بـه سـرخـی آتـش، بـه تلخـی دود 
شعر کسرایی نوای امید شورشیان امروز

دوره جدید: مقاله شماره: ۹۰ (۱۳ دی ١٣٩۶)
واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری

 

زورگویان و آزمندان روزگار همواره از آتشفشان عصیان مردم غافل گیر  می شوند. آنها فکر می کردند که با آیه های آسمانی خود مردم را به این باور رسانده اند که خورشید برای همیشه مرده است، مهتاب دیگر هرگز نمی درخشد و تاریکی بی صدای کیهان تنها نشان زندگی است. تاریخ نشانگر این استکه همه ی این آرزوهای ناپاک خودسران و خودکامگان راه بجایی نمی برد. همواره ستم پیشگان در پایان به گور و مردم پیروز هستند. و برای کسرایی حکم تاریخ والاتر از زور استبدادگران روز بود. او با فانوس تاریخ روشنایی را در انتهای شب سنگین می دید.

شعرهای انقلابی کسرایی زمان نمی شناسد و کهنه نمی شود. تا ستم هست، تا ایستادگی وجود دارد، شعرهای او زنده است و جانبخش و نیروی دهنده. کسرایی همچنان زبان انقلاب و امید است. کسرایی از فرای مرگ همراه و هم آواز توده ها است. او به آرامی از بلندای دفترچه های شعرهای انقلابی خود فرود می آید و به هنگام اوج خشم، بر زبان خلق جاری می شود. سیاوش کسرایی شبان امید بود. او همچون چوپانی دلسوز بره های ظریف امید را با شیر شعر خود به قوچ های شاخ تیز مقاومت دگردیسه می کرد. چون شاعر توده ها بود و توده ای، می دانست که ستم چون شب تاریکی است که با همه ی درازی یلدایش سرانجام به سپیده دم سحر می رسد. برای همین در هر کجا که یک نوچه نهال ایستادگی می دید با آب واژه های زلال خود آنرا پاسداری می کرد تا که به سرو شورش رسد و سر به آسمان زند. سیاوش علفهای هرزه نومیدی و شاخه های بی گل و بار دلسردی و سرخوردگی را با داس آرزوها و باورهای پایدار دسته دسته از باغ جنبش پَرخَو (هرس) می کرد. اگر کسرایی امروز زنده می بود آتش خشم توده ها دل بیمارش را در شب سرد غربت گرم می کرد. و کسرایی بدون شک با برایی کلام و تیزی سخن پتکی می داد بدست شورشیان تا بر ستون رژیم تا نابودی آن بکوبند. کسرای حتمن با ردیف واژه ها شلاقی از سرود می ساخت و با آن پشت ستمگران را به تازیانه می گرفت.

امروز بر همه توده ای ها است تا با بکار بردن واژه های رزمی و نظمی کسرایی آنان را به پرچم مبارزه مردم تبدیل کنند.

سیامک

 

بـه سـرخـی آتـش، بـه تلخـی دود 

 

شعری دگرگون کننده، شعری مانند رستاخیز

 

مادر بگو! که در تکِ این خانهء خراب

گل‌های آتشین

در باغ دامن تو چسان رشد می کنند؟

این خواهر و برادر من، آیا

شیر از کدام ماده پلنگی گرفته اند؟

 

خو گر به راه رفتن و برخاستن شود

دست شکسته بار دگر پتک زن شود.

 

 

هستی خود را مکّرر کن، بسیار کن، بگذار تصویر تو، سخن تو چندان فراوان باشد که حضور تو بر همهء سکوت ها و فراموشی ها غلبه کند

 

مجموعه شعر از سیاوش کسرایی که در سال 1355 توسط حزب توده ایران انتشار یافت. در آن زمان نام مستعار برای این مجموعه«شبان بزرگ امید» انتخاب شد.

 

 

در سرزمینی که روزها مه آلود است و کوتاه، مردمی زائیده می‌شوند که مرگ برایشان دردناک نیست!

از «ترانه ها» – کان سیونره La, sotto i giorni nubilosi e brevi, Nasce una gente, a cui l morir non dole

 

دفتری از سرودهای نوپردازانه که اینک در دست دارید، از نمونه‌های شیوا و دلنشین شعر متعّهد و انقلابی فارسی است.

این شعر نوپردازانه، از دو چشمهء زلال مایه گرفته است: از سرچشمهء ادب کلاسیک ایران با آن همه دستاوردهای اعجاب انگیزش از جهت لفظ و معنی، شکل و مضمون؛ و نیز از سرچشمهء ادب جهانی که ایرانیان به ویژه طی سدهء بیستم نسبت بدان آشنائی فراوانی یافته و در تاءثیر آن، در سنن شعر فارسی، دگرگونی های بسیاری پدید آورده اند.

شعر نوپردازانهء فارسی از دیدگاهِ سمت هایِ تکاملی خود، به ویژه در دو گستره نصج یافته است: یکی از جهت دست یافتن به بیان تازهء شاعرانه: استعاره ها، تشبیه ها، چهره های هنری نودر چارچوب اشکال و اوزان بی سابقه، در این سو و آن سوی عروض کلاسیک؛ دیگری در جهت مضمون اجتماعی و به ویزه پذیرش نقش بسیج گر اجتماعی و تاریخی و قبول مسئولیت خویش در برابر میهن و مردمش.

با آن که عمر زیادی از شعر نوپردازانهء فارسی نگذشته، این شعر توانسته است به دستاوردهای عالی و پر آوازهء ادب شعری ما، گسترش سزاوار و امید بخش بدهد و هم‌اکنون جمع تابناکی از ستارگان روشن به آسمان فراخ و پر فروغ شعر پارسی ارمغان کرده است.

از هر دو جهت یاد شده، یعنی هم از باب بیان هنری و هم از جهت مضمون اجتماعی، مجموعهء حاضر را باید یک اثر پخته و یک نمونهء برجسته شمرد. سرایندهء جوان قطعات این دفتر، نه تهنا توانسته این قریحهء نیرومند تخیلی شاعرانهء خود را در این هنر دشوار به شیوه ای ممتاز عرصه دارد، بلکه کوشیده است، اندیشمندانه، در سرشت رویدادها و پدیده‌های اجتماعی زمان باریک شود و راز و پیوند نهانی آن‌ها را دریابد و شعر را به حکمت زندگی، به افزار رزم، به آئینهء عبرت و خود آفرینی بدل نماید.

باور بی خلل شاعر به رسالت اجتماعی شعر در برخی قطعه‌ها با رزانت و صراحت مطرح می شود. مثلاً در قطعه‌ای به نام “شعری”، وی آرزومند خشم بیدار خلق است: خشمی که مانند گربه‌ای بر دیوار، چابک و مانند بهمنی بر کوه سهمگین است! وی سینهء خود را به “وحی زمینی” شعر و خلق عرضه می‌دارد و آن جا که پیغمبر عربی، مُحّمد آواز وحی آسمانی را شنود که “بخوان!”، او آواز وحی زمینی خلق خشمگین را می‌شنود که “بنویس!، شعری دگرگون کننده، شعری مانند رستاخیز بنویس!”

همین اندیشه، با هیجان و شوری فزون تر، در قطعهء دیگری به نام “زنهار” تکرار می گردد: شاعر به خود می گوید: دشمنان، ترا خاموش، فراموش، گمنام و بدنام آرزو می کنند، ولی در پاسخ این توطئهء خسم، باید خونت را به فریاد بدل کنی و اگر در وجود خویش یاوری برای خلق می بینی، پس هستی خود را مکّرر کن، بسیار کن، بگذار تصویر تو، سخن تو چندان فراوان باشد که حضور تو بر همهء سکوت ها و فراموشی ها غلبه کند. مبادا در پاسداری نام دیروز بر گنجینهء اندوختهء پارینه به خواب غفلت بروی، باید خود را از وظیفه لبالب سازی و در کمینگاه هر سویهء دشمن، بر زمین جنبش، استوار گام گذاری.

می‌توان مضمون قطعه زیبای “دوست داشتن” را نیز در همین ردیف دانست. شاعر می‌طلبد که شقایق کوهستانی وطن خود را، کسانی را که تاب این آتش روینده را دارند، همهء گل‌های وحشی را که علی‌رغم خارو خس می رویند و از مردان داس به دست پروار نمی کنند، دوست بداریم. دشمن، سنگ‌های تیرهء تفرقه و بدبینی را روی هم کود می‌کند تا بین یاران خلق دیوار بکشد و آن‌ها را از هم جدا سازد، ولی باید این دیوارهای تفرقه را به پلّه هائی برای برآمدن، به سکّوهائی برای اعتلاء و اوج گیری بدل ساخت.

تصویر دل انگیز “شقایق”، که تصویر یک انقلابی است، در قطعهء دیگری به همین نام تکرار می شود. شقایق در اینجا فریاد سرخ بهاران، یعنی بانگ انقلابی عصر نوین است. وی عِطر تلخ و جوانش را با بال های مهاجم باد، تا سرزمین دشت‌های کمشده می راند و جان های تازه به تازه‌ای را شعله‌ور می کند. شقایق – فرد انقلابی است، در صورت‌های گوناگون آن، مرد یا زن، سلاح به دست یا بی سلاح؛ آنکه در شب دراز استبداد، در چار دیوار عادی زندگیِ روزمّره، قدرت روحی و امید و شور نبرد را حفظ می‌کند و آشکار یا پنهان به زانو در نمی آید؛ آنکه مانند گلسرخی با مردانگی مرگ را در بهر عمر پذیره می شوند، آنکه در زیر شکنجه مانند تیزابی و حکمت جو شهید می شود، آنکه خانه‌اش را مفتش های هار دولت تاراج و خود او را پیش چشمان اشگ بار مادر بیوه زن به زندان می برند، آنکه با قبول همهء محرومّیت های مبارزه درگیر و در طلب و جستجو، در زیر دیوار سکوت مرگ می خسبد؛ آنکه مانند عبدالخالق محجوب پیش از بردار شدن، جامی آب زلال می نوشد، شقایق، فرد انقلابی، قهرمان مرکزی این دفتر است و این مجموعه یاد نامه لحظه‌های دشوار روحی اوست.

آری، سراسر واگویهء لحظه‌های زندگی روحی شاعر است که از چکیدن خاموش قطرات نامشهودش پیمانه عمر پر می شود. در اشعاری گاه موزون و گاه بی وزن، ولی همیشه به معنای واقعی شاعرانه، این لحظه‌ها عکس انداخته اند.

و سپس باید گفت که این مجموعه سند یک دوران است. هر دوران تاریخی رنگی دارد و دوران تاریک طولانی کنونی که پیوندی از استبداد شاهنشاهی و غارتگری امپریالیسم آن سوی اقیانوس است، دارای رنگ عجیبی است [که با استبداد ولایی که این روزها ناقوس نابودی آن با رزم توده ها نواخته می شود، دو چندان شده است].

در سرلوحه این نوشته از شاعر بزرگ کلاسیک ایتالیا پِتر ارک بیتی نقل کردیم که چنین دورانی را وصف می کند: زمانی که آسمان ابرآلود و روزها کوتاه است و مردم را دیگر از مرگ واهمه ای نیست. زمانی که نه تنها روح یک شاعر، روح هر انسان، دوزخی را می گذراند، دوزخی که سرایندهء این مجموعه، وحشت های آن را بر صحیفهء پولادین سروده های خویش نقر کرده و با سِحر واژه ها و ترکیب های غریب و نابَیوسیده آن را مجسم ساخته است.

 

در این روز ها، شهید به گفتهء او دیگر نامی یگانه نیست، بلکه نام همهء برادران و خواهران ماست و طرح آن را نباید بر پرده های فاخر نقاشی جست، بلکه به صورت جوئی از خون بر سنگفرش ها می گریزد. پیداست که دلاوری دختران و پسران عدالتخواهی که جان خود را فِدیهء آرمان خویش می سازند، خاکستر باریک خستگی را از قلب پیوسته فروزان شاعر پس می‌زند و او را سخت به شور می آورد.

 

در مجموعه، دوقطعهء نخست آن را باید مربوط به آن لحظات روحی شاعر دانست که خموشی ظاهری جامعه او را رنج می داد. برای نگاشتن این لحظات وحشتناک، شاعر گیر و دار روحی خود را بین “لَه لَه” و “تنفس”، یعنی بین له لهِ سگان مفتّش با پوزه های عَفن و جوینده، و تنفس گرم و پرآشوب و وعده خیز دریا و بهار، یعنی جنبش رهایی مردم توصیف می کند. وی در تخمیر ساکت و جادوئی زمین تردیدی ندارد و از این قحبگان نان به پلیدی خور که تا آستانهء قلب او پوزهء پلید خود را نزدیک می کنند، پروایی نمی کند. ولی این کابوس او را، چون ساحلی جدا شده از دریائی که در کنار اوست، بی تاب می سازد.

 

شعر “دگر به جوخهء آتش نمی‌دهند طعام” نیز نگارگر لحظات خموشی ونومیدی است. شاعر با امید سرکوفته، از سفر تابوت در قعر شب سخن می گوید. خود را شهاب شب زده ای می‌داند که در مدار تاریکی می گردد. او ماهی جوینده است. ولی اکنون گذارش از آب‌های سرد و سیاه است. به دوستان شکوه می‌کند که سرکشی بی سر و عاشقی بی قلب شده و وی آرزومند هوائی و شکاف روزنه ایست. شعر با طعم گس و زهرآگین روح را آزار می دهد.

 

شاید از جهت پویهء عاطفی شاعر، می‌توان قطعهء “بر زمین سوختگی” را در پشت سر این شعر قرار داد. حوادث سیاهکل و مقابلهء بی باکانهء جوانانی با گرگ خون آشام استبداد تازیانه بر سر‌خوردگی شتابکارانه می زند. شاعر، صدیق، خود را نیز به نگوهش می گیرد: “آن گاه من، به صورت من چنگ می زند”.

 

یورش بهار بر سرزمین سوختگی، شاعر را سخت تکان می‌دهد و به هیجان می آورد. اینجا چرخش تازه‌ای است: قطعات “پویندگان” و”به سرخی آتش، به طعم دود” زائیدهء این چرخش است که از یورش بهاری در گیرو دار زمستانی حاصل شده. او دیگر شهاب شب زده و یا تابوت در قعر تاریکی نیست. بلکه کسانی را می بیند که وامدار مرگ نمی مانند. نومیدی و خستگی او را یک سره به نوعی”رومانتیسم انقلابی”، بی آنکه بخواهد نسبت به “فلسفهء” آن سخت‌گیر باشد، دل بسته می کند. از “تا آخرین گلوله جنگیدن و با آخرین گلولهء خود مردن” با نشاط و شگفتی دم می زند. هیجان و امید دگرگونی، خواست و شوق سوزان آن، برای شاعر جوان و پر عاطفه محلّی برای ارزیابی های سیاسی باقی نمی گذارد: آیا شیوه ای که این دلاوران برگزیده اند می‌تواند با روی سیاه را بشکافد؟

او اینک محو دلاوری گردان نوجوانی است که شبچراغ قلب بر کف، وارد نبرد نابرابر با اژدهای هفت سر می‌شوند و از دمیدن گل های آتشین در سایهء یک خانهء نکبت زده شادمان و حیران است که این گردان جانباز در این “مدار تاریکی” چگونه پرورش یافته اند:

مادر بگو! که در تکِ این خانهء خراب

گل‌های آتشین

در باغ دامن تو چسان رشد می کنند؟

این خواهر و برادر من، آیا

شیر از کدام ماده پلنگی گرفته اند؟

 

در قطعه “تولد” نیز چهرهء یکی از جانبازان، این بار،یک دختر جوان، ترسیم می شود. به نظر شاعر می‌رسد که این دختر با مرگ دلاورانهء خویش، زن را در دیار ما از نو متولد می کند، زنی که در رزم با دشمن، مانند خوشهء شکستهء انگور سرخ، مانند درخت خون فرو می‌افتد و عابران سردرگمِ هزار غم خُرد، بی آنکه جرأت کنند به کمک دختر قهرمان بشتابند، آرام سوی خلنه و کاشانه می روند. تنهایی دختر قهرمان غم انگیز است: تنهائی مرگ او در میان مردمی که سردرگمِ هزار غم خُرد هستند!

از سویی نمی‌توان با شاعر موافق نبود که با گسترش رشادت چنین زنانی، چهره‌های نو به ارژنگ جنبش افزوده می شود، تولدی تازه انجام می گیرد. ولی از سوی دیگر جدائی قهرمانِ خلق از خلق نیز خواننده را نمی‌تواند به اندیشیدن واندارد.

آیا تنها می‌توان با سردرگمی مردم در هزاران غم خُرد روزانه، تنهائی خوشهء شکستهء انگور سرخ را پاسخ داد؟ به قول پل والری شاعر فرانسوی: “برای هر اندیشه‌ای پاداشتی است”.

 

پاسخ را نباید در جائی دور جست. آن را در فطعهء “18 هزارمین” می‌توان یافت که ارمغان به یاران زندانی است و در آن تخیل و ژرفای فلسفی گلاویز همند. اینجا شاعر زورق دل را به شط خاطره رها می‌کند و اندوه فراموش نشدنی شکست جنبش، درهم ریزی کاخ آرزوها را به یاد می آورد و از زبان زندانی می گوید:

… ببین

اینک شهید هیجده هزارم که داد سر

صبر هزار ساله ات آخر نشد تمام؟

چرمینه کی علم کنی، ای پیر! ای پدر!

 

و خود از زبان “کاوهء انقلاب”، “کاوهء پیر تاریخ” پاسخ می دهد:

با من بدار حوصله! با من خطر بورز!

تیمار کن! این “فلجِ موت” تن شود

سستی فرونهد، کندی رها کند

خو گر به راه رفتن و برخاستن شود

دست شکسته بار دگر پتک زن شود.

 

آری! چنین است شگرد زمانه: با من بدار حوصله! با من خطر بورز!

شکیب، بدون نبرد تسلیم است. نبرد بدون شکیب حادثه جوئی است. بر “فلج موت” یا نشیب جنبش تنها با ایستادگی سرسخت و تدبیر خردمندانه می‌توان غلبه کرد تا دست شکسته بار دگر پیک زن شود. آئین نبرد را باید همه سویه فراگرفت. نباید در این گردباد خاک آلود مانند شاخه ای ترد شکست، بلکه باید مانند درختی ریشه‌دار ایستاد.

 

در قطعهء “رای دیگر” ما چهرهء مقاومی را در محیط زیست بی‌رنگ و یک نواخت روزانه‌اش می یابیم: مردی در سنگر زندگی، سال‌ها در محاصرهء دشمن است. در زیر چشمانش، یک دوست با هزار گلوله از پای می افتد، ولی او نیز، با رأی خود، با ایمان بی تسلیم خویش، با تمام توان و روان خود، ایستاده است. کوشش پاسدار خروش دریاست. دیدگانش رویش نهال ها و جوانه ها را می بیند.هرگز از طلب و جستن نمی ایستد. می‌داند که وظیفهء اوست که امید خورشید را در دل ها فروزان نگاه دارد و به دستاموز دشمنان خلق بدل نشود.

در قطعهء “بازماندگان” باز چنین انسان مقاومی را می‌بینیم و دژخیمان او را هرگز از خاطر نمی برند. شش پوزه وحشتناک و مفتش به خانه‌اش می ریزند. همه چیز را تاراج می کنند. شش تن آمده اند، ولی هفت تن بازمی گردند و بیوه زن را در کنار پنجره اش اشک ریزان باقی می گذارند. وجدان و عصب حساس عاطفهء جامعه از وجود این انسان‌های مقاوم می گذرد، نه فرومایگانی که در قطعه”پوکه” توصیف شده اند: این قطعه را شاعر با زهرخند، به “نخستین عهد شکن و پیروانش” تقدیم می کند. چه اندازه این چند سطر شعر از نفرت و از طنز گزنده انباشته است! فشنگی که روزی از غریوهای انقلابی پر بود، حالا دیگر به پوکه ای بدل شده است. با سُربش، رندان بازیچه‌های سربی ساخته اند، با باروتش، “پاچه خیزک”. خودش، به جای آنکه تیر عدالت باشد بر سینه دشمن، اکنون آماج تیر ملامت است از جانب دوست، ولی خرسند است که اگرچه به صورت پوکه، ولی به هر حال “زندگی می کند”.

در کنار این قطعات که شاعر بمدد استعاره های شعری، اندیشه های سیاسی و فلسفیِ خود را طی آن بیان می کند، ما با چند شعر بزرگ و کوچک که به چهره‌های شناخته شده‌ای تقدیم شده روبرو هستیم، مانند شعر که برای “عبدالخالق محجوب” سروده شده، اشعاری که به رفیقای شهید “حکمت جو”، “هوشنگ تیزابی” و “گلسرخی” و “دانشیان” تقدیم شده و شعری که به نام کارگردان فقید “عبدالحسین نوشین” است.

شاعر عبدالخالق محجوب را فقط در تصویر روزنامه دیده، گلسرخی را فقط بر صفحهء تلویزیون و پیوندش با حکمت جو و تیزابی پیوندی معنوی است. ضرورتی ندارد که ما این حماسه های زیبا را در اینجا تکرار کنیم. باید آن‌ها را خواند. همه چیز در آن‌ها روشن است: هم

زیبائی سخن، هم ژرفای احساس و هم هدف آفرینش.

دفتری کوچک با نام شگفتِ “به سرخی آتش، به طعم دود”، شاعری با قریحه، در یکی از بی قلب ترین ادوار تاریخ ایران، منتشر می‌شود تا سند هنری نیرومند تازه‌ای برای محکومیت دژخیان تاج [و عمامه] به سر باشد. سندی که ماندگار است و داوری خود را از خلال سده ها همراه خواهد برد. آن را باید آرام، اندیشمند، با ادراک هر واژه، هر ترکیب، هر جمله، با دریافت پیوند درونی شکل ومضمون هر قطعه، خواند و از این شراب تلخ و آتشین آن شور و شراری را به دست آورد که انگیزندء رزم و طلب است.

احسان طبری

 

 

پـویـندگـان

 

آنان به مرگ وام ندارند

آنان که زندگی را لاجرعه سر کشیدند

آنان که ترس را

تا پشت مرزهای زمان راندند

آنان که به مرگ وام ندارند.

 

آنان فراز بام تهّور

افراشتند نام

آنان

تا آخرین گلوله جنگیدند

آنان

با آخرین گلولهء خود مردند

آری به مرگ وام ندادند

آنان عشاق عصر ما

پویندگان راه بلا، راه بی امید

مادربگو که در تک این خانهء خراب

گل‌ها آتشین

در باغ دامن تو چسان رشد می کنند؟

این خواهر و بردار من آیا

شیر از کدام ماده پلنگی گرفته اند؟

پیش از طلوع طالع

امشب ستارگان به بستر خون خسته خفته اند

بیدار باشد را

در کوچه های دور

در شاهراه خلق به آوا درآورید

دلخستگان به بستر خون تازه خفته اند

سیاوش کسرائی

خرداد 1350

 

نشانی اینترنتی این مقاله: https://tudehiha.org/fa/4715




در این جنبش اعتراضی از چه چیزهائی پرهیز کنیم.

نویدنو  10/10/139

فریبرز رئیس دانا

من به همه ی ابعاد، انگیزه ها، مشخصات و عناصر ترکیبی طبقات و گروههای اجتماعی شرکت کننده در تظاهرات تا کنون رو به گسترش سیاسی و اجتماعی مردم در شهرهای مختلف ایران واقف نیستم ، اما بی تردید از خیلی چیزهای بدرد خور برای تفسیر و موضع گیری آگاهم. مطمئن تان می کنم از مدتی پیش به طور کلی و از چند روز پیش به طور مشخص تر، گرچه نه دقیق، در انتظار وقوع این حوادث بودم والبته نمی دانستم دقیقا به چه شکل و از کدام شهر ومحل. مطمئنا می دانم که مسولان اصلی دو جناح وبدنه و اتاق امنیتی و اطلاعاتی ایشان تیز به طور دقیق تر انتظار می کشیدند بی آن که بتوانند کار اساسی بی سرو صدائی برای محو آن بکنند. باز اطمینان می دهم که شماری از رفقا و دوستان من نیز چنین انتاظار و پیش بینی ای داشتند. اگر سیر حوادث را با جدیت پیگیری می کردیم و به ابزار های موثر و کار آمد تحلیل و پیش نگری مجهز بودیم آنگاه رسیدن به این انتظار کار خیلی دشوار و شگفت انگیزی نبود. من نیز از آینده بینی هوشمندانه شگفتی برخوردار نبودم وخیلی موارد را از رفقایم یاد گرفتم.یک خاصیت با هم بودن رفیقانه همین است
در این جریان فکری و تجربی می دانستیم که هر دو جناح آماده حضور و دستکاری به نفع خود و برای پائین آوردن حریفان هستند و از همه مهم تر برای فرار از نتایج وخیم حضور سیاسی و مسئولیتشان در شرایط اقتصادی بسیار بد و فشارهای سخت بر بنیه ی جامعه . آنها در انتظار دامنگیر تر شدناثر سم آلودگی دیو نابود گر فساد و چپاول و فشار و تحقیرو خشم بالا گرفته قابل اشتعال عنقریب بودند و هستند. آنها راه فرار و نشان دادن نشانی های گمراه کنند و پنهان سازی و ابهام آفرینی در سیاستها خود و پایه های طبقاتی و سود جویانه آنرا جستجو می کردند و می کنند. اتفاقا تحرک ها و اظهار نظرهای اخیر سرنخ های خوبی به دست می داد و داد. کاش دانشمان کامل تر بود. اما تا بدانجا نرسید که بدانیم همی که نادانیم! بر عکس ما به قدر لازم ، اما نه کافی، آگاهی به دست آوردیم. مثل همه ی تجربه های تاریخ این آگاهی و تجربه در آزمایشگاه و آموزشگاه ستیزه های واقعی چند روزه ناگهان چندین برابرشد.
حالا می توانم بی فرو رفتن در دام تواضع یا خود نمائی گمراه کننده به اطلاع عزیزان مخاطب برسانم که این جنبش برخلاف آنچه ذهن ها و اراده های وامانده بیان می دارند دوز و کلک وحقه نبود بلکه ماهیتی واقعی در واکنش به فساد کشنده ، گرانی از پای درآورنده و تحقیر و عقب نگاه داشتگی داشت. تازه شگفتی این بود و هست که چرا این واکنش به تاخیر می افتاد – و افتاد. وقتی رنج های اجتماعی مردم را به هم نزدیک می کند برای آن که واکنش برجسته ای داشته صدای خود را به هم برسانند سیلاب های به ظاهر ناشناخته ای اینجا و آنجا از زیر زمینو بیرون از صحنه بیرون می جوشد، غلیان می کند، چه بسا گل آلود می شود و بی پروا عاملان انسانی و سازمانی رنج و فلاکت را هدف قرار می دهد وابتدا زیر سیلاب وحشت و رسوائی فرو می برد تابعد- که قصه ی درازی در پیش است ، هرچند موقتا ناگفته بماند.
بی تردید قدرت های متحد یا متخاصم حاکم، حسب مورد و شرایط، به میدان می آیند و سرکوب تا حد گشتار جمعی مطرح می شود و فضا سازی فکری و انگیزه نمائی ها شکل می گیرد- و این آخری در ایران سریعا شکل گرفت. دو گروه اصل متخاصم و رقیب و خرده گروههای دیگر و تریبونها و سخن گویانشان یک دیگر را مسئول توطئه یا سیاست های نادرست منجر به واکنش اجتماعی قهر آمیز معرفی میکنند . این چیزی است که در ایران جریان دارد. جناح ائتلاف اصلاح طلب- اعتدالی، چنان که معاون خوش بر احوال رئیس جمهور تقریبا به صراحت اشاره کرد ، موضوع را به کلک زنی و برنامه چینی حریف منتسب کرد و این یکی جناح هم گفت سیاست های غلط ومشکوک حر یفشان عامل این حرکت لجام گسیخته بوده است، تو گوئی اگر رئیسی می شد رئیس امکان معجزتی صزیح و روشن هم به وجود می آمد.به جز واقعیت های سخت و آزارنده اقتصادی البته باید به جستجوی حقیقت برآمد و این حقیقت از عاملان و عناصر قدرت که مسئول بدبختی ها و انباشت چپاولی و محرومیت زای گسترده بوده اند بر ئمی آید. این و آن شخصیت گاه فقط به گوشه کوچکی از حقیقت اشاره می کنند- و چون اما جمعه ی مالک انحصاری شهر مشهد ذره های غریب به زبان می آورند- و البته راه نجات را نیز در نجات همین قدرتمداران عامل شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می دانند. کافی است مثل ما به این واقعیت توجه کنیم که نقطه شروع و ماهیت اصلی حرکت در دو چیز بود: نیاز های صنفی جدی و حیاتی کارگری واعتراض خشم آلود و تقریبا گسترده مال باختگان که قزبانی مفسدان تحبیب و پروار شده در دامن ساخت قدرت شده بودند در روز اول و دوم سهم زیادی از شرکت کنندگان از این دو گروه بودند اما سیلاب که راه افتاد دانشجویان آتیه باختو و آزادی خواه وگروههای مطالبه گر دیگر ، که سالیان سال خواست های انسانی و قانونی و حقوقشان پایمال شده بود، به میدان آمدند – و خواهند آمد. تاکجا؟ در این مقطع برای من دادن پاسخ صریح کمی سخت است ولی در روز های آینده به آن خواهم پرداخت.
بله دستها ی آلوده و پنهان هم به میدان آمده اند. از همه مهم تر نفس سمی مایوس کننده ی دو گروه است: یکی اصلاح طلبان عمدتا دولتی که پس از مدتها عقب ماندگی و رکود و بیمایگی حالا همه چیز را در معرض از دست رفتن می بینند و دیگری وادادگان سنتی و همیشگی که ضعف و بی عملی تثبیت شده درونی خود را با انکار امکان تحقق و وحقیقت نیروی نهفته در دل جامعه توجیه می کنند. هردو به نوعی رقت آورند. به ویژه این که نه حرکت مردم خیلی ناگهانی بود و حتا با تاخیر رخ داد و نه خیلی عجیب که اتفاقا شاکله ی کلاسیک آن چشم گیر است. بله درست است که دست کاری ها و مداخله ها وجود داشته اند و چه بسا کار را به حرکت های تحریک آمیز برای شروع دوره ی وحشت بکشاند و امکان رشد و استحکام پایه های مقاومت را ندهد. اما راه حل در ترس خوردگی و در تسلیم شدن به باورهای پوسیده ی ناشی از بی ارادگی و نا آگاهی تاریخی نیست، در حرکت سنجیده رو به جلو است.
در این حرکت پرهیز از در افتادن به تله ی دو جناح که با فریبندگی ها و مهترتها گسترده می شوند و چه یسا از طریق معرفی و خط و جریانی جدید یا آشنا مطرح شود یک ضزورت حیاتی است. شعارهای متنوع فراوان و نا لازم و نا متحدانه کار را خراب می کند. ستیز ما در خیابان حمله به عرب نیست . شعار مبارزه با فساد و وابستگی اقتصادی حیله گرانه که صد بار بیشتر از هزینه های نظامی در منطقه خسارت و فشار وار د می آورد الویت دارد. برقراری نظام دموکراتیک در تصمیم گیری سیاست خارجی اهمیتی به مراتب بالاترو انسانی تر از توصیه به فراموش کردن مردم نیاز مند فلسطین و یمن دارد . خواست سیاست خارجی مستقل وغیرجنگ طلبانه باید به جای شعار نژاد پرستانه و خرده بورژوائی ونا درست، که گویا همه ی بدبختی از دفاع از مردم فقر زده ی خاور میانه بر می خیزد بنشیند. از همه مهم تر پرهیز کامل از طرح شعارهائی است که در وافع ضامن پیروزی سیاست فاشیستی ترامپ است. شرکت در تظاهرات نباید به هیچ روی روزنه ای برای مداخله یا حمایت امپریالیستی به ویژه آمریکا و اسرائیل باز کند.یادمان نرود شعار شرمسارانه رئیس جمهور اوباما با آنهائی یا با ما را در سال 1388 که هیچ کمکی نکرد که هیچ باعث رویگردانی عناصر آگاه و مبارز شد.حرکت مردم باید نیروی خود را از خود مردم بجوید و قاطعانه به دستگاه ترامپ- نتانیاهو بگوید در کار ما فضولی نکن. این به مردم نیروئی خیلی بیش تر می دهد . خیلی بیشتر. شعار اصلی مردم به گمان من-
که در پذیرفتن یا رد کردن آن مخیرند ، اما این حق مرا برای از سینه بیرون کشیدن د رد فرو خفته از بین نمی برد- برقراری دموکراتیسم واقعی و اطمینان بخش ، مبارزه ریشه ای با فساد و بی عدالتی ، خواست و تضمین آزادی، آزادی همه ی زندانیان سیاسی ، مبارزه با گرانی، تغییر سریع و روشن مسیر اقتصاد ازآنچه هر دو جناح طالب آنند ومبارزه ریشه ای با فقر است. باز تاکید می کنم که این خواسته ها آرزوهایی خام نیستند و نخواهند بود، اگر دست جناح های قدرت که پدید آورنده مشکلات بوده اند کوتاه و بجز آن هر مداخله ی امپریالیستی نیز قاطعانه حذف و محکوم شود. به یک دیگر بگوئیم آن وعده های شهر فرنگی آمریکائی از آن سو و فریب قدرت بومی آزمون پس داده از این سو، هردو، سرابی بیش نیستند.
راستی باید زنده هم بمانیم تا آن دم که زندگی معنا می دهد. باید خرد را با اراده در آمیزیم. باید عمر مبارز را طولانی تر کنیم. ما با تدبیر تریم اگر برآن آگاه باشیم و بر اتش پیروز شویم ، نه چون آتش سرد ، بلکه چون مهار گر آتش.
اندیشیدن
درسکوت.

آن که می اندیشد
به ناچار دم فرو می بندد
اما آن گاه که زمانه/ زخم خورده و معصوم/به شهادتش طلبد
به هزاران زبان سخن خواهد گفت.

پایدار و سرفراز باشید. فریبرز رئیس دانا. 8 دی 1396.




بیانیه تشکلهای مستقل کارگری پیرامون اعتراضات خیابانی مردم 

آزادی زندانیان سیاسی

پایان بخشیدن به سیاست ضد مردمی- ضد کارگری و ضد ملی خصوصی سازی و آزاد سازی – تعدیل اقتصادی

امری که در این میان روشن است و ما همراه با توده های زحمتکش مردم ایران آنرا فریاد میزنیم این است که باید خواستهای ما مردم برای پایان دادن به فقر و سیه روزی به کرسی نشانده شود، باید بساط هر گونه سرکوب و اختناق و زندان بر چیده شود، باید همه زندانیان سیاسی آزاد و غارتگران ثروتهای اجتماعی و عاملین و آمرین سرکوب و اختناق در هر مقام و منصبی مورد بازخواست و محاکمه قرار گیرند، باید اموال به غارت رفته مردم در موسسه های مالی عودت داده شود، باید حداقل مزد کارگران و کارکنان دولت و بخش خصوصی تا پنج برابر مبلغ کنونی افزایش و حقوقهای نجومی صاحب منصبان حکومتی برچیده شود، باید برپائی تشکلهای مستقل کارگری و مدنی و آزادی بی قید و شرط بیان، مطبوعات و آزادی فعالیت احزاب بر قرار و تضمین شود و باید هر آنچه که خواست توده های میلیونی مردم ایران است به سرعت محقق گردد.

عدم برخورد خشن به جنبش تاکنون به معنای سردرگمی حاکمیت است. ظاهرا در میان آن ها بحث و جدل در جریان است. باید از موقیعیت استفاده نمود و  خواستار کناگیری خامنه ای و دیگر دستگاه های سرکوب امنیتی- قضایی شد، پایان سطره ی شورای نگهبان.

توده ای ها

 

• اتحادیه آزاد کارگران ایران، انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه، سندیکای نقاشان استان البرز، کانون مدافعان حقوق کارگر و کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری خواسته های خود را اعلام کرده اند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۱۲ دی ۱٣۹۶ –  ۲ ژانويه ۲۰۱٨

 


آن هنگام که حکومتگران به بن بست رسیده باشند و هیچ راه حلی برای برون رفت از بحران‌هایی که خود بدست خویش ساخته اند، نداشته باشند و مردمِ به تنگ آمده از ظلم و بیداد، دیگر حاضر نباشند همانند گذشته تن به ستم دهند، هنگام اعتراضات گسترده‌ و زیر و رو کننده اجتماعی فرا میرسد.

چنین است که اینک، مردم به تنگ آمده از ستم و سرکوب و گرانی و فقر و بیکاری، از چهار روز پیش در ابعادی سراسری خیابانها را از آن خود کرده اند و و در صفی متحد و یکپارچه خواستهای خود را برای پایان دادن به وضعیت جهنمی موجود فریاد می کشند.
مطالباتی که امروزه زمینه ی راهپیمائی ها و تجمعات سراسری توده های زحمتکش مردم ایران را با محوریت اعتراض به گرانی و فقر و بیکاری فراهم کرده است، سالهاست از سوی کارگران، معلمان، دانشجویان، پرستاران و همه اقشار زحمتکش جامعه فریاد زده شده است و حکومتگران بدون هیچ توجهی به آنها مشغول چپاول و غارت ثروتهای اجتماعی بوده اند.

آن چیزی که امروز ما در خیابانهای شهرهای مختلف شاهد آنیم فوران خشم انباشته توده های مردم زحمتکش ایران از غارت و اختلاسهای میلیاردی بالاترین مقامات حکومتی و افراد و موسسه های مالی وابسته به حوزه قدرت در یک سو و فقر و سیه روزی میلیونی مردم در سوی دیگر، تا بیکاری میلیونی کارگران و جوانان، ضرب و شتم دستفروشان و کشتار کولبران، تحمیل دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر به کارگران و مزد بگیران زحمتکش و بر پائی بساط شلاق و زندان و دار و درفش علیه هرگونه حق طلبی و آزادیخواهی است.

کسانیکه تا دیروز هر گونه اعتراضات کارگری و مردمی حق طلبانه را با اتهامات امنیتی و محاکمه و زندان جواب میدادند و اینک در برابر خشم توفنده میلیونی مردم ایران، اعتراضات بر حق آنان را فتنه و فتنه گری می نامند باید بدانند که دیگر زمان تغییرات بزرگ و انسانی در این مملکت فرا رسیده است و هیچ نیروی سرکوبی را یارای مقاومت در برابر حق طلبی و آزادیخواهی ما کارگران و مردم ایران نخواهد بود.

امری که در این میان روشن است و ما همراه با توده های زحمتکش مردم ایران آنرا فریاد میزنیم این است که باید خواستهای ما مردم برای پایان دادن به فقر و سیه روزی به کرسی نشانده شود، باید بساط هر گونه سرکوب و اختناق و زندان بر چیده شود، باید همه زندانیان سیاسی آزاد و غارتگران ثروتهای اجتماعی و عاملین و آمرین سرکوب و اختناق در هر مقام و منصبی مورد بازخواست و محاکمه قرار گیرند، باید اموال به غارت رفته مردم در موسسه های مالی عودت داده شود، باید حداقل مزد کارگران و کارکنان دولت و بخش خصوصی تا پنج برابر مبلغ کنونی افزایش و حقوقهای نجومی صاحب منصبان حکومتی برچیده شود، باید برپائی تشکلهای مستقل کارگری و مدنی و آزادی بی قید و شرط بیان، مطبوعات و آزادی فعالیت احزاب بر قرار و تضمین شود و باید هر آنچه که خواست توده های میلیونی مردم ایران است به سرعت محقق گردد.

بدیهی است هر گونه عدم توجه نسبت به تحقق خواستهای کارگران و مردم زحمتکش ایران از طریق عوامفریبی یا دست بردن به سرکوب گسترده اعتراضات و یا تلاش برای سوار شدن به موج اعتراضات مردمی از سوی جناحهای حکومتی و اپوزوسیون رانده شده از قدرت در گذشته و حال، راه به جائی نخواهد برد و این بار، این ما کارگران و مردم ایران هستیم که با اتحاد و همبستگی و تداوم اعتراضات، سرنوشت خود را رقم خواهیم زد.

امضا کنندگاه به ترتیب حروف الفبا:
اتحادیه آزاد کارگران ایران
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه
سندیکای نقاشان استان البرز
کانون مدافعان حقوق کارگر
کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری
۱۱ دی ماه ۱٣۹۶




اعلامیهٔ شمارهٔ ۲ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

 

 

حزب توده ایران به درستی بر اهمیت طفره رفتن از شیوه های انحرافی و شعارهای انحرافی تاکید دارد. شعار آزادی زندانیان سیاسی بسیار به جا و تجهیز کننده است. حضور در برابر اوین و طرح خواست آزادی زندانیان سیاسی در این روند کمک خواهد بود

بدون تردید مردم می توانند از بلندای حذف دیکتاتوری آسان تر به وظایف امروز بنگرند و آن ها را به مثابه شعارهای موفق و پرتوان برای تجهیز و سازماندهی جنبش ضد دیکتاتوری  به کار گیرند.

بر همین پایه نیز است که از بلندای اقتصاد ملی- دمکراتیک می توانند مردم خواست های اقتصادی خود را شناخته و طرح سازند. موضع کارگران نیشکر هفت تپه علیه خصوصی سازی، بیان رشد اندیشه برای سازماندهی نبرد اقتصادی و درک مضمون اقتصاد سیاسی آینده است. باید این بلندای نگرش از فردا را امروز به شعارهای ملموس برای توده ها تبدیل و برای آن تبلیغ نمود. شعار علیه خصوصی سازی ثروت های متعلق به مردم، می تواند بسیار کمک باشد.

نیاز به پیوند میان مبارزه ی ضد دیکتاتوری و مبارزه برای رشد ترقی خواهانه آینده بلاتردید است

رهبری حزب با توجه کامل به شرایط حساس کنونی با هشیاری کامل نبرد توده ها را رهبری خواهد نمود. خشنودی از این وضع همچنین با این شناخت همراه است که در دوران های رشد روند انقلابی، هنگامه بروز جسارت های واقع بینانه انقلابی نیز است. باید به طور مداوم با طرح شعارهای آینده نگر، جهت رشد مبارزه ی انقلابی را تعمیق بخشید، باید وظایف اکنون لحظه را از بلندای آینده ای که دسترسی به آن هدف است بیرون کشید.

توده ای ها

اعلامیهٔ شمارهٔ ۲ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

 

منتشر شده در – دی 10, 1396

  • باید جنبش گستردهٔ اعتراضی توده‌ها بر ضد رژیم دیکتاتوری را با شعارهایی ملی و مترقی، در جهت اتحادِ عمل قشرهای مختلف اجتماعی- از کارگران و زحمتکشان گرفته تا جوانان و دانشجویان و زنان مبارز میهن- وسعت بخشیده و سازمان‌دهی کرد!
  • حزب تودهٔ ایران، سرکوب خشن اعتراض‌های مردمی از سوی نیروهای سرکوبگر رژیم را به‌شدت محکوم می‌کند!
  • حزب تودهٔ ایران و توده‌ای‌ها، در کنارِ مردم مبارز میهن‌مان، برای طرد استبداد و استقرار آزادی، صلح، استقلال و عدالت اجتماعی مبارزه می‌کنند!
  • رژیم مترصد است تا جنبش اعتراضی توده‌ها را به خشونت کشانده و آن را مانند سال ۱۳۸۸ به‌شدت سرکوب کند!

هم‌میهنان گرامی!

خروش شما بر ضد ظلم، فقر، محرومیت، بی‌عدالتی و رژیم استبدادی حاکم بر میهن ما در روزهای اخیر، دامنه‌ای بیش از پیش گسترده‌ یافته و بسیاری از شهرهای ایران را فراگرفته است. درعین‌حال، در دو روز گذشته، خشونت سازمان‌یافتهٔ نیروهای سرکوبگر رژیم ولایت فقیه را شاهد بوده‌ایم که به‌منظور ارعاب مردم و سرکوب اعتراض‌های به‌حق آنان، به خیابان‌ها گسیل شده‌اند. کشته شدن تنی چند از تظاهرکنندگان در “دورود” و زخمی شدن شمار دیگری از تظاهرکنندگان در تهران و شهرهای دیگر، از برنامه‌های رژیم برای به‌خشونت کشاندن اعتراض‌های مردمی و سرکوب خونین و خشن آن‌ها حکایت می‌کند.

همان‌طور که حزب ما قبلاً اشاره کرده است، اعتراض‌های مردم به ادامهٔ حکومت ضدِ مردمی و ارتجاعی ولایت فقیه  دارای پایه‌های عینی در بحران اقتصادی-اجتماعی کشور، بحران مشروعیت حاکمیت- حاکمیتی که ابعاد فساد و بی‌کفایتی آن‌ هرروز بیش‌ازپیش عیان می‌شود- و فقر و محرومیت روزافزون میلیون‌ها تن از هم‌میهنان دارد. بر این مجموعه عوامل عینی، استمرار سرکوب و خفقان و محروم کردن مردم از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان را نیز باید افزود. ازاین‌روست که مردم جان به‌لب رسیده، ناامید و سرخورده از کسانی که دم از اصلاحات و حکومت “مردم‌سالاری دینی” می‌زدند، امروز  به‌دنبال دیگر راهکارهای روشن به‌منظور رهایی یافتن از وضعیت غیرقابل‌دوام کنونی‌اند.

هم‌میهنان گرامی!

بر اساس اطلاعات رسیده، رژیم خود را به‌سرعت برای سرکوب گسترده، خشن و خونین جنبش مردمی آماده می‌کند. تنها راه موثر مقابله با این سیاست حاکمیت استبدادی بسیج گسترده نیروهای مردمی، کارگران، زحمتکشان، جوانان، دانشجویان و زنان مبارز کشور است. تجربهٔ انقلاب بهمن ۱۳۵۷، و سرنگونی رژیم دیکتاتوری- پلیسی  پَهلوی، نشان داد که تنها با تظاهرات خیابانی نمی‌توان رژیم‌های دیکتاتوری را سرنگون کرد. آنچه در روند نضج و رشد انقلاب بهمن ۵۷، کمر رژیم وابستهٔ شاه را شکست، تظاهرات میلیونی توده‌های مردم در کنارِ اعتصاب عمومی و شرکت فعال کارگران و زحمتکشان- خصوصاً کارگران نفت- در اعتصاب‌های سراسری‌ای بود که ادامهٔ حکومت را برای رژیم استبدادی غیرممکن کرد. تحقق ‌چنین امر مهمی، نیازمند سازمان‌دهی سراسری، آگاهانه و شعارهای درست مردمی است. شعارهای مبارزاتی دانشجویان در درگیری‌های دیروز دانشگاه تهران با مضمون: اتحاد عملِ دانشجویان، کارگران و دیگر قشرهای اجتماعی، ازجمله نطفه‌های مثبت شکل‌گیری چنین درک و ضرورتی در شرایط حساس کنونی است. بدون اتحادِ عمل قشرهای مختلف اجتماعی که همگی از ادامهٔ شرایط کنونی ناراضی‌اند، نمی‌توان مطمئن بود که اعتراض‌های شجاعانهٔ خیابانی مردم و خصوصاً نسل جوان کشور به سرانجام موفق خود برسد. درعین‌حال، با هوشیاری کامل، از سوءِاستفادهٔ نیروهای ارتجاعی داخلی و خارجی که هدفشان جا انداختن شعارهایی انحرافی و مصادرهٔ جنبش اعتراضی و راستین توده‌هاست باید جلوگیری و با آن مقابله کرد. شعارهای انحرافی این نیروها- ازجمله تشویق برخی از این نیروها به‌خشونت کشاندن اعتراض‌های مردمی- تنها به‌نفع نیروهای سرکوبگر رژیم و مخالفان جنبش مردمی خواهد بود.

هم‌میهنان گرامی!

حزب تودهٔ ایران، در کنار مبارزات شما، خود را بخشی جداناپذیر از اعتراض‌های مردمی بر ضد ادامهٔ حکومت استبدادی می‌داند. ما بار دیگر همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور، کارگران و زحمتکشان، دانشجویان و جوانان و زنان مبارز میهن، فرا می خوانیم که در صفی واحد برای:

پایان دادن به حکومت استبدادی؛

آزادی فوری و بدون قیدوشرط همهٔ زندانیان سیاسی؛

پایان دادن به جَو سرکوب و اختناق و بازگرداندن همهٔ نیروهای سرکوبگر به پادگان‌هایشان؛

پایان دادن به فقر و محرومیت، گرانی، دشواری های اقتصادی، فساد و ظلم دستگاه های حکومتی؛

به ‌هدف ایجاد شرایط به‌منظورِ حاکم شدن مردم بر سرنوشت‌شان، کار سازمان‌دهی جنبش بزرگ و سراسری خلق را با صبر و حوصله و با طرح شعارهای مناسب تدارک ببینند.

نباید گذاشت رژیم با حملهٔ گسترده و سرکوب خونین و خشن این جنبشِ درحال نضج‌گیری توده‌ها را سرکوب و مردم را از ادامهٔ مبارزه ناامید کند.

پیروز باد مبارزۀ متحد مردم ایران علیه حکومت دیکتاتوری حاکم!

 

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، ۱۰ دی‌ماه ۱۳۹۶

 




دومین روز اعتراضات در دانشگاه تهران 

• دانشگاه تهران امروز نیز فضای اعتراضی داشت و از ساعت چهار بعد از ظهر تجمع اعتراضی تازه ای در آن با شعارهای چپ و در حمایت از کارگران برگزار شد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۱۰ دی ۱٣۹۶ –  ٣۱ دسامبر ۲۰۱۷

 


دانشگاه تهران امروز نیز فضای اعتراضی داشت و از ساعت چهار بعد از ظهر تجمع اعتراضی تازه ای در آن برگزار شد.

به گزارش ایسنا، عده‌ای از دانشجویان مقابل خیابان انقلاب پشت میله‌های دانشگاه جمع شده‌د و شعارهایی از جمله «دانشجو آگاه است با کارگر همراه است»، « دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد»، « نان، کار ،آزادی»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «آزادی، آزادی ْآزادی»، «کارگر دانشجو اتحاد اتحاد»، «لرستان، خوزستان تسلیت تسلیت نیروی انتظامی حمایت حمایت» و …. را سر دادند.

بنابر این گزارش دانشجویان بسیجی نیز امروز در دانشگاه تهران تظاهراتی برگزار کردند.




اعلامیهٔ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران
مبارزهٔ مردم جان به‌ لب رسیده از ظلم، ستم، گرانی و استبداد بر ضد حکومت دیکتاتوری واقعی است

: مبارزهٔ مردم جان به‌ لب رسیده از ظلم، ستم، گرانی و استبداد بر ضد حکومت دیکتاتوری واقعی است، و نباید اجازه داد این مبارزه در راستای منافع نیروهای ارتجاعی داخلی و خارجی مصادره شود!

منتشر شده در – دی 08, 1396
هم‌میهنان گرامی!
بحران سیاسی-اقتصادی حکومت ورشکستهٔ ولایت فقیه، هرروز ابعاد گسترده‌تری به‌خود می‌گیرد و تأثیر این بحران را می توان در درگیری‌های درون‌حکومتی و به‌دنبال آن‌ها افشاگری‌های بی‌سابقهٔ محفل‌های قدرت برضد یکدیگر و پرده‌برداری از عمق فساد و ستم‌گری‌ای که در دستگاه‌های “نظام نمونهٔ جهان” حکم‌فرما است، مشاهده کرد.
در کنارِ شدت پیدا کردن فقر، محرومیت، گرانی، و بیکاری مزمن، که زندگی بخش بزرگی از مردم و بویژه جوانان کشور را تباه کرده است، تخریب گسترده و فاجعه آمیز محیط زیست، به دلیل سیاست های فاجعه بار محافل قدرت، و همچنین ورشکستگی کامل اقتصادی رژیم و شدت یافتن فشارهای خارجی بر رژیم، در مجموع، وضعیتی بسیار بحرانی و انفجاری در جامعهٔ ما به‌وجود آورده است. سران حکومتی که در نزدیک به چهار دهه گذشته با به‌تاراج بردن منابع ملی صدها میلیارد تومان ثروت کشور در ناز و نعمت و رفاهی بی‌سابقه زندگی می‌کنند، مردم را به بردباری و تحمل دشواری‌ها برای “حفظ نظام اسلامی” ای فرا می خوانند، که جز تباهی و عقب‌ماندگی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای میهن ما ثمری به‌همراه نداشته است. حاکمان کنونی درعمل نشان داده‌اند که تنها هدف و خواست‌شان حفظ رژیم استبدادی کنونی و حاکمیت مطلق روحانیون تاریک‌اندیش بر میهن ما، به‌قیمت انجام هر جنایتی و بر پا داشتن فاجعه‌ای است.
در هفته‌های اخیر، رشد نارضایتی و برپایی گردهمایی‌های اعتراضی کم سابقه مردم در شهرهای مختلف و همچنین اعتراض‌های گستردهٔ کارگری برضد گرانی، ظلم و بی‌عدالتی دستگاه‌های حکومتی- از دولت و مجلس گرفته تا قوهٔ قضائیه، فرماندهان سپاه و نهاد ولایت که درمجموع، حافظان منافع سرمایه‌داران بزرگ کشورند- را شاهد بوده‌ایم. اوج‌گیری نارضایتی‌های مردم از شرایط، و مهم‌تر از آن، آمادگیِ توده‌های خشمگین و جان به‌لب رسیده در به‌چالش طلبیدن دستگاه‌های سرکوب رژیم، نشانگر تحول‌های مهمی در سطح آمادگی توده ها برای مخالفت و مبارزه علنی بر ضد حکومت جمهوری‌اسلامی است. برخلافِ مدعیات برخی از سران اصلاح‌طلبان حکومتی مبنی بر “توطئه” بودن این اعتراض‌ها، ما اعتقاد عمیق داریم که: اکثریت مردم میهن ما، ناامید و سرخورده از شعارهایی که انتهای خواست‌های‌شان حفظِ حاکمیت کنونی در شکلی تعدیل‌شده است، اینک تغییرهایی بنیادین در شیوهٔ حکومت‌مداری در ایران را خواستارند. امروز فقط طرفداران حفظ شرایط فاجعه بار کنونی اند که از گسترش مبارزه مردم در هراسند. تجربهٔ دو دههٔ اخیر و چندین انتخابات گوناگون ریاست‌جمهوری و مجلس و شوراهای شهر- که زیر کنترل و با مهندسی دستگاه ولایت برگزار شده‌اند- نشان داده‌اند که مردم به‌سرعت از عرصهٔ سیاست انتخاب میان “بد و بدتر” دور می‌شوند و دیگر حاضر نیستند به مهندسی خواست‌های‌شان از سوی رژیم و اصلاح‌طلبان حکومتی- که این روزها بیشتر نقش دلالان قدرت را ایفا می‌کنند- تن دردهند. خواست اکثریت مردم ما امروز، پایانِ استبداد ولایتی، پایانِ ظلم و بی‌عدالتی و استقرار آزادی و عدالت اجتماعی است. این خواست، تنها با مبارزهٔ مشترک همهٔ نیروهای آزادی‌خواه و ملی و بدون دخالتِ خارجی، امکان‌پذیر است.

هم‌میهنان گرامی!
درعین‌حال باید توجه داشت که، در شرایط حاد تنش‌های خطرناک منطقه‌ای، ارتجاع منطقه‌ای- با حمایت دولت ترامپ در آمریکا و دولت دست‌راستی نتانیاهو در اسرائیل- نیز درصدد تأثیرگذاری‌ای جدی بر روند رویدادهای کشورمان و جانشین کردن حکومتی ارتجاعی با حکومت ارتجاعی‌ای دیگرند. حمایت این نیروها (ارتجاع منطقه‌ای، دولت ترامپ و دولت دست‌راستی نتانیاهو) از سلطنت‌طلبان و معدود گروه‌های سیاسی‌ای که کارشان همکاری با ارتجاعی‌ترین حکومت‌های منطقه، و تشویق کشورهای اروپایی به برقراری تحریم بر اقتصاد ایران و سخت‌تر کردن زندگی برای مردم محروم میهن ما، و تشویق دولت های خارجی به دخالت نظامی در ایران بوده است، جای هیچ‌گونه خوش‌بینی‌ای دربارهٔ برنامه‌های آیندهٔ این دست از “اپوزسیون” رژیم باقی نمی‌گذارد. نیروهای مترقی و آزادی خواه باید با حضور هرچه گسترده تر در جنبش اعتراضی توده ها با هدایت آگاهانه و طرح شعارهای درست مردمی و تکیه بر مطالبات برحق توده ها در راستای برچیدن بساط سرکوب و پایان بخشیدن به محرومیت اقتصادی، ظلم، بی عدالتی و غارت و چپاول منابع طبیعی و انسانی کشور، از طرح شعارهای ارتجاعی و تفرقه افکنانه جلوگیری کنند. نباید اجازه داد بار دیگر تجربهٔ دردناک گذشته تکرار شود و مبارزات قهرمانانهٔ مردم ما برای آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی از سوی مشتی فرصت‌طلب مرتجع و بی‌اعتقاد به حقوق و آزادی‌های مردمی و دموکراتیک به‌یغما برده شود.
هم‌میهنان گرامی!
راه نجات کشور، مبارزهٔ مشترک و سازمان‌یافتهٔ همهٔ نیروهای آزادی‌خواه، ملی و ضددیکتاتوری برای طرد رژیم استبدادی و ضدمردمی ولایت فقیه است. حزب ما سال‌هاست که بر این عقیده پای می‌فشرد که نظام سیاسی حاکم بر ایران، یعنی نظامی بنا شده بر حاکمیت یک فرد، در مقام “نمایندهٔ خدا برزمین”، و بر فراز کلیهٔ قوانین و دستگاه‌های اجرایی، قانون‌گذار، قضایی، نظامی و انتظامی، نظامی اصلاح‌پذیر نیست و نمی‌توان با استحالهٔ این نظام سیاسی از درون آن حاکمیتی مردم‌سالار را پدید آورد. راهِ کار، مبارزهٔ مشترک و سازمان‌یافتهٔ همه قشرهای اجتماعی، از کارگران و زحمتکشان، تا جوانان و دانشجویان و زنان مبارز و روشنفکران مترقی و آزادی‌خواه، پیرامون شعارهایی مردمی برضد حاکمیت استبداد است. تجربهٔ تاریخ معاصر ما نشان داده است که خلق‌های ایران توان رساندن صدای خود به گوش مرتجعان حاکم را دارند. ما بار دیگر از همهٔ نیروهای ملی، آزادی‌خواه و مترقی کشور می‌خواهیم که به‌دور از اختلاف‌های تاریخی-نظری، گِردهم آیند و در کنار جنبش مردمی میهن ما یاری‌دهندهٔ مؤثرِ مبارزه‌یی باشند که هدفش طرد استبداد و استقرار حاکمیت مردم و دست‌یابی به آزادی، صلح، استقلال و عدالت اجتماعی است.

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران
۸ دی‌ماه ۱۳۹۶
………………….




نهم دی ماه مردم، در برابر نهم دی ماه حکومت! 

 

 

  • علیرغم تهدیدهای پی در پی مقامات حکومت اسلامی، امروز نهم دی ماه، اعتراض در ایران سراسری شد و علاوه بر تهران به بسیاری از شهرهای دیگر سرایت کرد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۹ دی ۱٣۹۶ –  ٣۰ دسامبر ۲۰۱۷

 

روز نهم دی، روزی که حکومت آن را «یوم اله کور کردن چشم فتنه» خوانده است، مردم معترض «9 دی» خود را آفریده اند و اعتراضات در کشور سراسری شد. علیرغم تهدیدهای پی در پی مقامات حکومت اسلامی، امروز نهم دی ماه، در تهران و بسیاری شهرهای دیگر تظاهرات تازه ای علیه جمهوری اسلامی برگزار شد.

مطابق تصاویر منتشر شده در شبکه های اجتماعی در روزی که حکومت آن را «روز کور کردن چشم فتنه» نامیده است، مردم با شعارهای «سیدعلی حیا کن / مملکتو رها کن»، «اصلاح‌طلب اصولگرا / دیگه تمومه ماجرا» و «ایرانی باغیرت / حمایت حمایت» دست به تظاهرات زدند. مردم در میدان انقلاب شعار «مرگ بر دیکتاتور» داده اند.

فعالین اجتماعی در شبکه های اینترنتی با هشتگ #پیش_به_سوی_میدان_انقلاب مردم را به حضور در آنجا فرا می‌خوانند.

پلیس ضدشورش در برابر دانشگاه تهران مستقر شده و ماموران امنیتی درصدد پراکندن تظاهرات برآمده اند.

 

تظاهرات مردم- ویدئو اول

تظاهرات مردم- ویدئو دوم

تظاهرات مردم- ویدئو سوم

 

ایران در اعتراض
اعتراض ها علیه حکومت اسلامی به بسیاری از شهرهای ایران سرایت کرده است.
بی بی سی: گزارش شاهدان عینی و تصاویر تأیید نشده‌ای که به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده از اصابت گلوله به دست کم دو نفر از معترضان در شهر دورود استان لرستان حکایت دارد.

* معترضان در شهر ابهر در استان زنجان عکس آیت الله خامنه‌ای، رهبر حکومت را پایین کشیده‌اند.

* تجمع‌کنندگان در کرمان در اعتراض به عملکرد رهبر ایران شعار داده‌اند.

* معترضان در اراک تابلوی متعلق به یک پایگاه بسیج سپاه پاسداران را پاره کردند

* تصاویری که به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده، از برگزاری تجمع اعتراضی در شهر ایذه در استان خوزستان حکایت دارد.

* تظاهرات اعتراضی در بندرعباس
تصاویری از تجمع اعتراضی در بندرعباس هم منتشر شده که در آن تجمع کنندگان شعار می‌دهند “ایرانی باغیرت، حمایت حمایت”.

* تعطیلی دو ایستگاه متروی تهران به دلایل امنیتی
به گزارش ایلنا، محسن محمدیان، مدیرکل روابط عمومی متروی تهران گفته است که ایستگاه‌های مترو انقلاب و ولیعصر تهران به دلیل تجمع‌های اعتراضی و مسائل امنیتی تعطیل شده‌اند.

* تجمع در شهرکرد
مردم شهرکرد نیز به اعتراضات سرتاسری پیوسته اند. پلیس در آنجا نیز با مردم برخورد کرده است:

* دانشگاه امیرکبیر تهران
زمانه: علاوه بر دانشگاه تهران در برابر در دانشگاه امیرکبیر در خیابان ولیعصر نیز درگیری رخ داده و گاز اشک‌آور پرتاب شده است.

* کرمانشاه
کرمانشاه جمعه نیز شاهد تظاهرات گسترده معترضان بود. این تظاهرات با دخالت پلیس و نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد و عده‌ای نیز دستگیر شدند.

* تبریز
در تبریز نیز گزارش‌هایی از حضور معترضان منتشر شده است. نیروهای امنیتی روز گذشته با حضور چشمگیر در مکان‌های عمومی جلوی برگزاری راهپیمایی مخالفان را گرفته بودند.

* شیراز
شیراز نیز شنبه شاهد اعتراض‌های مشابه بود. معترضان در باغ ارم شیراز شعار می‌دادند: «ملت گدایی می‌کند/ آقا خدایی می‌کند» و «مرگ بر ستمگر»




اعتراض به سرکوب حامیان رضا شهابی 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۶ دی ۱٣۹۶ –  ۲۷ دسامبر ۲۰۱۷

 


اخبار روز: کانون نویسندگان ایران و سندیکای کارگران شرکت واحد در بیانیه های جداگانه ای سرکوب حامیان رضا شهابی در برابر وزارت کار را محکوم کرده اند. ماموران انتظامی و نیروهای امنیتی روز سه شنبه، تجمع کنندگان در برابر وزارت کار را مورد ضرب و شتم قرار دادند و چندین نفر از جمله خانم ربابه رضایی همسر رضا شهابی و نیز اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و تعدادی از دانشجویان را بازداشت کردند. بازداشت شدگان ساعتی بعد آزاد شدند.

کانون نویسندگان ایران
سرکوب تجمع اعتراضی 

به دنبال فراخوان ربابه رضایی، همسر رضا شهابی فعال کارگری زندانی، قرار بود صبح امروز پنجم دی ماه ١٣٩٦ تجمعی اعتراضی از مردم و فعالان سندیکایی و دانشجویان در مقابل وزارت کار برگزار شود؛ اما ماموران امنیتی و انتظامی در همان دقایق آغازین تجمع، وحشیانه به ضرب‌وشتم مردم پرداختند و ده‌ها تن از جمله ربابه‌ رضایی را بازداشت کردند.
چندی پیش رضا شهابی با وجود اتمام دوره ی محکومیتش به زندان بازگردانده شد و در این مدت دو بار دچار سکته‌ی مغزی شده است. هشدار می دهیم که ادامه ی این روال ضدانسانی ممکن است به مرگ رضا شهابی بینجامد. مسئولیت هرگونه آسیب به جان این فعال کارگری متوجه حاکمیت است.
کانون نویسندگان ایران اقدام ماموران امنیتی و انتظامی در یورش سرکوبگرانه به تجمع اعتراضی امروز را محکوم می کند و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط رضا شهابی و دیگر زندانیان صنفی، سیاسی و عقیدتی است.

کانون نویسندگان ایران
٥ دی ماه ١٣٩٦

سندیکای کارگران شرکت واحد
همدستی عوامل وزارت کار درضرب و شتم و سرکوب همراهان همسر شهابی مقابل وزرات کار محکوم است

امروز پنجم دیماه، ربابه رضایی همسر رضا شهابی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد که درزندان رجایی شهر محبوس است و تاکنون دوبار سکته مغزی کرده و عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت این کارگر زندانی باعث شد همسرش به وزارت کار مراجعه کند تا بلکه از طریق این وزرات خانه شرایط رسیدگی برای این کارگر زندانی فراهم شود، تعدادی از اعضای سندیکای واحد و دانشجویان و دیگر فعالین کارگری و اجتماعی بواسطه نگرانی از وضعیت جسمانی شهابی، همسر این کارگر زندانی را همراهی می کردند. قبل از ورود خانم شهابی به محل وزرات کار عوامل امنیتی و عوامل وزرات کار با همراهی پلیس ضدشورش با شدت تمام اقدام به ضرب و شتم کارگران و دانشجویان کردند که حسن سعیدی از اعضای این سندیکا به علت ضربات وارده از سوی مامورین وزارت کار به اورژانس شریعتی برده شد و ۵۱ تن از معترضین به همراه خانم شهابی توسط نیروهای لباس شخصی و امنیتی به زندان اوین منتقل شدند و سعیدی هم بعد از معاینه از بیمارستان با دستبد و پابند به اوین منتقل شد.
هرچند که بعد از چند ساعت همگی بدون قیدوشرط آزاد شدند اما جای تاسف دارد که مسئولین وزرات کار نه تنها پذیرای مراجعین نشده اند بلکه با باتوم و ضربات مشت و لگد به کمک پلیس ضدشورش آمده اند و با خشونتی وحشیانه رانندگان و دانشجویان را مورد ضرب وشتم قرار دادند.
سندیکای کارگران شرکت واحد خواستار رسیدگی پزشکی به وضعیت جسمانی کارگر زندانی رضا شهابی است و هرگونه سهل انگاری و بی توجهی در خصوص اوضاع جسمانی کارگر زندانی شهابی را متوجه مسئولین زندان و قوه قضائیه میداند و قویا برخورد و ضرب و شتم کارگران و دانشجویان را که جهت رسیدگی به وضعیت نگران کننده رضا شهابی در مقابل وزرات کار تجمع کرده بودند محکوم میکند و خواستار آزادی بی قید شرط رضا شهابی و تمامی زندانیان کارگری و صنفی میباشد.

اتحادیه ی آزاد کارگران ایران:
سرکوب تجمع برای آزادی رضا شهابی را قویا محکوم میکنیم

صبح دیروز مقابل وزارت کار شاهد یورش نیروهای سرکوب با همراهی و همدستی وزارت کار به تجمعی بود که ربابه رضائی، همسر رضا شهابی برای آزادی این عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران فراخوان داده بود.
هر چند که این اولین بار نیست که تجمعات کارگری در مقابل وزارت کار مورد تهاجم قرار میگیرد اما یورش به تجمع دیروز در مقابل چشمان وزیر کار، بار دیگر جایگاه و ماهیت وزارت کار را به عنوان نهادی ضد کارگری و دستگاهی برای سازماندهی استثمار و بردگی کارگران در مقابل چشمان میلیونها کارگر به نمایش گذاشت و نشان داد آنجا که کارگران در صدد دفاع از منافع خود باشند نهادهای سرکوب عریان و نهادهایی همچون وزارت کار، پیکری واحد در مقابل حق خواهی ما کارگران هستند.
تهاجم به تجمع دیروز در مقابل وزارت کار و بازداشت گسترده شرکت کنندگان در آن، فقط تهاجم به تجمع برای آزادی یک کارگر زندانی نبود بلکه در عین حال پیامی از سوی وزارت کار به کارگران ایران در ماههای نزدیک به موعد تعیین حداقل مزد بود تا از هم اکنون رویکرد سرکوبگرانه خود را در مورد برپائی هرگونه تجمعی در مقابل این وزارتخانه در اعتراض به تحمیل حداقل مزد باز هم خفت بارتر به ما کارگران اعلام کرده باشند.
اما همچنانکه اعتراضات کارگری در طول سالجاری از هپکو و آذر آب تا نیشکر هفت تپه و جای جای کشور نشان داده است علیرغم این سرکوبها و پرونده سازیها و به زندان افکندن کارگران و معلمان و دیگر توده های مردم به جان آمده از وضعیت موجود، دیگر نمیتوان شرایط را در به تمکین کشاندن کارگران و توده های زحمتکش مردم ایران به دهه های پیش باز گرداند و روند چپاول و غارتگریها و سرکوب حق خواهی ما کارگران را ادامه داد.
اینک، دیگر این کارگران و معلمان و توده های زحمتکش مردم ایران هستند که بی هیچ توهمی در مقابل شرایط فلاکت بار موجود و پدید آورندگان آن ایستاده اند و روزی نیست که جای جای کشور صحنه های تجمعات اعتراضی علیه وضعیت موجود نباشد، تجمعات و اعتراضاتی که میرود در صورت عدم توجه فوری به خواستهای کارگران و توده های زحمتکش مردم ایران، همچون جویبارهایی غیر قابل کنترل و توقف به هم پیوسته و سیلی خروشان و زیر و رو کننده را بیافرینند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران بار دیگر با تاکید به آزادی فوری کارگران و معلمان و همه انسانهای عدالت طلب و آزادیخواه دربند و پایان دادن به سرکوب و تشکیل پرونده های امنیتی علیه کارگران و معلمان معترض، تهاجم به تجمع دیروز جمعهایی از کارگران و معلمان و دانشجویان برای آزادی رضا شهابی را قویا محکوم میکند و بدینوسیله خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط رضا شهابی و اعزام او به مراکز درمانی بیرون از زندان برای رسیدگی های لازم پزشکی است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ششم دی ماه ۱٣۹۶