اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران:
سیاست‌های جنگ‌طلبانه و مخرّب دولت آمریکا و متحدان آن و خطرهای جدّی‌ای که حاکمیت ملّی میهن ما را تهدید می‌کند!

کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران دوم خرداد ۱۳۹۷

 

در پی لغو یک‌جانبۀ توافق‌نامۀ بین‌المللی برجام توسط دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، که با انتقاد اکثر کشورها و نهادهای بین‌المللی جهان، از جمله اتحادیهٔ اروپا و دبیرکل سازمان ملل متحد روبه‌رو شد، مایک پومپئو، رئیس سابق سازمان “سیا” و وزیر امور خارجهٔ جدید آمریکا، روز دوشنبه ۲۱ ماه مه (۳۱ اردیبهشت) در اوّلین سخنرانی خود پیرامون سیاست خارجی جدید این کشور، ضمن تکرار ادّعاهای ترامپ دربارۀ ایران از جمله مدّعی شد که توافق هسته‌یی (برجام) به دلیل “نقایص مرگبارش” جهان را با خطرهایی جدّی روبه‌رو کرده است.

پومپئو در این سخنرانی که با عنوان “پس از توافق: یک استراتژی تازه برای ایران” در بنیاد دست‌راستی “هریتِیج” در واشنگتن ایراد شد، از جمله ادّعا کرد که که ایران در دورهٔ اجرای برجام نفوذ خود را در منطقه افزایش داده و این توافق “پولِ خون” در اختیار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای برون‌مرزی سپاه پاسداران گذاشته است. مایک پومپئو در بخش دیگری از سخنانش که نماد روشنی از قلدرمنشی امپریالیستی و سیاست “کشتی توپدار” دوران استعماری است، گفت که اگر ایران تسلیم خواست‌های دولت آمریکا نشود، این کشور فشار مالی بی‌سابقه‌ای به ایران وارد خواهد کرد و “شدیدترین تحریم‌های تاریخ” علیه ایران وضع خواهد شد. حسن روحانی در واکنش به سخنان پومپئو گفت: “دنیا این منطق را نمی‌پذیرد [که] آقایی که تا دیروز در مرکز جاسوسی بوده الآن به عنوان وزیر خارجهٔ آمریکا معرفی شده و می‌خواهد تعیین تکلیف کند… شما چه‌کاره هستی دربارهٔ ایران و جهان تصمیم بگیری؟”

سخنان اخیر مایک پومپئو، و همچنین اظهار نظرهای قبلی جان بولتون، مشاور امنیتی ترامپ، دربارۀ ضرورت تغییر رژیم در ایران، به‌‌روشنی نشانگر سیاست‌های خطرناک و ماجراجویانهٔ دولت ترامپ و متحدان آن در منطقه، به‌ویژه دولت‌های اسرائیل و عربستان سعودی است. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد که سفر نخست‌وزیر اسرائیل به روسیه و دیدار او با پوتین به منظور رسیدن به توافقی بر سر وضعیت سوریه، در مقابل سکوت روسیه در مورد سیاست جدید آمریکا علیه جمهوری اسلامی، با موفقیت روبه‌رو بوده است. سخنان پوتین و مشاوران او، از جمله لاوروف وزیر امور خارجهٔ روسیه، در آخرین روزهای هفتهٔ گذشته در حمایت از خروج همهٔ نیروهای خارجی و از جمله نیروهای جمهوری اسلامی و حزب‌الله از سوریه، بازتاب روشنی از توافقی است که در آن سفر صورت گرفته است.

حزب تودۀ ایران در هفته‌های اخیر ضمن دادن هشدارهای مکرر، یادآور شده است که خطر وقوع درگیری‌های نظامی وسیع متحدان آمریکا با کشورهای منطقه بسیار جدّی است و دولت‌ها و نیروهای صلح‌طلب باید ماهیت امپریالیستی سیاست‌های امپریالیسم آمریکا را افشا کنند. همچنین، جمهوری اسلامی ایران و دیگر دولت‌های منطقه باید با کنار گذاشتن سیاست‌های نابخردانه، تحریک‌آمیز، و مداخله‌جویانه در منطقه، از جمله با پایان دادن به حضور نظامی در سوریه، به سمت کاهش تنش حرکت کنند. ادامۀ حضور نظامی رژیم ولایی ایران در سوریه، به‌ویژه پس از تسلط کامل نیروهای سوری بر دمشق و شکست خوردن گستردهٔ گروه‌های تروریستی داعش که توسط عربستان سعودی و اسرائیل حمایت مالی و نظامی می‌شدند، و ادامۀ سیاست‌های مداخله‌گرایانه در عراق، نه‌فقط به ضرر منافع ملّی کشور ماست، بلکه در درازمدّت می‌تواند خطرهایی بسیار جدّی برای میهن ما به همراه داشته باشد. در حالی که اقتصاد کشور ما بر اثر سیاست‌های نابخردانه و ویرانگر و فشارهای خارجی زمین‌گیر شده است و مردم میهن ما در تنگدستی و در شرایط معیشتی بسیار دشوار و تحمّل محرومیت‌های اقتصادی کمرشکن زندگی می‌کنند، صرف هزینه‌های میلیارد دلاری برای ادامهٔ سیاست‌های ماجراجویانهٔ‌ منطقه‌یی نمی‌تواند چیزی جز بی‌اعتنایی و خیانت آشکار به منافع ملّی باشد.

هم‌میهنان گرامی!

هدف اصلی سخنان دونالد ترامپ، مایک پومپئو، جان بولتون، و دیگر سردمداران دولت آمریکا روشن است. برنامهٔ آنها “تغییر رژیم” در ایران و روی کار آوردن حکومتی دست‌نشاندهٔ خود، و بازگرداندن چرخ تاریخ به عقب است. سیاست‌های مداخله‌جویانه و برنامهٔ “تغییر رژیم” امپریالیسم در دهه‌های اخیر در منطقه پیامدهای دهشتناکی برای کشورهای منطقه داشته است. ما نمونه‌های فاجعه‌بار افغانستان، لیبی، سوریه، یمن، و کشور همسایه‌مان عراق را پیش چشم داریم که پانزده سال پس از حملهٔ مشترک آمریکا و کشورهای ناتو  به آن همچنان دستخوش دخالت‌های خارجی و درگیری‌های داخلی است.

دست‌کم در هفت دههٔ اخیر، ما حتّی یک مورد سراغ نداریم که سیاست‌های مداخله‌گرانهٔ امپریالیسم آمریکا و متحدانش در دیگر کشورهای جهان به برقراری حاکمیت مردم بر سرنوشتشان منجر شده باشد. از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران ‌که به سرنگونی دولت ملّی و منتخب مردمِ دکتر مصدّق منجر شد گرفته، تا کودتاهای مشابه سازمان سیا و متحدان آن در دیگر کشورهای منطقه، در آسیا (کشتار کمونیست‌ها در اندونزی)، آفریقا، و آمریکای لاتین (از جمله سرنگون کردن دولت ملّی سالوادور آلنده در شیلی و روی کار آوردن دیکتاتوری پینوشه)، تاریخ معاصر جهان پُر است از نمونه‌های روشن سیاست‌های سرکوبگر، سلطه‌جویانه، مداخله‌گرانه، و ضدمردمی دولت آمریکا و دیگر دولت‌های امپریالیستی.

میهن ما دوران بسیار حساس و خطرناکی را می‌گذراند. از یک سو ادامۀ حکومت ضدمردمی و استبدادی ولایت فقیه و سیاست‌های ویرانگر و ضد ملّی آن زندگی را برای میلیون‌ها ایرانی به جهنمی واقعی از فقر و محرومیت و ظلم و فساد تبدیل کرده است، و از سوی دیگر، آمریکا و متحدان خارجی آن و معدودی از همکاران و مزدوران ایرانی آنها که هدفشان نه بهروزی و آزادی برای میهن ما بلکه جایگزین کردن حکومت کنونی با دیکتاتوری دیگری است، طرفدار و مشوّق دخالت خارجی در ایران و اعمال تحریم‌های فلج‌کننده‌ای هستند که بی‌شک زندگی را برای میلیون‌ها ایرانی بیش از پیش دشوار خواهد کرد.

همهٔ شواهد حاکی از آن است که جامعهٔ ما در آستانهٔ انفجار اجتماعی بزرگی قرار دارد. اعتراض‌های پیگیر مردم کازرون در روزهای اخیر، اعتراض‌های فزایندهٔ کارگران و دیگر زحمتکشان کشور از معلمان و بازنشستگان گرفته تا مال‌باختگان و رانندگان کامیون سراسر کشور، در کنار ادامهٔ سیاست‌های ضدمردمی حاکمیت در سرکوب کردن اعتراض‌های مردمی و تهدید نیروهای سرکوبگر به تشدید اختناق، همگی نشانگر اوضاع غیرقابل تحمّلی است که مردم ما امروزه با آن روبه‌رو هستند. اکنون سال‌هاست که مردم ما و نیروهای مترقی، ملّی، و آزادی‌خواه کشور خواستِ روشن خود را مبنی بر ضرورت تغییر بنیادی و دموکراتیکِ حاکمیت سیاسی در ایران، و به بیان روشن‌تر طرد رژیم ولایت فقیه و استقرار حکومتی مردمی اعلام کرده و در این راه مبارزه کرده‌اند. آیندهٔ میهن ما فقط باید از طریق مبارزهٔ مشترک مردم و نیروهای دموکرات و ملّی ترقی‌خواه و آزادی‌خواه، و نه از راه دخالت‌های ماجراجویانه و فاجعه‌بار آمریکا و متحدان منطقه‌یی و ایرانی آن تعیین شود. سیاست‌های مداخله‌گرانۀ دولت ترامپ، برخلاف همهٔ ادّعاهای دروغین و اشک تمساح ریختن آمریکا و متحدانش در مورد حال و روز و سرنوشت مردم و میهن ما، نه‌فقط به جنبش مردم ما یاری نمی‌رساند، بلکه خطر و مانعی جدّی است در راه پیروزی پیکار مستقل نیروهای آزادی‌خواه کشور برضد رژیم ولایت فقیه و برای برقراری حکومتی ملّی و دموکراتیک در ایران.

در شرایط حساس کنونی، وظیفهٔ همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه ایران تلاش و مبارزهٔ مشترک برای وادار کردن رژیم استبدادی ولایی به عقب‌نشینی، پایان دادن به سیاست‌های نابخردانهٔ منطقه‌یی، و متوقف کردن سرکوب و اختناق در میهن است. بدون چاره‌جویی جدّی برای وضعیت معیشتی بسیار دشوار میلیون‌ها تن از مردم که زیر فشارهای کمرشکن اقتصادی، فقر، بیکاری، و محرومیت‌های اجتماعی زندگی می‌کنند، بدون پایان دادن به فساد گسترده و ظلم دستگاه‌های اجرایی، بدون رعایت حقوق مدنی و دموکراتیک مردم، نمی‌توان در مورد بهبود اوضاع آشفته و انفجاری کنونی خوش‌بین بود. باید دست به دست هم داد و در راه بسیج افکار عمومی برای تأمین و تضمین صلح، عدالت اجتماعی، و استقرار حاکمیت مردم بر سرنوشتشان تلاش‌ها را دوچندان کرد.

حزب تودهٔ ایران بر این باور است که در اوضاع کنونی، مبارزهٔ متحد همهٔ نیروهای ملّی و دموکراتیک در راه حفظ صلح، شرایط مناسب را برای ادامه، گسترش، و کامیابی مبارزهٔ کنونی مردم میهنمان در راه رسیدن به آزادی، استقلال، دموکراسی، و عدالت اجتماعی فراهم می‌کند.

 

کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران

۱ خرداد ماه ۱۳۹۷




اعتراض کارگران هپکو از سر گرفته شد 

• حدود ۹۰۰ کارگر کارخانه هپکو اراک؛ امروز (دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه) بعد از چهار روز وقفه به نشانه اعتراض به محقق نشدن وعده‌های داده شده ازسوی مسئولان بار دیگر اعتراض صنفی خود را از سر گرفتند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ٣۱ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ۲۱ می ۲۰۱٨

 


کارگران شرکت هپکو، امروز سی ویکم اردیبهشت ماه، بار دیگر اعتراض خود را با تجمع مقابل کارخانه از سر گرفتند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، منابع خبری در کارخانه هپکو گفتند: حدود ۹۰۰ کارگر کارخانه هپکو اراک؛ امروز (دوشنبه ٣۱ اردیبهشت ماه) بعد از چهار روز وقفه به نشانه اعتراض به محقق نشدن وعده‌های داده شده ازسوی مسئولان بار دیگر اعتراض خود را از سر گرفتند.
کارگران معترض که مدعی‌اند مشکلات صنفی آنها از زمان خصوصی‌سازی شرکت هپکو و تغییر مدیریت آغاز شده است، در ادامه گفتند: خرداد ماه سال ۹۶ مدیریت این شرکت تغییر کرد و از آن زمان به بعد در پرداخت مطالبات مزدی کارگران و مدیریت شرکت مشکلاتی ایجاد شد.
از قرار معلوم، پس از آنکه روز (بیست و ششم اردیبهشت ماه) اعتراض صنفی کارگران هپکو اراک برای چهارمین روز به اتمام رسید، برخی مسئولان شهرستانی با میانجی‌گری شرایطی را فراهم کردند که به موجب آن میان کارگران و کارفرما بر سر بازگشت به کار و خاتمه اعتراض، توافق شد.
این کارگران که نسبت به تاخیر در معوقات مزدی و همچنین تعیین تکلیف وضعیت کارخانه از روز یکشنبه (۲۳ تا روز ۲۶ اردیبهشت ماه) در مقابل کارخانه دست به اعتراض صنفی زده بودند، گفتند: طبق توافق کتبی که با میانجی‌گری برخی مسئولان شهرستان بین کارگران و کارفرما انجام شد، قرار است در مورد خواسته‌‌های کارگران تصمیم‌گیری شود و با عملی نشدن وعده‌های داده شده، امروز دوباره کارگران اعتراضات صنفی خود را از سر گرفته‌اند.

در عین حال این کارگران از خروج سهامدار فعلی شرکت هپکو خبر می‌دهند.
آنها می‌گویند: سهام شرکت هپکو که خرداد ماه سال گذشته به شرکت هیدرو اطلس واگذار شده بود، روز گذشته مجددا به شرکت واگن‌سازی کوثر محول شده است.
به گفته یکی از کارگران معترض، مسئولان موقع واگذاری اهلیت مالی شرکت هیدرو اطلس را به‌عنوان خریدار جدید هپکو تضمین کرده بودند.
او با بیان اینکه تصور این بود که سهامدار جدید در مقام کارفرما به تعهدات خود عمل خواهد کرد، می‌افزاید: وضعیت مالی کارگران مناسب نیست و آنان از تامین معاش خود ناتوان شده‌اند و این در حالی است که کارفرمای جدید قبل از واگذاری، مرتبا وعده پرداخت تمامی مطالبات را می‌داد.
کارگران معترض هپکو می‌گویند: مسئولان بدون درنظر گرفتن شرایط زندگی آنها در مورد واگذاری این واحد صنعتی تصمیماتی را اتخاذ می‌کنند که کاملا به زیان آنها و خانواده‌هایشان است و برای همین است که آنها با برپایی اجتماعات صنفی پیگیر خواسته‌های خود می‌شوند.

مطالبات کارگران هپکو پیگیری می‌شود
در این زمینه حسین بختیاری (فرماندار اراک) که در جمع امروز کارگران هپکو حضور داشت، با تایید کناره‌گیری شرکت هیدرو اطلس از هپکو، در تشریح جزئیات این خبر گفته است: از روز یکشنبه گذشته تا امروز پیگیر مطالبات کارگران بوده‌ایم و در جلسه‌ای که با حضور مدیرکل صنعت و معدن استان و مسئولان کشوری در تهران برگزار شد، تصمیمات خوبی گرفته شد.
وی با اشاره به پیگیری‌های استاندار استان مرکزی و دیگر مسئولان استان در این خصوص، از مطالبات کارگران ازجمله درخصوص تغییر سهامدار یاد کرد و افزود: در پیگیری این مهم با رییس سازمان خصوصی‌سازی، خواسته کارگران منتقل و عنوان شد که سهامدار فعلی توانایی اداره این شرکت را ندارد چراکه اعتباری به شرکت وارد نکرده درحالیکه برای راه‌اندازی هپکو نیاز است ابتدا حدود ۱۰۰ میلیارد تومان برای خرید تجهیزات و مواد اولیه و پرداخت حقوق در این شرکت هزینه شود که وی این اعتبار را به همراه نداشت و تنها بدهی‌های هپکو را قبول کرده بود.
وی افزود: از طرفی سهامدار تیم کاری نیز نداشت درحالیکه برطرف شدن مشکلات هپکو نیازمند تیم تخصصی قوی و کارشناس است تا تصمیم‌های کارشناسی و قابل اجرایی ارائه شود و سومین مورد اینکه وی برنامه کاری درخصوص را‌ه‌اندازی ارائه نداد و مدعی بود که امنیت وی جهت حضور در هپکو تامین نشده که در این راستا نیز به وی اعلام کردم تضمین امنیت وی برای کار در این شرکت توسط بنده انجام می‌شود ولی علیرغم تامین امنیت و همکاری کارگران در این خصوص وی بازهم کاری نکرد چراکه برنامه‌ای نداشت.
بختیاری گفت: براساس دفاعیات ما در بحث سهامدار هپکو درنهایت تصمیم بر این شد که وی از مقام خود استعفا دهد که این کار انجام شد و خصوصی‌سازی رسما استفعا را پذیرفت و این مهم رسما اطلاع‌رسانی شد. در واقع برکناری سهامدار که مطالبه کارکنان این شرکت بود، اجرایی شد.

وی در خصوص دیگر پیگیری‌های انجام شده، گفت: سازمان خصوصی‌سازی به عنوان نماینده دولت برای تشکیل هیات مدیره و انتخاب مدیرعامل ورود پیدا خواهد کرد و امروز عصر در جلسه‌ای در تهران با حضور وزرای مربوطه و استاندار مرکزی در خصوص ایجاد هیات مدیره و مدیریت این واحد صنعتی بحث و بررسی خواهد شد و در واقع مدیریت این واحد صنعتی با هیات مدیره‌ای است که همه در تشکیل آن به طریقی نظر می‌دهند.
بختیاری گفت: براین اساس، تصمیم‌گیرنده برای این واحد صنعتی فرد نیست بلکه هیات مدیره‌ای است که دولت در تشکیل آن نظر می‌دهد و تاکید کرده‌ایم که کسانی در این هیات مدیره باشند که توان کار داشته باشند، در محل حضور پیدا کنند و تنها به حضور در دفتر مرکزی و استفاده از مزایای این مهم اکتفا نکنند. در واقع از این پس تمام تصمیماتی که برای هپکو گرفته می‌شود توسط هیات مدیره و مدیرعاملی است که مسئولان استانی و کشوری در تعیین آن نقش داشته‌اند و با این کار نگرانی کارگران درخصوص سهامدار بعدی برطرف می‌شود. هیات مدیره کاری به سهامدار اصلی ندارد و براساس اختیاراتی که از طرف قانون دریافت کرده؛ برای چرخش چرخ واحد و احیای آن برنامه‌ریزی و اجرا می‌کند.




تجمع کارگران «تراورس» زاگرس به روز دوم رسید

چکیده :کارگران تراورس زاگرس که دیروز نیز تجمع مشابهی در محل کار خود برپا کرده بودند، گفته‌اند؛ پرداخت مطالبات مزدی آن‌ها به تاخیر افتاده و چند ماه حق بیمه آنها پرداخت نشده…

 

به گزارش ایلنا، در ادامه اعتراض صنفی روزهای گذشته کارگران تراورس در برخی نقاط مختلف کشور، صبح امروز اجتماع کارگران تراورس زاگرس ادامه یافت.

کارگران تراورس زاگرس که دیروز نیز تجمع مشابهی در محل کار خود برپا کرده بودند، گفته‌اند؛ پرداخت مطالبات مزدی آن‌ها به تاخیر افتاده و چند ماه حق بیمه آنها پرداخت نشده است.

از قرار معلوم، کارگران تراورس گلستان و گرگان نیز در اعتراض به عدم دریافت حقوق و واریز نشدن حق بیمه، دیروز در برابر دفتر این شرکت تجمع کرده بودند. گفته می‌شود کارگران و کارکنان نگهداری خط و ابنیه فنی راه‌آهن منطقه لرستان از یک هفته پیش در اعتصاب هستند.




روسیه : ایران و حزب‌الله هم باید سوریه را ترک کنند

 

Billedresultat for iranian troops in syria 2018

یک روز پس از آنکه ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، خواستار خروج نیروهای خارجی از سوریه شد، نماینده ویژه او در امور سوریه گفت این موضوع شامل نیروهای ایرانی و حزب‌الله لبنان نیز می‌شود.

ولادیمیر پوتین روز پنج‌شنبه در سوچی و در دیدار با بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه، گفته بود که در مرحله استقرار صلح در سوریه، نظامیان خارجی باید این کشور را ترک کنند.

الکساندر لاورنتیف، نماینده ویژه ولادیمیر پوتین در امور سوریه، روز جمعه ۲۸ اردیبهشت در پاسخ به خبرنگاران گفت منظور آقای پوتین «شامل تمامی واحدهای نظامی خارجی در سوریه، از جمله آمریکا، ترکیه، حزب‌الله (لبنان) و البته ایران است».

به نوشته خبرگزاری فرانسه، اقدام روسیه در سخن گفتن از خروج نیروهای ایرانی از سوریه بی‌سابقه است.

با اینکه گفته‌های الکساندر لاورنتیف در خبرگزاری فرانسه و رسانه‌های روسیه منتشر شده، شماری از رسانه‌های جمهوری اسلامی، از جمله خبرگزاری فارس، اظهارات نماینده پوتین را «منتسب» به او خوانده‌اند.

الکساندر لاورنتیف همچنین گفته است که اظهارات ولادیمیر پوتین درباره خروج نیروهای خارجی از سوریه «حاوی پیام سیاسی» ست و این روند «باید در چارچوب یک برنامه انجام شود».

ایران در طول هفت سال جنگ سوریه یکی از دو متحد کلیدی حکومت بشار اسد بوده و صدها تن از نیروهای نظامی و متحدان شبه‌نظامی‌اش در آن کشور کشته شده‌اند.

در تازه‌ترین مورد، روز جمعه شبکه بریتانیایی «اسکای نیوز» از وقوع چند انفجار در فرودگاه شهر حما خبر داد و مدعی شد که در این انفجارها ۵۷ تن از نیروهای وابسته به سپاه پاسداران ایران کشته شده‌اند. با این حال خبرگزاری ایرنا روز شنبه از قول «یک مقام مطلع ایرانی در سوریه» این ادعا را تکذیب کرد.

حضور نظامی ایران در سوریه با انتقادهایی در داخل کشور روبه‌روست و علاوه بر آن، اسرائیل تثبیت این حضور را خطری برای مرزهای خود می‌داند. آمریکا و کشورهای عربی هم بشدت از حضور نظامی ایران در سوریه انتقاد کرده و آن را در راستای دیگر «اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران در منطقه» ارزیابی کرده‌اند.

روسیه، دیگر متحد حکومت بشار اسد، نیز در سه سال گذشته حضوری نظامی در سوریه داشته است.

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در مصاحبه با روزنامه‌ای آرژانتینی که روز جمعه منتشر شد گفته است حضور نظامی کشورش در سوریه به دعوت دمشق بوده و «تا زمانی که آنها نیاز داشته باشند» این حضور ادامه خواهد یافت.

با این حال الکساندر لاورنتیف در اظهارات روز جمعه‌اش گفت روسیه تنها دو پایگاه خود را در سوریه حفظ خواهد کرد.

اظهارات مقام‌های روسیه در حالی منتشر شده است که همزمان برخی رسانه‌های آمریکایی گزارش داده‌اند دولت ترامپ کمک‌های مالی به برنامه‌های شمال غرب سوریه را متوقف می‌کند.

مقام‌های آمریکایی درباره این خبر هنوز واکنشی ابراز نکرده‌اند اما رویترز به نقل از برخی مقام‌ها گفته است «کمک‌های بشردوستانه» به آن مناطق قطع نخواهد شد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، خواستار بازنگری در کمک‌های ایالات متحده به همپیمانان واشینگتن در سوریه شده است.




محمد حبیبی تحت فشارهای شدید قرار دارد 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۷ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ۱۷ می ۲۰۱٨

 


اخبار روز: کانون مدافعان حقوق کارگر با انتشار اطلاعیه ای نسبت به ضرب و شتم محمد حبیبی در زندان اعتراض کرده و همسر او در گفتگویی تاکید کرده است که تنها «جرم» شوهرش که به خاطر آن به زندان افتاده و آزار می بیند، دفاع از حقوق معلمان و دانش آموزان است.

تنها اتهام او، دفاع از حقوق معلمان و دانش آموزان است
خدیجه پاک ظمیر همسر محمد حبیبی به روزنامه ی جامعه نو گفته است: « ۵ دقیقه… بعد از چند روز فقط ۵ دقیقه اجازه دادن ببینمش. وضعیت بسیار ناخوشایندی داشت. با پای برهنه و همون لباسایی که تو روز بازداشت تنش بود و به خاطر ضرب و شتم پاره شده بود، آوردنش. پای راستش می‌لنگید وکبودی و خونمردگی روی پاش مشخص بود..»
اینها روایت تکان دهنده خدیجه پاک ضمیر، همسر محمد حبیبی فعال صنفی معلمان پس از دیدار کوتاه ۵ دقیقه ای با این معلم زندانی است. او به همراه ۷ معلم دیگر روز بیستم اردیبهشت ماه و پس از برگزاری تجمع بزرگ صنفی معلمان در مقابل سازمان برنامه و بودجه با ضرب و شتم نیروهای امنیتی بازداشت شد. چهار روز بعد ۷ معلم بازداشتی به قید کفالت آزاد شدند اما محمد حبیبی همچنان در زندان به سر می‌برد.
روایت همسر محمد حبیبی حاکی از آن است که شرایط او مناسب نیست. او در گفتگو با جامعه نو می‌گوید حبیبی را به زندان “تهران بزرگ” که شرایط مناسبی هم ندارد، منتقل کرده‌اند و حالا با صدور کیفرخواست پرونده‌اش را به دادگاه انقلاب فرستاده‌اند. این در حالیست که بازپرس ویژه این پرونده برای او قرار وثیقه ۱۰۰ میلیونی صادر کرده بود ، اما به یکباره و پیش از تودیع وثیقه به دلایل مبهمی پرونده را به دادگاه ارجاع داده‌اند. امری که به گفته وکیل محمد حبیبی، نامتعارف است و با حقوق زندانی ناسازگار است.
حالا یک هفته از تجمع صنفی معلمان که در اعتراض به شرایط بد معیشتی و مشکلات ادامه دار نظام آموزشی کشور برگزار شد می‌گذرد. تجمع مسالمت آمیزی که در تهران با دخالت نیروهای امنیتی به ضرب وشتم و بازداشت ۱۵ معلم انجامید. به گفته معلمان برخوردهای صورت گرفته در این تجمع در چند وقت اخیر تقریبا بی‌سابقه بوده است. تعدادی از آنها، همان روز آزاد شدند و ۸ نفر در بازداشت باقی ماندند. چهار روز بعد از برگزاری تجمع ، از ۸ معلم بازداشتی ، ۷ نفر به قید کفالت آزاد شدند اما از محمد حبیبی خبری نبود. او تنها یک بار از محل بازداشتش تماس گرفت و اعلام کرد که حالش خوب است. با اینحال شیوه بازداشت او و برخوردهای خشونت بار صورت گرفته در زمان بازداشت باعث شده بود، خیلی ها نگران وضعیت محمد حبیبی باشند. او حالا به زندان تهران بزرگ منتقل شده و هنوز روشن نیست در چه شرایطی نگهداری می‌شود.
خدیجه پاک ضمیر همسر محمد حبیبی می‌گوید سرانجام بعد از چند روز پیگیری، روز سه شنبه توانسته است در دادسرای اوین برای دقایق کوتاهی محمد حبیبی را ببیند. ” ۵ دقیقه. فقط ۵ دقیقه اجازه دادن ببینمش. وضعیت بسیار ناخوشایندی داشت. با همان لباسایی که در روز بازداشت به تن داشت و در اثر ضرب و شتم پاره شده بود و با پای برهنه آورده بودنش. پای راستش میلنگید و چون شلواری که به پا داشت پاره بود ، خونمردگی به طور واضح روی پاش قابل مشاهده بود.خودش می‌گفت اینها مربوط به همون روز بازداشته. نمیدونم.. ولی وضعیت جسمی و شرایطی که داشت خیلی نارحت‌کننده بود.»
پاک ضمیر می‌گوید: وقتی با این وضعیت دیدمش اعتراض کردم که چرا به وضعیت جسمیش رسیدگی نکردن یا لباس و کفشی بهش ندادن.« آقای حبیبی گفت من بهشون گفتم بهم کفش و لباس بدن ولی ندادن… بعد هم چند تا سرباز اومدن و به دستور بازپرس منو از اتاق بیرون کردن»
به گفته همسر محمد حبیبی، بعد از این ملاقات کوتاه به آنها اعلام شده که برای محمد حبیبی قرار وثیقه ۱۰۰ میلیونی صادر شده. «بازپرس بعد از مطالعه پرونده برای آزادی او قرار وثیقه ۱۰۰ میلیونی صادر کرد و به ما اعلام شد. آقای حبیبی هم تماس گرفتن و گفتن که به ایشون هم گفته شده که قرار وثیقه صادر شده.» با این حال روز گذشته (چهارشنبه) وقتی خانواده حبیبی برای تودیع وثیقه به بازپرسی مراجعه می‌کنند، بازپرسی از دریافت وثیقه سرباز میزند. «شب قبلش به ما اعلام شد که وثیقه بیارید. ما ۸ صبح با وثیقه گذار اونجا بودیم. اما بعد از یک ساعت انتظار به وثیقه گذار اعلام کردن که ما بعدا با شما تماس می‌گیریم. بعد که من پیگیر شدم، اعلام کردن که پرونده ایشون به دادگاه فرستاده شده و دیگه در اختیار بازپرسی نیست. مساله ای که برای ما روشن نیست اینه که چرا با وجود اعلام صدور وثیقه و آمادگی ما برای پرداخت وثیقه، به یکباره پرونده از دست بازپرسی خارج میشه و به دادگاه ارجاع شده؟

اطلاعیه ی کانون مدافعان حقوق کارگر
محمد حبیبی، معلم بازداشت شده، به زندان بزرگ تهران (فشافویه) منتقل شده و درحالی پای برهنه با همسرش ملاقات کرده که آثار ضرب و شتم در وی مشهود بوده است.
اعمال وحشیانه و تحقیر آمیز در هنگام دستگیری و پس از آن با معلمی که تنها جرمش بیان حقایق، دفاع از حقوق معلمان و شرکت در تجمع اعتراضی مسالمت آمیز معلمان است، تنها بیانگر دشمنی و کینه عاملان این رفتارها با زحمتکشان و معلمان است؛ آنانی که گمان می کنند با این بگیر و ببندها و آزارها، می شود مشکلات موجود را که ناشی از بی تدبیری و سودطلبی است، لاپوشانی کرد.
اما تاریخ ثابت کرده که این شیوه ها و اعمال وحشیانه تنها مشکلی بر مشکلات می افزاید و هیچ گاه از ذهن مردم پاک نخواهد شد.
ما این اعمال را علیه معلمان شریف و زحمت کش و تمامی کسانی محکوم می کنیم که دفاع از حقوق مردم را لحظه ای فراموش نکرده و نمی کنند و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط آنان هستیم.




ایران بعد از خروج آمریکا از برجام 

گفتگوی اخبار روز با دکتر فریبرز رئیس دانا

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۲۹ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ۱۹ می ۲۰۱٨

 

در صف آرایی یک حکومت سرکوبگر و دارای سابقه ی سربه نیست کردن فردی و جمعی آزادی خواهان در برابر امپریالیسم که در طول یک سده جان میلیون ها انسان را گرفته و صدها میلیون را مجروح و علیل ساخته و حاصل هزاران میلیون نفر سال تلاش آدمیان را نابود کرده و به تاراج برده است ما را نباید از اخلاق انسانی دور سازد… و در عین حال نباید دچار احساسات سطحی میهن پرستانه یا خارجی ستیزی سازد. چرا نباید از مردمی که به هر روی و تحت هرحکومتی، نا آگاه و تحت ستم می مانند و قربانی توطئه و تجاوز امپریالیستی می شوند، دفاع کرد. هم زمان چرا نباید نقش حاکمیت سرکوبگر و عقب نگهدارنده را فراموش کرد.
 مبارزه برای آزادی در راستای مبارزه برای استقلال، یعنی رهایی از ستم امپریالیسم، جان مایه ی خود را می یابد. بدون استقلال آزادی ای وجود ندارد. بدون برخورداری از حق تشکل و با هم بودگی، اراده ی آزاد برای ایجاد جامعه ی آزاد از جهل و تبعیض و مداخله ی قدرت های سیطره جو به حرکت در نمیآید.
چپ-ها، می دانند که مبارزه با امپریالیسم جدا از مبارزه برای آزادی درونی نیست، هم چنان که عدالت با آزادی عجین است. هر دوی اینها پدیده های پویا و همیشگی و ماندگار هستند.

 


خروج آمریکا از برجام، موجب وضعیت سیاسی و اقتصادی تازه ای در کشور ما شده است. چپ این وضعیت را چگونه ارزیابی می کند و چه راه حلی در قبال آن ارائه می دهد؟ برای پاسخ به این پرسش ها به سراغ دکتر فریبرز رئیس دانا رفته ایم که هم از صاحب نظران اقتصادی مارکسیست در ایران است و هم از کوشندگان فعال سیاسی است. این گفتگو را در زیر می خوانید:

اخبار روز: آمریکا از برجام خارج شد، آیا می توان آینده ای بدون آمریکا برای برجام درنظر گرفت؟

فریبرز رئیس دانا: هیچ یک از موسسات، قرار و پیمانها، جریان ها، برنامه ها و فعالیت ها، به ویژه آنجا که وجه اقتصادی به طور جدی وجود دارد اگر دست و پای آمریکا بیرون کشیده شود، نمی توانند به صورت عادی در جای خود برجا بمانند. این حکم فقط برای آنچه زمانی با حضور آمریکا بنا شده است صادق نیست بلکه هم چنین آن فضاهایی را که بی حضور آمریکا ساخته شده اند شامل می شود. به نظر می رسد این حکم من گزافه گویی دارد، اما اگر توضیح مختصر بدهم شاید قابل قبول بیفتد. آمریکا در رأس هرم امپریالیسم جهانی قراردارد و بنابه طبیعت وجودیش نمی تواند بی حضور همه جانبه با آرامش به بقای خود ادامه دهد.
شاهد بوده ایم که بارها در روابط دیپلماتیک جهانی، در فعالیت های درون سازمان ملل متحد، در یونسکو، در پیمانهای منطقه ای مانند نفتا، در مدیریت های عالی ورزشی، در حیطه ی محیط زیست، در مسائل حقوق بشر، در برخوردهای سیاسی و نظامی یا در پی درگیری های صلح، ایالات متحده یک تنه در پی حفظ منافع کاپیتالیستی – ناسیونالیستی، پشت پا به تمام یا بخش هایی از تعهدات یا الزامات زده است. این که خشم مردم جهان، به ویژه مردم جهان سوم و اعتراض های گسترده ای در میان سیاستمداران و روشنفکران علیه این کشور برانگیخته می شود، برای این کشور و متحدین هم سرنوشتش، مانند اسرائیل و انگلستان در هنگام حکومت محافظه کاران، اهمیتی ندارد. آمریکا راه حل های مداخله های پنهان، بپا کردن بلوا، کودتاهای سیاسی و نظامی، انقلاب های رنگارنگ و نرم و روغنی را علیه دولت ها و ملت های مخالف و استقلال طلب، به خصوص از حیث معیارهای اقتصادی به خوبی می شناسد و در سال های پس از فروپاشی اتحاد شوروی تا کنون تجربه و آزمون کرده است.
با این مقدمه می خواهم به این نتیجه برسم که برجام پس از خروج آمریکا ممکن است کماکان موجودیت داشته باشد، اما بی تردید دیگر همان برجام پیشین نیست. برجام امید و تکیه گاه سیاسی و جهانی دولت نولیبرال روحانی و دیپلماسی غرب گرایانه ی این دولت و حاصل تلاش های ظریف و تیم همراه آن بود. حسن روحانی نجات اقتصاد ایران از رکود و بیکاری و تورم و عدم تعادل های ساختاری را به طور جدی و اساسی موکول به دو چیز کرده بود، و هنوز کرده است: حیات برجام و رونق بخشی مالی و بانکی داخلی. از نظر دولت روحانی و تیم اقتصاددانان و مدیران به شدت راست گرا، بازارگرا – نولیبرال همراه و مشاور او، اگر این دو نیرو یعنی برجام و سرمایه داری مالی – پولی، پیشگامانه و توانمند راه خود را بپویند، اقتصاد نجات می یابد و البته این نجات تا مدتها باید از مسیر رشد و رونق سرمایه داری خصوصی و مساعدت دولت با آنها باشد، همچنین دادن ارجحیتی کمتر و ناچیز به دستمزدها و رفاه اجتماعی. خصوصی سازی های آموزش و پرورش و واحدهای اقتصادی استراتژیک و طرح های خروج از رکود به پیش آهنگی بخش پول و سرمایه از نشانه های بارز این نظر به شمار میآیند. بله خروج آمریکا، سرانجام برجام را به چیزی مشابه آن برجام آرزویی تبدیل نمی کند. چه بسا و به احتمال بیشتر برجام پابرجا بماند آما آنچه می ماند آن چیزی نبود که در توافق ژنو بدست آمد. این برجام جدید البته بازدارندگی بیشتر را بر سر راه فعالیت های سیاسی و نظامی ایران قرار خواهد داد، اما همراه با گشایش های اقتصادی کم تر. چشم انداز مهار تورم، که خود به قیمت بیکاری و افت تولید ملی، به اندازه ای محدود حاصل شده بود تیره و چشم انداز رشد تیره تر خواهد شد. عدم تعادل در بازارهای ارز و پول بیشتر می شود، ارزهای خارجی در سطح بالایی می ماند و اما شاید برجام دیگری در آینده مستقر شود. امید دولت به برجام ۲ و ٣ به واقعیت برجام ۱ – و ۲ – تبدیل شده است.

اخبار روز: سیاست های منطقه ای و خارجی جمهوری اسلامی چه نقشی در رساندن وضع به این جا داشت؟

فریبرز رئیس دانا: قطعاً آمریکا، تحت رهبری یکی از سه جناح راست افراطی (محافظه کاران کلاسیک، نومحافظه کاران و محافظه کاران تندرو)، تمایل به به تهاجم و و در آن میان تمایل به برهم زدن برجام داشته اند. همین جا یادآور شوم که تمایل به سلطه و سیطره و برتری، از تمایلات ساختاری و ذاتی جدایی ناپذیر امپریالیسم آمریکاست و این تمایل در دوره ی لیبرال ها و نولیبرال ممکن است کم رنگ شود و جای خود را به شماری تدبیرهای متفاوت برای حضور و همکاری جهانی بدهد، اما از میان نمی رود. موضوع این است که این سه جناح افراطی وقتی خود را وارث نابسامانی های اقتصادی و افت اعتبار آمریکایی می بینند که حاصل سیاست های جناح لیبرال است، بنابه استراتژی های روش مند شده شروع به تاخت و تازهای قدیمی یا ابتکاری می کنند. تا اینجا بحث برسر تمایل درونی ایالات متحده بود. اما سیاست های متقابل واضح است که تدبیرهای کنشی و سیاست های واکنشی کشورها، می تواند به شدت و ضعف و حتی حضور و عدم حضور سیاست های آمریکا منجر شود. گرچه نه همیشه و نه رها از روح وحشی پنهان شده ی امپریالیستی. حتی کنش کشورهای ظاهراً وابسته و دولت های دست نشانده ممکن است باعث واکنش های منفی و مثبت آمریکا و متحدانش – و در بحث ما بطور مشخص اسرائیل – شود، چه برسد به کشورهایی که دارای دولت های مستقل، نیمه مستقل و با گرایش های سوسیالیستی و دموکراتیک و بیرون از زنجیره ی سیطره ی جهانی اند.
ایران پس از امضای قرارداد برجام تحت تأثیر سیاست و روش ها و فشارهای جناح مقابل دولت روحانی قرار گرفت که سعی می کرد عقب نشینی در زمینه ی انرژی هسته ای را با حضور قوی تر در سوریه، یمن و عراق و با افزایش فعالیت موشکی جبران کند. همین امر از آن سو نگرانی جناح محافظه کار و تندرو را که در آمریکا به قدرت رسیده بود برانگیخت و در واقع این بیش از آن که نگرانی واقعی باشد، یک بهانه جویی واقعی بود. عربستان سعودی و اسرائیل در این میان به تحریک دامنه دارتری دست زدند. پیروزی سوریه و تهران علیه داعشیان خشم این متحدان آمریکا و خالقان انواع دواعش را دامن زد. بی تردید شماری از اغراق گویی ها، دروغ سازی ها در باره ی جنبه های مختلف فعالیت های سیاسی یا نظامی منطقه ای به گونه ای حساب شده و مهندسی شده از آنتن های جهانی پخش شد. نوع و اندازه حضور ایران در یمن یا در کشورهای عربی که تاکنون عرصه ی چنین بحث هایی نبوده اند، استفاده سوریه از بمب شیمیایی، میزان هزینه های جنگی و نیرو و آرایش جنگی و سیاسی ایران در عراق و سوریه از جمله عرصه ی چنین مهندسی هایی بود.
هرچه بود اما سیاست ها و جنبه های حضور ایران در منطقه از چند جهت هم بهانه ساز بود و هم غیرقابل دفاع با معیارهای دموکراتیک. از جمله این که: دولت ایران نتوانست رضایت توده های محروم را برای دفاع از حقوق مردم محروم منطقه جلب کند. زیرا در داخل فساد و تبعیض و سرکوب جریان یافت. دولت ایران از مترقی ترین جناح ها حمایت نکرد یا آنها را به رأس رهبری و تصمیم گیری راه نداد و چه بسا از جریانهای مرتجع و ضدمنافع مردم پشتیبانی کرد. سیاست ایران با مداخله های ارتجاعی همراهی داشت که در جهت دفاع از حقوق مشروع مردم منطقه نبود. دولت ایران نتوانست با جلب اعتماد مردم داخل سیاست های خارجی خود را به طور گسترده ای مشروع سازد. دولت ایران از جهت هزینه و نیرو شفاف عمل نکرد. دولت ایران نتوانست سیاست های پیش دستانه اش برای جلوگیری از نفوذ خرابکاران و وحشیان داعشی را برای مردم ایران و جهان توجیه کند. در یک کلام ٨۰ درصد مردم محروم با سیاست های خارجی ایران هم راستا نشد، هرچند جنبه هایی از این سیاست خارجی، با وجود هزینه اش می توانست و می تواند برای آینده ی کشور و مردم مفید باشد. دولت ایران از هر جناح که بود نتوانست و نخواست امپریالیسم و مخاطرات آن را شناسایی و معرفی کند و پیوند آن را با منافع مردم بشناساند، زیرا از جهت طبقاتی نمی توانست به چنین موضع گیری پایداری برسد.

اخبار روز: خروج آمریکا از برجام با حمایت اسرائیل و عربستان و برخی رقبای منطقه ای ایران روبرو شد. در بین نیروهای ایرانی هم عده ای از داخل حکومت و عده ای بیرون از آن، از این تصمیم استقبال کرده اند. آیا می توان از یک جبهه ی مشترک «ضد برجامی» نام برد؟

فریبرز رئیس دانا: خروج آمریکا از برجام نه تنها با حمایت اسرائیل، عربستان و امارات رو به رو شد بلکه آنها از سازندگان این تصمیم، حتی بیش از به قدرت رسیدن ترامپ بودند. جناح هار سرمایه داری آمریکایی با حاکمیت فعلی اسرائیل و با عربستان هم دستی پیشینه داری دارد. نظامی گری و اغتشاش و به خطر انداختن صلح از برنامه های منطقه ای آمریکا با کارگزاری اسرائیل و عربستان است. اسرائیل برای آن که بیش از این خشم توده های عرب را دامن نزند و دردسر برای دولت عربستان نسازد بیشتر در پشت پرده می ماند.
در داخل حکومت در ایران مخالفان جدی و واقعی برجام مطمئناً خیلی کم تر از آن تعدادی است که طنین اندازی های رسانه ای و سیاسی نشان می دهد. خیلی از مخالف خوان ها در واقع آن قدر گرفتار دلار و مبادلات بین المللی بازرگانی اند که انسداد در آنها شیره ی جان اقتصادیشان را می گیرد. اما قرار گرفتن در موقعیت سیاسی قدرت حکم می کند که به ظاهر از خود چهره های آشتی ناپذیری به نمایش بگذارند. اما به جز آن البته مخالفان واقعی برجام را نیز داشته و داریم. درست است که نه آنها، نه نولیبرالها و نه دودوزه بازها، سازگاری با منافع و اقتصاد ملّی ندارند اما این گونه هم نیست که هم سویی مخالفان واقعی را با منافع آمریکا – به حساب محافظه کاران به رهبری بوش گذاشته و توطئه به حساب آوریم. معمولاً همیشه، چنین توطئه و فعلاً مذاکره ی پشت پرده – درکار نیست، اگر چه در مواقعی هست. این گونه ارتباط ها در جناح نولیبرال ایرانی – اسلامی بیشتر است چنان که پیش از روی کار آمدن روحانی هم از سوی حاکمیت مذاکرات عمان به عنوان پیش زمینه ی برجام جریان داشته است. اکنون نیز مذاکراتی برای اعطای امتیاز به اروپا و چین و روسیه به ازای پشتیبانی آنها از “برجام به جای مانده” و برای محدود کردن ایران به تسلیم کامل به خواست آمریکا در جریان است. به هر روی در پاسخ به پرسش شما نمی توان از یک جبهه ی مشترک گسترده ی ضد برجام سخن به میان آورد. اما اهداف اقتصادی اعلام نشده ای مرکب از جناح هایی که واقعاً با برجام مسئله ی “منافع” داشته اند و جناح بینابینی سرمایه داری مصلحت گرا در برابر وضعیت جدید در حال شکل گیری است. جنب و جوش های اخیر در مجلس و شورای نگهبان شماری از سازمان ها اجرایی نوید این شکل گیری است. این اهداف البته محور خواهد بود بی آن که مایل به قطع کامل رابطه های مع-الواسطه، آمریکا باشد.

اخبار روز: ترامپ برای مطیع کردن اروپا و تحریم های جدید علیه ایران، به شرکای اروپایی خود فشار می آورد. اروپا تا چه حد می تواند در برابر این فشارها مقاومت کند.

فریبرز رئیس دانا: اروپا، به ویژه تحت رهبری آلمان و فرانسه و زیر فشارها و خواست های ویژه ی انگلستان، اصلاً بنا ندارد که مقاومت کند، بلکه می خواهد مکانیزم سازگاری و تعدیل را به راه اندازد. اروپا بر سر منافع اقتصادی ای که در ایران دارد – در قیاس با منافع اقتصادیش در عربستان و امارات و پیوندهای اقتصادی و سیاسی اش با اسرائیل و در قیاس با پیوند ساختاری با آمریکا، نمی خواهد و نمی تواند رودرروی آمریکا قرار بگیرد. اروپا از سلطه گری های سیاسی منطقه ای و سلطه ی جهانی دلار البته در رنج است اما مقابله ی آن براساس رقابت اقتصادی عمومی صورت می گیرد و نه رودررویی موردی، آنهم در مورد کشوری چون ایران که بر سر مسائل دیگری مانند حقوق بشر و گسترش توان موشکی با آن اختلاف نظرهای اساسی دارد. به هر حال به نظر می رسد اروپا برای حفظ برجام، بقای جنبه هایی از ارتباط های اقتصادی با ایران قدرت مانور دارد و می تواند خلاف خواست آمریکا تصمیم هایی بگیرد. حد و مرز این قدرت مانور کاملاً مشخص نیست و به سادگی هم مشخص نمی شود. زیرا به مقدار زیادی بستگی به سیاست بنگاههای خاص – مثلاً ایرباس و توتال – دارد. با تلاش هایی که ایران می کند و امتیازهایی که آماده به دادن آنهاست، احتمال زیادی وجود دارد که ایران در سطح پایین و کم بازرسی به نوعی تعادل نه چندان پایدار دست یابد.

اخبار روز: حکومت ایران می گوید اگر اروپا نتواند انتظارات او را برآورده و برجام را حفظ کند، به سیاست غنی سازی باز خواهد گشت. چنین سیاستی نفعی برای مردم و کشور ایران دارد؟

فریبرز رئیس دانا: بازگشت ایران به سیاست غنی سازی گذشته دشوار است. هم از حیث روابط بین الملل هم از نظر عدم موافقت متحدانی چون روسیه و یاران مقطعی ای چون چین، هم از نظر هزینه های سنگینی که در انتظار این بازگشت است و هم به جهت محدودیت ها و سختی های تکنولوژیکی این بازگشت بسیار سخت به نظر می رسد. اما به هرحال ناممکن نیست و حتی بی طرفدار در میان مشاوران و دولتیان، نیز نیست.
من در مقاله ای با عنوان “با ما هم یک توافق شفاف و برد برد” در شماره ی ٣۴۱ ماهنامه صنعت حمل و نقل (مرداد ۹۴) نوشتم که شادی افروزی و پایکوبی مصنوعی براه افتاده ی خیابانی توسط جناح اصلاحیون – اعتدالیون حاکم یک هدف و نتیجه ی منفی خطیر در خود دارد. با این کار هزینه های سنگین بی ثمر فعالیت غنی سازی را (معادل ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار) که بر دوش مردم و اقتصاد آسیب دیده ی ایران سنگینی می کند از نظر و انتقاد دور می ماند. این نتیجه به جز آن که نمی گذارد جامعه در باره ی جریان و چگونگی و انگیزه های این هزینه ها حقیقت را بداند، راه را برای تکرار اشتباه و تحمیل راهبردهایی که برای منافع خاص ساخته هزینه های باز هم بیشتری را تحمل می کنند باز نگه می دارد. به هر حال این اعتراض ها انتقادها در دل جامعه جان گرفته اند. درست است که در عرصه ی مصالح عالی، دولت برای سرکوب و نادیده گرفتن خواست مردم آمادگی و استعداد زیادی دارد. اما این گونه هم نیست که دیگر خشم و اعتراض مردم خنثی بماند. به این ترتیب چشم انداز نارضایتی گسترده و سرایت اعتراض ها امکان رفتن به سوی غنی سازی را ناممکن یا بسیار دشوار می کند.
خلاصه این که چه سیاست و برنامه ای به نفع مردم و کشور است فقط با شناخت و تحلیل کارشناسی، سیاسی – اجتماعی گسترده در باره ی مفهوم “منافع” می تواند پاسخ خود را بیابد. امّا تا آنجا که به نظر من و هم اندیشان و همراهانم مربوط می شود این سیاست در بردارنده ی منافعی برای مردم نیست.

اخبار روز: آیا برجام اساساً نقشی در بهبود اقتصاد ایران و وضعیت معیشتی مردم داشت؟ با بازگشت دوباره تحریم های آمریکا، وضعیت اقتصاد کشور و مردم ایران، به خصوص اقشار تنگ دست، چه خواهد شد؟

فریبرز رئیس دانا: دولت روحانی برای نجات از چنگال تورم و رکودی که در هر جای اقتصاد ایران رخنه کرده است، زیادی بر نتایج برجام تکیه کرد. سه عامل اصلی نگذاشت پیش بینی دولت او تحقق یابد. اول این که این پیش بینی بیشتر جنبه ی تبلیغاتی داشت و براساس محاسبات منطقی صورت نگرفته بود به نوعی به خود فریبی حکومتی نیز انجامید. دوم این که این پیش بینی از آنجا که از سوی دولتی صورت می گرفت، که مانند دولت های پیشین چیزی به نام امپریالیسم و مبارزه ی طبقاتی در ابعاد داخلی و جهانی را نادیده می گرفت و در جدال دو کشور اساساً استکبار – استضعاف را به جای آن می نشاند، نمی توانست از تغییرات و خلف وعده ها و نیرنگ ها درک درستی داشته باشد. سوم این که خوش بینی های تعمدی و ایدئولوژیک در مورد برجام وجود داشته است – و دارد. چهارم این که اقتصاد ایران نیاز به تحول ساختاری دارد که با وجود یا بی وجود برجام می باید تحقق یابد و گرنه روند درماندگی ها به رغم برخی گشایش های احتمالی، درجا می زند. پنجم ظهور ناگهانی دولت اساساً نژادپرست و شبه فاشیست و محافظه کار تندرو و سیاست-های به شدت ضد ایرانی آن، که در جریان انتخابات آمریکا چهره دیگری نشان می داد حتی دولتمردان ایرانی را به اشتباه می انداخت که گویا فرصتی برای کشور فراهم می آورد، حساب های دولت را بهم زده. و بالاخره ششم آن که اقدامات و برنامه های دیگر سیاسی و نظامی ای از سوی جناح قدرت اصلی و زمینه سازی و با فشار جناح های رقیب، به کار افتادند که مانع اجرای برجام به دلخواه دولت روحانی می شوند.
با بازگشت دوباره تحریم، البته که تنگناها فزون تر می شوند و فشارها افزایش می یابد. تهی دستان شهری، اکثریت زارعان کشور، کارگران، بیکاران و زنان طبقات فرودست در دور تازه ای از محرومیت قرار می گیرند. راه های مستقل افزایش رشد در چارچوب سیاست های اقتصادی کشور، که تحت زعامت همه جناح ها، جنبه هایی از سیاست تعدیل ساختاری به شمار می آیند در ایران بسته است. محرومیت و تبعیض و فساد گسترده ی مالی – اداری افزایش می یابد و فساد و تبعیض ساختاری منافع انباشت و هدایت مولد سرمایه ها می شود. گروهها و موسسات صاحب قدرت در تلاش برای نجات خود – امکان آن را دارند که با اعتراض ها از طریق سرکوب روبه رو شوند اما قدرت حل تضادها و جلوگیری از بروز مجدد خشم ریشه دار را البته که ندارند. در این میان اینجا و آنجا بحث-ها و اظهار نظرهای مستقل و امید بخش نیز به گوش می رسد که بنا به تجربه ی من نمی تواند حتماً به ریاکاری ها متصل شود بلکه ریشه ای مستقل دارد هرچند ازدل ساخت فعلی قدرت و حاکمیت نیز بیرون می آید. این اظهار نظرها هرگز کافی نیستند. نجات اقتصاد ایران با انتقال قدرت به مردم و با یاری گرفتن از دگراندیشان وابسته به اراده ی مستقل مردمی میسر میشود. آینده ی اقشار تنگ دست با این و آن نسخه پیچی سطحی، روشن نمی شود. اما “امیدها همه از دست نرفته اند”. سعی می کنم دوباره به این موضوع بپردازم.

اخبار روز: در این درگیری که یک طرف آن حکومت جمهوری اسلامی و طرف دیگر آمریکا، هیچکدام مورد تایید آزادی خواهان نیستند، سیاست چپ در ایران چه می تواند باشد؟

فریبرز رئیس دانا: پیش از این که به قول شما به این “درگیری” بپردازم، لازم است اشاره ای مختصری به الگوی انتزاعی یک چنین تقابل یا رودررویی داشته باشم. در وضعیت فرض ممکن است صف آرایی بین یک جریان کاملاً منسوخ و یک جریان تاریخاً پیشرفته به وجود آید. ممکن است در آن جریان منسوخ بخش هایی که قربانی می شوند از میان محرومان و ستمدیگان حضور داشته باشند و برعکس در جریان پیشرفته، عناصر سرکوبگر فعال باشند. در این مورد یک جریان چپ، به ویژه چپ مارکسیستی، که نماد کامل آزادیخواهی است، نباید تسلیم احساسات کامل و غالب شود و به دلیل محروم ماندگی و ستم انسانی که روا داشته می شود از دفاع از پیشرفت و تکامل باز بماند. در این مورد چپ مارکسیستی نمی تواند از سوی دیگر به بهانه و به دلیل رویکرد ترقی خواهانه و تکامل نسبت به ستم انسانی بی تفاوت بماند. هیچ مارکسیستی نمی تواند و نباید اخلاق انسانی را کنار بگذارد. اینجا علم اخلاق و اخلاق به عنوان موضوع داد و ستد و چونان ابزار عملی داده و ستانده ی اجتماعی مورد توجه قرار نمی گیرد بلکه “اخلاق” جنبه فلسفی پیدا می کند. اخلاق ما راه دفاع از ستم دیده را برمی گزیند و با ستمگر سرسازش نمی یابد اما نمی گذارد ستم دیده بر زمینه ی انجماد و وابستگی و مظلومیت همیشگی باقی بماند. همچنین اجازه نمی دهد شرایط اجتماعی پیشرفته به ستمگری خود که در رأس آن بی عدالتی و تبعیض قرار دارد، ادامه دهد. دفاع کامل مارکس از سربازان هندی در مقابل ارتش بریتانیا در میانه ی قرن ۱۹ – البته دفاع از ستمدیدگان بود اما این بهانه ی ارتجاعی آنها را که باید با انگلیس ها جنگید زیرا می گویند تجهیزات چرمی نظامی خود را باید با چربی خوک آغشته کنیم تا بادوام بماند برنمی تابید. استعمارگران با خود دنیای پیشرفته تر نیز می آورند و این چیزی بود که باید ضمن استقلال و آگاهی مبارزه، از آن برخوردار شد و نه این که با تعصب کنار گذاشته شود. لئون تروتسکی در کتاب “اخلاق آنها و اخلاق ما” به درستی و خوبی نشان می دهد که گزینش های انتزاعی اخلاقی که از سوی کارگزاران بورژوازی و قدرت صورت می گیرد، تباه کننده ی سلامت زندگی اجتماعی است. آن قاضی ای که فلان قاتل را با خرسندی تمام و به نام اخلاق و صیانت جامعه به چوبه ی دار می سپرد خودش فرزندش را تحت عنوان دفاع از مام میهن به جبهه ی جنگ می فرستد تا آدم بکشد. این آدم کشی دومی از سوی او مقدس قلمداد می شود. اخلاق مداران توخالی یک سره از این و آن خشونت و جنگ پرهیز می کنند اما جنایت هایی را که جلو چشمشان رژه می رود با کمال خونسردی می پذیرند و توجیه هم می کنند.
در صف آرایی یک حکومت سرکوبگر و دارای سابقه ی سربه نیست کردن فردی و جمعی آزادی خواهان در برابر امپریالیسم که در طول یک سده جان میلیون ها انسان را گرفته و صدها میلیون را مجروح و علیل ساخته و حاصل هزاران میلیون نفرسال تلاش آدمیان را نابود کرده و به تاراج برده است ما را نباید از اخلاق انسانی دور سازد یا به علم اخلاق، داده – ستانده ای و هزینه – منفعت بورژوایی تسلیم کند و در عین حال نباید دچار احساسات سطحی میهن پرستانه یا خارجی ستیزی سازد. چرا نباید از مردمی که به هر روی و تحت هرحکومتی، نا آگاه و تحت ستم می مانند و قربانی توطئه و تجاوز امپریالیستی می شوند، دفاع کرد. هم زمان چرا نباید نقش حاکمیت سرکوبگر و عقب نگهدارنده را فراموش کرد. و چرا نباید امپریالیسم را به این بهانه که از منشاء دنیای صنعتی پیشرفته – در قیاس با خرافه و جهل و عقب ماندگی بدلی بیرون می آید، به عنوان یک نظام ستمگر که ستم و بهره کشی جانمایه ی هستی همیشگی اوست نادیده گرفت. در یک صف آرایی بین این دو می توان نظاره گری خنثی و در واقع مرده ی سیاسی تبدیل شد و اخلاق انسانی را یک سره به کنار نهاد. می توان به دلیل تجربه های تلخ و ناگوار حکومت داخلی و سرکوبگری ها و امکان بقای آن به امپریالیسم روی آورد. می توان حتا جایی که این تجربه ها کم هستند یا وجود ندارند – که بعید است قدرت توأم با جهل از جنایت نیز مبرا باشد – به دلیل پیشرفته تر بودن کاپیتالیسم به امپریالیسم دل بست. می توان به هر روی از “وطن” و “زمین” و “مام میهن” دفاع کرد و هیچ نگران بقای سرکوب آزادی ها هم نبود. برخی از روش های عملیاتی “یک تیر به این، یک تیر به آن” دفاع می کنند. اما چپ-ها، می دانند که مبارزه با امپریالیسم جدا از مبارزه برای آزادی درونی نیست، هم چنان که عدالت با آزادی عجین است. هر دوی اینها پدیده های پویا و همیشگی و ماندگار هستند. سمت گیری ها و وزن دهی های تاکتیکی البته می تواند و باید به حیات مبارزاتی جان بدهد اما این پیش از این که کاری مردمی و مبتنی بر اخلاق سطحی و بورژوایی باشد کاری جمعی و دموکراتیک است. مبارزه برای آزادی در راستای مبارزه برای استقلال، یعنی رهایی از ستم امپریالیسم، جان مایه ی خود را می یابد. بدون استقلال آزادی ای وجود ندارد. بدون برخورداری از حق تشکل و با هم بودگی، اراده ی آزاد برای ایجاد جامعه ی آزاد از جهل و تبعیض و مداخله ی قدرت های سیطره جو به حرکت در نمیآید. در مورد تشخیص شما باید حرفم را با این جمله پایان دهم که کم و زیاد شدنها تحت شرایط متفاوت ناگزیر و گاه لازم است، اما هیچ مبارز آگاهی نمی تواند مبارزه ی همه جانبه برای آزادی را به تعطیل بکشاند.
شجاعت یک مبارز آزادی خواه فقط در آن نیست که در لحظه های سرنوشت ساز راهی را برگزیند که می تواند به بهای همه ی هستی اش تمام شود. شجاعت عالی اخلاق مارکسیستی در این نیز نهفته است که گرچه مبارزه برای رهایی همگانی تعطیل نمی شود اما در صورت لزوم از چیزی دفاع کند که ممکن است افکار عمومی یا جو غالب آن را برنتابد. یک مبارز راستین شجاعت دفاع از چیزی را نیز دارد که متعلق به جناح ناخواستنی ها و دشمن ها است و افکار عمومی سخت علیه آن موضع گیری دارد، اما حقیقت است. مبارزان راه آزادی حقیقت را فدای مصلحت نمی کنند. در رودررویی حکومت سرکوبگر و امپریالیسم ستمگر نیز این حکم صادق است. انتخاب با ماست و گاه انتخاب حقیقت بسیار سخت و چه بسا کشنده از آب در می آید. اما شجاعت انتخاب در کنار پایداری مبارزه ی همگانی، یک اخلاق ویژه ی مارکسیستی است.




درگیری شدید مردم کازرون با نیروی انتظامی

 

Billedresultat for ‫درگیری مردم کازرون‬‎

مردم خشمگین کازرون به پاسگاه انتظامی فلکه بنیاد شهید حمله کردند و  خودروی پاسگاه انتظامی را به آتش کشیدند. .گفته می شود که در این درگیری ها تاکنون چندین تن از هم میهنان با شلیک مستقیم نیروهای انتظامی کشته و عده ای نیز زخمی  و دستگیر شده اند.

شاهدان عینی می گویند که افزون بر این نیروهای شخصی با اسلحه, کرد و چاقو به تظاهرکنندگان بی دفاع حمله کردند.




بیانیه سازمان های مدافع حقوق بشر در اعتراض به کشتار فلسطینیان 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۲۵ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ۱۵ می ۲۰۱٨

 


در ۷۰مین سالگشت نکبت ـ آوارگی اجباری فلسطینی‌ها در پی ایجاد کشور اسرائیل ـ فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و سازمان‌های عضو آن در فلسطین ـ الحق، المیزان، المرصاد، مرکز حقوق بشر فلسطین و مرکز مطالعات حقوق بشر رام الله ـ کشتار دهها فلسطینی و زخمی کردن هزاران فلسطینی دیگر را که از حق خود برای تظاهرات صلح‌آمیز استفاده می‌کردند، به دست نیروهای اسرائیلی به شدت محکوم کرده اند.

در این اطلاعیه آمده است: سازمان‌های ما فراخوان خود در مورد توقف فوری استفاده از خشونت افراطی علیه معترضان صلح جو را تکرار می‌کنند. جامعه‌ی بین المللی باید اقدام‌های نیرومندی را علیه اسرائیل برای پایان دادن به تداوم نقض حقوق بین المللی حقوق بشر و حقوق بین‌المللی بشردوستانه که معادل جنایت جنگی است در پیش بگیرد و تحقیقات مستقل و شفافی را در مورد استفاده‌ی نیروهای اسرائیلی از مهمات واقعی و تک تیراندازان به اجرا بگذارد. ما از کلیه‌ی کشورها می‌خواهیم همکاری نظامی خود با اسرائیل را متوقف کنند. ما همچنین محکومیت انتقال غیرقانونی سفارت ایالات متحده آمریکا از تل آویو به بیت المقدس را در آستانه‌ی یاداوری نکبت تکرار می‌کنیم.

معترضان غیر مسلح فلسطینی که در هفتمین هفته با خواست پایان دادن به محاصره‌ی غیرقانونی نوار غزه و تأکید بر حق بازگشت آوارگانی که ۷۰ سال پیش مجبور به ترک زمین‌های خود شدند، تظاهرات می‌کردند، یک بار دیگر هدف خشونت نامتناسب نیروهای امنیتی اسرائیل قرار گرفتند. «راهپیمایی بزرگ بازگشت» که در ۳۰ مارس آغاز شد و تا ۱۵ مه به نشانه‌ی ۷۰مین سالگرد نکبت ادامه خواهد داشت، همچنین خواهان پایان دادن به ۵۰ سال اشغال اسرائیلی و با انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس مخالف است. نیروهای اسرائیلی از تاریخ ۳۰ مارس به بعد ۱۰۰ فلسطینی، از جمله ۱۱ کودک، ۲ روزنامه نگار و ۳ شخص معلول را در اعتراض‌ها کشته‌اند. ۶۹۳۸ تن نیز زخمی شده‌اند، از جمله ۱۲۴۴ کودک، ۲۵۳ زن، ۴۲ امدادگر امور پزشکی و ۵۹ روزنامه‌نگار. تنها در روز دوشنبه ۱۴ ماه مه، ۵۹ فلسطینی کشته و دست کم ۲۰۰۰ تن دیگر، از جمله ۳۰۴ کودک، ۷۷ زن، ۱۰ روزنامه نگار و ۳ امدادگر امور پزشکی، زخمی شدند. [۱]

معترضان غیر مسلح، از جمله زنان و کودکان پرشماری، هدف خشونت افراطی نیروهای مسلح اسرائیل قرار گرفته‌اند که با به کارگیری تک تیراندازان از مهمات واقعی، شلیک به وسیله تانک، گلوله‌های لاستیکی و نارنجک‌های گاز اشک آور استفاده کرده‌اند. [۲] تک تیراندازان اسرائیلی به عمد و به صورت گزینشی به مشارکت کنندگان در اعتراض‌های صلح آمیز شلیک کرده‌اند، در حالیکه این معترضان هیچ تهدیدی علیه جان سربازان اسرائیلی به شمار نمی رفتند. [٣] استفاده‌ی افراطی نیروهای مسلح اسرائیل از خشونت علیه غیرنظامیان غیرمسلح که از حق مشروع خود برای بیان و گردهمایی صلح‌آمیز استفاده می‌کنند و جلوگیری از دسترسی غیرنظامیان به مراقبت پزشکی نقض جدی و عمدی حقوق بین المللی بشر دوستانه و نقض مستقیم قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل به شمار می‌رود.

بنا به اظهار کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، اقدام‌های اسرائیل در غزه معادل قتل عمد است که می‌تواند به عنوان جنایت‌های جنگی مورد پیگرد دادگاه بین المللی جزایی قرار گیرد. [۴] دادستان دادگاه بین المللی جزایی در حال حاضر بررسی مقدماتی در مورد وضعیت فلسطین را به منظور پیگرد قضایی و پاسخگو ساختن مسئولان سیاسی و نظامی در دست دارد تا از نقض بیشتر حقوق بشر جلوگیری و اجرای عدالت را تضمین کند. دادستان دادگاه بین المللی جزایی باید به بررسی مقدماتی خود شتاب ببخشد و بدون تأخیر بیشتر تحقیقات را آغاز کند.

در شرایطی که فلسطینی‌ها در «راهپیمایی بزرگ بازگشت» به اعتراض ادامه می‌دهند، دولت آمریکا در روز ۱۴ مه و در آستانه‌ی سالگشت نکبت با نقض حقوق بین المللی به طور غیر قانونی سفارت خود را از تل آویو به بیت المقدس منتقل کرد. [۵] جامعه‌ی بین المللی هرگز هیچ بخشی از بیت المقدس را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت نشناخته و الحاق بیت المقدس شرقی اشغالی را غیرقانونی دانسته است. انتقال سفارت آمریکا معافیت از مجازات اسرائیل به خاطر نقض گسترده‌ی حق زندگی فلسطینی‌ها، آزادی تحرک، آزادی از بدرفتاری و حق کرامت را تقویت خواهد کرد. [۶] سازمان‌های ما تاکید می‌کنند که ممنوعیت الحاق زمین با استفاده از زور یکی از ستون‌های اصلی حقوق بین المللی، صلح و امنیت بین المللی است که جامعه‌ی بین المللی باید از آن محافظت کند.

سازمان‌های ما اعلام می‌کنند که تداوم حمله به معترضان غیرمسلح به شدت نگران کننده است و از جامعه‌ی بین المللی، سازمان ملل، اتحادیه اروپا و نمایندگان کشورها می‌خواهند تا: بر اسرائیل برای رعایت تعهدهای خود بر اساس حقوق بین ‌المللی بشردوستانه فشار وارد آورند؛ از اسرائیل بخواهند به محاصره‌ی غیرقانونی ۱۱ ساله‌ی نوار غزه به طور کامل پایان دهد؛ استفاده از خشونت مرگبار اسرائیل علیه معترضان غیرمسلح فلسطینی را محکوم کنند؛ از اسرائیل بخواهند که به ناظران بین المللی امکان تحقیق درباره مرگ ده‌ها معترض فلسطینی در غزه پس از ۳۰ مارس را بدهد؛ و فوری برای تضمین حقوق و کرامت فلسطینی‌ها مداخله کنند.

بی عملی و نبود اراده‌ی سیاسی در جامعه‌ی بین المللی و اسرائیل برای اطمینان یافتن از رعایت حقوق بین المللی بشردوستانه تنها به تشدید درگیری خواهد انجامید و ادامه‌ی انکار مزمن حقوق بشر و عدالت را ممکن خواهد ساخت. ضروری است که جامعه‌ی بین المللی برای محافظت از جمعیت غیرنظامی در غزه که از حقوق غیر قابل انکار خود برای آزادی بیان و گردهمایی استفاده می‌کنند، دست به اقدام فوری بزند. بر این اساس، باید اقدام‌هایی را برای پایان دادن به ۵۰ سال اشغال سرزمین فلسطین به دست اسرائیل، اطمینان یافتن از حق تعیین سرنوشت فلسطینی‌ها و شناسایی حق بازگشت آوارگان فلسطینی بر اساس حقوق بین المللی در پیش گرفت.

– فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر
– الحق
– المیزان
– المرصاد
– مرکز حقوق بشر فلسطین
– مرکز مطالعات حقوق بشر رام الله