بحث هایی پیرامون برنامه ی حزب توده ی ایران

نویدنو  21/05/1397 نویدنو  21/05/1397

این نوشتار بخش اول از مجموعه یادداشت هایی است که به کندوکاو در پیرامون برنامه ی ارائه شده از سوی حزب توده ی ایران می پردازد. برنامه ی حزب توده ی ایران در بهمن ماه سال 1391 خورشیدی به تصویب ششمین کنگره ی این حزب رسیده است.پیش از آغاز بحث، لازم به ذکر است که مطالب بیان شده، از سوی نگارنده ی این سطور برداشت های شخصی وی از متنِ برنامه ی حزب توده ی ایران است

بخش نخست: طرد رژیم ولایت فقیه
نویسنده : ش.ماهور

این نوشتار بخش اول از مجموعه یادداشت هایی است که به کندوکاو در پیرامون برنامه ی ارائه شده از سوی حزب توده ی ایران می پردازد. برنامه ی حزب توده ی ایران در بهمن ماه سال 1391 خورشیدی به تصویب ششمین کنگره ی این حزب رسیده است.
پیش از آغاز بحث، لازم به ذکر است که مطالب بیان شده، از سوی نگارنده ی این سطور برداشت های شخصی وی از متنِ برنامه ی حزب توده ی ایران است و بدیهی است که ممکن است در تمام یا برخی از موارد، به صورت کامل بر دیدگاه ها یا اهداف نگارندگان برنامه، منطبق نباشد اما به باور من گسترش مباحثه پیرامون ابعاد و جنبه های گوناگون برنامه ی حزب توده ی ایران از نیازهای مبرم جنبش مترقی امروز میهن ماست و این مجموعه  یادداشت ها کوششی است هر چند اندک در این راه خطیر.
یکی از مواردی که در بحث پیرامون برنامه ی حزب توده ی ایران، مورد مناقشه‌ی گسترده است، مفهوم عبارت “طرد رژیم ولایت فقیه” است که در شعار حزب، به عنوان یکی از اهداف و نیز محورهای تشکیل جبهه‌ی واحد ضد دیکتاتوری، بر آن تاکید شده است. به باور من، عدم درک صحیح از این شعار می تواند، موجب درکی کژدیسه از بخش های دیگر برنامه ی حزب شود و در مقابل نیز برای درک مفهوم عبارت”طرد رژیم ولایت فقیه”، ناگزیر از مراجعه به سایر قسمت های برنامه ی حزب هستیم.
بخشی از هواداران و نیز منتقدان حزب توده ی ایران، از این شعار مفهوم سرنگونی را استنباط می کنند و مطابقِ دیدگاه خویش، این شعار را تایید یا تقبیح می‌کنند و از دیگر سو، عده ای نیز این شعار را تنها به مفهوم مخالفت با اصل ولایت فقیه و نه تمامیت جمهوری اسلامی،  قلمداد کرده و از آن نوعی رویکرد مبتنی بر اصلاح طلبی را نتیجه می گیرند، اما به نظر می رسد با بررسی دقیق تر برنامه ی‌حزب تراز نوین طبقه‌ی کارگر ایران نیز مراجعه به سایر اسناد و دیدگاه های منتشر شده از سوی این حزب، مفهوم طرد رژیم ولایت فقیه، متفاوت با دو دیدگاه مطرح شده باشد و نمی توان آن را به سادگی، به یکی از دو مفهوم پیش گفته فروکاست.

این شعار به مفهوم درخواست اصلاح ساختار ج ا و حفظ حاکمیت آن بدون ولایت فقیه نیست: در صفحه ی 73 برنامه‌ی مصوب کنگره‌ی ششم، به تصریح  بیان شده است که :” حزب توده‌ی ایران مدت هاست به هدف برچیدن بساط استبداد قرون وسطایی و برقراری آزادی های دموکراتیک، بر ضرورت وحدت، همکاری و همیاری نیروهای مترقی و آزادی خواه کشور، در برپایی یک جبهه‌ی واحد در برابر استبداد پای فشاری کرده است.” و نیز در ادامه‌ی همان مطلب، مهمترین و نخستین وظیفه‌ی جبهه‌ی متحد را برچیدن بساط حاکمیت رژیم استبدادی و طرد رژیم ولایت فقیه بیان می‌کند. اگر برای حزب توده‌ی ایران،  تنها بحث حفظ ج. ا. بدون ولایت فقیه یا محدود کردن اختیارات ولی فقیه مورد نظر می‌بود، می توانست به سادگی شعار حذف اصل ولایت فقیه یا اجرای بی تنازل قانون اساسی را سر دهد، در حالی که شعار طرد”رژیم” ولایت فقیه را مطرح کرده است.
از سوی دیگر حزب در دو بخش از برنامه ی خود به صراحت انحلال ارگان های سرکوب گر از جمله سپاه، دادستانی، دادگاه های انقلاب، شورای نگهبان، مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام را خواستار شده است؛ خواسته هایی که حزب طبقه‌ی کارگر ایران در ذیل بخش‌های “برنامه ها و هدف های جبهه” و  “حقوق و آزادی های سیاسی، فردی و اجتماعی” بر می شمارد،(حزب توده ی ایران،1391، ص74 و75 و 78) درخواست انحلال نهادهایی چون سپاه، مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت و … دقیقا درخواست انحلال رژیم است، لذا طرد رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه، دقیقا به مفهوم حذف رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه و استقرار یک حکومت ملی و دموکراتیک است.
اما چرا حزب به صراحت از لفظ سرنگونی استفاده نمی کند؟ البته پاسخ دقیق این سوال را باید از رفقای نگارنده ی برنامه پرسید اما به باور من حزب به درستی از کاربرد لفظ “سرنگونی” اجتناب می کند؛ زیرا اولا بخش عمده ای از نیروهای اپوزیسیونِ سرنگونی طلب، جریانات هوادار سیاست موسوم به “رژیم چنج” هستند و حزب توده ی ایران، همواره با جریانات وابسته و غیر مردمی، که برای سرنگونی ج ا خواستار مداخله نظامی کشورهای امپریالیستی و ارتجاع منطقه – اسراییل، عربستان و …- هستند، مرزبندی اصولی و قاطعی داشته و دارد و ثانیا استفاده از این شعار به جای سرنگونی این حسن را دارد که امکان تجمیع نیروهای بیشتری را در جبهه ی متحد، دست کم برای مدتي و تا مرحله ی خاصی از مبارزه، فراهم می آورد.

بسیاری از کسانی که شعار طرد رژیم ولایت فقیه را در چارچوب اصلاح طلبی ارزیابی می کنند، برای اثبات درستی ادعایشان به بیانیه ها و تحلیل های متعددی اشاره می کنند که در مناسبت های مختلف و به ویژه در زمان انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 از سوی حزب توده ی ایران منتشر شده است. به عنوان نمونه می توان از مطلبی با عنوان”برنامه و ترفندهای ارتجاع برای انتخابات ریاست جمهوری” نام برد که در دوازدهم اسفند سال هشتاد و هفت منتشر شد و حزب در آن مقاله،  تحریم انتخابات را بدون تلاش برای ایجاد جنبشی فراگیر برای تعمیق مبارزه بر ضد ج.ا. به سود ارتجاع دانست و از تمام نیروهای مترقی خواست تا بر روی یک نامزد اصلاح طلب به توافق برسند. حزب همچنین در تحلیلی ذیل عنوان” بغرنجی های انتخابات پیش رو و ضرورت هوشیاری نیروهای آزادی خواه” که در اواخر فروردین ماه 1388 منتشر شد، از ضرورت احیای اصلاحات سخن گفت.
من تعارضی میان آن بیانیه ها و بحث مبارزه برای جایگزینی ج. ا. نمی بینم : متون و تحلیل های حزب دقیق و گویا هستند به شرطی که به یک نکته ی مهم و کلیدی توجه شود؛ سیاست حزب توده ی ایران برخلاف بسیاری از نیروهای اپوزیسیون و به درستی، پای بر روی زمین دارد؛ حزب توده‌ی ایران چه در زمان ج. ا. و چه در دوره ی پهلوی، با اصلاحات مخالف نبوده و نیست و می توان نمونه های متعددی را از عملکرد و نیز متون حزب در این زمینه به شهادت طلبید که در این جا به ذکر چند  نمونه ی مشهور تر بسنده می کنم :
– برنامه ی دوم حزب توده ی ایران مصوب اردیبهشت ماه سال 1327 در بخش اصلاح شرایط دهقانان و…
– مصوبات پلنوم هفتم و کنفرانس وحدت ذیل عناوین: آزادی های دموکراتیک؛ تحول اقتصاد؛ اصلاحات اجتماعی و… مصوب مرداد1339
– مقاله “درباره ی دهه ی انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم” نوشته ی رفیق قدوه دنیا شماره یک سال 1352 ذیل عناوین رفرم و دو برخورد نادرست
– برنامه حزب مصوب پلنوم پانزدهم ذیل عناوین: زندگی و مشکلات مردم؛ اصلاحات سیاسی؛تامین حقوق و آزادی های دموکراتیک ؛اصلاحات اجتماعی؛فرهنگ و…
– مقاله مشهور و جنجالی اما بسیار دقیق رفیق جانباخته منوچهر بهزادی درباره ی شکل و ماهیت دولت به نام “از سرنگونی سلطنت استبدادی تا استقرار جمهوری ملی و دموکراتیک”

می توان این فهرست را همچنان ادامه داد و حتی می توان با استناد به مبارزات پی گیر حزب و هوادارانش برای مسایلی چون افزایش دستمزد، بهبود شرایط کار ، اصلاح قوانین مربوط به آزادی های دموکراتیک ، مبارزات برای حقوق زنان و کودکان و … حزب را به اصلاح طلبی متهم نمود  اما آیا این مواردِ واضح، با انقلابی بودن حزب طبقه ی کارگر ایران در تعارض است؟ به گمان من نه تنها چنین نیست بلکه با دقت در چنین مواردی، واقع بینی و احساس مسئولیت حزب توده ی ایران به صورتی بارز نمایان می شود؛ هیچ کس نمی تواند و  نباید بهبود زندگی روزمره ی توده ها را به فردای انقلاب موکول کند! حزب با اصلاحات مخالف نيست با اصلاح طلبی مخالف است؛ به عبارت دیگر حزب در عین تلاش برای پیشبرد و زمینه سازی امر انقلاب، برای بهبود وضعیت مادی و فرهنگی توده ها نیز تلاش می کند و اصولا آماده سازی بسترِ انقلاب از همین مسیر می گذرد و باید در این زمینه از کوچک ترین امکانات موجود بهره برد.
حزب با اصلاحات مخالف نیست بلکه با آن اندیشه ای مخالف است که گمان می کند با اصلاحات جزیی و محدود و بدون نیاز به انقلاب اجتماعی می توان جامعه را متحول نمود. از سوی دیگر نیز مواضع حزب توده ی ایران مرزبندي واضحی با جریانات چپی دارد که هر گونه تلاش برای بهبود شرایط زیست توده ها را به فردای انقلاب موکول می کنند؛ درک این جریانات از انقلاب مشابه درک مذهبیون از ظهور منجی موعود است حال آن که فرآیند اتقلاب اجتماعی پروسه ای دشوار، بغرنج، طولانی و نیازمند مبارزات پی گیر است.
نمونه ی کلاسیک این دو دیدگاه را می توان در تفاوت درک مارکس و پرودن از مبارزات کارگران مشاهده کرد؛ پرودن در کتاب فلسفه ی فقر خویش مخالف مبارزات کارگری برای بهبود شرایط کار و افزایش دستمزدها بود زیرا معتقد بود که این مبارزات مشروعیت بخش “کارمزدی” هستند حال آن که مارکس در پاسخ خویش به وی در کتاب”فقر فلسفه” پاسخ های مستدلی به این گونه برداشت های سطحی و نادرست می دهد .
اما آیا تلاش برای اصلاح  نافي  ایده های انقلابی نیست ؟ انقلاب برای وقوع نیازمند شرایط عینی معینی است. از سوی دیگر تغییرات کمی در مقطعی به تغییر کیفی مي انجامند که آن را انقلاب می نامیم ، رفورم ها در حد اعلاي خود منجر به تغییر کیفی می شوند. لذا همگامی با اصلاح طلبان تا بخشی از مسیر امری ضرور است ، اما در جایی از مسیر آنان متوقف شده و نیروهای انقلابی باید تغییرات را تا سر حد انقلاب پی بگیرند.
لذا نباید و نمی توان نیازهای روزمره کارگران را به فردای انقلاب موکول کرد؛ بی توجهی به شرایط زندگی کارگران از سوی هر دسته ، جناح یا حزبی که توجیه پذیر باشد ، به هیچ وجه از سوی حزب طبقه ی کارگر قابل قبول نیست و به علاوه می تواند از دیدگاه سیاسی ، طبقه کارگر را به آغوش ارتجاعی ترین جریانات دست راستی سوق دهد، حزب توده ی ایران از آن دسته جریاناتی نیست که انگلس در وصفشان گفت : ” با پرهیزگاری که در خور شهدای صدر مسیحیت است ، آنان چهارده تا شانزده ساعت کار را ، که بردوش کارگران سنگینی می کند ، تحمل می کنند !”

شعار طرد رژیم ولایت فقیه شعار بسیار دقیقی است که نه تنها آموزه ی ایدئولوژیک، ساختار بنیادی و راس رژیم را هدف قرار می دهد بلکه خط فاصل جدی میان اصلاح طلبان حکومتی و مدعیان دروغین اصلاحات با باورمندان به اصلاحات بنیادی و ساختاری ایجاد می کند ؛ هر کس باید تکلیف خود را با رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه روشن کند و کسی نمی تواند مانند خاتمی ادعای اصلاح طلبی داشته باشد و در عین حال از باور به ولایت فقیه سخن بگوید .
اما مفهوم این شعار در برنامه ی مصوب ششمین کنگره حزب ، ذیل عنوان ” منشوری  برای وحدت عمل و آزادی ایران از چنگال استبداد و دیکتاتوری ” کاملا مشخص شده است ؛ برچیدن رژیم دیکتاتوری !
و مکانیزم بر چیدن این رژیم نیز از طریق تشکیل جبهه ای متحد و متشکل از تمامی نیروهای مترقی است . به علاوه حزب واژه ی “طرد” را در بخش دیگری از برنامه نیز به کارگرفته است که توجه به آن، مفهوم مورد نظر نویسندگان برنامه را مشخص می کند: در بخشی از برنامه ی حزب که به تحلیل وضعیت جهان و مبارزه در راه صلح و پیشرفت انسان ها می پردازد، مبارزه در راه تامین حقوق بشر در تمامی کشور های جهان و ” نفی و طرد حکومت های دیکتاتوری” را از شاخصه های اصلی جنبش های مترقی جهانی می شمارد و بدیهی است که در چنین زمینه ای نمی توان مفهومی اصلاح طلبانه را از واژه ی “طرد” استنتاج کرد.
علاوه بر موارد پیش گفته، ذکر این مطلب نیز خالی از فایده نیست که نگاهی به پیشینه ی  استفاده از واژه ی “طرد” در ادبیات حزب هم موید این ادعا است که این واژه ی  به مفهومی اصلاح طلبانه یا سازش کارانه به کار گرفته نشده است؛ احسان طبری در بررسی فازهای سه گانه ی انقلاب ایران و خط مشی های مختلف مخالفان رژیم پهلوی، دو خط مشی متفاوت را برمی شمارد: اول خط مشی سازش کارانه که از سوی بورژوازی لیبرال طرح می شد و خواستار اجرا قانون اساسی مشروطه بود و خط مشی انقلابی که خواستار “طرد رژیم پهلوی و استقرار جمهوری” بود.(طبری،1361،ص268) نکته ی مهم در این نوشته آن است که طبری این تحلیل را پس از واژگونی رژیم سلطنتی نگاشته است و به عبارت دیگر واژه ی ” طرد” را برای یک حکومت ساقط شده به کار برده است.
بنابرآنچه که گفته شد شعار حزب کاملا بر مبنای درک شرایط عینی و ظرفیت های جنبش و نیز توازن قوا تنظیم شده و مفهوم آن جایگزینی حکومت جمهوری اسلامی با یک حکومت ملی و دموکراتیک، از طریق شرکت وسیع ترین طیف نیروهای مترقی در جبهه ی واحد ضد دیکتاتوری است.

برخی از منابع:
–      حزب توده ی ایران(1391)؛ برنامه ی حزب توده ی ایران؛ انتشارات حزب توده ی ایران
–      حزب توده ی ایران(1396)؛ فراز هایی از هفتاد و شش سال سیر تکاملی دیدگاه ها و برنامه های حزب توده ی ایران؛ انتشارات حزب توده ی ایران
–      طبری، احسان(1361)؛ نوشته های فلسفی و اجتماعی، بخش دوم؛ انتشارات پیک ایران
–      مهرگان،حیدر(1360)؛ اسناد و دیدگاه ها، حزب توده ی ایران از آغاز پیدایی تا انقلاب بهمن 1357؛ انتشارات حزب توده ی ایران
–      نوید نو(1394)؛ حزب توده ی ایران و انتخابات سال 1388 دیدگاه ها و رویکردها؛ (؟)

یادداشت تحریریه نویدنو :
ضمن ارزش گذاری به تلاشی که برای تحلیل عبارت طرد ولایت فقیه از سوی رفیق ماهور انجام شده است، بر این باوریم که :
1-   با مرزبندی با بسیارس از جریانات مرتجع برانداز و نیز چپ هایی که درکی عینی از روند تحولات سیاسی و اجتماعی ایران ندارند و براحتی نیز شعار سرنگونی می دهند، موافقیم و شاید این واژه طرد این مرزبندی را انجام می دهد.
2-   موضوع طرد بیش از هر چیز در بردارنده این حقیقت است که شعار سرنگونی مناسب شرایط انقلابی است که مستلزم برنامه، سیاست ها و تشکیلات و تیم سازی های ویژه ای نیز برای این منظور است و  تا زمانی که این شرایط در جامعه فراهم نشده باشد، باید این تمایل به جایگزینی رژیم ولایت فقیه با یک رژیم ملی و دموکراتیک را با واژه‌ی کلی تری بیان کرد که طرد می تواند بیانگر آن باشد. بر این اساس گمان می کنیم سرنگونی بیانگر یک شعار کاملا عملیاتی است در حالی که طرح بیانگر یک جهت گیری استراتژیک در راستای استقرار یک حاکمیت ملی و دموکراتیک به جای رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه است .
3-   استدلال رفیق ماهور مبنی بر اینکه این شعار طرد برای جذب طیف وسیع تری از همراهان بر علیه دیکتاتوری طراحی شده است، نمی تواند خیلی موجه باشد. چرا که طیف نیروهای شرکت کننده در جبهه ضد دیکتاتوری چندان به این شعار ما بستگی ندارد بلکه به ماهیت طبقاتی و اجتماعی آنها بستگی خواهد داشت. البته در این مورد بحث های دیگری هم هست که در حوصله این نوشته نیست.
4-    ضمناٌ دامنه مفهومی واژه طرد مجموعه کاملی از اقدامات اصلاح طلبانه و مدافع دموکراسی،آزادی ، دفاع از حقوق ملت و نهادهای انتخابی در برابر نهادهای انتصابی و دفاع از جمهوریت در برابر اسلامیت که با تاکید بر سکولاریسم و جدایی دین از حکومت نیز همراه است، و همینطور جایگزینی این ساختار سیاسی با یک ساختار سیاسی دموکراتیک و ملی را در خود دارد. این مفهوم هم اقدامات اصلاح طلبانه و قانونی  محدود کننده ولایت فقیه را در برمی گیرد و هم اقدامات اعتراضی و نافرمانی مدنی در جامعه را شامل می شود.




جای معلم زندان نیست 

 


بیش از پانصد نفر با انتشار بیانیه‌ای خواهان تجدیدنظر رأی صادره علیه محمد حبیبی و آزادی بی‌قید و شرط این معلم زندانی شدند.
به گزارش سایت بیدارزنی در این بیانیه آمده است:

با گذشت بیش از سه ماه از بازداشت محمد حبیبی معلم زندانی و عضو کانون صنفی معلمان، سرانجام شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، این معلم را به ۱۰ سال و نیم حبس، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوعیت از فعالیت در احزاب، گروه‌ها و دسته‌های سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرد. اتهام محمد حبیبی اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی عنوان شده است.

موارد اتهامی در حالی مطرح شده است که این معلم زندانی در ۲۰ اردیبهشت‌ماه در تجمع فرهنگیان که به مناسبت هفته معلم در سراسر کشور برگزار شد، بازداشت و به زندان فشافویه منتقل شد. یکی از خواسته‌های اصلی معلمان معترض در این تجمع تأکید بر «دسترسی به آموزش کیفی و رایگان و عادلانه» بوده است. مطالبه‌ای که صراحتاً در اصل سی‌ام قانون اساسی کشور بر آن تأکید شده است اما متأسفانه در سال‌های اخیر با نادیده گرفتن این اصل بسیاری از مراکز آموزشی به سمت خصوصی‌سازی پیش رفته و بنا به آمارهای رسمی اعلام شده موجب حذف شدن بسیاری از کودکان این سرزمین از چرخه آموزش شده‌اند.

آیا اعتراض جرم است؟ آیا حق اعتراض مدنی توسط مقامات به رسمیت شناخته می شود؟ اگر مقامات ادعا دارند که آزادی هست، پس چرا نسبت به اعتراض مدنی و مسالمت آمیز معلمان با چنین مجازات هایی برخورد می‌کنند؟

ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن محکوم کردن رأی صادره علیه محمد حبیبی باتوجه به آزادبودن برگزاری تجمعات مسالمت آمیز بر طبق قانون اساسی کشور، خواهان تجدیدنظر مقامات قضایی در این حکم ناعادلانه و آزادی بی‌قید و شرط این معلم زندانی هستیم.

اسامی امضا کنندگان:‌

آیدا سعادت
تارا سپهری فر
رضا خباز
سمیه فرید
مهتاب محمودی
سارا خیشه
جلوه جواهری
بنفشه جمالی
فروغ عزیزی
شمیم شرافت
ساناز محسن‌پور
مصطفی هوشمند
سوسن طهماسبی
پروین محمدی
غنچه قوامی
زارا امجدیان
اکرم احقاقی
پرستو قربانی
لیلا أسدی
حسنا محمد حسنی
محبوبه حسین زاده
محبوبه عباسقلی زاده
امیرحسین ودیعی
الناز انصاری
احمد مدادی
مریم رحمانی
نرگس صحرانوردفرد
فاطمه یحیی پور
مینا کشاورز
مهسا نادری
سعدیه میرکی
سعیده السادات امامی نیا
پروانه یاوری مقدم
مولود حاجی‌زاده
مهرداد فلاحی
دلارام علی
آیدا جودکی
کاوه مظفری
فروغ سمیع نیا
فیروزه مهاجر
احترام شادفر
فخری شادفر
مهسا تاجیک
صلاح آزادی
جعفر ابراهیمی
شاهو احمدیانی
شاهو احمدی
علی فتوتی
فاطمه سقایتی
فاطمه سقایتی
شهرام حیدری
زهرا ارشدبخش

حسین فرهمند
محسن عمرانی
شاهین نادری
فاطمه ارشدبخش
پرویز نادری
قاسم فلاح
سهیلا دالوند
شهناز هاشمی
مینو کیخسروی
مهرنوش حیدر زاده
اولدوز هاشمی
سید علی‌اکبر موسوی (خوئینی)
رضا فریبایی
اکبر نظامی
حمید جهانبخش
زهره اسدپور
شنه قادری
بهروز شهریاری
صدیقه پاک‌ضمیر
خدیجه پاک‌ضمیر
حمیدرضا قاضی زاهدی
فاطمه فتوگرافی
علی‌محمد مرندیزی
محمد شریف عباس پناه
منیژه فروزنده
منصور منصورنژاد
زهرا توکلی
شیرین احمدی
فرشته گروسی
بیژن نجفز
آدینه بیگی
رضا سیف
محبوبه فرح رادی
رسول بداقی

طاهره لامعی

عاطفه لامعی

مریم لامعی
رضا داودی
فرنوش حبیبی
رومیسا گلشن
فاطمه سقایتی
آمنه حبیبی
فرشته حبیبی
بهنام محمدی
زهرا حسینی
صالح گلشن
محمد محمدی
امیرحسن حبیبی
داوود حبیبی
علی معظمی
اکرم حبیبی
سعید صالحی
مهدی شمس
شایان شمس
فاطمه میر احمدی
علی صالحی
حسین صالحی
حسن شهبازی
صغری فرخی
هادی قربانی
حشمت خدایاری
ژاله روح زاد
سیما احسان خواه
فرحناز حیدری
منصوره عرفانیان
زینب سپهری
مهسا موسوی
حسام‌الدین شمسی
فاطمه بهمنی
امیر کرمی
محمد کرد
احمد زاهدی لنگرودی
هاله مشتاقی نیا
عابدین فیلو
ام‌البنین ابراهیمی اشکور
فاطمه فرح‌بخش
شقایق یوسفی
حمید جعفری
پروانه صالحی
پری زیبایی
جمیله صلواتی
فرزانه هاشمیان
حکیمه سعدیان
حمید شعبانیان
فاطمه صفریانی
فروغ آبروی
سمیه نخعی
مسعود زینال زاده
فرزانه ناظران پور
محترم خوشابی
حیدر فاتحی
سارا سیاهپور
علی منجزی
نسرین کرداری
مهدی فرجی هرمزی
سوده شفیعی
علی خیاط زاده
شهلا ضیایی
سیمین فروهر
هادی قسمتی
بهمن ایمانی
فرزانه محسنی فرد
داود آقاجری
آذین رضائیان
شقایق وحیدی
نوشین کشاورزنیا
معصومه زمانی
رضا محمدی
اسدالله جوادپور
فتحعلی فنایی نجف ابادی
مریم روستایی
نیما رشیدی
سیما فراست طلب
مریم صادقی
مسعود اسدی
علی اکبر گنجعلی
ریحانه جدیدفرد
رامین انصاری
ملاحت مداحی
فاطمه سپهر
سیدروح الله یوسفی
سید علی‌رضا مصطفوی اصل

سیامک صادقی

عالیه امیری
شهرزاد قدیری
کیومرث سرابی
کیومرث سرابی
فرج کمیجانی
پروین سلیمی
ابراهیم حسین زاده
فاطمه سقایتی
محمد خیاطی
ممقانی
سمانه صمیمی
نرگس فاضل
حسین حیاتی
امید کمانی
مختار اسدی سنندج
بهار کوثری
محمد فروغی
علی محمدی
مختار رحمانی
مانی رحمانی
مسعود سیفی زاده
فرانک فرید
نادر قدیمی
حمدی کوثری
ادیب قادری نگار
یوسف رفاهیت
شیدا رضایی
علی‌اصغر اسلامی
هادی یزدانی
سعید شکفته دل
علی یوسفی
علی یوسفی
شادی محمدی
هاجر رسولی
منصور کاردان
الهام ماهر
شعبان محمدی
کژال کریمی نژاد
علیرضا مرادی
سیما سلمانی
نرگس حسن‌زاده
لیلا بیگی
علی محمدی
محمود صفرپور
وحید میرشکار
شراره آرام
رویا امیری

اصغر مظفری شهپر

مهرداد بندی

علی‌اکبر جهدی
شهرزاد سراوانی
بهنام ابراهیم‌زاده
طاهر قادرزاده
شاهین شیرزادی
سیده سارا حسینی
عباس ادیبی
زاهد محمدپور
حسین شاهپری

محمدرضا اکبری

احسان صفی مقدم
سارا صیادی
فرحناز حیدری
نرگس ملک‌زاده
سید نورالدین کشاورز
سارا ملک
اکبر دهقان نژاد
ایران محمدی
نگار انسان
نادر پورخانی
اسماعیل ابراهیمی
پروانه قربانی
مریم زیرک
علی عبدلی
غلامحسین مولائی
محبوبه دادخواه کرج
فرامرز خداشناس
محمد بیک محمدی
معصومه کلوانی
محمود ملاکی
مژگان باقری
جهان بهاروند
رویا نریمانی
فروزان پالای
کاوه مرتضوی
خالد عبدالهی
پرستو فروهر
میرا قربانی فر
سعید به آبادی کبودانی
نسرین سیف‌الدینی
آوات رضوی
ژاله سجادی
عباس کرموندی
راحله فرج زاده طارانی
مریم رنود
مانیا خلیلی
حیدرعلی بنائیان جهرمی
طوبا لیانی
محمدعلی زحمتکش
علیرضا قدیری
ناهید فتحعلیان
غزال محسن پور
پروین اسفندیاری
پروین صالحی
رحیم امیری
بیتا حاجی صادقیان
قاسم سلیمی
امید عامری
ارمان عامری
زارعتی
فاطمه سلیمانیان
مرتضی عامل
موسی‌الرضا جلیلی جشن آباد
محمد قربانی
سهیلا خوش‌بین
نوذر گودرزی
سادات میرعلمی
رضوان حاجی‌حسنی
اختر نعیمی
حمید چمانی ریگ
محسن شکوهی
مینو کیامان

علی حسینی

صدری سلطانی
ژیلا خیر
ژاله روح زاد
رحیم امیری
سولماز اسکندری
فاطمه رضایی
مهران مظفری
زانیار سهرابی

فرشته بهادری زاده

محمدرضا جعفری
مریم خوش‌اقبال
ترانه راد
جواد توللی
محمود مژدهی
فائزه الماسی
رامین یگانه
محمدرضا الماسی
پریوش اجاق
شهین مقامی
میلاد پورعیسی

خانلار بارانی

کیانا رهنما
بهزاد
مظفر اسمعیلی
شبره صبا
هنگامه احمدی
مریم زارعی
نادره حسنی
بتول کبریایی
جمالی
سیدعارف مهدی نیا
انیس حسنی
حمید حجتی
طاهره قره داغی
محمد حسامی
محمد سامی
افسانه تشیعی
کاظم حمید
سونا یاسمی
جمیل مرادی
ولی میرزاسیدی
محمود اسدی
رضا کاظمیان
خلیل دلشاد
محمد غزنویان
فریبا یوسف نژاد
ص.شجاعی
زهرا عبادی
هیراد پیربداقی
مسعود خلیل زاده
محمدی
مهراب محمدی نوبری
مهراب محمدی نوبری
طلیعه شریعت زاده
اکبر شهرکی
حسن حسین زاده
طوبی زارعی
اکرم حسنی
مسعود عالمی نائینی
لیلا کیانی
علیرضا بهزاد نژاد
محمدعلی رضانژاد
علی صفا کوهی
فرزانه ناهیدپور
صالح مرادی
جمشید خانی
موسی فلک نازی
مرضیه هریسی
ابراهیم لطفی زاده دهکردی
فرانک لاهورپور
امید اقدمی

محمد میر

علیرضا غلامی
منصور اشگرف
سمیه آگاهی
فاطمه کاج آبادی
احمد احدی
رضا حکیم الهی
علی موفقی
بهجت دانش
امین کریمی
قمرتاج شهلا
فریبا میری
کمال‌الدین جواهری

آرمین

منصور کوشاییان
حبیب مرادعلی بیگی
ساره برکاتی
مهرانگیز رضایی
بهروز سلیمانی
زری تمیمی
طوبی سهرابیان
تیمور باقری کودکانی
هادی سالاری
علی‌اصغر حافظی جلگه
حمید کریمی نمچ
اصغر دهقانی
حسین کج‌کلاهی
محمد ابوالفتحی
هادی صادقی
اصغر بسطامی
پوریا نباتی احمدی
انوشیروان بریموندی
مسعود منصوری
شمال رستمی

حسینی

ناصر شیری
مریم محمودی
حمید باقری
آلا روشنی
زهره عباسی
زهرا رضوی فر
رقیه مهدوی
مجیدی
سوسن خانپور
فرزین رضایی روشن
علی مراد کسایی
شهلا غزنوی
علی مرادی

محدثه سالاروند

دکتر کسرا فرهانی
آرش کیخسروی
نصرت غلام‌زاده
آرش کیخسروی
فاطمه دادرس
مسلم رحمتی
سمانه عابدینی
علی اورک
پارمیس امیری
محمدحسین فغانی
پرویز باج
سعید دهقان
یحیی صادقلو
طیبه آقاعلی
محمد خانی

مرضیه دیلم صالحی

حمید ابراهیمی
حنیف کراگری
اسداله دارابی
محراب آذری
نشمین عزیزی
محمد دانشیار
محمد پروانیان
عباس علی پور
ناهید خلیل نژاد

زری تمیمی

عباس مهدوی حازوه
محمد سیفعلی
حوریه فرج زاده طارانی

نورا قاضی

سالار کربانی
پروین سلیمی
بهجت میری
بهجت میری
فایزه کیوان خواه
فاطمه رئیسی
فاطمه رئیسی
فضل اله صنعتی مقددم
وحید جان احمدی
حسین حبیبی
محمد افشار
حیدری
علی بابازاده
قاسم حسین پور
علی نصیری
زهرا حجازی
زهرا حجازی

پرستو اله یاری

رضا رنجبر
ناهید ثابت
احسان میر
علی ملاشاهی
فریدون پیری
بهروز علیدادی
محمد خسروی عابد
ابراهیم ریگی
الهه میر
رضا میر
محمود اکبری زاده
محمد سعیدی
ژاله نوروزی
عذرا قراگوزلو
آشنا کیانی
سید محمد میرحسینی
عاطفه چوپانی
ژیلا آهوچشم
معصومه طوفان پور
معصومه طوفان پور
شهپر بامداد
روح‌الامین امیرپور
مصطفی خیرالهی
حسین موسوی
حسین موسوی
آرزو ضباءمجیدی
علی
گودرز شفیعیان
رحمان شهبازی
مرتضی گمار
فرامرز محمودوند
محمد محمدی

فرهاد شاکری

شراره رضایی

شهلا رضایی

مهران رمضان گیوی

مریم رمضان گیوی

شایسته رضایی
رضا صالحی نیا
محمدرضا جلیلی
شهرام صادقی

زیبا رستمی

حسین صالح دیرین

مهرانگیز شمسی

کمال نصیری
فاتح فرجی
عفت بستجانی
زهره آزاد
رمضان نعیمی
نرگس پابوسی
الهه کاشفی
نرگس پابوسی
علی کاردار
فتانه میرزایی
اعظم خلیلیان
میترا آزرم
پروین پرتو
مریم صالحی
فاطمه تقی پور
حمیدرضا شیرکشان
الهام دژبان گوی
م.ص
سمیه کاهید
سمیه
مجتبی میرزایی
زهرا اصفهانی
میلاد جنت
کژان ناصرآبادی
مهدی فرهمند
ناصر رحمانی
اسماعیل سرهندی
علیرضا قراگوزلو
مصطفی جعفری
معصومه ثانی
خسرو قاجاری
خسرو قاجاری
شهلا وفایی
ملیحه درزی
فریبرز رئیس دانا
بیتا طاهباز
علیرضا اخوان
مرتضی تقی پور
علی یزدانی
عبداله وطن‌خواه
زینب سلطانی
آرش گنجی
لی‌لی الیکایی
رضا دهقان
معصومه آرمند




اعتراضات مردمی بیش تر می‌شود

اعتراضات مردمی بیش تر می‌شود

فیاض زاهد در مصاحبه‌ای ضمن طرح این پیش بینی، راه حل‌های خود را نیز مطرح می سازد. راه حل‌ها ازجمله عبارتند از رفع حصر، عفو عمومی و آزادی زندانیان سیاسی و بازبینی در سیاست خارجی و.. که می‌توان مورد تأیید قرار داد.

این خواست ها حل ظواهری را در برمی گیرد که ریشه ی اصلی آن برقراری سلطه ی دیکتاتوری است. پیشنهادی برای حذف دیکتاتوری در کلیت آن مطرح نمی گردد. علت باور فیاض زاهد، مانند بسیاری دیگر از اصلاح طلبان به استحاله پذیری نظام حاکم است.

پیش‌بینی درباره ی ژرفش و توسعه ی اعتراضات مردمی پیش گویی عرفانی و سحرآمیز نیست. متکی است بر شرایط نابسامان اقتصادی حاکم بر کشور که به دنبال اجرای اقتصاد سیاسی اسلامی (بخوان نئولیبرال امپریالیستی) به میهن ما تحمیل شده است.

در این مورد فیاض زاهد سکوت می کند. او علت بحران را که با تشدید اعتراض ها در ماه های آینده همراه است، مسکوت می گذارد.

او برای نیاز ایران در برپایی جبهه ضد دیکتاتوری و اندیشیدن درباره برنامه اقتصاد ملی پس از گذار از دیکتاتوری سخنی برای گفتن دارد؟

به ارزیابی حزب توده ایران، بی تردید هر پیشنهاد اصلاحی که به نیاز تاریخی و روز ایران پاسخ ضروری ندهد، کمکی برای تحقق بخشیدن به نیاز توده های مردم نمی کند.




اصلاحات سلطه ی سرمایه داری را برطرف نمی‌کند

اصلاحات سلطه ی سرمایه داری را برطرف نمی‌کند

پاتریک کوبلئر، سخنگوی حزب کمونیست آلمان در مصاحبه‌ای در ارتباط با مدرنیزه کردن حزب کمونیست آلمان اظهار داشت: ما مایل نیستم جهانبینی خود را قربانی مدرنیزاسیون سازیم، بلکه ضروری می‌دانیم که آن را برای تغییر در شرایط حاکم کنونی به کار گیریم. ما می‌خواهیم سنتی بمانیم و می‌گویم که می‌توان و  باید از اصلاحات برای دفاع حقوقمان بهره بگیریم و آن را به اهرم دفع یورش طبقاتی سرمایه و سلطه ی طبقات حاکم  به کار گیریم. از طریق اصلاحات اما امکان برش با شرایط حاکم در نظام سرمایه داری وجود ندارد. از سلطه ی نظام سرمایه داری نمی‌توان از طریق اصلاحات گذشت. تغییر شرایط مالکیت و قدرت بدون یک برش انقلابی ممکن نیست.




بانک مرکزی آلمان علیه ایران

بانک مرکزی آلمان علیه ایران

دولت ایران از بانک مرکزی آلمان تقاضای ارسال سیصد میلیون یورو نقدینگی خود را به ایران به صورت نقد کرد. چنین شیوه ای طبق اساسنامه ی بانک مرکزی آلمان مجاز است. این بانک اما به خاطر پذیرش شرایط تحریم آمریکا علیه ایران، با تغییر در اساسنامه خود که هیئت مدیره ی آن تصویب نمود، اراسل پول نقد را هم به ایران ناممکن ساخت.

این اقدام بانک مرکزی آلمان که گویا ارگانی مستقل از سیاست روزانه دولت آلمان است، بار دیگر این واقعیت را به ثبوت می رساند که بدون خروج از نظم امپریالیستی حاکم بر اقتصاد جهانی، ایران و هیچ کشور دیگری قادر به حفظ منافع ملی خود نیست. وابستگی نواستعماری را تنها با اتخاذ سیاستی ملی و دمکراتیک که توده های مردم جانبدار آن اند، می‌توان در شرایط مشخص سلطه ی سرمایه مالی امپریالیستی بر جهان بر کرسی نشاند.




در مصاحبه ای با “رویداد ۲۴”، یک کارشناس و فعال سیاسی به نام فیاض زاهد، در باره ی اعتراضات اخیر ایران می گوید که اعتراضات مردمی ریشه ی در نارضایتی عمومی، فشار داخلی، و فساد در دستگاه دولتی دارد و این اعتراضات در ماه های آینده بیشتر خواهد شد.

او معتقد است که گرچه خروج آمریکا از برجام  بر بحران اخیر اقتصادی تاثیر گذار بوده  است،  ولی ریشه ی ناآرامی اخیر را باید در مشکل سیاسی در اداره امور داخلی و  خارجی ایران از سوی حاکمیت در طی سالیان گذشته یافت که با تغییر مهره ها در سطح مدیران و مسئولان قابل حل نیست.

 

قابل ذکر است که اصلاح طلبان، در چند سال اخیر در حال چانه زنی با دولت و حاکمیت بوده اند تا “نه به شرایط زندگی و مسایل معیشتی مردم”، بلکه به مسایلی مانند “رفع حصر” بپردازند. آقای زاهد “اصلاح طلبی را آخرین فرصت جمهوری اسلامی معرفی می کند، به این شرط که “اصلاح‌طلبان پیشگامی حل مشکلات ملی” را بدست گیرند و بر روی موارد مهمی مانند “رسیدن به نقطه نمادین از وحدت میان همه جریان‌های سیاسی که به نظام اعتقاد دارند”، و مسایلی مانند “رفع حصر، آزادی زندانیان سیاسی، اعمال عفو عمومی آسیب‌دیدگان سال 88، بازبینی سیاست خارجی” انگشت بگذارند،. به نظر  آقای زاهد کشور، رهبری و مجموع نظام استعداد بازبینی در این حوزه را دارند.

اقای زاهد نه تنها مانند تاجزاده ها، حل بحران های فزاینده ی ایران را در مسایلی روبنایی مانند رفع حصر، عفو عمومی و آزادی زندانیان سیاسی  و بازبینی در سیاست خارجی می بیند، بلکه اخرین فرصت جمهوری اسلامی را وحدت جریان های سیاسی  معتقد به نظام  می داند. ایشان هم چنان نظام را کاملا اصلاح پذیر می داند.

ولی حل بحران های اخیر نیازمند حل مشکلات زیربنایی است که با رفع حصر و ازادی زندانیان ناممکن است. انجام این اعمال، اگر هم، از سوی حاکمیت ولایی ایران صورت بگیرد، هدف، نه حل بحران های تعمیق یافته ی اجتماعی و اقتصادی ایران، بلکه تنها شیره مالیدن سر ایرانیان است. و اگر به دلیل فشارهای زیاد خارحی، هم، دست از سیاست های خارجی  تاکنونی اش بکشد، هدف، نه نجات ایران، بلکه حفظ قدزت خود است. پس نباید فریب این دولت و حاکمیت فریبکار را خورد که تا به امروز هر عقبکرد او در داخل و خارج ایران تنها برای بقای خودش بوده است ولا غیر.

تنها راه نجات کشور، نه اصلاح نظام مستبد ولایی، بلکه تغییر حکومت استبدادی ایران تحت رهبری یک جبهه ی واحد  ضداستبدادی متشکل از تمامی نیروهای ملی-دمکراتیک عدالت جو و آزادیخواه است تا بتوان در میان مدت این بحران های چندبعدی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی حاصله از سیاستگذاری های سیاسی، ایدئولوژیکی و نئولیبرالی اقتصاد چند دهه اخیر ایران  را مهار و رفع کرد.

 

حال شما خوانندگان عزیز را به خواندن مصاحبه ی رویداد ۲۴ با فیاض زاهد دعوت می کنیم.

فیاض زاهد در گفت‌وگو با رویداد۲۴:

اعتراضات مردمی در ماه‌های آینده بیشتر می‌شود/ اصلاح‌طلبی آخرین فرصت جمهوری اسلامی است

 

اعتراضات مردمی در ماه‌های آینده بیشتر می‌شود

 

او با اشاره به تجمعات اخیر مردمی می‌گوید: با توجه به وضعیت موجود اعتقادم بر این است که بحران و اعتراضات مردمی گسترده‌تر خواهد شد. من در گذشته نیز پیش‌بینی کرده بودم که با موج گسترده و عظیمی از اعتراضات خیابانی مواجه خواهیم شد که در دی‌ماه گذشته بخشی از آن را دیدیم و در ماه‌های آینده نیز این اعتراضات بیشتر خواهد شد و اگر به صورت جدی به این موضوع پرداخته نشود، می‌تواند برای کشور به یک بحران ملی و امنیتی تبدیل شود که ریشه‌های آن به نارضایتی‌های عمومی، فشارهای داخلی و باور اینکه سیستم داخلی دچار فساد گسترده است برمی‌گردد.

 

نیازمند اصلاحات جدی هستیم

زاهد ادامه داد: خروج آمریکا از برجام در شرایطی که کشور دچار آن شده است بی تاثیر نیست اما علت اصلی به این برمی‌گردد که کشور نیازمند اصلاحات جدی است. به نظر می‌رسد مدلی که جمهوری اسلامی تا کنون خود را با آن اداره می‌کرد دارای ایراداتی در حوزه داخلی و خارجی است و بحران‌هایی که با آن مواجه هستیم تماما ریشه سیاسی دارند و تغییر صوری مدیران و مسئولان نه تنها مشکلات را حل نمی‌کند بلکه شرایط را پیچیده‌تر می‌کند. ما در سیاست داخلی قطعا نیازمند بازنگری در سیاست‌هایی هستیم که نظام در سال‌های گذشته در پیش‌رو گرفته است.
اعتراضات خیابانی به معنای براندازی نیست/ حساسیت نشان ندهیم

 

این فعال سیاسی با اشاره به عدم پخش اعتراضات مردمی و پوشش آن از سوی صدا وسیما، گفت: در همه کجای دنیا بر اساس یک سنت دیرینه سیاسی تظاهرات خیابانی یک عاملی است برای نشان دادن اعتراضات مردم و به معنای براندازی نظام نیست، اما متاسفانه عادت داریم یک پدیده عادی که در همه کجای دنیا وجود دارد را به یک مسئله امنیتی تبدیل کنیم.

 

او ادامه داد: صداوسیما باید تریبون را در اختیار منتقدان قرار دهد، برنامه‌های سیاسی قوی را برگزار کند تا مردم بتوانند به آن جذب شوند. رسانه‌های خارج از کشور برنامه‌های متنوع سیاسی را تولید می‌کنند و هزاران نفر در سراسر دنیا هم آن‌ها را می‌بینند؛ نمی‌دانم در فکر آقای علی عسگری و دوستان ایشان چه می‌گذرد! مردم نامحرم نیستند و قطعا از اتفاقات باخبر هستند و اینگونه نیست که اگر چند کلمه از اعتراضات را بشنوند یا ببینند دین و ایمانشان را از دست بدهند.

 

زاهد ادامه داد: اکنون مردم از طریق رسانه‌ها و فضای مجازی بهترین و بدترین برنامه‌های دنیا را مشاهده می‌کنند و صداوسیما می‌تواند با هوشمندی لازم بستری را فراهم کند که انتقادات نیز مطرح شود تا هیجان‌های مردم کمی از این طریق تخلیه شود. اگر خبرهای به روز و مناسب را پخش کنیم طبیعتا ذهنیت جامعه نیز نسبت به اخبار پوپولیستی و نامناسب یک برخورد منطقی از خود نشان می‌دهد. این مسائل را حتی دانشجویان ترم دو ارتباطات هم متوجه می‌شوند اما نمی‌دانم این نوابغ را صدا وسیما از کجا پیدا می‌کند.

 

مسئولان فکر می‌کنند اگر مشکلات را بگویند فشار دشمن بیشتر می‌شود 

 

زاهد، با بیان اینکه رییس‌جمهور باید با صراحت به مردم بگوید که کشور در چه شرایطی قرار دارد، خاطرنشان کرد: مسئولان فکر می‌کنند ه اگر مسائل را کاملا بازگو کنند، فشار دشمن بر کشور بیشتر می‌شود. ما یا باید با مردم با صداقت صحبت کنیم و بگوییم که اگر بخواهیم این شرایط را ادامه دهیم ارز گران‌تر می‌شود، احتکار کالا راحت‌تر خواهد شد و … اما اگر مردم از این شرایط رضایت نداشتند، مسئولان باید از طریق کانال‌های مناسب نسبت به سیاست‌های موجود بررسی‌های لازم را انجام دهند. مردم در چند انتخابات گذشته به صراحت اعلام کرده‌اند علاقه دارند کشور به چه شکلی اداره شود، حضورمان در منطقه به چه صورتی باشد، سیاست‌های خارجی‌مان کدام مسیر را ادامه دهد، ارتباطامان با آمریکا چگونه باشد و… معنی این مباحث این نیست که ما تسلیم شویم، اصلا اینگونه نیست. ما با توجه به شرایط موجود و رعایت چارجوب‌ها باید مذاکراتمان با آمریکا را آغاز کنیم.

 

اصلاح‌طلبی آخرین فرصت جمهوری اسلامی است

زاهد با اشاره به افزایش انتقادها از جریان اصلاح‌طلب که گفته می‌شود به نظر می‌رسد با طرح مسائلی همچون رفع حصر، به فکر معیشت و شرایط زندگی مردم نیستند، گفت: اصلاح‌طلبی آخرین دیدگاه جمهوری اسلامی است و اگر از اصلاح‌طلبان بگذرد، دیگر شانسی برای جمهوری اسلامی باقی نخواهد بود. اصلاح‌طلبان برای اینکه بتوانند تاثیرگذار باشند باید روی خواسته‌ها و دغدغه‌های مردم دست بگذارند. یکی از مهمترین مشکلات کشور نوع مواجه و برخوردی است که حکومت انجام می‌دهد. اصلاح‌طلبان سعی کردند با نرمی و آرامش اصلاحات را پیش ببرند اما به نظر می‌رسد که فرصت در حال محدود شدن است و اصلاح‌طلبان برای پیشگامی حل مشکلات ملی باید بر روی موارد بسیار مهمتری انگشت بگذارد. یکی از این موارد رسیدن به نقطه نمادین از وحدت میان همه جریان‌های سیاسی که به نظام اعتقاد دارند، است. رفع حصر، آزادی زندانیان سیاسی، اعمال عفو عمومی برای آسیب‌دیدگان سال 88، بازبینی سیاست خارجی و … باید مورد نظر قرار بگیرد و نباید در حد یک شعار باقی بماند. به نظر من کشور، رهبری و مجموع نظام استعداد بازبینی در این حوزه را دارند

 




اطلاعیه هیئت تحریریه “توده ای ها”

با سلام به رفقای همیار و همکاران عزیز

 

در زیر تصمیم جلسه اخیرهیئت تحریریه “توده ای ها” را با تقاضا برای کمک بیش تر برای تحقق بخشیدن به آن در شرایط بغرنج و تعمیق یابنده ی نبرد طبقاتی در ایران به اطلاع شما می رسانیم.

 

با توجه به شرایط انقلابی حاضر در ایران امر رشد و پیشرفت بیش تر سایت وظیفه ی روز است. هیئت تحریریه پس از بحث های انجام شده به این نتیجه رسیده است که کار خبررسانی مستقیم از یکی از وظایف عاجل سایت است. برای انجام این کار “توده ای ها” به کمک رفقایی احتیاج دارد که خبرهای مربوط به مقاومت را از منابع اصلی داخل و خارج جمع آوری کنند و با یک مقدمه تحلیلی کوتاه آن را به سایت بفرستند.

 

تنظیم یک ستون خبرهای کوتاه که برای جهت یابی طبقاتی- سیاسی خواننده کمک باشد در برنامه قرار دارد که در همین روزها انتشار آن آغاز می شود.  تغذیه این ستون، تمنای صفحه ی “توده ای ها” از همه ی رفقای علاقمند است.

 

وظایف کلی صفحه به شکل زیر تنظیم خواهد شد.

 

یک- هیئت تحریریه مسئول انتخاب، تخلیص و تصحیح مقالات رسیده است. رفیق عاصمی سردبیر سایت و نویسنده اصلی سایت است. صفحه از وصول مقالات رفقای دیگر  شاد و از اجازه برای انتشار آن ها با خوشحالی استقبال می کند و با رعایت هدف های سایت آن ها را انتشار می دهد.

 

دو- گروه تکنیک مسئول کارهای تکنیکی سایت از جمله مقابله با حملات سایبری، انتخاب عکس های صفحه اول، تنظیم کتابخانه، انتشار ابراز نظرهای غیر مبهم و انتشار منظم و بر حسب نوبت مقالات است.

 

سه- گروه خبر. هیئت تحریریه امیدوار است که رفقا فعال مسئولانه انتخاب، تنظیم و تحلیل کوتاه این اخبار را به عهده بگیرند و پس از انجام کارها آن را به آدرس ایمیل صفحه بفرستند. نظر هیئت تحریریه این است که این اخبار منعکس کننده مبارزه ضددیکتاتوری و ضدلیبرالی طبقات، اقشار و خلق های مختلف ایران باشد و به این پرسش پاسخ دهد که هستی اقتصادی- اجتماعی آینده را در ایران چگونه باید نظم داد. نظمی که در جهت پاسخ به این پرسش قرار دارد که  چگونه می خواهیم زندگی کنیم؟

 

دستتان را می فشاریم

 

با تشکر هیئت تحریریه “توده ای ها”




سی امین سالگرد قنل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ 


گروهی از بازماندگان اعدام های دسته جمعی تابستان ۶۷ در بیانیه ای که با امضای «بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران» منتشر کرده اند، خواهان روشن شدن ابعاد این جنایت بزرگ، معرفی و مجازات عاملان آن شده اند. این بیانیه را که تحت عنوان «خون هزاران زندانی سیاسی اعدام شده در تابستان ۶۷، هنوز می تپد و دادخواهیم این بیداد را» در زیر می خوانید:

سی سال از اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی ایران گذشت. در تابستان ۱۳۶۷ با پایان یافتن جنگ ایران و عراق، خمینی طی حکمی جمعی، دستور داد کسانی را که در زندان های سراسر کشور بر مواضع سیاسی و عقیدتی خود پافشاری می کنند، اعدام کنند. حکم: «کسانی که در زندان های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می کنند محارب و محکوم به اعدام می باشند و تشخیص موضوع در تهران با رأی اکثریت آقایان حجهالاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده ای از وزارت اطلاعات می باشد. اگرچه احتیاط در اجماع است و همینطور در زندان های مراکز استان کشور رأی اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازم الاتباع می باشد. رحم بر محاربین ساده اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند».
با این فرمان خون بار، «هیئت مرگ» که علاوه بر افراد ذکر شده در این حکم، شامل ابراهیم رئیسی معاون دادستان تهران و مصطفی پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات نیز بودند، کار خود را آغاز کردند.
از زندانیان سیاسی سه سئوال کلیدی درباره عقاید دینی شان، باور به نظام جمهوری اسلامی و پایبندی به سازمان سیاسی مربوطه شان پرسیده می شد. زندانیانی که بر مواضع فکری و سیاسی خود پای می فشردند، بلافاصله به چوبه دار سپرده یا تیرباران می شدند.
از اوایل مرداد، حدود دو ماه، هزاران زندانی سیاسی که اکثر آن ها قبلاً محاکمه شده و حکم زندان داشتند و دوران محکومیت خود را می گذراندند یا محکومیت شان تمام شده و منتظر آزادی از زندان بودند، در دادگاه های چند دقیقه‌ای تفتیش عقاید و بدون اطلاع زندانی و خانواده‌های آن‌ها، ناعادلانه به مرگ محکوم شدند. هر روز صدها زندانی به طور گروهی اعدام شدند و در گورهای دسته جمعی بی نام و نشان در تهران در گورستان خاوران و دیگر مکان های ناشناخته، و در سایر شهرها در مکان های نامعلوم، به طور مخفیانه و بدون اطلاع خانوده ها دفن شدند.
این نسل کشی، گرچه اوج کشتار مخالفان سیاسی در عمر چهل ساله جمهوری اسلامی ایران بود، اما این نظام آزادی کش، دستگیری، شکنجه، حبس و اعدام مخالفان سیاسی خود را از بدو به قدرت رسیدن آغاز کرد و این سیاست سرکوب گرانه را تا امروز ادامه داده است.
این بیدادگری تا به کجا می‌تواند دوام بیاورد، در حالی که شاهدیم هر روز با گسترده‌تر شدن صف آزادی خواهان و مخالفان، جسارت مردم بیشتر شده و هر چه اعدام و سر به نیست کردن مخالفان و کشتار مردم معترض به بی عدالتی و فقر و گرسنگی و بیکاری و آزادی کشی در خیابان بیشتر شود، باز هم خانواده های دادخواه که فرزندان و عزیزان خود را در این جنایات سازمان یافته از دست داده اند، بزرگ‌تر و قدرتمندتر می شوند.
ما بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران، صدای خود را بلند می کنیم تا دیگر خانواده‌های داغدیده و آزادی خواهان و جویندگان حقیقت و عدالت به ما بپیوندند.

– ما خواهان تشکیل یک کمیته حقیقت یاب مستقل با نظارت خانواده‌های اعدام شدگان برای روشن شدن چگونگی و چرایی بازداشت، شکنجه و اعدام یا کشته و مفقود شدن مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته، به ویژه در دهه ۶۰ و تابستان ۶۷ هستیم.

– ما خواهان شناسایی همه مسئولان سهیم در بازداشت، شکنجه، اعدام و سرکوب مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی و آزادی خواهان در چهل سال گذشته، به ویژه در دهه ۶۰ و تابستان ۶۷ و محاکمه علنی و مجازات آن‌ها به اتهام سرکوب و کشتار آزادی خواهان و مخالفان هستیم.

– ما خواهان لغو مجازات اعدام هستیم.

– ما خواهان لغو فوری احکام ناعادلانه و آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، بدون هیچ قید و شرطی و اعاده حیثیت از آنان هستیم.

– تخریب گورهای مخالفان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ ، به ویژه تابستان ۶۷، در تهران و شهرهای گوناگون ،از جمله اهواز، مشهد، رشت، تبریز و بندرانزلی و … پاک کردن آثار این جنایت ها توسط مسئولان حکومتی و شکنجه خانواده‌های اعدام شدگان است. این روند باید بلافاصله متوقف شود، محل دفن اعدام شدگان باید محترم شمارده شود و حقوق بازماندگان برای نگهداری و نشانه گذاری این گورها و برگزاری آزادانه مراسم بزرگداشت برای این عزیزان باید به رسمیت شناخته شود.

– حق آزادی بیان، اندیشه و نشر بدون هیچ قید و شرطی و برای همگان به رسمیت شناخته شود.

– حق تجمع، تظاهرات، اعتصاب و برگزاری گردهمایی برای همگان به رسمیت شناخته شود.

– حق ایجاد تشکل های مستقل سیاسی، صنفی و اجتماعی، بدون هیچ قید و شرطی و برای همگان به رسمیت شناخته شود.

ما دادخواهان و خانواده های اعدام شدگان، در تمام این سال ها با انواع فشارها و بگیر و ببندها رو به رو بوده ایم، تا جایی که حتی از حضور بر گور عزیزان مان و برگزاری آزادانه مراسم منع شده ایم. اما هیچ یک از این فشارها و آزارها نتوانسته است مانع حضور ما بر گور عزیزان مان و برگزاری مراسم برای آنها شود. ما هم چنان بر حقوق و خواسته های خود پافشاری می کنیم و برای رسیدن به این خواسته ها از پای نخواهیم نشست.

بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران
۲۰ مرداد ۱۳۹۷