ضرب و جرح وحشیانه نماینده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه 

• عصر روز دوشنبه در حالیکه اسماعیل بخشی از نماینده های کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در حال عزیمت به منزل خود بود توسط سرنشینان نقابدار دو ماشین پژو و سمند با قمه مورد حمله قرار گرفت …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۲۶ دی ۱٣۹۶ –  ۱۶ ژانويه ۲۰۱٨

 

* ضرب و جرح وحشیانه اسماعیل بخشی نماینده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، صفوف ما کارگران را متحدتر و عزم مان را برای پایان دادن به وضعیت جهنمی موجود جزم تر خواهد کرد

اتحادیه ی آزاد کارگران ایران: عصر امروز (دوشنبه) در حالیکه اسماعیل بخشی از نماینده های کارگران شرکت نیشکر هفت تپه طبق معمول هر روز، حوالی ساعت پنج و نیم عصر از سرویس کارخانه پیاده شده و در حال عزیمت به منزل خود بود توسط سرنشینان نقابدار دو ماشین پژو و سمند با قمه مورد حمله قرار گرفت.
در پی این حمله و ایستادگی جسورانه اسماعیل در مقابل حمله کنندگان، بلافاصله اهالی محل متوجه حمله به او شده و به کمک اسماعیل شتافتند اما حمله کنندگان با شلیک یک تیر هوائی موفق به فرار از محل شدند.
این تعرض وحشیانه و خونین به اسماعیل بخشی، در حالی صورت گرفت که این نماینده سازش ناپذیر کارگران شرکت نیشکر هفت تپه علیرغم تهدید مستقیمی که سه روز پیش از سوی یکی از سهامداران کارخانه شده بود صبح امروز (دوشنبه) طی سخنان پر شور و قاطعانه ای در تجمع اعتراضی کارگران، با اشاره به بردگی تحمیل شده بر هزاران کارگر شرکت نیشکر هفت تپه، همکاران خود را به ایستادگی در مقابل دسیسه های کارفرما فراخواند.
بنا بر اظهار کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، طرح بکارگیری تعدادی اراذل و اوباش از سوی کارفرما علیه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه از اعتصاب شش روزه آنان در آذر ماه سالجاری مطرح بوده است و حمله وحشیانه امروز به اسماعیل بخشی مسئله ای نبوده است که کارفرما حتی در صدد پنهان کردن آن باشد.
اما امروز باند مافیائی حاکم بر شرکت نیشکر هفت تپه با گسیل عده ای اراذل و اوباش مسلح به سلاح سرد و گرم و تعرض خونین به اسماعیل بخشی، برگ دیگری از ماهیت پشت پرده خصوصی سازی در ایران را به نمایش گذاشت و نشان داد مافیای قدرت در ایران با درماندگی در مقابل مبارزات متحدانه کارگران، در صدد بکارگیری زبونانه ترین شکلی از ایجاد رعب و وحشت در میان کارگران برای غارت و چپاول ثروتهای اجتماعی همچون شرکت نیشکر هفت تپه است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران، دوشادوش کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، حمله به اسماعیل بخشی را قویا محکوم میکند و یقین دارد چنین تعرضی به یک نماینده کارگری، نه تنها خللی در اراده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در مبارزه برای دستیابی به مطالباتشان وارد نخواهد کرد بلکه صفوف آنان و طبقه کارگر ایران را در ابعادی سراسری فشرده تر از پیش خواهد نمود و عزم آنان را برای پایان دادن به وضعیت جهنمی موجود جزم تر خواهد کرد.




بیانیه ۱۵۰۰ دانشجوی دانشگاه تعران

کلمه – گروه خبر: به دنبال بازداشت تعدادی از دانشجویان پس از اعتراضات مردمی دو هفته گذشته، بیش از ۱۵۰۰ دانشجوی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران بیانیه‌ای در این خصوص صادر کردند.

این دانشجویان در بخشی از بیانیه‌ی خود با اشاره به آنکه بسیاری از دانشجویان در تجمعات مردمی حضور نداشتند نوشتند: “. برخی از دانشجویان دستگیرشده بدون حضور در تجمعات، و با بهانه‌ی غیرقابل قبولی تحت عنوان «پیشگیری» بازداشت شده‌اند. تعداد بسیاری از آن‌ها پس از بازداشت تماسی با خانواده‌هایشان نداشتند و چندین روز بی‌خبری از وضعیت آن‌ها، موجب نگرانی شده بود. هنوز پس از گذشت روزها، پیگیری خانواده‌های زیادی در بازداشتگاه‌ها، بدون دریافت پاسخی مشخص، بی‌سرانجام مانده است.”

به گزارش انصاف نیوز متن این بیانیه که به انصاف نیوز ارسال شده است در پی می‌آید:

باسمه تعالی

چندی قبل، برخی از شهرهای کشور بستر شکل‌گیری اعتراضاتی شد که از این طریق، اقشار مختلفی از جامعه با مواضع و روش‌های گوناگون سعی کردند مطالباتشان را به گوش مسوولان و مراجع حکومتی برسانند. در این میان، دانشجویان نیز بنا بر ماهیت فعال و کنش‌گرانه‌ی همیشگی‌شان، نسبت به وقایع جامعه‌ی خود بی‌تفاوت نمانده و با سلایق و رویکردهای مختلفی، به ابراز مطالبات و اعلام خواسته‌هایشان پرداختند. با ملتهب شدن فضای اجتماعی و ناآرام‌شدن برخی از تجمع‌ها، متأسفانه تعداد قابل توجهی از این دانشجویان، بازداشت و به مراجع قانونی تحویل داده شدند.

فرآیند بازداشت اغلب دانشجویان پرابهام و ناموجه بود. برخی از دانشجویان دستگیرشده بدون حضور در تجمعات، و با بهانه‌ی غیرقابل قبولی تحت عنوان «پیشگیری» بازداشت شده‌اند. تعداد بسیاری از آن‌ها پس از بازداشت تماسی با خانواده‌هایشان نداشتند و چندین روز بی‌خبری از وضعیت آن‌ها، موجب نگرانی شده بود. هنوز پس از گذشت روزها، پیگیری خانواده‌های زیادی در بازداشتگاه‌ها، بدون دریافت پاسخی مشخص، بی‌سرانجام مانده است. از سوی دیگر، به‌رغم تلاش اساتید و مسوولان دانشگاهی، و نیز ضمن وعده‌های صاحب‌منصبان دولتی مبنی بر آزادی هرچه زودترِ همه‌ی دانشجویان، همچنان تعداد قابل توجهی از آن‌ها در بازداشت هستند.

هم اکنون، در واکنش به این فرایند پراشکالِ بازداشت و ادامه‌دار شدن آن، شاهد نگرانی شدید و مطالبه‌ی جدی از سوی اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان جهت آزادی هم‌دانشگاهی‌شان هستیم. چنین واکنش و حساسیتی، برخاسته از باور به این مهم است که دانشگاه، همواره بستر شکل‌گیری اندیشه و کنش اجتماعی بوده که حیات جامعه را تأمین کرده است. بدیهی‌ست دانشجو فارغ از اینکه به کدام جریان یا ایدئولوژی تعلق داشته باشد، چشم بیدار و جان هشیارِ تمام جامعه است فلذا در بند کردن دانشجو را دربند کردن اندیشه و آگاهی می‌دانیم. از این رو نسبت دادن اتهاماتی چون «اغتشاش» به فعالیت‌های دانشجویی، خالی از معنا و به دور از واقعیت است.

اکنون که حدود دوهفته از اولین بازداشت‌ها می‌گذرد، و از سوی دیگر با فرارسیدن ایام امتحانات، خواستار آزادی فوری و بی‌قیدوشرط دانشجویان بازداشت‌شده هستیم. ما نسبت به صدور احکام قضایی و تشکیل پرونده‌هایی که منجر به هرگونه گرفتاری و محرومیت و حبس برای دانشجویان بازداشت شده شود حساس خواهیم ماند. هر حکمی که به نحوی بر آینده و سرنوشت این دانشجویان تأثیر گذارد و هر پرونده‌ای که وضعیت تحصیلی و شغلی و حقوق انسانی آن‌ها را خدشه‌دار کند ناموجه خواهد بود. ما امضاکنندگان این بیانیه، فارغ ازجهت‌گیری‌های ایدئولوژیک، سیاسی، حزبی و فکری‌مان، در مطالبه‌ی قاطعانه برای آزادی هم‌دانشگاهیانمان اشتراک داریم و از هیچ تلاشی برای آزادی هرچه سریع‌تر آنان فروگذار نخواهیم کرد. امید است تا بنابر وعده و تضمین‌های مسوولان، شاهد برآورده شدن مطالبه‌مان باشیم؛ در غیر این صورت، بدیهی‌ست که این اراده‌ی گسترده‌ی جمعی و مصمم، فرونخواهد نشست و تا آزادی همه‌ی دانشجویان و عدم تعقیب قضایی آنان، آرام نخواهد گرفت.

فهرست اسامی امضا کنندگان، در اختیار انصاف نیوز محفوظ است.




بیانیه‌ی شوراهای صنفی سراسر کشور در محکومیت «سناریو سازی‌های اخیر و بازداشت گسترده دانشجویان» 

• ما اعلام می‌کنیم، دربرابر هجوم جناح‌ها و تشکل‌های وابسته به نهاد شورای صنفی ایستادگی می‌کنیم …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۲ دی ۱٣۹۶ –  ۱۲ ژانويه ۲۰۱٨

 

در هفته‌ای که گذشت، دانشجویان و فعالان صنفی – در کنار دیگر مردم – روزهای سختی را از سر گذراندند. با آغاز اعتراضات فراگیر معیشت محور، دولت و تمامی نهادهای مسئول در دانشگاه و بیرون از دانشگاه که گویا برخاستن صدایی مستقل از دانشجویان در این سال‌ها به مذاقشان خوش نیامده است، کوشیدند فرصت را مغتنم شمارند و با توجه اعتراضات اخیر، فعالان صنفی و مستقل در سرتاسر کشور را نیز تحت فشار قرار دهند. بازداشت‌های فلّه‌ای و غیرقانونی تنها نشان می‌داد که نهادهای مسئول تا چه اندازه از جریانی مستقل که صدای خواسته‌های دانشجویان و نماینده‌ی اقشار فرودست جامعه باشد، هراس دارند.
مراجعه ای اجمالی به موضع گیری‌ها و فعالیت های دادخواهانه سال‌های اخیر شوراهای صنفی کشور، به روشنی این نکته را عیان میسازد که شورای صنفی در مسیر فعالیت‌های خود، همواره بر ماهیت «صنفی» فعالیت‌هایش تأکید داشته است. مسائل صنفی مشخصاً مسائلی هستند که دانشجویان در زیست روزمره‌ی خود در دانشگاه با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند. مصادیق چنین مسائلی بر همه‌ی دانشجویان روشن است: خصوصی سازی آموزش ،سنوات تحصیلی،برخورد های امنیتی،افت کیفیت تغذیه دانشجویان و کیفیت خوابگاه‌ها به دنبال واگذاری به بخش خصوصی، بهداشت محیط دانشگاه، دسترس‌پذیری فضاهای عمومی دانشگاه برای دانشجویان، و…. نکته‌ای که در همه‌ی این مصادیق واضح است، تأثیرپذیری آن‌ها از سیاست‌گذاری‌های کلان اقتصادی و اجتماعی است. کیفیت آموزشی و زیستی دانشگاه‌ها با میزان بودجه‌ی تخصیص‌یافته به دانشگاه‌ها و نوع نگاه به مسائل دانشگاه در برنامه‌های توسعه پیوند تنگاتنگی دارد.

شوراهای صنفی همواره به صراحت اعلام کرده‌اند که نه درگیر بازی جناح‌های سیاسی داخلی هستند و نه هیچ‌گونه ارتباطی با جریان‌ها و گروه‌های سیاسیِ خارج از کشور دارند و مدعیان نیز تاکنون چیزی جز لفاظی‌های بی‌معنا و بولتن‌سازی‌های دروغین ارائه نکرده‌اند. علاوه بر این‌ها، به واسطه‌ی درهم‌تنیدگی و پیچیدگی روابط اجتماعی و فراروی اثر سیاست‌گذاری‌های کلان از سطح دانشگاه، طبیعتاً مطالبات صنفی-معیشتی دانشجویان با مطالبات صنفی معلمان، پرستاران، کارگران و سایر اقشار زحمتکش و فرودست جامعه پیوند می‌خورد و این بخشی بدیهی از کنش نقادانه و فعالانه نمایندگانی است که مطالبات بدنه دانشجویی خود را به صورت علمی در سطوح کلان اقتصادی ـ سیاسی بررسی و تشریح می‌کنند. واگذاری بنگاه‌های اقتصادی، گران‌سازی و خصوصی‌سازی خدمات عمومی، تضعیف قدرت چانه‌زنی نیروی کار و تشدید سازوکارهای کنترلی بر مبنای انواع و اقسام تبعیض‌های اجتماعی و نظارت‌های امنیتی از جمله سیاست‌های کلان حاکم بر کشور است که حیات دانشجویان و آینده آنان را همچون دیگر نیروهای مزدبگیر نشانه گرفته است.

پس از بازداشت جمعی از دانشجویان در هفته‌ی گذشته، فعالان صنفی پیگیری حقوقی لازم را برای مطالبه‌ آزادی دانشجویان در بند، آغاز کردند. دیدار فعالان دانشگاه‌های تهران و علامه طباطبایی با روسای دانشگاه‌هایشان اولین گام برای این هدف بود. اما نیروهای حراستی و امنیتی نشان دادند که ادعای گفت و گو پذیری و نقدشنوی ایشان، ادعایی پوچ و دروغین است .هم دانشجویان دانشگاه تهران و هم دانشجویان علامه طباطبایی، به محض خروج از جلسه، بازداشت شدند! پس از بازداشت این عده، موجی از دستگیری‌های غیرقانونی، احضارها و تهدیدها آغاز شد. دبیر و نایب دبیر شورای صنفی مرکزی دانشگاه تهران – یکی در منزل خود و دیگری هنگام صرف نهار! – بازداشت شدند. ده‌ها فعال صنفی کنونی و سابق نیز نه در خیابان که در خانه‌هایشان دستگیر شدند. دلیل ارائه شده برای این بازداشت‌های غیرقانونی خود بخش مهمی از فاجعه‌ای است که هر روز در حال رخ دادن است: پیشگیری فراقانونی از اتهاماتی که هرگز نمی توانند اثباتشان کنند. از شهرستان‌ها نیز، مشخصاً احضار و تهدید فعالان صنفی به وفور گزارش شده است. در حالی که فعالان صنفی از راه‌های متعارف و رایزنی سعی در آزادی دانشجویان داشتند، با مشت آهنین و گسترده تر شدن بازداشت‌ها، پاسخ گرفتند.
از طرفی دیگر تشکل‌های قدرت ساخته در دانشگاه‌ها که همواره دست در دست جناح‌های قدرت، بخشی از پروژه تعرض به فعالیت مستقل و حق طلبانه فعالان و شوراهای صنفی را به پیش بردند؛ امروز نیز، در وانفسای برخوردهای ستمگرانه نهادهای امنیتی با دانشجویان، دست از انتشار مصاحبه‌ها و سناریوهای فریب‌کارانه و فرصت‌طلبانه خود برنداشتند. معنی این موضع‌گیری‌ها برای ما واضح و مبرهن است: خاموش کردن هر صدای دادخواهانه و هر انتقاد بنیادین و حقیقی از جانب بازوی کنشگر دانشجویان مستقل.
ما،شوراهای صنفی سراسر کشور، ضمن محکوم‌کردن این رفتارهای غیرقانونی و توجیه ناپذیر با تمام توان خود، آزادی بی‌قیدوشرط یکایک دانشجویان و فعالان صنفی را مطالبه می‌کنیم. این بدین معناست که قرار کفالت و قید وثیقه نیز که در واقع حاکی از تشکیل پرونده‌‌هایی مبنی بر اتهامات واهی برای دانشجویان در بند است، برای ما پذیرفتنی نیست. هرچند روند غیرقانونی بازداشت‌های اخیر ما را از حسن نیت و همراهی وزارت علوم و مسئولان دانشگاه ها ناامید کرده است، ناگزیریم خطاب به آنان اعلام کنیم:

(اگر از تلاش برای آزادی تمام و کمال دانشجویان ناتوانید، تامین موجبات و قید و شرط (وثیقه، کفالت و غیره) آزادی آنها مستقیما برعهده شماست.》
همچنین سم‌پاشی بدون سند و مدرک تشکل‌های معلوم‌الحال ‌باید با واکنش مسئولانه نهادهای مربوطه متوقف و پیگیری شود.

شوراهای صنفی دانشجویان سراسر کشور، قاطعانه دربرابر هرگونه تعرض و دست درازی به نقش و کنش اثرگذار ساحت شورا به نفع فرودستان و محذوفین اجتماعی خواهد ایستاد و تمام قد از حقانیت جایگاه مستقل صنفی خود دفاع خواهد کرد. ما اعلام می‌کنیم، دربرابر هجوم جناح‌ها و تشکل‌های وابسته به نهاد شورای صنفی ایستادگی می‌کنیم و فعالیت‌های صنفی خود را که برخاسته از تجربه زیسته، وضعیت معیشتی و سیاست‌های اقتصادی کلان حاکم بر کشور است، با جدیتی بیش از پیش پیگیری خواهیم کرد.

دانشگاه های امضا کننده بیانیه شوراهای صنفی کشور:

۱_شورای صنفی دانشگاه تربیت مدرس
۲_شورای صنفی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
۳_شورای صنفی دانشگاه مراغه
۴_شورای صنفی دانشگاه شهید مدنی تبریز
۵_شورای صنفی دانشگاه رازی
۶_شورای صنفی دانشگاه تبریز
۷_شورای صنفی دانشگاه حکیم سبزواری
۸_شورای صنفی دانشگاه صنعتی شریف
۹_شورای صنفی دانشگاه علم و صنعت
۱۰_شورای صنفی دانشگاه نیشابور
۱۱_شورای صنفی مجتمع آموزش عالی فنی و مهندسی اسفراین
۱۲_شورای صنفی دانشکده فنی دانشگاه تهران
۱۳_شورای صنفی دانشگاه مازندران
۱۴_فعالین صنفی دانشگاه علامه
۱۵_شورای صنفی دانشکده ادبیات دانشگاه علامه
۱۶_شورای صنفی دانشگاه منابع طبیعی گرگان
۱۷_شورای صنفی دانشگاه گرمسار
۱۸_شورای صنفی دانشگاه صنعتی همدان
۱۹_شورای صنفی دانشگاه صنعت نفت
۲۰_شورای صنفی دانشگاه فرهنگیان
۲۱_شورای صنفی دانشگاه صنعتی کرمانشاه
۲۲_شورای صنفی دانشگاه سیستان و بلوچستان
۲۳_شورای صنفی دانشگاه بیرجند
۲۴_شورای صنفی دانشگاه زنجان
۲۵_فعالین صنفی دانشگاه صنعتی اصفهان
۲۶_شورای صنفی دانشگاه بناب
۲۷_شورای صنفی دانشگاه تحصیلات تکمیلی و فناوری پیشرفته کرمان
۲۸_شورای صنفی دانشگاه کاشان
۲۹_شورای صنفی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
۳۰_شورای صنفی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
۳۱_شورای صنفی دانشگاه بجنورد
۳۲_شورای صنفی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۳۳_شورای صنفی خوابگاه های سطح شهر و کوی دانشگاه تهران
۳۴_شورای صنفی خوابگاه چمران دانشگاه تهران
۳۵_شورای صنفی دانشگاه امیر کبیر




مارکسیسم و رفرمیسم

نویدنو  22/10/1396 


و.ا. لنین

مارکسيست ها، برخلاف آنارشيست ها، مبارزه برای اصلاحات، يعنی اقداماتی که بدون انهدام قدرت طبقه حاکم وضعيت زحمتکشان را بهبود بخشند، برسميت مي شناسند. اما در همان حال با رفرميست ها، که اهداف و فعاليت های طبقه کارگر را بطور مستقيم يا غير مستقيم به کسب اصلاحات محدود مي کنند، به قاطعانه‌ترين مبارزه دست مي زنند. رفرميسم فريب بورژوايی کارگران است، که به رغم بهبودهايی در اينجا يا آنجا، تا زمانی که سلطه سرمايه وجود دارد همچنان برده مزدی باقی خواهند ماند.

بورژوازی ليبرال با يک دست اصلاحات مي دهد و با دست ديگر هميشه، آنها را پس مي گيرد، به هيچ تنزل مي دهد و از آنها برای به بردگی کشيدن کارگران، ايجاد چنددستگی در ميان آنان و جاودانه کردن بردگی مزدی بهره مي جويد.  به اين دليل، رفرميسم حتی اگر صادقانه باشد، به سلاحی مبدل مي شود که بورژوازی با آن، کارگران را فاسد و تضعيف مي کند. تجربيات همه کشورها نشان مي دهد کارگرانی که به رفرميست ها اعتماد کنند همواره فريب مي خورند.

برعکس، کارگرانی که تئوری مارکس را جذب کرده‌اند، يعنی اجتناب ناپذيری بردگی مزدی را تا هنگامی که سرمايه ‌داری مسلط است، دريافته‌اند، با هيچگونه اصلاحات بورژوايی تحميق نمي شوند. کارگران با درک اين که هر جا سرمايه‌داری وجود دارد، اصلاحات نه مي تواند ديرپا باشد و نه عميق، برای شرايط بهتر مي رزمند و از اصلاحات برای تشديد مبارزه با بردگی مزدی استفاده مي کنند. رفرميست ها مي کوشند کارگران را به تفرقه بکشند و فريب بدهند، توسط امتيازات کوچک، آنها را از مبارزه طبقاتی منحرف کنند. اما کارگرانی که آنسوی ظاهر دروغين رفرميسم را مي بينند، از اصلاحات، برای تکامل و توسعه مبارزه طبقاتی استفاده مي کنند.

هر چه نفوذ رفرميستی در بين کارگران قويتر باشد، طبقه کارگر ضعيف‌ تر، وابستگيش به بورژوازی بيشتر، و بی‌ خاصيت کردن اصلاحات با نيرنگ های مختلف، برای بورژوازی سهل تر خواهد بود. هر اندازه که جنبش طبقه کارگر مستقل ‌تر، اهدافش عميق‌تر و وسيع‌تر، و از کوته ‌بينی رفرميستی آزاد تر باشد، ابقا و بهره‌برداری از بهبودها برای کارگران آسان تر خواهد بود.

در همه کشورها وجود رفرميست وجود دارد زيرا بورژوازی در همه جا بدنبال آن است که به طريقی کارگران را فاسد کند و آنها را به بردگانی خشنود تبديل کند که هرگونه فکر رهايی از بردگی را کنار گذاشته‌اند. در روسيه، رفرميست ها، انحلال طلبانند که گذشته ما را نفی مي کنند و مي کوشند کارگران را با رؤياهای حزبی جديد، باز و قانونی بخوابانند. اخيرا سه ‌ورنايا پراودا (Severnaya Pravda) انحلال طلبان سن پترزبورگ را وادار کرد تا در برابر اتهام رفرميسم، از خود دفاع کنند. استدلال های آنها را بايد برای توضيح يک مسأله بي نهايت مهم، با دقت تحليل کرد.

انحلال طلبان سن پترزبورگ نوشته‌اند ما رفرميست نيستيم زير ما نگفته‌ايم رفرم همه چيز است و هدف نهايی هيچ؛ ما از حرکت به سمت هدف نهايی سخن گفته‌ايم ، ما درباره پيشروی از طريق مبارزه برای اصلاحات در جهت تماميت اهداف تعيين شده سخن گفته‌ايم.

ببينيم اين دفاعيه “انحلال طلبان” تا چه حد با واقعيات انطباق دارد.

واقعيت اول:  سدفِ (Sedov) انحلال طلب، با جمع بندی گفته‌های همه انحلال طلبان، نوشته است که از “سه رکن” مارکسيست ها، دوتای آنها ديگر برای تبليغات ما مناسب نيستند. سدف مطالبه روزکار ٨ ساعته را که بلحاظ تئوريک بعنوان يک رفرم قابل تحقق است نگهداشته است. او تک تک آن چيزهايی را که از رفرم فراتر مي روند را حذف کرده و يا به حاشيه رانده است. در نتيجه، سدف با تعقيب همان سياستی که با فرمول ‘هدف نهايی هيچ است’ بيان مي شود، به اپورتونيسم درست و حسابی رجعت کرده است. وقتی “هدف نهايی” (حتی در رابطه با دمکراسی) در از تبليغات ما بجای دورتر و دورتری رانده مي شود، اين رفرميسم است.

واقعيت دوم:  کنفرانس معروف ماه اوت (سال گذشته) انحلال طلبان هم بهمين ترتيب مطالبات غيررفرميستی را به زمان های دورتر و دورتر حواله داد – تا وقتی که زمانشان برسد – بجای آنکه اين مطالبات را نزديک تر بياورد و آنها را در قلب تبليغ و تهييج ما جای بدهد.

واقعيت سوم:  ازطريق انکار و نقد و بی حرمتی به] حزب[ “قديم” و جدا کردن خود از آن، انحلال طلبان خود را به رفرميسم مقيد و محدود مي کنند. در اوضاع کنونی، ارتباط بين رفرميسم و نفی “قديم”، امری کاملا آشکار است.

واقعيت چهارم: بمجرد آنکه جنبش اقتصادی کارگران شعارهايی فراتر از رفرميسم اتخاذ مي کند، غضب و حملات انحلال طلبان را برمي انگيزد (مي گويند “جنون”، “آب در هاون کوبيدن” و غيره و غيره).

نتيجه چيست؟ در حرف، انحلال طلبان رفرميسم را بعنوان يک اصل رد مي کنند، اما در عمل در همه موارد به آن مي چسبند. آنها يک سو به ما اطمينان مي دهند که اصلاحات برای آنها همه چيز و همه هدف نيست، اما از سوی ديگر، هر وقت که مارکسيست ها از رفرميسم فراتر مي روند، رفرميست ها به آنان حمله‌ور مي شوند يا فرياد نفرت و اعتراض سر مي دهند.

اما سير تحولات در همه بخش های جنبش طبقه کارگر نشان مي دهد که مارکسيست ها نه تنها از غافله عقب نيستند، بلکه بی‌هيچ ترديد در بهره‌ برداری عملی از اصلاحات و مبارزه برای اصلاحات در صف قرار دارند. از انتخابات دوما در سطح فراکسيون کارگری و سخنراني های نمايندگان ما در بيرون و درون دوما گرفته تا سازماندهی مطبوعات کارگری، استفاده از رفرم بيمه، بزرگترين اتحاديه يعنی اتحاديه کارگران فلز و غيره – همه جا کارگران مارکسيست از انحلال طلبان جلوترند، در فعاليت مستقيم، عاجل و “هرروزه” تهييج، سازماندهی، مبارزه برای اصلاحات و استفاده از آنها.

مارکسيست ها بطور خستگی ناپذير کار مي کنند، از هيچ “امکانی” برای به کرسی نشاندن رفرم ها و بهره ‌برداری از آنها غافل نمي شوند، محکوم نمي کنند، بلکه با حمايت، با نهايت مرارت، قدم های از رفرميسم فراتر رفتن را در ترويج ، تهييج و مبارزه اقتصادی توده‌ای و غيره تهيه مي بينند. انحلال طلبان که از مارکسيسم بريده‌اند، از سوی ديگر با حملاتشان به نفس وجود نهادهای مارکسيستی، با تخريب انضباط مارکسيستی، و با هواداری‌شان از رفرميسم و سياست ليبرال- کارگری، تنها به درهم ريختن جنبش طبقه کارگر مشغولند.

از اين هم نبايد سرسری گذشت که در روسيه رفرميسم در شکل ويژه‌ای هم بروز مي کند، بشکل يکسان فرض کردن شرايط  بنيادی وضعيت سياسی روسيه کنونی با وضعيت اروپای امروز. از ديدگاه يک ليبرال اين همسان گرفتن مشروع است، زيرا ليبرال بر اين باور است و ادعا هم مي کند که “شکر خدا قانون اساسی داريم”. ليبرالی که اصرار دارد که پس از ١٧ اکتبر(1) هر قدمی که دمکراسی فراتر از رفرميسم بردارد، جنون، جنايت و معصيت است، تنها دارد منافع بورژوازی را بيان ميکند.

اما اين آن نظرات بورژوايی است که در عمل توسط انحلال طلبان ما اتخاذ مي شود، انحلال طلبانی که پيوسته و بنحوی سيستماتيک، “حزبی علنی” و مبارزه برای “حزبی قانونی” و امثالهم را به روسيه (روی کاغذ) پيوند مي زنند. به عبارت ديگر، همانند ليبرال ها، آنها موعظه‌گرِ وصله کردن قانون اساسی اروپا به روسيه هستند، بدون آن راه مشخصی در غرب به پذيرش اين قانون اساسی و جا افتادنش طی چندين نسل و در بعضی موارد طی چندين سده، منجر شد. آنچه ليبرال ها و انحلال طلبان مي خواهند اينست که باصطلاح به آب بزنند بی آنکه تنشان خيس شود.

در اروپا، رفرميسم در واقع به معنی تَرکِ مارکسيسم و نشاندن “سياست جامعه‌- دوست” بورژوايی بجای آن است. در روسيه، رفرميسم انحلال طلبان، معنايش فقط اين نيست، معنايش نابود کردن سازمان مارکسيستی و وداع با وظايف دمکراتيک طبقه کارگر است، معنايش جايگزين کردن سياست ليبرال- کارگری بجای آنها است.

چاپ شده در پروادا ترودا Pravda Truda، شماره ٢، دوازدهم سپتامبر ١٩١٣

برگرفته از ترجمه سهراب شباهنگ

زيرنويس
(1) پس از اعتصاب عمومی اکتبر ١٩٠٥، تزار در ١٧ اکتبر بيانيه‌ای مبنی بر وعده “آزادي های مدنی خدشه ناپذيری حقيقی حقوق فرد، آزادی عقيده، بيان، حق انجمن و تشکل”  صادر کرد. حزب طرفدار تزاريسم (اکتبريست ها)، اين بيانيه را اساس فعاليت خود قرار داد (يادداشت ترجمه فارسی).




اعلامیه کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان
نوک تیز نئولیبرالی!

نویدنو  17/10/139

 

 به مناسبت اعتراضات مردمی دیماه 1397

هموطنان گرامی!

فرقه دمکرات آذربایجان اعتراضات شدید زحمتکشان محروم خلقهای سرزمینمان را نتیجه سیاست های اقتصادی و اجتماعی و ضد مردمی حاکمیت جمهوری اسلامی میداند و حمایت خود را از اعتراضات و مبارزات و خواسته های عدالت طلبانه و دمکراتیک شما اعلام میدارد.

خیزش اعتراضی که با تجمعات گسترده مردم در هفتم دیماه از استان خراسان شروع شد ، به سرعت اغلب استان های کشور را فرا گرفت. بدون تردید این حرکت اعتراضی فراگیر محصول وضعیت سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی و نارضایتی شدید توده های مردم از عملکرد چندین سالۀ رژیم جمهوری اسلامی است. عملکرد تاراج گرانه و فاجعه باری که از جمله نتایج آن تشدید کم سابقۀ گرانی، فقر، محرومیت، بیکاری، اعتیاد، فحشا و فجایع محیط زیستی است. عملکردی که در شهرها محرومین را به سوی کارتن خوابی و گورخوابی و تغذیه از سطل های زباله سوق میدهد و در استانهای مرزی غرب کشور انسانها را به کولبری در کوهستانها حتی در سرمای شدید زمستانی وادار میکند.

طی سالهای اخیر، مردم، بخصوص زحمتکشان نارضایتی شدید خود را به اشکال گوناگون نشان می دادند. طی ماههای اخیر نیز شدت نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی موجب حرکتهای اعتراضی وسیع و رو به گسترش کارگران، معلمان و مالباختکان می گردید. همۀ این اعتراضات رو به گسترش نشان می دادند که میزان تحمل زحمتکشان و محرومین لبریز شده و جامعه آمادۀ انفجار اجتماعی و نافرمانی است که جرقۀ آن در خراسان زده شد.

اما محدودکردن دامنه اعتراضات فقط به مسایل معیشتی خطای بزرگی است. شعارها و خواستهای معترضین در خیابانها و میدانها از این مرحله عبور کرده و همۀ سه قوۀ مجریه، مقننه و قضاییه رژیم جمهوری اسلامی ، و به ویژه حاکمیت ولایت فقیه را خطاب قرار داده است.

پس از غصب حاکمیت برآمده از انقلاب بهمن 1357 توسط نیروهای ارتجاعی، جامعه ایران سالها است که دچار بحران های گوناگون و همه جانبه است . برای خروج از این بحران ها باید ریشه ها و علت های حقیقی آنها به شکل منطقی مورد توجه قرار گیرد. تصمیمات صحیح در جهت منافع اکثریت مردم و خلقها و اقلیتهای قومی و مذهبی ساکنان سرزمینمان ایران اتخاذ گردد و به اجرا گذاشته شود. در غیر این صورت، حتی اگر حاکمیت موفق به سرکوب اعتراضات شدید و گستردۀ فعلی گردد، بازهم دیر یا زود ، زحمتکشان و محرومین خلقهای کشورمان مبارزات و اعتراضات خود را به شکل گسترده تر و منظم تری ادامه خواهند داد.

این موضوع که جناح های حکومتی اعم از «اصولگرا» یا «اصلاح طلب» تلاش می کنند جناح رقیب را مسبب و مقصر این بحران ها بدانند و یا عوامل دولتهای بیگانه را در سازماندهی اعتراضات مردم دخیل بدانند، بازی نخ نما و رسوائی است که نشان می دهد هنوز آنها نمی خواهند پاسخگوی خواست های مردم شریف ایران باشند. علاوه بر این، انتساب این اعتراضات و مبارزات حق طلبانه به بیگانگان توهین بی شرمانه به همه زحمتکشان و محرومین خلق های ایران است.

هم میهنان گرامی!

همچنان که تجربه تاریخی مبارزات دمکراتیک و ترقیخواهانه خلق های کشورمان و دیگر کشورها نشان میدهد، حکومتهای دیکتاتوری و ضد مردمی و نیروهای ارتجائی داخلی، همچنین دولتهای امپریالیستی و مداخله گرانِ دور و نزدیک ارتجاعی بیگانگان، همواره با همۀ امکاناتشان می کوشند تا اعتراضات و مبارزات مردم را منحرف کنند، در حرکات آنها مداخله کنند، شعارها و خواستها و مسیر مبارزه را در جهت منافع خود تغییر دهند.

ما مخالف دخالتهای بیگانگان هستیم. دولتهای ارتجاعی منطقه و همسایه ایران و دولتهای امپریالیستی نظیر آمریکا و انگلستان و بازماندگان نسبی و فکری دیکتاتوری سلطنتی مخلوع دوست خلقهای ایران نیستند. با توسل به آنها آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و حقوق دمکراتیک خلقها در میهنمان ایران برقرار نخواهد شد. هشیاری مردم و سازمان های صنفی و سیاسی ترقیخواه ، نه تنها می تواند این توطئه ها را خنثی کند، بلکه با اشتراک عمل و نظر، میتواند جنبش را به شکل منظم و متشکل به سوی تحقق اهداف عمومی سوق دهد.

برادران و خواهران غیور آذربایجانی !

خلقهای ساکن ایران !

هشیار باشیم. تجربۀ به ما نشان داد که در همان دورۀ یکسالۀ حکومت ملی آذربایجان(1324-1325)، مالکین و فئودالها و روحانیون بزرگ در کنار شاه و امپریالیستهای آمریکا و انگلستان قرار گرفتند. مزدوران مسلح فئودالهای بزرگ آذربایجانی نظیر ذوالفقاری ها ، درنده تر از ارتش شاه در قتل عام اهالی آذربایجان شرکت کردند. ولی در مقابل ، بسیاری از روشنفکران و افسران و تفنگ به دستان فارس و کرد و دیگر خلقهای ایران به کمک نهضت 21 آذر شتافتند.

منافع خلقهای ساکن ایران در همسوئی و اتحاد عمل و هماهنگی با یکدیگر و تلفیق مبارزۀ برای تحقق حقوق ملی و فدرالیسم با مبارزۀ سراسری برای استقرار آزادی های دمکراتیک و عدالت اجتماعی در میهنمان ایران است. بدون این مبارزۀ تلفیقی، جنبش های خلقهای میهنمان از محتوای مترقیانۀ خود دور شده و مورد سوء استفادۀ حاکمیت جمهوری اسلامی و دیگر مرتجعین داخلی و خارجی قرار خواهد گرفت

اتحاد عمل سازمانهای سیاسی کشور همگام و همصدا با تحولخواهان میهنمان قادر است حاکمیت ارتجاعی کشور را گام به گام تا برآورده شدن خواست واقعی مردم به عقب نشینی و تسلیم وادارد.

پیروز باد جنبش حق طلبانه و دمکراتیک خلقهای ایران!

کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان

پانزدهم دیماه 1396




فراخوان کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، به همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه ایران و جهان

برای آزادیِ صدها تن از دانشجویان، مردم زحمتکش، و مبارزانِ راه آزادی، که در روزهای اخیر به‌وسیلهٔ نیروهای سرکوبگر دستگیر شده‌اند، باید کارزاری گسترده‌ را سازمان‌دهی کرد

هم‌میهنان گرامی!
همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، رژیم ضدِ مردمی و دیکتاتوری ولایت فقیه با اعزام گستردهٔ نیروهای سپاه، بسیج و مزدوران امنیتی، به سرکوب خشن و گستردهٔ جنبش اعتراضی جوانان و مردم زحمتکش میهن‌مان اقدام کرده است. پاسخِ سران حکومت دیکتاتوری به اعتراض مردم جان به‌لب رسیده از فقر، محرومیت، ظلم، فساد و اختناق، به‌روال سال‌های اخیر، متهم کردن آنان به وابستگی به خارج و سپس به‌گلوله بستن و به‌زنجیر کشیدن آنان بوده است. بر اساس آخرین گزارش‌های رسیده، بیش از هزار و پانصد تن از معترضان به‌وسیلهٔ گزمگان استبداد دستگیر شده‌اند، صدها تن زخمی و ده‌ها تن در جریان این اعتراض‌ها جان خود را از دست داده‌اند، بااینهمه، هنوز اعتراض‌های مردمی در گوشه و کنار ایران ادامه دارد. ده‌ها دانشجوی آزادی‌خواه و مبارز دانشگاه‌های کشور جزو این دستگیرشدگان‌اند.
اگرچه می‌توان خروش اعتراض توده‌ها را اینجا و آنجا با گلوله پاسخ داد و مدت ‌زمانی خاموش کرد، ولی برخلاف اراده و تصور سران حکومت جمهوری اسلامی، نمی‌توان خواست راهبردیِ جنبش مردمی مبتنی بر: طردِ رژیم استبدادی ولایت فقیه، پایان دادن به حکومت مشتی تاریک‌اندیش انسان‌نما، پایان دادن به ظلم و بی‌عدالتی اقتصادی ناشی از سیاست‌های نولیبرالی، پایان دادن به فساد بی‌سابقه در دستگاه‌های دولتی و حکومتی، و برپاییِ ایرانی آزاد، مستقل و دموکراتیک، با سرکوب و ارعاب برای همیشه درهم شکست. خواستِ تغییرات بنیادین در ادارهٔ کشور، از نظام سیاسی‌ای که بر اساس استبداد مطلق حاکمیت دستگاه ولایت (ولی فقیه و نزدیکان او) که سیاست‌های نابخردانهٔ آن در دهه‌های اخیر برای میهن ما فاجعه‌بار بوده است گرفته تا نظام اقتصادی-اجتماعی سرمایه‌داری‌ای نولیبرال که با نابودی زیرساختار تولیدی کشور و حاکم کردن روابط دلالی و رانتی و تمرکز دادن بخشی عظیم از اقتصاد کشور در دست مافیای سرمایه‌داران رانت‌خوار و طفیلی، رهبری سپاه، بسیج و دیگر نیروهای امنیتی، ایران را به ورطهٔ سیاه فقر و محرومیت بی‌سابقه رانده است، خواستِ اکثریت قاطع مردم میهن ماست که بدون تغییر حاکمیت کنونی و استقرار حاکمیتی متکی بر ارادهٔ مردم امکان‌پذیر نخواهد بود.
حزب تودهٔ ایران، در روزهای اخیر و در کنارِ مبارزهٔ قهرمانانهٔ مردم ما در شهرهای مختلف، همواره بر این باور پای فشرده است که: برای وادار کردن استبداد به‌عقب‌نشینی و آماده کردن شرایط به‌منظور به‌وجود آوردن تغییراتی بنیادین، دموکراتیک و پایدار در میهن‌مان، اتحادِ عمل همه قشرهای اجتماعی، از کارگران و زحمتکشان گرفته تا جوانان و دانشجویان و زنان مبارز و همچنین همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور نقشی سرنوشت‌ساز دارد. بدون داشتن و ارائهٔ جایگزینی روشن و دموکراتیک در برابر حاکمیت استبدادی کنونی، نمی‌توان همهٔ قشرها و نیروهای جامعه را زیر برنامه‌‌ای حداقلی پیرامون خواست‌های آزادی، عدالت اجتماعی، نان، کار و مسکن، به صحنهٔ مبارزه کشاند و ادامهٔ حیات حکومت دیکتاتوری در ایران را دشوار ساخت.
هم‌میهنان گرامی!
مبارزه برای آزادی همهٔ زندانیان سیاسی- عقیدتی و انبوه مردم معترضی که در روزهای اخیر به‌دست گزمگان رژیم اسیر شده‌اند ازجمله مهم‌ترین و فوری‌ترین وظیفهٔ جنبش اعتراضی و وظیفهٔ همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور است. نباید اجازه داد رژیم بدون هراس از عواقب کار- همان‌گونه که شیوهٔ سنتی و معمول برخوردش با مخالفان بوده است- انبوه مبارزانی را که به اسارت گرفته است با شکنجه‌هایی فیزیکی و روانی به اعتراف‌هایی بی‌پایه و غیرمعتبر در محاکم قضایی یا رسانه‌‌هایش وادار کند. بر اساس گزارش‌های موثق رسیده، بازجویان و شکنجه‌گران ماشین امنیتی رژیم در محل استقرار خود در سیاهچال‌های رژیم، با وارد آوردن فشار و شکنجه کردن دستگیرشدگانی که هیچ‌گونه دست‌رسی به وکیل مدافع و مشاور حقوقی ندارند، در حال سناریوسازی ابراز ندامت از سوی بازداشت‌شدگان جنبش اعتراضی توده‌ها هستند. آزاد کردن مبارزان دربند از چنگال مزدوران استبداد، پیروزی‌ای بزرگ برای جنبش مردمی و شکستی سنگین برای رژیم و حامیانش خواهد بود. ما از همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه ایران و جهان می‌خواهیم تا برای انتشار لیست اسامی و محل بازداشت اسیران در بندِ رژیم و آزادی فوری و بدون قیدوشرط آنان تمام توان خود را به‌کار گیرند. به‌راه انداختن کارزارهایی جهانی و ادامه دادن به فشار بر رژیم و نمایش اعتراضی و جمع شدن مردم در برابر زندان‌های رژیم و پافشاری بر خواست آزادیِ دستگیر شدگان در روزهایی که هنوز شراره‌های اعتراض‌ توده‌ای در گوشه و کنار کشور روشن است، از اولویت ویژه‌ای برخوردار است.
درود آتشین به همهٔ کارگران، زحمتکشان، جوانان، دانشجویان و زنان مبارزِ اسیر در بندِ رژیم!
آزادیِ بی‌درنگ و بدون قیدوشرط برای همهٔ زندانیان سیاسی!
پیروز باد مبارزهٔ متحد مردم ایران بر ضد حکومت دیکتاتوری حاکم!

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران
۱۷ دی‌ماه ۱۳۹۶




بیانیه های گوناگون در باره جنبش مردمی!

نویدنو  15/10/139

 

 

 

سندیکای کارگران شرکت واحد و هفت تپه :

با مردم به جان آمده خشونت نکنید!

 

 

سال ها گفته شد دستمزدمان کفاف حداقل های زندگی را نمی دهد؛ اما شنیده نشد. حتی حداقل حقوق ناچیز که پنج برابر خط فقر است ماه ها معوق گردید. گسترش خصوصی سازی، شرکت های پیمانکاری، قراداد موقت و سفید امضاء، توسط دولت های مختلف و به صورت مستمر، امنیت شغلی کارگران را از بین برده است. تسهیلات بانکی برای ایجاد شغل، صرف دلالی و مال اندوزی افراد خاص شد و سیاست های غلط بیکاری را به اوج رساند. فقر گسترش یافته و کارتن خوابی و کار کودکان و زباله گردی برای سیر شدن شکم رواج یافته است. بیمه های درمانی برای کارگران و مردم ناکارآمد است. اختلاس و دزدی اموال عمومی رواج یافته است. با گران شدن خدمات دولتی و حامل های انرژی، گرانی ها در سایر بخش ها نیز شدت گرفته است. کمر فرودستان با هدف مندی یارانه ها شکست ولی سال به سال به ازاء مبلغ ثابتی که به مردم پرداخت شد آزاد سازی قیمت ها گسترده تر شده است.

اعتراضات و اعتصابات به حق کارگران و معلمان با ضرب و شتم، اخراج، شلاق و زندان پاسخ داده شده است. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه و دیگر سندیکاها و تشکلات مستقل کارگری و تشکلات مستقل معلمان که از حق کارگران و معلمان دفاع می کنند نه تنها به رسمیت شناخته نمی شوند بلکه با آنها خشونت شده است و نمایندگان آنها دائما با حبس و دادگاه مواجه بوده اند. حتی اصول قانون اساسی در به رسمیت شناختن حق اعتراض برای مردم و برای تشکیل سندیکاهای مستقل و پیگیری حقوق کارگران همواره نقض شده است.

طعم تلخ این بی عدالتیهای گسترده را همه کارگران و مردم محروم کشیده اند. پاسخ اعتراض مردم به جان آمده برخورد خشونت بار نیست.

 

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

سندیکای کارگران شرکت کشت وصنعت نیشکرهفت تپه

 

………………..

ویدنو  15/10/139

 

 

 

بیانیه مادران صلح ایران در مورد اعتراضات اخیر مردم

در روزهای اخیر شاهد تجمعات و اعتراضات مردم نسبت به اوضاع نامناسب اقتصادی ،سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بودیم . آن چه که مسلم است این نارضایتی ها ناشی از سیاست های غلطی بوده که در طی سالیان گذشته تاکنون اعمال و شرایط به گونه ای شده است که تنها جرقه ای لازم بود تا آتش اعتراضات شعله ور شود.
مادران صلح ایران بنا بر صفت مادر بودن همواره نگران فرزندان و به تبع آن نیز نگران مام میهن هستند و ارائه ی راهکارهای منطقی و مبتنی بر واقعیت های جامعه را وظیفه ی خود می دانند تا کشور بتواند از این بحران عبور کند.
اعتراضاتی که ابتدا از مشهد شروع شد به سرعت به اکثر شهرهای استان خراسان و سپس به شهرهای بزرگ و کوچک دیگر مناطق کشور از جمله پایتخت تسری پیدا کرد .
همواره دلسوزان فرهیخته نسبت به وقوع چنین پیش آمدهایی هشدار می دادند که جامعه خشمگین و هر لحظه در حال انفجار است .
جامعه ای که همه گونه ایثار و فداکاری را در زمان جنگ هشت ساله با عراق ، در زمینه ی ساختن خرابی های بعد از جنگ ، در زمان تحریم های تحمیل شده و در زمینه ی مشارکت همه جانبه در انتخابات انجام داده است. انتظار دارد تا مسؤولان کشور به وعده های خود عمل و فشاراقتصادی،اجتماعی،فرهنگی و انسداد سیاسی را برطرف نمایند. ( گرچه حل این مشکلات بر عهده ی هر سه قوه و نهادهای ذی ربط می باشد. )
وجود تبعیض در همه ی حوزه ها، اختلاس های میلیاردی که جدیتی برای گفتن حقایق در موردشان صورت نگر فته، باعث عدم اعتماد مردم نسبت به مسئولین مربوطه شده است.
دانشگاهها از نیروهای نخبه و کار آمد تهی گشته و دولتمردان و سیاستگذاران جامعه به تعدادی افراد خاص محدود شده است و کمتر از افراد لایق و توانمند در پست های مهم و کلیدی و تخصصی استفاده می شود.
وضعیت بحرانی و نامطلوب محیط زیست، خشکسالی، زلزله های اخیر و اوضاع نابسامان منطقه، اندک بارقه ی امیدی را هم که در مردم بالاخص جوانان وجود داشت از بین برده و ناامیدی جامعه را فرا گرفته است .
بر این مشکلات عملکرد مؤسسات مالی قارچ گونه که در دولت گذشته شکل گرفت و به هیچ وجه به هشدارهای متخصصان اقتصادی هم توجهی در این مورد نشد را باید اضافه کرد که بر هیزم آتش اعتراضات افزود. هر چند که مالباختگان خواسته های خود را بارها به شکل قانونی اعلام کردند ولی متاسفانه گوش شنوایی برای دردهای مردم وجود نداشت.
بعد از انتخابات مردم امیدوار شدند که فضای سیاسی و اجتماعی تغییر خواهد کرد و اوضاع اقتصادی نیز بهبود خواهد یافت ولی بخش شکست خورده در این انتخابات همچنان در مقابل رای مردم ایستادند و با بیان اینکه هیچ چیز تغییر نکرده است، عملاً به رای مردم دهن کجی کردند.
انسان ناامید دست از جان می شوید و به هر عملی که فکر می کند می تواند او را از وضع موجود نجات دهد؛ اقدام می کند.
مادران صلح ایران با توجه به شرایط پیش آمده از مسئولان و دست اندرکاران انتظار دارند که ..
1- اعتراضات قانونی مردم را به رسمیت بشناسند و از هر گونه خشونت اجتناب ورزند و بدانند که اعتراضات با خشونت پایان نمی یابد بلکه تبدیل به آتش زیر خاکستر خواهد شد.
2- شناسایی و مجازات عاملین قتل هایی که در حین اعتراضات صورت گرفت را در دستور کار خود قرار دهند و دستگیر شدگان و زندانیان دربند ومحصور را آزاد نمایند.
3- به خواسته هایی که امکان تحقق آنها در کوتاه مدت میسر است به سرعت پاسخ داده شود وزمینه ی تحقق آنها فراهم گردد.
4- آزادی های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مصرح در قانون اساسی به رسمیت شناخته شود تا مردم در فضای گفتگو و همدلی در راستای توسعه ی کشور مشارکت نمایند.
5- بودجه ی سال 97 بر مبنای احقاق حق اکثریت مردم تنظیم شود و در جهت تعدیل و کاهش بودجه نهادهایی که تاکنون پاسخگوی مطالبات جامعه نبوده اند؛ اقدام مؤثر صورت پذیرد.
6- دولتمردان در مورد مسائل و موانع موجود با مردم شفاف سخن گویند.
7- صدا و سیما متعلق به آحاد جامعه است. اجازه ی بیان نظرات به همه ی اقشار جامعه داده و از سانسور و تک صدایی به شدت پرهیز شود.
8- سیاست تعامل با کشورهای همسایه و جهان درجهت تامین امنیت وصلح، بیش از پیش در دستور کار قرار گیرد .
9- فعالیت های نهادها و تشکل های مردمی و احزاب سیاسی مبتنی بر قانون در راستای تأمین توسعه ی پایدار کشور ضروری است و باید به رسمیت شناخته شود.
10- طبق گفته های رئیس جمهور از ۳۶۰ هزار میلیارد تومان بودجه سال ۹۷ حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان در اختیار دولت نمی باشد. این حق مردم است که چگونگی هزینه کرد این مبلغ کلان در بودجه برایشان مشخص و شفاف سازی شود.
و در نهایت ما مادران صلح ایران با اعتقاد بر این باور که حق حاکمیت و تصمیم گیری در امور کشور از آن ملت ایران می باشد، هر گونه دخالت بیگانگان در امور داخلی کشورمان را محکوم می نماییم.
مادران صلح ایران
به نقل از ویراست:

……………..

نویدنو  15/10/139

 

 

 

کانون نویسندگان ایران:

 دست سرکوبگران از جان مردم کوتاه! 

نزدیک به یک هفته از آغاز اعتراض‌های خیابانی مردم می‌گذرد. در این مدت گستره‌ی اعتراض‌ها چنان فزونی گرفت که بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ ایران به آن پیوستند. طرح مطالبات با شعارهای اقتصادی آغاز شد اما به سرعت دامنه‌ی سیاسی گرفت. در رویارویی با این اعتراض سراسری برخورد نیروهای انتظامی و امنیتی و لباس شخصی رفته رفته به خشونت و سرکوب و به کارگیری سلاح گرم در برابر مردم بی‌دفاع انجامید و تاکنون ضرب و جرح و بازداشت صدها تن و قتل بیش از بیست تن از معترضان را در پی داشته است.
طرفه آن‌که دولت به رغم ادعاهای خود در پذیرش حق اعتراض مردم، در همان روزهای نخست شبکه‌های اجتماعی مجازی را که از معدود ابزارهای باقی‌مانده‌ی آزادی بیان است، مسدود کرد.
کانون نویسندگان ایران که طی نیم قرن فعالیت خود همواره مدافع حقوق اساسی مردم از جمله حق آزادی بیان و اندیشه بی‌هیچ حصر واستثنا بوده است، هر گونه اقدام سرکوبگرانه و تهدید و کشتار مردم بی‌دفاع، و هر برخورد ضد انسانی با تجمع‌های اعتراضی را محکوم می‌کند و اعلام می‌دارد بیان آزادانه‌ی مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و هر درجه مخالفت با آنها حق مردم است.

کانون نویسندگان ایران
۱۲ دی ۱٣۹۶

…………….

ویدنو  15/10/139

 

 

 

بیانه ی شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران

 

در روزهای اخیر، دانشگاه نیز مانند سرتاسر کشور وضعیت ملتهبی را پشت سر می گذارد، در روزهای گذشته ریاست دانشگاه، در عین نظارت سخت گیرانه بر عبور و مرور دانشجویان، به حضور گسترده ی نیروهای امنیتی و لباس شخصی چراغ سبز نشان داده است. در حالی که صدها دانشجوی دانشگاه تهران هم صدا با مطالبات به حق و مترقی فرودستان و سرکوب شدگان سراسر کشور شعار “نان، کار، آزادی” سر دادند، عده ای وابسته به جناح های قدرت در بیرون دانشگاه، سر در دانشگاه تهران، این نماد تاریخی مقاومت و ایستادگی دانشجویان آزاده ایران را، به جولانگاه نفرت پراکنی خود علیه دیگر جناح های قدرت بدل ساختند تا صدای همبستگی دانشجویان و فرودستان را خاموش کنند. آنان امروز نیز برای شکستن این همبستگی تاریخی دست به دامان برچسب زنی های دروغین و فرصت طلبانه به نهاد مستقل شورای صنفی شده اند.

در سال های اخیر، فعالان صنفی دانشجویی مانند کارگران، معلمان و دیگر اقشار تهی دست جامعه، با مخالفت مستمر نسبت به سیاست های بی نواسازانه دولت های سازندگی، اصلاحات، مهرورزی و اعتدال، صدای خود را به مردم می رساندند. امروز نیز شورای صنفی ضمن حمایت از فریاد فراگیر تهیدستان جامعه، دخالت آمریکا و مزدوران منطقه ای شان و فرصت طلبی گروه های خارجی را محکوم کرده و دلسوزی دروغین آن ها را در ادامه قدرت طلبی همیشگی شان برای مصادره مبارزات برابر ی طلبانه و و آزادی خواهانه مردم در دهه های اخیر می داند .

فضای امنیتی دانشگاه تا آن جا پیش روی کرده است که پنج تن از اعضای شورای صنفی به محض خروج از جلسه اعضای شورای صنفی با هیئت رئیسه دانشگاه تهران ، حتی با وجود تضمین رئیس دانشگاه مبنی بر تامین امنیت دانشجویان حاضر در جلسه ، توسط نیرو های امنیتی باز داشت شدند . اما دیگر اعضای شورا با ایستادگی و پیگیری قاطع خود سبب آزادی این پنچ نفر شدند.

در روز های پرآشوب دانشگاه و جامعه، عده ای از دانشجویان به صورت غیر قانونی بازداشت شده اند . در حالیکه اتهام و وضعیت آنان مبهم و نامشخص است. ما، رئیس دانشگاه و وزیر علوم را در قبال سرنوشت آنان مسئول می دانیم. رئیس دانشگاه وظیفه دارد از نخستین و بدیهی ترین حقوق دانشجویان صیانت کرده و از پیگیری مستمر تا آزادی همه ی آن ها عقب نشینی نکند .

با توجه به وظیفه ی شورای صنفی مبنی بر حفظ حقوق و مراعات حریم دانشجویان ما خواستار موارد زیر هستیم :

1) رسیدگی تا آزادی فوری ، بدون وثیقه و بدون تشکیل پرونده ی قضایی

2) خروج نیرو های امنیتی و لباس شخصی از فضای دانشگاه و خوابگاه ها ، پایان دادن به تهدید ها و بازداشت دانشجویان

✅منبع: کانال شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران

 

…………

ویدنو  15/10/139

 

 

 

جنبش فدرال دموکرات آذربایجان:

 این آغازی است بر یک پایان 

 

1-حرکت های اعتراضی مردم که با سرعت حیرت انگیزی به سرتاسر ایران گسترش یافت، پدیده خلق الساعه ای نبود. حرکت توده مذاب این آتش فشان از سال های قبل در اعماق جامعه در حال تکوین بود. وضعیت امروز در دیروز شکل گرفته است. نقطه آغاز آن، اعدام ها و دهه خونین برای ازبین بردن هرگونه امکان اعتراض دربرابر غارتگری هائی بی‌حساب بعدی بود. زیرا سرکوب به خاطر سرکوب وجود ندارد، در ورای آن امکان چپاول با دست باز و امتیازات ویژه نهفته است. در یک کشور ثروتمند نفتی، این قانونمندی با شدت بیشتری عمل می کند. از زمان هاشمی رفسنجانی، دستگاه های سرکوب تحت کنترل ولایت فقیه به تمامی حیات اقتصادی کشور چنگ انداخته است. صد ها میلیارد دلار از ثروت کشور مخفیانه به حساب های خصوصی همه سردمداران رژیم و آقازاده های آنان در بانک ها و موسسه های مالی انتقال یافته است. درکدام کشور جهان ، کامیون های طلا و دلار دزدی حکومتیان به خارج قاچاق می شود؟ در کدام کشور جهان رئیس بانک مرکزی کشور میلیارد ها دلار را علنا می رباید و حاکمیت، منتقدین را به زندان می اندازد؟ در کدام کشوری بنادر و اسکله های آن خارج از نظارت دولت رسمی قراردارد؟ در کجای جهان کارگران را به خاطر درخواست دستمزد های پرداخت نشده به شلاق می بندد؟ هیچ قدرت اشغال گری این چنین به تاراج کشوری نه پرداخته بود. در مرکز ثقل این چپاول ها، پدیده ای بنام ولایت فقیه نشسته است که بی رحمی مغول و حرص و آز راهزنان را در خود جمع کرده است. ولی او تنها نیست. دولت رسمی برغم اختلافات ناچیز خود با حکومت در سایه، همواره شریک جرم آن در چپاول و جنایت بوده است. کدام کسی در این حکومت قاتل ها و دزدهای با نام نشان بی گناه است؟ کدام بخشی از این طاعون سیاهی که در پشت دین پنهان شده بود سالم است؟ ولایت فقیی که وسط گله دزدان و آدمکشان نشسته است ؟ اصلاح طلبان بی خاصیتی که هرکدام باسابقه « مبارزاتی » شکنجه گری و قتل، زائده ولی فقیه بودند و در لحظات حساس همیشه در کنار جنایت کاران ایستادند و آنرا « ستون نظام » نامیدند؟ حکومت « اعتدال و امیدی» که کابینه اش از قاتل ها ی با سابقه تشکیل شده است؟ دستان آلوده ای همه جناح های رژیم در طول این چهار دهه بر جان و مال مردم دراز بوده است و مردم آنرا به عیان می بینند. کدام کسی در این حکومت قاتل ها و دزدهای با نام نشان بی گناه است؟ کدام بخشی از این طاعون سیاهی که در پشت دین پنهان شده بود سالم است؟
۲- جنبشی که اکنون در تمامی شهر های ایران در جریان است، ماهیت کاملا متفاوتی دارد. اگرجنبش سبز سال ۸۸ از نظر ترکیب اجتماعی خود غالبا جنبش فرزندان طبقه متوسط رانت خواری بوده که ایده آل خود را در خواسته های محدودی از حاکمیت می دیدید. این حرکت با اولین موج سرکوب به خانه های خود عقب نشست و با هزیمت تدریجی و رای به روحانی نامش را نیز به طاق نسیان سپرد. اما جنبش کنونی، جنبش توده های به فقر کشیده شده توسط رژیم اسلحه بدستان خشونت طلب حاکم بر ایران است که گور خوابی را نیز به حسرتی بدل کرده است. این جنبش کارگران و کارمندان و اکثریت زحمتگش جامعه است که به حاشیه امنیت اجتماعی رانده شده اند و دیگر چیزی ندارند که از دست بدهند. مردم به درستی در شعارهای خود می گفتند که «حقوق ملت ما ، زیر عبای ملا»!
۳- توهم پراکنان می گویند این جنبش رهبر ندارد، بی سر است، پراکنده است، آلترناتیو ندارد. این حرف یاوه ای است. گستردگی آن در سرتاسر کشور نشان دهنده این است که کلیت جامعه ایران را فرا گرفته است. آلترناتیو با چتر از آسمان فرود نمی آید بلکه حاصل مبارزه است و در متن حرکت شکل میگیرد و نه در خانه نشستن. خواسته های اجتماعی و سیاسی در جریان مبارزه است که بلور بندی و صیقل می یابند. به مبارزات مردم باور داشته باشیم. دیگر فروش ترس به مردم که « اگر ما به رویم چه کسی می آید؟» و یا لولو خرخره وضعیت خراب سوریه ای که خود در آن نقش داشتند، ارزش مصرف خود را از دست داده است. آلترناتیو این حکومت، خود مردم اند. می توان با فراخوان یک مجلس موسسان و انتخاباتی با نظارت سازمان ملل، به عمر نکبت بار این حکومت ترور پایان داد.
۴- در اندیشه سیاسی ایران یک دگرگونی عظیم فکری رخ داده است: مردم ازنظر فکری ازکلیت رژیم اسلامی فرا رفته اند که نقطه عطف بر گشت ناپذیری در ذهنیت سیاسی مردم است. حتی اگر جنبش اجتماعی و سیاسی ایران سرکوب شود، فراروی از رژیم جمهوری اسلامی نقطه آغاز هر حرکت دیگری خواهد بود.
۵- در شهر های بزرگ ایران، بویژه در تبریز، بدلیل وحشت روشن رژیم یک حکومت نظامی اعلام نشده برقرار است. تبریز شبیه دوره اشغال پاریس توسط نازی هاست. تمامی راه های ارنباطی بین آبرسانی تا دانشگاه تبریز، با نیروهای نظامی اشغال شده است. ارتباط بین آنجا با بازار تبریز قطع است و در تمامی مناطق حساس شهر, مثل باغ گلستان، محله ی دیک باشی و میدان ساعت، نیروهای نظامی مستقر هستند. در این میان، عناصر وابسته به نیروهای امنیتی اطلاعیه می دهند که مردم را از پیوستن به حرکت مردم منصرف سازند. اینها همان طرفداران حکومت داعش شیعه در ایران هستند که در پشت اسم های مجعول و «ملت چی» های کاذب و بی هویت پنهان شده بودند و میر هاشم دوه چی های امروز هستند.
۶- آذربایجان از زمان مشروطیت به این سو در رآس تمامی جنبش های سیاسی و اجتماعی ایران قرار داشته است. مساله ای ایران ، مساله آذربایجان است . از سنگر ستارخان تا آزادستان شیخ محمد خیابانی، تا جنبش فرقه برهبری پیشه وری، همواره جنبش آذربایجان مقدمه آزادی در سرتاسر ایران بوده است. هویت آذربایجان در رسالت تاریخی مبارزات آن بوده است .
آزادی حاصل مبارزه علیه دیکتاتوری حاکم است. اکنون این جامعه زنده به گور گرفتار چهار دهه سرکوب و کشتار و فساد و دزدی حکومتی، قد علم کرده است که بنیاد این حکومت بنیان کن را براندازد. دربرابر جناح های حکومتی که در سرکوب علیه مردم متحد شده اند، متحد شویم و به جنبش مردم ایران به پیوندیم!

قوی باشین ساولان تک اوجالانسین !
یاشاسین آذربایجان!
دیماه ١٣۹۶

 

…………….

نویدنو  15/10/139

 

 

 

بیانیه حزب اعتماد ملی درباره حوادث اخیر

مردم شریف ایران در این ایام شاهد حرکت اعتراضی بخشی از شهروندان و هموطنان خود نسبت به شرایط اقتصادی و سیاسی کشورند و برخی شخصیت ها و نهادهای حاکمیتی و حکومتی را مسئول این شرایط می دانند . مسئولیت سیاسی و وظیفه شهروندی ایجاب می کند که نکاتی را به استحضار برسانیم:
۱- ملت ایران مردمی شرافتمند ، وطن پرست ، غیور، آگاه و خداپرستند که در طول تاریخ و صد و ده سال گذشته بویژه در چهار دهه اخیر هویت ملی ، دینی و شرافت انسانی خود را در عرصه های مختلف به نمایش گذاشته اند ، تقدیم صدها هزار شهید، جانباز و اسیر و تحمل شکنجه ها، محرومیت ها و دشواری‌های سیاسی و اقتصادی در راه کسب استقلال،آزادی، عدالت و حاکمیت مردم گواه این ادعاست. جنبش تنباکو، انقلاب مشروطیت، جنبش نفت، جنبش ۱۵ خرداد ، انقلاب اسلامی و دفاع در مقابل هجوم مسلحانه داخلی و خارجی پس از انقلاب اسلامی، همگی سند و برگ های زرین مسئولیت پذیری ، هوشیاری و نکته سننجی آنان است ولذا به راحتی نمی توان برچسب فریب خوردگی ، عامل بیگانه بودن و یا بی هویتی را حتی به معترضان به ستوه آمده این ملت زد .
۲- این ملت هرگاه احساس محرومیت کرد، در ابتدا نصیحت نموده و سپس کناره گرفت، ولی وقتی محرومیت ها طاقت فرسا شد، صدای اعتراض خود را بلند می کند. بنابراین، اعتراضات کنونی نیز نشان دهنده وجود و گسترش احساس محرومیت در میان اقشار مختلف اجتماعی است. مردم محرومیت های زمان جنگ را طبیعی می دانستند و لذا پشت سر مسولان ایستادند و در مقابل خشونت خارجی و داخلی کمر خم نکرده، از انقلاب و کشورشان دفاع کردند. اما محرومیتی که از سوی سنت گرایان محافظه کار و انحصار طلب بعد ازپایان جنگ، ابتدا در حوزه سیاسی آغاز شد و سپس پیامدهای آن در حوزه های اجتماعی ، اقتصادی و انسانی سربرآورد را هرگز عاقلانه و عالمانه و عادلانه ندانستند. در تقابل با این محرومیت ها استراتژی و شیوه های مختلفی را برگزیدند، اما هر بار ، پس از پرداخت هزینه ها و پدیدار شدن روزنه ای برای حل مشکلات با فرآیندی مواجه شدند که بر گره ها افزوده شد.
پس از اتخاذ استراتژی مشارکت در انتخابات ، علیرغم عدم وجود نامزدهای مطلوب، با رضایت دادن به نخبگان حداقلی در انتخابات ۹۲ ، ۹۴ و ۹۶ شرکت فعالانه داشتند، اما کماکان شاهد تداوم و بلکه سخت تر شدن شرایط هستند. بنابراین تحرکات کنونی نشانه احساس محرومیت و عدم امید به حل مشکلات و بهبود شرایط بر اساس راه حل های مشارکت فعال مسالمت آمیز می باشد.
۳- اما این مردم شریف و معترضان به خیابان ها آمده باید بدانند که تجارب گذشته در انقلاب مشروطه، در جنبش نفت و در انقلاب اسلامی و نیز در هیچکدام رفتارهای خشونت آمیز گره گشایی نکرده اند، بلکه اولین خسارتی که در هر مرحله روی دست ملت و دولت ماند ترمیم و بازسازی حاصل از آن حوادث بود . شرایط سیاسی و اقتصادی بوجود آمده پس از پایان هرج و مرج و خشونت نیز نتوانسته است رضایت فعالان و مشارکت کنندگان در خشونت را تامین کند، جز آنکه سبب نابودی و قلع و قمع نخبگان سیاسی به دست یکدیگر و افزایش تعارضات و تضادهای اجتماعی و سیاسی در بین مشارکت جویان و نابودی نیروهای انسانی شده است.آیا وقت آن نرسیده است که ملت ایران از تاریخ صد و ده ساله خود درس بگیرد و این بار مشکل محرومیت خود را از طریق دیگری حل کند؟ و نیز آیا وقت آن نرسیده است نخبگان سیاسی مورد قبول مردم در جناح ها و احزاب سیاسی دست از تضاد و تفرقه بردارند و با تشکیل اتحادی قدرتمند و اتخاذ راه حل های سیاسی مناسب و گره گشا، به نمایندگی از مردم بی پناه هیات حاکمه را وادار به مذاکره و پذیرفتن ساز و کارهای مشکل گشا بنمایند. شاید یکی از عوامل اعتراضات مردمی بدون سر پناه همین باشد که نخبگان سیاسی مورد قبول مردم، پس از پیروزی، آهنگ جدایی از یکدیگر را ساز می کنند و در نتیجه ضعیف و ضعیفتر می شوند، و توان حمایت از مردم بی پناه در مقابل صاحبان قدرت را از دست می دهند . بنابراین باید تدبیری برای یافتن راه حل های مسالمت آمیز کرد ، زیرا پیمودن راه خشونت، نتیجه ای جز هیچ ندارد، ضمن آنکه می تواند فرصتی برای جهانخواران بین المللی و نیز سوء استفاده کنندگان داخلی فراهم کند و در این میان چیزی نسیب مردم نخواهد شد.
۴- صاحبان قدرت، از صدر تا ذیل، باید بدانند که مسولیت ایجاد شرایط موجود کشور بر عهده آنهاست و همگی باید پاسخگو باشند، نه افراد و نهادهای خاص، شرایط کنونی نتیجه مدیریت آنان طی سه دهه گذشته‌ است. ‌حاکمیت بخشیدن به گفتمان سنتی و اقتدار گرا و ناتوان از درک و حل مسایل اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی جامعه و حذف معترضین با انواع شیوه های سیاسی و تبلیغاتی و انحصار ساختاری، اولا موجب انباشت مشکلات و ثانیا تجمیع این مطالبات در بطن جامعه شده است که امروز به صورت رفتارهای خشونت آمیز سر بر آورده است.

صاحبان قدرت باید بپذیرند که انتقاد و اعتراض مسالمت آمیز حق مردم است و بنابراین باید زمینه های اظهار آن را در بستر اجتماعی و سیاسی فراهم کنند، نه آنکه هرگاه گروه و جمعیتی خواهان برگزاری تجمعی شد، وزارت کشور مانع از آن شود و بستر بیان مطالبات و منافع را به صورت مسالمت آمیز فراهم نکند. در این راه باید از احزاب و یا شخصیت‌ های مورد قبول مردم مدد بگیرد.
وقت آن است که برای جلوگیری از رفتارهای خودسرانه و آشوب گرایانه،دولت با وساطت جبهه‌ها و احزاب و یا شخصیت‌های مرجع مردم زمینه برگزاری تجمعات قانونی را در مراکز مشخص نظیر ورزشگاهها فراهم نماید تا امکان برگزاری گفتگو و مذاکره با مردم فراهم شود که نتایج حاصل از آن قابل پیگیری باشد.
ثانیا صاحبان قدرت بدانند که برخورد خشونت‌آمیز با مردم معترض،پیامدهای ناگوارتری را به همراه خواهد داشت. بلکه باید مشکلات را از طریق گفتگوهای سازنده بین حکومت و معترضین حل کرد. مشکل با حبس، حصر و خشونت و نیز جنگ روانی بر علیه معترضان حل نخواهد شد.
۵- وقت آن است که گروه حاکم به بررسی و ارزیابی و تحلیل فسادها ی مستقر شده در نظام سیاسی بپردازد .
انکار ضعف و فسادهای اجتماعی و اقتصادی و به ویژه سیاسی راه حل مشکل نخواهد بود. اگر آنان به حفظ نظام جمهوری اسلامی معتقد و پایبند هستند، باید با انجام مطالعات و بررسی‌های کارشناسی توسط نخبگان علمی و اجرایی مفاسد نظام را تحلیل و بررسی نموده و به درمان آن ولو با هزینه هایی بر علیه خودشان بپردازند. اعتراضات کنونی نشانه بیماری نظام در ابعاد سیاسی و اقتصادی است؛ لذا باید این نظام پالایش و درمان شود، ساختارهای سیاسی معیوب مثل نظام انتخاباتی اصلاح شوند، ساختارهای اقتصادی بسترساز اختلاس ها، اصلاح شوند. ساختارهای فرهنگی مشکل‌زا اصلاح گردند و در نهایت شخصیت‌ها و مسئولان سیاسی ناپاک و نا لایق کنار گذاشته شوند، طبیعی است که این امر مستلزم زمانی مناسب خواهد بود، اما باید سازوکاری طراحی شود که مردم به اصلاح امور باور و اطمینان پیدا کنند .
۶- صدا و سیما در ساختار کنونی حلقه‌ی ارتباط حاکمیت و مردم و نیز نشانگر گفتمان حاکمیت است، متاسفانه مواضع، استراتژی و گفتمان این رسانه با نیازها و مطالبات اکثریت قاطع مردم، به‌ویژه جوانان عزیز در تعارض است. این سازمان به‌جای آنکه برای نظام جمهوری اسلامی مشروعیت و مقبولیت بیافریند، موجب انزجار و ادبار جامعه از نظام سیاسی شده و می‌شود. مقدم‌ترین اقدام نظام سیاسی، حل مشکل صدا و سیما به گونه‌ایست که اکثریت شهروندان جامعه آن را قبول داشته و مواضع سیاسی آن را تایید نمایند.
۷- در پایان به همه‌ی مسئولان و مردم عزیز ایران یاد آور می شویم که در برابر شرایط سخت و پر خطر و ناگوار کنونی کشور مسئولیت انقلابی اسلامی و تاریخی دارند و هر یک به سهم خود باید در پاسداری از حقوق انسانی و ملی شهروندان از یک طرف و حفظ امنیت و استقلال این مرز و بوم از طرف دیگر بکوشند.

 




اعلامیهٔ شمارهٔ ۳ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

اعلامیهٔ شمارهٔ ۳ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

  • باید با اتحاد عمل و مبارزهٔ سازمان‌یافته جلو برنامه‌های رژیم برای سرکوب خشن، خونین و گستردهٔ جنبش اعتراضی مردم جان به‌لب رسیده را گرفت!
  • ما مخالف سرسخت هرگونه دخالت خارجی در ایران هستیم و بر این باوریم که: حکومت‌مدارانِ دست‌راستی و نژادپرستی همچون ترامپ، نتانیاهو و حکومت ارتجاعی و جنایتکار عربستان سعودی دوست مردم ایران و خواهان تحقق آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن ما نیستند!
  • ما کوشش هدفمندِ رسانه‌های جمعی کشورهای امپریالیستی و همچنین ارگان‌های خبری و تبلیغی رژیم را، به‌هدفِ وارونه جلوه دادن ماهیت حق‌طلبانه، ملی و دموکراتیک جنبش اعتراضی میهن‌مان، محکوم می‌کنیم!
  • راهِ نجاتِ ایران جانشین کردن یک نوع حکومت دیکتاتوری با نوع دیگری از استبداد و دیکتاتوری نیست. مردم ما خواهان جمهوری‌ای ملی، مردمی و دموکراتیک هستند!
  • باید با سازمان‌دهی و تشکل، امر مبارزه برای طرد حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه در ایران را به‌پیش بُرد. ورود گستردهٔ قشرهای اجتماعی خصوصاً کارگران و زحمتکشان به این مبارزه و فلج کردن چرخ دستگاه‌های حکومتی، عامل قاطع در وادار کردن رژیم به‌عقب‌نشینی است!

 

هم‌میهنان گرامی

مبارزات قهرمانانهٔ  شما بر ضدِ رژیم دیکتاتوری حاکم، با وجود همهٔ تلاش‌های سرکوبگرانهٔ حاکمیت به‌منظور خاموش کردن صدای این اعتراض‌ها وارد ششمین روز خود شد. با وجود ده‌ها کشته و زخمی و دستگیری صدها تن از سوی مزدوران امنیتی رژیم، شما نشان دادید که دیگر حاضر نیستید شرایط تحمیل‌شده از سوی تاریک‌اندیشان حاکم را تحمل کنید. سردمداران حکومتی، از علی خامنه‌ای و حسن روحانی گرفته تا لاریجانی، ضمن اعتراف به شنیدن صدای پرطنین نارضایتی و اعتراض اکثریت قاطع مردم میهن نسبت به شرایط دهشتناک اقتصادی-اجتماعی، فقر و محرومیت گسترده و بی‌آیندگیِ نسل جوان کشور، که این سران و مجموعهٔ حاکمیت جمهوری‌اسلامی مسئول به‌وجود آمدن‌شان‌اند، مردم را به عامل خارجی بودن متهم و به سرکوب تهدید کردند، و از مردم خواستند تا صحنهٔ مبارزه را ترک کنند.

همه گزارش‌های رسیده از تدارکِ همه‌جانبهٔ رژیم به‌منظورِ سرکوب خشن و گسترده بر ضد مردم معترض در شهرهای مختلف حکایت می‌کند. گسیل پرحجم یگان‌های ضدشورش سپاه به شهرهای مختلف و اشغال نظامیِ بخش‌هایی مهم از شهرهای بزرگ ازجمله تهران، به‌وجود آوردن اختلال در وسایل ارتباطات‌جمعی- ازجمله بستن برخی از شبکه‌های اجتماعی- درواقع شکلی از برپاییِ حکومت‌نظامی‌ از سوی حاکمان کنونی برای به‌دست گرفتن کنترل اوضاع و درهم کوبیدن جنبش اعتراضی مردم است. عنصرهای وابسته به رژیم، با سازمان‌دهیِ خشونت و حتی غارت مکان‌های عمومی، مترصددند تا جنبش را به بیراههٔ  خشونت کشانده، و بدین ترتیب، اکثریت عظیم توده‌های جان به‌لب رسیده از شرایط را از بدنهٔ جنبش جدا کنند، و اگر بتوانند، مردم را در مقابل مردم قرار دهند تا حرکت‌های اعتراضی توده‌ها را که دامنهٔ آن‌ها هرروز به شهرهای بیشتری گسترش می‌یابد بتوانند به‌راحتی سرکوب کنند.

 

هم‌میهنان گرامی!

ما همچنین اعتقاد عمیق داریم، و تکرار می‌کنیم، حمایت مزورانهٔ مرتجعان نژادپرستی همچون ترامپ، معاون او، برخی از راست‌ترین نیروهای حزب جمهوری‌خواه در آمریکا، نتانیاهو، نخست‌وزیر حکومت ضدمردمی و فاسد اسرائیل، در کنار حمایت رژیم ارتجاعی و جنایتکار عربستان سعودی از مبارزات مردم میهن ما، نه به‌خاطر اعتقاد آن‌ها به بهبود پیدا کردن وضعیت کشور ما و تحقق خواست‌های مردم ما مبنی بر برقراری آزادی، دموکراسی و عدالت در ایران بلکه تنها باهدف بی‌ثبات کردن اوضاع در منطقهٔ خاورمیانه و خلیج‌فارس در چارچوب منافع راهبردی‌شان است. حمایت این دولت‌های ضدِ مردمی از نیروهایی مرتجع همچون سلطنت‌طلبان و کسانی که از هم‌اکنون برای مردم ما ریاست جمهوری و دولت انتخاب کرده‌اند و به‌دفعات مداخلهٔ نظامی در کشورمان را خواهان شده‌اند، نشانگر بازی خطرناکی است که جنبش آزادی‌خواهی در میهن ما را به‌شدت تهدید می‌کند و در راستای یاری رساندن به ارتجاع منطقه و همچنین نیز کمک به برنامه‌های نیروهای سرکوبگر در ایران عمل خواهد کرد.

تجربهٔ حرکت اعتراضی توده‌ها در روزهای اخیر، همچنین بی‌اعتباری و ورشکستگی کامل کسانی را نشان داده است که خود را مدافع اصلاحات در ایران معرفی می‌کردند. هم‌صدایی این ورشکستگان سیاسی با فریادهای “شناسایی و سرکوب کنید”  کسانی مانند صادق لاریجانی و مزدورانی همچون حسین شریعتمداری، و درعین‌حال نیز نشانگر  پایان عمر سیاسی و اعتبار اجتماعی نیروهایی است که در پوشش اصلاح‌طلبی سالیان سال مردم ما را به قبول حکومت اسلامی و انتخاب میان “بد و بدتر” تشویق می‌کردند.

 

هم‌میهنان گرامی!

ما بار دیگر تکرار می‌کنیم: تنها راه مقابله با برنامه‌ها و توطئه‌های رژیم، اتحادِ عمل، مبارزهٔ سازمان‌یافته و حرکت مشترک همهٔ قشرهای اجتماعی، از کارگران و زحمتکشان گرفته تا جوانان، دانشجویان و زنان دلیر کشور و آماده کردن شرایط برای اعتصاب‌های گسترده و فلج کردن امکان‌های حکومتی برای ادامهٔ حیاتشان است.

حزب تودهٔ ایران، بار دیگر تأکید می‌کند که: توده‌ای‌ها خود را بخشی جداناپذیر از اعتراض‌های شما بر ضد ادامهٔ حکومت استبدادی می‌دانند. ما بار دیگر همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور، کارگران و زحمتکشان، دانشجویان و جوانان و زنان مبارزِ میهن را فرامی‌خوانیم که در صف واحد جبههٔ متحدِ ضد دیکتاتوری برای:

طردِ رژیم ولایت فقیه و حاکمیت روحانیت بر میهن‌مان و پایان دادن به حکومت استبدادی؛

آزادیِ فوری و بدون قیدوشرط همهٔ زندانیان سیاسی؛

پایان دادن به فقر و محرومیت، گرانی، دشواری‌های اقتصادی، فساد و ظلم دستگاه‌های حکومتی؛

پایان دادن به جَو سرکوب و اختناق، و بازگرداندن همهٔ نیروهای سرکوبگر به پادگان‌های‌شان؛

و گذار به استقرار حکومتی ملی و دموکراتیک و حاکم شدن مردم بر سرنوشت‌شان، کارِ سازمان‌دهی جنبش بزرگ و سراسری خلق را با طرح شعارهای مناسب تدارک ببینند.

نباید گذاشت رژیم با کشاندن جنبش به بیراههٔ خشونت،‌ جنبش اعتراضی گستردهٔ توده‌ها را از بدنهٔ اجتماعی آن جدا کند و با حملهٔ گسترده و سرکوب خونین و خشن جنبش درحال نضج‌گیریِ توده‌ها را سرکوب و مردم را از ادامهٔ مبارزه ناامید کند.

پیروز باد مبارزهٔ متحد مردم ایران علیه حکومت دیکتاتوری حاکم!

 

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، ۱۲ دی‌ماه ۱۳۹۶