نفس‌تنگی در سوله‌های الیاف و پرز

پای درد و دلِ کارگران نساجی 

مریم وحیدیان

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۲۱ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۱ می ۲۰۱۹

کارگرِ نساجی زیر طاقِ دوّارِ پُر گرد و غبار، پُرز و الیاف روزگار می‌گذراند. صدای ممتد سوتِ دستگاه‌ها آشنایِ هشت ساعت کاریِ کارگران در این سوله‌ها هستند. صنعت ریسندگی و بافندگی به موازات سودآوری صنعت پوشاک همواره یکی از صنایع مهم به حساب می‌آمده است. نخستین کارخانه در صنایع نساجی در ایران کارخانه چیت‌سازی تهران است. بنای این اولین کارخانه نساجی در‌ سال‌۱۳۱۷ گذاشته شد و تا سال ۵۲ حدود ۱۱۳هزار و ۸۳۳ کارگر در صنعت نساجی مشغول به کار بودند. اما واقعیت این است که کارگران این صنعت پر سود، بیماری‌ها و مشکلات تنفسی و شنوایی و ارتوپدی زیادی را متحمل می‌شوند.

محیطِ کار اغلب کارگران کارخانه‌‌های نساجی بسیار پرمخاطره‌ است. جایی که یک کارگر ۲۰ سال از عمرش یعنی حدود ۵۸ هزار ساعت از زندگی‌اش را در آن می‌گذراند تا بلکه یک روز بازنشسته شود.

                                       رنج تنفس در سوله‌های ریسندگی

به گزارش ایلنا، درد مشترک کارگران نساجی اتفاقاتی است که سلامت آنها را نشانه می‌رود. کافی‌ست کارگر نساجی باشی تا سلامت‌ات به واسطه کار سخت دایم در معرض خطر باشد. «چند وقتی هست که از اداره کار برای بازرسی شرکت آمدند، یک به یک دستگاه‌ها را بازرسی کردند و به همه بخش‌های شرکت سختی کار تعلق گرفت. بازرسین اداره کار حتی سختی کار انبار نخ را هم تایید کردند» این گفته یکی از همین کارگران است که در یکی از کارخانه‌های نساجی کشور کار می‌کند.

او ادامه می‌دهد: بیشتر کسانی که در بخش ریسندگی کار می‌کنیم مشکل تنفسی داریم، خودم سه ماهی هست که از شرکت بیرون آمدم اما هنوز این نفس تنگی با من هست، یکی از همکارانم بعد از ۵ سال از بازنشسته شدنش، هنوز مشکل تنفسی دارد.

در کارگاه‌ ریسندگی گرد و خاک و الیاف و پرز و صدای سوت دستگاه بیداد می‌کند. این کارگر نساجی می‌گوید: آنقدر روی پا ایستاده‌ام که پاهایم واریس گرفته است.

در کارگاه رنگرزی اما بوی رنگ شیمیایی پیچیده؛ کارگران این بخش می‌گویند: بدنشان کلاً رنگ گرفته. «تصور کنید وقتی که ظاهر اینطور است، ریه‌ها چه وضعیتی دارند!»

                     دوندگی‌های بی‌سرانجام برای دریافت هزینه‌های درمان

انبار نخ یک محیط سرد و ساکت دارد اما کارگران بافندگی بیشتر مشکلات ارتوپدی دارند، صدای دستگاه‌ها در این بخش منقطع است؛ صدا تق و تق که به‌طور متناوب و مداوم به گوش می‌رسد. کارگر بخش روفه‌گری که اغلب زنان هستند، باید پارچه‌ها را دقیق چک کنند، آن‌ها بیشتر مشکلات بینایی دارند. در بخش شست‌و شو و تکمیل؛ نصف ارتفاع سالن را بخار عجیبی گرفته که به دلیل شست و شوی پارچه است.

کارگر بخش ریسندگی بیان می‌کند: هر چهار یا شش ماه یکبار آزمایش ریه و گوش برایمان انجام می‌شود. یک مسئول بهداشت هست که در کارگاه یک دفتر دارد.

چند باری هم حوادث ناشی از کار پیش آمده؛ می‌گوید: همکاری داشتیم که دستش لای دستگاه رفت و الان دیگر نمی‌تواند انگشتانش را جمع کند. همان زمان در برگه‌ای تعهد داده بود که مقصر حادثه خودش بوده است. یادم هست که می‌گفت ۱۰۰ میلیون تومان خرج کرده است. البته راه دریافت این پول‌ها و بردن مدارک به سازمان تامین اجتماعی، ادارات کار و دادگستری آنقدر سخت است که گاهاً کارگر پشیمان می‌شود یا اینکه سال‌ها باید دوندگی کند تا بتواند پولش را بگیرد. البته یکی دو سالی که تا بازنشستگی‌اش مانده بود، محل کارش را به حراست منتقل کردند تا بتواند بازنشسته شود؛ چون توان کار نداشت. اما بیماری که ترکش نمی‌کند! یک همکار دیگرم هم دستش لای شونه رفت و جراحت پیدا کرد.

از محمدمهدی قندهاری (مدیرعامل کارخانه نساجی مطهری قزوین) درباره اقداماتی که در محیط کاری کارخانه‌های نساجی برای کاهش آسیب‌های ناشی از کار انجام می‌شود، می‌پرسیم که پاسخ می‌دهد: ما در کارخانه خودمان یک پزشک داریم که به صورت روزانه در کارخانه مستقر است و اگر برای کارگران مشکلی پیش بیاید به آنها رسیدگی می‌کند.

او می‌افزاید: همچنین در کارخانه به صورت منظم از کارگران آزمایشاتی انجام می‌شود شامل آزمایشات ریوی و شنوایی. همچنین طبق جدولی که قانون کار تعیین کرده، گزارش‌های منظمی از وضعیت جسمی کارگران را برای نهادهای مروبطه مرتبا ارسال می‌کنیم.

او می‌گوید: ما بیمه حوادث (مسئولیت مدنی) هستیم و هر اتفاقی که در حین کار برای کارگران رخ بدهد، حتما مراتب را تا جایی که لازم باشد، پیگیری می‌کنیم.

                            تکلیف کارفرما در مقابل کارگر آسیب‌دیده در محیط کار

مشکلات جسمی کارگران نساجی یکی از سلسله هزاران حلقه حوادث و بیماری‌های ناشی از کار در کارخانجات است. به استناد قانون کار و قانون تأمین اجتماعی، کارفرما در مقابل مشکلات کارگران وظایفی برعهده دارد. به استناد ماده ۶۵ قانون تأمین اجتماعی در صورت وقوع حادثه ناشی از کار، کارفرما مکلف است اقدامات اولیه لازم را برای جلوگیری از تشدید وضع حادثه دیده به عمل آورد. کارفرما باید وقوع هر گونه حادثه ناشی از کار را ظرف مدت سه روز اداری به شعبه صندوق تامین اجتماعی محل اطلاع دهد و نسبت به تکمیل و ارائه فرم ویژه حادثه اقدام نماید. همچنین به استناد تبصره ماده ۹۵ قانون کار، کارفرما یا مسئولان واحدهای موضوع ماده ۸۵ قانون کار موظفند کلیه حوادث ناشی از کار را در دفتر ویژه‌ای که فرم آن از طریق وزارت کار و امور اجتماعی اعلام می‌گردد، ثبت و مراتب را سریعاً به صورت کتبی به اطلاع اداره کار و امور اجتماعی محل برسانند.

از کارافتادگی یکی از تعهدات پیش‌بینی شده در قانون تأمین اجتماعی بند «د» ماده ۳ است که با توجه به تنوع شرایط قانونی از نظر علت ازکارافتادگی (بیماری- حوادث) و همچنین از نظر درصد ازکارافتادگی (کلی، جزیی، غرامت نقص عضو) دارای پیچیدگی خاصی است.

                               بیمه‌های مسئولیت مدنی برای بی‌مسئولیتی؟

ناصر چمنی (فعال کارگری) در خصوص شرح وظایف کارفرما نسبت به کارگر آسیب‌دیده در حین کار می‌گوید: کارفرمایان اغلب شرکت‌هایشان را بیمه مسئولیت مدنی می‌کنند. متأسفانه در کشورهای دنیا وقتی بیمه می‌کنند، وظیفه و مسئولیت‌های اجتماعی خود را در قبال حادثه کارگری انجام می‌دهند اما در ایران شرایطی به وجود آمده بعد از آسیب‌دیدگی کارگر، فوقش برایش برگه حادثه پرمی‌کنند و کارگر با بیمه طرف می‌شود. کارفرما با یک بیمه مسئولیت مدنی کردن واحد تولیدی‌اش تمام شرایط و وظایف و اقداماتی که باید انجام دهد، روی دوش بیمه می‌گذارد. این حالت خوشبینانه‌ترین حالت است که کارفرما حاضر می‌شود، برگه حادثه برای کارگر پر کند.

او با اشاره به شرایطی که کارفرما در آن مسیر برای کارگر گزارش حادثه رد نمی‌کند، بیان می‌کند: بعضاً شاهد این هستیم که کارفرما گزارش حادثه رد نمی‌کند، چون کمیته حفاظت فنی و بهداشت و ایمنی محیط کار در واحدهای تولیدی به وجود نمی‌آید یا اگر هم باشند، تحت فشار مدیریت فعالیت می‌کند، برگه حادثه پر نمی‌کنند پس کارگر آسیب‌دیده مجبور است هزینه‌های درمان را خودش بپردازد. وقتی کارگر در اثر حادث ناشی از کار به بیمارستان می‌رود، کارفرما باید هزینه‌های درمانش را بپردازد که متأسفانه با یک بیمه مسئولیت مدنی، کارفرما پیگیرِ مشکلات کارگران نمی‌شود و آنها را به سیاه‌چاله‌های بروکراتیک می‌اندازد.

او می‌افزاید: در این شرایط کارگر باید شکایت کند اما مراحلی جلوی پای کارگری که نقص عضو شده، گذاشته‌اند که اگر بخواهد به حق خود برسد، یکی تا دو سال ممکن است طول بکشد. باید به اداره کار شکایت کند، اداره کار بازرس بفرستد، درصد تقصیر کارفرما مشخص شود و …

چمنی در خصوص برخورد بازرسان در رسیدگی به این مشکلات می‌گوید: برخی بازرسان نسبت به شرایطی که کارفرما به آن‌ها ابراز می‌کند، نظر می‌دهند و تحقیقات درستی برای یافتن حقیقت ماجرا انجام نمی‌دهند. کارگاه غیرایمن را درصد می‌زنند که درصدی کارگر و درصدی کارفرما را مقصر می‌شناسند. اگر کارفرما پرداختی نداشت، کارگر باید به دادگستری شکایت کند و پرونده قضایی تشکیل شود همه این موارد آنقدر سخت است که طی آن مصونیت کارفرما خیلی زیاد می‌شود.

                                          آواره اداره کار، بیمه و دادگستری

این فعال کارگری تصریح می‌کند: قانونی وجود ندارد که در کوتاه‌ترین مدت زمان بتواند به هزینه‌های زیاد درمانی کارگران کمک کند و بعضاً کارگران اصلاً به حق خود نمی‌رسند. کارگر آواره اداره کار، بیمه و دادگستری می‌شود.

وی با بیان این مطلب که کارفرمایان با بیمه مسئولیت مدنی خود را در مصونیت قرار می‌دهند، به عدم اجرایی شدن قانون اشاره کرده و می‌گوید: قانون می‌گوید هر کارگری که در کارگاهی کار می‌کند باید لااقل یک سال برایش به هزینه کارفرما آزمایشات ادواری انجام شود. قانون صراحت دارد و آیین‌نامه حفاظت فنی و بهداشت کار به آن اشاره کرده است. هر کارگاه باید یک نفر به عنوان نماینده بهداشتِ کار که باید مدرک داشته باشد، داشته باشد اما این قوانین اجرا نمی‌شود.

او می‌افزاید: نماینده بهداشت محیط کار هم یک قرارداد موقت با مدت معین با کارفرما دارد و خیلی طبیعی است که اگر به ضرر کارفرما حرفی بزند، او را هم می‌توانند از کار بیکار کنند.

این فعال کارگری خاطرنشان می‌کند: اگر آزمایشات ادواری کارگران به درستی انجام و نوشته شود، این وظیفه کمیته فنی در رسیدگی خواهد بود. طبق قانون اگر مشخص شود که کار محیط کار منجر به بیماری کارگر شده، از نظر قانون وظیفه کمیته فنی و حفاظت بهداشت این است که جای او را تغییر بدهد. آلایندگی‌هایی که وجود داشته و کارگر را دچار مشکل کرده، باید مدنظر قرار بگیرند اما این قانون نیز اجرا نمی‌شود بلکه اگر طی آزمایشات ببینند که کارگر به خاطر کار مشکل شنوایی یا ریوی پیدا کرده، او را اخراج می‌کنند. چه برسد که محل کار او را تغییر دهند یا حق‌السعی به او پرداخت کنند.

                                              کارگر بیمار اخراج می‌شود

به گفته چمنی مشکل اینجاست که کارگر به خاطر بیماری‌ها از کار بیکار می‌شود و سازمان تأمین اجتماعی نسبت به حق بیمه پرداخت شده، بیمه بیکاری می‌دهد پس کارگر می‌ماند و بیماری‌ای که از آن کارگاه تولیدی به ارث برده است.

او ادامه می‌دهد: کمیته حفاظت فنی و بهداشت محیط کار در کارگاه اعضای مشخصی دارد اما یک شورای پزشکی هم داریم که خارج از محیط کار است برای کسانی که در شرکت دچار مشکل جسمانی شده‌اند و کارفرما موضوع را قبول ندارد، کارگر به کمیسیون پزشکی یا شورای پزشکی مراجعه می‌کند که در یکی از شعبات سازمان تامین اجتماعی واقع است.

او درباره روند بررسی پرونده در سازمان تأمین اجتماعی می‌گوید: آنجا پزشکان متخصص و نماینده سازمان تامین اجتماعی حضور دارند و مساله را بررسی می‌کنند. آنها می‌گویند فرد از کار افتاده است و سازمان تامین اجتماعی باید از کارافتادگی به او بدهد که آنهم پول زیادی نمی‌شود یا می‌گویند، مشکلی ندارید. وقتی کارگر به اداره کار شکایت کند، پرونده‌اش بررسی می‌شود و در مدتی که پرونده در حال رسیدگی است، بعد از تعیین تکلیف پرونده به نفع کارگر، باید از کارفرما حق‌السعی بگیرد با این وجود کارگران بازندگان ناکارآمدی قوانینی هستند که بخشی از آنها به درستی اجرا نمی‌شود و بخشی هم احیای حق کارگر را چنان درگیر مسیر بروکراتیک می‌کند که در بسیاری از مواقع کارگر خسته شده و از دنبال کردن پرونده‌ خود منصرف می‌شود.

بیشترِ کارگران نساجی همین هزارتوهای بروکراتیک را برای رسیدن به حق و حقوق‌شان طی می‌کنند. قانون هست اما سرشار از ناکارآمدی. خیلی‌ها زار و زندگی‌شان را تماماً فروخته‌اند. نه دستِ به زیر پِرِس رفته‌شان، نه حاصل پس‌انداز یک عمر. هرآنچه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود و انسان‌ها در نهایت ناگزیر می‌شوند تا با شرایط واقعی زندگی و مناسبات خود با همنوعانشان، رو در رو شوند.




مردانی که خشونت می‌کنند، زنانی که عشق می‌ورزند

نگاهی به سریال‌های شبکه نمایش خانگی: 
مردانی که خشونت می‌کنند، زنانی که عشق می‌ورزند 
بنفشه جمالی 

فرهنگ خشونت که کوشش می شود در فیلم های تلویزیون ایران به عنوان ٬٬فرهنگ٬٬ اجتماعی متداول به توده های القا گردد، در خدمت توجیه خشونت طبقاتی حاکم بر جامعه است. حاکمیت می کوشد خشونت طبقاتی خود را مانند یک کالا به عنوان «دوست داشتن»، «عاشق بودن» در بازار  سرمایه داری به فروش برساند. 

این یک سرمایه گذاری است با هدف و منظور تبدیل ساختن ایدئولوژی حاکمان به فرهنگ مورد قبول توده ها. سکوت و تحمل زن زیر فشار شوهر، واقعیت نیست. ٬٬حقیت٬٬ مورد علاقه ی  حاکمان است که می خواهند آن را به محکومان در رسانه های عمومی خود به فروش برسانند. آن را به توده ها القا کنند، بقبولانند. 
می خواهند خشونت طبقاتی خود را در لباس ٬٬فرهنگ صبر و تحمل٬٬ توجیه کنند که گویا بازتاب عشق و دوستی میان زن و مرد است! می خواهند رضا و تن دادن را به سیطره ی خود، به عنوان ارزش جایگزین در برابر عصیان و برخاستن علیه آن به توده ها القا کنند!

مقاله با توانایی این تضاد را در کارکرد رژیم سرمایه داری افشا می کند و برملا می سازد.آن را به مثابه شکل ٬٬هنری٬٬ ایدئولوژی حاکم در فیلم های سریال تلویزیونی با ٬٬مزه٬٬ جنایتکارانه ی ٬٬عشق٬٬ حاکمان، برملا می سازد و روند تبدیل شدن ایدئولوژی حاکمان را در شکل فرهنگ و سنت و مذهب حاکم به ایدئولوژی حاکم قابل شناخت می سازد. 

هنرمندان میهن دوست و مردم خواه ایران علیه این فرهنگ ارتجاعی، فرهنگ انسان دوستانه و ترقی خواهانه را مطرح می سازند. 
هنرمندان ترقی خواه و مردمی سرشت فرهنگ ارتجاعی را به مثابه ی سرشت نبرد طبقاتی از ٬٬بالا٬٬ افشا می کنند.
هنرمندان مردمی نشان می دهند که فرهنگ ارتجاعی در خدمت حفظ سیطره ی نظام سرمایه داری وابسته ی حاکم است. ارتجاع حاکم می کوشد تشدید استثمار نیروی انسانِ زحمتکش را در خانواده و در جامعه به امری طبیعی و هنجار فرهنگی قابل قبول بدل سازد. ناهنجاری ای که در خدمت سرمایه ی مالی امپریالیستی و متحدان داخلی آن در لایه های بوروکرات- نظامی نظام سرمایه داری وابسته ی حاکم قرار دارد که مذهب ارتجاعی را به ابزار تحقق بخشیدن به منافع طبقاتی خود و حفظ سیطری ارتجاعی خود بدل ساخته اند.
هنرمندان توده ها نشان می دهند که گذار از دیکتاتوری طبقات حاکم با برنامه ترقی خواهانه اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی ممکن است که در آن دستیابی به عزت و احترام زن و حق تساوی حقوق او در خانواده و جامعه هدف است. 
هنرمندان توده ها نشان می دهند که در برابر فرهنگ طبقات حاکم باید فرهنگ ترقی خواهانه مردمی- مکراتیک را قرار داد که به معنای گذار از اقتصاد سیاسی امپریالیستی- اسلامی است.

توده ای ها

بنفشه جمالی

• سریال ممنوعه و رقص روی شیشه شاید مثال‌های کوچکی باشند از آنچه که این روزها در بسیاری از سریال‌ها به نمایش در می‌آیند. در دوره‌ای که جامعه به‌شدت نسبت به خشونت خانگی، اسیدپاشی و کودک‌همسری حساس شده است و جامعه مدنی به دنبال ایجاد فشار برای تصویب قوانینی برای مبارزه با خشونت‌های خانگی، خشونت علیه زنان و کودک همسری است، گویی عزمی جدی در بدنه حاکمیت وجود دارد تا با خرج بودجه‌های آن‌چنانی به ترویج این‌گونه خشونت‌ها بپردازند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۲۲ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۲ می ۲۰۱۹

بیدارزنی: سکانس اول: مرد اشک‌ریزان و درحالی‌که دارد از میزان علاقه و عشقش به زن حرف میزند، گالن اسید را باز می‌کند. مرد مثلاً عاشق، زن را سرزنش می‌کند که چرا او را به اینجا رسانده و چرا با اینکه عاشق زن بوده اما زن او را پس زده است. مرد قدم به قدم برای زن توضیح می‌دهد که اسید قرار است چه بلایی سر او بیاورد. دستان زن با طنابی به نرده‌های چوبی بسته شده است و با چهره وحشت‌زده به مرد دیوانه نگاه می‌کند که برایش از مورفین خالصی می‌گوید که برای کم کردن درد به زن تزریق کرده است. مرد به زن می‌گوید: «این اسید را روی صورتت می‌ریزم چون دوستت دارم. چون می‌خواهم فقط مال خودم باشی. چون عاشقت هستم!»

سکانس دوم: مرد طلبکار، رو به زن بی‌خبر از کارهای شوهرش که بدهی سنگینی بالا آورده و متواری شده است می‌گوید: «اگر چک را تا ماه دیگر پاس نکنی، یک گالن اسید می‌پاشم روی صورتت تا از فردا کسی حتی نگاهت هم نکند!»

این‌ها دو سکانس به نمایش درآمده از دو سریال پر مخاطب ممنوعه و رقص روی شیشه هستند که این روزها در شبکه نمایش خانگی درحال پخش‌اند. در هر دو سریال، مخاطب با مردانی به‌شدت خشونت‌گر و کنترل‌گر رو به روست؛ مردانی که با توجیه عاشق بودن، زنان را کتک می‌زنند، از کار کردنشان جلوگیری می‌کنند و با افتخار گوشی تلفن همراه همسرانشان را چک می‌کنند. زنان در این سریال‌ها زنانی منفعل و بیچاره به تصویر کشیده شده‌اند. عروسکانی زیبا که گویا از خشونتی که می‌بینند لذت می‌برند و هرروز بیشتر عاشق و دلباخته صاحبانشان می‌شوند.

رعنا در سریال رقص روی شیشه، با بازی مهتاب کرامتی، زنی هنرپیشه است که بعد از ازدواج به خاطر بدبینی شوهرش دست از بازیگری کشیده است و بعد از ده سال می‌خواهد مخفیانه به دنیای بازیگری برگردد. مرد کنترل‌گر، که دلباخته زن به تصویر کشیده شده است، به محل کار همسرش می‌آید. او را جلوی چشمان همکارانش کتک می‌زند و زن را مجبور می‌کند به خانه برگردد. زن اما مقاومت نمی‌کند. زن تحصیلکرده و پوشیده در لباس‌های پرزرق و برق در همان شب کتک خوردن برای همسرش کادوی تولد می‌خرد و در نامه‌ای عاشقانه برایش می‌نویسد که هرروز عاشق‌تر از روز قبل است و مرد را می‌پرستد!

این الگوی زیبا نشان دادن خشونت خانگی در سریال ممنوعه هم تکرار می‌شود. پسر بددهن و پرخاش‌گر مدام درحال تحقیر دختر قصه است. دختر را کنترل می‌کند. گوشی تلفنش را چک می‌کند. دختر در مقابل این تحقیر و بددهنی‌های مداوم پسر اما منفعل است عاشقانه چشم به پسر می‌دوزد و برای رسیدن به مرد رویا‌هایش و پوشیدن لباس سفید عروسی تن به هر خفت و خواری می‌دهد.

سریال ممنوعه و رقص روی شیشه شاید مثال‌های کوچکی باشند از آنچه که این روزها در بسیاری از سریال‌ها به نمایش در می‌آیند. در دوره‌ای که جامعه به‌شدت نسبت به خشونت خانگی، اسیدپاشی و کودک‌همسری حساس شده است و جامعه مدنی به دنبال ایجاد فشار برای تصویب قوانینی برای مبارزه با خشونت‌های خانگی، خشونت علیه زنان و کودک همسری است، گویی عزمی جدی در بدنه حاکمیت بخصوص بخش فرهنگی آن وجود دارد تا با خرج بودجه‌های آن‌چنانی و در قالب پروژه‌های چشم‌نواز و با خریدن بازیگرانی که گویی غیر از پول، هیچ متر و معیاری ندارند، به ترویج این‌گونه خشونت‌ها بپردازند و با رنگ و لعاب دادن به این خشونت‌ها، آن‌ها را امری عادی و طبیعی در هر رابطه عاشقانه‌ای جلوه دهند.




نه به جنگ، که به همبستگی کارگران جهان نیاز داریم!

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۲٣ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱٣ می ۲۰۱۹

رضا شهابی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه، که در جریان تظاهرات اول ماه مه دستگیر و چند روز بعد آزاد شد، در پنجاه و دومین کنگره ی سندیکای ث ژ ت فرانسه شرکت کرد و در این کنگره سخنان کوتاهی ایراد کرد. این کنگره در شهر دیژون فرانسه برگزار شد. متن سخنان رضا شهابی در این کنگره در روز ۱۲ ماه می (۲۲ اردیبهشت) را در زیر می خوانید:

رفقا و دوستان
من رضا شهابی هستم. عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و از ایران در جمع شما حاضر شده ام. ابتدا باید اعلام کنم که از اینکه امروز در پنجاه دومین کنگره سندیکای شما شرکت می کنم افتخار می کنم و از طرف سندیکای خودمان برگزاری کنگره تان را به شما تبریک میگویم.

رفقا!
در حالی که از حضور در جمع شما خوشحالم اما نمیتوانم در جمع شما که دوستان من هستید از نگرانی ام نگویم. در این لحظه و این روزها من شدیدا نگران دوست و همکار سندیکاییم حسن سعیدی هستم که چند روز پیش با هم دستگیر شدیم اما او کماکان در زندان است. من شدیدا نگران دیگر دوستان و کارگران و دانشجویایی هستم که تنها به دلیل شرکت در تجمع مسالمت آمیز روز جهانی کارگر دستگیر شده اند.

رفقا!
سال پیش بنا به آمار رسمی در ایران ۱۷۰۰ اعتراص و اعتصاب کارگری و حقوق بگیران اتفاق افتاده است. یعنی بیش از چهار و نیم اعتراص و اعتصاب در روز؛ این اعتصابات در هفت تپه و اهواز و اراک و سایر نقاط کشور انعکاس گسترده ای در سراسر ایران داشته و از همبستگی بازنشستگان، معلمان و دیگر بخش های جنبش کارگری برخوردار شده بود.
امروزه مسئله داشتن تشکل های مستقل کارگری در ایران به امری فوری تبدیل شده است و مورد توجه پیشروان کارگران قرار گرفته است ولی حاکمیت ایران هرگونه اقدام کارگران برای تشکل یابی را مورد حمله و سرکوب قرار میدهد.
ستدیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران بعنوان قدیمی ترین سندیکای موجود در این راه مبارزه ی جانانه ی را به پیش برده و اعضای ما هزینه های سنگین را برای آن پرداخته اتد. از جمله آقایان ابراهیم مددی و داود رضوی هر کدام به پنج سال زتدان محکوم شده اند. آقایان حسن سعیدی، ناصر محرم زاده، حسین کریمی و خانم فرحناز شیری بیش از ده سال است به خاطر تشکیل ستدیکا و حق خواهی از کار اخراج شده اند. 
من خودم بیش از شش سال از عمرم را در در بدترین شرایط در زتدان گذرانده ام و بیش از ده سال است که به علت فعالیت سندیکایی از کار اخراج شده ام. شاید باور نکردنی به نظر برسد اما در ایران و همین چند روز قبل ما به خاطر برگزاری تجمع بزرگداشت روز اول ماه مه به همراه بیش از ۳۰ نفر از دیگر کارگران و فرزتدان آنها که دانشجو بودند دستگیر شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم و من تا پنج روز پیش در زندان بودم. الان نیز با تودیع کفالت ۲۰۰ میلیوتی آزاد و در کنار شما حاضر شده ام. همینطور لازم است اشاره کنم که دو تن از بازشداشت شدگان در اعتراضات کارگران هفت تپه در جنوب ایران به نام های آقای اسماعیل بخشی و خانم سپیده قلیان نیز کماکان در شرایط اسف باری محبوس هستند.

دوستان و رفقای حاضر در کنگره!
سندیکای شما نامی آشنا در جنبش کارگری و سندیکایی ایران است. ستدیکای شما با دستاوردهای بزرگ کارگران و حقوق بگیران فرانسه عجین شده است. سندیکای شما در عرصه همبستگی بین المللی نیز پیش قدم و موثر بوده است.
کلکتیو سندیکاهای فرانسه از جمله س ژ ت زحمات زیادی را برای دفاع از فعالان سندیکایی ایران از جمله حمایت از خود من متحمل شده است. این کلکتیو و نحوه همکاری رفیقانه آن با فعالان سندیکایی ایران تبدیل به مدلی برای دیگران شده است. ما به این همبستگی در سایر کشورها احتیاج داریم.
در پایان صحبتم اشاره ای هم به موضوعات جهانی و منطقه ای کنم: ما کارگران با جنگ افروزی های دولت های سرمایه داری در جهان و مخصوصا در خاورمیانه مخالفیم. تهدید نظامی و تحریم جز خراب تر کردن وضعیت زندگی کارگران و زحمتکشان ایران، عراق، افغانستان، سوریه، لبنان، فلسطین و… ندارد. ما کارگران به پشتیبانی هیچ یک از بلوک های سرمایه داری توهم نداریم بلکه به همبستگی کارگران و حقوق بگیران جهان احتیاج داریم.
و نهایتا آرزوی دارم که این کنگره و نتایجش در مبارزه شما نقشی مفید ایفا کند

زنده باد همبستگی بین المللی طبقه کارگر
با تشکر از شما




دانشجویان در دانشگاه تهران خواهان آزادی پوشش شدند

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۲٣ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱٣ می ۲۰۱۹

امروز دوشنبه ۲٣ اردیبهشت ۱٣۹٨، جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به تذکرات حراست دانشگاه به پوشش دانشجویان دانشگاه تهران و فشارهای اعمال شده به این منظور، در محوطه این دانشگاه اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.

دانشجویان معترض شعارهایی از جمله «آزادی انتخاب حق مسلم ماست»، «نان، کار، آزادی، حجاب اختیاری» و «دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد» سردادند. بعد از شروع این تجمع اعتراضی، دانشجویان بسیجی برای جلوگیری از ادامه ی اعتراض دانشجویان به آن ها حمله کردند. همچنین شوراهای صنفی دانشجویان کشور از برخورد نیرو های امنیتی خارج از دانشگاه با دانشجویان خبر داد.

 

در جریان این تجمع که در مقابل پردیس دانشکده ی هنرها صورت گرفت، مامورین امنیتی در دانشگاه حضور یافته و دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. بسیجی ها و لباس شخصی ها مانع از صحبت کردن معاونت فرهنگی دانشگاه و پاسخگویی او به دانشجویان شدند.
تصاویر و ویدئو های منتشر شده در شبکه های اجتماعی حاکی از برخوردهای خشونت آمیز, ضرب و جرح و درگیری های تن به تن از سوی بسیجی ها, لباس شخصی ها و مامورین امنیتی با دانشجویان است.
با این حال دانشجویان موفق به حضور در سالن آمفی تئاتر دانشگاه شدند. در آن جا دانشجویان معتراض مجددا با یورش بسیجی ها و لباس شخصی ها مواجه شدند. دانشجویان موفق شدند نیروهای بسیجی را از سالن بیرون کرده و دسته جمعی به سرودخوانی و دادن شعار پرداختند.
به گزارش تشکلات صنفی دانشجویان حاضر در محل در عین حال درگیری ها در خارج از سالن برای جلوگیری از ورود مجدد مهاجمین به سالن ادامه داشته است.

معاونت فرهنگی دانشگاه در پاسخگویی به دانشجویان در سالن محل تجمع دانشجویان حاضر شد ولی بسیجی ها و لباس شخصی ها با یورش مجدد مانع از صحبت و پاسخگویی او به دانشجویان شدند.
دانشجویان دانشگاه تهران در پایان تجمع بیانیه ای علیه گشت ارشاد دانشگاهی و حجاب اجباری قرائت کردند که متن آن در زیر آمده است:

متن بیانیه:
دانشجویان دانشگاه تهران در روزهای گذشته شاهد حضور و استقرار نیروهای حفاظت فیزیکی زن در همراهی با مأموران حراست دانشگاه، به منظور دخالت در امر پوشش خود بوده‌اند. این اتفاق ناخوشایند با سخت‌گیری در ورود بانوان به دانشگاه به‌ علت نوع پوشش‌شان و تهدیدِ احضار به کمیته‌ی انضباطی و برخوردهای قهریِ این‌چنینی همراه شده که مایه‌ی تأسف است.

جناب آقای دکتر سرسنگی، برخوردهای انضباطی و حراستی با دانشجویان این دانشگاه با هدف تغییر اجباری پوشش، حتی اگر در لفافه‌ا‌ی به اسم نظام‌نامه‌ی اخلاق حرفه‌ای دانشجویان هم پیچیده شود، امری خارج از شأن و جایگاه این دانشگاه و دانشجویان آن است. این برخوردها ما را به یاد تلاش‌های بی‌سرانجام و محکوم‌به‌شکستِ حاکمیت‌ها در عصرهای مختلف این سرزمین می‌اندازد، حاکمانی که قصد دخالت در سبک زیست مردمان را داشته‌اند اما چیزی جز بدنامی تاریخی نصیب‌شان نشده است. در واقع طرح‌هایی مثل نظام‌نامه‌ی اخلاق حرفه‌ای دانشجویان باعث به وجود آمدن چنین دست‌درازی‌هایی به حریم دانشجویان شده و همان‌گونه که مستحضر هستید، این نوع برخوردهای قهری هیچ‌گاه جواب نخواهد داد چرا که دانشجویان بهتر از هر شخص دیگری به عرف دانشگاه و جامعه‌ی خود آگاه هستند. 

اجبار و تحمیل نوع خاصی از پوشش به دانشجویان، شکل واضحی از تعرض آشکار به حریم خصوصی دانشجویان، نقض مستقیم حقوق انسانی آنان و ستم عریان علیه زنان محصل است و مورد اعتراض جمع‌ها و محافل دانشجویی است. چنین برخوردهایی تنها موجب ایجاد تنش در فضای دانشگاه و برهم‌زدن بسترهای عقلانیت می‌شوند، آن هم در روزهایی که دانشگاه بیش از همیشه به آرامش و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز طیف‌های مختلف عقیدتی و سبک‌های مختلف زندگی نیاز دارد. 

نباید فراموش کرد اندک آزادی‌ای که دانشجویان این دانشگاه در امر پوشش خود داشته‌اند، نه مبنی بر لطف مدیران و مسئولان، که نتیجه و دست‌رنج مقاومت و پافشاری همیشگی دانشجویان بر حقوق بدیهی خود بوده است. دانشجویان این حق را برای خود قائل هستند که به مقابله با این‌گونه رفتارها پرداخته و از حقوق اساسی و اولیه‌ی خود دفاع کنند و اجازه ندهند کسی بیش از این به آن‌ها و دانشگاه‌شان هتک حرمت کند. 

بدین‌وسیله ما دانشجویان خواستار توقف برخوردهای دانشگاه در خصوص پوشش و عدم تداوم برخوردهای حراست در این رابطه هستیم.




شورای بازنشستگان ایران: سرمایه داری برای سود، سلامت مردم را به گروگان میگیرد!

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۲۲ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۲ می ۲۰۱۹

در آمریکا شرکت‌های داروسازی برای گران کردن دارو “تبانی” کرده‌اند. 
چهل ایالت آمریکا از شرکت‌های داروسازی بزرگ به علت آنچه “توطئه و تبانی برای بالابردن قیمت دارو” خوانده شده شکایت کرده‌اند. 
دادستان‌ها می‌گویند این شرکت‌ها برای بالابردن مصنوعی قیمت داروها “زدو بند” کرده اند تا از بهای حدود ۱۰۰ داروی مهم سود کلان ببرند؛ از جمله داروهای بیماری قند و سرطان. 
دادستان عمومی کانیتکت گفته: “ما شواهد محکمی داریم که از چگونگی وارد شدن صنعت داروسازی به یک کلاه‌برداری چند میلیارد دلاری از مردم آمریکا خبر می‌دهد و کارخانجات داروسازی در تبانی برای بالا بردن داروها ( گاه تا ۱۰۰۰ برابر) را نشان می‌دهد” 
تحقیقات قضایی پشت این شکواییه ثابت می‌کند که چرا بهای دارو و خدمات پزشکی سرسام‌آور شده است. 
آنها متهم شده‌اند که “مسئول شکل گرفتن یکی از فاحش‌ترین و مخرب‌ترین دسیسه‌های تاریخ آمریکا برای بالابردن بهای داروها هستند”. 
این در ، همه جا بر همین پاشنه میچرخد! 
اگر در آمریکا ۲۰ شرکت بزرگ داروئی این “تبانی” را کرده اند ، در ایران نیازی به اینگونه تبانی ها هم نیست. خود دولت در روز روشن و بطریق”قانونی” اینکار را میکند! 
نظام بهداشتی وبهای خدمات پزشکی و دارو در ایران هم همواره در کانون مطالبات معیشتی مردم و یکی از محورهای اعتراضی کارگران و معلمان و مخصوصا” بازنشستگان میباشد. 
در ایران، با وضعیتی بمراتب بدتر و بسیارنگران کننده ، هیولای سرمایه “بازارآزاد”، چنگال سود ورزی اش را درقالب بخش خصوصی به همه عرصه های زندگی ازجمله بهداشت و سلامت مردم کشانده است. سیاستی که با تکیه به دایره قدرت بر متن زدوبندهای رانتی و فساد، نتایجی بسیار زیانبار بوجود آورده است. 
با این سطح بسیار پائین از معیشت و درآمد و با این گستردگی فلاکت عمومی ، بیمارشدن ، سایه مرگ را بر سر بیمار میآورد. 
امروزه طبقه مزدبگیر جامعه از تامین نیازمندیهای اولیه بهداشتی ازجمله شوینده ها، پوشک ونوارهای بهداشتی،ضدعفونی کننده ها، اقلام بهداشت دهان و دندان تا تامین هزینه های سنگین درمان انواع بیماریها با فرایند انجام آزمایشات مختلف پزشکی تا رادیولوژیها و اقسام اسکن ها و فیزیوتراپی وبستری شدن و اعمال جراحی ها تا تهیه داروها که گاه در بازار آزاد هم کمیابند، بشدت ناتوان است. 
امروز حتی سلامت دندان برای خوردن یه لقمه نان هم به معضلی تبدیل شده! 
برون سپاری خدمات بهداشت و درمان، حتی در مورد پرستاران به دست “بازار آزاد”، نتیجه ای جز به خطر افتادن سلامت عمومی مردم و انباشت هزاران میلیارد تومان سود برای صاحبان این بخش از سرمایه ندارد. 
بر مبنای همین ضرورت است که در همه اعتراضات و تجمعات معیشتی شعار ” بیمه کارآمد وبهداشت و درمان رایگان” یک خواست عمومی مردم شده است. 

شورای بازنشستگان ایران 
۲۲/۲/۱٣۹٨




سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه: شوراهای اسلامی کار، مدافعان راستین سرمایه داران

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۰ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۰ می ۲۰۱۹

اعتراض کارگران هفت تپه به حضور شورای اسلامی کار 

دلیل اعتراض کارگران هفت‌تپه: 
دیروز ۵ شنبه ۱۹ اردیبهشت ماه جمعی از کارگران هفت تپه در اعتراض به ادامه کاری شورای اسلامی کار و باز گشت آقای کاظمی( قایم مقام شرکت ) و دریافت مطالبات معوقه دست به آعتراض زدند. 
بر اساس گزارش های رسیده، طی روز های گذشته نمایندگان شورای اسلامی کاردر هفت‌تپه، دیداری با نمایندگان سازمان جهانی کار در تهران داشته اند. 
برنامه ریزی برای انجام‌این ملاقات توسط کارفرمای شرکت آقای آسدبیکی صورت گرفته بود. 
بعد از خاتمه ملاقات، به هر کدام از افراد شورای اسلامی کار، یک گوشی موبایل از طرف آقای آسدبیکی بعنوان کادو!!! تحویل داده می شود. 
بعد از حضور این افراد (نمایندگان شورای اسلامی کار) به کارخانه ،آقای کاظمی، قائم مقام شرکت، از جریان باخبر می شود و تحت این عنوان که بودجه این کادو ها از کجا تامین شده و یا اینکه کارگران هنوز دستمزد فروردین را دریافت نکرده اند و یا اینکه در شرکت هیچ قانونی وجود ندارد … رسما استعفا می دهد و آقای مهندس بهاری که رئیس کارخانه بوده، فعلا بعنوان سرپرست شرکت تعیین شده است. 
طبق اخرین گزارشات دریافت شده از دیروز تا کنون بیش از ۲۰ نفر از کارگران هفت‌تپه به دلیل اعتراض و تجمع در روز پنج شنبه، از طرف مامورین، احضار و مورد تهدید قرار گرفته اند. 

کارگران! 
شورای اسلامی کار یک‌ تشکل کارگری نیست، این‌ تشکل، یک‌ تشکل کارفرمایی است که تنها در خدمت منافع کارفرما قرار دارد که برای رسیدن به منافع حقیر خود، منافع عمومی کارگران را فدای منافع کارفرماها می کنند. 
این نهاد دست ساخته دولت و کارفرما، ربطی به منافع مستقل کارگران ندارد، ما بارها اعلام داشته ایم، تشکل های کارگری باید مستقل از دولت و کارفرما تشکیل شوند تا بتوانند در خدمت منافع کارگران قرار گیرند. 
سندیکای کارگران هفت‌تپه که از دل مبارزه کارگران هفت‌تپه ایجاد شده است، باهویت طبقاتی و در دفاع از کارگران و مستقل از کارفرما و دولت به فعالیت خود ادامه داده است. 
سندیکای کارگران هفت‌تپه نه تنها با یک گوشی موبایل و یا دریافت وام دو میلیون تومانی در مقابل کارفرما و صاحبان سرمایه، تطمیع نشده و‌ نخواهد شد، بلکه اخراج و تهدید و زندان هم نتوانسته است به استقلال این‌تشکل خدشه ای وارد کند. 
این‌ از ویژگی تشکل های مستقل کارگری است (مستقل از دولت و کارفرما و دیگر نهادهای سرمایه سالار) که در مقابل هر گونه مماشات، تطمیع و منفعت های ضدکارگری ایستادگی می کند. 
آنچه برای ما بعنوان تشکل مستقل کارگری مهم است، منفعت طبقاتی کارگران در مقابل منفعت های حقیرانه و سود پرستانه و استثمارگرانه سرمایه داران بوده و هست و ما باور داریم نمایند گان واقعی کارگران منفعتی جدا از منفعت عمومی کارگران نداشته و کسانی که تحت عنوان نماینده کارگران برای رسیدن به منافع شخصی چاکر و مخلص کارفرمایان می شوند، لکه های ننگی هستند که دیر یا زود تاوان آن را پس خواهند داد. 
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه برای چندمین بار اعلام می دارد که شورای اسلامی کار، یک نهاد دولتی است که تنها در راستای منافع صاحبان سرمایه ایجاد شده تا منافع طبقاتی کارگران را قربانی منافع صاحبان سرمایه بکند. 

کارگران مبارزه و حق طلب در هفت تپه! 
نماینده واقعی شما، اسماعیل بخشی همچنان در زندان است، اجازه ندهید افرادی که در شورای اسلامی کار هستند خود را بعنوان نماینده شما معرفی کنند‌. 
نماینده واقعی شما در زندان است، صدای اسماعیل بخشی باشیم و خواستار شویم که اسماعیل بخشی فوری و بی قید و شرط آزاد شود. 

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه 
۲۰ اردیبهشت ۹۸




انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه: تهدید به اخراج مهاجرین افغانستانی باید متوقف گردد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۰ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۰ می ۲۰۱۹

روز گذشته عباس عراقچی معاون وزیر خارجه اعلام کرد که در صورت اعمال تحریم های جدید علیه ایران، مهاجرین افغانستانی از ایران اخراج خواهند شد. 

مهاجرین افغانستانی در ایران که از جهنمی که توسط حکومت های متخاصم غربی و منطقه‌ای چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی و فرهنگی برایشان ایجاد کرده اند، که نه می توانند کار و شغل برای امرار معاش پیدا کنند و نه قوانین، باورها و سنتهای ضد انسانی بویژه علیه زنان امانشان می دهند، به ناچار به ایران پناه برده اند و در بدترین و سخت ترین شرایط با نازلترین دستمزد تن به کار می دهند، اکنون نیز مورد ضد انسانی ترین تهدید توسط معاون ظریف قرار گرفته اند. 
مهاجرین افغانستانی ده ها سال است به خاطر غیر قابل تحمل بودن شرایط زندگی در افغانستان چه در دوران حاکمیت باندهای ارتجاعی و تروریستی مانند القاعده و طالبان و چه تحت حاکمیت چپاولگران کنونی، ناچار شدند محل زندگی و زادگاه خود را رها کرده و به امید یافتن شرایطی بهتر روانه ایران شوند، که طی این ده ها سال مدام مورد ستم و فشار برخوردهای نژاد پرستانه اعمال گشته از طرف حاکمیت قرار گرفته اند و همواره تلاش شده است تا گسترش فقر، بیکاری و گرانی ناشی از چپاول سازمان یافته در ارکان قدرت را متوجه کارگران مهاجر افغانستانی کنند. 
کارگران مهاجر افغانستانی بخشی از طبقه کارگر و بخشی از جامعه ایران هستند که با کار و زحمت خود در تولید ثروت اجتماعی شریک هستند و باید همانند هر شهروند ایرانی از حقوق شهروندی هم سطح با شهروندان ایرانی برخوردار گردند و به حقوق و شان انسانی شان احترام گذاشته شود. هیچ بهانه ضد انسانی و نژادپرستانه ای نمی تواند انسانهای کارگر و زحمتکش و شریف افغانستانی را سوژه زد و بند و معاملات کثیف و ضد انسانی قرار دهد. 
شاخ و شانه کشی حکومت های متخاصم هیچ ربطی به منافع و زندگی مردم در هیچ نقطه ای از جهان ندارد و تنها بر مبنای سهم خواهی های قدرت طلبانه طرف های درگیر شکل می گیرد. 
از این رو باید فورا به تهدید مهاجرین افغانستانی به اخراج از ایران پایان داده شود و به حقوق انسانی و شهروندی آنان به عنوان شهروندان متساوی الحقوق با شهروندان ایرانی احترام گذاشته شود. 

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه 
۲۰ اریبهشت ۹٨




توطئه و جنگ روانی خبرگزاری امنیتی (فارس) علیه سندیکای کارگران شرکت واحد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۰ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱۰ می ۲۰۱۹

سندیکای کارگران شرکت واحد در اطلاعیه ای نوشته است: در توطئه جدید و البته نخ نما و در راستای تلاش برای تخریب سندیکای کارگران شرکت واحد، خبرگزاری امنیتی فارس خبر هدفداری را منتشر کرده که به این وسیله آن را محکوم و قویا تکذیب می کنیم. 

این در حالی است که خبرگزاری مزبور هیچ گاه خبری از تجمعات، بازداشت ها و مطالبات سندیکای کارگران شرکت واحد را منتشر نکرده است و در همین مورد اخیر نیز هیچ اطلاعی از سرکوب تجمع مسالمت آمیز روز جهانی کارگر۱۱ اردیبهشت، مقابل مجلس نداده است. با سواستفاده از خبر منتشر شده آزادی رضا شهابی در کانال سندیکا، اتهامی دروغین را به ایشان نسبت می دهد. 
در این شبه خبر امنیتی به دروغ ادعا شده که یکی از اعضای شناخته شده و فعال این سندیکا در بازداشت اخیر مقابل مجلس بهارستان، گویا به دلیل نوعی از همکاری در زمان بازجویی از زندان آزاد شده، حال آنکه رضا شهابی از اعضای هیئت مدیره به هیچ عنوان در این مدت مورد بازجویی قرار نگرفته و ضمنا پس از ضرب و شتم حین دستگیری در مرحله بعد با پرونده سازی امنیتی و سپس با تودیع قرار کفالت سنگین ۲۰۰ میلیون تومانی به طور موقت و تا زمان برگزاری دادگاه آزاد شده است که این از حقوق مکتسبه و ابتدایی هر متهمی می باشد. 
سندیکای واحد در ۱۴ سال اخیر بیش از ۴۰۰ مورد بازداشتی یا زندانی داشته است، که میتوان به بیش از ۶ سال زندانی شدن رضا شهابی، بیش از ۸ و نیم سال محکومیت زندان در دو مرحله برای ابراهیم مددی و ۵ سال زندان داود رضوی و بازداشت های سالهای گذشته و اخیر… اشاره کرد. 
سکوت خبرگزاری فارس و رسانه های دیگر در تمام این سال ها نشان می دهد که چه کسی با نهادهای امنیتی همکاری می کند. 
خاک پاشیدن به چشم جامعه زمانی ممکن می شود که حداقل اعتباری باقی مانده باشد ولی عملکرد فارس جای تردید برای هیچ فرد بی طرفی باقی نمی گذارد. 
به نظر می رسد بعد از سرکوب، بازداشت و زندانی کردن های مداوم نتیجه ای در بر نداشته، هم زمان سندیکاسازی جعلی را از طریق معدود افراد وابسته خود در شرکت واحد نیز در سال گذشته به جریان انداختند، که البته آن پروژه هم در همان آغاز با شکست مواجه شد و نهایتا تبدیل به یک پروژه سوخته شد. با نقش برآب شدن این توطئه ها تهمت و افترا را جایگزین کردند، قطعا تا مادامی که تورم و گرانی و فقر وجود دارد، اعتراضات کارگران و فرودستان هم وجود خواهد داشت. 
برای سندیکای کارگران شرکت واحد روشن است که هدف خبرگزاری فارس تخطئه فعالیتها و حیثیت شهابی نیست، بلکه آنها خواهان بی اعتمادی و اختلاف میان اعضای سندیکا، فعالان کارگری و دیگر نیروهای ترقیخواهی هستند که هدف خود را تقویت فعالیت کارگری و مبارزه طبقاتی می دانند. 
سندیکای کارگران شرکت واحد ضمن محکوم کردن این «طراحی سوخته» و دست بردن به چنین سناریوهای نخ نما، حق خود دانسته است که از مجاری مختلف خبرگزاری فارس را به پاسخگویی و عذر خواهی وا دارد.