۱۸۲ روستا در خوزستان تخلیه شد

• مزارع و دامهای این روستاییان از دست رفته، محتاج نان شب شده اند و مشخص نیست سیل‌زدگان تا چه زمانی باید در واگن، بام خانه یا اردوگاه زندگی بگذرانند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۱٨ فروردين ۱٣۹٨ –  ۷ آوريل ۲۰۱۹

سیل فروردین ماه، بعد از مازندران، گلستان، شیراز و لرستان، حالا به خوزستان رسیده و بسیاری از شهرهای آن را در وضعیت اضطراری قرارداده است. از چند روز گذشته دستور تخلیه شهرها و روستاهای زیادی صادر شده و تعدادی کمپ‌های اسکان اضطراری ایجاد شده است.

به گزارش ایسنا، از زمان وقوع سیلاب تاکنون ۱٨۲ روستا به صورت کلی و جزئی در سطح خوزستان تخلیه شده‌اند و از تعداد روستای تخلیه شده، ۶۱ روستا دچار آبگرفتگی شده‌اند و تا این لحظه به ۴۶۰۰ واحد مسکونی آسیب وارد شده است.
بسیاری از روستاهای در محاصره سیل خالی از سکنه شده و ساکنان آنها در ۳۶ اردوگاه در نقاط مختلف خوزستان اسکان داده شده‌اند؛ خانه بسیاری از اهالی روستاهای حاشیه کرخه، دز و کارون با بالارفتن دبی این رودخانه ها تا بام زیر آب فرو رفته اند و حالا تنها چیزی که برای روستاییان مناطقی همچون بامدژ، شعیبیه شوشتر، حمیدیه، رفیع و باوی مانده جانشان هست که بر روی دست گرفته اند و پیراهن تن شان…
مزارع و دامهای این روستاییان از دست رفته، محتاج نان شب شده اند و و مشخص نیست سیل‌زدگان تا چه زمانی باید در واگن، بام خانه یا اردوگاه زندگی بگذرانند. سیل زدگان به چادر، مواد غذایی، آب، سرویس بهداشتی و ماشین آلات نیازمندند.
خوزستان غیر از سیلاب‌های سایر استان‌ها حدود ۵۰۰ میلی‌متر بارش داشته در حالی که میزان بارش‌های بلندمدت آن به طور متوسط ۲۴۰ میلیمتر است و متوسط بارش خوزستان در سال گذشته تا این موقع کمتر از ۲۰۰ میلیمتر بوده است. 
آورد آب رودخانه‌های خوزستان در سال‌های قبل از خشکسالی، در یک سال آبی به طور متوسط ۲۷ تا ۲٨ میلیارد مترمکعب بود در حالیکه در سال گذشته این آورد آب به ۱٣ میلیارد مترمکعب کاهش پیدا کرد و یک خشکسالی شدید در خوزستان تجربه شد.
این آمارها امسال تاکنون حدود ۲٨.۵ میلیارد مترمکعب بوده است. پیش‌بینی می‌شود آورد آبی خوزستان تا پایان سال آبی یعنی مهرماه به بیش از ۵۰ میلیارد مترمکعب برسد. استاندار خوزستان می گوید زیرساخت‌های استان برای این آورد آبی فراهم نشده است و این مساله مشکلات جدی برای استان به همراه خواهد داشت.
اکنون مردم برخی روستاهای خوزستان از ابتدای سال ۹٨ در اردوگاه‌های جمعیت هلال احمر و برخی نیز در واگن‌های راه آهن روزها را می‌گذرانند.
بیشتر سیل‌زدگان این اردوگاه زنان، کودکان و سالمندان هستند؛ کودکانی که در وضعیت بد بهداشتی و با دستان آلوده غذا می‌خورند و زنانی که از نبود مایع دستشویی، نوار بهداشتی، شیر خشک و پوشک بچه نگرانند.
افراد ساکن در روستاهای در محاصره سیل خود را به خطر انداخته‌اند و روی پشت‌بام‌ها هستند.
به گزارش منابع دولتی بیش از ۴۰ اردوگاه تا روز گذشته آماده شده و بیش از ٣۰ هزار نفر از سیلزدگان در این اردوگاه‌ها استقرار دارند.
اهالی از نبود قایق برای تخلیه خانه های خود شکایت دارند. نبود غذا و سرکشی ارگان ها به روستا و همچنین نبود امنیت کافی همه مشکلاتی را برای ساکنین به وجود آورده است.

مدارس شهرستان اهواز تا پایان هفته تعطیل شدند
فرماندار شهرستان اهواز گفت: کلیه مدارس شهرستان اهواز در تمامی مقاطع تحصیلی از روز سه‌شنبه (بیستم فروردین ماه) تا پایان هفته جاری تعطیل هستند.

اعلام اردوگاه‌های اسکان اضطراری سیل‌زدگان خوزستانی
اماکن در نظر گرفته شده برای اسکان اضطراری سیل‌زدگان خوزستانی اعلام شد. برای اسکان اضطراری شهروندان حمیدیه، اردوگاه‌های شهید غلامی، شهید فرجوانی، ثامن‌الائمه و جوادالائمه(علیهم السلام) در نظر گرفته شده است.
همچنین برای اسکان اضطراری مردم بستان، پادگان میشداغ و برای مردم سوسنگرد، پادگان‌های ۴۱ ثارالله، شهید حبیب‌الهی، شهید مسعودیان و سالن ورزشی خانه جوان، ناصرخسرو، مجموعه قدس، مجموعه تختی شهرستان اهواز و پادگان شهدای هویزه تعیین شده‌اند. محل اسکان اضطراری مردم رفیع نیز سالن ورزشی و ۱۲۰ کلاس در مدارس شهرستان هویزه اعلام شده است.

ممنوعیت تردد خودروهای سواری در جاده اهواز – شوش
رئیس پلیس راه خوزستان از ممنوعیت تردد خودروهای سواری در جاده اهواز – شوش به علت آبگرفتگی جاده خبر داد.
رئیس پلیس راه خوزستان گفت: در حال حاضر همچنین محور اهواز – آبادان دچار آبگرفتگی شده است اما آبگرفتگی این محور به گونه‌ای نیست که نیاز به اعمال ممنوعیت تردد وسایل نقلیه باشد.




خواست اکنون و فوری مردم از همه ی مسئولان

• با فروکش سیلاب ها، رسیدگی به وضعیت سیل زدگان و بازسازی مناطق ویران شده، به مهم ترین موضوع در کشور ما تبدیل شده است. شورای بازنشستگان اهم خواست هایی را که مسئولین حکومتی باید بازسازی ویرانی ها را با آن ها آغاز کنند برشمرده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۴ فروردين ۱٣۹٨ –  ٣ آوريل ۲۰۱۹

با فروکش سیلاب ها در نقاط مختلف کشور، اکنون کار رسیدگی به وضعیت سیل زدگان و بازسازی مناطق ویران شده، به مهم ترین موضوع در کشور ما تبدیل شده است. شورای بازنشستگان ایران با انتشار بیانیه ای اهم خواست هایی را که دولت و مسئولین حکومتی باید برای جبران حسارات و ویرانی ها به فوریت آغاز کنند، منتشر کرده است. در این بیانیه که روز چهارده فرودرین منتشر شده، آمده است:

۱- استفاده ی صددرصدی “سازمان مدیریت بحران” از همه ی امکانات وزارتخانه ها، سازمان ها ی دولتی و خصوصی (هتل ها- خوابگاه های مراکز دولتی- خانه های سازمانی که در تمامی استان ها موجود است- سالن های ورزشی – خانه ها و ویلاهای میلیاردرها) برای اسکان همه ی سیل زدگان مناطق سیل زده ی ایران.

۲- در اختیار گذاشتن رایگان کلیه خدمات پزشکی در حد استانداردهای بین المللی؛ دارو و درمان و بیمه نمودن رایگان همه ی سیل زدگان.

۳- شروع جبران خسارات وارده به سیل زدگان و پرداخت خسارت متناسب با تورم اکنون به آن ها شامل (کشاورزان، باغداران، دامداران) و همه ی مشاغل زیان دیده از سیل اخیر.

۴ – یکی از وظایف “سازمان مدیریت بحران ” در شرایط بحرانی، ساخت مسکن مناسب و استاندارد برای حادثه دیدگان است. شروع عاجل و فوری و بی وقفه ی ساخت مسکن برای حادثه دیدگان.

۵ – ایجاد اشتغال برای مردم شهرها و روستاهای بیکار شده بر اثر سیل اخیر.

۶- آزادی بدون قید و شرط همه ی زندانیان محبوس در زندان های مناطق سیل زده. این امر نیاز فوری مردم سیل زده است و حاکمیت و دولت مسئول جان زندانیان اند و باید جوابگو باشند.

۷- پرداخت مایحتاج روزمره ی مردم به شکل اجناس مورد نیازشان با زمان بندی مشخص و با نظارت تیمی از سیل زدگان.

۸- تهیه آذوقه احشام و دام در مناطقی که دامداری شغل و ممر در آمد مردم است.

۹- گزارش هفتگی از شروع ساخت مسکن و همه ی اقدامات در حال انجام به مردم سیل زده و عموم مردم ایران از طریق “سازمان مدیریت بحران”

ما بر این باوریم که تشکیل شوراهای منتخب سیلزدگان برای نظارت بر کار سازمان مدیریت بحران و کمک رسانی ها و بازسازی ها ضروری است. بدون وجود چنین تشکل های مستقل مردمی هیچگونه ضمانتی برای جبران خسارات وارده و بهبود شرایط اسفبار سیلزدگان وجود نخواهد داشت. تجارب زلزله بم و کرمانشاه تایید کننده این رویکرد است.

شورای بازنشستگان ایران
۱۴ فروردین ۱۳۹۸




هرچه فریاد دارید بر سر ولایت فقیه بکشید! – محمد شوری

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۴ فروردين ۱٣۹٨ –  ٣ آوريل ۲۰۱۹

[هرچه فریاددارید برسرآمریکا بکشید ]! 
این سخنی بود که خمینی گفت و زیادتکرارش کردند. 

اما امروز بایدگفت: هرچه فریاد دارید بر سر ولایت فقیه بکشید! 

امروزمادر چهل سالگی تاسیس جمهوری اسلامی وقتی می خوانیم ومی شنویم مصباح یزدی(که اگربودجه ناحقی راکه مفت ورایگان،ازجیب ملت درجیبش قرارمی دهندواگرندهندبه فلاکت می افتد)می گوید: 

«علی خامنه‌ای «نعمت خداوند» است ودرسی سال گذشته «هیچ اشتباهی نکرده است.وهیچ وقت دنبال پست و مقام نبود،وخدا می‌دانست او برای این کار مناسب‌تر است». 

ویا وقتی یک آخوند(ازنوع عمامه سیاهش بنام:قائم مقامی)خزعبلات واراجیفی این چنین سرمی دهد: 

«رهبری هیچ وقت خلاف و خطا نمی کند.او دارای عصمت ظلیّه است»! 

وقتی دُگماتیسم نقابدارنفاق(اصلاح طلبان حکومتی که واژه ی اصلاحات رابه گَندکشیده اند)باوجود شناخت ازسابقه رئیسی،آنگاه که به مسندریاست قوه قضائیه می نشیند،بانرخ روزسیاست آنرا موس موس کرده وچرکه انداخته،ازدر توجیه درآمده و تائیدش می کنند،دیگر نبایدانتظارداشت به این دست از خزعبلات -که خودخامنه ای باسکوت ونزدن تودهنی آنراتائیدمی کند-اعتراض به صراحت کنند؛نه درلفافه ومراسم خانوادگی!! 

چه رسد به اینکه این توقع راداشته باشیم این افرادبه صراحت وآشکارااصل ولایت فقیه_که اسلام،قرآن ومذهب شیعه رادرحصارتنگ نظری امیال شخصی و سیاسی وباندی چندباصطلاح فقیه منصوب ولی فقیه درشورای نگهبان زندانی کرده ومذهب ودین را به جنگ دین برده،آنراطردونفی کرده و بگویند: 

هرچه فریادداریدبرسرولایت فقیه بکشیدوتنها راه صلاح کشور،حذف این اصل ازقانون اساسی ست؟! 

این صراحت سخن مرتضی مطهری درسال نخست انقلاب است که خطاب به روشنفکران ومردم گفت: 

«ولایت فقیه به این معنی نیست که فقیه خوددررأس دولت قراربگیردوعملا حکومت کند.نقش فقیه دریک کشور اسلامی،یعنی کشوری که درآن مردم ،اسلام رابه عنوان یک ایدئولوژی پذیرفته و به آن ملتزم ومتعهد هستندنقش یک ایدئولوگ است.نه نقش یک حاکم…تصورمردم آنروز- دوره مشروطیت-ونیز مردم ماازولایت فقیه این نبوده ونیست که فقهاحکومت کنندواداره مملکت رابدست گیرند…اساسا فقیه راخودمردم انتخاب می کنندواین امرعین دمکراسی است…آیا اسلام دین طبقه روحانیت است؟آیااسلام ایدئولوژی روحانیون است؟یاایدئولوژی انسان بماهو انسان؟آیاواقعاروشنفکران ما،آنگاه که با مفهوم جمهوری اسلامی روبرو می شوند یا این کلمه رامی شنوندجمهوری به اصطلاح آخوندی درذهنشان تداعی می شود که تنهافرقش باسایرجمهوری هادراین است که طبقه روحانیون عهده دارمشاغل وشاغل پستهاهستند؟حقیقتااگرنمی دانستندوچنین تصوری راداشتند،جای تعجب است و اگرمی دانستندونعل وارونه می زده اند،جای تأسف».(نقل ازکتاب پیرامون انقلاب اسلامی،ص٨۵(. 

آیا دراین ۴۰سال ولایت فقیه به این شیوه بوده و کشور به این صورت اداره شد؟ 

اول انقلاب هوشمندانه نگذاشتنددرآن فضای آزاد مطبوعات واحزاب وسخنرانی ومراسم ها مردم ازماهیت ولایت فقیه وجمهوری اسلامی آگاه شوند واین فرصت راازمردم گرفتتد ودر آن شور وهیجان وهمبستگی مردمی به نام رفراندوم و آزادی ودمکراسی یک واژه “اسلامی”رابه ناف”جمهوری” چسباندند!! 
توجیه شان هم(درآن هیاهویی که مردم هیچ دانش سیاسی ومذهبی لازم را نداشتند)این بود که مردم مسلمان هستندواسلام راقبول دارند…!! 

خُب،نگفتند چه قرائتی ازاسلام؟ 

اسلامی که ازآن۷۲دوفرقه بیرون آمده است؟ 

ووقتی جمهوری اسلامی رای آورد،آمدنددرقانون اساسی نوشتندوگفتند: 

فقط اسلام شش فقیه شورای نگهبان! 

افرادی که خود منصوب ولی فقیه هستند!وازآنطرف خودشان هم کاندیدهای مجلس خبرگان رهبری-که هدفش نظارت بررهبری وانتخاب رهبراست- راتائیدمی کنند!! 

وتازه علاوه براین، به سبزه هم آنراآراسته وحق تفسیرقاتون اساسی ونظارت برانتخابات را-که بعداازحق تفسیرشان،آنرااستصوابی اعلام کردند- برعهده این ۶نفرگذاشتند!! 

اسلام ماشداسلام این شش نفر!! وآنچه آنهاازاسلام می فهمند!!وقوانین بدون تصویب این۶تایی هااصلااعتبارندارد!! 
خُب جناب رهبراصلاح طلبان!! 

جناب آقای سید محمدخاتمی! 
که درسال ۶۰درروزنامه کیهان برعلیه مخالفان از«استبداد نامرئی»نوشتید!اکنون استبدادآشکارحکومت دینی را می بینید ولی حاضرنیستید به صراحت شما و دوستان اصلاح طلب حکومتی تان ازاصل ولایت فقیه-که همه فلاکت ونکبتی که دراین چهل سال نصیب این کشور و مردم شده بخاطرآن است_حرفی بزنید وخطاب به مردم ازآنهابخواهید که هرچه فریاددارندبرسرولایت فقیه بکشند که تنها راه اصلاح کشوررفتن به همین مسیراست! 

محمد شوری (نویسنده و روزنامه نگار ) 
چهاردهم فروردین نود و هشت




حسین راغفر: فروپاشی کامل اقتصادی در پیش است

چهارشنبه, ۲۴ مرداد, ۱۳۹۷

چکیده : فروپاشی اقتصادی در حال انجام است و بیشتر از این چه اتفاقی باید رخ دهد؛ اگر جلوی روند فعلی گرفته نشود شاهد فروپاشی کامل اقتصادی خواهیم بود.

حسین راغفر، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه گفت: دولت عملاً تمام مسئولیت‌های اجتماعی خود را متوقف کرده و می‌خواهد همه مسائل را به دست بازاری بسپارد که خودش با مشکلات جدی دست‌وپنجه نرم می‌کند چون چیزی به نام بازار در کشور نداریم و آن چیزی که وجود دارد عملاً نفوذ ائتلاف‌های انحصاری است.

جهش قیمت مسکن، اجاره‌بها و افزایش بی‌سابقه قیمت ارز، طلا و… جمعیت دچار فقر مطلق را نسبت به سال گذشته افزایش خواهد داد. در دوران بی‌ثباتی اقتصادی طبقات و لایه‌های پایین طبقه متوسط بیشترین خسارت‌ها را متحمل می‌شوند. به‌عبارتی هزینه چنین تکانه‌هایی بر دوش طبقات کم برخوردارتر تحمیل می‌شود.

بر اساس برآوردها در دور اول تحریم‌ها طی سال‌های ۹۰ تا ۹۱ بیش از ۴ میلیون نفر به جمعیت زیرخط فقر مطلق اضافه شدند؛ این گروه از لایه‌های پایین طبقات متوسط بودند که نتوانستند وضعیت خودشان را در تکانه‌های ناشی از تحریم حفظ کنند.

بر اساس اطلاعات مرکز آمار نابرابری کل در ایران بین ثروتمندترین دهک و فقیرترین دهک حدوداً ۱۱ به یک است. این شکاف در حوزه خوراکی ۵ به یک است اما در حوزه‌های اجتماعی نظیر بهداشت و درمان و آموزش به‌ترتیب ۲ برابر و ۶۰ برابر است. در واقع هر چه به سمت حوزه‌های اجتماعی و عمومی‌تر می‌رویم، جایی که دولت بر اساس قانون اساسی مکلف به تأمین کامل آن‌ها است، شکاف بیشتر می‌شود.

حسین راغفر اقتصاددان و پژوهشگر حوزه فقر و عدالت اقتصادی در گفت‌وگو با جامعه ایرانی از اثرات مخرب نابرابری‌ها اقتصادی و رانت بر مردم و اقشار آسیب‌پذیر جامعه سخن به میان آورد و گفت: هزینه‌ها زندگی به‌شدت افزایش پیدا کرده است و قطعاً پیامد‌های خیلی جدی برای مردم و رفاه عمومی خواهد داشت و این امر کاملاً مسلم است.

بخش قابل‌توجهی از جمعیت می‌توانند ثروت‌های بسیار بزرگی را یک شبه به دست آورند

این اقتصاددان مطرح کرد: ریشه همه مصائب موجود در نابرابری‌های ناموجه خلاصه می‌شود بدین معنی که بخش قابل‌توجهی از جمعیت می‌توانند ثروت‌های بسیار بزرگی را یک شبه به دست آورند و معنی دیگر آن این است که ثروت عظیمی که از طریق رانت به دست می‌آید از یک جایی باید تأمین شود و که آن محل تأمین جیب مردم است یعنی سوءاستفاده‌ای که گروهی می‌کنند به ضرر و زیان گروه بزرگی از جامعه منجر خواهد شد و البته ضمن اینکه نابرابری را باز تشدید می‌کند، ظرفیت‌های تولید را به‌شدت آسیب می‌زند و هزینه‌های تولید و به‌خصوص تولید صنعتی را افزایش می‌دهد و این موضوع منجر به افزایش بیکاری در جامعه خواهد شد.
بیکاری یکی از عوامل اصلی فقر در جامعه است

حسین راغفر گفت: بیکاری یکی از عوامل اصلی فقر در جامعه است و این فقر خود منجر به اشکال مختلف ناامنی خواهد شد که خود این ناامنی‌های اقتصادی و اجتماعی ناشی از رشد جرائم، هزینه‌های کاهش سرمایه‌گذاری‌ها را امکان‌پذیر می‌کند و بدین ترتیب دور باطلی از مشکلات و مسائل در طی همین افزایش قیمت‌ها حاصل می‌شود.

این اقتصاددان افزود: کاهش شدید قدرت خرید مردم در اثر افزایش قیمت ارز که به معنی تضعیف پول ملی است و این یکی از اصلی‌ترین عوامل بروز ناآرامی‌های بعدی در کشور خواهد بود.

وی ضمن انتقاد از سودجویی گروه‌های قدرت گفت: بخشی از این پیامدها این است که مردم قدرت خرید خود را به‌شدت از دست دادند و فرصت‌های سودجویی و کلاه‌برداری در کشور به‌شدت افزایش‌یافته است. آن گروه که دستشان به قدرت می‌رسد یک نگاه صرفاً غارتگرانه به اموال و منافع عمومی دارند و اکثر آن‌ها ارز دولتی دریافت کرده و از کشور خارج می‌کنند.

استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا افزود: اخیراً تعداد زیادی دام به دلیل بی‌ارزش شدن پول ملی و ارزانی آن برای خارجی‌ها و کشور‌های همسایه مانند عراق و افغانستان، از کشور خارج شد و کماکان این اتفاق ادامه دارد؛ بسیاری از این‌ دام‌ها با ارز دولتی وارد کشور شدند اما به سهولت از کشور خارج می‌شوند. به نظر می‌رسد به هر صورت دسته‌ای از پیامدهای گسترده باعث کاهش ارزش پول ملی شده است که البته این بخشی از منابع دولت برای سیاست‌های نئولیبرالی خود، آزادسازی اقتصاد و آن چیز که به‌عنوان سیاست‌های تغییر ساختاری از آن یاد می‌کنند؛ است.

ائتلاف انحصاری سه‌گانه دولت و مجلس و قوه قضاییه

این پژوهشگر حوزه فقر و عدالت اقتصادی گفت: دولت عملاً تمام مسئولیت‌های اجتماعی خود را متوقف کرده و می‌خواهد همه مسائل را به دست بازاری بسپارد که خودش با مشکلات جدی دست‌وپنجه نرم می‌کند چون چیزی به نام بازار در کشور نداریم و آن چیزی که وجود دارد عملاً نفوذ ائتلاف‌های انحصاری است که با ائتلاف نهادهای تصمیم‌گیری در کشور شکل گرفته و این فقط منافع گروه‌های قلیلی را در قدرت عملاً تأمین می‌کند و به همین دلیل است که بایستی انتظار پیامدهای و اتفاقات ناگواری در کشور عملاً داشته باشیم و این مسئولیت نهایی‌اش متوجه کسانی است که این بازی خطرناک را در کشور راه‌اندازی کردند که در اینجا ما ائتلاف سه‌گانه دولت و مجلس و قوه قضاییه را باهم می‌بینم.

وی افزود: این نشان می‌دهد که احتمالاً منتفعان این برنامه‌ها توانستند که به هر شکلی بسیاری از مسئولین را در این ائتلاف وارد کنند و رانت حاصل از این به اصطلاح ائتلاف را به زیان عموم مردم و به نفع این اتفاقات در واقع به نحوی که این ائتلاف مسلط توزیع کنند. در هر صورت آن چیزی که اتفاق میفتد انتظار به اصطلاح پیامد‌های خیلی ناگواری برای کل جامعه داشته باشد.
فروپاشی اقتصادی در حال انجام است

راغفر، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا اضافه کرد: اصلاً خیلی از این‌ها اعتقادی به عدالت اجتماعی و مفاهیم همبستگی اجتماعی ندارند. ریشه بسیاری از کینه‌ورزی‌ها و بددلی‌ها در همه جوامع برمی‌گردد به نابرابری ناموجهی که توسط ائتلاف‌های مسلط بر جامعه صورت می‌پذیرد آنچه که به نظر می‌رسد اتفاق خواهد افتاد به زودی شاهد رشد اشکال مختلف جرم و جرائم در جامعه هم باید باشیم و این ناشی از نوعی خصومت و بددلی بین گروه‌های مختلف اجتماعی به‌خصوص آسیب خورده‌های این پیامدهای اقتصادی خواهد بود.

وی در پایان ضمن تأکید بر اوضاع نابسامان اقتصادی کشور گفت: فروپاشی اقتصادی در حال انجام است و بیشتر از این چه اتفاقی باید رخ دهد؛ اگر جلوی روند فعلی گرفته نشود شاهد فروپاشی کامل اقتصادی خواهیم بود.




ضرورت تشکیل شوراهای مردمی برای خروج از بحران

جعفر ابراهیمی 

• حقیقت این است در کشوری که خود مسئولان به فساد کلان و ساختاری اعتراف می کنند و اقلیتی فاسد بر جان و مال مردم چنگ اندازی نموده سرمایه های این مملکت را به غارت می برند و پاسخ عدالتخواهان از معلم تا کارگر و از دانشجو تا فعال محیط زیست زندان و شکنجه است، مردم چاره ای جز سازماندهی و متشکل شدن ندارند. در چنین شرایطی اگر صادقانه دنبال راهکار عینی و ملموس برای خروج از بحران هستیم ایجاد شوراهای مردمی یگانه پاسخ است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۱۲ فروردين ۱٣۹٨ –  ۱ آوريل ۲۰۱۹

در حالی مردم ایران از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق درگیر سیلاب شده اند که اگر مدیریت کلان کشور ناکارآمد و آلوده به فساد نبود و مسئولان ریز و درشت فاسد نبودند بی‌شک سطح بحران و پیامدهای ناگوارش که تاکنون منجر به مرگ تعدادی از هموطنان و خسارت‌های عظیم شده است می توانست کمتر از این باشد.

اگر چه عامل طبیعی در وقوع بحران اخیر موثر و مهم است اما این فساد ساختاری، بی‌تدبیری‌ها، بی‌کفایتی‌ها و عدم پاسخگویی مسئولان است که وضعیت را اینچنین بغرنج نموده است. 

مردم در حالی با همبستگی جمعی و ایجاد شوراهای مردمی در حال نجات زندگی خود هستند ‌که مسئولان بی تدبیر یا غایبند و یا به قول سیل‌زدگان تنها برای گرفتن عکس در مناطق بحرانی حاضر می شوند. 

در بحران اخیر بر خلاف زلزله سرپل‌ذهاب خبری از سلیبریتی ها هم نیست اصولا کسانی که متخصص شوآف هستند در جایی که نمی توانند با سیل عکس سلفی بگیرند و حساب بانکی آنان مسدود می شود حاضر نمی‌شوند. ستاره‌های سینما و ورزشی که خود محصول شرایط موجود و در اکثر موارد برخوردار از رانت هستند، این جماعت عملا نمی توانند در جایی که نیاز به تغییر رویکردهای بنیادین برای تغییر شرایط است مداخله مثبت نمایند و لاجرم راهکار عینی و ملموس را باید از تجربه زیسته کسانی جست که خود درگیر بحران هستند، یا تجربه مثبت مداخله در بحران را دارند. حضور فعالان مدنی و بومی در کنار مردم می تواند شکلی از ساماندهی مردمی را ممکن سازد و به خلق اشکالی از کار جمعی منجر شود که تا امروز در هیچ دستورالعمل مداخله ای دیده نشده است. 

دیدن صحنه های شوق انگیز همیاری مردمی برای ایجاد سیل‌بند در جایی که سیاست های غلط مسیر سیل را به سوی خانه های مردم هدایت نموده است آخرین تلاش‌ها برای نجات باقیمانده زندگی به زیر آب رفته است. گویی اینجا همانجایی است که حاکمیت می کوشد نشان دهد که می‌تواند و می‌خواهد حوزه و مسئولیت خود را تمام و کمال به مردم بسپارد. 

پیشتر و در یادداشت های متعدد همواره تاکید نموده ام که دولت و حاکمیت تاکنون کوشیده اند در حوزه‌های غیرسیاسی از خود سلب مسئولیت کنند و با کالایی سازی منابع و خدمات اجتماعی وظایف خود را به دوش مردم اندازند. این در حالی است که حاکمیت حاضر نیست حتی یک گام کوچک از نفوذ سیاسی و سیطره_ایدئولوژیک خود عقب نشینی نماید. 
بخشی از شرایط اسفناک و بحرانی امروز ناشی از کالایی سازی منابع طبیعی و تخریب هدفمند محیط زیست با هدف کسب سود بیشتر است. جایی که دولت باید از محیط زیست و منافع اکثریت حمایت کند به سود بنگاههای اقتصادی دولتی، نظامی، خصولتی و وابستگان ایدئولوژیک و سرمایه‌داران عقب نشینی کرده‌ است و طبیعی است این شیوه حکمرانی نه می‌خواهد و نه قادر است در مواقع بحرانی از شهروندان حمایت نماید و بخاطر رویکرد سیاسی، امنیتی و سود محور به امر مشارکت مردمی و موضوع همیاری و کمک فعالان مدنی در شرایط بحران؛ با حضور دانشجویان برخورد امنیتی می‌کند. 

با تمام این تفاسیر و محدودیت ها و با توجه به سطح بحران، فعالان صنفی و مدنی با تمام محدودیت‌ها می توانند در کنار مردم و برای نجات مردم موثر باشند.
در گام اول تشکیل شوراها و ساماندهی همیاری مردمی و کانالیزه کردن کمک ها در مسیر درست و کمک به نجات جان‌ها در شرایط کنونی یک ضرورت است ضرورتی که مردم مناطق سیل‌زده به درستی آن را درک کرده و اقدام نموده اند. 
در گام بعدی بایستی از طریق شوراها، مردم محلی را برای استیفای حقوق قدرتمند نمود، همانطور که هموطنی در واکنش به اخراج استاندار گلستان گفت: شما می گویید اخراجش کردیم، باید محاکمه شود. 

حقیقت این است در کشوری که خود مسئولان به فساد کلان و ساختاری اعتراف می کنند و اقلیتی فاسد بر جان و مال مردم چنگ اندازی نموده سرمایه های این مملکت را به غارت می برند و پاسخ عدالتخواهان از معلم تا کارگر و از دانشجو تا فعال محیط زیست زندان و شکنجه است، مردم چاره ای جز سازماندهی و متشکل شدن ندارند. در چنین شرایطی اگر صادقانه دنبال راهکار عینی و ملموس برای خروج از بحران هستیم ایجاد شوراهای مردمی یگانه پاسخ است. 

* جعفر ابراهیمی – فعال صنفی 
منبع: کانال صنفی معلمان




سال بحران و سیل بهار

کمیته عمل سازمانده‍ی کارگری

• رسیدن سیل از گلستان به شیراز فرصتی بود که دستگاه تبلیغاتی حکومت تمرکز عمومی را بر نقش مافیای سرمایه‌دار در فجایع زیست‌محیطی از جمله سیل اخیر منحرف کند و در عوض از ورود به «یک دوره ی اقلیمی جدید» صحبت شد تا هم ردپای مافیای سرمایه‌دار پشت سیل اخیر کمرنگ شود و هم «دلایل طبیعی» پررنگ. غافل از آنکه هرجا اثری از سیل بود، ردپای این مافیا هم آنجا بود …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۱۲ فروردين ۱٣۹٨ –  ۱ آوريل ۲۰۱۹

 
هنوز ۱۰ روزی از سال جدید نگذشته که نزدیک به ۸۰ درصد استان‌های کشور زیر سیل رفتند، ده‌ها هزار نفر آواره شده‌ و صدها نفر مفقود و مجروح و کشته؛ آماری که به دلیل گستردگی و پراکندگی سیل بالاخص در نواحی روستایی حتی نزدیک به واقعیت هم نیست. تنها در یک قلم یعنی خرم آباد تا ساعاتی پیش ۱۵۰ هزار نفر در وضعیت اجبار تخلیه منازل خود قرار داشتند و از دیشب تاکنون چندین شهر و روستا به طور کامل زیر آب رفتند. خود سیل و آوارگی ناشی از آن به کنار، تبعات بعدی سیل از جمله شیوع بیماری‌های عفونی و اسکان این جمعیت آواره‍ی پس از ویرانی و خیل عظیم بیکاران است که زمان نشان داده به دست فراموشی سپرده خواهند شد.

رونق «تخریب» و «تولید» در مافیای خیریه:

سوال کلیدی که این روزها پرسیده نمی‌شود اینست که وضعیت ده‌ها هزار سیل‌زده ی آواره، بعد از خشک شدن سیلاب و تغییر تیتر اول اخبار چه می‌شود؟ غرامت روستاها و اراضی کشاورزی ویران‌شده و دام‌های کشته‌شده و خانه‌های ویران شده را که خواهد کرد؟

کلید خوردن هر فاجعه همانا و سرازیر شدن دم و دستگاه‌های خیریه‌ای به مناطق بلادیده و رونق کسب و کارشان همانا. اینکه دولت عامدانه جلوی گروه‌های خودسازمانده و کمک‌رسان مردمی را می‌گیرد ولی دست بنیادهای «خودی» خیریه‌ای را برای تور انداختن باز می‌گذارد بی‌جهت نیست. چون رونقِ تخریب، یعنی رونقِ ساخت! و رونقِ ساخت یعنی رونقِ سود!

بنیاد مسکن، بنیاد مستضعفان و کمیته ی امداد جزو نهادهای شبه‌حکومتی هستند که اشتهارشان به پولشویی و بهشتِ اختلاسگری به دلیل معافیت مالیاتی و فقدان حسابرسی و نظارت برهمگان فاش است. یک قلم اختلاس ۱۲۳ میلیاردی که ۲۴ سال پیش در سطوح مدیریتی بنیاد مستضعفان افشا شد و به رسانه‌ها کشید، به خوبی عمق کثافت و چپاولی را در این بنیادها در جریانست روشن می‌کند.

وام‌های بلاعوضی که دولت با جان به لب رساندن به بلازدگان می‌دهد و وام‌های کم‌بهره‌ای که این روزها دولت برای تزریق نقدینگی‌اش به بازار (به نام اعطا به سیل‌زدگان) تبلیغ می‌کند در واقع پولی است که از یک جیب داده می‌شود و به جیب دیگر فرو می‌رود. صاحب فوری این پول‌های نقد کسی نیست جز نهادهایی که به اسم بازسازی و ساخت و تأمین کانکس و اسکان موقت و امثالهم بلازدگان را در ازای حداقلی از خدمات می‌چاپند.

نه فقط این بنیادها که مستقیماً متعلق به کارگزاران حکومتی هستند، بلکه هیچ ارگان کمک‌رسان دیگری از جمله هلال احمر و دیگر خیریه‌های خصوصی و دولتی مادامیکه به دست مردم و با نظارت مردم بر تک تک حساب‌ها و فعالیت‌هایشان اداره نشوند، کمترین تفاوتی با بنگاه‌های خصوصی که در پی سود از فلاکت سیل‌زدگان هستند ندارند.

از طرف دیگر «انفجارات و تخریب‌های اخیر» سپاه که به اسم برای تغییر مسیر سیلاب‌ها روی می‌دهد (از جمله تخریب خط آهن و جاده در گلستان و انفجار دژ باکری) آن هم درحالیکه حتی به اذعان روحانی هم این انفجارات «هیچ تأثیری» در مدیریت سیل نداشته‌اند، آنجایی اهمیت پیدا می‌کند که بدانیم سپاه پیمانکار ساخت همین پروژه‌هایی بوده که الان تخریبشان می‌کند تا لابد بعدتر مسئول ساخت مجدد آنان شود.

سیلی که سیاسی است:

رسیدن سیل از گلستان به شیراز فرصتی بود که دستگاه تبلیغاتی حکومت تمرکز عمومی را بر نقش مافیای سرمایه‌دار در فجایع زیست‌محیطی از جمله سیل اخیر منحرف کند و در عوض از ورود به «یک دوره ی اقلیمی جدید» صحبت شد تا هم ردپای مافیای سرمایه‌دار پشت سیل اخیر کمرنگ شود و هم «دلایل طبیعی» پررنگ. غافل از آنکه هرجا اثری از سیل بود، ردپای این مافیا هم آنجا بود: از تخریب محیط‌زیست تک تک استان‌های درگیر سیل و طراحی‌های فشل شهری تا ردپای مافیای سدسازی، از اهمال و امتناع حکومت نسبت به لایبروی رودخانه‌ها تا آمار ۲۰ میلیونی خانه‌های فرسوده‌ای که با کوچکترین فشاری از هم می‌پاشند، از امتناع حکومت از آزادسازی آب سدها به خاطر سود فروش آب به کشاورزان، تا بی‌کفایتی در تأمین سیل‌بند در مناطق تحت خطر و هزار و یک مثال دیگر. همین‌که در سه استان ایلام و لرستان و خوزستان، جریان سیل انبوهی از مین‌های جنگی را که هنوز بعد از سی سال خنثی‌سازی نشده‌اند برای ساکنین هدیه آورده، نشان می‌دهد که هیچ چیز این سیل و تبعاتش طبیعی نیست.

تکنولوژی لازم برای ذخیره ی آب سیلاب خیلی وقت است که در دنیا وجود دارد، اما آنچه وجود ندارد خواست و اراده ی اقلیتی است که حاکم بر منابع طبیعی است و از اختصاص هزینه برای ذخیره‍ی آب این سیل برای دوران خشکسالی سرباز می‌زند. درست همانطور که سیل سراسری سال ۹۴ هم بر سر همان استان‌هایی آمد که الآن هم درگیر سیل‌اند، اما گره از مشکل خشکسالی‌شان باز نشد.

امنیتی کردن سیل:

آماده‌باش دولت روحانی به وزیر اطلاعات حتی پیش از تشکیل جلسات بحران سیل گلستان، مصادره ی کمک‌های ارسالی به سیل‌زدگان و مسدودکردن حساب‌های بانکی تیم‌های کمک و نجات مردمی نشان می‌دهد که چطور حکومت حتی در بحرانی‌ترین لحظات هم به دنبال سرکوب هرگونه فعالیتی خارج از مدار خود است. جنبه ی دیگر امنیتی‌کردن سیل، کنترل شدید گردش اطلاعات در دو هفته ی اخیر بوده‌: خط و نشان کشیدن و تهدید خبرنگارها و فعالان محیط‌زیستی که دست به افشای مافیای سرمایه‌دار پشت سیل اخیر زدند از یک طرف، بایکوت اخبار خسارات و پمپاژ رسانه‌ای برای جهت‌دهی خبر همگی بخشی از پروژه ی کنترل اطلاعاتی از بالا نسبت به سیل اخیر هستند.

غیاب کمیته‌های حقیقت‌یاب مردمی:

به تبع افشاگری‌های فعالان و خبرنگاران مستقل، دولت برای کم شدن فشارها –درست مانند هر بحران دیگری که بوی گندابش به درون خود حکومت می‌رسد- خبر از تشکیل کمیته‌های حقیقت‌یاب در مناطق سیل‌زده‌ای مانند شیراز داد. سوابق این کمیته‌های حقیقت‌یابِ انتصابی از بالا و متشکل از نمایندگان و متخصصان «خودی»، نشان می‌دهد که این کمیته‌ها برای دفن حقیقت و پشت‌پرده‌ها هستند و نه افشای آن. در شرایط عادی خواست تشکیل کمیته‌های حقیقت‌یاب مستقل مردمی با بودجه و امکانات می‌توانست در اولویت باشد، اما در این اختناق سیاسی که حتی فعالیت محیط‌زیستی هم انگ «جاسوسی» می‌خورد، این وظیفه بر دوش خودِ فعالان و خبرنگاران محلی افتاده‌ تا با اتکا به شبکه‌های اجتماعی حداکثر استفاده را برای افشای جوانب مختلف سیل اخیر، تخریب‌ها و نحوه‍ی مدیریت بحران برعهده گیرند. چنانکه تا همین لحظه هم به یُمن همین کمیته‌های مردمی بوده‌ که سیل‌بندها ساخته شد و به روستاهایی که حتی اسمشان هم در آمار سیل نیامد امداد فرستاده شد.

فسادِ جمهوری اسلامی یا فساد سرمایه‌داری:

بوی گندکاری‌های حکومت به قدری بالا زده که تقریباً تمامی رسانه‌های داخلی و خارجی، از رسانه‌های «حکومتی» تا «من و تو» و «ایران اینترنشنال» به یک اندازه واژه‍ی «فساد» را بلغور می‌کنند: اینکه بودجه‍ی فقط یکی از ارگان‌های مذهبی مثل «شورای عالی حوزه‌های علمیه» ۲۵ برابر بودجه ی سازمان مدیریت بحران است؛ اینکه سازمان مدیریت بحران خودروهای «هامر» خود را که برای وضع بحرانی خریداری کرده بود با مزایده فروخت و…

بااینحال در صحبت هیچ‌یک مشخص نیست که سرمنشأ این همه فساد و ویرانی و راه حل مبارزه با آن کجاست؟ صحبت از این نمی‌کنند که در فردای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی چه تضمینی وجود دارد که بودجه ی «مدیریت بحران» همین‌قدر ناچیز باقی نماند؟ چه تضمینی وجود دارد که سرمایه‌داران جدید کراوتی که جایگزین عمامه‌به‌سرهای قبلی‌‌ها شده‌اند و منابع طبیعی کل کشور را در دستشان گرفته‌اند به همان شیوه چپاولگری قبلی‌ها نپردازند؟ پاسخ اینست که نه فقط هیچ تضمینی برای جلوگیری از چپاول و احیای گنداب قدیم نیست، بلکه اتفاقاً در فردای سرنگونی، مالکیت اقلیت جدید بر منابع اصلی کشور – معادن، جنگل‌ها، نفت، جاده‌ها، بیمارستان‌ها و…- تضمین میدهد که در چپاول و تاراج پا جای پای جمهوری اسلامی بگذارند.

جریاناتی این روزها مدام از «تخصص و علم و دانش» برای مقابله با این فجایع دم می‌زنند، اشاره نمی‌کنند که علم و تخصص هم مانند چیزهای دیگر طبقاتی است. سرمایه‌داری، علم را هم می‌خرد و با آن کاسبی می‌کند. این علم و تخصص مادامیکه برای تأمین بودجه و امکاناتش متکی به شرکت‌ها و سرمایه‌داران و اسپانسرهای خصوصی و حکومت‌های سرمایه‌دار باشد، دست آخر تابع منافع همان‌ها خواهد بود. مصادیق این موضوع بقدر فراوان در حوزه ی محیط زیست، زیست‌شناسی، پزشکی، داروسازی، عمران و… موجود است. غول‌های نفتی برای ردّ «گرمایش زمین» بودجه‌های آنچنانی به محققان میدهند. شرکت‌های دخانیات سر کیسه را شل میکنند تا برخی دانشمندان رابطه ی سیگار و سرطان ریه را کمرنگ کنند. مثال دیگر آنکه با گذشت چند دهه از شیوع ویروس ابولا، هیچ‌یک از دولت‌های سرمایه‌داری تلاشی برای ساختن واکسن نکرد چون صرفه ی اقتصادی نداشت، اما وقتی قدرت این ویروس به عنوان یک سلاح بیولوژیک مشخص شد، ناگهان بودجه‌های فراوانی برای تحقیق و مقالات به سمتش حواله شد. این‌ها و هزاران مثال دیگر نشان میدهد که چرا علم، مانند هرچیز دیگر تابع منافع طبقه حاکم و امری طبقاتی است و نه بی طرف و خنثی.

در عوض اگر طبقه ی کارگر قدرت بگیرد و از همان ابتدا مالکیت عمومی بر طبیعت و معادن و کارخانجات و غیره را خط قرمز خودش قرار ‌دهد، دانشمندان بر مبنای بودجه‍ی عمومی، در چهارچوب مالکیت عمومی، برای منافع عمومی و زیر نظارت شوراهای عمومی کار خواهند کرد. فقط در این حالت است که حفظ محیط زیست و پیشرفت انسان به بهای یکدیگر نخواهند بود.




سیلی که درس همبستگی داد

دکتر علی حاجی 

• از نظر نگارنده، این حرکت و همدلی مردم شریف گمیشان قبل از اینکه نشان اتحاد و همدلی مردم باشد نماد ناامیدی مردم از مسئولان و نماد بی شرمی مسئولانی است که به جای خجالت از اینکه وظیفه خود را بر گردن مردم انداختند و به آن افتخار می کنند. با وجود ثروت افسانه ای ایران و تکنولوژی های نوین چرا باید در برخورد با حوادث غیرمترقبه به روش صد سال پیش عمل کرد؟ …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۹ فروردين ۱٣۹٨ –  ۲۹ مارس ۲۰۱۹

این روزها تیتر اول همه رسانه ها، انعکاس اخبار سیل در جای جای کشورمان است که باعث جان باختن شماری از هموطنان و تخریب زیادی در نقاط مختلف کشور از گلستان و مازندران و شیراز تا لرستان و اهواز و سرپل ذهاب و … به بارآورده است. در این میان هموطنانمان قبل از رسیدن کمکِ سازمانهای دولتی خودشان دست به کار شدند و علیرغم تلخی های فراوان، صحنه های زیبایی را خلق کردند. 

اگرچه از حرکت انسانی مردم شیراز در پناه دادن به مسافران نوروزی نمیتوان چشم پوشی کرد، اما در این میان اتحاد و همدلی مردم گمیشان قابل ستایش و مثال زدنی است. مردمانی به صلابت صخره که بجای گریستن «زیستن» را برگزیدند و بجای ترسیدن «جنگیدن» را! مردمی که با تلاشی دسته جمعی و با دست خالی و بدون هیچ گونه تجهیزات مکانیکی و دولتی، برای جلوگیری از ورود آب به داخل شهر، سدی به طول ۴ کیلومتر و ارتفاع ۲ متر ساختند. آنها با پر کردن کیسه هایی از خاک و به صف ایستادن و دست به دست کردن این کیسه ها، توانستند سدی بسازند تا از ورود آب به شهر جلوگیری و از شهر محافظت کنند. حماسه‌ای که یک مترش در تمام دولتمردان کشور یافت نمی‌شود!! آنها نشان دادند که قدرت اتحاد مردم کمتر از همین سیل نیست. امید به زندگی و تلاش برای تغییر شرایط، تمام آن چیزی بود که هموطنان ترکمن در منطقه گمیشان برای نجات خود انجام دادند. نه آنچه که خیلی از مسئولان قبل یا در لحظه بروز بحران فقط در حد شعار می‌گویند. آنها به مسئولین بی کفایت و بی تدبیر یاد دادند که گرهی که با دست باز می شود تخریب و انفجار کارساز نیست! 

از نظر نگارنده، این حرکت و همدلی مردم شریف گمیشان قبل از اینکه نشان اتحاد و همدلی مردم باشد نماد ناامیدی مردم از مسئولان و نماد بی شرمی مسئولانی است که به جای خجالت از اینکه وظیفه خود را بر گردن مردم انداختند و به آن افتخار می کنند. با وجود ثروت افسانه ای ایران و تکنولوژی های نوین چرا باید در برخورد با حوادث غیرمترقبه به روش صد سال پیش عمل کرد؟

بیش از ۱۰ روز از سیل در گمیشان می گذرد و تمام راه های ارتباطی شهر قطع شده است و وضعیت این شهر بحرانی می باشد و مسئولین از رفع این مشکل درمانده و عاجز هستند. نماینده گرگان و آق قلا می گوید شهر باید تخلیه شود، حسن روحانی در دیدار با مردم سیل زده گمیشان می گوید خداوند مشکلات ناشی از سیل را جبران خواهد کرد!! این درحالی ست که ٦ نفر از نیروهای مردمی در این شهر بر اثر واژگونی قایق نجات فوت شدند در صورتی که حتی جلیقه نجات هم نداشتند و مردم محلی از تورهای ماهی گیری شان نه برای ماهیگیری بلکه برای پیدا کردن اجساد هم نوعانشان استفاده می کردند. این در حالی ست که بین برخی مسئولین به ظاهر محترم جهت همدری با مردم سیل زده سر اینکه چه کسی بیشتر در آب فرو‌ رود، مسابقه‌ است!!! مملکتی که در آن برای «سرکوب» همه چیز هست ولی برای «نجات» هیچ چیز!! آیا غمی بزرگتر از این هست؟!

سیل نه اولین مصیبت بود و نه آخرین خواهد بود اما پایداری مردم گمیشان و آق قلا و مهربانی مردم شیراز درسی بود برای کسانی که یکپارچه، مردم را در جایگاه متهمِ بدرفتاری می نشانند. خودفریبانی که سلفی گرفتن در سیل را دلیل این عارضه رفتاری می دانند و بجای دلداری و تسکین، افراد جانباخته را قربانیان تماشا خطاب می کنند. در حالیکه این عارضه ی قرن ماست و ربطی به یک ملت خاص ندارد. کسی خود را به آب می زند تا کسی را نجات بدهد و دیگری که دنبال فرصتی است تا از بحران درآمدزایی کند.

داستان سیل در کشورمان داستان تلخی شد و هر چه بیشتر پیش می‌رود، گریه بیشتر امانت را می‌برد. نادر ابراهیمی کتاب آتش بدون دود را با این چند جمله تمام کرد: “عزیزِ من! نترس! با صدای بلند گریه کن، شاید همسایه‌ات با صدای گریه ی تو از خواب بیدار شود…”
مسئولان، خواب زمستانی بس است بیدار شوید، بهار است!!!

* دکتر علی حاجی – فعال صنفی معلمان – منبع: کانال صنفی معلمان




کوبا چطور از پس طوفان‌ها برمی‌آید؟

فجایع طبیعی و برنامه‌ریزی: دولت کوبا و مشارکت مردمی 
نلسون والدز، ترجمه: لاله پاشا و طاها زینالی

• نیویورک تایمز در یک گزارش نادر از قول راسل ال. هانر، فرمانده‌ی اقدامات ارتش برای امدادرسانی پس از طوفان کاترینا که ایالت نئو اُرلئانز را درنوردید، نوشت ”کوبا به‌خوبی طوفان‌ها را مدیریت می‌کند. حکومت ایالات متحد می‌تواند از کوبایی‌ها بیاموزد“ …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۱٣ فروردين ۱٣۹٨ –  ۲ آوريل ۲۰۱۹

 

”آمادگی کوبا در رویارویی با فجایای طبیعی موجب شرمساری ماست“.

                                             ریچارد ارستاد، کمیته‌ی خدمات‌رسانی به دوستان امریکا1


چند فاکت

در ۱۳ سال گذشته کوبا در معرض ۱۶ طوفان‌ گرمسیری قرار گرفت. در ادامه به برخی از این فجایع نگاهی می‌اندازیم.


۴ نوامبر ۲۰۰۱: طوفان میشل

مقیاس سفیر–سیمپسون2: ۴

تأثیرگذاری بر ۴۵٪ از قلمرو کشور، ۵۳٪ از جمعیت، پیامدهای اقتصادی یک میلیارد دلار.

بالاترین سرعت باد: ۲۱۶ کیلومتر بر ساعت

تخلیه: ۷۱۲ هزار نفر. تعداد افراد در پناهگاه‌های عمومی ۲۷۰ هزار نفر

مرگ و میر: ۵ نفر


۲۰ سپتامبر ۲۰۰۲: طوفان ایزودور

مقیاس سفیر–سیمپسون: ۲

این طوفان ۶ ساعت در استان پینار دِل ریو، و ۱۲ ساعت در کوبا ادامه داشت.

بالاترین سرعت باد: ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت

بالاترین سرعت تندباد: ۲۲۰ کیلومتر بر ساعت

تخلیه: ۲۸۰ هزار نفر (به‌علاوه حیوانات اهلی)


۱ اکتبر ۲۰۰۲: طوفان لیلی

مقیاس سفیر–سیمپسون: ۲

بالاترین سرعت باد: ۱۱۰ کیلومتر بر ساعت

تخلیه: ۱۶۵،۸۳۰ نفر

پناهگاه‌های عمومی: ۸۶ هزار نفر


۱۳ آگوست ۲۰۰۴: طوفان چارلی

مقیاس سفیر–سیمپسون: ۲

بالاترین سرعت باد: ۲۲۰ کیلومتر بر ساعت

بالاترین سرعت تندباد: ۲۸۰ کیلومتر بر ساعت

تخلیه: ۱۴۹ هزار نفر

مکان: هاوانا و استان پینار دِل ریو. این طوفان ۶ ساعت به‌طور ممتد در پینار دل ریو باقی ماند.


۱۲ سپتامبر ۲۰۰۴: طوفان ایوان

مقیاس سفیر–سیمپسون: ۵

بالاترین سرعت باد: ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت

بالاترین سرعت تندباد: ۳۱۰ کیلومتر بر ساعت

تخلیه: ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر

مکان: ایزلا دِلا خوِونتود و پینار دِل ریو


۵ جولای ۲۰۰۵: طوفان دنیس

مقیاس سفیر–سیمپسون: ۴

بالاترین سرعت باد: ۲۴۰ کیلومتر بر ساعت

تخلیه: ۶۰۰ هزار نفر

               

                                        کوبا چطور از پس این طوفان‌ها برمی‌آید؟

اول؛ برنامه و طرح می‌ریزند. در کوبا این برنامه مقیاس ملی، استانی، شهری و روستایی و حتی محله‌ای را پوشش می‌دهد و در تمامی این سطوح مؤسساتی برای اجرای طرح وجود دارد.

دوم؛ همکاری (”شبکه‌ای از داوطلبان، امدادگران و مسئولان بهداشت عمومیِ آموزش‌دیده و باوجدان که همگی با هم کار می‌کنند“). در واقع، بر سازمان‌دهی کنترل بحران در محلات تکیه می‌کنند؛ علاوه‌بر این، موفقیت‌شان به خود مردمی که بناست تخلیه شوند هم بستگی دارد (مردم در محله‌های زندگی‌شان به یکدیگر کمک می‌کنند).

سوم؛ کل جمعیت کشور درباره‌ی طوفان‌های گرمسیری و مقیاس سفیر–سیمپسون آموزش می‌بینند (حتی در مدارس برای کودکان مسائل ریاضی برای تعیین حرکت مسیر طوفان در نظر گرفته شده است).

چهارم؛ به طور مداوم راجع به طوفان اطلاع‌رسانی کرده و اعلام می‌کنند که متناسب با سطح خطر و شرایطی که ممکن است پیش بیاید، چه اقداماتی باید صورت گیرد. رسانه‌های اصلی به نحوی اخبار و راهکارها را منتقل می‌کنند که برای مردم فهم‌پذیر باشد.

پنجم؛ با کمک‌گرفتن از تلویزیون، رادیو و سازمان‌های محلی (مانند کلیسا، مدرسه و پلیس) به کنترل فجایع طبیعی بالاترین میزان ممکنِ اهمیت داده می‌شود.

ششم؛ از رهبران سیاسی ملی و متخصصان برای ارتباط‌گیری با مردم استفاده می‌کنند و خود رهبران کشوری در کنار مردم به میانه‌ی طوفان می‌روند، تا مردم احساس نکنند فراموش شده‌اند.

هفتم؛ در زمان‌هایی که فصل طوفان نیست، طرح‌های تخلیه‌ی اضطراری مردم را تمرین می‌کنند.

هشتم؛ زمانی که خطر طوفان در شکل یک اختلال هوایی در شرق کارائیب مشاهده می‌شود، کانال‌های تلویزیونی و شبکه‌های رادیویی در سرتاسر کشور روند تغییرات این خطر بالقوه را به‌طور روزانه پیگیری می‌کنند. امور کل کشور در طی این دوره تا وقتی که خطر طوفان رفع شود، بر اساس اقدامات احتیاطی پیش می‌رود.

نهم؛ مردم این کشور می‌داند که بسته به مکان و شدت طوفان احتمالی چه اقداماتی، در چه زمانی و به چه شکلی ضروری هستند. علاوه‌براین، «نیروی دفاعی مدنی» در صورت بروز طوفان اطلاعیه‌های متناسبی در جراید منتشر می‌کند.

دهم؛ تخلیه‌ی اضطراری حداقل۲۴ ساعت پیش از برخورد طوفان با خاک کشور انجام می‌شود.

یازدهم؛ تخلیه بر مبنای طرح مشخص و دقیق ملی، منطقه‌ای و محلی انجام می‌پذیرد. همه‌ می‌دانند که به کدام نقطه‌ باید بروند تا از آنجا به مقصد تخلیه‌ی اضطراری منتقل شوند. طرح تخلیه بر مبنای محل زندگی (خانه) افراد آماده شده و اجرایی می‌شود. کسانی که ممکن است در برهه‌ی تخلیه در مکانی غیر از خانه‌هایشان باشند نیز می‌دانند که باید خود را به چه مکانی برسانند. پزشک هر محله مسئولین تخلیه را همراهی می‌کند تا آنها از تاریخچه‌ی پزشکی و نیازهای تخلیه‌شوندگان مطلع باشند. در نتیجه، افراد با نیازهای خاص به پناهگاه‌هایی منتقل می‌شوند که تجهیزات پزشکی متناسب با آنها فراهم باشد.

دوازدهم؛ مردم قبلاً این مقصد تخلیه را دیده‌اند. این فضاها به آب، خوراک و لوازم خواب و سرویس بهداشتی مجهزند. معمولاً مقصد تخلیهْ منزل اقوام و دوستان است که در مکان‌های کم‌خطر واقع شده‌اند.

سیزدهم؛ چند ساعت قبل از برخورد طوفان به منطقه برق و گاز قطع می‌شوند.

چهاردهم؛ دولت منابع مورد نیاز برای تخلیه‌ای اضطراری را فراهم می‌کند: سازمان فرماندهی و کنترل باتجربه، پرسنلی که برای اجرای طرح تخلیه آموزش دیده‌اند، دسترسی به اطلاعات مربوط و جاری برای تمامی کسانی که در تخلیه، حمل‌ونقل، خورد و خوراک، خدمات پزشکی و پذیرش تخلیه‌شدگان دست دارند. مردمی که قرار است تخلیه شوند، خود بخشی از منابعی هستند که در جهت تخلیه‌ی اضطراری مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در سال ۲۰۰۵، یان اِگِلند، مسئول هماهنگیِ امدادرسانیِ اضطراری در سازمان ملل متحد، به این نکته اشاره کرد که مشاهده‌ی برنامه‌ی کوبا نشان می‌دهد که در ایالات متحد معمولاً ”هیچ تیتری در رسانه‌ها در ارتباط با پیش‌گیری از آسیب‌های طوفان دیده نمی‌شود“. به همین ترتیب، ما به‌ندرت درباره‌ی آمادگیِ یکتا و مشارکتیِ کوبا چیزی می‌شنویم. نیویورک تایمز در یک گزارش نادر از قول راسل ال. هانر، فرمانده‌ی اقدامات ارتش برای امدادرسانی پس از طوفان کاترینا که ایالت نئو اُرلئانز را درنوردید، نوشت ”کوبا به‌خوبی طوفان‌ها را مدیریت می‌کند. حکومت ایالات متحد می‌تواند از کوبایی‌ها بیاموزد“3.

با این همه، هنگامی که زمانِ بازسازی فرا می‌رسد، کوبا با مشکلاتی جدی روبه‌رو می‌شود. جلوگیری از پیامدهای ناگوارترِ فاجعه‌ی طبیعی در گروِ سرمایه‌ی انسانی و بسیج توده‌ایست. تحلیل ما نشان می‌دهد که نظام مدیریت فاجعه‌ی کوبا در ارتباط با ویژگی‌های معینی از واکنش و آمادگی در برابر فاجعه کارنامه‌ی قدرتمند و درخشانی از خود به جا گذاشته است، ویژگی‌هایی که روابط عمومی در ارتباط با تهدیدها و مخاطراتِ طبیعی، پیش‌بینیِ علمیِ آب‌وهوا و تشخیص زمین‌شناختی را نیز شامل می‌شوند. کوبا دارای ظرفیت پرقدرتی برای تخلیه‌ی اضطراری و شیوه‌های دیگر پیش‌گیری از فجایای طبیعی‌ست.

اما، همان‌طور که بنیگنو آگوئره و ژوزف ترینُر خاطرنشان کرده‌اند، جزیره‌ی کوبا از کمبود منابع مالی که بازیابیِ سریع را میسر سازد، رنج می‌برد. در واقع، این کشور پس از فجایای طبیعی با معضلات عدیده‌ای برای بازسازی و نیز بازیابی روبه‌رو می‌شود4؛ معضلاتی که محاصره‌ی اقتصادی و تحریم‌های ایالات متحد هم در ایجاد آن‌ها و هم در تشدیدشان نقشی اساسی ایفا می‌کنند.

منبع: www.counterpunch.org 

Natural Disasters and Planning: the Cuban State and Popular Participation

* نلسون پی. والدز پروفسور بازنشسته در دانشگاه نئو مکزیکو است.

پانوشت‌ها

1 American Friends Service Committee (AFSC)

2Saffir–Simpson hurricane wind scale یا SSHES (مخفف آن) مقیاسی‌ست برای اندازه‌گیری شدت طوفان‌های گرمسیریِ نیمکره‌ی غربی، که بر اساس آن این طوفان‌ها به پنج دسته تقسیم می‌شوند: طوفان گرمسیریِ دسته‌اولی دست‌کم بین ۱۱۹ تا ۱۵۳ کیلومتر در ساعت سرعت دارد و سرعت طوفان گرمسیری دسته‌پنجمی بیش از ۲۵۲ کیلومتر در ساعت است. بیان این مقیاس نشان‌گر برخی شاخص‌ها برای تعیین خسارت بالقوه و میزان سیلی‌ست که در اثر طوفان به راه می‌افتد. طوفان‌های گرمسیری مناطق دیگر دارای مقیاس‌های متفاوتی هستند.

3 www.nytimes.com 

4 B. E. Aguirre and Joseph E. Trainor: Emergency Management in Cuba: Disasters Experienced, Lessons Learned, and Recommendations for the Future
منبع:پراکسیس