اتهام‌تراشی و پرونده‌سازی برای اعضای کانون نویسندگان ایران 

 


در مرداد سال جاری دو تن از دبیران کانون نویسندگان ایران، رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن، و نیز بکتاش آبتین، یکی از بازرسان کانون، به بازپرسی دادسرای امنیت واقع در زندان اوین احضار و “تفهیم اتهام” شدند. این احضار مربوط به پرونده‌ای بود که وزارت اطلاعات در اردیبهشت ۱٣۹۴ برای این سه عضو کانون گشوده بود. در روزهای اخیر آنها باز به همان شعبه بازپرسی احضار شدند تا یک بار دیگر “تفهیم اتهام” شوند. گویا اتهام “تبلیغ علیه نظام” که بار اول به متهمان “تفهیم” شده بود نهاد اطلاعاتی را، که شاکی پرونده است، راضی نکرده و پرونده به شعبه بازپرسی بازپس فرستاده شده تا دو اتهام دیگر به اتهام پیشین افزوده شود: “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” و “تشویق بانوان کشور به فساد و فحشا”. سنگین ترکردن بار اتهام در این گونه پرونده ها، چنانچه به توصیه و با اعمال نفوذ شاکی پرونده صورت گرفته باشد، حاکی از آن است که دراین پرونده سازی آشکار سرنوشت «متهمان» را نهادهای اطلاعاتی و امنیتی تعیین می­کنند و از دستگاه قضایی­ یی که بدین سان به خواست شاکی گردن می­گذارد امید هیچ دادرسی عادلانه و بی­طرفانه­ ای نباید داشت.

اما ساختگی­ بودن اتهام­ های یادشده در مورد اعضای کانون روشن­تر از آن است که به توضیح چندانی نیاز داشته باشد. اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” مستلزم آن است که متهمان در خفا بر ضد شخص یا نهادی دولتی تبانی کرده باشند؛ حال آن که کانون نویسندگان ایران تشکلی است علنی که در سراسر عمر پنجاه ساله­ ی خود هرگز دیدگاه­ ها و فعالیت­های خود را از چشم هیچ شخص یا نهادی پنهان نکرده و نمی­کند. وانگهی، اگر منظور از «امنیت ملی» امنیت «ملت» و در واقع مردم باشد، چیزی مضحک­­تر از این نیست که اعضای تشکلی چون کانون نویسندگان ایران بر ضد چنین امنیتی «اقدام» کنند. مصداق برهم­ زدن چنین امنیتی را باید نه در میان اعضای کانون بلکه بین کسانی جست که مردمی را سرکوب می­کنند که به مسالمت آمیزترین شیوه­ ها به خیابان می­آیند تا خواست­ های برحق خود را بیان کنند. در مورد اتهام «تبلیغ علیه نظام» نیز باید گفت انتقاد و مخالفت با این یا آن نهاد دولتی به دلیل سلب آزادی بیان و اِعمال سانسور نه مصداق «تبلیغ» است و نه به معنی ضدیت با کل «نظام». اما اگر این دو اتهام از نوع اتهام‌های رایجی است که به وفور بر پرونده‌ی فعالان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی الصاق می‌شود، “تشویق بانوان کشور به فساد و فحشا” اتهام جدید و بی­ پایه و اساسی است که ظاهراً (می گوییم ظاهراً زیرا درباره­ ی این اتهام، همچون دو اتهام دیگر، مطلقاً هیچ توضیحی به «متهمان» داده نشده است) پس از اعتراض‌های اخیر بسیاری از زنان به حجاب اجباری، در دستگاه اتهام‌تراشی و پرونده‌سازی سیستم دادرسی برای منتقدان و معترضان ساخته و پرداخته شده است. در این مورد نیز کانون نویسندگان ایران چیزی جز حق آزادی پوشش و مخالفت با حجاب اجباری را مطرح نکرده است و هیچ­یک از این­ها مصداق این اتهام نیست، مگر آن که خواست رفع تبعیض جنسیتی و برابری زنان با مردان را «فساد و فحشا» تلقی کنیم. برای این اتهام شرم­ آور نیز کسانی را باید به دادگاه کشاند که حقوق زن را نیمی از حقوق مرد می­دانند؛ کسانی را باید محاکمه کرد که سن فحشا و اعتیاد را به دوازده سالگی رسانده‌اند و گروه گروه زنان جوان را به بردگی جنسی کشانده و در بازارهای سکس داخل و خارج به تاراج گذاشته‌اند؛ کسانی که هزاران کودک دختر و پسر را از تحصیل و زندگی امن و شاد بازداشته و در کارگاه‌ها و خیابان‌ها جسم و جانشان را تباه و فسادهای گوناگون را به آنها تحمیل می‌کنند و… آری، اینان را باید به پای میز محاکمه کشاند نه نویسندگان آزادی­خواهی را که خواهان حق انتخاب آزادانه برای زنان­ اند و به آنان به چشم موجودی انسانی و برابر با مرد می‌نگرند.

بدین­سان، صدور چنین اتهام­ هایی در مورد سه تن از اعضای فعال کانون نویسندگان ایران ظلمی است آشکار و مبتنی بر دروغ و پاپوش دوزی که هیچ­گونه وجاهت حقوقی و قانونی ندارد. کانون نویسندگان ایران این اتهام تراشی و پرونده‌سازی‌ را محکوم می‌کند و خواهان رفع کامل اتهام از رضا خندان (مهابادی)، کیوان باژن و بکتاش آبتین، و مختومه­ کردن پرونده‌ی آنها و همه پرونده‌های مشابه است.

کانون نویسندگان ایران
۱۷ آبان ۱٣۹۷




مبارزه ی زیبا و ستودنی از دانش آموزان در دفاع از آموزگار زندانی شان




تعداد کشته شدگان جنگ امپریالیستی علیه خلق های خاورمیانه از نیم میلیون گذشت

 

Billedresultat for civile tab afghanistan

بر اساس گزارش جدید موسسه امور بین المللی و عمومی  واتسون (Watson) دانشگاه براون)   (Brownجنگ امپریالیستی به اصطلاح علیه “ترور” که پس از 11 سپتامبر 2001 آغاز شد تا کنون نزدیک به نيم ميليون کشته در عراق، افغانستان و پاکستان داشته است.

کشته شدگان شامل شورشیان، پلیس محلی و نیروهای امنیتی، و همچنین مردمان غیرنظامی و سربازان آمریکایی و متحدان آنها می شود.

نویسنده این گزارش می گوید که بسیاری از کشته شدگان که توسط ایالات متحده و نیروهای محلی به عنوان شورشیان معرفی می شوند در واقع از مردمان عادی شهر و روستا هستند. بر اساس این گزارش تعداد کشته شدگان غیرنظامی بین 182272 و 204575  در عراق، 38480 نفر در افغانستان و 23372 نفر در پاکستان است. آمار کشته شدگان شامل کشته شدگان غیرمستقیم جنگ در نتیجه محاصره، بی غذایی  و بیماری های گوارشی نمی شود.

در مقایسه با دو سال پیش تعداد کشته شدگان به اندازه ۱۱۰۰۰۰ نفر افزایش داشته است. جنگ علیه “ترور” هر روز شدت و گسترش بیشتری می یابد.

قابل توجه است که کشته شدگان در جنگ اشغالی در لیبی جزو این آمار نیستند.




انتخابات امریکا؛ شکست ترامپ بدون گردش به “چپ”

۱۸ آبان ۱۳۹۷

Image result for cortez representative socialist

حزب دموکرات، روز سه شنبه در انتخابات میان دوره ایالات متحده، کنترل مجلس نمایندگان کنگره را به دست آورد.

هر چند که حزب جمهوری خواه کنترل مجلس سنای کنگره را همچنان حفظ  کرده است، با این حال با این انتخابات تصویب قوانین پیشنهادی رئیس جمهور دونالد ترامپ از این پس سخت تر می شود.

کنفدراسیون اتحادیه کارگری امریکا (AFL-CIO) نتیجه ی انتخابات را فوق العاده خواند.

تقریبن همه ی نامزدهایی که قول دفاع از اتحادیه های کارگری و حقوق کارگران را داده بودند، در انتخابات میان دوره سه شنبه در ایالات متحده انتخاب شدند.

بیشتر نامزدهای انتخاب شده، به ویژه میان دموکراتها، عضو اتحادیه های کارگری هستند – یا بوده اند. و افزون بر این چندین نامزد انتخاب شده  خود را “سوسیالیست های دموکراتیک” و حامیان مدل رفاه اسکاندیناوی می دانند.

در  ایالت نوادا ( Nevada) جکی روزن   (Jacky Rosen )دموکرات که از پشتیبانی کنفدراسیون اتحادیه کارگری برخوردار بود توانست نامزد و سناتور چند دوره از حزب جمهوری خواه را شکست دهد.

در ایالت کانتیکت   (Connecticut ) معلم جاهانا هیز  (Jahana Hayes) دموکرات که از پشتیبانی سندیکای معلمان برخوردار بود به نمایندگی مجلس نمایندگان برگزیده شد.

پیش خدمت سابق رستوران الکسندرییه أوكاشيو کورتز  (Alexandria Ocasio-Cortez) نامزد سوسیالیست حزب دموکرات، توانست در ناحیه خود در نیویورک  با ۷۸ درصد آراء وارد مجلس نمایندگان شود.

در ایالت ویسکانسین    (Wisconsins )  فرماندار ضدکارگری  جمهوریخواه، اسکات واکر (Scott Walker)، جای خود را از دست داد.

در ایالت فلوریدا، کارلوس کوربلو (Carlos Curbelo ) جمهوری خواه و نامزد مورد علاقه صنایع نظامی ناگزیر  به شکست سنگینی تن در داد.

بر حسب نتیجه همه پرسی در آرکانزاس (Arkansas)   ، حداقل دستمزد را از 8.5 دلار در هر ساعت به 11 دلار و همچنین در میسوری      (Missouri) حداقل دستمزد از 7.8 دلار در هر ساعت به 12 دلار افزایش یافت.

 

AFL-CIO معتقد است که تنها شکست تعداد چشمگیری از نامزدهای جمهوری خواهان در مناطق مختلف خود یک پیروزی برای جنبش اتحادیه های کارگری است.

 

با وجود پیروزی های دموکرات های پیشرو و در دست گیری اکثریت مجلس نمایندگان، رهبر دموکرات ها در مجلس نمایندگان تاکید کرد که با دولت ترامپ همکاری خواهد کرد.

بنابراین نتیجه انتخابات هر چند امیدبخش است ولی از آن جایی که حزب دموکرات یکی از دو حزب بزرگ طرفدار سرمایه داری لجام گسیخته است نمی توان نتیجه را گردش به “چپ” خواند.




پیام اتحادیه آزاد کارگران ایران به کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه 

دوستان، یاران و همکاران در شرکت نیشکر هفت تپه
بادرودهای گرم و فراوان

ما در اتحادیه آزاد کارگران ایران، بنا بر تعهد طبقاتی خود در لحظه لحظه ی مبارزات حق طلبانه شما، دوشادوش تان بوده ایم و خواهیم بود.
ما هر روز و هر لحظه ای که شما در دفاع از حقوق انسانی خود دست به اعتصاب زده اید همچون شما دقایق و روزهای پر استرسی را تجربه و پشت سر گذاشته ایم.
و اما اینک، از آذر ماه سال گذشته به این سو، علاوه بر اعتصابات کوتاه مدت، این سومین بار است که دست به اعتصابی بزرگ زده اید.
گفته میشود مشکلات هفت تپه با واگذاری آن به بخش خصوصی آغاز شده است. این در حالی است که بزرگترین اعتصابات و اعتراضات کارگری در شرکت نیشکر هفت تپه که منجر به ایجاد سندیکا نیز شد در سال ۱٣٨۶ و در مقطع دولتی بودن شرکت صورت گرفت که بطور مداوم تا خصوصی شدن آن نیز ادامه داشت.
این بحث به معنای ارجحیت بخش خصوصی به بخش دولتی نیست. بلکه تاکید بر ماهیت غارتگرانه ی سرمایه داری، چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی است و آن چیزی که در این میان متضمن دست یابی ما کارگران به حقوق انسانی مان است نه لزوما در دولتی بودن و نه در خصوصی بودن شرکت، بلکه در میزان اتحاد و همبستگی و سطح مبارزات ما برای دستیابی به مطالباتمان است.
در اعتصابات و اعتراضاتی که در شرکت نیشکر هفت تپه طی سالیان متمادی صورت گرفته است اعتصاب شکوهمند آذر ماه سال گذشته نقطه عطف مهمی بود. اما این اعتصاب بزرگ نیز همچون اعتصابات بعد از آن با وعده و وعید به اتمام رسید و در پی آن کانال رسمی کارفرما با هدف خرید زمان و فرصت برای غارتگریهایش، موضوع انتخاب نماینده و مجمع نماینده ها را تبلیغ کرد.
بی تردید این حرکت از سوی کارفرما هر چند که با هدف خرید زمان برای غارتگری های بیشتر از طریق نشست و برخاست و مذاکرات متعدد با نماینده های ما صورت گرفت، در عین حال یک پیشروی مهم برای ما و نتیجه ی مبارزاتمان بود.
شورا و تصمیم گیری شورائی، دموکراتیک ترین شکل تصمیم سازی و تصمیم گیری و بدیل ما کارگران حتی برای اداره جامعه است. ما در اتحادیه آزاد کارگران ایران اتخاذ چنین رویکردی در تصمیم سازیها و تصمیم گیرهایتان را یک نقطه عطف مهم در شرکت نیشکر هفت تپه به عنوان یک مرکز مهم اعتراض کارگری در جنبش کارگری ایران ارزیابی و آن را به شما یاران و همکاران صمیمانه تبریک میگوئیم.
اما دلخوش داشتن به اینکه ما شورایی فکر میکنیم و شورائی تصمیم میگیریم برایمان نان نمیشود. اینکه چه تصمیماتی میگیرم و چگونه و با چه اشکالی از اعتراض، خواستهای خود را به دولت و کارفرما تحمیل میکنیم خود به اندازه تصمیمات شورائی اهمیت دارد.
بنا بر گزارشاتی که ما در اتحادیه آزاد کارگران ایران از شما در نیشکر هفت تپه دریافت کرده ایم کارفرما از اعتصاب آذر ماه سال گذشته به این سو با به کارگیری سیاستهای زیر عملا موفق به تن ندادن به خواستهای ما شده است:

۱- تلاش کارفرما برای تقلیل نقش نماینده ها به عنوان رابطی بین مدیریت و کارگر.
هر چند که بسیاری از نمایندگان نقشی فراتر از این ایفا کرده و مظهر مبارزات خستگی ناپذیرمان برای دست یابی به مطالباتمان بوده اند، اما واقعیت جان سختی که در این بین وجود دارد این است که کارفرما با رندی تمام موفق شده است با بها دادن صوری به نمایندگان، برگزاری جلسات متعدد با آنان و مصوبه های بی حاصل و ارائه گزارش از سوی نمایندگان به ما و بر این بستر دادن امید واهی به ما کارگران، از دامنه و عمق اعتراضات ما از آذر ماه سال گذشته به این سو بکاهد و زمان و فرصت لازم را برای غارتگری هایش بدست آورد.

۲- سناریو سازی و خیمه شب بازی پیرامون جابجائی های مدیریتی در شرکت.
به این معنا که کارفرما در طول ماههای گذشته بیشترین توجه ما را با خیمه شب بازیهایی که برخی مدیران براه انداختند به جابجائی های مدیریتی معطوف کرد. بطوریکه موفق شد جابجائی های مدیریتی را به جای خواستهای برحق و اصلی ما به خواست محوریمان تبدیل و از این منظر هر بار ما کارگران را علیه یک مدیر به نفع یک مدیر دیگر درگیر کند. این در حالیست که در دنیای واقعی هر مدیری که کارفرما منصوب میکند قانونا و طبق قرارداد نه منفعت کارگر، بلکه باید منفعت کارفرما را تامین و تضمین کند.

٣- بکار گیری سناریوی توهین به کارگران و دامن زدن به تفاوتهای قومی و مسئله کارگر بومی و غیربومی
توهین برخی مدیران به کارگران و دامن زدن به تفاوتهای قومی و نژادی در بین کارگران در واقع ابزاری از سوی کارفرما برای مشغول کردن ما کارگران به اینگونه مسائل بود تا مرکز توجه ما را از پرداختن به مبارزه برای دست یابی به مطالباتمان به مسائل اینچنینی معطوف و موفق به خرید زمان برای تداوم غارتگری هایش شود.

۴- عدم پاسخگوئی صاحبان و مدیران شرکت به ما کارگران و عدم حضور آنان در شرکت.
این مسئله، نه امری اتفاقی و یا بلبشویی مدیریتی، بلکه با هدف ایجاد سر درگمی در میان ما کارگران و تحمیل یک شرایط فرسایشی به ما برای تن دادن به وضعیت موجود و تداوم غارتگریهایش بوده است. در این رابطه نیز کارفرما از آذر ماه سال گذشته به این سو با بکارگیری این سیاست موفق شده است بخشی از توجه ما را به عدم مدیریت صحیح در نیشکر هفت تپه جلب و ما را به جای سازماندهی اعتراضات و اعتصابات تعیین کننده، درگیر مقوله به اصطلاح مدیران نالایق و غیرمتخصص بکند. این در حالیست که مدیریت حاضر و غیرحاضر در شرکت نیشکر هفت تپه مشغول کار و انجام وظیفه ی طبیعی خود، یعنی تامین بیشترین منافع برای کارفرما و تداوم غارتگریهای آن است.

دوستان، یاران و همکاران در شرکت نیشکر هفت تپه
اینک و با پیش آمدن موضوع اختلاس دلاری کارفرمای شرکت و با توجه به اعتصاب چهار روزه ای که آغاز کرده ایم یک فرصت گران برای دست یابی به مطالباتمان ایجاد شده است. این فرصت را نباید از دست داد. نباید خود را با مسائلی که در چهار بند بر اساس گزارشات خود شما به آنها پرداختیم مشغول کنیم.
باید با اتحاد و همبستگی در بخشهای مختلف شرکت، یکبار دیگر مطالبات خود از قبیل پرداخت فوری و یکجای دستمزدهای معوقه، به روز کردن پرداخت دستمزدها و افزایش آن بدلیل چند برابر شدن هزینه های زندگی در ماههای اخیر، اصلاح قراردادها، انعقاد قرارداد مستقیم کارگران روزمزد و اقبالی، حل و فصل بی چون و چرای مسائل کارگران بازنشسته و در شرف بازنشستگی، عودت فوری و بی قید و شرط زمینها و بخشهای جدا شده از شرکت، به رسمیت شناسی سندیکا و یا مجمع نمایندگان به عنون هسته اصلی و آتی سندیکا از سوی مدیریت و اداره کار، قطع دست مافیای ثروت و قدرت از شرکت و اینگونه مطالبات را به پرچم اعتراض و اعتصاب خود تبدیل کنیم.
باید تجربه گرانقدر اعتراضات متحدانه و خیابانی کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز را بکار بندیم. باید متحد و یکپارچه اعتراضات خود را تشدید کنیم.
حق با ماست و کسی را یارای وادار کردن ما به کار با شکم گرسنه و یارای دفاع از غارتگری های سیستماتیک و سازماندهی شده از سوی مافیای ثروت و قدرت در شرکت نیشکر هفت تپه نیست.
مبارزات شما در شرکت نیشکر هفت تپه بشدت مورد توجه افکار عمومی و سازمانها و نهادهای کارگری داخلی و بین المللی است.
ما در اتحادیه آزاد کارگران ایران، دوشادوش و در کنار شما هستیم. هر درجه از موفقیت و پیروزی شما، موفقیت و پیروزی ما کارگران در سراسر ایران است.

زنده باد هفت تپه
همبسته تر باد اتحاد و همبستگی سراسری کارگران ایران

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ۱۶ آبانماه ۱٣۹۷




سرمایه داری سیاسی در ایران – سخنرانی مهرداد وهابی در پاریس 

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۶ آبان ۱٣۹۷ –  ۷ نوامبر ۲۰۱٨

 




موج تازه احضار و بازداشت روزنامه‌نگاران 

 


گزارش‌گران بدون مرز (RSF) موج تازه‌ سرکوب علیه روزنامه‌نگاران در ایران برای ابراز نظر در شبکه‌های اجتماعی را محکوم می‌کند. در کمتر از یک ماه شماری از روزنامه‌نگاران به نهادهای امینتی و یا دادگاه‌ها احضار و دست‌کم چهار روزنامه‌نگار بازداشت شده‌اند.

رضا معینی مسوول دفتر ایران و افغانستان سازمان در این باره گفت: «گزارش‌گران بدون مرز خواهان آزادی فوری این روزنامه‌نگاران و پایان دادن به بازداشت‌های خودسرانه است. سرکوب آزادی اطلاع‌رسانی و بازداشت روزنامه‌نگاران راه‌یافت مبارزه با فساد گسترده نیست.»

ماموران امنیتی لباس شخصی به تاریخ ۱۴ ابان ۱۳۹۷، مسعود کاظمی خبرنگار سابق شرق را پس از بازرسی منزل و ضبط ابزار کار شخصی از این میان سخت دیسک رایانه‌هایش بازداشت و به محل نامعلومی منتقل کردند. خانواده و وکیل وی از دلیل بازداشت، نهاد بازداشت کننده و محل بازداشت وی بی اطلاع هستند. این روزنامه‌نگار در صفحه توییتر خود در باره وضعیت کشور و مواضع جناح‌های مختلف انتقاد می‌کرد. حساب توییتری وی نیز ساعتی پس از بازداشت بسته شد.

همچنین یک هفته پیشتر ماموران وزارت اطلاعات به تاریخ ۷ ابان ۱۳۹۷ صبا آذرپیک، روزنامه‌نگار سابق ماه‌نامه تجارت فردا و روزنامه اعتماد را بازداشت کردند. پس از بازداشت حساب توییتری و کانل تلگرامی وی نیز مسدود شد. صبا آذرپیک در آخرین افشاگری‌هایش با انتشار اسنادی وزیر صمت محمد شریعتمداری را به فساد و ارتشا متهم کرده بود. این وزیر که از چهره‌های پشت پرده امنیتی به تازه‌گی به وزارت کار و رفاه احتماعی انتخاب شد. این افشاگری‌های درست دو روز پیش از رای گیری مجلس منتشر شده بودند موجی از واکنش را در شبکه‌های اجتماعی و در میان سیاست‌مداران دامن زدند. در روز رای‌گیری نیز معاون وزرات اطلاعات بدون تکذیب صحت مدارک اما اعلام کرد که از منتشر کنندگان این اسناد شکایت خواهد کرد. وی یک روز پس از بازداشت با سپردن وثیقه به شکل موقت آزاد شد.

صبا آذرپیک پیش از این بارها بازداشت شده بود از این میان در تاریخ ٧ خرداد ١٣٩٣ بازداشت و روز ۲۹ مرداد ماه، پس از سپری کردن بیش از هشتاد روز در انفرادی، با سپردن ۲۰۰ میلیون وثیقه آزاد شد.

روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه ای در دیگر استان‌های کشور هم از احضار و بازداشت و محکومیت بی نصیب نیستند. اجلال قوامی روزنامه‌نگار مستقل به تاریخ ۲۵ شهریور۱۳ ۹۷ ماه با اتهام «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» برای انتشار سه نوشته بر روی شبکه‌های اجتماعی در باره وضعیت فعالان حقوق بشر و زندانیان عقیدتی از سوی شعبه دادگاه سنندج به هشت ماه زندان محکوم شده است. وی به تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ از سوی شعبه دو دادسرای سنندج احضار و بازپرسی شد. وی با قرار کفالت ۲۰ میلیون به شکل موقت و در انتظار دادگاه و صدور حکم آزاد شد.

در همین شهر به تاریخ ۱۴ مهر ماه کاظم ایمان‌زاده، مدیر مسو.ل سایت هیوانیوز نیز به شعبه نخست دادگاه کیفری استان احضار شده بود.سپاه پاسداران از شاکیان این روزنامّ نگار است که برای انتشار خبرهای بر روی سایت به «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» وی در انتشار برگزاری دادگاه به شکل موقت آزاد است.

جمهوری اسلامی ایران در رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات ۲۰۱۸ گزارش‌گران بدون مرز از میان ١٨٠ کشور جهان در رده ١٦۴ قرار دارد.




فراخوان تحصن سراسری معلمان و فرهنگیان 

 


معلمان عزیز
دانش آموزان و والدین گرامی
مردم شریف ایران
همان طور که همگان می دانند نظام آموزشی ایران با بحران ها و معضلات جدی روبرو است و مسئولان در قوای سه گانه اراده و تمایلی به حل مشکلات ندارند و گرنه در قبال خواسته های معلمان خود را به ندیدن و نشنیدن نمی زدند. بارها دیدار و گفتگو، نامه نگاری و طومارنویسی، تجمع و اینک تحصن، اما دریغ از یک واکنش مثبت از سوی دولتیان و مجلس نشینان!
دولتیان نه تنها به مطالبات بی توجه هستند بلکه فراتر از آن در حال اجرایی نمودن طرح ضدآموزشی و ضدمعلمی موسوم به طرح معلم تمام وقت هستند، طرحی که قرار است بیشتر از گذشته معلمان را با دستمزد و حقوق پایین استثمار نماید. نهادهای امنیتی و حراست ها نیز همچنان بر مدار گذشته خط پرونده سازی و سرکوب فعالان را ادامه می دهند. بطوری که از تهدید و ارعاب پا را فراتر گذاشته و به فعالان صنفی اتهام اخلاقی و روانی می زنند.
برخی مجلسیان نیز، آشکارا، نارضایتی واعتراضات معلمان در قالب تحصن را منکر و برخی دیگر نیز با الفاظ زشت، رکیک و توهین آمیز با معلمان معترض برخورد می کنند. بجز عده ای اندک، وضعیت سایر نمایندگان نیز بهتر از این نیست.
در چنین شرایطی است که معلمان بر اساس حقوق شهروندی و امتیازات قانونی برای تحقق مطالبات خود مجبور به اعتراض و تحصن می شوند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران به دلیل بی توجهی مسئولان به مطالبات فرهنگیان و اعتراضات مدنی آنها، مخصوصا تحصن گسترده ی مهرماه، به تمام فرهنگیان ایران مجدد فراخوان می دهد در روزهای سه شنبه و چهارشنبه ۲۲ و ۲۳ آبان ضمن حضور در مدرسه از رفتن به کلاس ها خودداری نمایند و در دفتر مدارس تحصن کنند.
شورای هماهنگی ضمن سپاس از تمام فرهنگیان که متحدانه در تحصن مهرماه حضور داشتند از آنان می خواهد در فضای مجازی برای تبلیغ تحصن استفاده کرده و از فرصت زنگ تفریح در روزهای منتهی به تحصن برای گفتگو با همکاران و دعوت به تحصن استفاده نمایند.
شورا از آن دسته از فرهنگیان که بنا بر هر دلیل در تحصن مهرماه شرکت نکردند درخواست می کند متحدانه به صفوف متحصنین بپیوندند. بر ترس و دو دلی غلبه نمایند و از تهدیدات نهراسند که قدرت ما در گروِ اتحاد ماست و تمام این کنش ها مطابق با موازین قانون اساسی کشور است.
شورای هماهنگی خطاب به دانش آموزان و والدین عزیز اعلام می کند هدف از تحصن آن است که حاکمان مجبور شوند به وظایف خود طبق قانون اساسی در قبال دانش آموزان و تامین آموزش رایگان، کیفی و عادلانه عمل نمایند و بیش از این معیشت و منزلت معلم را مورد هجمه قرار ندهند.

شورای هماهنگی خطاب به دولت و مجلس و قوه قضاییه اعلام می کند نهادها و دستگاههای زیر مجموعه شما بهتر از هر کس می دانند مطابق اصل ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی، تشکل های صنفی و شورای هماهنگی قانونی و دارای مجوز اند و اعتراض حق معلمان است. اگر امروز رسانه های برون مرزی صدای معلمان را منعکس می کنند ربطی به تشکل ها ندارد چرا که شما صدای ما را خفه می کنید. صدا و سیما بعنوان رسانه به اصطلاح ملی برای ترویج و تبلیغ برنامه های ضدآموزشی در اختیار و اجاره ی مافیای آموزشی و کنکور است و هرگز توجهی به خواست و مطالبات معلمان ندارد و هر وقت هم خبری را بازتاب داده یا برای پرتوقع جلوه دادن معلمان بوده یا به دنبال تسویه حساب سیاسی با جناح مقابل بوده است.
با وجود این ما تنها به کانال اطلاع رسانی رسمی شورا و حمایت فرهنگیان و مردم پشت گرم هستیم و از تمام جریانات سیاسی داخل و خارج مستقل عمل می کنیم. پس بار دیگر از این طریق از همه ی مسئولان می خواهیم، مسئولیت خود در قبال معلمان و مردم را به درستی انجام داده و تشکل های صنفی معلمان را به رسمیت بشناسند و با در اختیار گذاشتن تریبون و ایجاد تعامل با آنها خواسته های شان را برآورده سازند.

شورای هماهنگی در این راستا اهداف تحصن آبان ماه را به شرح زیر اعلام می دارد:
۱. تامین و تضمین بودجه عادلانه برای اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری و رفع تبعیض علیه فرهنگیان شاغل و بازنشسته و اجرای اصل ۳۰ قانون اساسی، آموزش رایگان
۲. اجرای فاز دوم رتبه بندی
۳. توقف طرح معلم تمام وقت
۴. توقف روند پرونده سازی و سرکوب معلمان و آزادی معلمان دربند.
بدیهی است ما از هر گام مثبت استقبال می کنیم و چون به این پاسخ تکراری مسئولان که همواره می گویند “مطالبات بار مالی دارد” عادت داریم به شما پیشنهاد می کنیم برای نشان دادن حسن نیت معلمان زندانی را آزاد کنید و روند پرونده سازی برای فعالان را متوقف کنید.
ما باور داریم تمام مطالبات فرهنگیان قابل تحقق و قانونی است پس اعلام می کنیم در صورت ادامه روند فعلی، اعتراضات در ماههای آینده به هر طریق ممکن ادامه می یابد.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۱۷ آبان ۹۷