«فضای دوستانه» استعمار نو — نگاه واشینگتن به آسیای مرکزی

🌍پراودا
🎯 سفر روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به آسیای مرکزی نشانهٔ گذار از «گشت‌های شناسایی» به «توسعهٔ همه‌جانبه» است. او را ده‌ها تن از نمایندگان بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی همراهی می‌کردند که منطقه را «پایگاه مواد خام» می‌بینند.
موفقیت و تداوم سلطهٔ آمریکا تنها با عوامل اقتصادی و نظامی توضیح داده نمی‌شود؛ مؤلفهٔ ایدئولوژیک نقش بزرگی دارد. طبقهٔ حاکم آمریکا هنر «شکار روح» را به کمال رسانده است. هر عملیات کم‌اهمیت سیاسی با آماده‌سازی دقیق رسانه‌ای و سازمانی همراه می‌شود تا هدف مورد نظر واشینگتن بدون مقاومت یا با کمترین مقاومت تسلیم شود
📄 نیت‌های پنهان در سند راهبردی
در راهبرد آمریکا برای آسیای مرکزی، اهمیت منطقه از منظر «امنیت ملی آمریکا» تعریف شده است: «روابط نزدیک با هر پنج کشور، ارزش‌های آمریکا را پیش می‌برد و در برابر نفوذ همسایگان منطقه وزنه می‌سازد.» فضای کلی سفر بوی توسعه‌طلبی می‌داد.
🚢 کریدور ترانس‌خزر و منابع «حیاتی»
روبویو در نشست «C5+1» دو وظیفهٔ اصلی را برشمرد: نخست توسعهٔ مسیر ترانس‌خزر، دوم استخراج منابع «حیاتی». هر دو باید آسیای مرکزی را به سوی غرب سوق دهند: کریدور ترانس‌خزر پیوند با اروپا را با دور زدن روسیه و ایران تقویت می‌کند، و پروژه‌های استخراج فلزات کمیاب و سایر مواد معدنی موضع چین را تضعیف می‌کند.
🕵️ ستون پنجم و بازار مسخ‌شده
آمریکا این کار را از زمان فروپاشی شوروی انجام داده و بی‌نتیجه نمانده است؛ رفتار رهبری محلی که با آمادگی به پیشنهادهای روبیو پاسخ داد، گواه این مدعاست. همراهان تجاری وزیر — غول‌هایی مانند بلک‌راک، سیتی‌بانک و بوئینگ — بیکار نماندند. مقامات ازبکستان از امضای ۵۴ قرارداد سرمایه‌گذاری به ارزش ۱۲ میلیارد دلار خبر دادند. تاشکند همچنین به «پیمان‌های آرتمیس» پیوست. در واقع سود را واشینگتن و شرکت‌های آمریکایی گروه‌های حاکم جمهوری‌های آسیای مرکزی که به فروش منابع و وفاداری خو کرده‌اند، می‌برند و بازنده اصلی مردم هستند.




لیبی، پانزده سال بعد: وعدهٔ دموکراسی، محصولِ هرج‌ومرج

✈️
📰 پانزده سال از کشته شدن قذافی گذشته و لیبی هنوز یک کشور نیست: دو دولت، دو پارلمان، ده‌ها میلیشیا — هم خبر کشته شدن نه نفر در زاویه و هم خبر جهش درآمد نفتی به ۹۳۴ میلیون دلار. خشونت روزمره و غارت منابع، دو روی یک سکه‌اند؛ محصول ویران کردن یک دولت، نه «آزادی»ای که ناتو وعدهٔ داده بود.
💣 دم خروس: بمباران به نام «حمایت از غیرنظامیان»
ماجرا با قطعنامهٔ ۱۹۷۳ و شعار «مسئولیت حمایت» شروع شد، اما آنچه در عمل اتفاق افتاد یک جنگ هوایی تمام‌عیار برای براندازی رژیم بود. وقتی نیروهای شورای انتقالی با توپخانه سِرت را زیر آتش می‌گرفتند و غیرنظامیان را می‌کشتند، جنگنده‌های ناتو — که مأموریتشان «حفاظت از غیرنظامیان» بود — به روی آن توپخانه‌ها آتش نگشودند و هیچ اقدامی برای متوقف کردنشان نکردند. حقوق بشر بهانهٔ بمباران بود، اما برای متحدان سکوتی کامل حکمفرما بود.
🩸 قذافی در کانال فاضلاب
قذافی در ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱ در لولهٔ فاضلاب سِرت به دام افتاد؛ بیرونش کشیدند، به او تجاوز کردند و با گلوله به سرش شلیک کردند — بدون محاکمه، بدون هیچ روند قانونی. سه روز بعد، لیبی «آزادشده» اعلام شد.
🛢 نقشهٔ آمریکا برای لیبی امروز
واشنگتن دوباره در حال چیدن یک معامله است: دبیبه نخست‌وزیر بماند و صدام حفتر — پسر ژنرالی که سال‌ها در مقر CIA در لنگلی زندگی کرد — رئیس‌جمهور شود. دموکراسی با چهره‌هایی که واشنگتن تأیید می‌کند، و نفت لیبی به‌عنوان جایزه.
همان کسانی که لیبی را به نام «حمایت از غیرنظامیان» بمباران کردند، امروز برای ایران نقشه می‌کشند: اول تحریم و فشار، سپس آشوب، سپس «مداخلهٔ بشردوستانه» — و در پایان، کشوری تقسیم‌شده با میلیشیاها و منابع غارت‌شده.
ناتو ابزار تامین منافع امپریالیسم غرب است. رهایی واقعی نه از بمباران ناتو می‌آید و نه از معاملهٔ واشنگتن؛ از مبارزهٔ مستقل مردم و طبقهٔ کارگر می‌آید.




آزادی اقتصادی به روایت فریزر: دم خروس کجاست؟

📊
اقتصادنیوز بر پایه گزارش ۲۰۲۶ مؤسسه فریزر، ایران را در میان ده کشور با پایین‌ترین «آزادی اقتصادی» قرار داده است. در نگاه اول، تصویری از رنج ایرانیان می‌دهد: تورم، گرانی، بی‌ثباتی پول، ناامنی حقوقی. و در این بخش‌ها حق با گزارش است؛ هیچ کس نمی‌تواند منکر شود که تورم زندگی کارگران را نابود می‌کند.
📉 داده‌های درست، تجویز نادرست
اما دم خروس از جایی پیدا می‌شود که گزارش از توصیف به تجویز می‌رسد: دخالت دولت و «عدم مقررات‌زدایی» را دلیل عقب‌ماندگی ایران می‌داند. این یعنی تجویز نئولیبرالیسم در لباس «علم بی‌طرف».
🏛 اندازه دولت یا ماهیت آن
دولت به نفع چه کسی دخالت می‌کند؟ در ایران، دولت ابزار بازتولید منافع الیگارشی است — بنیادها، نهادهای نظامی–اقتصادی و شبکه‌های رانتی. مقررات‌زدایی در چنین ساختاری، میدان را برای همان الیگارشی بازتر می‌کند.
⚖️ آزادی برای چه کسی؟
گزارش میان آزادی کارگر و آزادی صاحب کارخانه تفکیک نمی‌کند. کارگری که مجبور به فروش نیروی کار خود است، «آزاد» نیست. آزادی اقتصادی بدون آزادی تشکل، اتحادیه و اعتصاب، به آزادی استثمار تبدیل می‌شود — و گزارش، حق تشکل کارگری را اصلاً به رسمیت نمی‌شناسد.
🗺 کارکرد ایدئولوژیک رده‌بندی
سنگاپور و سوئیس در صدر جدول‌اند و ایران در انتها. پیام ضمنی: «راه پیشرفت همین است.» اما این جدول تاریخ استعمار، تحریم، وابستگی و ساختار طبقاتی را نادیده می‌گیرد و کشورها را بی‌توجه به جایگاهشان در نظم جهانی سرمایه می‌سنجد. سنگاپور «آزاد» نیست چون مقررات ندارد؛ چون در نظم جهانی سرمایه جایگاه یک بندر مالی و تجاری را دارد — جایگاهی که با روابط قدرت جهانی ساخته شده، نه با مقررات‌زدایی صرف.
✊ توصیف و تجویز
رنج ایرانیان از تورم، محصول سلطه سرمایه مالی، رانت و انحصار است، نه «دولت بزرگ». راه حل، نه مقررات‌زدایی به نفع الیگارشی، بلکه تغییر مناسبات مالکیت و قدرت به نفع طبقه کارگر و زحمتکشان است.




آذربایجان و ترکیه؛ وقتی رقابت‌های ژئوپلیتیک رنگ مذهبی می‌گیرد

📌
ظاهر دعوا بر سر حجاب است، اما ماجرا بر سر جایگاه آذربایجان در معادلات منطقه است؛ جایی که آنکارا و باکو دیگر یک صدا نیستند و تل‌آویو در میانه ایستاده است.
🕌 آذربایجان و ترکیه؛ برادری که ترک برداشت
باکو ۳۱ شهروند ترک، را ممنوع‌الورود کرد. بهانه، حمایت آن‌ها از دانش‌آموزان محجبه در برابر مقررات سپتامبر مدارس آذربایجان است. اما بعید است که یک مقررات پوشش مدرسه، به تنهایی روابط دو متحد نظامی را به این نقطه برساند و پرونده‌ای این‌چنینی باز کند.
⚔️ ترکیه و آذربایجان؛ از قره‌باغ تا سوریه
ترکیه در جنگ قره‌باغ با تمام قوا کنار آذربایجان ایستاد و این دو کشور را به هم دوخت. اما امروز ترکیه در سوریه در رقابتی شدید با اسرائیل است، در حالی که آذربایجان روزبه‌روز به اسرائیل نزدیک‌تر می‌شود؛ از فروش نفت و خرید تسلیحات تا دیدار علی‌اف با هرتزوگ در باکو. آنچه ترکیه را آزرده، این است که متحد دیروزش، در حساس‌ترین رقابت منطقه‌ای، به رقیب امروزش نزدیک شود و بازار تسلیحات و انرژی را به روی او بگشاید.
🧕 حجاب؛ بهانه‌ای برای پیام سیاسی
محدودیت حجاب در مدارس آذربایجان بهانه شد تا ترکیه نارضایتی عمیق‌تر خود را نشان دهد. ممنوعیت ورود چهره‌های سیاسی و مذهبی ترک هم پاسخی بود که باکو داد. هر دو طرف می‌دانند که مسئله فراتر از حجاب است: ترکیه از نزدیکی باکو به اسرائیل می‌هراسد و آذربایجان از فشار مذهبی ترکیه برای تغییر مسیر سیاست خارجی‌اش نگران است.
🎯 ژئوپلیتیک
وقتی رقابت‌های ژئوپلیتیک رنگ مذهبی می‌گیرد، حجاب به ابزاری برای فرستادن پیام تبدیل می‌شود، نه موضوع اصلی. تنش ترکیه و آذربایجان بر سر حجاب، در واقع بازتاب رقابت بزرگ‌تر آنکارا با اسرائیل است — رقابتی که در آن باکو، به‌جای همسویی کامل با آنکارا، راه خود را به سمت تل‌آویو باز کرده است و این، برای آنکارا گران تمام شده است.




دولت بورژوازی نمی‌تواند مشکل را حل کند، چون خودش بخشی از مشکل است

🏛️
🩺 اعتراف به ناتوانی
مسعود پل‌مه، دبیر انجمن کشتیرانی، می‌گوید: «خواسته ما این است که دولت بپذیرد اقتصاد دولتی دیگر نسخه شفابخش نیست. این جنگ نامیمون ثابت کرد که دولت به‌تنهایی نمی‌تواند اقتصاد کشور را بچرخاند» (ایسنا، /۰۷/۲۹). این جمله ظاهراً یک انتقاد است، اما واگذاری بیشتر اقتصاد به بخش خصوصی و بازار — یعنی همان نسخه نئولیبرالی که طی سال‌ها حذف ارز ترجیحی، آزادسازی قیمت‌ها و فشار مالیاتی بر تولیدکنندگان اجرا شده و نتیجه‌اش تورم ۱۲۱ درصدی خوراکی و صرف ۷۸ درصد حقوق برای غذا بوده است.
⚖️ دولت بورژوازی ناتوان از حل مشکلات
دولتی که بودجه‌اش به کسری مزمن و نقدینگی‌اش به رشد بی‌رویه دچار است، برای بقا به مالیات‌ستانی از بخش تولید و فروش ارز و دارایی روی می‌آورد، نه به حمایت از سفره مردم. دولت نه به این دلیل که «نمی‌داند»، بلکه به این دلیل که در چارچوب منافع بورژوازی و تثبیت بودجه خود عمل می‌کند، قادر به حل مسئله نیست.
🦠 درمان بیماری با همان ویروس
تجویز «کوچک‌سازی دولت و سپردن اقتصاد به بخش خصوصی» در شرایطی که همین بخش خصوصی وابسته به ارز، واردات و رانت است، دقیقاً یعنی درمان بیماری با ویروس. بخش خصوصی‌ای که پل‌مه از آن دفاع می‌کند، خودش در زنجیره واردات و حمل‌ونقل قرار دارد و از جهش نرخ ارز و تورم سود می‌برد؛ همان‌طور که گزارش دنیای اقتصاد نشان داد، تورم برای صاحبان دارایی «فرصت» و برای طبقات پایین «مالیات» است.
🔥 جنگ، بهانه‌ای برای تسریع همان نسخه
پل‌مه «جنگ نامیمون» را دلیل ناتوانی دولت می‌داند. اما جنگ فقط شوک اولیه بود؛ آنچه اقتصاد را زمین‌گیر کرد، نحوه مدیریت نئولیبرالی همین شوک بود: حذف ارز ترجیحی در دی ۱۴۰۴، انتقال هزینه ارز به نرخ بالاتر و افزایش فشار مالیاتی. اگر جنگ ثابت کرد دولت به‌تنهایی نمی‌تواند، ثابت نکرد که بخش خصوصی نئولیبرال می‌تواند.




تورم، گرانی و شکاف طبقاتی؛ چرا مدیریت نئولیبرالی وضع را تغییر نمی‌دهد

📉
گرانی مرغ از ۲۵۰ به ۳۲۰ هزار تومان در یک شب، تورم نقطه‌به‌نقطه خوراکی ۱۲۱ درصد و صرف ۷۸ درصد حداقل حقوق یک خانواده چهارنفره برای غذا، تصویر یک بحران معیشتی ساختاری است، نه یک نوسان مقطعی.
🏦 مدیریت نئولیبرالی، تورم را بازتولید می‌کند.
وقتی اقتصاد در دست بورژوازی و با نسخه‌های نئولیبرالی اداره می‌شود — حذف ارز ترجیحی، آزادسازی قیمت‌ها، اتکا به بازار برای تنظیم نرخ — نتیجه دقیقاً همان چیزی است که آمارها نشان می‌دهند: جهش نرخ ارز، رشد نقدینگی و کسری بودجه به قیمت خوراکی منتقل می‌شود. حذف ارز ترجیحی در دی ۱۴۰۴ و انتقال هزینه تأمین ارز به نرخ‌های بالاتر، فشار مستقیم بر قیمت کالاهای وارداتی وارد کرد. این «اصلاحات» هزینه را از سفره خانوار به ترازنامه واردکننده و تولیدکننده منتقل نکرد؛ صرفاً آن را به مصرف‌کننده نهایی تحمیل کرد.
🩹 حمایت‌های معیشتی، مسکن موقت‌اند.
کالابرگ یک‌میلیون تومانی که در دی ۱۴۰۴ حدود ۲۸ درصد هزینه خوراکی را پوشش می‌داد، در شهریور ۱۴۰۵ به ۱۷ درصد سقوط کرده است. با تورم ماهانه میانگین ۶ درصدی خوراکی، هر بسته حمایتی قبل از رسیدن به دست خانوار بی‌اثر می‌شود.
📊 شکاف طبقاتی، عمیق‌تر می‌شود.
۷۸ درصد حقوق برای غذا یعنی خانوار کم‌درآمد تقریباً هیچ قدرت خریدی برای مسکن، درمان و آموزش ندارد. همزمان، افت ۸ درصدی فعالیت صنایع و معادن در سه‌ماه منتهی به مرداد ۱۴۰۵ نشان می‌دهد رکود بنگاه‌ها و بیکاری در راه است. تورم برای طبقات پایین «مالیات» است و برای صاحبان دارایی و واردکنندگان «فرصت». این همان مکانیسمی است که شکاف را نه تصادفی، بلکه نظام‌مند بازتولید می‌کند.
🧠 «حافظه تورمی» مانع هر اصلاح واقعی است.
حتی اگر شوک اولیه (جنگ، ارز، خشکسالی) فروکش کند، انتظارات تورمی و تعدیل دستمزدها متناسب با تورم گذشته، تورم را بالا نگه می‌دارد.




تفاهم دفاعی چهارجانبه و معضل صلح در آسیا

📉
🛡️این تفاهم‌نامه میان ترکیه، قطر، پاکستان و اندونزی ماهیتاً یک «ائتلاف تسلیحاتی-تولیدی» است، نه سازوکار امنیتی جمعی. هدف آن تولید مشترک، انتقال فناوری و یکپارچه‌سازی زنجیره تأمین است — از پهپاد بیرقدار با قطر تا ناوچه بابور با پاکستان و تانک کاپلان با اندونزی.
🌍 این تفاهم جهان را به صلح نزدیک نمی‌کند، بلکه سه مکانیسم تنش را تشدید می‌کند: نخست، با گسترش «قابلیت تولید» سلاح به چهار کشور، آستانه ورود به رقابت تسلیحاتی پایین می‌آید و انگیزه دیپلماتیک برای گفت‌وگو کاهش می‌یابد. دوم، خطوط همکاری نظامی-صنعتی از خلیج فارس تا دریای جنوبی چین متصل می‌شود و «خوشه دفاعی» فرامنطقه‌ای ایجاد می‌کند. سوم، ترکیه با «نظامی‌سازی دیپلماسی» نفوذ خود را در سه منطقه حساس تثبیت می‌کند و هر روز در این نقش فال‌تر می‌شود.
💎 زمینه مهم دیگر، فروپاشی اعتماد به چتر امنیتی آمریکا است. در جنگ اخیر، ایران به پایگاه‌های بحرین، قطر و امارات حمله کرد و تنگه هرمز را بست، اما دفاع آمریکا نتوانست از متحدان محافظت کند. مقامات خلیج فارس از گفت‌وگو درباره «کاهش وابستگی به آمریکا» خبر داده‌اند. قطر با پیوند به زنجیره دفاعی ترکیه در پی «طرح جایگزین» است، اما این صرفاً انتقال وابستگی از واشنگتن به آنکارا است، نه استقلال راهبردی.
⚔️زنجیره تأمین تسلیحات تنگ‌تر، رقابت تسلیحاتی ساختاری‌تر و فضای صلح منطقه‌ای تحت فشار بیشتر. زمانی که کشورها امنیت را در «تولید سلاح بیشتر» می‌جویند، صلح دورتر می‌شود.
این تفاهم‌نامه نمادی از گذار نظم امنیتی منطقه‌ای از «تضمین آمریکایی» به «خودتأمینی نظامی» است — گذاری که نه صلح، بلکه رقابت تسلیحاتی چندقطبی و بی‌ثباتی ساختاری را در آسیا نهادینه می‌کند. این تفاهم‌نامه نمادی از گذار نظم امنیتی منطقه‌ای از «تضمین آمریکایی» به «خودتأمینی نظامی» است — گذاری که نه صلح، بلکه رقابت تسلیحاتی چندقطبی و بی‌ثباتی ساختاری را در آسیا نهادینه می‌کند.




اروپا در آتش؛ وقتی مردم از نظامی گری خسته شده اند و رفاه می‌خواهند

🔥

📜 آنچه در فرانسه می‌بینیم — و به شکل‌های مختلف در اسپانیا، پرتغال، آلبانی، بلژیک و از دیروز ایتالیا — انفجار ناگهانی خشم سرکوب‌شدهٔ توده‌هاست؛ نه یک آشوب بی‌دلیل، بلکه نتیجهٔ سال‌ها نادیده گرفته شدن.
🏛 سال‌هاست مردم اروپا طبقات حاکم خود را چیزی جز اندامی تکنوکراتیک و بی‌نام نمی‌بینند — چرخی که خودکار حرکت می‌کند و به نیازهای مردم بی‌تفاوت است. نخبگان وابسته به مالی شرط بسته‌اند که وجدان‌ها را با تریاک امروز مردم — رسانه و سرگرمی — به خواب ببرند و سرکشان را با تدابیر سرکوبگرانه رام کنند: یک ضربهٔ باتوم اینجا، یک حساب مسدود آنجا، یک انتخابات باطل‌شده در لحظهٔ بعد.
🕳 رهبران اروپا، بی‌آنکه بگویند، بر این باورند که حرف زدن با مردم فایده‌ای ندارد؛ فقط باید زور بر طبقات پایینی بورژوازی را راضی کرد. هر چه در جمع گفته می‌شود، دروغ است، مگر آنکه راست گفتن، خودش به نفعشان باشد.
💥 این مکانیسم وقتی افراد زیادی چیزهای زیادی را از دست بدهند، تاثیر خود را از دست می دهد و مردم را از خواب بیدار می کند. «از دست دادن بیش از حد» به معنای «مرگ از گرسنگی» نیست؛ در جامعهٔ مدرن، پول نداشتن برای نیازهای معمولی، برای اکثریت به معنای کاهش سطح زندگی است.
🕊 مردمی که سال‌ها مانند حیوانات بارکش به نان و سیرک‌های پراکنده و شغل‌های مزخرف عادت داده شده‌اند، روزی که این بازی فرو بریزد، به حرف‌های اخلاقی در باره مالکیت گوش نمی‌دهند. مقصر واقعی همان نخبگان بالای جامعه‌اند که این محرومیت را پرورش دادند و خواستند.
⚠️ امروز دیگ در حال انفجار است. حتی اگر این موج فروکش کند، این فقط آغاز است، زیرا طبقات حاکم اروپا قادر به تغییر مسیر نیستند. سالها بود که برخی دولتهای اروپا را فراطبقاتی می دانستند، ولی نئولیبرالیسم و نظامی گری نشان داد که تمام دولتهای اروپایی کم و بیش ابزار حاکمیت بورژوازی هستند.