نرگس محمدی و سپیده قلیان: برگزاری تجمعات “حق” است نه “جرم”

سه شنبه, ۱۷ اردیبهشت, ۱۳۹۸

www.kaleme.com

چکیده :در شرایطی که معلمان و کارگران به دلیل عدم مدیریت و کارآمدی نظام و وجود فساد سیستماتیک در نظام جمهوری اسلامی ایران در بدترین شرایط اقتصادی و معیشتی زندگی می کنند و اخبار تکان دهنده اختلاس های بی پایان و چپاول اموال ملت هر روز به گوش می رسد، حکومت به جای همدردی و همراهی با قشر زحمتکش و محترم جامعه و گوش سپردن به اعتراضات مدنی و آرام، تجمع کنندگان مسالمت جو را به زندان می افکند و راههای مسالمت آمیز و مدنی را هر روز بیش از پیش به روی فعالان مدنی می…

نرگس محمدی و سپیده قلیان که اینک در زندان اوین هستند با صدور اطلاعیه ای ضمن اعتراض به بازداشت فعالان کارگری و معلمان در روزهای اخیر اعلام کردند که برگزاری تجمعات حق است و نه جرم.

نرگس محمدی، نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر اینک دوران محکومیت خود را در زندان می گذراند و سپیده قلیان، فعال مدنی مدتی پیش در پی تجمع کارگران در اهواز بازداشت و مدتی بعد به زندان اوین منتقل شد.

به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن اطلاعیه نرگس محمدی و سپیده قلیان به شرح زیر است:

طبق اصول مصرح قانون اساسی، برگزاری تجمعات مسالمت آمیز و تشکیل انجمن ها و جمعیت ها، جزء حقوق اساسی ملت است. این در حالی است که طی چهل سال گذشته، حکومت این حقوق بنیادی را از “حق”به”جرم” تبدیل نموده و فعالان این عرصه را سرکوب می نماید.

متاسفانه طی روزهای گذشته دهها معلم و کارگر که از سوی انجمن های صنفی شان در تجمع شرکت کرده بودند، بازداشت و حتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. این شیوه برخورد با کارگران و معلمان، تنها تعرض به یک صنف یا گروه نمی باشد، بلکه نقض اصول قانون اساسی کشور و تعرض به حقوق ملت است که در راستای سرکوب جامعه مدنی است.

در شرایطی که معلمان و کارگران به دلیل عدم مدیریت و کارآمدی نظام و وجود فساد سیستماتیک در نظام جمهوری اسلامی ایران در بدترین شرایط اقتصادی و معیشتی زندگی می کنند و اخبار تکان دهنده اختلاس های بی پایان و چپاول اموال ملت هر روز به گوش می رسد، حکومت به جای همدردی و همراهی با قشر زحمتکش و محترم جامعه و گوش سپردن به اعتراضات مدنی و آرام، تجمع کنندگان مسالمت جو را به زندان می افکند و راههای مسالمت آمیز و مدنی را هر روز بیش از پیش به روی فعالان مدنی می بندد.

چه باید کرد؟ باید بر تحقق “حق” اصرار ورزید، حتی اگر حکومت آن را “جرم “تلقی کند. برگزاری تجمعات و تشکیل انجمن ها حق است. انتقاد و اعتراضات مدنی حق است.




اعتراض سندیکاهای فرانسوی به بازداشت کارگران در ایران

•  کلکتیوف سندیکای فرانسه، شامل پنج سندیکای عمده ی کارگری این کشور در نامه ای به حسن روحانی سرکوب و بازداشت کارگران ایران در روز اول ماه مه را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری بازداشت شدگان شدند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱٨ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ٨ می ۲۰۱۹

 کلکتیوف سندیکای فرانسه، شامل پنج سندیکای عمده ی کارگری این کشور در نامه ای به حسن روحانی که رونوشت آن برای ابراهیم رئیسی رئیس قوه ی قضائیه ی جمهوری اسلامی ارسال شده، سرکوب و بازداشت کارگران ایران در روز اول ماه مه، روز جهانی کارگر را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری بازداشت شدگان شدند.
به گزارش اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران و همبستگی سوسیالیستی کارگران – فرانسه، در این نامه که به امضای 
کنفدراسیون فرانسوی دموکراتیکِ کار (س اف دِ تِ)، کنفدراسیون عمومی کار (س ژِ تِ)، فدراسیون سندیکائی متحد (اِف اِس او – فرهنگیان)، اتحادیه سندیکائی برای همبستگی (سولیدر) و اتحادیه ملی سندیکاهای مستقل (اونسا) رسیده آمده است:

آقای حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران
روز چهارشنبه اول مه ۲۰۱۹، در جریان گردهم آئی آرام کارگران، دانشجویان، معلمان و … در مقابل مجلس شورای اسلامی، بیش از چهل نفر از تظاهرکنندگان مورد ضرب قرار گرفته، دستگیر شده و به زندان های مختلف از جمله اوین اعزام شدند. تاکنون، بخش بزرگی از دستگیرشدگان، عمدتا در مقابل وثیقه آزاد شده اند.
هفت نفر از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در میان دستگیرشدگان بودند که روز ۵ مه، چهارنفر از آنان با پرداخت وثیقه آزاد شدند. اما چند نفر از معلمان، اعضای کانون نویسندگان و سه نفر از اعضای سندیکای واحد (رضا شهابی، حسن سعیدی، و سید رسول طالب مقدم) هنوز زندانی اند و زیر فشارهای قضائی – امنیتی قرار دارند.
آقای رئیس جمهور! کشور شما کنوانسیون های بین اللملی، از جمله کنوانسیون های سازمان جهانی کار مبنی بر احترام بر حقوق افراد را امضا کرده است. مزدبگیران ایران با بزرگداشت اول ماه مه، بهبود شرایط اقتصادی خود را که اخیرا وخیم تر شده است، در چارچوب یادشده، مطالبه می کنند.
ما سازمان های سندیکائی فرانسه، با محکوم کردن قاطعانه اقدامات سرکوب، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط تظاهرکنندگان دستگیرشده هستیم. باید آزادی تردد آن ها تضمین شود.
آقای رئیس جمهور، سلام های محترمانه ما را بپذیرید.

کنفدراسیون فرانسوی دموکراتیکِ کار (س اف دِ تِ)
کنفدراسیون عمومی کار (س ژِ تِ)
فدراسیون سندیکائی متحد (اِف اِس او – فرهنگیان)
اتحادیه سندیکائی برای همبستگی (سولیدر)
اتحادیه ملی سندیکاهای امستقل (اونسا)

پاریس، هفتم مه ۲۰۱۹




بازداشت و زندانی کردن کارگران و فعالین کارگری خللی در حق خواهی طبقه کارگر وارد نمی‌آورد!

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۱۷ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۷ می ۲۰۱۹

طبقه‌ی کارگر، توده‌های مردم زحمتکش ایران! 
همانگونه که همگان مشاهده کردیم؛ روز جهانی کارگر امسال ( ۱۳۹۸ ) با استقبال گسترده‌ی کارگران و توده‌های مردم روبرو شد، بطوریکه در چندین شهر ایران با وجود جو پلیسی و امنیتی حاکم؛ کارگران در خیابان‌ها رژه‌ی اول ماه مه رفتند و مراسم‌های مستقل این روز را پر شورتر از گذشته گرامی داشتند. امسال در پیشواز اول ماه مه، فشار بر کارگران و فعالین جنبش کارگری از سوی نیروهای امنیتی افزایش یافت به نحوی در تهران تنی چند از فعالین کارگری را بازداشت کردند که از آن افراد هنوز پروین محمدی، هاله صفرزاده و علی ثقفی در بازداشت بسر می‌برند. 

در کردستان نیز کارگران و فعالین کارگری از سوی نهادهای امنیتی تهدید شدند تا از برگزاری مراسم‌های روز جهانی کارگر امتناع ورزند. اما کارگران و فعالین کارگری با بی اعتنایی به این تهدیدات؛ صبح روز ۱۱ اردیبهشت در تهران مراسم این روز، جلو مجلس که به فراخوان تشکل‌های مستقل کارگری که حمایت بازنشستگان و دانشجویان را بهمراه داشت ؛ برگزار گردید. متاسفانه این تجمع مسالمت‌آمیز با حمله‌ی نیروهای انتظامی و امنیتی بهم خورد و دهها تن از شرکت کنندگان از جمله تعدادی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران وحومه و تعدادی از دانشجویان بازداشت شدند. 

در شهرهای کردستان نیز کارگران و فعالین کارگری بنا به سنت هر ساله خیابان‌ها را به میدان رزم طبقاتی خود تبدیل کردند و مراسم‌های این روز را برپا داشتند. در جریان این مراسم‌ها، اسحاق روحی کارگر ساختمانی که قصد شرکت در یکی از مراسم‌های سنندج را داشت از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و کماکان در بازداشت‌گاه اداره‌ی اطلاعات سنندج بسر می‌برد. همچنین در تجمع معلمان که بمناسبت روز معلم در اکثر شهرهای ایران برگزار شد، تعدادی از معلمین معترض از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی بازداشت شدند. 

مراسم‌های روز کارگر و معلم به طور اخص و اعتراضات و اعتصابات طبقه‌ی کارگر بطور اعم در شرایطی مورد هجوم و حمله نیروهای انتظامی و امنیتی قرار می‌گیرند که فقر، گرانی، بیکاری و… گریبان‌ طبقه‌ی کارگر و توده‌های مردم را گرفته است. وجود دستمزدهای ناچیز و افزایش هر روزه‌ی قیمت کالاهای اساسی سفره‌ی کارگران زندگی مشقت باری را به توده‌های مردم زحمتکش تحمیل کرده است. 

از این طریق ما ضمن محکوم کردن بازداشت کارگران و فعالین کارگری خواهان آزادی فوری و بدون قید شرط همه‌ی بازداشت شدگان روز جهانی کارگر هستیم و اعلام می‌داریم شرکت در مراسم‌های اول ماه مه و تدارک اعتراض‌ها و اعتصابات نه تنها نمی‌تواند جرم تلقی شود بلکه حق بی چون و چرای طبقه‌ی کارگر است. از این طریق طبقه‌ی کارگر و توده‌های مردم زحمتکش را فرا می‌خوانیم، امر سازمان‌یابی طبقاتی را اوجب واجبات دانسته و برای دفاع از کرامت، انسانیت و بطور کل هستی و موجودیت خود در برابر هجوم سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی شده‌ی دولت بعنوان بزرگ‌ترین کارفرما و کارفرمایان به زیست و معیشت‌مان؛ برای ایجاد تشکل سراسری ، مستقل طبقاتی ـ توده‌ای گام‌هایمان را استوارتر برداریم و اقدام نماییم. 

پیش بسوی ایجاد تشکل سراسری کارگران 

کارگران و فعالین کارگری روز جهانی کارگر آزاد باید گردند 

اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ 

نجیبه صالح زاده 
محمود صالحی 
عثمان اسماعیلی 
فردین میرکی 
واله زمانی 
فواد فتحی 
اقبال شبانی 
یدی صمدی




نظام اقتصادی مصوب قانون اساسی و بینشی که حزب ما دارد

تارنگاشت عدالت در شرایط کنونی نشان این واقعیت است که گردان های متفاوت توده ای می توانند با همکاری برای گام های مشخص، نقش پرباری را برای پاسخ به پرسش های روز در نبرد طبقاتی در ایران بردارندبا خشنودی مقاله از نامه مردم سه شنبه ۲۷ آدر (شماره ۱۳۰) از تارنگاشت عدالت بازانتشار می یابد و مطالعه آن به توده ای ها و دیگر علاقمندان و جانبداران تغییرات انقلابی ملی- دمکراتیک در ایران توصیه می شود

انقلاب در هر کشوری با منافع طبقات و گروه‌های اجتماعی گوناگون در داخل و هم‌چنین در مقیاس جهانی در اصطکاک است. فقط با درک عمیق علمی خصلت و مراحل رشد انقلاب است که می‌توان قانون‌مندی پیشرفت اجتماعی-سیاسی حال و آینده را پیش‌گویی کرد.

در این زمینه نخستین سؤالی که مطرح می‌شود این است که: آیا با دست‌یابی به استقلال سیاسی کشور، مبارزه در راه رهایی ملی پایان می‌یابد؟

در
دید نخست چنین به نظر می‌آید که با درهم شکستن حاکمیت دست‌نشاندگان امپریالیسم و
نواستعمار و تأمین آزادی عمل در عرصه بین‌المللی، کشور از سلطه امپریالیسم نجات می‌یابد،
ولی تجریه تاریخی دیگر کشورهای جهان به وضوح نشان‌گر آن است که، 

تکامل
تاریخی جنبش رهایی‌بخش ملی دو مرحله مستقل و متوالی را طی می‌کند: مبارزه در راه
استقلال سیاسی، از طریق پایان دادن به حاکمیت عمال امپریالیسم و مبارزه در راه دست‌یابی
به استقلال اقتصادی، که خود مسأله‌ای است بس بغرنج. این دو مرحله
پیوند عضوی دارند و یکی از دیگری جدا نیست و نمی‌تواند باشد. زیرا استقلال سیاسی
به خودی خود به معنای رهایی کامل از ستم و غارت انحصارهای امپریالیستی نیست، و تا
زمانی‌که سیستم روابط اقتصادی مبتنی بر اسارت خلق‌های دربند سرمایه انحصاری ادامه
دارد، نمی‌توان از اقتصاد واقعی سخن به میان آورد.

ناگفته روشن است که هدف ما به هیچ‌وجه کم‌بها
دادن به کسب استقلال سیاسی نیست، بل تصریح این نکته مهم است که در این مرحله،
انگیزه نبرد ضدامپریالیستی به قوت خود باقی می‌ماند و مبارزه در راه استقلال
اقتصادی اهمیت بیش‌تری کسب می‌کند.

این، همان مراحل گوناگون نهضت رهایی‌بخش ملی
است. اگر در مرحله نخست مسأله بس مهم دست‌یابی به استقلال سیاسی مطرح می‌شود، در
مرحله دوم کسب استقلال اقتصادی در دستور روز مبارزه قرار می‌گیرد. هیچ کشوری بدون
استقلال اقتصادی نمی‌تواند خود را آزاد و مستقل بداند. معنی و مفهوم آزادی ملی نیز
چیزی جز نیل به آزادی در عرصه اقتصادی نیست. در واقع نیز بدون پایان دادن به سیطره
نواستعمار در کلیه شئون اقتصاد ملی، بدون از میان برداشتن موانع گوناگون اقتصادی و
اجتماعی و استفاده از منابع ملی در راه رشد همه‌جانبه اقتصادی به سود اکثریت محروم
جامعه، آزادی ملی در چارچوب محدودی باقی خواهد ماند که چندان مثمرثمر نخواهد بود.

ویژگی‌های انقلاب
هدف اساسی هر انقلاب ملی و دمکراتیک عبارتست از
ایجاد شرایط مناسب برای نیل به برخورداری برابر از مواهب گوناگون برای اعضای
جامعه. لذا باید چنان نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی انتخاب گردد که پاسخگوی این
هدف باشد. به دیگر سخن، نظام اقتصادی انتخاب شده باید با تکامل تاریخی و ویژگی‌های
کشور مطابقت تام داشته باشد. فقط با در نظر گرفتن این ویژگی‌هاست که می‌توان طیف
نیروهای محرکه دست‌یابی به استقلال اقتصادی را گسترش داد و در اسرع وقت به هدف
نهایی نایل آمد.

وقتی ما ضرورت شرکت طیف وسیعی از نیروهای
اجتماعی را در نوسازی اجتماعی-اقتصادی مطرح می‌سازیم، هدفمان دربرگیری همه ملت به
طور عام نیست. ابعاد نیروهای محرکه انقلاب در مرحله نوسازی بستگی به ویژگی‌های هر
کشور جداگانه‌ای دارد. مثلاً، اگر در جریان انقلاب پیروزمند مردم ایران، همه
نیروهای ضدرژیم سلطنتی، صرف‌نظر از وابستگی‌های طبقاتی و اجتماعی
در رده واحدی مبارزه می‌کردند، پس از پیروزی انقلاب، همگان برآنند که روند مرزبندی
طبقاتی با شدت هرچه بیش‌تر ادامه دارد و اختلاف منافع گروه‌های اجتماعی شرکت کننده
در مبارزه بیش از پیش ظاهر می‌شود.

لنین سال‌ها پیش به این نتیجه رسید که هم‌روند
با پیشرفت انقلاب مناسبات میان طبقات تغییر می‌کند
. لنین نوشت که هر پیشرفت
واقعی انقلاب معنایش عبارتست از روی آوردن توده‌های گسترده‌تر به جنبش و در نتیجه
حصول آگاهی بیش‌تر به منافع طبقاتی و بنابراین آشکاری بیش‌تر مواضع گروه‌بندی‌های
سیاسی و حزبی و هویدایی دقیق‌تر سیمای طبقاتی احزاب گوناگون و بدین‌سان تغییر بیش
از پیش خواست‌های سیاسی و اقتصادی کلی و تجریدی-که به سبب همین تجریدی بودن مبهم و
تاریک مانده بود-و تبدیل آن‌ها به خواست‌های گوناگون مشخص و دقیق طبقات گوناگون.

در آستان و آغاز انقلاب همه به نام دمکراسی عمل
می‌کنند. ولی به گفته لنین در جریان مبارزه طبقاتی و در رهگذر تکامل تاریخی کم‌و‌بیش
طولانی انقلاب است که تفاوت میان استنباط طبقات گوناگون از این «دمکراسی» آشکار می‌شود.
مطلب بدین‌جا پایان نمی‌پذیرد. در این رهگذر، علاوه بر این ورطه عمیق میان منافع
طبقات گوناگونی که به نام همین «دمکراسی» خواستار انجام اقدامات اقتصادی و سیاسی
گوناگون هستند، آشکار می‌شود. فقط در جریان مبارزه و در رهگذر تداوم انقلاب روشن
می‌شود که یک طبقه یا قشر «دمکراتیک» نمی‌خواهد یا نمی‌تواند به اندازه طبقه یا
قشر دیگر دور برود و آن‌گاه، به هنگام تحقق هدف‌های «مشترک»، تصادمات شدید بر سر
شیوه تحقق آن‌ها، مثلا بر سر این یا آن درجه از وسعت و توالی مراحل آزادی، بر سر
چگونگی حکومت خلق و چگونگی شیوه واگذاری زمین به دهقانان و غیره بروز می‌کند.

طی مدت ده ماهی که از پیروزی انقلاب می‌گذرد، ما
شاهد چنین روندی در کشور خود بودیم و این نتیجه جبری تبلور مناسبات بین استثمار
شوندگان و استثمار کنندگان است. در چنین شرایطی دولت به مثابه مجری اهداف طبقات و
گروه‌های حاکم سیاسی، به عمده‌ترین ابزار منافع طبقاتی تبدیل می‌شود.

نحوه
برخورد به دو مسأله حاکمیت و مالکیت، مضمون و محتوای هر انقلابی را تشکیل می‌دهد.
تداوم انقلاب پرتوان ایران هم دو موضوع عمده را در دستور روز قرار داده است: مسأله
شرکت فعال توده‌های زحمتکش در اداره امور دولتی و موضوع اجتماعی کردن مالکیت، که
هر دو آن‌ها در قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح می‌شود.

نظام اقتصادی با خصلت ملی و دمکراتیک
انقلاب ایران باید در راه چنان پیشرفت اجتماعی سیر
کند که بتواند نظام اجتماعی-اقتصادی به مراتب پیشروتری از نظام سرمایه‌داری را در
کشور مستقر سازد. به نظر ما چنین نظامی عبارت است از نظام سوسیالیستی. ولی ما، با
در نظر گرفتن شرایط موجود در کشور، بین مرحله رشد اجتماعی-اقتصادی در حال
حاضر و سمت کلی رشد اجتماعی-اقتصادی فرق قايلیم
 و به همین سبب یک نظام
اقتصادی دارای خصلت ملی و دمکراتیک، مرکب از بخش‌های دولتی، تعاونی و خصوصی را
مناسب‌ترین نظام مرحله کنونی تشخیص می‌دهیم. ما ضمن توجه به
قانون‌مندی‌های بنیادی دگرسازی انقلابی جامعه، از آن‌ها به هیچ‌وجه قالب‌های
اجباری عامی را بیرون نمی‌کشیم. 

آنچه
برای حزب تودۀ ایران مطرح بوده و هست، مسأله استفاده از شرایط مشخص تاریخی و ملی
به منظور غنی‌تر ساختن اشکال و وسایل و طرق نوسازی جامعه به سود توده‌های محروم
است.

آن نظام اقتصادی که در اصل چهل و چهارم قانون
اساسی جمهوری اسلامی منعکس گردیده، در صورت اجرای دقیق می‌تواند در آینده شرایط
گذار به جامعه بی‌طبقه را، که خواست اکثریت قاطع زحمتکشان در جمهوری اسلامی است،
فراهم آورد.

به عقیده ما، طفره زدن از این مرحله، با توجه به
ویژگی‌های جامعه و تکامل تاریخی آن، می‌تواند منبع خطرات زیادی علیه انقلاب باشد.
ناگفته نماند که مرحله نامبرده نیز وقتی با موفقیت قرین خواهد بود که حاکمیت سیاسی
در دست نیروهای مترقی انقلابی متمرکز گردد. فقط در چنین شرایطی مکانیسم دولتی در
راه جلوگیری از رشد سرمایه‌داری و نوسازی جامعه به سود توده‌های محروم به کار
گرفته می‌شود.

هدف نظام اقتصادی نوین تنها رشد نیروهای مولده و
افزایش تولید نیست، بلکه نوسازی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به سود محرومین نیز از
وظایف اساسی آن به شمار می‌رود و فقط یک دولت واقعاً انقلابی می‌تواند این اهداف
را با پیگیری برآورده سازد.

این مطلب بر همگان روشن است که دولت مکانیسم حفظ
سیادت طبقه‌ای بر طبقه دیگر است. نکته اینجاست که این مکانیسم در اختیار چه کسانی
است: در اختیار اکثریت مظلوم و یا اقلیت ستم‌گر. 

بین
حاکمیت زحمتکشان و نمایندگان آنان و حاکمیت سرمایه‌داران بزرگ و مالکان بزرگ شق
سومی وجود ندارد. در شق نخست الغای حاکمیت و سلطه اجتماعی-اقتصادی سرمایه‌داران و
دیگر بهره‌کشان مطرح است، در شق ثانی استقرار سلطه آن‌ها.

صرف‌نظر از خواست گروه‌های اجتماعی، انقلاب
پیروزمند مردم ایران مسأله حاکمیت اجتماعی بر وسایل تولید را به یکی از مسایل حاد
مورد بحث جامعه ما تبدیل کرده است. این مسأله ارتباط ناگسستنی با استقرار مناسبات
تولیدی نوین و مترقی، که هدف اساسی نظام اقتصادی مورد بحث است، دارد. اقتصاد مبتنی
بر مالکیت سرمایه‌داران بزرگ و مالکان بزرگ بر ابزار و وسایل تولید از یک انگیزه
تبعیت می‌کند که آن‌هم کوشش برای کسب حداکثر سود است، که این خود با پیشرفت
اجتماعی، با تمایلات اصیل انسانی و بالاخره با عقل سلیم مغایرت دارد. تضاد میان
منافع خصوصی سرمایه‌داران بزرگ و زمین‌داران بزرگ و منافع قشرهای انبوه زحمتکشان
شهر و ده، تضاد بین بسط اقتصاد و فرهنگ بورژوایی و پی‌آمدهای تلخ و نابهنجار آن‌ها
و بالاخره تضاد میان نیازمندی‌های رشد شخصیت انسان‌ها و انگیزه‌ها و هدف‌های
ضدبشری و ناباب جامعه بورژوایی، زاییده مالکیت بر ابزار و وسایل تولید است.

در شرایط کنونی کشور ما، مسایل حیاتی از قبیل
تسریع آهنگ رشد نیروهای مولد، افزایش ثمربخش تولید اجتماعی، اداره اقتصاد ملی بر
اساس برنامه‌ریزی صحیح و علمی، ایجاد مناسبات تولیدی نوین، مترقی و عادلانه، که در
مجموع مورد نظر جمهوری اسلامی است، رابطه مستقیم با حل مناسبات مالکیت دارد.

استفاده برابر از مواهب مادی و معنوی، که یکی از
اهداف عمده جمهوری اسلامی است، وقتی مقدور خواهد بود که سیادت خلق بر ابزار و
وسایل تولید تأمین گردد. واضح است که در شرایط حاضر به هیچ‌وجه مسأله الغای کامل
مالکیت خصوصی مطرح نیست. جذب سرمایه‌های کوچک خصوصی برای رشد اجتماعی-اقتصادی، هم‌گام
با اتخاذ تدابیر جدی و قاطع در جهت تحدید فعالیت بخش خصوصی و مجبور ساختن آن به
تبعیت از برنامه‌های کوتاه‌مدت و درازمدت دولت، یکی از عوامل تحکیم پایه‌های
انقلاب در مرحله کنونی به شمار می‌رود.

تقویت
هر چه بیش‌تر مالکیت دولتی و تعاونی به مثابه پی‌ستون اقتصاد واقعاً ملی و مستقل،
زمینه رشد سالم نیروهای مولد مبتنی بر تغییرات بنیادی در ساختار اقتصاد ملی و
مآلاً، پایان دادن به سیطره امپریالیسم را به وجود می‌آورد و بدینسان نیز شرایط
مادی ضرور برای بالا بردن سطح زندگی زحمتکشان را فراهم خواهد ساخت. صرف‌نظر از
نارسایی‌های موجود، مناسب‌ترین شکل و راه برای جامه عمل پوشاندن به این وظایف در
شرایط مشخص کشور ما، نظام اقتصادی مصوب قانون اساسی است که ما آن‌را، موافق بینشی
که حزب ما از این نظام دارد، مورد بررسی قرار می‌دهیم.

بخش دولتی و وظایف آن
یک بخش دولتی ‌دمکراتیک نقش قاطع و تعیین‌کننده
در پیشرفت اجتماعی-اقتصادی دارد. شکست راه رشد سرمایه‌داری در ایران، بار دیگر بی‌عدالتی
مناسبات مالکیت گذشته را به طرزی بارز عیان ساخت.

در حل معضلات اساسی اجتماعی-اقتصادی کشور، سیاست
دولتی کردن بخشی از وسایل تولید، در عین حفظ و کمک به توسعه سریع بخش خصوصی، نمی‌تواند
در جهت سیاست رشد تولید اجتماعی به قصد تقویت پایه‌های استقلال اقتصادی عمل کند.
زیرا در چنین شرایطی، تحکیم مواضع اجتماعی-اقتصادی، بخش دولتی را به نیروی مادی
ضرور برای تأمین روند تولید سرمایه‌داری تبدیل می‌کند، که این نیز به نوبه خود
شرایط تجدید تولید مناسبات سرمایه‌داری را فراهم می‌آورد و گسترش می‌دهد. این
تجربه تلخ را ما در نمونه سرمایه‌داری وابسته پشت سر داریم.

در
هیچ نظام اجتماعی-اقتصادی، بخش دولتی از جهت سمت طبقاتی خود یک پدیده بی‌طرف نیست
و نمی‌تواند باشد. در هر جامعه‌ای بخش دولتی منعکس کننده منافع آن نیروهای اجتماعی
است که حاکمیت دولتی را به دست دارند. به بیان دیگر، خصلت طبقاتی حاکمیت دولتی و
سمت‌گیری سیاسی آن، هدف و وظایف بخش دولتی و طرق نیل به آن‌ها و در نتیجه ماهیت
تجدید تولید را معین می‌سازد.

در دوران رژیم سابق، بخش دولتی، که تحت قیمومیت
بورژوازی بوروکراتیک قرار داشت، در جهت رشد بخش خصوصی سرمایه‌داری در پهنا و ژرفا
عمل می‌کرد، یعنی به تحول سرمایه‌داری وابسته در کشور یاری می‌داد. به همین سبب
ماهیت اجتماعی و اقتصادی بخش دولتی در گذشته چیزی جز سرمایه‌داری دولتی نبود، که
زیربنای آن‌را نهادهای گوناگون تشکیل می‌داد.

بخش دولتی دمکراتیک، بخش دولتی سرمایه‌داری
بخش دولتی دمکراتیک، که ما در اینجا مطرح می‌سازیم،
با بخش دولتی سرمایه‌داری فرق زیادی دارد. ایجاد و تحکیم بخش دولتی دمکراتیک، در
شرایطی که نیروهای راستین انقلابی، منعکس کنندگان آرمان زحمتکشان، حاکمیت سیاسی را
به دست دارند، شرط عمده نیل به استقلال سیاسی و اقتصادی واقعی و از بین بردن
استثمار فرد از فرد است. 

استقرار
مالکیت دولتی بر ابزار و وسایل تولید به معنای تقویت «دولت‌سالاری» نیست، بلکه
وسیله عمده برای جامه عمل پوشاندن به هدف‌ها و دورنمای انقلابی به نفع زحمتکشان یا
مستضعفین است.

هنگام پژوهش هر پدیده اجتماعی، نخست باید انگیزه‌های
اجتماعی زاینده آن پدیده را معین کرد. هم‌اکنون ما با اقتصادی ورشکسته، دارای
ساختار عمیقاً واپس‌مانده، که محصول خیانت سرمایه‌داران بزرگ وابسته و زمین‌داران
بزرگ و حامیان امپریالیست آن‌هاست، روبهرو هستیم. وضع اقتصادی کشور به درجه‌ای از
وخامت رسیده که هر آن می‌تواند به دست‌آوردهای انقلاب شکوهمند مردم ایران لطمه
جبران‌ناپذیری وارد آورد. در چنین شرایطی، یگانه راه نجات، در پیش گرفتن چنان نظام
اقتصادی است که بتواند در اسرع زمان ممکن با دگرسازی اجتماعی-اقتصادی، شرایط
پیشرفت جامعه را فراهم سازد.

در اوضاع و احوال کنونی، دست‌یابی به این هدف، بدون
تبدیل دولت به عامل عمده پیشرفت اجتماعی-اقتصادی
 امکان‌پذیر نیست.

هدف از دگرسازی و ‌دمکراتیک کردن بخش دولتی،
استفاده از آن در جهت سود زحمتکشان از طریق تبدیل آن نه تنها به عامل سازمان‌دهنده،
بلکه در عین حال به عامل تعیین‌کننده رشد اجتماعی-اقتصادی است.

کوتاه سخن، برای پایان دادن به واپس‌ماندگی
اقتصادی و نیل به اقتصادی پویا و شکوفان، هم‌گام با نوسازی مناسبات اجتماعی، تمرکز
همه نیروها و وسایل، تجهیز کلیه منابع داخلی و اجرای مجموعه‌ای از تدابیر سیاسی،
اقتصادی، مالی، فرهنگی ضرورت دارد، که یک دولت راستین انقلابی می‌تواند از عهده آن
برآید.

تمرکز بخش قابل ملاحظه‌ای از وسایل تولید در بخش
دولتی، در عین تحکیم مواضع حاکمیت سیاسی، بخش دولتی را به نیروی هدایت کننده رشد
معقول، حساب شده و مستمر اجتماعی-اقتصادی تبدیل خواهد کرد.

روشن است که نقش هدایت‌کننده بخش دولتی به هیچ‌وجه
به معنای سیادت مطلق آن نیست. در شرایط مشخص کنونی، بخش خصوصی می‌تواند و باید دوش
به دوش بخش دولتی و تحت نظارت مستقیم آن فعالیت داشته باشد. ولی به هر حال، گسترش
شکل اجتماعی مالکیت در حال و آینده، در مرکز توجه دولت انقلابی قرار خواهد گرفت.

هرگونه برخورد قشری به نقش بخش دولتی و مطلق
کردن وظیفه آن به عنوان سرمایه‌گذار مطلق، بدون توجه به وضع اجتماعی-اقتصادی موجود
و تکامل تاریخی، می‌تواند اثر نامطلوب در اقتصاد ملی از خود به جای گذارد.

نرمش در اتخاذ سیاست اجتماعی-اقتصادی ضامن
پیروزی آن است. مبارزه در راه گسترش و تعمیق دست‌آوردهای انقلاب در دو جبهه انجام
می‌گیرد: از یک سو علیه ضدانقلاب و نواستعمار و از سوی دیگر علیه اپورتونیسم «چپ»
که با کلمات مافوق انقلابی پرده‌پوشی می‌شود. خلع ید کامل از بخش خصوصی،
که پاره‌ای از نیروها مطرح می‌سازند، در شرایط کنونی به صلاح انقلاب نیست. این امر
مستلزم کارهای تدارکاتی ژرف در زمینه‌های سیاسی و سازمانی و اقتصادی است. عجله در
این مورد، موجبات اختلال جدی در نیروهای مولده را فراهم می‌سازد و مانع تجهیز
منابع داخلی و اصلاحات انقلابی در آینده می‌گردد.

مخالفین بخش دولتی در گذشته، شعار «دولت تاجر
خوبی نیست» را مطرح می‌ساختند. امروز برخی‌ها با همین شعار علیه بخش دولتی برخاسته
اند. برخی دیگر چنین استدلال می‌کنند که گویا بخش دولتی نیرومند، دولت را به «حاکم
مطلق»، «قدرت وحشت‌زا» و «مالک تمام ذهن و روح و هستی مردم» تبدیل خواهد کرد.

هر دو نظر غلط است
هر دوی این نظریات ناصحیح است. در هر دو مورد
ماهیت حاکمیت سیاسی و پایه‌های طبقاتی دولت نادیده گرفته می‌شود. بخش دولتی سرمایه‌داری
دوران رژیم مخلوع پهلوی، بنا به ماهیت طبقاتی خود، نمی‌توانست در خدمت انبوه
زحمتکشان قرار گیرد. در نظام سرمایه‌داری، بخش دولتی در خدمت سرمایه‌داران قرار
دارد و به اقلیت حاکم خدمت می‌کند. برعکس، 

وقتی
حاکمیت سیاسی در دست نیروهای انقلابی و نمایندگان واقعی خود زحمتکشان است، بخش
دولتی از لحاظ مضمون و محتوا کاملاً تغییر می‌یابد و به حربه برنده دست‌یابی به
استقلال اقتصادی، آزادی اجتماعی توده‌های زحمتکش و پیشرفت مبدل می‌گردد.

به بیان دیگر، ماهیت حاکمیت سیاسی نقش قاطع در
خصلت و نقش بخش دولتی دارد. به همین سبب برخلاف ادعای پاره‌ای از صاحب‌نظران،
مالکیت دولتی بر ابزار و وسایل تولید، نوعی مالکیت همه خلقی و با مالکیت اجتماعی
به معنای اجتماعی بودن نظارت بر آن‌ها است.

ریشه‌کن کردن نفوذ امپریالیسم، به سرکردگی
امپریالیسم آمریکا، و پایان دادن به هر نوع مظاهر نواستعمار، خواست اکثر نیروهای
محرکه انقلاب است. به نظر این نیروها، در غیر این‌صورت دگرگونی اقتصاد وابسته
کنونی و نوسازی آن مقدور نخواهد بود. ایجاد بخش دولتی کارا، گام بزرگی در این راه
است. بخش دولتی ‌دمکراتیک به طور عمده هدف‌های زیرین را تعقیب خواهد کرد:
گسترش و تحکیم مالکیت دولتی، تأمین و تضمین
اجرای دقیق برنامه‌های دولتی رشد اجتماعی-اقتصادی، ایجاد مناسبات نوین اجتماعی، حل
تدریجی مسایل اجتماعی-اقتصادی و سیاسی مانند الغای استثمار فرد از فرد، حل مسایل
گوناگون اجتماعی از آن جمله تربیت کادر ماهر در کلیه زمینه‌ها و بالا بردن کارآیی
کارکنان، تأمین بیمه‌های اجتماعی، بالا بردن سطح فرهنگی زحمتکشان و بالاخره ریشه‌کن
کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای مادی و معنوی انسان‌ها و غیره.

برای این‌که بتوان به این اهداف نایل آمد، ‌دمکراتیک
کردن سیستم اداره بحش دولتی ضرورت دارد. منظور جلب هر چه بیش‌تر زحمتکشان به اداره
امور مؤسسات دولتی است. به نظر ما مدیریت معاصر مؤسسات دولتی باید در عین اتّکاء
به رهبری جمعی، موازین مسؤولیت‌های فردی را نیز مراعات کند. گسترش و تکمیل اشکال
سازمانی عملکرد مؤسسات دولتی، تعمیق نقش زحمتکشان در اداره تولید، ضامن موفقیت بخش
دولتی است.

بخش تعاونی و ابعاد آن
اتحاد زحمتکشان بر پایه اصل تعاون و ایجاد بخش
گسترده تعاونی، که عرصه‌های مختلف فعالیت اقتصادی را فرا گیرد، شرط ضرور پیشرفت
اجتماعی است. بخش تعاونی در شرایط ویژه کشور ما وظیفه‌ای دوگانه را انجام خواهد
داد:
۱-
بخش تعاونی، به عنوان سازمان اقتصادی، یگانه وسیله تجمع انبوه
تولیدکنندگان کوچک و دارندگان ابزار تولید ابتدایی در مؤسسات تولیدی است، که اداره
کم‌و‌بیش متمرکز تولید را فراهم می آورد.

۲-
بخش تعاونی به مثابه سازمان اجتماعی، در گسترش تدریجی مالکیت دولتی و
تعاونی بر ابزار و وسایل تولید، در گردهم‌آیی توده‌های میلیونی زحمتکشان بر پایه
دمکراتیک و تشکل آن‌ها در چارچوب تعاونی‌ها، برای حل معضلات پیشرفت اجتماعی نقش
مؤثری ایفا خواهد کرد.

بخش تعاونی علاوه بر تولید کشاورزی، دامی و
صنعتی، عرصه‌های توزیع، مصرف و دیگر خدمات را نیز دربر می‌گیرد، یعنی آن عرصه‌هایی
که به علت پراکندگی، تابع برنامه‌ریزی دولتی نیست. به همین سبب بخش تعاونی اهرم
مؤثر اجرای سیاست پیشرفت اجتماعی-اقتصادی به شمار می‌رود، زیرا این بخش امکان آن‌را
خواهد داد که دولت بتواند رشد برنامه‌ای مجموعه شرکت‌های تعاونی شهر و روستا را
تأمین کند و واپس مانده‌ترین نهادهای اقتصادی را از لحاظ مالی و فنی یاری دهد.

ما
معتقدیم که بخش تعاونی باید جزء جدایی‌ناپذیر اقتصادی نوین گردد و از لحاظ اهمیت،
به عنوان پی‌ستون مادی پیشرفت اجتماعی-اقتصادی مقام دوم را پس از بخش دولتی حائز
گردد. در چنین حالتی، بخش تعاونی نه تنها خواهد توانست برنامه‌های اقتصادی در محل
را به مورد اجرا درآورد، بلکه در عین حال به مجری تدابیر مهم در زمینه‌های اجتماعی
و فرهنگی و به منبع چشم‌گیر انباشت سرمایه ملی مبدل شود.

تعاونی‌های به ارث رسیده از رژیم مخلوع در
روستاها، که در عرصه‌های مصرف و اعتبار به سود زمین‌داران میانه و بزرگ فعالیت
داشتند، عملاً موجبات ورشکستگی توده‌های دهقانی را فراهم آوردند. فقط با استقرار
حاکمیت نیروهای انقلابی و گسترش مالکیت دولتی، هم‌گام با تحدید مناسبات سرمایه‌داری
در اقتصاد ملی و توسعه عالی‌تر نهضت تعاونی، یعنی ایجاد شرکت‌های تعاونی تولیدی بر
اساس مالکیت جمعی و فعالیت ثمربخش اعضای تعاونی‌ها، بخش تعاونی شرایط گذار انبوه
زحمتکشان را از زندگی و فعالیت انفرادی به شکل عالی زندگی و فعالیت جمعی فراهم می‌آورد.
بخش تعاونی نوین برخلاف تعاونی‌های گذشته، حربه بُرّنده‌ای برای تحول بنیادی در
مناسبات تولید کشاورزی خواهد بود.

تأمین خودکفایی محصولات کشاورزی که یکی از اهداف
عمده انقلاب است، مسأله بس مهم حفظ و تأمین تجدید تولید فزاینده درازمدت در
کشاورزی و پایان دادن به ناهمگونی درونی ساختار تولید کشاورزی-به معنای
فقدان تناسب بین رشد تولید زراعی از سویی و تولید دامی از سوی دیگر-ایجاد تناسب
بین رشد صنعتی و کشاورزی و بالاخره افزایش بهره‌دهی از واحد زمین زیر کشت را مطرح
می‌سازد.

واپس‌ماندگی
تولید کشاورزی در کشور ما نه ناشی از کمبود امکانات رشد، بلکه نتیجه فقدان نظام
دمکراتیک اقتصادی و رهبری انقلابی سیاسی و اجتماعی است. با تغییر بنیادی مناسبات
ارضی، با تشکیل نعاونی‌ها (گرچه این تعاونی‌ها به معنی الغای کامل مالکیت خصوصی
نیست) و با شرکت بخش دولتی در تولید کشاورزی، می‌توان به خودکفایی نسبی دست یافت.
سیاست دولت انقلابی در این مورد باید متوجه جلوگیری از رشد مناسبات سرمایه‌داری در
روستاها باشد. 

بدون شرکت مستقیم و همه‌جانبه دولت در تولید
کشاورزی و بدون نقش سازمان‌دهی آن، گسترش دامنه فعالیت بخش تعاونی و دست‌یابی به
خودکفایی امکان‌پذیر نیست. جلوگیری از خسارات ناشی از آفات گیاهی، بیمه همگانی،
خسارات ناشی از خشکسالی و سیل، خدمات زیربنایی مانند تهیه آب، تسطیح ارضی، ایجاد
راه‌های روستایی، توسعه شبکه تعاون، کمک اعتباری به تعاونی‌ها، بازاریابی برای
فروش محصولات کشاورزی، توسعه و تقویت صنایع دستی روستایی، بالا بردن کارآیی و
کیفیت بازده کار بدون همکاری نزدیک بخش دولتی و بخش تعاونی ممکن نخواهد بود. برای
تشویق دامپروری به وسیله تعاونی‌ها، تجدید نظر در مقررات مرتع‌داری، مبارزه با
بیماری‌های دامی، تأمین علوفه مورد نیاز و بالاخره بهسازی تولید و بازسازی
روستاها، ایجاد مراکز عرضه خدمات فنی و هم‌چنین توجه به بالا بردن سطح عمومی فرهنگ
و بهداشت در روستاها، که از جمله اهداف بخش تعاونی است، فقط با کمک بخش دولتی می‌تواند
حل شود.

تعاونی‌ها به خودی خود مانع قطبی شدن در روستا،
یعنی تمرکز ثروت در دست عده‌ای کم و فقر اکثریت نخواهد بود. به همین سبب اساسنامه
تعاونی‌ها باید دارای محتوای دمکراتیک باشد. بدین منظور تعاونی‌ها متشکل از
روستاییان تهیدست باید در سال‌های نخست از پرداخت مالیات بر درآمد معاف شوند، سود
بازرگانی و انواع عوارض گمرکی ماشین‌آلات مورد نیاز کشاورزان متشکل در تعاونی‌ها
تقلیل یابد و بهره وام کشاورزی ملغا گردد. دولت باید در جهت فروش بذرهای مرغوب،
کود شیمیایی، سوخت و خدمات ارایه شده، تخفیف محسوسی برای تعاونی‌های نامبرده قايل
شود.

گروهی را اندیشه بر این است که، تعاونی‌ها هم در
شهرها و هم در روستاها، از چارچوب تأمین نیازمندی‌ها و توزیع محصولات خارج نشوند.
بررسی نهضت تعاونی در کشورهای «جهان سوم» مؤید آن است که در این چارچوب ، تعاونی‌ها
قادر به حل معضلات اجتماعی-اقتصادی نخواهند بود. این‌گونه تعاونی‌ها نمی‌توانند
تغییر محسوسی در نهادهای واپس‌مانده اقتصادی به وجود آورند و لذا فاصله بین فقر و
ثروت ژرف‌تر و قشربندی طبقاتی گسترده‌تر خواهد شد.

تنوع شرکت‌های تعاونی، چارچوب عملکرد و درجه
استقلال آن‌ها شرط ضرور نیل به اصول تعاون دمکراتیک است.
 شرکت‌های تعاونی که تحت اداره مستقیم خود
روستاییان و همکاری مشترک آنان به وجود می‌آیند، با استفاده از کمک‌های دولت به
آسانی معضل اراضی کوچک را حل می‌کنند و با به کار گرفتن ماشین‌های کشاورزی و شیوه‌های
مدرن کشت و زرع و برداشت، بهره‌گیری از روش‌های علمی برای افزایش بازده دامداری،
به حد مطلوب کارآیی نایل می‌آیند.

کشاورزان خرده‌پا هنوز هم بیش از ۸۰ درصد محصولات کشاورزی
را با به کار بردن شیوه‌های سنتی تولید می‌کنند. ایجاد شرکت‌های تعاونی تولید
یگانه وسیله رسیدن به شکل نوین کار جمعی و اجتماعی کردن تدریجی ابزار عمده تولید
است.

این‌گونه شرکت‌های تعاونی امکان افزایش کمی و
کیفی تولید کشاورزی و بالا رفتن درآمد ملی و توسعه بازار داخلی و بهبود شرایط
زندگی اکثریت مطلق دهقانان را به وجود می‌آورند و نقش به سزایی در ایجاد مناسبات
تولیدی نوین و مترقی ایفا می‌نمایند. علی‌رغم مشکلات فراوانی که در این راه است،
تداوم انقلاب حل آن‌را ایجاب می‌کند.

تعاونی‌ها در کلیه عرصه‌ها باید دارای برنامه‌های
ویژه، ولی هماهنگ با برنامه اقتصادی دولت باشند. تعیین قیمت‌های ثابت و عادلانه
خرید محصولات شرکت‌های تعاونی اهمیت زیادی در توسعه و تقویت شرکت‌های تعاونی دارد.
باید کوشید که بخش تعاونی در حل معضلات اجتماعی- اقتصادی به سازمان نوین انبوه
زحمتکشان شهر و روستا تبدیل گردد.

بخش خصوصی و حدود فعالیت آن
این‌که ما در شرایط کنونی ضرورت حفظ بخش خصوصی
را مطرح می‌سازیم، متکی به سلسله عوامل عینی موجود در جامعه ما است، که نمی‌توان
آن‌ها را نادیده گرفت.

در گذشته نه چندان دور، ۹۷ درصد از کل صنایع
غیرنفتی کشور را صنایع کوچک تشکیل می‌دادند و تعداد کارکنان آن‌ها ۷۲ درصد از کارکنان شاعل
در صنایع (به استثنای صنایع نفت) را شامل بود. تولید ناخالص این صنایع ۳۶ درصد کل تولید ناخالص
صنایع غیرنفتی را دربر می‌گرفت.

به طور کلی ارزش افزوده تولیدات صنایع کوچک ۳۱ درصد کل ارزش افزوده
بخش صنعتی غیرنفتی را به خود اختصاص می‌داد. بنابر این می‌توان گفت که صنایع کوچک
هنوز سهم مهمی در عرصه تولید دارد.

انگیزه تأمین زندگی شخصی از طریق سرمایه‌گذاری
در تولید از سویی و فقدان سرمایه مکفی از سوی دیگر، گروه کثیری را به سوی تولید
کوچک می‌راند. کمبود نیروی انسانی ماهر، نارسایی‌های زیربنایی، پراکندگی شهرها و
روستاها و ضعف ارتباط اقتصادی بین آن‌ها، مشکلات تأمین مواد اولیه، و غیره که در
عرصه فعالیت تولید انبوه کالایی و ایجاد مؤسسات بزرگ صنعتی را محدود می‌یافت-یکی
دیگر از عوامل گسترش واحدهای کوچک تولیدی گردید.

سطح کنونی رشد اجتماعی-اقتصادی ایران استفاده
کامل از کلیه وسایل، از آن جمله صنایع کوچک نامبرده در فوق را، برای رشد نیروهای
مولده ضرور می‌سازد. تردیدی نیست که ضرورت الغای مالکیت خصوصی بر ابزار و وسایل
تولید، با اصل شرکت سرمایه خصوصی در رشد نیروهای مولد در تضاد است. به نظر ما،
برخورد این دو گرایش متضاد است که در آخرین تحلیل می‌باید تعیین‌کننده سیاست دولت
انقلابی نسبت به بخش خصوصی باشد. این سیاست در عین گسترش اشکال دولتی و تعاونی
مالکیت و تمرکز مواضع کلیدی اقتصاد ملی در دست دولت، همکاری با بخش خصوصی را نفی
نمی‌کند. مسأله اساسی در این مورد خصلت همکاری است. دولت انقلابی می‌تواند و باید
عملکرد بخش خصوصی را متوجه رشد نیروهای مولد بر اساس برنامه اقتصادی کند و از به
کار گرفتن سرمایه‌های کوچک در فعالیت‌های غیرتولیدی جلوگیری نماید. 

بخش
خصوصی در عین برخورداری از حمایت قانونی، تابع محدودیت‌هایی نیز می‌شود که از آن
جمله اند محدودیت رشته‌های سرمایه‌گذاری، تبعیت از برنامه اجتماعی-اقتصادی و کنترل
دولت.

بخش خصوصی شامل آن عرصه‌هایی از کشاورزی،
دامداری، صنعت، تجارت و خدمات می‌شود که به عللی هنوز نمی‌تواند در چارچوب بخش
تعاونی متشکل گردد. اصل چهل و چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی به درستی بخش خصوصی
را مکمل فعالیت‌های دولتی و تعاونی می‌شمارد.

بخش خصوصی سرمایه‌داری، که در گذشته
مواضع حساس در اقتصاد ملی داشت، نه تنها نتوانست رشد معقول اقتصادی کشور را تأمین
کند، بلکه اقتصاد ملی را وابسته به امپریالیسم و انحصارهای چند ملیتی ساخت.

طبیعی است که در شرایط کنونی نمی‌توان مانند
گذشته اقتصاد ملی را به عرصه تاخت و تاز سرمایه خصوصی مبدل ساخت و تحدید حیطه
عملکرد آن یکی از شرایط عمده نیل به استقلال اقتصادی است.

چنین است نظر ما درباره نظام اقتصاد نوین. این
اصل لنینی که انقلاب و ضدانقلاب را باید در ارتباط متقابل‌شان با یکدیگر و به
منزله یک جنبش واحد اجتماعی درک کرد، از نو در برابر دیدگان ما تأیید می‌گردد. این
منطق آشکارا آنجا بروز می‌کند که می‌بینیم هم‌اکنون بحث در اطراف آن مسایل
اجتماعی-اقتصادی دوباره از سر گرفته می‌شود، که مربوط به گذشته نه چندان دور است و
انقلاب آن‌ها را به سوی زوال گرایانده است.

به عقیده ما، توجه به مسایل بنیادی وقتی می‌تواند
به نتیجه مطلوب برسد که از مواضع طبقاتی و با معیارهای طبقاتی مورد بررسی قرار
گیرد. معیارهایی که به وسیله آن‌ها افکار و اندیشه‌ها مورد آزمایش قرار می‌گیرند و
در آخرین تحلیل، اراده زحمتکشان امکان تحقق بخشیدن بدان‌ها را فراهم می‌آورد.




ویژگی های نظام سرمایه داری ایران و وضعیت طبقه ی کارگر

• روز کارگر امکان انجام یک راهپپمایی ساده وجود ندارد، زیرا اگر این امکان وجود داشته باشد که نیروی کارگر به خیابان بیاید، قطعا مطالباتش را بیان می‌کند و پس از آن برای تحقق خواسته هایش فشار می‌آورد، بنابراین، چون هیچ امکانی برای بیان مطالبات کارگری وجود ندارد و همچنین نهاد‌ها و سازمان‌های کارگری نیز یا وجود ندارند یا فرمایشی و ناتوان هستند، کارگر‌ها به نیروی خود واقف نیستند و نمی‌توانند انتظاراتشان را به اعتراض تبدیل کنند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۱۶ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۶ می ۲۰۱۹

روز کارگر امکان انجام یک راهپپمایی ساده وجود ندارد، زیرا اگر این امکان وجود داشته باشد که نیروی کارگر به خیابان بیاید، قطعا مطالباتش را بیان می‌کند و پس از آن برای تحقق خواسته هایش فشار می‌آورد، بنابراین، چون هیچ امکانی برای بیان مطالبات کارگری وجود ندارد و همچنین نهاد‌ها و سازمان‌های کارگری نیز یا وجود ندارند یا فرمایشی و ناتوان هستند، کارگر‌ها به نیروی خود واقف نیستند و نمی‌توانند انتظاراتشان را به اعتراض تبدیل کنند؛ لذا نتیجه چنین وضعیتی این است که کارگر‌ها هیچ مشارکتی در تدوین قانون کار ندارند و همچنین عزمی برای اصلاح این قانون وجود ندارد.

دیدارنیوزـ مرضیه حسینی: در بخش دوم گفتگو با فریبرز رئیس دانا اقتصاددان و حسین اکبری فعال کارگری به موضوعاتی از قبیل سیاست‌های اقتصادی در دهه‌های اخیر و نقش آن در بینواسازی مردم، ویژگی‌های سرمایه داری ایرانی در ارتباط با طبقه فرودستان و اعتصابات و اعتراضات کارگری در سال اخیر پرداختیم که در ادامه می‌خوانید.

سیر شکل گیری سیاست های تعدیل ساختاری(خصوصی سازی و مقررات زدایی)

فریبرز رئیس دانا در ابتدای بحث خود در خصوص اعمال سیاست‌های کلان در بخش اقتصاد و اثر گذاری آن بر وضعیت کارگران، به ارائه تاریخچه کوتاهی از این سیاست‌ها در مقطع پس از پیروزی انقلاب در سال ۵۷ و به ویژه شروع سیاست‌های تعدیل ساختاری پرداخت و در این رابطه گفت: از همان سال‌های پس از پیروزی انقلاب، سیاست‌های شورای انقلاب و بعد رویکرد مجلس در حوزه اقتصاد به گونه‌ای بود که خلاف اصل ۲۸ و اصل ۲۹ و اصل ۴۴ قانون اساسی عمل می‌کرد. در همان زمان، جریان‌های سیاسی چپ و کارگری به این سیاست‌ها اعتراض می‌کردند، اما این اعتراضات در فضای ملتهب و انقلابی با برچسپ ضدانقلاب و هوادار آمریکا مواجه شده و بی اثر می‌شد.
رئیس دانا در خصوص شکل گیری بستری که برای اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری فراهم شد به تاسیس شرکت‌های خصوصی ذیل اقتصاد اسلامی و بانکداری اسلامی و همچنین تشکیل شرکت‌های تجاری که از همان ابتدا نسبت به تعهدات دولت بی اعتنا بودند اشاره کرد.
وی در ادامه به دوران جنگ و سیاست‌های جیره بندی در کنار اعمال کنترل و نظارت بر اقتصاد اشاره کرد و افزود: چنین فضایی بستر را برای اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری و سیاست‌های راست گرایانه افراطی از نوع ایرانی – اسلامی از دوره هاشمی رفسنجانی فراهم کرد.
فریبرز رئیس دانا در ادامه بحث خود در خصوص روند اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری که منجر به بینواسازی مردم و عدم برخورداری کارگران از حقوق حقه خویش شد، به تحولات دهه ۶۰ و سپس سیاست اقتصادی دولت‌های پس از جنگ در تداوم این سیاست‌های تبعیض آمیز اشاره کرد و گفت: از پایان دهه ۶۰ به این سو و با به قدرت رسیدن هاشمی رفسنجانی، سیاست تعدیل ساختاری در ایران پیش گرفته شد که ماهیت آن، دست برداشتن از حمایت‌های بیمه‌ای و اجتماعی و دست مزدی بود. عامل دیگر، سلطه تدریجی مناسبات پولی و بانکی در مسیر خصوصی شدن بود. هر چند در زمان هاشمی رفسنجانی، بانک‌های خصوصی شکل نگرفتند، اما از دوره خاتمی که سیاست‌های تعدیل ساختاری ادامه یافت زمزمه بانکداری خصوصی آغاز شد و در دوره احمدی نژاد شدت گرفت؛ بنابراین ماهیت سیاست‌های اقتصادی، علی رغم تغییر انگاره سیاسی و عوض شدن دولت‌ها ثابت بود.
این اقتصاد دان در خصوص پیامد‌های اعمال این سیاست‌ها که چیزی جز حذف بیمه ها، منفور دانستن یارانه‌ها و فشار مضاعف بر اقشار کم درآمد نبود، به شکل گیری رانت و فساد حاصل از چنین رویکردی در بدنه اقتصاد اشاره کرد و افزود: اقتصادادانان حامی این سیاست‌ها که در بدنه تمام دولت‌های پس از جنگ نفوذ داشتند چنین القا می‌کردند که راه نجات اقتصاد این است که سرمایه دار‌های خصوصی اختیار تام داشته باشند نتیجه چیزی شد که الان می‌بینیم، در کمتر اقتصادی، بیکاری فراگیر در کنار ثروت‌های کلان انباشت از رانت و فساد دیده می‌شود.
رئیس دانا در پایان این بخش از سخنان خود گفت: اصل ۲۹ و ۲۸ و اصل ۴۴ در زمان احمدی نژاد بازنگری شد و شماری از واحد‌های اقتصادی که باید در اختیار دولت باشد، به بهانه بی کفایتی دولت به بخش خصوصی منتقل گردید، درحالی که دولت می‌بایست کفایت داشته و به اقتصاد مردم سالار روی بیاورد.

سایه شوم جنگ بر سر سیاست های اقتصادی و کارگران

حسین اکبری فعال کارگری نیز در آغاز سخنان خود به شیوه اجرا و سلطه سیاست‌های تعدیل ساختاری بر اقتصاد ایران و نقش مخرب جنگ در این میان اشاره کرد و گفت: جنگ، تأثیر بسیار نکبت باری بر اقتصاد و جامعه و شرایط اجتماعی مردم گذاشت. به عنوان مثال در شرایط جنگ، شرکت‌های تولید و تعاونی‌ها که می‌توانستند اعمال سیاست‌های تعدیل ساختاری را به عقب بیندازند، همه در خدمت جنگ درآمدند، بعد از پایان جنگ نیز تمام این تعاونی‌ها از حیّز انتفاع خارج شده بود. من کسانی می‌شناسم که در این تعاونی‌ها سرمایه گذاری کرده بودند، بعد از جنگ، تمام آن ابزار و و ماشین آلات را فروختند و راننده مینی بوس شدند. اتفاق دیگری که افتاد این بود که پس از جنگ و متاثر از فضای آن، مقاومت‌های کارگری درهم شکسته شده بود.
وی افزود: یکی از دلایل شکسته شدن این مقاومت، دقیقا در ارتباط با قانون کار بود. مثلاً جنبش قانون کار حتی در دوران جنگ بسیار قوی بود به طوری که تا سال ۱۳۶۹ تصویب قانون کار به طول انجامید. چندین پیش نویس عوض شد تا قانون کار فعلی بر اساس پیش نویسی که از سوی دکتر عراقی و سایر کسانی که حقوق کار را می‌شناختند، تهیه شد، اما همه آن‌ها کنار گذشته شده بود و یک شیر بی یال و دمی را تحویل کارگر‌ها دادند. این آماده سازی برای پیش برد سیاست تعدیل بود. در فضای انقلابی کسی درک درستی از سیاست اقتصادی نداشت که بتواند به آن اعتراض کند. همچنین مردم و گروه‌های اجتماعی کاملا به ساختار موجود و سیاست هایش اعتماد داشتند و تصور نمی‌کردند روندی از طرف دولت‌های انقلابی پیش گرفته شود که به فقر و بی نوایی آن‌ها بینجامد.

دوران سازندگی و انطباق ایران با سرمایه داری جهانی: اخراج کارگران

حسین اکبری در ادامه توضیح روند خصوصی سازی در ایران به عصر سازندگی و دوره آیت الله هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و گفت: جنگ که تمام شد تجدید حیات سرمایه داری، تحت عنوان «دوران سازندگی» با هدف انطباق اقتصاد ایران با سرمایه داری جهانی آغاز شد.
وی افزود: نخستین اثرات منفی دوران سازندگی بر کارخانه‌ها بود، بدین معنا که کارخانه‌هایی را که تصور می‌شد نمی‌توانند در این تعدیل ساختاری کارآمد باشند، تحت عنوان تعدیل نیرو، نیروهایشان را اخراج یا بازخرید کردند. بسیاری از متخصصینی که در کارخانه‌ها کار می‌کردند بازخرید شدند و به کار‌های شخصی پرداختند. اتفاقی که افتاد زیرپا گذاشتن تدریجی آرمان‌های انقلاب بود؛ در حالی که هنوز مردم درک درستی از آن نداشتند.
اکبری در خصوص هم پوشانی قانون با این سیاست‌های جدید گفت: لازم بود این کار در شرایطی که کمترین مقاومت‌ها را در پی داشته باشد، صورت گیرد، درنتیجه این کار به مجمع تشخیص مصلحت نظام واگذار شد و مجمع، تشخیص داد که اصل ۴۴ می‌تواند به گونه‌ای اجرا شود که خصوصی سازی، تسریع یابد، در صورتی که خود این کار غیرقانونی بود، چرا که برای عوض کردن یک اصل، قانون اساسی باید به رفراندوم گذاشته شود و قانون نباید به سود یک طبقه معین اجتماعی تفسیر شود؛ این اقدام، روند خصوصی سازی‌ها را تسریع و شدیدترین آسیب‌ها را به طبقه کارگر زد؛ زیرا وقتی واحدی به بخش خصوصی واگذار می‌شود، بخش خصوصی، آن تعهداتی که دولت به وکالت از مردم باید انجام می‌داده، انجام نمی‌دهد.

جزیره های خوشبختی در جهانی فقیر

بحث بعدی دیدارنیوز با کارشناسان حاضر، در خصوص ویژگی‌های خاص سرمایه داری ایرانی بود که در طول چند دهه اخیر، بینواسازی مردم در سطح گسترده را شکل داده و هر روز افراد بیشتری را به طبقه فرودست اضافه می‌کند. سوالاتی از این قبیل مطرح می‌شود که آیا در کشور‌های غربی هم سرمایه داری، اینچنین لجام گسیخته است؟ آیا مردمان کشور‌های غربی نیز مانند ما تا این حد ناتوان و کم برخوردار هستند؟

رئیس دانا در پاسخ به این سوالات به مکانیسم درونی سرمایه داری و دیالکتیک آن اشاره کرد و گفت: به طور کلی، سرمایه داری حرکتی همواره به جلو دارد، پتانسیل‌های درونی جامعه را برای ادامه رشد فعال می‌کند، حقوق انسانی و مدنی را ارتقا داده و تکنولوژی با خود می‌آورد، اما بنا به قانون تضاد درونی که در آن وجود دارد به صورت ناموزون رشد می‌کند، یعنی بخش صنعت در مقابل بخش کشاورزی؛ جهان کم توسعه در مقابل جهان پیشرفته؛ مردان در مقابل زنان؛ و همچنین ثروتمندان در مقابل لایه‌های پایین.
وی افزود: سرمایه داری در واقع جزایر خوشبختی بسیار حیرت آور در دنیایی از فقراست. اکنون ۸ تا سرمایه دار هستند که برابر نیمی از جمعیت کره زمین ثروت دارند. این ناموزنی است، بنابراین عدم تعادل در ذات سرمایه داری است. استثمار، سرکوب و داشتن خصلت‌های غیرانسانی در ذات سرمایه داری است، اما اینکه چرا در کشور‌های صنعتی پیشرفته، کمتر این ناموزونی شکل می‌گیرد، باید گفت اولاً نابرابری توزیع درآمد و ثروت در آنجا کماکان بالاست، اما در مناطق مختلف، متفاوت است و اینگونه نیست که لزوماً در همه کشور‌های سرمایه داری صنعتی، پیشرفت عادلانه‌تر درآمد توزیع شده باشد. به عنوان مثال در اروپای شمالی اینطور است، اما در آمریکا چنین نیست.
این اقتصاددان افزود: نکته دیگر اینکه اگر دستاورد‌هایی مثل بیمه‌های اجتماعی و رفاه اجتماعی وجود دارد لطف سرمایه داری و سرمایه داران نیست، بخشی از آن به دلیل جنبه‌های فرهنگی و سیاسی جوامع غرب است، بدین معنا که مردم توانسته اند حقوقی از دل سرمایه داری به چنگ بیاورند. اینکه در سوئد تا کنون انقلاب نشده، اما در فرانسه انقلاب شده معنی آن این نیست که حضور مردم در آنجا وجود نداشته است؛ بنابراین آنچه برای مردم و محرومان و طبقه کارگر به عنوان دستاورد تلقی می‌شود حاصل مبارزه و مقاومت خود مردم است.
رئیس دانا در خصوص ویژگی‌های خاص سرمایه داری ایرانی گفت: سرمایه داری در جهان کم توسعه مثل ایران ضعیف است، یعنی نرخ بهره کشی برخلاف متداول پایین است. به روایت دیگر به ازای یک مقدار دستمزد، ارزش اضافی که کسر می‌شود زیاد نیست، در آمریکا حتماً بیشتر است و همچنین آن دستمزد، چندان ظالمانه نیست. پس سرمایه داری ایرانی، ضعیف و بدون تکنولوژی است، ستم می‌کند و رشد نمی‌کند.
وی افزود: ویژگی دیگر سرمایه داری ضعیف در کشور‌های توسعه نیافته این است که در کنار حکومت‌های توتالیتر، قرار می‌گیرد، حکومت‌هایی که که ضمن بهره برداری از عقب ماندگی و محرومیت مردم، به نوعی مورد تأیید امپریالیسم هم هستند. یعنی کشور‌های امپریالیستی بر خلاف اینکه در مورد حقوق بشر و آزادی و دموکراسی صحبت می‌کنند، همه انواع دموکراسی را بر نمی‌تابند. مثلاً دولت ونزوئلا را بر نمی‌تابند. دولت ونزوئلا یک دولت انتخابی است. رأی مادورو خیلی بیشتر از ترامپ و مکرون بوده است. سرمایه داری تا بتواند در مقابل عدالت اجتماعی مقاومت می‌کند، ولی معمولاً با مقاومت مردم روبه رو می‌شود. در این کشور‌ها آمریکا به بهانه‌های مختلف وارد می‌شود. در جنگ ویتنام به این بهانه که یک کشور کمونیستی است، وارد شد. اکنون این بهانه کنار گذاشته شده و حقوق بشر برای دخالت در امور کشور‌هایی مثل ونزوئلا دستاویز قرار گرفته است.
رئیس دانا گفت: در کشورهایی، چون ایران، سرمایه داری، ناموزونی خود را بیشتر نشان می‌دهد، زیرا سرمایه داری ضعیف است و به رشد صنعتی و تکنولوژی نمی‌انجامد بنابراین نشت دارایی از بالا به پایین، افسانه است. اگر قرار باشد که نشت پیدا کند که ناموزونی ایجاد نمی‌شود و اگر ناموزونی از بین رود که سرمایه داری نمی‌تواند انباشت کند. در کشور‌های کمتر توسعه یافته به مراتب جلوی این نشت گرفته می‌شود، برای اینکه دولت‌هایی وجود ندارند که نماینده خواست و اراده مردم باشند. با وجود این همه اعتصاب بازار و بالا بردن قیمت ها، دولت با آن‌ها برخورد نکرد، ولی از اینجا با کارگران در هفت تپه برخورد می‌شود. به طور مشخص دولت‌ها وقتی عدالت اجتماعی از اراده مردم مطرح شود، مقابله می‌کنند. بعد هم جلوی آن نشت اندکی هم که می‌توانست وجود داشته باشد گرفته می‌شود، چون دارایی‌ها به اروپا فرار می‌کنند. اکنون کانادا بهشت دزد‌های ایران است.
رئیس دانا همچنین به این موضوع اشاره کرد که تا زمانی که نظم سرمایه وجود دارد و دیکتاتوری پول در جامعه حکم می‌راند، خوشبختی واقعی محقق نخواهد شد. خوشبختی زمانی خواهد بود که دموکراتیزم واقعی وجود داشته باشد و به جای قدرت پول و سرمایه، قدرت شورا‌ها و مردم شکل بگیرد.

دموکراسی غربی، محصول مبارزه است نه هدیه سرمایه داری

حسین اکبری در توضیح این نظر که در غرب، یک سنت دموکراتیک قوی مانع افسارگسیختگی سرمایه داری است گفت: این به اصطلاح دموکراسی که در غرب ایجاد شده، آیا در واقع مولود نظام سرمایه داری است یا نه به خاطر مبارزاتی است که در غرب صورت گرفته است و چیزی است که در واقع به سرمایه داری غرب تحمیل شده است؟ به عنوان مثال در قرن ۱۵ در انگلیس اگر کسی می‌خواست اتحادیه کارگری درست کند اعدامش می‌کردند. این مبارزات اینقدر ادامه پیدا کرد تا انگلستان و سایر کشور‌های سرمایه داری پذیرفتند که سنت اتحادیه‌ای در جامعه برقرار شود. این اتحادیه‌ها آن زمان ناچار بودند مثل ما تعاونی ایجاد کنند.
اکبری افزود: بنابراین در غرب یک سنت مبارزاتی قوی در برابر نظام سرمایه وجود داشته، وگرنه نتیجه افسارگسیختگی سرمایه داری، همواره یا بحران بوده یا جنگ، اما وقتی که سرمایه داری در جهان شکست می‌خورد عقب نشینی می‌کند. آنجاست که دموکراسی می‌تواند خودش را تحمیل کند، نهاد‌های بین المللی و کنوانسیون‌هایی که از دل این نهاد‌های بین المللی خارج می‌شود یا سازمان جهانی کار، برون داد این‌ها است.
اکبری در توضیح اهمیت این نهاد‌های تحمیل شده بر سرمایه داری غربی گفت: دستاورد‌های این سازمان جهانی، مقاوله نامه‌هایی است که امروز تلاش می‌کنیم در ایران آن را محقق کنیم و هنوز با مقاومت‌های جدی مواجه هستیم. هر چند ایران عضو سازمان جهانی کار هم است. در غرب پس از جنگ جهانی دوم، اعلامیه‌ای تحت عنوان «اعلامیه فیلادلفیا» صادر شد که اولین جمله آن این بود که کار، کالا نیست. یعنی برخلاف آنچه سرمایه داری تا آن زمان، کار و کارگر را کالا می‌دانسته، در این اعلامیه گفته می‌شود کار، کالا نیست و متعاقب آن در ۱۹۴۴ چند اصل بنیادین مصوب شد، از جمله اینکه آزادی بیان و آزادی‌های اجتماعی، شرط اساسی پیشرفت است یا اینکه در داخل هر کشور، مبارزه علیه نیازمندی‌ها باید وجود داشته باشد، کارگران و کارفرمایان باید برابری حقوق داشته و دولت باید به تحقق آن کمک کند. در این جاست که اصل سه جانبه گرایی محقق می‌شود، یعنی دولت سرمایه داری و سرمایه داران، هر کدام نمایندگانشان با نمایندگان کارگران برابر است.
اکبری ادامه داد: در نتیجه چنین تلاش‌ها و تشکل‌هایی است که کارگران در آن کشور‌ها سازمان‌های مستقل خودشان را دارند. همچنین نوعی از نظام‌های اجتماعی هم ایجاد شدند که سرمایه داری به آن معنا نیستند و حتی ضدسرمایه داری هستند. مجموع این نهاد‌ها قدرتی ایجاد کرده که در نهادی مثل سازمان بین المللی کار با استفاده از سیالیت سیاسی، کنوانسیون‌هایی به نفع طبقه کارگر تصویب شود.

ربیعی ناقض حقوق کارگران

حسین اکبری در ادامه بحث خود در خصوص خصلت سرمایه داری غربی در ارتباط با طبقه کارگر گفت: اما نظام سرمایه داری همواره در صدد برهم زدن این توافقات است. به عنوان مثال ما الان شاهد هستیم که مصوباتی مثل مقاوله نامه ۸۷ و ۹۸ تصویب نمی‌شود و کسانی در هیئت مدیره سازمان بین المللی کار عضوند که در کشور خود، بزرگ‌ترین ناقضین حقوق کارگران هستند؛ نمونه آن ایران و آقای ربیعی در سازمان بین المللی کار است. در دوران وزارت ایشان، بخش نامه‌ای تصویب شد که مقرر می‌کرد سقف قرارداد‌های موقت از یک سال کمتر نباشد. یک هفته بعد از این که ایشان در سازمان بین المللی کار انتخاب شدند هنگامی که به ایران آمدند آن بخش نامه به بهانه این که کارفرمایان گفته اند که این بخش نامه بر اساس سه جانبه گرایی تصویب نشده، لغو شد.
اکبری افزود: در نتیجه دموکراتیزمی که آن جا است از سوی نظام سرمایه داری، داوطلبانه اختیار نمی‌شود و به نوعی تحمیلی است و در همان جا هم ساز و کار‌هایی فراهم می‌شود که تلاش دارد دموکراتیزم را در نوع بورژوایی پیش ببرد. مثلاً شما مشارکت در تولید را می‌بینید که در مقطعی در غرب و در کشور‌های سرمایه داری، کارگر‌ها قانوناً این حق را پیدا می‌کنند که در کارخانه‌ها کنترل کارگری داشته باشند و این امر درست بعد از جنگ جهانی دوم و جایی است که سرمایه داری شکست خورده و لذا دست در دست هیتلر گذاشتند. در آن جا دیگر اعتبار و وجاهتی نداشتند و طبقه کارگر توانسته بود مقاومت کند و مطالبات خود را دیکته نماید و در کشور‌های سرمایه داری مثل فرانسه یا آلمان یا اتریش کنترل کارگری بر تولید برقرار شد، اما به تدریج از بین رفت و هر چه پیش می‌آییم بیشتر از بین می‌رود. مثلاً در یک مقطعی کمرنگ‌ترین نوع مشارکت کارگر‌ها را در تولید داریم.
وی افزود: به عنوان نمونه در استاندارد‌هایی مثل ایزو ۹۰۰۱ و ایزو ۹۰۰۲ مشارکت کارگر‌ها صرفاً در یک بند از فرآیندی که برای تولید تعریف می‌کند آمده است یا مثلاً در دوره معین، هنگامی که تشکل کارگری زیان بار است بر اساس همان سنتی که انگلیس در قرن ۱۵ داشته، اتحادیه نابود می‌شود. تاچر در دوران زمام داری خود، اتحادیه‌ها را از بین برد و این برای سایر کشور‌های سرمایه داری از جمله ضعیف‌ترین آن‌ها که در ایران است به عنوان یک سرمشق شد. در ایران که از اول فضایی برای ایجاد تشکل‌ها به وجود نیامد. اگر هم تشکلی شبیه انگلیس یا آلمان یا فرانسه وجود داشت، توسط دولت‌های بعد از انقلاب، آن‌ها سرکوب می‌شد کما این که این اتفاق رخ داد. در سال ۱۳۶۲ می‌بینید درست زمانی که هنوز دولت‌های نئولیبرالیسم سر کار نیستند، سندیکا‌های کارگری را می‌زنند، برای این که زمینه سازی کنند تا بعد‌ها بتوانند تشکل‌هایی از نوع جنسی که خودشان می‌پذیرند سر کار بیاورند.

پدیده خصولتی و فساد موریانه ای در ایران

دیدارنیوز در ادامه گفتگوی خود با مهمانان به یکی دیگر از ویژگی‌های فسادزای اقتصاد ایران یعنی پدیده خصولتی اشاره کرد و نظر آنان را جویا شد. فریبرز رئیس دانا در توضیح ساختار خصولتی گفت: خصولتی یعنی واحد ترکیبی خصوصی- دولتی. اگر شرکتی بیش از ۵۱ درصد آن متعلق به دولت باشد، دولتی قلمداد می‌شود و اگر بالای ۵۰ درصد متعلق به بخش خصوصی باشد، خصوصی خوانده می‌شود. خصولتی‌ها واحد‌های دولتی هستند که پاسخگوی مقررات دولت نیستند و مثل بخش خصوصی برای خود عمل می‌کنند. یا واحد‌های خصوصی هستند که متعلق به بخش‌های دولتی هستند. بنگاه‌ها و موسسات اگر دولتی و تابع دولت باشند و بالای ۵۰ درصد دولتی و یا بیش از ۵۰ درصد خصوصی باشد، برای آن‌ها مقرراتی وجود دارد، اما موسساتی که متعلق به سازمان‌ها و بنگاه‌ها و موسسات نظامی هستند، با خصوصی سازی‌هایی که دولت انجام داده مالک آن واحد شدند، اما کماکان می‌خواهند از خدمات دولتی استفاده کنند.
رئیس دانا در خصوص قدرت این بنگاه‌ها افزود: همه روسای جمهور از حضور قدرتمند این بنگاه‌های خصولتی در اقتصاد، گله‌مند هستند، اما ظاهرا هیچ کدام توان مبارزه با آن را ندارند. دولت روحانی و احمدی نژاد درحالی فجیع‌ترین خصوصی سازی‌ها را انجام دادند که ادعا می‌کردند با خصوصی سازی، مقابله می‌کنند. روحانی در حالی این ادعا را می‌کند که پیمان کار‌های واحد‌های مختلف که ترک مناقصه کرده ومقررات معاملات دولتی را نیز رعایت نمی‌کنند در دولت او فعالیت می‌کنند، بدون اینکه قوه قضاییه در برخورد با این متخلفین مداخله کند.
رئیس دانا افزود: برخی از این واحد‌ها که می‌بینید مدیران دولتی به قدری در آن‌ها خرابکاری کردند که ورشکسته شدند و بعد قیمت پایین آمد و خودشان آن را برداشتند. سهام عدالت، یک نمونه است. سهام عدالت چه شد؟ شما گفتید سهام عدالت می‌دهیم و پول آن را نمی‌گیریم و از سود آن بابت مالکیت سهام برمی داریم، آخر کار چه شد؟ سود چه شد؟ اندازه آن چقدر شد؟ به چه کسی دادید؟ کسانی پیدا شدند واحد‌هایی که به عنوان سهام عدالت داده بودید، خریدند، زیرا بعد از مدتی مردمی که به آن‌ها سهام تعلق گرفته بود چیزی گیرشان نیامد. دوباره سهام عدالت به دست قدرتمندان افتاد.
وی ادامه داد: از یک طرف شماری از بنگاه‌ها و موسسات، تشکیل شده که بر اساس منافع هیئت امنا سود می‌برند و این امکان را ایجاد می‌کنند که تعدادی پیمانکار دارای رانت، طرح‌هایی را بگیرند که به زیان اقتصاد ملی است. از طرف دیگر سازمان برنامه به هزار بهانه تعطیل شد، بر اساس چنین روندی است که بخش دولتی تا بدین حد ناکارآمد شده است.
رئیس دانا در پایان سخنان خود به انتخابات مجلس و غیبت نماینده‌های کارگری اشاره کرد و گفت: چطور است که ۱۴ میلیون کارگر، یک نماینده واقعی در مجلس ندارد؟

شرایط غیر انسانی، زبان کارگر را کوتاه کرده است

حسین اکبری در پاسخ به این سوال که چرا در ایران، مطالبات کارگری به جنبشی اعتراضی تبدیل نمی‌شود، به ویژگی‌های طبقه کارگر در ایران اشاره کرد و گفت: بر خلاف آنچه در اصل ۲۶ قانون اساسی آمده که مردم مجاز به راهپیمایی بدون سلاح هستند، حتی روز کارگر امکان انجام یک راهپپمایی ساده وجود ندارد، زیرا اگر این امکان وجود داشته باشد که نیروی کارگر به خیابان بیاید، قطعا مطالباتش را بیان می‌کند و پس از آن برای تحقق خواسته هایش فشار می‌آورد، بنابراین، چون هیچ امکانی برای بیان مطالبات کارگری وجود ندارد و همچنین نهاد‌ها و سازمان‌های کارگری نیز یا وجود ندارند یا فرمایشی و ناتوان هستند، کارگر‌ها به نیروی خود واقف نیستند و نمی‌توانند انتظاراتشان را به اعتراض تبدیل کنند؛ لذا نتیجه چنین وضعیتی این است که کارگر‌ها هیچ مشارکتی در تدوین قانون کار ندارند و همچنین عزمی برای اصلاح این قانون وجود ندارد.
اکبری افزود: لایحه اصلاح قانون کار به مجلسی می‌رود که حتی سه نفر نماینده کارگری در آن مجلس نیست. آن‌هایی هم که هستند مانند آقای محجوب، دائم العمر شده اند، قطعا چنین مجلسی قانونی به نفع کارگر‌ها تصویب نمی‌کند.
اکبری در ادامه و به صورت فهرست وار به عمده‌ترین مشکلات جامعه کارگری ایران به شرح زیر اشاره کرد.
۱- نبود قوانین و مقرراتی که بر روابط و مناسبات کارگری حاکم باشد
۲- فقدان آزادی ایجاد تشکلی که متعلق به کارگر‌ها باشد و از حقوق آن‌ها دفاع کند
۳- فقدان امنیت‌های شغلی و اجتماعی
۴- توان بدست آوردن و حفظ اموال و ثروت‌هایی که متعلق به کارگر و مال مردم است
اکبری در خصوص شرایط غیرانسانی که بر مناسبات کارگر و کارما حاکم است به مشاهدات شخصی اش در روز ۲۷ اسفند از یک کارخانه استناد کرد. مشاهداتی که به وضوح نشان می‌داد چگونه کارفرما با بی احترامی و گستاخی و با زور و تهدید، کارگر را وادار می‌کند که طی مکتوبی بنویسد که تمام حقوق و مزایای خود را دریافت کرده و هیچ شکایت و طلبی از کارفرما ندارد، بنابراین کارفرما برگه تسویه حساب سالانه را از کارگر می‌گیرد تا از پرداخت مطالبات و مزایای او شانه خالی کند، کارگر نیز، چون قراردادی ندارد یا اگر دارد سفید امضاست و همچنین همواره در ترس از دست دادن شغلش به سر می‌برد، نمی‌تواند با سایر دوستانش متحد شده و اعتراض کند.

دیدارنیوز با نگاهی به اعتراضات کارگری در سال ۹۶ و ۹۷ و رشد ۲۷ درصدی این اعتراضات در سال ۹۷ نسبت به سال ۹۶ از حسین اکبری پرسید که آیا اعتراضات کارگری از حیث کیفی هم رشد یافته و آیا می‌توانیم ادعا کنیم که شاهد شکل گیری یک طبقه پیشرو در میان کارگران ایران هستیم؟

اکبری در پاسخ گفت: ما طبقه پیشرو در طبقه کارگر نداریم، البته ممکن است نسل جدیدی از کارگران شکل گرفته باشند. آنچه مسلم است این است که اعتراضات، از حیث ذهنی و سازمانی رشد یافته اند، اما این رشد تا بدان حد نیست که ادعا کنیم کارگران برای زیست بهتر اعتراض می‌کنند، زیرا بررسی اعتراضات، نشان داده بخش عمده اعتراضات به حقوق‌های معوق است یعنی دفاع از حقوقی که در عوض آن کاری انجام شده؛ نه اعتراض برای سهم خواهی در مشارکت و توسعه. یا درمورد اعتراض همه به خصوصی سازی، گویا اعتراض به خصولتی بودن است در صورتی که اعتراض باید بر اساس این کار باشد، زیرا اعتراض به خصولتی سازی، این پاسخ را دریافت می‌کند که اگر خصوصی سازی درست انجام شود پیامد‌های مخرب به همراه نخواهد داشت. یا در رابطه با تأمین اجتماعی که خود خصوصی بوده و متعلق به کارگر‌های چند نسل است، چرا آقای رئیس جمهور می‌گوید واگذار کنید به بخش خصوصی؟ آخر چطور می‌شد آنچه متعلق به مردم است را به غیر واگذار کرد.
اکبری در پایان گفت: هنگامی می‌توان به جنبش کارگری امیدوار بود که کارگران، خواهان ایجاد تشکل‌های مستقل باشند و از این طریق بتوانند برای اصلاح قانون کار با ابزار اعتصاب و اعتراض، اعمال فشار کنند. برای ایجاد این تشکل‌ها موانع قانونی و فرا قانونی یا ذهنی وجود دارد بدین معنا که دستگاه‌های سرمایه داری، تمام وقت نیروی کار را معطوف می‌کنند به معیشت، یک کارگر باید روز و شب کار کند تا بتواند خرج خانه و هزینه تحصیل فرزندانش را بپردازد، زیرا مجبور است برای آموزش و بهداشتی که باید رایگان باشد پول بپردازد. کارگری که تحت چنین فشاری است بدون داشتن چشم انداز روشن، چطور به ایجاد تشکل بیندیشد.




بازداشت سعید رضایی فعال مدنی

یکشنبه, ۱۵ اردیبهشت, ۱۳۹۸

www.kaleme.com

چکیده :سعید رضایی فعال مدنی حامی معلمان و کارگران که روز چهارشنبه یازدهم اردیبهشت در تجمع روز جهانی کارگر همراه چند از تن از فعالان کارگری در جلوی مجلس دستگیر شده بود، اینک به زندان فشافویه منتقل شده است. او پس از دستگیری ابتدا به زندان گیشا منتقل…

سعید رضایی فعال مدنی حامی معلمان و کارگران که روز چهارشنبه یازدهم اردیبهشت در تجمع روز جهانی کارگر همراه چند از تن از فعالان کارگری در جلوی مجلس دستگیر شده بود، اینک به زندان فشافویه منتقل شده است. او پس از دستگیری ابتدا به زندان گیشا منتقل شد.

انتقال سعید رضایی به زندان فشافویه موجی از نگرانی را در میان فعالان معلمی و کارگری ایجاد کرده، که سعید رضایی همواره مدافع جدی و همیشگیشان بوده است.

سعید رضایی فرزند سردار صادق رضایی از فرماندهان بلند پایه جنگ هشت ساله و مرضیه درود است. گفتنی است چندی پیش مرضیه درود مادر سعید رضایی که او هم از جانبازان جنگ تحمیلی است و اینک در بیماری به سر می برد، ضمن نوشتن نامه ای سرگشاده برای عزیز جعفری فرمانده پیشین سپاه انتقادات تندی نسبت به مواضعش اتخاذ کرد که بازتاب گسترده ای در فضای مجازی پیدا کرد.




اخراج ۸۷ تن از کارگران شرکت لوله سازی ماهشهر

یکشنبه, ۱۵ اردیبهشت, ۱۳۹۸

/www.kaleme.com

چکیده :در زمستان سال گذشته نیز ۱۰۸ تن از کارگران این واحد تولیدی اخراج شدند. اما با اعتراض‌‌کارگران و دخالت فرماندار ماهشهر، در نهایت کارگران اخراجی توانستند به سر کار…

شرکت لوله‌سازی ماهشهر در استان خوزستان، ۸۷ تن از کارگران این شرکت را بدون هیچ توضیحی و به طور جمعی اخراج کرد
⁣
پایگاه خبری «عصر جنوب» در گزارشی، با ارجاع به اطلاعیه این واحد تولیدی، نوشته است که مسئولان شرکت هیچ دلیلی برای اخراج جمعی این شمار از کارگران ارائه نداده‌اند.⁣
⁣
در زمستان سال گذشته نیز ۱۰۸ تن از کارگران این واحد تولیدی اخراج شدند. اما با اعتراض‌‌کارگران و دخالت فرماندار ماهشهر، در نهایت کارگران اخراجی توانستند به سر کار برگردند.⁣




تشکل‌یابی و همبستگی طبقاتی، تنها راه رهایی طبقهٔ کارگر!

نویدنو  15/02/1398 

در دفاع از سوسیالیسم (۶٣(

جمعی از هواداران سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت(داخل کشور( 

در آستانه ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر، طبقه کارگر ایران بحرانی‌ترین و دشوار ترین دوران حیات خود را در پس از انقلاب سپری می‌کند. در شرایطی که بحرانی گسترده، بحرانی که در چهار دههٔ گذشته مشابهی نداشته، تمامی حوزه‌های ساختاری کشور را فراگرفته، و نتایج فاجعه بارش در گسترش فقر و بی‌خانمانی اکثریت مردم، بیکاری، نبود امنیت کاری، پایین بودن دستمزدها، ورشکستگی و تعطیلی واحدهای تولیدی، افت فزاینده‌ی ارزش پول ملی، تورم افسارگسیخته، فساد و رانت‌خواری، اختلاس و ثروت‌اندوزی شخصی حکومتیان و وابستگانشان نمود یافته، شرایط سختی را به طبقه کارگر و اقشار پایینی جامعه تحمیل نموده است. کارگران ایران به عینه شاهدند که سبد غذایی‌شان هرروز کوچک‌تر می‌شود و هزینهٔ مسکن بخش عمدهای از درآمدهایش را می‌رباید. بحران فزاینده اقتصادی، اکثریت مردم کشور را با مشکلات جدی در تأمین حداقل‌های معیشتی خود روبرو کرده است. متأسفانه این روند فاجعه‌بار در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

طبق آمارهای رسمی جمهوری اسلامی نرخ تورم در سال ۹۷ بیش از ٣۰ درصد بود و تعداد بیکاران به بیش از ٣ میلیون نفر رسید. برآورد کارشناسان مستقل حاکی از تورم ۵۰ درصدی و عبور تعداد بیکاران از مرز ۵ میلیون نفر است. استناد به آمارهای حکومتی حاکی از اوضاع فلاکت‌باری است که تاوانش را طبقهٔ کارگر و اقشار محروم جامعه می‌پردازند. وزارت کار در هیاهویی کرکننده مدعی است که افزایش دستمزدها بیشتر از تورم بوده و همچنین مزورانه در بوق کرنا می‌دمند که افزایش ٣۷ درصدی حداقل دستمزد موجب رکود تولید و تعطیلی کارخانه‌ها خواهد شد. و این نشان از این واقعیت تلخ دارد که نو لیبرال‌های هنوز چشم طمع بر سفره‌های خالی کارگران دارند و مبارزه مرگ و زندگی با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت.

در این میان تغییر رویکرد دولت آمریکا نسبت به اجرای «برجام» و متعاقباً تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تحریم کامل نفتی ایران، که در راستای تثبیت هژمونی نوین آمریکا بر جهان صورت می‌گیرد، بعد دیگری از بحران سیاسی جمهوری اسلامی را به دنبال داشت. دولت ترامپ چیدمان قدرت و آرایش قوای همگرا باسیاست‌های امپریالیستی خود در منطقهٔ خاورمیانه را پیگیری می‌کند. اعمال تحریم‌های گسترده اقتصادی، وضعیت زندگی و ادامۀ حیات مردم کشور ما را بیش از بیش به مخاطره خواهد انداخت، سیاستی که می‌تواند به جنگی خانمان سور و ویرانگر فرا بروید. جنگی که می‌تواند به‌سرعت سراسر منطقه را به کام خود بکشد و که به قاعده تمامی جنگ‌ها، توده‌های مردم و کارگران و زحمتکشان قربانیان مقدم آن خواهند بود. برای کارگران و اقشار پایینی جامعه که هم‌اینک برای تأمین معاش خود با هزاران گرفتاری دست به گریبان‌اند، شرایط جدید آینده‌ای تیره‌تر را تصویر می‌نماید. در روزهای آینده تأثیرات مخرب این دو تصمیم اخیر آمریکا را بر زندگی کارگران شاهد خواهیم بود. کارگران بایستی در کنار مبارزه برای تحقق خواست‌های صنفی و سیاسی خود برای احتراز از جنگ و حفظ صلح تلاش کنند.

در هفته‌های اخیر شاهد تلاش‌‌های نهان و آشکاری از جانب رژیم ولایت‌فقیه برای انجام مذاکره با حکومت آمریکا بوده‌ایم و تغییرات قابل‌توجهی در سیاست جمهوری اسلامی رخ‌داده و احتمال نوشیدن جام زهر و نرمش قهرمانانه وجود دارد. اجتناب از جنگ و کاستن از تنش‌‌ها امری است قابل‌قبول، ولی توافق‌‌های پنهانی خلاف منافع ملی و دادن امتیازهایی برخلاف منافع مردم به کشورهای امپریالیستی خصوصاً آمریکا را باید افشاء و با آن مبارزه کرد. جمهوری اسلامی نشان داده در بزنگاه‌هایی که بقایش در خطر بوده از دادن امتیاز به دول خارجی و سرکوب بی‌رحمانه‌ی مردم ابایی نداشته است. چه جمهوری اسلامی معامله‌ای با آمریکا و هم‌پیمانانش داشته باشد و چه پیشبرد سیاست رژیم چنج از طرف مقابل در دستور کار قرار گیرد، این جنبش دمکراتیک مردم ایران است که قربانی آن خواهد شد.

تحریم کامل نفتی و تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بار دیگر بهانه‌ای شد برای هواداران و مبلغین تز ارتجاعی و کاذب دوگانگی. تزی که مبارزات اجتماعی در جامعه را به طرفداران رژیم و سرنگونی خواهان متکی به نیروهای خارجی محدود نموده. آن‌ها طبقه کارگر را برای رهایی از وضع موجود به حمایت از یکی از دو طرف دعوا تشویق می‌کنند. سلطنت‌طلبان و دیگر طرفداران رژیم چنج در حمایت از آمریکا و پرزیدنت ترامپ و رژیم‌های مرتجع منطقه تنها راه برون‌رفت از سلطه‌ی سیاه و قرون‌وسطایی جمهوری اسلامی را در جمع شدن زیر پرچم آمریکا می‌‌دانند و طرفداران رژیم ولایت‌فقیه و خودباختگانی که تنها راه برون‌رفت از وضع فلاکت‌بار کنونی را در اصلاح رژیم جمهوری اسلامی می‌دانند، شب و روز بر دهل از بین رفتن امنیت و فروپاشی ایران در صورت سقوط جمهوری اسلامی می‌کوبند و مردم را به سینه‌زنی در زیر بیرق ولی‌فقیه فرامی‌خوانند. آنچه دراین‌بین مغفول مانده و فراموش‌شده، نقش و هویت مستقل طبقه کارگر و مبارزات مستقل مردم ایران است. طبقه کارگر ملزم به پیروی از این دوگانهٔ کاذب و ارتجاعی نیست، پیروی از این تز ارتجاعی سرنوشت محتوم و شوم طبقهٔ کارگر ایران ناست. دوگانه‌ای که طرفین آن مایل نیستند نیروی سوم و صدای سومی مطرح شود. چراکه طبقهٔ کارگر و مبارزان سوسیالیسم آن نیروی سومی هستند که صدایشان روزبه‌روز رساتر و بلندتر می‌گردد. نیروی سوم مبارزه طبقاتی را به‌عنوان واقعیت انکارناپذیر در عرصۀ مبارزات اجتماعی باور دارد و در مبارزه کار و سرمایه صراحتاً جانب‌دار اردوی کار است. نیروی سوم با اعتقاد به مبارزه طبقاتی و مبارزه علیه سلطه و جنگ‌طلبی امپریالیسم خواهان کنار نهادن جمهوری اسلامی و دولت نئولیبرال و امنیتی آن است.

برخورد «اصلاح‌طلبان انتخاباتی» با روند رو به رشد جنبش کارگری در ماه‌های اخیر نمونۀ بارز تخریب و فریب است. آن‌ها ضمن نکوهش جنبش مستقل کارگری از اینکه کارگران برای احقاق حقوق خود مبارزه مستقیم را برگزیده‌اند، ناراحت‌اند. نیروهای راست نیز مزورانه و فرصت‌طلبانه در ظاهر همدردی با کارگران و زحمتکشان و فرودستان جامعه را پیشه ساخته‌اند. به باور ما، دفاع یا هم‌صدایی نیروهای راست با بخشی از خواسته های کارگران و معلمان و فرودستان جامعه که اساساً اعتراضشان به کاربست سیاست‌های نئولیبرالی و البته بی‌کفایتی و نا سلامتی حکومتیان بوده، از جنسی متفاوتی هستند. طبیعی است این اعتراضات تا جایی که نظام را نشانه گرفته از حمایت و هم‌صدایی ظاهری آن‌ها هم که شده بهره‌مند خواهد شد، ولی با تعمیق خواست‌ها و گسترش آن به نفی سیاست‌های نئولیبرالی، آن‌ها را به تقابل و رودررویی با کارگران و زحمتکشان خواهد کشاند. در این میان تحریف خواست کارگران نیشکر هفت‌تپه برای «لغو خصوصی‌سازی» به «ابطال خصوصی‌سازی معیوب» که بنگاه خبرپراکنی بی‌بی‌سی در ترویج آن می‌کوشد. از نکات بارز این رویکرد به شمار می‌رود. جنبش کارگری در حال تعمیق و گسترش بوده و در کوران مبارزه طبقاتی است که رهبران جنبش کارگری از دل مبارزات جاری به وجود خواهد آمد.

در یک سال گذشته علیرغم پراکندگی صفوف مبارزاتی کارگران و مردم، مؤلفه‌هایی همچون تعدد، استمرار و فراگیری اعتراضات کارگران و زحمتکشان، زنان، معلمین، جوانان، بازنشستگان و…. موجب امیدواری گردید. تنها راهکار جمهوری اسلامی در مواجه با این موج فزاینده اعتراضات توده‌ای همچون چهار دهه‌ی گذشته، سیاست سرکوب جنبش‌های اعتراضی و آزادیخواهی بود. خطری احساس می‌شود اینکه با تداوم این حرکت‌ها و سرکوب مکرر و در غیاب سازمانی و رهبری سیاسی، یاس و سرخوردگی در جنبش‌های‌ اعتراضی کارگران و زحمتکشان پدیدار گردد. هرچند که بروز اشکال مبارزاتی متنوع و رویکردهای سیاسی متفاوت در اعتراضات مردمی، طرح شعارهای سیاسی عبور از جناح‌ها و باندهای حکومتی، نشان می‌دهد که زمینه‌های مادی برای تشکل‌یابی و سازمانگری کارگران و توده‌های معترض باهدف ایجاد سازمان سراسری کارگران و زحمتکشان بیش‌ازپیش فراهم می‌شود. و کارگران به‌روشنی دریافته‌اند که تنها راه رهایی طبقهٔ کارگر، تشکل یابی و همبستگی طبقاتی است.

جمعی از هواداران سازمان فداییان خلق ایران- اکثریت (داخل کشور)

۱۱ فروردين ۱٣۹٨