تشکل‌های صنفی نسبت به این همه بی عدالتی سکوت نخواهند کرد

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران: 

• در پی فراخوان تجمع در روز معلم از سوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران, این تشکل بیانیه ای خطاب به فرهنگیان شاغل و بازنشسته منتشر کرده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ٣۱ فروردين ۱٣۹٨ –  ۲۰ آوريل ۲۰۱۹

 
همکاران گرامی شاغل و بازنشسته! 
                         
بار دیگر روز و هفته ملی معلم در پیش است و ما معلمان شاغل و بازنشسته در چشم انداز تاریخی خود همچنان برای ابتدایی‌ترین مطالبات و خواسته‌های صنفی خود مجبوریم لحظه ای از کوشش و فعالیت برای رسیدن به خواسته های قانونی و مطلوب خود غفلت ننماییم.

گرانی و تورم زندگی را برای اکثریت زحمتکشان سخت کرده است حقوق و درآمد معلمان سنخیتی با قیمت‌های نجومی ندارد و معلمانی که در گذشته مجبور به کار در شغل دوم و سوم بودند بخاطر بیکاری گسترده باید به اتکا حقوق ناچیز معلمی از پس هزینه‌های هنگفت بر آیند در یک کلام وضع اقتصادی معلمان اسفناک است و در این میان وضع معلمان آزاد و خرید خدمتی اسفناک‌تر است.

از سوی دیگر اکثریت دانش آموزان که از خانواده‌های زحمتکش هستند وضع بهتری از معلمان ندارند و متاسفانه هر روز شاهد گسترش سیاست های ضد آموزشی مانند پولی‌سازی و کیفیت‌زدایی از آموزش هستیم. گویی در تمام حکومت ها و دولت ها وضع معلمان یکسان است و قرار نیست آموزش و پرورش اولویت دولت‌ها باشد.

به همین دلیل معلمان از زمان تاسیس مدارس نوین در ایران تاکنون همواره برای بهسازی آموزش تلاش نموده و متاسفانه همواره سرکوب شده اند. 

امروز بیش از نیم قرن از اصابت گلوله‌ی ماموران رژیم دیکتاتور پهلوی بر شقیقه‌ی معلم معترض و دانشجوی دکترای فلسفه این مرز و بوم، ابوالحسن خانعلی، گذشته است اما اگر امروز کارگزاران حکومت جمهوری اسلامی به ظاهر مانند رژیم دیکتاتوری گذشته با شلیک مستقیم اعتراضات معلمان را سرکوب نمی کنند ولی با اشکال متفاوت از حبس و زندان و اخراج و تبعید کوشیده اند صدای عدالتخواهی معلمان را خاموش نمایند.

از این رو معلمان آگاه و فداکار این سرزمین چون محمود بهشتی لنگرودی ، اسماعیل عبدی ، محمد حبیبی ، عبدالرضا قنبری و روح الله مردانی را با اتهامات واهی امنیتی حبس نموده‌اند.

اما بر خلاف ادعاهای مسئولان و ماموران ارگان‌های سرکوبگر ، با نگاه دقیق‌تر و عمیق تر به دیدگاه نظری و عملی معلمان معترض محبوس در گذشته و حال ، خواهیم یافت که اعتراضات این معلمان جز برای:

۱ – بهینه‌سازی آموزش در مدارس 
۲ – توقف خصوصی سازی آموزش 
۳ – حق تشکل یابی مستقل 
۴ – رفع موانع ناشی از اعمال سلیقه ای و فراقانونی در مسیر فعالیت های قانونی تشکل های صنفی فرهنگیان
۵ – ایجاد بیمه کارآمد برای فرهنگیان 
۶ – اجرای دقیق مصوبه ی نظام پرداخت هماهنگ حقوق و دستمزد
۷ – دفاع از حقوق معلمان بخش خصوصی، آزاد و خریدخدمت

و حرکت بر مدار مطالبات صنفی و آموزشی نبوده و نیست.

شورای هماهنگی فرارسیدن روز ملی معلم را به معلمان دربند و تمام فرهنگیان تبریک می گوید و باد و خاطره ابوالحسن خانعلی و تمام پیشگامان عرصه تعلیم و تربیت را گرامی می دارد. 

همچنین شورا فرارسیدن اول می روز جهانی کارگر (۱۱ اردیبهشت) را به تمامی کارگران زحمتکش میهنمان و معلمان مشمول قانون کار تبریک گفته و این روز جهانی را گرامی می دارد.

تحصن معلمان در اقصی نقاط کشور در ماههای مهر و آبان و اسفند و تجمعات مکرر اعتراضی معلمان در شهرهای مختلف علی‌رغم احضارها و دستگیری ها و بازداشت‌های گسترده‌ی فعالان صنفی ، بار دیگر نشان داد که معلمان نهایت تلاش خود را به کار می برند تا به مدنی‌ترین شکل و منطقی‌ترین زبان و بیان ممکن ، خواسته‌های قانونی خود را به سمع و نظر مسئولان از دولت تا مجلس و نهادهای حاکمیتی برسانند. هرچند که مسئولان امر نمی‌خواهند برای توسعه و ایجاد وحدت ملی بین همه اقوام کشور ، بهسازی آموزش و پرورش و ارتقا معیشت و منزلت معلمان را در اولویت و صدر تصمیم سازی‌های خود قرار دهند 

همانطور که می دانید شورای هماهنگی پس از تحصن اسفندماه اعلام نمود اگر به مطالبات بی‌توجهی شود پس از فروردین اعتراضات صنفی را جدی تر ادامه خواهد داد.
در همین راستا شورای هماهنگی، از کلیه‌ی فرهنگیان شاغل و بازنشسته دعوت می‌کند که در تجمع اعتراضی ساعت ۱۰ صبح روز پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۹۸ در ادارات کل آموزش و پرورش یا در ادارات آموزش و پرورش شهرستان‌ها و مناطق تابعه حضور به هم رسانده ، تا خواسته های خود را در قالب قرائت مقاله و شعر و سرود و قطعنامه پایانی شورا اعلام نمایند.

لذا از تمام فرهنگیان عزیز درخواست می شود تا روز تجمع ، هر معلم مانند یک رسانه عمل کنند و همکاران را برای حضور در تجمع آگاه سازند و برای دانش آموزان و والدین اهداف تجمع را تبیین نمایند. 

طبیعی است اگر فرادستان چون گذشته نسبت به مطالبات بی توجه باشند تشکل‌های صنفی نسبت به این همه بی عدالتی سکوت نخواهند کرد.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی‌ فرهنگیان ایران 
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸




انقلاب سودان

مقاله اختصاصی رفیق فتحی الفضل عضو هیأت سیاسی حزب کمونیست سودان برای اخبار روز

• مقاله حاضر را رفیق فتحی الفضل عضو هیأت سیاسی حزب کمونیست سودان به تقاضای اخبار روز و برای انتشار در این سایت نوشته است. این مقاله حاوی توضیح مواضع کمونیستهای سودان در مورد آخرین تحولات این کشور است. حزب کمونیست سودان از نیروهای اصلی رهبری کننده انقلاب کنونی در سودان است. فتحی افضل عضو هیئت سیاسی حزب کمونیست سودان است. او در هفته های اول خیزش مردمی دستگیر شد و تا همین اواخر در زندان رژِیم سودان بود …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ٣۱ فروردين ۱٣۹٨ –  ۲۰ آوريل ۲۰۱۹

مقاله حاضر را رفیق فتحی الفضل عضو هیأت سیاسی حزب کمونیست سودان به تقاضای اخبار روز و برای انتشار در این سایت نوشته است. این مقاله حاوی توضیح مواضع کمونیستهای سودان در مورد آخرین تحولات این کشور است. حزب کمونیست سودان از نیروهای اصلی رهبری کننده انقلاب کنونی در سودان است.
فتحی افضل عضو هیئت سیاسی حزب کمونیست سودان است. او در هفته های اول خیزش مردمی دستگیر شد و تا همین اواخر در زندان رژِیم سودان بود و در حال حاضر در استراحت و زیر مراقبت پزشکی است.

* * *

۱۹ آوریل، آغاز پنجمین ماه انقلاب سودان بود.
تظاهرات توده ای روز ۱۹ دسامبر ۲۰۱۸ در واکنش به سه برابر شدن بهای نان و سوخت آغاز شد و به سرعت به گردهمایی های سراسری علیه البشیر و سه دهه حکومت دیکتاتوری فرا رویید.
مانند هر روند انقلابی، هیچ فرد یا حزبی قادر به پیش بینی روز آغاز انفجار نبود. آنچه امروز انقلاب دسامبر نامیده می شود، نتیجه انباشت شماری از حرکات توده ای، نبردهای سخت و فداکاری ها بود.

در تاریخ متأخر ما دو تحول مهم وجود دارد. قیام سپتامبر ۲۰۱۳ که در آن هزاران نفر برای تظاهراتی مسالمت آمیز به خیابانها آمدند، با سرکوب شدیدی مواجه شد که به مرگ ۲۳۰ زن و مرد جوان انجامید. تحول دوم پس از ۱۶ ژانویه ۲۰۱۸ روی داد. در آن روز، تشکیلات حزب کمونیست سودان در پایتخت در اعتراض به تغییرات قیمتها و بودجه جدیدی که از سوی حزب کمونیست سودان بوجه فقر و مرگ نامیده شد، دعوت به یک راهپیمایی مسالمت آمیز در خارطوم کرد. این راهپیمایی که آغازی مسالمت آمیز داشت، به تظاهراتی گسترده در همه خیابانهای خارطوم تبدیل شد. روز بعد، حزب کمونیست سودان همه نیروهای اپوزیسیون را به یک نشست دعوت کرد. در آن زمان دو گروه اصلی وجود داشتند که همه احزاب و سازمانهای اپوزیسیون را نمایندگی می کردند: نیروهای اتحاد ملی که شامل حزب کمونیست سودان، احزاب ناسیونالیست، بعثی ها و و ناسیونالیست های عرب بود، و جریان قیام که دربرگیرنده سازمانهای محلی معترض و درگیر مبارزه برای حفظ اراضی اعضای آنها و علیه فروش زمینهای حاصلخیز به شاهزاده های خلیج، شرکتهای آمریکایی و سرمایه داران روس و چینی بود.

نشست گروه های اپوزیسیون در مقر حزب امت برگزار شد. در آن جلسه، جریان دیگری از اپوزیسیون نیز حضور داشت،‌ متشکل از حزب امت، کنگره سودان و دو گروه از جریانات مسلح دارفور. در آن نشست، در نتیجه تلاشهای حزب کمونیست سودان، یک پلاتفرم مشترک شکل گرفت و خواهان سرنگونی رژیم و احیای دمکراسی شد. آن جلسه اولین گام در راه اتحاد اپوزیسیون بود. با این حال،‌ برخی از گروه های حاضر در آن نشست،‌ به ویژه حزب امت و جبهه خلق برای آزادی سودان (شمال) اندکی بعد مواضع خود را تغییر دادند. آنها تسلیم فشار جامعه بین المللی شدند و نقشه راه ارائه شده از سوی سازمان وحدت آفریقا و گروه سه جانبه متشکل از ایالات متحده آمریکا،‌ نروژ و بریتانیا را پذیرفتند. نیروهای اتحاد ملی نقشه راه را رد و محکوم کردند و این موضع خود را با عموم در میان گذاشتند. به جای نقشه راه، حزب کمونیست سودان خواهان بسیج توده ای شد. کمیته مرکزی حزب تصمیم گرفت اعضای خود را مأمور تلاش مشترک با بدنه و شاخه های حزب با هدف اصلی تقویت تشکیلات حزب در سطح جنبش و احیای ائتلافهای دمکراتیک با جوانان و دانشجویان و نیز زنان کند. کمیته مرکزی گروه ویژه ای برای کار سازمانگرانه در میان زحمتکشان، دهقانان و متخصصان تشکیل داد. این تلاش برای ساماندهی مقاومت توده ای در محلات،‌ موسسات و نهادهای آموزشی ضروری تشخیص داده شد. این تدابیر، نقش اساسی در پایه گذاری ستونهای اصلی جبهه دمکراتیک ملی به منظور رهبری اعتراضات توده ای داشت.
در نتیجه این اقدامات، ایجاد جبهه وسیعی در سطح توده ها آغاز شد. از آن پس، موج جدید از مبارزه علیه رژیم و سیاستهایش شکل گرفت.

لازم به ذکر است که از ژانویه تا دسامبر ۲۰۱۸ البشیر سه دولت را برکنار کرد،‌ برای دادن پایگاه های نظامی به روسیه سفر کرد و از پوتین خواست در برابر آمریکا از او حمایت کند. در عین حال،‌ او با اعزام نیرو به یمن برای شرکت در جنگ به محوریت عربستان سعودی موافقت کرد. وی همچنین کنترل سواکن، دومین بندر بزرگ سودان در کرانه بحر احمر را به ترکیه واگذار کرد و حاصلخیزترین اراضی را در اختیار قطر گذاشت. آشکار بود که رژیم آخرین روزهایش را می گذارند. در ژوئیه ۲۰۱۸ کمیته مرکزی حزب کمونیست سودان به بازبینی کار انجام شده و دستاوردهای کسب شده پرداخت. حزب بار دیگر بر موضع خود مبنی بر عدم سازش با رژیم و عدم سازش با جامعه بین المللی،‌ خودداری از مذاکره با رژیم و عدم شرکت در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۲۰ تأکید کرد. حزب در راستای این مواضع، از احزاب و سازمانهای شرکت کننده در فراخوان سودان، دعوت به همکاری و تشکیل جبهه ای وسیع برای براندازی رژیم کرد. در آن نقطه عطف بود که سازمانهای متخصصان شکل گرفتند. این سازمانها که به ویژه از پزشکان، مهندسان، وکلا،‌ استادان دانشگاه و گروه های جامعه مدنی تشکیل می شوند، موافقت کردند که تلاشهای خود را یکپارچه کنند.

فراخوان اولیه برای راهپیمایی توده ای ۲۵ دسامبر در اعتراض به بودجه سوم، از سوی گروه متخصصان صادر شد. اما حزب کمونیست سودان بر آن بود که باید موضوع تظاهرات عوض شود تا همه احزاب سیاسی در آن شرکت کنند. فکر تغییر موضوع تظاهرات پس از تظاهرات توده ای در عطبره در شمال شرقی خارطوم شکل گرفت. عطبره مرکز اصلی راه آهن سودان است و یک شهر کارگری محسوب می شود. در آنجا بود که خیزش جدید آغاز شد.
این یادآوری اهمیت دارد که همچنان دو پروژه اصلی برای آینده وجود دارد‌، یکی طرح پیشنهادی حزب کمونیست سودان و متحدانش است که اکنون مورد حمایت متخصصان نیز هست. به عنوان حامیان دیگر این طرح، می توان از گروه های مسلح اصلی به رهبری عبدالوحید و الحیلو نام برد که ایده ها و برنامه هایشان منطبق بر مواضع نیروهای اتحاد ملی است، از جمله براندازی کل رژیم و اتخاذ سیاستهایی که به برچیدن و امحای دولت دیکتاتوری منجر شود. پروژه دیگر، طرح ملایم ارائه شده از سوی گروه سه جانبه آمریکا، اتحادیه اروپا و دولتهای مرتجع منطقه یعنی عربستان، امارات متحده عربی،‌ بحرین، ایران، مصر، قطر و ترکیه است. هدف این طرح، گسترش پایه اجتماعی رژیم از طریق دعوت از برخی نیروهای اپوزیسیون به شرکت در دولت است.
کودتای نظامی اخیر، کوششی برای اجرای طرح سازش است.

مبارزه در سودان حول دو طرح نامبرده ادامه دارد.




یکم اردیبهشت؛ روز کانون نویسندگان ایران

• روز اول اردیبهشت هر سال روز کانون نویسندگان ایران است. کمیسیون فرهنگی کانون نویسندگان ایران یادداشتی در گرامیداشت این روز منتشر کرده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ٣۰ فروردين ۱٣۹٨ –  ۱۹ آوريل ۲۰۱۹

از تاسیس کانون نویسندگان ایران در یکم اردیبهشت سال ۱٣۴۷ بیش از نیم‌قرن می‌گذرد. ۵۱ سال پیش ۴۹ نویسنده با تصویب منشور و اساسنامه‌ سنگ‌بنای تشکلی را گذاشتند که در پنجاه سال اخیر تنها نهاد مستقل نویسندگان ایران بوده است؛ آینه‌ی تمام‌نمای یک تاریخ پرفراز و نشیب نوشتن و نویسندگی در سرزمینی که حاکمانش، در هر لباس و عقیده‌ای، همواره در برابر آزادی بیان تیغ برانشان را از رو بسته بوده‌اند؛ کشمکشی چنان نابرابر که چون نیک بنگریم در جای‌جای راه طی شده نقش زندان و ناامنی و قتل را به روشنی می‌بینیم و البته گردن‌فرازی قلم‌ها و قلم‌دارانی که در طلب حق و حرمت انسانی خویش ره‌پویان این راه پرمخافت بوده‌اند نه رهرو راه‌های تعبیه شده‌ی سانسورچیان و سرکوبگران آزادی بیان. پس درود می‌فرستیم به همه‌ی آغازگران و ادامه‌دهندگان این راه پنجاه ساله و گرامی می‌داریم کوشش‌های جانفرسای آنها را برای اعتلای فرهنگی جامعه که بدون آزادی بیان بی‌هیچ حصر و استثنا، به تمامی دست نخواهد داد.
روز اول اردیبهشت هر سال روز کانون نویسندگان ایران است. روزی که باید به آن مسیر طی شده و راه در پیش نگریست و کوشش‌های انجام گرفته را و هدف‌های ثبت شده در منشور را گرامی داشت. گرچه پیش‌ترها جمع مشورتی برای گرامی‌داشت چهلمین سال تاسیس کانون فعالیت‌هایی همچون چاپ پوستر و تهیه‌ی تی‌شرت‌های تبلیغی انجام داد، هیئت دبیران در سال ۱٣۹٣ “روز کانون” را تصویب کرد. از اردیبهشت سال ۱٣۹۴ به دلیل محدودیت‌های تحمیل شده به کانون در آخرین سه‌شنبه فروردین که جمع مشورتی تشکیل می‌شود کمیسیون فرهنگی بزرگ‌داشت “روز کانون” را (با مراسمی مختصر) تدارک می‌بیند.
سال گذشته اما پنجاهمین سال تاسیس کانون بود؛ مناسبتی ویژه که لازم بود مراسمی درخور برای بزرگداشت آن تدارک شود. به همین دلیل از سالی پیش از رسیدن اردیبهشت ۱٣۹۷ کمیسیون پنجاه سالگی کانون تشکیل شد تا هم برای مراسم برنامه‌ریزی و هم تاریخ کانون را در قالب کتاب تدوین کند. به همت ستودنی اعضای کمیسیون پنجاه سالگی و نظارت هیئت دبیران هر دو کار به انجام رسید؛ اما هر دو کار در مرحله‌ی نهایی به تصرف ماموران درآمد.
در اواخر اردیبهشت سال گذشته ساعتی پیش از برگزاری جشن پنجاه سالگی کانون که بنا بود در محلی خصوصی برگزار شود، ماموران اطلاعات پرشمار یورش بردند و مراسم را ممنوع کردند و آنچه را به همت اعضای کمیسیون پنجاه سالگی کانون برای بزرگداشت نیم قرن فعالیت این نهاد تدارک دیده شده بود، توقیف کردند و با خود بردند.
امسال نیز کمیسیون فرهنگی روز سه‌شنبه ۲۷ فروردین را به بزرگداشت پنجاه‌ویکمین سال تاسیس کانون اختصاص داد. این جشن کوچک با حضور شماری از اعضای کانون برگزار شد. در آغاز یادداشتی را که کمیسون فرهنگی به مناسبت این روز تهیه کرده بود آیدا عمیدی خواند. در پایان نیز کیک پنجاه و یک سالگی کانون بریده و بخش شد.
روز کانون بر اعضا و دوستداران کانون و بر همه‌ی مخالفان سانسور و مدافعان آزادی بیان فرخنده باد!

متن کامل یادداشت:
پنجاه و یک سالگی کانون نویسندگان ایران گرامی باد!

پنجاه یک ساله شدن یک نهاد مستقل روشنفکری در کشوری همواره استبدادزده اتفاقی تاریخی است. مقدمات تشکیل کانون با اراده ی جمعی نویسندگان مستقل و مخالف سانسور در تحریم کنگره ی حکومتی «نویسندگان و شعرا و مترجمان» فراهم شد. اراده ای جمعی که از یک طرف حکومت را وادار به لغو کنگره کرد و از طرف دیگر نویسندگان ایران را به سرعت به سمت ایجاد نهادی از آن خود پیش برد. همین اراده بود که در سال ۱٣۵۶ پس از سرکوب‌ها و در سال ۱٣۷۷ پس از قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای فعالیت کانون را احیا کرد و در دوره‌های فترت بنا به ضرورت‌های گوناگون نویسندگان را گرد هم آورد. اکنون که پنجاه و یک سال از تأسیس کانون و سی سال از دوره‌ی سوم فعالیت آن می گذرد اراده ی جمعی و کار گروهی همچنان نجات‌بخش است.

در اردیبهشت ۱٣۴۷ کانون نویسندگان ایران فعالیت خود را بر پایه ی دو اصل دفاع از آزادی بیان و دفاع از منافع صنفی اهل قلم آغاز کرد. آنچه در مرامنامه ی کانون در توصیف رفتار مقامات حکومتی ایران با نویسندگان و صاحبان اندیشه و هنر آمده بود همچنان پا بر جاست و در گذر زمان اشکال پیچیده تر و خطرناک‌تری به خود گرفته است. همچنان و پیوسته حکومت در کار «پروردن و به کار گرفتن اندیشه‌های رام و دست‌آموز» از یک سو و از سوی دیگر «ترس و بدگمانی و کینه‌توزی نسبت به اندیشه‌های پوینده ی راه گشا» است. کانون نویسندگان ایران پنجاه و یک سال چون مانعی سخت، حرکت حکومت‌ها را در این دو مسیر عمده دشوار کرده است. و در طول حیات خود همواره بهای ایستادن و پافشاری بر یک ضرورت را پرداخته است: ضرورت آزادی بیان و اندیشه که «ضرورت رشد آینده ی فرد و اجتماع ما» است. در حاشیه ی این ایستادگی کارنامه‌ی حکومت‌ها شامل سانسور، منزوی کردن نویسندگان مستقل و ایجاد محرومیت‌های گوناگون برای آنان، تخریب چهره ی نویسندگان و نهادهای روشنفکری، بازجویی‌های پی‌درپی و بازداشت ها و به زندان افکندن ها، و قتل نویسندگان و دگراندیشان است.
در پنجاه و یک سالگی کانون نویسندگان ایران سه تن از اعضای کانون، رضا خندان مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان باژن، در مجموع با قرار وثیقه ی سه میلیارد تومانی در انتظار دادگاه به سر می‌برند. وثیقه‌ای سنگین که به امید تأمین نشدن برای این سه نویسنده تعیین شده بود. از جمله مصادیق دو اتهام عمده ی این سه نویسنده (تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی) تألیف کتاب چهار جلدی «پنجاه سال کانون نویسندگان ایران» است. کتابی که در پنجاه سالگی کانون در چند دوره ی معدود منتشر شد و پیش از رسیدن به دست اعضای کانون تمام دوره های آن توسط نهاد امنیتی توقیف شد. گزارش توصیفی و دقیق این کتاب از تاریخ پنجاه ساله‌ی کانون نویسندگان ایران به شکلی اجتناب ناپذیر دربرگیرنده ی کارنامه ی حکومت‌ها در سرکوب اهالی اندیشه و قلم نیز هست. منبعی منسجم و دقیق برای تمام کسانی که می‌خواهند میان تحریف ها و تبلیغات حکومت و اظهارنظرهای شخصی راهی به بخش مهمی از تاریخ روشنفکری ایران بیابند. اقدام دولت در توقیف کتاب‌ها و جرم انگاری تألیف آنها بار دیگر به ما یادآوری می‌کند که حاکمان تا چه حد از به میان آمدن نام این نهاد مستقل و چهره‌ی شفاف آن در هراسند.

مسیری که حاکمیت با تخریب علنی چهره‌های مستقل و معترض آغاز کرده بود در سال‌های اخیر به شکلی نظام‌مند و با وضوحی کمتر در فضای مجازی و حقیقی پی گرفته شده است. اکنون در پنجاه و یک سالگی کانون نویسندگان ایران حضور اعضای جوان در سایه‌ی تجربیات بی‌بدیل اعضای قدیمی خبر از گشوده شدن باب‌های تازه ای در فعالیت های کانون می دهد. یافتن راهکارهایی برای ارائه ی چهره ای شفاف از کانون و اهداف آن، به طیف وسیع‌تری از مردم، در این روزها امری ضروری به نظر می‌رسد که به غیر از کار جمعی، همت تک تک اعضا را نیز می‌طلبد. انتخاب و پذیرش مسئولیتی فردی که هر کدام از ما را، در کنار تولید آثار ادبی و انتقادی، ملزم به تولید آثاری کند که نوری دوباره بر اهداف و آرمان‌های کانون بیفکنند و باب گفتگو را باز نگه دارند. اهداف و آرمان‌هایی که می‌توانند در روزگار آشفته‌ی کنونی که مرز میان نویسنده‌ی مستقل و غیرمستقل مغشوش شده است همچون معیاری روشن و نقطه‌ای قابل اتکا عمل کنند. باشد که نویسندگان مستقل دیگر نیز ضرورت کار گروهی در مقابل سرکوب و سانسور را دریابند. که کانون نویسندگان ایران نهادی از آن همه¬ی نویسندگان مستقل مخالف سانسور و سرکوب است.

کمیسیون فرهنگی کانون نویسندگان ایران
۲۷ فروردین ۱٣۹٨  




اقتصاد سیاسی سیل

مسعود امیدی

سیل در نخستین روزهای نوروز ۹٨ منجر به کشته شدن ده‌ها نفر از هم‌میهنان ، نابودی تعداد زیادی از اماکن مسکونی ، مزارع کشاورزی ، محل‌های کار ، راه‌ها و جاده‌ها ، تخریب و نابودی خودروها و سایر اموال مردم ، زیر ساخت‌ها و… گردید و کام مردم را تلخ کرد. 

سیل هم مانند زلزله از جمله پدیده‌های طبیعی است که وقوع آن تقریباً از کنترل بشر خارج است. اما می‌توان برای کاهش پیامدهای زیانبار آن‌ها تدابیر اثربخشی را اتخاذ نمود. باران و سیل را نمیتوان محکوم کرد اما بی‌تردید می‌توان دهه‌ها زیرپا گذاشتن مبانی ، اصول و استانداردهای توسعه‌ی پایدار ، تخصیص نادرست منابع ، چگونگی مدیریت آب ، مدیریت محیط زیست، مدیریت بحران ، مدیریت ایمنی و … را مورد نقدهای جدی قرار داد. 
نگاه علمی به چنین پدیده‌هایی در بردارنده‌ی این حقیقت است که به هیچ وجه نمی‌توان ساده‌اندیشانه و تک‌عاملی با چنین فجایعی برخورد کرد و سعی کرد یا مانند رسانه‌های دولتی “بی‌سابقه بودن بارش باران” و… را دلیل این رویداد فاجعه‌بار معرفی کرد و یا مانند جریان مسلط رسانه‌ای ماهواره‌ای که سعی می‌کند با استمداد از ترامپ و عربستان و …خود را به عنوان آلترناتیو معرفی کند ، صرفا در صدد بهره‌برداری سیاسی از آن برای پیشبرد اهداف سیاسی خود برآمد. 

حجم بارش انجام شده در حقیقت نیز بسیار دور از انتظار بوده و سیستم‌های هواشناسی نیز قادر به پیش‌بینی این حجم عظیم از باران در مدتی کوتاه نشدند. رحمانی فضلی وزیر کشور بیان کرد: ” سیلی که امسال در کشور رخ داد، مربوط به دوره‌های ۲۰۰ تا ۲۵۰ ساله است، توضیح داد: بر اثر جاری شدن سیل، دِبی رودخانه کرخه از هزار متر مکعب به ۲۰ هزار متر مکعب در ثانیه، گرگان رود از ۱۲۰ متر مکعب به ۸۰۰ مترمکعب در ثانیه، معمولان از ۸۰۰ متر مکعب به ۲ هزار و ۵۰۰ متر مکعب در ثانیه و پلدختر از ۲ هزار و ۵۰۰ متر مکعب به پنج هزار متر مکعب در ثانیه رسید. همه‌ی اینها خارج از ظرفیت‌های رودخانه‌ها بودند که حجم آنها نیز به خاطر رسوب‌گیری کاهش پیدا کرد و آب به سمت منازل سرازیر شد.” وزیر کشور همچنین اعلام کرد “صدها هزار هکتار از زمین های کشاورزی مردم زیر آب رفت” او در ارتباط با امدادرسانی به سیل زدگان نیز مطالب را مطرح کرد، از جمله اینکه “برق بیش از ۹۰ درصد روستاها و بخش‌هایی از شهرها که پس از سیل قطع شده بود، اکنون وصل شده است…روزانه ۴۰۰ هزار غذا میان سیل زدگان توزیع می‌شود.”.. در همین ارتباط او از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواست که لایحه‌ی مدیریت بحران را نهایی کنند و خطرهای سیل‌پذیری را در بودجه‌های سالانه در نظر بگیرند. در همین رابطه مطرح شد که بحث رسیدگی به تجاوز به حریم رودخانه‌ها و پاکسازی منازل ساخته شده در این حریم باید به صورت جدی دنبال شود و …

سیل هر ساله در جهان پیامدهای ویرانگری بر جا می‌گذارد و شواهد فراوان حاکی از آن است که ابعاد واقعی خسارات اجتماعی، اقتصادی، انسانی و زیرساختی سیل در سطح جهان بسیار بالاست. مرکز تحقیقات اپیدمولوژی بلایای طبیعی، وضعیت سیل‌ را در جهان از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۶ بررسی کرده و آن را از پر آسیب‌ترین بلایای طبیعی دسته‌بندی کرده است. 
بر اساس گزارش پایگاه بین المللی مدیریت سیل (IFM) چین یکی از کشورهایی است که بیشترین آسیب را از سیل دیده است. در سال ۱۹۹۸، ۲۳۸ میلیون نفر از مردم این کشور تحت تأثیر سیل قرار گرفتند. در سال ۱۹۹۱، ۲۱۰ میلیون نفر از چینی‌ها از سیل متأثر شدند و در یک واقعه‌ی تاریخی در سال ۱۹۳۱، ۳.۷ میلیون نفر به خاطر سیل در چین جان باختند. سیل تنها در سال ۱۹۹۸ باعث خسارت ۳۰ میلیارد دلاری به اقتصاد این کشور شد.

در سیل سال ۲۰۱۶ در امریکا، ۱۲.۵ میلیارد دلار خسارت به بارآمد، پیش از آن نیز در سال ۲۰۱۴ اقتصاد هندوستان ۱۶ میلیارد دلار از سیل خسارت دید و در سال ۲۰۱۳ هم آلمان، نزدیک به ۱۳ میلیارد دلار از اقتصادش را به خاطر سیل از دست داد.
بر این اساس به نظر می‌رسد این میزان از بارش در هر جایی از جهان می‌توانست موجب خسارات و زیان‌های قابل‌توجه شود. 
از میان صدها شاخص توسعه‌‌ی پایدار، ۱۷ شاخص مستقیماَ مرتبط با بلایای طبیعی هستند و تعداد ۲۶ شاخص نیز به حوزه‌های جنگل‌داری ، ۶ شاخص به تاثیرات گلخانه‌ای، ۳ شاخص به مسائل جغرافیایی و ۹ شاخص به حوزه‌ی مدیریت آب مربوط می‌شوند. بین شاخص‌های توسعه‌ی پایدار در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی ، زیست‌محیطی ، جغرافیایی و جمعیتی، شاخص‌های بهداشتی ، آموزشی و… و توسعه‌ی انسانی تاثیر متقابل وجود دارد. 
عدم رعایت الزامات توسعه‌ی پایدار یکی از مهم‌ترین دلایل تشدید خسارات ناشی از بلایای طبیعی در همه جای جهان است. بدیهی است که ابعاد این خسارات با توجه به میزان توجه حکومت‌ها به توسعه‌ی پایدار و نیز مدیریت بحران، می‌تواند بسیار متفاوت باشد. 
عدم توجه به الزامات توسعه‌ی پایدار در طی چندین دهه در کشور نیز علت اساسی این میزان وسیع از آسیب‌های زیرساختی، اقتصادی، انسانی و… در نتیجه‌ی سیل بوده است. معنای این سخن آن نیست که رعایت الزامات توسعه‌ی پایدار می‌توانست این خسارات را به صفر برساند، اما بی‌تردید می‌توانست ابعاد آن را بسیار کاهش دهد. در ارتباط با سیل اخیر در ایران به‌ویژه از سوی کارشناسان به نابودی بخش وسیعی از جنگل‌ها در دهه‌های گذشته ، سد‌سازی‌های فراوان بدون توجه به الزامات زیست محیطی، استفاده‌ی غیرمجاز از حریم رودخانه‌ها و مسیل‌ها برای راه‌سازی و ساخت‌وسازهای متعدد و ایجاد زمینه‌های تراکم جمعیت در آن و… اشاره شده است. 

نگاهی به رویکردهای کلان مدیریتی در کشور ، مسائل مورد توجه و تمرکز تصمیم‌گیران کلان کشور، ساختار بودجه و منابع تخصیص داده شده به مسائل مختلف در آن ، به‌روشنی نشان می‌دهد که به‌هیچ‌وجه وزن و اهمیت کافی به به الزامات توسعه‌ی پایدار در آن داده نشده است. این موضوع را بسیاری از دست‌اندرکاران حکومتی نیز تأیید می‌کنند. نکته ای که هست، سعی می‌کنند تا تقصیر آن را به گردن جناحی دیگر بیاندازند. اما تداوم این روند طی دهه‌های گذشته به معنای آن است که این وضعیت محصول جهت‌گیری‌های سیاسی، اقتصادی ، اجتماعی، فرهنگی و… مجموعه‌ی حاکمیت در کشور با همه‌ی اختلافات موجود در آن است. 

مدیران کلان کشور هیچ‌گاه در کارنامه‌ی خود نشان ندادند که بر اساس گزارش سال ۲۰۱۸ عملکرد زیست محیطی ، نگران رتبه ۸۰ ایران در بین ۱۸۰ کشور و رتبه‌ی ۱۰ در میان کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا (پایین‌تر از کشورهایی چون مراکش، اردن ، مصر، لبنان، کویت و قطر ) در ارتباط با عملکرد زیست محیطی خود هستند. نمی‌توان این وضعیت را نتیجه‌ی چالش‌های سیاسی با آمریکا و… تحریم و … نیز دانست. چرا که نمی‌توان واقعیت وجودی کشوری چون کوبا را در دهان امپریالیسم آمریکا با دهه‌های طولانی تحریم و توطئه‌ی براندازی و ترور و … انکار کرد که دارای تجربه‌ی درخشان نه تنها در مدیریت بلایای طبیعی چون توفان (در مقایسه با آمریکا) بلکه دارای جایگاه متمایز در میان کشورهای حوزه‌ی کارائیب و برخوردار از نخستین رتبه ها در ارتباط با شاخص های توسعه‌ی انسانی چون بهداشت و درمان، آموزش و… در جهان است. و نباید از یاد برد که کوبا کشوری بدون درآمدهای نفتی نیز هست. 

در هر صورت مدتهاست که کشور در شرایطی قرار گرفته است که نه‌تنها نمی‌توان سخنی از توسعه‌ی پایدار گفت بلکه نشانی از توسعه و رشد اقتصادی متعارف در ادبیات اقتصادی یعنی GDPکه به معنای افزایش تولید ناخالص داخلی است، نیز نمیتوان یافت. در چنین شرایطی هم ابعاد خسارات و ویرانیهای ناشی از بلایای طبیعی و از جمله سیل بسیار وسیعتر می شود و هم تحمل آن برای مردم گرفتار در آن و جامعه بسیار دشوارتر . 
سیل زندگی بخش بزرگی از مردم مناطق مختلف از شمال تا جنوب کشور را ویران کرد و همه چیز آن ها را با خود برد. عصبانیت، خشم و اعتراض به مسئولان حکومتی، ابتدایی‌ترین و طبیعی‌ترین واکنش مردمی است که اینچنین خشم طبیعت همراه با ناتوانی و ناکارایی حاکمیت در مدیریت اوضاع ، آن ها را به این روز سیاه نشانده است. 

شکل گیری اعتراضات و وجود پتانسیل بسیار بالا برای تشدید آن در روزها، هفته ها و ماه های پیش رو با توجه به روند غیر اثربخش مدیریت بحران، وجود چالش‌های جدی برای تأمین ده‌ها هزار میلیارد تومان منابع مالی مورد نیاز برای مدیریت خسارات وارده ،‌ زمینه و چشم‌انداز شکل‌گیری اعتراضات گسترده‌تر و چالش‌های سیاسی بسیار جدی‌تر را در پیش رو قرار داده است. در چنین شرایطی رسانه‌های فارسی زبان وابسته به غرب و ارتجاع منطقه نیز بیشترین تلاش خود را جهت بهره‌برداری سیاسی از فرصت پیش‌آمده در ارتباط با سیل و نارضایتی‌ها و اعتراضات ناشی از آن تخصیص داده‌اند. جناح‌های مختلف حکومتی نیز از این واقعیات به خوبی آگاهند. از این رو از هم اکنون درصدد آن هستند که با موضع‌گیری‌ها، حرکت‌ها، مصاحبه‌ها و جهت‌گیری‌های سیاسی حساب شده ، توپ را به زمین حریف بیاندازند. این برون فکنی از سوی مقامات حکومتی در ارتباط با سیل طی هفته‌های گذشته شاید بیش از هر خبر دیگری در زمینه‌ی مدیریت بحران و اقدامات امدادرسانی در این زمینه جلب توجه کرده است. 

عدم تخصیص منابع ، عدم آمادگی برای مدیریت بحران و عدم برخورداری از توانایی و چابکی برای ارائه‌ی خدمات به موقع و کافی به مناطق آسیب‌دیده ، به عامل مهم گسترش نارضایتی و اعتراضات در میان سیل‌زدگان تبدیل شده است. مسئولیت چنین تخصیص منابعی بر عهده‌ی همه‌ی مسئولین حکومتی است، نهادهایی که هدایت کننده‌ی جهت‌گیری‌های استراتژیک نظام اند، بخشی از قدرت که لایحه‌ی بودجه را با چنین ساختاری به مجلس ارائه می‌کند(دولت)، مجلس و ساختار قانونگذاری که خود را نماینده‌ی مردم می‌داند ، اما چنین ساختار بودجه ای را به زیان مردم و در جهت اولویت‌های ساختار قدرت حاکم تصویب می‌کند، بوروکراسی و ساختار اجرایی حاکمیت که به دلیل عدم وجود مدیریت اجرایی شایسته در آن ، بودجه‌ی مصوب را با کمترین راندمان و اثربخشی به مصرف می‌رساند و… 

مردم حق دارند از مسئولان حکومتی بپرسند آیا مدیریت بحران در کشوری چون ایران که اساساَ به دلیل شرایط جغرافیایی خود از کشورهای در معرض حوادث بسیار است (۳۰ مورد از ۴۰ حادثه‌ی طبیعی شناخته شده‌ی جهان در ایران رخ می‌دهند) و حوادثی چون زلزله، سیل، خشکسالی و… ، کمتر از تخصیص رانت قانونی به اموری چون حوزه‌های علمیه و… اهمیت دارد که اینچنین در تخصیص منابع به آن بی‌توجهی صورت می‌گیرد؟! در برابر ارقام چند هزار میلیارد تومانی تخصیص‌یافته به این گونه نهادها و حوزه‌ی فعالیت آن‌ها ، تنها ۷۵/۱۲ میلیارد تومان به سازمان مدیریت بحران تخصیص داده می‌شود! اما حقیقت این است که مدتهاست که دیگر این موضوع از مرحله‌ی پرسش گذشته است. زیرا تجربه‌ی سیاسی مردم به این نتیجه رسیده است که نه دموکراسی و فضای سیاسی مناسب برای طرج این پرسش‌ها و نه گوش شنوایی برای شنیدن آن‌ها وجود دارد و نه احساس مسئولیتی از سوی مقام مسئولی برای پاسخگویی به آن‌ها !

نگارنده با توجه به تجارب اجرایی خود از سرنوشت مواردی از منابع تخصیص‌یافته برای پروژه های زیست محیطی، مدیریت آب، هشدار سیل و…پدافند غیرعامل مطلع است . فقط کافی است به یکی از آن‌ها در ارتباط با پروژه هشدار سیل در یکی از استان‌های شمالی کشور اشاره شود که در ارتباط با منابع آن که از سوی بانک توسعه‌ی اسلامی تأمین شده بود، مدت‌ها پس از پایان پروژه و پرداخت صورت وضعیت نهایی آن به پیمانکار، هیچ‌گاه سیستمی که می‌باید و می‌توانست بر اساس نصب تجهیزات اندازه‌گیری متغیرهای محیطی چون میزان دما، بارش، رطوبت، باد و … در ده‌ها نقطه از استان و پردازش آن و شناسایی خطر سیل اقدام به ارسال پیام کوتاه برای مسئولین و نیز مردم منطقه کند، عملاَ به بهره‌برداری نرسید. تجهیزات مورد نیاز پروژه از سوی شرکتی (متعلق به همان پیمانکار ایرانی پروژه) در یکی از کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس از گمرک ترخیص شد و از آنجا برای فرار از پرداخت عوارض گمرکی قانونی در گمرک ایران به صورت زیرقیمت (under value)   به ایران صادر شد و سرانجام نیز با سود قابل توجه به کارفرمای دولتی تحویل گردید. هیچ برنامه‌ریزی، کنترل و نظارت موثری بر اجرای پروژه اعمال نگردید، تا آنجا که بدون احداث ساختمانی که قرار بود اتاق فرمان و مدیریت ده‌ها ایستگاه باشد و داده‌های جمع آوری شده تحت شبکه استانی در آن پردازش و مدیریت شود، مبلغ صورت وضعیت نهایی پروژه به پیمانکار پرداخت شد. و این در حالی بود که پیمانکار ساختمان نیز از سوی کارفرمای دولتی به پیمانکار پروژه معرفی شده بود و… البته در این میان مدیران کارفرمای دولتی نیز به نوعی مورد لطف پیمانکار قرار گرفتند و … خلاصه اینکه در همان استان بارها بعد از این پروژه سیل آمد و خسارات و ویرانی نیز بر جای گذاشت. این سرنوشت نمونه‌وار منابع تخصیص‌یافته برای پروژه‌های عمرانی و اجرایی در یک ساختار فاسد و غیردموکراتیک است. 

انباشت دهه‌ها بی‌توجهی به الزامات توسعه‌ی پایدار، تخصیص ناعادلانه منابع ملی ، عدم نظارت و کنترل دموکراتیک بر منابع تخصیص یافته ، نهادینه شدن فساد ساختاری، عدم برنامه‌ریزی و کنترل اثربخش ، عدم ایجاد ساختار کارآ و اثربخش ، عدم تأمین منابع لازم و کافی در ارتباط با مدیریت بحران و محیط زیست و… شرایطی را ایجاد کرده است که حوادث طبیعی چون سیل و زلزله و… اساساَ با نرخ بالای خسارات و صدمات در کشور همراه می‌گردد. ازاین‌رو موضوع فقط به تخصیص نادرست منابع محدود نمی‌شود. عدم وجود نظارت و کنترل اثربخش و عدم امکان نظارت دموکراتیک که مستلزم آزادی فعالیت تشکل‌های مدنی ، زیست محیطی و… است ، از دلایل مهم اثربخشی بسیار پایین منابع تخصیص یافته به حوزه‌های مختلف است. 

تصویری از تخصیص منابع در بودجه سال ۱۳۹۸ 

This image has an empty alt attribute; its file name is flood%20economy-2.jpg

در جدول و نمودار بالا ارقام تخصیص‌یافته به برخی از نهادها و موسسات و نیز نسبت آن‌ها به رقم تخصیص‌یافته به سازمان مدیریت بحران کشور نشان داده شده است. ارقام پایین نمودار نشان دهنده‌ی درصد از بودجه و ارقام بالای آن بیانگر مبالغ بودجه‌ی سال ۹۸ هر یک از موسسات و نهادها به میلیارد تومان می‌باشد. 
ردیف های مربوط به همه‌ی نهادهای مشابه با نهادهای موجود در نمودار، به این تعداد محدود نمی‌شوند. به‌عنوان مثال ستاد اقامه‌ی نماز را با ۱۲ میلیارد تومان و تقریباَ برابر با بودجه‌‌ی سازمان مدیریت بحران داریم که به دلیل پیشگیری از شلوغی نمودار، از درج آن‌ها در این جدول خودداری شده است. 

کسانی که منابع ملی را به این صورت در تدوین اهداف استراتژیک و عملیاتی، سیستم مدیریت اجرایی ، قانون‌گذاری و ساختار حاکمیتی کشور طراحی و تصویب کرده‌اند، چگونه می‌توانند خود را نماینده‌ی مردم بدانند؟ چگونه می‌شود مردم گرفتار و در معرض تهدید انواع بلاهای طبیعی چون زلزله، سیل و… را قانع کرد که اهمیت تخصیص منابع کشور برای سازمان مدیریت بحران ۵۵ بار کمتر از مرکز خدمات حوزه‌های علمیه، ۲۷ بار کمتر از حق بیمه‌ی طلاب و روحانیون غیر شاغل ، ۱۳ بار کمتر از حوزه های خواهران و…است؟ چرا باید برای بیمه‌ی طلاب و روحانیون غیرشاغل مبلغ ۳۴۶ میلیارد تومان تخصیص یابد و برای سایر دانشجویان خیر؟ و آنگاه تنها ۷۵/۱۲ میلیارد تومان به سازمان مدیریت بحران کشور که قرار است ده‌ها بحران و فاجعه طبیعی و اجتماعی را مدیریت کند، تخصیص یابد؟!

یکی از رویکردهای رایج در تجزیه‌و‌تحلیل ریسک در سیستم‌های مدیریتی رویکردی است که با عنوان FMEA یا تجزیه و تحلیل آثار شکست شناخته شده است. در این رویکرد همان‌گونه که از نامش پیداست، آثار بروز شکست یعنی تحقق ریسک‌های احتمالی ناشی از رویداد ناخواسته مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد . از این منظر سه شاخص مهم شدت تاثیر خطا و به عبارت دیگر ابعاد پیامد شکست ، احتمال وقوع خطا و رویداد ناخواسته و نیز قابلیت کشف آن در مدیریت ریسک محاسبه و برآورد می‌شود و تاثیر متقابل آن‌ها در عاملی با عنوان شماره‌ی اولویت ریسک (RPN) که حاصل ضرب سه متغیر مذکور است، مبنای اولویت‌بندی برای تمرکز و توجه به عوامل شکست قرار می‌گیرد. مقایسه‌ای ساده و آزمایشی در این زمینه به درک بهتر موضوع کمک می‌کند . فرض کنیم به صورت تطبیقی برای خطر بروز سیل که یکی از ده‌ها رویداد منجر به بروز بحران در حوزه‌ی اهداف مدیریتی سازمان مدیریت بحران است و مخاطره‌ی عدم برخورداری ” طلاب و روحانیون غیر شاغل” از ییمه ، جدول رتبه‌بندی شاخص‌های معرفی شده را به صورت زیر تنظیم کنیم: 

فرض می کنیم که قرار باشد با ارزش‌های مورد نظر حاکمیت نسبت به تکمیل این جدول اقدام شود . می‌توان شدت اثر را کم ، متوسط ، زیاد و یا خیلی زیاد معرفی کرد . بدیهی است که گزینه‌های شرح آسیب فرضی است و ممکن است شرح های دیگری به جای آن تعریف شود و اولویت آن‌ها نیز متفاوت باشد . گزینه‌های تعریف شده برای رویداد سیل نیز فرضی است و می‌توان با شاخص‌های دقیق‌تری آن‌ها را تعریف کرد. واقعاَ اگر قرار باشد بازه‌‌ی
۱-۵ برای شدت اثر بیمه نبودن طلاب و روحانیون غیر شاغل درنظر‌گرفته شود، چه بازه‌ای را باید برای شدت اثر رویداد سیل در سمت راست جدول در نظر گرفت؟ آیا اساساَ مقایسه‌ی شدت اثر این دو رویداد با یک بازه‌ی مشابه
۱-۵ منطقی است؟! (فرض کنیم که پاسخ مثبت باشد!)
به شاخص دوم بپردازیم : 

ین گزینه‌ها نیز به صورت فرضی تعریف شده‌اند و می‌توان با کمیت‌های دیگری نیز هر کدام را تعریف کرد. اما واقعاَ به این پرسش بیاندیشیم که اگر قرار باشد احتمال محروم ماندن طلاب و روحانیون از خدمات بیمه‌ای و درمانی را از بازه ۵-۱ رتبه‌بندی کنیم، در آن صورت چه بازه‌ای را باید برای احتمال وقوع سیل در ایران با توجه به داده‌ها ، اطلاعات و اخبار هواشناسی در نظر گرفت؟ آیا اساساَ این دو رویداد دارای منطق مقایسه‌ای مشابهی از این منظر هستند؟! آیا اساساَ می‌توان احتمال بیکار ماندن و بی بیمه ماندن روحانیون و طلاب را در ایران (از معدود روحانیون منتقد و… بگذریم چون معلوم نیست با تخصیص چنین رقمی در بودجه باز هم فرصتی برای برخورداری از آن برایشان فراهم شود! ) با احتمال وقوع سیل مقایسه کرد؟ 
شاخص بعدی به احتمال کشف خطا مربوط می‌شود. این شاخص نشان می‌دهد که تا چه اندازه ممکن است بتوان بروز رویداد را پیش‌بینی کرد. همان‌گونه که قبلاَ نیز اشاره شد، قابلیت پیش‌بینی سیل در شرایط پیشرفت‌های دانش هواشناسی بسیار بالاست . این پیشرفت‌ها در حدی است که سیستم‌های هشدار سیل با دقت بسیار بالا می‌توانند با جمع‌آوری و پردازش داده‌های هواشناسی نسبت به پیش‌بینی و هشدار سیل اقدام کنند. 

به‌راستی امکانِ یافتن و شناسایی طلاب و روحانیون بدون برخورداری از خدمات بیمه‌ای و درمانی چقدر است؟ توجه به این نکته مهم است که بر خلاف دو شاخص قبل ، بالا بودن این شاخص میزان ریسک و اولویت توجه به آن را کاهش می‌دهد. 
حال اگر قرار باشد از شاخص‌های سه گانه‌ی شدت اثر، احتمال وقوع و قابلیت کشفِ دو رویداد “سیل” و ” محرومیت طلاب و روحانیون غیرشاغل از خدمات بیمه‌ای و درمانی” را مورد ارزیابی مقایسه‌ای قرار دهیم، چه دامنه‌ای از امتیازات را باید برای هر کدام برگزینیم و از این دامنه چه امتیازی را به هریک تخصیص دهیم که این ارزیابی مقایسه‌ای منصفانه باشد ؟ 
اگر نخواهیم بیش از این وارد بحث‌های تخصصی در این زمینه شویم و ارزیابی‌ای کلی از وضعیت شاخص‌های مورد اشاره در ارتباط با هر یک از دو رویداد ارائه دهیم، بی‌تردید می‌توان گفت که با توجه به آنچه پیش روی ماست، شدت اثر سیل زیاد یا بسیار زیاد(۴ یا ۵) و احتمال وقوع آن نیز با توجه به گزارش‌های هواشناسی و اخبار مربوط به حادث‌شدن سیل در مناطق مختلف کشور در طول فصول بارندگی در سال نیز به عنوان یک واقعیت آشکار و غیرقابل انکار ، زیاد و بسیار زیاد (۴ یا ۵) خواهد بود. از سوی دیگر با توجه به پیشرفت‌های دانش و فناوری‌های حوزه‌ی هواشناسی، قابلیت کشف آن نیز زیاد و بسیار زیاد (۱) خواهد بود. ( همانگونه که اشاره شد در مورد این شاخص برخلاف دو شاخص دیگر، افزایش قابلیت کشف ، منجر به کاستن از ریسک می‌شود و بر همین اساس امتیاز قابلیت‌های بالاتر با کمیت کمتر در محاسبه ریسک مورد استفاده قرار می‌گیرد.) 
حال اگر با توضیحات فوق فرض کنیم که از شاخص شدت اثر، مقدار کم (۱) و از شاخص احتمال وقوع رویداد یعنی پیامدهای عدم برخورداری طلاب و روحانیون از خدمات بیمه‌ای ، مقدار بسیار کم و کم (۱ یا ۲ ) و برای شاخص قابلیت کشف رویداد یعنی یافتن “طلاب و روحانیون غیر شاغل” فاقد برخورداری از خدمات بیمه‌ای و درمانی، بسیار زیاد (۱) را تخصیص دهیم (به دلیل جایگاه ممتاز و متمایز آن‌ها در ساختار موجود)، حاصل ضرب این سه شاخص، تعیین‌کننده‌ی PRN یا شماره‌ی اولویت ریسک در هر مورد است. 

بدین ترتیب شماره‌ی اولویت حداقل ریسک (RPN) در هر مورد به ترتیب زیر خواهد بود : 
۱۶=۱×۴×۴ = اولویت ریسک مربوط به سیل
۱=۱×۱×۱ = اولویت ریسک مربوط به عدم برخورداری طلاب و روحانیون بیکار از خدمات بیمه ای و درمانی
بر این اساس اگر طراحان و تصویب‌کنندگان بودجه قرار بود مأموریت و وظایف سازمان مدیریت بحران را فقط محدود به بحران ناشی از سیل می‌کردند، باید حداقل رقمی معادل ۵۵۳۰ میلیارد تومان یعنی ۱۶ برابر بودجه‌ی تخصیص‌یافته برای بیمه طلاب و روحانیون غیرشاغل به آن تخصیص می‌دادند. (با فرض ضرورت وجود چنین ردیفی در بودجه که جای بحث فراوان دارد. ولی بحث اساسی‌تر این است که چرا باید برای بیمه‌ی طلاب و روحانیون غیرشاغل که راه برای آن‌ها جهت به کارگماری در بسیاری از امور که هیچ‌گونه تخصصی در آن نیز ممکن است نداشته باشند ، باز است ، ردیف بودجه ای تخصیص یابد اما برای سایر دانشجویان و فارغ‌التحصیلان بیکار رشته‌های مختلف دانشگاهی خبری از چنین ردیفی در بودجه نیست؟!) البته تخصیص رقم ۵۵۳۰ میلیارد تومان برای سازمان مدیریت بحران، رقم بسیار بزرگی در برابر مبلغ کل بودجه و معادل ۱۴ درصد کل آن خواهد بود ، با این وجود هنوز به دو برابر رقم آشنای ۳۰۰۰ میلیارد تومان ( که به قیمت امروز از این هم فراتر خواهد رفت) نمی‌رسد. 
حال باید تصور کرد که چه ذهنیتی مبنای مقایسه، اولویت‌بندی و تخصیص منابع قرار می‌گیرد که بودجه بیمه طلاب و روحانیون غیرشاغل بیش از ۲۷ برابر بودجه سازمان مدیریت بحران می‌شود که قرار است بجز سیل، بحران های ناشی از ده‌ها بلای طبیعی دیگر را نیز مدیریت کند؟! چه نامی بجز تبعیض، رانت و… می‌توان بر اینگونه تخصیص منابع گذاشت؟ 
مقایسه‌های مشابه دیگری را نیز می‌توان بین بودجه سازمان مدیریت بحران با سایر ارقام موجود در جدول بالا انجام داد و به عمق فاجعه بیشتر پی برد. 

البته تخصیص درست منابع تنها یکی از وظایف مدیریت مسئولانه و اثربخش ، مردمی و همراه با عقلانیت است. بر اساس مفاهیم بنیادی دانش مدیریت ، هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی یا ایجاد ساختار مناسب، تأمین کادر اجرایی مناسب و واجد صلاحیت، هماهنگی وظایف بین بخش‌های مختلف ساختار و هدایت و رهبری آن‌ها، نظارت و کنترل بر اجرای برنامه (به ویژه نظارت دموکراتیک و مردمی )، پیش نیاز و لازمه‌ی تخصیص منابع یا بودجه‌بندی فعالیت‌های اجرایی هستند که در هر مورد نیز نقدهای فراوان بر کارنامه‌ی حاکمیت وارد است. 

این بودجه مردمی نیست، یعنی تخصیص منابع در آن بر اولویت‌بندی‌های متناسب با الزامات کشور و نیازمندی‌های واقعی و رفع مشکلات و تأمین نیازهای عمومی جامعه متمرکز نیست. با اطمینان می‌توان گفت اگر قرار باشد یک نظرسنجی در این مورد در جامعه انجام شود، با آگاهی مردم از چنین تصویری از وضعیت تخصیص منابع در بودجه‌ی سال ۹۸ ، بی‌شک اکثریت قریب به اتفاق شرکت‌کنندگان در هر نظرسنجی مبتنی بر روش تحقیق علمی ، آن را مردود خواهند دانست. 
و این در حالی است که در سایت سازمان مدیریت بحران کشور آمده است : “با توجه به وسعت ایران ، تنوع بلایای مختلف و شدت و تعداد آ‌ن‌ها ، لزوم وجود ساختاری مناسب برای نظام مدیریت بلایا از نیازهای اساسی کشور به شمار می‌رود… آثار و عواقب یک بلای طبیعی ، صرف‌نظر از نوع آن ، می‌تواند تا مدت مدیدی پس از وقوع حادثه باقی بماند. صدمات و بیماری‌های بازماندگان زلزله، فرسایش خاک حاصلخیز یک منطقه و از بین‌رفتن کشاورزی آن در اثر سیل و … آثاری هستند که معمولاً در ارزیابی و تعیین خسارات به حساب نمی‌آیند . به همین دلیل می‌توان گفت هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی بلایای طبیعی بسیار بیش از آن چیزی است که در نگاه اول به‌نظر می‌رسد. بخش مهمی از تولید ناخالص ملی کشورها بخصوص کشورهای در حال توسعه صرف جبران خسارات ناشی از بلایای طبیعی می شود “.
به‌راستی چگونه ممکن است بتوان در کشوری چون ایران با این وسعت و تنوع محیطی و بلایای طبیعی از زلزله گرفته تا خشکسالی ، سیل، رانش زمین ، ریزگرد و… با این میزان ناچیز از منابع تخصیص‌یافته به سازمان مدیریت بحران کشور، اقدام موثری برای مدیریت بحران‌ها کرد؟ 

پیامدها و خسارات سیل 

عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در گفت‌وگو با رادیو تهران مطرح کرد که “در ایام نوروز حدود ۲۴ استان درگیر بارش شدید بوده و در برخی استان‌ها سیل‌های مهیب ایجاد شد. … حدود ۱۰ استان درگیری مستقیم و شدید داشتند که منجر به آب‌گرفتگی و خرابی شدید شد‌، در این شرایط برق، آب، مخابرات و گاز قطع و راه‌های مواصلاتی و بین شهری و بین روستایی تخریب شدند.” او سطح پوشش مشکلات مرتبط با بارش‌های بی‌سابقه‌ی اخیر را شامل ۲۴ استان و ۵۰۰ شهر و روستا معرفی کرد. در این مصاحبه از تلفات جانی حدود ۶۰ نفر و اسکان حدود ۱۰۰ هزار نفر در اماکن موقت سخن گفته شد.
وزیر کشور در مصاحبه‌ای دیگر آخرین برآوردهای انجام شده در مورد خسارت سیل در ۲۵ استان و ۴۴۰۰ روستا را بین ۳۰۰۰۰ تا ۳۵۰۰۰ میلیارد تومان اعلام کرد. با توجه به پیش‌بینی تداوم بارش‌های سیل‌آسا و دسترسی به اطلاعات بیشتر در زمینه‌ی خسارات ایجاد شده در نتیجه‌ی سیل می‌توان انتظار داشت این رقم از این هم فراتر رود. 
مشخص نیست وزیر کشور به استناد کدام مصوبه و سند مرجع در همان مصاحبه مطرح کرد که ” قانونگذار ۲ تا ٣ درصد از بودجه‌ی کشور را اختصاص به بحران داده است”.

عبدالحسین ساسان –عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان- در گفتگو با ایسنا، با اشاره به امکان پوشش خسارات سیل از طریق تسهیلات بانکی اظهار کرد: “با توجه به حجم خسارات رخ داده اگر قرار باشد برای مثال به هر منزل مسکونی حداقل پنج میلیون تومان از محل تسهیلات بانکی داده شود این مقدار کفاف هزینه‌های تعمیر سقف ساختمان‌ها را هم نمی‌دهد، ضمن اینکه هزینه‌ی زیادی را هم روی دست سیستم بانکی می‌گذارد.”
ایشان با بیان اینکه یکی از گزینه‌های همیشگی جبران خسارات حوادث غیرمترقبه چاپ اسکناس بوده است، ادامه داد: رسیدن به تعادل دوباره در اقتصاد بعد از چاپ پول بسیار سخت است،
از سوی دیگر وحید شقاقی شهری عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی تهران با اشاره به تاکید رئیس مجلس شورای اسلامی بر تأمین خسارات از کانالی غیر از کانال بودجه ۹۸ ، اظهارداشت: “غیر از کانال بودجه دولت می‌تواند از طریق راه‌های دیگری نسبت به تأمین مالی خسارات اقدام کند که چاپ پول یکی از این گزینه‌ها است، با این حال در چاپ پول دولت باید تبعات تورمی تصمیم خود را هم بپذیرد. “

ایشان با اشاره به ناتوانی بودجه‌ی ۹۸ برای پاسخ‌گویی به هزینه‌های ناشی از سیل افزود: واقعیت این است که سال ۹۸ به لحاظ اقتصادی سال سختی برای دولت خواهد بود، در این شرایط بودجه‌ی ۹۸ هم بودجه‌ی منضبط و مستحکمی نیست و بسیار خوش‌بینانه طراحی شده است و از این جهت توانایی پوشش خسارات سیل در آن وجود ندارد.
پیش از این هم رئیس کل بانک مرکزی با اشاره به حجم خسارت‌های سیل بر زیرساخت‌ها، منازل، کشاورزی و دامپروری و دیگر دارایی‌های مردم تاکید کرده بود که “به حتم بودجه‌ی ۹۸ امکان پاسخ‌گویی به این مسائل را ندارد و در کنار تسهیلات بانکی، استفاده از منابع صندوق توسعه ملی ضروری خواهد شد”. این در حالی است که با توجه به میزان منابع مورد نیاز، سیستم بانکی فاقد توانایی برای این منظور است. و استفاده از ذخایر صندوق توسعه‌ی ملی نیز با توجه به شرایط عمومی اقتصادی کشور و تحریم و دشواری تأمین منابع در کشور ، با چالش‌های خاص خود همراه خواهد بود. 
اما اگر پیامدهای سیل از منظری وسیع‌تر مد نظر قرار گیرد، ابعاد آن بسیار نگران‌کننده‌تر خواهد بود. در یادداشت کوتاهی که به قلم دکتر سلمان قادری ، جامعه شناس و مددکار اجتماعی به این موضوع پرداخته شده است، به برخی از مهم‌ترین پیامدهای سیل اشاره شده است که عبارتند از : 

-۱” ازدست‌دادن اموال و دارایی‌ها: اولین و فوری‌ترین تأثیر بروز سیل از‌دست‌دادن خانه، امکانات زیربنایی، از‌بین‌رفتن بهداشت و شیوع بیماری‌های عفونی نظیر هپاتیت A، و با و دستگاه گوارش است. لذا به هنگام مدیریت بحران و شروع اقدامات فوری توجه به این عامل اهمیت زیادی در تصمیم‌گیری‌های فوری دارد.

۲ – از دست دادن امکان امرار معاش و درآمد برای گذران زندگی: با توجه به آسیب‌هایی که سیل به ارتباطات زیربنایی، نیروگاه‌ها و جاده‌ها وارد می‌نماید، در نتیجه تا مدت‌ها فعالیت‌های اقتصادی مختل شده و در بخش صنعت، کشاورزی و دامداری زندگی مردم دچار اختلال می‌گردد. با توجه به شبکه ارتباطی استان‌های حادثه دیده با سایر مناطق کشور، چنین تأثیراتی در استان‌های هم‌جوار نیز احساس می‌شود.

۳- کاهش قدرت خرید و تولید: بروز بحران‌های طبیعی نظیر سیل، ارزش زمین و دارایی‌های ساکنین را کاهش داده و آسیب‌پذیری مردم به‌خصوص گروه‌های کم‌توان نظیر کودکان، افراد توانخواه، افراد مبتلا به اختلال روانی و … افزایش می‌یابد. به‌نظر‌می‌رسد که در تدوین پروتکل‌های مدیریت بحران به ارائه‌ی خدمات فوری و متناسب با نیاز این کودکان توجه ویژه‌ای لازم است.

۴ – مهاجرت گروهی: بروز بحران‌هایی نظیر سیل موجب مهاجرت از روستاها و مناطق کم‌برخوردار به مناطق شهری و حاشیه‌ی شهرها خواهد شد و در نتیجه به دلیل از‌دست‌دادن امکانات اولیه‌ی زندگی، منجر به تشدید فقر شهری، پیچیده‌شدن مشکلات اجتماعی و بروز و تشدید آسیب‌های اجتماعی در بین جمعیت مهاجر و مردم مناطق مهاجرپذیر می‌شود.

۵- تأثیرات روانی: بروز بحران‌هایی نظیر سیل بر گروه‌های آسیب‌پذیر نظیر کودکان دارای تأثیرات پایدار است. همچنین مردم به دلیل ازدست‌دادن اموال و دارایی‌های خود دچار استرس و پیامدهای پایدار روانشناختی دیگری نیز می‌شوند که کاهش آن نیازمند مداخلات حرفه‌ای و طولانی خواهد بود. البته این تأثیرات تا مدت‌های طولانی ادامه خواهد یافت.

۶- اثرات منفی رشد اقتصادی: عمدتاً مناطقی که دچار بحران‌هایی نظیر سیل می‌شوند منجر به آسیب‌دیدگی جدی به بخش‌های زیربنایی، کسب‌و‌کار و توسعه‌ی منطقه خواهد شد. ریسک سرمایه‌گذاری در این مناطق را افزایش خواهد داد و دولت نیز ممکن است تا مدت‌ها تمایل چندانی به تولید اقتصادی در این مناطق نداشته باشد. چنین روندی در نهایت به تشدید مشکلات مردم محلی، افزایش فقر مزمن، کاهش قابل‌توجه سطح درآمدها، افزایش تورم، مهاجرت نخبگان و کارگران ماهر و افزایش هزینه‌های اقتصادی منجر می‌شود. همچنین برنامه‌های توسعه را نیز به تعویق خواهد انداخت. اما چنانچه تدبیر درستی از طرف دولت‌ها اتخاذ شود، می‌تواند باعث بازشدن پنجره جدیدی از سرمایه‌گذاری، تغییر در سیاست‌های پیشین، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، مدیریت خطر و برقراری عدالت در توزیع منابع آتی گردد. اما واقعیت آن است که در مناطق کمترتوسعه‌یافته به‌ندرت پس از وقوع سیل شاهد سرمایه‌گذاری دولت‌ها و رشد اقتصادی هستیم و عمدتاً دارای اثرات منفی اقتصادی بر ساختار اقتصادی این مناطق است.

۷- پیامدهای سیاسی و اجتماعی: بروز بحران‌هایی نظیر سیل منجر به کاهش قابل توجه سرمایه‌ی اجتماعی و اعتماد مردم به دولت و سازمان‌های امدادرسان و افزایش نارضایتی اجتماعی خواهد شد. در نتیجه مشروعیت دولت در این مناطق به‌شدت کاهش خواهد یافت. چنین مناطقی می‌تواند بستر ساز بحران‌های آتی و ناآرامی‌های اجتماعی شود …”
با توجه به پیامدهای قابل انتظار در ارتباط با سیل و ضعف مدیریت اجرایی موجود در ساختار حاکم در ارتباط با موضوع مدیریت بحران و چالش‌های پیش روی جامعه و حاکمیت در حوزه‌های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی، با توجه به انباشت عظیم نارضایتی عمومی در ارتباط با مسائل معیشتی و طیف گسترده مطالبات معیشتی و دموکراتیک بی پاسخ مانده ، با توجه به افزایش چالش‌ها و چشم انداز دشوارتر شدن مدیریت اوضاع ، با توجه به تشدید تعارضات درون حاکمیت ، با توجه به رشد اعتراضات اجتماعی که نارضایتی‌های مرتبط با پیامدهای سیل نیز بر آن خواهد افزود، به‌نظرمی‌رسد که سال پیش رو ، سالی همراه با چالش‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بسیار جدی خواهد بود. این چالش جدی به نوبه‌ی خود می‌تواند بر تعارضات درون حاکمیت نیز بیفزاید. با توجه به تجارب معین در استفاده از شرایط بحرانی مرتبط با رویدادهای طبیعی در جهان برای پیشبرد اهداف و پروژه‌های سیاسی تحت عنوان شوک‌درمانی، افزایش احتمال شکل‌گیری نوعی بناپارتیسم در فضای سیاسی موجود، به هیچ وجه دور از انتظار نخواهد بود. 

۲۸ فروردین ۹۸

نقل از : اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 

 




فراخوان تجمع سراسری و گسترده فرهنگیان ایران

• شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان، معلمان سراسر کشور را به برگزاری تجمع سراسری اعتراضی در روز دوازدهم اردیبهشت «روز ملی معلم»، دعوت کرد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۹ فروردين ۱٣۹٨ –  ۱٨ آوريل ۲۰۱۹

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان، معلمان سراسر کشور را به برگزاری تجمع سراسری اعتراضی در روز دوازدهم اردیبهشت دعوت کرد. در اطلاعیه که به این منظور منتشر شده، چنین آمده است:

بدینوسیله شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، تجمع اعتراضی روز ملی معلم را به اطلاع تمامی همکاران عزیز می رساند.
لذا از تمامی همکاران بزرگوار اعم از پیش کسوتان و شاغلان انتظار میرود تا با همبستگی و همدلی هر چه بیشتر در هر چه باشکوه تر برگزارشدن این تجمع همراهی و همکاری لازم را داشته باشند.
لازم به ذکر است که این تجمع در راستای پیگیری مطالبات صنفی و آموزشی و در اعتراض به عدم توجه مسئولان به مطالبات بر حق فرهنگیان، به صورت گسترده و سراسری در تمامی استانها و شهرستانهای کشور برگزار خواهد گردید.
بدیهی است حضور تک تک شما فرهیختگان، تاثیر مثبت و مستقیم در تحقق مطالبات برحق فرهنگیان خواهد داشت.

زمان:
پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
ساعت ۱۰ تا ۱۲

مکان:
_ مراکز استانها:
         اداره کل آموزش و پرورش استان.
_ مراکز شهرستانها: 
       ادارات آموزش و پرورش شهرستان.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
بیست و نهم فروردین ماه یکهزار و سیصد و نود و هشت




اعضای موسسه ی میثاق نصر در اهواز بازداشت شدند

• در ادامه ی بازداشت فعالان مدنی خوزستان، چهارشنبه شب ۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۸، اعضای موسسه فرهنگی-ا جتماعی میثاق نصر توسط قرارگاه ابوالفضل العباس تابع اطلاعات سپاه در اهواز بازداشت شدند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۹ فروردين ۱٣۹٨ –  ۱٨ آوريل ۲۰۱۹

چهارشنبه شب ۲٨ فروردین ماه ۱٣۹٨، اعضای موسسه فرهنگی-ا جتماعی میثاق نصر توسط قرارگاه ابوالفضل العباس تابع اطلاعات سپاه در اهواز بازداشت شدند. اعضای این موسسه با تشکیل کمیته مردمی برای کمک به سیل زدگان در چند روز سیل فعالیتهای فراوانی داشتند. 

به گزارش منابع محلی از اهواز، فعالیتهای این موسسه بیشتر فعالیتهای فرهنگی، نشر کلیپ های شعر به زبان عربی، فعالیتهای مدنی بوده است. در جریان سیل این موسسه همانند کمیته های مردمی دیگر به سیل زدگان کمک و در جمع آوری کمک ها فعالیت داشت. بیشتر اعضای این موسسه در استحکام سیلبندها در مناطق مختلف همراه مردم بوده اند. 

بنابر این گزارش، افراد بازادشت شده این موسسه حسن طرفی، عارف سواری، حسن ساعدی و شهاب صیاحی (بلاوی) اعلام شده اند.

پیش از این در روز های شانزده و هیچده، ۲۴، ۲۵ و ۲۷ فروردین ماه در منطقه شعیبیه شوشتر، شهر حمیدیه و مناطق مختلف شهر اهواز از جمله کوی صیاحی، کوی علوی (حی الثوره)و ملاشیه ده ها نفر از امداد رسانان کمیته های مردمی بازداشت شده بودند. 




بمناسبت نودمین سال آغاز صنعتی کردن در اتحاد شوروی

والنتین کاتاسانوف

(Valentin Katasonov)

پروفسور، دکتر علوم اقتصادی، مدیر مرکز مطالعات اقتصادی «شاراپوف» روسیه،

مشاور اقتصادی اسبق دبیر کل سازمان ملل متحد،

پژوهشگر مسائل پشت صحنه

برگردان: ا. م. شیری

۲۹ فروردین- حمل ١٣۹۸

صنعتی کردن در اتحاد شوروی-  بزرگترین معجزه اقتصادی قرن بیستم

فرمان رئیس جمهور در ماه مه سال ۲٠١۸ مبنی بر «تعیین اهداف ملی و اهداف راهبردی توسعه فدراسیون روسیه تا سال ۲٠۲۴» بمنظور تأمین جهش اقتصادی و رفع موانع منجر به عقب‌ماندگی روسیه از بسیاری از کشورهای جهان و کاهش نقش آن در اقتصاد جهانی صادر گردید. و برای تحقق آنها لازم است روسیه از تجارب جهانی دایر بر حل چنین مسائلی بهره برگیرد. در تاریخ قرن بیستم موارد زیادی در این باره وجود دارد که معجزه اقتصادی نامیده شدند. معجزه ژاپن، آلمان، کره جنوبی. در همه جا توسعه صنعتی در قلب معجزه اقتصادی قرار داشت.

با این وجود، اغلب ما فراموش می‌کنیم، که صنعتی کردن در اتحاد شوروی بزرگترین معجزه اقتصادی قرن بیستم بود. ما می‌توانیم از خود بیاموزیم. ارجمندترین تجربه جلو چشم ماست.

در سال ۲٠١۹، نود سال از لحظه آغاز صنعتی کردن می‌گذرد. اکثریت تاریخ‌نگاران نقطه شروع آن را تصمیم کنفرانس شانزدهم حزب کمونیست سراسری (بلشویک) در ماه آوریل سال ١۹۲۹ محسوب می‌کنند.

نقاط عطف تاریخ اجتماعی- اقتصادی اتحاد شوروی را برمی‌شمارم. کمونیسم نظامی مرحله نخست آن بود. از سال ١۹۲١ سیاست اقتصادی جدید (نپ) شروع شد و مدتی بعد صنعتی کردن جایگزین آن گردید. در خصوص نطقه پایانی صنعتی کردن نظر واحدی وجود ندارد. برخی‌ها بر این باورند، که این امر در ۲۲ ژوئن سال ١۹۴١، یعنی همزمان با حمله هیتلر به کشور ما اتفاق افتاد. گروهی دیگر عقیده د‌ارند، که صنعتی کردن تا دهه نخست پس از جنگ ادامه یافت و با به قدرت رسیدن نیکیتا خروشچوف، مخصوصا پس از کنگره بیستم حزب کمونیست اتحاد شوروی (١۹۵۶) صنعتی کردن پایان پذیرفت.

در این نوشتار قصد دارم حوادثی را ترسیم کنم، که آنها را می‌توان آمادگی پیش از تصمیمات کنفرانس حزبی سال ١۹۲۹ نامید. سیاست اقتصادی نوین در سال‌های ١۹۲٠ یک تنفس موقتی برای کشور بود. موقعیت دولت در اقتصاد تضعیف گردید. مناسبات کالایی- پولی به فضای گسترده‌ای دست یافت. نظام مالکیت خصوصی سرمایه‌داری که حاکمیت سیاسی بلشویکها را تهدید می‌کرد، جان گرفت.

تهدیدهای خارجی از سوی متحدان سابق روسیه در آنتانت به این اضافه شد. قبل از همه، اتحاد شوروی به محاصره اقتصادی کشورهای غربی و آمریکا درآمد. از سوی دیگر، خطر تهاجم نظامی وجود داشت. چند بار کشور با حمله نظامی به اندازه مویی فاصله داشت.

غرب اتحاد شوروی را در مقابل اولتیماتوم‌های غیرقابل عملی قرار داد. تعهد بر تأدیه بدهی‌های دولت تزار و دولت موقت یکی از آنها بود. کل بدهی به حدود ١۸ میلیارد و ۵٠٠ میلیون روبل طلا بالغ می‌شد. بلشویکها در ماه ژانویه ١۹١۸ با صدور بیانیه‌ای امتناع حاکمیت جدید از پرداخت بدهی‌ها را اعلام کردند. خواست دیگر غرب، استرداد دارایی‌های ملی شده به صاحبان آنها یا پرداخت غرامت به ازای دارایی‌ها بود. یکی دیگر از درخواستهای غرب از اتحاد شوروی امتناع از انحصار بازرگانی خارجی بود.

اتحاد شوروی به همه خواستهای غرب که در بیانیه کنفرانس اقتصادی جنوا در سال ١۹۲۲ اعلام شده بود، با قاطعیت پاسخ رد داد. با این وجود، غرب به وارد آوردن فشار از طریق تحریم به اتحاد شوروی ادامه داد. همانطور که با استفاده از حربه تحریم روسیه امروزی را تحت فشار قرار داده است. تمامی اینها رهبری اتحاد شوروی را به اندیشیدن در مورد ضرورت ایجاد اقتصاد مستقل وادار نمود. آن اقتصادی که به واردات و صادرات وابسته نباشد و بتواند غرب را از امکان اعمال تحریمهای تجاری- اقتصادی بر علیه کشور محروم سازد.

خطر جنگ نیز به اندیشیدن در خصوص تقویت توان دفاعی کشور وادار نمود. صنایع نظامی کشور ضعیف بود. در این حال، رهبران حزب و دولت از درسهای جنگ جهانی اول سرمشق گرفتند. روسیه برای جنگ بسیار بد آماده شده بود، لازم بود بسیاری از انواع تسلیحات، مهمات و تجهیزات نظامی را از متحدین بخرد. اقلام خریداری شده با تأخیرهای قابل ملاحظه تحویل می‌گردید، اغلب  قراردادها بر مبنای شروط سیاسی و نظامی بسته می‌شد. در سال ١۹۲٠ شرایط وخیم‌تر شد، متحدین سابق به دشمنان بدل گردیدند.

در اواسط سال‌های ١۹۲٠ واژه «صنعتی کردن» به گفتمان رهبری اتحاد شوروی اضافه شد. در ابتدا، به آنچه کشورهای اروپایی در قرون هجده و نوزده تجربه کرده، از کشورهای کشاورزی به ممالک صنعتی بدل شده بودند، قیاس به عمل آمد. اغلب از انقلاب صنعتی در انگلیس یاد می‌کردند، اما، بلشویکها نمی‍توانستند تجربه انگل‌ستان را بمعنای واقعی کلمه به عاریت بگیرند.

نخست اینکه، انقلاب صنعتی انگلیس بحساب سرمایه‌های هنگفت ناشی از تاراج بی‌مهار مستعمرات محقق گردید. اتحاد شوروی چنین سرمایه‌هایی در اختیار نداشت. دوم، انقلاب صنعتی در انگلیس تقریبا صد قبل از اتحاد شوروی بوقوع پیوست. استالین طی سخنرانی خود در نخستین کنفرانس سراسری کارگران صنایع سوسیالیستی در ۴ فوریه سال ١۹٣١ گفت: «ما ۵٠- ١٠٠ سال از کشورهای پیشرو عقب مانده‌ایم. ما این فاصله را باید در عرض ده سال طی کنیم. یا باید این کار را بکنیم، یا ما را له خواهند کرد…».

صنعتی کردن را بسیاری‌ها در کرملین رؤیای دست‌نیافتنی تلقی می‌کردند. از جمله، نیکولای بوخارین، یکی از رهبران برجسته حزبی قبل از همه بطرفداری از سیاست اقتصادی جدید برخاست و با صنعتی کردن مخالفت کرد. او بر قدرت جادویی مناسبات کالایی- پولی و بازار تأکید نمود، که در وهله اول ایجاد صنایع سبک و انباشت سرمایه کافی برای گذار به راه‍اندازی صنایع سنگین را امکان‌پذیر می‌سازد. طبق نسخه بوخارین، صنعتی کردن می‌توانست صد‌ها سال بطول انجامد، ولی تجاوز نظامی ممکن بود هر لحظه اتفاق بیافتد.

در کرملین تندروانی هم بودند. تروتسکی از سرعت بالای صنعتی کردن حمایت کرد. عقیده او مبنی بر سرعت فوق‌العاده صنعتی کردن با ایده انقلاب مداوم که می‌توانست فقط جهانی باشد، همخوانی داشت. تروتسکی به مارکس و لنین استناد می‌کرد. اما استالین بر نظریه امکان پیروزی سوسیالیسم در کشور واحد تأکید می‌نمود. این نظریه با تئوری مارکسیسم- لنینیسم در باره انقلاب جهانی در تضاد بود. اما او زمینه فکری صنعتی کردن را آماده نمود.

صرفنظر از جزئیات بحث‌ها در خصوص صنعتی کردن (سودمندی، منابع، سرعت، آلگاریتم‌ها، شرایط خارجی) که در کمیته مرکزی حزب کمونیست (بلشویک)، شورای وزیران، شورای کار و دفاع، کمیسیون برنامه‌ریزی دولتی در جنب شورای کار و دفاع و سایر سازمانها انجام گرفت، در اوایل ١۹۲۸ به تمامی بحث‌ها نقطه پایان گذارده شد. اما بحث‌ها پیرامون مسائل فنی ادامه یافت- فقط به بحثها در مورد مسائل اساسی سیاسی و نظری خاتمه داده شده شد. بمنظور گذار از حرف به عمل، استالین به کنار زدن دسته‌بندی‌های داخل حزبی- نه بمعنای فیزیکی، بلکه، بمعنی تشکیلاتی- که از موضع افراطی از صنعتی کردن طرفداری می‌کردند، مجبور شد: «مخالفان چپ» (تروتسکی، زینویف، کامنیف، راکوفسکی، راداک پره‌آبراژنسکی و دیگران)، ««مخالفان کارگری» (شلیاپنیکوف، کولونتای و سایرین)، «مخالفان جدید» (بوخارین، تومسکی، رئکوف و دیگران). آغاز صنعتی کردن بدون تحکیم وحدت ایدئولوژیک- سیاسی در بالاترین نهاد رهبری حزبی- دولتی امکان‌پذیر نبود.

ابتدا ضرورت عزل تروتسکی بعنوان فعال‌ترین شخصیت مخالفان تندرو از تمام مناصب حزبی و دولتی (سال ١۹۲۷) و تبعید او از اتحاد شوروی (سال ١۹۲۹) پیش آمد. پس از این، از قضا، استالین موضع نسبتا «چپ‌تر» در خصوص مسئله صنعتی کردن اتخاذ نمود (سرعت بیشتر در مدت زمان فشرده).

حالا، به برشماری برخی رویدادهای رسمی مرتبط با صنعتی کردن می‌پردازم:

کنگره چهاردهم حزب کمونیست اتحاد شوروی (بلشویک) در ماه دسامبر سال ١۹۲۵. کلمه «صنعتی کردن» برای نخستین بار از تریبون این گنکره بصدا درآمد. تصمیم کلی دایر بر ضرورت تبدیل اتحاد شوروی از مملکت کشاورزی به کشور صنعتی اتخاذ گردید.

کنگره پانزدهم حزب کمونیست اتحاد شوروی (بلشویک) در ماه دسامبر سال ١۹۲۷. در این کنگره تمامی مخالفان کنار گذاشته شدند. اعلام گردید، که دوره آمادگی برای صنعتی کردن اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی بر شالوده برنامه‌های پنج ساله آغاز می‌شود. توسعه اقتصاد ملی. دستورالعمل‌ها برای اجرای نخستین برنامه پنج ساله توسعه اقتصاد ملی تصویب شد. اعلام شد، صنعتی کردن بایستی بر بستر«برنامه‌های فشرده» تحقق یابد، اما با سرعت بسیار بالا.

آوریل سال ١۹۲۹- کنفرانس حزب کمونیست سراسری (بلشویک). برنامه پنج ساله اول که بر مبنای بیانیه‌های کنگره پانزدهم حزب کمونیست (بلشویک) تدوین شده بود، در این کنفرانس تصویب گردید. برنامه می‌بایست در بازه زمانی اول اکتبر سال ١۹۲۸ تا اول اکتبر سال ١۹٣٣ اجرا ‌شود  (در آن سالها، سال اقتصادی از اول اکتبر آغاز می‌شد). با این حال، این پایان روند تصویب برنامه پنج ساله نبود. زیرا، تأئید آن در کنگره شوراهای سراسری اتحاد شوروی لازم بود.

ماه مه سال ١۹۲۹- پنجمین کنگره شوراهای سراسری اتحاد شوروی. کنگره پس از استماع گزارش شورای وزیران اتحاد شوروی، سیاست دولت را بطور کامل مورد تآئید قرار داد. کنگره نخستین برنامه پنج ساله را تصویب نمود، کلام «نخستین برنامه پنج ساله صنعتی کردن» در کنگره در سراسر کشور طنین‌انداز شد.

به این ترتیب، یا اول اکتبر سال ١۹۲۸ را که عملا زنگ نخستین برنامه پنج ساله زده شد، و یا ماه‌های آوریل- مه را که برنامه پنج ساله روند تأئید خود را در عالی‌ترین ارگان حزبی و دولتی طی کرد، می‌توان آغاز صنعتی کردن شمرد. و دو هدف عمده صنعتی کردن هم در شانزدهمین کنفرانس حزب کمونیست (بلشویک)، و هم در پنجمین کنگره سراسری شوراها بدقت فرمولبندی شد:

١ــ دستیابی به استقلال اقتصادی کامل کشور با هدف رسیدن به خودکفایی اقتصادی (بدون وابستگی به صادرات و واردات)؛

۲ــ ایجاد پایه مادی- فنی صنایع دفاعی قدرتمند بمنظور تأمین امنیت نظامی کشور.

در این حال، بسیج همه انواع منابع اعم از مادی، مالی، انسانی، علمی- فنی، ابزارهای عمده دستیابی به اهداف تعیین شده، به سخن دیگر، بسیج اقتصادی بودند. در آینده، به بررسی روش‌ها و اشکال صنعتی کردن در اتحاد شوروی، اشتباهات، دستآوردها و نتایج مشخص آن خواهم پرداخت.

ـــــــــــــــــــــــــــ

ملاحظات مترجم:

ایران امروز درست در شرایطی قرار دارد که اتحاد شوروی در دهه ۲٠ سده بیستم میلادی قرار داشت. با این تفاوت که در ایران از چهل سال پیش حاکمیت سرمایه‌داری بسردمداری روحانیت مرتجع برقرار است. اما در اتحاد شوروی حاکمیت کارگری برهبری حزب بلشویک بر قرار بود.

در چنان شرایط بشدت خطرناک، دولت بلشویکها تقریبا ۹ سال پس از پیروزی انقلاب اکتبر با پیشبرد سیاست صنعتی کردن، اتحاد شوروی را به بزرگترین قدرت اقتصادی، سیاسی، علمی- فنی و نظامی جهان تبدیل نمودند. اما حاکمیت ایران، تحت عنوان خصوصی‌سازی به تاراج لجام‌گسیخته دارای‌های ملی و به تبع آن، به صنعت‌زادیی همه جانبه دست می‌زند.

با این‌ اوصاف، اتحاد شوروی با آن قدرت و توان مافوق تصور بشری خود در نهایت نتوانست در مقابل هجمه‌های سهمگین غرب امپریالیستی و سرسپردگان و خانین داخلی آن دوام بیاورد. آیا حاکمیت سرمایه‌داری ایران امروزی که در همه عرصه‌ها صدها برابر از اتحاد شوروی ضعیف‌تر است و خائنین داخلی و لیبرالها کمر همت به نابودی صنایع نچندان پیشرفته کشور بسته(*)، برنامه هسته‌ای کشور را مختل نموده‌اند، خواهد توانست در زیر فشار‌های جنون‌آمیز امپریالیستها آمریکا و اروپا دوام بیاورد، سؤالی است که آینده پاسخ روشن آن را خواهد داد.

منبع:

https://www.fondsk.ru/news/2019/04/14/sovetskaya-industrializacia-k-90-letiu-nachala-47997.html

منبع فارسی:

https://eb1384.wordpress.com/2019/04/18/

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




سپیده قلیان و بهارانه‌ای از زندان

گفتم که شهر آرزو در پسِ این پیچ است و من شیادی صیاد نبودم، وای شگفتا که شهر آرزو در پسِ این پیچ بود! (اط)

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۲٨ فروردين ۱٣۹٨ –  ۱۷ آوريل ۲۰۱۹

وقتی دانه خشکیده جوانه زد 
خورشید در سپیدار می‌درخشد …

واژه‌ها نارسایند، نمی‌دانستم چه‌طور و چگونه از زحماتتان قدردانی کنم. دانه لوبیایی از خوراک لوبیای پنج‌شنبه شب‌های انفرادی، بازداشتگاه اطلاعات، در جیب لباسم نگه داشته بودم. دانه پخته شده پس از مدتی خشک شد، به یاد هم طبقه‌ای‌هایم این یادگار را چند روزی در پارچه خیس نگهداری کردم، ناباورانه جوانه زد. دانه جوانه‌زده را در گلدان کوچکم کاشتم، سبز شد.
تقدیم به همه‌تان.
تابنده باد سرنوشت‌تان …

بهار نودوهشت
سپیده/ گلی از سپیدار