورد اعزام شدند. 

وی افزود: با بررسی های پلیس مشخص شد یکی از کارگران کشت و صنعت مغان هنگام تخلیه کود از کامیون، به علت اتصال برق به بدنه کامیون دچار برق گرفتگی شده است. 

فرمانده انتظامی شهرستان “پارس آباد” با اشاره به انتقال مصدوم به بیمارستان امام “خمینی”(ره) این شهرستان گفت: کارگر نگون بخت به علت شدت سوختگی در بیمارستان جان باخت. 

پارس‌آباد مغان دومین شهر بزرگ استان اردبیل در شمال غربی ایران است. 

کارگر افغانستانی در چاه فرو رفت 

به گزارش فارس، رئیس ستاد فرماندهی آتش نشانی شهرستان فردیس گفت: یک کارگر مهاجر از تبعه افغانستان در پی ریزش یک چاه به داخل حفره فرو رفت و تاکنون نجات پیدا نکرده است. 

حسین عاشوری، رئیس ستاد فرماندهی آتش نشانی شهرستان فردیس امروز در گفت و گو با فارس از البرز گفت: ساعات گذشته یک فرد از تبعه افغانستان در پی ریزش یک چاه به داخل این حفره سقوط کرد. 

رئیس ستاد فرماندهی آتش نشانی شهرستان فردیس اظهار کرد: در پی وقوع حادثه دو اکیپ امداد به محل اعزام شدند و اکنون در حال انجام عملیات هستند. 

وی بیان کرد: شرایط یافتن فرد محبوس در چاله دشوار ارزیابی می شود و با وضعیت پیش آمده موجود ممکن است فرد جان خود را از دست بدهد. 

عاشوری با بیان اینکه امیدی به زنده ماندن فرد محبوس نیست، اذعان کرد: عملیات خاک برداری در حال انجام است و نتیجه پایانی اطلاع رسانی خواهد شد. 

مصدومیت دو کارگر 

به گزارش رکنا به نقل از پایگاه خبری پلیس، ۲ کارگر یک مغازه اغذیه فروشی در یکی از خیابان های شهرستان ساوه که به علت فروریختن سقف دو باب مغازه در زیر آوار گرفتار شده بودند، با اقدام به موقع پلیس و دستگاه های امدادی نجات یافتند. 

سرهنگ “پرویز اسدی” فرمانده انتظامی شهرستان اراک در بیان جزئیات این خبر گفت: در ساعت ۲بامداد امروز گزارشی از فروریختن سقف ۲ باب مغازه اغذیه فروشی و داروخانه در خیابان شریعتی به مرکز فوریت های پلیس ۱۱۰ اعلام شد و بلافاصله تیم های امدادی و انتظامی به محل اعزام شدند. 

سرهنگ اسدی در ادامه افزود: با اقدام به موقع پلیس و تلاش آتش نشانان، ۲ کارگر اغذیه فروشی که در زیر آوار مدفون شده بودند از زیر آوار بیرون کشیده شدند و بلافاصله توسط عوامل اورژانس به بیمارستان منتقل شدند. 

وی با بیان اینکه حال عمومی مصدومان این سانحه رضایت بخش اعلام شده است گفت:‌ برابر بررسی های به عمل آمده علت تخریب ، انجام تعمیرات و بنایی غیر صحیح بوده که منجر به ریزش سقف شده است. 

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس بوشهر در صحن دانشگاه 

به گزارش شوراهای صنفی دانشجویان کشور، دیروز ۲۳ اردیبهشت ماه، تعدادی از دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در اعتراض به بازداشت‌های پی‌درپی کارگران و دانشجویان و همچنین اضافه شدن بند “برخورد با تخلفات دانشجویان در شبکه های مجازی” به آیین نامه‌ی انضباطی دانشگاه‌ها، در صحن دانشگاه دست به تجمع زدند.  




قتل ناموسی ارمغان مردسالاری برای زنان کرد

ایداجودکی

گفتگو با پروین ذبیحی فعال زنان از شهر سنندج 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۲۴ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۴ می ۲۰۱۹

 
دیگری: تحریریه دیگری از اسفندماه سال گذشته تلاش کرده است در مورد زنان کرد مطالبی را منتشر کند . این امر در راستای اهداف ما یعنی نورافکندن بر تجربه زیسته دیگری (زنان اقوام، زنان اقلیت های مذهبی…)هایی است که کمتر در مورد انها شنیده ایم. در این مصاحبه با پروین ذبیحی فعال زنان از شهر سنندج سعی کرده ایم به بررسی وضعیت زنان کرد ساکن در کردستان ایران بپردازیم.

پروین ذبیحی متولد شهر بانه، طی سالهای اخیر در شهر مریوان و کُردستان از طریق سازمان هایی چون انجمن زنان آذرمهر، کانون کودکان، اتحادیه کارگران بی‌کار و اخراجی،در زمینه مبارزه با قتل های ناموسی، ختنه دختران، خودسوزی زنان، سنگسار و خون بس و اعدام فعالیت کرده است. او علاوه بر فعالیت های حقوق بشری، یکی از اعضای فعال انجمن ادبی مریوان نیز بشمار می رود. پروین ذبیحی طی سال های اخیر در زمینه هایی چون نقض حقوق زنان، کودکان، خودسوزی زنان چندین مقاله، تحقیق و پژوهش منتشر کرده و همچنین با برگزاری کارگاه های آموزشی در بالا بردن سطح آگاهی زنان نسبت به معضلاتی که با آنان روبرو هستند بسیار تاثیر گذار بوده است. پروین ذبیحی کتاب «ختنه دختران» اثر «روناک فرج» را از کردی به فارسی ترجمه کرده است.

از جمله فعالیت های تاثیرگذار این فعال حقوق زنان عضویت در «کمیته علیه خشونت های ناموسی» و تحقیق و کار فرهنگی برای بسترسازی علیه خشونت‌های ناموسی در کردستان، کرمانشاه، لرستان، ایلام و حاشیه‌های این مناطق بوده است. این کمیته درسالگرد قتل «دعا خلیل اسود» (دختر کرد ایزدی که به دلیل دوست داشتن مردی غیر ایزدی به دستت برادرانش کشته شد)تشکیل شد. بخش اول این مصاحبه را می خوانید بخش های بعدی آن نیز در پی منتشر می شود.

آیا در رابطه با مشکلات زنان در کردستان اولویتی وجود دارد؟ 

در کردستان مثل همه دنیا خشونت گسترده علیه زنان و کودکان و اصلا علیه انسان وجود دارد . کردستان جزء استان های بسیار محروم است ولی از طرفی دیگر، همیشه دارای گرایشات سیاسی بوده و با شدت و حدتی متفاوت جو اعتراضی داشته است به همین دلیل حکومت های مختلف سعی کرده اند آن را همیشه در حاشیه نگه دارند. به نظر من خشونت علیه زنان در این استان از لحاظ اقتصادی در اولویت قرار دارد چون من ریشه خیلی از آسیب ها را در شرایط سخت اقتصادی می دانم. زنان کرد علاوه بر سیستم جامعه طبقاتی و مردسالاری و خشونتی که ناشی از اقتدار مردانه است از لحاظ اقتصادی ( چون جزء اقلیت ها هم هستند ) و همچنین بخاطر جو سیاسی حاکم، فشارهای اقتصادی بر مردم کردستان بسیار بیشتر از شهرهای دیگر است. از لحاظ صنعتی ،حضور مراکز صنعتی و کارگاه های تولیدی این منطقه واقعا درحد صفر است در نتیجه اشتعال زنان در خارج از خانه به غیر از قشر تحصیلکرده و دانشگاه رفته، بسیار کم است . از طرفی دیگر ، همان قشر تحصیلکرده در شرایط کنونی و به خاطر بحران شدید اقتصادی که وجود دارد ، ترس از دست دادن شغل باعث محافظه کاری آنان و عدم اعتراض به شرایط بد کاری شده است . درهرحال ازنظر من زنان کردستان ابتدا از لحاظ اقتصادی در تنگنا هستند و مورد تبعیض واقع می شوند و در مراحل بعد با سایر اشکال خشونت مثل شکنجه ها و آزارهای جسمی ، جنسی و روانی مانند زندانی شدن در خانه ، دست و پنجه نرم می کنند . متاسفانه قتل زنان در کردستان و همچنین خودسوزی و ختنه زنان بسیار رایج بوده و به تازگی خودسوزی جای خود را به خودکشی ازطریق مصرف قرص برنج و حلق آویز کردن داده است . در مناطق کماسی و بخش هایی از دیگر روستاهای مریوان زن به لحاظ اقتصادی کمتر مستقل است ، بسیار کم درس می خواند و بسیار زود شوهر داده می شود . آموزه های مذهبی نیز به آنان تعلیم می دهد که زن غیرمعترض و مطیع مرد خانه باشند و همچنین ناموس پرستی در این مناطق بیداد می کند . فشار تمامی این معضلات به خودسوزی و خودکشی می انجامد . 

معضل دیگر قسم طلاق[1] است که در این منطقه به وضوح دیده می شود . طبق آن ، زن به راحتی از خانه و زندگی اش آواره می شود. مرد هر شرطی که بخواهد می تواند بگذارد و همسرش را محدود کند؛ مثلا به زن می گوید که حق ندارد بدون اجازه او به خانه پدرش برود و اگر آن زن یکبار این کار را انجام دهد مرد او را طلاق می دهد. چون مرد قسم طلاق خورده به راحتی با یک حکم شورای روحانیت زن را طلاق می دهد و او را از خانه بیرون می کند و آن زن را بر خود حرام می داند . دادگاه هم براساس توافقی که با شورای روحانیت انجام داده حکم طلاق را صادر می کند منتها حق و حقوقی که در سند ازدواج قید شده به طور کامل به زن تعلق می گیرد . به نظر من این یکی از اشکال خشونت است که علیه زنان این منطقه اعمال می شود و متاسفانه گره کوری بین قانون و شرع شده است . از یک طرف قانون بدون اجازه دادگاه، طلاق را جرم می داند و از طرفی دیگر هم شرع بر این مساله صحه می گذارد . من در این رابطه مطلبی نوشته ام که در سایت فیدوس هم چاپ شد و متاسفانه با استفاده از اصل 12 قانون اساسی : آزادی مذاهب ، به راحتی این مورد از خشونت، علیه زنان کرد اعمال می شود. قتل زنان هم در کردستان هم مساله دیگری است. مثلا یک سال در مریوان 4 تا 5 زن پشت سرهم کشته می شوند و دو سال بعد ممکن امار قتل زنان کم شود و بعد در سالهای بعد دوباره شروع شود . به نظر من اینکه چرا در کردستان با این فضای به اصطلاح روشنفکرانه ای که حاکم هست همچنان قتل زنان به این شکل فجیع اتفاق می افتد ریشه اصلی آن اتفاقا در این است که دیگر زنان نمی خواهند به شکل گذشته زندگی کنند . زنان کردستان می خواهند حق تحصیل و به طور کلی حق انتخاب در زندگی داشته باشند، مثل حق دوست داشتن . افکار سنتی و ارتجاعی، قوانین نابرابر و آن تبعیض جنسیتی که از گذشته وجود داشته با خواسته های زنان در تعارض است . به عنوان مثال ، مسأله ناموس پرستی از قدیم الایام در اینجا رایج بوده است . اگر چه «زن کرد» آزادی پوشش داشته و برای قبیله اش همیشه در جنگ بوده و افتخارآفرینی کرده اما خارج از قبیله و روابط خانوادگی، حق برقراری ارتباط با جنس مخالف خود را نداشته است . این آداب و رسوم سیاه و ارتجاعی از گذشته هنوز در افکار نسل قدیمی تر وجود دارد . به عنوان مثال ، دختری به جرم دوستی با پسری در دیوان دره حدودا سه ماه پیش به دلیل آسیب های جسمی ناشی از کتک های پدر سه ماه در اغماء بود و سپس فوت کرد . در مهاباد نیز به همین شکل حدود یک هفته پیش دختری توسط پدرش کشته شد(این مصاحبه در اسفندماه انجام شده است) . لیلا حسین پناهی که نیز توسط همسرش در پارک کودکان سنندج با ضربات چاقو کشته شد مرد در جواب این سوال که چرا مرتکب این جرم شده است گفته است: « زنمه ، مال خودمه » و این مالکیت بر بدن وجسم و جان و روح زن، نقطه اشتراک تمامی این خشونت هاست.

دررابطه با ختنه زنان به نظر شما گروه های مدافع حقوق زنان و فعالین مدنی تا چه اندازه در از بین بردن این ناقص سازی موفق بوده اند ؟ و آیا به طور کلی آمار و اطلاعات ثبت شده و قابل استنادی در این سال ها از روند این رسم وجود دارد؟ 

دررابطه با ختنه زنان با اینکه به طور کمرنگ در بعضی مناطق کردستان هنوز وجود دارد ولی من با خوشحالی این قضیه را مطرح می کنم که به خاطر فعالیت های بسیار گسترده فعالان زن بخصوص در دهه 80 به طور چشمگیری کاهش پیدا کرد . در دهه 80 اولین بار« انجمن زنان آذرمهر» و خانم نگین شیخ الاسلامی و دوستان ایشان تحقیقی دررابطه با ختنه زنان در کردستان شروع کردند و در روزنامه «راسان» این مسأله را اعلام کردند . من به موضوع علاقمند شدم و بعدها با خانم شیخ الاسلامی به مناطق مختلف اورامانات که جایگاه اصلی ختنه زنان در استان کردستان بود و آمار بالایی داشت، رفتیم و مدت ها در آنجا تحقیق می کردیم- گاهی پسرم نیز همراهم بود . او آن زمان دبیرستانی بود و این مسأله آنقدر بر پسرم تأثیر گذاشته بود که چند ماه پیش فیلم مستندی در رابطه با ختنه زنان کردستان در کمپ مهاجران یونان ساخت فیلم پسرم به جشنواره جهانی راه پیدا کرد-.درهرحال ما به اورامانات رفتیم و در آنجا تحقیقات گسترده ای را شروع کردیم . آن زمان ، بدون اغراق ، اکثر زنان و دختران از سن مادربزرگ تا دختربچه ختنه شده بودند . در آنجا ما فعالیت گسترده ای را علیه این مسأله شروع کردیم و جمعی از پیرانشهر و آذربایجان غربی نیز تحت عنوان « اومانیته » فعالیت خود را آغاز کردند . اومانیته که متشکل از فائق رسولی و همسرش چیمن بود در آن منطقه آماری را اعلام کردند که طبق آن در کلاس درسی از 38 نفر دانش آموز دختر فقط 8 نفر ختنه شده بودند . در شهر سنندج نیز ما نشستی علیه ختنه برگزار کردیم که روشن شد گروه های سلفی ، اسلامی ها و سنّی های تندرو بار دیگر به رواج این رسم ضد انسانی دامن می زنند . ما سالها کار و تلاش کردیم جلوی این فاجعه گرفته شود اما آنها می خواهند این سنت را از نو احیاء کنند . دو سال پیش مجددا به همان روستاهای منطقه اورامانات رفتیم که شامل : «نون ، سلن و بلب» می شد . خوشبختانه متوجه شدم این سه روستا که بالاترین آمار ختنه را داشتند در یکی از آنها هشت سال است که ختنه به صفر رسیده و در یکی دیگر بسیار کم شده است . در حین پرسش نیز متوجه شدم که علاوه بر فعالیت های ما زنان، رسانه ها به ویژه رسانه های کرد زبان خارج از کشور ، فضای مجازی ، مقالات و مصاحبه های مختلف و همچنین خانه های بهداشت روستایی در کاهش این مسأله بسیار تأثیرگذار بوده اند اما رسانه های داخلی متأسفانه اجازه ندادند علیه مسأله ختنه کار کنیم . باید توجه کرد که همان درصد کمی هم که در اورامانات باقی مانده هنوز یک معضل است و باید کاملا ریشه کن شود . 

در ارتباط با خودکشی زنان در منطقه ، چه عواملی دخیل هستد و نوع خودکشی در کردستان چگونه است؟
فقر و جنگ عوامل مهمی دررابطه با خودکشی به طور کلی هستند . زنانی که در مناطق جنگ زده زندگی کرده اند به علّت تأثیرات جنگ ، از دست دادن خانه و زندگی و عزیزانشان تا سالها پس از جنگ به افسردگی دچار می شوند . شادابی از وجودشان رخت می بندد و تبدیل به معضلی مهم می شود . فقر ، جنگ ، دوران پساجنگ ، خشونت خانگی و بسیاری مسائل دیگر زنان را وادار به خودکشی می کنند . ما سالها علیه خودسوزی زنان کار کرده ایم و اقدامات خوبی انجام شده است، اما متأسفانه به تازگی زنان و دختران با مصرف قرص برنج و خلق آویز کردن خود دست به خودکشی می زنند . خودسوزی تنها مورد از خودکشی است که بدون نقشه و برنامه انجام نمی شود . در بسیاری مناطق ازجمله کردستان و آذربایجان زنان و دختران خود را حلق آویز می کنند . از نظر من حلق آویز کردن ، خوردن قرص برنج و مواردی غیر از خودسوزی با نقشه کامل صورت می گیرد . به این معنا که آن زن یا دختر مدتی فکر می کند ، سم یا قرص می خرد و سپس مصرف می کند یا طناب می خرد و خود را حلق آویز می کند . یک مورد را خودم شاهد بودم . در همسایگی ما زنی با خانواده پدری و همسرش اختلاف پیدا کرده بودند و ما به خانه آنها رفتیم . همسرش با خانواده پدری درگیری فیزیکی پیدا کرده بودند و من یک لحظه متوجه شدم که یک گالن نفت را برروی خود خالی کرد . آن زمان هم در منطقه نفت زیاد بود . من و همسرم به سمت زن رفتیم و کبریت را از دستش به زور درآوردیم . اگر ما به موقع نرسیده بودیم آن زن تنها چاره را در خودسوزی می دید . این مسأله در یک لحظه اتفاق می افتد . با در نظر گرفتن تحقیقاتی که سالها در این زمینه داشته ام ، خودوسوزی نوعی اعتراض علیه خشونت است که تنها در شرایط بسیار پر تنش رخ می دهد . این نوع از خودکشی تنها در یک لحظه اتفاق می افتد.

در این راستا سالها برای تشکیل انجمن زنان تلاش کردم و همیشه با مقاومت مسئولان روبرو شدم و هرگز به من اجازه ندادند که بتوانم ازطریق یک نهاد مدنی به طور رسمی کارم را با سایر دوستانم شروع کنم . در نتیجه ، تحقیقات من اغلب به صورت تجربی و از روی علاقه شخصی بوده اند . به بسیاری از روستاها و شهرها رفتم . طبق آمار من در دهه 80 در مریوان در هر دو ماه سه مورد خودسوزی موفق یعنی منجر به مرگ داشتیم و بسیاری از آن ها که اقدام به این عمل می کردند به دلیل ظاهر ناخوشایند پس از خودسوزی از چرخه طبیعی زندگی محروم می شدند)الان این مثال داخل پرانتز هم در راستای توضیح قبلی نبود و ربطی نداشت. . خوشبختانه با فعالیت فعالان مدنی و زنان شهر مریوان و به طور کلی کردستان و گاهی فعالان سایر شهرها و همچنین رسانه ها آمار خودسوزی بسیار کاهش پیدا کرد . به نظر من گازکشی نود درصد از مناطق کردستان در این مسأله بی تأثیر نبوده است مثلا چند سال پیش در سه روستا آمار خودسوزی فقط یک مورد بود اما رگه هایی از ختنه هنوز وجود داشت.

در مورد کاهش خودکشی ایا اقداماتی در کردستان صورت گرفته است؟ 

اقدامات نه چندان زیادی تنها از طریق فعالان مدنی و فعالان زنان و رسانه ها و مصاحبه ها و تلاش هایی که فعالان حقوق بشر صورت گرفته است . قانون از تمام زنانی که خودسوزی و خودکشی می کنند خیلی راحت می گذرد و حتی مذهب ما نیز رفتن بر سر قبر زنی که خودکشی کرده را گناه می داند .از لحاظ فرهنگی بسیار کم کاری شده است به عنوان مثال انجمن های ادبی فرهنگی این مناطق فقط به نقد و بررسی دیوان حافظ ، مولوی و ناری و بزرگمردان عرصه ادبیات و زبان کردی و فارسی پرداخته اند و از این محدوده خارج نمی شوند . من در رابطه با کاهش خودکشی در کردستان کار گروهی را ضروری می دانم . کار دست جمعی مثل تحقیق ، پژوهش ، سمینار و تحمیل کردن یکسری قوانین به دولت دررابطه با جرم انگاری خشونت هایی که زنان را وادار به خودکشی و خودسوزی می کند . همچنین ایجاد اشتغال برای زنان به خصوص زنان اقشار کم درآمد.

نکته ای که باید به ان اشاره کنم تلاش برای بازگرداندن زنان زنده مانده از خودکشی است که بعد از ان به دلیل تغییر شکل ظاهری هم ممکن است بیشتر طرد شوند و نیاز هست برای انان ایجاد اشتغال کرد. من با یکی از این دسته از زنان آشنا بودم و به او پیشنهاد دادم برود و کاری پیدا کند. اما او می گفت هر که دستانش را می بیند می ترسد و به او کار نمی دهد حتی کارهایی مربوط به خدمات و نظافت منزل. 

علاوه بر آن ، متأسفانه به ما فعالان زنان در کردستان اجازه فعالیت نمی دهند . از طرف دیگر سمینارها و نشست های زیادی در مرکز در مورد زنان برگزار می شود. اما درواقع هنوز هم بی تفاوتی نسبت به خودکشی زنان در کل کشور و به خصوص در کردستان وجود دارد. همیشه این گلایه را از مرکز داشته ام چون می توانند اما کاری انجام نمی شود و دغدغه ای در مورد خودکشی زنان ندارند.

پایان بخش اول

1- قسم طلاق: قسم طلاق شکلی از اشکال مختلف خشونت خانگی است که در برخی از کشورها از جمله ایران و عراق رواج دارد. این رسم در میان سنی مذهبان و بخصوص در کردستان ایران وعراق جزیی جدایی ناپذیر از آداب ورسوم مذهبی و قومی و در واقع فرهنگ مرد سالار به حساب می آید. طبق این رسم و آیین، که جایگاه مذهبی نیز در میان اهل سنت دارد، مرد با مجوز شرعی می تواند با گفتن چهار کلمه (قسم به سه طلاقم اگر ….) همسرش را طلاق دهد.گاهی نیز در انجام معاملات از این قسم استفاده می شود.
                                                                                                    
[1] قسم طلاق شکلی از اشکال مختلف خشونت خانگی است که در برخی از کشورها از جمله ایران و عراق رواج دارد. این رسم در میان سنی مذهبان و بخصوص در کردستان ایران وعراق جزیی جدایی ناپذیر از آداب ورسوم مذهبی و قومی و در واقع فرهنگ مرد سالار به حساب می آید.                                                            

طبق این رسم و آیین، که جایگاه مذهبی نیز در میان اهل سنت دارد، مرد با مجوز شرعی می تواند با گفتن چهار کلمه (قسم به سه طلاقم اگر ….) همسرش را طلاق دهد.گاهی نیز در انجام معاملات از این قسم استفاده می شود. مثلا اگر مرد بگوید به سه طلاقه ام قسم و یا بر من طلاق باشد با فلان شخص سخن نخواهم گفت یا فلان معامله را انجام نخواهم داد. یا چنانچه مردی همسرش را از انجام کاری منع کند ولی همسر آن عمل را انجام دهد ادامه روابط زنانشویشان حرام است وجهت کسب تکلیف باید به شورای روحانیت اهل تسنن مراجعه نمایند. بعد از شرح ماجرا ، شورا بانوشتن نامه ای به دادگاه نظر خودرا بر باطل بودن صیغه عقد وصحه گذاشتن بر امر طلاق اعلام می دارد . از این رو در سه طلاقه مرسوم در بین اهل سنت، قاضی با استناد به حکم شورا و بدون رضایت زوجه مجبور به صدور حکم طلاق می شود. چرا که مطابق قانونی اساسی و قانون رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه، احوال شخصیه پیروان این مذاهب و از جمله اهل تسنن طبق مذهب خودشان است




اعزام تحت الحفظ نرگس محمدی به بیمارستان/ مخالفت دادستانی با مرخصی استعلاجی این زندانی سیاسی

www.kaleme.com


سه شنبه, ۲۴ اردیبهشت, ۱۳۹۸

چکیده : نرگس محمدی از سال گذشته طبق نظر پزشکان متخصص ریه و زنان میبایست تحت عمل جراحی هیسترکتومی(خارج کردن رحم) قرار می گرفت. به همین دلیل خانواده و وکلای وی درخواست مرخصی استعلاجی جهت انجام عمل جراحی را داده بودند، اما با این وجود و با توجه به مسائل پیش آمده در اعزام های قبلی بازهم با مرخصی او مخالفت و تحت الحفظ نیروهای امنیتی و زندان به بیمارستان منتقل…

کلمه- گروه خبر: دادستانی تهران با مرخصی استعلاجی نرگس محمدی مخالفت و او را تحت الحفظ نیروهای امنیتی جهت انجام عمل جراحی به بیمارستان اعزام و بستری کرد.

به گزارش کلمه، نرگس محمدی از سال گذشته طبق نظر پزشکان متخصص ریه و زنان میبایست تحت عمل جراحی هیسترکتومی(خارج کردن رحم) قرار می گرفت. به همین دلیل خانواده و وکلای وی درخواست مرخصی استعلاجی جهت انجام عمل جراحی را داده بودند، اما با این وجود و با توجه به مسائل پیش آمده در اعزام های قبلی بازهم با مرخصی او مخالفت و تحت الحفظ نیروهای امنیتی و زندان به بیمارستان منتقل شد.

این در حالی است که وی در دوران حبس فقط از سه روز مرخصی بهره مند بوده و علی رغم درخواست مکرر وکلا و خانواده برای مرخصی استعلاجی جهت انجام عمل جراحی، دادستانی و نهادهای امنیتی با مرخصی استعلاجی وی مخالفت کرده اند .

نرگس محمدی طی سالهای در حبس، تا کنون سه بار تحت عمل جراحی قرار گرفته که هر سه بار نیز باهمراهی نیروهای امنیتی و سخت گیری های خارج از عرف و معمول این نیروها همراه بوده است به طوریکه کادر بیمارستان و دیگر بیماران و همراهانشان نیز دچار آزار شده و نهایتا به وخامت حال نرگس محمدی منجر شده بود.