گذار دیوان کیفری بین المللی به حالت تهاجمی در سراسر جهان

ا. م. شیری

هدف اصلی دیوان کیفری بین المللی عبارت است از: روسیه- در اروپا ، چین-  در آسیا، ونزوئلا- در آمریکا.

دیوان کیفری بین المللی در سال ١۹۹۸ تأسیس گردید و پس از شروع به کار در سال ۲٠٠۲، مدت زیادی فقط به امور آفریقا مشغول بود. برغم این، نمی توانست  زمان طولانی ادامه داشته باشد. دیوان کیفری بین المللی بمثابه یک ابزار مدیریت جهانی شکل گرفت و حوزه فعالیت آن می بایست سراسر جهان باشد. آفریقا فقط میدان آزمایش کارکردها و روشهایی بود، که دیوان کیفری بین المللی برای ایجاد یک مجموعه جدید هنجارهای شبه قانونی بهرهبرداری می کرد. آزمایش بیست سال ادامه داشت و چهار وظیفه اصلی دیوان کیفری بین المللی را آشکار نمود:

١ــ تخریب حقوق بین المللی موجود و ایجاد حقوق (جهانی) جدید؛

۲ــ خارج کردن دولت مردان نامطلوب از بازی؛

٣ــ سرکوبی رژیم های سیاسی یاغی؛

۴ــ حمایت از بیثباتی در این یا آن کشور و مناطق مختلف جهان.

دیوان کیفری بین المللی پس از پایان کار در «میدان» آفریقا، حمله به هدف اصلی را آغاز نمود. بخش اول هدف اصلی روسیه بود؛ دادستان دیوان کیفری بین المللی جنایتکاران اصلی اوضاع اوکراین و گرجستان را نادیده گرفت و توجهات را بطور تصنعی به سوی روسیه معطوف نمود. هدف بعدی، چین بود. در ماههای اخیر دو تصمیم در مورد شروع تحقیقات در ارتباط با کشورهای همسایه چین (افغانستان و میانمار) اتخاذ شده است.

هدف اول و اصلی در افغانستان عبارت است از پشتیبانی از هرج و مرج مداوم (هرج و مرج مداوم یعنی حفاظت از گروه طالبان که میتواند کارگاه جهانی مواد مخدر را ببندد)؛ هدف دوم- وارد آوردن فشار به چین است.

آنچه به میانمار مربوط می شود، این است که در آنجا اوضاع در پایان سال ۲٠١۶، زمانی که صحنه هایی از فرار «میلیونی» مسلمانان روهینگیای نجات یافته از آزار و اذیت در میانمار به بنگلادش نشان داده شد، بواسطه رسانه ها به حالت انفجاری رسید. رسانه ها در جامعه جهانی چنان واکنش هیجانی برانگیختند، که از مدتها قبل سابقه نداشت. وضعیت بعنوان «نسلکشی جمعیت مسلمان میانمار» فرموله شد. هر چند که رابطه متقابل اسلام و سایر ادیان در جنوب آسیا بسیار پیچیده است. جنبش جهاد جهانی برای نخستین بار در قرن نوزده در بنگال شرقی، یعنی سرزمینهای امروزی میانمار و بنگلادش پدید آمد. در سال ۲٠١۴ ایمن الظواهری رئیس «القاعده» (ممنوعه در روسیه) مسلمانان میانمار را به قیام علیه دولت فراخواند. وابستگان جریانات افراط گرای اسلام اغلب از همان بنگلادش که آنها را تعقیب می کرد، به میانمار به منطقه اسکان روهینگیا فرار می کردند. پیدایش باصطلاح ارتش نجات روهینگیا در سال ۲٠١۶ و حمله آن به مردم غیرنظامی (بنگالیها) و مراکز پلیس، جرقه جدیدی بود برای بر افروختن بحران. همانگونه که واکنش رسانههای غربی نشان داد، حمله «ارتش نجات» بر اساس پاسخ قدرتمند دولت میانمار محاسبه شده بود. روهینگیا در اینجا به پشیزی تبدیل گردید.

بمنظور تعریف وضعیت روهینگیا بمثابه نسل کشی تلاشهای خاصی بعمل آمد. ارزیابی یک حادثه مشخص بعنوان نسل کشی، نه «فقط» نقض گسترده حقوق بشر یا حتی جنایت، اجازه دور زدن محدودیت های موجود را می دهد. همین مسئله نیز در مبنای همه پافشاریهای عجیب برای تبیین حوادث میانمار بعنوان «نسلکشی» قرار گرفت. بویژه کمیته تحقیق سازمان ملل متحد در این راستا تلاش می کند. به همین سبب، مسئله حق مداخله «جامعه جهانی» در امور داخلی کشوری که در آن نسل کشی بوقوع می پیوندد(یا خطر نسلکشی وجود دارد)، در نشست فعلی مجمع عمومی سازمان ملل متحد مطرح گردید. اد رویس، رئیس کمیسیون امور بین المللی مجلس نمایندگان آمریکا نیز طی سخنرانی خود در ماه سپتامبر این مسئله را مورد تأکید قرار داد. زدن برچسب نسل کشی به وضعیت روهینگیا برای ایالات متحده آمریکا به این منظور لازم بود تا پرونده میانمار را به دیوان کیفری بین المللی ارجاع داده، زمینه حقوقی و اذهان عمومی را برای مداخله نظامی آماده سازد.

این واقعیت را نباید نادیده گرفت، که شرایط ایجاد شده عمدی در میانمار نه تنها بعنوان عامل بیثباتی در کشورهای جنوبی و جنوب- شرقی آسیا، بلکه، طبق الگوی تبتی (سین کیانگ- اویغور) بر علیه جمهوری خلق چین طراحی شد.

مرحله تازه فعالیت دیوان کیفری بین المللی جغرافیایی «نقاط اتکاء» خود را به سرتاسر جهان گسترانیده است: روسیه- در اروپا، چین-  در آسیا، ونزوئلا- در قاره آمریکا.

افزودن ونزوئلا به حوزه قضایی دیوان کیفری بین المللی کاملا غیرمعمول است، این، یک حرف تازه است. در اواخر ماه سپتامبر سران شش کشور عضو سازمان کشورهای آمریکایی (آرژانتین، کانادا، کلمبیا، شیلی، پاراگوئه و پرو) با ارسال نامه به دادستان دیوان کیفری بین المللی (فاتو بنسودا، گامبیایی) اوضاع ونزوئلا را برای وی تشریح نمودند. بر اساس این نامه، در ونزوئلا، واقع در حوزه قضایی دیوان کیفری بین المللی، جنایت علیه بشریت روی می دهد. ونزوئلا نیز که به سهم خود با امضاء و تصویب اساسنامه دیوان کیفری بین المللی مرتکب اشتباه شده، اکنون این ساختار براحتی می تواند در امورداخلی کشور مداخله نماید. فقط بهانه لازم است. نامه سران شش کشور نیز همان بهانه است برای جلب دیوان کیفری بین المللی به دخالت در امور داخلی ونزوئلا. تا کنون یا کشورها خودشان به دیوان کیفری بین المللی رجوع می کردند یا شورای امنیت سازمان ملل متحد این کار را انجام می داد و یا بموجب تحقیقات دادستان دیوان کیفری بین المللی انجام می گرفت. نامه سران شش کشور نتیجه «کمیته تحقیقات» تشکیل شده توسط سازمان کشورهای آمریکایی و «گروه کارشناسان» حقوق بشر بود؛ آنها بدون انجام تحقیقات در محل (این کار اکنون معمول است)، بر اساس اخبار رسانه ها، گزارش تهیه نمودند و شاهدان «لازم» را پیدا کردند. پس از این، کمیته حقوق بشر بین آمریکایی نیز گزارش خود را مبنی بر مقصر بودن دولت ونزوئلا در «بدتر شدن وضعیت حقوق بشر» در کشور ارائه نمود. در ماه آوریل سال ۲٠١۷ دولت ونزوئلا اعلام کرد که کشور از عضویت در سازمان کشورهای آمریکایی خارج می شود، اما روند خروج سریع نخواهد بود، تقریبا دو سال به طول خواهد انجامید.

دادستان دیوان کیفری بینالمللی با تأکید خاصی بر دریافت نامه سران شش کشور اظهار داشت، که اکنون تحقیقات مقدماتی دایر بر این مسئله که آیا در جریان اعتراضات ضد دولتی در ونزوئلا از ماه آوریل سال ۲٠١۷ جنایت علیه بشریت بوقوع پیوسته، در دست انجام است.

به این ترتیب، دیوان کیفری بین المللی تمرین فنون فعالیت خود را در میدان آفریقا به پایان رساند. گسترش مطمئن حوزه قضایی آن به کل جهان آغاز گردیده است. لاز به تکرار می دانم، که هدف اصلی دیوان کیفری بینالمللی عبارت است از: روسیه- در اروپا ، چین-  در آسیا، ونزوئلا- در آمریکا. گامهای بعدی دیوان کیفری بینالمللی بعنوان یک ابزار مدیریت جهانی را در آینده نزدیک باید از این زاویه مورد توجه قرار داد.

الکساندر مزیایف (Alexandr Mezyaev)

رئیس کرسی حقوق شهروندی و حقوق بین الملل دانشگاه قازان تاتارستان- روسیه، پروفسور، دکتر علوم حقوقی، عضو انجمن وکلای بین المللی، عضو انجمن جهانی حقوق بین الملل، عضو علی البدل فرهنگستان مسائل ژئوپلیتیک، سردبیر مجلۀ «حقوق بینالملل و مناسبات بین المللی»

https://www.fondsk.ru/news/2018/10/15/mezhdunarodnyj-ugolovnyj-sud-perehodit-v-nastuplenie-po-vsemu-miru-46953.html

 

https://eb1384.wordpress.com/2018/10/23/

اول آبان- عقرب ١٣۹۷

 




کاروان هزاران نفری پناهجویان به مقصد آمریکا و واکنش ترامپ 

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ٣۰ مهر ۱٣۹۷ –  ۲۲ اکتبر ۲۰۱٨

 

کاروانی از هزاران پناهجوی آمریکای لاتین که اکثرا هندوراسی هستند روز یکشنبه وارد شهر تاپاچولا مکزیک در مرز این کشور با گواتمالا شدند تا از آنجا راهی مکزیکوسیتی و نهایتا ایالات متحده آمریکا شوند.

این پناهجویان روز یک شنبه را در این شهر مرزی مکزیک در فضای باز شهر زیر باران شدید و کمپ های نامناسب گذراندند.

پناهجویان امیدوار به ورود به خاک ایالات متحده آمریکا که از خشونت و فقر در کشورشان گریخته اند و با پای ‍پیاده خود را به مکزیک رسانده اند، در شرایط وخیمی در مرز مکزیک به سر می برند و دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا گفته است که مرزهای ایالات متحده را خواهد بست و اجازه ورود به آنها نخواهد داد.

مقامات مکزیک گفته اند این پناهجویان اگر ‍پناهندگی شان در مکزیک ‍پذیرفته نشود با امکان دیپورت مواجه خواهند بود.

ترامپ برای ممانعت از ورود کاروان مهاجران به ارتش آماده‌باش داد

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا می‌گوید به ارتش و مسئولان مرزبانی فدرال این کشور نسبت به نزدیک شدن کاروان مهاجران از آمریکای مرکزی هشدار داده است.

رئیس جمهوری آمریکا روز دوشنبه ۳۰ مهر همچنین از تصمیم خود برای محدود کردن کمک‌های مالی به هندوراس، گواتمالا و السالوادور خبر داده و در صفحه توئیتر خود حرکت کاروان مهاجران به طرف ایالات متحده را یک «فوریت ملی» خواند.

ترامپ در مورد جزئیات اقدام دولت خود در این زمینه توضیحی نداده است و کاخ سفید، اداره گمرک و حفاظت مرزی و نیز وزارت دفاع آمریکا هنوز اطلاعاتی در مورد این دستور و شیوه اجرای آن منتشر نکرده‌اند.

رئیس جمهوری آمریکا در توئیتر خود نوشته است: «متاسفانه به نظر می‌رسد که پلیس و ارتش مکزیک قادر نیستند کاروانی را که به سوی مرزهای جنوبی ایالات متحده است، متوقف کنند.»

وی در ادامه می‌نویسد: «من به مرزبانی و ارتش هشدار داده‌ام که این یک فوریت ملی است.» و می‌افزاید: «گواتمالا، هندوراس و السالوادور وظیفه خود مبنی بر متوقف کردن این افراد که کشور خود را ترک گفته و دارند به طور غیرقانونی به آمریکا می‌آیند، انجام نداده‌اند. بنابراین ما هم حالا شروع می‌کنیم به قطع یا محدود کردن شدید کمک‌های بزرگ خارجی که دائم به دست آنها می‌رسد.»

هزاران از تن از افرادی که بیشترشان اهل هندوراس هستند، بعد از راهپیمایی از ماناگوآ، پایتخت گواتمالا آخر هفته گذشته به شهر تاپاچولا در مرز مکزیک رسیدند. آنها به رغم هشدار دولت مکزیک به طرف مرز آمریکا حرکت کردند تا تهدید ترامپ به بستن مرز این کشور با مکزیک را به چالش بکشند.

پلیس ضد شورش مکزیک در طول بزرگراهی در جنوب این کشور که مهاجران از آن می‌گذشتند حضور یافت اما مانع حرکت کاروان نشد.

ترامپ تهدید کرده که اگر حرکت مهاجران ادامه یابد، کمک‌های مالی منطقه‌ای را قطع کرده و احتمالا مرز خود با مکزیک به کمک ارتش خواهد بست.




آخرین خبرها از پرونده قتل دکتر فرشید هکی

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ٣۰ مهر ۱٣۹۷ –  ۲۲ اکتبر ۲۰۱٨

 


در پی تلاش رسانه های وابسته به حکومت در مورد «خودسوزی» دکتر فرشید هکی و از جمله استناد به گزارش پزشکی قانونی، این سازمان اعلام کرد پزشکی قانونی هیچ اظهارنظری در مورد این پرونده نداشته است. این سازمان از اعلام کرده است، نتیجه و تشخیص علت فوت به قاضی پرونده اعلام می‌شود.

روز گذشته همزمان با انتشار خبر قتل دکتر فرشید هکی، برخی از خبرگزاری ها بخصوص خبرگزاری های حکومتی کوشیدند، مرگ او را خودسوزی و ناشی از دلایل شخصی و خانوادگی وانمود کنند.

خبرگزاری تسنیم در این مورد نوشت: چند روز قبل جسد سوخته مردی داخل یک خودروی آتش‌گرفته در باغ‌فیض کشف و اکنون مشخص شد که وی شخصاً به زندگی‌اش پایان داده است. در این گزارش آمده است: عصر روز چهارشنبه (۲۵ مهر) شهروندان در محله باغ‌فیض تهران با صحنه آتش‌سوزی یک خودروی سواری مواجه شدند و بلافاصله مأموران آتش‌نشانی را در جریان قرار دادند.
پس از حضور آتش‌نشانان در محل مورد نظر و اطفای حریق خودرو، جسد شخصی توسط مأموران آتش‌نشانی از خودرو خارج شد، همچنین بلافاصله موضوع به‌اطلاع قاضی کشیک قتل پایتخت رسید و وی همراه با مأموران کلانتری ۱۴۰ باغ‌فیض بر سر صحنه حاضر شدند.
با دستور قاضی کشیک قتل پایتخت، جسد متوفی برای بررسی علت مرگ و شناسایی هویت متوفی به پزشکی قانونی منتقل شد؛ پس از بررسی‌های صورت‌گرفته و احراز هویت متوفی، بنابر اعلام نظر پزشکی قانونی علت مرگ خودسوزی اعلام شد.

مرگ دکتر فرشید هکی، حقوق‌دان، اقتصاددان و از فعالین سیاسی و حقوق بشر و محیط زیست، در مقابل منزلش در تهران و سوختن جسد او با واکنش های زیادی در میان مردم و شبکه های اجتماعی مواجه شده است.
وی ۳ ماه قبل در دادنامه‌ای، از نقض آشکار حقوق شهروندی، نقض حقوق اجتماعی و عدم آزادی احزاب و تشکل‌های سیاسی و اجتماعی شکایت کرده بود.
دکتر فرشید هکی فعال حقوق بشر و کودکان کار بود که موسسه “پیشتازان توسعه” را در حمایت از کودکان کار تاسیس کرده بود. او عدالتخواه چپ و عضو کمپین محیط زیستی حمایت از زاگرس مهربان (صدای پای آب) نیز بود.




اعتراض اتحادیه های کارگری به تهدید رانندگان کامیون ایران به اعدام 

• رهبران چندین اتحادیه ی بزرگی کارگری که بیش از ۲۰۰ میلیون کارگر را نمایندگی می کنند، در نامه ای به علی خامنه ای تهدید رانندگان کامیون اعتصابی به اعدام را به شدت محکوم کرده اند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۲۹ مهر ۱٣۹۷ –  ۲۱ اکتبر ۲۰۱٨

 


فدراسیون اتحادیه های کارگری جهانی تقاضای اعدام برای ١٧ راننده اعتصابی را محکوم کرده و خواهای آزادی فوری و بدون قید و شرط آنها شده است.

به گزارش «کمپین برای آزادی کارگران زندانی»، فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری (آی تی یو سی)، فدراسیون بین المللی ترانسپورت (آی تی اف)، آموزش بین المللی (ای وان)، اتحادیه صنعتی جهانی، اتحادیه بین المللی غذا، کشاورزی، هتل، رستوران، تغذیه و دخانیات و انجمن کارگران متحد (آی یو اف) و کنفدراسیون اتحادیه های کارگری بین المللی که در مجموع بیش از ٢٠٠ میلیون نفر از کارگران را در سراسر جهان در بر میگیرند، طی نامه ای شدید الحن خطاب به خامنه ای خواست اعدام ١٧ راننده اعتصابی کامیون در ایران توسط دادگاه استان قزوین را محکوم کرده اند. در بخشی از این نامه چنین آمده است:
“طرح مجازات اعدام آنهم برای اعتصاب شنیع ترین و جدی ترین شکل پایمال کردن حقوق کارگران است. تلاش برای بکار گرفتن حادترین و شدیدترین مجازاتها بخاطر فعالیتهای محق اتحادیه ای با این هدف که امنیت کشور خود را بالا ببرید برای ما جای نگرانی جدی دارد و نشان میدهد که قوه قضائیه در کشور شما از استقلال برخوردار نیست. این بهیچ وجه در هیچ کجای جهان قابل قبول نیست که کارگران بخاطر دفاع از حقوق پایه ای و اقتصادی خود اعدام شوند. به همین دلیل ما قویا از شما میخواهیم که تمام اتهامات علیه رانندگان دستگیر شده فورا و بی قید و شرط لغو شود و سلامت آنها کاملا تضمین گردد.”

فدراسیون اتحادیه های کارگری جهانی در نامه اعتراضی خود از حکومت ایران خواسته اند که فورا هر گونه تقاضای اعدام برای این کارگران را پس بگیرد و با رهبران راننده کامیون برای عملی کردن خواستهایشان وارد مذاکره شود. قبلا نیز “استیون کاتن”‌ دبیرکل فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل طی نامه ای جداگانه شدیدا اظهارات محسن کرمی را محکوم ‌ و خواستار مداخله سازمان بین‌المللی کار؛ “آی ال او”؛ در این مورد شده بود. همچنین اتحادیه های کارگران حمل و نقل ویرجینیای آمریکا، دانمارک، کانادا و هلند حمایت خود را از مبارزات و خواستهای رانندگان کامیون و کامیونداران در ایران اعلام کرده بودند.
چنین ابعاد جهانی ای از همبستگی از سوی بزرگترین اتحادیه های کارگری جهانی نشانگر انعکاس وسیع بین المللی اعتصاب قدرتمند رانندگان کامیون در ایران است. با اتکاء به چنین ابعاد وسیع همبستگی جهانی کارگری، رانندگان کامیون امروز در موقعیت بسیار قویتری برای جلوبردن کارزار خود برای آزادی همکاران بازداشتی شان قرار دارند و این برای آنان و تمام کارگران در ایران بسیار امید بخش است.

بنابر این گزارش، هم اکنون ٢٥٦ راننده اعتصابی کامیون در بازداشت بسر میبرند. پرونده های آنان برای محاکمه به دادگاه ارسال شده است. از جمله یکی از این رانندگان بازداشتی در شیراز بخاطر شرکتش در اعتصاب تحت عناوین مسخره ای چون اخلال در نظم عمومی و امنیت، تخریب البسه پلیس به هفت سال و نیم حبس محکوم شده است.
کمپین برای آزادی کارگران زندانی (فری دم ناو) از تشکلهای کارگری و نهادهای انساندوست در سراسر جهان خواسته است به کارزار جهانی برای آزادی رانندگان اعتصابی بازداشتی در ایران بپیوندند و جمهوری اسلامی را به خاطر این سرکوبگری ها محکوم نمایند.

متن نامه ی فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری به علی خامنه ای:
به: آقای خامنه ای
ما از فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری این نامه را به شما مینویسیم. فدراسیون بین المللی ترانسپورت (آی تی اف)، آموزش بین المللی (ای وان)، اتحادیه صنعتی جهانی، اتحادیه بین المللی غذا، کشاورزی، هتل، رستوران، تغذیه و دخانیات و انجمن کارگران متحد (آی یو اف) و کنفدراسیون اتحادیه های کارگری بین المللی که بیش از ٢٠٠ میلیون نفر از کارگران را در سراسر جهان نمایندگی میکنیم این نامه را به شما مینویسیم تا اعلام کنیم از گزارشاتی که در مورد خواست اعدام توسط دادگاه استان قزوین برای رانندگان کامیون اعتصابی مطرح شده است، شوکه شده ایم.
بنا به اطلاعات ما، از ماه مه امسال رانندگان کامیون از حکومت شما خواسته اند که به خواستهایشان در مورد شرایط کاری بهتر رسیدگی شود و تقاضا کرده اند که در تصمیم گیری هایی که به زندگی آنها مربوط میشود دخالت داشته باشند. نهایتا از ماه سپتامبر رانندگان کامیون و کامیونداران در در دفاع از معیشت خود و خانواده هایشان دست به اقدام زدند. طی دو هفته گذشته بنا به گزارشها بیش از ١٥٠ نفر از رانندگان بازداشت شده و هفته گذشته بیش از ٢٥٠ نفر تحت تعقیب قرار گرفتند. سپس در ٨ اکتبر خبرگزاری دولتی ایرنا گزارش داد که در دادگاهی در استان قزوین برای ١٧ نفر از این رانندگان احتمال تقاضای مجازات اعدام مطرح شده است.
طرح مجازات اعدام آنهم برای اعتصاب شنیع ترین و جدی ترین شکل پایمال کردن حقوق کارگران است. تلاش برای بکار گرفتن حادترین و شدیدترین مجازاتها بخاطر فعالیتهای محق اتحادیه ای با این هدف که امنیت کشور خود را بالا ببرید برای ما جای نگرانی جدی دارد و نشان میدهد که قوه قضائیه در کشور شما از استقلال برخوردار نیست.
این بهیچ وجه در هیچ کجای جهان قابل قبول نیست که کارگران بخاطر دفاع از حقوق پایه ای و اقتصادی خود اعدام شوند. به همین دلیل ما قویا از شما میخواهیم که تمام اتهامات علیه رانندگان دستگیر شده فورا و بی قید و شرط لغو شود و سلامت آنها کاملا تضمین گردد .
ما یادآوری میکنیم که کمیته آزادی تشکل و کمیته کاربرد استانداردها مکررا نقض حقوق پایه ای و معاهدات “آی ال او” در ایران را مطرح کرده است و در موارد متعددی بیانیه ها و توصیه هایی را با توجه به اقدامات حکومت ایران پیش کشیده است.
به همین دلیل ما با دقت و از نزدیک وضعیت کارگران در ایران را دنبال میکنیم و با آی ال او در این رابطه در تماس هستیم و انتظار داریم که حکومت ایران فورا هرگونه تقاضای اعدام را پس بگیرد و با رهبران رانندگان برای عملی کردن خواستهایشان وارد گفتگو شود. منتظریم که در رابطه با این موضوع فورا از جانب شما اقدام شود.

با احترام
شارون بارو دبیر کل ای تی یو سی
سو لانگلی دبیر کل ای یو اف
اسفتن کاتون دبیر کال ای تی اف
داوید ادواردس دبیر کل ای وان
والت سانچز دبیر کل اینداستریال آل




بازداشت های گسترده، گروگان گیری زنان و کودکان در خوزستان 

• بازداشت ها شامل روشنفکران، فعالان مدنی، فرهنگی و مذهبی شده است که معتقد به فعالیت های مسالمت آمیز هستند. در مواردی، کودکان و زنان افراد بازداشتی را به عنوان گروگان به زندان افکنده اند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۲۹ مهر ۱٣۹۷ –  ۲۱ اکتبر ۲۰۱٨

 


جمعی از فعالان حقوق بشر و تشکل های سیاسی و اجتماعی با انتشار بیانیه ای نسبت به بازداشت های گسترده در اهواز اعتراض کرده و این بازداشت ها را محکوم کرده اند، در این بیانیه که از جمله توسط کانون مبارزه با نژاد پرستی در ایران منتشر شده، آمده است:

پس از حمله خونین به رژه نیروهای مسلح در اهواز در سی و یکم شهریور گذشته، رهبر، رئیس جمهور، وزیر خارجه و دیگر فرماندهان بلندپایه جمهوری اسلامی ایران، ابتدا نیروهای استقلال طلب و کشورهای خارجی را مسوول آن حمله قلمداد کردند. اما پس از مدتی، مسوولان نظامی و امنیتی اعلام کردند که حمله یادشده کار داعش بوده است و چند روز پیش ادعا کردند که برنامه ریز اصلی آن توسط عواملشان در عراق کشته شده است. نیز وزارت اطلاعات ادعا کرد که بیست و دو نفر از افراد مرتبط با مهاجمان را دستگیر کرده اند و عکس هایشان را نیز منتشر نمودند.

اکنون – اما – بازداشت ها شامل روشنفکران، فعالان مدنی، فرهنگی و مذهبی شده است که اساسا معتقد به فعالیت های مسالمت آمیز و مردمی هستند. اما مساله از این هم فراتر رفته است و در مواردی، کودکان و زنان افراد بازداشتی را به عنوان گروگان به زندان افکنده اند. شمار زندانیان عرب به صدها تن رسیده است. برخی از بازداشت شدگان را به تهران منتقل کرده اند و از مکان بازداشت برخی دیگر خبری در دسترس نیست. ضمنا هیچ کس را جرأت پرس و جو از دادگاه ها و ادارات امنیتی نیست چون بی درنگ بازداشت می شود. از این رو به نظر می رسد، دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی با دستاویز حمله یادشده هر کاری را که می خواهند با مردم عرب می کنند. آنان می کوشند با ایجاد جو رعب و وحشت و زندان و شکنجه و اعدام هر گونه فعالیت فرهنگی و مدنی مستقل را در استان از ریشه برکنند.
نظام جمهوری اسلامی با عدم فهم مطالبات اثنیک ها و خواسته های دموکراتیک آنها و به جای برآوردن این مطالبات، با توسل به حربه زور و سرکوب بر شدت تنش و ناامنی و نا آرامی در این مناطق می افزاید.

ما امضا کنندگان این بیانیه از فعالان، شخصیت ها و نهادهای سیاسی و حقوق بشری می خواهیم تا صدای این بی صدایان باشند و برای رهایی هموطنان عرب خویش بکوشند.
ما امضا کنندکان ضمن محکوم کردن این دستگیری ها، خواستار تضمین سلامت جانی بازداشت شدگان و آزادی فوری آنان هستیم و با توجه به کارنامه سیاه جمهوری اسلامی، مقامات قضایی و امنیتی ایران را مسوول هر گونه آسیب بدنی و روانی وارد بر این زندانیان می دانیم.

اسامی بعضی از بازداشت شدگان که تا کنون هویت آنها توسط فعالان حقوق بشر محرز شده است بشرح زیر است:
۱. احمد امین(قیس)غزی ساکن زویه عامری(کوی ملت) اهواز نویسنده و پژوهشگر وفعال فرهنگی
۲. سید صادق نزاری (ابونبیل) ۶٣ ساله ساکن کوی آل صافی اهواز
٣. سجاد سیلاوی ۲۵ ساله ساکن کوی کواخه(آل صافی) اهواز
۴. جواد بدوی ۲۶ ساله ساکن کوی ملاشیه اهواز
۵. شانی شموسی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۶. خلیل سیلاوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۷. جمیل سیلاوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
٨. صادق سیلاوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۹. فارس شموسی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۱۰. علی مزرعه ساکن کوی ملاشیه اهواز
۱۱. سمیر سیلاوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۱۲. ریاض شموسی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۱٣. علی حیدری فرزند شایع ساکن کوی ملاشیه اهواز
۱۴. یوسف خسرجی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۱۵. جواد هاشمی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۱۶. علی رضا دریس ساکن کوی ملاشیه اهواز
۱۷. ماهر مسعودی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۱٨. ریاض زهیری ساکن کوی ملاشیه اهواز
۱۹. خالد سیلاوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۲۰. مختار مسعودی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۲۱. علی الباجی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۲۲. محمد مسعودی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۲٣. جادر عفراوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۲۴. عقیل شموسی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۲۵. سید جلیل موسوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۲۶. عیسی بدوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۲۷. هادی عبیداوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۲٨. سید صادق موسوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۲۹. احمد حیدری ساکن منطقه ملاشیه شهر اهواز
٣۰. میلاد عفراوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
٣۱. عادل زهیری ساکن کوی ملاشیه اهواز
٣۲. عبدالله سیلاوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
٣٣. عباس بدوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
٣۴. محسن بدوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
٣۵. فرحان شموسی ساکن کوی ملاشیه اهواز
٣۶. محمد عموری ۲۶ ساله ساکن کوی ملاشیه اهواز
٣۷. نعیم حیدری ۲۴ ساله ساکن کوی ملاشیه اهواز
٣٨. عارف غزلاوی فرزند حنون ساکن کوی ملاشیه اهواز
٣۹. کاظم غزلاوی فرزند حنون ساکن کوی ملاشیه اهواز
۴۰. علی الحایی(حیاوی) ساکن کوی ملاشیه اهواز
۴۱. شاکر سواری ۲۹ ساله معلول جسمی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۴۲. سید قاسم موسوی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۴٣. فاضل شموسی ساکن کوی ملاشیه اهواز
۴۴. سهراب مقدم ساکن کوی درویشیه کوت عبدالله شهر اهواز
۴۵. کریم مجدم ابومعتز ساکن کوت عبدالله شهر اهواز
۴۶. جعفر حزباوی ۲٨ ساله فرزند اعنید ساکن کوت عبدالله منطقه السده اهواز
۴۷. احمد حزباوی ۲٨ ساله ساکن کوت عبدالله منطقه السده اهواز
۴٨. عارف ناصری ٣۰ ساله فرزند عیدان ساکن کوت عبدالله کوی مجد(کانتکس( اهواز
۴۹. اسامه تیماس ۲۶ ساله ساکن کوی شکاره شهر اهواز
۵۰. احمد تیماس ۲٨ ساله ساکن کوی شکاره شهر اهواز
۵۱. محمد مومن تیماس ۵۵ ساله ساکن کوی شکاره شهر اهواز
۵۲. سید جاسم رحمانی (موسوی) ۳۳ ساله متأهل حی الثوره در شهر اهواز
۵٣. ماجد چلداوی فرزند سعدون ساکن حی الثوره در شهر اهواز
۵۴. سید حمود رحمانی (موسوی) ساکن حی الثوره در شهر اهواز
۵۵. حاتم سواری ساکن حی الثوره در شهر اهواز
۵۶. جاسم کروشات ۴۵ ساله ساکن حی الثوره اهواز
۵۷. نوری نیسی ساکن حی الثوره در اهواز
۵٨. حسین حیدری ساکن حی الثوره در اهواز
۵۹. عدنان سواری ساکن حی الثوره در اهواز
۶۰. زامل حیدری با خانواده ساکن حی الثوره در اهواز
۶۱. ماجد سواری ساکن حی الثوره در شهر اهواز
۶۲. علی سواری فرزند غازی ساکن حی الثوره در شهر اهواز
۶٣. محمد سواری فرزند صباح ساکن حی الثوره در شهر اهواز
۶۴. علی مزبانی نصر(سواری) ساکن حی الثوره در شهر اهواز
۶۵. احمد کاظم کروشات ساکن اهواز
۶۶. جعفر عبیداوی ساکن کوی زهیریه(گلدشت) اهواز
۶۷. احمد باوی ساکن منطقه زهیریه(گلدشت) شهر اهواز
۶٨. علی شجیرات(ابوفاروق) ساکن مویلحه اهواز
۶۹. محمود دورقی ساکن مویلحه اهواز
۷۰. عزیز حمیداوی ساکن مویلحه اهواز
۷۱. امید بچاری ساکن مویلحه اهواز
۷۲. رامین بچاری ساکن مویلحه اهواز
۷٣. جمیل احمد پور(الحایی) ساکن کوی عزیزیه (خشایار) شهر اهواز
۷۴. فهد نیسی ساکن کوی شهرک اهواز
۷۵. جمیل حیدری ۳۳ ساله ساکن کمپلو شمالی شهر اهواز
۷۶. ماجد حیدری ۲۵ ساله ساکن کمپلو شمالی شهر اهواز
۷۷. احمد حمری ۲۹ ساله لیسانس ساکن کوی مندلی شهر اهواز
۷٨. علی سواری ۲۳ ساله فرزند چاسب ساکن عزیزیه(خشایار) شهر اهواز
۷۹.دانیال عادل امجد ۴٣ ساله ساکن کوی مشعلی شهر اهواز
٨۰. موسی مزرعه ساکن ابوحمیظه خفاجیه
٨۱-عبدالرحمن خسرجی ٣۲ ساله ساکن کوت سید نعیم خفاجیه
٨۲. مهدی مزرعه ساکن ابوحمیظه خفاجیه
٨٣. احمد سویدی ساکن روستای حجیه شهر خفاجیه
٨۴. عدنان مزرعه از ساکنان شهرخفاجیه
٨۵. خانم لمیاء حمادی ساکن کوی ابوذر شهر خفاجیه
٨۶. حسن حرباوی ساکن شهر خفاجیه
٨۷. علی سویدی ساکن روستای حجیه شهر خفاجیه
٨٨. فایز عفراوی ٣۰ ساله متاهل از روستای «آلبوعفری» تابع شهر خفاجیه به همراه مادرش
٨۹. محمد امین عفراوی ٣۷ ساله از روستای «آلبوعفری» تابع شهر خفاجیه به همراه مادرش
۹۰. عباس مغینمی ۲۶ ساله ساکن روستای «حجیه» تابع شهر خفاجیه
۹۱. مرتضی بیت شیخ احمد فرزند ناصر ۲۴ ساله ساکن روستای «حجیه» تابع شهر خفاجیه
۹۲. مرتضی مغینمی ۲۲ ساله ساکن روستای «حجیه» تابع شهر خفاجیه
۹٣. عارف مغینمی ۲۷ ساکن روستای «حجیه» تابع شهر خفاجیه
۹۴. حمدان عفراوی فرزند عباس السید ساکن روستای آلبوعفری شهر خفاجیه
۹۵. امیر عفراوی فرزند فاضل ساکن روستای آلبوعفری شهر خفاجیه
۹۶. علی عفراوی فرزند حمد ساکن روستای آلبوعفری شهر خفاجیه
۹۷. محمد محمدی(عبیات) ۲۲ ساله ساکن شهرستان حمیدیه
۹٨. قاسم کعباوی(کعبی) ۲۴ ساله ساکن شهرستان حمیدیه
۹۹. مهدی ساعدی ۲۷ ساله ساکن شهرستان حمیدیه
۱۰۰. لامی شموسی ساکن حمیدیه
۱۰۱. عادل عفراوی ساکن شهر حمیدیه
۱۰۲. مهدی کوتی ساکن شهر حمیدیه
۱۰٣. علی کوتی ساکن شهر حمیدیه
۱۰۴. ستار کوتی ساکن شهر حمیدیه
۱۰۵. علی منصوری ساکن شهر حمیدیه
۱۰۶. علی ساکی فرزند امروح ساکن شهر حویزه
۱۰۷. عباس ساکی فرزند عبدعلی شرهان ساکن شهر حویزه
۱۰٨. ابوشعلان ساکی ساکن شهر حویزه
۱۰۹. خزعل عباس التمیمی (فاضلی) ٣٠ ساله ساکن کوی شیبان شهر اهواز
۱۱۰.علی سواری فرزند ساهی از اهالی منطقه شکاره کوت عبدالله
۱۱۱.مصطفی سواری فرزند ساهی از اهالی منطقه شکاره کوت عبدالله
۱۱۲.خالد عبیداوی از اهالی منطقه شکاره کوت عبدالله
۱۱٣. عباس حیدری برادر شاعر حسن حیدری از اهالی منطقه شکاره کوت عبدالله
۱۱۴. مرتضی یاسین از اهالی درویشیه کوت عبدالله
۱۱۵-والی امیری ۲٣ ساله از اهالی درویشیه کوت عبدالله




۸ تجمع اعتراضی در روز شنبه برگزار شد 

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۲۹ مهر ۱٣۹۷ –  ۲۱ اکتبر ۲۰۱٨

 

دیروز شنبه ۲٨ مهر حداقل ٨ تجمع اعتراضی به شرح زیر برگزار شده:

اهالی شهر طرقرود نطنز در اعتراض به فعالیت معدن منطقه تلوگری، تجمع کردند. تلوگری یکی از مکان های زیبا و دارای ارزش تاریخی و گردشگری شهر طرق رود به شمار می رود که به گفته مردم، بیم آلودگی چشمه آب این منطقه و تخریب محیط زیست و قنوات به واسطه فعالیت های خارج از ضابطه معدن درآن می رود.

جمعی از آتش‌نشانان شهرداری شادگان به نمایندگی از حدود ۳۰۰نفر از کارمندان و کارگران در اعتراض به حدود ۹ ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده، دست به تجمع زدند

علیرغم ادامه تهدیدات کمیته انظباطی،گروهی از دانشجویان دوره دکتری دانشگاه های مختلف کشور امروز شنبه ۲٨ مهر در اعتراض به عدم تامین ارز دولتی، درمقابل ساختمان وزارت علوم، تجمع کردند.

اعضای تعاونی مسکن شماره ۲ شهرداری قدس، موسوم به تعاونی مسکن کوی فرزان که از چند سال پیش به دنبال تحقق وعده واگذاری واحدهای مسکونی خریداری‌شده هستند امروز اقدام به برگزاری تجمع کردند..

جمعی از مالباختگان سایت طلای ثامن در اعتراض به مجوزهای داده شده به این موسسه و عدم نظارت و پاسخگویی و در خواست تسریع در روند رسیدگی به پرونده در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران تجمع کردند.

مالباختگان پدیده شاندیز با تجمع در محوطه این شرکت با مطالبه استعفای مدیریت این شرکت و مقام های استانی با شعار: «پدیده رو بفروشین / پول ما رو پس بدین»! دست به تجمع زدند

کارگران شهرداری شادگان در استان خوزستان برای چندمین بار در اعتراض به عقب‌افتادن چندماهه دستمزدهایشان تجمع کردند. این کارگران دست‌کم ۹ ماه است هیچ حقوقی دریافت نکرده‌اند

اعتصاب ۷۰ کارگر شهرداری مسجد سلیمان که از هفته پیش در اعتراض به عدم دریافت ۴ ماه دستمزد، حق بیمه و سنوات مزدی کارگران شروع شده امروز شنبه ۲۸ مهر ادامه یافت.




گزاره های احمد زید آبادی و پاسخ ابولفضل محققی

سخن روز شماره: ۷۳ (۲۸ مهر ۱٣۹۷)

مقدمه

 

 

در پاسخ روشنگرانه- افشاگرانه ابولفضل محقی نکته‌های بسیاری در ارتباط با نادرستی مواضع طرح شده توسط احمد زین آبادی مطرح شده است. با بسیاری از آن‌ها می‌توان موافق بود.

احمد زین آبادی ولی نکته‌هایی را نخواسته مطرح نموده است که بررسی آن‌ها وظیفه ی این سطور است. او درواقع تضادی را مورد تأیید قرار می دهد که میان سلطه ی خشن حاکمیت در جمهوری اسلامی با مردم میهن ما برقرار است. تضادی که ناشی از موضع سرکوبگرانه، ضد مردمی و ضد ملی سرمایه داری حاکم و دیکتاتوری داعش گونه ی ولایی در خدمت آن میان حاکمان و محکومان برقرار است. او اجباراً مورد تأیید قرار داده است که این تضاد به سطح تضادی آشتی ناپذیر رشد کرده است، زیرا دیکتاتوری مصمم است با همه ی ابزارهای سرکوب و با خطر نابودی استقلال و تمامیت ارضی ایران خواست غارت ثروت‌های متعلق به مردم و نسل های آینده را به خلق های کشور ما تحمیل کند. او اذعان دارد که حل این تضاد از طریق اِعمال این سیاست ضد مردمی و ضد ملی حاکمان خطرات بزرگی را برای سلامت و هستی مردم میهن ما در بردارد. اما او حتی کلمه‌ای هم در ذم سیاست ارتجاع حاکم برای گفتن ندارد و لذا موضع خود را به عنوان مداح رژیم دیکتاتوری افشا می کند.

تضاد دیگری که زین آبادی ناخواسته مورد تأیید قرار داده است، میان امکان توده های مردم در دفاع از خود و توانایی رژیم دیکتاتوری برای سرکوب آن‌ها برقرار است. او با برجسته ساختن به سبک یک ژورنالیست متعهد در برابر رژیم، این تضاد را وسیله قرار می دهد، از مردم خواستار تسلیم شدن و تن دادن به سیاست حاکمیت سرمایه داری و رژیم دیکتاتوری را طلب کند. بازی زبانی با نقش و امکان های «اپوزسیون داخل و خارج» تنها برای ایجاد سردرگمی در مبارزه مردم مطرح می شود. هدف آن انحراف مبارزات انقلابی در ایران است.

واقعیتی که زین آبادی ها آگاهانه از مدنظر دور می‌دارند و نباید در تله آن افتاد، این واقعیت است که در ایران مبارزه ی متین اعتراضی- اعتصابی طبقه و لایه‌های زحمتکش و میهن دوست با گام هایی استوار به پیش می‌رود و با انتخاب هوشمندانه ترین شیوه‌های مبارزاتی، روز به روز سنگرهای جدیدی را تسخیر می کند. بدون تردید این روندی طولانی، سخت و پر تلفات خواهد بود. در این امر نباید تردید داشت. تناسب قوا میان ارتجاع و مردم چنین وضعی را تحمیل می کند. از این روست که توده های مبارز با جسارت و حزم و هشیاری انقلابی و از طریق انجام مانورهای ضروری حرکت عمومی انقلابی را در سراسر کشور به پیش می برند. صد آفرین بر آن ها!

آنچه که به کارکرد مدعیان «چپ» در خارج و داخل کشور بازمی گردد، برجسته ساختن این نکته ضروری است که این نیروها می‌توانند و باید از پراتیک انقلابی توده ها، از شعارهای آن‌ها که هر روز شفاف‌تر نظمی را برای آینده‌ ترسیم می‌کند که می‌خواهند جایگزین نظام سرمایه داری حاکم در ایران سازند، بهره گیرند و گام های ضروری را برای تنظیم برنامه اقتصاد ملی برای ایران، برنامه – ب -، بپردازند که پاسخگوی خواست توده ها برای پایان بخشیدن به اقتصاد سیاسی آمریکایی- اسلامی نئولیبرال است.

اکنون که در هر شعار اعتصابی خواست پایان بخشیدن به‌خصوصی سازی و پایان بخشیدن به نابودی های قانونی و محقانه حقوق زحمتکشان مطرح می گردد، نباید در تله پرحرفی های زین آبادی ها افتاد که آدرس عوضی می دهند. باید با بیرون کشیدن تضادهای واقعی در نبرد طبقاتی جاری در ایران که شعله های فروزان آن در مبارزات اعترضی- اعتصابی تا در درون زندان ها شعله‌ور است، به وظایف اصلی و هدفمند و در جهت تعمیق مبارزات پرداخت.

 

آری، آری، زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گربیفروزیش، رقص شعله‌اش در هر کران پیداست
ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست
می‌گذارم کنده‌ای هیزم در آتشدان
شعله بالا می‌رود پّرسوز
(سیاوش کسرایی، منظومه آرش کمانگیر)

فرهاد عاصمی

نویدنو  27/07/1397 

 

 

  • احمدزید آبادی ظاهرا مانیفستی را در نقد اپوزیسیون – البته به روایت خود منتشر کرده است . ابوالفضل محققی به نوشته او پاسخی داده است که به نقل از فیس بوک ایشان تقدیم خوانندگان می کنیم .

 

احمدزید آبادی ظاهرا مانیفستی را در نقد اپوزیسیون – البته به روایت خود منتشر کرده است . ابوالفضل محققی به نوشته او پاسخی داده است که به نقل از فیس بوک ایشان تقدیم خوانندگان می کنیم .

 

گزاره های احمد زید آبادی و پاسخ ابولفضل محققی  

۲۰ گزارۀ صریح و شفاف در بارۀ شرایط کشور

احمد زیدآبادی

۱. به دلیل وخامت وضع اقتصادی، پتانسیل انواع اعتراض‌های اجتماعی در ایران بسیار بالاست.

۲. این اعتراض‌ها به علت پراکندگی و ناهمسویی در انگیزه‌ها و منافع، در غیاب رهبریِ کاریزماتیکِ متکی بر تشکیلاتی قدرتمند و فراگیر، استعداد تبدیل شدن به حرکتی سیاسی برای تغییرات ساختاری را ندارند.

۳. اگر هم از ضرورت رهبر کاریزماتیک صرف نظر کنیم و ظهور آن را امری منسوخ شده بدانیم؛ ضرورت تشکیلات قوی با توان سازمان دهی بالا بر روی زمین و نه در عالم مجازی، برای هر حرکت سیاسی معنی‌دار، غیر قابل انکار است.

۴. تشکیلات اصطلاحاً مجازی هرگز جای تشکیلات عینی را نمی‌گیرد و بیشتر به کار سرگرمی و تفریحی سیاسی می آید.

۵. بدون اینگونه سازماندهی، حرکت‌های اعتراضی عموماً جنبۀ سلبی و تخریبی و هرج و مرج به خود می‌گیرد.

۶. در داخل ایران، تشکیلات یا سازمانی که بخواهد نقش هدایت اعتراض‌ها را به عهده گیرد؛ دیده نمی‌شود؛ اگر کسی می‌بیند آدرس آن را بدهد!

۷. امکان ایجاد چنین تشکیلات و سازمانی در داخل کشوردر حد صفر است. به گمانم هر فردی که نظام سیاسی ایران را از نزدیک بشناسد؛ این موضوع را باور کند؛ اما اگر کسی باور ندارد؛ می‌تواند امتحان کند!

۸. اپوزیسیون هزار تکه پارۀ خارج از کشور، توان توافق بر روی هیچ اصل ایجابی ندارد و از این جهت محکوم به تفرقۀ ابدی است.

۹. اگر کسی وقت و حوصلۀ شمارش مدعیان ریاست جمهوری آینده را در بین نیروهای مخالف داشته باشد، به راحتی می‌تواند صدها تن از آنان را شناسایی کند! این همه مدعی، محال است در اقلیمی بگنجند و برتری دیگری را بر خود بپذیرند. به همین علت آیندۀ آنان جنگ ۷۲ ملت خواهد بود.

۱۰. از این رو، اقشار آگاهتر جامعه به آنان اعتماد ندارند چرا که به زعم آنها، برخی از همین حکمرانان کنونی بر اثر سال‌ها آزمون و خطا و یا به عبارت بهتر، «آزمون برای خطا»! متوجه شده‌اند که ۲+۲ بیشتر از ۱۰ نمی‌شود؛ اما برخی از اجزای اپوزیسیون خارج از کشور هنوز می‌پندارند که ۲+۲ تحت هیچ شرایطی کمتر از ۲۸ نیست!

۱۱. این همه اما نظام حاکم را بیمه نمی‌کند و دو خطر بزرگ آن را تهدید می‌کند.

۱۲. در صورت تداوم ناکارآمدی وضع موجود، احتمال بروز هرج و مرج از راه گسترش اعتراض‌های بدون سازماندهی وجود دارد؛ موضوعی که می‌تواند ایران را تا حد سومالی‌لند با مخاطره روبرو کند.

۱۳. دولت آمریکا در صورت نومیدی از تغییر رفتار جمهوری اسلامی ممکن است به طور رسمی به سمت سیاست «تغییر رژیم» حرکت کند.

۱۴. در آن صورت نارضایتی عمومی می‌تواند اهرم لازم را برای پیشبرد سیاست تغییر رژیم در اختیار اطرافیان ترامپ قرار دهد.

۱۵. برای این منظور، دولت ترامپ ممکن است با گردآوری تحکم‌آمیز و آمرانۀ برخی چهره‌ها و گروه‌ها زیر چتر واحد و هدایت و منضبط کردن آنها از راه تشویق و تهدید، اپوزیسیون پر هیاهویی را سازمان دهد.

۱۶. این اپوزیسیون احتمالی با برخورداری از حمایت مالی و دیپلماتیک و  بخصوص رسانه‌ای ایالات متحده می‌تواند با جمعیت ناراضی در کشور ارتباط برقرار کرده و آنها را به سمت و سوی سیاسی دلخواه سوق دهد.

۱۷. سرانجام چنین حرکتی ممکن است سرنوشت صربستان عهد میلوشوویچ را در ایران تکرار کند.

۱۸. احتمال پیوستن برخی از گروه‌ها و چهره‌های مشهور به این اپوزیسیون از سر ناچاری و یا از باب «اکل میته» محتمل است.

۱۹. این سناریو، جنبۀ زشت و کریه سیاست است و از این رو، آن دسته از افرادی که سیاست را با دست‌های پاک جستجو می‌کنند، با آن همراه نخواهند شد.

۲۰. بنابر این زمین بازی امثال من نیست!

 

زمین بازی آقای زید آبادی و زمین بازی اپوزیسیون خارج از کشور !

ابوالفضل محققی

امروز برای سومین بار بیست گزاره” صریح وشفاف” ومن اضافه کنم” قطعی” آقای احمد زید آبادی را خواندم !برایم بسیار جالب بود! چه امری ایشان را چنین بر آشفته کرده که برعکس منش آرام و متین خود این بار شمشیراز رو بسته و تمامی اپوزیسیون خارج از کشوررا مجموعه ای هزار تکه که توان کوچکترین توافق را ندارند و محکوم به تفرقه ابدی هستند از دم شمشیر خود گذرانده است ؟ گزاره ائی که که من آن را بیشتر جوابیه یا خط کشی با اپوزیسیون خارج از کشور دیدم وبرائت از آنان وحمایت از حکومت !

اپوزیسیون خارج از کشوری که از نظرایشان چنان در توهم وخطا هستند که حتی اقشار آگاه تر جامعه نیز اعتمادی به آن ها ندارند ! ” برخی از حکم رانان کنونی همین حکومت را بر آنها ترجیح می دهند .”

اپوزیسیون بی شرم وفاقد اخلاق وهویتی که می توانند بازیگران خود فروخته ومرعوب سیاست های ترامپ واقمار پیرامونی آن گردند ودر زمین کثیفی که او تعین کرده بازی کنند! .

این حکم صریح شفاف و قطعی آقای زید آبادی است در مورد اپوزیسیون خارج از کشور!

او خود وامثال خود را پاک دستانی می داند که حاضر به بازی در چنین زمین کثیفی نیستند و همان زمین نسبتا مطهر جمهوری اسلامی را ترجیح می دهند !

این گزاره هم زمان سه پیام اساسی را با خود دارد . نخست نشان دادن این که این اعتراضات و شورش ها راه به جائی نمی برند و عمدتا برخاسته از دنیای مجازی بوده وقادر به تداوم و ریشه دار شدن نمی باشند! “هیچ تشکیلات وسازمان که به خواهد نقش هدایت اعتراض ها برعهده بگیرد دیده نمی شود !”

دوم هیچ جریان سیاسی به دلیل توانمندی حکومت اسلامی قادر به پا گرفتن در داخل کشور نیست وامکان ایجاد چنین تشکلی در حد صفر می باشد ! از این روجای نگرانی وجود ندارد ! و خطری از داخل متوجه حکومت نمی باشد. اپوزیسیون خارج از کشور هم که هزار پاره است و نا ساز با یک دیگر ومحلی از اعراب ندارند !

اما آن چه ایشان را چنین سراسیمه کرده و در مقام هشدار به حکومت اسلامی بر آورده ،ترس ازتغیر رویکرد دولت ترامپ است! از خواست” تغیر رفتارحکومت به تغیر حکومت .” که می تواند اپوزیسیون را دور هم گرد آورد و خطر جدی برای جمهوری اسلامی باشد.

از نظر ایشان اگر حکومت می خواهد بیمه شود بایستی که تغیر در رفتار خود در رابطه با ترامپ را بپذیرد و منانع از آن شود که این نیروی هزار تکه و پر هیاهوی اپوزیسیون تحت فرمان ترامپ قرار گیرند و وضعیتی مشابه صربستان را برای ایران رقم بزنند !

مهم ترین پیام ایشان این است که اگر چنین تغیری در رفتار حا کمان حاصل شود اقشار آگاه جامعه که اعتمادی به اپوزیسون خارج ندارند “برخی از همین حکومتیان” آزمون خطا داده را برمخالفان خطا کارآزمون نداده خارج ترجیح می دهند! “عمر حکومت اسلامی مستدام باد !”

چند بار این گزاره در واقع ” فرا خوان ” را خواندم .از لحن ونخوت خوابیده در روح آن ونگاه از بالائی که نسبت به اپوزیسیون خارج کشور در آن وجود دارد شوکه شدم .

آن چه که مسلم است بیشتر روی سخن آقای زید آبادی با جریان های سلطنت طلب و مجاهدین خلق است .که به زعم ایشان بازی گران زمین کثیف سیاستند و بازیچه در دست قدرت های خارجی. نیروهائی که می توانند سرنوشتی چون سرنوشت صربستان “میلوشوچی” را برای ایران رقم زنند و یا در اثر اغتشاشات داخلی ایران را به سوی سومالیزه شدن پیش ببرند . احساس خطر ایشان هم از همین نیروهاست ! ازپیوستن دیگر نیرو های اپوزیسیون به جریان معتقد به بر اندازی رژیم از طریق تکیه بر یک یا چند دولت کار ساز خارج .

از همین روخود را مسئول ،پاک دست و ناصح ملت وحکومت دیده و راه تغیر در رفتار حکومت را که می تواند از حمایت پاک دستان بهره مند شود را در مرکز گزاره به خوان” فرا خوان” خود برای پیش گیری از چنین روندی قرار داده است. .

آقای زید آبادی که از بازی در زمین پاک سخن می گوئید وغیر مستقیم اپوزیسیون خارج کشور را که من هم یکی از آنان می باشم بازیگران بی اراده در زمین های کثیف می خوانید !مستعد جذب درلشگر ترامپ، حداقل به اطراف خود نگاه کنید ! به خاوران ها , به زندان ها به گور های گمنام به طناب های آویخته شده در سرتاسر این ام القرای اسلامی !به زمانی مراجعت کنید که دسته دسته جوانان وروشنفکران این سرزمین اعدام می شدند. .

در آن زمان شما وامثال شما در کجای این زمین پاک بودید ؟ نسبت به این جنایت رژیم چه اعتراضی کردید؟ هنوز توان گفتن این که قتل عام هویدا ها ، فرخ رو پارسا ها ,خلعتبری ها، جنایتی هولناک توسط خمینی بود را ندارید ! هنوز نمی توانید حتی زیر زبانی هم که شده قتل عام هزاران نوجوان وجوان مجاهد گرم احساسات روزهای انقلاب را توسط بازهم خمینی وگروه مرگ او! “جنایت کارانی چون رئیسی، لاجوردی ،پور محمدی ها” را در زندان ها محکوم کنید! ونفرت خود ازاعدام دختران جوان بعد از برداشتن باکرگی آن ها ورفتن با جعبه شیرینی به در خانه هایشان را اعلام نمائید !

این چرخه خشونت قبل از هر چیز محصول حکومتی است که خمینی از روزنخست به قول خود “خدعه ” در کار کرد و آن را بر پا نمود ! محصول اطرافیانی است که به برکت این خدعه امروز برمسند نشسته واین سرزمین را به روزی انداخته اند که در طول تاریخ خود هرگز این همه سقوط نکرده وچنین روز هائی را ندیده بود ! از سقوط اقنصادی، تا سقوط اخلاقی!

هرگز در هیچ دوره این همه فرو مایه ،انگل اجتماعی ،اقتصادی , اخلاقی فاسد و غارت گر! بر مسند حکومت ایران ننشسته بودند !هرگز تاریخ ایران شاهد چنین مهاجرت عظیم نخبگان اقتصادی ،فرهنگی واجتماعی وتحصیل کرده خود نبوده است !رقمی بالغ بر سه میلیون که از” شمار خرد سی میلیون بیش !” همان هائی که از نظر شما قادر به درک شرایط موجود نیستند و ودر سلک “اقشار آگاه جامعه که هنوز به برخی از حکومتیان دل بسته اند قرار نمی گیرند .” هیهات ،هیهات !که نمی گوئید هم گامی بخشی از اپوزیسیون با دول خارجی ، نتیجه مستقیم سیاست سرکوب و خفقانی است که رژیم جمهوری اسلامی بر جامعه حکم کرده است. همان سرکوبی که شما تلویحا در بند هفت گزاره خود آن را نقطه قوت رژیم می دانید که می تواند اورا بیمه کند.

آقای زید آبادی نخستین قدم در” پاک بازی” پای بندی به حقیقت است به هر بهای ممکن! حقیقت این که همین اپوزیسیون سال هاست به عنوان وجدان بیداراین سرزمین هرگز برای لحظه از مبارزه برای آزادی ،عدالت واستقلال درنگ نکرده است . این مطرح شدن خود شما جدا از مبارزه شخصتی تان محصول افشاگری ،تلاش و کمپین هائی است که همبین اپوزیسیون” هزار پاره شده بی مقدار!” در دفاع از شما ،امثال شما، آزادی بیان وقلم وعدالت اجتماعی داشته است. .

به راستی زمانی که همین اپوزیسیون آزادی خواه وعدالت طلب سرکوب می شد، تحت پیگرد مجبور به ترک وطن می گردید! شما بازیگر کدام بازی پاک در زمین پاک بودید ؟ چه امری بر شما مشتبهه شده که این چنین بی پروا بر اپوزیسیون می تازید ؟ بسیارند کسانی که بهتر از شما می اندیشند ، کارنامه ای بهتر دارند ودر زمین هیچ کس جز زمین پاک میهن و مردمان ستمدیده آن بازی نکرده اند ! زمینی که از خون شریفترین و آگاه ترین فرزندان این خاک سیراب شده است . آزادی خواهان خارج از کشور نه عناد دارند! ونه برعکس گفته شما دو بعلاوه دو را بیست وهشت می گویند .

ماهرگز بازی گران سرانگشت ترامپ ها نبوده ایم ! درکارنامه مبارزه خود که بسی فراتر از عمرشماو عمر جمهوری اسلامی است تن به فساد وجنایت های عظیمی که تمامیت حکومت اسلامی را تشکیل می دهد نداده ایم . هنوز تن بسیارانی از ما زخمی شلاق وشکنجه هائی است که کشیده ایم ! کیست چونان آزادی خواهان تبعیدی که پا کیزکی تن را از جوشیدن درتیزاب جان گاه حکومت اسلامی به دست آورده باشد . ما نه بازیگر در زمین کثیف حکومت اسلامی !نه در زمین ترامپ نبوده و نیستیم ! زمین ما در کنار سفره هائی است که مادران داغدار وطن سهم نان وشیر ما را بر کنار آن نهاده اند ! در قلب ستم دیدگان و آزادی خواهانی است که در سپیده دمان خونین نام بزرگ آزادی را فریاد زدند! درقلب پاک ترین خاک وطن در قلب خاوران است ! جائی که شما قادر به دیدن آن نیستید !

ابوالفضل محققی




تفنگداران دریایی آمریکا در ارمنستان

برخی از سفارتخانه‌های آمریکا به بزرگترین مراکز نظامی- اطلاعاتی تبدیل می‌شوند

ا. م. شیری

 

سفارتخانه هر کشور در کشورهای خارجی در چهارچوب اختیارات معین شده در معاهده دو یا چندجانبه بین دولتها فعالیت می‌کند. پیمان‌نامه سال ١۹۶١ ژنو در خصوص برقراری روابط دیپلوماتیک، در واقع همان معاهده چندجانبه است. این توافقنامه تعداد کارکنان سفارتخانه، بویژه آنهایی را که دارای امتیازات و مصونیت‌های دیپلوماتیک می‌باشند، بطور دقیق مشخص نموده است. تعداد کل کارکنان، اصولا، با سطح روابط بین کشورها، مقیاس کشور میزبان و غیره ارتباط مستقیم دارد. مساحت مجتمع سفارتخانه نیز معمولا به تعداد کارکنان بستگی دارد.

شاید گمان می‌شد، که سفارت آمریکا در لندن، پاریس، برلین، پکن، مسکو و پایتخت‌های برخی کشورهای دیگر که در سیاست خارجی آمریکا از اهمیت خاصی برخوردار هستند، می‌بایست بزرگترین سفارتخانه‌های آن کشور است. در قرن بیستم تقریبا چنین بود، اما بعدها وضعیت به حد قابل توجهی تغییر کرد.

امروز سفارت آمریکا در عراق بزرگترین سفارتخانه در جهان است. مجتمع سفارتخانه در آنجا قلعه‌ایی را یادآوری می‌کند که می‌تواند بطور مستقل به موجودیت خود ادامه دهد. قلعه سفارتخانه در بغداد بطرز بسیار خوبی در مقابل هر گونه تیراندازی احتمالی نه تنها از مسلسل، حتی از توپ و موشک نیز حفاظت شده است. دیوارهای همه ساختمان‌های آن دارای استحکام بیش از دو برابر (در مقایسه با معیارهای معمول ساخت و ساز) می‌باشد. بنا به گزارش مطبوعات آمریکایی، تا سال ۲٠١۲ در سفارت آمریکا در بغداد ۲ هزار نفر دیپلومات و ١۴ هزار نفر پیمانی کار می‌کرد. سپس شمار آنها کاهش یافت، با این وجود، سفارت آمریکا در عراق همچنان بزرگترین دفتر نمایندگی سیاسی آن شمرده می‌شود.

دومین سفارت بزرگ آمریکا در خارج در ارمنستان واقع است(!). این جمهوری ٣ میلیون نفر جمعیت و ۲۹۷۴٣ کیلومتر مربع وسعت دارد (بلحاظ جمعیت، صد و سی و ششمین و بلحاظ وسعت، صد و سی و هشتمین کشور جهان است). در حال حاضر نزدیک ۲ میلیون نفر در ارمنستان زندگی می‌کند. بگزارش مطبوعات ارمنستان، ۲٠٠٠ نفر، بر اساس منابع دیگر، ۲۵٠٠ نفر دیپلومات آمریکایی در این کشور حضور دارد. یعنی به نسبت هر ١۲٠٠ نفر شهروند، یک دیپلومات. برای مقایسه: تعداد دیپلوماتهای آمریکایی در روسیه تا اخراجهای اخیر ۴۵۵ نفر بود. یک مقایسه دیگر: شمار کارکنان سفارت روسیه در ارمنستان در آستانه «انقلاب رنگی» بهار سال ۲٠١۸، در حدود شصت نفر بود.

اگر چه سفارت آمریکا در ارمنستان در مقایسه با سفارت این کشور در عراق (بر اساس جمع کل کارکنان با احتساب پیمانی‌ها) در جایگاه بعدی قرار دارد، اما بلحاظ شمار کارکنان دارای پاسپورت دیپلوماتیک مقام اول را در جهان احراز می کند. مجتمع سفارت آمریکا در ارمنستان، در کنار دریاچه ایروان در زمینی بمساحت ۹ هکتار احداث گردیده است؛ آمریکایی‌ها این زمین را به قیمت ۵ میلیون دلار از دولت ارمنستان خریدند.

سفارت جدید طی مراسم با شکوهی روز ۶ ماه مه ۲٠٠۵ افتتاح گردید. در زمین ۹ هکتاری پنج ساختمان با مساحت کل ١۴ هزار متر مربع احداث شده است. دیوارهای ضخیم ۵٠ سانتیمتری آن بتون آرمه هستند. دیپلوماتهای آمریکایی در مراسم گشایش با افتخار اظهار داشتند، که سفارتخانه دارای منبع انرژی و مخزن آب خاص خود خواهد بود. یکی از ساختمانهای برای تفنگداران دریایی اختصاص دارد. آنها هنگام افتتاح سفارتخانه مجموعا شش نفر بودند. اما بگزارش رسانه‌های آمریکایی، تعداد آنها در سال ۲٠١٣ به ۸٠٠ نفر افزایش یافت. همانطوری که یک روزنامه نگار آمریکایی همانوقت نوشت، «پایگاه نظامی- دریایی آمریکا در مرکز ایروان تأسیس شد».

واشینگتن به احداث چنین مجتمع عظیم سفارتی در یک جمهوری که نه راهی به دریا، نه معادن غنی و نه پروژه‌های عظیم سرمایه‌گذاری دارد، چه نیازی داشت (فروش نیروگاه آبی برق واراتان به آمریکایی‌ها تنها «پروژه» از این دست بود).

دانیل گاینور، کارشناس آمریکایی و همکار مرکز سیاست ملی ترومن پاسخ می‌دهد. این هم بریده مقاله او تحت عنوان «روابط آمریکا و ارمنستان- آمریکا برای مقابله با دشمنان خود در خاورمیانه تسلیحات سرّی در اختیار دارد»: «موقعیت بهترین توضیح است. ارمنستان بدون داشتن راه خروج به دریا، یک جمهوری با سه میلیون نفر جمعیت، یقینا، در پر تشنج‌ترین منطقه جهان واقع است. ارمنستان با کشورهای ترکیه، آذربایجان، گرجستان، ایران مرز مشترک دارد. ارمنستان بعنوان یکی از جمهوری‌های متحد اتحاد شوروی سابق، از منظر بازرگانی و حمایت نظامی به روسیه متکی است. ایالات متحده آمریکا مشی خاص خود را نسبت به پنج کشور نامبرده پیگیری می‌کند، و ارمنستان بمثابه اهرم قدرتمند بالقوه برای پیشبرد اهداف آمریکا در میدان دید واقع است».

مقصود از «تسلیحات سرّی» مذکور در عنوان مقاله دانیل گاینور، می‍‌تواند همان پروژه موسوم به «سفارت جدید آمریکا در ارمنستان» باشد. حتی هنگام افتتاح سفارت جدید آمریکا در ایروان کمتر کسی در این باره تردید داشت، که این نه دفتر نمایندگی سیاسی، بلکه، یک مرکز نظامی- اطلاعاتی می‌باشد.

در ارمنستان می‌گویند، که یکسری سازمانهای غیردولتی محلی به گسترش شبکه جاسوسی آمریکا در کشور کمک می‌کنند. جمع کل اینگونه «سازمانهای غیردولتی» در یک جمهوری کوچک بسیار زیاد است: بگزارش اداره آمار ملی ارمنستان تعداد آنها بیش از دویست سازمان است. آمریکا برای فعالیت آنها سالانه ۲۵٠ میلیون دلار تخصیص می‌دهد. کار سازمانهای غیردولتی ارمنستان نیز بواسطه سفارت آمریکا و ساختارهایی مانند آژانس آمریکایی کمک به توسعه بین‌المللی، بنیاد ملی برای دموکراسی و بنیاد سورس همآهنگ می‌شود. علاوه بر این، از مجتمع جدید سفارت آمریکا در ایروان جاسو‌سی‌های رادیویی از مناطق مرزی و کشورهای هم‌جوار– ترکیه، ایران، گرجستان، آذربایجان، روسیه و غیره بعمل می‌آید.

و یکی از کارشناسان در مورد سفارت جدید آمریکا در ارمنستان چنین می‌نویسد: «در واقع، آمریکا در ارمنستان نه یک سفارتخانه سنتی، بلکه، یک مرکز جاسوسی، یک مجتمع دارای اهداف خاص دایر نموده است. از آنجا اطلاعات مورد علاقه آمریکایی‌ها بطور گسترده جمع‌‌آوری و پس از پردازش به بانک اطلاعات و غیره ارسال می‌شود. در ارمنستان اسرار خاصی برای آمریکایی‌ها وجود ندارد، ولذا، این مرکز اطلاعات در پوشش دیپلوماتیک برای کل منطقه “تیز” شده است».

در چنین شرایطی، آیا وقوع «انقلاب رنگی» در ارمنستان در بهار سال ۲٠١۸ جای تعجب دارد؟

لازم به ذکر است که عراق و ارمنستان، موارد استثنایی نیستند. «نسل جدید» سفارتخانه‌های آمریکا در سایر کشورها نیز تأسیس می‌شود. از جمله، ایالات متحده آمریکا در سال ۲٠١۲ ساختمان تازه سفارت خود را در اوکراین افتتاح نمود. مساحت کل سفارت آمریکا در آنجا ۴ و نیم هکتار، مساحت ساختمانها ١۵ هزار متر مربع است. آنها برای ۷٠٠ نفر در نظر گرفته شده‌اند. امروز مجتمع سفارت آمریکا، بزرگترین نمایندگی سیاسی در کی‌یف می‌باشد. یک مثال دیگر: سفارت آمریکا در مقدونیه که کمتر از ارمنستان جمعیت دارد. در مقدونیه ساخت و ساز سفارت جدید آمریکا در زمینی به مساحت ۶ هکتار اخیرا به پایان رسیده، مساحت ساختمانهای آن ١۸ هزار متر مربع است. ما فقط می‌توانیم در باره ماهیت کارهایی که آمریکایی‌ها در این سفارتخانه‌‌ها انجام می‌دهند، حدس بزنیم.

والنتین کاتاسانوف

(Valentin Katasonov)

پروفسور، دکتر علوم اقتصاد، مدیر مرکز مطالعات اقتصادی «شاراپوف» روسیه، مشاور اقتصادی اسبق دبیر کل سازمان ملل متحد، پژوهشگر مسائل پشت صحنه

https://www.fondsk.ru/news/2018/10/14/nekotorye-posolstva-ssha-prevraschajutsja-v-krupnye-voenno-razvedyvatelnye-centry-46950.html

 

ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2018/10/19 /

۲۷ مهر- میزان ۱٣۹۷