بر صورت شکنجه شده ی شما بوسه می زنیم! 

پاسخ کارگران هفت تپه به «نامستند» اطلاعاتی 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ٣۰ دی ۱٣۹۷ –  ۲۰ ژانويه ۲۰۱۹

 


اخبار روز: جمعی از کارگران هفت تپه با انتشار متنی با عنوان محبت ما را به شکنجه شدگان بیشتر کردید، که در کانال مستقل کارگران هفت تپه منتشر شده است، به مستندسازان اطلاعاتی چنین پاسخ داده اند:

صدا و سیما یک مستند شتر گاو پلنگ به نام طراحی سوخته پخش کرد که تصویر اسماعیل بخشی و خانم قلیان و همکار بازنشسته به نام نجاتی هم در آن وجود داشت. واقعا ناراحت کننده است که چند کارگر را دستگیر میکنند و زیر فشار و شکنجه از آنها حرف هایی بیرون میکشند و بعد منتشر میکنند. ما به این عزیزان شکنجه شده میگوییم شرمنده شما هستیم؛ شرمنده شدیم که به خاطر ما آزار و اذیت شدید. ما به این عزیزان میگوییم حالا صد برابر به شما احترام و اعتماد داریم. چهره خسته شما نشان دهنده این بود که چقدر تحت فشار بوده اید. فرض کنیم تلاش کنند شما را به آن حزب و آن جریان و آمریکا و روسیه و قم و مشهد و تهران و شمال و شرق و غرب بچسبانند! با خواسته پنج هزار کارگر هفت تپه چه میکنند؟ ای مستند سازان در نیروی امنیتی! یعنی اینهمه کارگر هفت تپه که میگوید باید خصوصی سازی لغو شود از ترامپ دستور میگیرد؟ از احزاب کمونیستی دستور میگیرد؟ از احزاب برانداز دستور میگیرد؟

شما تصور کردید الان فیلم پخش کنید، چهار نفر اسیر که شکنجه شده اند را پیش ما خراب میکنید؟ سوال ما این است: ما که خودمان همان حرف های آنها را میزنیم را هم میخواهید پیش خودمان خراب کنید؟ بیایید از همه ما فیلم بگیرید و برای همه دنیا پخش کنید. همه مردم ایران میدانند شرایط اقتصادی به چه وضعی است. کارگر گرسنه، نماینده کارگر مثل بخشی را میگیرید فیلم برداری میکنید؟ بکنید. اتفاقا جالب شد. خیلی جالب شد. معلوم شد چقدر از کارگر ترس دارید. از ما هم فیلم میگیرید؟ بگیرید. با اکثریت جامعه که زیر خط فقر هستند چه میکنید؟ میخواهید از ٦٠ میلیون نفر فیلم اعتراف بگیرید؟ برای چه کسی پخش میکنید؟ از خودمان فیلم میگیرید برای خودمان پخش میکنید؟ واقعا این کار باعث شد بفهمیم که عجب سیستم امنیتی در مملکت هست. دقیقا طرفدار دزد و کلاهبردارید.

راستی یک سوال: این همه دم و دستگاه و نفر و حقوق بگیر امنیتی و صدا و سیمایی دارید چرا یک نقشه تمیزتر نکشیدید؟ آن برگه ای که با فلش و تیر و کمان و خط و رسم همه را به هم وصل کرده بودید خیلی مسخره بود. سعی کنید کمی حرفه ای تر باشید. بعد خودتان خنده تان نگرفت؟ کارگر هفت تپه با کارگر شهر دیگر عکس گرفته این هم شد مایه تهمت و سناریو سازی؟ به شمال و تهران و خانه دوستان رفتن جرم است؟

در این فیلم اعتراف سازی فقط یک چیزش کمی درست بود و آنهم اینکه بیخود کردید هفت تپه را به بخش خصوصی دادید. البته در این هم دروغ گفتید و گفتید به صورت نادرست به خصوصی داده شده است. نه خیر. کلا بی جا فرمودید خصوصی سازی کردید. اگر تمام فیلم بردارهای دنیا هم جمع شوند تا هفت تپه به بخش دولتی برگردانده نشود باز هم کار شما راه نمی افتد. از بخشی و خانم قلیان و آقای نجاتی فیلم درست کردید از همه ما هم میخواهید فیلم درست کنید؟

ضمنا کمی به کار خودتان فکر کنید. کلا پنج دانشجو و چهار تا پنج نفر کارگر داشتند براندازی میکردند؟ یعنی نظام با ده نفر براندازی میشود؟ خسته نباشید! پس مشکل اساسی است.

ما به صورت خسته این دوستان شکنجه شده بوسه میزنیم. شرمنده شما هستیم. بیشتر از قبل برای ما عزیز شدید. با هر کسی صحبت میکنی دارد به سازنده این فیلم که با تف و مف و زورکی به هم چسبانده شده فحش میدهد. مردم دیگر بیدار شده اند. الان دست هر کسی موبایل هست و اینترنت. اسماعیل بخشی و خانم قلیان و آقای نجاتی که در فیلم ها بودند و همینطور خانواده این عزیزان، ما با شما همدل هستیم و در کنارتان هستیم. سلامت باشید. باعث افتخارید. اسم شما در تاریخ و در صفحه شرافت نوشته شده. آفرین به شجاعت و همت و انسانیت و غیرت و شرف شما.




شاهد چهارم شکنجه! 

• کمپین حقوق بشر در ایران در گزارش مفصلی از بازداشت اسماعیل بخشی، جزئیات تازه ای از شکنجه ی او توسط یک شاهدی عینی دیگر را فاش کرده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۲۹ دی ۱٣۹۷ –  ۱۹ ژانويه ۲۰۱۹

 


کمپین حقوق بشر در ایران در گزارش مفصلی از بازداشت اسماعیل بخشی، موارد تازه ای از شکنجه ی او توسط یک شاهدی عینی دیگر را فاش کرده است. متن این گزارش به شرح زیر است:

۲۸ دی ۱۳۹۷—مقامات ایران پس از یک تحقیق بسیار کوتاه و ناقص که کاملا اصول بی‌طرفی در تحقیقات را نقض کرده است، اظهارات اسماعیل بخشی، فعال کارگری در خصوص شکنجه توسط وزارت اطلاعات را رد کردند.
مقامات ایرانی با استناد به اظهارات مقاماتی که احتمالا خود به نوعی در پرونده دخیل بوده‌اند و با نادیده گرفتن شهادت‌های مهمی که توسط شهود معتبر ارائه شده‌است، اتهام شکنجه شدن بخشی را رد کردند و با تلاش برای بی‌اعتبار کردن و همچنین تهدید این فعال کارگری کوشیدند صدای او را خاموش کنند.

کمپین حقوق بشر در ایران از مقامات ایرانی می‌خواهد تا:
تحقیقات جامع و بی‌طرفانه‌ای را در مورد اتهام‌های مربوط به شکنجه بخشی انجام دهد. به طوری که از همه شهود پرونده حفاظت شود و تحقیقات مطابق با استانداردهای بین‌‌المللی مندرج در قطعنامه ۵۵/۸۹ مجمع عمومی سازمان ملل صورت گیرد.
بلافاصله اظهار نظر‌های مقاماتی را که برای بی‌اعتبار کردن بخشی صورت می‌گیرد متوقف کند و به تهدید علیه فعالان کارگری پایان دهد.
هر مقامی را که به نحوی در سو رفتار با هر شخصی که در اختیار دولت بوده مسوولیت داشته یا به نوعی در این امر دخیل بوده‌است پاسخگو نگاه داشته و به طور کامل او را مطابق با قانون مورد پیگرد قضایی قرار دهند.
اقدامات لازم برای پیشگیری از شکنجه و برخورد موثر با آن در صورت وقوع را شناسایی نموده و تضمین کنند که قوانین و ساز‌و‌کار‌های مربوطه تصویب و ایجاد گردد.

اسماعیل بخشی، نماینده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در شهر شوش استان خوزستان، در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۷، در ارتباط با اعتراض‌ها به دستمزد‌های پرداخت نشده بازداشت شد و ۲۵ روز در بازداشتگاه وزارت اطلاعات اهواز در بازداشت بود.بخشی در ۱۴ دی ۱۳۹۷ در مطلبی که در اینستاگرام خود نوشت، اعلام کرد در طول بازداشتش بارها ضرب و شتم شده که با جراحات جدی جسمانی همراه بوده است.

هادی قائمی مدیر کمپین حقوق بشر در ایران گفت: «’تحقیقات’ مورد ادعای مقامات ایرانی به شکل غم‌انگیزی ناکافی است، و نشان می‌دهد که هیچ سیستمی برای رسیدگی به شکنجه و خشونت ناعادلانه در بازداشتگاه‌های ایران وجود ندارد.»

نادیده گرفتن تایید شکنجه توسط چندین شاهد در تحقیقات

اسماعیل بخشی جزییات ضرب و شتم وحشیانه مکرر و مصدومیت‌هایش را در مطلب اینستاگرام خود که توسط دیگران تایید شده است، منتشر کرد.
یک منبع که در میان کارگران دستگیر شده با بخشی بود و به دلایل امنیتی به شرط محفوظ ماندن نام با کمپین حقوق بشر در ایران صحبت کرد گفت که شاهد بوده که چگونه در طول بازداشت، بخشی توسط نیروهای امنیتی و وزارت اطلاعات به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت به طوری که از حال رفت و نگران این بودند که جان خود را از دست بدهد.
«ما را بردند سوار خودرو که به اهواز ببرند، قبل از سوار شدن شروع به زدن اسماعیل بخشی کردند و بقیه صدایش را میشنیدیم که میگفت دنده ام شکست ای سرم و جیغ می‌کشید، از بخشی خیلی کینه داشتند و به هر بهانه با سیلی و لگد ضربه میزدند، ما چشمبند داشتیم و فقط صداها را می‌شنیدیم، سوار ماشین شدیم اما بخشی گفت نمیتواند راه برود و دو مامور او را کشیدند و با خشونت عقب ماشین انداختند.»
این منبع ادامه داد: «از لحظه سوار شدن به ماشین به قلیان [فعال مدنی دیگر دستگیر شده] توهین‌های رکیک می‌کردند و می‌گفتند بگو با کدامیک از کارگران رابطه داری، خیلی رکیک‌تر که من رویم نمی‌شود دقیقا بگویم، قلیان می‌گفت همگی برادر منند و برای کمک رسانه‌ای آنجا بودم، می‌گفتند دروغ می‌گویی و در بازداشت‌گاه مشخص خواهد شد…. با باتوم به گردنش می‌زدند، بقیه را هم می‌زدند اما مثل بخشی شدید نبود.»
«تا ماشین حرکت کرد و از شوش فاصله گرفتیم شروع کردند با باتوم بخشی را زدن، ما چشم بند داشتیم اما صدای باتوم و صدای اسماعیل را می‌شنیدیم که می‌گفت آی کمرم، یا صدای ماموران را می‌شنیدیم که می‌گفتند دیگر به بینی‌اش نزن، اسماعیل بخشی را آنقدر زدند که بقیه گریه می‌کردیم، مجبورش کردند به خودش فحش بدهد، می‌پرسیدند اسم و فامیلت چیه نمی‌توانست حرف بزند و جواب بدهد و بیشتر میزدند، تا وقتی که بریده بریده جوابی می‌داد.»
«اواخر راه ناگهان صدای بخشی قطع شد یکی از ماموران گفت کافی است نفسش بریده و ماموران چند دقیقه دستپاچه شده بودند که نکند مرده تا این که دوباره با ناله به هوش آمد، بخشی در اثر کتک و توهین قبل از رسیدن به بازداشتگاه خورد شده و شکسته بود.»
این منبع افزود: «دو ساعت بین شوش تا اهواز بخشی را زدند، به گردن بقیه هم گاهی با باتوم می‌زدند ولی بیشتر مشغول زدن بخشی بودند، میخواستند جلو بقیه کارگران او را تحقیر کنند، می‌گفتند می‌خواستی در هفت تپه انقلاب کنی، اگر اعتراض می‌کرد محکم‌تر می‌زدند، وقت‌هایی که نمی‌زدند هم فحش می‌دادند و مسخره می‌کردند، وقتی بخشی را پیاده کردند و ماموران او را به داخل بازداشتگاه می‌بردند، ما که پشت سر بودیم خون دماغش را روی زمین می‌دیدیم.»
«بلافاصله همه را به سلول جدا بردند، اما سلول‌ها نزدیک هم بود و می‌توانستیم صدای کتک خوردن یا بازجویی هم را بشنویم، آنجا هم اسماعیل را بیشتر از بقیه کتک می‌زدند، بعد از هفته دوم ضرب و شتم و سر و صداها کمتر شد.»

عسل محمدی دانشجوی داروسازی دانشگاه تهران و عضو هیئت تحریریه نشریه آنلاین گام، یک کانال خبری مستقل در تلگرام، اعلام کرده است که او در زمان بازداشت در اتاقی مجاور اتاقی که بخشی و سپیده قلیان در حال بازجویی بودند نگهداری می‌شد. (محمدی در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۹۷ در ارتباط با اعتراض‌های هفت تپه بازداش شد و در ۱۵ دی ۱۳۹۷ به قید وثیقه آزاد شد.)
محمدی در حساب اینستاگرام خود نوشت: «من شاهد ساعت‌های طولانی بازجویی سپیده قلیان بودم از ده صبح تا پاسی از نیمه شب که تقریبا هر روز این پروسه تکرار می‌شد. من صدای فریادها و توهین‌های بازجویش را از اتاق کناری می‌شنیدم.»
«من صدای فریادها و توهین‌های بازجویش را از اتاق کناری می‌شنیدم. من شاهد روزی بودم که چنان فشاری برای اعتراف دروغ بر او آوردند که پنجه بر چهره‌‌‌ی نازنینش می‌کشید و آرزوی مرگ می‌کرد. من صدای ممتد سرفه‌ها و تنگی نفس شدید اسماعیل را از اتاق بازجویی مجاور می‌شنیدم و تمسخر ماموران را که می‌گفتند “فیلمشه حالش از ما بهتره”.»
پس از آزادی او به قید وثیقه سپیده قلیان در توییتی که به تاریخ ۱۹ دی ۱۳۹۶ ارسال کرد نوشت: «من در مرحله‌ی دستگیری شاهد ضرب و شتم وحشیانه‌ی اسماعیل بخشی بودم و در روزهای بازجویی شاهد تحقیر او. به شکلی که چند بار او را مجبور کردند در مقابل دیگران به خودش هتاکی کند. حاضرم چه در مورد خودم و چه در مورد برادرم #اسماعیل_بخشی، در دادگاهی عادلانه برای این شکنجه‌ها شهادت بدهم.»
در جریان تحقیقاتی که پس از افشاگری اسماعیل بخشی آغاز شد از هیچکدام از این شاهدها سوالی پرسیده نشده و یا به آنها اجازه داده نشده که در به اصطلاح تحقیقات مشارکت داشته باشند.

تحقیقات دو روزه، نمایشی و غیرموثر
در ۲۴ دی ۱۳۹۷ محمدجعفر منتظری دادستان کل کشور شکنجه شدن اسماعیل بخشی را تکذیب کرد و او را به طرح ادعای دروغ با اهداف سیاسی متهم کرد.
منتظری گفت: «هیئت تحقیق دادستانی در دو روز کامل با مجموعه کسانی که در این خصوص اطلاعات کاملی داشتند یا صاحب نظر بودند و اطلاعاتی در اختیار داشتند، بررسی کامل و جامع انجام شد و گزارش هیات را به صورت مکتوب و به صورت جامع برای ما آوردند.»
دو روز تحقیقاتی که البته شامل مصاحبه با شاهد‌های کلیدی نمی‌شود، به هیچ وجه با استانداردهای حقوقی بین‌المللی مطابقت ندارد.
اصول سازمان ملل متحد در مورد تحقیق در خصوص شکنجه (قطعنامه ۵۵/۸۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد) ضرورت «شفاف‌ سازی حقایق» را اعلام کرده و می‌گوید: «مقاماتی که تحقیقات را انجام می‌دهند باید از قدرت و تعهد لازم برای به دست آوردن تمام اطلاعات مورد نیاز برای تحقیق برخوردار باشند … [و] باید منابع مالی و فنی لازم برای تحقیق موثر را در اختیار داشته باشند. آنها همچنین باید قدرت لازم برای وادار کردن تمام کسانی که در شکنجه و یا بدرفتاری نقش داشتند را برای حضور نزد گروه تحقیق و شهادت ، داشته باشد. همین امر باید در مورد شاهدان نیز صادق باشد.»
فرزانه زیلابی وکیل اسماعیل بخشی در تاریخ ۲۱ دی ۱۳۹۷ به خبرگزاری ایرنا گفت که موکلش دیداری با نماینده دادستان کل کشور و نیز فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی داشته است.
زیلابی گفت: «این دیدار با یکی از اعضای هیات تعیین شده از سوی دادستان کل کشور انجام شد و همه اعضای هیات حضور نداشتند. در این جلسه، موکلم اظهارات خود را مطرح کرد و اظهارات وی در صورت‌ جلسه هم درج شد.»

راه اندازی کارزار مسموم علیه قربانی
منتظری دادستان کل کشور اعلام کرد،‌ نتیجه «تحقیقات» این شد که هیچ شکنجه‌ای وجود نداشته است، او گفت: «من به اطلاع مردم می‌رسانم که این خبر از اساس دروغ بوده و هیچ گونه ضرب و جرح و شکنجه‌ای در کار نبوده است.» وی افزود:«این فرد نیز یک فرد عادی معمولی نبوده است و به لحاظ ارتباطاتی که با بعضی جاها داشته و به لحاظ جرایمی که مرتکب شده است چه بسا برای پوشش دادن به آن جرایم، مسئله شکنجه را مطرح کرده است.»
تلاش برای بی‌اعتبار کردن فعالان مدنی و مخالفان سیاسی از طریق ادعاها و مطالب خلاف واقع همواره به عنوان یک ابزار توسط مقامات ایرانی استفاده شده و سابقه‌ای طولانی دارد. حسین شریعتمداری، سردبیر روزنامه تندروی کیهان، در ۲۰ دی ۱۳۹۷، در نوشته‌ای استوار بر تئوری توطئه‌ بخشی را متهم به همکاری با کومله کرد و خواستار مجازات «تهمت‌زنندگان به سربازان جان برکف وزارت اطلاعات» شد.
او نوشت: «آیا تصور نمی‌فرمایند که تمامی این ماجرا برای آن بوده است که اقدام دیروز اروپا در تحریم وزارت اطلاعات را موجه! جلوه بدهند؟! امید است که بیش از این در چنبره فریب دشمن گرفتار نشده و با جو‌سازی سریالی دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها زمینه را برای اهداف پنهان دشمن فراهم نیاورند»

تحقیق فاقد بی‌طرفی مورد نیاز است
به دنبال اظهارات بخشی، چندین تن از نمایندگان مجلس خواستار پاسخگویی وزارت اطلاعات شدند و علی لاریجانی رییس مجلس نیز موافقت کرد که کمیته‌ای از نمایندگان کمیسیون امنیت ملی و امور خارجه در این زمینه تحقیق کنند.
در یادداشتی که علی مطهری نایب رییس مجلس به تاریخ ۱۶ دی ۱۳۹۷ در روزنامه اعتماد نوشت: «نامه آقای اسماعیل بخشی -کارگر نیشکر هفت‌تپه که مدتی در بازداشت بوده- به وزیر اطلاعات باید همه وجدان‌های بیدار و حامیان حقوق شهروندی را هوشیار کرده باشد که موضوع را تا رسیدن به نتیجه روشن دنبال کنند.»
هرچند در تاریخ ۱۸دی ۱۳۹۷ بعد از جلسه میان وزیر اطلاعات محمود علوی و گروهی از نمایندگان مجلس، رییس کمیسیون امنیت ملی، حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، اظهارات فعال کارگری را رد کرد. وزارت اطلاعات مسوولیت بازداشتگاهی که در آن اسماعیل بخشی در آنجا زندانی بوده است را به عهده داشته است. اما این امر مانع خارج کردن او از فهرست کسانی که اطلاعات آنها در جریان تحقیقات مورد استناد قرار گرفت نشد.
اتکا به اظهارات مقاماتی که خود به نوعی درگیر پرونده اسماعیل بخشی بوده‌اند نقض اصول سازمان ملل است که چنین بی‌طرفی‌ایی را الزام‌آور می‌کند. این اصول تصریح می‌کنند که «افراد تحقیق‌کننده باید مستقل از افراد و نهادی که مظنون به آزار و اذیت هستند باشند و باید واجد صلاحیت و بی‌طرف باشند.
کمیته حقوق بشر، نهادسازمان ملل که تفسیر میثاق حقوق مدنی و سیاسی به عهده آن است، کنوانسیونی که ایران نیز یکی از اعضای آن است، ممنوعیت کامل شکنجه را در ماده هفتم خود آورده و کشورها را ملزم می‌کند که ادعاهای مربوط به شکنجه را با بی‌طرفی و توسط مقامات صلاحیتدار مورد بررسی و تحقیق قرار دهند.
فلاحت‌پیشه گفت که نماینده‌های مجلس فیلم‌های وزارت اطلاعات را مشاهده کردند که نشان داده است بخشی به دلیل مقاومت در برابر بازداشت شدن و نه به دلیل شکنجه، درگیر و مجروح شده است. او همچنین ادعا کرد که فعالان کارگری «در اعتراف‌های که اینجا پخش شد ایشون انکار نمی‌کند و اعلام می‌کند که وابسته به حزب کومونیست کارگری است که تلاش دارند اعتراض‌ها را گسترش دهند.»
جمهوری اسلامی دارای تاریخچه طولانی در مورد اعترافات اجباری است که توسط سازمان ملل متحد و بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری مستند شده است و نشان می‌دهد متهم‌ها را با استفاده از فشار‌های جسمی و روحی مجبور به اعترافات غلط می‌کنند و سپس آنها را در تلویزیون با هدف بی‌اعتبار کردن شخص و توجیه عملکرد خود نمایش می‌دهند.
بیانیه مجتبی ذوالنور یکی دیگر از اعضای کمیته تحقیق مجلس، نشان داد که جلسات با افرادی برگزار می‌شود که نمی‌توانند بی‌طرف قلمداد شوند. ذوالنور در تاریخ ۲۱ دی ۱۳۹۷ در مصاحبه‌ای با خبرگزاری خانه ملت گفت: «پرونده اسماعیل بخشی در جلسه‌ای با حضور وزیر اطلاعات، معاونان وکارشناسان ذی‌ربط و اطلاعات استان خوزستان به صورت جزئی و بر اساس ادله، اسناد و مدارک بررسی شد.»
او افزود: «تمام مباحث مربوط به شکنجه اسماعیل بخشی دروغ بی‌جا است، بر اساس مدارک، اسماعیل بخشی اصلا شکنجه نشده است، به موجب اعترافات و ارتباطاتی که ردیابی شده، اسماعیل بخشی از اعضای حزب کمونیست کارگری است و عملا از آنها حمایت کرده است.»
به عبارت دیگر مقامات اطلاعاتی افراد گروه تحقیق را مطمئن ساخته‌اند که شکنجه‌ای علیه بخشی صورت نگرفته است. چنین عملکردی استاندارد‌های بین‌المللی در خصوص تحقیقات مستقل و بی‌طرفانه را کاملا زیر سوال می‌برد.

آشکار کردن تهدید‌ علیه بخشی توسط وکیلش
در ۱۹ دی ۱۳۹۷ زیلابی وکیل اسماعیل بخشی گفت مقامات تهدید کرده‌اند که اگر بخشی از ادعا‌های مربوط به شکنجه خود عقب نشینی نکند، ویدیو‌های به اصطلاح «اعتراف‌‌های» بخشی را از تلویزیون پخش خواهند کرد. همین موضوع مجددا نشان می‌دهد که قوانین و استانداردهای بین‌المللی توسط مقامات ایرانی نادیده گرفته شده است.
اصول سازمان ملل در مورد تحقیق در خصوص شکنجه می‌گوید: «قربانیان محکوم به شکنجه یا بدرفتاری، شاهدها، کسانی که تحقیقات را انجام می‌دهند و خانواده هایشان، باید در برابر خشونت، تهدید به خشونت یا هر گونه تهدید دیگری که ممکن است در پی تحقیقات ایجاد شود، محافظت شوند.»
به گفته زیلابی فیلم به نماینده‌های مجلس نشان داده شده است.
وکیل بخشی گفت: «مجلس باید تریبون ملت باشد نه نهادهای خاص، در ثانی، اظهار نظر، قبل از صدور حکم، آن هم در مرحله تحقیقات مقدماتی، از کسی که عضو نهاد قانونگذاری کشور است، من را شگفت زده کرد.»

ادامه اعتراض عمومی نسبت به شکنجه
همزمان با اعتراضات عمومی نسبت به وقوع شکنجه در بازداشتگاه‌های ایران به دنبال اظهارات اسماعیل بخشی، بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی نسبت به نادیده گرفتن ادعاهای بخشی واکنش نشان دادند. مجید دری زندانی سابق سیاسی در توییتی نوشت:‌ «موقعی که دستگیرمون میکردند،با صورت میرفتیم تو دستشون.با پشت میرفتیم تو لگدشون.اونام گاهی دفاع از خود میکردندوبرای حفاظت از خودمون دستبند،پابندوچشم بند میزدند.#اسماعیل_بخشی #من_هم_شکنجه_شدم.»
حسام سلامت، دانشجوی جامعه شناسی نیز در یک توییت نوشت: «کل دم‌ودستگاه‌های حاکمیتی به تقلا افتاده‌اند که دادخواهی اسماعیل بخشی را خفه کنند. حاکمیت همه‌چیز دارد، اسماعیل بخشی اما هیچ ندارد مگر صدای تکینی که اراده کرده است حقیقت را بگوید. طنین صدای او از بازتاب پُرهیاهوی کل پروپاگاندای حاکمیت بلندتر است. باشد که حقیقت بر قدرت پیروز شود.»
هادی قائمی، مدیر کمپین حقوق بشر در ایران گفت:‌ «شکنجه و آزار و اذیت مستمر افراد در بازداشت و هزینه بالای سخن گفتن در مورد این بدرفتاری‌ها، دفاع در برابر خشونت در زندان‌ها را برای شهروندان ایران تقریبا غیرممکن کرده است. این یک نقض فاحش حقوق بشر است و جامعه بین‌المللی باید ایران را درخصوص چنین وضعیتی پاسخگو نگهدارد.»




با دشمنان کریم سیاحی و طارق خلفی، آخرین کارگران زندانی فولاد آزاد شدند 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۹ دی ۱٣۹۷ –  ۱۹ ژانويه ۲۰۱۹

 


ظهر امروز (شنبه ۲۹ دی ماه) کریم سیاحی و طارق خلفی دو تن از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز آزاد شدند. آن ها به هنگام آزادی مورد استقبال خانواده ها و جمعی از همکاران خود قرار گرفتند.

کریم سیاحی و طارق خلفی آخرین نفرات از ۴٣ کارگر بازداشتی گروه ملی صنعتی فولاد اهواز هستند که با سپردن وثیقه های ۲۵۰ میلیون تومانی آزاد شدند.

گفته می شود کریم سیاحی که به دلیل سخنرانی های خود در روزهای اعتصاب کارگران فولاد، به چهره ی برجسته ی آن اعتصاب تبدیل شده بود، بلافاصله بعد از آزادی به کارخانه رفته و مورد استقبال همکاران خود قرار گرفته است.

فعالین کارگری در ایران و نهادهای کارگری بین المللی و مدافع حقوق بشر، بارها خواهان آزادی کارگران بازداشتی و نیز مختومه شدن هرگونه پرونده ی قضایی و امنیتی از سوی نهادهای جمهوری اسلامی علیه آن ها شده بودند.




درباره ی دو ادعای پهلوی طلبان 

ف. تابان

• جمهوری خواهان چپ نباید شریک پروژه ای شوند که می خواهد مردم را به انتخاب بین جمهوری و سلطنت مجبور کند، زیرا چنین پروژه ای می تواند به یک نتیجه ی ارتجاعی بیانجامد. چپ ها باید برای پایان دادن به حکومت جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس موسسان برای تاسیس نظام سیاسی آینده ی کشور بجنگند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲٨ دی ۱٣۹۷ –  ۱٨ ژانويه ۲۰۱۹

 

* طرح این یادداشت را روز گذشته در شبکه ی فیس بوک منتشر کردم و حالا با اضافه کردن نکات دیگری آن را اینجا می آورم:

این روزها انتشار بیانیه ی چهار سازمان سیاسی، بار دیگر بحث قدیمی سلطنت و جمهوری را داغ کرده است.
برای ورود به آن چه می خواهم بگویم دو تاکید ضروری است.
نخست آن که این یادداشت به معنای موافقت با آن چه بیانیه ی چهار جریان سیاسی گفته است، نیست. انتقاد، بیشتر به نگفته های آن است. در این اطلاعیه موضع این گروه های سیاسی – به ویژه با توجه به تاریخچه ی سیاست های آن ها – نسبت به اصلاح طلبان حکومتی به درستی روشن نشده است. نکته ی مهم تر این است که محتوای جمهوری مورد نظر آن ها – حتی در خطوط کلی اش – ناروشن مانده است. تاکید بر جمهوری خواهی در برابر پهلوی خواهی کار درستی است. اما ماندن در این دو گانه ای که از سوی مشروطه خواهان بر جنبش تحمیل می شود، می تواند یک اشتباه بزرگ دست کم برای چپ ها باشد. هدف چپ مبارزه برای یک جمهوری دموکراتیک و با سمت گیری عدالت خواهانه و سوسیالیستی در برابر انواع جمهوری خواهی ها با گرایش های راست طبقاتی است.

نکته دوم. در کشور ما «سلطنت طلبی» و «مشروطه خواهی» به صورتی کلی وجود ندارد. سلطنت در هر شکلش، مفهومی جز تلاش برای به قدرت رساندن دوباره ی خاندان پهلوی نیست. زیرا ما با طایفه دیگر و مدعی دیگری روبرو نیستم و قرار نیست که انتخابی هم صورت بگیرد. اگر قرار باشد سلطنت به ایران برگردد یعنی این که رضا پهلوی بر تخت بنشیند. حالت دیگری متصور نیست. بنابر این «حق انتخابی» که از آن صحبت می شود، حق انتخاب «شاه» هم نیست، مهر تایید زدن بر کسی است که از پیش تنها کاندید این مقام است.

۱. یک نمونه از یک بیانیه ی جمعی می آورم. اسم نویسندگان این بیانیه را هم نمی آورم که بحث به انحراف نرود. آن ها می نویسند:
«گویی نویسندگان بیانیه مشترک خود را تافته جدا بافته میدانند و هنوز که نه به دار است و نه به بار خود را وارث آینده ایران میدانند. … باید از چهار گروه موتلفه پرسید شما که امروز حتی حاضر نیستید با طرفداران پادشاهی پارلمانی بر سر براندازی نظام فاسد حاکم ائتلاف کنید، اگر فردا رای مردم بر نوع نظام دموکراسی پادشاهی بود چه می کنید؟»
و «اگرشما به دموکراسی و از این طریق به رای نهائی مردم پایبند هستید چگونه برای طرفداران پادشاهی پارلمانی خط قرمز کشیده اید؟»
این یک «استدلال» بسیار فراگیر در میان مشروطه خواهان و حامیان ائتلاف با آن هاست. تقریبا همه شان این را تکرار می کنند. برخی از رفقای چپ هم در «دراماتیزه» کردن موضوع سنگ تمام گذاشته اند و چنان تند رفته اند که کل تاریخ چپ را به خاطر امتناع از «ائتلاف با مشروطه خواهان» زیر سوال برده و حتی نفی می کنند.
اما این «خط قرمز»ی که کشیده شده، چیست؟ من در جای دیگری هم به اشاره گفته ام. چنان هیاهو و هوچی گری به راه انداخته اند و از جمهوری خواهان مخالف ائتلاف با رضا پهلوی، چنان چهره ای مستبدانه ای تصویر می کنند که گویی آن ها خواهان زندان و شکنجه و اعدام سلطنت طلب ها شده و رای به سلب حق حیات آن ها در امروز و فردای ایران داده اند و دارند برایشان چوبه های دار برپا می کنند.
امتناع از همکاری با یک نیروی سیاسی دیگر به هر دلیل – از جمله به دلیل گرایشات فاشیستی، دعوت دولت های خارجی به دخالت در کار اپوزیسیون، اعتقاد به حکومت مذهبی و حکومت موروثی و… – یک موضوع کاملا عادی در سیاست و جزو وظایف همیشگی احزاب سیاسی است، همان طور که ائتلاف با گروه دیگری از احزاب جزو وظایف امروز و فردای آن هاست. متهم کردن حزبی به عدم باور به رای و انتخاب مردم به دلیل آن که با حزب دیگری همکاری نمی کند، نشانه ی آن است که متهم کننده از دموکراسی هیچ نمی فهمد هر چند دوست دارد ادای آن را در بیاورد. همین اروپا را با ده ها مثال می توان شاهد آورد که خیلی از احزاب سیاسی حاضر به همکاری با احزاب سیاسی دیگر نیستند، آن ها همدیگر را به نقض و نفی دموکراسی متهم نمی کنند و رقبای خود را متهم به «میرات داری» کشورشان نمی کنند. در دموکراسی های پارلمانی که مورد تاکید این آقایان و خانم هاست، هر حزبی به تبع منافع و سیاست های خود با بعضی حزب های دیگر متحد می شود و با بعضی از آن ها متحد نمی شود.

موضوع در کشور ما اما یک قدم از این فراتر می رود. جمهوری خواهان در اینجا اساسا با حزبی مواجه نیستند که بخواهند با آن گفتگو و ائتلاف بکنند یا نکنند. آقای رضا پهلوی حاضر نیست در قامت یک حزب فرو رود و با سایر احزاب از موضعی برابر به مذاکره و گفتگو بنشیند. اگر آن جلسه ی معروف تلویزیونی را دیده باشید، او در نقش رهبر فرهمندی است که عده ای مداح به دورش حلقه زده اند. او نقش خود را از همین حالا که هیچ رایی هم به نفع او به صندوق ها ریخته نشده، بالاتر از دیگر انسان ها، احزاب و گروه های سیآسی می داند، خود را «هماهنگ کننده»ی می شناسد. سلطنت خود را شروع کرده و حاضر نیست در موقعیتی برابر با دیگر رهبران سیاسی قرار گیرد. جمهوری خواهان باید با چه کسی مذاکره و ائتلاف کنند؟ با کسی که پیشاپیش مدعی پادشاهی است و شان خود را به دلیل خونی که در رگ هایش جاری است، بالاتر از احزاب سیاسی می داند؟

۲. وقتی پهلوی طلبان، جمهوری خواهان را ملامت می کنند که به حق رای و نظر مردم معتقد نیستند و می خواهند «حق انتخاب» مردم را سلب کنند، موضوع بیشتر خنده دار می شود.
در کشور ما هیچ چیز بر سر جای خود قرار ندارد و یکی از این چیزهایی که در سر جای خود قرار ندارد این است که پهلوی طلبان مدعی «حق انتخاب» مردم شده اند و این موضوع را به رخ جمهوری خواهان می کشند. کمی ریز شدن در این ادعا شاید خالی از فایده نباشد.
این «حق انتخاب» که امروزه سلطنت طلبان مدعی آن شده اند قرار است یک بار در تاریخ صورت بگیرد، یا آن که مستمر باشد؟ جمهوری های پارلمانی می گویند، چهار سال، پنج سال یا هفت سال یک بار، دموکراسی های مستقیم از حق همیشگی مردم برای «انتخاب کردن» و «انتخاب نکردن» دفاع می کنند. سلطنت طلبان چه می گویند؟ آن ها «حق انتخاب» مردم را یک بار به رسمیت می شناسند که رضا پهلوی را – بدون هیچ رقیبی – به شاهی در ایران برگزینند و تمام؟ «شاه بعدی» قرار است «انتخابی» باشد یا «موروثی»؟ اگر قرار باشد این «حق انتخاب» مستمر باشد و مثلا هر پنج سال، یا ده سال تکرار شود، و نظام حکومتی را به رای بگذارد، آن وقت از سلطنت چه می ماند، جز یک جمهوری شرمگین؟ آیا آن ها فکر می کنند انتخاب بین «سلطنت و جمهوری» همین یک بار که آن ها دوست دارند صورت می گیرد و یا هر چند سال یک بار – مثلا برای هر نسل – باید تکرار شود، پس دیگر سلطنت موروثی جه مفهومی می تواند در نظام سیاسی کشور داشته باشد؟ از این پرسش ها فراوان می توان مطرح کرد…

این ها ظاهرا موضوع هایی بسیار بدیهی و پیش پا افتاده است. اما چه می توان کرد وقتی در کشور ما باید برای هر موضوع بدیهی و پیش پا افتاده ای از جمله این که سلطنت نفی حق حاکمیت مردم است، جنگید؟

٣. جمهوری خواهان چپ نباید شریک پروژه ای شوند که می خواهد مردم را به انتخاب بین جمهوری و سلطنت مجبور کند، زیرا چنین پروژه ای می تواند به یک نتیجه ی ارتجاعی بیانجامد. چپ ها باید برای پایان دادن به حکومت جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس موسسان برای تاسیس نظام سیاسی آینده ی کشور بجنگند. اگر آن ها در مجلس موسسان شکست خوردند و این مجلس رای به نظام سلطنت داد، آن ها دیگر مشارکت و مسئولیتی در این انتخاب نداشته اند. همین جا بگویم که به نظر من چنین احتمالی تقریبا وجود ندارد. به دنیا که نگاه کنیم هیچ جا سلطنتی که سرنگون شده باشد، دوباره باز نگشته است. مبارزه ی چپ در ایران مبارزه بر سر انتخاب جمهوری یا سلطنت نیست، مبارزه برای ایجاد یک جمهوری با سمت گیری عدالت خواهانه و سوسیالیستی است. اگر قرار باشد جمهوری آینده، از نظر طبقاتی یک سیاست راست روانه و پیرو نئولیبرالیسم را پیشه کند، آنگاه وظیفه ی نیروهای چپ به گمان من باز هم مبارزه ی بی امان علیه چنین جمهوری ای خواهد بود.




بانک ها فاشیسم را به اروپا باز می گردانند 

میکیس تئودوراکیس 

• در برابر تمامیت خواهی و توتالیتاریسم بازار که اروپا را به ویرانی کشانده است و آنرا به جهان سوم شدن تهدید می کند و ملتهای اروپا را علیه یکدیگربسیج، قاره ما را تخریب کرده وبازگشت فاشیسم را ترویج می کند. از شما می خواهیم مقاومت کنید. …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۷ دی ۱٣۹۷ –  ۱۷ ژانويه ۲۰۱۹


میکیس تئودوراکیس چهره نمادین مقاومت مردم یونان در کنار فیدل کاسترو  

در سال ٢٠١١، در حالی که یونان زیر نظارت ترویکا ( همکاری سه جانبه کمیسیون اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین امللی پول)قرار داشت، در حالیکه دولت تظاهرات را برای اطمینان بخشیدن به بازار سرمایه سرکوب می کرد واروپا طرح مالی تحمیلی اروپا را ادامه می داد، میکیس تئودوراکیس موسیقی دادن نامی یونانی مردم را به مبارزه دعوت می کند وبه مردم اروپا هشدار میدهد که اگر چنین وضعی ادامه یابد، بانکها فاشیسم را به اروپا باز می گردانند

میکیس تئودوراکیس چهره نمادین و سمبل مقاومت در برابر حکومت نظامی سرهنگها، طی مصاحبه در یک برنامه رادیو تلویزیونی سیاسی مهم هشدار میدهد که اگر یونان تسلیم خواستهای این به اصطلاح « شرکای اروپائی» شود، پایان« یونان به عنوان یک ملت» خواهد بود او دولت را متهم میکند که در برابر « شرکائی» که مردم آنها را « وحشی وتهاجمی» می خوانند، موریانه وار عمل می نماید اگر این سیاست ادامه پیدا کند،« ما نمی توانیم زندگی کنیم(…) تنها راه اینست که بر پا خاسته ومبارزه کنیم.»

میکیس تئودوراکیس پیشگام مبارزات در برابر اشغال نازی ها و فاشیسم، مبارز جمهوری خواه در طول جنگ داخلی، که شکنجه سرهنگها را متحمل شده، همچنین یک نامه سرگشاده به مردم اروپا می فرستد که در چندین نشریه یونانی به چاپ رسید. خلاصه این نامه :

مبارزه ما فقط برای یونان نیست، ما خواهان اروپائی آزاد، مستقل و دمکراتیک هستیم. ادعای دولتهائی که ادعا می کنند پول شما برای کمک به یونان خرج می شود را باور نکنید. برنامه « نجات یونان» آنها تنها کمک به بانکهای خارجی است، بانکهائی که از طریق سیاست گذاران ودولتها ئی که در خدمتشان هستند، مدل اقتصاد فعلی که منجربه بحران شد را تحمیل کرده اند. راه حل دیگری جز جایگزین کردن سیاست کنونی اروپا که بمنظور ایجاد بدهی تنظیم شده، و بازگشت به یک سیاست محرک تقاضا و توسعه، به سیاست حمایتی با کنترل جدی نهادهای مالی نیست. اگر دولتها بازار سرمایه داری را کنترل نکنند، بازار سرمایه داری دولتها و همچنین دمکراسی و همه دستاوردهای تمدن اروپائی را خواهد بلعید.

دمکراسی در آتن زمانی بوجود آمد که سولون، بدهی تهی دستا ن به ثروتمندان را لغو نمود. امروز نباید گذاشت بانکها دمکراسی اروپا را ویران کنند و مبالغ هنگفتی که خود به عنوان بدهی ایجاد کرده اند را بربایند. از شما نمی خواهیم که از مبارزات ما نه بعنوان پشتیبانی و نه به دلیل اینکه سرزمین ما مهد افلاطون وارسطو، پریکلس و پروتاگوراس، و مفاهیم آزادی ودمکراسی و اروپاست حمایت کنید (…) ما از شما می خواهیم بخاطر منافع خودتان از ما حمایت کنید. اگر امروز جامعه یونان، ایرلند، پرتغال و اسپانیا قربانی بدهی و بانکها شود، بزودی نوبت شما هم خواهد رسید. شما در میان خرابه های جامعه اروپائی پیروز نمی شوید.ما بنوبه خود دیر جنبیدیم ولی بیدار شده ایم (…) در برابر تمامیت خواهی و توتالیتاریسم بازار که اروپا را به ویرانی کشانده است و آنرا به جهان سوم شدن تهدید می کند و ملتهای اروپا را علیه یکدیگربسیج، قاره ما را تخریب کرده وبازگشت فاشیسم را ترویج می کند. از شما می خواهیم مقاومت کنید.

منبع: لوموند دیپلماتیک




طی ده سال گذشته  ۱۶ هزار کارگر در حوادث کاری جان باخته اند 

طی ده سال گذشته 
۱۶ هزار کارگر در حوادث کاری جان باخته اند 

• براساس گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان پزشکی قانونی روند جان باختن کارگران در حوادث کاری به طور سالانه رو به افزایش است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۷ دی ۱٣۹۷ –  ۱۷ ژانويه ۲۰۱۹

 


براساس گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان پزشکی قانونی کشور، طی ۱۰ سال از ابتدای سال ۱٣٨۷ تا پایان سال ۱٣۹۶، ۱۵۹۹۷ کارگر (۱۵۷۶۷ مردو ۲٣۰ زن) بر اثر حوادث کاری جان خود را از دست داده اند. بطورمیانگین در سال ۱۶۰۰ کارگرجانشان را براثر حوادث کاری ازدست دادند.

بنابه گزارش همین منبع، در سال ۱٣۹۶ تعداد ۱۶۷۵ کارگر بر اثر حوادث کاری جانشان را ازدست دادند که در مقایسه با ۱۶۴۵ کارگر جان باخته در سال ۱٣۹۵ رشد۱.۹ درصدی را نشان می دهد.
قابل یادآوری است، در سال ۱٣۹۵ هم در مقایسه با ۱۴۹۴ کارگرجان باخته براثر حوادث کاری در سال ۱٣۹۴ با رشد ۱۰.۱ درصدی روبرو بودیم.
همچنین طی ۱۰سال گذشته بیشترین آمار جان باختگان ۱۹۹۴ کارگر در سال ۱٣۹۲ و کمترین آن ۱۲۲۴ نفر در سال ۱٣٨٨ به ثبت رسیده است.

سال ۱٣٨۷: ۱۴٨۱ کارگر
سال ۱٣٨٨: ۱۲۲۴ کارگر
سال ۱٣٨۹: ۱۲۹۰ کارگر
سال ۱٣۹۰: ۱۵۰۷ کارگر
سال ۱٣۹۱: ۱۷۹۶ کارگر
سال ۱٣۹۲: ۱۹۹۴ کارگر
سال ۱٣۹٣: ۱٨۹۱ کارگر
سال ۱٣۹۴: ۱۴۹۴ کارگر
سال ۱٣۹۵: ۱۶۴۵ کارگر
سال ۱٣۹۶: ۱۶۷۵ کارگر.

بنابه این گزارش، در ۱۰ سال گذشته بیشترین قربانیان حوادث کاری در سه استان تهران با ٣٣۷۱، اصفهان با ۱٣٨٣ و خراسان رضوی با ٨٨۰ نفر ثبت شده است.
در حوادث کار عمده علت مرگ کارگران سقوط از بلندی است. بر اساس آمارهای موجود طی ۱۰ سال گذشته ۶۶۴۰ کارگر بر اثر سقوط از بلندی جان خود را از دست داده اند که ۴۱.۵ درصد از قربانیان حوادث کار ۱۰ ساله را در بر می گیرد.
پس از آن برخورد جسم سخت با ٣۷۵۶، برق گرفتگی ۲۲۱۵، سوختگی با ٨۱۹ و کمبود اکسیژن با ۶۷۰ کارگر جان باخته در رتبه های بعدی قرار می گیرند.

خاطر نشان می شود، وزارت کار تعداد کارگران جان باخته در سال ۱٣۹۶ را ٨۴٣ نفر گزارش کرده و مدعی است طی ۱۰سال گذشته ۱۰۶۹٣کارگر بر اثر حوادث کاری جانشان را از دست دادند. وزارت کار با کاهش آمار کشته شدگان حوادث کاری، می کوشد بر نقش و مسئولیت خود در بی توجهی به شرایط ایمنی کار سرپوش بگذارد.




من هم شایعه ام! 

• حسن صادقی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج که از بهمن ماه ۹۴ زندانی است، نامه‌ای سرگشاده با عنوان “من هم شایعه..!!” در حمایت و خطاب به اسماعیل بخشی، فعال کارگری، نوشته است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲٨ دی ۱٣۹۷ –  ۱٨ ژانويه ۲۰۱۹

 

حسن صادقی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج که از بهمن ماه ۹۴ زندانی است، نامه‌ای سرگشاده با عنوان “من هم شایعه..!!” در حمایت و خطاب به اسماعیل بخشی، فعال کارگری، نوشته است. حسن صادقی از بهمن ماه ۹۴ زندانی است. در زمان بازداشت توسط ماموران وزارت اطلاعات مورد شکنجه قرار گرفته است. این شکنجه‌ها عامل بروز بیماری‌های متعددی از جمله گلوکوم یا آب‌سیاه چشم و فشار چشم شده است.

من هم شایعه..!!
با سلام و درود به دوست و درد آشنایم آقای اسماعیل بخشی٬ دوستی که البته هیچ گاه ندیده‌ام ولی گویا که سالهاست می شناسم و علت آن هم نقطه اشتراکمان یعنی شکنجه و زندان است.
از زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج) برایت می‌نویسم. از آنجا که زندان رجایی شهر را برای زندانیان سیاسی تبدیل به قبرستان مجسم کرده‌اند از اخبار حکومتی راجع به شما شنیدم و حرفهای قاضی القضات جور که می‌گفت: “چرا رسانه های داخلی این شایعات (شکنجه) را دامن میزنند…!!!” قاضی که حکم خود را پیشاپیش با نامگذاری «شایعه» صادر کرده٬ الحق که صلاحیت رسیدگی را دارد..!؟؟؟
خواستم که در همراهی و همدردی با شما٬ «شایعاتی» که من هم در زندان تحمل کرده‌ام را بنویسم تا بدانید که تنها نیستید. من سال ۶۰ در حالیکه ۱۶ سال داشتم به جرم داشتن شور و شوق آزادی برای مردم و کشورم دستگیر شده و به اوین منتقل شدم. آن موقع شایعات به بیرون درز نمی کرد و در همان زندان مکتوم می‌ماند.
دفعات متوالی تحت شایعه و هر بار ۱۵۰ یا ۲۰۰ ضربه کابل و چوب به کف پاهایم می زدند. و سپس ۱۲ ساعت …بله ۱۲ ساعت به شکل قپانی٬ آویزان نگه می‌داشتند.
توضیح اینکه در آن لحظات و ساعت چه بر سر فرد می آید کار ساده‌ای نیست. بعد هم خونریزی کف پا و عفونت و… و عوارضی که در پا و چشم خودش را نشان میدهد.
سال ۶۱ چشم راستم آب مروارید آورد (این در زندان عمومی بود. برای همه که کابل می‌خوردند) و هر دو کتفم را شکسته بودند. البته همه‌ی اینها شایعه بود ولی عوارض این شایعات برای من آب مرواریدی بود که تبدیل به آب سیاه شد و بینایی چشمم را گرفته و تومورها‌ی استخوان کف هر دو پا که امکان راه رفتن را هم از من سلب کرده…
به همین خاطر وقتی می‌گویند آنچه که تو گفتی شایعه بوده من و همه‌ی مردم که این حکومت را ۴۰ سال تجربه کرده‌ایم به خوبی می‌دانیم که موضوع چیست. حتی اگر خودت هم مجبور به تکذیب بشوی بین زندانیان (و الان همه ایران) ولی به ویژه در میان زندانیان سیاسی اصل بر این است که هیچ چیز را باور نمی‌کنیم مگر اینکه توسط سخنگوی دولت٬ قوه قضاییه و وزارت اطلاعات تکذیب شود و مدعای تو هم تکذیب شد…!
الغرض سال ۹۱ هم دوباره دستگیر شدم ولی اینبار با همسرم (فاطمه مثنی) و پسرم (ایمان). در اتاق بازجویی صدای کتک خوردن پسرم و ناله‌های همسرم را می شنیدم یعنی میخواستند که بشنوم. البته که اینها شکنجه نبود!!! الان هم در سن ۵۳ سالگی به علت توده های اضافی استخوان های کف پایم نه میتوانم بایستم و نه حرکت کنم. از طرفی خودم در زندان رجایی شهر٬ همسرم در زندان اوین و بچه‌هایم بی سرپرست و آواره. حتی حکم مصادره خانه و مغازه پدریم را هم صادر کرده‌اند.
با این اوضاع حتی اجازه تلفن زدن و خبردار بودن از بچه‌هایم را هم ندارم. البته که اینها شکنجه نیست رأفت است! ملاقات همسرم را هم ممنوع کرده‌اند. درمان و اعزام به بیمارستان را هم به دلیل امنیت نظام ممنوع کرده‌اند. همانطور که می بینی اینها همه شایعه است. اینکه الان در زندان و در همدردی با تو می نویسم هم لابد شایعه است…!!!
هرچقدر می‌خواهند شکنجه را تکذیب و “شایعه” قلمداد کنند. واقعیت که تغییر نمی کند. شکنجه و زندان و بعد وقاحت تکذیب آن چیزی نیست که ماندگار بماند و اینها علائم ظلم است و جور و ماندگار نمی‌ماند. به این خاطر که من کاسب شکنجه دیده٬ تو کارگر شکنجه دیده٬ معلم و دهقان شکنجه دیده همه یک صدا همراه مردم و جوانان مان یک فریاد بیشتر نداریم که « هیهات مناالذله»…

حسن صادقی جمعه ۲۸ دی ۹۷، زندان رجایی شهر کرج




۳ عضو نشریه ی «گام» در زندان 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲٨ دی ۱٣۹۷ –  ۱٨ ژانويه ۲۰۱۹

 


با دستگیری امیر امیر‌قلی تعداد اعضای بازداشت شده ی نشریه ی چپ گرای «گام» به سه نفر رسید. عسل محمدی دیگر نویسنده ی این نشریه که پیشتر بازداشت شده بود، هم اکنون به طور موقت آزاد است.

امیر امیرقلی، زندانی سیاسی سابق و از اعضای تحریریه نشریه «گام» طی روزهای گذشته توسط نیروهای امنیتی در بابلسر بازداشت‌شده و به زندان اوین منتقل شد. پیش از او امیرحسین محمدی‌فرد و همسرش ساناز اله یاری نیز که همکاران او در این نشریه هستند، بازداشت شده بودند. عسل محمدی پس از ۳۳ روز بازداشت با تأمین وثیقه ‌۴۰۰ میلیون تومانی از زندان سپیدار اهواز به‌صورت موقت آزاد شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی به نقل از نزدیکان امیر امیر‌قلی، او به بیماری دیابت مبتلا است و باید حداقل ۴ نوبت در هر روز از انسولین خاصی که پزشک معالجش برای وی در نظر گرفته است را تزریق کند.
نشریه سیاسی، صنفی و فرهنگی «گام»، تا کنون سلسله یادداشت‌هایی را با موضوع‌های کارگری و در پیوند با اعتراض‌های اخیر در ایران منتشر کرده است.
شب چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، امیرحسین محمدی‌فر و همسرش ساناز اله‌یاری سردبیر و عضو تحریریه نشریه «گام» در منزل پدری خود از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و کماکان در بازداشت بسر می برند.
همچنین عسل محمدی، دانشجوی داروسازی دانشکده علوم دارویی دانشگاه آزاد تهران و یکی دیگر از اعضای تحریریه نشریه «گام» روز ۱۳ آذرماه بدلیل نوشتن مطالبی در حمایت از حقوق کارگران نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز در منزل شخصی خود از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به اهواز منتقل شد.
این فعال حقوق کارگران روز ۱۵ دی‌ماه ۹۷، با تامین وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت و تا زمان تکمیل روند دادرسی از زندان اهواز آزاد شد.
امیر حسین محمدی‌فرد و امیر امیر‌قلی پیش از این نیز از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.
امیر حسین محمدی‌فر، روزنامه نگار چپ، از اعضای سابق دانشجویان آزادیخواه و برابر طلب تهران، عضو پیشین هیات تحریریه نشریه‌های دانشجویی خاک و آرمان نو و دانش‌آموخته علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور تهران است. محمدی‌فر در اسفند ١٣۸۷ بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
امیر حسین محمدی‌فر در آذر ماه سال گذشته نیز در تجمع اعتراضی که نسبت به وضعیت رضا شهابی فعال کارگری برگزار شده بود به همراه ربابه رضایی همسر شهابی، یاشار دارلشفا و تنی چند از فعالان کارگری و مدنی بازداشت شده بود.
امیر امیرقلی فعال دانشجویی و زندانی سیاسی سابق پیش از این در دی‌ماه سال ۱۳۹۴ به اتهام «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری»، «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی»، «اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات» و «تبلیغ علیه نظام» از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به ۱۹ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.
جلسه دادگاه تجدیدنظر این زندانی سیاسی مورخ ۱۳ مردادماه سال ۹۵ برگزار شد و شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران با قضاوت «قاضی قمی‌زاده» حکم ۱۹ سال و شش‌ماه حبس امیر امیرقلی را به ۸ سال زندان کاهش داد.
بر اساس این حکم، امیر امیرقلی از اتهامات «اجتماع و تبانی علیه نظام» و «اخلال در نظم عمومی» تبرئه و به اتهامات «توهین به ائمه اطهار» به ۵ سال، «توهین به امام و رهبری» به ۱ سال و «تبلیغ علیه نظام» به ۲ سال و جمعاً به ۸ سال حبس محکوم شد که البته این حکم تجمیع و قرار شد پنج سال آن اجراییشود؛ در زمان تحمل دوران حبس، به خاطر اعطای عفو نوروزی محکومیت امیر امیرقلی به دوسال و نیم حبس کاهش یافت.
او نهایتا روز چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶، با اتمام محکومیت از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.