سه خطر روبه‌روی جنبش

⚠️
در فضای کنونی، سه نیرو می‌کوشند مسیر اعتراض‌های مردمی را به سود خود دگرگون کنند و رهبری آن را به دست گیرند.
👑 خطر نخست: پادشاهی‌خواهی و بازگشت به گذشته
نخست، پادشاهی‌خواهان پیرامون رضا پهلوی‌اند که با تکیه بر رسانه‌های فارسی‌زبان بیرونی، هیجان‌سازی و شخصیت‌محوری، می‌کوشند خیزش اجتماعی را به پروژه‌ای برای بازگشت به گذشته بدل کنند. این جریان برنامه‌ای روشن برای حل بحران‌های ساختاری اقتصاد ایران ندارد و افق آن چیزی جز سرمایه‌داری نئولیبرالی نیست. پادشاهی‌خواهی بیانگر منافع بورژوازی کمپرادور و وابسته به امپریالیسم است. گرد آمدن گروه‌های فاشیستی و شعارهای حذف‌گرایانه، نشانه‌ی ناسازگاری آن با مردم‌سالاری است. این رویکرد با کشاندن اعتراض‌ها به خشونت شتاب‌زده، خطر سرکوب، جنگ داخلی یا مداخله‌ی خارجی را افزایش می‌دهد و جان مردم را ابزار بازی‌های ژئوپلیتیک می‌کند.

🧩 خطر دوم: گذار رام‌شده‌ی امپریالیستی
خطر دوم، مهندسی یک «گذار رام‌شده» از سوی ایالات متحده است. 🇺🇸 در این سناریو، هدف نه سرنگونی کامل نظام و نه تحقق مردم‌سالاری، بلکه تعدیل رفتار منطقه‌ای حکومت با کمترین هزینه است. این مسیر می‌تواند از راه سازش با بخش‌هایی از بورژوازی دیوان‌سالار و نفوذ در ساختارهای امنیتی و نظامی پیش رود و دولتی «قابل مدیریت‌تر» پدید آورد.

⛓️خطر سوم: بناپارتیسم نظامی
خطر سوم، کودتای بورژوازی نظامی است. در شرایط فروپاشی مشروعیت، ضعف سازمان‌یافتگی طبقه‌ی کارگر و فرسایش لایه‌های میانی، امکان پیدایش بناپارتیسم نظامی وجود دارد. چنین نظمی دیکتاتوری‌ای با چهره‌ای نو، اما بدون دگرگونی بنیادین اقتصادی خواهد بود. ازاین‌رو، گفتمان چپ باید کل نظام ولایت فقیه را نشانه گیرد تا راه برای بازتولید استبداد هموار نشود.
✊🏽 تنها راه برون‌رفت واقعی، سازمان‌یابی مستقل توده‌ها، پیوند مبارزه‌ی سیاسی و اقتصادی، و ساختن بدیلی ریشه‌دار از پایین است که نه وابسته باشد و نه اقتدارگرا. این بدیل باید بر عدالت اجتماعی، آزادی‌های پایدار، و با حفظ تمامیت ارضی استوار شود.




گرینلند: یخ‌های شمالی، ، طعمهٔ ژئوپلیتیکی امپریالیستی

🧊

✊گرینلند فقط یک جزیره یخی نیست؛ سرزمینی است با هویت، مردم و حق تعیین سرنوشت. در سال‌های اخیر، دوباره نگاه امپریالیسم امریکا به این منطقه دوخته شده؛ نه از سر دلسوزی، بلکه به‌خاطر جایگاه راهبردی و منابع طبیعی عظیم آن. اما یک نکته باید روشن باشد: گرینلند با دست مردم گرینلند اداره می‌شود، نه زیر نظر دانمارک و نه امپریالیسم آمریکا

🌍 بازی ژئوپلیتیک قدرت‌ها

اهمیت اصلی گرینلند بیش از آن‌که اقتصادی باشد، ژئوپلیتیکی است. موقعیت استراتژیک آن میان اروپا و آمریکای شمالی باعث شده که در معادلات نظامی و امنیتی، نقش کلیدی داشته باشد. امپریالیسم امریکا از این موقعیت به‌عنوان «کارت فشار» در مذاکرات بین‌المللی استفاده می‌کند . مسلم است که موقعیت جئوپولیتیکی آن برای تامین منافع اقتصادی آینده امپریالیسم به خصوص بر ضد چین و روسیه مهم است.   

🛢️ منابع طبیعی؛ بهانه یا واقعیت؟

زیر یخ‌های گرینلند، منابع عظیمی از نفت و مواد معدنی ارزشمند نهفته است؛ صحبت از میلیاردها بشکه نفت و فلزات کمیاب می‌شود. با این حال، طبق قوانین خودمختاری، این منابع متعلق به مردم گرینلند است و نه دولت‌های خارجی. گرینلند فروشی نیست. گرینلند مستعمره نیست.

⚖️ مسئله‌ای اصولی و انسانی

تحمیل اراده یک قدرت بزرگ به سرزمین دیگر، نقض آشکار نظم جهانی و حق ملت‌هاست. آینده گرینلند فقط باید به‌دست مردم خودش تعیین شود. نه تهدید، نه فشار، نه معامله پشت پرده .

🔥 پیام روشن

همبستگی اجتماعی و مقاومت فرهنگی، پایه‌های حاکمیت ملی و کرامت انسانی هستند. آینده‌نگری سیاسی تنها در سایه خوداتکایی اقتصادی و مشارکت شفاف عمومی معنا پیدا می‌کند. حفاظت مسئولانه از اقلیم قطبی باید متوازن با توسعه پایدار و مبتنی بر پژوهش بومی باشد. گفت‌وگوی بین‌المللی عادلانه و صلح‌آمیز، امنیت منطقه‌ای و استقلال واقعی را تقویت می‌کند. تصمیم‌سازی جمعی و آگاهانه، تضمین‌کننده آینده‌ای پایدار و انسانی است.




پیام روشن به امپریالیسم و صهیونیسم: دستهای خونین از ایران کوتاه

🌍

🦅 امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم نه نجات‌دهندهٔ مردم ایران هستند و نه آرمانی انساندوستانه در سر می‌پرورانند. سیاست آنان در عمل، در  جهان، چیزی جز بهره‌کشی، جنگ و بی‌ثباتی به بار نیاورده است. نمونهٔ زنده و خونین این واقعیت، کشتار سازمان‌یافته و نسل‌کشی در غزه است که با پشتیبانی تسلیحاتی، مالی و سیاسی مستقیم آمریکا و همدستی رژیم صهیونیستی در جریان است. این جنایت، نقاب ادعایی «حقوق بشر» و «دمکراسی‌خواهی» آنان را به کلی کنار زده و سرشت سلطه‌جویانه و ضدبشری آن‌ها را عریان ساخته است.

این نیروها در پهنهٔ جهانی، خود را اربابان نظم و قانون می‌خوانند، در حالی که تاریخ آنان سرشار از تجاوز، کودتا، براندازی و تحمیل حکومت‌های دست‌نشانده است. آنان برای ملت ایران، و برای هیچ ملت دیگری، «رهایی» به ارمغان نیاورده و نخواهند آورد. هدف آنان نه آزادی مردم، بلکه مهار منابع، مهار ژئوپلیتیک و حفظ چیرگی نظام سرمایه‌داری جهانی است.

🔥 در حالی که میلیون‌ها نفر از مردم آمریکا زیر خط فقر زندگی می‌کنند، با ناامنی شغلی، بی‌خانمانی، خشونت سیستماتیک و نژادپرستی ساختاری خرد می‌شوند، حاکمان این کشور نگاهشان نه به درمان زخم‌های داخل، بلکه به گسترش مداخله و سلطه در بیرون دوخته شده است.

فقر، جرم و راسیسم؛ واقعیت روزمره مردم. زندگی برای بخش بزرگی از جامعه آمریکا یعنی بدهی، زندان، تبعیض نژادی و سرکوب. سیاه‌پوستان، مهاجران و طبقه کارگر بیشترین فشار را تحمل می‌کنند، اما پاسخ سیاستمداران نه عدالت اجتماعی است و نه رفاه، بلکه جنگ، تحریم و بحران‌سازی خارجی.

⛓️رهبر سیاسی امپریالیسم آمریکا پس از تجاوز، تحریم و دخالت در ونزوئلا، حالا چشم طمع به ایران، گرینلند، کوبا، کانادا و پاناما دوخته است. این سیاست‌ها نه برای آزادی ملت‌ها، بلکه برای حفظ هژمونی و منافع شرکت‌های بزرگ است.

✋ پیام روشن به واشنگتن.

ایران میدان بازی امپریالیسم نیست. نه معامله، نه تهدید، نه دخالت. دست‌ها از ایران کوتاه.




روسیه و تناقض قدرت: مقابله با امپریالیسم غرب در چارچوب نظام سرمایه داری موجود ممکن نیست

🟥

 ⚖️پیروزی بدون تحول داخلی، توهم سیاسی است
در شرایط کنونی جهان، سیاست را نمی‌توان به تصمیمات تاکتیکی یا تقابل‌های صرفاً خارجی تقلیل داد. هر راهبرد موفق، بازتاب مستقیم ساختار اقتصادی، اجتماعی و طبقاتی درون کشور است. تلاش برای غلبه بر «غرب» بدون دگرگونی‌های بنیادین در ساختار قدرت، اقتصاد و مناسبات اجتماعی، رویکردی غیرواقع‌بینانه و ایده الیستی است.

🏴 تناقض راهبردی نظام سرمایه‌داری
نمی‌توان با حفظ همان الگوی اقتصادی–سیاسی‌ای که بر منطق سرمایه‌داری جهانی استوار است، به مقابله مؤثر با هژمونی آن پرداخت. استفاده از ابزارها، قواعد و ارزش‌های نظام بورژوایی برای شکست همان نظام، به بن‌بست راهبردی می‌انجامد. استقلال واقعی با تقلید از مدل مسلط جهانی به دست نمی‌آید.

🔥 مبارزه طبقاتی؛ واقعیتی زنده
انکار تضادهای طبقاتی، تغییری در واقعیت اجتماعی ایجاد نمی‌کند. تاریخ نشان داده است که سیاست همواره میدان تقابل منافع متضاد بوده است. حذف این واقعیت از گفتمان عمومی، به سود اقلیت‌های صاحب قدرت و به زیان اکثریت جامعه تمام می‌شود. جامعه‌ای که تضادهایش حل نشود، ناگزیر دچار بحران و بی‌ثباتی خواهد شد.

🏛️ دموکراسی صوری در برابر حاکمیت مردمی
دموکراسی بورژوایی، زمانی که به مشارکت واقعی مردم و کنترل اجتماعی قدرت منجر نشود، به پوسته‌ای بی‌محتوا تبدیل می‌شود. انتخابات غیرشفاف، تمرکز رسانه و نفوذ سرمایه، نهادهای سیاسی را از نمایندگی اراده عمومی تهی می‌کند و آن‌ها را ابزار تثبیت نظم موجود می‌سازد.

💣 بحران ساختاری سرمایه‌داری جهانی
نظام سرمایه‌داری با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان- تشدید نابرابری، جنگ‌های اقتصادی، تحریم‌ها، میلیتاریسم، تضعیف حقوق بین‌الملل، شکاف در بلوک‌های قدرت و احیای گرایش‌های فاشیستی- روبه‌روست که پیامد مستقیم منطق سود و انباشت‌اند.

🚩 سوسیالیسم؛ ضرورت تاریخی آینده
در چنین شرایطی، سوسیالیسم نه یک شعار آرمان‌گرایانه، بلکه ضرورتی تاریخی است. بدون عدالت اجتماعی، مالکیت عمومی و قدرت واقعی مردم، نه استقلال پایدار ممکن است و نه امنیت و پیشرفت. آینده بدون تغییرات ریشه‌ای ساخته نخواهد شد.




خطر- خطر: در غیاب چپ و طبقه کارگر در رهبری خیزش ها،  نیروهای راست و وابسته به امپریالیسم- صهیونیسم می توانند رهبری اعتراضات را به دست گیرند

🟥

⚠️انباشت بحران؛ پیش‌شرط‌های فروپاشی
جمهوری اسلامی با فروپاشی سیاسی روبه‌روست. بحران اقتصادی عمیق، تورم مزمن، سقوط ارزش پول ملی، فساد ساختاری و فرسایش زیرساخت‌ها، پایه‌های حکمرانی را تضعیف کرده‌اند. فشار اقتصادی دیگر محدود به اقشار فرودست نیست و تقریباً همه طبقات اجتماعی را دربر گرفته است.

🧱 شکاف در نخبگان و زوال حکمرانی
قدرت به‌شدت متمرکز شده و حذف یا حاشیه‌نشینی مدیران حرفه‌ای، بدنه اجرایی کشور را از نظام جدا کرده و توان تصمیم‌گیری مؤثر را کاهش داده است. هم‌زمان، گسترش نفوذ اقتصادی نهادهای نظامی، ائتلاف‌های سنتی میان لایه های گوناگون بورژوازی انگلی را ضعیف کرده است.

✊ جامعه معترض و ائتلاف نارضایتی‌ها
در سطح جامعه، ائتلافی ناهمگون اما گسترده شکل گرفته است: کارگران، زنان، طبقه متوسط، اقلیت‌های قومی و حتی بخش‌هایی از بازار. مطالبات مشترک آن‌ها حول محور معیشت، کرامت، آزادی و پایان ریاکاری قدرت می‌چرخد. افشای فساد و سبک زندگی اشرافی وابستگان حاکمیت، شکاف حاکمیت–ملت را عمیق‌تر کرده است.

🌍 روایت جدید و تغییر افق سیاسی
روایت مسلط اجتماعی دیگر مذهبی نیست، بلکه بر اقتصاد، منافع ملی، آزادی و رهایی از ماجراجویی‌های خارجی تأکید دارد. مشروعیت سیاسی و ایدئولوژیک نظام از بین رفته است.

🚨 عدم شرایط مناسب ذهنی
اگر نیروهای چپ متحدا نتوانند طبقه کارگر را سازمان‌دهی کرده و مطالبات اجتماعی را به رهبری سیاسی تبدیل کنند، خلأ قدرت ایجاد خواهد شد. در چنین شرایطی، این خلأ نه به دموکراسی مردمی، بلکه موجب اقتدار نیروهای راست و وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم می شود که میتوانند رهبری اعتراضات را مصادره کنند.

⚖️ بزنگاه تاریخی
کشور به نقطه‌ای رسیده که بقای نظم موجود تنها بر زور متکی است. آینده سیاسی وابسته به این است که آیا نیروی متحد چپ با شرکت فعال در اعتراضات می توانند با بسیج طبقه کارگر رهبری خیزش ها را به دست می گیرند، یا نه.




راهبرد ونزوئلا در مقابل امپریالیسم امریکا: مقاومت مردمی، اتحادهای جهانی و حاکمیت بر منابع ملی

⚔️🔥

پیشنهاد نیروهای مترقی ونزوئلا، برای طراحی پاسخی نامتقارن به تجاوز امپریالیسم امریکا به شرح زیر است. این پاسخ نه تنها برای بقا، بلکه برای تبدیل شدن به محور مقاومتی در نیمکره غربی طراحی شده است. استراتژی طرح بر سه پایه اصلی استوار است:

🤝🛡️ ۱. مقاومت مردمی و امنیت جامع

ونزوئلا به جای تکیه صرف بر نیروهای نظامی، رویکردی «جامع‌نگر» و «غیرنظامی-نظامی» در پیش گرفته است. این به معنای بسیج اجتماعی برای پشتیبانی از استقلال کشور و افزایش هزینه‌های هرگونه اقدام تخریب‌گرایانه یا نظامی خارجی است. این مقاومت، تنها یک عمل نظامی نیست، بلکه فعالیت روزمره برای حفظ زندگی و ساختن شرایط ادامه حیات است. این انسجام داخلی، هرگونه محاسبه واشنگتن برای تغییر رژیم را با شکست مواجه خواهد کرد.

 ⚙️🌍 ۲. تعمیق اتحاد با قطب‌های مقاومت

کاراکاس با تبدیل شدن به پل ارتباطی و عملیاتی برای روسیه و چین در آمریکای لاتین، ضربه‌ای سخت به هژمونی سنتی آمریکا در «حیاط خلوت» خود وارد ‌کند. این همکاری‌ها فراتر از انرژی، حوزه‌های سلامت، فناوری و همکاری نظامی-فنی را دربرمی‌گیرد. ادامه حضور این بازیگران، یک سپر دفاعی قدرتمند برای ونزوئلا ایجاد خواهد کرد. روبیو این سناریو را یک کابوس استراتژیک برای آمریکا می خواند.

🛢️💪 ۳. کنترل منابع ملی

هدف نهایی واشنگتن، دسترسی به ذخایر عظیم نفت ونزوئلا و میادین گویان است تا با کنترل عرضه جهانی، هم رقیبان مانند روسیه و هم کوبا و نیکآراگوئه را تحت فشار بگذارد و هم تولید شیل داخلی خود را رونق بخشد. پاسخ کاراکاس، حفظ کنترل بر این منابع و انعقاد قرارداد با متحدان استراتژیک است. نفت ونزوئلا به ملت آن تعلق دارد، نه به رئیس‌جمهور آمریکا.

 اگر این مثلث مقاومت—پشتیبانی مردمی، اتحادهای استراتژیک و حاکمیت بر منابع—با موفقیت اجرا شود، ونزوئلا نه تنها زنده می‌ماند، بلکه موازنه قدرت در نیمکره غربی را برای همیشه تغییر خواهد داد.




دزدی دریایی آمریکا: توقیف تانکرروسی و چالش جدید درروابط بین‌الملل

🌊 پراودا

حادثه توقیف تانکر نفتکش روسی “مارینرا” توسط گارد ساحلی آمریکا، به عنوان نقطه عطفی در تنش‌های اخیر واشنگتن و مسکو تلقی می‌شود. روسیه این اقدام را یک “دزدی دریایی” آشکار خوانده و قول پاسخ داده است.

🤔 چرا این حادثه مهم است؟

این رویداد چند نکته را آشکار کرد: اول، نشان داد واشنگتن عملاً هیچ توجهی به منافع مسکو ندارد و صحبت‌های گذشته درباره همکاری بی‌معناست. دوم، آمریکا با هدف نشان‌دادن قدرت خود در منطقه کارائیب و تحت فشار گذاشتن روسیه برای پذیرش شرایط خود در اوکراین دست به این اقدام زده است.

⚓ موضع فعلی مسکو

مسکو رسمی خواستار آزادی فوری خدمه و بازگشت تانکر شده است. وزارت خارجه روسیه هشدار داده که این اقدام می‌تواند به افزایش تنش در حوزه اروپا-آتلانتیک بینجامد.

💥 چهار سناریوی احتمالی پاسخ روسیه

به نظر می‌رسد مسکو در حال بررسی گزینه‌های متقابل است:

1. دستگیری متقابل: با توجه به هشدار اخیر آمریکا به اتباع خود برای ترک روسیه، احتمال بازداشت شهروندان آمریکایی به بهانه‌های امنیتی وجود دارد.

2. توقیف اموال آمریکا 📜: بر اساس قوانین جدید روسیه (مصوب می ۲۰۲۵)، مسکو می‌تواند اموال و دارایی‌های آمریکا در خاک روسیه را به عنوان پاسخ متقابل توقیف کند. حجم این دارایی‌ها کم نیست.

3. ایجاد مزاحمت برای کشتی‌های آمریکایی 🚢: مسکو ممکن است با بهانه‌های ایمنی یا زیستمحیطی، کشتی‌های آمریکایی عبوری از مسیرهای دریایی تحت کنترل خود (مانند مسیر شمالی) را بازرسی یا توقیف کند.

4. تشدید عملیات در اوکراین 💣: مؤثرترین و محتمل‌ترین پاسخ، افزایش فشار در جبهه اوکراین است. هدف قراردادن دارایی‌ها و منافع اقتصادی آمریکا در اوکراین (مانند شرکت‌های تحت مدیریت صندوق‌های بزرگ سرمایه‌گذاری) می‌تواند ضربه‌ای دردناک به واشنگتن وارد کند.

🎯 هدف نهایی مسکو

هدف اصلی روسیه، حفظ دارایی‌ها و نفوذ خود در ونزوئلا و همچنین نشان‌دادن پرهزینه‌بودن تقابل با منافعش است.




اروپای بی‌دندان: شمشیر بر فرق کشورهای مستقل، تعظیم در برابر امپریالیسم امریکا!

🦊➡️🦁

در تحلیل شرایط کنونی، صحنه‌ای تاسف‌بار از رفتار رهبران اروپایی در برابر امپریالیسم آمریکا مشاهده می‌شود. این رهبران که در برابر کشورهای مستقل و در حال پیشرفتی مانند زرند. کوبا، روسیه، چین و ملل آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی ژست‌های مغرورانه و تهدیدآمیز می‌گیرند، در مقابل کاخ سفید رفتاری کاملاً مطیع و ترسو دارند.

🎯🥊 استراتژی ترامپ و تیم بازگشتش به قدرت، شرطبندی بر ضعف رهبران اروپایی است. آمریکا عمداً در حال تضعیف اتحادیه اروپا است تا اروپایی ضعیف و پراکنده ایجاد کند. اروپا اگر اراده سیاسی می‌داشت، با ابزارهای اقتصادی قدرتمندش (مانند تعرفه‌ها، محدودیت بازار برای شرکت‌های آمریکایی، تهدید همکاری‌های امنیتی) می‌توانست آمریکا را تحت فشار شدید قرار دهد.

 اما نکته کلیدی اینجاست: ترس از خشم ترامپ و عواقب احتمالی آن (مانند خروج از ناتو، تشدید جنگ تجاری) اراده عمل را از رهبران اروپا سلب کرده است. آنها ترجیح می‌دهند درد سیاست‌های آمریکا اول را تحمل کنند تا اینکه اقدامی متقابل انجام دهند که ممکن است به اقتصاد خودشان نیز آسیب بزند. این دقیقاً نقطه ضعفی است که آمریکا به خوبی روی آن مانور می‌دهد.

😨💔در برابر این صحنه، ایستادگی کشورهایی مانند کوبا در دفاع از حاکمیت ملی و منافع خود در مقابل زورگویی آمریکا، تضادی آشکار با رفتار خفت‌بار برخی رهبران اروپایی ایجاد می‌کند. در حالی که اروپا با وجود داشتن همه ابزارها، میخواهد گرینلند را به راحتی به امریکا واگذار کند، ملت‌های مستقل جهان با تکیه بر اراده ملی و وحدت، در برابر هژمونی آمریکا می‌ایستند و هزینه دفاع از استقلال خود را می‌پردازند.

⚡️🕊️این رفتار دوگانه اروپا، فرصت‌طلبی و عدم استقلال واقعی سیاست خارجی آن را آشکار می‌سازد. آنها تنها در جایی قادر به نمایش قدرت هستند که با کشورهای به خیال خودضعیف‌تر یا در حال توسعه مواجهند، اما در برابر ارباب واقعی خود در واشنگتن، به سرعت تسلیم می‌شوند.