فراخوان تجمع سراسری و گسترده فرهنگیان ایران

• شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان، معلمان سراسر کشور را به برگزاری تجمع سراسری اعتراضی در روز دوازدهم اردیبهشت «روز ملی معلم»، دعوت کرد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۹ فروردين ۱٣۹٨ –  ۱٨ آوريل ۲۰۱۹

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان، معلمان سراسر کشور را به برگزاری تجمع سراسری اعتراضی در روز دوازدهم اردیبهشت دعوت کرد. در اطلاعیه که به این منظور منتشر شده، چنین آمده است:

بدینوسیله شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، تجمع اعتراضی روز ملی معلم را به اطلاع تمامی همکاران عزیز می رساند.
لذا از تمامی همکاران بزرگوار اعم از پیش کسوتان و شاغلان انتظار میرود تا با همبستگی و همدلی هر چه بیشتر در هر چه باشکوه تر برگزارشدن این تجمع همراهی و همکاری لازم را داشته باشند.
لازم به ذکر است که این تجمع در راستای پیگیری مطالبات صنفی و آموزشی و در اعتراض به عدم توجه مسئولان به مطالبات بر حق فرهنگیان، به صورت گسترده و سراسری در تمامی استانها و شهرستانهای کشور برگزار خواهد گردید.
بدیهی است حضور تک تک شما فرهیختگان، تاثیر مثبت و مستقیم در تحقق مطالبات برحق فرهنگیان خواهد داشت.

زمان:
پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
ساعت ۱۰ تا ۱۲

مکان:
_ مراکز استانها:
         اداره کل آموزش و پرورش استان.
_ مراکز شهرستانها: 
       ادارات آموزش و پرورش شهرستان.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
بیست و نهم فروردین ماه یکهزار و سیصد و نود و هشت




بازداشت ده ها تن از فعالان کارگری و دانشجویی در تهران

• ماموران امنیتی و لباس شخصی ها، با حمله به تجمع بزرگداشت اول ماه مه در تهران، ده ها نفر از کارگران و دانشجویان و از جمله تعدادی از فعالین سرشناس کارگری را بازداشت کردند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۱ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۱ می ۲۰۱۹

 

سندیکای کارگران شرکت واحد از بازداشت ده ها تن از اعضای این سندیکا و دانشجویان و شرکت کنندگان در مراسم روز جهانی کارگر در برابر مجلس خبر داد. 

بنابر این گزارش، رضا شهابی، حسن سعیدی، وحید فریدونی، ناصر محرم زاده، رسول طالب مقدم، محمدعلی اصلاغی و اسدالله سلیمانی از اعضای سندیکا درمیان بازداشت شدگان هستند. 
این گزارش می افزاید: امروز از شروع برگزاری مراسم اول ماه مه حضور نیروهای پلیس و لباس شخصی چشمگیر بود. هنوز نیم ساعت از تجمع اعتراضی کارگران و دانشجویان و بازنشستگان نگذشته بود که پلیس و لباس شخصی ها با خشونت زیاد با تظاهرکنندگان برخورد کردند و ضمن ضرب شتم تاکنون بیست تن را بازداشت کرده اند. 
سندیکای کارگران شرکت واحد ضمن محکوم کردن برخوردهای خشن نیروهای انتظامی و امنیتی، خواستار آزادی تمامی بازداشت شدگان شده است. 

 

کمیته ی هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری نیز گزارش داده است: به دنبال فراخوان سندیکای کارگران شرکت واحد، گروه اتحاد بازنشستگان، کمیته هماهنگی و دانشجویان برای برگزاری مراسم روز کارگر در مقابل مجلس، کارگران و بازنشستگان در گروه های مختلف در مقابل مجلس حضور یافتند. تجمع با شعار کارگر معلم دانشجو اتحاد اتحاد شروع شد. 
بعد از حدود یک ربع از شعار دادن جمعیت، نیروی انتطامی و لباس شخصی ها به کارگران شرکت واحد حمله کرده و سعی در دستگیری انان داشتند که با مقاومت جمعیت روبرو شدند. 
جمعیت با شعار “ولش کن ولش کن” مانع دستگیری شدند. در مرحله بعدی دوباره مامورین لباس شخصی و نیروی انتظامی با حمله به دختران و پسران دانشجو سعی در برهم زدن تجمع داشتند. 
جمعیت با شعار اعتصاب، تجمع تشکل حق مسلم ماست، مقاومت نموده که دوباره ماموران هجوم اورده و به ضرب و شتم کارگران و دانشجویان و بازنشستگان پرداختند. تاکنون حدود ۲۰ نفر از کارگران شرکت واحد، بازنشستگان و دانشجوبان دستگیر شده اند. 

مطابق آخرین خبرها، افراد بازداشتی به مقر دادستانی در میدان ارک منتقل شده اند. اسامی تکمیلی بازداشت شدگان به شرح زیر اعلام شده است: 
رضا شهابی، حسن سعیدی، وحید فریدونی، ناصر محرم زاده، محمدعلی اصلاغی، سیدرسول طالب مقدم، اسدلله سلیمانی، فرحناز شیری که از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد میباشند، کیوان صمیمی از اعضای کانون نویسندگان و کامیار فکور، مرداس طاهری، سلیمانی نژاد، عباس شمس، هادی سلیمانی، مهدی عظیمی، ماهان صالحی، قاسم خالویی، داود رفیعی، اسدلله سلیمانی.




روز جهانی کارگر کرامی باد اسماعیل بخشی را فراموش نکنیم!

• سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در آستانه ی روز جهانی کارگر خواهان تشدید حمایت ها از اسماعیل بخشی شد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۱۰ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ٣۰ آوريل ۲۰۱۹

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در اطلاعیه ای که در آستانه ی روز جهانی کارگر منتشر کرده، خواهان ادامه ی حمایت ها از اسماعیل بخشی کارگر زندانی عضو این سندیکا شده است.

در این بیانیه آمده است: اسماعیل بخشی نماینده ما کارگران هفت تپه به طور غیرقانونی در زندان است، چرا؟ جرم او چیست؟
او برای زندگی خودش و ما کارگران هفت تپه تلاش کرده است. او برای جلوگیری از به عقب افتادن مطالبات همه ما تلاش کرده است. او برای جلوگیری از به تاراج رفتن اموال شرکت هفت تپه و از بین رفتن زندگی کارگران تحت عنوان خصوصی سازی در زندان است. به خاطر اینکه نماینده کارگران بود در مقابل کارفرما سر تعظیم فرود نیاورد، وقتی کارفرما به طور غیرقانونی مجمع نمایندگان را منحل کرد حاضر به تسلیم نشد، زیرا نماینده ما بود و خود را در مقابل کارگران مسئول می دانست نه درخدمت کارفرما.
او حاضر شد زندان برود اما در شورای فرمایشی اسلامی که نماینده کارفرما و دولت است عضو نشود. او حاضر شد دوری از خانواده اش را تحمل کند اما به منافع کارگران هفت تپه خیانت نکند. او به خاطر دفاع از زندگی خود و کارگران هفت تپه، زندان و شکنجه را پذیرفت. انواع و اقسام اتهامات نکرده از جمله ارتباط با خارج و گروه های مختلف را به اسماعیل از جانب حامیان کارفرما زدند. اما به منافع کارگران هفت تپه پشت نکرد و کلمه ای علیه همکارانش نگفت.

در ادامه ی این اطلاعیه آمده است: در روز کارگر, یازده اردیبهشت, از اسماعیل بخشی به هر شکلی که می توانیم اعلام حمایت کنیم.
با یک دقیقه دست از کار کشیدن، یا به صدا در آوردن سوت کارخانه، و هر نوع رفتاری که نشان دهنده قدرت اعتراض ما کارگران به زندانی شدن نماینده مان اعتراض کنیم.
در این روزها به دیدن خانواده اسماعیل بخشی برویم تا خانواده اش بدانند که کارگران هفت تپه علیرغم همه فشارها و تهدیدها نماینده واقعی خود را تنها نمی گذارند. 




اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران به مناسبت ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر

اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران به مناسبت ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر: با هم در راه پایان دادن به ظلم، استبداد و بی‌عدالتی، تحقق حقوق کارگران و زحمتکشان، و استقرار حکومتی ملی و مردمی!

  منتشر شده در – ارديبهشت 10, 1398

 به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۷۶، ۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸

کارگران و زحمتکشان مبارز!

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران فرارسیدن اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) روز جهانی کارگر را به شما شادباش می‌گوید. روز اول ماه مه روز یادآوری راهِ دراز پیکار طبقه کارگر در بیش از یک سدۀ گذشته و گرامیداشت خاطرۀ همه قهرمانان گمنام و بانامی است که در این مبارزۀ سرنوشت‌ساز زندگی و جان خود را فدا کردند. روز اول ماه مه یادآور این واقعیت مهم است که نظام سرمایه‌داری جهانی، که عامل اساسی بی‌عدالتی و پایمال شدن حقوق کارگران و زحمتکشان جهان است، همچنان پابرجاست و به‌رغم همهٔ پیروزی‌های چشمگیر مبارزات کارگری در گوشه و کنار جهان، طبقهٔ کارگران و زحمتکشان هنوز در زنجیرهای اسارت سرمایهٔ جهانی است.

اعلامیه اول ماه مه به صورت پی.دی.اف (PDF)

بشنوید

برگزیدن روز اول ماه به عنوان روز جهانی کارگر به مناسبت بزرگداشت خاطرۀ مبارزۀ قهرمانانهٔ کارگران شیکاگو است که روز چهارم ماه مه ۱۸۸۶،‌ در چهارمین روز اعتصابشان، پلیس به روی آنان آتش گشود. سه سال پس از آن نبرد قهرمانانهٔ کارگران شیکاگو، شرکت‌کنندگان در کنگرهٔ انترناسیونال دوّم، روز اول ماه مه را ‌به پاس خاطرهٔ ماندگار کارگران جان‌باخته در نبرد شیکاگو، روز جهانی کارگر اعلام کردند.

کارگران جهان امسال در شرایطی به استقبال روز جهانی کارگر می‌روند که تهاجم همه‌جانبۀ سرمایهٔ انحصاری برضد منافع کارگران و زحمتکشان در ابعادی گسترده ادامه دارد. رشد نیروهای دست‌راستی تندرو-فاشیستی در قاره‌های اروپا و آمریکا و کشورهای در حال توسعه که هدفشان بازنویسی تاریخ و بازپس‌گیری و نابودی حقوق به دست آمدۀ جنبش کارگری در صد سال گذشته است، نگرانی‌های زیادی را برای همه نیروهای مترقی و انسان‌دوست برانگیخته است. پیروی از سیاست‌های نوفاشیستی دولت ترامپ در آمریکا زیر شعار “آمریکا اول” که معنایش بازتعریف روابط جهانی، زیر پا گذاشتن روابط بین‌المللی از جمله موازین و قوانین بین‌المللی و منشور سازمان ملل متحد، و اِعمال سیاست‌های خشن و تهاجمی در راه پیشبرد هدف‌های امپریالیسم آمریکا و متحدانشان از جمله در خاورمیانه و آمریکای لاتین و آسیا است، در مجموع شرایط بسیار نگران کننده‌ای را در جهان پدید آورده است. نماد دیگر این تهاجم سرمایه‌داری انحصاری تشدید سیاست‌های ویرانگر و فاجعه‌بار نولیبرالی، و یورش حکومت‌های سرمایه‌داری به دستاوردهای طبقه کارگر است. بیکاری، فقر و محرومیت فزاینده، نابودی بیش از پیش محیط زیست، و تقسیم شدن بیش از پیش جهان به گروه بسیار اندکی از دارندگان ثروت‌های کلان و اکثریت عظیمی از محرومان، از جمله ویژگی‌های سرمایه‌داری “با چهرهٔ انسانی” در آغاز دههٔ سوّم قرن بیست و یکم است.

بر اساس گزارش “سازمان جهانی کار” (آی.اِل.او) که با عنوان “بازار کار جهانی و چشم‌انداز اجتماعی” در سال ۱۳۹۷ (۲۰۱۸) در ژنو منتشر شد، میزان بیکاری در جهان بالغ بر ۱۹۳میلیون نفر است. این گزارش برای نخستین بار آماری دربارۀ “پراکنده‌کاری” یا کارهای ناپایدار ارائه داد که بر اساس آن ۱٫۴میلیارد نفر از جمعیت جهان در این طبقه‌بندی قرار دارند. بر اساس همین گزارش، بخش عمده‌ای از کارگران کشورهای در حال توسعه‌ مثل ایران، یعنی در مجموع نزدیک به ۱٫۱میلیارد کارگر و زحمتکش، در این گروه قرار می‌گیرند. طبق آماری که گروه “آکسفَم” به “همایش جهانی اقتصادی” در “داووس” سوئیس ارائه داد، ثروت و دارایی فقط ۲۶ نفر از ثروتمندترین میلیاردهای جهان برابر با دارایی ۳٫۶میلیارد نفر از فقیرترین مردم جهان است.

این وضعیت اسفناک، غیر انسانی، ‌و غیرقابل دوام نتیجۀ سیاست‌های نولیبرالی سرمایه‌داری جهانی است که از آن جمله‌اند خصوصی‌سازی گسترده، به‌اصطلاح “تعدیل” نیروهای کار، اِعمال ریاضت اقتصادی بر زحمتکشان، و تزریق هزاران میلیارد دلار از دارایی‌های ملی کشورها به نظام بانکی و انحصارهای بزرگ تولیدی-مالی-تجاری. در مقابل این تهاجم گسترده، طبقهٔ کارگر و محرومان جامعه بیش از پیش به این گفتهٔ تاریخی کارل مارکس نزدیک و آگاه می‌شوند که کارگران و محرومان جهان جز زنجیرهایشان چیزی برای از دست دادن ندارند. از این روست که ما در چند سال اخیر شاهد گسترش مبارزهٔ طبقهٔ کارگر برای حفظ دستاوردهای تاریخی‌اش هستیم. اعتراض بیش از ۲۲ هفته‌یی “جلیقه زردها” در فرانسه بر ضد سیاست‌های نولیبرالی دولت ماکرون، مبارزهٔ طبقهٔ کارگر و زحمتکشان از جمله در آلمان، اسپانیا، ایتالیا، پرتغال، یونان، برزیل، آرژانتین، شیلی، هند، و در ماه‌های اخیر در خاورمیانه، به‌ویژه در سودان که به سرنگونی حکومت فاسد و دیکتاتوری ضد کارگری عمر البشیر منجر شد، همگی حاکی از تلاش پیگیر طبقهٔ کارگر و زحمتکشان دنیا برای کسب حقوق خود و حفظ دستاوردهایی است که در راه کسب آنها فداکاری‌هایی عظیم صورت گرفته است.

کارگران و زحمتکشان مبارز!

سال ۱۳۹۷ سال پُرحادثه و مهمی در مبارزات طبقهٔ کارگر و مردم ایران بر ضد حکومت سرمایه‌داری و ارتجاعی حاکم بر میهن ما بوده است. سال ۹۷ مصادف بود با چهلمین سالگرد انقلاب بهمن ۵۷ ‌که پیروزی آن مدیون مبارزۀ میلیون‌ها تن از مردم محروم و جان به لب رسیده از فساد و ظلم دستگاه سلطنت پهلوی، و پیکار تعیین‌کنندهٔ طبقهٔ کارگر ایران در فلج کردن صنایع نفت کشور بود. چهل سال پس از پیروزی انقلاب بهمن، و به‌رغم همه قول‌های دروغین خمینی و همراهان او در زمینهٔ تحقق حقوق کارگران و زحمتکشان، ما امروز با جامعه‌ای فقیر و محروم روبروییم که در آن ده‌ها میلیون نفر، از جمله بخش چشمگیری از طبقهٔ کارگر و دهقانان و دیگر زحمتکشان کشور، در زیر خط فقر زندگی می‌کنند. چهل سال پس از پیروزی انقلاب بهمن، به‌جای فرارسیدن بهار آزادی و تحقق عدالت، ایران اسیر حکومتی است به‌غایت ارتجاعی و استبدادی، و در کشور ما نه‌فقط آزادی و عدالت تحقق نیافته است، بلکه کشور به ورطۀ بی‌عدالتی، ناهنجاری‌های اجتماعی، و ظلم و سرکوب بی‌سابقه افتاده است و ایران به زندانی بزرگ برای اکثریت شهروندان تبدیل شده است. برخلاف همهٔ دروغ‌های سران رژیم، ازجمله ولی فقیه علی خامنه‌ای، دربارۀ دستاوردهای حکومت اسلامی در چهار دههٔ گذشته، امروزه جمهوری اسلامی ایران نمونهٔ روشن ورشکستگی نظری “اسلام سیاسی” و بی‌اعتباری اخلاقی جماعتی است که مدعی برپایی “نظام نمونه” جهان بودند و هستند.

سیاست‌های فاجعه‌بار و ضدملی و ماجراجویانهٔ حاکمیت ولایی در دههٔ گذشته، نه‌فقط ایران را در عرصهٔ جهانی و منطقه‌یی با دشواری‌هایی جدّی روبرو کرده است بلکه در عرصه داخلی نیز کشور را در رکود اقتصادی بی‌سابقه و بحران سیاسی و اجتماعی عمیقی فرو برده است. در پیش گرفتن سیاست‌های نولیبرالی مثل خصوصی‌سازی و در واقع حراج کردن واحدهای تولیدی کشور و واگذاری آنها به کلان‌سرمایه‌داری و مافیای اقتصادی سپاه پاسداران، تعدیل نیروی انسانی کار، رواج دادن بی‌سابقهٔ قراردادهای سفیدامضا، جلوگیری از ایجاد سندیکاها و دیگر تشکل‌های مستقل کارگری، و تبدیل کردن بیش از پیش اقتصاد کشور به اقتصادی بیمار و تک‌محصولی و به‌شدّت نیازمند به کالاهای وارداتی، ایران را در بحرانی بی‌سابقه فرو برده است. حتی بر اساس آمار سؤال‌برانگیز خودِ نهادهای حکومتی، امروزه میلیون‌ها ایرانی در صف بیکاران قرار دارند. این آمار در مورد جوانان کشور بسیار نگران‌کننده‌تر است. نتايج “طرح آمارگيری نيروی كار” که در پاييز ١٣٩٧ منتشر شد، نرخ بيكاری را ۱۱٫۷درصد از جمعيت فعال کشور نشان می‌دهد. بر این اساس، جمعيت بيكاران كشور به ٣ميليون و ۱۷۴هزار نفر رسيده است. بر اساس همین نتایج، آمار بيكاری جوانان ۱۵ تا ٢٩ ساله حاكی از آن است که ۲۴٫۵درصد از فعالان اين گروه سنّی در پاييز ١٣٩٧ بيكار بوده‌اند. بر این آمار باید رشد بی‌سابقهٔ ناهنجاری‌های اجتماعی مثل کار کودکان و وجود نزدیک به ۳میلیون نفر معتاد را نیز افزود تا روشن شود که حاکمان کنونی بر سر میهن ما چه آورده‌اند.

کارگران و زحمتکشان مبارز!

شما زنان و مردان زحمتکش ایران بیش از هر بخش دیگری از جامعه این فشارهای طاقت‌فرسا را بر دوش خود احساس می‌کنید. نبود نظام سراسری و عادلانهٔ تأمین اجتماعی که در صورت نیاز بتوان به آن مراجعه کرد، کاهش جدّی و واقعیِ دستمزد کارگران در سال‌های اخیر، تبعیض و نابرابری حقوق زنان و مردان مزدبگیر و اِعمال انواع تضییقات بر ضد زنان کارگر، ‌حذف بخش‌هایی از قانون کار که حافظ حقوق کارگران بود و نبود قانون کاری امروزی و فراگیر و دموکراتیک که از حقوق شما دفاع کند، نبود کمترین ضابطه و قانونی برای ملزم کردن کارفرمایان به رعایت اصول ایمنی در کارگاه‌ها و مراکز تولیدی، و به کار گرفتن کودکان با دستمزدهای بسیار ناچیز، فقط فهرست مختصری از دردنامهٔ کارگران و زحمتکشان در حاکمیت رژیم “ولایت فقیه” است. همچنین، شما کارگران و زحمتکشان به‌تجربه دریافته‌اید که قول و قرار‌های سران رژیم و دولت “تدبیر و امید” حسن روحانی پشیزی ارزش ندارد. از این رو، سال ۹۷ سال گسترش بی‌سابقه و فراگیر اعتراض‌های کارگری در سراسر کشور بود.

اعتصاب‌ها و اعتراض‌های گسترده و طولانی کارگران فولاد اهواز و مجتمع نیشکر هفت‌تپه علیه خصوصی‌سازی و دریافت نکردن ماه‌ها دستمزد، ضمن ارتقای آگاهی طبقاتی کارگران در دیگر بخش‌ها و واحدهای تولیدی و روشن‌تر کردن پیامدهای ویرانگر خصوصی‌سازی، ابعاد سیاسی-صنفی فزاینده‌ای به مبارزات کارگری سال گذشته بر ضد برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی رژیم ولایت فقیه داد. اعتصاب سی و هشت روزهٔ کارگران فولاد اهواز که سرانجام با برخی عقب‌نشینی‌های حاکمیت و در عین حال سرکوب خشن فعالان کارگری این واحد تولیدی به پایان رسید، نشانگر اوج‌گیری بحران کارگری در رژیم ولایی و در عین حال ارتقای کیفی حرکت‌های اعتراضی کارگران بر ضد رژیم ولایت فقیه بود.

همچنین، شاهد حرکت‌های کارگری در واحد‌های تولیدی خصوصی‌سازی شدهٔ دیگری مانند گروه ملی فولاد ایران، کارخانه سدید، ماشین‌سازی تبریز، هپکو، رینگ‌سازی مشهد، شرکت ریخته‌گری ایران، شرکت قطعه‌سازی آرمکو، کارخانه روغن نباتی جهان، و ده‌ها واحد دیگر بودیم که کارگران به اخراج و پرداخت نشدن ماه‌ها دستمزد و حق بیمه‌شان توسط کارفرمایان اعتراض کردند. مجتمع بزرگ ماشین‌سازی تبریز در ۲۶ اردیبهشت سال ۹۷ به بخش خصوصی واگذار شد. بعد از گذشت فقط ۶ ماه از زمان واگذاری این واحد عظیم تولیدی به بخش خصوصی، روز ۲۵ آذر خبرگزاری ایلنا از رسانه‌یی شدن “برخی تخلفات سهام‌دار اصلی” کارخانه در “مراجع قضایی” گزارش داد. روز ۱۰ آذر، رضا شیران خراسانی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، به ایلنا گفت: “اکثر واحدهایی که کارگران معترض در آنها فعالیت دارند به بخش خصوصی واگذار شده‌اند… و بعد از خصوصی‌سازی مالکان کارخانه‌ها ماشین‌ها و ابزارآلات مفید کارخانجات را به فروش رسانده‌اند.”

نشست کمیتهٔ مرکزی حزب تودۀ ایران در بهمن ۹۶، ضمن توجه به اعتراض‌های اوج‌یابندۀ کارگری بر این نکته تأکید کرد که مشکل اساسی در اعتراض‌ها و اعتصاب‌های کارگری- همچنان که در حرکت‌های مشابه در سال‌های اخیر مشهود بود- پراکندگی، ضعف سازمان‌دهی، و نداشتن هماهنگی لازم به دلیل سرکوب و پیگرد فعالان کارگری توسط نیروهای امنیتیِ حکومت ولایی است. نبود تشکل‌های مستقل کارگری و زیر پا گذاشتن مقاوله‌نامه‌های پایه‌یی سازمان جهانی کار از سوی کارفرمایان و خودِ دولت- ازجمله زیر پا گذاشتن مقاوله‌نامه‌های ۸۷ و ۹۸ که اجرای آنها برای همهٔ کشورهای عضو سازمان جهانی کار الزامی است- معضل‌هایی جدّی بوده‌اند که فعالان جنبش کارگری برای مقابله با آنها تلاش کرده‌اند. در این زمینه باید همهٔ توان و امکانات ممکن را برای تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری به‌کار گرفت.

وظیفهٔ کنونی همهٔ نیروهای مردمی و آزادی‌خواه دفاع از مبارزات مردم و خواست‌های ملموس و بی‌درنگ نیروهای اجتماعی زحمتکش در عرصه‌های گوناگون است. برای نمونه، لغو قراردادهای موقت، توقف خصوصی‌سازی، ایجاد و احیا و گسترش سندیکاهای مستقل کارگری، تنظیم عادلانهٔ دستمزدها متناسب با رشد تورّم، و ضرورت اتخاذ تدابیر ایمنی‌ و بهداشت‌ كار برای پیشگیری‌ از حوادث و سوانح کاری، از جمله خواست‌های بی‌درنگ و کنونی کارگران و زحمتکشان میهن ماست. با انسجام بخشیدن به جنبش کارگری-سندیکایی و برخوردار شدن زحمتکشان از حق برپایی سندیکاهای مستقل خویش، نقش جنبش کارگری در صحنهٔ سیاسی کشور و میزان تأثیرگذاری آن بر تحولات جاری و مبارزه در راه تأمین آزادی‌های دموکراتیک، برقراری عدالت اجتماعی، و حفظ استقلال ملی افزایش خواهد یافت. سازمان‌دهی جنبش کارگری و سندیکایی کشور و تقویت آن به‌معنای تقویت جنبش سراسری ضد دیکتاتوری ولایی است.

کارگران و زحمتکشان مبارز ایران!

سال ۱۳۹۸ با فاجعهٔ سیلاب‌‌های دهشتناکی آغاز شد که به مرگ ده ها تن از هم‌وطنان و ویرانی بسیاری از روستاها و شهرستان‌ها و وارد آمدن ده‌ها میلیارد تومان خسارت اقتصادی از جمله به محصولات کشاورزی و دامی کشور منجر شد. فاجعهٔ سیل در چند استان کشور بار دیگر پرده از ماهیت ضدمردمی رژیم حاکم و بی‌اعتنایی آن به سرنوشت دردناک مردم آسیب‌دیده برداشت. سیاست‌های ویرانگر و فاجعه‌بار زیست‌محیطی،‌از جمله تخریب جنگل‌ها،‌جاده سازی‌های ریلی و زمینی بدون انجام بررسی کارشناسانه و داشتن برنامهٔ صحیح علمی-فنّی،‌ از بین بردن حصارهای طبیعی دور شهرها، ‌سدّسازی‌های زیر استاندارهای جهانی، و جز اینها، در مجموع بسیاری از شهرها و‌ شهرستان‌ها و روستاهای کشور را در مقابل خطر سیل بسیار آسیب‌پذیر کرده است. نبود مدیریت بحران و برنامه‌ریزی صحیح مرکزی و منطقه‌یی برای کمک به سیل‌زدگان،‌ از جمله نشانه‌های روشن بی‌کفایتی حکومت فاسد و ضدمردمی ولایی و کارگزاران آن است. حسن روحانی، رئیس‌جمهور بی‌کفایت و کارگزار رژیم ولایی، بعد از گذشت ۱۹ روز از جاری شدن سیلاب در ایران برای بازدید از مناطق سیل‌زده به لرستان سفر کرد و درخرم آباد گفت که سیل اگرچه برای استان‌ها “زحمت” بوده، ولی برای کشور “نعمت” بوده است.

جالب است که در مقابل خشم فزایندۀ هم‌میهنان در مناطق سیل‌زده، از جمله در خوزستان، حکومت اسلامی مرزهای ایران را باز کرد تا مزدوران مسلّحی از قبیل نیروهای “حشدالشعبی” عراق را زیر لوای کمک‌رسانی به مناطق سیل‌زده وارد ایران کند. ورود این مزدورانِ تعلیم‌دیده زیر نظر لشکر قدس سپاه پاسداران که همگی کارنامهٔ سیاهی از سرکوب خشن مردم دارند، بازی خطرناک جمهوری اسلامی است که می‌تواند با بالا گرفتن تنش در منطقهٔ خاورمیانه پیامدهای بسیار ناگواری برای میهن ما به همراه داشته باشد.

کارگران و زحمتکشان ایران!

بحران عمیق اقتصادی، اجتماعی، سیاسی‌ای که سرتاسر جامعهٔ ما را فراگرفته است بی‌شک رو به تعمیق است. تنش‌های بین‌المللی، از جمله تشدید تحریم‌های ضدانسانی اقتصادی، نفتی، و بانکی دولت ترامپ، خطر درگیری‌های نظامی مستقیم یا نیابتی با متحدان دولت ترامپ، از جمله با نیروهای نظامی دولت نژادپرست اسرائیل و حکومت ضدمردمی بن‌سلمان در عربستان سعودی و برخی از نیروهای ایرانی در این جبهۀ ضد منافع ملی ایران، کشور ما را در مجموع در وضعیت بسیار خطرناکی قرار داده است. راه نجات کشور از زنجیرهای استبداد و ستم سرمایه‌داران فقط از طریق مبارزهٔ متحد و سازمان‌یافتهٔ همهٔ نیروهای میهن‌دوست و آزادی‌خواه کشور و گردان‌های اجتماعی امکان‌پذیر است. هدف اصلی دولت ترامپ و نمایندگان انحصارهای نفتی و اسلحه‌سازی که مهار دولت او را در دست دارند، در کنار بن‌سلمان جنایتکار و نتانیاهوی نژادپرست، مقهور و رام کردن رژیم ولایی یا جایگزین کردن آن با حکومت وابسته و ضدمردمی دیگری از نوع حکومت خشن و سرکوبگری مثل خلیفه‌گری حاکم بر عربستان سعودی است. بدیهی است که هیچ نیروی ملّی و انسان‌دوستی نمی‌تواند مدافع دخالت خارجی در امور میهن ما برای تعیین سرنوشت و آیندهٔ کشور ما باشد. فقط خودِ مردم ایران حق دارند که در مورد سرنوشت کشور خود تصمیم بگیرند و اقدام کنند.

حزب تودهٔ ایران در طول نزدیک به هشت دهه حیات سیاسی‌اش همواره در کنار شما زنان و مردان زحمتکش، شما سازندگان واقعی زندگی و تاریخ، بوده است و همچنان خواهد بود. توده‌ای‌ها همواره در کنار طبقهٔ کارگر ایران و دیگر زحمتکشان میهن با هدف دستیابی به حقوق پایمال شدهٔ آنها رزمیده‌اند و به این رزم افتخار می‌کنند.

آیندهٔ میهن ما و رهایی از زنجیرهای استبداد و بی‌عدالتی فقط از راه مبارزۀ مشترک ما و به‌ویژه پیکار سازمان‌یافتهٔ طبقهٔ کارگر و متحدان آن امکان‌پذیر است. «چارهٔ رنجبران وحدت و تشکیلات است.» بیایید تا دست در دست هم با همهٔ توان و امکانات در راه پایان دادن به ظلم و استبداد و بی‌عدالتی، و تحقق حقوق کارگران و زحمتکشان و استقرار حکومتی ملی و مردمی بکوشیم.

فرخنده باد ۱۱ اردیبهشت، اول ماه مه، روز جهانی کارگر، روز همبستگی رزم‌جویانهٔ کارگران و زحمتکشان سراسر جهان!

پیش به سوی سازمان‌دهی مبارزهٔ منسجم و سراسری کارگران و زحمتکشان بر ضد ظلم، بی‌عدالتی، محرومیت، و سرکوب حقوق صنفی کارگران، و برای تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری و طرد رژیم ولایت فقیه!

برای آزادی فوری و بدون قیدوشرط همهٔ فعالان کارگری و صنفی از زندان‌ها بکوشیم!

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

۷ اردیبهشت ۱۳۹۸

 به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۷۶، ۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸




پیام اسماعیل عبدی به مناسبت روز جهانی کارگر و روز معلم

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۱۰ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ٣۰ آوريل ۲۰۱۹

به نام خداوند جان و خرد 

      در حالی به روز ملی معلم و روز جهانی کارگر(اول ماه مه) نزدیک می‌شویم که حادثه‌ی غمبار سیل، کام مردم را تلخ نموده است. بحرانی که برخی مسئولان به کمک آن و در غیاب رسانه‌های مستقل، بر ناکارآمدی خود، ضعف شدید سیستم مدیریتی و حقوق بنیادین پایمال شده‌ی مردم سرپوش می‌گذارند. 

      تاکتیک نخ‌نمای غرب‌ستیزی ریاکارانه برخی مسئولین، در حالی که فرزندانشان در آن‌جا مشغول تحصیل و تجارتند؛ برپایی دادگاه‌های نمایشی برای مفسدین اقتصادی و معرفی آنان به عنوان سرچشمه‌ی همه‌ی مشکلات کشور، وحدت‌بخش نیست. 

      این روزها، بهانه ای شد تا طپش قلبم را از پس دیوارهای اوین، برای آن چه که با تمام سلول‌های تنم بدان معتقدم و برایش رنج زندان را تحمل می‌کنم، به گوش همکاران صبورم و شاید برنامه‌ریزانی که در این وانَفسای پریشانی، صمٌ بُکم نشسته‌اند، برسانم. 

فرهنگیان ارجمند 

      همان‌گونه که خود واقفید، آموزش و پرورش ایران، به شدت آسیب دیده است. سوءمدیریت‌ها، طرح‌های بدون پشتوانه‌ی علمی، دخالت نهادهای بی‌ربط در امر آموزش، تغییرات متعدد سیستم آموزشی به صورت آزمایشی، ناهمخوانی محتوای درسی با نیازهای دانش‌آموزان، عدم اختصاص بودجه‌ی کافی، نادیده گرفتن شأن و جایگاه معلم، تأکید بر خصوصی‌سازی آموزش و زیرپا نهادن اصل ٣۰ قانون اساسی، بی‌توجهی به کیفیت آموزش و ساختمان مدارس مناطق محروم و مرزی، عدم توجه به آموزش زبان مادری به عنوان یک کتاب درسی در مناطق دوزبانه، بلاتکلیفی معلمان پیمانی، قراردادی و آزاد، تبعیض در پرداخت حقوق و مزایای کارکنان دولت، چپاول و اختلاس در صندوق ذخیره فرهنگیان و ده‌ها معضل دیگر، در کنار عدم شفافیت، ساختار این نهاد زیربنایی و راهبردی را ضعیف و شکننده کرده است. 

      همه‌ی این مشکلات از یک‌سو و محدود نمودن کنشگرانی که دغدغه‌ی آموزش داشته و دارند، مخالفت با فعالیت تشکل‌های صنفی و NGOها و برخورد قهرآمیز با آنان، از سویی دیگر، نه تنها موجب افت تحصیلی گسترده در کشور بلکه بی‌انگیزگی معلمان شده است. بی‌شک همگان می‌دانند، رفتار معلم بی‌انگیزه و نا امید که بیشتر از مطالعه و تدریس، نگران معیشت خانواده است، به طور مستقیم به دانش‌آموزانی منتقل می‌شود که آینده‌ی کشور را می‌سازند. معلمی که در جامعه و در برابر مسئولین، نتواند به راحتی مشکلات شغلی خود را بیان کرده و برای اصلاح آن تلاش کند، بی‌تردید کلاس درس را بهترین مکان برای دردودل و آگاهی‌بخشی می‌داند؛ کلاس‌هایی که بیش از ۱۴ میلیون دانش‌آموز را در خود جای داده‌اند. 

      اینجانب به مسئولین و برنامه‌ریزان کلان کشور، هشدار می‌دهم که ادامه روند کنونی فشار، زندان و تهدید فعالان صنفی معلمان و ادامه سیاست های پولی سازی و خصوصی سازی آموزش، عدم اختصاص بودجه مکفی برای آموزش و پرورش برای نزدیک شدن به استانداردهای آموزشی جهانی و آموزش نیروی انسانی سالم و کارآمد؛ موضوعی که دغدغه‌ی نهادهای متعدد بین‌المللی چون سازمان جهانی آموزش(Ei)، سازمان بین‌المللی کار(iLo)، سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی ملل متحد(UNESCO) و اتحادیه‌های متعدد معلمان در سراسر دنیا چون انگلیس، فرانسه، فنلاند، ترکیه و… می‌باشد، برون‌ رفت از وضعیت اسفبار کنونی آموزش و پرورش را غیر ممکن می سازد. این مهم، تنها با تغییر دیدگاه نسبت به آموزش و پرورش و اصلاح اصولی زیرساخت‌های آموزشی به نتیجه خواهد رسید. 

اسماعیل عبدی، زندان اوین، اردیبهشت ۹٨




اعلام پشتیبانی از بیانیه مشترک سندیکاها و تشکلات کارگری به مناسبت اول ماه مه

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۹ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۲۹ آوريل ۲۰۱۹

اعلام پشتیبانی از بیانیه مشترک سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه – سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه – گروه اتحاد بازنشستگان و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری- به مناسبت اول ماه مه ( ۱۱ اردیبهشت ) روز جهانی کارگر. 

تجلی اتحاد عمل کارگران سراسر جهان در روز کارگر، فراگیر شدن جنبش اعتراضی کارگران شیکاگو در صد و سی و سه سال پیش است که نظام سرمایه داری با همه ی تمهیداتش نمی تواند در مقابل نیروی متحد طبقه ی کارگر عمری ابدی داشته باشد. طبقه ی کارگر اکثریت عظیمی است که اراده ی آن می تواند همه ی چرخ های اقتصاد نظام سرمایه داری را از حرکت باز دارد و نظم نوینی را بر پایه ی نفی استثمار، محو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و اعمال حاکمیت شورا های کارگران و زحمتکشان بنا نهد. با درس آموزی از پیام تاریخی اول ما مه که بر ضرورت اتحاد و همبستگی کارگران همه ی کشورها و مبارزه ی مشترک و مستقل آنان برای دستیابی به حقوق اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تأکید داشته است، ما امضا کنندگان زیرپشتیبانی کامل خود را از بیانیه ۷ اردیبهشت تشکل های نامبرده اعلام می کنیم. 

دراین بیانیه علاوه بر نشان دادن روحیه رزمندگی طبقه ی کارگر به درستی بر خواست ها ی طبقه ی کارگر و اقشار زحمتکش جامعه از جمله معلمان، بازنشستگان، زنان، پرستاران، دانشجویان و …تأکید شده است. 

واقعیتی که هیچ کارگر مزدی نباید فراموش کند این است که کارگران تنها با اتکا بر نیروی اتحاد،همفکری و همکاری خود، تنها با مبارزه ی مشترک و مستقل بر اساس اصول و منافع حقیقی خود، تنها با تلاش برای تحقق خواست های مبرم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی اعلام شده و مخالفت صریح با عظمت طلبی و شووینیسم جمهوری اسلامی در منطقه و در همان حال اهداف میان مدت و دراز مدت خود می توانند یک زندگی شایسته ی انسانی برای خود و نسل های آینده پی ریزی کنند. نه کارفرمایان، نه دولت حامی آنها، نه کسانی که برگزیده و منصوب آنها در نهاد های کارگری حکومتی هستند دغدغه ی رفاه، حقوق و آزادی کارگران را ندارند. 

کارگران برای آنکه بتوانند به شکل موثری به همکاری و همفکری و مبارزه ی مشترک بپردازند باید بتوانند افکار و نظرات خود را بیان کنند، باید بتوانند گرد هم جمع شوند، باید بتوانند تشکل اقتصادی و سیاسی ایجاد کنند و غیره. به عبارت دیگر کارگران به آزادی عقیده و بیان، آزادی گردهمایی، آزادی تشکل و تحزب، آزادی اعتصاب و غیره نیاز دارند. 

در قرن بیست و یکم که درآن زندگی می کنیم اینها جزء امور بدیهی هستند. واقیعیت این است که نیاز کارگران به آزادی همتراز نیاز آنان به هوا،آب، نان، مسکن و غیره است. پس مبارزه ی اقتصادی – اجتماعی کارگران نمی تواند ازمبارزه ی سیاسی این طبقه جدا باشد. استقلال طبقاتی طبقه ی کارگر مستلزم عمل سیاسی مستقل این طبقه هم هست . این یکی از آموزش های بزرگ اول ماه مه است. 

زنده باد اول ماه مه روز اتحاد و همبستگی کارگران همه ی کشورها. 
پیروز باد مبارزه ی مشترک کارگران برای حقوق اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی طبقه ی کارگر و زحمتکشان. 

کارگران پروژه های پارس جنوبی 
کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام 
فعالان کارگری جنوب 
فعالان کارگری شوش و اندیمشک 
جمعی از کارگران محور تهران – کرج 

اردیبهشت ۹٨ 




آیا باید از چین ترسید ؟

لوموند دیپلوماتیک، ترجمه: عبدالوهاب یاسری

• بسیاری در غرب، از قدرت عظیم چین بیم دارند و آن را پیش درآمد برخورد مسلحانه می‌دانند. اما این تحول در راس کشور، تغییری اساسی در راهبرد ژئوپلیتیک درازمدت چین به دنبال نداشته است. بر اساس این راهبرد، کشور همواره از جنگ‌های بی‌فایده اجتناب کرده است. تنها کشوری است که طی سی سال،‌ هیچ گلوله‌ای به خارج از مرزهایش شلیک نکرده است. برعکس، ارتش ایالات متحده، حتی در زمان باراک اوبا که مشهور به صلح‌طلبی بود،‌ تنها در یک سال بیست و شش هزار بمب بر سر هفت کشور فروریخت …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۹ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۲۹ آوريل ۲۰۱۹

  

حمله از ایالات متحده آغاز شد و سپس بیشتر کشورهای غربی به آن پیوستند: چین با محصولات، جاسوسان و بلندپروازی های نظامی اش به دنبال بهم زدن نظم جهانی است که پس از جنگ دوم جهانی برقرار شده بود. طبیعتا پکن از خود دفاع می کند. آقای شی جین پینگ در سفرش اروپا برنامه ویژه ای برای اغوای ایتالیا ، فرانسه و موناکو پیش بینی کرده بود. آیا « تهدید چین » امری واقعی است؟ 

پانزده سال دیگر، اقتصاد چین از اقتصاد ایالات متحده پیشی خواهد گرفت و به صورت قدرتمندترین اقتصاد جهان درخواهد آمد. با نزدیک شدن زمان موعود، نوعی اتفاق نظر در واشنگتن شکل می‌گیرد: چین منافع و رفاه آمریکایی‌ها را به خطر می‌اندازد. ژنرال جوزف دانفورد، رئیس ستاد نیروهای مسلح، به صراحت می‌گوید: پکن، احتمالا، «بزرگترین تهدید» در سال ٢٠٢٥ خواهد بود (جلسه رسیدگی سنا، ٢٦ سپتامبر ٢٠١٧). در راهبرد دفاع ملی سال ٢٠١٨، چین و روسیه همچون « قدرت های تجدید نظرطلب» در تلاش‌اند «با به دست آوردن حق وتو در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی سایر ملل، جهان را به شکل و شمایل مدل استبدادی خود درآورند(١)». «تهدید چین، به گفته کریستوفر ری، مدیر اداره تحقیقات فدرال (FBI)، تنها محدود به مسائل راهبردی و حاکمیتی نیست: بر تمام جامعه تاثیر می‌گذارد، و فکر می‌کنم باید پاسخی در مقیاس کل جامعه به آن دهیم.» این اندیشه آن چنان گسترده و فراگیر است که، وقتی رئیس جمهور دونالد ترامپ، در ژانویه سال ٢٠١٨، جنگ تجاری‌اش علیه پکن را به راه انداخت، از حمایت شخصیت‌های میانه‌رویی چون سناتور دموکرات چاک شومر نیز برخوردار شد. 

دو مشغولیت ذهنی عامل این نگرانی است. اولی، اقتصادی است: چین با توسل به سیاست‌های تجاری غیرمنصفانه، اصرار بر انتقال فناوری، زیر پا گذاشتن حق مالکیت فکری و تحمیل موانع غیرتعرفه‌ای، که مانع دسترسی به بازارهایش می‌شوند، ایالات متحده را تضعیف می‌کند. دومی، سیاسی است: توسعه اقتصادی در آن با اصلاحات دموکراتیک لیبرال مورد انتظار دولت‌های غربی، به ویژه واشنگتن، همراه نیست. پکن، همین حالا هم، در روابطش با سایر کشورها تهاجمی‌تر از گذشته عمل می‌کند. گراهام الیسون، سیاست‌شناس، با اتکا به چنین تحلیل‌هایی است که، در کتاب‌اش با عنوان به سوی جنگ(٢) این نتیجه‌ نگران‌کننده را می‌گیرد که چشم‌انداز برخوردی مسلحانه بین دو کشور به نظر بیشتر از یک احتمال می‌رسد.با این حال، چین به دنبال چنان نیروی نظامی نیست که تهدیدی برای آمریکا به حساب آید؛ برای مداخله در امور داخلی آمریکایی‌ها تلاش نمی‌کند؛ و کاری نمی‌کند که هدف آن تخریب اقتصاد آمریکا باشد. 

علی رغم هیاهوگران خطر چین، برای ایالات متحده می باید امکان پذیر باشد که راهی صلح‌آمیز برای برخورد با کشوری بیابد که در ده سال آینده به صورت نخستین قدرت اقتصادی، حتی ژئوپلیتیک، جهان درخواهد آمد. و آن را طوری انجام دهد که در دفاع از منافع خود، حتی به ضرر پکن باشد. 

اما، بهتر است با به پرسش کشیدن باوری قدیمی درباره نظام سیاسی چین شروع کنیم. از زمان سقوط اتحاد شوروی، رهبران ایالات متحده باور دارند که حزب کمونیست چین نیز به دنبال حزب کمونیست شوروی به تاریخ خواهد پیوست. تزی که فرانسیس فوکویاما در سال ١٩٩٢ پیش کشید، مورد قبول، صریح یا ضمنی، همه طیف سیاسی کشور قرار گرفت: «نه تنها شاهد پایان جنگ سرد ، (…) بلکه پایان تاریخ، بدان گونه که تاکنون بوده، هستیم: به عبارت دیگر، نقطه پایان تکامل ایدئولوژیک انسان‌ها و جهانی شدن دموکراسی لیبرال غربی همچون شکل نهایی حاکمیت بشر(٣).» 

در ماه مارس سال ٢٠٠٠، وقتی آقای ویلیام کلینتون از چرایی حمایت‌اش از پیوستن پکن به سازمان جهانی تجارت می‌گفت، اطمینان داد که آزادی سیاسی خود به خود به دنبال جنبه اقتصادی آن، مثل دم مار پس از پیدا شدن سرش، خواهد آمد. و از همتایانش خواست: «اگر به آینده‌ای بازتر و آزادتر برای مردم چین باور دارید، با من همراه شوید.» جانشین‌اش، جرج و. بوش، نیز با وی موافق بود و در راهبرد دفاع ملی سال ٢٠٠٢ عنوان کرد که، «با گذشت زمان، چین خواهد فهمید که آزادی‌های اجتماعی و سیاسی تنها منابع عظمت یک ملت به حساب می‌آیند». با ادامه حاکمیت حزب کمونیست چین، چینی‌ها، به گفته او، در تلاش‌اند، «مانع سیر رویدادها شوند؛ تلاشی بیهوده. آن‌ها موفق به انجام این کار نخواهند شد. ولی تلاش خواهند کرد، تا جایی که ممکن است، آن را کندتر سازند». 

پول سالاری در مقابل شایسته سالاری 

می‌شود در صداقت تصمیم‌گیرندگان آمریکایی، که خود را در توصیه‌های سیاسی‌شان به پکن محق می‌دانند، شک کرد. شاید هیچ امپراتوری پیش و بیش از ایالات متحده نیروی اقتصادی، سیاسی و نظامی را در یک جا نیانباشته، در حالی امضای بیانیه استقلال (١٧٧٦) تنها به کمتر از دویست و پنجاه سال پیش بازمی‌گردد. تاریخ چین، اما، بسیار پیش از آن آغاز شده است. بیش از هزار سال از زمانی می‌گذرد که مردم این کشور دریافتند هیچ رنجی جانکاه‌تر از آن نیست که، همچون در یک سده پس از جنگ تریاک (١٨٤٢) که کشور در تاراج هجوم بیگانگان، خشکسالی‌ها و بسیاری مصیب‌های دیگر بود، حکومت مرکزی ضعیف و پراکنده گردد. از سال ١٩٧٨، ٨٠٠ میلیون تن از فقر نجات یافتند و بزرگترین طبقه متوسط جهان به وجود آمد. همچنان که گراهام آلیسن در سرمقاله روزنامه China Daily نوشت، «می‌توان گفت که طی چهل سال رشد معجزه‌آسا، خوشبختی و رفاهی به مراتب بیشتر از چهار هزار سال تاریخ چین حاصل شد». تمام این‌ها زمانی صورت گرفت که حزب کمونیست چین بر سر قدرت بود، ولی کاهش امید به زندگی، افزایش مرگ و میر شیرخواران و افت درآمد مردم روسیه در پی سقوط حزب کمونیست شوروی، نصیب مردم چین نشد. 

از نظر آمریکایی‌ها، تفاوت میان نظام سیاسی کشورشان و چین، تقابل بین دموکراسی و یکه سالاری است. در دموکراسی مردم‌ با آزادی کامل حکومت خود‌ را انتخاب می‌کنند، می‌توانند هر چه را که می‌خواهند به زبان آورند و دین را به میل خود برگزینند، و در یکه سالاری از هیچ کدام از این آزادی ها خبری نیست. اما از نظر ناظرینی که تا به این اندازه تعصب ندارند، تفاوت در جای دیگری است: تقابل بین ثروت سالاری آمریکایی -که در آن تصمیم‌گیری‌های سیاسی به نفع ثروتمندان و به ضرر توده مردم است- و شایسته‌سالاری چینی که تصمیم‌گیری‌های سیاسی بر عهده مسئولین حزبی است که بر پایه توانایی‌های‌شان انتخاب می‌شوند و کمک بزرگی به کاستن فقر کرده‌اند. در سی سال اخیر، درآمد متوسط کارگران در آمریکا درجا زده است: بین سال‌های ١٩٧٩ و ٢٠١٣، دستمزد واقعی کارگران به ازای هر ساعت کار تنها ٦% -سالانه کمتر از ٢/٠%- افزایش داشته است(٤). 

این بدان معنا نیست که نظام سیاسی چین باید در همین وضعیت باقی بماند. موارد نقض حقوق بشر، از جمله بازداشت صدها هزار اویغور(٥)، همچنان مشکل بزرگی است. صداهای بسیاری از چین به گوش می‌رسد که خواهان اصلاحات هستند. از جمله، پروفسور خو جیلین(٦)، که بیشترین انتقاداتش خطاب به همکاران‌ دانشگاهی‌ است و آن‌ها را به خاطر طرح مکرر موضوع ملت-دولت و تاکید بر تفاوت‌های فرهنگی و تاریخی بنیادی چین با مدل‌های سیاسی غربی مورد سرزنش قرار می‌دهد. از نظر وی، این پافشاری بر ویژگی‌های ملی، در واقع، برخلاف فرهنگ سنتی چین است که، همچنان که در پندار تاریخی تیانخیا( امپراتوری سماوی) به تصویر درآمده، همواره نظامی فراگیر و باز بوده است . او با انتقاد از طرد بنیادی «تمام دستاوردهای غربی‌ها» از سوی برخی همکاران «ملی‌گرای افراطی» اش، تاکید دارد که، درست برعکس، چین همواره به این دلیل موفق بود که درهای خود را به روی سایر فرهنگ‌ها می‌گشود. 

با این حال،‌ فرد ترقی‌خواهی چون پروفسور خو نیز خواهان باز تولید نظام سیاسی آمریکا در کشور خود نیست. برعکس، وظیفه خود می‌داند که «بیش از پیش به حوزه فرهنگ‌های سنتی روی آورد» تا «تیانخیای تازه»ای برانگیزد. در این صورت، «هان‌ها و بسیاری اقلیت‌های ملی از برابری قانونی و حقوق یکسان بهره مند خواهند بود؛ باید به خصوصیات فرهنگی ملیت‌های گوناگون احترام گذاریم و از آن‌ها حمایت کنیم». در سطح دیپلماتیک نیز، مناسبات با کشورهای دیگر « بر اساس احترام به استقلال حاکمیتی دیگران، برخورد برابر و همزیستی مسالمت‌آمیز خواهد بود».نظام سیاسی چین نیز، همگام با پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی کشور، پیش خواهد رفت و تا همین امروز هم ،‌ از بسیاری لحاظ، به ویژه از نظر گشایش، بسیار تغییر کرده است. در سال ١٩٨٠، هیچ چینی مجاز به مسافرت به عنوان گردشگر به خارج از چین نبود. سال گذشته، نزدیک به ١٣٤ میلیون نفر به خارج رفتند و آزادانه به کشور خود بازگشتند. همین طور، تا کنون میلیون‌ها ذهن درخشان جوان توانسته‌اند آزادی در دانشگاه‌ها آمریکا را از نزدیک تجربه کنند. در سال ٢٠١٧، هشت تن از هر ده دانشجوی چینی مقیم خارج تصمیم به بازگشت به وطن گرفتند. 

هیچ گلوله‌ای به خارج از مرزهایش در عرض سی سال گذشته شلیک نکرده 

یک پرسش، اما، باقی می‌ماند: اگر همه چیز به این خوبی است، چرا آقای شی جین پینگ مقررات سخت‌تری برای کمونیست‌ها وضع کرده و چرا دوره ریاست جمهوری‌ را محدود کرده(٧)؟ رشد چشمگیر اقتصادی را می‌توان دست آورد سلف‌اش،‌هو جینتائو، دانست. اما دوره ریاست‌جمهوری او با فساد و دار و دسته‌بازی بیشتر ، به ویژه از سوی بوشیلای، رهبر چونگ‌کینگ ها (با ٥/٣٠ میلیون تن جمعیت)، و تشیو یونگ‌کانک، رهبر پیشین و قادر مطلق امنیت کشور، نیز همراه بود. آقای شی جین پینگ بر این باور است که این گرایشات می‌توانند مشروعیت حزب کمونیست چین را به زیر سوال برند و احیای کشور را متوقف سازند و، برای مقابله با این چالش‌های خطرناک، بازگشت به مرکزیتی قدرتمند را ضروری می‌داند. اما، علیرغم تمام این تلاش‌ها (و شاید هم به خاطر آن‌ها؟) همچنان بسیار محبوب است. 

بسیاری در غرب، از قدرت عظیم چین بیم دارند و آن را پیش درآمد برخورد مسلحانه می‌دانند. اما این تحول در راس کشور، تغییری اساسی در راهبرد ژئوپلیتیک درازمدت چین به دنبال نداشته است. بر اساس این راهبرد، کشور همواره از جنگ‌های بی‌فایده اجتناب کرده است. برخلاف ایالات متحده، که این شانس را دارد که در همسایگی دو کشور صلح‌طلب –کانادا و مکزیک- است، مناسبات چین با همسایگان قدرتمند و به غایت ملی‌گرا،‌ مانند هند، ژاپن،‌کره جنوبی و ویتنام همواره با دشواری همراه بوده و، با این که پکن یکی از پنج عضو دائمی شورای امنیت ملل متحد است، تنها کشوری است که طی سی سال،‌ پس از یک برخورد دریایی کوتاه با ویتنام در سال ١٩٨٨، هیچ گلوله‌ای به خارج از مرزهایش شلیک نکرده است. برعکس، ارتش ایالات متحده، حتی در زمان پرزیدنت باراک اوبا، که مشهور به صلح‌طلبی بود،‌ تنها در یک سال بیست و شش هزار بمب بر سر هفت کشور فروریخت. همه شواهد نشان می‌دهند که چینی‌ها استاد خویشتن‌داری راهبردی‌اند. 

البته،‌ گاه پیش می‌آمد که تصور جنگی قریب‌الوقوع قوت می‌گرفت؛ مثلا، با ژاپن در نزدیکی جزایر سنکاکو(٨). چیزهای زیادی هم درباره امکان نزاع در دریای جنوب چین، که یک پنجم رفت و آمد دریایی جهان سالانه از آن می‌گذرد، گفته شده است. در زمینه حاکمیت مناقشه برانگیز بر بخش‌هایی از این آب‌ها،‌ باید گفت چینی‌ها برخی صخره‌ها و گدارها را مجزا و پایگاه تاسیسات نظامی خود کرده‌اند. اما، برخلاف تحلیل غربی‌ها، پکن، که موضع‌اش در منطقه همواره بیشتر سیاسی بوده تا نظامی، چیزی که قابل انکار نیست، از نقطه نظر نظامی، مهاجم‌تر از پیش نشده‌ است. به ویژه،پکن این توانایی را داشت که رقیبان کوچکی مانند مالزی، فیلیپین و ویتنام را به راحتی از آن جا دور کند، ولی این کار را نکرد. 

نبرد برای برتری فناوری 

به طور کلی، روایت تکراری «تهاجم چین» در این ناحیه از ذکر این واقعیت طفره می‌رود که ایالات متحده بسیاری از فرصت‌ها برای کاستن از تشنج را از دست داده است. به گفته آقای ج. ستپلتون روی، سفیر سابق آمریکا در چین، در کنفرانس مشترک آقای شی جین پینگ با پرزیدنت اوباما، در ٢٥ سپتامبر سال ٢٠١٥، وی دریای پیشنهاداتی برای جنوب چین، از جمله شامل اعلام پشتیبانی از بیانیه‌های مورد حمایت ده عضو اتحادیه ملت‌های آسیای جنوب شرقی (Anase)، مطرح نمود که نیت‌اش، به تاکید وی،‌ نظامی کردن جزایر Spratley که همان موقع ساخت و ساز زیادی در آن جریان داشت، نبود. دولت اوباما تلاشی برای دنبال کردن این پیشنهاد مصالحه‌جویانه نکرد،‌ در عوض، بر گشت‌های دریایی افزود. چین نیز، در پاسخ، به ساخت تاسیسات نظامی در این جزایر سرعت بخشید. 

در مورد مسائل اقتصادی، نیز،‌ مهارت آن‌ها کمتر از امور نظامی و دیپلماتیک نیست. منظور راهی نیست که آقای ترامپ در پیش گرفته و با وجود توجیهات شبهه‌برانگیز جنگ تجاری که بر علیه پکن به راه انداخته، توانسته حمایت گسترده عموم مردم امریکا را به خود جلب کند. خود بروز این پدیده تائیدی است بر اشتباه چینی‌ها: بی‌توجهی به انتقادات فزاینده از برخی رفتارهای نادرست اش. اما آیا امر به تنهائی دلیل رفتارهای آقای ترامپ شد؟ مردم چین نیز، ‌مثل هر جای دیگر، هر روز بیشتر نسبت به درستی سیاست رهبری کشور تردید می‌کنند. هدف اصلی واشنگتن مخالفت با جاه‌طلبی چین برای رهبری در فناوری است. اما به گفته مارتین فلدستاین، رئیس پیشین کمیته مشاورین اقتصادی رونالد ریگان، ایالات متحده در سیاست ممانعت از سرقت فناوری‌های خود کاملا محق است، ولی این به وی اجازه نمی‌دهد که با برنامه راهبردی ملی «ساخت چین ٢٠١٥» مخالف کند؛ برنامه‌ای که برای توسعه صنایع پیشرفته مانند اتومبیل‌های برقی، روبوت‌ها پیشرفته و هوش مصنوعی طراحی شده است. 

آمریکا، برای حفظ برتری در صنایع با فناوری بالا مانند هوافضا و ربوتیک، نباید به سادگی موانع گمرکی بر شرکایش تحمیل کند. سیاست بهتر، اما، سرمایه‌گذاری بیشتر در آموزش عالی،‌ پژوهش و توسعه است، تا بتواند راهبرد اقتصادی درازمدت خود را، در پاسخ به راهبرد مشابه چین، توسعه دهد. 

دولت چین، هم از نظر سیاسی و هم در بیان اهداف، چشم‌انداز روشنی از آینده اقتصاد و مردم خویش دارد. برنامه‌های چون «ساخت چین ٢٠٢٥» و «ابتکار کمربند و راه» (BRI)، با پروژه‌های زیرساختی‌شان، به خوبی نمایانگر تمایل این کشور به رهبری در صنایع نوین هستند. رهبران کشور نیز اصرار دارند که این مسابقه در رشد را به بهای نادیده گرفتن هزینه‌های اجتماعی آن ادامه ندهد: نابرابری‌ها و آلودگی محیط زیست. در سال ٢٠١٧،‌ آقای شی جین پینگ لزوم رفع تنش «بین رشد نامتوازن و نامناسب و نیاز روزافزون شهروندان به زندگی بهتر(٩)» را پذیرفت. هنوز نمی‌دانیم که آیا پاسخی برای آن پیدا خواهد شد. فعلا، می‌توانیم دل‌خوش به این باشیم که، لااقل، وقوف به این موضوع وجود دارد. در ایالات متحده، اما، هیچ مانعی برای نیل به این هدف وجود ندارد. 

با این حال، آمریکا نیز باید، برای حل تضاد بنیادی در اصول خود، راهبردی درازمدت داشته باشد. پیشرفته‌ترین اقتصاددانان کشور بر این باورند که سیاست‌های صنعتی با هدایت دولت کار نخواهند کرد و طرفدار سرمایه‌داری بازار آزاد هستند. اگر این باور درست باشد، پس رابرت لایتیزر، مذاکره‌کننده تجاری اصلی ترامپ، نباید از تلاش‌های پکن برای بهبود توانمندی‌های فناوری خویش بهراسد. بلکه بهتر است آرامش خود را حفظ کرده و به انتظار نشیند تا شاهد سقوط خود به خود این ابتکار صنعتی و شکست چین باشد. 

اما اگر، برعکس، آقای لایتیز باور دارد که برنامه ٢٠٢٥ می‌تواند موفق شود، این دیگر با او خواهد بود که از هموطنان‌اش بخواهد یک بار دیگر به پیش فرض‌های ایدئولوژیک خود بیاندیشند. در این صورت، خواهند توانست راهبرد درازمدتی مشابه آن در پیش گیرند. آلمان، که احتمالا اولین قدرت صنعتی جهان است، مسیر مشابهی،‌ با عنوان صنعت ٠/٤، را مد نظر دارد. 

هدیه ای راهبردی به پکن 

مزاح این شرائط آن که سودمندترین همکاری برای آمریکایی‌ها، بی‌تردید، همان همکاری با چینی‌ها است؛ کشوری که تنها می‌خواهد از ذخایر ٣هزار میلیارد دلاری‌اش برای سرمایه‌گذاری بیشتر در ایالات متحده استفاده کند. ‌در این صورت، امریکا خواهد توانست به مشارکت در ابتکار کمربند و راه بیاندیشد و رضایت کشورهای در مسیر اجرای پروژه و خواهان تعدیل برتری چینی‌ها را به دست آورد. کوتاه سخن آن که شانس‌های بسیار برای همه وجود دارند. درست مثل سودی که بوئینگ و جنرال الکتریک از رونق هوانوردی چینی‌ها بردند،‌ شرکت‌هایی مثل کاترپیلار و بچل نیز می‌توانند از ساخت و سازهای کلان در این کشورها منتفع شوند. اما، در حال حاضر، دلزدگی ایدئولوژیک آمریکایی‌ها از دخالت دولت در اقتصاد، چنین سناریوهایی را نامحتمل ساخته است. 

داشتن بزرگترین بودجه دفاعی جهان توسط ایالات متحده زمانی منطقی بود که قدرت اقتصادی‌اش بر تمام ملت‌های دیگر برتری داشت. آیا منطقی خواهد بود که دومین اقتصاد بزرگ جهان همچنان نخستین بودجه دفاعی جهان را داشته باشد ؟ آیا اصرار به نیل به این برتری، بهترین هدیه راهبردی به چین نیست ؟ چین درسی بزرگ از سقوط بلوک شوروی گرفت: رشد اقتصادی باید بر هزینه‌های تسلیحاتی الویت داشته باشد. در این صورت، پکن تنها می‌تواند خوشحال باشد که می‌بیند واشنگتن پول‌هایش را خرج تسلیحات بی‌فایده می‌کند. 

اگر، سرانجام روزی، ایالات متحده نگرش را نسبت به چین تغییر دهد، به این واقعیت خواهد رسید که در پیش گرفتن راهبردی، که کمتر به هزینه‌های نظامی‌‌ و بیشتر به رشد اقتصادی می‌اندیشد، امکان‌پذیر خواهد بود. کلینتون، ‌‌در سخنرانی خود در دانشگاه ییل در سال ٢٠٠٣، به بیان اندیشه پس این راهبرد پرداخت و صحبت از آن نمود که برای محدود ساختن ابرقدرت بعدی اساسا راهی جز قواعد و مقررات و مشارکت‌هایی محدود کننده نخواهد بود. 

در طی حاکمیت آقای شی جین پینگ ،‌ چین همچنان حامی و تقویت‌کننده معماری جهانی چند جانبه گرا که خالق آن ایالات متحده است، باقی می ماند و از جمله صندوق بین‌المللی پول (FMI)،‌ بانک جهانی، ملل متحد، و سازمان تجارت جهانی (OMC) حمایت می کند. پکن نیروهای حفظ صلح به مراتب پرشمارتری، از چهار عضو دائمی دیگر شورای امنیت، در اختیار گذاشته است. همین سیاست است که فرصت‌ها تازه برای همکاری به صورت چندملیتی به وجود خواهد آورد. اما، رهبران آمریکا، برای استفاده از این فرصت‌ها، باید یک واقعیت را بپذیرند: چین (و هند) را نمی‌توان نادیده گرفت 

١- « Summary of the National Defense Strategy of the United States 2018 » (PDF), ministère de la défense, Washington, DC. 

٢- Graham Allison, Vers la guerre. L’Amérique et la Chine dans le piège de Thucydide ?, Odile Jacob, Paris, 2019. Lire aussi Olivier Zajec, « Le piège de Thucydide », Le Monde diplomatique, octobre 2017. 

٣- Francis Fukuyama, La Fin de l’histoire et le Dernier Homme, Flammarion, Paris, 2009 (1re éd. : 1992). 

٤- Lawrence Mishel, Elise Gould et Josh Bivens, « Wage stagnation in nine charts », Economic Policy Institute, Washington, DC, 6 janvier 2015. 

٥- Lire Remi Castets, « Les Ouïgours à l’épreuve du “vivre-ensemble” chinois », Le Monde diplomatique, mars 2019. 

٦- Cf. Xu Jilin, Rethinking China’s Rise : A Liberal Critique, Cambridge University Press, 2018. 

٧- Jusqu’en mars 2018, un président de la République ne pouvait effectuer plus de deux mandats. 

٨- Cf. Richard McGregor, Asia’s Reckoning : China, Japan, and the Fate of US Power in the Pacific Century, Viking, New York, 2017. 

٩- Discours au XIXe congrès du PCC, Xinhua, 18 octobre 2017. 

*نویسنده: Kishore Mahbubani




گرامی باد اول ماه مه؛ روز جهانی کارگر

• کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه ای، ضمن شادباشِ اول ماه مه به کارگران ایران و جهان، خواهان آزادی همه‌ی فعالان کارگری و نویسندگان و روزنامه‌نگاران در بند، و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی شده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۹ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۲۹ آوريل ۲۰۱۹

روز جهانی کارگر، روز طبقه‌ای است که بارِ تولید را بر دوش می کشد اما خود از مواهب آن بی بهره‌ترین است. کارگران در این روز ، همبستگی و همصدایی شان را در سراسر جهان پای می کوبند و خواست های دیرین شان برای عدالت و آزادی را با صدایی رسا فریاد می کشند. 

جنبش کارگری از جایگاهِ این مطالبات، مفهوم انسانی و عام اش را در زیستِ سایر طبقات تحت ستم گسترش داده است. بسیاری از آرمان های بشر، از این مسیر و با تاثیرپذیری از اعتلای جنبش کارگری بنیان نهاده شده یا تعمیق یافته است. خواست های انسانِ امروز برای آزادی بیان، برابری حقوق زنان و مردان، مبارزه برای لغو مجازات اعدام، حقوق کودکان، آموزش همگانی و رایگان، مبارزه با کار اجباری و… پیوندی تنگاتنگ با مطالبات کارگران دارند. بنابراین سرنوشتِ نویسندگان و افراد و اقشارِ دیگر جامعه، به طور واقعی، از طریق همین آلام و آرزوهای مشترک با جنبش کارگری گره خورده است. 
رشد کیفی جنبش کارگری ایران در سال های اخیر و خواستِ عمومی کارگران برای ایجاد تشکل های مستقل و در چشم اندازی وسیع تر، ایجاد تشکل سراسری و فراگیر، علاوه بر درخواست های صنفی، مطالبات عمومی جامعه را برای عدالت و آزادی پررنگ تر کرده است. همچنین باید اذعان داشت که عقوبت چنین رویکردی، بیش از همه، بر گرده ی کارگران و معترضانی از سنخ اسماعیل بخشی نقش فقر و شلاق بسته است. 
کانون نویسندگان ایران ضمن شادباشِ اول ماه مه به کارگران ایران و جهان، خواهان آزادی همه‌ی فعالان کارگری و نویسندگان و روزنامه‌نگاران در بند، و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی است. همچنین، به همین مناسبت، خواهان به رسمیت شناختن عملی و واقعی حق آزادی بیان و اعتصاب، برای همه ی گروه های اجتماعی، بویژه آنهایی ست که در وضعیت مصیبت بار معیشتی موجود، قربانیان اصلیِ رکود اقتصادی و حتا بلایای طبیعی هستند.

کانون نویسندگان ایران
۱۱ اردیبهشت ۱٣۹٨