با توجه به عدم پرداخت دستمزدهای کارگران راه آهن از سوی شرکت های قراردادی در فراخوانی در کانال رسمی کارگران و کارکنان نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن که دیروز ۶ اردیبهشت منتشر شده خطاب به کارگران اعتراضات سراسری از امروز شنبه ۷ اردیبهشت مطرح شده و آمده است:
ما خواهان آن هستیم حقوق بهمن و اسفند و عیدی و سنوات کارگران جنوب شرق زاهدان و سایر مناطق راه آهن فوری پرداخت شود, به همین دلیل اعتراضات کارگران از روز شنبه ۷ اردیبهشت در تمامی مناطق راه آهن شروع خواهد شد .
کارگران که نقش عمده ای در باز کردن خط راه آهن در هنگام سیل داشته اند و همچنان کارشان ادامه دارد ولی هم اکنون یک ریال پول برای پرداخت فیش آب و برق و خرید نان برای خانواده را ندارند .
این تجمعات قانونی است و هدف رساندن صدای کارگران میباشد .
نیروی خراسان نیروی زاگرس و لرستان نیروی هرمزگان نیروی آذربایجان تهران ـ اسلامشهر – رباط کریم – تعمیرات جاری شاهرود – سمنان – دامغان جنوب شرق زاهدان باشد تا اینکه مسئولین که هیچ در فکر کارگران نیستند به خود بیایند
اردیبهشت ۱۳۹۸
دیالکتیک هگل و فعلیت انقلابی
فریبرز مسعودی
” برای آدمهای متوسطِ معمولی، انقلاب پرولتاریائی وقتی چشمگیر میشود که تودههای کارگر بر باریگادها ایستاده باشند، و اگر این آدمهای متوسط اطلاعی عامیانه از مارکسیسم داشته باشند ــ حتی آن را هم انقلاب نمی دانند“
از نویدنو
لنین در نقدی بر آثار تولستوی با تمرکز بر دورۀ سالهای 1861 تا 1905، از کتاب «آناکارنینا» گفتگوی لوین دربارۀ گردآوری خرمن را نقل میکند: «اینجا اکنون در روسیه همه چیز آشفته و وارونه شده است و چیزها تازه دارد دوباره شکل می گیرد. این پرسش که شرایط چگونه شکل خواهد گرفت به یگانه پرسش مهم روسیه تبدیل شده است».
لنین طبق اسلوب نظریۀ هنری «بازتاب» بلینسکی با تحلیل و تبیین رویدادهایی که در آثار تولستوی، نویسندۀ بزرگ رئالیست روسیه، بازتاب یافته به کشف آن دسته از روابط و مناسبات اجتماعی روسیه از خلال این آثار می پردازد و آیندۀ آن را نشان میدهد؛ آیندهای که برای تولستوی خالق این آثار ناشناخته و مبهم است. لنین در این ارتباط به تفاوتهای گسترده از رشد و گسترش مناسبات اجتماعی و اقتصادی سرمایهداری در روسیه سوای آن چه در انگلیس، آلمان و فرانسۀ سرمایهداری روی داده پرداخته و ریشۀ تاریخی عدم شناخت تولستوی از آن چه که در روسیه آن زمان گذشته را ناشی از حضور نوعی از سوسیالیسم فئودالی در اندیشههای او تحلیل میکند. لنین با اشاره به وجود عنصر آرمانگرایی در آثار تولستوی اضافه میکند:
«در اینجا لازم است به این نکته اشاره کنیم که انواع متفاوتی از سوسیالیسم وجود دارد. در تمام کشورهایی که در آنها شیوۀ تولید سرمایهداری حاکم است، سوسیالیسمی است که بیانکنندۀ ایدئولوژی طبقاتی است که میرود جانشین بورژوازی شود؛ و نیز سوسیالیسمی که مبین خواست و نیازهای طبقاتی است که بورژوازی جای آن را میگیرد» (تولستوی و دوران او، ولادیمیر ایلیچ لنین، ترجمۀ مجید مددی).
ذهن نقاد لنین با ارتجاع مطلق خواندن نوع سوسیالیسم تولستوی ضمن بیارزش شناختن عنصر انتقاد در آثاری از این دست مینویسد: «در زمانی که ما نباید این اظهارنظر و مشاهدۀ تیز و ژرف مارکس را دایر بر این که ارزش عناصر انتقادی در سوسیالیسمهای آرمانگرا ”دربردارندۀ رابطۀ باژگونهای با تکامل تاریخی هستند“، از نظر دور بداریم. هرچه فعالیتهای نیروهای اجتماعی که در کار ”شکل بخشیدن“ به روسیۀ جدید و فرآیند رهایی از قید بدیها و زشتیهای اجتماعی امروز شتاب بیشتر و ویژگی نمایانتری به خود میگیرد، سوسیالیسم انتقادی آرمان گرا نیز سریعتر ”همهی ارزشهای عملی و حقانیت نظری خود را از دست میدهد“». (۱)
لوکاچ یکی از بزرگترین نظریهپردازان جامعهشناسی هنر و شاگرد تراز اول هگل که دست بر قضا نزد مخالفان لنین و انقلاب بولشویکی جایگاهی دارد و آثار درخشان او «تاریخ و آگاهی طبقاتی»، «پژوهشی در تاریخ رئالیسم اروپایی»، «هگل جوان»، «تاملی در وحدت اندیشه لنین» و … به بیشمار زبانهای دنیا ازجمله فارسی ترجمه شده است در کتاب « پژوهشی در رئالیسم اروپایی»(ترجمه اکبر افسری) با بررسی آثار نویسندگان برجستۀ سدههای نوزده و بیست ازجمله بالزاک، استاندال، تولستوی، زولا و گورکی با دیدگاهی جامعهشناسانه مینویسد: «رئالیسم سترگ راستین، انسان و جامعه را از دیدگاهی صرفاً انتزاعی و ذهنی به نمایش نمیگذارد، بلکه آنها را در تمامیت پویا و عینیشان به روی صحنه میآورد». وی در نقد آثار تولستوی مینویسد:
«معیار حقیقت، درک واقعیت است اما واقعیت هرگز نباید با آنچه تجربی است، با آنچه وجود دارد، اشتباه شود. واقعیت در بودن نیست؛ واقعیت در شدن است و آن هم نه بی یاوری اندیشه».
فعلیت انقلاب و آگاهی طبقاتی
لوکاچ ضمن بحث دربارۀ خودآگاهی طبقۀ کارگر، ماتریالیسم تاریخی را بهمثابۀ تئوری انقلاب پرولتاریایی که برای رهایی خود تلاش میورزد دانسته و دربارۀ فعلیت انقلابی مینویسد: «لنین “در محل و در نخستین لحظۀ اثربخشی، مسئلۀ اساسی زمان ما را دریافت و انقلابی را که در راه بود شناخت و از این دیدگاه، از دیدگاه فعلیت انقلاب به دیگران تفهیم کرد“».
درک لحظۀ انقلاب تنها مشکل نارودنیکها و سایر گروههای خردهبورژوا نبود بلکه بخش بزرگی از نیروهایی که جهانبینی مارکسی عامیانه داشتند حتی کسی مانند پلخانف را از دیدن فروغ انقلاب در افق ممکنات ناتوان کرده بود. لوکاچ مینویسد: «برای آدمهای متوسط ِمعمولی انقلاب پرولتاریائی وقتی چشمگیر میشود که تودههای کارگر بر باریکادها ایستاده باشند. و اگر این آدمهای متوسط اطلاعی عامیانه از مارکسیسم داشته باشند ــ حتی آن را هم انقلاب نمی دانند».
مارکسیستهای عامیانه که به آموزههای مارکس همچون آیات آسمانی مینگرند با دیدگاه مکانیکی و جبرگرایانه خود در مقایسه شرایط سرمایهداری انگلیس، آلمان و فرانسه با روسیه به این نتیجۀ غلط میرسند که شرایط آن روز روسیه انقلابی نبوده و بایستی تحت لوای حکومت بورژوازی کرنسکی تا رشد نیروهای کار برای انقلاب سوسیالیستی منتظر ماند. آنچه بخش بزرگی از مارکسیستهای همزمان با لنین در ارتباط با درک لحظۀ انقلاب نمیدانستند و اکنون نیز با جعل مارکسیسم ارتدوکس و نوگرا و هگلی و دمکرات و حقوقبشری نمیدانند، درک فعلیت انقلابی و پیوند آن با موضوع آگاهی طبقاتی پرولتاریا در طرح افق ممکنات است. فعلیت انقلابی همان رشتهای که لنین را به مارکس پیوند میدهد.
بررسی آثار لنین نشان میدهد که او از سال ۱۹۱۴فعالیتهای نظری خود را برای تبیین ویژگیهای سرمایهداری قرن بیستمی با خوانشی دوباره از آثار هگل و درک دیالکتیک هگلی آغاز کرد، خوانشی که نقطۀ عزیمت لنین را از فلسفه به سیاست و پس از آن به نظریههای اقتصادی شکل داد و اینگونه بود که مارکسیسم را از چربش خوانش عوامانۀ آن رهانید. او در اثر خود “درمورد مسئلۀ دیالکتیک” که نتیجۀ مطالعات عمیق فلسفۀ هگل بود، مارکسیسم را از نوع عامیانۀ آن جدا کرد و نشان داد که مارکسیسم عبارت از مشتی جزمیات نیست و در هر بحرانی باید و میتواند پیشفرضهای خود را بازآزمایی کند (اهمیت گسست لنین از مارکسیسم عامیانۀ برای بازسازی چپ، ترجمه ح آزاد). او همچنین در کتابهای «امپریالیسم» و «دولت و انقلاب» با خلق مفاهیم جدید به تبیین سرمایهداری قرن بیستم رسید، این مفاهیم جدید به او و مارکسیستها کمک کرد تا دیدگاههای تازهای دربارۀ تضادهای درونی نظام و نیروهای متضاد و همچنین قطببندیهای خارج از نظام مانند جنبشهای آزادیبخش به دست بیاورند. خلق این مفاهیم جدید از سرمایهداری بر پایه دیالکتیک هگلی به او کمک کرد تا دریابد که: «کلید انقلاب صرفاً نیروهای عینی نیستند، بلکه همچنین تکامل ذهنیت خودآگاهی است که از فعلیت خود آگاهی دارد» ( لوکاچ).
لنین با بهرهگیری از نظریۀ آگاهی طبقاتی کارگران بهعنوان یک طبقه و تحلیل ساختاری رویدادها به آنچه که میتواند برآیند این تضادها و تناقضهای عظیم در جامعۀ آن روز روسیه باشد در «تزهای آوریل» با طرح ریزی شِما و جهت گیری کلی انقلاب میگوید: «ویژگی لحظۀ کنونی در روسیه عبارت است از گذار از مرحلۀ اول انقلاب که حاکمیت را در اثر فقدان آگاهی و تشکل پرولتاریا به دست بورژوازی داده به دومین مرحله که باید حاکمیت را به دست پرولتاریا و بیچیزترین دهقانان بسپارد» (مجموعه آثار لنین ج 1).
او در کوران رویدادهای فوریه تا اکتبر ۱۹۱۷ درمییابد که حکومت دیگر توان سرکوب تودهها را از دست داده و مردم نیز نمیخواهند تحت ارادۀ حکومت بمانند. فرایند شدن در ژرفنای روابط اجتماعی و سیاسی جامعه دیرزمانی بود که آغاز شده بود، ولی چه چیز نویی جای آن چه کهنه است را خواهد گرفت؟ لنین هر مبارزۀ دیگری را در راه آزادیهای سیاسی و مقابل نهادن سوسیالیسم با سیاست در مبارزه طبقه کارگر برای پس گرفتن حکومت از دست دولت بورژوازی به سود بورژوازی تحلیل کرده (اشاره به شعارهای مبارزاتی منشویک ها و نارودنیکها) و با درس گرفتن از تجربۀ کمون پاریس که کمونارها علیرغم حضور جانانه و گسترده در صحنۀ انقلاب هرگز نتوانسته بودند شکل سازمانی مشخصی از حکومت انقلابی را برای حفظ حکومت کارگران در برابر بورژوازی و ارتجاع تأسیس کنند، با ترسیم افق انقلاب برخلاف نظر پلخانف و سران انترناسیونال اول و منشویکها مبنی بر تاسیس جمهوری پارلمانی، فرمان «همه قدرت به شوراها» را داد. این دقیقاً نمایش عینی درک لحظۀ انقلاب و همان ریسمانی است که لنین را به مارکس پیوند میدهد. کمونیستها به رهبری لنین با ترسیم طرح انقلاب در افق ممکنات چپ مارکسی و بهرهگیری از آگاهی طبقاتی پرولتاریا توانستند رهبری انقلاب را از تملک حاکمان بورژوا که دولت را آنگونه که لنین میگفت به علت کمبود «آگاهی طبقاتی پرولتاریا» غصب کرده بودند به در آورده و با این شعار ضمن تسخیر ماشین قدرت بوروکراتیک بوژوازی، دمکراسی مستقیم از پایین را در برابر دولت متمرکز سرمایهداری بنا کردند.
پ.ن ۱: اشارۀ لنین به بیاهمیت بودن عنصر انتقادی در اینگونه آثار ناظر به پیدایش مکتب انتقادی در روسیه است که پس از قیام بوگاچف در سدۀ ۱۸ میلادی شکل گرفت. بلینسکی منتقد و نظریهپرداز بزرگ روس نویسندگان و شاعران بزرگی همچون پوشکین، لرمانتف، نکراسف، تورگنیف و بزرگانی مانند گوگول و شچدرین را متعلق به این مکتب میداند. نویسندگان وابسته به این مکتب با انتقاد از وضعیت بردگی و استبداد به ستایش آزادیخواهی و انساندوستی بر نقش انتقاد تأکید میکردند. لنین این گونه انتقادها را اگرچه در سده 18 و 19 مهم می شمرد اما در جامعه سده بیستم نوعی بازگشت به عقب و ارتجاعی میدانست.
برگرفته از کانال تلگرامی توسعه ، فرهنگ ، آزادی
۴ نفر از کارگران بازداشت شده در تهران، هنوز آزاد نشده اند
ظهر روز جمعه ۶ اردیبهشت ماه نیروهای امنیتی به تعدادی از کارگران و اعضای تشکل های کارگری یورش برده و نزدیک به ۱۲ نفر از ایشان را بازداشت کرده و به زندان گوهر دشت کرج انتقال دادند. پروین محمدی، علیرضا ثقفی، هاله صفرزاده، واله زمانی، سعید ترابیان، فواد فتحی، مصطفی شوکت، امیر عباسی، صفیار قربانی از جمله بازداشت شدگان بوده اند.
تا ساعت ۷/۳۰ دقیقه عصر جمعه اکثر دستگیر شدگان آزاد شده اند. چهار نفر از ایشان به اسامی پروین محمدی نائب رئیس اتحادیه آزاد کارگران ایران، واله زمانی عضو سندیکای نقاشان استان البرز، علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر هنوز در بازداشت بسر میبرند و خبری از وضعیت ایشان در دسترس نیست. لازم به ذکر است که گوشی تلفن آزاد شدگان هنوز در اختیار نهادهای امنیتی است.
بازداشت کارگران و اعضای تشکل های کارگری در پارک جهان نمای کرج در ادامه احضار و تهدید تعداد زیادی از کارگران و فعالین کارگری در سراسر کشور و برای جلوگیری از برگزاری مراسم های روز جهانی کارگر صورت میگرد.
علاوه بر بازداشت های کارگری در تهران، طی روزهای گذشته اطلاعات شهر کامیاران چند نفر از اعضای انجمن صنفی کارگران ساختمانی کامیاران را احضار و آنان را تهدید کرده اند که نباید بهیچ عنوان برای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در شهر اقدامی انجام دهند و یا در مراسم روز جهانی کارگر شرکت کنند. به آن ها گفته شده اگر خلاف این دستور عمل کنند، به شدت با آنها برخورد خواهد شد. همچنین دیروز پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، احمد تقی زاده فعال کارگری ساکن ارومیه توسط اداره اطلاعات این شهرستان احضار شده و در ارتباط با فعالیت هایش در حوزه کارگران واحدهای صنعتی ارومیه مورد بازجویی قرار گرفته است. همزمان از شهرستان سنندج گزارش شده است که روز چهارشنبه ۴ اردیبهشت ماه، دو فعال کارگری به نام های غالب حسینی و مظفر صالح نیا از سوی سپاه پاسداران احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفتند. بر اساس این گزارش، احضار این افراد در آستانه روز جهانی کارگر صورت گرفته و به آنها اعلام شده است هیچگونه مجوزی برای تجمعات کارگری صادر نشده و در صورت تجمع، با آنها برخورد خواهد شد. غالب حسینی پیشتر در اسفندماه سال ۹۱ در شهر سنندج، به دلیل فعالیتهای کارگری، توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در محل کارش دستگیر شده بود.
فراخوان های کارگری به مناسبت روز جهانی کارگر
• سندیکای کارگران شرکت واحد، شورای بازنشستگان ایران و گروه اتحاد بازنشستگان در اطلاعیه های جداگانه ای برای تجمع روز یازده اردیبهشت در ساعت ده صبح مقابل مجلس فراخوان داده اند …
سندیکای کارگران شرکت واحد، شورای بازنشستگان ایران و گروه اتحاد بازنشستگان در اطلاعیه های جداگانه ای برای تجمع روز یازده اردیبهشت در ساعت ده صبح مقابل مجلس فراخوان داده اند. همچنین در اطلاعیه ی شورای بازنشستگان ایران و گروه اتحاد بازنشستگان اعلام شده است که آن در تجمع روز ۱۲ اردیبهشت به مناسبت روز معلم در برابر اداره ی کل آموزش و پرورش در تهران شرکت می کنند.
اطلاعیه ی سندیکای کارگران شرکت واحد سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به خاطر گرامیداشت روز جهانی کارگر (۱۱ اردیبهشت ۹۸) و در اعتراض به تعیین دستمزد زیر خط فقر، گرانی و تورم افسارگسیخته مایحتاج اولیه و معیشت کارگران، بازنشستگان و تمام مزدبگیران، ممانعت از ایجاد سندیکا و دیگر تشکل های مستقل کارگری، خصوصی سازی و پولی سازی آموزش و پرورش، قراردادهای سفید امضاء، تبعیض و نابرابری حقوق زن و مرد، افزایش بی رویه کودکان کار، بازداشت یا زندانی کردن کارگران و معلمان و دیگر فعالین صنفی که بخش عظیمی از کارگران و قشر فرودست جامعه را در بر می گیرد در مقابل مجلس ( میدان بهارستان) تجمع برگزار می کند. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از تمام همکاران محترم اعم از رانندگان، کارگران تعمیرگاه ها، پرسنل اداری و خدماتی، کنترلین و بازنشسته ها درخواست دارد جهت برگزاری هر چه باشکوه تر روز جهانی کارگر (۱۱ اردیبهشت) روز چهارشنبه ساعت ۱۰ صبح در مقابل مجلس (بهارستان) حضور بهم رسانند.
گرامی باد اول ماه مه ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه چهارم اردیبهشت ۹۸
اطلاعیه ی شورای بازنشستگان ایران
اول ماه مه (۱۱اردیبهشت) روز همبستگی جهانی کارگران ، روز اعتراض به مناسبات سرمایه و اعلام مطالبات برحق کارگران است. همچنین ۱۲ اردیبهشت روز بزرگداشت بخشی دیگر از طبقه مزد بگیر ایران، یعنی معلمان ا ست که با طرح و خواسته های مشترک به میدان میآیند. بازنشستگان نیز در کنار کارگران ،معلمان و میلیونها بیکارجویای شغل ، به عنوان بخش بزرگی از مزد بگیران، این دو روز را گرامی می دارند. شورای بازنشستگان ایران برای بیان مطالبات بازنشستگان و تقویت همبستگی میان کارگران و مزدبگیران جامعه، با مشارکت فعال در برگزاری تجمعات اعتراضی کارگران و معلمان از همه بازنشستگان دعوت می کند در تجمع روز جهانی کارگرو تجمع معلمان در ۱۲ اردیبهشت، فعالانه شرکت نمایند.
زمان: ۱۱ اردیبهشت ۹۸ ساعت: ۱۰ صبح مکان: بهارستان- مقابل مجلس
زمان ۱۲ اردیبهشت ۱۰صبح مقابل ادارات آموزش و پرورش تهران: خیابان طالقانی. اداره کل آموزش و پرورش
شورای بازنشستگان ایران ۶/۲/۱۳۹۸
فراخوان گروه اتحاد بازنشستگان برای شرکت در تجمع روز کارگر و معلم
اول ماه مه (۱۱اردیبهشت) روز جهانی کارگر و روز اعتراض بین المللی کارگران و روز اعلام مطالبات سرکوب شده کارگران است. ۱۲ اردیبهشت روز معلم که روز جانباختن دکتر خانعلی؛ معلم مبارز به دست رژیم پیشین است و روزی است که معلمان در پی خواسته های خود به خیابان می آیند. ▪️ بازنشستگان نیز در کنار کارگران و معلمان به عنوان بخش بزرگی از مزد بگیران و زحمتکشان این دو روز را گرامی می دارند.
▪️ گروه اتحاد بازنشستگان برای اعلام خواسته ها و تقویت همبستگی میان همه زحمتکشان جامعه، از برگزاری تجمع اعتراضی کارگران در مقابل مجلس و تجمع معلمان در مقابل اداره کل آموزش و پرورش حمایت کرده و از همه بازنشستگان دعوت می کند در هر دو تجمع روز کارگر و روز معلم شرکت نمایند.
زمان: ۱۱ اردیبهشت ۹۸ مکان: مقابل مجلس( مترو بهارستان)
زمان: ۱۲ اردیبهشت مکان: خیابان طالقانی مقابل اداره کل آموزش و پرورش
گروه اتحاد بازنشستگان ۹۸/۲/۵
جنبش انقلابی سودان با تمام توان ادامه دارد
منتشر شده در – ارديبهشت 04, 1398
رخدادهای سودان به دلیل اهمیتی که در تحوّلهای مردمی در دو قارهٔ آفریقا و آسیا دارد، همچنان در میان خبرهای قابلتوجه جهان است. در پی برکناری و بازداشت عمر البشیر در روز پنجشنبه ۲۲ فروردین ۹۸، پس از نزدیک به سی سال که او در صدر قدرت دولتی بود، شورای انتقالی نظامی مسئولیت ادارهٔ کشور را به دست گرفت. امّا برخلاف نظامیان سودان- که بخشی از آنها در پُستهای کلیدی در دولت البشیر شرکت داشتهاند- و نیز برخلاف حامیان خارجی شورای نظامی موقت مثل قطر و ایران و مصر و عربستان و امارات متحد عربی و آمریکا و اتحادیهٔ اروپا که خواستار فرونشاندن اعتراضهای مردمی پس از برکناری البشیر و تثبیت قدرت نظامیان- دستکم برای مدّتی- هستند، مردم سودان به این تغییر از بالا رضایت ندادهاند و همچنان به تظاهرات «برای برقراری دولت غیرنظامی» و استقرار دموکراسی ادامه میدهند.
روزهای جمعه و یکشنبهٔ گذشته ۳۰ فروردین، صدها هزار تن از مردم سودان در برابر وزارت دفاع گرد آمدند و با شعارهای «آزادی، صلح، و انقلاب، انتخاب مردم است» خواهان برقراری حاکمیت غیرنظامیان و برگزاری انتخابات دموکراتیک شدند. امّا نظامیان حاکم فعلاً با این خواست معترضان مخالفت کرده و اعلام کردهاند که دورهٔ انتقالی ممکن است تا دو سال، تا زمان برگزاری انتخابات، طول بکشد و آنها حاضرند که با گروههای مخالف و ضد البشیر برای شرکت دادن آنها در دولت غیرنظامی مذاکره کنند. همانطور که پیش از این در گزارشی که در نامهٔ مردم (شمارهٔ ۱۰۷۵) منتشر شد نوشتیم، حزب کمونیست سودان که نقش مؤثری در سازماندهی تظاهرات اخیر داشته است، روی کار آمدن نظامیان را کودتایی ارزیابی کرده است شبیه به آنچه در سال ۲۰۱۱ در مصر رخ داد و هدف از آن، حفظ قدرت در دست نیروهای سازشکار و راست و جلوگیری از تعمیق از انقلاب و قدرت گرفتن نیروهای مردمی ترقیخواه و دموکراتیک بود. حزب کمونیست سودان با درسگیری از تجربههای جنبشهای مردمی گوناگون در کشورهایی که مبارزه در شرایطی مشابه با شرایط سودان صورت میگیرد، بهویژه با علم به اهمیت و اثربخشی ادامهٔ حضور مردم در صحنهٔ مبارزه، به طور جدّی بر جنبههای دموکراتیک و ضددیکتاتوری انقلاب، توجه به خواستهای مبرم مردم و سکولاریسم، بازگشت نظامیان به پادگانها، و طرد اسلام سیاسی تأکید دارد.
حزب کمونیست سودان در اطلاعیهای که دوشنبهٔ هفتهٔ پیش منتشر کرده بود، خواهان تشدید مبارزهٔ تودهیی شده بود. در این اطلاعیه آمده است: «پژواک صدای جمعیت معترض که با شعار ‘آزادی، صلح، و انقلاب، انتخاب مردم است’ به خیابانها آمدهاند، در هر گوشهای از کشور به گوش میرسد… بهرغم برکناری و بازداشت البشیر، مخالفان خواهان انتقال فوری قدرت به نمایندگان مردماند که در جبههٔ ‘نیروهای آزادی و تغییر’ متشکل شدهاند. این سازمان، که شامل حزب کمونیست سودان نیز است، شورای نظامی حاکم را مجری کودتای نظامی بود، بخشی از رژیم گذشته میداند. نیروهای متشکل در سازمان مذکور، همچنان نقشی پیشاهنگ در پیشبُرد و تقویت اتحاد مردم در خیابانها به عهده دارند و فعالیت آنها تا همین امروز هم به برکناری البشیر و مقامهای نزدیک به او، آزادی زندانیان سیاسی، و پایان دادن به وضعیت اضطراری و حکومت نظامی و منع رفتوآمد منجر شده است.»
در ادامهٔ اطلاعیهٔ حزب کمونیست سودان آمده است که «پس از نزدیک به پنج ماه تظاهرات مسالمتآمیز بیوقفه، و بهرغم پیروزیهای به دست آمده، نیروهای مخالف در مبارزهشان برای تحقق تغییرهای بنیادی- شامل انتقال کامل قدرت به نمایندگان جبههٔ ‘نیروهای آزادی و تغییر’ و برچیدن و انحلال رژیم دیکتاتوری- همچنان متحدند… قدرت واقعی انقلاب سودان در حضور مردم در خیابانها و حفظ ماهیت مسالمتآمیز انقلاب است. حزب کمونیست سودان بار دیگر بر اهمیتِ تقویتِ همبستگی بینالمللی با پیکار مردم سودان که به مراحل پیشرفتهای رسیده و به تحقق هدفهایش نزدیک شده است، تأکید میکند.»
همانطور که اشاره شد، در تحوّلهای جاری سودان، دو جریان عمده تلاش دارند که مسیر تحوّل را به سمتوسوی دلخواه خود بکشانند. از یک سو، سازشکاران داخلی به حمایت آمریکا و اتحادیهٔ اروپا و دولتهای مرتجع منطقه مانند عربستان و بحرین و قطر خواهان توقف تحوّل انقلابیاند، و از سوی دیگر، نیروهای ترقیخواه و دموکراتیک مانند حزب کمونیست سودان و تشکلهای مشاغل حرفهیی خواهان پیشبُرد و تعمیق انقلاباند.
شایان توجه است که تشکیل جبههٔ وسیعی از مخالفان با دیدگاههای متفاوت، بر اساس کارپایهای مشترک و مورد پذیرش همه و منطبق با شرایط مشخص مبارزه، در سودان نتایج مثبت و پُرباری در امر طرد رژیم دیکتاتوری داشته و توانسته است به اتکای شعارهای مشترک، اتحاد کارسازی را در جنبش مردمی به وجود آورد و ابتکار عمل را از دست نیروهای راستگرا بگیرد. بر پایهٔ همین اتحاد است که اکنون جنبش مردمی مصرّانه خواستار واگذاری قدرت از نظامیان به حاکمیتی غیرنظامی و دموکراتیک است.
دفتر روابط خارجی حزب کمونیست سودان نیز روز شنبه ۳۱ فروردین اطلاعیهای دربارهٔ اوضاع جاری در سودان منتشر کرد. در این اطلاعیه آمده است: «مردم سودان همچنان شبانهروز برای تحقق خواستهای انقلابشان در امر دموکراسی و برقراری دولت غیرنظامی در حال پیکارند… این انقلاب ادامهٔ مبارزاتی است که از صبح روز کودتای رژیم اخوانالمسلمین در روز ۳۰ ژوئن ۱۹۸۹ [۱۵ شهریور ۱۳۷۶] آغاز شد. حزب ما از ژانویه ۲۰۱۸ تصمیم گرفت که جنبش مردمی آماده است که موضع تهاجمی بگیرد. خیزش ژانویهٔ ۲۰۱۸ بهرغم سرکوب خشنی که شد، به مردم اعتماد به نفس داد.» در ادامهٔ این اطلاعیه، حزب کمونیست سودان از همهٔ ملّتها، حزبها، و سازمانهایی که با مردم سودان و حزب کمونیست سودان ابراز همبستگی و از آنها حمایت کردهاند، سپاسگزاری کرده و بار دیگر بر موضع حزب کمونیست در مورد مخالفت با کودتای نظامی تا برقراری دولت غیرنظامی دموکراتیک تأکید کرده است. اطلاعیه در ادامه میافزاید: «نظر ما هنوز این است که اقدام شورای نظامی و کمیتهٔ امنیت، کودتایی نظامی است و کودتای نظامی باقی میماند تا زمانی که حاکمیت غیرنظامی در کشور برقرار بشود و موضع ارتش به سود مردم سودان و انقلاب آن باشد و این نهاد نظامی در جایگاه طبیعی خودش قرار بگیرد. این پیکاری است که ما همراه با مردم سودان به پیش میبریم و بیگمان هم پیروز خواهیم شد.» در پایان این اطلاعیه، ضمن اشاره به همبستگی بینالمللی با جنبش انقلابی مردم سودان آمده است: «ما تأکید میکنیم که تودههای مردم سودان و حزب کمونیست اکنون با تمام قوا در راه به سرانجام رساندن وظایف و هدفهای انقلاب دسامبر و برقراری حاکمیت غیرنظامی و دموکراتیک مبارزه میکنند. همبستگی شما بخشی اساسی از قدرت ما در این مبارزه است.»
گفتنی است که در پاسخ به درخواست رفقای سودانی، به کوشش حزب تودهٔ ایران کارزاری برای بسیج همبستگی حزبهای کمونیست و کارگری با جنبش ضددیکتاتوری سودان تدارک دیده شد و بیانیهٔ مشترک تازهای در حمایت از پیکار مردم و حزب کمونیست سودان در مرحلهٔ کنونی مبارزه پس از کودتای نظامیان و تشکیل شورای انتقالی نظامیان منتشر شد. این بیانیه جنبههای متعددی از مرحلهٔ کنونی مبارزهٔ مردم سودان را توضیح میدهد و تا کنون توسط 55 حزب کمونیست و کارگری حمایت شده است. در بخشی از این بیانیه آمده است: «خبر مربوط به ملاقات استیون کوتسیس، فرستادهٔ آمریکا به سودان، با محمد حمدان داغلو، معاون صدر شورای انتقالی نظامی، در مجمتع کاخ ریاستجمهوری در خارطوم، برای ما نگرانکننده است. داغلو از فرماندهان نیروهای پشتیبانی سریع است که در اساس از شبهنظامیان منفور جَنجَوید تشکیل میشود که به مدّت پانزده سال عامل کشتار و غارت در دارفور بودند و با کشتن دههای هزار نفر، مرتکب جنایت عظیمی علیه بشریت شدند. نیروهای مخالف سودان بهشدّت نگران ماهیت فعالیتهای دیپلماتهای آمریکایی در سودان و پیامد آن برای آیندهٔ دموکراسی در آن کشورند.» در پایان این بیانیه، حزبهای کمونیست و کارگری امضاکننده همبستگی خود را با پیکار مردم سودان به رهبری جبههٔ ‘نیروهای آزادی و تغییر’ که شامل حزب کمونیست سودان نیز است، اعلام کردهاند.
روز دوشنبه ۲۲ آوریل (۲ اردیبهشت) نیز دبیرخانهٔ کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست سودان اطلاعیهٔ تازهای دربارهٔ رخدادهای جاری در سودان منتشر کرد و در آن خواستار «پایان دادن به حکومت شورای انتقالی نظامی و انتقال بیدرنگ قدرت به نمایندگی برحق مردم» شد چون «این شورا را ادامهٔ رژیم کهنه میداند… سه تن از اعضای آن تا دو هفته پیش در سرکوب معترضان شرکت داشتند و از البشیر دفاع میکردند.» در این اطلاعیه، حزب کمونیست سودان بر موضع خود مبنی بر آمادگی همکاری با همهٔ نیروهای مخالفی که خواستار گذار از رژیم دیکتاتوری هستند تأکید شده است. بر اساس این اطلاعیه، جبههٔ ‘نیروهای آزادی و تغییر’ اعلام کردهاند که در چند روز آینده فهرست اشخاص پیشنهادی این جبهه را برای شرکت در شورای ریاستجمهوری و دولت غیرنظامی اعلام خواهند کرد. در پایان این اطلاعیه آمده است: «رخدادهای اخیر نشان میدهد که پیکار برای سرنگون کردن رژیم دیکتاتوری هنوز به پایان نرسیده است و مبارزه برای شکست دادن کامل ضدانقلاب بیوقفه ادامه خواهد یافت.»
سایت حزب تودۀ ایران
۳ ماه از از بازداشت اسماعیل بخشی گذشت
دوشنبه, ۲ اردیبهشت, ۱۳۹۸
چکیده :«فرزانه زیلابی»، وکیل مدافع کارگران نیشکر هفتتپه، از توصیه مقامات قضایی و امنیتی برای رسانهای نکردن وضعیت موکلش «اسماعیل بخشی» خبر…
«فرزانه زیلابی»، وکیل مدافع کارگران نیشکر هفتتپه، از توصیه مقامات قضایی و امنیتی برای رسانهای نکردن وضعیت موکلش «اسماعیل بخشی» خبر دادهاست.
اسماعیل بخشی، فعال کارگری، در آخرین ساعات روز یکشنبه ۳۰ دیماه ۱۳۹۷، در منزل شخصیاش بازداشت و روز سهشنبه ۱۴ اسفند به زندان «شیبان» اهواز منتقل شد.
قرار بازداشت آقای بخشی ۱ فروردین ۱۳۹۸ به پایان رسید و “برخلاف ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری، تمدید قرار بازداشت به او یا وکیلش ابلاغ نشدهاست.” این وکیل دادگستری در خصوص آخرین وضعیت موکلش میگوید: «هیچ گونه تمدید قرار به زندان واصل نشده و به طور قطع و مسلم موکلم در حبس غیرقانونی بهسر میبرد».
فرزانه زیلابی در خصوص آخرین وضعیت موکلش میگوید: «بیش از دو ماه از دستگیری و بازداشت موکلم میگذرد و قرار بازداشت وی در تاریخ یکم فروردین ماه به پایان رسیده و برخلاف ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری، تمدید قرار بازداشت به موکل ابلاغ نشده و اساسا هیچ گونه تمدید قرار به زندان واصل نشده است و به طور قطع و مسلم در حبس غیرقانونی به سر می برد. بر اساس ماده یاد شده اگر علل موجهی برای ابقاء قرار بازداشت وجود داشته باشد، با ذکر علل مزبور قرار ابقاء و مراتب به متهم ابلاغ می شود. متهم می تواند از این تصمیم ظرف ده روز به دادگاه صالح اعتراض کند. اصل بر آزادی افراد و جایز نبودن قرار بازداشت میباشد و هیچ علت موجهی از علل مقر در قانون، برای بازداشت مجدد موکل وجود نداشته است. مصونیت، امنیت و آزادی شخصی ایجاب میکند که افراد جامعه، از هرگونه حبس غیرقانونی و بازداشت خودسرانه مصون باشند.»
محکومیت حبس نسرین ستوده قطعی شد
• به گفته ی رضا ستوده، محکومیت نسرین ستوده وکیل دادگستری به ۳۳ سال حبس که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۱۲ سال آن قابلیت اجرا دارد، قطعی شده است …
محکومیت نسرین ستوده وکیل دادگستری به ٣٣ سال حبس که طبق ماده ۱٣۴ قانون مجازات اسلامی ۱۲ سال آن قابلیت اجرا دارد، قطعی شد.
رضا خندان همسر نسرین ستوده روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار قضایی ایرنا با اعلام این خبر اظهار داشت: طبق قانون همسرم ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ رای برای اعتراض به حکم دادگاه مهلت داشت که اکنون ۴۰ روز از این تاریخ می گذرد و در اعتراض به روند تشکیل این پرونده و فرایند رسیدگی در دادسرا و دادگاه، همسرم به حکم اعتراض نکرد. وی افزود: دادستانی هم به عنوان مدعی العموم و شاکی در این پرونده، به حکم مزبور اعتراض نکرده و به طور خودکار رأی صادره قطعی شده است. خندان درباره پرونده قبلی نسرین ستوده که به پنج سال حبس محکوم شده است نیز گفت: شعبه ٣۶ دادگاه تجدیدنظر، ۲۰ فروردین را برای رسیدگی به این پرونده تعیین کرده بود که دادگاه به خاطر آنچه فوت یکی از بستگان قاضی اعلام شد، برگزار نشد. همسر نسرین ستوده از تعیین دهم اردیبهشت ماه برای رسیدگی به این پرونده خبر داد و افزود: البته همسرم اعلام کرده در اعتراض به روند رسیدگی به این پرونده، در دادگاه حضور نمی یابد. نسرین ستوده وکیل دادگستری است که ۲٣ خرداد سال گذشته، بازداشت شد. وی شهریور سال ٨۹ نیز بازداشت و به ۱۱ سال حبس، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از وکالت کاهش یافت. این وکیل دادگستری در نهایت پس از سپری کردن سه سال حبس در سال ۹۲ آزاد شد. ستوده ۲٣ خرداد سال گذشته به خاطر صدور حکم غیابی ۵ سال حبس مجدداً بازداشت شد و هم اکنون در زندان به سر می برد. وی چندی پیش از رئیس و معاون زندان اوین به خاطر ممنوع الملاقات کردنش به دادسرای کارکنان دولت شکایت کرد که پس از این شکایت، دستور ممنوع الملاقاتی او لغو شد. ۲٣ بهمن سال گذشته نیز قرار بود طبق اعلام قبلی شعبه ٣۶ دادگاه تجدیدنظر، جلسه رسیدگی به پرونده ستوده در ارتباط با محکومیت به ۵ سال حبس برگزار شود اما جلسه دادگاه برگزار نشد و به تاریخ دیگری که هنوز اعلام نشده است، موکول شد. او همچنین به خاطر پیدا شدن قیچی در لوازم شخصی اش، با دستور رئیس زندان اوین، سه هفته ممنوع الملاقات شد. ستوده به تازگی در حکمی که از سوی شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب صادر شده، به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، عضویت موثر در کانون مدافعان حقوق بشر، لگام (حذف اعدام) و شورای ملی صلح، تشویق مردم به فساد و فحشا و فراهم آوردن موجبات آن و ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در محل شعبه بازپرسی، اخلال در نظم و آسایش عمومی و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی جمعاً به ٣٣ سال حبس و تحمل ۱۴٨ ضربه شلاق محکوم شده که طبق ماده ۱٣۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد اجرا می شود.
تأملی بر نمایشِ »وحدت و یکپارچگی ملی« برگرد سپاه پاسداران رژیم ولایت فقیه
null منتشر شده در – فروردين 26, 1398
در هفته گذشته توجه روزنامهها و رسانههای کشور بهطورعمده به اعلامیه دولت ترامپ در مورد قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست سازمانهای تروریستی و بازتاب دادن واکنشها به آن اختصاص یافته بود. داستان در همه روزنامهها چه از سنخ اصولگرا، اصلاحطلب و یا از جنس تندرو گرفته تا اعتدالگرا یکدست بود: وحدت و یکپارچگی برگرد سپاه. نمایندگان در مجلس و صداوسیما با بر تن کردن یونیفورم سپاه خود را سپاهی نامیدند که بتوانند نمایشی از “وحدت و یکپارچگی ملی” را بهنمایش بگذارند.
واقعیت انکارناپذیر اما این است که در انظار عمومی و در متن جامعه فرماندههای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رژیم ولایی بهدرستی بهعنوان عناصری سرکوبگر و تحت فرمان ولی فقیه شناخته شدهاند. مردم بنا بر تجربه زندگی دیدهاند و میدانند که سپاه نیرویی است خشن و پرقدرت و آزادیکُش. در این ارتباط نگاهی به برخی از روزنامهها و سخنوریهای شخصیتهای سیاسی درون حاکمیت نشان میدهد که در مورد نقش مخرب سپاه در کشورمان تا چه حد بین درک مردم و گفتههای سیاستمداران و رسانههایی که هفته گذشته اینچنین عشق و علاقه به این نیروی سرکوبگر نشان دادند فاصله وجود دارد.
سرمقاله روزنامه ایران، ۲۲ فروردینماه، با تیتر “دیدار دیپلماتها با سرداران”، نوشت: “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نخستین واکنش نسبت به اقدام دولت آمریکا، در بیانیهای بازتابهای داخلی نسبت به این رویداد را ٬حماسه پرشور وحدت و یکپارچگی ملی٬ توصیف کرد. روز گذشته البته یک اتفاق کمسابقه برگ سترگ دیگری بر این دفتر حماسه پرشور افزود آنجا که وزیر امور خارجه کشورمان بههمراه دو معاون خود به دفتر فرماندهی کل سپاه رفتند و با فرماندهان ارشد این نهاد دیدار و گفتوگو کردند.” این همان جواد ظریفی است که چند هفته پیش بهدلیل اینکه قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس در کنار بشار اسد و علی خامنهای بدون او با هم عکس گرفته بودند، بهصورتی نمایشی برای دو روز قهر کرد و استعفا داد و گفت: “وزارت خارجه مسئول روابط خارجی کل کشور است نه اینکه هر دستگاهی در داخل یا خارج از دولت سیاست خارجی خود را دارد و ما صرفاً مسئول سیاست خارجی وزارت خارجه هستیم.” حالا همان جواد ظریف در عکسی بههنگام ماچ و بوسه با فرمانده کل سپاه، محمدعلی جعفری، در صفحه روزنامههای اصلاحطلب و تندرو و اصولگرا نشان داده میشود و از او با آبوتاب نقلقول میشود: ”ملت، دولت و نظام از کسانی که جان خود را برای امنیت ما مایه گذاشتهاند و فداکاری و ایثار میکنند دفاع کرده و در کنار آنها ایستادهاند.” در این دیدار، فرمانده سپاه هم طبق روال معمول با لاف زدنهای توخالی و خطرناک مدعی شد: “گوشت نیروهای نظامی آمریکا در منطقه زیر دندان ماست”.
یکی از تیترهای صفحه اول روزنامه آرمان، ۲۲ فروردینماه، هم از قول حسن روحانی نوشت: “سپاه مدافع آزادی در منطقه است.” این سخن رئیسجمهور حکومتِ ولایت در جلسه هفته گذشته هیئت دولت، به مفهوم کلمه آزادی بهویژه با توجه به فعالیتهای سرکوبگرانه سپاه معنایی تازه بخشید. این همان حسن روحانی است که در کارزار انتخاباتی سال ۹۶ بهمنظور جلب توجه و گرم کردن تنور نمایش انتخابات مهندسی شده اجازه یافت در حرکتهایی نمایشی انواع اتهامات را به سپاه وارد سازد و فعالیتهای موشکی و اقتصادی آن را زیر سؤال ببرد.
روزنامه کیهان شریعتمداری هم روز شنبه ۲۴ فروردینماه با استناد به چند عکس چند راهپیمایی نمازگزاران در نماز جمعهها در برخی از شهرها، در تیتری با حروف درشت نوشت: “خروش یکپارچه ملت علیه آمریکا و در حمایت از سپاه”. روزنامه جوان، وابسته به سپاه، ۲۲ فروردینماه، نیز از قول ظریف نوشت: “امروز به دیدار فرماندهان سپاه آمدیم تا در کنار برادرانمان مانند سابق حضور جدی داشته باشیم و خوشبختانه این اقدام احمقانه آمریکاییها باعث شد اتحاد و همدلی در کشور ما بیشازپیش شود.” اینکه جواد ظریف میگوید: “مانند سابق…”، خندهدار است، زیرا تا بهحال روزنامههایی مثل جوان و کسانی مانند جواد ظریف یکدیگر را متهم میکردند که برخلاف منافع ملی عمل میکنند. مخصوصاً ظریف و روحانی همواره تندروها (ازجمله سپاه) را متهم میکردند که در دستگاه دیپلماتیک کشور سنگاندازی و خرابکاری میکنند. در هفته گذشته شماری از سیاستمداران و روزنامههای حامی دولت حسن روحانی و اصلاح طلبی- اعتدالگرایی که گویا برای اصلاح کردن حاکمیت ولایت فقیه تلاش میکنند بههمراه صداوسیما و در کنار رسانههایی با دیدگاههایی بهشدت واپسگرا مانند کیهان، همگی، برگرد سپاه در حاکمیت ولایت فقیه ذوب شدند.
این نمونهای بارز از وجود ارزشهای دوگانه و دروغین در تاروپود مجموعه حاکمیت ولایت فقیه و در شمار زیادی از رسانهها و تحلیلگرهایی است که به جناحهای قدرت متصلاند. آنها هرگاه که لازم باشد برای “تداوم نظام” در هر نقشی بازی خواهند کرد و به هر رنگی درخواهند آمد و همزمان در رقابت با یکدیگر برای کسب منافع کلان اقتصادی و رانتهای سیاسی و حفظ آنها به هر کاری دست میزنند: برای گرم کردن انتخابات از پیش مهندسیشده نقشآفرینی میکنند، اعتراضهای مردم را سرکوب میکنند، آزادیخواهان را به زندان میاندازند، اقتصاد ملی را برای منافع جناحی از درون خالی میکنند و امنیت و منافع ملی را به خطر میاندازند.
دولت راست افراطی ترامپ بهصورتی برنامهریزیشده هرروز کشور ما را با خطرهایی جدید و ویرانگر روبرو میکند. در هفته گذشته مرحله دیگری از حرکتهای حسابشده را عملیاتی کرد. بدین ترتیب، سیاست دولت ترامپ زیر پرچم مبارزه با “تروریسم اسلامی” و از سوی دیگر عملکرد و لافزنیهای رژیم ولایی، کشور ما را با خطر جنگ روبرو خواهد کرد. اصحاب قدرت رژیم ولایی که حتی نتوانستهاند کشور ما را در مقابل بلایای طبیعی مانند سیلابها مصون نگهدارند، با گرفتن انواع ژستهای توخالی و بهراه انداختن نمایشهایی ساختگی از وحدت و یکپارچگی ملی در کوچه و خیابان و مسجد و مجلس، تصور میکنند میتوانند زیر لوای دروغین دفاع از ایران برای خود اعتباری تازه کسب کنند.
مردم بهخوبی میدانند در نزدیک به چهار دههٔ گذشته چگونه و چرا نیروهای سپاه و بسیج در درون کشور برای ایجاد جو رعب و سرکوب کردن هرگونه اعتراضی بهکار گرفته شدهاند. برای مردم جای تردیدی نیست که سپاه پاسداران آخرین خط دفاع و از ابزار اصلی تهاجم حاکمیت ولایی به جنبش مردمی بوده و هست. مردم بهخوبی میدانند که دستگاه مخوف امنیتی سپاه همواره حرف آخر را میزند و بهسرعت هر ندای آزادیخواهی را در گلو خفه میکند و آزادیخواهان و فعالان مدنی و صنفی را بیدرنگ به زندان میاندازد. مردم بهیاد دارند که در سال ۱۳۸۸ چگونه سپاه و بسیج اعتراض مردم را بهشکلی خونین سرکوب کردند. مردم میدانند که فعالیتهای برونمرزی سپاه قدس منافع ملی کشور و حاکمیت ملی ما را در مرز وضعیتی پرتنش، نامتعادل و خطرناک قرار داده است و هزینههای مالیای هنگفت را بر کشور تحمیل کرده است.
کارنامه سپاه و بهویژه فرماندههای ارشد آن بسیار سیاه است و این نمایش یکپارچگی و ابراز شیفتگی نسبت به آن از جانب دولت “تدبیر و امید” در کنار ولی فقیه و همداستان شدن اصلاحطلب با اصولگرا و تندرو و همچنین عملکردِ مجموعه رسانهای مجاز در کشور زیر سایه حاکمیت مطلق ولایی، در حافظه مردم ثبت میشود. در آینده سرانجام زمانی خواهد رسید که خروش واقعیِ یکپارچه مردم برای آزادیخواهی بهصورتی قدرتمند در برابر رژیم ولایی قد علم خواهد کرد و در راهِ گذار از مرحله دیکتاتوری به دموکراسی این ذوب شدگان در ولایت و هواداران سینه چاک سپاه پاسداران را کنار خواهد زد.
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۷۵، ۲۶ فروردین ماه ۱۳۹۸