استه تیک هوشمدانه ی نبرد طبقاتی علیه دیکتاتوری

سخن روز شماره: ۶۷ (۱۱ مهر ۱٣۹۷)

«چنبرۀ غوغاگر زنبور» علیه «تقلای اوباشانۀ» تروریسم دولتی (اط)

 

بدون تردید حاکمیت دیکتاتوری ولایی برای حفظ بقای خود جز با حربه ی سلطه ی غیرقانونی و ضد مردمی با توده های مردم و خلق های میهن ما روبرو نخواهدشد. سخنان نرم و سازش جوی روحانی خطاب به ترامپ در سازمان ملل که دم از قانون و قواعد منطقی و رسمی جهانی می‌زد تا موضع خود را توجیه کند، در تضاد آشتی ناپذیر با کارکرد غیرقانونی و سرکوبگرانه داخلی این نظام علیه مردم قرار دارد که توسط دولت و حاکمیت سرمایه داری با خشونت داعش گونه اِعمال می گردد. مواضع  نرمِ برخی از رهبرانِ  اصلاح طلب، تا آن هنگام که کلیت نظام و در راس آن اصل ولایت فقیه را مصون می دارد، ارزیابی دیگری را جز درباره ی دیگر نیروهای در حاکمیت اجازه نمی دهد. واقعیت عینی، اِعمال سیاست ضد مردمی و ضد ملی کلیت حاکمیت است که مصممانه به راه خشن و داعش گونه ی خود ادامه می دهد.

دیکتاتوری ولایی ابزار حاکمیت سرمایه داری است. جدایی نظری- تئوریک دو عنصر دیکتاتوری و نظام سرمایه داری  کنونی در ایران نزد برخی از نظریه پردازان فاقد هر نوع منطق قابل فهم است. برای طبقات حاکم و هم برای طبقات محکوم. طبقه کارگر ایران و دیگر لایه‌های محکوم علیه هر نوع کوشش نظری برای توجیه جدایی بین دو عنصر دیکتاتوری و نظام سرمایه داری پاسخی قاطع و منفی داده اند. زحمتکشان با پوست و گوشت و احساس و درک خود نادرستی توجیه جدایی نظری میان این دو عنصر را دریافته‌اند و در کارکرد روزانه آن را تجربه می کنند. آن‌ها «آزادی را میوه شیرین عدالت اجتماعی» (مومنی) درک می کنند. آن‌ها هیچ توجیهی را برای ایجاد جدایی میان آزادی و عدالت اجتماعی نمی پذیرند. آن‌ها سرنگونی دیکتاتوری و سلطه ی نظام اقتصادی- اجتماعی را که این دیکتاتوری زاینده وحافظ آن است خواستارند.  از این رو مبارزه علیه وحدت این دو عنصر، روزانه در مبارزات زحمتکشان شفاف‌تر مطرح می‌شود و پاقرص می کند. هر ارزیابی دیگر از واقعیت نبرد طبقاتی در ایران کنونی، از هیچ پایه و اساس منطقی و قابل بازتولید برخوردار نیست.

حاکمان به منطق وحدت دیکتاتوری و بود نظام سرمایه داری، به شهادت سیاست خود علیه مردم، پی برده و دست یافته اند. «تقلای اوباشانۀ» تروریسم دولتی نشان  شناخت حاکمان است از بهم پیوستگی بقای دیکتاتوری و نظام سرمایه داری حاکم!

آیا طبقات محکوم نیز به این منطق دست یافته اند؟ پاسخ بی تردید مثبت است.

«چنبرۀ غوغاگر زنبور» زحمتکش « بر گرد گل مینا»، به دور مبارزه ی اعتصابی- اعتراضی- روشنگرانه و ترویجی توسط لایه‌های متفاوت مبارزان  در ایران علیه سلطه ی دیکتاتوری و علیه اقتصاد سیاسی اسلامی- امپریالیستی حاکم نشان دریافت استه تیک نبرد طبقاتی توسط آنان است که در اعلامیه های کارگران هفت تپه، معلمان، سندیکاهای آزاد و قطره قطره مردن مبارزان زندانی تبلور می‌یابد و از سطح بالای آگاهی طبقاتی و دانش هوشمندانه مبارزاتی آن‌ها حکایت می کند.

وحدت میان شکل حاکمیت، میان سلطه ی غیرقانونی دیکتاتوری و مضمون ضد مردمی و ضد ملی اقتصاد سیاسی «اسلامی- امپریالیستی» اِعمال شده توسط آن، جای هیچ تردید باقی نمی‌گذارد که جایگزین آن نیز از وحدتی بلاتردید برخوردار شده است. دیکتاتوری، شکل ضروری اِعمال سیاست خصوصی سازی و آزاد سازی اقتصادی است که مضمون هستی نظام را در ایران تشکیل می دهد، و باید همزمان به ذباله دان تاریخ سپرده شود.

دو عنصر روبنایی و زیربنایی کنونی شکل و مضمون بود و بقای هستی شرایط حاکم و شرط ثبات آن هستند. مارکس در برداشت ماتریالیسم جدید، ماتریالیسم دیالکتبکی، رابطه میان کارکرد (آگاهانه- ایدئولوژیک) و ساختار (اقتصادی- اجتماعی) هستی را در تزهای فویرباخ مستدل می سازد. در تز دوم، مارکس شرط «حقیقی بودن .. تفکر ..» انسان را در «پراتیک» او متبلور می‌داند و نه در «تئوری».  کارکرد- پراتیکِ سوبژکت تاریخی، انسان تاریخی، شکل بیان احساسی- منطقی و عقلایی هستی است که انسان به بازتولید آن می‌پردازد تا ثبات بود خود را ممکن سازد. در کارکرد انسان تاریخی رابطه میان خواست- عمل‌کرد هدفمند و تداوم، حفظ و ثبات هستی او قابل شناخت می گردد.

شکل حاکمیت نظام سرمایه داری کنونی در ایران از منطقی پیروی می‌کند که هستی نظام سرمایه داری را در جهان امروز تأمین و ثبات آن را ممکن می سازد. هیچ شکل هستی دیگری برای یک نظام سرمایه داری در ایران، جز شکل نئولیبرال اجرا شده آن،  ممکن و قابل تصور نیست. فشار شرایط دیکتاتوری در شرایط کنونی در ایران که در سیمای تروریسم دولتی تبلور می یابد، بازتاب ایرانی تروریسم دولتی امپریالیستی است که با جنگ و سرکوب و جدا ساختن کودکان از پدرومادرها اِعمال می شود. بقای سلطه ی صورتبندی اقتصادی- اجتماعی سرمایه داری جهانی در شرایط کنونی در ایران و جهان با شکل روبنایی دیگر قابل تصور نیست. هیچ استدلالی در نفی این ارزیابی توسط هیچ نظریه پردازی مطرح نشده است. نمونه‌هایی که اینجا و آنجا با نامیدن برخی کشورهای جنوب شرقی آسیا ذکر می شود، با یک بررسی مشخص شرایط نزد آن‌ها در زمان ایجاد شدن تغییرات در آنجا و چگونگی انطباق آن با شرایط ایران در شرایط کنونی همراه نیست.

ایجاد جدایی مصنوعی در وحدت دیکتاتوری و نظام سرمایه داری در ایران تاکنون توسط هیچ اندیشه و اندیشمندی به اثبات رسانده نشده است، حتی طرح نشده است. این پنداشت که در نظام سرمایه داری «دمکراتیک» احتمالی در جامعه ی ایرانی پس از دیکتاتوری پایبندی حاکمان به «قواعد بازی» محقق خواهند بود، امری اثبات شده نیست، حتی توسط هیچ اندیشمندی طرح هم نشده است. چنین برداشتی انتزاعی و پنداری اراده گرایانه و حسن نیتی غیرمستدل در شرایط جهانی است که ثبات نظام سرمایه داری را تضمین می کند. همچنین انتزاعی غیرمستدل است با توجه به تاریخ دویست ساله ی کوشش بورژوازی در ایران به منظور برپایی شرایط «دمکراتیک» در کشور! برباد رفتن دستاوردهای تاریخی مردمی و ضد امپریالیستی انقلاب بهمن تحت رهبری بورژوازی و خرده بورژوازی انقلابی آخرین نمونه ی آن است.

هر تزلزل در شناخت و دریافت وجود وحدت میان دو عنصر روبنایی و زیربنایی در خدمت ثبات نظام حاکم سرمایه داری و جایگزین های آن در سیستم سرمایه داری جهانی، غیرواقع بینانه است و به معنای کمک به بازتولید تجربه ی شکست انقلاب بهمن از باید درک شود.

وحدت میان شکل حاکمیت، میان سلطه ی غیرقانونی دیکتاتوری و مضمون ضد مردمی و ضد ملی اقتصاد سیاسی «اسلامی- امپریالیستی» اِعمال شده توسط آن، جای هیچ تردید باقی نمی‌گذارد که جایگزین آن نیز از وحدتی بلاتردید برخوردار شده است.

چنین جایگزین می‌تواند تنها در نظامی دمکراتیک- مردمی ایجاد شود که در آن حقوق قانونی و دمکراتیک زحمتکشان و دیگر لایه‌های میهن دوست حاکم و تثبیت و تضمین شده است. از این رو باید شرایط برقراری کنترل عمومی و مؤثر طبقات زحمتکش و لایه‌های زیر فشار در ساختار دولتی- حاکمیت نظام جدید ایجاد گردد. آزادی بیان و عقیده و تشکل های صنفی و سیاسی و امکان اتحادهای اجتماعی پیش شرط ها ضروری در این زمینه هستند که باید از صلابت قانونی برخوردار باشند.

در انطباق با چنین روبنایی سیاسی- اجتماعی، وجود برنامه اقتصاد ملی درچارچوب یک اقتصاد سیاسی مردمی و ملی انکارناپذیر است که در آن رشد نیروهای مولده در خدمت رشد نسبی و مستمر عدالت اجتماعی قرار دارد. تنظیم چنین برنامه برای اقتصاد ملی ضرورت بحث وسیع و دمکراتیک را در جامعه و در شایط کنونی میان نیروهای چپ و مردمی انکارناپذیر ساخته است.

به منظور تدارک چنین بحث وسیع و دمکراتیک، رفیق عزیز سیامک رساله ای را در دست تنظیم دارد که می‌تواند به مثابه شرکت در بحث میان توده‌ای ها و به منظور تعمیق گفت و شفت های تاکنون نقش برجسته‌ای ایفا سازد که بزودی در همین صفحه انتشار خواهد یافت. باید امیدوار بود که صفحه های دیگر نیز با بازانتشار آن و شرکت در بحث مشخص در این زمینه، نقش و مهر جنبش چپ و نقش تعیین کننده ی حزب توده ایران را در این زمینه تعمیق بخشند.




«سوگند دیگر»

به ایمان‌های خارآئین که در یلدای ستم از دمیدن سپیده نومید نمی‌شود
به آنان که «شک» و «وسوسه» آن‌ها را به سوی منجلاب نمی‌راند
به مادران بی‌شمار که در برابر گور شهیدان خود ایستاده‌اند
و آن گل‌ها که بر این گورها پژمردند
به آن خشم مقدس که سرمستی زور و پستی در جان‌های شریف برمی‌انگیزد
به قهرمانان بنام و گمنام
به آنان که هستی خود را چون گوگردی بخاطر کیمیای حقیقت فروسوختند
به شب‌های بی‌خواب پاکانی که سینه‌شان از ضربت دغلان زخمدار است
به روگردانندگان از «جاده طلا» و روآورندگان به «جاده صلیب»
به آن‌ها که «نعمت» چاکری، خیانت و حیله‌گری را دیدند،
ولی کماکان با «نکبت» اصولیت و آزادگی ساختند
به آنان که بهمراه مردم نیامدند تا از آن‌ها برای خود نردبانی بسازند
به آنان که ایمان را در نبرد با شکنجه پیروز کردند
به آنان که با «حقیقت» تنها ماندند ولی به لشکر مغرور «دروغ» نپیوستند
به آن موهای مشکین که در جاده پایداری سیمگون شد
به آنان که علیرغم پیمان شکنان براه خود رفتند،
زیرا با شرف و خلق خود پیمان داشتند
به لخته‌های خون دلی که چون گل‌های سرخ لبخند بر چهره‌ها روئید
به همه مسافران تا آخر خط و به پاکبازی بی‌دریغ و توقع آن‌ها
به آنان که در لحظه‌های قطعی از کوره آزمایش تابناک برآمدند
به سمندر انقلاب که از هیچ آتشی خاکستر نمی‌شود
به شکست خوردگان دیروز که پیروزمندان فردایند
که تا واپسین دم
به سوگند نخستین خود وفادار خواهیم بود

 




اجازه دهید سندیکای مستقل رانندگان شکل گیرد تا سخنگوی مطالبات سرکوب شده‌ شود

گلایه‌های یک راننده کامیون: اجازه دهید سندیکای مستقل رانندگان شکل گیرد تا سخنگوی مطالبات سرکوب شده‌ شود

چکیده :اجازه دهید سندیکای مستقل رانندگان شکل گیرد تا سخنگوی خواستها و مطالبات سرکوب شده‌ی این قشر ناکام شود. راهی جز تشکیل تشکل صنفی برای شناخت چالش‌ها و مشکلات این رنجدیدگان بی پشت و بی پناه وجود ندارد. ما فرزند همین آب و خاک هستیم، پرورده‌ی همین مملکت هستیم، با تمام وجود به کشورمان عشق می ورزیم و در برابر هیچ بیگانه ای دچار “وادادگی”…

 

کلمه – گروه خبر: یک راننده کامیون در رنجنامه‌ای که در اختیار کلمه گذاشته به شرح زندگی سخت رانندگان کامیون پرداخته است. او در این رنجنامه خطاب به مسئولان و وزیر راه می نویسد: “اجازه دهید سندیکای مستقل رانندگان شکل گیرد تا سخنگوی خواستها و مطالبات سرکوب شده‌ی این قشر ناکام شود. راهی جز تشکیل تشکل صنفی برای شناخت چالش‌ها و مشکلات این رنجدیدگان بی پشت و بی پناه وجود ندارد. ما فرزند همین آب و خاک هستیم، پرورده‌ی همین مملکت هستیم، با تمام وجود به کشورمان عشق می ورزیم و در برابر هیچ بیگانه ای دچار “وادادگی” نمی‌شویم.”

متن این یادداشت که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

کار من رانندگی است. کاری سخت و طاقت فرسا. همگان شرایط دشوار و سختی باورنکردنی کار ما را باور دارند، با این حال قرار گرفتن در دمای بالای ۵۰ درجه و سرمای زیر ۱۵ درجه همزمان با رانندگی کردن خود حدیثی دگر است. ما این سختی‌ها را به عشق شاد کردن دل خانواده‌ی رنجورخود، جلب رضایت صاحب کالا و خوشحالی بارفروش تحمل می کنیم. ما با دلی رنجور و تنی خسته و قامتی تکیده و جسمی فرسوده داریم که با آن به جنگ سختیها و چالشها می رویم تا بتوانیم چرخ اقتصاد این مملکت را به اتفاق تولیدکنندگان، صنعتگران، کشاورزان عزیز و زحمتکش و دیگر رنجبران به حرکت درآوریم.

“آری به اتفاق می توان جهان را گرفت”.

با وجود آن که ناوگان حمل و نقل عمومی ما بسیار فرسوده است ما رانندگان فرسوده ترهستیم، مسئولین بی احساسِ مسئولیت و بی کفایت هرازگاهی در صدد نوسازی ناوگان حمل و نقل بر می آیند اما در برابر تکیدگی و فرسودگی این قشر بی پناه هیچ گاه احساس مسوولیت نمی کنند.

آقای مسئول بی کفایت، آقای وزیر راه!

با خود اندیشیده‌اید که چرا اکثریت قریب به تمام صنف رانندگان آلوده‌ی دخانیات و مواد مخدر هستند؟ چرا آلوده‌ی انواع بیماری جسمی و روانی می‌شوند؟ چرا از خانه و خانواده‌ی خود بریده‌اند؟
پاسخ خیلی ساده است. کار سخت و طاقت فرسا در کنار بی پناهی و عدم حمایت‌های قانونی از این قشر عامل بیشتر مشکلات هستند.

آقای وزیر راه، آقای وزیر کار،

اجازه دهید سندیکای مستقل رانندگان شکل گیرد تا سخنگوی خواستها و مطالبات سرکوب شده‌ی این قشر ناکام شود. راهی جز تشکیل تشکل صنفی برای شناخت چالش‌ها و مشکلات این رنجدیدگان بی پشت و بی پناه وجود ندارد. ما فرزند همین آب و خاک هستیم، پرورده‌ی همین مملکت هستیم، با تمام وجود به کشورمان عشق می ورزیم و در برابر هیچ بیگانه ای دچار “وادادگی” نمی‌شویم.

ما به افزایش بی منطق و لجام گسیخته قیمت لاستیک، لوازم یدکی و پایین بودن کرایه بار و فساد سیستماتیک در پایانه های حمل و نقل و اخاذی دلالان سخت اعتراض داریم. این خواسته‌های روشن و شفاف صنفی ماست.

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم/جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

ما نه وابسته به بیگانگان هستیم، نه اجیربیگانه پرستان. ما ایرانی هستیم، جاذبه های بی نظیر این کشور بی نظیر سختی های آن را بر ما آسان می‌کند. برای فرار از پاسخگویی نه ما را تهدید کنید نه ارعاب ونه اجیر شده اجانب خطابمان کنید. طفره رفتن از پاسخگویی فقط دردها را افزون تر و عصیان را بیشتر می‌کند. ما نیازمند همنوایی و همدردی شما هستیم.

“از درد سخن گفتن و از درد شنیدن/با مردم بی درد ندانی چه دردی است”




دهمین روز اعتصاب سراسری کامیون‌داران

به گزارش خبرگزاری هرانا، از روز شنبه ۳۱ شهریورماه رانندگان کامیون در بسیاری از شهرهای ایران در اعتراض به برآورده نشدن مطالبات صنفی خود دست از کار کشیده و اعتصاب کردند.
این اعتصاب در روز دوشنبه در بسیاری از شهرهای ایران از جمله “بوکان، خسروشاه، اراک، فولادشهر، تیران، نیشابور، تاکستان، کرمانشاه، سنندج، قزوین، کرج، بندرعباس، رضوانشهر، اردبیل، دزفول، یزد، نجف‌آباد، استان خراسان رضوی و استان کرمانشاه” شکل گرفت.

یکی از رانندگان کامیون در گفتگو با هرانا در رابطه با ادعای مسئولان طی روزهای اخیر در رابطه با توزیع لاستیک در میان رانندگان و تلاش آنان برای پایان دادن به اعتصاب گفت: “روز گذشته با وعده‌های برخی مسئولان به اردبیل رفتم تا بار لاستیک بزنم. در محل بارگیری گروه فیلم‌برداری صدا و سیما نیز حضور داشت. گزارشگران حاضر گزارشی را تهیه و پخش کردند که نشان می‌داد لاستیک‌های ماشین‌های سنگین در حال بارگیری است. پس از بارگیری و هنگام خروج از کارخانه متوجه شدم که لاستیک‌های بارگیری شده که مخصوص ماشین‌های سنگین بود با لاستیک‌های معمولی تعویض شده است. همچنین گزارشی نیز از بندرعباس پخش شد که نشان می‌داد لاستیک‌هایی برای توزیع میان رانندگان به ایران وارد شده است در حالی که این لاستیک‌ها توسط کشورهای جمهوری آذربایجان و عراق خریداری شده و مسئولان گمرک برای ارزیابی آن‌ها را باز کرده و گزارش کذبی نیز تهیه شده است”.

در ادامه بازداشت معترضان، روز دوشنبه سرهنگ ابراهیم قربانزاده، جانشین فرمانده انتظامی خراسان رضوی از بازداشت ۱۴ تن در محورهای نیشابور و محمدرحیم نوروزیان، معاون سیاسی استاندار خراسان‌رضوی نیز از بازداشت ۳ تن در این استان خبر داد.

همچنین سردار منوچهر امان‌اللهی، فرمانده انتظامی استان کرمانشاه نیز از بازداشت ۱۲ تن در این رابطه در جاده‌های استان کرمانشاه خبر داد.
با احتساب این بازداشت‌ها، شمار بازداشت‌شدگان در این خصوص تا زمان تنظیم این گزارش به دستکم ۱۵۶ تن رسیده است.

لازم به ذکر است که طی روزهای گذشته نیز دست‌کم ۱۲۷ نفر در استان‌های قزوین، البرز، اردبیل، اصفهان، فارس، سمنان، خراسان شمالی و شهرستان‌های نهاوند، بجنورد، کنگان، پاکدشت، زرن و زرند بازداشت شده بودند، اتهام این افراد “افساد فی‌الارض”، “اخلال در نظم و امنیت” و “قطاع‌الطریق” عنوان شده بود.

سردار حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی در ادعایی دلیل این اعتصاب را “فراخوان‌های صادرشده از سوی برخی گروه‌های ضد انقلاب” خواند و گفت: “با اقدامات پلیس برخی از این گروه‌ها شناسایی شده و آنها که در داخل کشور بودند، دستگیر شدند که برخوردهای لازم نیز با آنها صورت گرفت”.

محمد شریعتمداری وزیر صنعت، معدن و تجارت در گفتگو با خبرگزاری تسنیم وعده داد: “کاری که انجام شده این است که با تأمین ارز به موقع و منظم که بانک مرکزی از طریق بانک‌های عامل تعهد کردند که به صورت منظم از مهرماه امسال، تقریبا حدود ۲۰۰ میلیون دلار و از ماه‌های آتی هر ماه حدود ۸۰ میلیون دلار ارز برای واردات لاستیک اختصاص یابد که به صورت منظم و روزانه واردات لاستیک آغاز شده است”.

علی موحدی راد، دادستان عمومی و انقلاب مرکز سیستان وبلوچستان با ادعای اینکه “هیچ مشکلی برای تردد کامیون‌ها در جاده‌های استان وجود ندارد” گفت: “نیروهای انتظامی و امنیتی اجازه خودنمایی به هیچ فرد یا گروهی را نخواهند داد و در صورت مشاهده و محرز شدن جرم، اتهام آنها قطاع الطریق است که قانون‌گذار مجازات سنگینی برایش تعیین کرده است”.
سیدحسن حسینی‌شاهرودی، نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به “برآورده نشدن تعهدات توسط وزارت راه و شهرسازی و به ویژه سازمان راهداری و حمل و نقل جاده‌ای که پس از اعتصاب ماه‌های گذشته به کامیون‌داران داده شد” گفت: “درصد افزایش کرایه کامیون‌داران محدود، ولی افزایش قیمت قطعات یدکی و لاستیک زیاد بسیار بیشتر بوده است. نیازهای کامیون‌داران همچنان باقی است و افزایش قیمت قطعات یدکی و لاستیک بیش از خدمات محدودی است که به آنها ارائه شده و نیازهای آنها را تا الآن برآورده نکرده است”.

روز دوشنبه صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه با تهدید معترضان در راستای پایان دادن به اعتصاب کامیون داران در کشور گفت: “دادستان‌ها و دادگستری‌های سراسر کشور به میدان آمده‌اند و افرادی که با سوءاستفاده از مطالبات کامیون‌داران اقدام به برهم زدن امنیت جاده‌ها می‌کنند به اشد مجازات خواهند رسید”.

در فراخوانی که از سوی اتحادیه هماهنگ‌کنندگان رانندگان سراسر ایران منتشر شد و از رانندگان کامیون خواست تا از اول مهر در اعتصاب سراسری شرکت کنند، ۱۵ خواسته رانندگان کامیون و ترانزیت بیان شد. از جمله این خواسته‌ها به «افزایش حقوق بازنشستگی و سختی کار»، «کاهش قیمت لاستیک و لوازم یدکی»، «افزایش ۷۰ درصدی نرخ کرایه»، «کسر حق پرداختی بیمه رانندگان»، «حذف دلالان و واسطه‌ها از پایانه‌ها و باربری‌ها»، و «نظارت بر برخوردهای غلط و سلیقه‌ای مأموران راهنمایی و رانندگی و مجازات ماموران و افسران رشوه‌گیر» می‌توان اشاره کرد.




افلاتون، فیلسوفی سیاسی و تئوریسین دولت

م بختیاری-

      

                افلاتون شناسی نیاز به ایده آلیسم دارد.

 

افلاتون(347-427 پ.م)، فیلسوف یونانی، شاگرد سقراط و معلم ارسطو، یکی از بنیادگذاران فلسفه غرب، خالق نخستین سیستم “ایده آلیسم عینی” است. نظراتش پیرامون جهان، کاملا صوری و اسطوره ای است. دوئالیسم جسم-روح او بعدها اساس انسان شناسی و الهیات مسیحی در سده های میانه گردید. نیچه می گفت، مسیحیت یعنی افلاتون گرایی برای عوام.

افلاتون در تمام شاخه های فلسفه، ایده آلیست است. یاسپرس می گفت، تفکرات سیاسی وی فاقد آزادی خواهی سیاسی است. از جمله سخنان قصار افلاتون اینکه می گفت- نادانی، بیماری روح و روان است. انسان، میزان و معیار نیست بلکه ایده حقیقت، زیبایی، و نیکی معیار است. فلسفه یعنی عشق به حقیقت. ریاضیات عالی ترین شکل فلسفه است. کسی که هندسه نمی داند نباید وارد محفل فیلسوفان گردد. شناختی که بر اساس جهان ظاهر باشد، فقط “نظر” مشاهده کننده است. در یونان باستان خدا مقوله ای برای “ایمان” نبود بلکه پدیده ای برای “دانش” و شناخت بود. تقوا نوعی دانش و شناخت است و بر اثر بیاد آوردن دانستنی های پیشین و ناخودآگاه است. هدف زندگی، سعادت است. مهمترین تقوا، عدالت است که باید شامل حال همه اقشار و اصناف گردد. فلسفه نوعی “اروس” و ماهیتا نوعی عشق است. عشق فلسفی یا افلاتونی، نوستالژی زیبایی است که در جستجوی تداوم و ابدیت است. “ایده” زیبایی، وحدت نیکی و حقیقت است. اثر هنری چون مادیست، از حقیقت به دور است. زن بودن، نفرین و لعنت خدایان است، آنان غالبا خرافاتی و از نظر تقوا، پایین تر از مردها هستند.

راسل می گفت فلسفه افلاتون یعنی فلسفه حقیقی برای عاشقان. و وایتهد، فیلسوف و ریاضی دان غربی گفته بود، تمام فلسفه غرب یادداشت و زیرنویسی است بر فلسفه افلاتون. از نظر تعلیم و تربیت، افلاتون خواهان برابری زن و مرد در چهارچوب نظام طبقاتی برده داری بود.

کتاب “دولت” افلاتون را نخستین کتاب تئوری سیاسی می دانند که مورد سوء استفاده دیکتاتورها و توتالیتاریست ها و استفاده آرمان گرایان و اوتوپیست ها در طول قرون گذشته قرار گرفت. افلاتون فلسفه خود را ادامه افکار و اندیشه های معلمش سقراط می دانست. یکی از اهداف نظری افلاتون، یافتن مفهومی برای هستی و تعاریف جدیدی از تقوا و عدالت بود. آشنایی او با سقراط موجب علاقه اش به فلسفه؛ مخصوصا فلسفه سیاسی گردید. افلاتون خواهان حاکمیت سیاسی فیلسوفان و فیلسوف شدن شاهان بود.

از جمله دیگر موضوعات فلسفه افلاتون، شجاعت، درستکاری، خونسردی، و میانه روی بود. در فلسفه افلاتون، تمام مواضع، پرسشها، نکات، بحث ها، و فرم های فکری پیش از او، مطرح شده اند. گوته می گفت در غالب نظراتش عطر و بویی از کاملیت، ابدیت، حقیقت، زیبایی و نیکی دیده می شود. نظرات افلاتون جمع بندی فلسفه پیش از سقراط مانند فیلسوفان طبیعی، الئایی، سوفسطایی، فیثاغورثی، و خود سقراط است.

افلاتون به انتقاد از سیاست و علوم زمان خود از جمله نقد فلسفه سوفسطائیان پرداخت. او از نظر فکری زیر تاثیر افکار سقراط، دمکریت، هراکلیت، فیثاعورث، پروتاگوراس، و پارمیندس بود و چون سقراط، حرف و عمل و نظرش باهم وحدت داشتند. تمام جریانات فلسفی، تئوری ها، و مواضع فلسفی در غرب، از نظرات افلاتون تاثیر گرفته اند. در پایان عمر، ازسطو شاگرد وی، یکی از منتقدین و رقیبان او گردید. افلاتون گرایی بعدها در عصر جدید، شاگردانی مانند لایبنیتس، هوسرل، کانتور،فرگه، و راسل یافت.

افلاتون نظریه پرداز “دولت ایده آل” است که دولتی اشرافی به رهبری فیلسوفان می باشد. تصور او از دولت ایده آل دارای ساختاری شبه ریاضی است. افلاتون می گفت انسان موجودیست اجتماعی که فقط در چهارچوب یک نظم دولتی به سعادت می رسد. دولت مورد نظر افلاتون نوعی اریستوکراتی اندیشمندان یا شاهنشاهی فیلسوفان است که بدون حقوق در کمونهای جمعی؛ بدون زن و فرزند با در اختیارداشتن کالاهای مورد نیاز، زندگی می کنند. افلاتون می گفت در نظام الیگارشی، پولدارها، و در نظام اریستوکراتی، بهترین ها بر مردم حکومت می کنند.

یکی از موضوعات ایده آلیستی فلسفه افلاتون، بحث و تئوری “ایده” است که شباهتی با مقوله “روح” افراد مذهبی دارد. او می گوید جهان از ایده های غیرقابل تغییر بوجود آمده که مستقل از ماده هستند. روح انسان نیز پیش از تشکیل در جسم انسان، در جهان ایده ها وجود داشته است. در پشت پدیده های گذرا، متغیر و زوال پذیر، یک نظم روحی ثابت ابدی وجود دارد که جهان ایده ها نام دارد. ایده ها مستقل از قوای حسی و درکی و جدا از آگاهی انسان، نوع عالی از واقعیت هستند که افلاتون آنان را “هستی حقیقی” می نامید. ایده ها غیر از صفات ابدی و متغیرنبودن، دارای صفات کاملیت، ثبات، و غیرمادی بودن، می باشند. پدیده های زمان و مکان هم شامل وضع آنان نمی گردد. در جهان ایده ها نوعی هیراشی و سلسله مراتب وجود دارد، بالاترین ایده، نیکی است. ایده ها را می توان با کمک اندیشه شناخت و یا تصور نمود. شناخت ایده ها بر اساس دوباره بیادآوردن است. انسان هم متعلق به جهان ایده ها و هم متعلق به جهان مادیات است و از جسم و روح تشکیل شده است. روح و ایده خویشاوند هستند. روح دارای سه بخش عقلی، غریزی، و گستاخی است. فقط فیلسوف قادر است ایده ها را از جمله ایده نیکی را بشناسد و تشخیص دهد. فقط او نظم جمعی جهان را درک می کند و قادر به اجرای نظمی عادلانه برای زندگی اجتماعی انسان ها است. به این دلیل باید فیلسوفان در راس هرم قدرت قرار گیرند.

در مقابل سه بخش تشکیل دهنده روح، در دولت و جامعه، سه قشر و صنف- محافظان،متفکران، و تولیدکنندگان، وجود دارد. تولیدکنندگان خود شامل دهقانان، پیشه وران، و بارزگانان است. بحث “ایده” افلاتون غالبا در دیالوگ هایی مطرح می شوند که سقراط یک طرف بحث است. در کنار نظرات عرفانی ایده الیستی افلاتون، نکات دیالکتیکی نیز وجود دارد. او می گفت در پشت تمام اشیاء و پدیده ها حقایق ابدی وجود دارد که ایده نام دارند. ایده به معنی چهارچوب و ظاهر اشیاء و موجودات نیز می تواند تصور شود. هر شیئی و پدیده ای دارای یک” ایده یا اسم عام” است؛ مثلا انواع درخت یا انواع میز دارای “ایده” درخت یا “ایده” میز هستند. بحث ایده افلاتون قرنها برای دیگر متفکران، عجیب، تحریک کننده، و غیرقابل فهم بود. مشکل دیگر درک فلسفه افلاتون، استفاده وی از اسطوره ها در مباحث مرکزی نظراتش بود.

در قرون 3تا6 بعد از میلاد جریانات فلسفی نوافلاتونی گوناگونی بوجود آمد که عناصری از فلسفه رواقی، فیثاغورثی، ارسطویی، و عرفانی-مذهبی در بر داشتند. مهمترین نماینده فلسفه نوافلاتونی، فلوطین اهل شهر اسکندریه در مصر بود، که بعد از میلاد تاثیرمهمی روی الهیات مسیحی گذاشت. افلاتون می گفت راز واقعیت هستی در آنست که انسان گذرا و زوال پذیر در جستجوی” ابدیت”  است. مشهوریت افلاتون گرایی در سدههای میانه به حدی رسیده بود که آگوستین مقدس در باره طرح “دولت الهی”خود با زبان اعتراض اشاره نمود که او نه خداست، نه نیمه خدا، نه فرشته، نه پیامبر، نه پیرو مسیح شهید، و نه حتی انسانی مسیحی.

از 41 اثر بجا مانده از افلاتون 36 عدد آن بشکل دیالوگ نوشته شده است. 13 نامه نیز از وی بجا مانده است. دیالوگهای افلاتون شامل سه دوره نویسندگی وی هستند؛ از جمله موضوعات آمده در آثار او- تقوا، بیوگرافی سقراط، فلسفه سوفسطائیان، هنر سخنوری، طبیعت و کائنات، روح، شناخت، عدالت، دولت ایده آل، الهه عشق و زیبایی یا اروس، ابدیت، ایده، قانون، و غیره هستند.

فلسفه سیاسی افلاتون روی نظریه “دولت” متمرکز است. طرفداران فلسفه تجزیه و تحلیل، به تیزبینی و دقت افلاتون اشاره می کنند. هوبرت درایفوس، عقل گرایی او را می ستاید. افلاتون پایه گذار آکادمی در سال 387 پیش از میلاد در آتن است که بشکل نخستین دانشگاه اروپایی تا سال 529 بعد از میلاد در اشاعه فلسفه و علم و سیاست فعال بود. با بسته شدن آن، فرهنگ یونان باستان وارد مرحله مذهبی مسیحی  قرون وسطایی گردید

افلاتون از خانواده ای اشزافی و اهل سیاست برخاسته بود. عموهایش جزو سیاست پیشه گان آتن و شهر-دولت های یونان بودند که در سرنگونی دولت الیگارشی آتن در سال 404 پیش از میلاد شرکت نمودند. بعدها افلاتون را در این رابطه دستگیر و در بازار برده فروشان به معرض نمایش گذاشتند ولی یکی از آشنایان ثروتمند وی او را خرید و آزاد نمود. سرخورده گی افلاتون از شرایط سیاسی و زوال دولت آنزمان باعث شد که او در جوانی کار ادبی تراژدی نویسی را کنار بگذارد و دنبال پرسش عدالت در مبارزه نظری و عملی سیاسی شرکت نماید.

platon 427-347, v.chr.

 




بیانیه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران 

 


امسال در حالی به استقبال مهر و سال جدید آموزشی می رویم و در آستانه بازگشایی مدارس قرار داریم که بحران های اقتصادی و اجتماعی، عرصه را بر مردم، معلمان و بسیاری از خانواده های دانش آموزان تنگ کرده است. شرایط موجود محصول بی تدبیری و سومدیریت در طی چهل سال گذشته است و تمام دولت های بعد از انقلاب در آن نقش دارند و حدود دو دهه است که معلمان و فعالان صنفی به عنوان وجدان بیدار جامعه نسبت به عواقب فساد رو به گسترش و برنامه های ناکارآمد بخصوص در حوزه آموزش و پرورش به تمام مسئولان از بالا تا پایین هشدار داده اند. در سایه این بی توجهی ها بود که دی ماه ۱٣۹۶ شاهد اعتراضات سراسری در اعتراض به فقر در کشور بودیم اما مسئولان به جای پاسخگویی راه سرکوب را پیش گرفتند و با بستن چشم خود بر روی حقایق و با ساختاری شدن فساد اینک شاهد هستیم که افزایش قیمت ها در سایه رشد تورم و بیکاری، دستمزدهای به شدت ناچیز را به اکثریت جامعه و معلمان تحمیل نموده است به طوری که هزینه آموزش از سبد خانوار برخی حذف شده و که این مساله به افزایش کودکان کار و خیابان منجر خواهد شد.

این روزها دوگانگی های مسئولین در ادعا و عمل تمامی ندارد. از خدمات آموزشی رایگان جز نامی نمانده است. تعرض به سفره خانواده ها برای اداره مدارس به هنر مدیریتی در بین مدیران مدارس بدل گشته است و عملا آموزش عمومی در ایران برخلاف ناصل ٣۰ قانون اساسی دیگر رایگان نیست فقط مسئولان از عمومی کردن آن بیم دارند. اما صدا و سیما بصورت مکرر با خبر سازی و تهیه گزارشات موهوم می خواهد چهره دیگری از آموزش ایران نشان دهد در حالی که اصلا به وضعیت معیشتی معلمان نمی پردازد وعده های دروغین مسئولان را بازتاب می دهد و عملا به تریبونی برای مافیای کنکور و آموزش تبدیل شده است. اما از آنجایی که وضعیت معیشتی معلمان جدای از وضعیت سایر اقشار اجتماعی نیست می توان با احتمال بالا پیش بینی نمود که در روزهای پیش رو با توجه به مشکلات آموزشی بخاطر کمبود نیرو و مدیریت ناکارآمد، وضعیت معیشتی و رفاهی معلمان مانند اکثریت جامعه با بحران روبرو خواهد شد و این بحران اصلا در صدا و سیمای کشور که اکثریت معلمان آن را یک رسانه میلی و غیرملی می دانند انعکاس ندارد.

معلمان در قالب های مختلف تا حالا برای تغییر وضعیت خود کوشیده اند اما تاکنون تلاش معلمان برای تغییر وضعیت موجود با سرکوب شدید فعالان و تشکل های صنفی توسط نیروهای امنیتی ها مواجه شده و مطالبات به حق صنفی و آموزشی با احکام سنگین قضایی ، زندان ، تبعید و انفصال از خدمت پاسخ داده است. مطالباتی چون ، تامین بهبود و معیشت و منزلت فرهنگیان بازنشسته و شاغل با افزایش حقوق بالای خط فقر، تخصیص بودجه عادلانه به آموزش و پرورش، حق تحصیل رایگان و باکیفیت برای همه، حق آموزش زبان مادری، نفی فاصله طبقاتی در امر آموزش، بازسازی و استانداردسازی فضاهای آموزشی بخصوص در مناطق محروم، بیمه درمانی کارآمد، اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری، استخدام و امنیت شغلی برای معلمان بخش خصوصی، حق التدریسی و مربیان پیش دبستانی و … که خواسته اکثریت جامعه و معلمان است.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران بعنوان بخش متشکل جنبش معلمان ایران، با توجه به وضعیت بحرانی کشور پیش بینی می کند در طی سال تحصیلی جدید آموزش و پرورش با پنج چالش جدی زیر روبرو گردد:

الف. افزایش تعداد دانش آموزان : در سال جدید آموزشی افزایش تعداد دانش آموزان نسبت به سال قبل مشهود است زیرا برای اولین بار پایه دوازدهم نظام آموزشی جدید شکل می گیرد. این افزایش در حالی است که زیرساخت های ضروری آموزشی متناسب با جمعیت دانش آموزی نیست این مساله در کنار چالش دوم موجب خواهد شد که تراکم کلاس ها در برخی مناطق به بالای چهل نفر برسد.

ب. چالش منابع و نیروی انسانی : بخاطر اعمال سیاست های تعدیل نیرو و عدم پذیرش دانشجو در دانشگاه فرهنگیان با توجه به آمار همکارانی که طی سال های گذشته بازنشسته شده اند در سال آموزشی جدید، مدارس با کمبود نیرو مواجه خواهند شد این چالش در کنار چالش ساختاری سومدیریت، پیامدهای منفی در پی دارد. به کار گیری معلمان در زمینه غیرتخصصی، افزایش تراکم کلاس از جمله این پیامدهاست که خود تقویت کننده چالش سوم است.

ج. چالش حقوق و دستمزد فرهنگیان : بحران های فزاینده اقتصادی پیش رو از یک سو، عدم افزایش حقوق فرهنگیان با توجه به نرخ تورم و وضعیت جدید اقتصادی، معیشت و زندگی معلمان را با بحران جدی روبرو خواهد نمود این شرایط اسفناک اقتصادی در حالی بر معلمان تحمیل می گردد که بخاطر افزایش جمعیت دانش آموزی و کمبود نیرو، کار معلمان در سر کلاس به مراتب سخت تر از سال های گذشته خواهد بود. این چالش ها در محیط مدرسه بالارفتن سطح تنش بین معلمان و دانش آموزان را در پی خواهد داشت و ممکن است سطح خشونت در مدرسه را بالا ببرد. از سوی دیگر با پایین آمدن قدرت خرید، معلمان مجبورند به شغل های دوم و سوم روی آورند که این خود موجب پیامدهای منفی در کیفیت آموزشی خواهد بود.

د. چالش خصوصی و کالایی سازی آموزش : دولت های بعد از جنگ بصورت مستمر با دست آویز قرار دادن اصل ۴۴ قانون اساسی کوشیده اند از ایفای نقش در عرصه های اجتماعی مانند بهداشت و آموزش عقب نشینی نمایند و اشکال جدیدی از پولی سازی خدمات اجتماعی را بر مردم تحمیل نمایند. بازگشایی مدارس خصوصی که تحت عنوان غیرانتفاعی در دهه ۶۰ آغاز شد در سال های اخیر افزایش و به اوج خود رسیده است این در حالی است که انواع مدارس پولی دولتی مانند هیئت امنایی، نمونه دولتی و … هر چه بیشتر

موجب پولی و کالایی شدن آموزش عمومی شده است. با توجه به وضعیت اقتصاد آموزش و پرورش و از آنجایی که تیم اقتصادی وزاتخانه از حامیان خصوصی سازی هستند و نشان داده اند که علاقه ای برای تلاش برای افزایش بودجه ندارند به نظر می رسد که بیش از گذشته شاهد اخذ پول از اولیا از سوی مدیران باشیم این مساله با توجه به عدم توانایی فرودستان جامعه در پرداخت شهریه موجب طرد دانش آموزان از مدرسه خواهد شد.

ح. چالش کیفیت آموزشی : با توجه به چالش های فوق به نظر می رسد در سال جدید آموزشی کیفیت آموزش در مدارس پایین بیاید چرا که بروز هر یک از چالش های فوق، موجب پایین آمدن آموزش کیفی خواهد شد. اگر چه در سال های گذشته نیز آموزش کیفی در اولویت مسئولان نبوده و رویکرد کمی و آماری بر کیفیت غلبه داشته است اما چالش های پیش گفته موجب افت چشمگیر کیفیت خواهد شد.

این چالش ها تنها بخش مهم چالش های آموزش و پرورش هستند و تمام چالش ها نیستند. شورای هماهنگی بر این باور است که چالش های بالا قابل حل و مدیریت هستند اگر حاکمیت و مسئولان، آموزش و پرورش را در اولویت اول خود قرار دهند با فساد ساختاری و رو به رشد در حوزه های مختلف بخصوص در نهادهای غیرپاسخگو مقابله گردد و اگر معلمان و دانش آموزان و خانواده هایشان بعنوان اصلی ترین ذی نفعان آموزش عمومی در سیاستگذاری و برنامه ریزی مشارکت فعال و جدی داشته باشند. از همین رو شورای هماهنگی به نمایندگی از بخش عظیمی از فرهنگیان ایران و همسو با منافع واقعی مردم ایران مطالبات خود را به شرح زیر اعلام می دارد:

۱- افزایش بودجه آموزش و پرورش : معلمان ایران در زمستان ۱٣۹۵ در قالب کمپین بودجه عادلانه، با ارایه ۱۴۰ هزار امضا به دولت و مجلس مخالفت خود را در تخصیص بودجه ناعادلانه به آموزش و پرورش اعلام نمودند پیش و پس از آن نیز تشکل ها و فعالان صنفی در جلسات حضوری و در مکاتبات و با ایجاد کمپین های متعدد بصورت مکرر مواضع خود را اعلام نموده اند. اما دولت و مجلس کمترین توجهی به این درخواست ها ننموده اند و حتی سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی روند نزولی به خود گرفته است. از آنجایی که بعد از توافق برجام در سفره معلمان هیچ تغییر مثبتی دیده نشد مسئولان نمی توانند بی توجهی به آموزش و پرورش را با لغو برجام توجیه نمایند. مروری به اخبار روزانه و شنیدن خبر دزدی ها و اختلاس ها و گم شدن میلیونی ارز دولتی نشان از آن دارد که در ایران پول و سرمایه کافی هست اما گویی فقط برای مردم و آموزش کودکان منابع مالی محدود است. چگونه است که دولت از بودجه عمومی می تواند بخشی از اختلاس و غارت اموال عمومی توسط آقازاده ها و اختلاسگران در موسسات مالی را تامین نماید اما برای افزایش حقوق معلمان و کیفیت سیا بخشی به آموزش از کمبود بودجه و منابع سخن می گویند؟ این سیاست یک بام و دو هوا و وعده درمانی از نظر معلمان هیچ وجاهتی ندارد.
ما معتقدیم بودجه بخش های غیرضروری باید متوقف گردد بودجه نهادهای فرهنگی و آموزشی از مسیر آموزش و پرورش و با نظارت معلمان و مردم تقسیم گردد. از نهادهای غیرپاسخگو و رانتی مالیات گرفته شود و بودجه بدون حساب و کتاب این نهادها متوقف گردد در این صورت می توان منابع کافی برای افزایش بودجه آموزش و پرورش تامین نمود.

۲ – افزایش حقوق و دستمزد معلمان : وزیر آموزش و پرورش در جلسه با نمایندگان شورای هماهنگی ادعا نمود که میانگین حقوق معلمان دو میلیون و هفتصد و بیست هزار تومان در ماه است اگر چه این ادعا توسط نمایندگان صنفی معلمان به چالش کشیده و رد شد. اما با فرض درستی این ادعا، اگر بخواهیم درآمد معلمان ایران را با سایر کشورها بر حسب دلار با قیمت خوش بینانه ۱۲ هزار تومان، محاسبه و مقایسه کنیم، درآمد ماهانه هر معلم در ایران ماهانه حدود ۲۶۷ دلار و در آمد سالانه ۲.۷۲۰ دلار خواهد شد و این عدد در کنار درآمد میانگین سالانه یک معلم آمریکایی با ۵۵ هزار دلار و یک معلم در عربستان با حدود ۴٨ هزار دلار نشان می دهد که وضعیت حقوق معلمان ایران نسبت به منطقه و جهان در چه سطح نازلی قرار دارد. صدا و سیما در حالی به معضل دستمزد معلمان آمریکایی می پردازد که حاضر نیست درآمد یک معلم در آمریکا و در سطح کشورهای منطقه را با یک معلم ایرانی در خوش بینانه و بهترین حالت مقایسه کند.

همه می دانیم که دولت با توجه به بحران اقتصادی ادعا و اعلام کرده است که بسته های حمایتی برای کمک به کارمندان و افراد کم درآمد ارایه خواهد نمود اما بحث بر سر کمیت و کیفیت این حمایت هاست. با توجه به اینکه خط فقر در ایران برای سال ۹۷، پیش از افزایش نرخ دلار و تورم چند ماه اخیر، توسط اقتصاددانان مستقل بیش از ۶ میلیون تومان پیش بینی شده بود با این احتساب حداقل دریافتی معلمان باید به ۶ میلیون تومان در ماه برسد که بتوانند یک زندگی عادی داشته باشند. ما در تیرماه شاهد بودیم که دولت بر خلاف مصوبه مجلس حقوق معلمان را بین ۶ تا ۱۰ درصد آن هم بعد از چهار ماه افزایش داد که این مساله چالش و اعتراض معلمان به حکم حقوقی در مرداد ماه را به دنبال داشت. اگر دولت بخواهد با چند فقره بن کالا سر و ته قضیه را به هم آورد و از مسئولیت خود در قبال تامین حقوق مکفی شانه خالی کند بی شک با واکنش جدی معلمان روبرو خواهد شد.
اگر فرض کنیم نرخ تورم تا آخر سال ثابت بماند باید افزایش حقوق در فیش های حقوقی مهرماه تا ۶ میلیون تومان دیده شود و بعد از آن مرحله دوم رتبه بندی بصورت کامل اعمال گردد. هر نوع بازی با اعداد و ارقام مانند بازگرداندن سختی کار در فیش حقوقی مهرماه و جا زدن آن بعنوان افزایش حقوق، از نظر تشکل های صنفی یک فریبکاری و عوامفریبی محض است و واکنش جدی معلمان را در پی خواهد داشت. حذف سختی کار یک کار غیرقانونی بود که باید در فیش حقوقی شهریور ماه اصلاح می شد که متاسفانه اعمال نگردید.

٣ – وضعیت معیشت و منزلت فرهنگیان بازنشسته : بازنشستگان بعنوان سرمایه های فرهنگی و اجتماعی جامعه باید در رفاه و سلامت زندگی خود را سپری نمایند اما این قشر دلسوز بخاطر بی تدبیری نمایندگان مجلس و دولت زندگی خود را در مضیقه سپری می کنند. صندوق بازنشسته کشوری در فقدان نظارت مستقل بازنشستگان عملا ناکارآمد است و بیمه درمانی با پوشش مناسب برای بازنشستگان وجود ندارد و قانون مدیریت خدمات کشوری بصورت غیرقانونی سال هاست که فراموش شده و به اجرا نمی گردد. شورای هماهنگی مطالبات این عزیزان را جدای از مطالبات معلمان شاغل نمی داند و امروز بازنشستگان را آینده شاغلین می داند و نسبت به تعرض دولت به سفره بازنشستگان هشدار جدی می دهد.

۴ -حق تشکل یابی مستقل : شورای هماهنگی به تمام فعالان صنفی صادق فراخوان می دهد در مناطقی که تشکل صنفی وجود ندارد تشکل های مستقل را ایجاد نمایند و با حضور در شورای هماهنگی به انسجام و فراگیرشدن شورا کمک نمایند و در استان هایی که تشکل صنفی وجود دارد ما فعالان صنفی را به تقویت تشکل های موجود دعوت می کنیم و از تشکل های صنفی عضو شورا می خواهیم زمینه ها و بسترهای مناسب را برای فعالیت نیروهای جوان و داوطلب بخصوص زنان معلم فراهم نمایند. در تشکل یابی مستقل صنفی است که معلمان می توانند مطالب خود در ظرف تشکیلاتی پیگیری و محقق سازند از نظر شورای هماهنگی حق تشکل یابی صنفی مستقل یک حق غیرقابل چشم پوشی است. ما به عملکرد و سیاست های دولت و مجلس در راستای به محاق بردن فعالیت های صنفی و تشکل ها اعتراض داریم. وزارت کشور و کمیسیون ماده ۱۰ احزاب باید سریعا برای صدور پروانه فعالیت تشکل ها اقدام نمایند. تشکل های موجود همه دارای مجوز و قانونی هستند و نمی توان به بهانه خلا قانونی در فعالیت این تشکل ها مانعی ایجاد نمود. از همین منظر است که شورای هماهنگی بخاطر جایگاه تشکل های عضو خود مشروعیت می یابد و صدای سراسری معلمان ایران می گردد..

۵ -پولی سازی آموزش : دولت روحانی اگر یک برنامه منسجم داشته باشد آن برنامه پولی سازی آموزش در راستای افزایش بنگاههای آموزشی و کالایی سازی خدمات آموزشی است. برنامه ای مخرب و ضدآموزشی که موجب می شود کودکان بخصوص دختران مناطق محروم و خانواد ه های تهیدست از مدرسه طرد گردند. در یک آمار تکان دهنده معاون آموزش متوسطه دوره دوم به خبرگزاری ایلنا گفته است “در سال تحصیلی ۹۷-۹۶ تعداد دانش آموزان دختری که در هیچ پایگاهی ثبت نام نکردند و هیچ جا مشخصاتشان ثبت نشده و اصلا دانش آموز محسوب نمی‌شوند ۱۵۱ هزار و ۴۶ نفر هستند.” اگر چه مسئولان می خواهند عوامل محیطی و جغرافیایی را علت ترک تحصیل دختران قلمداد نمایند اما حقیقت آن است که نه تنها دولت نمی خواهد وظایف خود را در راستای تامین هزینه های تحصیل کودکان در مناطق محروم انجام دهد بلکه هزینه هایی را به خانواده های محروم و تهیدست با پولی سازی آموزش تحمیل می کند که این سیاست ها موجب طرد کودکان از مدرسه می گردد این طرد خود را در قالب افزایش کودکان کار نشان می دهد و دختران را خانه نشین کرده در بسیاری موارد موجب افزایش ازدواج دختران در سن کودکی می گردد که خود تبعات اجتماعی زیادی در پی دارد.
شورای هماهنگی به این روند رو به رشد پولی سازی قویا اعتراض می کند و فاجعه تعرض به دانش آموزان در مدرسه خصوصی معین تهران را از عوامل غلبه رویکرد پولی سازی آموزش می داند چرا که منطق سود و سرمایه کارفرمایان آموزشی در این مدارس ایجاب می کند به جای به کارگیری معلمان با تجربه و حرفه ای از افراد غیرمتخصص برای صرفه جویی اقتصادی استفاده نمایند. آموزش و پرورش نیز نظارتی بر عملکرد این بنگاههای آموزشی ندارد چرا که اکثریت صاحبان این بنگاهها بخاطر برخورداری از رانت و همسویی ایدئولوژیک با فرادستان موفق به ورود به این عرصه و سوداگری شده اند اما متاسفانه بروز این فجایع باعث بدبینی مردم به جامعه فرهنگیان می گردد در حالی که ریشه مشکل در ساختاری است که موجب بروز این فجایع می گردد.

۶- کیفیت آموزشی : یک آموزش با کیفیت و مترقی بدون مشارکت دانش آموزان و معلمان در فرایند سیاستگذاری، برنامه ریزی و تهیه و اجرای محتوای آموزشی میسر نخواهد شد و برای این امر زیرساخت های ضروری برای یک آموزش کیفی بایستی مهیا گردد. بر چیده شدن مدارس کپری و کانکسی، مقاوم سازی مدارس در بافت های فرسوده، استاندارد سازی و تجهیز مدارس، سرمایه گذاری برای ورزش و شادی کودکان و … از ابعاد موثر در بهبود کیفیت آموزشی است. در کنار این موارد تهیه محتوای آموزشی با توجه به نیاز واقعی کودکان، استفاده از شیوه های آموزشی نوین و مشارکتی، اهمیت دادن به آموزش زبان مادری و … از دیگر عوامل بهبود کیفیت آموزشی است. تنها یک آموزش خلاق و انسان محور می تواند شهروندانی مسئول و پرسشگر تربیت کند. امروز رویکرد کمی و تکنیکی مبتنی بر کنکوری شدن آموزش، جنبه های انسانی آموزش را از میان برده است و زمینه بروز و ظهور مافیای آموزشی را فراهم نموده است. دولت و مجلس بایستی زمینه ها ، منابع و امکانات ضروری برای یک آوزش با کیفیت را فراهم نمایند.

۷- تامین امنیت فعالان صنفی و آزادی معلمان دربند : شورای هماهنگی و تشکل های عضو همواره تاکید نموده اند که حرکتشان بر مدار مطالبه گری صنفی و آموزشی است اما متاسفانه همواره مورد هجمه نیروهای امنیتی قرار گرفته اند. حراست اداره ها به صورت مستمر برای فعالان صنفی پرونده سازی کرده اند و اداره اطلاعات زیر نظر دولت همیشه یک پای ثابت احضار و تهدید و بازداشت فعالان بوده است و در دور جدید اطلاعات سپاه نیز به جمع پرونده سازان علیه معلمان پیوسته است تا جایی که محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی و محمد حبیبی سه عضو هیات مدیره کانون معلمان استان تهران توسط این نهاد بازداشت شده و هم اکنون در زندان هستند.
نمایندگان شورا در دیدار با وزیر به وی در مورد هجمه نهادهای زیر نظر دولت تذکر و هشدار داده اند اما در اینجا ما به نهادهای امنیتی می گوییم شیوه ای که برای مواجهه با مطالبات معلمان انتخاب کرده اند درست نیست. این مطالبات را نمی توان با ارعاب، اخراج، تبعید، بازداشت و حبس بلندمدت به محاق برد با ضرب و شتم و کشیدن تن زخمی معلمان بر سنگفرش خیابان معلمان از مطالبات خود عقب نشینی نمی کنند. راهکار درست آن است که بجای فرافکنی در مشکلات جامعه و برخورد با فعالان صنفی، از مسئولان امر بخواهند حق معلمان را بدهند و هر روز به سفره این قشر زحمتکش تعرض نکنند.




فعالان کارگری هفت تپه حادثه تروریستی اهواز را محکوم کردند

فعالان کارگری هفت تپه حادثه تروریستی اهواز را محکوم کردند

جمعی از فعالان کارگری شاغل در مجتمع نیشکر هفت تپه با صدور بیانیه‌ای ضمن تسلیت به ملت شریف ایران و به ویژه خانواده‌های داغدیده‌ی حمله تروریستی اهواز، این اقدام را محکوم کردند.

به گزارش ایلنا، در متن بیانیه فعالان کارگری شاغل در مجتمع نیشکر هفت تپه آمده است:

رعاب و خشونت محصول نظام سرمایه‌داری است

ما معتقدیم کسی که دست به خشونت می‌برد، می‌ترسد. کسانی که در این دوره متوسل به اسلحه می‌شوند نه تنها مشروعیتی ندارند بلکه مخالف آزادی و رسیدن زحمتکشان به حقوق خود هستند، تفنگ در دستان سرکوبگران است و زحمتکشان سلاح‌شان در کارهای جمعی و به طور مشخص اعتصاب و کارهای مدنی است. کسانی که ارعاب و وحشت تولید می‌کنند، می‌دانند عدالت و آزادی خارج از تفنگ و گلوله‌ بدست می‌آید و اینها تنها پیام‌رسانان مرگ و نابودی هستند که وقتی با منطق تفنگ به دنبال تغییر شرایط بنفع خودشان هستند به واقع تن به قانون جنگل می‌دهند مانند تنازع بقا در جنگل که هیچگاه پیروز نخواهند شد و می‌خواهند ضعفا را بدرند که دستگیری‌هایی که به همراه خواهد داشت خود شاهدی است بر این ادعا.

حمله نظامی دیروز یادآور خالد اسلامبولی و ترور سادات بود که فقط خون بسیاری ریخته شد چه بیگناه و باگناه فرقی نمی‌کند‌ اما نه تنها تغییری حاصل نمی‌شود بلکه نتیجه معکوس دارد و به واقع دشمنان اصلی زحمتکشان می‌خواهند سوءاستفاده کند و مطالبه‌گری و حق و حقوق کارگران و زحمتکشان و اقوام را از بین بیرند. طبقه‌ای که دارای یکسری حقوق طبیعی و انسانی است. ما ضمن محکوم کردن حادثه‌ی فجیع و غیرانسانی اهواز، اعلام می‌کنیم  زحمتکشان و طبقه کارگر در خوزستان علیرغم تمامی تفاوت‌های نژادی و قومی_مذهبی، اما به یکسان مورد نابرابری‌های طبقاتی قرار دارند زیرا شکاف طبقاتی، بیکاری، گرسنگی وفقر، نژاد و مذهب و جنسیت نمی‌شناسند.

با آرزوی دنیایی عاری از هرگونه اشکال خشونت




شش تن از بازداشت شدگان تجمع معلمان به حبس و شلاق محکوم شدند 

به گزارش خبرگزاری هرانا، در تجمع معلمان و بازنشستگان در ۲۰ اردیبهشت سال جاری در مقابل سازمان برنامه و بودجه که برای طرح مطالبات و افزایش حقوق دستمزد بالاتر از خط فقر و مقابله با خصوصی سازی آموزش کشور، دست به اعتراض زده و مورد یورش پلیس قرار گرفتند، چند تن مصدوم و به بیمارستان منتقل شدند و هشت نفر دستگیر شده و پس از چند روز بازداشت در پلیس امنیت خیابان وزراء، و پایگاه هفتم پلیس آگاهی با دستبند و پابند به زندان اوین منتقل و به قید کفالت آزاد شده بودند.

دادگاه رسیدگی به اتهامات شش تن از این افراد در روز ۱۴ شهریور در شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کیفری دو مجتمع قضایی کارکنان دولت کارکنان دولت تشکیل شد. بر اساس حکم صادره مورخ ۲۴ شهریورماه هر یک از متهمان به تحمل ۹ ماه حبس تعزیری و پرداخت ۵۰۰ هزار ریال جریمه نقدی بدل از ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند.

هویت این افراد “عالیه اقدام‌دوست، عضو اتحادیه بازنشستگان”، “رسول بداقی، بازرس سابق کانون صنفی معلمان تهران”، “اسماعیل گرامی”، “جواد ذوالنوری”، “حسین غلامی” و”محمد عابدی” توسط هرانا احراز شده است.
“اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی” و “تمرد نسبت به مامورین حین انجام وظیفه” اتهاماتی است که در حکم صادره علیه این افراد مطرح شده است.

در متن حکم صادره در مورد اتهام تمرد در برابر مأمورین آمده است که صرفنظر از انکار متهمین، آنها فقط بلحاظ ماده ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی و حضور در تجمع محکوم شده اند.

محمد حبیبی، فعال صنفی معلمان، دیگر متهم این پرونده است که در تاریخ یکم مردادماه سال جاری توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی احمدزاده به ۱۰ سال و شش ماه حبس و همچنین ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوعیت از فعالیت در احزاب، گروه‌ها و دسته‌های سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت خروج از کشور به عنوان مجازات تکمیلی محکوم شد. وی اکنون در بند ۴ زندان اوین زندانی است.

گفتنی است که قاضی دادگاه تعهد متهمان مبنی بر عدم حضور در هرگونه تجمع در آینده را شرط آزادی دانسته است، با این حال این افراد این شرط را رد کرده و بر قانونی بودن تجمعات و راهپیمایی‌های مسالمت آمیز تاکید کردند.

در ابتدا برای این افراد قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی صادر شد که پس از عدم پذیرش وثیقه توسط ایشان همگی به زندان اوین منتقل شدند و نهایتا در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ماه با تودیع قرار کفالت از زندان اوین آزاد شدند.
در طی سالهای اخیر بطور خاص فعالان صنفی معلم مانند فعالان سایر اتحادیه‌ها که برای استیفای حقوق صنفی خود در عین حفظ استقلال از دستگاه حاکمه تلاش می کنند، راهی زندان‌ها شده اند. بسیاری از آنان متحمل حبس، اخراج و تبعید شده اند و تعدادی دیگر کماکان با شرایط مشابهی تحمل حبس می کنند.