انتقال اسماعیل بخشی ،سپیده قلیان و امیر امیرقلی به اوین

• به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، امروز یکشنبه ۸ اردیبهشت، خانم سپیده قلیان از زندان سپیدار اهواز و اسماعیل بخشی و امیر امیرقلی و سه متهم دیگر از زندان شیبان اهواز به زندان‌ اوین انتقال داده شده اند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ٨ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۲٨ آوريل ۲۰۱۹

به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، امروز یکشنبه ۸ اردیبهشت، خانم سپیده قلیان از زندان سپیدار اهواز و اسماعیل بخشی و امیر امیرقلی و سه متهم دیگر از زندان شیبان اهواز به زندان‌ اوین انتقال داده شده اند. 

مطابق این گزارش، انتقال جهت برگزاری جلسه دادسرای متهمان در شعبه ۷ بازپرسی دادگاه اوین می باشد. این جلسه بدون حضور وکلای سپیده قلیان و اسماعیل بخشی بنابر مخالفت بازپرسی شعبه، برگزار می شود. 
سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه ضمن محکوم کردن ادامه بازداشت اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و دیگر کارگران در بند، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی کارگران زندانی شده است.




گروگان گرفتن کارگران، مانع از برگزاری تجمع روز جهانی کارگر نخواهد شد

• اتحادیه آزاد کارگران ادامه بازداشت های کارگری را محکوم کرده و گفته است این بازداشت ها خللی در برگزاری مراسم روز کارگر ایجاد نخواهد کرد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ٨ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۲٨ آوريل ۲۰۱۹

امروز خانواده های چهار کارگر بازداشتی پارک جهان نمای کرج به شعبه دو بازپرسی دادسرای ناحیه یک کرج به قصد کفالت دستگیرشدگان مراجعه می کنند اما بازپرس پرونده با امتناع از قبول کفالت اعلام میدارد که خانواده ها تا سه روز دیگر یعنی روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت برای آزادی ایشان مراجعه نکنند. این در حالیست که دیروز حوالی آخر وقت اداری به خانواده ها اعلام کرده بودند که میتوانند با کفالت ده میلیون تومانی بازداشت شدگان را آزاد نمایند اما دیروز به دلیل اتمام وقت اداری عملاً کفالت ایشان میسر نشد و به امروز موکول شده بود. 

کاملاً مشهود است که این امتناع بازپرس پرونده از آزادی دستگیرشدگان پارک جهان نما برخلاف گفته دیروز خود با دخالت نهادهای امنیتی صورت میگیرد و نهادهای امنیتی تلاش دارند با به گروگان گرفتن کارگران بازداشتی مانع از برگزاری تجمع روز جهانی کارگر در یازدهم اردیبهشت شوند. 

لازم به ذکر است که امروز بازپرس پرونده اعلام کرده است که تنها پرونده پروین محمدی، علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده در شعبه وجود دارد و بازداشت شدگان نیز در تماس تلفنی اعلام کرده بودند که همین سه نفر توانسته اند همدیگر را ببینند و هیچ اطلاعی از محل نگهداری و سرنوشت واله زمانی در دست نیست. بیخبری از واله زمانی موجب نگرانی شدید خانواده و دوستان از سرنوشت ایشان شده است. 

این کارگران هیچ جرمی مرتکب نشده اند و دستگیری و بازداشت ایشان کاملاً غیرقانونی است و باید فوراً و بی قید و شرط آزاد گردند. 

تجمع و مراسم روز جهانی کارگر حق مسلم و خدشه ناپذیر کارگران برای اعتراض به فقر و گرانی و هزاران بیحقوقی است که در حق کارگران صورت میگیرد. تهدید و بازداشت و احضار کارگران نمیتواند مانع از برگزاری تجمع روز جهانی کارگر شود و چنانچه این کارگران بازداشتی به فوریت آزاد نگردند، خواست آزادی ایشان و اعتراض به پرنده سازی های امنیتی به اتهامات واهی برای کارگران و سایر فعالین اجتماعی به اصلی ترین خواسته کارگران در مراسم روز جهانی کارگر تبدیل خواهد شد. 

اتحادیه آزاد کارگران ایران ادامه بازداشت پروین محمدی و علیرضا ثقفی و واله زمانی و هاله صفرزاده را قویاً محکوم میکند و اعلام میدارد که به گرو گرفتن کارگران و تهدید و احضار فعالین نمیتواند کوچکترین خللی در برگزاری مراسم های روز جهانی کارگر ایجاد نماید. 

اتحادیه آزاد کارگران ایران- هشتم اردیبهشت نود و هشت




دستمزد در سال ۱۳۹۸: متورم، پر از فلاکت

فریبرز رئیس دانا

• به این نتیجه نمی رسم که در غیاب تشکل های مستقل و با وجود نمایندگانی که توان سر باز زدن از امضای توافق های ستم سازانه را ندارند، می شود گام مثبتی برداشت – چه برسد به گام اساسی. نظر آن دو نفر دوست کارگر من که در این شورا شرکت می کنند و از حضور خود نیز خشنودند و آن را موثر و مفید برای جلوگیری از سقوط بیشتر می دانند، خلاف رأی من است. من می گویم دوستان من! ای کاش یک بار هم کار را به توده های کارگری ارجاع می دادید …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۷ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۲۷ آوريل ۲۰۱۹

به مناسبت روز جهانی کارگر سال ۱٣۹٨ این مقاله را به عنوان پیش کشی بسیار ناچیز، به یک رفیق، تقدیم می کنم: به کاظم فرج الهی. او در بحث و بررسی و مقاله نویسی در زمینه های کارگری، از جمله این مقاله، مشاوره و اظهارنظرهای مفید و اصلاح بخش در اختیارم گذاشته است. 
 

دستمزد در سال ۱٣۹٨ : متورم، پر از فلاکت

در آخرین روزهای سال ۱٣۹۷ حداقل دستمزد برای سال ۱٣۹٨ با کمی بیش از ٣۷ درصد افزایش نسبت به سال ۱٣۹۷ (که پایه ی آن ماهانه معادل ۱.۱۵ میلیون تومان بود) به رقم ۱.۵۱۷ میلیون تومان رسید. نرخ رشد حداقل دستمزد از سال ۱٣۷٣ تاکنون بی سابقه بود. در سال های ۱٣۷۰ تا ۱٣۷٣ این نرخ که در واکنش به نرخ های تورم ناشی از آغاز اجرای سیاست تعدیل ساختاری و رشد بسیار محدود این حداقل در سالهای جنگ ایران و عراق از نرخ های تورم آن سالها کاملاً بالاتر بود و به ۶۶.۷ درصد هم رسید.
با توجه به متوسط دریافتی های افزون بر نرخ حداقل دستمزد (که عملاً فقط شامل در حدود ۵۰ تا ۵۵ درصد از نزدیک به ۱۴ میلیون کارگر کشورمان می شود) رقم دریافتی، برای دریافت کنندگان واقعی آن، به ۲.۶۷ میلیون تومان در ماه می رسد که بیانگر ۱.۱۵٣ میلیون بیش از حداقل مقرر است. حال اجازه بدهید واقعیت ها و توان خرید واقعی این رقم را بررسی کنیم:
۱) با وجود بیکاری گسترده، که بنا به برآورد من نرخ آن در سال ۱٣۹۷ پیش از تحریم ۱٨.۲ درصد و پس از تحریم ۱٨.٨ درصد و در سال ۱٣۹۷ تقریباً ۱۹.۲ درصد خواهد بود (و شمار کارگران بیکار نیز در این سال ها به ترتیب به ٣.۵ و ۴.۰ میلیون نفر بالغ می شود) می توان انتظار رقابتی سخت و ویرانگری را در بازار کار داشت. این رقابت همان گونه که در سالهای بحران ۱٣۹۱ تا ۱٣۹٨ نیز دیده ایم – و در باره ی آن هم نوشتم – موجب می شود که بخش وسیعی از کارگران به دریافتی کمتر و بسیار کمتر از حداقل ۱.۵۱۷ میلیون تومانی رضایت دهند. من نسبت کارگرانی را که عملاً و واقعاً همین رقم ۱.۵۱۷ میلیون تومان یا کم تر از آن را دریافت می دارند برآورد کرده ام که در همین مقاله هم خواهم آورد (مراجعه کنید به: خیزش در زمستان ۱٣۹۶، دستمزد در بهار ۱٣۹۶، سایت اخبار روز).
۲) رقم دریافتی مازاد بر حداقل دستمزد در بررسی های من معادل ۶۰ درصد بیشتر از حداقل دستمزد درنظر گرفته شده است به این ترتیب در این بررسی دریافتی مازاد برای آن ۵۰ تا ۵۵ درصد کارگران دریافت کننده در حدود ۹۱۰ هزار تومان در ماه می شود. اما برآوردهای رسمی مازاد دریافتی را ۱.۱۵۲ میلیون تومان و از این رو دریافتی کل را ۲.۶۷ میلیون تومان در ماه می داند. در اینجا برآورد من چیزی در حدود ۲۴۲ هزار تومان کمتر از برآورد دولتی است. من با دقت مجدد دریافتم که رقم برآوردی من درست است و به طور جامع تری می تواند “پوشش متوسط” داشته باشد.
٣) میانگین افراد خانوار در برآورد من ٣.۵ نفر است و فرض این است که در هر ۱۰ خانوار فقط در ۱.٣ خانوار شمار دستمزدبگیران به طور متوسط و تمام وقت به دو نفر می رسد. اگر بر این اساس ۱۰ درصد بر رقم ۹۱۰ هزار تومانی من بیفزائید و آن را به ۱.۰۱ میلیون تومان برسانید تفاوت با برآورد رسمی کمتر می شود (این تفاوت به ۱٣۰ هزار تومان می رسد).
۴) در برآورد من میانگین افراد خانوار ٣.۵ نفر است و نه ۴ یا ۵ نفر. شاید یکی از دلایل تفاوت نیز همین باشد.
۵) به هر روی با قبول فرض های من دریافتی واقعی حداکثر ۵۵ درصد از کارگران (به طور متوسط هم برای سابقه ی اشتغال و هم برای خانوار ٣.۵ نفری و هم سایر عوامل موثر بر دریافتی مازاد) به ۲.۴۲۷ میلیون تومان می رسد (برآورد رسمی با توجه به فرض های خود آن برآوردها ، رقم را ۲.۶۷۲ میلیون تومان می داند). بیائید برای ادامه بحث بگوئیم این رقم ۲.۵۵ میلیون تومان است، در آن صورت نتایج بعدی به دست می‏آیند.
۶) در حدود ۶۵ درصد از کارگران کشور در شرایط سخت رقابت و بیکاری به حداقل ۱.۵۱۷ میلیون تومانی و کمتر و بسیار کمتر از آن رضایت می دهند. اتحادیه و تشکل صنفی در میان کارگران وجود ندارد و با هر تشکل آزاد و واقعی نیز برخوردهای شدید می شود. شمار زیاد کارگران زندانی در تهران و تبریز و اهواز و… به این نوع برخوردها گواهی می دهند. بدین ترتیب زمینه های حقوقی و امنیتی برای فراگیر شدن بی عدالتی کاملاً مساعدند.
۷) اگر نرخ تورم رسمی ۲٨.۵ درصد باشد (که بنا به برآورد من و در واقع چیزی بین ٣۵ تا ۴۵ درصد است) می توان گفت که خط فقر مطلق در سال ۱٣۹۷، پس از تحریم ها، حداقل ۵.۴ میلیون تومان در ماه است (به مقاله ی من، “حداقل دستمزد در سال ۱٣۹۷”، سایت اخبار روز، نیز مراجعه کنید). به این ترتیب، حتی اگر همه ی کارگران ایران به طور متوسط همان ۲.۵۵ میلیون تومان را بگیرند، به طور متوسط معادل ۲.٨۵ میلیون تومان یا ۴۶ درصد کمتر از خط فقر مطلق دریافت می کنند. اما صبر کنید. چنان که گفتیم در حدود ۶۵ (و در برآوردی دیگر ۷۰) درصد از کارگران همان ۱.۵۱۷ یا کمتر از آن را دریافت می دارند بنابراین ۶۵ درصد از کارگران کشورمان (شامل ٣.۵ میلیون بیکار) در سال ۱٣۹٨ حداقل ۷٣ درصد کمتر از خط فقر مطلق دریافتی خواهند داشت.
٨) پیشنهاد من این بود که در مذاکره خط پایه برای سال ۱٣۹٨ باید ٣.٣٨ میلیون تومان در ماه باشد که با دریافتی های اضافی به ۵.۴ میلیون یعنی همان خط فقر برسد. باز صبر کنید. 
۹) تازه اگر این رقم هم مقرر می شد، چنان که گفتم ساز و کار بی رحم بازار و رقابت انسان کش باز موجب می شد که دستکم ۶۵ درصد از کارگران به زیر خط فقر و حتا به قعر فقر، سقوط کنند.
۱۰) بنابراین تا زمانی که بیکاری و بی عدالتی وجود دارد که آن هم اساساً ناشی از شکل حاکمیت سرمایه ها است، نمایندگان کارگری در شورای تعیین دستمزد – که نماینده ی واقعی کارگران هم نیستند – فقط می توانند تا حدی دریافتی ها را اصلاح کنند و نه این که ساختار آن را انسانی کنند.
۱۱) مانند مقاله ی پیشین (“حداقل دستمزد در سال ۱٣۹٨”، اخبار روز) باز به این نتیجه نمی رسم که در غیاب تشکل های مستقل و با وجود نمایندگانی که توان سر باز زدن از امضای توافق های ستم سازانه را ندارند، می شود گام مثبتی برداشت – چه برسد به گام اساسی. نظر آن دو نفر دوست کارگر من که در این شورا شرکت می کنند و از حضور خود نیز خشنودند و آن را موثر و مفید برای جلوگیری از سقوط بیشتر می دانند، خلاف رأی من است. من می گویم دوستان من! ای کاش یک بار هم کار را به توده های کارگری ارجاع می دادید.




در باره منابع مالی صنعتی کردن اتحاد شوروی

بنام نامی کارگران و زحمتکشان- آفریدگاران تمامی نعمتهای
زندگی اجتماعی، روز اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران را پیشاپیش به همه
استثمارشدگان، ستمدیدگان و محروم شدگان از زندگی شایسته انسانی تهنیت عرض نموده،
امیدوارم شعار «کارگران همه همه کشورها متحد شوید» در آینده هر چه نزدیک‌تر از حد
شعار به عمل بدل شود.

ا. م. شیری

https://www.fondsk.ru/news/2019/04/24/ob-istochnikah-finansirovanija-sovetskoj-industrializacii-48059.html

نسخه خارق‌العاده و کمی آمار

سرآغاز

تأمین
منابع مالی صنعتی کردن در اتحاد شوروی که ۹٠
قبل آغاز گردید، یکی از مرموزترین جوانب آن است. در نوشته‌های ضد شوروی، منابع
مالی آن را معمولا به ترتیب آتی ذکر می‌کنند: نیروی کار رایگان گولاگ‌ها؛ کار
تقریبا رایگان دهقانان جلب شده به کالخوزها (تعاونی‌های دهقانی غیردولتی. م)؛
تاراج دارایی‌های کلیساها بواسطه بلشویک‌ها؛ طلاهای به ارث مانده از تزار، فروش
آثار هنری موزه ارمیتاژ و سایر موزه‍ها به
غرب و الی‌آخر. گاهی اوقات موضوعات عجیب و غریب دیگری نیز مطرح می‌شود. من هم
زمانی که اهمیت آمار را درک نمی‌کردم، به چنین نسخی باور داشتم. این، از نوشته‌های
فاقد ارقام مورخان بهتر بود.

در
سال‌های صنعتی کردن تا آغاز جنگ کبیر میهنی (در مجموع ١۲ سال!) در اتحاد شوروی ٣۶۴ شهر و بیش از  ۹ هزار واحد صنعتی احداث، تجهیز و
مورد بهره‌برداری قرار گرفت.
 همه اینها کاملا مستند
هستند. مؤسسات مختلفی تأسیس گردید. واحد‌های صنعتی عظیم مانند کارخانه تراکتورسازی
استالینگراد یا نیروگاه برق آبی دنپر در اوکراین، واحدهای کوچک مانند آسیابها یا
مراکز تعمیر تراکتور راه‌اندازی گردیدند. بر اساس اسناد دولت و کمیته مرکزی حزب
کمونیست (بلشویک)، در نخستین برنامه پنج ساله ١۵٠٠ کارخانه عظیم راه‌اندازی شد و
مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

اما،
مؤسسه از نقطه نظر سرمایه‌گذاری در تأسیس آن بمعنی چیست؟ مضمون سرمایه‌گذاری‌ها
بمعنی استفاده از عناصر غیرفعال و فعال دارایی ثابت می‌باشد. عناصر غیرفعال عبارت
است از ساختمان، تجهیزات و امکانات عمومی و عناصر فعال شامل ماشین‌ها، دستگاه‌ها و
ابزار‌ها، به سخن دیگر، وسایل تولید می‌باشد. اگر ایجاد عناصر غیرفعال بواسطه
کارگران محلی امکان‌پذیر باشد، در این صورت، این گزینه با عناصر فعال کار نخواهد
کرد.

به
سبب تولید ناچیز ابزار تولید در خود روسیه تا انقلاب، آنها عمدتا از آلمان و در
درجه بعدی، از انگل‌ستان و آمریکا خریداری می‌شدند. و در اواخر سالهای ١۹۲٠ تقریبا هیچ ابزار تولیدی در
داخل تولید‌ نمی‌شد. اجرای طرح صنعتی کردن فقط از راه خرید انبوه ماشین آلات،
دستگاه‌ها، تجهیزات و ابزارهای خاص ممکن بود. برای خرید همه اینها ارز لازم بود.
من یک برآورد تقریبی از این کردم، که اتحاد شوروی برای احداث بیش از ۹ هزار مؤسسه، به چقدر سرمایه‌گذاری
نیاز داشت. هر کس علاقمندان به «محاسبه آشپزخانه‌ای» می‌توانند به کتاب «اقتصاد
استالین
» بقلم خود من رجوع کنند (مسکو، بنیاد تمدن روسی، ۲٠١۶). نتیجه برآوردهایم عبارت است از:
برای اجرای صنعتی کردن بواسطه ماشین‌ آلات و دستگاه‌های وارداتی می‌بایست حداقل ۵ (پنج) میلیارد دلار «روزولتی»
آمریکا ذخیره ارزی لازم بود (محتوای دلار طلایی بعد از تعیین مجدد نرخ آن در سال ١۹٣۴ تقریبا یک و نیم برابر کاهش یافت
و  به نسبت هر اونس طلا= ٣۵
دلار تعیین گردید). این، معادل بیش از ۵٠٠
میلیارد دلار کنونی آمریکا بود (در آغازه دهه حاضر). برای احداث هر موسسه بطور
میانگین به بیش از ۵٠٠
هزار دلار «روزولتی» نیاز داشت.

ذخیره
ارزی اتحاد شوروی در آغاز صنعتی چقدر بود؟ بنا به داده‌های بانک دولتی اتحاد شوروی
تا روز اول ژانویه سال ۱۹۲۸
ارز طلایی کشور فقط کمی بیش از ٣٠٠ میلیون روبل طلا بود (۱روبل طلا= ۷۷۴، ٠ گرم طلای خالص). یعنی، تقریبا
معادل ۱۵٠ میلیون دلار «قدیمی»
آمریکا، یا ۲۶٠- ۲۷٠ میلیون دلار «روزولتی». این، یک
مبلغ خوب بنظر می‌رسد. برای خرید ماشین آلات و تجهیزات ۵٠٠- ۵۵٠ مؤسسه متوسط کافی بود. اما باید
در نظر گرفت، که در همان سال اتحاد شوروی درست ۴۸۵ میلیون روبل طلا بدهی خارجی
داشت. آغاز صنعتی کردن در این موقعیت، بویژه با توجه به اینکه کشور در محاصر تجاری
– اقتصادی قرار داشت، بسیار دشوار بود.

با
این حال، صنعتی کردن آغاز گردید. ماشین آلات و تجهیزات خریداری شد. پس، اتحاد
شوروی بهای این خریدها را چگونه پرداخت؟ البته، نه با کار ساکنان گولاگ‌ها. ارز
بطور عمده از طریق صدور کالاهای اتحاد شوروی بدست می‌آمد. تاریخ‌نگاران اغلب بر
صادرات گندم و سایر غلات تأکید می‌کنند، آما آمارها نشان می‌دهد که صادرات عمده،
غلات نبود (در سال ۱۹۲۸
آنها فقط ۷ درصد بهای صادرات را تشکیل
می‌دادند). تولید غلات در اثر تعاونی کردن کشاورزی در حد قابل ملاحظه‌ای افزایش
یافت، ولی بخش اصلی محصولات کالخوزها به مصرف شهرها و ساخت و سازهای برنامه پنج
ساله اختصاص می‌یافت. تعاونی کردن نه تنها موجب افزایش کمّی محصولات کشاورزی
گردید، حتی میلیونها دست کارگری مورد نیاز در عرصه صنعتی کردن را نیز آزاد ساخت.

صدور
نفت و محصولات نفتی (۱۶
درصد)، چوب و محصولات چوبی (۱٣
درصد) در موقعیت بالاتر  از غلات در صادارات کالا قرار داشتند و صادرات پوست
و خز مهمترین گروه کالایی را تشکیل می‌داد (۱۷ درصد). در نیمه دوم سالهای ۱۹۲٠ حجم سالانه صدور کالا به ٣٠٠ تا
۴٠٠ میلیون دلار بالغ
گردید.

آری،
حجم صادرات از اواخر سالهای ۱۹۲٠
رو به افزایش نهاد، اما این افزایش نه بلحاظ ‌قیمت، بلکه، بلحاظ حجم فیزیکی بود.
نوعی در جا زدن اتفاق افتاد. مسئله در این است، که بحران اقتصادی که در غرب شروع
شد، به کاهش قیمتها در بارارهای کالا منجر گردید. برخی تحلیلگران می‌گویند، که باد
در بادبان قایق صنعتی‌سازی اتحاد شوروی دمید: گویی، شانس آوردیم، ما ابزار تولید
را به قیمت ارزان خریدیم. این درست است. اما مسئله این است، که کاهش قیمتها در
بازار مواد خام نیز اتفاق افتاد، مخصوصا، بمراتب زیادتر از بازار محصولات آماده.
ما ارز را به قیمت گزاف بدست ‌آوردیم. اگر در بازه زمانی سالهای ۱۹۲۴- ۱۹۲۸ میانگین حجم صدور سالانه کالاها
از اتحاد شوروی به ۷
میلیون و ۸۶ هزار تن می‌رسید، در سال ۱۹٣٠ تا ۲۱ میلیون و ٣٠٠ هزار تن و در سال ۱۹٣۱ تا ۲۱ میلیون و ۸٠٠ هزار تن افزایش یافت. در
سالهای بعد تا سال ۱۹۴٠
میانگین حجم صادرات درست به ۱۴
میلیون تن رسید. با این وجود، طبق برآوردهای من، مبالغ حاصل از صادرات فقط نیمی از
همه هزینه‌های ارزی صنعتی کردن را تا سالهای پیش از جنگ تأمین می‌کرد.

منبع
دیگر- طلا، اما نه آن طلایی که گویا از روسیه تزاری به ارث رسیده بود. تا اواسط
سالهای ۱۹۲٠ از این
طلاهای ارثی چیزی باقی نماند. آنها بطرق مختلف و تحت عناوین مختلف از کشور خارج
گردیده بودند. طلای «کمینترن» (هدیه کمونیست‌های کشورهای خارجی) و «طلای
لوکوموتیو»، اخذ شده از خزانه بانک دولتی برای خرید لوکومتیوها و همه وسایل راه‌آهن
در سوئد وجود داشت. کار معامله با «طلای لوکوموتیو» بواسطه تروتسکی انجام
گرفت. برای آزمودن این کلاهبردار، وی مدتی در پست وزارت راه و ترابری
مسغول شد. اتحاد شوروی هیچ لوکوموتیوی از سوئد دریافت نکرد و طلاها بدون ردیابی گم
و گور شدند (پیش از همه، به بانکهای سوئد، سوئیس و آمریکا انتقال یافتند).
خوانندگان برای اطلاع از سرنوشت طلای روسیه تزار ی می‌توانند به کتاب «طلا در
تاریخ روسیه و جهان در اعصار نوزده تا بیست و یکم»، تألیف همین قلم رجوع کنند
(مسکو، «مام میهن»، ۲٠۱۷).

در
هر حال، از طلا برای صنعتی کردن استفاده شد. اما این، همان طلایی بود که در کشور
اندوخته شده بود. در اواخر سالهای ۱۹۲٠
تولید طلا در اتحاد شوروی به سطح سالهای قبل از انقلاب رسید (در سال ۱۹۲۸، ۲۸ تن تولید شد). در خصوص تولید سال
۱۹٣٠ تا کنون اطلاعی در دست
نیست، اما بر اساس منابع ثانوی می‌توان قبول کرد، که در اواسط برنامه ده ساله،
استخراج طلا به ۱٠٠ تن در سال رسید. و در
پایان برنامه ده ساله، برخی‌ها به رقمی در حدود ۲٠٠ تن در سال اشاره می‌کنند. اما
همه طلا برای وارد کردن ماشین آلات و تجهیزات صرف نشد؛ کشور برای جنگ آماده می‌شد،
وجود ذخیره دولتی ضروری بود و طلا بمثابه منبع راهبردی تلقی می‌گردید. اندوخته طلای
اتحاد شوروی تا آغاز جنگ کبیر میهنی حداقل ۲٠٠٠
تن برآورد می‌شود. «کارگاه ارز» که در آنسوی اورال، بویژه، در شرق دور،
دایر شده بود، در سالهای جنگ نیز به کار خود ادامه داد. آمریکایی‌ها، در ضمن،
بدلیل عملکرد مؤثر «کارگاه ارز» در شرق دور، در راستای اجاره دادن آن به اتحاد
شوروی تصمیم مثبتی اتخاذ نمودند.

در
پایان موضوع طلا، لازم به ذکر می‌دانم، که شبکه مغازه‌های خرید فلزات گرانبها
بعنوان یک منبع دیگر، نقش مهمی در افزایش اندوخته طلای کشور ایفاء کرد (خرید فلزات
گرانبها و ارز از شهروندان و خارجیان به ازای فروش کالاهای مصرفی کمیاب). حداکثر
میزان طلای خریداری شده از شهروندان در سال ۱۹٣۲، ۲۱ تن و در سال ۱۹٣٣، ۴۵ تن بوده است. واقعیت این است، که
پس از بهبودی تأمین خواربار شهرها از اواسط سالهای ۱۹٣٠، خرید فلزات گران‌قیمت از طریق
شبکه‌ مغازه‌های خریدار بشدت کاهش یافت.

توجه
نامتناسب هر چه بیشتر نسبت به چنین منبع تأمین ارز، مانند فروش آثار هنری ارزشمند
موزه ارمیتاژ و سایر موزه‌های کشور مبذول می‌شود. سازمان ویژه اشیای «عتقیه» تشکیل
گردید (تحت مدیریت کمیساریای تجارت خارجی)، که تعداد ۲۷٣٠ فقره تصویر از موزه‌های مختلف
به آن تحویل گردید. در بنیاد اشیای «عتقیه»، به اعتقاد کارشناسان، آثار هنری
ارزشمندی وجود نداشت. فروش‌ها در شرایط بحران اقتصادی جهانی، زمانی که تقاضا برای
آنها بسیار کم بود، انجام گرفت. کمتر از نیمی از تصاویر- ۱۲۸٠قطعه بفروش رفت، بقیه به جای اول
خود برگردانده شد. در مجموع، از فروش آثار هنری موزه‌ها در حدود ۲۵ میلیون روبل طلا بدست آمد.

نسخه
دیگری برای افراد کم سواد وجود دارد. گویا صنعتی کردن در اتحاد شوروی را شرکت‌های
خارجی، پیش از همه، آمریکایی، سپس انگلیسی و بخشا فرانسوی و تا چند سال قبل از
شروع جنگ، آلمانی انجام دادند. بعضی‌ها معتقدند، که کسب و کار غربی با سرمایه‌گزاری‌های
خود به اتحاد شوروی آمدند. به هیچوجه چنین نبود! غربی‌ها نه با پول، بلکه، بمنظور
بدست آوردن پول به کشور ما آمدند. آنها بعنوان تحویل دهندگان ماشین آلات و
تجهیزات، طرح مؤسسات را اجرا کردند، به کارهای ساخت و ساز، مانند نصب و راه‌اندازی
کار‌خانه‌ها مشغول شدند، کار با دستگاه‌ها
را به اتباع اتحاد شوروی آموزش دادند و الی‌آخر. یادآوری شرکت آمریکایی آلبرت
کون
(۱)،
که پیش از همه به بازار اتحاد شوروی وارد شد، مخصوصا جالب است. این شرکت، ساخت ۵٠٠  کارخانه عظیم و بسیار
بزرگ را طراحی و اجرا کرد. مؤسساتی مانند نیروگاه برق آبی دنپر، کارخانه‌
تراکتورسازی استالینگراد و دیگر کارخانه‌های تراکتورسازی، مجتمع فولاد
ماگنیتاگورسک، کارخانه خودروسازی (شهری) نیژه‌گوراد و غیره، چند نمونه‌ از ساخت و
سازهای این شرکت بودند. کمپانی‌های غول‌آسای آمریکایی مانند شرکت جنرال الکتریک،
کمپانی رادیوی آمریکا، فورد موتور، هاروستر اینترنشنال، داپونت د نمورز(۲) و دیگران طرف تجاری پیشرو
در سالهای نخستین برنامه پنج سال بودند. با این وجود، بار دیگر تأکید می‌کنم: آنها
نه با پول، بلکه، برای بدست آوردن پول به کشور ما آمدند
. بحران اقتصادی جهان
را درنوردیده بود، و کمپانی‌های غربی ممنوعیتهای متعدد اعلام شده دولتهای غربی
برای همکاری با اتحاد شوروی را آشکارا زیر پا می‌گذاشتند یا دور می‌زدند (محاصره
تجاری – اقتصادی کشور ما تا پایان سال ۱۹۲۹
بسیار شدیدتر از تحریمهای کنونی غرب بر علیه فدراسیون روسیه بود؛ بحران باعث تضعیف
محاصره گردید).

غرب
تقریبا هیچ اعتبار بانکی بلند مدت به اتحاد شوروی نداد. فقط پولهای کوتاه مدت،
وامهای تجاری می‌داد. بانک صادرات و واردات ایالات متحده آمریکا از سال ۱۹٣۴ اعتبار دو سوم خریدهای اتحاد شوروی
از بازار آمریکا را تأمین کرد، اما این‌ها، باز هم وامهای کوتاه مدت بودنذ، که
صادرکنندگان آمریکایی دریافت کنندگان آنها بودند. آمریکا علیرغم همه دشمنی‌های خود
با اتحاد شوروی، مجبور بود بمنظور حمایت از کار و کسب گرفتار شده در شرایط سخت،
این اعتبارات را تأمین نماید. وام‌های تجاری هم بودند- تعویق پرداختها در
قراردادهای تحویل تجهیزات، امور نصب و ساخت و ساز و غیره پیش‌بینی شده بود.

تعبیر
دیگری مبنی بر این وجود دارد، که غرب در هر حال برای صنعتی کردن اتحاد شوروی پول
زیادی در اختیار استالین گذاشت. صنعتی کردن اتحاد شوروی، یعنی پروژه پشت صحنه
جهانی که زمینه رویارویی نظامی آلمان و اتحاد شوروی را آماده ساخت. سرمایه
آنگلوساکسونهای غربی واقعا هم آلمان را تأمین مالی کرد. این واقعیت را، بعنوان
مثال، نویسنده آمریکایی، اِ. ساتون(٣) در
کتاب «وال استریت و به قدرت رسیدن هیتلر» توضیح داده است. در این کتاب و
آثار مشابه آن اسناد زیادی دال بر تأئید این واقعیت وجود دارد، که غرب هیتلر را
تأمین مالی کرد، او را به قدرت رساند، و سپس میلیاردها دلار و پوند استرلینگ به
اقتصاد آلمان تزریق نمود و برای تهاجم نظامی به اتحاد شوروی او را آماده کرد. در
همین حال، حتی یک سند هم دال بر تأئید حمایت غرب از صنعتی کردن در اتحاد جماهیر
سوسیالیستی شوروی وجود ندارد!

ذکر
همه گمانه‌زنی‌های دایر بر منابع تأمین ارزی صنعتی کردن اتحاد شوروی در مقاله نمی‌گنجد.
برخی از آنها خیالی، برخی دیگر، شبه‌واقعیت هستند، اما تاکنون هیچگونه مدرکی دال
بر تأئید آنها وجود ندارد (همه آرشیوها باز نشده است). برای آشنایی با این مسائل،
علاقمندان می‌توانند علاوه بر کتاب «اقتصاد استالین» به کتاب «روسیه و غرب در
قرن بیستم. تاریخ رویارویی اقتصادی و همزیستی
» (مسکو، بنیاد تمدن روسی، سال ۲٠۱۵)، از تألیفات من رجوع کنند.

ادامه
دارد…

بقلم،
والنتین کاتاسانوف 
(Valentin Katasonov)، پروفسور، دکتر
علوم اقتصاد، مدیر مرکز مطالعات اقتصادی «شاراپوف» روسیه، مشاور اقتصادی اسبق دبیر
کل سازمان ملل متحد، پژوهشگر مسائل پشت صحنه.

برگردان: ا.
م. شیری

۸ اردیبهشت- ثور ١٣۹۸

https://eb1384.wordpress.com/2019/04/28/

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱، ۲ و ٣–
عناوین شرکت‌ها و نویسنده آمریکایی به الفبای اصلی:

1- Albert
Kun

2- General Electric, Radio Corporation of
America, Ford Motor Company, International Harvester, Dupont de Nemours

3- E. Sutton




گام های مشترک کارگران ایران برای بزرگداشت اول ماه مه

• سندیکای کارگران شرکت واحد، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، گروه اتحاد بازنشستگان، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، اتحاد سراسری بازنشستگان، اتحادیه نیروی کار پروژه ای، بازنشستگان سندیکای بافنده سوزنی، بازنشستگان فلزکار-مکانیک، جمعی از کارگران صنف فلز کار و مکانیک و اتحادیه ی آزاد کارگران ایران روز اول ماه مه کارگران و زحمتکشان را به تجمع در برابر مجلس فرا خواندند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۷ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۲۷ آوريل ۲۰۱۹

تشکل های کارگری مستقل با انتشار فراخوان های مشترک و یا جداگانه کارگران ایران را به مناسبت روز جهانی کارگر به تجمع در برابر مجلس شورای اسلامی دعوت می کنند. طی روزهای جمعه و شنبه سه فراخوان دیگر به این مناسبت منتشر شده است. 
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، گروه اتحاد بازنشستگان و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری؛ از کارگران دعوت کرده اند روز یازده اردیبهشت ساعت ده صبح به مقابل مجلس بیایند.
همچنین فراخوان مشترکی از سوی اتحادسراسری بازنشستگان ایران، اتحادیه نیروی کار پروژه ای، بازنشستگان سندیکای بافنده سوزنی، بازنشستگان فلزکار-مکانیک و جمعی از کارگران صنف فلز کارو مکانیک به همین منظور منتشر شده است.
اتحادیه ی آزاد کارگران ایران نیز با انتشار فراخوان جداگانه ای از کارگران خواسته است تا در این روز به مقابل مجلس بیایند.
پیش از آن سندیکای کارگران شرکت واحد، شورای بازنشستگان ایران، گروه اتحاد بازنشستگان، کمیته ی هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری، کمیته ی پیگیری ایجاد تشکل های کارگری و تعدادی از دانشجویان در فراخوان های جداگانه ای (که در اخبار روز منتشر شده است)، از کارگران و آزادی خواهان دعوت کرده اند روز یازده اریبهشت در برابر مجلس شورای اسلامی تجمع کنند.

فراخوان مشترک
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
گروه اتحاد بازنشستگان
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری

فرخنده باد اول ماه می (۱۱اردیبهشت) روز اتحاد رزمنده ی کارگران ایران و جهان علیه نظام سرمایه داری!
حرکت دلیرانه ی صدها هزار کارگر شهرهای مختلف آمریکا در روز اول ماه می ۱۸۸۶ که برای برقراری ۸ ساعت کار در روز، اعتصاب کردند و بسیاری از آنان در صفوف متحد و فشرده در خیابان های شیکاگو با قدم های محکم و بدون ترس از پلیس و دیگر مزدوران سرمایه داری به تظاهرات برای خواست به حق خود روی آوردند تنها برای مقابله با سرمایه داران و کارفرمایان استثمارگر آمریکا صورت نگرفت؛ این جنبش همچنین پیامی بود برای همبستگی و اتحاد کارگران همه ی کشورها، فارغ از ملیت، جنسیت، عقیده، مذهب و نژاد در مقابل استثمار حاکم و شرایط دهشتباری که نظام سرمایه داری بر کارگران و دیگر مردم زحمتکش تحمیل کرده است. این پیام عملی، خونین و فراموش نشدنی که هنوز پس از ۱۳۳ سال در سراسر جهان طنین انداز است ادامه ی درسی بود که پیشروترین کارگران و اندیشمندان جهان با ایجاد اتحادیه بین المللی کارگران به طبقه کارگر ارائه کرده بودند.
پیام اول ماه می حدود صد سال پیش در ایران نیز منعکس شد و کارگران ایران سال ها این روز را جشن گرفته و این روز به سنت مبارزه برای خواست های برحق کارگران، معلمان، دانشجویان، روشنفکران، بازنشستگان، زنان و تمامی مزدبگیران زحمتکش، تبدیل گشته است. 
نظام سرمایه داری در ایران بر مبنای ضرورت و تابعیت از مناسبات جهانی و تحت تأثیر بحران اقتصادی و عقب ماندگی مناسبات سرمایه داری داخلی، همواره به خشن ترین شیوه های سیاسی و اقتصادی در مقابل کارگران و زحمتکشان ایران و مطالبات انبوه و پایمال شده ی آنان، توسل جسته است. این استثمار و خشونت نه تنها بر کارگران صنعت، معدن و کشاورزی بلکه بر سطح معیشت و شرایط اسفبار زندگی کارکنان رشته های مختلف خدمات و از جمله معلمان، پرستاران، بازنشستگان و … نیز وارد گشته و صف بندی مشترک و مبارزه پیگیر در جهت کسب مطالبات را متمرکزتر ساخته است. 
کشیده شدن مبارزات و اعتصابات کارگران به خیابان های شهرها همراه با خانواده ها و حمایت های کوبنده ی مردم (هپکو، هفت تپه، فولاد، سندیکای شرکت واحد و …)، در اعتراض به مزدهای ناچیز، تحمیل گرسنگی و کوچک سازی سفره ی خانواده ها، معوقات و وضعیت ننگین قراردادها، درخواست مسکن مناسب، فساد گسترده در جریان جابجایی ها و خصوصی سازی ها در نهادها، مراکز و عرصه های مختلف، از جمله عرصه صنایع، دانشگاه ها، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و …، بازداشت ها و پرونده سازی های بیشرمانه علیه کارگران، اعتصابات مداوم و سراسری معلمان و عدم حضور در کلاسها، تجمعات پیاپی بازنشستگان در مقابل مجلس، وزارت کار، سازمان برنامه و بودجه و سایر شهرها، تجمع و اعتصابات پرستاران در حیاط بیمارستان ها، اعتراضات وسیع دانشجویان، زنان، فعالان محیط زیست، همه و همه نشان دهنده این واقعیت است که استمرار این شرایط غیرانسانی و تحمیلی، راهی جز اتحاد و ارتقاء سطح مبارزات متشکل جاری مشترک برایمان دربرندارد.
علاوه بر این، در نهایت تأسف بخش عظیمی از مناطق ایران و مردم محروم در معرض فاجعه سیل اخیر قرار گرفته، شماری از مردم جان خود را از دست داده اند و خسارت های عظیمی به سرپناه و دارایی های شهروندان وارد گردیده است. یکی از علل گستردگی خرابی ها و آوارگی مردم بر اثر بی مسئولیتی ارگان ها و متولیان حاکم، عدم رعایت استاندارد در ساخت و سازها و تخریب محیط زیست می باشد. این فاجعه تأثیرات مخرب و هولناکی بر زندگی و معیشت زحمتکشان این مناطق وارد ساخته است و کارگران و همه مردم حق دارند دولت را پاسخگوی رفع مشکلات و نیازهای خود بدانند و بر امر کمک رسانی و بازسازی این مناطق پافشاری کنند.
ما از همه ی کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، زنان، بیکاران، دانشجویان و جوانان دعوت می کنیم با تجمع و همبستگی، روز جهانی کارگر (۱۱اردیبهشت) را روز اعتراض نسبت به شرایط غیرانسانی موجود و طرح مطالبات برحق خود قرار دهیم: 

۱- تعیین مزد حداقل به میزان ۷ میلیون تومان در ماه برای یک خانواده چهار نفری. 
۲- آزادی بی قید و شرط کارگران زندانی که برای خواست‌های خود مبارزه کرده‌اند و منع تعقیب قضایی آنها، آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و آزادی معلمان و دانشجویان زندانی.
۳- برقراری بیمه بیکاری برای تمام بیکاران و جویندگان کار. 
۴- ترمیم مستمری بازنشستگان حداقل به میزان ۷ میلیون تومان در ماه، تأمین بیمه های اجتماعی کامل و کارآمد و مسکن مناسب برای بازنشستگان، نظارت نمایندگان منتخب بازنشستگان بر صندوق‌های بازنشستگی و شرکت در مدیریت آنها.
۵-الغای هرگونه تبعیض جنسیتی، مذهبی، ملی و قومی در محیط کار و در سطح جامعه، 
۶- برابری مزد زنان و مردان در شرایط کار برابر و برابری حقوق کارگران مهاجر با سایر کارگران و رفع تبعیض از آنها. 
۷-منع کار کودکان 
۸- حق برخورداری از تشکل های مستقل و سندیکا و برقراری مذاکرات دستجمعی میان کارگران و کارفرمایان.
۹- لغو قراردادهای سفید امضا. 
۱۰- آزادی بیان، تحزب، عقیده، اعتراض، گردهمایی، اعتصاب و راهپیمایی. 
۱۱- ایجاد یک صندوق با تعهد دولت برای پرداخت فوری تمام مزدها و مزایای عقب افتاده کارگران.
۱۲- ما به همراه عموم کارگران ایران و جهان، سیاست‌های مداخله گرانه، جنگ افروزانه و تجاوزکارانه از جانب هر دولت متجاوزی را علیه مردم کشورها محکوم نموده و خواهان برقراری صلح، امنیت، رفاه و پیشرفت برای تمامی مردم ایران، منطقه و جهان هستیم.
۱۳- تأمین نیازهای فوری سیل زدگان ازجمله خوراک، پوشاک، بهداشت و درمان و مراکز آموزشی و تأمین مسکن مناسب و بازسازی رایگان و جبران همه خسارات آنها از جمله خسارات کشاورزان توسط دولت. 
۱۴- اعلام تعطیلی رسمی روز کارگر و آزادی برگزاری مراسم بزرگداشت اول ماه می در سطح کشور. 

گسترده، مستحکم و رزمنده باد اتحاد و همبستگی بین المللی کارگران جهان!
رساتر و کوبنده‌تر باد فریاد حق طلبی کارگران و زحمتکشان علیه نظام سرمایه داری و قدرت های حامی آن!
پر طنین باد پیام آزادی بخش اول ماه می روز جهانی کارگران!

۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
گروه اتحاد بازنشستگان
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری

اول ماه مه برابر با یازده اردیبهشت ماه، روز جهانی کارگر است. این روز، روز ما کارگران در سراسر جهان است. ما این روز را که حاصل مقاومت، ایستادگی و جانفشانی میلیونها کارگر و انسان مبارز و از جان گذشته در اقصی نقاط دنیا برای پایان دادن به فقر و نابرابری و نابودی بهره کشی انسان از انسان است گرامی می داریم. 

برگزاری مراسم مستقل روز جهانی کارگر یکی از بدیهی ترین و خدشه ناپذیرترین حقوق اجتماعی ما کارگران است. 

ما پیشاپیش اعمال هر گونه محدودیتی در برگزاری مراسم روز جهانی کارگر را قویا محکوم میکنیم و با فراخوان به کارگران(شاغل،بیکار و بازنشسته) در سراسر کشور برای برگزاری هر چه شکوهمندانه تر مراسم این روز، دست در دست هم و متحدانه راس ساعت ده صبح روز چهار شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه در مقابل مجلس ” شورای اسلامی” گرد هم میائیم و بطور یکپارچه ای خواهان پایان دادن به فقر و فلاکت و گرانی، و در کل شرایط مصیبت باری می شویم که به ما کارگران و همه مزدبگیران زحمتکش تحمیل شده است. 

فراخوان مشترک
اتحادسراسری بازنشستگان ایران 
اتحادیه نیروی کار پروژه ای 
بازنشستگان سندیکای بافنده سوزنی 
بازنشستگان فلزکار-مکانیک 
جمعی از کارگران صنف فلز کارو مکانیک

اول ماه مه برابر با یازده اردیبهشت ماه، روز جهانی کارگر است. این روز، روز ما کارگران در سراسر جهان است. ما این روز را که حاصل مقاومت، ایستادگی و جانفشانی میلیونها کارگر و انسان مبارز و از جان گذشته در اقصی نقاط دنیا برای پایان دادن به فقر و نابرابری و نابودی بهره کشی انسان از انسان است گرامی می داریم. 
برگزاری مراسم مستقل روز جهانی کارگر یکی از بدیهی ترین و خدشه ناپذیرترین حقوق اجتماعی ما کارگران است. 
ما پیشاپیش اعمال هر گونه محدودیتی در برگزاری مراسم روز جهانی کارگر را قویا محکوم میکنیم و با فراخوان به کارگران(شاغل،بیکار و بازنشسته) در سراسر کشور برای برگزاری هر چه شکوهمندانه تر مراسم این روز، دست در دست هم و متحدانه راس ساعت ده صبح روز چهار شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه در مقابل مجلس ” شورای اسلامی” گرد هم میائیم و بطور یکپارچه ای خواهان پایان دادن به فقر و فلاکت و گرانی، و در کل شرایط مصیبت باری می شویم که به ما کارگران و همه مزدبگیران زحمتکش تحمیل شده است. 

اتحادسراسری بازنشستگان ایران 
اتحادیه نیروی کار پروژه ای 
بازنشستگان سندیکای بافنده سوزنی 
بازنشستگان فلزکار-مکانیک 
جمعی از کارگران صنف فلز کارو مکانیک

فراخوان اتحادیه ی آزاد کارگران ایران
اول ماه مه برابر با یازده اردیبهشت ماه، روز جهانی کارگر است. این روز، روز ما کارگران در سراسر جهان است. ما این روز را که حاصل مقاومت، ایستادگی و جانفشانی میلیونها کارگر و انسان مبارز و از جان گذشته در اقصی نقاط دنیا برای پایان دادن به فقر و نابرابری و نابودی بهره کشی انسان از انسان است گرامی می داریم.
برگزاری مراسم مستقل روز جهانی کارگر یکی از بدیهی ترین و خدشه ناپذیرترین حقوق اجتماعی ما کارگران است. 
ما پیشاپیش اعمال هر گونه محدودیتی در برگزاری مراسم روز جهانی کارگر را قویا محکوم میکنیم و با فراخوان به کارگران (شاغل،بیکار و بازنشسته) در سراسر کشور برای برگزاری هر چه شکوهمندانه تر مراسم این روز، دست در دست هم و متحدانه راس ساعت ده صبح روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ماه در مقابل مجلس “شورای اسلامی” گرد هم میائیم و بطور یکپارچه ای خواهان پایان دادن به فقر و فلاکت و گرانی، و در کل شرایط مصیبت باری می شویم که به ما کارگران و همه مزدبگیران زحمتکش تحمیل شده است.




سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران: روز کارگر را با شکوهتر برگزار کنیم!

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۷ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۲۷ آوريل ۲۰۱۹

طبقه زحمتکش ایران در حالی به پیشواز اول ماه مه می رود که سیل در جنوب و غرب و شمال کشور، هستی اش را به دلیل سومدیریت به یغما برده و با دستورات وزارت کار دستمزدش از ۲۵۶ دلار در سال گذشته به ۱۲۶ دلار کاهش یافته است. اندوخته های کارگران در سازمان تامین اجتماعی بازیچه دستورات دولت برای دست اندازی بیشتر به این منابع گردیده و صندوق های بازنشستگی را به سمت ورشکستگی می کشاند. در همین حال عفریت جنگ بر سر کشورمان به پرواز در آمده است. پس در روز کارگر می آییم تا بخواهیم: 
۱-دستمزد ۱ میلیون و پانصد هزار تومان با مقیاس دلار در گردش می شود ۱۲۶ دلار که زندگی هیچ خانواده ای را در یک ماه تامین نخواهد کرد و این در حالی است که از سال گذشته با تغییرات دلار، ثروتمندان ۵/٣ برابر به ثروت شان افزوده گشته است. دولت می تواند با کاهش حقوق های نجومی مدیران کارخانه ها و هیات های مدیره به ۷ برابر حقوق یک کارگر به ترمیم مزدها بپردازد و مابقی را از طریق مالیات از ثروتمندان اخذ کند و بقیه را از صندوق ذخیره ارزی تامین نموده مزدها را افزایش دهد. تا افزایش حقوق کارگران درحد تأمین مناسب زندگی یک خانواده ۴ نفره اجرایی شود. 
۲- دست ها از سازمان تامین اجتماعی کوتاه. مدیران نالایق اخراج و حقوق های نجومی مدیران و اعضای هیات مدیره ها باید لغو شوند. ۱٨۰ هزار میلیارد تومان بدهی دولت به تامین اجتماعی پرداخت شود تا سازمان تامین اجتماعی از ورشکستگی نجات یابد. می توانیم مدیران لایق را با کمترین حقوق به شما معرفی کنیم. 
٣- خانواده های کشاورزان در شمال، غرب، جنوب دچار خسارت گشته اند و باید کلیه وام های قبلی اشان بخشیده شده و کمک های بلاعوض برای ساخت مسکن و احیای زمین های کشاورزی و باغات و دامداری ها در اختیارشان قرار گیرد. 
۴- در جنگ فرزندان زحمتکشان دو طرف درگیر کشته می شوند بی آنکه خصومتی با هم داشته باشند. طبقه زحمتکش مخالف جنگ و طرفدار صلح است. ما هرگونه عمل تحریک آمیز که منجر به جنگ شود را محکوم کرده و هرگونه مداخله در امور کشورمان را جزو سیاست های نئولیبرالیستی می دانیم. تحریم های اعمال شده توسط کشورهای سرمایه داری را جنگی خاموش علیه زحمتکشان ایران دانسته و از همه مردم صلح دوست می خواهیم که بر علیه این جنگ خاموش یاور زحمتکشان ایران بوده و سکوت نکنند. 
۵- محدودیت علیه سندیکاهای کارگری و سرکوب کوشندگان برای تشدید غارت و اجرای سیاست های نئولیبرالیستی در ایران است. عقب انداختن حقوق های کارگران به مدت بیش از ۵ ماه و به گرسنگی کشاندن خانواده های کارگری باعث نخواهد شد که مبارزات کارگری خاموش شود. لذا ما خواهان پرداخت حقوق کارگران بعد از پایان هرماه کاری، ممنوع کردن قراردادهای سفید امضا، قراردادهای موقت و اجحاف های گوناگون که باعث عدم امنیت شغلی کارگران می باشد، هستیم. 
۶- همه کوشندگان و کنشگران صنفی و مدنی باید آزاد شوند. آنان نه تنها امنیت کشور را به خطر نمی اندازند بلکه خود اقتدار امنیت ملی کشور هستند. مبارزات این کوشندگان امنیت غارتگران را به خطر انداخته است. ما خواهان فعالیت آزاد سندیکاها و تشکلهای مستقل کارگری، آزادی ایجاد سندیکا و نهادهای مستقل، و آزادی تمام کوشندگان کارگری از زندان و رفع محدودیت های غیرقانونی هستیم. 

می آییم تا خواسته های گفته شده را هرچه رساتر با خواهران و برادران زحمتکش مان در اول ماه مه روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ساعت ۱۰ صبح در مقابل مجلس فریاد بزنیم. 

گسترده تر باد همبستگی زحمتکشان ایران و جهان 
پیروز باد اتحاد خلق 
گرامی باد اول ماه مه 

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران 
۷ اردیبهشت ۱٣۹٨




محاکمه سه عضو کانون نویسندگان ایران

• روز شنبه دادگاه محاکمه سه عضو کانون نویسندگان ایران آغاز شد. در نخستین روز دادگاه بکتاش آبتین محاکمه شد، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن هم روز یکشنبه محاکمه می‌شوند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۷ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۲۷ آوريل ۲۰۱۹

                       از راست به چپ: کیوان باژن، بکتاش آبتین، رضا خندان (مهابادی) 

روز شنبه در آستانه ی روز جهانی کارگر همزمان با بازداشت چهره های سرشناس جنبش کارگری، دادگاه محاکمه سه عضو کانون نویسندگان ایران در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران آغاز شد. در نخستین جلسه ی دادگاه بکتاش آبتین، شاعر، فیلمساز و از اعضای کانون نویسندگان محاکمه شد. رسیدگی به پرونده ی رضا خندان مهابادی و کیوان باژن، دو عضو دیگر کانون نویسندگان که همراه با وکیلان مدافع خود در دادگاه حضور داشتند به روز یکشنبه ۸ اردیبهشت موکول شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا اتهامات عنوان شده در این جلسه دادگاه علیه بکتاش آبتین، “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” عنوان شده است. 

گفته می‌شود برخی مصادیق این اتهامات در ارتباط با کتاب‌های کانون نویسندگان از جمله کتاب «پنجاه سال کانون نویسندگان ایران»، بیانیه‌های کانون نویسندگان و یادداشت‌ها و مطالب منتشر شده در صفحات شخصی وی بوده است.

در پایان جلسه دادگاه به آقای آبتین گفته شده که ظرف روزهای آینده حکم صادر و به ایشان ابلاغ خواهد شد.

گفتنی است در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۷، ماموران وزارت اطلاعات ۱۲۰ نسخه کتاب “پنجاه سال کانون نویسندگان ایران” (شامل ۳۰ دوره ۴ جلدی) که توسط هیئت تحریریه‌ کمیسیون پنجاه سالگی کانون نویسندگان ایران به مناسبت پنجاه سالگی این نهاد غیردولتی منتشر شده بود را ضبط کرده و با خود برده بودند.

بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن در مردادماه سال گذشته از بابت همین پرونده در شعبه ۷ دادسرای اوین با عنوان “تبلیغ علیه نظام” و در تاریخ ۱۲ آبان‌ ماه در پی احضار مجدد به این شعبه با عناوین دیگر “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” و “تشویق بانوان کشور به فساد و فحشا” تفهیم اتهام شدند.

در تاریخ ۲ بهمن‌ماه ۹۷، کیوان باژن، رضا خندان مهابادی و بکتاش آبتین برای رسیدگی به پرونده‌شان در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران حاضر شده و به دلیل افزایش قرار صادره از کفالت به وثیقه یک میلیارد تومانی و عدم توانایی در تامین آن بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند. طی این جلسه قاضی مقیسه با درخواست آنها جهت حضور وکیل مورد نظرشان مخالفت کرده بود.

رضا خندان مهابادی در تاریخ ۶ بهمن‌ماه، بکتاش آبتین در تاریخ ۸ بهمن ماه و کیوان باژن در تاریخ ۱۰ بهمن ماه هر یک با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شدند.

در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴ پنج مأمور وزارت اطلاعات با حکم شعبه ۱۲ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه به خانه بکتاش آبتین رفتند و ضمن تفتیش منزل او بیش از دو هزار قلم فیلم، عکس‌های خانوادگی، موبایل، لپ‌تاپ و اسناد کانون نویسندگان ایران را ضبط کردند و پس از آن ایشان طی بیش از ۱۷ جلسه در خصوص فعالیت‌های هنری، ادبی و سینمایی خود بازجویی شدند. دلیل احضار و بازجویی ایشان “انتشار نشریه غیرقانونی” و “تبلیغ علیه نظام” عنوان شده بود.

یک هفته بعد از احضار بکتاش آبتین، رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن نیز به ترتیب احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفتند. دلیل احضار و بازجویی ایشان، تبلیغ علیه نظام عنوان شده بود.

کانون نویسندگان ایران یک نهاد غیردولتی متشکل از نویسندگان، مترجمان، ویراستاران و بخشی از انجمن جهانی قلم است، این کانون در سال ۱۳۴۷ رسما با هدف تشکل یابی صنفی نویسندگان و مبارزه با سانسور اعلام موجودیت کرد، کانون نویسندگان و اعضای آن از ابتدای تشکیل و به ویژه طی دهه های ۶۰ و ۷۰ با درجات مختلف سرکوب، از سانسور و تعقیب قضایی گرفته تا قتل روبرو بوده‌اند. محمدجعفر پوینده و محمد مختاری از از جمله اعضای کانون نویسندگان بوده‌اند که در جریان قتل‌های زنجیره‌ای توسط وزارت اطلاعات به قتل رسیدند.

کانون نویسندگان ایران دو ماه پیش روز دوم بهمن با انتشار بیانیه ای ضمن اعتراض به بازداشت سه تن از اعضای خود اعلام کرد که «کانون نویسندگان ایران، تشدید قرار در حالی که متهم در دادگاه حضور یافته و مخالفت قاضی دادگاه با درخواست برخورداری متهم از وکیل را «نقض آشکار حقوق مسلم» متهم دانسته که «نشان می‌دهد که قاضی اصل بی طرفی را آشکارا زیر پا گذاشته است.»




به بازداشت فعالین کارگری در آستانه اول «می» وسیعا اعتراض کنیم

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه: به بازداشت فعالین کارگری در آستانه اول «می» وسیعا اعتراض کنیم 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۷ ارديبهشت ۱٣۹٨ –  ۲۷ آوريل ۲۰۱۹

روز ۶ اردیبهشت، تجمع فعالین کارگری و بازنشسته در پارک جهان نما واقع در اتوبان تهران کرج که به مناسبت گفتگو در مورد معضل بازنشستگان و روز جهانی کارگر برگزار شده بود، مورد یورش نیروهای سرکوبگر امنیتی، انتظامی قرار گرفت و حدود ۱۲ نفر را بازداشت کردند که تا ساعت ۷ و ٣۰ دقیقه عصر روز گذشته غیر از علیرضا ثقفی، هاله صفرزاده، پروین محمدی و واله زمانی بقیه بازداشت شدگان آزاد شدند. 
بازداشت فعالین کارگری در پارک جهان نما در حالی اتفاق افتاده است که روزهای گذشته نیز تعدادی از فعالین کارگری سنندج از جمله مظفر صالح نیا و غالب حسینی و همچنین اعضا انجمن صنفی کارگران ساختمانی کامیاران را به ادارات اطلاعات احضار و مورد تهدید قرار گرفته اند که مبادا مبادرت به برگزاری مراسم روز جهانی کارگر کنند. 
احضار وسیع فعالین کارگری طی چند روز گذشته و بازداشت گسترده روز گذشته فعالین کارگری، نه تنها از سر قدرتمندی سیستم سرکوب و بگیر و ببند نیست، بلکه کاملا از سر استیصال و درماندگی در برابر اوج گیری اعتراضات کارگری و توده ای علیه فلاکت اکثریت مردم در ازای شدت گیری مسابقات دزدی ها، غارتگری ها و چپاول های سازمان‌یافته است. 
سیستمی که نه تنها بعد از چهل سال غیر از فقر، گرانی و بیکاری چیزی را برای کارگران و اکثریت مردم جامعه به ارمغان نیاورده و همواره هر اعترضی را با بگیر و ببند، شلاق، گلوله و زندان پاسخ داده است، بلکه امروز درمانده تر از هر زمان دیگری نسبت به برآورده نمودن مطالبات طبقه کارگر و اکثریت محرومان، به ناچار متوسل به سرکوب برای پیشگیری از وقوع اعتراضات بنیان کن توده ای می شود. 
این استیصال تنها در برخورد با مطالبات انباشته شده تاکنونی کارگران و مردم نیست. فاجعه سیل نیز میدان دیگری برای بروز درماندگی دستگاه های دولتی و حکومتی بود در برابر نجات محاصره شدگان در سیل و کمک رسانی و تامین سرپناه و امرار معاش آنان، که باز هم چاره ای غیر از سرکوب مردم بی پناه و معترض و حمله به کمیته های کمک رسانی و بازداشت اعضای آنها را نداشتند. 
در آستانه روز جهانی کارگر و روز معلم که کارگران و دانشجویان و معلمان و تشکلهای آنها به برگزاری مراسم روز جهانی کارگر و روز معلم در مقابل مجلس فراخوان داده اند و از هم اکنون انتظار می رود که در این روزها تجمعات باشکوهی با طرح مطالبات و خواسته‌های توده ای علیه دستمزدهای زیر خط فقر، گرانی و بیکاری برگزار گردد، فعالین کارگری را احضار و بازداشت می کنند تا با ایجاد فضای رعب و وحشت از برگزاری مراسمات گسترده جلوگیری کنند. 
اما جنبش کارگری که امروز با حمایت های سراسری بخش های معترض جامعه به مرحله‌ای جدید و قابل توجه از نظر اهمیت و کسب قدرت بیشتری در میدان مبارزه گام نهاده است، دیگر قابل بازگشت حتی یک گام به عقب نیست و پاسخ درخور به سرکوبگری ها را خواهد داد. 
باید وسیعا به احضار، بازداشت و ایجاد فضای رعب و وحشت اعتراض کرد و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط بازداشت شدگان شد. 
پیش به سوی برگزاری مراسمات پرشکوه روز جهانی کارگر. 
زنده باد اول «می» روز جهانی کارگر 

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه 
۷اردیبهشت۹٨