اعتراضهای مردم هم چنان ادامه دارد

 

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، کارگران بخش حمل و نقل پالایشگاه آبادان، خواستار وصول مطالبات معوقه مزدی خود شدند.

صبح امروز (هفتم آبان ماه) نزدیک به۹۰ کارگر پیمانکاری بخش حمل و نقل پالایشگاه آبادان برای پیگیری وصول مطالبات مزدی خود، تجمع اعتراضی برپا کردند.

این کارگران علت اصلی برگزاری این تجمع را اعتراض به بی‌توجهی مدیریت پالایشگاه به افزایش دستمزد سال جاری کارگران پیمانکاری بخش حمل ونقل بر اساس مصوبه شورای عالی کار عنوان کردند ودر ادامه مدعی شدند بخش دیگری از مطالبات مربوط به مزایای مزدی وعده داده شده به حساب کارگران واریز نشده‌است.

آنها با تاکید بر اینکه خواسته ما دریافت مطالبات قانونی است، در ادامه افزودند: “جدا از اینکه کارفرما یک ماه از دستمزد کارگران پیمانکاری بخش حمل ونقل پالایشگاه آبادان را به تاخیر انداخته ، مصوبه شورای عالی کار را برای افزایش حقوق سال جاری (۹۷)کارگران حمل ونقل پالایشگاه اجرایی نکرده است”.

تجمع صنفی دانشجویان تربیت مدرس امروز نیز ادامه یافت

به گزارش ایلنا، تجمع صنفی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس که روز گذشته (ششم آبان ماه جاری ) در این دانشگاه برگزار شد، امروز نیز ادامه یافت.

مسائلی چون واگذاری خوابگاه های استیجاری، پایین بودن کیفیت غذا، وضعیت نامطلوب سلف سرویس، اعتراض به آنچه پولی سازی دانشگاه نامیده شد از جمله مطالبات دانشجویان معترض بود.

دانشگاه تربیت مدرس که تاریخ تاسیس آن به سال ۶۵ باز می گردد در حوزه تحصیلات تکمیلی هم اکنون ۱۰ هزار دانشجو دارد.

یک دانشجوی دکتری که خواست نامش فاش نشود، در این باره به خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا گفت: “پولی کردن دانشگاه یکی از دلایل اعتراض دانشجویان در این تجمع بود”.

دانشجویی دیگر عنوان کرد: “در سال های گذشته ترم پنجم دانشجویان کارشناسی ارشد و ترم نهم دانشجویان دکتری جزو سنوات مجاز آن ها شمرده می شد و از این رو بابت آن دانشجو شهریه نمی پرداخت اما اکنون پولی شده است”.

همچنین یک دانشجوی دوره کارشناسی ارشد به ایرنا گفت: “در حال حاضر از حداقل ظرفیت امکانات اتاق حداکثر استفاده را می کنند به نحوی که اتاق های ۳ نفره در اختیار ۵ دانشجو قرار می گیرد، و علت آن هم واگذاری بسیاری از خوابگاه های استیجاری است”.

این دانشجو کیفیت پایین غذا و برخورد نادرست مسوولان را از دیگر مسائل و مشکلات دانشگاه خواند و گفت: “با وجود افزایش قیمت، کیفیت غذاها تغییری نکرده است”.

محمد حسن نصرتی، مدیر روابط عمومی دانشگاه تربیت مدرس نیز در باره تجمعات دو روز پیش این دانشگاه به خبرنگار ایرنا گفت: “اعتراض از جمله حقوق دانشجویان است اما درخواست مسئولان از دانشجویان پیگیری مطالبات خود از طریق مجاری قانونی است”.

وی افزود: “محمد تقی احمدی رئیس دانشگاه امروز با حضور در جمع اعتراض کنندگان، از آن ها خواست تا مسائل خود را از طریق شورای صنفی دانشجویان مطرح کنند”.

اعتراض مالباختگان موسسه کاسپین در تهران

به گزارش هرانا، امروز، جمعی از مالباختگان موسسه کاسپین، در تهران تجمع کردند.

این مالباختگان مقابل دفتر مرکزی موسسه کاسپین در تهران، اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.

اعتراض سپرده‌گذاران موسسه‌های مالی و اعتباری از دو سال پیش آغاز شد و دولت و بانک مرکزی پرداخت مطالبات سپرده‌گذاران از طریق بانک‌های دولتی و خصوصی را متعهد شدند.

بر اساس ادعای بانک مرکزی تا به حال مطالبات بیش از ۹۵ درصد سپرده‌گذاران پرداخت شده است.

کارگران خط و ابنیه فنی راه‌آهن حداقل در دو ایستگاه شاهرود و اندیمشک تجمع کردند

کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران دوشنبه هفتم آبان برای سومین روز پیاپی در چند شهر تجمع کردند.

منابع خبری از تجمع کارگران در حداقل دو ایستگاه راه‌آهن اندیمشک در استان خوزستان و شاهرود در استان سمنان خبر داده‌اند.

شورای هماهنگی کارگران و کارکنان نگهداری خط و ابنیه فنی راه‌آهن جمهوری اسلامی هفته گذشته با صدور اطلاعیه‌ای، کارگران این بخش در سراسر ایران را به تجمع و اعتراض از ۵ تا ۱۰ آبان فراخواند.

این شورا در این بیانیه اعلام کرده که وعده‌های مسئولان مبنی بر پرداخت معوقات مزدی عملی نشده و تغییری در وضعیت کارگران به وجود نیامده است.

شمار کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه‌آهن حدود ۶۵۰۰ تن گزارش شده که نزدیک به شش ماه دستمزد معوق طلب دارند.

این کارگران با قراردادهای موقت و به واسطه شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی مشغول به کار هستند.

کشاورزان کوشک اصفهان در اعتراض به عدم تامین حق‌آبه تجمع کردند

در ادامه اعتراضات کشاورزان استان اصفهان، روز گذشته یکشنبه ششم آبان کشاورزان کوشک تجمع کردند.

آنها تراکتورهایشان را در میدان ورودی شهر پارک کردند و به نشانه اعتراض چادر به پا کردند.

دور تازه اعتراضات کشاورزان استان اصفهان از مهر امسال آغاز شده است.

کشاورزان در شهرهای مختلف این استان از آن زمان هر روز تراکتورهای خود را در یکی از میادین ورودی شهر پارک می‌کنند و گاه نیز شبانه در همان محل چادر می‌زنند.

استاندار اصفهان پیشتر وعده کرده بود با اجرای طرح بازچرخانی آب، مشکل کشاورزان برای کشت پائیزه را برطرف کند.

این طرح اما با مخالفت نمایندگان روبرو شده است.

کشاورزان می‌گویند که دولت در باره کمبود آب برای کشاورزی «دروغ» می‌گوید و آب زاینده‌رود را به بخش نظامی و صنایع فولاد و سرامیک اختصای داده است.

حسن کامران نماینده اصفهان نیز گفته که وزارت نیرو سهم آب کشاورزان را به بخش نظامی و صنعتی فروخته است.

امروز ۷ آبان ماه ۱۳۹۷، اعتصاب کشاورزان همچنان ادامه داشت. خواسته کشاورزان تامین حق آبه است که از آن ها سلب شده است.




اعتراض به حکم قرون وسطایی شلاق علیه کارگران هپکو 

 

سرشت ضد انسانی و برتری جویانه- داعش گونه ی احکام زندان و شکنجه توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی حاکم بر ایران و بر سرنوشت کارگران و همه ی مردم میهن ما، بازتاب این واقعیت است که نبرد طبقاتی در جریان در پاسخ به جنگ تروریستی حاکمان با موفقیت و گام به گام به پیش می رود. مقاومت توسعه می یابد و از تجربه و سازماندگی ضروری برخوردار می شود
زحمتکشان آگاه میهن ما با مبارزه ی متین اعتراضی- اعتصابی خود و دفاع توسعه یابنده لایه های وسیع تر مردم از زحمتکشان که در منطقه و در سراسر کشور در جریان است، پاسخی شایسته به جنگ طبقاتی حاکمان علیه مردم است
خواست مطالباتی دریافت دستمزد پرداخته نشده و خواست پایان دادن به سیاست ضد کارگری و ضد ملی اقتصاد سیاسی اسلامی حاکمان با یکدیگر عجین شده است. خصوصی سازی ثروت های متعلق به مردم باید پایان یابد. نابودی حقوق قانونی کارگران از طریق قراردادهای سفید امضا و موقتی و .. باید پایان یابد. برای دسترسی به اهداف باید از دیکتاتوری حافظ نظام سرمایه داری گذشت. باید به برده داری مدرن پایان داد که می خواهد مانند به صلیب کشیدن صدهزار اسپارتاکوس، زحمتکشان میهن ما را به برده های مدرن بدل و آن ها را با احکام جابرانه خود به صلیب بکشد

توده ای ها

***

 


حگم قرون وسطائی شلاق علیه ۱۵ کارگر شرکت هپکو را قویا محکوم و خواهان محاکمه و مجازات آمرین و عاملین صدور چنین حکم شنیعی علیه کارگران حق طلب شرکت هپکو هستیم

حکومتگرانی که با داعیه بوسه بر دستان کارگران، چهل سال پیش سرنوشت کشور را بدست گرفتند بار دیگر با صدور حکم قرون وسطائی شلاق علیه کارگران، بر طبل رسوائی خویش کوبیدند.
آنان با صدور حکم شلاق و زندان علیه ۱۵ کارگر حق طلب شرکت هپکو، دادخواهی کارگران را اقدام و تبلیغ علیه نظامشان خواندند و چشم در چشم میلیونها نفر از مردم ایران و جهانیان، بی هیچ ابا و پرده پوشی ایی نظام خود را نظامی ضد کارگر، ضد دادخواهی و مبتنی بر بردگی بی چون و چرای کارگران اعلام کردند.
آنان با صدور چنین حکمی، بار دیگر به ما کارگران اعلام کردند امنیت ملی و آن چیزی که حفظ نظم در این کشور خوانده میشود، چیزی جز تامین امنیت مشتی دزد و غارتگر و حفظ نظم مبتنی بر سلطه ستمگرایانه ی آنان به حق حیات و سرنوشت ما کارگران نیست.
این وضعیت ضد انسانی باید بر بیافتد، باید همه دزدان و غارتگرانی که شرکتها و صنایع کشور را همچون غنائم جنگی در اختیار گرفته و آنها را به نابودی کشانده اند مورد محاکمه قرار گیرند. باید سیاستگذارانی که امروز یک جامعه هشتاد میلیونی را در بن بست لاعلاج اقتصادی فرو برده و فقر و فلاکت را در کشوری بسیار ثروتمند در ابعادی گسترده و میلیونی نهادینه و شریف ترین و مسئول ترین کارگران و معلمان کشور را به جرم عدالتخواهی و اعتراض به فقر و بی حقوقی، محکوم و یا به زندان انداخته اند مورد محاکمه قرار گیرند.
اینها تنها گوشه کوچکی از کیفر خواست ما کارگران ایران علیه سیستمی است که کارگران معدن آق دره را به تازیانه کشید و امروز ۱۵ کارگر هپکو را به شلاق و زندان محکوم کرده است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران، علیرغم اینکه حکم زندان و شلاق علیه کارگران هپکو، هم تعلیقی است و هم در دادگاه تجدید نظر قابل تجدید نظر خواهی است اما نفس صدور چنین حکم شنیعی را یک گستاخی بی شرمانه علیه حق خواهی طبقه کارگر ایران ارزیابی میکند و بدینوسیله با جلب توجه سازمانها و نهادهای بین المللی کارگری به صدور چنین احکامی از سوی قوه قضائیه دولت جمهوری اسلامی، همبستگی خود را با کارگران هپکو برای دستیابی به مطالباتشان اعلام میدارد و خواهان لغو فوری احکام صادره علیه ۱۵ کارگر این شرکت و محاکمه و مجازات آمرین و عاملین شرایط بحرانی در شرکت هپکو می باشد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – هفتم آبان ماه ۱۳۹۷




وضعیت اسفناک مراکز درمانی 

در گزارش کمبود تعداد پرستاران در بیمارستان های ایران نسبت به کشورهای هم جوار بازتاب داده می شود. امری که به ویژه از این رو جلب توجه می کند که طبق همین گزارش، چند هزار پرستار تحصیل کرده در ایرانِ جمهوری اسلامی در جلوی در بیمارستان ها در انتظار استخدام خود قرار دارند.

این تضاد در جامعه ی ایرانی بیان سیاست اقتصادی حاکم بر کشور است که «اسلامی» می نامندش، که بدل اقتصاد سیاسی امپریالیستی است که سازمان های مالی آن اجرای آن را به ایران هم دیکته کرده اند و سه ده است که با عنوان “تعدیل ساختاری” به سیاست رسمی دولت های ایران بدل شده است.
با حکم حکومتی غیرقانونی خامنه ای در سال 1385،اصل های 44 و 43 قانون اساسی بیرون آمده از دل انقلاب بزرگ بهمن مردم میهن ما به طور غیرقانونی نقض شده است. “برنامه آزاد سازی نیروی کار” که صندوق بین المللی پول خواستار اجرای آن در ایران است، به معنای «کوچک کردن دولت» است که در عمل در جهت بازپس گرفتن وظایف اجتماعی دولت عمل می کند.
استخدام نکردن پرستاران تحصیل کرده پیامد این سیاست ضد مردمی و ضد ملی حاکمیت نظام سرمایه داری در ایران است. با بقای دیکتاتوری که در خدمت نظام سرمایه داری وابسته در ایران قرار دارد، روند نابسامانی سرپرستی بهداشتی و پزشکی مردم میهن ژرف تر خواهد شد. بدون گذار از دیکتاتوری و سلطه ی نظام سرمایه داری وابسته، تضاد پیش گفته در گزارش قابل حل همانقدر نیست، که بحران فزاینده ی اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی در ایران حل نخواهد شد.
اعتراض و اعتصابات متین و هوشمندانه کارگران، معلمان و دیگر زحمتکشان در ایران که به طور روزافزون گسترش می یابد، و خواستار پایان بخشیدن به اجرای سیاست اقتصادی اسلامی- امپریالیستی “خصوصی سازی و آزاد سازی اقتصادی” است، راه خروج از بن بست و رهایی مردمی- ملی مرم میهن ما در ایران است

توده ای ها

***

تنها کشوری هستیم که «همراه بیمار»، پرستار می شود 

 

آنطور که سازمان نظام پرستاری کشور اعلام کرده است، بالغ بر ۲۰ هزار فارغ التحصیل پرستاری داریم که پشت درهای بیمارستان ها، منتظر مانده اند تا شاید جذب شوند.

به گزارش خبرنگار مهر، موضوع کمبود پرستار در مراکز درمانی کشور، به سوژه ای نخ نما و تکراری تبدیل شده و هرچه مسئولان صنف پرستاری فریاد بر می آورند که بیماران از کمبود پرستار آسیب می بینند، گوش شنوایی نیست که این گلایه ها را بشنود. در حالی که گفته می شود در حدود ۲۰ هزار فارغ التحصیل پرستاری داریم که بیکار هستند، اما بیمارستان ها از کمبود نیروی پرستاری، به شدت تحت فشار قرار گرفته اند و همین مسئله باعث شده تا پرستاران شاغل، اضافه کار اجباری داشته باشند.

این در حالی است که ساعات طولانی کار و چند شیفت کار کردن پرستاران، سلامت جسمی و روحی آنها را تهدید می کند و نمی توانند خدمات با کیفیتی به بیماران ارائه دهند. در نتیجه، این بیمار است که آسیب می بیند.

وزارت بهداشت توان جذب پرستاران را ندارد

محمد شریفی مقدم دبیرکل خانه پرستار، در گفتگو با خبرنگار مهر، موضوع کمبود شدید نیروی پرستاری در مراکز درمانی درست دانست و گفت: متاسفانه وزارت بهداشت، در حال حاضر توان جذب پرستاران در قالب طرح نیروی انسانی و استخدام را ندارد و فارغ التحصیلان جوان پرستاری در سراسر کشور، ماه های زیادی است که در انتظار ورود به بیمارستان ها هستند.

وی با اشاره به پرستاران طرحی که می بایست ۲ سال موظفی خودشان را در بیمارستان ها حضور داشته باشند، افزود: این پرستاران تا زمانی که طرح خودشان را سپری نکنند، نمی توانند در هیچ جایی مشغول کار شوند.

شریفی مقدم با عنوان این مطلب که پرستاران طرحی می توانند تا حدود زیادی کمبودهای نیروی پرستاری در بیمارستان ها را رفع کنند، افزود: چرا افرادی که تا دیروز با افزایش ظرفیت دانشکده های پرستاری، فریاد کمبود پرستار سر می دادند، امروز ساکت شده اند.

دبیرکل خانه پرستار ادامه داد: مسئولین وزارت بهداشت، بر اساس نیاز مردم، نسبت به جذب نیروی پرستاری اقدام کنند و فارغ از نگاه صنفی و گروهی، سلامت مردم را مورد توجه قرار دهند.

شریفی مقدم با عنوان این مطلب که ایران به لحاظ نیروی پرستاری جزو کشورهای عقب افتاده محسوب می شود، گفت: در کشورهایی همچون گرجستان و ارمنستان، به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت، ۶ نیروی پرستاری وجود دارد. در حالی که در کشور ما به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت ۱.۵ نیروی پرستاری وجود دارد. این در حالی است که بیش از ۲۰ هزار پرستار فارغ التحصیل جوان در کشور داریم که بیکار هستند.

وی به وضعیت پرستاران در بیمارستان ها اشاره کرد و گفت: بیمارستان ها در حال تعدیل پرستاران طرحی هستند و قرارداد پرستاران شرکتی را تمدید نمی کنند. در واقع، ورودی بیمارستان ها دچار محدودیت شده و خروجی نیروهای پرستاری رو به افزایش است.

علت ممنوع نشدن حضور همراه بیمار در بیمارستان

ذبیح الله نیکفر عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، با اشاره به افزایش جمعیت و تخت‌های بیمارستانی، گفت: متاسفانه کادر پرستاری به اندازه کافی جذب نشده و مشکلات بسیار زیادی برای اداره بیمارستان‌ها ایجاد کرده است.

وی یادآور شد: به دلیل کمبود پرستار و کادر درمانی و نیاز به مراقبت بیشتر، از همراه بیماران درخواست می‌شود در بیمارستان‌ها بمانند، حضور همراه بیمار در صورتی می‌تواند ممنوع شود که به اندازه کافی کادر پرستاری در اختیار داشته باشیم‌، تعداد کم نیروی پرستار و محدودیت‌های جذب نیرو، بیمارستان ‌ها را به چالش کشیده است.

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، خاطر نشان کرد: حضور همراه بیمار بر بالین بیمار، شاید به لحاظ روحی و روانی مفید باشد، اما مشکلاتی را برای بیمارستان و کادر درمانی به وجود می‌آورد، چرا که به دلیل بروز احساسات و عواطف ممکن است در برابر اقدامات کاد درمان، دخالت هایی داشته باشد که منجر به بروز تنش و حاشیه شود.

کیفیت پایین مراقبت های پرستاری

حیدرعلی عابدی سخنگوی عضو ناظر مجلس در شورای عالی نظام پرستاری، با عنوان این مطلب که بیمارستان‌ها در حال حاضر با کمبود پرستار مواجه اند، اظهارداشت: کمبود پرستار باعث شده تا مراقبت پرستاری کیفیت مناسبی نداشته باشد. از طرفی در برخی از بیمارستان‌ها پدیده جدیدی به وجود آمده و آن هم «همراه بیمار» است که در تمامی بیمارستان‌ها به محض بستری کردن بیمار، از خانواده و همراهان بیمار می‌خواهند تا به عنوان همراه بیمار و برای مراقب از وی در بیمارستان بماند.

وی ادامه داد: هیچ کجای دنیا به اعضای خانواده بیمار همراه بیمار نمی ماند، چرا که این فرد آموزش‌های لازم را ندیده است، از طرفی خود این فرد نیز آسیب می‌بیند و از تمامی برنامه‌های روزمره خودش نیز عقب می‌ماند و اگر هم نماند عذاب وجدان می‌گیرد که چرا در کنار بیمارش نمانده است. در این رابطه بارها به وزارت بهداشت گفته شده تا پدیده همراه بیمار در تمامی بیمارستان‌ها جمع شود چرا که غیر علمی بوده و برای خانواده ها نیز مشکل ایجاد می‌کند و باعث انتقال بیماری‌های عفونی شده و عفونت های بیمارستانی را گسترش میدهد در نتیجه باعث افزایش مرگ و میر می‌شود.

عابدی افزود: کمبود پرستار در بیمارستان‌ها باعث می‌شود که پرستاران نتوانند از بیمار به خوبی مراقبت کنند به همین دلیل از همراه بیمار می‌خواهند برای مراقب بیشتر در بیمارستان بماند. در همه جای دنیا ملاک و معیار تعداد پرستار به تخت بیمارستان سنجیده می‌شود، در بیمارستان‌های ژاپن به ازای هر تخت ۱۱ پرستار و کادر پرستاری ، کاردان اتاق عمل و بهیار وجود دارد. در دیگر کشورهای دنیا نیز به همین صورت، در کشورهای آفریقایی نیز کمتر از ۴ نیروی کادر پرستاری به ازای هر تخت وجود ندارد، یعنی اگر یک بیمارستان ۱۰۰ تخت داشته باشد، برای هر تخت ۴ پرستار، کاردان اتاق عمل، بهیار و کمک پرستار وجود دارد.

نسبت تخت های بیمارستانی به پرستار

بررسی ها و گزارش ها حاکی از آن است که در حال حاضر، کمبود پرستار در بیمارستان های بزرگ و شلوغ پایتخت، به شدت بحرانی است. بطوریکه بعضا یک پرستار به ازای ۸ تخت بیمارستانی در بخش عادی و یک پرستار برای ۴ تخت بیمارستانی در بخش مراقبت های ویژه وجود دارد. این اتفاق، باعث شده است که کیفیت مراقبت های پرستاری به شدت افت کند و در عین حال، فرسودگی پرستاران نیز تسریع شود. در حالی که می توان با جذب نیروهای پرستاری، این وضعیت را تا حدودی مدیریت کرد.

بر اساس یافته های پژوهشی شورای بین المللی پرستاری، تعداد پرستار به بیمار در بخش عمومی در وضعیت مطلوب یک پرستار به ۴ بیمار است و افزایش تعداد بیماران به ۶ نفر با احتمال ۱۴ درصد بیماران را در معرض خطر مرگ در طی ۳۰ روز بعد از پذیرش قرار می دهد و افزایش ۸ بیمار در برابر ۴ بیمار با افزایش حدود ۳۱ درصد مرگ و میر همراه است. همچنین در همه بیمارستان ها با هر درجه در بخش های بعد از زایمان، باید به ازای هر ۵ مادر یک پرستار و یک نفر مسئول شیفت در صبح ها و یک پرستار به ۶ بیمار در شیفت بعد از ظهر حاضر باشد.

بر اساس این استاندارد در هر اتاق عمل باید ۳ پرستار حضور داشته باشد و در بخش های مراقبت های بعد از عمل ریکاوری در همه شیفت ها به ازای هر بیمار بیهوش یک پرستار حاضر باشد.

در حال حاضر در بیمارستان های بزرگ پایتخت همچون بیمارستان امام خمینی، شریعتی و…، که بیشترین مراجعان را از اقصی نقاط کشور دارند، کمبود پرستار به شدت بحرانی است.




سرکوب و تهدید مبارزه کارگران را متوقف نخواهد کرد !

حزب توده ایران احکام صادره علیه کارگران هپکو را به شدت محکوم می کند

درست یک روز پس از رای اعتماد مجلس به محمد شریعتمداری به عنوان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بر اساس گزارش های منتشره شعبه ۱۰۶ دادگاه کیفری شهرستان اراک برای ۱۵ تن از کارگران شرکت هپکو حکم زندان و شلاق صادر کرده است. مطابق گزارش خبرگزاری ایلنا، این احکام بدوی است و بعلاوه حکم حبس و شلاق این کارگران به مدت ۵ سال به حالت تعلیق در آمده است.

یگانه «جرم» این کارگران شرکت در اعتراض های خردادماه سال جاری بوده است.  کارگران هپکو به دفعات و از جمله درخرداد ماه امسال در اعتراض به نابودی امنیت شغلی، معوقات مزدی و نامشخص بودن وضعیت خط تولید کارخانه هپکو اعتصاب کرده و با  برپایی تجمع خواستار تامین حقوق حقه شان شده بودند.اعلام و انتشار حکم ضد کارگری و ناعادلانه بیدادگاه های رژیم در خصوص کارگران هپکو در این مقطع زمانی خاص به هیچ روی تصادفی و اتفاقی نیست. صدور و اعلام این احکام در حقیقت ادامه اجرای سیاست چند وجهی رژیم و دستگاه های امنیتی آن برای مقابله و مهار اعتراض های رو به گسترش کارگری است. با گزینش محمد شریعتمداری یعنی یکی از نزدیکان ولی فقیه و از وابستگان سرویس های امنیتی رژیم که از هواداران پروپا قرص برنامه تعدیل ساختاری به شمار می آید، باید منتظر ادامۀ برنامه های ضد جنبش کارگری در بسته بندی های جدیدی باشیم.

رژیم از سویی با توسل به اهرم قوه قضاییه در شرایط اوج گیری اعتراضات کارگری و حرکت به سمت اعتصاب های سازمان یافته تر در مراکز صنعتی ـ تولیدی، با صدور و اعلام این احکام به جنبش کارگری  ــ سندیکایی و مبارزان راستین سندیکایی چنگ و دندان نشان می دهد و مستقیما به تهدید و ارعاب به هدف سرکوب دست می زند. از دیگر سو نیز با ایجاد جو ارعاب، می کوشد فضای لازم را برای مانورهای وزیر جدید کار فراهم آورد. آماج رژیم ایجاد آنچنان فضایی است که محمد شریعتمداری بتواند در چارچوب آن، جنبش کارگری و سندیکایی را با تهدید و تطمیع و فشار و فریب کنترل نموده و مانع از رشد و تحکیم جنبش اعتراضی زحمتکشان و ارتقا سطح مبارزاتی آن در مرحله کنونی شود. سخنان محمد شریعتمداری در روزهای اخیر نشان می دهد او با ماموریت و وظیفه معین که عبارت است از مهار جنبش سندیکایی زحمتکشان بر کرسی وزارت کار تکیه زده است.

حزب توده ایران ــ حزب طبقه کارگر ایران صدور احکام ضد انسانی شلاق و حبس برای ۱۵ تن از کارگران شرکت هپکو را به شدت محکوم می کند. راه مقابله با توطئه های رژیم تشدید مبارزه و استفاده از سلاح کارآمد و به حق طبقه کارگر یعنی اعتصاب در چارچوب سازماندهی، برنامه ریزی و تعیین شعارهای صحیح در مرحله کنونی است. باید برنامه چند وجهی رژیم برای سرکوب و مهار مبارزات کارگران و زحمتکشان میهن را با اتحاد عمل فراگیر و مبارزه سازمان یافته خنثی و ناکام ساخت.

اعتصاب حق سیاسی کارگران است !

با مبارزه متحد و متشکل توطئه های رژیم ولایت فقیه را افشا و ناکام سازیم! 

  

سایت حزب توده ایران

ششم آبان ۱۳۹۷




پیام تبریک گنادی زیوگانوف، رهبر حزب کمونیست روسیه بمناسبت یکصدمین سالگرد کامسامول

 

دوستان عزیز! رفقا! کامسامول‌های همه نسل‌ها!

سازمان کامسامول صد ساله شد. میلیون‌ها جوان میهن ما، اعم از دختر و پسر با افتخار  نشان کامسامول را روی سینه داشتند و دارند. این سازمان برای آنها یک مکتب ویژه زندگی بود و هست. کامسامول به تقویت و تحکیم قلب و روان، ایمان و اراده‌ آنها کمک کرد تا پرچم مبارزه در راه آرمان‌های عالی، عدالت و دوستی خلق‌ها را برافراشته نگه دارند. معنویت و ایدئالهای بزرگ بر بهترین اعمال اعضای کامسامول پرتو افکند.

در شهرها و روستاهای دوردست، در هر گوشه کشور بزرگ شوراها، ما با عضویت در سازمان جوانان کارهای با شکوه نسل سازندگان نیروگاه برق آبی دنپر، ماگنیتکی و تورکسیب را ادامه دادیم. ما فقط بلحاظ سن و سال بزرگ نشدیم. ما قدرت و شجاعت نیکولای آستروفسکی، زویا کاسمادمیانسکایا، گارد جوان کراسنادون و دانشجویان دانشکده نظامی پادولسک، مادران و پدران مان را در خود یافتیم. این نیرو، در کامسامول به کارهای ساخت و ساز، احیای اراضی بکر و بایر، در تسخیر فضا، در احداث نیروگاه برق آبی براتسک و خط آهن سراسری بایکال- آمور کمک کرد.

ما می‌دانیم، که میلیونها رفیق ما راه شجاعت و سازندگی طی کردند، بطور شایسته و روشن زندگی کردند. و می‌توانیم صادقانه بخود بگوئیم، که کار ما گنجینه دستاوردهای عظیم را تکمیل نمود. ما حق داریم به کارهای آنها افتخار کنیم، از آنها دفاع کنیم و بدانیم چرا زندگی و کار می‌کنیم. هر قدر هم از زمان عضویت ما در کامسامول بگذرد، مناسبات برادرانه جوانی مان را ترک نمی‌گوئیم. به همین دلیل هم، همچنان سابق، ما خود را کامسامول می‌دانیم.

ما اتحاد باشکوه جوانان را در سالهای سخت حفظ کردیم. امروز نسل جدید دختران و پسران جوان صفوف آن را تکمیل می‌کنند. مهم است یادآوری کنیم: کامسامول، پیش از همه، یعنی، انسان عمیقا معتقد. نه تنها نیروی جوانی، بلکه، دانش ژرف، اطمینان به پیروزی عدالت مزیت‌های اصلی او هستند. و یعنی، لزوم تقویت حس میهن‌دوستی و انترناسیونالیسم در خود، احترام به سنن خلق خویش و تداوم مبارزات تاریخ در راه احقاق حقوق انسانهای کار و زحمت.

ما به آینده کامسامول لنینی باور داریم و در کمال واقع‌بینی به قرن بیست و یکم می‌نگریم. اطمینان داریم که ما می‌توانیم بر همه بدبختی‌ها غلبه کنیم و با بر پایی مجدد سوسیالیسم قدرت و عظمت کشور بزرگ مان را احیاء کنیم.

زنده باد کامسامول قهرمان لنینی!

دوستان، روزتان مبارک!

* – سازمان جوانان لنینی حزب کمونیست اتحاد شوروی در روز ۲۹ اکتبر سال ١۹١۸ تشکیل گردید.

ا. م. شیری ‍‍‍ ‍ ‍٠۶‍‍‍/ ٠۸/ ١٣۹۷

 




۱۵ کارگر هپکو اراک، به حبس و شلاق محکوم شدند 

 


به گزارش هرانا، این احکام توسط قاضی اکبر رضوانی و به صورت گروهی صادر شده است.

پانزده تن از کارگران شرکت هپکو اراک توسط شعبه ۱۰۶ دادگاه کیفری دو اراک جمعاً به ۲۴ سال و ۶ ماه حبس و ۱۱۱۰ ضربه شلاق محکوم شدند.

اسامی این کارگران، مجید لطیفی، بهروز حسنوند، حمیدرضا احمدی، امیر هوشنگ پور فرزانگان، مرتضی عزیزی، هادی فاضلی، ابولفضل کریمی، فرید کودانی، مجید یحیایی، امیر فتاح‌پور، یاسر قلی، امیر فرید افشار، مهدی عابدی، علی ملکی و بهروز ولاشجردی اعلام شده است.
این کارگران به اتهام «اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات و تظاهرات غیر قانونی» به یک سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند.
علاوه بر آن هادی فاضلی، امیر فریدافشار و ابولفضل کریمی هر یک از بابت اتهام «معاونت در اخلال در نظم عمومی از طریق تحریک کارگران» به ۶ ماه حبس و از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» هر یک به ۱ سال حبس محکوم شدند. بهروز حسنوند نیز از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
هفت تن از این کارگران، بابت اتهام «معاونت اخلال در نظم عمومی» و یک تن بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
لازم به ذکر است در دادنامه این افراد آمده است: «با توجه به اینکه متهمین به علت عدم پرداخت حقوق ماهیانه از سوی شرکت هپکو و تحت تأثیر اوضاع و احوال به وجود آمده در خصوص شرکت از قبیل تعدیل نیرو و عدم کارکرد و واگذاری شرکت، بند پ ماده ۳۸ قانون مجازات اسلامی محقق شده است، لذا اجرای مجازات مذکور در متن رأی به استناد ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی به مدت ۵ سال معلق و تعلیق می‌گردد».
این کارگران همگی در خرداد ماه سال جاری در اعتراض به معوقات مزدی و نامشخص بودن وضعیت شرکت دست به تجمع اعتراضی زده بودند.




درخواست اتحادیه های کارگری انگلیس برای آزادی فوری محمد حبیبی 

 


دبیر کنگره اتحادیه های کارگری انگلیس در نامه ای به سفیر جمهوری اسلامی ایران در لندن در مورد سلامتی معلم زندانی محمد حبیبی هشدار داد و خواهان آزادی بی قید شرط و فوری وی شد. در این نامه که تاریخ ۲۴ اکتبر را دارد، به حمید بادی نژاد سفیر حکومت اسلامی در لندن آمده است:

جناب سفیر
درخواست آزادی فوری و بی قید و شرط آقای محمد حبیبی، عضو هیئت مدیره انجمن صنفی معلمان ایران را من از طرف کنگره اتحادیه کارگری (TUC)، که بیش از ۵.۵ میلیون کارگر در انگلیس را نمایندگی می کند، می نویسم و رفتار غیرانسانی با محمدحبیبی فعال صنفی، معلم فنی و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران را، محکوم می کنم. من از شما در خواست می کنم که از مقامات ایرانی بخواهید که محمد حبیبی را بلافاصله و بدون قید و شرط از زندان آزاد کند.
در خواست برای مراقبت های پزشکی تخصصی فوری محمد، که در دادگاه صرفا به دلیل فعالیت های صنفی، صلح آمیز و حقوق بشری خود به ده سال و نیم زندان محکوم شده است و سلامت وی در خطر است ، رد شده است. در اوت ۲۰۱٨ محمد، که اکنون در زندان اوین تهران زندانی است، برای مدتی کوتاه به یکی از بیمارستان های تهران منتقل شد، جایی که وی توسط یک پزشک معمولی معاینه شد و تشخیص داده شد که برای درمان کلیه هایش محمد باید فورا به یک پزشک متخصص معرفی شود. با وجود این در خواست، او را بدون دریافت مراقبت های تخصصی پزشکی مورد نیاز به زندان بازگرداندند. محمد حبیبی می گوید که پس از دستگیری خشونت بار او در ماه مه ۲۰۱٨ درد شدیدی در قفسه سینه و ریه داشته است. با این حال، کلینیک پزشکی زندان به سادگی به وی اکسیژن تزریق کردند.
TUC بسیار نگران سلامت و حقوق اولیه انسانی محمد است؛ زیرا زندانی کردن او نقض مستقیم چندین کنوانسیون بین المللی از جمله میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی است که دولت ایران هم به آن متعهد است. این میثاق ها مقامات ایرانی را متعهد می کنند تا به حقوق آزادی بیان، اجتماعات و تجمع صلح آمیز و همچنین حق تشکیل اتحادیه های کارگری و انتخاب اتحادیه های کارگری احترام بگذارند. اتحادیه های کارگری نیز تحت اعلامیه سازمان ملل متحد و مدافعان حقوق بشر محافظت می شوند، که نشان دهنده تعهد دولت به احترام به دفاع از حقوق بشر، از جمله حقوق اتحادیه های کارگری و حمایت از مدافعان حقوق بشر از آزار و اذیت است.

بنابراین ما از شما می خواهیم که از مقامات ایرانی در خواست بلافاصله و بدون قید و شرط آزادی محمد حبیبی را داشته باشید. او یک زندانی آگاه به حقوق خود و هم صنفانش است که فقط برای اعتراض مسالمت آمیز حقوق صنفی و مدنی خود، از جمله از طریق فعالیت اتحادیه کارگری خود، زندانی است. ما از شما درخواست می کنیم که اطمینان حاصل کنید که مقامات ایرانی به محمد امکانات دسترسی فوری به متخصصان مراقبت های تخصصی پزشکی برسانند. او به درمان پزشکی نیاز دارد.
امکانات خارج از زندان، مطابق با استانداردهای بین المللی و مقررات پزشکی، از جمله اصول محرمانه، استقلال و رضایت آگاهانه باید در هر موردی رعایت شود.
در نهایت، از شما خواسته می شود از تحقیقات در مورد اتهامات محمد حببی، درباره شکنجه یا سایر بدرفتاریها، هم در بازداشت در ماه مارس و می ۲۰۱٨ و هم در زندان اطمینان حاصل کنید و اطمینان حاصل کنید که مسئولین این اعمال دردادگاه های عادلانه محاکمه می شوند.
من منتظر شنیدن این هستم که تماس ما فورا به مقامات ایرانی منتقل شده است.

ارادتمند شما فرانسیس او گرادی دبیر کل




درک همبستگی ملی و بین المللی کارگران نشانه رشد آگاهی طبقاتی است! 

مقاله ی روشنگرانه با توانایی کوشش نمایندگاه کارگران ایران را در دیدارها در سفرهای خارج از کشور برای جلب همبستگی جهانی با مبارات اعتراضی- اعتصابی کارگران ایران توصیف می کند. اهمیت همبستگی جهانی را برای موفقیت مبارزات صنفی- مطالباتی طبقه کارگر ایران برمی شمرد

 

 

مقاله همچنین با توانایی برضرورت توسعه و گسترش سراسری سازمان های مستقل و آزاد کارگری ایران در جریان مبارزات اعتراضی- اعتصابی اشاره دارد و اهمیت بهره گیری از مبارزات کنونی را برای به سرانجام رساندن برپایی  روابط وسیع میان سازمان های کارگری را در ایران  برجسته می سازد
نکته ی پراهمیت دیگر در مقاله ی شایان دقت، نشان دادن جهانشمول بودن سیاست ضد کارگری نئولیبرالیسم است. مقاله به درستی “تاچریسم” را محدود به کشور بریتانیا نمی داند، بلکه آن را به عنوان حربه ی به گروگان گرفتن طبقه کارگر و زحمتکشان یدی و فکری در هر کشور و در سراسر جهان سرمایه داری افشا می کند که از طریق نابودی سازمان های منسجم و یک پارچه کارگری دنبال می شود
نابودی سازمان های یک پارچه ی کارگری از طریق نابودی دستاوردهای قانونی طبفه کارگر عملی می گردد. عمده ترین حربه ضد کارگری در آن نابودی قراردادهای رسمی میان سندیکا و سازمان های کارفرما است. جایگزین ساختن قراردادها سفید امضا، موقت، اجاره ای و… به جای قرارداد رسمی و بدون مدت پیامد نقض قوانین به سود طبقه ی کارگر است
بهبود شرایط «چانه زنی طبقه کارگر» برای خواست های مطالباتی- سندیکایی زحمتکشان که در مقاله نشان داده می شود و اهمیت آن برای مبارزات در ایران هم برجسته می گردد، مضمون کلیت «نبرد طبقاتی» را در هیچ کشوری و در سراسر جهان تشکیل نمی دهد. مبارزات مطالباتی که توسط سازمان های صنفی به پیش برده می شود، تنها آن هنگام کلیت مضمون «نبرد طبقاتی» را در برمی گیرد که با مبارزه ی احزاب کارگری علیه اقتصاد سیاسی نئولیبرال و سلطه ی بلامنازع سرمایه مالی امپریالیستی و متحدان ایرانی آن تکمیل گردد.
خواست های مطالباتی در اعتراض- اعتصاب های جاری در ایران که همه جا همراه است با خواست پایان بخشیدن به خصوصی سازی و نابودی دستاوردهای قانونی کارگران، از رشد شرایط به منظور تغییرات بنیادین در ایران حکایت می کند که تحقق بخشیدن به آن وظیفه مشترک زحمتکشان و احزاب کارگری است. ارایه جایگزین برای اقتصاد سیاسی نئولیبرال، برنامه – ب -، علیه سیاست ضدکارگری و ضدملی نئولیبرال، وظیفه ی طبقه کارگر و سازمان ها و احزاب کارگری ایران است
توده ای ها

***

 

حسین اکبری

• ضامن اصلی ایجاد و تداوم همبستگی ملی کارگران همانا همبستگی کارگری در واحدهای کوچک و بزرگ کار و تولید است و در همین سطح از مناسبات کارگری است که لزوم اتحادهای منطقه‌ای و سراسری شکل می‌گیرد و ضرورت حمایت های متقابل بین المللی کارگران درک میشود …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ٣ آبان ۱٣۹۷ –  ۲۵ اکتبر ۲۰۱٨

 

بسیار ساده‌ و بدیهی است‌که‌ جهانی‌شدن سرمایه به‌ خلق موقعیت‌های‌ تازه‌ای برای سرمایه‌داران انجامیده است. نهادهای سرمایه نیز جهانی شده‌اند. امروز دیگر برای بسیاری از آگاهان کارگری این موضوع که سرمایه‌داران از طریق بکارگیری ابزار‌های قدرتمند خود درجهان به قانونمندکردن روابط کار در‌ نازلترین سطح آن از هیچ کوششی فروگزار نخواهند کرد، به‌عنوان نشانه‌های فلسفه سیاسی نیولیبرالیسم شناخته‌شده‌ است.

دیگر هیچ پیشرو کارگری، هیچ سازمان صنفی _ طبقاتی آگاه و هوشمندِکارگری و هیچ روشنفکر و جریان سیاسی که دل در گرو این طبقه عظیم اجتماعی دارد نمی تواند تاچریسم را فقط متعلق به انگلستان تصور کند‌ و برچیدن و ضعیف کردن اتحادیه های کارگری را صرفا در پرتو این روش در بریتانیا محدود ببیند!

پیشبرد همه سیاست‌های سرمایه‌داری‌ نئولیبرال گو اینکه ممکن‌است به‌ظاهر تفاوت‌هایی در مناطق گوناگون داشته‌ باشد اما دارای جوهره‌ای واحد است و این جوهره‌ی واحد معین می‌کند که نرخ مزد‌ پایین نگه‌داشته‌ شود، قراردادهای موقت با برتری فسخ آن از سوی‌ سرمایه جاری و ساری‌ باشد، اتحادیه‌های کارگری در میز مذاکره از توان‌ چانه‌زنی محدودی برخوردار باشند، کارگران در سازمان تولید و خدمات جز کارکردن آنهم به اختیار مطلق کارفرما اختیار دیگری نداشته باشند، شدت استثمار و نرخ آن به بالاترین حد ممکن ارتقا یابد و مخالفت با کار تعیین‌شده درزمان مورد نظرِکارفرما مجازاتی برابر فسخ یک جانبه قرارداد باشد. رفاه اجتماعی به نازل ترین سطح آن برسد، مراجع بین‌المللی چون سازمان بین‌المللی‌کار به دستگاهی که جز توصیه نامه ها خروجی دیگری ندارد بدل شده‌ باشد و اتحادیه های کارگری کشورهای جهان در این چانه زنی بین المللی توانی بیش از حد تصویب این توصیه نامه ها نداشته باشند.

آیا این موارد در جهان کارگری حساسیت برانگیز نخواهد بود؟ آیا کارگران سراسر‌ِ جهان در پی احیای قدرت چانه‌زنی خود تا حدی که بتوانند مقاوله نامه‌های بین‌المللی را مصوب و به اجرا درآورند برنخواهند خاست؟

آیا در شرایطی گه دیگر معلوم شده‌ است پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی کشورهایی که در هرحال در مدار امپریالیستی قرار نداشتند وبه‌ عنوان بخش قابل توجهی از پشتوانه قدرت کارگری‌ در جهان‌، اسبِ سرکش و افسارگسیخته سرمایه جهانی را افسار‌ می‌زدند و امروز جایگاهشان را به یمن جهانی سازی مناسبات بین دولت‌ها از دست داده‌اند، نیازی به ایجاد نظام های مبتنی بر دموکراسی و عدالتخواهی را در مردم دنیا به ویژه کارگران و زحمتکشان سراسر عالم زنده و ایجاد نمی کند؟

واقعیت این است که جهان از تاخت و تاز سرمایه امپریالیستی به تنگ آمده است. جنگ این تمایل ذاتی سرمایه بیشترین خرابی‌ها را در جهان به ویژه در خاورمیانه ببار آورده و میلیون ها انسان را به نابودی کشیده است. جنگ اقتصادی نیز با سلاح تبعیض و عمق بخشیدن به فاصله طبقاتی زیرسایه آرامش‌ گورستانی به‌ظاهر زندگی‌ِ مسالمت آمیز بیشترین نقاط جهان را در نوردیده است. تروریسم این ابزار همیشگی سرمایه هرگوشه‌ای جنایت میافریند و بر سازندگان آن به بهانه مبارزه با آن به ترفندهای گوناگون نه رقیبان خود در کشورهای دیگر! که مردم سایر کشورها را باحربه تحریم به فقر و فلاکت میکشانند. این آن سوی دیگر چهره اهریمنی سرمایه جهانی شده ایست که پشت نقاب دفاع از دموکراسی و حقوق بشر، حقوق بشر را از انسان‌ها می‌ستانند.

درچنین شرایطی در ابعاد ملی و بین المللی آیا گزینه ای دیگر جز همبستگی ملی و بین المللی کارگران و زحمتکشان برای مبارزه با استثمار و بردگی و استبداد و استبداد زدگی متصور است؟

پاسخ کاملا روشن است. به ویژه آنجا که احزاب و سازمان های چپ و سوسیالیستی که طبقه کارگر را نمایندگی می کردند، به دلیل بحران های ایدئولوژیک دهه‌های اخیر هنوز هم نتوانسته اند نقش خود را در ترویج انترناسیونالیسم پرولتری ایفا کنند و به ویژه آنکه در نبود احزاب چپ و سوسیالیست و در مبارزات اجتماعی و سیاسی این کارگران هستند که آماج سیاست‌های سرمایه داری قرار می‌گیرند و احزاب سرمایه داری تمایل دارند آرای کارگران را در زمینه های گوناگون به سود خود جلب کنند، نقش کارگران و سازمان های صنفی و طبقاتی شان در ایجاد این همبستگی بسیار ضروری‌تر و حیاتی‌تر خواهد بود چرا که مسایل و مشکلات کارگران در سطوح ملی و بین المللی دارای مشابهات زیادی است و طبعا مبارزات آنها راه حل‌های مشابهی را می‌طلبد و این خود چراغ راهنما و تزازویی است تا به آن وسیله هرگونه سیاست ها در عرصه ملی با آن سنجیده شود و تاثیرات معینی که احزاب سرمایه داری و به ویژه بخش هایی از آن که شدیدا با گرایش به پوپولیسم می‌کوشند کارگران را فریب داده و آرای آنان را به سود خود جلب کنند، به این وسیله خنثی شود. از سوی دیگر به دلیل آنکه دولتهای سرمایه داری با ممانعت از ایجاد سازمانهای مستقل کارگری، توانمندی سازمانی و قدرت آنها در موازنه قدرت را همواره پایین نگه میدارند ارتقاء سطح همبستگی بین‌المللی کارگران و حمایت های ناشی از آن می‌تواند تا حدودی توان چانه زنی کارگران را افزایش دهد. موارد بیشماری از تاثیرات این حمایت های بین المللی درباره اعمال محدودیت های بیشتر در باره کارگران زندانی و دارای محرومیت های ناروای اجتماعی طی نزدیک به دودهه از شکل گیری این همبستگی‌ها، گواه این مدعا است.

از آنجا که سطح همبستگی ملی کارگران محدود و تحت شرایط پلیسی امنیتی و یا به‌دلیل رشدنایافتگی مبارزه اتحادیه‌ای از رشد کافی برخوردار نیست همواره این همبستگی بین المللی دچار مشکلات عدیده ای خواهد بود. عدم وجود ارتباطات موثر بین اتحادیه‌ای، دسترسی سخت به اطلاعات و داده‌های درست از فعالیت‌های متقابل اتحادیه‌ها در سطوح مختلف، مخالفت دولت‌ ها با هرگونه ارتباط بین این اتحادیه ها حتی از راه‌های قانونی و پذیرفته‌شده و در نهادهای مرجع بین‌المللی همچون سازمان‌ بین‌المللی کار، به‌رسمیت نشناختن فعالیت های اتحادیه‌ای و ممانعت از خروج فعالان اتحادیه‌ای از کشور برای حضور موثر در این گونه نهادها و بسیاری محدودیت های قانونی دیگر از موانع جدی ایجاد این همبستگی است.

اما در نزدِ کارگران و زحمتکشان ایرانی گرایش به سوی ایجاد این همبستگی ملی و بین‌المللی مشکلات ویژه ای هم وجود دارد. این مشکلات بیستر موانع‌ ذهنی و رشدنیافتگی دانش اتحادیه‌ای است که البته بسیار موجب بهره برداری مخالفین همبستگی قرار می‌گیرد.

ضرورت ایجاد چنین همبستگی‌هایی در وهله اول نیازمند توسعه گفتمانی زندگی اتحادیه‌ای کارگران است ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا ما گفتمان اتحادیه‌ای داریم‌که حال بخواهیم آنرا رواج و توسعه دهیم؟ در پاسخ که اگر با این تعریف موافق باشیم که گفتمان یک دستگاه بینشی است که از راه واژگان و گفتارها نهادینه شده و بر ذهنیت‌ها اثر می‌گذارد و حتی گاهی بر یک دوران تاریخی سایه می افکند به‌این اعتبار ما بیش از یک قرن است‌ که گفتمان اتحادیه‌ای و سندیکایی داریم و این‌گفتمان از بسترِ گقتمان تاریخی بزرگتری برخاسته‌ است. زندگی اتحادیه‌ای‌ کارگران درجهان از قرن‌ پانزدهم میلادی با مبارزات کارگران انگلیس و سایر کشورهای صنعتی پاگرقته‌ است و تاریخ شاهد‌ است که دولت‌های سرمایه‌داری غرب به ویژه در بریتانیا حتی سخن گفتن از اتحادیه کارگری جرم و کیفری برابر اعدام داشت. پس به لحاظ تاریخی این گفتمان در جهان نهادینه شده‌ است و به لحاظ منطقی هم درست به این‌دلیل‌که کارگران برای احقاق حقوق خود چاره‌ای جزمبارزه از راه همبستگی سازمان‌یافته و آگاهانه در مقابل سلب کنندگان حقوق شان ندارند و به هزار دلیل دیگری که ناشی از وجود استثمار و بهره کسی و تبعیض است نیازمند تقویت این گفتمان از راه مبارزه صنقی _ طبقاتی متکی بر خِرَد، همیت و اراده جمعی خود می باشند. رواج و توسعه گفتمانی از شروع اقدام برای‌ نهادینه‌کردن این بینش در تمامی روابط بین انسا‌ن‌های کارگر با هم و همچنین نهادینه‌کردن این روابط بر ذهنیت جامعه‌ای‌ است که کارگران در آن زندگی می‌کنند.

آنچه که این روز ها در سازمان‌های کارگری اعم از کارگران بخش صنعت و کشاورزی مکانیزه، کارگران بخش خدمات به ویژه حمل و کارگران بخش آموزش نظیر معلمان شاهد هستیم، رویکردی است به سوی این همبستگی ملی و درعین حال تلاشی برای توسعه گفتمانی زندگی اتحادیه‌ای کارگران ایران و همچنین تلاشی برای ایجاد و تقویت روابط رادرانه با کارگران سراسر دنیا.

سفر پنج هفته‌ای نمایندگان سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی و نماینده ای از انجمن صنفی معلمان نمونه ای از این همبستگی بین المللی کارگران‌ِ ایران و کارگرانِ میزبان در سایر کشور ها بود که با تمام حاشیه های مثبت منقی پیرامونش جلوه ای موفقیت آمیز برای درک این گفتمان از سوی همه فعالان کارگری و همه کارگران دارد.

ماجرا با یک دعوت پس از سال ها حمایت میزبان از سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی آغاز شد که البته اولین دعوت نبود طی سال های گذشته از”مجتمع نیشکر هفت تپه” و از “شرکت واحد” نیز به دعوت کلکتیو به‌ فرانسه سفر کرده‌ بودند. این سفر اما از ویژگی خاصی برخوردار بود که توانست از رشد کمی و کیفی روابط بین المللی کارگران ایران و جهان و در عین حال تأثیرات معنی دار و معینی برخوردار باشد. درحالی که صد و هفتمین اجلاس سالیانه سازمان بین‌المللی کار پشت درهای بسته، با هیأت های سه جانبه کشورها برگزار می شد، آقایان رضا شهابی، داود رضوی و لقمان ویسی پس از دیدارها در فرانسه، توانستند به عنوان همراه سندیکاهای س.ژ.ت و س.اف.د.ت، اعضای فرانسوی حاضر در اجلاس، با چند تن از مسوولین سازمان بین‌المللیِ کار نیز دیدارهایی داشته باشند.

برابر دعوتی که‌ از سوی کلکتیو سندیکائی متشکل از سندیکاهای فرانسوی س.ژ.ت (CGT)، س.اف.د.ت (CFDT)، اف.اس.او (FSU)، اونسا (UNSA) و سولیدر( (Solidaires به‌عمل آمده بود، سه فعال سندیکائی ایرانی رضا شهابی و داود رضوی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، و لقمان ویسی از انجمن صنفی معلمان مریوان، از ۲۶ مه تا ۴ ژوئیه ۲۰۱۸ به فرانسه سفر کردند. طی این سفر علاوه بر کلکتیو فرانسوی، سازمان های کارگری و سندیکاهای کشورهای سوئیس، آلمان، نروژ، سوئد و انگلستان از فعالان جنبش کارگری ایران دعوت کردند که به منظور دیدار و آشنائی بیشتر آنان از مشکلات و در عین حال دستاوردهای جنبش کارگری ایران و برگزاری جلسات عمومی به این کشورها سفر کنند.

طی ۵ هفته حضور فعال هر سه نماینده کارگری کشورمان با صراحت و شفافیت بارها هدف از این سفر را در دیدارها، سخنرانی‌ها و پرسش و پاسخ‌ها، در همایش های عمومی چندین ساعته، در مصاحبه ها با روزنامه‌ها و رادیو بازگو و اعلام کردندکه به قصد آشناسازی برادرانِ‌ کارگر خود در این کشورها با وضعیت پیچیده و بسیار دشوار جنبش‌ کارگری، افشای ماهیت ضدکارگری‌ سیاست‌های همه جناح های سرمایه در ایران و دولت‌های تاکنونی مستقر در ایران، افشای سازمان‌های رسمی وابسته و غیرمستقل کارگری و نشان دادن این واقعیت‌که آنها نمایندگان واقعی کارگران‌ ایران در محافل و نهادهای مرجع بین المللی چون سازمان‌ بین‌المللی کار نیستند، تاکید بر استقلال طبقاتی سازمان‌های کارگری و ایجاد پیوند طبقاتی و پشتیبانی بین‌المللی از جنبش کارگری برای دستیابی به خواست های طبقاتی شان در ایران این سفر را به انجام خواست ضروری و تاخیر ناپذیر کارگران ایران نشان دهند.

نمایندگان‌ِ جنبشِ‌‌کارگری ایران و میزبانان آنها طی نشست‌های مشترک اظهار امیدواری کردندکه نتایج دیدارها با مسئولین اتحادیه‌های کارگری فرانسه، آلمان، نروژ و سوئد و گفتگوهای دو یاچند جانبه و نتایج نشست‌های چندین ساعته با نمایندگان مستقل‌ِ کارگران کشورهای‌ اروپایی، زمینه ایجادِ پیوند طبقاتی بیشتر و جلب پشتیبانی جنبش کارگری جهانی برای دستیابی به خواست های طبقاتی کارگران‌ در‌ ایران را هموارتر سازد.

ثمرات ارزشمندِ این همبستگی بین‌المللی کارگران به یقین مزاق سرمایه‌داری ایران را خوش نمی‌آید و کاملا روشن است‌ که نهادها و مراجع وابسته به سرمایه درایران از آنجا که بهر دلیل نتوانسته و یا نخواسته‌اند مانع از انجام این سفر گردند، پس از انجام سفر تلاش کنند که دستاوردهای این سفر و تاثیرات آن برروی فعالیت‌های آینده کارگران در ایران را تا حد ممکن خنثی سازند. بهمین منظور یک سلسله تلاش های هدایت شده به دست افرادِ فرصت طلب و برخی از کارگران ناآگاهی که سابقه اندک سندیکایی و روحیات کاسب‌کارانه آنها، زمینه پذیرش عاملیت کارفرمایان و حامیانشان را در آنها ایجاد کرده‌ است در صدد تخریب این دستاوردها برآیند و با رواج انواع اتهامات بی پایه که حتی در محاکم موجود هم نادرستی آن اتهامات مشخص‌ شده‌ است، نمایندگانِ اعزامی به این سفر را هدف قرار داده و کوشش کنند با پیشبرد روش هایی چون بی اعتبار بودن سندیکای موجود و یا فعالان شناخته‌شده‌ی آن، نتایج این سفر را در ایجاد همبستگی ملی و بین المللی کارگران که پشتوانه بزرگی برای ادامه مبارزات صنفی و طبقاتی کارگران ایران خواهد بود، از بین ببرند. برای درهم شکستن این همبستگی از سوی تعدادی از کارگران فریب خورده و فرصت طلبی که لومپنیزم‌ کارگری ایران را نمایندگی می‌کنند، ممکن است وقفه‌ای در روند افزایش گرایش به ایجاد سازمان‌های مستقل‌ِکارگری ایجاد کند و یا موانع ناپایداری را در رواج و توسعه گفتمان اتحادیه‌ای کارگران قرار دهد اما بی تردید قادر نخواهد بود جنبش کارگری ایران را که بر بستر نیازها و مطالبات جدی و اعتراضات هر روزه ناشی از بی پاسخ ماندن توجه دولت‌ و کارفرمایان مطالبات خود را فریاد می‌زند، به سکوت وا دارد! و جنبشی را که‌ آگاهانه پای در راه کسب مطالبات جدی و برحق خود می‌گذارد و میرود تا با وحدت اراده جمعی و همبسته خود راه های رسیدن به استقلال سازمانی اش را هموارتر سازد از مسیر درستی که با تجارب‌گرانقدر یافته است، از حزکت باز دارد.

بی‌تردید این تلاش ها موجب میگردد تا نمایندگان واقعی جنیش کارگری ایران در هر موقعیت و شرابطی باور به اتحاد و همدلی را از دست ندهند و نیاز به این باور را در وجود سایر کارگران ایران بارور سازند تا این همبستگی ملی کارگران آنچنان نیرومند و توانمند شود که نمایندگان‌ سرمایه و دولت های متبوع آنان ناگزیر از پذیرش حق تعیین سرنوشت کارگران ایران به دست خود آنان گردند.

آنچه امروز بیش ازگذشته باید مورد توجه پیشروان‌ِ کارگری در سازمان‌های‌ اتحادیه‌ای و سندیکایی قرار گیرد این واقعیت‌ است‌که سازمان‌های‌کارگری بی‌تکیه به‌کارگران و بدون مشارکت‌ دادن جدی آنان در تصمیم گیری‌هایی که قرار است در مورد زندگی و کارشان به عمل درآید، قادر نخواهند بود حتی مشکلات کوچک را از پیش پای موکلان خود بردارند. نمونه آشکار گرایشی تافته جدابافته از کارگران است که عنوان‌دار شوراهای اسلامی‌ کار و انجمن‌ها و نمایندگان کارگری هستند. از قضا به لحاظ ساختار ظاهری تشکیلاتی از شوراهای واحد تا کانون های استانی و سپس کانون های عالی سراسری را یدک می‌کشند، از انجمن های صنفی واحدهای کوچک تا کانون‌ انجمن‌های کارگری‌ِ استانی و سپس کانون عالی انجمن‌های کشوری را برپا داشته‌اند، از نمایندگان کارگر تا مجمع عالی نمایندگان‌ِ استانی و مجمع عالی نمایندگان‌ِ کشور را شکل‌ داده‌اند اما دریغ ازکوچکترین جسارت لازم برای ارائه یک تجمع یک ساعته سراسری در مقابله با سیاست‌های اقتصادی دولت ها که امروزه تداوم و اجرای آن سیاست ها رندگی کارگران را به فلاکت دچار کرده‌ است. دلیل این ناتوانی و نداشتن جسارت چیزی نیست جز این واقعیت که این سازمان‌های رسمی کارگری فاقد پشتوانه کارگری هستند و نخواسته و نتوانسته اند حمایت کارگرانی را که نمایندگی آنان را یدک می‌کشند، جلب کنند. آنان در وادی تمایلات فردی و رانت خوارانه در مناسبات و روابط کار تنها دلخوش به چانه‌زنی‌هایی هستند که برقراری آن نیز به خواست کارفرمایان و دولت کارفرمایی امکانپذیر خواهد بود و در همین موضوع ترمیم مزذی سال ۱٣۹۷ که به دنبال کاهش ارزش پول ملی رخ داد تاکنون نتوانسته اند شورای عالی کار را به برقراری نشست اضطراری و فوق العاده این ترمیم متقاعد و وادار سازند.

ضامن اصلی ایجاد و تداوم همبستگی ملی کارگران همانا همبستگی کارگری در واحدهای کوچک و بزرگ کار و تولید است و در همین سطح از مناسبات کارگری است که لزوم اتحادهای منطقه‌ای و سراسری شکل می‌گیرد و ضرورت حمایت های متقابل بین المللی کارگران درک میشود.