ادامه شکاف در حاکمیت؛ جنگ سرنوشت، منافع طبقاتی

⚔️
🏛 اختلاف دربارهٔ سرنوشت جنگ در درون حاکمیت عمیق‌تر می‌شود. این شکاف میان بورژوازی بوروکراتیک و مالی از یک سو — که نمایندگان سیاسی‌اش در دستگاه دولتی جای دارند — و بورژوازی نظامی به رهبری سیاسی سعید جلیلی از سوی دیگر است. هر دو گروه به دنبال منافع طبقاتی خود هستند و هر کدام روایت خود را از واقعیت ارائه می‌دهند.
🎥 جلیلی در فیلمی با بیان یک حقیقت می‌گوید: «کسانی سال‌ها می‌گفتند اگر مذاکره کنیم، مسائل حل می‌شود. اما در میانهٔ مذاکره، طرف مقابل حمله نظامی کرد.» او این سخن را دلیل نشان دادن قدرت‌ بیشتر هنگام مذاکره می‌داند و می‌افزاید: «من پس از جنگ ۱۲روزه گفتم این جنگ صرفاً جنگی علیه نطنز و فردو و چند دانشمند هسته‌ای نبود؛ این یک جنگ تمدنی بود.» شکی نیست که رژیم صهیونیستی و آمریکا خواهان نابودی ایران و تجزیه آن هستند.
📉 از سوی دیگر، جناح مقابل که خواهان تسلیم به هر قیمتی است از «موقعیت‌های از دست رفته» سخن می‌گوید. روح‌الله جمعه‌ای، مشاور وزیر کشور در دولت دوازدهم، در واکنش به اظهارات جلیلی نوشت: «این مدیریت بی‌تدبیرانهٔ شما بود که فرصت‌های طلایی را با توهم جنگ تمدنی از دست داد و تبدیل به تهدید کرد که با صدور قطعنامه ۱۹۲۹ بستر جنگ‌های اخیر فراهم شد.» او افزود که جلیلی حتی نتوانست دو کشور دوست، چین و روسیه را متقاعد کند که این یک جنگ تمدنی است.
💥 موضع جلیلی اگر واقعا میهن- و مردم دوستانه بود، او می بایست متوجه می شد که بدون یک اقتصاد قوی تولیدی و صنعتی؛ بدون سندیکاهای پرتوان کارگری؛ بدون آزادی مردم تنها با حرف زدن در مورد «جنگ تمدنی» نمی توان در مقابل امریکا و اسرائیل مقاومت کرد. در حالیکه حاکمیت در کلیت، در مورد اقتصاد نئولیبرالیستی، سیاستهای ضد کارگری و سرکوب آزادی خواهان برای حفظ نظام یکدست عمل می کند.




برزیل؛ بازگشت قدرتمند بولسوناریسم و خطرات پیش رو

📉
🔥 بازگشت قدرتمند بولسوناریسم، مستقل از نتیجهٔ دور دوم انتخابات، واقعیتی است که دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت. موج راست افراطی در انتخابات عمومی برزیل، ضعف و شکست استراتژی نهادی و سازش با بخش‌هایی از بورژوازی برزیل را آشکار کرد؛ همان استراتژی‌ای که حزب کارگران (PT) به رهبری لولا دهه‌ها از آن دفاع کرد.
💰 اما اکنون متا (Meta)، غول فناوری آمریکایی و مالک فیسبوک، اینستاگرام و واتساپ، به یکی از بازیگران کلیدی این معادله تبدیل شده است. کمپین لولا با طرح شکایت در دادگاه عالی انتخاباتی برزیل (TSE) اعلام کرد که الگوریتم‌های متا «جانبداری» می‌کنند و «گزینش‌گری الگوریتمی» به نفع فلاویو بولسونارو انجام می‌دهند. در این شکایت آمده است که ابزار هوش مصنوعی متا از تولید تصاویر مربوط به لولا خودداری می‌کند، در حالی که تولید تصاویر مربوط به فلاویو آزاد است .
⚖️ کمپین لولا همچنین متا را به داشتن روابط نزدیک با دولت ترامپ متهم کرده و خواستار تحقیق سازمان کشورهای آمریکایی (OEA) شده است .
دادگاه عالی انتخاباتی برزیل به متا دستور داد که رفتار یکسانی با هر دو نامزد داشته باشد و در صورت تخلف، جریمهٔ روزانه ۵۰۰ هزار رئال (حدود ۸۷ هزار یورو) اعمال خواهد شد.
⚠️ برای جنبش کارگری و طبقات مردمی برزیل، این وضعیت یک زنگ خطر است. اگر راست افراطی بولسوناریست فلاویو بولسونارو پیروز شود، احتمالاً عفو ریاست‌جمهوری برای پدرش (محکوم به ۲۷ سال حبس) صادر خواهد کرد و برنامهٔ اقتصادی را اجرا خواهد کرد: کاهش ۲۰۰ میلیارد رئالی در هزینه‌های اجتماعی، انعطاف‌پذیری بیشتر کار و حمله به حقوق کارگران. او احتمالا برزیل را که نقش اساسی در بریکس دارد، از این پیمان بیرون می آورد.
🕊 مقاومت در برابر راست افراطی و امپریالیسم نمی‌تواند تنها به انتخابات محدود شود؛ باید بر پایهٔ مبارزهٔ طبقاتی و سازمان‌دهی مستقل کارگران بنا شود.




دشمن خیالی در اروپا، آزادی را می‌بلعد

🧠

🕵️ یوکناویچیِنه، وزیر دفاع پیشین لیتوانی، سال‌هاست نگران ذهن شهروندان اروپایی است. همین نگرانی حالا در قطعنامهٔ پارلمان اروپا دربارهٔ «جنگ ترکیبی» دوباره سر برآورده؛ قطعنامه‌ای که ۴۷۰ نماینده به آن رأی دادند و تنها ۱۲۹ نفر مخالف بودند.
💣 اما پرسش اینجاست: چرا ۴۷۰ نماینده با این اطمینان می‌گویند ریشهٔ ناخشنودی مردم «جنگ شناختی» است، نه افت آشکار سطح زندگی؟ پاسخ را باید در همان رسانه‌هایی جست که از پهپادها در آسمان خبر می‌دهند و بعداً، وقتی معلوم می‌شود هواپیمای باری یا بالگرد پلیس بوده‌اند، هرگز خبر را اصلاح نمی‌کنند.
⚔️ هدف پنهان قطعنامه جای دیگری است: می‌گوید هزینه‌های دفاعی در حوزهٔ «امنیت داخلی» هم «ضروری» است.
یعنی جریان تازه‌ای از پول که بیرون از چارچوب مالی تنگ اتحادیه اروپا راه می‌یابد و — مهم‌تر از همه — سازوکارهای نظارت مدنی را دور می‌زند.
🔒 در تصمیم‌های سیاست خارجی و امنیتی، همهٔ کشورهای عضو باید هم‌صدا شوند. حالا به ما می‌گویند وضعیت اضطراری است و اجماع «تأخیر» می‌سازد؛ باید سریع‌تر تصمیم گرفت. اما هیچ‌کس نمی‌گوید که چرا کمتر از ۵۰۰ فرد باید به جای ۵۰۰ میلیون انسان تصمیم بگیرد.
🕳 در این چارچوب، یک حرف، یک مهاجر، یک اعتراض می‌تواند «جنگ ترکیبی» باشد. و دامنهٔ سرکوب بی‌تحقیق، بی‌دادگاه عادلانه، بی‌حق تجدیدنظر بی‌نهایت باز می‌شود. اتحادیه اروپا مخالفان را به «مرگ مدنی» محکوم می کند. حساب‌هایشان را مسدود، از کارشان اخراج، سفرشان را ممنوع می کند، بی‌آنکه هرگز محاکمه شوند، یا بتوانند اعتراض کنند.
⚠️ ساختارهایی که برای «ضدجنگ ترکیبی» ساخته می‌شوند، به‌سادگی علیه فعالیت مدنی عادی به کار می روند. نقد، اپوزیسیون، سازمان‌دهی اتحادیه‌ای — همه تهدید شمرده می‌شوند. و کسانی که بر ما حکومت می‌کنند، خود را به چارچوبی گسترده برای مجازات مسلح می‌کنند.
🕊 اما اگر امیدی کوچک در این میان باشد، همین است: آن‌ها اگر از ما نمی‌ترسیدند، هرگز دست به همهٔ این کارها نمی‌زدند.




شکاف طبقاتی؛ مسئولان اشرافی، مردم را نمی‌فهمند

🏛
🗣 ابراهیم فیاض، استاد گروه مردم‌شناسی دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با نامه‌نیوز از «جنگ اشرافیت با مردم» سخن گفته است. به باور او، اشرافیت چه در جریان اصولگرا و چه در جریان اصلاح‌طلب، زمانی شکل می‌گیرد که قدرت، ثروت و پیوندهای خانوادگی در هم ادغام شوند؛ و در چنین شرایطی، فاصله میان مسئولان و مردم افزایش می‌یابد و اشرافیت دیگر درکی از مسائل جامعه ندارد.
🍪 فیاض با اشاره به روایت تاریخی لویی شانزدهم — که در واکنش به ناتوانی مردم در تأمین نان، پیشنهاد خوردن بیسکویت را مطرح کرد — می‌گوید: وقتی به مردم گفته می‌شود منابع مالی کافی وجود ندارد، اما خودروهای گران‌قیمت وارد کشور می‌شوند، این پرسش مطرح می‌شود که چرا محدودیت‌های اقتصادی برای همه به یک شکل اعمال نمی‌شود.
🎓 به گفتهٔ این استاد دانشگاه، اشرافیت در تار و پود جامعه نفوذ کرده و نظام آموزشی نیز از این وضعیت مستثنا نیست. با وجود تأکید بر عدالت آموزشی، شاهد شکل‌گیری مدارس اشرافی هستیم؛ به‌گونه‌ای که به گفتهٔ او، وضعیت مدارس اشرافی تهران حتی از مدارس اشرافی لندن نیز بهتر است. ساختار آموزش‌وپرورش به‌جای کاهش فاصله‌های اجتماعی، در مواردی به بازتولید اشرافیت کمک می‌کند.
📚 فیاض «مافیای کنکور» را یکی از موانع اصلی اصلاح نظام پذیرش دانشجو می‌داند و می‌گوید منافع اقتصادی موجود اجازه نمی‌دهد این ساختار به‌سادگی تغییر کند. به باور او، خانواده‌های ثروتمند در سطوح مختلف تصمیم‌گیری نفوذ پیدا کرده‌اند و تداوم حضور برخی خانواده‌ها در موقعیت‌های قدرت، به بازتولید امتیازهای اجتماعی و اقتصادی منجر شده است.
🤖 معلوم نیست که چرا کسی که جامعه شناس و مردم شناس است از کلمه اشرافیت به جای شکاف طبقاتی استفاده می کند. ای آقا که بیماری را خوب تشخیص داد، به جای تجویز نبرد طبقاتی علیه بورژوازی کشور، راه حال را هوش مصنوعی و آموزش دیجیتال که می‌توانند انحصارهای آموزشی را به چالش بکشند!؟




تحریم امریکا؛ سلاحی که کودکان کوبایی را می‌کشد

💀
📜 در ۶ ژوئیه ۱۹۶۰، رئیس‌جمهور آمریکا حذف سهمیهٔ شکر کوبا در بازار آمریکا را اعلام کرد. بعد، تحریم نفتی اعمال شد. از آن زمان، قوانین محاصره در طول بیش از شش دهه تشدید شده است .
⚡️ قانون کمک خارجی (۱۹۶۱)، قانون مدیریت صادرات (۱۹۷۹)، قانون دموکراسی کوبا (تورریچلی، ۱۹۹۲) که شرکت‌های تابعهٔ آمریکایی در کشورهای ثالث را از تجارت با کوبا منع کرد و کشتی‌های کشورهای ثالث را از ورود به آمریکا تا ۱۸۰ روز پس از توقف در کوبا بازداشت، و قانون آزادی و همبستگی دموکراتیک کوبا (هلمز-برتون، ۱۹۹۶) که ستون فقرات قانونی محاصره است و بند سوم آن اجازهٔ دعاوی در دادگاه‌های آمریکا را می‌دهد .
🔥 فرمان اجرایی ۱۴۴۰۴ در ۱ مه ۲۰۲۶ تحریم‌های ثانویه را بر کسانی که با کوبا رابطه دارند اعمال می‌کند و مسدود کردن افراد فعال در بخش‌های کلیدی اقتصاد کوبا را مجاز می‌داند .
🎯 در سال ۲۰۲۵، تنها ۴۳ درصد برنامهٔ جاده‌ای ملی اجرا شد؛ ۵۸ درصد برنامهٔ تعمیر فرودگاه‌ها؛ ۶۴ درصد برنامهٔ منابع آب؛ و ۵۳ درصد برنامهٔ مسکن . حمل‌ونقل مسافر در هاوانا با کمی بیش از ۱۰۰ اتوبوس انجام می‌شود، در حالی که حداقل ۳۰۰۰ اتوبوس نیاز است .
🏥 مرگ‌ومیر نوزادان از ۴ در هر هزار تولد زنده در ۲۰۱۸ به ۹.۹ در ۲۰۲۵ رسیده — افزایش ۱۴۸ درصدی. از ۳۹۵ داروی تولید داخل، ۳۰۰ دارو به دلیل دشواری دسترسی به مواد اولیه در کمبود است. داروهای سرطان مانند پمبرولیزوماب و نیوولوماب، و دستگاه‌های حیاتی قلب کودکان مانند Heart Mate 3، در دسترس کودکان کوبایی نیست .
🩺 تحریم دسترسی به سمعک را برای کودکان ناشنوا محدود کرده است.
✈️ به بهانه تروریسم، امریکا مانع از سفر هنرمندان کوبایی به آمریکا می‌شود.
🌾 تولید برنج در ۲۰۲۵ تنها ۱.۹ تن در هکتار بوده، در مقابل ۴.۲۱ تن در ۲۰۱۸ — پیش از تشدید محاصره .




فقر موروثی می‌شود؛ اقتصاد نئولیبرالیستی-رانتی تولید را کشت

💀
📉 داود سوری دکترای اقتصاد از دانشگاه ویرجینیا که بیش از ۲۵ سال بر فقر، رفاه و توزیع درآمد پژوهش کرده است در گفت‌وگو با هفته‌نامه تجارت فردا (شماره ۶۵۱) این چنین میگوید. اقتصاد ایران با دو بحران هم‌زمان روبه‌روست: کاهش رشد اقتصادی و تولید، در کنار تورم شدید. وقتی تولید کاهش می‌یابد، درآمد کمتری ایجاد می‌شود و سهم کمتری به مردم می‌رسد.
⛓ فقر می‌تواند موروثی شود. خانواده‌ای که در تله فقر می‌افتد، نخست آموزش فرزندان را قربانی می‌کند، سپس بهداشت و تغذیه را. نتیجه؟ نسلی با «سرمایه انسانی» پایین‌تر که در بازار کار رقابتی نیست و خودش فقیر می‌ماند.
🕳 تله فقر خروج از فقر را دشوار می‌کند. ماندگاری در آن بسیار محتمل است و خانوار بدون کمک هدفمند بیرونی نمی‌تواند بیرون بیاید.
🪫 توان خانواده‌ها برای مقابله با بحران‌ها کاهش یافته است. تورم بالا و کاهش درآمد مثل دو لبهٔ قیچی، شریان‌های حیاتی خانوار را می‌برد. بدون پس‌انداز، هیچ ضربه‌گیری باقی نمانده است.
🏭 رشد پایدار فقط از مسیر تقویت تولید رقابت‌پذیر و اشتغال‌زایی می‌گذرد، نه یارانه و کالابرگ. سوری هشدار می‌دهد که تداوم این مسیر نه‌تنها توسعه‌ای به بار نمی‌آورد، بلکه حتی حفظ همین سطح تقلیل‌یافتهٔ معیشت نیز دیگر ممکن نخواهد بود.
🔥 اقتصاد نئولیبرالیستی-رانتی جمهوری اسلامی به دنبال تولید نیست؛ به دنبال توزیع رانت و حفظ قدرت است. تا وقتی این ساختار پابرجاست، فقر ارثی می‌شود و هیچ یارانه‌ای نجات‌بخش نخواهد بود.
سوری خودش هم می‌گوید: «من در چهارچوب نظام فکری موجود و ساختار فعلی تصمیم‌گیری، هیچ راه‌حل جدی و پایداری نمی‌بینم.» این جمله، اعتراف به بن‌بست است. وقتی اقتصاددان نظام‌مند می‌گوید در این ساختار راهی نیست، یعنی مشکل فنی نیست؛ ساختاری است. و ساختاری که نه به تولید، بلکه به رانت و انباشت ثروت در خارج از کشور مشغول است.




مبارزه و آگاهی طبقاتی در فرانسه اوج میگیرد

نظم کمونیستی
۲۳ مهر ۱۴۰۵

مردم فرانسه مثل همیشه، طبق سنت دیرینه و طبقاتی زحمتکشان، باردیگر به پا خاسته‌اند. اگر چه مبارزه‌ای که از اواسط سپتامبر ۲۰۲۶ آغاز گشته است، در شکل مبارزه دانش‌آموزی تظاهر یافته است ولی ریشه در کاهش دستمزدها، افزایش نظامیگری دولت بورژوازی، و تشدید سرکوب سیاسی – نظامی اکثریت مردم ستمدیده دارد.
اگر به تولید ناخالص داخلی فرانسه توجه کنیم درمی‌یابیم که به علت سیاست‌های مخرب اقتصادی دولت از سال ۲۰۲۰ تا کنون سیر نزولی داشته است. (جدول شماره ۱)


سال GDP فرانسه، میلیارد € رشد واقعی GDP
۲۰۲۰ ۲٬۳۱۸٫۳ −۷٫۴٪
۲۰۲۱ ۲٬۵۰۸٫۱ +۶٫۹٪
۲۰۲۲ ۲٬۶۵۴٫۰ +۲٫۷٪
۲۰۲۳ ۲٬۸۳۳٫۸ +۱٫۶٪
۲۰۲۴ ۲٬۹۳۵٫۲ +۱٫۵٪
۲۰۲۵ ۲٬۹۹۱٫۱ +۰٫۸٪
جدول شماره ۱

مردم فرانسه مثل همیشه، طبق سنت دیرینه و طبقاتی زحمتکشان، باردیگر به پا خاسته‌اند. اگر چه مبارزه‌ای که از اواسط سپتامبر ۲۰۲۶ آغاز گشته است، در شکل مبارزه دانش‌آموزی تظاهر یافته است ولی ریشه در کاهش دستمزدها، افزایش نظامیگری دولت بورژوازی، و تشدید سرکوب سیاسی – نظامی اکثریت مردم ستمدیده دارد.

اگر به تولید ناخالص داخلی فرانسه توجه کنیم درمی‌یابیم که به علت سیاست‌های مخرب اقتصادی دولت از سال ۲۰۲۰ تا کنون سیر نزولی داشته است. (جدول شماره ۱)

مهمترین علل فروکش تولید ناخالص داخلی، بحران انرژی ناشی از جنگ ناتو و روسیه در اوکراین، عدم ثبات امنیت اقتصادی برای سرمایه‌گذاری، فروکش مصرف خانواده به طور عمومی ناشی از عدم امنیت اقتصادی، نرخ بالای بهره بانکی و شرایط سخت سرمایه گذاری و عدم امنیت سیاسی‌ست.

بر خلاف فروکش تولید ناخالص داخلی، بودجه دفاعی به طور انفجاری افزایش یافته است. جدول شماره ۲ به روشنی این مدعا را مستند میسازد. علاوه بر آن دولت فرانسه افزایش ۳۶ میلیارد یوروئی بودجه نظامی سال آینده را در نظر دارد و میخواهد تا سال ۲۰۳۰ این بودجه را تا ۷۶٫۳ میلیارد یورو افزایش دهد.

سال بودجه دفاعی فرانسه نسبت به سال قبل
۲۰۲۱ حدود ۳۹٫۲ میلیارد € +۴٫۵٪
۲۰۲۲ حدود ۴۰٫۹ میلیارد € +۴٫۳٪
۲۰۲۳ حدود ۴۳٫۹ میلیارد € +۷٫۳٪
۲۰۲۴ ۴۷٫۲ میلیارد € +۷٫۵٪
۲۰۲۵ ۵۰٫۵ میلیارد € +۷٫۰٪
۲۰۲۶ ۵۷٫۱ میلیارد € +۱۳٫۳٪
جدول شماره ۲

این معضل اقتصادی و گرایش نظامی‌گری در اقتصاد باعث گردیده که بودجه عمومی فرانسه از سال ۲۰۲۲ با کسری فزاینده‌ای روبرو گردد.

سال کسری بودجهمیلیارد € کسری به‌عنوان% GDP
۲۰۲۲ −۱۲۵٫۹ ۴٫۷٪
۲۰۲۳ −۱۵۱٫۹ ۵٫۴٪
۲۰۲۴ −۱۶۹٫۱ ۵٫۸٪
۲۰۲۵ −۱۵۲٫۵ ۵٫۱٪
جدول شماره ۳

جدول شماره ۳ کسر بودجه فرانسه را آنچنان نشان میدهد که دولت فرانسه گزارش کرده است. بدین ترتیب روشن میشود که جنبش اخیر دانش‌آموزی همانند جنبش کارگری ۲۰۲۵ ریشه‌های اقتصادی – سیاسی عمیقی دارد و فقط یک جنبش دانش‌آموزی گذرا نیست.

ناشی از این نارسائی‌های اقتصادی، بودجه‌ زمینه‌های عمومی رفاهی، معیشتی، آموزشی، کاهش یافته و نارضایتی گسترده‌ای در جامعه ایجاد کرده است.

در اواسط سپتامبر، دانش‌آموزان مدرسه‌ای در حومه پاریس به جمعیت بالای دانش‌آموزان در کلاس‌ها، کمبود معلم و کلاس‌های دبستان، طولانی بودن ساعات تدریس، فرسودگی مدرسه و نامساعد بودن فضای فیزیکی کلاس‌ها و… اعتراض کردند و تظاهرات آغاز شد. این اعتراضات به علت نارضایتی عمومی از سیاست‌های عمومی دولت، با سرعت گسترش یافت و کل فرانسه را در بر گرفت به طوری که معلمان و اتحادیه معلمان، خانواده‌های دانش آموزان و دانشجویان و بخشی از طبقه کارگران نیز پس از اعلام همبستگی با دانش‌آموزان، وارد مبارزه شدند و این مبارزه اکنون به گستردگی قلمرو سیاسی فرانسه در جریان است. نیروهای نظامی فرانسه همانند نیروهای نظامی همه کشورهای سرمایه‌داری، توحش خارق‌العاده‌ای برای سرکوب این مبارزات از خود نشان میدهند.

بر مبنای گزارش رسمی وزارت کشور فرانسه ۶۱۰۰ نفر تا ۶ سپتامبر بازداشت شده‌اند که اکثر آن‌ها زیر سن قانونی هستند. تعداد کشته شدگان در این درگیری‌ها در هیچ گزارش رسمی دولتی قید نگشته است. ولی گزارش‌های غیر رسمی از بیش از ۲۰۰۰ کشته و زخمی آمار میدهد.

اعتراضات اخیر دانش‌آموزی و دانشجوئی فرانسه که با پشتیبانی بی دریغ طبقه کارگر این کشور همراه است، نشانه‌ای‌ست از ادامه بحران اقتصادی – اجتماعی این کشور و نشانه‌ایست از آغاز اوج نوین مبارزات طبقه کارگر و اقشار ناراضی در کلیه کشورهای اروپائی. اکنون مبارزات دانش‌آموزی – دانشجوئی به دیگر کشورهای همسایه فرانسه نیز نشت کرده است. در روز ۶ اکتبر پلیس بلژیک ۱۰ دانش‌آموز معترض را بازداشت کرد.

در چنین شرایطی است که می‌توان به عمق مواضع مرتجعانه رهبران بورژوازی این کشورها پی برد. دولت فرانسه، در اسنای این مبارزات، موشک بالستیک قاره‌پیمای خود را که قادر به حمل کلاهک اتمی نیز هست، آزمایش کرد و آقای ماکرون نیز در این آزمایش حضور داشت. او بدون در نظر گرفتن بحران و آشفتگی اقتصادی – سیاسی درون کشورش، پشتیبانی بی دریغ خود از دولت اوکراین را نیز اعلام نمود.

افاضات رزیلانه – فاشیستی و یا هجویات یک احمق نادان به نام آقای ترامپ نیز واقعا قابل توجه است.

«ترامپ در اکتبر ۲۰۲۶، در مطلبی که در شبکهٔ اجتماعی خود، “تروث سوشال“، دربارهٔ ناآرامی‌های سراسری در مدارس فرانسه منتشر کرد، عیناً چنین نوشت: “آنچه در فرانسه در حال وقوع است، چیزی کمتر از مهاجرت گسترده و خارج از کنترل نیست. مسئله در اینجا مدارس نیست؛ مسئله این است که اسلام می‌خواهد کشوری را که زمانی بزرگ و پرافتخار بود، به تصرف خود درآورد!“ (ترجمه از لموند)

مبارزات کنونی در فرانسه نشان اوجگیری مجدد مبارزات اقتصادی – سیاسی کلیه اقشار ناراضی کشورهای اروپائی، به محوریت طبقه کارگر است. ما از این مبارزات پشتیبانی میکنیم و آن را بخشی از تدارک طولانی مدت مبارزات انقلابی طبقه کارگر و زحمتکشان برای سوسیالیسم ارزیابی مینمائیم.




بدرود رفیق محمد خلیلی

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۷۰

…. من دلم می‌سوزد

پشت دیوار هیاهو

زیر باران شماتت ماندیم

زیر این چتر سیه پوسیدیم

نه…

من باید بروم

من باید بروم

سطل رنگم را آماده کنم

قلمی بردارم

و همه دیوار ایوان را

سقف

مهتابی را

رنگ سرخی بزنم

*

من باید بروم

که برادرهایم

در جنوب خفقان منتظرند

بدرود رفیق محمد خلیلی

[تولد: ۱۳۱۶، بهار همدان- درگذشت: ۵ مهرماه ۱۴۰۵، دورتموند، آلمان]

رفیق محمد خلیلی، کارگر و سپس استادکار نقاش ساختمانی، شاعر، نویسنده، و مترجمی صاحب نام، پس از سال‌ها رنج تحمل بیماری‌ای صعب‌العلاج، روز یکشنبه ۵ مهرماه ۱۴۰۵ (۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶) در بیمارستانی در شهر دورتموند درگذشت.

زندگیِ پرافت‌وخیز رفیق محمد خلیلی معروف به “دایی خلیلی” (لقبی که دوستان و رفقای کارگرش به او داده بودند) کارگری با جذبه و پاکیزه سخن و فعال سیاسی درعین‌حال با بسیاری از رویدادهای مهم اجتماعی و فرهنگی میهن ما مرتبط بود.

رفیق محمد خلیلی همواره از سوی رژیم پهلوی (و بعد از انقلاب از سوی رژیم اسلامی نیز) زیر نظر بود و بارها احضار و سیم جیم می‌‌شد، ازجمله در هجوم رژیم شاه به اعضای “تشکیلات تهران” در سال ۱۳۴۹ او مدتی در خانهٔ رفقای کارگر در جنوب شهر تهران به‌صورت مخفی بسر می‌برد. پس از طی شدن این دوره زندگی در خفا به‌طورکلی بیشتر در ارتباط با کارگران نقاش و صنف‌های دیگر و دوستان شاعر، نویسنده، و تئاتری  همچون پیش از آن در ارتباط بود. و  از طریق این حشرونشرها بسیاری از دوستان کارگر او با دوستان ادبی و تئاتری او آشنا می‌شدند، آشنایی‌هایی که در زندگی و فکر هر دو گروه تأثیرهایی جدی داشت. مثلاً یکی از دوستان تئاتری و نیز شاعر او با کارگران بسیاری این‌گونه آشنا شد و روابط دوستانه داشت. این هنرمند پس از انقلاب بر اساس زندگی یکی از این دوستان کارگر تئاتری خیابانی اجرا کرد که در نوع خود توجه‌برانگیز بود.

رفیق خلیلی در جریان فعال کردن حرکت کانون نویسندگان ایران که از سوی رفیق به‌آذین به‌طور جدی پیگیری می‌شد با او در ارتباط نزدیک بود (در آستانه انقلاب نیز  به‌آذین با او و رفیقی دیگر گروهی به‌نام راه کارگر با الهام از نشریه “رابوچی پوت” لنین در جهت اشاعه شعارهای حزب تشکیل داد که تا آمدن رفقای حزب از خارج ادامه داشت).

در نتیجه گردهمایی‌ها و انتشار اشعاری که با مضمون دفاع از مردم و ضد دیکتاتوری پهلوی به‌شیوه آن  برهه زمانی از حکومت که شاعران برجسته و همچنین نوخیزانی چون رفیق خلیلی می‌سرودند و چاپ می‌کردند، در سال ۱۳۵۳و با دستگیری ناشری که درحال حروفچینی نخستین مجموعه شعر خلیلی بود شاعر نیز دستگیر شد. رفیق خلیلی سه سال بابت کار ناتمام چاپ شعرهایش زندان کشید.

رفیق خلیلی در فعال کردن کانون  نویسندگان ایران در شرایط امنیتی رژیم پهلوی درحالی‌که دستگاه ساواکش برای هرگونه فعالیت فرهنگی و هنری مردمی خطری مهلک بود همراه با به‌آذین، تنکابنی، کسرایی، سایه و چند عضو فعال دیگر کانون (اکثراً هوادار حزب) در چاپ و پخش بیانیه‌های کانون (که بیشتر به‌قلم به‌آذین نوشته می‌شدند) نقشی سازنده داشت. رفیق خلیلی چند دوره در انتخابات هیئت دبیران به‌عنوان مسئول مالی انتخاب شد و در همین مسئولیت بود که پس از چاپ کتاب “ده شب” شعر انستیتو گوته توسط انتشارات امیرکبیر و با مبلغ حق‌التألیفی چشمگیر (که بیشتر به یاری‌رسانی آقایان جعفری به کانون شبیه بود) و با تلاش بسیار مکانی برای گردهمایی و سایر فعالیت‌های اعضای کانون تهیه کرد.

پس از انتخابات جدید کانون در سال ۵۸ و به‌وجود آمدن بحران در آن رفیق خلیلی با رویگردانی از  تصمیم هیئت دبیران کانون تازه منتخب به “شورای نویسندگان و هنرمندان ایران” پیوست. او در شورا نیز در برنامه‌های فرهنگی و هنری شورا شرکت می‌کرد و در “فصلنامه این شورا” شعرهایش به‌چاپ می‌رسید (شش شماره از این فصلنامه منتشر شد و شماره هفتم ویژه فلسطین را ارشاد پوشال کرد). شعر “اهواز” رفیق خلیلی که بعد از سفرش به اهواز که زیر توپ و موشک‌باران رژیم صدام حسین بود  با استقبال فراوانی روبرو شد نیز در این فصل‌نامه چاپ شد.

در سال ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ و هجوم سپاه و رژیم اسلامی به شورا و دستگیری عده‌ای از اعضای آن بار دیگر رفیق خلیلی از تهران دور شد و در بنادر جنوب کاری پیدا کرد و مدتی در آنجا کارگری کرد.

در جریان رویداد پرتب‌وتاب فاجعهٔ ملی کشتار زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ خبرهایی گوناگون از انجام اعدام‌ها چه در جامعه و چه از سوی خانواده‌های زندانیان سیاسی شنیده می‌شد. چند ماهی پیش از اعدام‌ها و به‌دنبال قوت گرفتن خبر قطع ملاقات‌های زندانیان و بی‌خبر گذاشتن خانواده‌های زندانیان از وضعیت زندانیان سیاسی از سوی رژیم ایران، حزب با بیانیه‌ها و برگزار کردن تجمع‌هایی از سوی رفقای خارج از کشور همراه رفیق خاوری  و دادن هشدارهای مکرر از احتمال وقوع اقدامی جنایت‌بار از سوی رژیم سعی داشتند استیلای سکوت سیاهی که بر وضعیت زندانیان سیاسی حاکم شده بود درهم بشکنند. بااینهمه، فاجعه رخ داد. رفیق خلیلی همراه با گروهی از رفقای کارگر هوادار حزب و و خانواده‌های‌شان به منزل خانواده‌های رفقای زندانی اعدام شده می‌رفتند و با آنان ابراز همدردی می‌کردند. رفیق بعدها با اندوه می‌گفت مثلاً نمی‌دانستیم چگونه به خانه پدر و مادر رفقا دلیلی‌ها که سه تن از آنان اعدام شده بودند می‌توانیم برویم و چه می‌توانستیم به پدر و مادر این رفقا بگوییم، همدردی واژه‌هایی بی‌رمق می‌نمود.  به‌رغم بحرانی که در کانون در سال ۵۸ به‌وجود آورده شد، رفیق خلیلی در سال ۱۳۷۳ یکی از اعضای هیئت هشت نفره همراه با منصور کوشان، هوشنگ گلشیری، سیما کوبان، محمد مختاری، رضا براهنی، فرج سرکوهی، و محمد محمد علی در نگارش و تهیه امضاهای متن “ما نویسنده‌ایم” نقش مؤثری داشت. در متن “ما نویسنده‌ایم”، ۱۳۴ نویسنده، منتقد، مترجم، و شاعر ایرانی خواستار آزادی بیان و قلم شده و به سانسورهای دولتی اعتراض کرده بودند. کارزار “ما نویسنده‌ایم” از سوی  چهره‌های برجسته فرهنگی و ادبی جهان ازجمله آرتور میلر حمایت شد.

رفیق خلیلی علاقهٔ بسیاری به دیدار همبند سابقش در دوران زندان در رژیم پهلوی یعنی رفیق “علی خاوری” داشت. بالأخره در دههٔ هشتاد با رفیق خاوری دیدار کرد و از هر دری با یکدیگر بسیار سخن گفتند. سرآخر او به اطلاع رفیق خاوری رساند که تصمیم دارد روی نگارش تاریخچه‌ای از “تشکیلات تهران” کار کند. رفیق خاوری او را به‌ لزوم نوشتن این تاریخچه  توصیه و انجام آن را تشویق کرد.

رفیق خلیلی ده‌ساله بود که از روستایش همراه خانواده به تهران مهاجرت کرده بود و چندی نگذشت به کارهایی مشغول شد که به یک نوجوان روستایی در شهر امکان داشت بدهند. استاد نقاش ساختمان  سخنان اول را که پس از آن به باور او به حزب توده ایران تبدیل شد با کارگر نوجوانش در میان می‌گذاشت. او به این باور در طول زندگی‌اش تا آخرین لحظه‌های حیاتش و در دیدارهایی از جمله با برخی رفقا از باوری که از دوران نوجوانی کارگری به حزب داشت اینک سخن آخر را می‌گفت، و آن، همچنان وفاداری به آن باور بود.

حزب تودهٔ ایران درگذشت رفیق محمد خلیلی را به خانوادهٔ گرامی او و به هواداران و اعضای حزب تودهٔ ایران تسلیت می‌گوید. یادش گرامی باد.

رفیق محمد خلیلی در کنار فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی آثار ادبی متعددی از خود به‌جا گذاشته است که عبارتند از:

مجموعه‌های شعر: ۱.‌ ارغوانی، ۱۳۵۵ (به دلیل چاپ بدون پخش این مجموعه از سال ۱۳۵۳ تا اواخر سال ۱۳۵۵ زندان بود)، ۲.‌  تا آزادی، ۱۳۵۷، انتشارات نیل،  ۳.‌ آفتابگردان، ۱۳۶۵، ۴.‌ آواز رنگ‌ها، ۱۳۶۵،   ۵.‌ همچون نارنجی شعله‌ور، ۱۳۶۷، انتشارات نگاه.  ۶.‌ سوخته‌زاران، ۱۳۷۰، انتشارات سبز. ۷.‌ یارالی شعرلر، ۱۳۷۲، انتشارات تاخ.  ۸.‌ صدایم را به باران بسپار، ۱۳۷۴، انتشارات روزآمد. ۹.‌ عطر کلمات، ۱۳۸۸،  ۱۰.‌ روییدن از رؤیاها، ۱۳۹۰، انتشارات ابتکار نو.  ۱۱.‌ با نقره‌های نگاه ماه، ۱۳۹۰، ۱۲. سکوت آبی حوا، ۱۳۹۰، انتشارات جان شیفته. ۱۳. افروزه‌ها، ۱۳۹۸، ۱۴. ماه و بلدرچین ها، ۱۳۹۸، انتشارات گل آذین. مجموعه‌های داستان:  ۱. زیر براده‌های سرب، ۱۳۷۱، انتشارات نگاه سبز.  ۲. گل سرخی بر گیسو، ۱۳۹۱، انتشارات جان شیفته. ترجمه: ۱.‌ نادر شاه (نمایشنامه)، نریمان نریمانف، ۱۳۵۸، انتشارات امیرکبیر. ۲. سیلاب‌های خروشان (رمان)، اسماعیل شیخلی، ۱۳۸۵، انتشارات مازیار.  ۳. افسانه‌های آذربایجان (ده جلد)، ۱۳۷۲، انتشارات مینا.   ۴. آفتاب آبی (گزیده‌ای از شعرای نوگرای جمهوری آذربایجان)، انتشارات خنیا.  ۵.‌ شعرهای عاشقانه برای آزادی، اریش فرید، به همراه ژیلا مشعشعی، انتشارات مازیار.  ۶. پری خاله و لنین، میرزا ابراهیموف، ۱۳۹۸، انتشارات گل آذین. گردآوری: همیان ستارگان (آنتولوژی هفتاد سال داستان کوتاه در ایران)، انتشارات هوش و ابتکار.

، ۱۳ مهر  ۱۴۰۵