اعتراض به سرکوب معلمان 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۰ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ۱۰ می ۲۰۱٨

 


اخبار روز: به دنبال حمله ی ماموران امنیتی به تجمع روز پنجشنبه ی معلمان در تهران، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران و کانون صنفی معلمان تهران با انتشار اطلاعیه های جداگانه ای ضمن محکوم کردن سرکوب معلمان، خواهان آزادی فوری بازداشت شدگان و عذرخواهی رسمی مقامات حکومت از جامعه ی فرهنگی کشور شدند.
گفتنی است در جریان تجمع امروز معلمان در برابر سازمان برنامه و بودجه، ماموران امنیتی با حمله به فرهنگیان معترض آن ها و از جمله معلمان زن را به شدت کتک زدند و حدود پانزده نفر از فعالین فرهنگی را بازداشت کردند.
متن این بیانیه ها را در زیر می خوانید:

بیانیه ی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

به نام خداوند جان و خرد
امروز در پایتخت کشور، حادثه ای تلخ به وقوع پیوست که تجلی بارز فاصله حرف و عمل در نزد مسئولان کشور است. اتفاقی غیرقانونی و شنیع که در طی آن نه تنها حقوق شهروندی معلمان کشور زیر پای تصمیمات غیرمدنی و غیرانسانی لگدمال شد بلکه بخوبی روشن گردید که قانون گرایی و مردم سالاری که برخی از مسئولان در تریبون های مختلف ادعا می کنند، سرابی توهمی بیش نیست.

کمیسیون ماده ۱۰ احزاب وزارت کشور که ترکیبی از نمایندگان قوه قضاییه، مجلس و دولت یعنی قوای سه گانه کشور است، پس از ماهها و سالها تحقیق، استعلام و جلسات متعدد برای تشکلی صنفی (در اینجا کانونهای صنفی معلمان تهران و البرز) به صدور مجوز اقدام می کنند و موجودیت آنها را به رسمیت می شناسد اما به محض کمترین اقدام قانونی همین تشکلها در جهت مطالبه گری صنفی و با استنادبه اصل ۲۷ قانون اساسی، بخش دیگری از نیروهای تحت هدایت همین مسئولان و همین قوای رسمی کشور، وارد عمل می شوند و اعتراض مدنی، قانونی و مسالمت آمیز آنها را به آشوب می کشند و فرمان تهاجم ماموران به معلمانی را صادر می کنند که مقرر است زیرساخت های توسعه اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی را در کلاس های درس رقم بزنند.

تجمع ۲۰ اردیبهشت معلمان در تهران تحت هدایت کانونهای صنفی شناسنامه دار این استانهای تهران و البرز مانند دیگر استان های کشور، کنشی مدنی و اعتراضی مسالمت آمیز برای احیای پیکر محتضر آموزش و پرورش و حقوق منکوب شده معلمان بازنشسته و شاغل در سراسر ایران بود که با حمله سازماندهی شده نیروهای لباس شخصی و امنیتی به تنش و تشنج بدل گردید. درجریان این سناریوی ظالمانه، گیسوی بانوان فرهنگی در دستان ماموران مهاجم پچیده شد تا معلوم گردد که اگر مصلحت اقتضا کند، چه حرام هایی که حلال می شوند و چه ناحق هایی که ملبس به لباس عاریتی حق می گردند! در این روز بود که مشت و لگد و چماق همراه با کشیده شدن برروی زمین، هدیه ی دانش آموزان دیروز و ماموران امروز به معلمانی بود که آمده بودند تا عدالت را درخواست کنند. درهمین روز بود که محمدتقی فلاحی، دبیرکل، محمد حبیبی، عضو و رسول بداقی، بازرس کانون صنفی مجوزدار معلمان تهران، رحمان عابدینی عضو هیات مدیره کانون صنفی البرز پس از کتک خوردن شدید به همراه تعدادی از همکارانشان روانه بازداشتگاهها شدند تا جای خالی چپاولگران اموال عمومی را که از امنیت کافی برخوردارند، پر کنند.

آری؛ مسئولانی که در بیشتر ساعات شبانه روز از تریبون های متفاوت به دفاع از جریان های عدالتخواهی در کشورهای مختلف مشغول و سرگرم هستند، وقتی نوبت به خودشان می رسد، آسمان دفاع از ستمدیده و عدالت خواهیشان می تپد و هر مطالبه حقی را تحت عنوان آشوبگری و همنوایی با دشمن به بند می کشند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران براساس وظیفه ذاتی خود اعلام می دارد تجمع همکاران شریف استان تهران و البرز در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ فعالیتی صرفا صنفی، مستقل و مبرا از تمام جریان های ریز و درشت خارجی و داخلی و مبتنی بر اصول شهروندی و حقوق صنفی و مدنی شان بوده است. بنابراین ضمن محکوم کردن این اقدام غیرقانونی که نقض آشکار حقوق مدنی و صنفی فرهنگیان کشور است، از همه مسئولان ذیربط می خواهد ضمن آزادی هرچه سریعتر بازداشت شدگان به صورت رسمی از جامعه فرهنگی کشور، دلجویی و عذرخواهی کنند.
بدیهی است درصورت محقق نشدن این خواسته حداقلی، شورای هماهنگی از تمام ظرفیت های قانونی خود بهره خواهد برد.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ـ بیستم اردیبهشت ۱۳۹۷

بیانیه کانون صنفی معلمان تهران

امروز معلمان در حالی مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی و لباس شخصی قرار گرفتند که عملی جز حضور در یک تجمع مسالمت آمیز به سیاق قبل با پلاکاردهایی با مضمونهای نافی خشونت و بی عدالتی انجام نداده بودند. نیروهای امنیتی و لباس شخصی معلمان را بر سنفگرش خیابان کشیدند و صورت زنان معلم را با خون رنگین کردند تا صدای حق خواهی شان را خفه کنند. اما مقاوت معلمان خصوصا مقاومت شجاعانه زنان معلم در برابر نیروهای امنیتی و ممانعت از بازداشت همکارانشان برگ زرین دیگری در کارنامه ی صنفی معلمان بود.

تجمع امروز معلمان تهران (۲۰ اردیبهشت ۹۷) متعاقب بیانیه ی شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران برای پیگیری مطالبات صنفی معلمان برگزار گردید. این معلمان طبق قرار قبلیِ اعلام شده از ساعت ۱۰ صبح مقابل سازمان برنامه و بودجه گرد آمدند تا نسبت به وضعیت اسفناک معیشتی خود و پایین بودن کیفیت آموزشی در مدارس اعتراض کنند. اما از همان ابتدای مراسم حضور نیروهای لباس شخصی و امنیتی بارز بود. با شکل گیری تجمع و بالا رفتن پلاکاردها بر تعداد نیروهای امنیتی و ضدشورش افزوده شد. با ابنکه معلمان بنابر درخواست پلیس از محدوده پارک خارج نشدند به ناگاه با یورش نیروهای لباس شخصی مواجه شدند. در این برخورد تعدادی از معلمان زن به طرز سبعانه ای مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و تعدادی از معلمان مرد از جمله سه نفر از اعضای کانون صنفی معلمان تهران و چندین نفر از فعالین صنفی دستگیر شدند. در بین دستگیرشدگان که بیش از ۱۵ نفر می باشند نام دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران آقای محمد تقی فلاحی، بازرس کانون صنفی معلمان تهران آقای رسول بداقی، عضو هیئت مدیره ی کانون صنفی معلمان تهران آقای محمد حبیبی به چشم می خورد. همچنین فعالان صنفی آقای محمد حسن پوره، آقای گرامی، خانم اقدام دوست،آقای علی زلفی و تعدادی دیگر از معلمان جزو دستگیرشدگان می باشند.

کانون صنفی معلمان تهران ضمن محکوم کردن این حمله به معلمان، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط این معلمان می باشد. با توجه به اینکه پس از دسنگیری غیر انسانی محمد حبیبی در اسفند سال گذشته برای بار دیگر چنین برخورد ی تکرار می شود؛ کانون صنفی معلمان تهران نسبت به این رویه ی جدید نیروهای امنیتی هشدار می دهد و خواهان پایان دادن به این شیوه ی برخورد با معلمان می باشد.

کانون صنفی معلمان تهران
۲۰ اردیبهشت ۹۷




خواست های فرهنگیان در تجمع سراسری پنجشنبه

در پایان تجمع شکوهمند قطعنامه زیر خوانده شد:

 

 


اخبار روز: در آستانه ی تجمع های سراسری فرهنگیان در روز پنجشنبه که از طرف شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران اعلام شده است، این شورای هماهنگی قطعنامه ای را منتشر کرده است که قرار است در تجمع های روز پنجشنبه از آن پشتیبانی شود. متن این قطعنامه را در زیر می خوانید:

قطعنامه پایانی تجمع سراسری «بیستم اردیبهشت‌ماه ۱٣۹۷»

در حالی امسال به استقبال روز معلم و بزرگ داشت ابوالحسن خانعلی و تمام پیشگامان عرصه تعلیم و تربیت رفتیم که وضعیت آموزش‌وپرورش از هر زمان دیگری بحرانی‌تر و آشفته‌تر است.
عدم توجه به زندگی و معیشت معلمان بازنشسته و شاغل و بی‌توجهی به کیفیت آموزش در مدارس نشان از آن دارد که آموزش‌وپرورش در اولویت نهادهای حاکمیتی و مسئولان دولتی نیست. شورای هماهنگی نسبت به این وضعیت اعتراض دارد و نسبت به ادامه بی‌توجهی‌ها و تبعات آن به مسئولان هشدار می‌دهد.

شورا پیش‌بینی می‌کند که با توجه به افزایش بی‌رویه تورم و گرانی و افزایش تعداد دانش آموزان (با توجه به رسیدن دانش آموزان نظام جدید به پایه دوازدهم ) وضعیت نیروهای آموزشی و اداری مدارس در سال تحصیلی ۹٨ –۹۷ به‌مراتب سخت‌تر خواهد شد و توجه ویژه به وضعیت معلمان و نیازهای دانش آموزان امری ضروری است. در همین راستا مطالبات صنفی و آموزشی خود را به شرح زیر اعلام می‌کنیم:

۱. باید دولت و مجلس زمینه‌های افزایش حقوق و دستمزد معلمان بازنشسته و شاغل را تا بالای خط فقر یعنی پنج میلیون تومان فراهم نماید. در این راستا اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری و اجرای فاز دوم رتبه‌بندی الزامی است.

۲. بیمه درمانی تکمیلی یک ضرورت اساسی برای فرهنگیان بخصوص بازنشستگان است و بایستی معلمان به یک بیمه کارآمد دسترسی داشته باشند.

٣. معلمان به نهادهای مرتبط مانند صندوق بازنشستگی و صندوق ذخیره فرهنگیان نقش واقعی و جدی داشته باشند. ضروری است نمایندگان معلمان در صندوق بازنشستگی مشخص گردند و اساسنامه صندوق ذخیره اصلاح و نمایندگان معلمان مجدداً انتخاب شوند.

۴. تأکید بر آموزش مبتنی بر تکنیک و کنکور باعث رشد مافیای آموزش و گسترش روند پولی سازی آموزش شده است و دانش آموزان طبقات محروم در سایه سیاست‌های پولی و خصوصی‌سازی دچار افت تحصیل شده یا از مدارس طرد و از امکان ورود به دانشگاه محروم می‌شوند. ما به این سیاست‌های مخرب اعتراض داریم. خصوصی‌سازی آموزش را فوراً متوقف نمایید و مدارس را به تکنولوژی نوین آموزشی مجهز کنید. مدارس کپری و کانکسی را برچینید و تغذیه مناسب را در مدارس ارائه نمایید.

۵. تشکل یابی مستقل و آزاد حق ماست. دولت و مجلس عامدانه مانع تحقق آن می‌شوند تا اصلاح قانون مربوط به تشکل‌های صنفی در مجلس، دولت باید پروانه فعالیت تشکل‌های صنفی را سریعاً تمدید نماید.

۶. به فضای امنیتی حاکم بر فعالان صنفی فوراً پایان دهید و معلمان زندانی محمد بهشتی، اسماعیل عبدی و مختار اسدی را آزاد کنید و معلمان تبعیدی و اخراجی را به مدرسه بازگردانید.
شورای هماهنگی در این شرایط، بخصوص نسبت به حفظ جان اسماعیل عبدی که در اعتصاب غذا در شرایط سختی بسر می‌برد به قوه قضاییه و دولت هشدار می‌دهیم. اسماعیل عبدی به خاطر عدم رعایت حقوق اولیه یک زندانی اعتصاب نموده است. شرایط او را بپذیرید تا به اعتصاب پایان دهد. معلمان زندانی را آزاد کنید.

۷. به تبعیض نسبت به معلمان حق التدریسی، آزاد و مربیان پیش دبستانی پایان دهید و امنیت شغلی آنان را تضمین نمایید.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران به‌عنوان یک تشکیلات صنفی و مستقل، پیگیری مطالبات فرهنگیان را وظیفه خود می‌داند و از حمایت‌های مردمی و نهادهای مدنی تشکر می‌کند و تأکید دارد که مطالبات فوق دست‌یافتنی است. چگونه ممکن است برای افزایش حقوق معلمان و کیفی سازی آموزش بودجه و اعتبار کافی وجود نداشته باشد درحالی‌که به گفته مسئولان میلیاردها دلار ارز از کشور خارج می‌شود و روزانه اخبار اختلاس‌های میلیاردی را می‌شنویم؟!

شورای هماهنگی از مسئولان می خواهد که باتوجه به اذعان همه ی آنها در رده های گوناگون مسئوولیتی برای برآورده شدن این خواسته های برحق و اجرای مصوبات پیشین از خود حسن نیت نشان دهند، بدیهی است که تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور آماده ی هرنوع راهنمایی و همراهی برای بررسی راهکارهای برون رفت از وضعیت فعلی است اما در صورتی که روند بی توجهی و انباشت این مطالبات و عدم پرداخت معوقات ازجمله پاداش بازنشستگان، دستمزد حق‌التدریس، سرانه کافی و لازم مدارس و…. ادامه یابد شورا از تمام ظرفیت های خود و از هر کنش اعتراضی مدنی و مسالمت آمیز استفاده خواهد نمود

با آرزوی روزهای بهتر برای مردم ایران و مجموعه ی آموزش و پرورش کشور.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

 

اعتراض به تخریب گورهای بی نام و نشان اعدام شده های دهه شصت

نبردی خاموش اما جسورانه و انقلابی

 


اخبار روز: گروهی از خانواده ها و بازماندگان کشتارهای سیاسی دهه ی شصت که با نام «بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران»، نسبت به ادامه ی تخریب گورهای بی نام و نشان زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ی شصت اعتراض کردند. اخیرا سازمان عفو بین الملل و سازمان عدالت برای ایران، با انتشار اسناد و مدارک تازه ای از تلاش حکومت ایران برای محو آثار جنایات صورت گرفته در دهه ی شصت پرده برداشتند.
متن بیانیه «بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران» را در زیر می خوانید:

اجازه ندهیم که روند تخریب گورهای بی نام و نشان زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه شصت ادامه یابد!

نزدیک به چهل سال است که مسئولان جمهوری اسلامی ایران با بیشرمی تمام مخالفان سیاسی خود را با هر گرایش‌ و عقایده‌ای، با انواع محرومیت‌ها و محدودیت‌‌ها روبرو کرده و در نهایت آنها را به بیرحمانه‌ترین شکل ممکن دستگیر، زندانی، شکنجه و به قتل ‌می رسانند. به ویژه در دهه شصت هزاران زندانی سیاسی را در تهران و سایر شهرهای بزرگ و کوچک، بدون اطلاع خانواده‌ها اعدام و در گورهای فردی و جمعی مدفون کردند.
بی‌عدالتی مسئولان جمهوری اسلامی به اینجا ختم نمی‌شود، بلکه پس از قتل‌های سازمان یافته برای حذف دگراندیشان و مخالفان سیاسی خود همواره تلاش کرده‌‌اند که آثار این جنایت‌ها سر به مهر باقی بماند. تخریب گورهای این اعدام شدگان حرکتی سازمان یافته و برنامه‌ریزی شده برای پاک کردن آثار این جنایت‌هاست. خاوران نمونه‌ای از گورهای فردی و جمعی زندانیان سیاسی اعدام شده در جاده خاوران تهران است. جمهوری اسلامی بارها آنجا را با بولدوزر یا به وسایل دیگر تخریب کرده و تمامی نشانه‌های خانواده‌ها را از بین برده است.
آخرین بار در فاصله بین ۲۰ تا ۲۷ دی ماه سال ۱۳۸۷،بخشی از گورستان خاوران را تخریب و با بولدوزر زیر و رو کرده و خاک تازه بر آن ریخته و درخت‌های ضعیف در آنجا کاشتند و پارچه‌ای با نوشته‌‌: «طرح توسعه و سازماندهی گورستان اقلیت‌های مذهبی» با امضای بهشت زهرا، در آنجا نصب کردند. تعدادی از خانواده‌ها به نمایندگی از طرف مادران و خانواده‌های خاوران به بهشت زهرا مراجعه و از این اقدام شکایت کردند، ولی تا به حال هیچ مقام مسئولی پاسخی به خانواده‌ها نداده است.
در دهم اردیبهشت ۱۳۹۷، سازمان عفو بین‌الملل و سازمان عدالت برای ایران بر مبنای تحقیق مشترک، در بیانه‌ای اعلام داشته‌اند که جمهوری اسلامی در حال تخریب آثار جرم کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت، در هفت شهر است. این تخریب‌ها                      ‌با خاک برداری با بولدوزر، جاده سازی، ساختمان سازی، انباشت زباله و ساخت قبر جدید در محل گورستان‌های اعدامیان دهه شصت صورت می‌گیرد. آنها شواهد جدید از جمله تصاویر و فیلم‌های ماهواره‌ای و ویدئوها و عکس‌هایی از این گورها در تبریز، قروه، مشهد، اهواز و شهرهای دیگر به دست آورده‌اند که این تخریب‌ها را نشان می‌دهد.
ما بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران و خانواده‌های زندانیان سیاسی اعدام شده، این اقدام جنایتکارانه جمهوری اسلامی ایران را محکوم می‌کنیم. ما تمامی دادخواهان و مردم شریف و آزاده ایران و جهان و سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر را فرا می‌خوانیم که جلوی این روند تخریب و از بین بردن آثار جنایت سازمان یافته حکومتی را بگیرند. ما اجازه نخواهیم داد که گورهای عزیرانمان را تخریب و استخوان‌های آنها را بربایند و یا لگد مال کنند. استخوان‌هایی که شاهدان این جنایتند و باید روزی تک به تک شناسایی شوند و با احترام دوباره به خاک سپرده شوند. ما باید بدانیم عزیزان ما چرا و چگونه اعدام شده‌اند و محل دقیق دفن آنها کجاست.
دانستن حقیقت حق ماست.

بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷




پنجشنبه، تجمع سراسری معلمان 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۹ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ۹ می ۲۰۱٨

 


اخبار روز: شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در بیانیه ای که به مناسبت هفته معلم منتشر کرده، از فرهنگیان شاغل و بازنشسته خواسته است که در روز پنجشنبه، به تجمع های سراسری اقدام کنند.

در بیانیه ی این شورا آمده بود:
شورای هماهنگی در بیانیه تحلیلی خود در اسفند ماه ٩۶، ضمن طرح بخشی از مطالبات فرهنگیان، به مسئولین و نهادهای مربوطه برای تغییر رویه تا پایان فروردین فرصت داد. اینک فروردین به پایان رسیده اما هیچ تغییری رخ نداده است
فرهنگیان در حالی شاهد افزایش محرمانه حقوق برخی از سازمان ها هستند که اضافه کار آنان پرداخت نشده و میزان افزایش حقوق آنان، متناسب با سطح تورم و خط فقر نیست و بی توجهی به معیشت معلمان بازنشسته و شاغل ادامه دارد.
پروانه فعالیت تشکل های صنفیِِ دارای مجوز تمدید نمی شود. فعالان صنفی توسط نهادهای امنیتی و حتی نظامی دستگیر و زندانی و حق خواهی و عدالت طلبی معلمان سرکوب می شود.
عدالت آموزشی وجود ندارد و اکثر دانش آموزان از دسترسی به یک آموزش کیفی و رایگان محرومند ما از شرایط موجود راضی نیستیم و به آن اعتراض داریم.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در این بیانیه، یک هفته اقدامات اعتراضی را به مناسبت «هفته ی معلم» اعلام کرده بود. قرار بوده است معلمان روز چهارشنبه (امروز) دو زنگ آخر از حضور در کلاس درس امتناع نمایند و در دفتر معلمان تحصن کنند. با توجه به ایام پایان سال تحصیلی، شورا تحصن محدود را جهت رعایت وضعیت دانش آموزان اتخاذ نموده و آن را فرصتی برای هماهنگی همکاران برای تجمع دانسته است.

بنابر این اطلاعیه تجمع اصلی معلمان قرار است فردا (پنجشنبه) برگزار شود. شورای هماهنگی به تمام فرهنگیان ایران فراخوان داده است روز پنجشنبه ۲٠ اردیبهشت در تجمع اعتراضی شرکت فعال نمایند.
مکان_تجمع در تهران و البرز مقابل سازمان برنامه و بودجه و در مراکز استان ها مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان و در شهرستان ها، در برابر ادارات آموزش و پروش اعلام شده است.
زمان تجمع: ساعت ١٠ تا ١٢




“برجام” و يا نبرد ضد امپرياليستي؟

امروز ترامپ با تكرار سخنان نتانياهو خروج از “برجام” را اعلام نمود. سياست دولت ايران تاكنون در جهت حفظ تفاوت موضع كشورهاي اروپايي و اتحاديه اروپايي در برابر آمريكا است. كشورهاي اروپايي خواستار حفظ قرارداد هستند، اما در عين حال مي خواهند حفظ قرارداد را به ابزار براي تحميل خواست هاي ديگري ازجمله قطع تسليحات موشكي ايران تبديل سازند.

نكته پراهميت براي ميهن دوستان و در مركز آن حزب توده ايران، دفع خطر تجاوز پوشيده و علني امپرياليسم و به راه انداختن جنگي فرسايشي و تحميل آن به ايران است. در اين باره اعلاميه اخير حزب توده ايران صراحت دارد. فظ “برجام” به مثابه ي اهرمي براي تعميق تضادهاي ميان امپرياليست ها ضروري و هوشمندانه است. از اين رو مبارزه براي حفظ صلح و دفع خطر تجاوز نظامي وظيفه ي عاجل همه ي نيروهاي ميهن دوست و آزادي خواه است. مبارزه ي ضد امپرياليستي در ايران و جهان، مبارزه اي بهم پيوسته و يك پارچه است. مبارزه براي صلخ، مبارزه همزمان براي دفااع از حق خلق هاي در تعيين سرنوشت خود و مبارزه با دخالت امپرياليسم در امور داخلي كشورها است.

فعاليت مشترك ضروري است و با دعوت حزب توده ايران و حزب چپ ايران (فداييان خلق) براي سازماندهي اين مبارزه صلح دوستانه كه پيش تر با بيانيه ي جمعي از مبارزان ميهن دوست در ايران نيز مطرح و مورد تاييد قرار گرفته است، گام نخست برداشته شده است. ايجاد ارتباط در اين زمينه و تصميمات مشترك بر اين پايه نقشي سازنده ايفا مي سازد.

در اين نبرد طولاني بايد در عين حال با اين توهم برخورد شود كه گويا با حفظ “برجام” راه مبارزه با بحران تعميق يابنده ي اقتصادي- اجتماعي گشوده خواهد شد. كشورهاي امپرياليستي اروپايي با خواست خود براي توسعه توافق در جهت خواست هاي جديد آن ها باري ديگر به ثبوت رسانده اند كه امپرياليست ها به تعهدات خود گردن نمي گذارند و در طول زمان به نقض آن مي پردازند. توسعه سازمان نظامي تجاوزگر ناتو تا مرزهاي روسيه، نمونه ي ديگري براي غيرقابل اعتماد نبودن قراردادها با امپرياليسم است.

مبارزه با بحران تعميق يابنده ي اقتصادي- اجتماعي در ايران را نبايد به مبارزه براي حفظ تعهدات امپرياليست ها در قرارداد “برجام” محدود ساخت. براي برطرف ساختن بحران حاكم بر ايران، گذار از ديكتاتوري و برپايي جايگزيني ملي- دمكراتيك براي اقتصاد سياسي خصوصي سازي و آزاد سازي اقتصادي كه توسط امپرياليسم ديكته شده است و رژيم ديكتاتوري آن را اقتصاد سياسي “اسلامي” مي نامد، ضروري است. نبايد وحدت منافع سرمايه داري را در جهان و متحدان داخلي آن در ايران از مد نظر دور گردد. نبايد بار ديگر در دامن شعار “بد و بدتر” افتاد. بايد با مبارزه ي مشترك شرايط تغييرات بنيادين را در ايران ايجاد نمود.

توده ای ها

١٨ ارديبهشت ١٣٩٧ – ٨ ماه مه ٢٠١٨




رفقا! خلق در انتظارِ شماست!
نویسنده: امید

سخن روز شماره: ۱۹ (۱۹ اردیبهشت ۱٣۹۷ )

رفقا! خلق در انتظارِ شماست!*

(بحثی در باب بازگشت دوباره “حزب توده ایران” به صحنه تحولات سیاسی جاری در ایران)

تاریخ: 17 اردیبهشت 1397

“در تاریخِ معاصرِ ایران دو جریان ازنظر فکری، دارای تبعاتِ سیاسی و اجتماعیِ بسیار گسترده، غنی و پایداری بودند. یکی جریان مشروطه بود که برای نخستین بار ایرانیان را با مفاهیم و فلسفه مدرنِ سیاسیِ غرب آشنا کرد به ‌نحوی‌ که امروزه حتی بسیاری از بنیان‌هایِ فکری همچون اصلِ تفکیکِ قوا، انتخابِ نمایندگان مجلس، قانونِ اساسی، پاسخگو بودنِ نهادهای حکومتی، آزادیِ بیان، آزادیِ اندیشه و آزادیِ انتخاب… ازجمله مفاهیمی هستند که از جریان مشروطه به ‌دست ‌آمده است… جریان دومی که بیشترین اثرگذاری را در تاریخِ معاصرِ ایران داشته، “حزب توده ایران” بوده است. حزب توده ایران همچون مشروطه، با خودش مفاهیمِ جدیدی را وارد سپهرِ سیاسی و اجتماعیِ ایران کرد… علی‌رغم اینکه تشکیلاتِ حزب توده ایران بعد از کودتایِ ۲۸مرداد درهم‌ شکسته شد، ولی افکار وعقایدِ حزب توده ایران مثلِ سیلی که از کوه سرازیر می‌شود، جامعه روشنفکریِ ایران و اقشار و لایه‌هایِ تحصیل‌ کرده را تحت تأثیر خود قرارداد… حتی جریانی که امروز به‌ عنوانِ اصلاح‌طلب و یا روشنفکریِ دینی نیز می‌شناسیم، مُلهَم و متأثر از ادبیاتِ رادیکال و انقلابیِ چپ‌ گرایانه حزب توده ایران بودند…”

این ها بخشی ازاظهاراتِ روزیکشنبه 16 اردیبهشت1397 صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با “اعتماد آنلاین” با عنوان “سالگردِ انحلالِ حزب توده از سوی دادستانی انقلاب در اردیبهشت‌ماه سال۶۲” است. شخصیتی ملی، اصلاح طلب، عملگرا، روشن بین، ضد توده ای و…یا هر صفت و نامی که بر او بگذاریم؛ اما این عبارات؛ چکیده تحلیل و ارزیابیِ شخصیتی است مستقل، فرهنگی و دانشگاهی، با مخاطبانی بیشمار و برخوردار از هوشِ سیاسیِ نسبتا بالا که درگفتگوی رسانه ای خود، برخی پرسش ها را به باور نگارنده این سطور، عمدا بی پاسخ می گذارد.

منظور، طرح خود به خودیِ این پرسش مهم و کلیدی در ذهن مخاطبان پس از خواندن این گفتگو است که آیا “افکار و عقاید” حزبی که تشکیلاتش یکبار با کودتای 28مرداد ازهم پاشید، خواهد توانست باری دیگر نیز درپیِ ضربات سهمگین ناشی از یورش ارتجاع و امپریالیسم درسالهای 61-62 (که با هدف ریشه کنی حزب و مرگ یک ایدئولوژی،  به حذف فیزیکی اکثریت قریب به اتفاق کادرهای رهبری آن انجامید)، “مثل سیلی که از کوه سرازیر میشود”، ققنوس وار سربلند کند و دوباره، جامعه و صحنه تحولات سیاسی امروز ایران را “تحت تاثیر” حضور وفعالیتِ موثرِ خود قرار دهد؟

اگر پاسخ برخی افراد و جریاناتِ سیاسی به این پرسش منفی است، آنها لااقل باید بتوانند دلایل بروزِ نگرانیِ ولیِ مطلقه فقیه از خطرِ بازگشتِ مجددِ توده ای ها به عرصه سیاستِ روزِ جامعه ایران را که در دوسه سال پیش، حتی خواستار تشدید تبلیغات ضدّتوده ای از صدا و سیمای ج.ا.ا شده بود، توضیح دهند. ولی آیا دلیلی جز وجود “غرورِما” در برابر تبه کاری و “سنگدلیِ دشمن” برای توضیح نگرانی سردمدارِ مستبدِ رژیم ولایی متصور است؟

از طرفی، اذعان یا اشاره تلویحیِ صادق زیباکلام به حضورِ تاثیرگذارِ حزب توده ایران در اعماق جامعه، آیا اثباتی بر اعتراف رذیلانه امثال موسوی اردبیلی نیست که پس از یورش های ارتجاع به حزب در نماز جمعه گفته بود: “این حزب ریشه های عمیقی در جامعه ما دارد و کار به این آسانی ها نیست”؟

و اما دادن “پاسخِ مثبت” به پرسشِ پیش گفته، وظایفِ سنگینی را بر دوشِ توده ای ها گذاشته و درعین حال نیز، این پرسشِ مهم را در مقابل سیمای همه آنها با هر نام و عنوان و سایت و نشریه ای قرار میدهد که برای حضورِ مجدد و منسجم و موثر در عرصه تحولاتِ پرشتابِ کنونی جامعه، چقدر آمادگی در خود می بینند؟ نه برای فعالیت علنی درپسِ روزهایی که ولایت فقیه با جنبش انقلابی توده ها به زیرکشیده شده باشد، خیر! برای امروز که هنوز جبهه واحدِ نیرومند  یا آلترناتیو مشخصی برای جایگزینی و هدایتِ جنبش بعداز گذر از سدّ دیکتاتوری وجود ندارد ولی باید پا بگیرد. درغیر اینصورت ممکن است رژیمِ ولایتِ فقیه سرنگون شود ولی تغییرات انقلابی پا نگیرد!

بعبارتی دیگر، به زیر کشیدنِ ولایت مطلقه فقیه به تنهایی میتواند نه به انقلاب، که به نابودی زیرساختها، فروپاشیِ تمامیتِ ارضی وسلطه نیروهای ارتجاعی دیگر نظیر سلطنت طلبان، مجاهدین خلق، احمدی نژادی ها و…  بیانجامد که مدت هاست برای کسبِ قدرتِ سیاسی دندان تیز کرده اند. پُر بیراه نیست اگر بگوئیم “عبور از جنبش اصلاح طلبی”، تله خطرناکی است که چنین نیروهایی پیش پای مردم ِ به ستوه امده از ظلم رژیم ولایی قرار داده اند و شدیدا نیز مورد حمایت جریان راست افراطی درون و پیرامون حکومت قرار دارد با این نیت که با سیاستِ یک تیرِ و دو نِشان، بساط همه نیروهای مترقی و دمکراسی خواه و صلح طلب را “یکجا” جمع کنند!

ارزیابی دقیقِ حزب توده ایران از ظرفیت و توانِ جنبشِ انقلابی جاری و لایه ها و اقشار و طبقاتِ ملی – دمکرات با هدفِ برپاییِ اتحادهایِ هرچه وسیعتر و خلقی، در برنامه و اسناد مصوب کنگره ششم بازتاب یافته و میتواند به مثابه پلاتفرم سیاسی و راهنمای وحدتِ نظر و عملِ همه توده ای ها قرار گیرد. دراین میان اگر رفقایی هنوز با بخشی از مصوبات حزب مخالفت و یا زاویه ای دارند، باید بتوانند دلایل خود را مطرح و ابهامات خود را با گشاده رویی رفقای رهبری حزب برطرف کنند؛ آنهم همین امروز و نه فردا؛ که فردا خیلی دیر است.

یکی از پرسش های نگارنده این سطور، موضع صریحِ ما درقبال جنبش موسوم به “اصلاح طلبی” و همچنین “اصلاح طلبانِ رادیکال و پیشرو” نظیر زیباکلام ها و تاج زاده ها و قدیانی ها میباشد که به لحاظِ نظری، در اسنادِ حزبیِ مصوّب و بیانیه ها و اعلامیه های منتشره در نامه مردم، مورد توجه کمیته مرکزی حزب توده ایران قرار داشته ولی نمی دانم چرا بخشی از ما “توده ای ها” در پراتیکِ خود، عموما با سکوت از کنار آن می گذریم!

درهمین ارتباط، درسند “فرازهایی از76 سال سیرِ تکاملیِ دیدگاهها و برنامه های حزب توده ایران”(بهمن1396) چنین آمده است:

“باید توجه داشت که اصلاح طلبان، نمایندگان طبقه و قشرهایی مشخص در جامعه اند که به نوبه خود خواستار تغییرهایی در جامعه اند. مهم تراینکه، بخش های مهمی از بدنه و رهبریِ جریان های پیشروتر و رادیکال ترِ اصلاح طلب، با دیکتاتوریِ ولاییِ حاکم در تضادّ مستقیم قرار دارند. تردیدی نیست که میزان انتظار از همه نیروهایِ اجتماعی یکسان نیست و انتظارِ بالاتر داشتن از ظرفیت هر قشر اجتماعی، بیهوده، زیان بار و تلف کننده آن نیروست. ازجانب دیگر، نفی همان ظرفیتِ موجود و حتی گاه محدود نیز به از دست دادنِ نیرویی منجر می شود که هر ذرّه ای ازآن در شرایطِ کنونی برای جنبشِ مردمیِ کشورمان در مبارزه با استبدادِ حاکم ارزنده و ضرور است. اصلاح طلبان بخشِ مهمی از جنبشِ مردمی و مبارزه برای گذار از دیکتاتوری را تشکیل می دهند، ولی بر پایه تجربه های به دست آمده تاکنون، می توان گفت که به تنهایی در مبارزه برای طردِ رژیمِ ولایتِ فقیه موفق نبوده اند.”

پرسش مشخص تر من این است که با توجه به اینکه هنوز جوهر خودکارِ سند “فرازهایی از 76 سال…” خشک نشده،  آیا به صِرفِ طرحِ شعارِ نظرگیر ولی محدودِ “اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا” در خیزش اعتراضی دیماه1396، میتوان به این نتیجه گیری شتاب زده نائل شد که مردم ایران از جنبش اصلاح طلبی (ونه اصلاح طلبان!) – با همان تعبیری که از سند مذکورنقل شد-، عبور کرده اند و با این استدلال، به جنبشِ اصلاح طلبی و نقش و جایگاهِ مهمِ آن در پیشبرد مبارزه برای گذر از دیکتاتوریِ ولایی بی توجه بود؟

امروز، خطرِ دستِ کم انگاشتن و کم بها دادن به نیروهای وسیع و متکثرِ اقشارِ بینابینی جامعه ، لایه های متوسط روبه پایینِ مترقی و رادیکالِ اقشارِ خرده بورژوازی یا دمکراتهای انقلابی، و بالاخره مطلق انگاشتن نقش پرولتاریا در اعتراضات فزاینده موجود(چپ روی)، به همان اندازه خطا و زیانبار است که دل بستن به اعتدالگرایانی مثل مرحوم رفسنجانی و روحانی که همه اعتبارشان را مدیون”جنبش سبز” بوده و یا هستند، دنباله روی مطلق از خرده بورژوازی و بورژوازی داخلی یا ملی ودمکرات(راست روی) و یا حمایت محض وچشم بسته از جنبش های خود بخودی (عمل  گرایی).

برهمین پایه است که باید تلاش کنیم مفهوم “سیاست و مشیِ  مستقلِ طبقاتیِ حزب طبقه کارگر ایران” را طرح و تبیین نموده و جایگاه تاریخی آنرا برای آگاهی توده های زحمتکش میهن خود مستدل سازیم.

اینها همه آن دسته خطراتی به شمار می آیند که میتواند جنبش انقلابیِ درحال تکوین و تاکتیکها و سیاست هایِ حزب طبقه کارگر ایران و عملکرد توده ای ها در صحنه عمل سیاسی و پراتیک انقلابی را گرفتار سردرگمی و  دستخوش جاماندگی از جریانِ کُند، ولی عمیقِ تحولاتِ سیاسی و تغییراتِ بنیادینِ اجتماعی و تاریخی در میهن ما  نماید. تغییر و تحولاتی که تحقق آنها در تحلیلِ نهایی، جز با اراده آهنین و دستانِ پرتوانِ توده هایِ آگاهِ زحمت و کار رقم نخواهد خورد. این را نیز باید بدانیم که رویدادهای تاریخی با کسی تعارف ندارند و هرگز منتظرِ کسی نمی مانند!

و بالاخره  این پرسش و دغدغه ذهنی که چرا وقتی برخی اصلاح طلبان رادیکال و پیشرو در داخل میهن، با شجاعتی ستودنی و در نامه هایی سرگشاده، همه اعتبار و اقتدار و حیثیت و جایگاهِ پوشالیِ ولی مطلقه فقیه را این چنین به چالش می کشند و او را به درستی،  منشاء و مسبّبِ اصلیِ ایجادِ بحران های اقتصادی و اجتماعی و سیاسیِ کنونیِ جامعه معرفی می کنند، چرا نباید مثلا در سایت وزین “توده ای ها”، به عنوان “ذره ای و ظرفیتی کوچک، ولو محدود” مورد توجه و تحلیل مشخص و حتی پشتیبانی قرار گیرند؟

نیک میدانم که با این نوشتار و ابرازِ نظر، ازهم اکنون انتقادات یا اتهاماتِ بیشمارِی را از چندسو به سمت “امید” روانه کرده ام مبنی براینکه: “همین اصلاح طلبان 21 سال است که در میدانِ عمل امتحانِ خود را پس داده اند و رفوزه شده اند!  تبلیغِ دنباله روی از بورژوازی و خرده بورژوازی! تبلیغِ برای سازشِ طبقاتیِ طبقه کارگر با بورژوازی! دل بستن به نق و نال هایِ گهگاهیِ بورژوازیِ ضعیفِ داخلی علیه انحصار و رانت خواری و فسادِ گسترده بورژوازی نولیبرال،… وبالاخره این انتقاد که مفاهیمی مثل خرده بورژوازی مترقی و رادیکال و یا دمکراتهای انقلابی فقط در مقطع انقلاب57 مفهوم داشت و امروز نه حاکمیت، حاکمیتِ آن روزهاست و نه مردم، آن مردمِ ساده لوحی که افسانه ظهورِ عکسِ امام در ماه را  باور می کردند و برخی نیز حتی آنرا می دیدند و به دیگران نشان می دادند! و الخ…

اما بر می گردم به اصل سخن و آن، چرایی و چگونگیِ ضرورتِ آفرینش حماسه ای دیگر به دست توده ای ها در آینده ای نه چندان دور: “بازگشتِ دوباره حزب توده ایران به صحنه تحولاتِ سیاسیِ جاری در ایران”. حضوری آهسته و پیوسته، ظهور و بازگشتی دوباره برای باز کردن دوباره دربِ گلخانه ها، شکستنِ همه قفل ها، به دارِ نور کشیدنِ تبردارانِ ظلمت، و آغازیدنی دوباره از جایی که ناتمام ماندیم… رویشی دوباره و کوششی آگاهانه برای دستیابی به آماجهای برزمین مانده انقلاب بهمن57…

نگارنده این سطور، پس از برگزاریِ کنگره وحدت و بنیادگذاریِ حزبِ چپِ ایران(فدائیان خلق)، در پاسخ به  نوشتارِ فرخ نگهدار در سایتِ عصرنو که به فکرِ یارگیری از میان “توده ای های جداشده از حزب” افتاده بود، در صفحه فیس بوک ایشان در زیرِ همان پست با عنوانِ درباره حزب چپ ایران(فداییان خلق)، با لحنی رفیقانه گفتم و نوشتم:

“هردو تشکل (مورد اشاره) طبعا درکنار ریزش ها و گسست ها، با رویش ها و پیوندهایِ تازه ای مواجه بوده اند و به باورِ من؛ دیر یا زود، “حزب توده ایران” بدلیل داشتن ریشه دراعماقِ جامعه خود و باور و ایمانِ بی خدشه به نیرویِ تاریخ سازِ توده های کار وزحمت، بارِدیگر بزرگترین حزبِ سیاسیِ ایران خواهد بود. بنابراین از آبدیده ترهایی چون شما که در مسیر پروسه وحدت حزب و سازمان درگذشته کوشش زیادی مبذول داشته اید، هم اکنون هم انتظار میرود مساعی خودرا همچنان مصروف پیگیری همان روند گذشته با ایده هایی نو ازطرفِ تشکلِ نوبنیاد به مثابه یکی از گردانهایِ چپِ ایران نمایید. اینکه فرموده اید “با شناختی که از بخشِ بزرگی از توده ای های جداشده از حزب دارم، برخلاف چپ روهای تندرو، آنها به لحاظِ فکری عاطفی و سیاسی با فدائیانی که حزب تازه را به وجود آورده اند، همسویی ها وهمپوشی های فراوان دارند”، ممکن است ازسوی نااهلان و بددلان به “تلاش برای یارگیری ازصفوف طرف یا رقیب مقابل” تعبیر شود که قطعا چنین منظوری نداشته و ندارید…”

حال، علیِ خامنه ای دژخیم یا صادقِ زیباکلامِ آزادیخواه؛ هیچ فرقی نمی کند. مهم این است که به تدریج گوشهایی پیدا شده و می شوند که طنین صدای گام های بازگشت حزب توده ایران به صحنه تحولات سیاسی و عرصه پراتیک انقلابی در درون میهن را می شنوند، حتی اگر هم نخواهند! همان طنینِ موزونِ”چنبره غوغاگرِ زنبور بر گِردِ گلِ مینا”(ا.ط)، برای تحقق بخشیدن به عملِ منسجم، آگاهانه و هدفمند در مسیر تحول و تکامل تاریخ… که برای دیکتاتورها، صدایی بس گوشخراش و هولناک است.

تجربه مبارزات خلق های از بند رسته و آزمون تاریخی مردم درایران در انقلاب57 به ما می آموزد که گوشِ دیکتاتورها به سبب ماهیتِ ارتجاعی و جایگاهِ طبقاتیِ ستمگرانه ای که در سمت خلاف تحول و تکاملِ تاریخ دارند، عادت بیشتری به شنیدن صدای عنکر الاصواتِ “تقلایِ اوباشانه، جنجالی، بی برنامه و ویرانگرِ خرمگس بر جدارِ شیشه”(ا.ط) دارد.

آن کسانی که ستم می کنند و آن کسانی که ستم می بینند، هرگز نمی توانند تلقی واحدی از جهان و سیر تکاملی تاریخ و جامعه انسانی داشته باشند و”ما آدمی زادگانیم: شورشگرانِ کنجکاو، مورانِ خِرَدمند، قافله ای کِش پایان نَه”(ا.ط)

اما توده های میلیونیِ رنج و زحمت و کار در ایران – کارگران و زحمتکشانِ یدی و فکری- درطولِ تاریخ نشان داده اند که همیشه گوشِ شنوایی برای شنیدنِ “حرفِ حق” داشته و دارند ولواینکه بر زبان توده ای ها جاری شود.

زنده یاد احسان طبری، در پایانِ مقاله ای از سالهای دهه 40 و50 خود که بعداز انقلاب آنها را در کتابی باعنوانِ “مسائلی از فرهنگ و هنرو زبان” درمرداد1359 گردآوری کرد، می نویسد: “اگر شما با جنجال، زباله خود را بر دوشِ زمانه بار کنید، او صبور است و اگر لازم باشد می گذارد تا دورِ شما به پایان برسد. سپس آنرا از دوشِ خود خواهد افکند.”

ای جوی بیا به هم همآوا گردیم

با چشمه و شطّ و رود، یکجا گردیم

پیوند کنیم روشنی با پاکی

باشد روزی دوباره دریا گردیم…

**********

* رفیق علی خاوری، صدرِ سابقِ کمیته مرکزیِ حزب توده ایران در خاطراتی از روزهایِ انقلاب57، درباره روزِ آزادیِ خود از زندان چنین گفته است: “با آخرین گروهِ زندانیانِ سیاسی از زندانِ قصر آزاد شدم… درشب اول بهمن درمیدان جلوی زندان قصر انبوه بزرگی تظاهرکننده جمع بودند و شعار می دادند. آخرین بازماندگانِ زندانیانِ سیاسی با وسائل خودشان در پشت درِ بزرگِ زندان جمع شده بودند و آماده خروج از زندان. افسرِ نگهبان در سردرِ زندان با بلندگو روبه زندانیان گفت:

رفقا! خلق در انتظارِ شماست!

پایان مطلب

 




فراخوان به مبارزه ی ملی علیه خطر جنگ! 

 

در اعلامیه آمادگی حزب چپ ایران (فداییدان خلق) برای جستجوی مشترک با دیگر احزاب و نیروها اعلام شده است به طور جمعی راه حل خروج از بحران و تهدید پوشیده و علنی علیه ایران را جستجو کند.

این پیشنهاد مورد تایید کامل حزب توده ایران و همه ی توده ای ها است. ضروری است میان دو رهبری در این باره رابطه ی مشخصی در این زمینه هم امروز برقرار گردد
در این مذاکرات باید میان سیاست ماجراجویانه رژیم ولایی و نظام سرمایه داری حاکم بر ایران و وظیفه میهن دوستان و دولت های ایران در دفاع از حق حاکمیت خلق ها در برابر تجاوزات امپرسالیسم تفاوت قایل شد. ماجراجویی باید پایان یابد، دفاع از حقوق خلق ها در نبرد ضد امپریالیستی باید از حمایت همه جانبه برخوردار گردد

توده ای ها
سه‌شنبه  ۱٨ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ٨ می ۲۰۱٨

 

دوشنبه  ۱۷ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ۷ می ۲۰۱٨

 

اخبار روز: حزب چپ ایران (فدائیان خلق) دوشنبه شب با انتشار اعلامیه ای پیرامون بحران فزاینده بین ایران و آمریکا، از همه ی صلح طلبانی که علیه سیاست های جنگ طلبانه آمریکا و جمهوری اسلامی مبارزه می کنند، برای یک مبارزه ی ملی هماهنگ علیه خطر درگیری نظامی دعوت کرد. متن این اعلامیه را در زیر می خوانید:

سیاست های جنگ طلبانه را محکوم می کنیم!
خواهان حفظ برجام هستیم!

کشور ما در آستانه ی یکی از تندپیچ‌های خطرناک خود و در معرض پیامدهای تنش آلودترین مناسبات سیاسی با امریکا و منطقه قرار دارد. آسمان ایران گرچه از سال ها پیش با رفتارهای جمهوری اسلامی دچار تیرگی است، اما ابرهای سیاه پس از روی کار آمدن دولت ترامپ خبر از حادثه‌ای شوم می دهند و حکایت از وقوع فجایع بیشتر در حیات ملی ما دارند. احتمال خطر فرو رفتن بیشتر کشور و مردمانش در مهلکه ای ویرانگر، بیش از هر زمان دیگری است. ما شدیداً نگران اوضاع هستیم.

در واشنگتن حلقه ی مدافعان سیاست تنش افزا با جمهوری اسلامی تکمیل می شود. سیاستمدارانی که نزدیک‌ترین پیوندها را با صاحبان صنایع تسلیحاتی، “آیپک” ـ مدافع دولت کنونی اسرائیل ـ و شیوخ میلیاردر صاحب دلارهای نفتی عربی دارند و جملگی بر مشی تخاصم با جمهوری اسلامی پای می فشارند. از این‌رو، راهکار ابطال “برجام” توسط ترامپ در چند روز آتی چندان نامحتمل نیست. سرنوشت “برجام” با سیاست خارجی جمهوری اسلامی گره خورده است.

از سوی دیگر مهم‌ترین دست آویز دولت دست راستی اسرائیل برای پیشبرد سیاست‌های اشغالگرانه و شهرک سازی‌های تجاوزگرانه‌ در سرزمین های متعلق به مردم فلسطین، به تعویق انداختن و عملاً به تعطیلی کشاندن راه حل دو دولت مستقل، تداوم و تشدید سیاست “دشمنی” با اسرائیل توسط جمهوری اسلامی است. دشمنی” جمهوری اسلامی برای این دولت، یک “نعمت” آسمانی است! دولت اسرائیل سود خود را در تشدید هرچه بیشتر این تخاصم  می بیند.
چندین دولت عربی در منطقه و در راس آن‌ها عربستان سعودی هم، اینک سیاست خارجی خود در قبال جمهوری اسلامی را به تمامی برپایه ی خصومت متقابل و فزاینده با جمهوری اسلامی قرار داده‌اند. مناسبات تنش آلود بین آن‌ها هر روز به سطح خطرناک تری کشیده می شود. سیاست خارجی عربستان سعودی و شرکایش بر محور مقابله با جمهوری اسلامی خطری بسیار جدی علیه کشور ما است. ائتلاف سیاسی عربستان با تعدادی از کشورهای عربی در برابر ایران، می تواند به یک اتحاد نظامی فرا بروید.
درست در این شرایط که ایران با تهدیدهای جدی مواجه است، جمهوری اسلامی اما کماکان سیاست‌های تحریک آمیز و مداخله جویانه‌‌‌اش در کشورهای همسایه ی دور و نزدیک را ادامه می دهد. سیاست خارجی رژیم جمهوری اسلامی بر اساس تقدم دادن به نظامی گری، تنش فزایی‌ها و دشمنی با امریکا و اسرائیل تنظیم می شود. در این سیاست گذاری، نه خبری از تلاش‌های مسئولانه در راستای تنش زدایی و نه رسیدن به تفاهم جمعی مبتنی بر مصالح متقابل با کشورهای منطقه است. سکان سیاست خارجی کشور در قبال منطقه ی پر آشوب خاورمیانه بر عهده ی “سپاه قدس” با هدایت بیت خامنه ای است که بر طبل مشی “عمق استراتژیک” می کوبد.
این‌ها همه، مولفه‌های مشی سیاسی واحدی هستند که هر لحظه ممکن است به درگیری نظامی فرا بروید. خطر بس هشدار دهنده است و ما، درست بر پایه ی چنین ارزیابی از اوضاع است که در این لحظات خطیر، بر آن شده‌ایم تا با همه ی وجود هشدار بدهیم.
در چنین شرایطی ما ضمن فراخواندن نیروهائی که دل در گرو سعادت مردم ایران دارند، بر نکات زیر تاکید داریم:

– اعلام ابطال برجام توسط ترامپ، به ویژه این ‌که با واکنش ناسنجیده و تلافی جویانه جمهوری اسلامی نیز همراه گردد، نه تنها تهدیدها علیه امنیت کشور و مردم ما را تشدید خواهد کرد، بلکه میدان را برای سیاست دولت کنونی امریکا نیز گشوده تر خواهد کرد. ما خواهان حفظ برجام هستیم.
– لازمه ی جلوگیری از بروز فاجعه ی احتمالی، در عین افشای ماهیت تجاوزگرانه ی سیاست های دولت ترامپ و متحدان منطقه ای آن، همانا عقب نشاندن جمهوری اسلامی از سیاست های کنونی خود در قبال منطقه است. این درست است که افشاگری علیه مقاصد ائتلاف سه گانه ی ضد ایرانی در سطح بین المللی یک وظیفه آنی برای همه ی بشریت ضدجنگ و از جمله و در درجه ی نخست بر عهده ی ایرانیان مترقی و صلحدوست است، اما سیاست افشاگرانه علیه این ائتلاف شوم نباید بر وظیفه ی ما جهت خنثی کردن سیاست های ماجراجویانه ی جمهوری اسلامی سایه بیندازد. جمهوری اسلامی با اعمال خود برای این ائتلاف شوم فرصت و بهانه می سازد تا بتوانند ساز خود کوک کنند.
– ایران منفعتی در سوریه ندارد. جمهوری اسلامی باید سوریه را ترک گوید و هزینه ی جانی، سیاسی و اقتصادی بیشتر از این را بر ایران تحمیل نکند. روزهای آتی فرصت مناسبی است که جمهوری اسلامی آمادگی خود را برای خروج از سوریه اعلام کند. بحران سوریه راه حل نظامی ندارد. حفظ صلح در منطقه و منافع ملی ایران ایجاب می کند که مسایل سوریه از طریق مذاکره حل و فصل گردد، همه ی کشورهای خارجی دخیل از سوریه خارج شوند و سرنوشت سوریه توسط مردم آن در یک انتخابات آزاد و دمکراتیک رقم بخورد. دخالت ولی فقیه و سپاه در سوریه عواقب مخربی برای ایران داشته است. این دخالت‌ها  باید بی درنگ قطع شوند.
ـ در این شرایط چپ ایران باید در عین محکوم کردن سیاست های جنگ طلبانه ی دولت آمریکا، به افشاء ماهیت هر نوع از “ناسیونالیسم” برخیزد که عملاً به جمهوری اسلامی کمک می کند تا با کوبیدن بر طبل تداوم تنش‌ها، رویارویی‌های فاجعه بار موجود را توجیه کرده و به اتکای آن، مشی ضدملی خود را پیش ببرد. بر همین بستر نباید اجازه داد مخالفت بر حق مردم ایران با سیاست های امپریالیستی، ره به “غرب ستیزی” مطلوب جمهوری اسلامی و توجیه سیاست های ایدئولوژیک او ببرد.
ـ مردم ایران نیازمند همبستگی ملی علیه سیاست های تنش افزا و تشنج زای جنگ افروزانه‌اند. ما با تمرکز بر موقعیت وخیم میلیون‌ها توده ی رنجبر و محروم، برآنیم که اگر جنگی درگیرد بیشترین مصائب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن بی هیچ تردیدی متوجه زحمتکشانی خواهد بود که حتی در شرایط صلح نیز کمرشان زیر سنگین ترین فشارها خم است، چه رسد به زمانی که تحریم های فلج کننده ی اقتصادی و جنگی خانمانسوز با چهره ی کریه، چنگ در گریبان آنان بیندازد و گلویشان را بفشارد.
– پیشنهاد ما به عنوان بخشی از چپ ایران این است که گفتگو و مذاکره برای رسیدن به یک برنامه عمل مشترک برای هماهنگ کردن مبارزه علیه خطری که در کمین کشور نشسته است، بی هیچ درنگی آغاز شود. فراخوان برای این همسویی، همراهی و همکاری، در خدمت تحقق اتحاد وسیع چپ نیز هست. ما در عمل است که متحد می شویم.
ـ ما، مشارکت چپ در زمینه ی راه انداختن مبارزه ی ملی هماهنگ علیه درگیری نظامی و جنگ را، یک وظیفه ی تاخیرناپذیر در این مقطع حساس از حیات سیاسی کشور می دانیم و اعلام می داریم که هم کوشنده ی ایجاد چنین هماهنگی و هم آماده برای تحقق آن هستیم. ما همه ی نیروها و جریان های صلح طلب را که با تهدید نظامی و جنگ مخالفت دارند و حاضرند همزمان، علیه طرفین این روند خطرناک و ماجراجویانه مبارزه کنند، به همراهی و همکاری دعوت می کنیم.

شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ – ۷ مه ۲۰۱۸




نگاهی به چگونگی برگزاری روز جهانی کارگر

نویدنو  15/02/1397 نویدنو  15/02/1397

بر می خیزی و می خوانیبه زیرِ پرچمِ خونرنگتآینده رافردای پا گشا را تا آفتاب چهره نمایدو روزگارِ پریشان را با مهر بیاراید .

از چشم  یک شرکت کننده

فراخوانی از سوی تعدادی از تشکل های  کارگری و برخی از فعالان چپ  برای برگزاری  تجمعی  در ارتباط با روزجهانی کارگر در برابر مجلس در فضای مجازی منتشر شده بود که بر اساس این فرخوان ساعت 10 روز یازدهم اردیبهشت چند صد نفر از فعالان کارگری و چپ در این تجمع حاضر شدند و با سر دادن شعارها و قرائت قطع نامه هایی در دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان این روز را گرامی داشتند. اما امسال نیز  مانند سال های گذشته  موانع و محدودیت های بسیاری برای برگزاری جشن اول ماه وجود داشت که مانع برگزاری شایسته این روز گردید. از یک سو نیروی انتظامی از اولین دقایق شکل گیری تجمع با محاصره تجمع و تنگ تر کردن مداوم حلقه محاصره ، عکسبرداری و فیلم برداری گسترده از شرکت کنندگان و… نسبت به ایجاد جو امنیتی اقدام نمود و از سوی دیگر با اعلام سریع ضرورت پایان دادن به تجمع و ممانعت از راهپیمایی شرکت کنندگان در تجمع و بازداشت تعدادی از شرکت کنندگان ، مانع از برگزاری آن شده و به روشی کاملا دقیق و مهندسی شده به تجمع پایان داد. اما تا مدتی پس از پایان تجمع نیز گفتگوی شرکت کنندگان پراکنده شده با مامورانی که به منظور ممانعت از شکل گیری احتمالی دوباره تجمع در خیابان مستقر بودند ، ادامه داشت. در یکی از این گفتگوها کارگر مسنی که با سرو وضع بسیار ساده با چند مامور جوان نیروی انتظامی بحث می کرد، با چهره ای برافروخته و مصمم به ماموران جوانی که  او را به متفرق شدن و اجتناب از زیر پا گذاشتن قانون فرا می خواندند، می گفت “شما جای بچه های من هستید، … این قانونی که فقر و فلاکت ما کارگران و چپاول و غارت و دزدی سرمایه داران و قدرتمندان را مورد حمایت قرار می دهد، هیچ ارزشی برای ما ندارد . تنها قانونی مقدس است که حافظ منافع توده های مردم باشد و…” به هر حال با بازداشت عده ای که بعداً اعلام شد هفت نفر بودند، به تجمع پایان داده شد .
نکاتی در این ارتباط قابل توجه به نظر می رسد:
1-   قبل از هر چیز باید  ممانعت از برگزاری  روز جهانی کارگر را  در کنار بسیاری  از موارد مشابه دیگر به عنوان  محک عینی دیگری برای ارزیابی ادعاهای رئیس جمهوری مورد توجه قرار داد که برای جلب آرای مردم ، خود را مدافع “حقوق شهروندی ” معرفی کرده  بود، اما  نه تنها  از سوی او هیچ گونه اقدامی در دفاع از حق آزادی تشکل و تجمع کارگران در دفاع از حقوق  آنها نشد، بلکه نیروی انتظامی تحت فرمان دولت و وزارت کشور او تجمع مسالمت آمیز و آرام  کارگران را تاب نیاورده و با بازداشت عده ای از شرکت کنندگان به آن پایان دادد. دولت روحانی و مدافعان و رای دهندگان به آن پاسخی برای این پرسش نخواهند داشت که آیا برگزاری گرامی داشت روز جهانی کارگر در یک تجمع و راهپیمایی مسالمت آمیز نیز در دایره تعاریف ، درک  و ادعا های رئیس جمهور حقوقدان (نه ژنرال) از حقوق شهروندی قرار می گیرد یا خیر؟ اگر قرار می گیرد ، چرا دولت ایشان مانع از برگزاری این تجمع می گردد و اگر قرار نمی گیرد، بی اعتباری ادعا های ایشان  در مورد حقوق شهروندی را می توان بیش  از پیش  مشاهده  نمود.
2-   وجود جو فشار و احساس نا امنی و ممانعت  عملی  از برگزاری  تظاهرات  و  جشن  اول ماه  می ، سبب  کاهش  تعداد شرکت  کنندگان در مراسم  شد که این موضوع به  نوبه  خود به  محاصره  آسان جمعیت  و بازداشت  تعدادی  از آنها و پراکنده  کردن تجمع از سوی نیروی انتظامی منجر شد.
3-   نمی توان چشم بر این حقیقت مهم که حضور چند صد نفر جمعیت برای بزرگداشت روز جهانی کارگر در کلان شهری چون تهران بسیار تاسف بار است بست . اما این  واقعیت به هیچ وجه از اهمیت نفس برگزاری این تجمع نمی کاهد. تعداد محدود شرکت کنندگان در تجمع به هیچ وجه اهمیت کار  کسانی را که نسبت به برنامه ریزی و برگزاری این تجمع و طرح مطالبات کارگران در چنین شرایطی در برابر مجلس اقدام کردند، کم نمی کند. بویژه این که این حرکت بیانگر یک حرکت مستقل کارگری  و  مستقل از جناح  های سیاسی حاکم  قابل توجه است.
4-   این واقعیت همچنین نشان می دهد که طیف نیروهای چپ رفورمیست و  مدافعان رویکرد اصلاح طلبانه که با استدلال های رنگارنگ و با هیجان و به صورت فعال در هنگام انتخابات ، شرکت در انتخابات را کاری عملگرایانه و در راستای حمایت از حقوق دموکراتیک مردم در برابر اصول گرایان و…دانسته و دیگران را متهم به بی عملی  و انفعال می کنند، حاضر به مشارکت در یک حرکت اجتماعی و مدنی مسالمت آمیز در دفاع از منافع طبقه کارگر و بزرگداشت روز جهانی کارگر نیستند. ظاهراً شرکت در انتخابات و رای دادن به دولت نئولیبرال و مدعی حقوق شهروندی از نظر آنها بسیار مهم تر و تاثیرگذارتر از همراهی با فعالان سندیکالیست و صنفی و کارگری برای بزرگداشت روز جهانی کارگر است.
5-   یکی از نقاط قوت این حرکت به شعارهای درست کارگری و دارای جهت گیری طبقاتی مطرح شده در تجمع مربوط می شد که  بویژه با توجه به موارد مختلف شعارهای  انحرافی در ماه های گذشته چون “مرگ بر کارگر – درود بر ستمگر ” و…، این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است. شعار “نان ،کار، آزادی” به عنوان شعار برجسته و نمادین این تجمع  بسیار چشمگیر بود که می تواند  اهمیت بسیار زیادی در هدایت اعتراضات کارگری پیش رو داشته باشد.
6-   یک نقطه قوت دیگر این تجمع را می توان به ترکیب سنی و جنسیتی شرکت کنندگان در آن مرتبط دانست. ترکیب متناسبی از افراد مسن، میانسال و جوان و سهم نسبی قابل توجه و بیش از انتظار جوانان در این تجمع امید بخش بود. ضمناً سهم نسبی زنان شرکت کننده نیز نسبت به مردان مناسب بود که این موضوع نیز امید بخش است. بسیاری از شرکت کنندگان به صورت خانوادگی در تجمع حاضر شده بودند که فضای خوبی را به تجمع داده بود.
7-   نکته مهم دیگر به قطعنامه های خوانده شده در تجمع مربوط می شد که در هر دوی آنها بر حمایت از مطالبات  دموکراتیک اقشار مختلف جامعه از جمله مطالبات برابری خواهانه زنان بویژه مخالفت با حجاب اجباری تاکید شده بود که در بردارنده چشم انداز نزدیکی و اتحاد بین جنبش زنان و جنبش کارگری است.
8-   در کنار اهمیت برگزاری این تجمع و تلاشی که برای برنامه ریزی و برگزاری آن انجام شد، نمی توان چشم بر برخی کاستی ها در این زمینه بست. اطلاع رسانی محدود و دیر هنگام در مورد زمان و مکان برگزاری تجمع، سبب گردید تا تعداد شرکت کنندگان در آن بسیار کمتر از آنچه می توانست باشد، که این امر به نوبه خود کار پراکنده نمودن آن از سوی نیروی پلیس را بسیار آسان نمود. تا جایی که پلیس با ایجاد یک حلقه فشرده و دائماً محدودتر  شونده از ماموران به دور جمعیت ، از یک سو نسبت به ایجاد فضای امنیتی و ممانعت از پیوستن مردم به جمعیت اقدام نمود و از سوی دیگر با تنگ تر نمودن حلقه محاصره هرگونه فضا و امکان تنفس را از جمعیت سلب نمود و سرانجام نیز با بازداشت تعدادی و ممانعت از دادن شعار از بلندگو ، به صورت بسیار حرفه ای و با کمترین دردسر موفق به پایان دادن به تجمع شد.
این در حالی است که امکان آن وجود دارد تا با توافق بر یک پلاتفرم مشترک برای برنامه ریزی جهت برگزاری جشن اول ماه در بین طیف های مختلف فعالان کارگری و چپ و تبلیغ وسیع آن در فضای مجازی از مدتی قبل از برگزاری این تجمع ، توجه بسیاری از مردم را به این تجمع جلب نمود. در این صورت حتی اگر پلیس مانع برگزاری آن شود، برایش بدون هزینه نبوده و بازتاب خبری آن می تواند برای جنبش کارگری و چپ بار تبلیغی مثبت بوده و با احساس همدردی و همبستگی توده های مردم همراه باشد.
9-   نکته دیگر قابل ذکر در این ارتباط که نیازمند توجه جدی است این است که برای کسانی که به عنوان مدافعان طبقه کارگر برای برگزاری جشن اول ماه با برگزاری تجمع در برابر مجلس برنامه ریزی می کنند و به اتحاد کارگران سراسر جهان باور دارند، نباید توافق بر سر یک قطعنامه جهت خواندن در مراسم روز جهانی کارگر تا این حد دشوار باشد. خواندن دو قطعنامه در مراسم نشان از عدم هماهنگی در این زمینه بود که یک کاستی و نقص جدی محسوب می شود. ضمن اینکه امکانات فنی و بلندگو و قرائت کننده نیز از این زاویه می توانست مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
10-               بزرگداشت روز کارگر اساسا باید با شرکت همه نیروهای مدافع طبقه کارگر فارغ از دیدگاه ها و نظرات مختلفی که در برخی زمینه ها دارند، برگزار شود. اما حقیقت آن است که تجمعات پراکنده ای در این زمینه از جمله در روزهای قبل از اول ماه می برگزار شد که نشان از وجود ناهماهنگی هایی در این زمینه است. حقیقت آن است که فعالان چپ و کارگری همچنان انحراف و عارضه سکتاریسم و فرقه گرایی و بدتر از آن ، فردگرایی و خویشتن پاسی را در سطحی گسترده در پراتیک اجتماعی و سیاسی خود بازتاب می دهند که برای جنبش کارگری بسیار مضر است. باید پرسید کسانی که بر اساس شعار مانیفست کمونیستی ، به چشم انداز اتحاد همه کارگران جهان باور دارند،  چگونه نمی توانند برای برگزاری تجمعی به مناسبت اول ماه می در کلان شهری چون تهران که مسائل و مشکلات کارگری متعددی از در و دیوار آن می بارد ، به توافقی حداقلی دست یابند و نیروی متحد و یکپارچه خود را بر محور آن متمرکز کنند؟ منزه طلبی ، تمامیت خواهی، برخورد ایده آلیستی و انتزاعی با جنبش کارگری، عدم درک دیالکتیک واقعی و ضرورت های عاجل و مهم جنبش کارگری و….را می توان از دلایل مهم این پراکندگی و ناهماهنگی دانست.
11-               در هیچ یک از دو قطعنامه خوانده شده در تجمع نشانی از اسامی تشکل های کارگری مطرح  کشور که در نتیجه مبارزات پیگیر خود  از جایگاه ویژه ای در جنبش کارگری کشور برخوردارند ، مانند سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و همینطور سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه و….پیدا نبود. همچنین در این تجمع می توانست برخی پیام های فعالین سندیکایی و کارگری چون رضا شهابی خوانده شود که اثری از آن هم نبود.
12-               کانون صنفی معلمان بارها در طی سال های گذشته تجمع های بزرگی را در برابر مجلس برگزار کرده است ، حضور بخشی از این اعضای کانون صنفی معلمان و معلمان معترض در کنار کارگران برگزار کننده روز جهانی کارگر در برابر مجلس می توانست برگزاری این تجمع را بمراتب بیشتر مورد توجه توده های مردم قرار دهد.
یکی از مهم ترین درس های برگزاری جشن اول ماه می امسال را می توان این امر دانست که برگزاری شایسته روز کارگر نیازمند برنامه ریزی، هماهنگی، اتحاد عمل و همگامی  و تدارک و اطلاع رسانی و تبلیغ بمراتب بیشتری است، که این امر به نوبه خود مستلزم درک درست ضرورت های طبقه کارگر از سوی فعالان چپ و غلبه بر توهمات رفورمیستی و تنگ نظری های فرقه گرایانه در جنبش کارگری است.

قطعنامه تشکل‌های مستقل کارگری به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر

فرخنده باد اول ماه روز همبستگی جهانی طبقه کارگر، همبسته تر باد اتحاد کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، دانشجویان و عموم توده های زحمتکش مردم ایران برای رهائی از فقر و فلاکت و استبداد.امسال ما کارگران در شرایطی اول ماه مه را گرامی میداریم که علاوه بر تداوم و تشدید فقر و فلاکت و گرانی، شیرازه های اقتصاد و اداره جامعه به شکل غیر قابل کنترلی در حال از هم گسیختگی است و جناحهای مختلف قدرت به رغم اعترافات آشکار و نهان به این حقیقت غیر قابل انکار، هیچ برنامه ای جز تحمیل فقر و فلاکت بیشتر به میلیون ها کارگر و مردم زحمتکش ایران و سرکوب اعتراضات آنان ندارند.کسانی که چهل سال پیش با ژست مستضعف پناهی بر سرنوشت جامعه حاکم شدند، بی هیچ شرمی در ملاءعام بر گرده کارگر شلاق زدند، با ممنوعیت اعتصاب و تشکل های مستقل کارگری و سرکوب هر گونه فریاد حق خواهی کارگران شرایطی را پدید آوردند که امروزه در ایران به عنوان یکی از ثروتمند ترین کشور های جهان، پدیده کودکان کار، تن فروشی، زباله گردی برای سیر کردن شکم، اعتیاد، بیکاری، استیصال و درماندگی از گذران زندگی، خودکشی و هزار و یک مصیبت اجتماعی دیگر بیداد میکند. حداقل مزد کارگران چهار برابر زیر خط فقر است و این دستمزد شرم آور در اغلب مراکز تولیدی و صنعتی با ماهها عقب افتادگی و به ضرب و زور اعتراضات مداوم کارگران پرداخت می شود و در بسیاری از مراکز تولیدی و خدماتی همین حداقل مزد نیز پرداخت نمی شود.اما به رغم وجود چنین مصائب دهشتناکی و خیزش سراسری مردم علیه فقر و گرانی در دی ماه سال گذشته و تداوم آن به اشکال مختلف در سطح کشور، سیاست سرریز کردن کل بار بحران و بن بست اقتصادی موجود بر دوش طبقه کارگر و خالی تر کردن سفره های میلیونها خانواده کارگری بی هیچ ابایی از سوی حکومتگران ادامه دارد.چرخه تعطیلی و ورشکستگی مراکز تولیدی و صنعتی با واگذاری آنها به نهادها و اشخاص مرتبط با حوزه قدرت هر روز شتاب بیشتری به خود میگیرد و حکومت بیش از پیش با به هیچ انگاشتن مطالبات کارگران، معلمان، پرستاران، کشاورزان، جوانان، زنان، دانشجویان، دانشگاهیان و روشنفکران، دگراندیشان و صدها هزار مالباخته موسسات مالی وابسته به حوزه قدرت و مضاف بر آن، بی تفاوتی در برابر از هم گسیختگی بیش از پیش شیرازه های زندگی اجتماعی و اقتصادی سیاسی کشور، هیچ راهی جز دست بردن ما کارگران به اعتصابات و اعتراضات سراسری باقی نگذاشته است.ما با توجه به حقایق غیر قابل انکار فوق و نبود هیچ روزنه امیدی برای پایان دادن به شرایط فلاکتبار موجود، به ایجاد تحولات بنیادین در کشور تاکید و بر این بستر حداقل خواستهای خود را به شرح زیر اعلام میداریم:۱- افزایش فوری حداقل دستمزد به 5 میلیون تومان و پرداخت بیمه بیکاری به کارگران بیکار و جوانان آماده کار به میزان حداقل مزد۲- پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی، لغو مجازات اعدام و شلاق، لغو کلیه احکام صادره علیه فعالان کارگری، معلمان و دیگر جنبشهای آزادیخواه و عدالت طلب و آزادی بی قید و شرط همه معلمان و فعالان سیاسی و اجتماعی در بند۳- آزادی بی قید و شرط ایجاد تشکلهای مستقل، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، تجمع، اندیشه و بیان، احزاب و مطبوعات۴- پرداخت فوری مطالبات معوق کارگران، بازنشستگان، معلمان و کارمندان بخش خصوصی و دولتی همراه با خسارت دیر کرد و تصویب قانونی برای جرم دانستن عدم پرداخت حقوق و مزایا۵- تامین امنیت شغلی و توقف اخراج سازیها، بر چیده شدن قراردادهای موقت، امحا شرکت‌های تامین نیروی انسانی و پیمانکاری، قرار گرفتن کلیه کارگران شاغل در کارگاه‌های کوچک ، مناطق آزاد و ویژه تحت پوشش کامل قانون کار و اجرایی کردن بیمه کارگران ساختمانی۶- قطع دست دولت از صندوقهای بازنشستگی، سپردن اختیار صندوق سازمان تامین اجتماعی و دیگر صندوقهای بازنشستگی به هیات امنایی از نماینده های منتخب اعضا، محاکمه غارتگران صندوقهای بازنشستگی و جبران خسارتهای وارده به آنها۷- با توجه به ضد کارگری بودن قانون کار موجود، این قانون باید تغییر و هر گونه اصلاح و دست بردن در آن باید از طریق وسیع ترین اطلاع رسانی به کارگران و با دخالت مستقیم نماینده های منتخب مجامع عمومی آنان در سراسر کشور صورت بگیرد۸- ممنوعیت کار کودکان و فراهم کردن امکانات زندگی، تحصیل رایگان و برابر برای همه کودکان فارغ از تعلق خانوادگی، جنسیت، قومیت و مذهب مطابق با استانداردهای پیشرفته امروزی۹- برقراری بالاترین استانداردهای ایمنی کار در تمامی محیطهای کارگری۱۰- بر چیده شدن حجاب اجباری، بر چیده شدن تمامی قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی۱۱- به رسمیت شناخته شدن حق شهروندی برای مهاجرین افغانستانی و دیگر مهاجران و منع هر گونه اعمال تبعیض آمیز علیه آنان۱۲- اول ماه مه روز جهانی کارگر بايد تعطيل رسمی اعلام و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاری مراسم اين روز ملغی شود.کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر:سندیکای نقاشان استان البرزکانون مدافعان حقوق کارگرانجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاهاتحادیه آزاد کارگران ایرانکمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران

قطعنامه گروه اتحاد باز نشستگان




اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران
بازی خطرناک آمریکا، اسرائیل، و عربستان سعودی در منطقه

 

خطر درگیری نظامی با ایران جدّی است؛ باید نیروهای صلح‌طلب را بسیج کرد و به حرکت درآورد

هم‌میهنان گرامی!

با برگماری مایک پومپئو، رئیس سابق سازمان سیا، به وزارت امور خارجهٔ آمریکا، و جان بولتن به سمت مشاور امنیتی ترامپ، که هر دو از چهره‌های به‌شدّت جنگ‌طلب و از جناح نئوکان‌ها (نومحافظه‌کاران افراطی) در آمریکا هستند، و در پی آن، سفر مایک پومپئو به خاورمیانه در روزهای اخیر و دیدار او با وزیر امورخارجهٔ عربستان سعودی و نخست‌وزیر اسرائیل، تنش میان آمریکا و اسرائیل و عربستان سعودی از یک سو و جمهوری اسلامی از سوی دیگر ابعاد بسیار خطرناکی به خود گرفت.

در پی دیدار مایک پومپئو از اسرائیل، خبرگزاری‌های جهان روز دوشنبه ۱۰ اردیبهشت از حملۀ موشکی گستردهٔ اسرائیل به پایگاه‌های نیروی هوایی سوریه و مراکز سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در سوریه، و کشته شدن شماری از نظامیان ایرانی در این عملیات خبر دادند. به گزارش آفتاب نیوز، منابع محلی و فعالان صلح و حقوق و بشر مدعی شده‌اند که ۱۸ نیروی ایرانی در این حمله کشته و تعداد دیگری، از جمله یک فرمانده و مقام مسئول در مرکز “حیان طلال محمد”، در نتیجهٔ اصابت موشک به این مرکز واقع در شهرک سلحب و روستای نهرالبارد در حومهٔ غربی حماة زخمی شده‌اند. همچنین، بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر سوریه، انفجارهای شدیدی مناطق حومهٔ الحموی و استان حلب را لرزاند که ناشی از حمله‌های موشکی به مقرّ تیپ ۴۷ در حومهٔ جنوبی حماة و مناطق دیگر در نزدیکی شهرک سلحب بود. «تشرین»، روزنامهٔ رسمی دولت سوریه، به نقل از منابع میدانی نوشته است که حملهٔ اخیر به مقرّهای نظامی در استان‌های حماة و حلب از پایگاه‌های انگلیسی و آمریکایی در شمال اردن آغاز شده و از ۹ موشک بالیستیک در آن استفاده شده است.

در پی این حمله‌های تحریک‌آمیز، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر حکومت ضدمردمی اسرائیل، در نمایشی تلویزیونی که از مقرّ وزارت دفاع این کشور پخش می‌شد، مدّعی شد که ایران با دروغ گفتن به مجامع بین‌المللی همچنان برنامهٔ اتمی خود را ادامه داده است. نتانیاهو در شرایطی این ادعاها را مطرح کرد که در روزهای آینده دولت ترامپ قرار است تصمیم خود را در زمینهٔ خروج از برجام اعلام کند، و همهٔ شواهد حاکی از این است که به‌رغم درخواست کشورهای فرانسه، آلمان، و بریتانیا بر ضرورت پایبندی بر توافق‌نامهٔ برجام (و تلاش برای تغییر برخی مفاد مهم آن به ضرر منافع ایران)، دولت ترامپ بر اساس توافق‌هایی که با اسرائیل و عربستان سعودی کرده است، مصمّم است که خروج خود را از این توافق‌نامه، اعلام کند. در پی ادعاهای نخست‌وزیر اسرائیل در مورد دستیابی به مدارک متعددی حاکی از تخطّی جمهوری اسلامی از تعهدات بین‌المللی‌اش در زمینهٔ فعالیت‌های هسته‌یی، پومپئو گفت که “این مدارک دست‌کم کاملاً روشن می‌کند که حکومت ایران همواره به مردم خود دروغ گفته است.” وزیر امور خارجهٔ آمریکا در مورد واکنش دولت آمریکا به این ادعاهای اسرائیل گفت: “من این موضوع را به حقوقدانان واگذار می‌کنم، و در نهایت رئیس‌جمهوری [آمریکا] است که باید این موضوع را تشخیص دهد و در این مورد تصمیم بگیرد.”

گفتنی است که پس از این اظهارات پومپئو، دولت های بریتانیا، فرانسه، و آلمان همچنان تأکید کردند که بر تعهدات خود در چارچوب برجام پایبند خواهند ماند. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز روز سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت اعلام کرد که نشانه‌ای از تلاش جمهوری اسلامی ایران برای دستیابی به تسلیحات اتمی در سال‌های اخیر در دست ندارد. همچنین، به گزارش ایسنا، فدریکا موگرینی در سخنانی در قاهره گفت: «برجام بر اساس فرضیات یا اعتماد استوار نیست، بلکه بر تعهدات مشخص، راستی‌آزمایی، و نظارت دقیق توسط آژانس انرژی اتمی استوار شده است.» وی افزود: «آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید ابتدا اطلاعات منتشر شده از سوی نتانیاهو را بررسی کند، زیرا که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تنها سازمان مسئول نظارت بر تعهدات هسته‌یی ایران است.»

بسیاری از خبرگزاری‌های جهان ضمن ارزیابی تحولات جاری در دولت ترامپ و هماهنگی هرچه بیشتر دولت اسرائیل و عربستان سعودی با آن دولت، نوشتند که خطر درگیری نظامی میان اسرائیل و ایران بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. آموس یادلین، رئیس اطلاعات نظامی سابق اسرائیل، به گاردین گفت: “امکان شدّت گرفتن یک درگیری نظامی تمام عیار در سوریه بیشتر از هر زمان دیگری است. بدون شک ایران در حال برنامه‌ریزی برای پاسخ دادن است و ما باید صبر کنیم. ”

امیر حاتمی، وزیر دفاع رژیم ولایی ایران نیز در پاسخ به ادعاهای نتانیاهو و اقدامات تحریک‌آمیز اسرائیل گفت: «به رژیم اشغالگر قدس و حامیان آن هشدار می‌دهم که دست از دسیسه و رفتارهای خطرناک بردارند، چرا که پاسخ ایران غافلگیر کننده و پشیمان کننده خواهد بود…»

هم‌میهنان گرامی!

میهن ما و منطقهٔ خاورمیانه و خلیج فارس بار دیگر با خطر بسیار جدّی و فوری درگیری‌های فاجعه‌بار نظامی روبه‌روست که پیامدهای بسیار دهشتناکی برای ایران و کل منطقه به همراه خواهد داشت. بی‌توجهی به این خطرات و حمایت از سیاست‌های مخرّب و مداخله‌گرایانهٔ آمریکا، اسرائیل، و عربستان سعودی، برخلاف مدعیات برخی از نیروهای به‌اصطلاح اپوزیسیون وابسته و ضدمردمی، نه‌فقط به رهایی ایران از چنگال رژیم ولایت فقیه منجر نخواهد شد، بلکه همچون جنگ امپریالیسم برافروخته با عراق، پیامدهای بسیار مخرّبی برای میهن ما و جنبش مردمی خواهان آزادی، استقلال، و عدالت اجتماعی به همراه خواهد داشت. در شرایط حسّاس و بحرانی کنونی باید همهٔ نیروهای میهن‌دوست و صلح‌دوست در ایران و جهان را بسیج کرد و به حرکت درآورد و اجازه نداد تا مجموعه‌ای از نیروهای ارتجاعی و جنگ‌طلب در منطقه و ایران دوباره فاجعه بیافرینند. سخنان تحریک‌آمیز افرادی همچون حاتمی و برخی دیگر از سخنگویان رژیم ولایت فقیه فقط می‌تواند به سیاست تجاوزکارانهٔ نیروهای جنگ‌طلب یاری رساند.

مبارزهٔ مردم ایران برای طرد رژیم ولایت فقیه و استقرار حکومت ملّی و دموکراتیک در ایران و استقرار آزادی، دموکراسی، استقلال، و عدالت اجتماعی با دخالت نظامی و مخرّب نیروهای مرتجعی همچون دولت‌های ترامپ، نتانیاهو، و بن‌سلمان امکان‌پذیر نیست. در این لحظات حساس، مهم‌ترین وظیفهٔ همهٔ نیروهای ملّی و دموکراتیک بسیج کردن و به حرکت درآوردن همهٔ نیروهای صلح‌طلب میهن و جهان برای جلوگیری از آغاز جنگی ویرانگر و فاجعه‌بار در منطقهٔ ماست.

 

کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷