امروز آقای پزشکیان در جواب به حرفهای علی شکوریراد، فعال اصلاحطلب زندانی، که درباره سرکوب مرگبار دی گفته بود: «نهادهای امنیتی در ایران، در هر اعتراضی خشونت تزریق کردهاند تا آن خشونت را برای سرکوب بهانه کنند.»
گفته است: «ما اشتباه را انگار نمی کنیم ، اما این که یکی بیاید در فضای مجازی به اسم
اصلاحات، ادعا بکند که حاکمیت خودش این کارها را کرده، این خیلی بی انصافی است»
بله آقای پزشکیان، خیلی خوب هم ممکن است.
نظامی که شما رئیس جمهورش هستید اساسن این کاره است.
باید بیادتان بیاوریم که شما رئیس جمهور چه نظامی هستید.
در 28 مرداد 1357 پیش قراولان همین نظام، رسیده با فرمان از عراق، سینما رکس آبادان را به آتش کشیدند و درها را بستند که بینندگان فیلم گوزن ها، نتوانند فرار کنند. آن افراد زنده زنده همگی جزغاله شدند. و بعد هو انداختن که نظام شاهنشاهی سینما را به آتش کشیده است. و همین باور یکی از دلائل عمدۀ راه پیمایی های میلیونی بر علیه رژیم شاه بود.
این شروع کار این نظام بود. اساسا کاخ های تمام ملایان بر روی موج خون ملت ایران بنا شده است.
بیاد بیاورید سال 1367 را ، که چگونه بعد از قبول صلح تحمیلی، فرزندان اسیر ملت
را در زندان ها، به فرمان روح اله خمینی قتل عام کردند. جملۀ معروف او: بکشید
همه را ، ما در اسلام زندانی سیاسی نداریم !
بیاد بیاورید چگونه فرنگی کارهای امنیتی در خارج، فریدون فرخ زاد را مثله کردند و صد ها نفر را در خانه های خودشان در اروپا به طرق مختلف کشتند.
بیاد بیاورید چطور انقلابیون را در کوچه و محله و خانه ، هر یک را به نحوی سر به نیست کردن.
بیاد بیاورید تمام سپاهیان طرفدار اصلاحات را زمان خاتمی، چگونه یک یک با تزریق زهر، کشتند و سکته های تزریقی را به نام سکته نیم شب جا انداختند.
بیاد بیاورید که چطور بعد از کودتای 1388 تمام معترضان را در سوله ها قرچک قتل عام کردند و عکس هایشان را برای ایجاد وحشت در فضای مجازی پخش کردند.
بیاد بیاورید که چگونه زندانیان سیاسی را از اوین به زندان فشافویه منتقل کرده و دستور قتلشان را به قاتلان ابد با قول آزادی دادند.
بیاد بیاورید که با دزدی های میلیلاری در رژیم ملا، بودجه ای برای ملت نماند و مردم از گرسنگی به قعر فقر سیاه و مرگ در غلطیدند.
بیاد بیاورید که این نظام سراسر دروغ و شر ، چطور اموال ملی را به دستور بانک جهانی، مفت به خودی هایش فروخت و کارگران ایران را از تمام حقوق خود، مثل بازنشستگی، بیمه، حق صدمه در حین کار خلع ید کرد.
بیاد بیاورید ، که فرزندان طبقه کارگر چطور از شدت فقر کودکان خیابانی شدند. و در خیابان ها، دست بدست گشتند.
بیاد بیاورید، که چطور زنان ایران را از تمام حقوق خود، رانده و جذب صیغه خانه های مشهد و قم، در حراج به زائرین خاور میانه، با حق دلالی ملایان واسطه، به دلار کردند.
بیاد بیاورید که زنانی را که از طریق ملایان صیغه نمی شدند، چطور در قتل های زنجیره ای کشته شدند.
کاش این درد ها را پایانی بود.
آیا هرگز از تحمیل اسلام به ایرانیان و جزغاله کردن یک ملت به مدت 1404 سال برای دوری از تمدن خود، چیزی به گوشتان خورده؟
آیا کمی به عنوان یک تحصیل کرده به قیافۀ خود در آینه نگاه کرده اید تا ببینید چگونه آنان توانسته اند شما را مسخ کنند و آداب نوکری را به شما بیاموزند؟
که شما به عنوان یک پزشک مقام و مرتبه والای پزشکی را فراموش کرده و در مقابل یک ملای وابسته به انگلیس، این چنین دست به سینه می ایستید؟
در سال 1349 وقتی پدرم مرد، در عزای خانگی در خیابان درختی، زنگ در بصدا در آمد. در را باز کردم. ملای لاغر اندامی با ریش سیاه و عینک ذره بینی قهوه ای پشت در بود. گفتم بله؟ گفت مرا برای خواندن فاتحه دعوت کرده اند. تعجب کردم. ولی چاره ای جز راه دادن به او نداشتم. او وارد جمع دوستان من شد. و در روی یکی از مبل ها نشست. پانزده دقیقه ای راجع به حجاب، در جمع بی حجابان صحبت کرد و بلند شد. من نیز همراه او بلند شدم. دم در، از او پر سیدم برای چه اینقدر از حجاب حرف زدید؟ این جمع برای تسلیت به اینجا آمده اند. او طلب 80 تومان حق روضه کرد! و من با ناراحتی دادم و رفت. او سید علی خامنه ای بود. و امروز شما ببینید در مقام یک پزشک، چقدر باید سقوط کرده باشید که دست به سینه، اوامر او، را که از سازمان حجتیه انگلیسی است، اجرا کنید. هر آنچه را که او می گوید، دستورهای رسیده از بالاست.
روز 17 شهریور 1357 در تهران هم، تمام محله های از میدان ژاله ( میدان شهدا) تا میدان خراسان تا عمق نیروی هوایی، مثل میدان جنگ در آتش می سوخت. و شاه گفت از خارج آمده اند. ولی من به چشم خودم دیدم که همین مذهبی ها بانک ها، فروشگاه کورش و ماشین ها را به آتش می کشیدند. لطفا بیدار شوید!
با مبارزه از بروز جنگ تجاوزکارانه امپریالیستی ممانعت کنیم
پیرامون حمله احتمالی امپریالستی صهیونیستی به ایران
روز جمعه ششم فوریه پس از پایان مذاکرات ایران وآمریکا در مسقط، پایتخت عمان پیرامون مسئله هسته ای ویا موضوعاتی که هنوز برما دقیقا روشن نیست تهدیدات امپریالیسم آمریکا تحت رهبری دونالد ترامپ رئیس جمهورنئوفاشیست این کشور و صهیوفاشیست اسرائیل تحت رهبری بنیامین نتانیاهو برای تجاوزنظامی مجدد به ایران وبمباران تاسیسات زیربنایی میهن ما موجی ازنگرانی و نفرت میان نیروهای صلحدوست وانقلابی و دموکرات در سراسرجهان ایجاد کرده است.
البته ایرانیهای ولگرد ومزدورسلطنت طلب و حتی بخشی با نقاب «کمونیست کارگری» و «چپ» به چهره زده اند از این تهدیدات و حمله نظامی احتمالی علیه ایران استقبال کرده و تحریمهای ضد بشری آمریکا را «موهبتی الهی» برای انقلاب «ملی و دمکراتیک و یا اجتماعی» در ایران میدانند تا به این وسیله ارتجاعی بتوانند مواضع آمریکائی خود را توجیه کنند. این ایرانیهای خودفروخته که بیشرمانه التماس حمله نظامی به ایران دارند اساسا حقوقی برای کشورما قایل نیستند زیرا دارا بودن حقوق ربطی به ایدئولوژی و سیاست کشورها ندارد. این امر یک مسئله دموکراتیک است و نمیشود به این بهانه که گویا خاطیان وجانیان درجامعه فاقد حقوقی هستند که سایر افراد در مقابل دادگاهها دارند، آنها را از برخورداری از این حقوق محروم نمود. این عده مزدور ایرانی که با نقابهای گوناگون پیدا شدهاند نه تنها ضد جنگ تجاوزکارانه به میهن ما ایران نیستند، نه تنها ضد دموکرات و مرتجعاند بلکه ضد بشر بوده و با بیرحمی خواهان نابودی مردم ایران و فروپاشی وویرانی کامل زیر ساخت های ایران هستند.
دیگر همه جهان میدانند که تجربه جنگ استعماری و تحریمهای کشورهای مختلف نشان داده است که تنها مردم این کشورها قربانیان واقعی این جنگ هستند و در هیچ کجای دنیا از بطن جنگ وتحریم حکومتهای انقلابی ودمکراتیک زاده نشده است. همه مردم جهان با چشم خود دیده و با عقل خود سنجیدهاند که تجاوز به کشورها که نقض آشکار حقوق ملل و لگدزدن به دستآوردهای بشریت و تحقیر میلیونها کشته دو جنگ جهانی است، تنها فقر و فلاکت و بدبختی برای مردم این مناطق به وجود آورده است.
حال امروزما با ایرانیان و گروه هائی سر وکارداریم که وقیحانه خواهان تجاوزنظامی امپریالیسم آمریکا به ایران هستند .باید بی پرده از آنها به نام مزدور نام برد و آنها را به مردم ایران معرفی وماهیتشان را رسوا نمود.
مبارزه بر ضد جنگ تجاوزکارانه به ایران که شعار عمده کنونی است هدفش آن است که با بسیج مردم بکوشیم نیروئی در افکار عمومی بر ضد توحش امپریالیسم و صهیونیسم ایجاد نمائیم تا تاثیرات این فشار مانع از آن شود که اساسا جنگی علیه ایران در بگیرد. مبارزه بر ضد حمله نظامی به ایران و شعار دستها از ایران کوتاه باد، باید بتواند نقش بازدارنده در انجام چنین جنگ تجاوزکارانه امپریالیستی ایفاء کند و به بربرهای جهان بفهماند که برافروختن آتش جنگ هزینه گرانی برای آنها خواهد داشت.
مخالفت با نابودی ایران و تخریب شرایط مادی زندگی زحمتکشان طبیعتا به نابودی مبارزه طبقاتی انجامیده و تمام دستآوردهای تا کنونی کارگران و مبارزات مدنی مردم ایران را نابود میکند و این امرمی تواند به تقویت رژیم جمهوری سرمایه داری اسلامی منجر شود.
تجاوز به ایران مترادف با سرنگونی رژیم ایران نیست، بلکه نابودی صدها هزارایرانی، تجزیه ایران، تخریب معادن و دستآوردهای مردم و آغاز فقر و فلاکتی است که با نمونه هائی از آنها در عراق، افغانستان، یمن، سوریه و لیبی روبروبوده ایم.
اخیرا بیانیه های مختلف ومشکوکی درمورد جنگ منتشر شده است .تعدادی ازاین بیانیه ها توسط چند سازمان وگروه سیاسی ظاهرا چپ صادر شده است که موجب شرم هرنیروی انقلابی و کمونیستی است. آنها در شرایط تهدید و تجاوز دشمنان ایران به کشور ما نوشته اند سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را پاسخی کوبنده به تهدیدات و اعمال فشارهای امپریالیستی آمریکا و نیروهای مختلف مدافع وضع موجود اعم از حکومتی و اپوزیسیونی نوشته اند. بزدلی این عده در این است که شهامت آنرا ندارند به مردم ایران بگویند که خواهان تجاوز امپریالیسم به ایران هستند و بر ضد تجاوز امپریالیستی نه تنها هیچ اقدام مثبتی نخواهند کرد، بلکه برای هرگونه خرابکاری آماده اند. آنها میان مردم ایران این دروغ را رواج میدهند که راه مقابله با تجاوز آمریکا به ایران مقابله با متجاوز وممانعت از تجاوز نیست، بلکه سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است که گویا پاسخی «کوبنده»!!؟؟ به «تهدیدات و اعمال فشارهای امپریالیستی آمریکا» محسوب میشود. آنها مُبلغ خیانت ملی هستند. بزدلی این عده در این است که به صراحت بیان نمیکنند که این «پاسخ کوبنده» همان همدستی با امپریالیسم آمریکا ودرپارکابی ماشین جنگی دشمن خارجی برای ایفای نقش خیز برداشته اند. این گروها با نقاب «چپ کارگری و شورایی»برای «سرنگونی انقلابی» جمهوری اسلامی و استقرار دولتی «کارگری و شورائی» مبارزه می کنند! این جریانات سیاسی با پرگوئیهای مردم فریب درشرایط کنونی که شرایط حمله احتمالی نظامی آمریکا به ایران است، درکنار امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و نه برای ممانعت از درگیری و جنگ مبارزه کرده و خواهان استقرار سوسیالیسم با توافق آمریکائیهای متجاوز هستند. طبیعتا امپریالیسم آمریکا در صورت پیروزی با این گروههای خود فروخته و همدست امپریالیستها کاری نخواهد داشت و آنها را به عنوان دستنشاندگان خود به حکومت خواهد رسانید ولی واقعیت این است که اگر این نیروها انقلابی میبودند باید از تجاوز امپریالیسم آمریکا که با بمباران هوایی زیرساخت های ایران را ویران می کند ودست به کشتار جمعی می زند وده ها هزار نفر را به قتل می رساند بیشتر واهمه داشتند تا جمهوری سرمایه داری اسلامی که مبارزه کردن با آن به مراتب سهل تر از مبارزه با سلطه هیولای امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل است. عراق و سوریه ولیبی ….نمونه های روشن برای اثبات مدعای ماست. ولی این مزدوران مطمئن هستند که از «حکومت شورائی» و «سوسیالیسم» آنها امپریالیسم آمریکا نیز دفاع میکند. این است که مدعی میشوند که ما نیروهای طبقه کارگر!!؟؟ با:» برافراشتن پرچم آلترناتیو سوسیالیستی طبقه کارگر با هدف سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی» در پی «استقرار حاکمیت شورائی» در ایران هستیم که گویا آلترناتیو سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در زمان تجاوز آمریکاست.
پس میبینیم که ایرانیان میهندوست و کمونیستهای ایران که میهندوست وانترناسیونالیست هستند وجز این هم نمیتواند باشد به مقابله با «میهنپرستی» امپریالیسم و صهیونیسم ونوچه شان رضا پهلوی برخاسته و تلاش میکنند از وقوع جنگ که به فاجعه منجر میشود جلوگیری کنند ولی مزدوران در پی آن هستند تا از این «فرصت طلائی» و «موهبت الهی» تجاوز امپریالیسم و صهیونیسم به ایران استفاده کرده تا آش خود را بپزند. طبیعتا آنها تجاوز نظامی آمریکا را در خدمت این «فرصت طلائی» دانسته و حامی آن هستند و این سیاست خود را در تمام مبارزات ضد جنگ امپریالیستی صهیونیستی و همبستگی مردم در سراسر جهان با خلق فلسطین در طی دوسال اخیر با خرابکاری و تبلیغات ریاکارانه به منصه ظهور رسانده اند.
ما بارها گفته و از تکرار آن خسته نمیشویم که یا با مردم ایران بر ضد جنگ تجاوزکارانه، تحریم و فلاکت و یا با امپریالیسم، صهیونیسم برای تجاوز به ایران و کسب «فرصت طلائی» برای ایفای نقش ستون پنجم. آلترناتیو دیگری وجود ندارد. تاکتیک و سیاست حزب ما شفاف و روشن است:
دستها ازایران کوتاه باد!
سرنگونی نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی و هرگونه تغییر وتحول سیاسی فقط وظیفه مردم ایران است ونه قدرت های امپریالیستی صهیونیستی!
علیه تجاوز امپریالیستی-صهیونیستی به ایران!
دستها ازایران کوتاه باد!
حزب کارایران(توفان)
۲۲بهمن ماه ۱۴۰۴
“فدایی”* – پوئما- احد واحدی
اخبار روز
رحیم اسدالهی
«امسال منظومه ای را که سالها پیش شروع به سرودنش کرده بودم در آستانه ۱۹ بهمن سالگرد حماسه تاریخی سیاهکل به پایان رساندم. این پوئما که در وصف مبارزات رفیق رحیم اسدالهی (علی چریک) است، نشانگر چند مرحله مهم از زندگی مبارزاتی وی می باشد. زمانیکه آغاز به سرودن آن کردم، هنوز رفیق در قید حیات بود. شروع آن سال ۶۶ بود و من با اینکه در پاییز آن سال مجبور به مهاجرت شدم، حدوداً یک چهارم آنرا در تهران سروده بودم. سالها برای ایجاد فضای مناسب شعر در محیطهای جدید طول کشید ولی من آنرا بخشی از وجود خود کرده بودم تا اینکه در ماههای اخیر به آنچه میخواستم رسیدم. بطوریکه دوستان می دانند، رفیق رحیم در آتش سوزانی که رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در پی نوشیدن جام زهر برای مبارزان آزادیخواه و کمونیست کشور تدارک دیده بود، در سال ۱۳۶۷ تیرباران شد! این منظومه تقدیم می شود به یاد و خاطره جانگداز تک تک اعدام شدگان توسط این جنایتکاران وحشی. یادشان همواره موجب ارتعاش دلهای دردمند ما خواهد بود. یادشان گرامی باد!»
گؤیلرین ساللانیب قاشی – قاباغی
گونشین اوزونی بولوتلار آلیب.
چن – دومان بورویوب دره نی ـ داغی،
خان چینار وقارلا خیاله دالیب.
توتولوب احوالی، قارالیب قانی،
قلبینه یول تاپیب بعضاً گوماندا.
طوفانلار اؤنونده برکییب جانی،
اونی سارسیتماییب اؤلومده – قاندا!
او ایللر حاصیلی، ائللر حاصیلی،
اوزون آیلار، ایللر یاشایاجاقدی،
قلبینده وطنه باغلی – آسیلی،
باهار تمناسین داشییاجاقدی.
باهار تمناسی دوزدی – دوغرودی!
هاوا لاکین هله، شاختادی – قاردی!
شیرین اولماسا دا حقیقت بودی:
باهار عوضینه عکس باهاردی!
*****
هاوا توتقونلاشیب، سارالیب گونش،
مغرب ساحه سینه یول آپاریر یول.
دونیا ایشیقسادا، کائنات گئنیش،
قارانلیق اودقونور داریسقال سلول!
سلول دئدیگیمیز بیر قارا محبس،
اوردا ائشیدیلمیر نه سمیر، نه سس.
سلول دئدیگیمیز قارانلیق – نملی،
سلول دئدیگیمیز غصه لی – غملی.
سلول دئدیگیمیز نه بیلیم نه دی؟
آنجاق عادی دگیل گرگین صحنه دی.
دورت آتدیم بویودور اوچ آتدیم ائنی،
بیر اسیر انسانا هر بیرزاد یئنی.
هریانا باخیرسان قارانلیق – ظلمت،
باخدیقجا اوز وئریر انسانا نفرت!
نفرت بو داخمانین تمل داشینا،
نفرت اسارتین عینی یاشینا!
نفرت بو زنداتی یارادانلارا،
انسان طالعینه سویوق قانلارا!
نفرت بو دهشتلی ظلمته نفرت،
یاشاسین آزادلیق، بیرده حقیقت!
*****
دئدیگیم بو سؤزلر ظنیمجه بسدی،
قلبیمی اسدیره ن حزین بیر سس دی.
بو بیر سیزیلتی دیر، دگیل عادی سس!
آغیر درد ایچینده زارییر بیر کَس!
بعضاً اینیلده ییر، بعضاً سیزلاییر،
شاعرین اوره گی اونی ایزله ییر.
من اونا تانیشام، او منه تانیش،
انسان آدی وئریب بیزه یارانیش!
او یارا آلیبدیر هر بیر یئریندن،
بعضی سی سئیره کدی، بعضی دریندن.
اونون بدنینده صاف یئری یوخدی،
هر یئری قاباردی، یاراسی چوخدی.
او کیمدیر؟: قارا گؤز، بیغلی بیر جوان،
عشقین آتشینده بالمره یانان!
اونون سینه سینده پولاد بیر اوره گ،
اونون اوره گینده آلوولی دیلک!
او، دردین اولادی، عشقین بالاسی،
اونون سینه سیدی ارکین قالاسی!
او روحدان دوشمه ییب روحلی دیر مدام
روحونی اوخشاییر گؤزه ل بیر اینام.
او کیمدیر؟ کیمدیر او سوروشسانیز سیز؟
بئله جواب وئرره م: «بیر قلبی تمیز،
اوزی آغ قهرمان، وطن ائولادی!
او وطن اوغلونون «رحیم» دیر آدی!
ایندی ائشیتسکده دار سلولوندا،
اونون اینیلتی سین بیر سیزی کیمی،
او ایللر دؤیوشموش خلقین یولوندا،
سیلاحلی دؤیوشون اولدوزی کیمی!
دؤیوشموش او اؤزی – آرخاداشلاری،
عدالت نامینه دوزه لسین ایشلر!
او قانلی ایللرده سیلاحداشلاری،
اونا «علی چریک» آدی وئرمیشلر!
بئش ایلدن آرتیقدی حبس اولونوبدور
یئنه سیماسیندا سولماییب غرور!
او هئچه ساتماییب ناموسی – عاری،
اونی قورخوتماییب دار آغاجلاری.
هر جوره اشکنجه اولونوب ولی،
هئچ سیرّا چاتماییب دوشمانین الی.
قیرخ گونده آسیلیب ایکی قولوندان،
بودا سارسیتماییب اونی یولوندان،
آغیر سیناغیندان گئچیب زامانین،
بو آجی روزگار برکیدیب جانین!
*****
هریانی آغرییر هاچاندان بری،
یامان زوققولداییر شاللاق یئرلری!
شاللاغین یئرلری زولاق ـ زولاقدی
صاف قالان تَک یئری بلکه قولاق دی!
او یارا آلیبدیر هر بیر یئریندن،
بعضی سی سئیره کدی بعضی دریندن!
«اوف» دا دئمه ییبدی مردانه لیکدن،
دوشمان غضبله نیب دیوانه لیکدن،
شاللاغی اندیریب وار قوّه سیله،
یامان دا سؤیله ییب اوجا سسیله:
«فلان ـ فلان شده! یولداشلارینی،
دئمه سن سیندیرام او قیشلارینی!
کیمی تانییرسان دئه آدلارینی،
دئمه سن یولارام قانادلارینی!
جانین الیمیزده بیر هیمه بند دی،
دئمه سن، قازانجین دهشتلی درددی!
چوخ دا عناد ائتمه سؤیله هر نه وار!
دانیش شوشله نیبدی سنه قولاقلار!»
گؤیدن آشاغیا ائندیکجه شاللاق،
لالسان لال! کارسان کار! دینمه دی آنجاق!
هر ضربه دیدیکجه آیاقلارینا،
آرتیق قفیل ووردی دوداقلارینا!
آرزوسی گؤزونده قالدی دوشمانین،
جانینا ولوله سالدی دوشمانین!
*****
آغیر گئچمیش گئجه، آچیلمیش سحر،
نه لر اوز وئره جک؟ گؤره سن نه لر؟
آرتیق فیکیر وئرمیر آغریا ـ درده،
اونا الهام وئریر دوشونجه لرده!
دوشونور: ایندی کی یاخالانیبدی،
گره ک اینانماسین هله یانیبدی!
او تکخال کیمی دی، اویون اوندادی،
نتیجه بلکه ده هله سوندادی.
نه لر، اوز وئره جک او بیلمیر یقین،
بعضاُ لازم اولور انسانا تلقین!
ایناما دایانیب، اوزی آغ چیخماق،
ظولمون – فلاکتین کؤکونی ییخماق!
اونون سینه سینده پولاد بیر اوره گ،
اونون اوره گینده یانار بیر دیلک!
آغیر امتحاندا، آغیر آیاق دا،
اوره ک اولمامالی سسیز بیر تاختا.
او گره ک گؤسترسین قانلی دوشمانا،
بوتون ظن ائتدیگی: ناغیل، افسانا!
نه «اوین پیچ» ینه کیمسه اینانار!
نه بیر تکخال اولان ساده جه یانار!
او بیلیر نتیجه هله سوندادی،
او تکخال کیمی دی، اویون اوندادی!
نه هده، نه قورخی، نه قامچی – شاللاق،
نه آغیر اشکنجه، نه آغری – نه داغ،
هئچ بیری کار کسمز دایانسا اؤزی،
دوشمنین اؤنونده اونون سون سؤزی:
«اؤلدی وار، دؤندی یوخ!» اولاجاق البت!
«یاشاسین آزادلیق، بیرده حقیقت!»
*****
بوگون گلمیش اونون ملاقاتینا،
آناسی تبریزدن اهوازا قدر.
رحیم سانکی مینیب مراد آتینا،
هئچ بئله یوخویموش غصه، غم، کدر.
آنا بیر گون تامام یوللاردا ایکن،
چوخ یورقون، یوخوسوز اورا یئتیشدی،
رحیم، آناسینی گؤرجه گین سانکی،
دردی – یارالاری بوتون بیتیشدی!
قول – بویون اولدولار آنا – بالایلا،
ایللرین حسرتی توکه ندی بیر آن.
آنانین قوینوندا سانکی بیر لایلا،
چیخاردی دردلری اونون جانیندان.
سسله ندی آناسی: «اوغلوم نئجه سن؟
چوخ دوشگون گؤرونور وجودون سنین!»
رحیم ایسته ییردی سؤیله سین کی: «من،
یاخشی یام، فیکر ائتمه!..» پاسدار گده نین،
قالخدی باغیرتیسی: «ترکی حرف نزن!
ترکی قدغن است، به فارسی بگو!»
رحیم تمکین ایله دئدی: «مادرم
فارسی نمی داند، کم بهانه جو!»
پاسدار برک حرصله نیب اونون سؤزونه!
دئدی: «گئری دؤنسون بو هفته اولماز!»
سونرا ترس باخاراق اونون اوزونه،
دئدی: «پاسدار ترک نیامده باز!
او پاسدار اولماسا هاردان بللی دیر،
سیز نه دانیشیرسیز، من کی آنلامام!
گئتسین صاباح گلسین!» رحیم باغیردی:
«مین بئش یوز کیلومتر یول گلیب آنام
گرکدی بوگون ده گئری قاییتسین!»
سونرا باخدی اونا، گؤزلرینده کین،
دئدی: «ملاقاتیز آی یئره باتسین!
بوندان آرتیق سیزدن گؤزله مک چتین!»
قلبینده مین نفرت قالخدی آیاغا
قاپینی چیرپاراق، دؤندی دوستاغا!
آنا حسرت قالدی اوغلون گؤرمگه،
چیخدی مین حسرتله گؤروش یئریندن،
گؤیلره گؤز تیکیب، نفسین دریب،
کؤکسونی اؤتوردی بیرآن دریندن!
*****
بیرگون آپاردیلار تهرانا اونی
بو آغیر گونلرین سانکی یوخ سونی!
یئنی اعترافلار چیخمیش آشکارا،
بعضی آغ نوقطه لر، اولموش قاپ ـ قارا!
اونون رابطه سی «افسرلر» ایله
اورتایا چیخمیشدی چوخ خطریله.
اعتراف ائتمیشدی بونا بیر نفر
اونون دوسیه سی بؤیوموش بتر.
ایشلر یاواش ـ یاواش چتینه دؤنموش
آزادلیق امیدی ائله بیل سؤنموش!
آغیر اشکنجه لر باشلاندی یئنه:
«بوتون بیلدیگینی تک به تک دئنه!»
اشکنجه اولوندی او قیرخ گون تامام
ائله «او اسگی تاس، او اسگی حامام!»
هر ضربه دیدیکجه آیاقلارینا
آرتیق قیفیل ووردی دوداقلارینا!
سورغی ساعاتلاری قورخونج یوروجی
هرنه سوروشدویسا جلاد سوروجی،
الینه چاتمادی «بیلمم» دن غئیری،
بو ایشین اولمادی اونا هئچ خئیری!
*****
تهراندان اهوازا گئری گَتدیلر،
بیر مدت تَکینه زندان ائتدیلر.
هرگون اعصاب پوزوب، همی دؤیدولر،
یامان تحقیر ائدیب، یامان سؤیدولر!
جواب آلماینجا، سوال ائدینجه،
اشکنجه اولوندی هوشدان گئدینجه.
هر ضربه دیدیکجه آیاقلارینا
آرتیق قیفیل ووردی دوداقلارینا.
رژیم چوخ چالیشدی سیندیرا اونی،
اولمادی! چالیشدی قاندیرا اونی!
اوزوندن چیخاریب مستنطیق ماسکی،
او بؤیوک انسانا گتیردی باسقی
توتوب جدیتله اونا اوزونی،
دئدی: «سؤیله ییره م سؤزون دوزونی:
«سنین قاباغیندا ایکی یولون وار:
بیری «مصاحبه»، او بیریسی «دار!»
یا بیز، نه دئییریک، دئیه رسن اونی،
یا سنین ایشینین بللی دیر سونی!»
نه حیله کار کسدی، نه هده – قورخی،
“نصیحت» کیمیدی صحبتین چوخی!
قبول ائیله مه ییب ایسته دیکلرین،
موضوع نی اطرافلی دوشونوب درین!
آرتیق اراده سی دؤندی پولادا،
قلبینده بسله دی نفرت جلادا!
نفرت بو سیستمه، بو نظمه نفرت
یاشاسین آزادلیق بیرده عدالت!
*****
ایکی هفته سونرا گؤردی آناسین.
هئچ نه سؤیله مدی، توتدی چنه سین!
بیر ـ بیریله ایستی قوجاقلاشدیلار،
او یاندان، بو یاندان صحبت آچدیلار.
سونوندا آنایا آچدی دورومی،
گؤرسون نه اولاجاق اونون یورومی؟:
«آی آنا، اؤنومده ایکی یولوم وار،
بیری مصاحبه، او بیریسی دار!
سنده ایکی یولون آیریجینداسان!
بیریسی چوخ چتین، بیریسی آسان!
یا من لال اولمالی یا دانیشمالی!
بو ایکی وضع ایله سن تانیشمالی.
لال اولسام کیمسه یه ضرریم اولماز،
کیمسه نین عؤمرونون باهاری سولماز!
اما اؤزوم گره ک چیکیلم دارا!
سن ده منیم اوچون گئیه سن قارا!
قلبیمده واریکن بو قدر رؤیام،
آرتیق حیاتما سون نوقطه قویام!
دانیشسام! چوخ آنا آغلایاجاقلار.
اونلار ائولاد یاسی ساخلایاجاقلار!
اما منه هئچ نه اولمایاجاقدی،
منیم آل یاناغیم سولمایاجاقدی!
بیلمیره م بو ایشین هاراسیندایام؟
من بو ایکی یولون اراسیندایام!
ایسته مم کیمسه نی گودازا وئریم،
«خائن لر» ایچینده یوخ منیم یئریم!
منیم بو سوالدا، ترجیحیم «اؤلوم»
بئله لیکله سونا چاتاجاق یولوم!»
آنا دئدی: «اوغلوم جوانسان هله،
ایسته مم عؤمرونه هئچ زاوال گله!
اما منه قبول هرنه سئچیرسن!
هانسی یولی سئچیب، نئجه گئچیرسن!
بو سنین حیاتین، «قرار»دا سنین،
«اؤلومه»، «قالیما» عیاردا سنین!
ایسته مم اما من هئچ جوان اؤله!
هئچ آنا گؤز یاشی تؤکمه سین هله!
هرنه ائدیرسن ائت، شرفله یاشا!
ایسته دیگین کیمی عؤمری وئر باشا!..»
اوغول آناسینین سؤزونی کسدی
سونرا یاخین گلیب باغرینا باسدی.
دئدی: «سن باش تاجیم، افتخاریمسان.
سن منیم شرفیم هم ووقاریمسان!
سنین هئچ بورجونی اؤده یه نمه دیم،
اما شرفینه «آفرین» دئدیم!»
*****
بیر زامان وئردیلر عمومی بنده،
دوستلار تانیمادی اونی گؤره نده!
دیشلری تؤکولموش، ساچی آغارمیش،
عؤمرونون باهاری سانکی قارلی قیش!
گلیب قیرخا هله چاتمامیش یاشی،
آغارمیش قار کیمی ساققالی ـ باشی.
گؤرکمی مردانا، روحی چوخ جوان،
اوزونده بیر گولوش، اوره گینده قان.
آیلار اوزاق دوشموش دوستلاری گؤردی
غایب یولداشلاری آرادی، سوردی.
دئدیلر چوخ دالغین، بوینی قینیندا:
«چوخی اؤلدورولموش یای قیرغینیندا!»
بیر به بیر دئدیلر کیملر وورولموش
اعدام آغاجلاری هاردا قورولموش؟
ایچینه آغلادی، گؤزلرینده کین،
دئدی: «اونلار یازیر بیزیم تاریخین،
هر بیر سطیرینی اؤلومله – قانلا،
هر بیر جومله سینی وئردیگی جانلا!
دووارلار دیل آچیب دانیشسا اگر،
سؤیله یه ر بو دوستلار چکیبدی نه لر؟»
*****
گونلر گئچدی باغلی دوگونلر کیمی،
گونلر گؤرمه میشدی بوگونلر کیمی!
دواملی انتظار، اؤلومدن یامان،
گئچدی اضطرابلار، گئچدیگجه زامان!
هامی یولداشلارلا علاقه قوردی،
عهدینه – سؤزونه او، ییه دوردی.
بوتون زندانی لر تانیشدی اونا،
دوستلوق بیر دونیا کی یئتمه میش سونا!
دوستلاری گؤرونجه باغ – باغ آچیلدی،
هر کسین دؤشونه گول تک ساچیلدی.
زندانین چکه رک چوخ اراده لی
دوزدی چوخ تمکینله اولمادی دلَی!
او بیلیردی، رژیم آچمازدا قالیب،
اونون سینماسینا نه قدر طالیب!
اونون سینماسیلا، بیر اوردو سینار،
اونون یانماسیلا چوخلاری یانار!
دوشوندی: نتیجه هله سوندادی!
او تکخال کیمی دی اویون اوندادی.
نئچه آی فاصله دیریلتدی اونی،
جانیندان گئچمکسه بو ایشین سونی؟
جانیندان گئچمیشدی ائله او آخشام
بازجو ائده نده حجتین تمام!
قالان گونلرینی او وئردی باشا،
بوتون تانیشلاری دئدیلر: «یاشا!»
هئچ توزدا قونمادی او مرد اوزونه،
هئچ نه گؤرونمه دی ترسه گؤزونه!
بوتون دوستاقلارا روحیه وئردی،
بوتون مشکلاته سینه سین گَردی!
هامیلا آغلادی، هامیلا گولدی،
هامینین دردینی – غمینی بیلدی.
هر کیمی بیر دیلله دیندیریردی او،
بندین فضاسینی سیندیریردی او!
گؤردی! بو زندانین تملی یالان،
دوشمن هر زادی دا ائله سه تالان،
اونون اراده سی اؤنونده عاجز!
دوشمنه سؤیلوردی: «هَل مِن مبارز!»
اوره گ بیر وولقان تک جوشوب – داشیردی،
عشقین مسلخینه یاخینلاشیردی!
*****
حیرت، کیچیک سؤزدی بو «سرگذشته»
هامیا بللی ایدی ناغیلین سونی.
«ییغ شئی ـ شویونی گل زیر هشته!»
دوستاقبان بیر آخشام چاغیردی اونی.
دولاشدی تام بندی اوتاق به اوتاق،
بوتون دوستاقلارلا قول – بویون اولدی.
غصه لی – پریشان اولدی هر دوستاق،
بوتون یولداشلارین گؤزلری دولدی!
گلدی زیر هشته دایاندی بیر آن،
دئدی: «من گئدیره م، الوداع سیزه!
مندن نه گؤردوزسه بو اوزون زامان،
بیر خاطیره کیمی یازین قلبیزه!
دوستلار «شرف» منیم تکجه واریمدی!
من اونی بئش گونلوک عؤمره ساتمادیم.
«مراملا یاشاماق!» اعتباریمدی!
اولسون کی مراده هله چاتمادیم!
هرکسی دیندیردیم بیر شیرین دیلله،
هر کیمی من سئودیم اورگله ـ جانلا!»
سونرا اؤپوشِلرین داغیتدی یئلله!
هامی چَپیک چالدی چوخ هیجانلا!
اونی زیرهشتدن یولا سالدیلار
زندان شولوقلاشدی اولدی قال ما قال،
او گئتدی وقارلا، اونلار قالدیلار
اوخودی هامیسی: «اینترناسیونال!»
*****
آچیلدی گولله لر شاراقاشاراق،
یاریلدی سینه سی او قهرمانین.
آغزیندا یاریمچیق شعاری آنجاق
تیتره تدی تملین قارا زندانین!
عؤمرونون کتابی تماملانمادی،
قووشدی بوگوندن ابدیته.
حقی، عدالتی، عشقی دانمادی؛
چالیشدی سون وئرسین قارا ظلمته!
اؤنونده دایاندی فیرتینالارین،
وقاری یئنیلمز اوجا داغ کیمین.
پارلادی قلبینده قارانلیقلارین
ابدی ایشیقلا بیر چراغ کیمی!
او قَنیم بیچیلدی قودورقانلارا،
اشکنجه آلتیندا نه سینماز اولدی!
بدنی آلدیسا هر جوره یارا،
دردی چوخ اولدیسا، روحی ساز اولدی!
گولله لر دئشنده اونون سینه سین،
گوزلری قاپالی شفقی دویدی.
دان یئری سوکولدی ائشیتدی سسین
مین ناخیش یاغدیران اوفوقی دویدی!
دشمن طعنه ووردی دورمادان اونا،
سیندیلار دوستلارین، دایانما سنده.
دئدی: «یوخ! بو دؤیوش یئتمه میش سونا،
اونون شعله سیله یانارام منده!
اگیلمزدی باشیم دوشمنه – یادا،
تؤکولسه آل قانیم، بیتمز عنادیم!
منیم بو وارلیغیم خلقیمه فدا،
خلقین فدایی سی آدلانیر آدیم!»
(سون)
۱۳۶۶ – ۱۴۰۳
* بو پوئمانی ایراندا اولدوغوم زامان باشلادیم و حدوداً دورت دن بیرین اوردا یازدیم و اونی یول یولداشی و وارلیغیمدان بیر پارچا کیمی بوگونه قدر اؤزومله داشیدیم، بعضاً بیر بند آرتیردیم، بعضاً بیر سؤز اسگیتدیم بو یاخینلارا کیمی. شعر باشلاناندا هله عزیز یولداشیمیزا رحیم ساغیدی و اهوازدا زنداندایدی. شرایط ائله گتیردی کی ۱۳۶۶ نجی ایلین پاییزیندا وطنی ترک ائدیب و غربتچی اولدوم، شعرده هابئله! شعرین وارلیغیندان خبری اولان بعضی یولداشلار اونون سرنوشتیندن سوروشاندا، دییردیم هله قورتارمامیشام. تا اینکی شعری گئچن آیلاردا قورتاردیم. بوگون اونون اعدامیندان ۳۷ ایل گئچیر، ۳۷ بهار و هله ده رژیمین ووردوغی یارا اوره گیمیزده تازادی! بو شعری یولداش «رحیم اسدالهی» نین اونودولماز یادینا، دیری خاطیره سینه و حقلی مبارزه سینه اتحاف ائدیره م.
افشای والاستریت ژورنال : نقش امریکا برای به انحراف کشاندن جنبش بر حق ضددیکتاتوری مردم ایران
💰 🕯️ قصابی بیرحمانه رژیم عراقچی، وزیر خارجه، شمار کشتهشدگان خیزش های را بیش از ۳۰۰۰ نفر اعلام کرد که نزدیک به ۷۰۰ نفر از آنان «عناصر تروریستی» بوده اند. آمار کشته شدگان صددرصد بالاتر از این است. با این همه، این آمار نشان می دهد که رژیم با بی رحمی بیش از ۲۷۰۰ تظاهرکننده بی گناه را که به گفته خود رژیم «عناصر تروریستی» نبودند کشت.
📢 هیچ شکی نیست که امریکا می خواهد براندازی را به دست نیروهای هوادار خود انجام دهد. غرب اگر احساس کند که رهبری جنبش براندازی به دست نیروهای چپ افتاده است، بدون شک همانطور که به رژیم برای ضربه به حزب توده ایران و اعدام افسران و دیگر میهن پرستان توده ای کمک کرد، با جمهوری اسلامی در سرکوب جنبش همکاری خواهد کرد.
📡 روزنامه والاستریت ژورنال فاش کرد که دولت ترامپ در جریان خیزش های اخیر ایران، حدود ۶۰۰۰ دستگاه استارلینک بهصورت مخفیانه وارد کشور کرده است. ترامپ در اوج ناآرامیها نوشت: « در صورت امکان، نهادها را تصرف کنید.» این اقدام آشکارا مداخلهای تمامعیار در امورداخلی کشور دیگر و نقض آشکار حقوق بینالملل است.
🚨 حال اسناد جدید والاستریت ژورنال ثابت میکند که کاخ سفید طراح سناریوی مرگبار انقلاب رنگی بوده است. کمک در واقع چیزی به جز قاچاق ابزار، تحریک و بمباران تبلیغاتی برای تامین منافع امپریالیسم آمریکا نبود. لازم به هوش زیادی نیست که فهمید این ۶۰۰۰ دستگاه به چه کسانی داده شده است. این ابزار به هواداران رضا پهلوی و جاسوسان داده شد تا روند جنبش را به انحراف و ایران را بار دیگر زیر یوغ امپریالیسم بکشانند. مردم ما بی شک با دستان خود رژیم دینی- سرمایه داری را سرنگون خواهند کرد ولی هرگز نمی خواهند که میهن ما کنام امپریالیسم و صهیونیسم شود و یا به سرنوشت غم انگیز لیبی، افغانستان وو دچار شود.
چرا کشورهای عربی از جمهوری اسلامی ترسیدند؟
🔴 نگاهی به اعتراف جدید رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، کمال خرازی و میراث صدور انقلاب 💬 کمال خرازی، در کنگره ملی سیاست خارجی صریحاً به اشتباهات جمهوری اسلامی در قبال همسایگان اشاره کرد. او گفت: «در گذشته این اولویت رعایت نمیشد… برخی همسایگان از ما ترسیدند. صدور انقلاب نباید با روشهای نادرست صورت میگرفت.»
📜 سالهای نخست؛ از آرمان تا اقدام پس از پیروزی انقلاب، «صدور انقلاب» به یکی از اهداف رسمی تبدیل شد. 🌪 چرا منطقه ترسید؟ 📌 سفر به لبنان، سوریه، افغانستان، لیبی و کشورهای خلیج فارس 📌 تهدید امنیت خلیج فارس بهعنوان «وضع موجود» 📌 حمایت از گروههایی چون حزبالله کویت، حزبالله حجاز، انقلاب اسلامی جزیرةالعرب 📌 سخنان علیه مشروعیت حکمرانان عرب 📌 حوادثی چون قیام مسجدالحرام (۱۹۷۹)، کودتا در بحرین (۱۹۸۱)، بمبگذاری در کویت (دهه ۸۰)
🧠 چرا انقلاب ایران الگو شد؟ پیروزی انقلاب اسلامی پیامهایی داشت که فراتر از مرزها طنینانداز شد: ✅ تحقیر آمریکا و شکست یک دیکتاتوری وابسته ✅ تکیه بر اسلام و ارزشهای بومی ✅ پیروزی غیرعربها در برابر غرب ✅ ورود مجدد اسلام به معادلات سیاسی منطقه 🕊 اما این الهام، وقتی با حمایت از گروههای مخالف و نادیده گرفتن حاکمیتها همراه شد، جذابیت را به تهدید تبدیل کرد.
🎯 پیام برای امروز ترس دیروز، هزینهساز شد؛ حمایت کشورهای عربی از صدام در جنگ، پاسخی به همان روشهای نادرست بود. 🎯 ایده این بود: انقلاب باید در دلها جا بگیرد، اما در عمل، دخالت به جای جذب نشست. ✅ امروز اما، «دیپلماسی همسایگی» اولویت است. ✏️ عبرت تاریخی: اگر انقلاب در دلها ننشیند، در مرزها متوقف میشود. 📌 انقلاب اسلامی یک ایده بود، نه یک ارتش. ایده را باید صادر کرد، نه اضطراب را.
فعالان تطهیر و نجات رژیم ملا
جبهۀ مردم برای نجات ایران
خط سوم ـ نه ملا نه آمریکا
اعلامیه شمارۀ 150
فرح نوتاش
در دو نمونه از مقالات ارسالی در ضمیمه، از سایت عدالت و جنوب جهانی، بر گرفته از باز نشرامروز آن ها در وب لاگ اشتراک، خواهید دید که چگونه برخی، با درج روزانه مقالاتی از این نوع، سعی دارند که رژیم ملا را حفظ کنند . و سعی در پاشیدن خاک بر چشم مردم جهان و ایران دارند.
با اسم عجیب و غریب ، که معلوم نیست واقعا موجودیت دارد و یا اهل کجاست! ،
از سایت عدالت، و باز نشر مدام این گونه مقالات ضد ملی و مردمی در وب لاگ اشتراک، به بازتاب وسیع و مستند، فعالیت اسرائیل و آمریکا در رسانه هایشان پرداخته و تعداد کشته شدگان را دروغ ، و بهانه ای برای حمله به ایران و ساقط کردن رژیم ملا استدلال می کند.
البته همه می دانند که رسانه های جهان، در شبکه وسیع جهانی در خدمت صهیونیسم جهانی و امپریالیسم آمریکا و اسرائیل هستند. و در رابطه با سیاست کلی استعماری آنان فعال هستند .
ولی این که به بهانۀ کشتار عظیم در ایران می خواهند به ایران حمله کنند، یک دروغ محض است. آنان پرچمداران سرمایه داری جهان، و فرارتر از آن امپریالیسم هستند. هرگز نه به زندگی انسان در کره زمین اهمیتی می دهند و نه از کشتار انسان ها با هر وسیله ای، از آلوده کردن هوای کرۀ زمین با گازهای گلخانه ای گرفته، و آلودن زمین با زباله های اتمی و آلودن آب ها توسط ریختن تمام زباله ها ی از همه نوع ، ابایی دارند! وهیچ نوع احساس همدردی، نه با ملت ایران ، و نه با هیچ ملت دیگر دارند. و اساسا سیاست آدم کشی را قبیح نمی داند. چون خود نیز با قتل های صد هزاری و میلیونی شناخته شدۀ تاریخی هستند.
این استعمارگران ، برای مطیع کردن ملایان و گرفتن سلاح اتمی و موشک دوربرد، از دست ملا، در حفاظت از رژیم اسرائیل در حال سوء استفاده از خیزش انقلابی مردم ایران علیه ملایان هستند.
ولی رژیم آدم کش ایران که نوکر انگلیس است، خود کارنامۀ کثیف پنجاه ساله از کشتار مردم در کوچه و خیابان و زندان و سوله دارد. و بس بی آبرو تر از آن است ، که این نویسندگان مزدور بتوانند، با کم و زیاد کردن میزان قتل ها، آن را تطهیر کنند. و با خاک پاشیدن به چشم مردم ایران و جهان بتوانند نجاتش دهند.
رژیم ملا نه تنها از بسیج و سپاه، بلکه از حشدالشعبی و مجاهدین، و لشگر فاطمیون،
و رژیم اسرائیل و آمریکا، نیابتی های افغانی خود در آذربایجان را در سفارت اسرائیل، برای کشتار مردم ایران بکار گرفته اند.
ننگ ونفرت ابدی بر تمامی آنان، از هر دو سو. آذربایجان اولین کشوری است که گفت، ما اجازۀ استفاده از آسمان آذربایجان را به اسرائیل نخواهیم داد. چون می دانست از کشورش نیابتی های اسرائیل وارد ایران شد اند!
مردم ایران تحت نیم قرن رذالت های رژیم ملا، جنایت، غارت، دزدی، رانتخواری، از بین بردن صنایع ملی، از بین بردن آزادی های فردی ، اجتماعی ، و کشتار مردم معترض در زندان و خانه و کوچه و خیابان و ترویج فساد و اشاعه خرافات جان بر لب شده اند. و حال از فرط استیصال، وبی کسی ، رژیم آمریکایی شاه را، به رژیم انگلیسی ملا ترجیح می دهند. این است واقعیت. آنان را نباید برای این انتخاب شماتت کرد. مقصر اصلی احزاب و سازمان های ایرانی هستند، که هنوز به مرحلۀ بلوغ سیاسی و وحدت، در رسیدن به یک اتحاد بزرگ ملی نرسیده اند.
ملت ایران تفاوت ها را خوب می دانند ، ولی جان برلب هستند و از لاعلاجی از گرگ به کفتار پناه می برند. فقط به یک دلیل، نبود یک اپوزیسیون واحد ملی.
این آقایان، از حزب توفان، سایت ده مهر، و سایت ها و وب لاگ های فوق الذکر ، شدیدا مدافع رژیم انگلیس ملا، از سازمان حجتیه هستند. و به دروغ خود را پیروان سوسیالیسم علمی و مارکس و لنین و ضد تروتسکی معرفی می کنند. ولی در واقعیت، حامی رژیم انگلی ملا در ایران، و تمام شبکه نیابتی های انگلیس در منطقه ، از حزب اله انگلیسی شیعه در لبنان گرفته، تا انواع نیابتی های اخوان المسلمینی انگلیسی ـ آمریکایی در قطر و ترکیه و حوثی ها یمن و انواع شبکه های نیابنی انگلیس در عراق هستند. و با بهانۀ دفاع از بریکس و سازمان شانگ های و جهان چند قطبی نزدیک به 50 سال به بقای نامیمون این رژیم کمک کرده اند.
بله
ما نیز طرفدار جهان چند قطبی هستیم . ولی هرگز برای صعود، پایمان را بر سر کودکان نمی گذاریم.
ملایان ظاهرا علیه آمریکا و اسرائیل اند. ولی تمام فرزندانشان مقیم کاخ های آمریکا، با میلیارد ها ارز ملت ایران ، در حساب بانکی هر کدام ، زندگی می کنند.
این است واقعیت پنهان در این مقالات. و این است مشکل عمده مبارزان راه آزادی ایران ، با این آقایان در این سایت ها و وب لاگ های مدافع سازمان حجتیه انگلیسی.
زنده باد اتحاد ملی، بر سه اصل،استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی.
زنده باد بلوغ سیاسی ملی، بر اساس اتحاد و تشکیل اپوزیسیون واحد ضد استعماری.
www.farah-notash.com/womens-power
www.farah-notash.com
Women’s Power
خطای استراتژیک در سایه اقتصاد رانتی و انگلوار
دکتر اقتصاد بهکیش به اقتصادنیوز ⚠️ اقتصاد ایران سالهاست بر پایه یک ساختار رانتی بنا شده؛ ساختاری که در آن درآمدهای نفتی و منابع خام، جایگزین تولید مولد و رقابتپذیر شدهاند. نتیجه چه بوده؟ شکلگیری یک اقتصاد انگلوار که بهجای خلق ارزش، به توزیع رانت، امتیاز و انحصار تکیه دارد..
👥 جوانان؛ قربانیان اصلی اقتصاد غیرمولد بیشترین ناآرامیها امروز در میان جوانان دیده میشود؛ همان نسلی که با بیکاری، تورم بالای ۴۰ درصد و فقدان چشمانداز روشن روبهروست. وقتی ۱۲ میلیون جوان نه شاغلاند و نه در حال تحصیل، یعنی سرمایه انسانی کشور در حال فرسایش است. اقتصاد رانتی فرصت را نه بر اساس شایستگی، بلکه بر اساس نزدیکی به منابع قدرت توزیع میکند؛ و این یعنی انسداد اجتماعی. وقتی «انتظار بهبود» از بین برود، اعتراض خیابانی جای آن را میگیرد. 🔥
🏭 تعطیلی کارخانهها؛ نشانه اقتصاد انگلوار کارخانهها با ظرفیت نصف کار میکنند، سرمایه از کشور خارج میشود و تولیدکننده زیر فشار تحریم، کمبود مواد اولیه و بیثباتی ارزی نفس میکشد. در اقتصادی که سود در واردات رانتی و سفتهبازی است، نه در تولید، طبیعی است که صنعت قربانی شود. این همان پیامد اقتصاد غیرمولدی است که بهجای حمایت از تولید، به توزیع رانت وابسته است.
💰 کسری بودجه و چرخه تورم کسری بودجه سنگین، کاهش درآمدهای نفتی و نبود سرمایهگذاری، دولت را به سمت خلق پول و تورم بیشتر سوق میدهد. مردم هم با دیدن این چرخه معیوب، انتظارات تورمی خود را بالا میبرند..
🌍 راه برونرفت؛ بازگشت به اقتصاد مولد هیچ نظامی با اقتصاد ضعیف پایدار نمیماند. عبور از اقتصاد رانتی به سمت اقتصاد مولد، تنها مسیر بازسازی سرمایه اجتماعی است. جامعه ایران آگاه و مطالبهگر است؛ نمیتوان آن را با فقر مزمن ساکت نگه داشت. آینده از دل تولید، شفافیت و پایان اقتصاد انگلوار میگذرد.
غنی سازی وسیلۀ برده سازی ملت ایران
ن
توجه توجه توجه
جبهۀ مردم برای نجات ایران
خط سوم ـ نه ملا نه آمریکا
اعلامیه شماره 149
2026 ده فوریه = بیست و یک بهمن
فرح نوتاش
با توجه به نتیجۀ گفتگوی مسخره و غیابی، نمایندگان ایران و آمریکا در مسقط عمان، با پیام رسانی وزیر خارجۀ عمان، در نقش محلل ، با خبر رسانی از این اطاق به آن اطاق، و این که ایران غنی سازی را حق مسلم خود دانسته و از آن گامی پس نخواهد نشست سوالات زیر مطرح می شود.
رژیمی که همواره تظاهرات مردم را به گلوله می بندد،
مدام در انتخابات برای انتصاب مهره های خود خواسته تقلب می کند،
در را برای هر گونه آزادی های فردی و اجتماعی بسته است،
در پخش اراجیف ارتجاعی در ایران و جهان گوی سبقت را از تمام نوکران امپریالیستها
ربوده و عقب بردن جوامع را، به عنوان مشی توانمند ایستایی امپریالیست ها، جا انداخته،
و هزاران شر دیگر ، که با سرکوب نیروی خوب خورانده و رانتی مسلح، به مردم تحمیل می کند، و دستورات دیکته شده انگلیس، که مدام از حلقوم سید علی کودتا چی ، بیرون می آید ،
آیا این اورانیم غنی شده را به جز برای بمب اتم ، برای چه چیزی دیگری می خواهند؟
این رژیم آدم کش، که برای مصارف پزشکی و نجات مردم ایران به دنبال غنی سازی
نیست. این رژیم برای ماندگاری و حفاظت از رژیم خود این بمب اتم را شدیدن لازم دارد. امروز که بمب ندارد، این چنین با مردم رفتار می کند، فردا که بمب داشت چطور رفتار خواهد کرد؟
غیر از این است که با دستیابی به بمب اتم، می خواهد در آینده مردم ایران را برده ساخته و تا می خواهد بکشد؟ و با اعتماد به این که، کشورهای دیگر نخواهند توانست، به ایران حمله کنند، وقیحانه تر عمل کند؟
آخر این دیالکتیک و این ماتریالیسم تاریخی، که این همه سنگش را به سینه می زنید، کو کجاست؟ و چگونه می خواهد خود را در عمل و نظر شمایان بنمایاند؟ شما که تماما
مرید حجتیه انگلیسی هستید، به چه حقی خود را مارکسیست معرفی می کنید؟
به آقای وزیر امور خارجه ایران دیکته شده، تا بگوید، ما غنی سازی می کنیم و هزینه اش را هم هر قدر باشد می دهیم؟
شما که منتخب این ملت نیستید، که این چنین زبان آوری می کنید. سید علی را که کودتای اکبر رفسنجانی به ولایت رسانده. و هر کدام از شما ها چون شمشیرکشان عرب صدر اسلام در ایران، قصرهایتان روی موج خون ملت ایران ساخته اید، به چه حقی از جان و مال ایرانیان هزینه می کنید؟ که به شما این اجازه را داده که هزینه کنید؟
شما، تحمیل گران مستعمراتی، بسیار نابجا از طرف مال و جان ملت ایران هزینه می کنید. این غنی سازی نه به نفع ملت ایران است و نه به نفع مردم جهان .
به دو دلیل بسیار مهم.
یک تکتیر مواد هسته یی در جهان خود به خود مرگ زا و مخرب است.
دو ، این غنی سازی به نفع رژیم خونریز غارتگر ارتجاعی ، نوکر صفت و پست استعماری است ، که پا روی حلقوم ملت ایران گذاشته و نمی خواهد به هیچ وجه کنار برود.
وبا غنی سازی به دنبال ماندگاری خود و اشاعه افکار ارتجاعی، و بقای امپریالیسم شیعه پرور انگلیس در جهان است.
این رژیم استعماری که توسط انگلیس همواره حمایت شده، و اتاق فکری سید علی نیز بجز انگلیس کسی دیگر نیست، هرگز قدمی به نفع مردم ایران بر نخواهد داشت. کی می خواهید بیدار شوید؟
این رژیم، بمب اتم را برای خفه کردن مردم ایران در مقابل جهانیان می خواهد.
این که هر وقت سید علی مشکل جهانی پیدا می کند، از کلمه ملت بجای امت، سوء استفاده می کند، حقیقت پنهان نخواهد شد. حجتیه و در راس آن سید علی خامنه ای ایران را مستعمرۀ انگلیس کرده است و به راحتی کشتار می کند و غنی سازی را برای کشتار های بعدی می خواهد. ملت ایران خواهان جنگ و بد بختی بیشتر نیست.
ملت ایران خواهان رفع شر ملایان، آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی است.
تمام سایت ها و وب لاگ هایی که با نشر افکار تماما ارتجاعی حامی ملایان ، زیر نقاب مارکسیم مشغولند، بیاد داشته باشند . ملت ایران خیانت تک تک آنان را بی جواب نخواهد گذاشت. آنان در قتل عام ملت ایران به دست ملا، هورا می کشند و خاتمه قائله را جشن می گیرند. در جایی که باید از خود نفرت داشته باشند که این همه سال در حمایت از چنین رژیم از بن فاسد استعماری، روبروی ملت خود ایستاده اند.
و با پاشیدن تخم نفاق و دفاع از نیابتی های انگلیس در مقابل آمریکا، از تشکیل اپوزیسیون واحد ضد استعماری و ایجاد الترناتیو ملی ممانعت کرده اند. و ملت ایران را در مقابل این گرگ ها ، تنها رها کرده اند.
ننگ و نفرت ابدی به ملایان و حامیان ایرانی و جهانیشان ، از مارکسیست تا غیره .