۷۰ درصد از کارگران زیر خط فقر هستند 
فریبرز رئیس‌دانا

• با وجود تورمی که به اقتصاد ایران تحمیل شده، ۷۰ درصد کارگران و بیش از آن زیر خط فقر مطلق هستند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۰ بهمن ۱٣۹۷ –  ٣۰ ژانويه ۲۰۱۹

 


فریبرز رئیس دانا در گفتگو با خبرگزاری ایلنا می گوید: با وجود تورمی که به اقتصاد ایران تحمیل شده، ۷۰ درصد کارگران و بیش از آن زیر خط فقر مطلق هستند. به این ترتیب در سال جدید برای مذاکرات شرایطی لازم است که بتواند زندگی طبقه کارگر را به علاوه وضعیت اقتصادی از نابه‌سامانی نجات بدهد.

او معتقد است؛ رقمی که برای سال ۹۷ برای حداقل دستمزد تعیین شده بود از چند جهت نادرست و ناعادلانه بود.
وی تصریح کرد: در سال ۹۷ با در نظر گرفتن یک خانواده ۳.۵ نفره، خط فقر مطلق طبق محاسبات من ۳.۳۴ میلیون تومان بود که با احتساب ضریب دریافتی واقعی که اگر آن را ۱.۶ حداقل مزد بدانیم، بنابراین حداقل مزد نباید کمتر از ۲.۱ میلیون تومان باشد. لازم به ذکر است که این رقم ربوط به وقتی است که بحران اقتصادی سال ۹۷ آغاز نشده بود. این بحران اقتصادی مطابق محاسبات من موجب تورم ۳۰ تا ۴۰ درصدی شد و در نتیجه محاسبات ما، باید حداقل دستمزد به رقم ۲.۸ میلیون تومان برسد. یعنی اگر جلسه مزدی در میانه سال برگزار می‌شد باید مزد به این رقم می‌رسید؛ در نهایت برای اینکه افزایش دستمزد سال ۹۸ را نیز در نظر بگیریم به رقم ۳ میلیون و نیم برای اینکه کارگران را از خط فقر مطلق نجات دهیم، می‌رسیم.
رئیس دانا خاطرنشان کرد: اگر هزینه مسکن را نیز در محاسبات بیاوریم، این رقم باید به حدود ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان برای خانواده ۳.۵ نفره می‌رسید اما با توجه به اینکه بیکاری گسترده در جامعه وجود دارد که به برآورد من نرخ ۱۹.۵ درصد و به برآورد آمار رسمی نرخ ۱۲ درصد است، واضح است که آن رقم تعیین شده حداقل نیز که پایه آن یک میلیون و ۱۱۱ هزار تومان بود، قابل حصول نبود.
این اقتصاددان رقابت ناگزیر بیکاران را دلیل عدم تحقق دستمزد حداقلی دانسته و گفت: از آنجا که تشکل و سندیکا برای حمایت از همان حداقل ناعادلانه نیز وجود ندارد و کارفرماهای دولتی و خصوصی از اوضاع بهره‌برداری می‌کنند، حداقل مزد محقق نمی‌شود. به این دلیل که عامل اصلی و محرک برای همه آنها سود است؛ نه توسعه و رفاه اجتماعی.

۷۰ درصد از کارگران زیر خط فقر مطلق هستند
رئیس دانا با اشاره به اینکه با وجود بیکاری و نبود تشکل‌های مستقل کارگری و وجود تشکل‌های قدرتمند کارفرمایی و با گرایش دولت به نفع کارفرماها، طبق محاسبات من چیزی حدود ۷۰ درصد از کارگران در عین حال که تعداد کل کارگران به ۱۴ میلیون نفر می‌رسد، زیر خط فقر مطلق (۳ میلیون و ۳۳۴ هزار تومان) هستند، اظهار داشت: با وجود تورمی که به اقتصاد ایران تحمیل شده، ۷۰ درصد کارگران و بیش از آن زیر خط فقر مطلق هستند. به این ترتیب در سال جدید برای این مذاکرات شرایطی لازم است که بتواند زندگی طبقه کارگر را به علاوه وضعیت اقتصادی از این نابه‌سامانی نجات بدهد.
وی افزود: تاکنون برای سال‌های متمادی حداقل دستمزد کمتر از نرخ تورم واقعی بالا رفته است. در عین حال محاسبه حداقل دستمزد به گونه‌ای بوده که بخش زیادی از کارگران را زیر خط فقر مطلق نگاه داشته است. در حال حاضر ۵۰ درصد از کارگران زیر خط فقر مطلق هستند. بنابراین باید پایه‌های محاسباتی تغییر کند. آمارهایی که دولت‌ها و مراکز آماری در زمان مذاکرات تحمیل می‌کنند، درست نیست. کارگران باید نمایندگان اقتصاددان، حقوقدان و جامعه‌شناس خود را داشته باشند که در مذاکرات وارد شوند.
این اقتصاددان با اشاره به اینکه نمایندگانی که از قاطبه طبقه کارگر رای نیاورده‌اند، نباید در این مذاکرات شرکت کنند، بیان کرد: پیش از هر چیز باید دلگرمی به حضور مستقل طبقه کارگر وجود داشته باشد که البته در شرایط فعلی خیالپردازانه است که فکر کنیم که این دلگرمی در فاصله چند هفته به وجود می‌آید.
او ادامه داد: نیاز اصلی کارگران تشکل مستقل است که بتوانند نمایندگان واقعی برای خود برگزینند تا پای میز مذاکره بروند. برای سال ۹۸ باید پایه حقوقی که حدود یک میلیون و ۱۱۱ هزار تومان است، به بالای ۲ میلیون تومان برسد که اگر حق مسکن، اولاد و غیره هم به آن اضافه شود، بتواند نزدیک به خط فقر مطلق را نشان بگیرد. اما با وجود بیکاری و شرایطی که این بیکاری تحمیل می‌کند، این رقم‌ها هم در عمل تحقق پیدا نمی‌کند.

رقم خط فقر برای خانواده ۵ نفره ۴ میلیون و نیم است
رئیس دانا معتقد است که قراردادهای موقت، قراردادهای سفید امضا و بیکاری گسترده در طیف‌های مختلف باعث می‌شود، همین میزان از حداقل دستمزد محقق نشود.
او ادامه داد: تصویب قوانین برای اینکه کارفرماها مجازات شوند خوب است اما اگر تشکل کارگری وجود نداشته باشد، این قوانین روی کاغذ باقی می‌ماند. اگر تشکل کارگری وجود نداشته باشد، مثل هر سال نمایندگان کارگری در جلسات دستمزد شورای عالی کار نتیجه زیادی نخواهد گرفت و توانایی عملی برای توفیق بر سر میز مذاکره نخواهند داشت. در این صورت می‌توان بر اساس نجات این ۶۰ درصد کارگری که زیر خط فقر هستند، حداقل دستمزد را تعیین کرد.
این اقتصاددان با بیان اینکه نحوه محاسبه حداقل دستمزد می‌تواند بر حسب خط فقر متفاوت باشد، تصریح کرد: اگر واقعیت خط فقر را درنظر بگیریم یعنی یک سفره برای یک خانوار ۵ نفره پهن کنیم و نان و پنیر و اندکی گوشت و وسایل دیگر بر سر این سفره بگذاریم و بعد هزینه‌های بهداشت، درمان و حمل و نقل را آنگونه که متداول است، با شرایط سنی متفاوت اعضای خانواده درنظر بگیریم و اگر این هزینه سرسام‌آور مسکن که چیزی حدود ۴۰ درصد هزینه خانوار را به‌طور متوسط تشکیل می‌دهد و برای برخی خانواده‌ها تا ۶۰ درصد نیز می‌رسد، لحاظ کنیم، رقم خط فقر می‌تواند به ۴ میلیون و نیم و ۵ میلیون برسد. برای خانوار ۳.۵ نفره که مقیاس آمارگیری است، حدوداً ۳ و نیم میلیون می‌شود.
وی افزود: محاسباتی هست که کمی عادلانه‌تر رقم ۳ و نیم میلیون برای خانوار ۳.۵ نفری را به ۵ میلیون تا ۶ میلیون می‌رساند. من می‌دانم که خودنمایی کردن و رقم‌های جعلی درآوردن برای اینکه برخی خود را دلسوز نشان دهند از خط دانش اقتصادی خارج است. تمام این ارقام با واقعیت‌ها سر و کار دارد و نمی‌گویم که حداقل دستمزد را به ۷ میلیون برسانید؛ برای اینکه برای من دست بزنند و بگویند که دلسوز تر و انقلابی‌تر است. برای اینکه کل توان اقتصادی را نیز درنظر می‌گیرم.
حداقل دستمزد نباید از ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان پایین‌تر نیاید
رئیس دانا خاطرنشان کرد: برای یک خانوار ۳.۵ نفری (به شرط آنکه مراقبت جدی وجود داشته باشد که بیکاری زهر خود را نریزد و به خاطر اینکه فشارهای کارفرمایی و دولت این تصمیمات را ملغی نکند)، به گمان من باید شرایطی به وجود بیاید که حداقل دستمزد برای کارگران از ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان پایین‌تر نیاید و تعداد کارگران محروم زیر خط فقر بیش از این گسترش پیدا نکند.
وی افزود: من نمی‌گویم در بحث بالا بردن حداقل دستمزد باید بی‌پروا سخن گفت و حرف‌های غیرعلمی زد و خودنمایانه رقم بدهیم. اما باید این نکته را یادآور شد که بالا بردن حداقل دستمزد به این سادگی‌ها باعث تورم نمی‌شود. این افسانه‌هایی که رسانه‌های مختلف دو جناح در گوش مردم می‌خوانند، نشان دهنده انگیزه درونی آن گویندگان است که با تمام قامت در دفاع از سود و سرمایه و لایه‌های قدرتمند حاکم در اقتصاد که اقتصاد را به‌ روز سیاه و فلاکت کشاندند، صحبت می‌کنند.
این اقتصاددان گفت: من به عنوان فردی که در زمینه اقتصادسنجی کارهایی کرده‌ام و کارم اقتصاد کاردبردی است از یک طرف و به عنوان یک اقتصاددان علاقمند به اقتصاد سیاسی و فعال در این زمینه از طرف دیگر می‌گویم که اگر حداقل دستمزد طوری تعیین شود که یک خانوار ۳.۵ نفری بتواند به ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان دست پیدا کند و بیمه‌های بیکاری گسترده شده و شامل همه بیکاران شود و تشکل‌های کارگری قدرتمند از این شرایط دفاع کنند، چنین وضعیتی موجب تورم و تورم افسار گسیخته نمی‌شود.

بالا بردن معقول حداقل مزد تاثیر چندانی در تورم ندارد
وی با اشاره به اینکه نهایتاً چنین وضعی می‌تواند ۳ یا ۴ درصد به نرخ تورم اضافه کند، گفت: سرکوب کردن منافع کارگران و به محرومیت کشاندن مردم، جوابِ عکس می‌دهد. اگر این فشارها بر کارگران وارد شود، موجب پایین نگهداشتن قوه خرید توده‌های مردم می‌شود. وقتی قوه خرید توده‌های مردم پایین می‌آید، نتیجه این می‌شود که بازار متزلزل می‌شود، انگیزه‌های سرمایه‌گذاری داخلی از بین می‌رود و کالاهای بنجل خارجی که براساس شرایط متفاوت به قیمت‌های ارزان تولید شده و به دلایل سیاسی وارد بازار ایران می‌شود، به جامعه سرازیر می‌شود و در اقتصاد هم موجب می‌شود که توانایی تولید بازهم پایین‌تر بیاید و بیکاری و فقر گسترش پیدا کند. این مساله است که به زیان کارگران است؛ نه بالا بردن دستمزد.
رئیس دانا در پایان خاطرنشان کرد: با به‌کار بردن ارقام خیالی مخالف هستم اما می‌گویم که اگر حداقل دستمزد تعیین شده در سال ۹۷ به بیش از دو برابر برای سال ۹۸ افزایش پیدا کند و حق مسکن و اولاد اعمال شود و تشکل‌های کارگری پا بگیرد، ممکن است موجب بالا رفتن نرخ تورم شود اما بسیار محدود است. درحالیکه اثر مثبت آن در تولید و رونق‌زایی اقتصاد خیلی بالاتر است.




گسترش مخالفت ها با احتمال حمله ی نظامی آمریکا به ونزوئلا 

• کشورهای آمریکای لاتین که اغلب آنها مخالف دولت مادورو هستند اعلام کرده‌اند به هیچ وجه با مداخله نظامی در ونزوئلا موافق نیستند. مادرور نسبت به خطر تبدیل ونزوئلا به ویتنام دوم هشدار داده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۰ بهمن ۱٣۹۷ –  ٣۰ ژانويه ۲۰۱۹

 


همزمان با فشارهای بین المللی به دولت ونزوئلا به خصوص اعلام موضع صریح واشنگتن برای کنار رفتن دولت مادورو از قدرت، گمانه زنی ها در خصوص احتمال مداخله نظامی در این کشور افزایش یافته است. شایعه اعزام پنجهزار سرباز به مرز کلمبیا که در یادداشتی در دست جان بولتون مشاهده شد، به این نگرانی دامن زده است. کشورهای آمریکای لاتین که اغلب آنها مخالف دولت مادورو هستند اعلام کرده‌اند که به هیچ وجه با مداخله نظامی در ونزوئلا موافق نیستند.
گزارش ها حاکی است، گروه منطقه ای «لیما» در آمریکای لاتین با هر گونه مداخله نظامی در ونزوئلا برای سرنگون کردن دولت نیکلاس مادورو مخالفت کرده است.
نستور پاپولیزیو، وزیر امور خارجه پرو روز سه شنبه در گفتگو با خبرنگاران با اعلام این مطلب یادآور شد که «به عنوان عضوی از گروه لیما اعلام می کنیم که این گروه به هیچ وجه موافق مداخله نظامی در ونزوئلا نیست.»
گروه «لیما» متشکل از چهارده کشور آمریکایی لاتین به اضافه کانادا ماه اوت ۲۰۱۷ برای مشارکت در یافتن راه حلی صلح آمیز برای بحران داخلی در ونزوئلا تشکیل شد.
موضع گروه لیما در مخالفت با هرگونه مداخله نظامی در ونزوئلا در حالی مطرح می شود که بنا به تاکید ایالات متحده آمریکا برای برکناری دولت مادورو از قدرت «همه گزینه های ممکن بر روی میز است».
جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید روز دوشنبه در حضور خبرنگاران با استناد به موضع پیشتر اعلام شده دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا تصریح کرد که «در باره ونزوئلا کلیه گزینه‌های ممکن در نظر گرفته می شود.»
وزیر امور خارجه پرو همچنین اعلام کرده است گروه لیما روز دوشنبه آینده در اوتاوا به بررسی اقدامات جدید جهت حمایت از خوان گوایدو، رئیس پارلمان، رهبر مخالفان دولت و رئیس جمهوری خودخوانده ونزوئلا خواهد پرداخت.
از میان چهارده کشور آمریکای لاتین که عضو گروه لیما هستند سه کشور مکزیک، گویان و سنت لوسیا خوان گوایدو را به عنوان رئیس جمهوری موقت ونزوئلا به رسمیت نشناخته اند.

خوان گوایدو ممنوع الخروج شد
دیوان عالی ونزوئلا دستور ممنوع الخروج شدن خوان گوایدو رهبر مخالفان از کشور را صادر کرده و حساب های بانکی او را مسدود کرده است.
پیشتر تارک ویلیام سب، دادستان کل ونزوئلا، از دیوان عالی ونزوئلا خواسته بود برای جلوگیری از “فرار” آقای گوایدو از کشور “اقدامات احتیاط آمیز” لازم را اتخاذ کند.
او گفت: “حوادث خشونت باری در کشور روی داده، دولت های خارجی بیانیه هایی صادر و دارایی های کشور مسدود شده است، که نشان دهنده آمریت جنایات جدی است که نظام قانون اساسی را هدف می گیرد.”
جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا در توئیتی سب را “وزیر سابق دادگستری ونزوئلا” خطاب کرد و نسبت به “پیامدهای جدی برای کسانی که سعی دارند دمکراسی را ساقط کنند و به آقای گوایدو آسیب برسانند” هشدار داد.

خطر تبدیل ونزوئلا به ویتنام دوم
نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا گفته است دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا می خواهد ونزوئلا را به ویتنام دوم در امریکای لاتین تبدیل کند.
به گزارش اسپوتنیک، مادورو در توئیتر نوشت: “ای ملت آمریکا از شما درخواست کمک می کنم تا از دخالت دولت دونالد ترامپ جلوگیری کنم چون وی قصد دارد میهن مرا به ویتنام در آمریکای لاتین تبدیل کند. اجازه این کار را به وی ندهید!”

برای انتخابات تا سال ۲۰۲۵ صبر کنند!
نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلا همچنان بار دیگر اعلام کرد حاضر است با مخالفان دولت به گفتگو بنشیند. مادورو که با خبرگزاری دولتی روسیه سخن می گفت، تصریح کرد که آماده است با مشارکت میانجیان بین المللی رو در روی مخالفان بنیشیند و با آنها گفتگو کند.
به گفته رئیس جمهوری ونزوئلا این گفتگو فرصتی فراهم خواهد کرد تا بتوان در خصوص مسائل مرتبط به منافع کشور، صلح و همچنین آینده ونزوئلا با اپوزیسیون گفتگو کرد.
تاکید دوباره رئیس جمهوری ونزوئلا بر گفتگو با مخالفان در حالی مطرح می شود که خوان گوایدو، رهبر نوظهور اپوزیسون ونزوئلا پیشتر درخواست نیکلاس مادورو برای مذاکره و گفتگو در باره بحران جاری در این کشور را رد کرده بود.
رئیس جمهوری ونزوئلا همچنین ضمن رد برگزاری زودهنگام انتخابات ریاست جمهوری گفت که این انتخابات ۱۰ ماه پیش برگزار شد و اگر «امپریالیست‌ها انتخابات جدید می‌خواهند باید تا سال ۲۰۲۵ صبر کنند.». وی با این حال گفت که می‌تواند انتخابات پارلمانی پیش از موعد برگزار کند.
رئیس جمهوری ونزوئلا در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد که دولت تمام تلاش خود را برای ایجاد ثبات در اقتصاد کشور انجام خواهد داد.
وی گفت که حاضر است با رئیس جمهوری آمریکا «شخصا یا در حضور عموم» دیدار و گفتگو کند.
مادورو در این گفتگو باردیگر ضمن تاکید بر حمایت همه جانبه ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه از دولت وی تحریم های آمریکا بر ضد کشورش را به شدت محکوم و خاطرنشان کرد که با همه مشکلات موجود مطمئن است که پیروزی نهایی از آن وی و دولتش خواهد بود.

تظاهرات روز چهارشنبه مخالفان
همانطور که خوان گوایدو پیشتر از مردم ونزوئلا خواسته بود اپوزیسیون این کشور قرار است روز چهارشنبه در سراسر کشور برای جلب حمایت ارتش، دست به تظاهرات بزند.
رئیس ۳۵ ساله پارلمان ونزوئلا یکشنبه شب طی نطقی اعلام کرد: «ما چهارشنبه راس ساعت ۱۴ برای درخواست از ارتش جهت پیوستن به مردم به خیابان ها می آییم. ما همچنین خواهان برپایی تظاهراتی بزرگ در روز شنبه برای همراهی و حمایت از ضرب الاجل تعیین شده از سوی اروپا هستیم.»
شش کشور اروپایی (اسپانیا، فرانسه، آلمان، بریتانیا، پرتغال و هلند) روز شنبه با تعیین ضرب الاجلی هشت روزه به نیکلاس مادورو هشدار دادند در صورت عدم اعلام برپایی انتخاباتی آزاد در این کشور خوان گوایدو را به عنوان رئیس جمهوری به رسمیت خواهند شناخت. این ضرب الاجل روز یکشنبه آینده به اتمام خواهد رسید.




عفو بین‌الملل: خطر آشکار ادامه شکنجه اسماعیل بخشی و سپیده قلیان 

• سازمان عفو بین‌الملل نسبت به خطر آشکار شکنجه اسماعیل بخشی و سپیده قُلیان پس از بازداشت دوباره ابراز نگرانی کرده و از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست تا آنها را بی‌درنگ آزاد کنند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۹ بهمن ۱٣۹۷ –  ۲۹ ژانويه ۲۰۱۹

 


سازمان عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای نسبت به خطر آشکار شکنجه فعالان کارگری و اجتماعی، اسماعیل بخشی و سپیده قُلیان پس از بازداشت دوباره ابراز نگرانی کرده و از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست تا آنها را بی‌درنگ آزاد کنند.

 این سازمان همچنین خواستار انجام تحقیقات در مورد اتهام شکنجه این دو زندانی در زندان شده و نوشته است که شکنجه‌گران احتمالی باید در یک دادگاه عادلانه به دست قانون سپرده شوند.
عفو بین‌الملل خواستار حفاظت از اسماعیل بخشی و سپیده قلیان علیه شکنجه شده و از همگان خواسته تا برای حفاظت از آنها به مقامات نامه و عریضه بنویسند.
اسماعیل بخشی اواخر آبان‌ماه سال جاری بازداشت شد و تا اواخر آذر در بازداشت بود. او در نخستین اظهارات پس از آزادی‌اش گفته بود در روزهای نخست بازداشت، «بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ» مورد «شکنجه و زیر مشت و لگد» قرار گرفته است.
سپیده قلیان، فعال مدنی که همراه با بخشی و شماری دیگر از کارگران نیشکر هفت‌تپه در جریان اعتراضات کارگری بازداشت شده بود نیز شرحی از شکنجه خود و اسماعیل بخشی داده‌ است




جعفر عظیم زاده و پروین محمدی بازداشت شدند 

• روز سه شنبه، جعفر عظیم زاده دبیرکل اتحادیه ی آزاد کارگران ایران و پروین محمدی نایب رئیس این اتحادیه توسط نیروهای امنیتی و انتظامی بازداشت شدند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۹ بهمن ۱٣۹۷ –  ۲۹ ژانويه ۲۰۱۹

 


ساعت ۵ بعدازظهر امروز جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران توسط چهار نفر که مشخص نشده از نیروهای چه ارگانی بودند، بازداشت و به مکان نامعلوم برده شد.
ساعتی پس از بازداشت جعفر عظیم زاده، مامورین نیروی انتظامی کلانتری ۱۱ فردیس کرج، پروین محمدی، نائب رئیس اتحادیه آزاد کارگران ایران را نیز بازداشت و کلیه وسایل شخصی، لپ تاب و گوشی همراه وی را ضبط کردند،
اتحادیه آزاد کارگران ایران با اعلام خبر این بازداشت ها، ضمن محکوم کردن آن ها، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط جعفر عظیم زاده و پروین محمدی شده است.




شکنجه و اعتراف گیری اجباری را متوقف کنید! 

فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل: 

• دبیرکل فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل با ارسال نامه ای به حسن روحانی، به شکنجه و اعتراف گیری های اجباری از فعالین کارگری اعتراض و پخش نمایش دروغین «ظراحی سوخته» را محکوم کرده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۷ بهمن ۱٣۹۷ –  ۲۷ ژانويه ۲۰۱۹

 


اخبار روز: دبیرکل فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل با ارسال نامه ای به حسن روحانی، به شکنجه و اعتراف گیری های اجباری از فعالین کارگری اعتراض و پخش نمایش دروغین «ظراحی سوخته» را محکوم کرده است. به گزارش سندیکای کارگران شرکت واحد تهران، در این نامه که رونوشت آن به علی خامنه ای، چند تن دیگر از مقامات جمهوری اسلامی و همچنین گای رایدر دبیرکل سازمان جهانی کار ارسال شده، آمده است:

جناب آقای روحانی، رئیس جمهوری محترم،
از طرف ۲۰ میلیون عضو فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل در اتحادیه های کارگری صنعت ترابری در سرتاسر جهان، نگرانی عمیق خود از رفتار مقامات ایرانی با اعضا و فعالان اتحادیه های کارگری را به آگاهی شما میرسانم.
باخبر شدیم که در روز شنبه ۱۹ ژانویه ۲۰۱۹ سازمان صدا و سیما، مستندی با عنوان «طراحی سوخته» پخش کرده است که از این طریق به غلط قصد داشته اند مبارزات مشروع کارگران «نیشکر هفت تپه» و دیگر کارگران ایران را نه تنها با احزاب اپوزیسیون خارج از ایران بلکه همچنین با منافع ایالات متحده آمریکا و اسراییل مرتبط نشان دهند. اتهام دوم به دلیل هدف گرفتن اتحادیه های کارگری، اهانت آمیز است.
ما بر این باوریم که بخشی از اطلاعات منتشر شده در این مستند ممکن است از اعترافات اجباری کارگران بازداشتی خوش نامی همچون علی نجاتی و اسماعیل بخشی به دست آمده باشد. اطلاعات معتبر نشان میدهد که این اعترافات از طریق تهدید، ضرب و شتم و شکنجه گرفته شده است. چنین مواردی که نقض حقوق ابتدایی انسانی می باشند باید فوری پایان یابند. از شما می‌خواهم که شکنجه را متوقف و این زندانیان را هرچه زودتر آزاد کنید.

«فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل» (ITF) به شدت نگران تمام اعضای وابسته به آی تی اف در سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران (سندیکای واحد) و به ویژه رضا شهابی و حسن سعیدی است، که مطلع شده ایم به نادرست در این به اصطلاح مستند به عنوان بخشی از «طرح شکست خورده» در جریان اعتصاب معرفی شده اند. از شما میخواهیم که تضمینهای فوری را برای حفظ آزادی و امنیت آنها ارائه کنید و منتظر دریافت این تضمینها از سوی شما می باشیم.
ITF به پیگیری مساله نقض مستمر حقوق کارگران در ایران ادامه میدهد و به دولت ایران یادآوری میکند که، شما به عنوان عضو هیات مدیره سازمان جهانی کار و طبق مقاوله نامه های بنیادین آی ال او، موظف به تضمین آزادی تشکل و محافظت از فعالان اتحادیه های کارگری و کارگران هستید.
توسل به شکنجه و اعترافگیری اجباری علیه فعالان اتحادیه های کارگری نه تنها آشکارا مغایر حقوق اولیه انسانی بلکه ناقض اصول و پرنسیب های اساسی ILO است. علاوه بر تضمینهای پیش-گفته، مایل هستم که از دیدگاه شما در این باره آگاه شوم.

از توجه شما سپاسگزارم و در انتظار پاسخ شما هستم.
با احترام،
استیفن کاتن (Stephen Cotton)
دبیر کل فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل




حضور مجازی در صحن مبارزات اجتماعی و سیاسی چاره‌ی کار نیست


طراوت و تازگی قابل لمس شرایط نبرد طبقاتی در ایران

مطالعه ی ارزیابی رفقای هواداران فدائیان اکثریت در ایران به ویژه از این رو لذت بخش است، زیرا در آن طراوت و تازگی ای قابل لمس است که ارزیابی ناشی از قرار داشتن بر پایه نبرد طبقاتی در جامعه ی کنونی ایرانی انجام شده است.

– نفی «خط فاصل میان خواست های صنفی و سیاسی مردم» که از ژرفش نبرد خبر می دهد؛

– «گره زدن مطالبات» توسط هر گروه با مطالبان گروه دیگر که روند تبدیل خواست ها به خواست سراسری را نشان می دهد؛

– ایستادگی مبارزان در برابر «جا انداختن تسلیم طلبی» که در «شعارهای غیرواقعی» مانند «مدیریت شورایی» کارخانه ها توسط کارگران در شرایط سلطه ی نظام سرمایه داری تظاهر می کند و نشان سطح والای آگاهی طبقاتی مبارزان است؛

– تاکید بر ضرورت آن که «چپ برای رسیدن به سازمان سراسری و تئاثیرگذار در عرصۀ جنبش های دمکراتیک و آزادیخواه در بطن جامعه ناگزیر از حرکت فعال، هدفمند و با برنامه در شکل گیری و سازمان یابی این تشکل ها و سازمان های اجتماعی .. می باشد» و ..، نکته های بسیار دیگری را تشکیل می دهد که این طراوت را قابل لمس و رایجه ی رهایی بخش مبارزات را قابل استشمام می سازد.

تکیه بر ضرورت پایبندی به «زمینه ی مادی اهداف مورد نظر جنبش های اجتماعی و سیاسی مردم کشورمان ..» که جریان های تاکنون نزد اپوزیسیون فاقد آن بوده اند، و می توان این بی توجهی را به عنوان هشداری برای چپ در ایران ارزیابی نمود، نقطه ی اوج پایانی در مصاحبه است که با نتیجه گیری به جایی ادامه می یابد:اپوزیسیون چپ باید با توجه به این نکته که «نیروی اصلی تغییر، مردم ایران در داخل کشور هستند و این نیرو متناسب با ظرفیت های مبارزاتی و سطح جنبش اعتراضی باید به سازمان، برنامه و رهبری سیاسیِ خودویژه تجهیز شود ..»، پرسشی زاییده می شود که پاسخ این رفقا به آن نقش راهبردی خواهد داشت.

آیا چنین اهرم تجهیز و سازماندهی یک شعار سراسری دور محور پایان بخشیدن به اقتصاد سیاسی امپریالیستی- اسلامی است که در اعتصاب های کارگری طرح و در سازمان های دانشجویی با عنوان «به خصوصی سازی زندگی اجتماعی» پایان دهیم بیان شد؟

 

*****

گروه “در دفاع از سوسیالیسم”، هواداران فدائیان اکثریت در داخل کشور

گفتگوی اخبار روز با صاحب نظران در باره اوضاع ایران

 

رفقای هیئت تحریریه ی اخبارروز ما گروهی از فعالان چپ داخل کشورسلسله مطالبی را که شما در گفتگو با عده ای از صاحب نظران سرشناس چپ ایران در باره ی اوضاع ایران، همکاری و اتحاد نیروهای چپ و گذر از استبداد منتشر می کنید با دقت و جدیت پیگیری می کنیم. گفتگوهایی که کمک می کند با نظرات شخصیت های صاحب نظرچپ در باره ی مسائلی که ما فعالان در داخل کشوربا آن درگیر هستیم آشنا شویم واز نکات آموزنده ی مطرح در این مصاحبه ها بهره بگیریم. برای ما قابل تصور است که اخبارروز آگاهانه و بنا بر ملاحظات شرایط فعالان چپ داخل کشور از مراجعه به بسیاری از شخصیت های چپ که در بطن مبارزه ی روزمره در کنار مردم حضور دارند اجتناب کرده است. ما فکر می کنیم مخاطب سوالات شما همه نیروهای چپ و از جمله گروه “در دفاع از سوسیالیسم” است و با این نگاه بر آن شدیم که به پرسش های اخبارروز که در دسترس همه است پاسخ دهیم و از این طریق هم نظر خو د را با خوانندگان اخبارروز در باره ی سوالاتی که طرح کرده اید، در میان بگذاریم و هم ازاین ابتکارشما برای تقویت گفتگوی جمعی سازنده و اتحاد عمل مجموعه نیروهای چپ پشتیبانی کنیم.

اخبار روز: در ایران چه خبر است؟

در دفاع از سوسیالیسم: امروز در ایران در هر زمینه ای خبرهای مهمی هست، حال مانده چه چیزی مد نظر شما باشد. آنچه بیشتر نظر ما را به خود جلب میکند به بار نشستن سه دهه تلاش برای کاربست سیاستهای تعدیل ساختاری و پیگیری مصرانه ی برنامه‌های نئولیبرالیستی و نهایتاً اجرای سیاست شوک درمانی رژیم است. هر چند آنچه که رخ میدهد حیرت‌آور است، ولی غیر مترقبه نیست. بحرانهای گسترده تمامی حوزه‌های‌ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و حتی اخلاقی و ایدئولوژیک را فرا گرفته، بطوریکه حکومت در چهار دهه ی گذشته دچار چنین بحرانی فراگیر و همه‌جانبه‌ نبوده است. به عبارتی صریحتر، اجرای برنامه‌های نولیبرالی تعدیل ساختاری بویژه در دو دهه گذشته به عریان‌ترین شکل، نتایج فاجعه‌بار خود را نشان میدهد. شرایط وحشتناکی از بی‌عدالتی‌ها، فساد، دزدی و غارت، گرانی، فقر و گرسنگی، بی‌خانمانی اکثریت مردم، بیکاری، ورشکستگی و تعطیلی واحدهای تولیدی، تشدید رکود، افت فزاینده ی ارزش پول ملی، تورم افسار گسیخته، فساد و رانت خواری، اختلاس و ثروت‌اندوزی شخصی حکومتیان و وابستگان را شاهدیم. در اعتراض به این وضع، توده‌های به ستوه آمده، از دی ماه 96 با حضور گسترده در شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای کشور ضمن فریاد خواستهای صنفی و اقتصادی و سیاسی، در عریانترین شکل خود راس هرم قدرت را نشانه گرفته و حوزه‌های سیاسی – اجتماعی کشور را تحت الشعاع قرار داده¬اند. در ادامه این حرکت، امروز تقریبا در تمام نقاط کشور شاهد اعتراضات گسترده و عمومی شدن مبارزات هستیم. از مبارزات زنان و جوانان گرفته تا حرکت‌های کارگری با شعارهای صنفی و طبقاتی، از خیزش‌های اجتماعی اقشار مردم به ستوه آمده از ظلم و بیدادگری رژیم تا مبارزات فعالین ملی و مدنی در مناطق ملی کشور، از اعتراضات و مبارزات فعالین محیط زیست تا نقش‌آفرینی نهادهای مدنی روشنفکران در راستای مطالبات دمکراتیک، از اعتراض و حضور خیابانی مال‌باختگان نهادهای مالی و اقتصادی وابستگان نظام و اعتراضات بازنشستگان تا اعتصاب و اعتراضات سراسری صنوف مختلف. علیرغم پراکندگی این مبارزات و خیزش‌ها، مولفه‌هایی همچون تعدد، استمرار و فراگیری اعتراضات، اشکال مبارزاتی متنوع و رویکردهای سیاسی متفاوت شرایط جدیدی را در چشم‌انداز سیاسی کشور تعریف می‌کنند. طرح شعارهای سیاسی عبور از جناح‌ها و باندهای حکومتی در اکثر این تحرکات سیاسی و اعتراضات صنفی و اقتصادی، نشان می‌دهد که زمینه‌های مادی برای تشکل‌یابی و سازمانگری معترضین و مخالفین حکومت بیش ار پیش فراهم می‌شود. این در حالیست که جامعه بدون دخالت پیشاهنگ سازمانی، جنبش خود را شکل می‌دهد. تفاوت در تاکتیکها و حتی طرح برخی شعارهای ظاهراً خارج از ظرفیت فعلی جنبشهای اجتماعی و کارگری را نیز در همین راستا می‌توان ارزیابی نمود.

اخبار روز: در طول دو دهه ی اخیر گفتمان اصلاح طلبی بر فضای سیاسی ایران حاکم بود. در این فاصله در کنار اعتراضات پراکنده اقشار و گروه‌های مختلف اجتماعی، حرکت دانشجویی تیر ۷٨، حرکت گسترده ی «رای من کو» معروف به جنبش سبز و خیزشی در دی ماه گذشته روی داده که بدون فاصله زمانی به اعتصاب و اعتراض زنجیره ای و جاری گارگران نیشکرهفت تپه و فولاد اهواز پیوسته است. آیا این حرکات اعتراضی در امتداد یکدیگر هستند و یا آن که در نقطه ای از همدیگر فاصله گرفته‌اند.

در دفاع از سوسیالیسم: طبیعتاً اعتراضات یک سال اخیر رابطه ای دیالکتیکی با حرکتهای قبلی داشته و نمیتوانست متأثر از آنها نباشد. فراموش نکنیم که منشاء تمامی حرکتهای صورت گرفته جمهوری اسلامی است که در اشکال متفاوت بروز می‌کنند. نکته حائز اهمیت در جنبش اعتراضی و اجتماعی مردم طی بیست سال گذشته، تفاوت در خاستگاه نیروهای عمل کننده بوده است. بنحوی که یک نیروی عامل در مقطعی خاص، در مقطعی دیگر بعنوان نیروی محدود کننده و حتی یازدارنده عمل میکند. برخورد «اطلاح طلبان انتخاباتی» نسبت به حرکتهای اعتراضی کارگران و زحمتکشان در ماههای اخیر نمونه‍ی بارز این مدعاست. به نحوی که در پی تعمیق مبارزات یک ساله‍ی اخیر و سمتگیری متفاوت آنها، این نیروها در مقطع کنونی به نیروی مانع تعمیق و شکلگیری جنبش تبدیل شده اند. این جنبش‌ها هر چند در طول سالهای اخیر بعنوان جنبشهای مقطعی به نظر می‌رسند و سوگیریهای متفاوتی را متناسب با شرایط تاریخی خود نشان می‌دهند، ولی بواسطه‍ی دور شدن از نظام و رادیکالیزه شدن، امتدادی رو به جلو را دنبال میکنند. حرکتهای قبلی عموماً مطالبات اقشار میانی و روشنفکران را منعکس میکردند؛ اکثریت غالب نیروهای آن را قشر متوسط و متوسط به بالا همراه با روشنفکران و فعالین سیاسی تشکیل میدادند، ولی شرایط بحرانی حاضر در حرکتهای یک سال اخیر، کارگران و زحمتکشان و اقشار فرودست جامعه را به میدان مبارزه کشانده و نیروهایی متفاوت با خواستههای متفاوت پا به عرصه مبارزه گذاشتهاند. نیروهای عامل حرکتهای قبلی خود تجزیه شده و بخشی از آنها هنوز منافع خود را در حفظ نظام و بهرهمندی از مزایای آن با امید به احتمال تعدیل در شیوههای حکومتداری و مشارکت آنها در اداره حکومت دنبال میکنند، ولی آنچه مسلم است توهم اصلاح‌پذیری نظام در حال فروپاشی است.

اخبار روز: حکومت همراه با سرکوب معترضان می‌کوشد این تلقی را جا بیندازد که مضمون اعتراضات اقتصادی است و نه سیاسی و در مطالبات معترضان عبور از جمهوری اسلامی مطرح نیست. اما ما شاهد هستیم که دربیانیه ها و تظاهرات خود جوش و یا سازمان یافته کارگران، معلمان و سایر اقشاراز مطالبات دفاعی از قبیل دستمزد معوقه، امنیت اشتغال تا نفی جمهوری اسلامی طرح می شود، آیا می توان ازیک سمت‌گیری مشخص و هدفمند اعتراضات جاری سخن گفت؟ نشانه‌های آن چیست؟

در دفاع از سوسیالیسم: جمهوری اسلامی برای غلبه بر بحرانهای رو به تعمیق، همچون چهار دهه ی گذشته، سیاست سرکوب جنبشهای اعتراضی و آزادیخواه ی را دنبال می کند. این رویکرد بعد از خیزش سراسری مردم در دی ماه سال گذشته و ادامه آن در سال جاری، به شکل ترور مخالفین در خارج از کشور، گسترش اعدام‌ها در داخل، تداوم و تعمیق آزار و اذیت زندانیان، افزایش دستگیری‌ها ادامه یافته است. جمهوری اسلامی خوب می‌داند که اعتراض و مبارزات مردم بر علیه وضعیت حاکم عمیق شده و هر حرکت صنفی اقتصادی به لحاظ ساختار فاسد و غیرقابل اصلاح نظام در ادامه خود به خواستهای سیاسی حتی در رادیکالترین شکل آن و نفی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه فرا میروید. بنابر این رژیم به هر شیوه‌ای متوسل می‌شود تا نشان دهد «ثبات و آرامش» در کشور حاکم است و این حرکات کار «دشمنان انقلاب» است و از «خارج» هدایت می‌شود. شیوه‌ای که تمام رژیم‌های دیکتاتوری تاریخ به آن متوسل شده‌اند و جمهوری اسلامی هم از آن مستثنی نیست. ولی غافل از آن هستند که در شرایطی که ساختار اقتصادی فاسد با نظام سیاسی فاسد و سرکوبگر غیرپاسخگو در هم تنیده است، دیگر خط فاصلی بین خواستهای صنفی و سیاسی مردم – که اساساً خط فاصلی هم ندارند – نمی‌توان قائل شد. همین که این خیزشها و حرکتها و حضور مردم در خیابانها حداقل در شرایط فعلی در فضایی صورت می‌گیرد که نیروهای ترقیخواه و پیشرو سیاسی در بطن مبارزات مردم به جان آمده از ظلم و جور رژیم مستبد دینی حضور فعال و سازمانده ی شده‌ای ندارند و بار اصلی همانا بر دوش خود شرکت کنندگان قرار دارد، همین که هر روزه شاهد همدلی بیشتر گروه‌های معترض کارگری، زنان، معلمین، جوانان، زنان، دانشجویان، حتی مال باختگان و دیگر اقشار اجتماعی با همدیگر هستیم و هر گروه معترض از حقوق سرکوب شده گروه دیگر در شعارها و حرکات اعتراضی خود یاد می‌کند و مطالبات خود را با مطالبات اقشار دیگر گره می‌زند، نشانگر آن است که وضعیت در ایران استبدادزده امروزی طوریست که دیگر نمی‌توان بین مطالبات صنفی و سیاسی مردم مرز کشید. این واقعیت باید مورد توجه آن نیروها و افرادی نیز باشد که کماکان با «امید» به اصلاح این ساختار فاسد و غیرپاسخگو، فکر می‌کنند که «تدبیر» می‌کنند.

اخبار روز: تغییر گفتمان اعتراضات از مطالبات و روش اقشار متوسط که عمدتاً نگاه به رفرم دارد به غلبه ی گفتمان رادیکال فرودستان در حرکات اعتراضی چه تاثیری در موقعیت جریان اصلاح طلبی در ایران دارد؟ آیا نقش جریان اصلاح طلبی در سپهر سیاسی ایران پایان یافته و دیگر نمی تواند در سمت ده ی بر تحولات اثر بگذارد؟

در دفاع از سوسیالیسم: همانطور که گفتیم، توهم اصلاح‌پذیری نظام که بخش قابل توجه ی از نیروهای با تعلق خاطر به آزادی و عدالت اجتماعی را نیز از گردونه مبارزات اجتماعی و سیاسی واقعی مردم و بویژه کارگران، اقشار فرودست و توده‌های زحمتکش شهری و روستایی خارج کرده بود در حال فروپاشی است و این موضوع موقعیت نیروهای باصطلاح اصلاحطلب را تضعیف و آنها را در موقعیت ضعیفی قرار داده است. بروز اشکال مبارزاتی متنوع و رویکردهای سیاسی متفاوت در اعتراضات مردمی بویژه بعد از خیزش دی ماه به شکل طرح شعارهای سیاسی عبور از جناح ها و باندهای حکومتی، نشان می‌دهد که زمینه‌های مادی برای تشکل‌یابی و سازمانگری معترضین و مخالفین نظام اسلامی بیش ار پیش فراهم می‌شود. حرکت‌های اخیر نشان دادند که ظرفیت مادی لازم برای ظهور بالفعل یک نیروی سوم عدالت‌طلب و آزادیخواه که مشخصه‌ها و سوگیری آن نه در چارچوب اصلاحات نظام ولایت‌فقیه ی، بلکه در چشم‌انداز حاکمیت مردم و استقرار یک نظام سیاسی آزاد، دمکراتیک و غیردینی قابل تعریف می‌باشد، امکانپذیر است. «اصلاح‌طلبان» حرفه‌ای جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور نگران رادیکالیزه شدن مبارزات مردم هستند. آنها در برابر جهتگیری‌های جدید مردمی یا سکوت اختیار کرده‌اند، یا بدون توجه به زمینه‌های مادی حرکتهای اخیر و بر اساس منافع خود در صدد تخطئه کردن آن می‌باشند. این که اصلاح‌طلبان را از سپهر سیاسی ایران حذف شده بدانیم غیرواقع بینانه خواهد بود. اصلاحطلبی نیروها و پایگاه اجتماعی خود را دارد، ولی در شرایط کنونی با وجود جمهوری اسلامی که با تمسک به سرکوب و دیکتاتوری و اقدامات سرکوبگرانه در صدد ادامه حیات خود میباشد، نمیتوانند نقش تعیین کنندهای در سپهر سیاسی کشور ایفاء نمایند، اما بدون تردید به شکلی تضعیف شده و البته در کنار حاکمیت اسلامی به حیات خود ادامه خواهند داد.

اخبار روز: با شدت گرفتن اعتراضات کارگران، معلمان و فرودستان ما شاهد چرخش در رفتار نیروهای راست اپوزیسیون و بخشی از اصلاح‌طلبان نسبت به این اعتراضات هستیم، این دو جریان که در برنامه اقتصادی چندان تفاوتی با هم ندارند هریک به شکلی می‌کوشند از طریق دفاع از اعتصاب کارگران و یا تحصن معلمان و همصدایی با بخشی از مطالبات آنان خیزش فرودستان را مصادره به مطلوب کنند. این همپوشانی جریان راست و نئولیبرال با اعتراضات نیروی رادیکال تا کجا می تواند دوام یابد؟

در دفاع از سوسیالیسم: نیروهای راست مزورانه و فرصتطلبانه بنوعی همدردی با کارگران و زحمتکشان و فرودستان جامعه را در ظاهر امر پیشه ساخته‌اند، آنها فریبکارانه چرخشی در رفتار داشته¬اند، اما تغییری در رویکرد واقعی خود نه. به باور ما، دفاع یا همصدایی نیروهای راست با بخشی از خواستهای کارگران و معلمان و فرودستان جامعه که اساساً اعتراض‌شان به کاربست سیاستهای نئولیبرالی و البته بی کفایتی و ناسلامتی حکومتیان بوده، از جنسی متفاوتی هستند. طبیعی است این اعتراضات تا جایی که نظام را نشانه گرفته از حمایت و همصدایی ظاهری آنها هم که شده بهرهمند خواهد شد، ولی با تعمیق خواستها و گسترش آن به نفی سیاستهای نئولیبرالی، آنها را به تقابل و رودرویی با کارگران و زحمتکشان خواهد کشاند. متاسفانه حتی اصلاح طلبان خارج از دایره قدرت نیز ضمن حمایت از این حرکات، در هراس از تعمیق مبارزات مردم نگران روند «اصلاح» نظام هستند و شرمگینانه از طرح «شعارهای غیرواقعی» در حرکات کارگری اخیر در جنوب کشور آزرده شده و آن را «تندروی» ارزیابی می‌کنند. طرح شعار «مدیریت شورایی» را بهانه‌ای برای توجیه و جا انداختن تسلیم طلبی و «تدبیر» اصلاح‌طلبی خود تبدیل کرده¬اند. تحریف خواست کارگران نیشکر هفت تپه برای «لغو خصوصیسازی» این مجتمع صنعتی کشاورزی به «ابطال خصوصی‌سازی معیوب» که بنگاه خبرپراکنی بیبیسی نیز در ترویج آن میکوشد، نشانه ی بارز جا انداختن رویکردی جعلی در برخورد با جنبشهای کارگری است. این امر نشان می‌دهد که در ادامه، بخشی از اصلاح طلبان نیز به مقابله با جنبشهای کارگری و اقشار فرودست جامعه برخواهند خاست و جایگاه خود را در طیف راست تثبیت خواهند کرد. این رویکرد هم در مورد نیروهای اصلاحطلب حکومتی و هم در خصوص بخشی از اصلاحطلبان خارج از رژیم صادق است. در این میان برخوردهای ابهام آمیز و مغشوش برخی جریانات چپ در مواجهه با خواست جنبش‌های کارگری از این منظر که گویا «خصوصی سازی معیوب» زمینه ساز این حرکات بوده، در نتیجهگیری نهایی به تأیید و تقدیس «خصوصی سازی غیر معیوب» که خود مفهومی بورژوایی و نئولیرالیستی است، منجر خواهد شد. طرح چنین دیدگاه‌های سیاسی مغشوش، در خوش بینانهترین شکل چیزی جز «برخوردهای غیرمسئولانه» و «ندانم کاری»های تاسف برانگیز نیست. این نیروها یا مبارزه جاری کارگران علیه رویکردهای نئولیرالیستی و سمتگیریشان علیه نظام سرمایهداری را درک نکردهاند و یا عملاً نمیتوانند نقش تاریخی خود را بعنوان نیروی چپ در قبال جنبش‌های کارگری و خیزشهای اجتماعی فرودستان جامعه ایفاء نمایند.

اخبار روز: اعتراضات در ایران محدود به کارگران، معلمان و اقشار کم‌در آمد نیست. ما در کنار شکاف طبقاتی، شکاف اتنیکی، شکاف مدرن و سنتی، شکاف نسلی، شکاف جنسیتی و … انواع تبعیض را داریم. کارگران بنا به موقعیت کاری خود زیرچتر نهادهای کارگری متشکل عمل می کنند. برای سایر اقشار چه شکلی از سازمانده ی قابل تصور است؟ چپ ها در این ارتباط چه وظیفه‌ای دارند؟

در دفاع از سوسیالیسم: وقتی بحران همه گیر شد، طبیعی است اعتراضات هم همه جانبه باشند. بحرانهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، جنسیتی، اتنیکی، فرهنگی، محیط زیستی، مذهبی، اخلاقی و حقوقی بلاشک اعتراضات و حرکتهای خود را در پی خواهند داشت. هیچ خواستی منتظر حل و رفع مشکل دیگری نخواهد ماند. برای پاسخگویی به این مشکلات نمیتوان اولویتی برای متقاضیان آن تکلیف کرد. اگر اولویتی هست برای حاکمان است نه برای گروههای اجتماعی. شما نمیتوانید از کارگران و زحمتکشان، زنان، جوانان و دانشجویان، فعالین مناطق ملی و دیگر نیروهای اجتماعی بخواهید تا تعیین تکلیف حکومت اسلامی منتظر بمانند و یا فعلا اعتراضی نکنند و امیدوار باشند که نظام اصلاح شود. هنر انقلابی در ترکیب این خواستها و ارتقاء آنها در راستای دستیابی به هدف اصلی همزمان با پاسخگویی به خواستهای موردی است. هر گروه اجتماعی تشکل و سازمانده ی مناسب خود را باید داشته باشد. اگر سندیکاها و اتحادیه ها شکل مناسبی در طرح خواستهای صنفی بشمار میروند، تشکل‌ها و نهادهای مدنی و اجتماعی نیز میتوانند بعنوان محل گردهمآیی آن نیروها و اقشار اجتماعی مطرح گردند. در این خصوص باید الزامات سازمانی، برنامه‌ای و رهبری خود ویژه جنبش‌های اجتماعی جاری در بطن جامعه تحقق یابند. در حال حاضر سازمانده ی مشارکت‌کنندگان در جنبش‌های جاری در جامعه ی ایران در قالب این تشکل‌های خود ویژه و مستقل دارای برنامه و رهبری، عاجل‌ترین وظیفه نیروهای دمکراتیک، آزادیخواه و عدالت‌طلب میباشد. چپ برای رسیدن به سازمان سراسری و تاثیرگذار در عرصه جنبش‌های دمکراتیک و آزادیخواه ی در بطن جامعه ناگزیر از مشارکت فعال، هدفمند و با برنامه در شکل‌گیری و سازمانیابی این تشکل‌ها و سازمانهای اجتماعی و ایفای نقش خود در راستای اهداف غایی کارگران و زحمتکشان میباشد. چپ بعنوان یک نیروی سیاسی و اجتماعی پویا نباید دامنه فعالیتش را صرفاً به حزب سیاسی مطبوع خویش محدود کند. هر چند که حضور احزاب سیاسی و حتی جبهه چپ شرط لازم برای مشارکت در تحولاتی سیاسی – اجتماعی کشورمان می‌باشد، ولی به موازات آن، چپ باید در تمامی عرصه های اجتماعی و مبارزات تودهای و دمکراتیک و در تشکل هایی که بنوعی بخشی از خواستها و مطالبات مردم ایران را نمایندگی میکنند حضور فعال و تأثیرگذاری داشته باشد.

اخبار روز: بخشی ازنیروهای راست اپوزیسیون از جمله سلطنت‌طلبان با استناد به یکی دو شعار که در آغاز قیام دی ماه طرح شد ادعا می‌کنند که خیزش دی ماه نه تنها ادامه ی انقلاب بهمن نیست بلکه گسست از ایدئولوژی آن است. آیا حرکت اعتراضی مردم در دی ماه بازگشت به گذشته و دوری از اهداف انقلاب بهمن است؟

در دفاع از سوسیالیسم: سلطنت بیشتر یک خاطره ی نوستالژیک در مقایسه با فجایع جمهوری اسلامی است و سلطنت‌طلبان فی‌نفسه نیروی سیاسی میدانی و تأثیرگذار در جامعه ی ایران بشمار نمیروند و نمودهای عینی آن نیز بعنوان یک نیروی بالفعل در متن مبارزات جاری در جامعه ایران مشهود نیست. شیفتگان سلطنت در انعکاس توان خود و تمایل مردم به گذشته، بواسطه رسانه هایی که در اختیار دارند اغراق و موضوع شعارهای داده شده در حمایت از سلطنت را بزرگنمایی میکنند. درست است که در خیزش دی ماه چنین شعارهایی هم شنیده شد، البته شعارهایی همچون: «نه میر میخوایم نه رهبر، نه بد میخوایم نه بدتر»، «اصلاح طلب اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» و دیگر شعارهای انقلابی و مردمی هم تقریباً در بیشتر شهرها از سوی معترضین سر داده شد؛ متأسفانه خیلیها رغبتی برای شنیدن و انعکاس آن نداشتند. به نظر می رسد برجسته کردن نیروهایی همچون «رضاپهلوی» از طرف آمریکا بعنوان آلترناتیوهای آتی رژیم جمهوری اسلامی بیش از آن که یک موضوع جدی استراتژیک باشد، استفاده ابزاری از این نیروها بعنوان اهرم‌های فشار بر رهبران «جمهوری اسلامی» برای گردن نهادن و تسلیم شدن در برابر خواسته‌های امریکا بویژه در عرصه سیاست خارجی است، ولی این که حنبشهای یک سال اخیر ادامه ی انقلاب شکست خورده بهمن 57 است یا گسست از ایدئولوژی آن، به تعریف ما از ایدئولوژی و اهداف انقلاب بهمن 57 باز میگردد. اگر تعریفمان را به ایدئولوژی حقنه شده روحانیت شیعه و تصمیمات “کنفرانس گوادلپ” در ایجاد حصار سبز حول شوروی سابق محدود کنیم، طبیعی است که گسست از آن اهداف و ایدئولوژی است؛ و اما اگر منظور بازگشت به خواست استقلال سیاسی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و توسعه اقتصادی است که تعریف ما و خیلی از فعالین سیاسی بعد از کودتای 28 مرداد 1332 از اهداف و ایدئولوژی انقلاب 57 بود، در آن صورت میتوان حرکتهای اعتراضی یک سال اخیر را در ادامه اهداف انقلاب بهمن ارزیابی نمود.

اخبار روز: من شخصا انقلابی را نمیشناسم که بدون رهبری به ثمر رسیده باشد. حالا رهبری یک شخص کاریزماتیک باشد، یا یک و چند حزب متحد و یا ترکیبی از این اینها. به نظر شما با توجه به نامتجانس بودن مخالفان مسئله رهبری تحولات آتی در ایران چگونه پیش خواهد رفت؟

در دفاع از سوسیالیسم: اصل رهبری و خرد جمعی همچنان خدشه ناپذیر و شرط لازم موفقیت است. در نبود رهبری و سازماندهندگان دارای هدف و برنامه، طبیعی است کسانی که رسانه های جمعی را در اختیار دارند آن نقش را برعهده گرفته و هدایتگر جنبش یا انقلاب در راستای منافع و خواستهای خود باشند. در نبود تشکل یا حزبی سازمانگر که بتواند توده¬های معترض را پشت سر برنامه ها و خواستهایش سازمانده ی کند – که وضعیت کشور ما در شرایط فعلی دچار چنین نقیصهای است – و اگر جنبش را به زایمانی مدیریت شده و زودرس وادار نسازند، رهبری جنبش از دل مبارزات مردمی در داخل کشور بوجود خواهد آمد. مطمئناً با گسترش و تعمیق اعتراضات مردمی ابتکار عمل نیز به دست نهادها و تشکلهایی که مستقیما از دل مبارزات مردم پدید میآیند، خواهد افتاد و بطور منطقی با گسترش دامنه و قدرتیابی جنبشهای مردمی شانس رهبری جنبش توسط نیروهای راست و ارتجاعی نیز کاسته می‌شود. لازم است اضافه کنیم، ضرورت رهبری الزاماً به معنی نیاز به رهبری کاریزماتیک نیست. موضوع رهبری هم باید در متن مبارزه و متناسب با شرایط موجود دیده شود، و نباید آن را بعنوان موضوعی مجرد و بی ارتباط با شرایط بروز و ظهورش تعریف نمود. حرکات اعتراضی و خیزش‌های اجتماعی یکی دو سال اخیر کشورمان نشان دادند که جنبش‌های اعتراضی و مبارزات اجتماعی، رهبران خود را در دل خود پرورش می‌دهند. ترکیب رهبران زندانی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، جوانان، کوشندگان مطالبات دموکراتیک در زندان‌های جمهوری اسلامی نمونه‌های عینی این چشم‌انداز هستند. هر چه حرکات سیاسی اجتماعی توده‌های زحمتکش و اقشار مختلف اجتماعی گسترش می‌یابند و شکل سازمانی و برنامه‌ای به خود می‌گیرند، گذر از رهبری کاریزماتیک نیز شتاب بیشتری می‌گیرد، و مبارزات مردم، رهبران و سخنگویان جدیدی را معرفی می‌کند. بنابر این در چشم‌انداز سیاسی جامعه ایران آن نیرویی موفق خواهد بود که بتواند رهبری سازمانی خود را با برنامه مشخص در بطن مبارزات مردم شکل دهد. چپ نیز از این امر مستثنی نیست.

اخبار روز: نحله های مختلف مخالفان جمهوری اسلامی در باره ی همکاری موردی، اتحاد و ائتلاف کم کار نکرده اند اما هیج کدام از جریانات، چه چپ و چه مخالفان راست اپوزیسیون به جز ایجاد تجمعهای کوچک تا به حال به جایی نرسیده اند. آیا این ناتوانی در ایجاد ائتلاف و اتحاد ناشی از وضعیت عینی و سرنوشت مقدر مخالفان است و یا این که میتوان بر این دور باطل نقطه پایان گذاشت. چگونه؟

در دفاع از سوسیالیسم: برای عدم موفقیت اپوزیسیون در ایجاد ائتلاف یا اتحادی در سپهر سیاسی ایران فارغ از شرایط امنیتی حاکم بر کشور و تلاش چهل ساله رژیم در متفرق نگه داشتن اپوزیسیون، علل متعددی را میتوان برشمرد، ولی مهمتر از همه آنکه تلاشهای فوق اساساً بر زمینه‌های مادی اهداف مورد نظر جنبش‌های اجتماعی و سیاسی مردم کشورمان شکل نگرفته اند. از این رو عموماً موفق نبوده و خیلی سریع از هم پاشیده و یا عملاً کارآیی و اثربخشی نداشته اند. هر جنبش و انقلابی ضرورتاً ظرف مورد نظر خود را لازم دارد. باید واکاوی نماییم که این ظروف با مظروف خود مطابقتی داشته و یا به شکل وصله ای ناجور به هم وصل شده اند. عدم موفقیت این ائتلاف و اتحادها خود بنوعی از ناسازگاری ظرف و مظروف دارد. همچنین گرایش به تک روی و خود محوری عامل دیگری در ناکامیهاست که متاسفانه ریشه در فرهنگ احزاب و سازمان‌های سیاسی کشورمان دارد. تلاش جمهوری اسلامی برای متفرق نگهداشتن اپوزیسیون و ایجاد شک و شبه بین نیروهای آن نسبت به همدیگر از عوامل دیگر این انشقاق میباشد. آلوده شدن بعضی از نیروهای اپوزیسیون و دمخور شدنشان با جناحهای حکومتی را نیز میتوان به موارد یاد شده اضافه کرد. اما از عوامل مهم و موثر در عدم موفقیت نیروهای اپوزیسیون در همگرایی، نداشتن پایه های نظری و عدم انسجام فکری و ایدئولوژیکشان میباشد که با هر تغییری در رفتارهای سیاسی حکومت پایه های فکریشان فرو میریزد. با این حال، این وضعیت از مقدرات تغییر ناپذیر مردم کشورمان نیست. می‌توان و باید بر این پراکندگی فائق آمد. امروز که شرایط بحرانی و جامعه در تلاطم است، شاهد رویش اتحادهایی از پایین و در میدان مبارزه و ظهور رهبرانی جمعی و فردی از دل این مبارزات هستیم. تقویت و حمایت از این مبارزات و رهبری خود ویژه آنان از معقولترین و منطقیترین راهکارهاست. رهبرانی از جنس جوانان دهه 40 و 50 که تز “ضرورت بقاء” به هر قیمتی را پشت سر گذاشته و حاضرند در راستای خواستهای انسانی و مطالبات صنفی و سیاسی خود هزینه نیز بکنند.

اخبار روز: مسأله ی ملی در ایران یکی از آن شکافهای تاریخی در حال جوشش است و ما هر از گاه ی شاهد سرریز شدن خشم اعتراضی مردم در کردستان، آذربایجان، خوزستان و… هستیم. چپ چگونه میتواند بدون آنکه به چرخ پنجم جریانات ناسیونالیستی تبدیل شود بدبینیها را برطرف و اعتماد مردم این مناطق را که در سرنوشت جنبش دمکراسی و عدالتخواه ی نقش و سهم دارند به خود جلب کند؟

در دفاع از سوسیالیسم: مسئله ملی واقعیت انکار ناپذیر حیات سیاسی معاصر کشورمان هست. ایران کشوری چند ملیتی و مسئله ملی یک مسئله جدی، عمومی و سراسری جنبش ضد استبدادی و ضدارتجاعی مردم ایران است. چشم پوشی بر این واقعیت از سوی هر نیروی سیاسی ترقیخواه و عدالت طلب، چشم پوشی بر بخش انکارناپذیر مبارزات برابری طلبانه و دموکراتیک مردم ایران است. برخورداری از حق آموزش به زبان مادری، برخورداری عادلانه از توزیع امکانات و ثروت ملی، بهره‌مندی از مدیریت منطقه‌ای با تمرکز زدایی از مدیریت سیاسی مرکزگرا و بهرهمندی از حقوق ملی، حق دموکراتیک ملیت‌های تشکیل دهنده ایران واحد می‌باشد. مسئله ی ملیت‌ها و اقوام ایرانی یکی از بحرانهایی است که باید به شکل دموکراتیک حل شود. این موضوع شمشیر دولبه‌ایست که اگر با درایت سیاسی و با احترام به حق ملیت‌ها و تامین حقوق آنها حل نشود، چه بسا هزینه‌های جبران ناپذیری را بر کشور تحمیل کند. بر کسی پوشیده نیست که مسئله ملی بواسطه داشتن پتانسیل دوگانه و بسیار بالایی در همراه ی و ارتقاء جنبش دمکراتیک و یا مقابله ی با آن، مورد توجه تمامی طرفهای درگیر در فضای سیاسی ایران قرار دارد. جمهوری اسلامی به موازات سرکوب بی‌رحمانه مطالبات ملی- دمکراتیک مردم در این مناطق، با راه انداختن تنشهای قومی و ملی و ایجاد مناقشات محلی در پی اهداف ضدمردمی خود هست. در سیستان و بلوچستان اختلاف بین بلوچ‌ها و سیستانیها بر زمینه تنوع مذهبی، در ترکمن صحرا اختلاف بین ترکمنها و زابلیها بر زمینه سکونت اقوام مختلف ساکن در منطقه، در آذربایجان و کردستان اختلاف بین ترک و کرد بر زمینه مشترکات جغرافیایی و در خوزستان اختلاف بین عرب و بختیاری¬ها بر زمینه مشترکات سرزمینی دامن می‌زند و عملاً برای حذف صورت مسئله، خلقهای محروم و زحمتکش را به رو در رویی با همدیگر میکشاند و واگرایی بین آنها و بریدنشان از مبارزات سراسری ضد جمهوری اسلامی را تشدید می‌کند. نیروهای افراطی و ناسیونالیست این ملیت‌ها نیز در این راستا آتش بیار معرکه هستند و در مقاطعی بعنوان بازیچه قدرتها و جمهوری اسلامی عمل می‌کنند.
در این میان، آمریکا و سایر کشورهای امپریالیستی و ارتجاعی منطقه نیز با استفاده از شرایط و زمینه‌های فرهنگی موجود، به موازات تشدید نفرت بین خلقها و راه انداختن درگیریهای قومی و ملی، به سوءاستفاده از پتانسیل‌های مبارزاتی این مناطق برای بهره‌برداری در معادلات سیاسی منطقه‌ای خود می‌‍‌پردازند. بنا بر این، ضرورت دارد در برخورد با مسئله ملیت‌ها و اقوام، در دفاع از حقوق آنها و برای بهره‌مندیشان از حق تعیین سرنوشت در یک ایران واحد و دمکراتیک تعللی از سوی نیروهای ترقیخواه و بویژه چپ نشود. چپ در تاریخ سیاسی معاصر ایران همیشه منادی برابری خلقها و اتحاد داوطلبانه آنها در یک ایران واحد و دمکراتیک بوده است. چپ توجه به مسئله ملی را بخشی از مبارزات دمکراتیک با رویکرد سوسیالیستی خود تعریف نموده، بنابر این، باید نقش تاریخی خود را ایفاء نماید و با دفاع عملی و برنامه‌ای از حقوق دمکراتیک ملیت‌ها و اقوام ایرانی جنبش ضد استبدادی و آزادیخواه ی مردم را با جنبش‌های ملی پیوند زند.

اخبار روز: سیاست چپ برای دفاع از مطالبات خود و جلوگیری از هژمونی جریانات راست بر روند تحولات آتی چه می‌تواند باشد، آیا چپ باید مستقل از سایرین عمل کند و یا آن که باید به دنبال سیاست اتحاد عمل با سایر نیروها باشد و در واقع مطالبات و گامهای خود را با سایرین هماهنگ سازد؟

در دفاع از سوسیالیسم: میهن ما شرایط حاد و نگران کننده‌ای را سپری می‌کند، هر روز تعلل و غفلت نیروهای چپ و دمکراتیک می‌تواند نتایج فاجعه باری را برای چندین دهه بدنبال داشته باشد. اکنون نوبت نیروهای ترقیخواه و تحولطلب سیاسی و بویژه سازمان‌های سیاسی چپ است که تصمیم بگیرند، میخواهند در کدام سو قرار ‌گیرند. تداوم این حرکتها و خیزش‌ها، و سرکوب مکرر آنها در شرایط فقدان سازمانی، برنامه و رهبری سیاسی، یاس و سرخوردگی را برای جنبش‌های‌ اعتراضی مردم و بویژه کارگران و زحمتکشان که زیر بار فقر و نداری کمر خم کرده‌اند، در پی خواهد داشت. چپ به عنوان «نیروی سوم» که با کلیت نظام ولایت‌فقیه ی و دولت نئولیبرال و امنیتی آن مخالف است. بایستی در راستای اهداف انسانی خود و خواست برحق مردم ایران با حرکتها و جنبشهای اعتراضی حاضر همراه ی نموده و از آن حمایت نماید. بایستی در تقویت این سیاست که نیروی اصلی تغییر، مردم ایران در داخل کشور هستند و این نیرو متناسب با ظرفیت‌های مبارزاتی و سطح جنبش اعتراضی باید به سازمان، برنامه و رهبری سیاسی خود ویژه‌ تجه یز شود، تلاش ورزند. ضمن این که، چپ باید هویت مستقل خود را نیز داشته باشد و از پایگاه اجتماعی خود و از منافع طبقه ی کارگر و زحمتکشان جامعه صراحتاً دفاع کند. در غیر این صورت به دنباله‌بند جریان‌های متشکل و منسجم تبدیل خواهد شد. مثل چپ¬های اصلاح طلب که عملا به چرخ پنجم اصلاح طلبان حکومتی تبدیل شدند. طفره رفتن از این موضوع و پنهان شدن زیر عبارت‌های کلی، تنها اعتبار و منزلت چپ را خدشه دار می‌سازد و آن را به حاشیه می‌راند. چپ وقتی می‌تواند در تحولات اجتماعی کشور موثر باشد و کارایی فکری و سازمانی خود را در بطن جنبش جاری سازد که حضور سازمانی و عملی در تحولات جامعه داشته باشد. فائق آمدن بر یکی از تشکیلاتی‌ترین و ایدئولوژیک ترین رژیم‌ها، بدون تجه یز به ابزارهای سازمانی لازم، بدون تشکیلات و بدون داشتن برنامه ی اقدام عملی و استراتژی روشن امکان پذیر نیست. چپ باید خود متشکل شود، در ایجاد جبهه گسنردهای از نیروهای دمکراتیک همت گمارد و در سازمانده ی مردم به ستوه آمده فعال باشد و آمادگی پرداخت هزینه‌های احتمالی این حضور را هم داشته باشد. حضور مجازی در صحن مبارزات اجتماعی و سیاسی مردم ستمدیده و اکتفا کردن به صدور اعلامیه‌ها و موضع‌گیری‌های سیاسی موردی و ادواری چاره ی کار نیست. چپ در وهله اول باید هویت مستقل خود را داشته و نیروهای خود را متشکل و متحد سازد. در آن صورت است که چپ متحد به نیرویی تأثیرگذار در سپهر سیاسی کشورمان تبدیل خواهد شد و در چنین موقعیتی است که میتواند در اتحاد با سایر نیروهای دمکرات و سکولار برای گذار از جمهوری اسلامی بیاندیشد و




کشتار کولبران را متوقف کنید! 

• بیش از ۲۲۰۰ نفر با امضای بیانیه‌ای تحت عنوان «کشتار کولبران کُرد را متوقف کنید»، خواستار پایان بخشیدن شلیک نیروهای انتظامی مرزبانی و سپاه پاسداران به کولبران زحمتکش و کشتار آنان شدند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۶ بهمن ۱٣۹۷ –  ۲۶ ژانويه ۲۰۱۹

 


بیش از ۲۲۰۰ نفر با امضای بیانیه‌ای تحت عنوان «کشتار کولبران کُرد را متوقف کنید»، خواستار پایان بخشیدن شلیک نیروهای انتظامی مرزبانی و سپاه پاسداران به کولبران زحمتکش و کشتار آنان شدند. این بیانیه دولت، مقامات قضایی، نمایندگان مجلس، نیروهای مرزبانی و سپاه پاسداران را مسوول جان کولبران که شهروندان عادی هستند، می داند و از آنها می‌خواهند برای توقف کشتار کولبران اقدامات لازم را برابر با قانون انجام دهند.

کشتار کولبران کُرد را متوقف کنید

نان، بهای نیاز جان انسان‌ها، اصلی‌ترین علت روی آوردن مردمان ‏مرزنشین مناطق کُردنشین به کولبری و عامل کشتار آنان شده ‏است. واژه کولبر، تماما بار معنایی نابرابری، رنج و محنت را با خود ‏به همراه دارد و وجود همین واژه برای درک وضعیت اسفبار این ‏مناطق محروم، کفایت می‌کند.
در روزها و ماه‌های اخیر، کشتار کولبران کُرد در مناطق مرزی استان‌های کردستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه و ایلام از سوی نیروهای ‏مرزبانی و سپاه پاسداران شدت گرفته است و تعدادی زیادی از این ‏مردمان زحمتکش، به قهر گلوله این نیروها جان باخته‌اند و یا زخمی شده‌اند.
کشتار کولبران که شهروندان عادی محسوب می‌شوند، برابر با قتل عمد است ‏و با استدلال‌های نوعی مانند کنترل عبور و مرور مرزی و مبارزه با قاچاق پذیرفته نیست. زیرا این افراد تنها از روی ناچاری، نبود شغل، فقر مطلق و ‏صرفا جهت امرار معاش، تن به کار سخت و غیرانسانی کولبری در ‏شرایط بسیار خطرناک کوهستانی مناطق مرزی داده‌اند. اگر دولت ‏آنان را قاچاقچی می‌داند، چرا با صدور کارت و دفترچه کولبری، کولبری را به ‏رسمیت شناخته است؟ با این که کولبری شغل نیست و در عوض ‏وظیفه دولت فقرزدایی از مناطق محروم و اشتغال‌زایی برای این شهروندان در شهر و روستاهای‌شان ‏است، اما مادام که همین شغل غیرانسانی را با صدور کارت و دفترچه کولبری ‏‏(هرچند محدود) به رسمیت شناخته، نباید دست به کشتار آنان ‏بزند و بایستی از آن جلوگیری نماید.
شغل غیرانسانی کولبری به خودی خود با خطرات جانی و مشکلات ‏مختلفی روبروست و شلیک به سوی کولبران در چنین شرایطی، ظلم ‏مضاعف در حق این مردمان زحمکتش و شریف است. رفتار نیروهای ‏مرزبانی و سپاه پاسداران با شهروندان عادی که مشغول به شغل ‏کولبری می باشند، فراقانونی است. ‏
ما به عنوان امضاء کنندگان این نامه ضمن اعتراض به کشتار کولبران، از تمامی نهادهای اجرایی و قضایی دولتی، ‏نمایندگان مجلس، نیروهای انتظامی مرزبانی و سپاه پاسداران ‏خواستاریم کشتار کولبران کُرد را متوقف نمایند و آنان را مسوول ‏جان این شهروندان می‌دانیم. ما نگران جان کولبران دیگری هستیم ‏که همچنان به اجبار برای تأمین مایحتاج زندگی، مجبورند مجددا ‏خطر را به جان خریده و کولبری را ادامه دهند.
از تمامی رسانه‌های داخل و خارج از ایران خواستاریم که صدای کولبران و ‏این اعتراض باشند. از تمامی فعالین و کنشگران سیاسی-اجتماعی ‏خواستاریم در مقابل این ستم و کشتار سکوت اختیار نکنند و با ‏پرسشگری مسوولان را مجاب به پاسخگویی و توقف روند کشتار ‏کولبران نمایند.

لینک جمع آوری امضا:
https://goo.gl/forms/tqbMiPFLkfynmIe02

لیست امضاءکنندگان بیانیه کمپین “کشتار کولبران کُرد را متوقف کنید”

آبتین صفوی پور، آترا عظیمی، آراد بینا، آراد حسینی راد، آراد عباسی، آراد هاشمی، آراز اسماعیل پور، آراز عزیزپور، آراس خاتم، آرام الیاسی، آرام باهزی، آرام پیش بین، آرام کرمی، آرزو اکبری، آرزو خالدیان، آرژین ساعدی، آرش آل-داوود، آرش افتتاحی، آرش افضلی، آرش رضایی، آرش ظاهریانی، آرش کمالی، آرش م. ، آرش محمدپور، آرمان آزادی، آرمان باب، آرمان خانی، آرمان زند، آرمان عبدالله زاده، آرمان قادری، آرمان محمدی، آرمانج سردشت، آرمین چوپانی، آرمین سنندجی، آرمین سهرابی، آرمین قربانی پور، آروین زارعی، آروین فتحی، آریان صلاحی، آریز حمدی، آرین کاکایی، آزاد شریفی، آزاد محمودی، آزاد مدنی، آزاده ابراهیمی، آزاده ازازی، آزاده کاظمی، آزاده کرجی، آسترا مدرس، آسو عزیزی، آسو فزونی، آسو کریمی، آسو م. ، آسو محمدی، آشتی محمدزاده، آکام هانا، آکام هدایتی، آکو آقایی، آکو خدری، آکو رسولی، آکو کریمی، آکو گل محمدی، آگرین لطف، آگرینا نوذری، آمنه مرادی، آناهیتا مهریار، آنتیا ختمی، آوات رشیدی، آوات شهابی، آوات عبدالله زاده، آوات کردی، آوات کریمی، آیت صفری، آیدا انصاری، آیدین قادری، ا. خضری، ا. رضایی، ابراهیم بای، ابراهیم رسولی، ابراهیم عزیزی، ابراهیم قادری، ابراهیم منصوری، ابوالفضل علی یاری، احسان آقایی، احسان امیدی، احسان پیروتی، احسان جودت، احسان دهکانی، احسان رسول پور، احسان کریمی، احلام م. ، احمد ابراهیمی، احمد پژوهش، احمد حسام، احمد رضایی، احمد شریفی، احمد فرخنده، احمد قاسمی زاده، احمد کریمی، احمد محمدی، احمد مرتضوی، اختر محمدی، ادریس احمدی، ادریس حسینی، ادریس عزیزی، ادریس غریبی، ادریس قادرپور، ادریس قربانی، ادریس گودرزی، ادریس مرادی، ادیب شعبانی، ادیب کریمی، ادیب نعلی، ارزین شریعتی، ارسلان صالحی، ارسلان نظریان، ارشد الیاسی، ازهار محمدی، اژین عبدالله زاده، اسرا قادری، اسرا نجفی، اسرین دشتی، اسکندر علی امین، اسماعیل کرمی، اسماعیل محمدی، اسماعیل محمدی ارشد، اسماعیل ندیمی، اشاق حسنی، اشکان حسینی راد، اشکان خطیبی، اشکان رضاقلی، اشکان صدر، اشکان نجفی، اصغر علیزاده، اطهر اصغرپور، افسانه ترابی، افسانه حسینی، افسانه شفیعی، افسانه صدیقی، افسانه قادری، افسانه ملکاری، افسونه امیری، افشین تائم، افشین خلیانی، افشین رسولیان، افشین کرمیان نصب، اقبال نیک روا، اکبر بابایی، اکبر حسین جانزاده، اکرم نیک انجام، امام شافعیان، امجد محمدی، امجد مرادی، امید اصلانی، امید بهار، امید بیرانوند، امید بیگی زاده، امید حسینی، امید رضازاده، امید سعیدی، امید سوفی زاده، امید صدیقی، امید کبکی، امید کریمیان، امید کهساری، امید محرم اسرار، امید محمودزاده، امید مرادی، امید وکیلی چناران، امید یوسف پور، امیر آذری، امیر ابراهیم پور، امیر الوندی، امیر امامی، امیر امیری، امیر ایرانی، امیر ایزدی، امیر حسینی، امیر خانی، امیر سراج الدین، امیر سیدی، امیر شریف زاده، امیر عبداللهی، امیر کارو، امیر کیانی، امیر محمودی، امیر مولودی، امیرعلی بهزاد، امیرعلی سمیعی، امین اردلان، امین حسنی نالوسی، امین م. ، انتها صحرایی، انوار محمدی، انور افندی، انور عبدالله زاده، انور محمل زاده، انوشه آذر، انوشه یزدانی، اورام محمودی، اوین سلیمی، اوین مهرآذین، ایرج بهرنگ، ایلیا عباسی، ایمان اسدی، ایمان صالحی، ایمان یاری، ایوب آرمند، ایوب حسنی راد، ایوب شاهی، ایوب میرزایی، ایوب نادری، بابک اردلان، ئاری بیگی، ئالا مصطفی، ئالان مهریان، بابک سراب، بابک مهرانی، باران بلبلی، بارزان یزدان پرست، بختیار حکیم پناه، بدری صمدی، برووسک احمدیان، بریوان مجید سلیمان، بصیر منبری، بفرین برادران، بفرین رشیدپور، بنیتا آلوارز، بهاءالدین سید احمدی، بهار احمدیان، بهار الیاسی، بهار حکیمی، بهار شریفی، بهاره احمدی، بهاره سلطانی، بهاره صلواتی، بهاره قدیری، بهاره کریمی، بهجت وکیلی، بهروز پناهی، بهروز نیک پی، بهروز والیان، بهزاد احمدی، بهزاد عسکری، بهزاد فیضی، بهزاد کریمی افشار، بهزاد لاهورپور، بهمن بهرامی، بهمن چیشته، بهمن خضر، بهمن شهریاری، بهمن فیضی، بهمن قبادی، بهناز ملکی، بهنام اکبری کلیایی، بهنام رضایی، بهنام صالحی، بهنام عزت خوان، بهنام علامی، بهنام فتاحی، بهنام کرمی، بهنام موسیوند، بیان ابراهیم پور، بیان خسرو، بیان کاکه محمد، بیتا جورابدوز، بیتا کامکار، بیستون موسی زاده، پانته آ رسولی، پانته آ شاگردی، پرچین محمدی، پردیس حنیفی، پرشنگ امامی، پرشنگ یاری، پرنیان عیسی زاده، پرنیان یگانه، پروانه آذینفر، پرویز خزائی، پرویز هاشمی، پروین الیاسی، پروین بزرگ منش، پروین دشتی، پروین محمدی، پروین ملک زاده، پری فقه رسول، پریا اسماعیلی، پریا پاشایی، پریا نجفی، پریسا الوندی، پریسا پاشایی، پریسا خوش کام، پریسا شهبازی، پریسا عامری، پریسا فروتن، پریسا کیانی، پریسا نجفی، پژمان رسولی، پژمان غفاری، پژمان قادری، پژمان قوی، پژمان نعمتی، پوپک حیدری، پوران ایرایی، پوران بهی، پوران کاوه، پوریا الماسی، پوریا بیگلری، پوریا قبادی، پویا احمدی، پویا اسمعیلی، پویا اهوازی، پویا رمضانی، پویا فلاح، پویا فلاحی، پویا منبری، پیام شیانی، پیام عزیزی، پیام کردستانی، پیام کرمی، پیام کیلک، پیام گویلی، پیام نوذری، پیرشالیار مکری، پیمان الیاسی، پیمان بهرامی، پیمان فریدی، پیمان نجفی، پیمان یاریان، تارا تنهایی، تارا شکری، تارا صیادی، تافگه توکلی، ترانه موسوی، ترلان قوسی، تریفه رضایی، تورج اصلانی، تیمور شریفی، تینا رحمانی، ثریا قادری، ثریا گدازگر، ثنا بهرامی، جلال دادوند، جلال غفوری، جلال قادری، جلال مصطفایی، جلال ناصری، جلال الدین قادری، جمال ادیب حسامی، جمال اویش، جمال سیدی، جمال فتاحی، جمال مامندی، جمال محمدی، جمال مفاخر، جمشید آریایی، جمیل اسکندری، جوا تکبیری، جواد محمدی، جوانرو قادریان، جوتیار علی، جوهر داوری، جهان ابراهیم، جهان صالح، جهان-بخش احمدی، چالاک خالدزاده، چنار محمدی قادر، چنور کاکی، چنور محمودی، چنور یوسفی، چومان چومانی، چیمن حسینی، چیمن سنندجی، چیمن شریف زاده، حامد ابراهیمی، حامد اقبال، حامد پرواز، حبیب عبدی، حدیث رضایی، حدیث نقشینه، حسام آزادی، حسام الدین یوسفی، حسن احمد، حسن بایزیدی، حسن بهرامی، حسن تهرانی، حسن حسامی، حسن خضری، حسن رئیسی، حسن رضایی، حسن سالاروندیان، حسن قادری، حسنا رضایی، حسنا فتحی، حسین باقری (ژاکان باران)، حسین پوراسماعیل، حسین جمشیدی، حسین همتی، حسین یاری، حشمت محمدی، حکیم حکاری، حماد نظری، حمیدرضا زارعی، حمزه دادو، حمزه رستمی، حمزه کریم نژاد، حمید ابراهیم زاده، حمید ابراهیمی، حمید احمدی، حمید بوکانی، حمید سامانی، حمید سلیمانی، حمید شیخی، حمید قریشی، حمید منبری، حمید موسوی، حمید هـ . ، حمیدرضا آزموده، حمیدرضا عربی، حمیدرضا محرابی، حمیدرضا محمدی، حمیده غلامی، حمیرا فتحی، حیدر تاوانه، حیدر صادقی، خالد بایزیدی، خالد پایمزد، خالد عزیزی، خالد محمدی، خالد نصیری، خبات ختیال، خبات ویسی، خسرو شیدایی، خشایار پازوکی، خضر خضری، خلیل احمدپور، خلیل جوانرود، خلیل عبدالله پور، خیلان خالد، داریوش عاملی، دانا کریمی، دانیال امینی، دانیال حسینی، دانیال واصلی، داود امینی، دراوان شپول، درخشان بارویی، دلشاد اسماعیل زاده، دلنیا سواری، دلنیا کریمی، دلنیا مرادی، دنیا گفتاری، دیاکو کردستان، دیاکو یحیوی، دیبا بهاران، رئوف بلدی، رئوف حسینی، رئوف یوسفی، راحیل شیراسب، راژین احمد، راضیه پیاده-پور، رامیار احمدپور، رامیار مولانی، رامین ایمانی، رامین بابایی، ربین میرزایی، رحمان ابراهیم، رحمان بیساران، رحمان جوانمردی، رحمان فیض، رحمت لطفیان، رحمت میهن پور، رحیم ابراهیم زاده، رحیم اسماعیلی، رحیم پور رسول، رحیم حاجی محمدی، رُزا تهرانی، رُزا قماشی، رزگار شریفی، رزگار عبدالله علاف، رستگار قربانی، رسول قادری، رسول محمدپور، رشاد شالی، رشید کرمی، رضا ابطحی، رضا احمدی، رضا اسلامی نقده، رضا امیری، رضا چگینی، رضا حاجی حسینی، رضا خان بهادر، رضا روزبهانی، رضا شاهمرادی، رضا شریفی بوکانی، رضا صالحی، رضا عزت پور، رضا عقیلی، رضا غفوری، رضا فرائی، رضا مرادی، رضا ملکی، رضوان جعفری، رضوان رستم نژاد، رعنا حسنی، رکسانا احسانی، روپاک دهستانی، روجیار رایانی، روجیار هورامی، روزبه جامه شورانی، روژان شیخ محمدی، روژان فلاح، روژانو ارجمند، روژین ربیعی، روژین رحمانی، روژین ظفری، روژین عزیزی، روژین نصرتی، رومینا ولی پور حسینی، روناک حسینی، روناک فرجی، رویا ابراهیمی، رویا بدری، رویا خلیلی، رویا رضایی، رویا طیری، رهایا بهار، ریبوار احمدی، ریبوار سجادمنش، ریبوار نوری، ریبوار ورداری، ریبوار یاراحمدی، ریحان حمزی پور، ریحانه شریف، ریزان خدایار، زار عبدالله، زاگرس کریمی، زانا ساعدپناه، زانا قزوینه، زانا کریمی، زانباری براری، زانکو محمدی، زانیار احمدزاده، زانیار احمدی، زانیار زارع زاده، زانیار عزیزی، زانیار کاظمی، زانیار محمدی نکو، زرتشت احمدی راغب، زری فلاح، زهرا سعیدی، زهرا کوثری، زهرا مرتضوی، زیبا خدادادی، زیبا قاسمی، زیلا پیردل، زیلان شاکری، زینب اغذه، زینب بهاری، ژوبین نوری، ژیار جهانفرد، ژیان رستم پور، ژیرو یزدانی، ژیلا رحیمی، ژیلا قادرنژادف ژیلا کمالوند، ژینا حدیثی، سارا، ابن عباسی، سارا احمدی، سارا الوندی، سارا خسروی، سارا خلیلی، سارا دانش، سارا دانشگر، سارا رسول خانی، سارا زارع، سارا ساعدی نژاد، سارا شکوهی، سارا صادقی، سارا صالحی، سارا صباغ، سارا عباسی، سارا فتاحی، سارا فدوی، سارا فروهر، سارا قادری، سارا قویدل، سارا کاویانی، سارا گله داری، سارا محبوب، سارا مرادی، سارا مهرانی، سارا هاشمی، سارو زندی، سارو یار احمدی، سارینا اردلان، سارینا محرابی، سارینا نوری، ساسان رحیمی، ساسان امینی، ساسان درخشان، ساسان زین الدین، ساسان غفاری، ساسان یار احمدی، سالار حسین، تورج ابوذر رحمانی، سالار حسینی، سالار محمدی، سام سلمانیان، سام کرمانشاهی، سامال کریمی، سامان ابراهیمی، سامان ابراهیمی، سامان امینی، سامان بهاری، سامان بهرامی، سامان جلیلیان، سامان حسنی، سامان خزائی، سامان زندی، سامان کریمی، سامان محمودی، سامان مرادی، سامان موسی زاده، سامرند خضری، سامرند محمدنژاد، سامی امیر، سامی جبران، سامی محمودزاده، ساناز آریا، ساناز اسماعیلی، سبا حکیم پور، سبری امان اللهی، سپهر وزیری، سپیده ملکی، ستاره سعیدپور، ستاره کریم پور، ستایش افتتاحی، سجاد شاهمرادی، سجاد عسکری، سحاد اعرابی، سحر احمدی، سحر اژدم ثانی، سحر پناهی، سحر حسینی، سحر رحیم پور، سحر رضابیگی، سحر شیرانی، سحر صلواتی، سحر عباسی، سحر قادری، سحر محمدی، سرور کرباسیان، سروش مقدم، سروناز طاری دشتی، سروه ارکان، سروه الوندی، سروه صفایی، سرهلدان نیرومند، سعادت قوسی، سعید ایرانی، سعید بابایی، سعید پرتوی، سعید حسنی، سعید حسین پور، سعید سبحانی، سعید فتاحی، سفیر ثنایی، سلماز ضیاء، سلمیان عزیزی، سلیم احمدی، سلیمان بایزیدی، سلیمان پرویزی، سلیمان شریفی، سمانه اصغری، سمانه سهراب، سمکو جهانگیری، سمیرا صالحی، سمیه جعفری، سمیه دست افکن، سمیه شریفی، سمیه شیخ الاسلامی، سمیه صالح زاده، سودابه جاودان، سودابه مش هادی، سوران امید، سوران محمد، سوران خضری، سوران محمودی، سوران مرادی، سوران منصورنیا، سوران نامور، سوفی محسنی، سوما حکیم-زاده، سوما شفیعی، سوما م. ، سوما معروفی، سوما یاسمی، سوما پناهی، سهراب احمدی، سهراب رحمانی، سهراب عابدینی، سهیب رنجبر، سهیل کیانی، سهیلا آورزه، سهیلا احمد، سهیلا عزیزی نیا، سهیلا کردستانی، سهیلا محمدی، سهیلا محمدی، سهیلا نوین، سیامک امیریان، سیامک تهرانی، سیامک حیدری، سیامک کریمی، سیاوش تهمتن، سیاوش زارعی، سیاوش محمدی سید آرمان سجادی، سید حامد رضایی، سید حسین رضایی، سید حمید آل داوود، سید خالد فخرالدینی، سید ستار حسینی، سید صلاح الدین مصطفی پور، سید علی حسینی، سید محمد حسینی، سید محمدطاهر حسینی، سحر تیام، سید منصور قیصریان، سید یونس مصطفی پور، سیده ریحانه رئیس الساداتی، سیده طیبه زارعی، سیران فهیم، سیروان احمدی، سیروان رضی، سیروان عباسی، سیروان علیپور، سیروان کریمی، سیروان محمدی، سیروس کاکازاده، سیما قاضی، سیمره احمدی، سیمره احمدی، سمیه محمدی، سیمین عمویی، سینا امینی، سینا حسن زاده، سینا رشیدی، سینا صلواتی، سینا فاتحی، سیوان ابراهیمی، سیوان بهرامی، سیوان روحانی، شاپرک شجری زاده، شاپور نصرتی، شاداب علی بلندی، شادی جهان افروز، شادی حسن پور، شادی عبداللهی، شادی فرجی، شادی کریمی، شادی کیان، شادی محمودی، شادی مفاخری، شاهد علوی، شاهرخ آریامهر، شاهرخ سنندجی، شاهو پیروزی، شاهو حسین، شاهو رحیمی، شاهو زندی، شاهو شریفی، شاهو قادری، شاهو کریمی، شاهین امینی، شاهین خوش کلام، شاهین فلاحی، شاهین مهماندوست، شایان تدین، شایان شیخ حسنی، شایان صادق وزیری، شایسته سلیمی، شب بو جعفری، شبنم چاووشی، شبنم صالحی، شتاو بزرگ امید، شراره رستمی، شراره صائمیان، شرف ارسلان، شرمین حمزه پور، شرمین فیضی، شروین کوثری، شری صبا، شریفه شریف، شعله نیک روش، شعیب علی پور، شفیق ملایی، شکوفه کریمی، شکوه قاسم زاده، شلیر برهانی، شلیر ج. ، شلیر قریشی آذر، شلیر کرمی، شلیر نیک منش، شمسی جعفری، شمعون محمدی، شمله میرزایی فرد، شنیا کوثری، شوان رستمی، شوان مریوان، شوانه فتاحی، شهاب تقی پور، شهاب زنگنه، شهاب سیدمحمودی، شهاب شریعتی، شهاب طیفوری، شهاب مرادی، شهاب ناصری، شهاب الدین قوامی، شهرام احمدی، شهرام رستم پور، شهرام کریمی، شهرزاد قدیری، شهره عابد، شهریار قاسم حسنی، شهلا الماس پور، شهلا پاشا، شهلا کاکایی، شهین قیسوندی، شیدا صیادی، شیدا لاهور پور، شیدا نجفی، شیرزاد عبدالله زاده، شیرزاد قادرزاده، شیرکو زندی، شیرکوه یوسفی، شیرین سجادی، شیرین طاهری فر، شیرین فتحی، شیلان امینی، شیلان اورامی، شیلان پرند، شیلان راد، شیلان زیبایی، شیلان مصری، شیلان نامداری، شیلان نوری، شیما اسدی، شیما امانی، شیما امینی، شیما بیگی، شیما خانی، شیما رحمانی، شیوا ایران زاده، شیوا عباسی، شیوا قلوازی، شیوا مرادویسی، شیوا مهاجر، شیوا میرزایی، صابر بهارنیا، صادق بیقرار، صادق خسروی، صادق وثوقی، صالح شریعتی، صالحه رحیمی، صباح باسامی، صبری غلامی، صبری محمدی، صبور کریمی، صدف امامی، صدف علی یار، صفا کازنی مکری، صفیه مهدیان، صلاح قادری، صمد احیایی، صمد وطن خواه، صنعان عزیزی، صنوبر سلیم، صیاد مومنی، طاها بذری، طاها قادری، طاها نوری طاها شاکر، طیب آزموده، طیب آزموده، ظاهر قربانی، عابد صادقی، عادل آرامی، عادل احمدی، عادل اعظمی، عادل شریفی، عادل قادری، عارف سلیمی، عارف هنرآموز، عارفه فرهادی، عاصفه پیشرو، عاطفه رحمانی، عاطفه سامی، عاطفه سامی، عباس احمدی، عباس بودلائی، عباس عباسی، عباس کریمی، عبدالرحمن خدری، عبدالرحمن مرادرسول، عبدالله الوندی، عبدالله تالاوی، عبدالله عبداللهی، عبدالله عبدلی، عبدالله قلندر، عبدالله مارابی، عبدالناصر عبداللهی، عبید صادقی، عدنان جواهری، عرفان سرحدی، عرفان صحرایی، عرفان مفاخری، عرفان نجفی، عزالدین بایزی، عزت خسروی، عزل الوندی، عطا امینی، عطا منصوری، عظیمه خضری، عظیمه روحنده، علی آشوری، علی احمدی، علی احمدی، علی اصفهانی، علی خالدی، علی دهقانی، علی شرفی، علی صباغی، علی صحرایی، علی طهماسبی، علی علیزاده، علی فتوتی، علی کریمی، علی محمدی علی محمدی زر، علی موحدی، علی نوین، علی نیازی، علی هژار، علی یاری، علی اکبر سپهری، علیرضا بالش زر، علی رضا جانزاده، علی رضا جعفری، علیرضا سلطانی، علیرضا شهابی، علی رضا عباسی، علیرضا مهریار، عماد قادری، عماد نادری، عمار گلی، عمر بوکانی، عمر عبداللهی، عمران احمدی، عمران ر. ، عیسی کریمی، عین الله قدیانلو، غزال الماسی، غفار صلواتی، غلام رضا آهنگرانی، فائزه الماسیان، فائزه امینی، فائزه جمال زاده، فاتح ملایی، فاروق ابراهیمی، فاروق عزیزی، فاروق فیاضی، فاروق محمدی، فاطمه ابراهیمی، فاطمه اپرناک، فاطمه بشیری، فاطمه صارمی، فاطمه عمارتی، فاطمه قاسمی، فاطمه منصوری، فاطمه ناصری، فراز عزیزی، فراز فلاحی، فراز فیروزی مندمی، فرامرز رضایی، فرامرز شهسواری، فرح ریاحی، فرح ریاحی، فرحانه علوی، فرحناز قربان زاده، فرحناز محمدی، فردین رسولی، فرزاد حسنی پور، فرزاد خضری فرزاد صیفی کاران، فرزاد قادری، فرزاد کریمی افشار، فرزاد گلشنی، فرزاد محسنی، فرزاد معماری، فرزام تهاجمی، فرزان کاردان، فرزان کارگری، فرزان محمدی نیا، فرزانه بخشی، فرزانه عباسی، فرزین اسماعیل پور، فرزین اسماعیلی، فرزین خسروی، فرزین محمدی، فرشاد کریمی، فرشاد حسنی، فرشته گنجه، فرشته محمدی، فرشته مسافر، فرشته موسوی، فرناز اسماعیلی، فرناز بنی صدر، فرناز زیدی، فرناز مرادی، فرنگ افراسیاب، فروزان جواهری، فروغ نوروزی، فرهاد آ.، فرهاد جاوید، فرهاد چوپانیان، فرهاد خالقی، فرهاد خرم دینان، فرهاد رستم پور کلهر، فرهاد رسولی نژاد، فرهاد رضایی، فرهاد سارایی، فرهاد م. ، فرهاد ناصریف فرهاد نیل زن، فرهنگ قاسمی، فریبا آذرنیا، فریبا امینی، فریبا حسین پور، فریبا حمیدی، فریبا رضاییف فریبا صادقیف فریبا محمدی، فرید صبوری، فرید فرمانی، فریدون حامدی، فریدون خسرونژاد، فریدون محمدی، فریده الوندی، فریده خزائی، فریده مهری، فریس هوال، فریضه نیرومند، فواد اردلان، فواد صالحی، فواد عبدی، فواد کریمی، فواد کریمیان، فواد گودرزی، فواد ولدبیگی، فواد یاری، فوزیه کفش دوز، فهیمه مجدی، قادر ابخضر، قادر اسدی، قادر مسروری، قاسم ارژنگ، قانع قبادی، قانع یوسفی، قسیم عثمانی، کاترین اصلانی، کارزان عزیزی، کامبیز امامی، کامبیز باقری، کامران اسماعیل-پور، کامران امین پور، کامران تفتی، کامران جدیدپور، کامران حسنی، کامران حکیمی، کامران رسولیان، کامران قادری، کامران قادری، کامل دل پسند، کاملیا پیراسته، کامیار عزیزی، کامیل افشار کانی احمد، کاوان رحیمی، کاوه آزاد، کاوه احمدیاری، کاوه اردلان، کاوه الوندی، کاوه دستوره، کاوه ذوالفقاری، کاوه عزیزی، کاوه فاتحی، کاوه فیضی، کاوه کرمانشاهی، کاوه کرمی، کاوه مرادی، کاوه مصطفی زاده، کاوه مهر، کاوه نظریان، کاوی علی، کبری رحمانی، کتایون مولودی، کریم پروری، کریم سلماسی، کژال امینی، کسرا تبریزی، کسری جمشیدزاد، کسری حسنی، کمال حسنی، کمال شریفی، کردستان شاهمرادی، کمال کاکی، کنعان کریمی، کوثر توفیق سعید، کوثر چوپانی، کوثر لقمان، کورش رضوی، کورش ظاهری، کوشیار پولادوند، کوهسار خدایار، کیا پیرمندی، کیان افشار، کیانوش رستمی، کیمیا قنبرزاده، کیمیا مفاخر، کیوان احمدی، کیوان اسکدار، کیوان خدیری کیوان خرمیان، کیوان رسولی، کیوان شاهدوست، کیوان شریفی، کیوان عزیزی، کیوان فرجی، کیهان عارفی، کیهان قبادی، گابریل نژادیان، گرده ندیمی، گرمیان امیری، گژال احمدی، گژال حسینی، گلاله خضری، گلاله عبدالله، گلاویژ احمدی، گلاویژ رشیدی، گندم شریفی، گوران امینی، گوران بهرامی، گوهر قلی زاده، گیابند حسن زاده، لاله اسدی، لاله افتخاری، لاله رمضانیان، لاله قادری، لاوین حسنی، لاوین رمضان، لطیف وحید، لقمان خادمی، لقمان محمدزاده، لیدا رشیدی، لیلا الماسی، لیلا بابا اربابی، لیلا تیموری، لیلا زنگنه، لیلا صوفی محمودپور، لیلا عبدوی، لیلا عبدی، لیلا فکوریان، لیلا قربانی، لیلا کرمی، لیلا میلادی، لیلی احمد، لیلی طاهری، لیمو قادرسلطانی، م. کوثری، م. محمدی، م. نجفی، مائده سلیمانی، ماتیاس آدریان، ماراس س. ، مارال کریمی، مارتین کروز، ماردین پیرظهیری، ماریا سلیمانی، ماریه امینی، مازیار احدی، مازیار حسینی، مازیار کُرد، مازیار مفیدی، ماندانا شاه جانی، ماندانا مولودی، ماهان مولانا، ماهرخ امین الرعایا، مبین مرتضی، متین انصاری، متین قلیچی، متین لقمان غازی، مجتبی حیاتی، مجتبی حیاتی، مجتبی کریمی، مجید پورسلطان، مجید رفیعایی، مجید صادقی، مجید قبادی، محسن ابراهیمی، محسن اسکندری، محسن اکبری، محسن پیرصفا، محسن توحیدی، محسن خدری، محسن رجبی، محسن سمایی، محسن شفیعی، محسن شوکتی، محسن شیرمحمدی، محسن صفرالهی، محسن م. شاشه، محسنن موسی پور، محمد احمدی، محمد ارشد، محمد الوندی، محمد امینی، محمد ایلامی، محمد ایمانی، محمد بابایی، محمد بادپیما، محمد بهرامی، محمد پرتوی، محمد، حسین یحیایی، محمد حسینی، محمد خالدی، محمد خضری، محمد خندانی، محمد راهی، محمد رحیم زاده، محمد رشیدی، محمد زمانی، محمد ساعدی، محمد سعیدی، محمد سلیمانی، محمد سهیب دست افکن، محمد شریف، محمد شریفی، محمد شیخ پور، محمد صالح، محمد صدقی، محمد عباسی، محمد علیزاده، محمد قائدی، محمد قلی پور، محمد لعل زاد، محمد مامشی، محمد مام-عزیزی، محمد محمدی، محمد ملایی، محمد منصوری، محمد میلان، محمد نقدی، محمد نیک بین، محمدامین تاپاک، محمدرضا رضوانی، محمدعلی صالحی، محمدعلی قاضی زاده، محمدکاظم بلندنظر، محمود احمدی، محمود ایزدی، محمود حیدری اصل، محمود نادری، مراد رسولی، مرتضی آداک، مرتضی اردستانی، مرضیه حسینی، مرضیه سعیدی، مری حامی، مریم آرام، مریم ابوالقاسم، مریم بیگ محمدی،، مریم تقوی، مریم حسنی، مریم خاک پور، مریم سرافراز، مریم ش. ، مریم صولتی، مریم فاضلی، مریم معتمدی، مریم نجاری زر، مریم همدانی، مژده محمدی، مژده محمدی، مژده مرادی، مژده منصوری، مژگان محمدی، مسعود احمدی، مسعود حسن زاده، مسعود رجبی، مسعود سرابی، مسعود محمدپور، مسعود محمدی، مسعود محمودی، مصطفی شکیب، مصطفی عربی، مصطفی عزیزی، مصطفی کاوه، مصطفی محمدی، مطلب شریف-زاده، مطهره مجیدی، مظهر خلخال، مظهر م. ، معتصم دیوان مقدم، معروف صادقی، معصومه خصالی، معصومه خوش رو، معین خزائلی، معین ز. ، ملک عبدلی، منا فتحی، منصور احمدی، منصور قادری، منصور یوسفی، منوچهر پیرمرادی، مولود احمدی، مولود حاجی زاده، مولود ویسی، مونا حشمت زاد، مونا شریفی، مهدی تبرباف، مهدی جهانی، مهدی راد، مهدی سلماسی، مهدی فتحی، مهدی محمودی، مهدیه رضایی، مهرآهنگ جباری، مهران بهمنی، مهران خیرخواهی، مهربانو باطبی، مهرداد نصری، مهرناز حقیقی، مهرناز خرمی، مهرناز مهریار، مهرنوش مهریارف مهری رحیمی وند، مهری زندی، مهری سعیدی فر، مهسا احمدیار، مهسا داودی، مهسا رمضانی، مهسا عباسیان، مهسا مامه رش، مهشید ساجدی، مهشید صبری، مهشید محمودی، مهلا جلیلی، مهناز کوکبی، مهیار محمودیان، میترا جشنی، میدیا مولودی، میدیا نصرتی، المیرا رضاپور، میلاد آدمی شکری، میلاد ابراهیمی، میلاد الی، میلاد بهمنی، میلاد رسمتی، میلاد سرحدی، میلاد عزیزی، میلاد قنبری، میلاد کریمی، میلاد محبیان، میلاد مرادی، مینا چنگی، مینا قاسمی، مینو زارعی، ن. ایرانی، النا کردبچه، نادر صالحی، نادر عبداللهی، نادیا فرجی، نارین هاشمی، نازنین حسامی، نازنین ک. ، نازنین کرمی، ناصح صمدپور، ناصح محبوبی، ناصر سقایی، ناصر عباسی، ناصر عزیزیان، ناصر کریمی، ناصر همتی، ناصرخضرپور، نافع یوسفی، ناهید الوندی، ناهید حسین پناهی، ناهید رحیمی، ناهید روشن روان، ناهید عبدالقادری، ناهید قبادی، نجات حلاج، نجات سلیمی، ندا محمدزاده، نسترن حشمتی، نسرین احمدی، نسرین خالدیان، نسرین سلطانی، نسرین قبادی، نسرین کلنگری، نسرین کیان، نسرین منگور، نسیم توکلی، نسیم ساعدیف نسیم صباغی، نسیم قادرپور، نسیم کمالی، نشاط پرتوی، نشمیل اندیشه، نشمیل برفی، نشمیل مرادی، نصرالله رضایی، نصیب محمودی، نظام نادری، نظیفه چوبانی، نغمه محمدی، نگار قدرپور، نگار یاری، نگین پژولی، نگین کریمی، نگین محمدی، نورالدین مام قادری، نوری نصر الله زاده، نوشین عرفانیان، نوید احمدی، نیکتا تبریزی، نیما خسروی، نیما رجوی، نیما نعیمی، نینا سرمدی، نیوشا ناظمی، واحده واری، وحید چابک، وحید روحی، وحید زاد، وحید سهیلی، وحیده میلادی، وریا نظری، وهاب ناصری منش، ویان فتاحی، هادی احمدی، هادی رحمانی، هادی مجیدی، هادی نوروزی، هارون سما، هاشم علی ویسی، هاشم مقدم، الهام ثابتیان، الهام س.، الهام سعدی، الهام قادری، الهام مرندی، هانا بزرگ امید، هانا ستایش، هانا عبداللهی پور، هانا فتح-اللهی، هانا قبادیان، هانا منصوری، هانا نامداری، هانیه چشته، هانیه رحیمی، هانیه لشکرپناه، هاوار خدر، هاوره ملایی، هاوری شیری، هاوری قاضی زاده، هاوژین صحرایی، هایکا اردلان، هدایت موسی زاده، هدی عبدی، هدی فرهادی، هدیه اجاقی، هدیه فرهادی، هدیه کریمی، هدیه محمدی، هژار حداد، هژبر نوری، هژیر امجدی، هژیر شریعتی، هلاله شاهرخ، هلاله مرادی، هما اسماعیلی، هما قادری، همایون اردلان، هوار منزه، هورام کریمی، هوشمند ملایی، هوشنگ زارعی، هوشنگ قادری، هوشیار وقاری، هوکار دلشاد، الهه آذین، الهه اصغری، الهه حیدری، هیدی عبداللهی، هیراد عباسی، هیرش رزمی، هیرو احمدزاده، هیرو بقایی، هیرو فرهادی، هیژا قادر، هیژا هیوا، هیمن ادوای، هیمن امین زاده، هیمن حاجی پور، هیمن خضری، هیمن رسولی، هیمن قهرمانی، هیمن کریمی، هیمن محمدی، هیمن معیلی فرد، هیمن نامداری، هیوا آ. ، هیوا آغنده، هیوا بانصیری، هیوا پردیسی، هیوا حسین پناهی، هیوا خسروی، هیوا رحیم، هیوا علیپور، هیوا کردستانی، هیوا مجید، هیوا محمودی، یادگار خالدی، یادگار قاسمی، یاسر آوندپور، یاسر رامیار، یاسین زهرابی، یاور آقایی، یزدان آزادی، یسرا بهرام زاده، یسرا مرادی، یعقوب قادری، الیف جان ایلیش، یگانه بوتیمار، یوسف سیدمحمدی، یوسف شیخی، یوسف عباس زاده، یوسف کایا، یوسف فتاح زاده، یوسف کاظمی، یوسف مولودی، یونس امین پور، یونس عبدالله زاده، یونس یالجین.

Stop killing the Kurdish Koolbars!
Having sufficient food to eat, this most basic human need, is the main reason for the Kurdish poor of Iran to take a job as a “Koolbar”. Koolbar, literally means a person who carries a heavy load on their back. Living in the most deprived margins of the Iranian society, in the snow-covered, mountainous borders of Iran, Koolbars carry goods on their backs across the border to Iraq and Turkey. This profession (for it truly is a profession) is mainly practiced in border provinces of Kurdistan, Western Azerbaijan, Kermanshah, and Iylam.
While the government has officially recognized this profession by issuing permits to some of the Koolbars, both the Iranian Border Patrol guards and the Iranian Revolutionary Guards Corps (IRGC) continue to shoot and kill them as smugglers. Yet, Koolbars are not smugglers, they are the destitute who turn to this dangerous and grueling practice out of desperation and utter poverty. The fact that the Iranian authorities continue to slay them under the guise of combating smuggling practices is hypocritical and inhuman, for if they truly are smugglers why issue permits? Koolbars already risk their lives and the livelihood of their families by carrying, on their bare backs large and heavy parcels for log distances, in the bitter cold of the mountains where hypothermia is always lurking or they can slip and fall to their death. The government-sanctioned shooting down of these individuals who are looking to make a living in the harshest possible conditions, is not only cruel, it is inhumane and must be stopped. Furthermore, considering many of them carry government issued permits, this practice is also illegal.
We, the undersigned, write this letter in protest to the inhumane and illegal treatment of these hardworking individuals. Additionally, we call upon all executive and judicial institutions involved, Members of the Parliament, the Border Patrol, and the IRGC, and demand the murders of Koolbars to be stopped immediately, for we hold you responsible for their lives. As long as this practice continues, future individuals who are forced into this dangerous profession will be at risk of loosing their lives.
Additionally, we ask the media, activists and human rights organizations to raise awareness regarding this undeserved injustice for in our silence Koolbars will continue to lose their lives in order to make a meager living. We demand the Iranian government to stop this practice immediately and to ensure safe passage for these hardworking people to earn a living.




معلمین در چند شهر تجمع اعتراضی برپا کردند 

اعتراض‌ها علیه خصوصی‌سازی‌ها، حیف‌و‌میل‌ها، دستمزدهای ناعادلانه و فقرزا، تبعیض و فسادهای مالی و اداری

• تعدادی از معلمین شاغل و بازنشسته در اصفهان، کرج، اردبیل، کرمانشاه و خرم آباد تجمع های اعتراضی برپا کردند. شعارهای صنفی، دموکراتیک و سیاسی در این تجمع ها تواما به گوش می خورد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۴ بهمن ۱٣۹۷ –  ۲۴ ژانويه ۲۰۱۹

 

تظاهرات معلمین در اصفهان

به دنبال فراخوان های قبلی، تعدادی از معلمین شاغل و بازنشسته در چندین شهر تجمع های اعتراضی برپا کردند. شعارهای صنفی، دموکراتیک و سیاسی در این تجمع ها تواما به گوش می خورد. آزادی معلمان و کارگران زندانی، اعتراض به شکنجه و مستندسازی که در قالب شعارهای مختلفی فریاد می شد، در کنار مطالبات همیشگی فرهنگیان از جمله آموزش رایگان، پایان دادن با کالایی سازی آموزش، بهبود وضعیت معیشتی معلمان شاغل و بازنشسته و اعتراض به فقر، تورم و گرانی عمده ی خواست های فرهنگیآن کشور را در تجمع های امروز تشکیل می داد.
این تجمع ها امروز از جمله در شهرهای اصفهان، کرج، کرمانشاه، اردبیل، خرم آباد برگزار شد.

در قطعنامه‌ی پایانی معلمان کرمانشاه تاکید شده است برغم برگزاری تجمع وسیع معلمان این استان در ۲۰دی مسئولان به هیچیک از خواست‌های معلمان پاسخ نداده‌اند. و تجمع امروز به همراه چند استان دیگر تلاش دیگری است برای واداشتن مسئولان به مطالبات معلمان و تلاش در این زمینه ادامه خواهد یافت.

تجمع های امروز معلمان در ادامه ی ده ها تجمع اعتراضی محلی و سراسری برگزار شده است. بیشتر این تجمع ها از سوی شورای فرهنگی معلمان فراخوان داده می شود. در اصفهان که امروز شاهد تجمع دوباره ی معلمان بود، در ماه گذشته نیروهای انتظامی با خشونت اجتماع اعتراضی معلمین را سرکوب کرده بودند.
تعداد زیادی از معلمان در پی تجمع های اعتراضی دستگیر شده اند. هم اکنون محمد حبیبی، محمود بهشتی و اسماعیل عبدی از فعالین فرهنگی کشور، همچنان زندانی هستند.