چرا آمریکا جزیره‌ی خارک را هدف قرار می‌دهد؟

📰
🎯 جزیره‌ی خارک، واقع در ۱۶ مایلی سواحل ایران، روزگاری نه‌تنها کلید صادرات نفت ایران که گذرگاه ۹۰ درصد از نفت خام ما بود. اما از آوریل ۲۰۲۶، محاصره‌ی آمریکا این شریان را بسته است.
🛢️ خارک قلب تپنده‌ی اقتصاد ایران است. هرگونه حمله به این جزیره، یعنی ضربه به منبع درآمد اصلی تهران. آمریکا با محاصره‌ی دریایی و تحریم‌های نفتی، در تلاش است تا صادرات نفت ایران را به صفر برساند و اقتصادش را فلج کند.
⚠️ شرکت ملی نفت اطمینان داده که تعمیرات و نوسازی تأسیسات ادامه دارد، اما آمارها نشان می‌دهد که بارگیری نفت در ماه اوت به شدت کاهش یافته است. خریداران چینی ، با وجود تحریم‌های آمریکا علیه برخی از آن‌ها همچنان اصلی‌ترین مشتریان نفت ایران هستند. ایران نیز با ترفندهایی مانند انتقال نفت از کشتی به کشتی، مبدأ محموله‌ها را پنهان می‌کند.
🔥 هدف آمریکا چیست؟
۱. خفه کردن اقتصاد ایران از طریق بستن راه صادرات نفت.
۲. افزایش فشار بر تهران برای عقب‌نشینی در مذاکرات هسته‌ای و منطقه‌ای.
۳. آزمایش واکنش ایران پیش از هر توافق موقت یا بلندمدت.
ترامپ پیش از توافق موقت با ایران، هر گونه اقدام نظامی را رد کرد، اما ادعاها و بمباران خارک ادامه دارد. آمریکا پیش‌تر نیز به اهداف نظامی در خارک حمله کرده، اما تأسیسات نفتی را هدف نگرفته است. این بار اما، صحبت از خودِ جزیره‌ی نفتی است. جواب جمهوری اسلامی به تعرض امریکا به خارک، فرستادن موشک به پایگاه نظامی امریکا در اردن بوده است.
🌍 در پس‌زمینه، ایران دارای دومین ذخایر گازی جهان در میدان مشترک پارس جنوبی است که می‌تواند ۱۳ سال نیاز جهانی را تأمین کند. تسلط بر خارک، یعنی تسلط بر یکی از گره‌های کلیدی انرژی جهان. بمباران خارک، بخشی از پروژه‌ی بزرگتر مهار جمهوری اسلامی و بازتعریف نظم خاورمیانه‌ای است.




از آرمان عدالت تا باندبازی نئولیبرال؛ نهادینه شدن فساد در اقتصاد نئولیبرالیستی- رانتی جمهوری اسلامی

📰
🔥 آش آنقدر شور شد که حتی ارگان اصولگرا روزنامه «جمهوری اسلامی» هم فریاد زد: «جامعه‌ای با این فاصله طبقاتی، نه انقلابی است و نه اسلامی!» این اعتراف تلخ از زبان نزدیک‌ترین حامیان نظام، نشان می‌دهد که بحران مشروعیت اقتصادی به پوسته‌های سخت حاکمیت هم رسوخ کرده است.
💰 اقتصاد جمهوری اسلامی «اسلامی»، نئولیبرالیستی و رانتی-نظامی است. دهه‌ها است که توزیع ثروت نه بر اساس تولید، بلکه بر پایه دسترسی به رانت ارزی، واردات دولتی، انحصارهای نظامی-امنیتی و معافیت‌های مالیاتی شکل می‌گیرد. تراستی‌ها (کارتل‌های غیررسمی) حلقه مفقوده‌ای هستند که میان «دولت»، «سپاه» و «بازار سیاه» پل می‌زنند و ۷۰ هزار میلیارد تومان (۳۰۰ میلیون یورو) تنها سرِ یک باندِ دستگیرشده است؛ غافل از اینکه ده‌ها «الف.لام» دیگر با نام‌های مستعار، به غارت بیت‌المال ادامه می‌دهند.
🧩 فساد سیستمی نتیجه‌ی آمیختگی قدرت سیاسی و سرمایۀ انحصاری است. در غیاب نهادهای مستقل نظارتی، هر «مفسد» با پرداخت بخشی از سودِ دزدی، نه تنها اعدام نمی‌شود که مجوز تأسیس خطوط هوایی و اتوبوسرانی می‌گیرد! این همان خوانِ نعمت برای اشراف، و ته ماندهٔ آن برای فقراست که مارکس از آن به «انباشت ابتدایی سرمایه از راه غارت» تعبیر می‌کرد.
📉 نابرابری افسارگسیخته، خط فقر برای ۳۰ میلیون نفر، و ویلاهای پنت‌هاوس در شمال تهران که یادآور شکاف طبقاتی دوران پیش از انقلاب، اما با قالبی مدرن‌تر است. آرمان «گودنشین‌ها» به شوخی‌ای تلخ بدل شده و اقتصاد به «بن‌بست رانت» خورده است. راه برون‌رفت؟ نه با اعدام نمایشی، بلکه با ملی‌سازی بانک‌ها، پایان دادن به معافیت‌های طبقاتی و شفافیت کامل در تراکنش‌های ارزی – اما این یعنی پایانِ قدرتِ همان تراستی‌ها؛ پس محال است.
🚨 جمهوری اسلامی خود زاییده‌ی همین ساختار است؛ از این رو، تنها یک انقلابِ دومی می‌تواند وعده‌ی «رفع فاصله طبقاتی» را محقق کند، نه اصلاحات صوری در چارچوب همین نظام.




کار، سرمایه و چرخهٔ فقر؛ نگاهی طبقاتی به بازار خودرو، مسکن و بانک

📊
🚗دلار به مرز ۲۰۵ هزار تومان رسیده، شاهین‌جی اتوماتیک ۱۰۰ میلیون تومان گران شده و به ۳ میلیارد رسیده، و از سوی دیگر پژو ۲۰۷ پانوراما ۵۰ میلیون تومان کاهش قیمت داشته است. این نوسان‌های بی‌قاعده، چیزی جز نشانه‌ای از بی‌برنامگی ساختاری نظام سرمایه‌داری حاکم نیست؛ نظامی که تمام توان خود را صرف سوداگری در کالاهای لوکس و تشنه‌بازار کرده است. کارگر خط تولید و معلم مدرسه، هرگز توان خرید این به‌اصطلاح «کالاها» را ندارند. (منبع: اکوایران)
🏚️ مسکن؛ شکاف طبقاتی در دل پایتخت
اجارهٔ یک واحد ۵۰ متری در خیابان ایران، معادل ۲۲ میلیون تومان در ماه برآورد می‌شود، در حالی که یک واحد نوساز در سهروردی به رقم سرسام‌آور ۲۵۵ میلیون تومان در ماه می‌رسد! تورم نقطه‌به‌نقطهٔ اجاره ۳۲ درصد است. سرمایه‌داران مسکن با ودیعه‌های نجومی ۸.۵ میلیاردی، نه تنها کارگران را به حاشیه‌های دورافتادهٔ شهر می‌رانند، بلکه آن‌ها را در چرخه‌ای بی‌پایان از فقر و ناامیدی گرفتار می‌کنند. (منبع: تسنیم/اقتصادنیوز)
💸 بازنشستگان؛ قربانیان اصلی سود بانکی
از حقوق ۳۰ میلیونی یک معلم بازنشسته، ناگهان و بدون هیچ اطلاع قبلی، ۶ میلیون تومان بابت کارمزد وام کسر شده است. نظام بانکی در خدمت منافع سرمایه‌داران است و بازنشسته‌ای که تمام عمر برای این نظام زحمت کشیده، حالا با پدیده‌ای به نام «فقیرسازی مضاعف» مواجه شده است. صندوق بازنشستگی نیز به‌جای نقش حمایتی، تنها به ابزاری در دست شبکهٔ بانکی تبدیل شده است. (منبع: ایلنا)
📢 تضاد طبقاتی هرگز این‌چنین عریان نبوده است
دولت نه پاسدار منافع کارگر، که نمایندهٔ تمام‌عیار انحصارگران اقتصادی است. این آشفتگی، چیزی جز پیامد طبیعی سرمایه‌داری وابسته نیست؛ نظامی که تولید را فدای سوداگری کرده و نیازهای اساسی مردم را به طعمه‌ای برای بازی‌های بانکی و بازاری تبدیل نموده است.
✊ تنها راه رهایی، اتحاد طبقاتی زحمت‌کشان و مبارزه‌ای آگاهانه برای برچیدن این نظام و جایگزینی سوسیالیسم است.




چین، پیشگام تحول؛ نوآوری، کلید آینده جهان

🌍
جهان وارد عصر تازه‌ای شده است؛ عصری که هوش مصنوعی، گذار سبز و دگرگونی دیجیتال، ستون‌های اصلی آن را می‌سازند. در این میان، یک واقعیت روزبه‌روز شفاف‌تر می‌شود: معماران آینده، کسانی هستند که امروز در میدان نوآوری پیشگام‌اند.
چین؛ نوآوری به‌عنوان راهبردی بلندمدت
چین، نوآوری را به راهبردی بلندمدت برای ارتقای صنعتی، توسعهٔ سبز و همکاری‌های بین‌المللی تبدیل کرده است. از اکوسیستم نوآوری پکن تا الگوی نوین «شهر آینده» در شیونگان، و از خودروهای برقی تا تولیدات مبتنی بر هوش مصنوعی، همگی نشان می‌دهند که چین چگونه دستاوردهای علمی خود را در مقیاسی حیرت‌انگیز به کاربردهای روزمره تبدیل می‌کند.
🏛️ نوآوری در مقیاس انبوه
در اجلاس «داووس تابستانی ۲۰۲۶» در دالیان، «نوآوری در مقیاس انبوه» به‌عنوان محور اصلی گفت‌وگوی جهانیان مطرح شد. جیمز ویور، کارشناس مالی آمریکایی، تأکید می‌کند که نقطهٔ قوت چین تنها در اختراعات تکنولوژیک خلاصه نمی‌شود، بلکه توانایی آن در تجاری‌سازی سریع نوآوری‌ها، از طریق تلفیق برنامه‌ریزی راهبردی، بازارهای رقابتی، زیست‌بوم صنعتی و نیروی انسانی ماهر است. همین الگوی منحصربه‌فرد، جایگاه چین را در چشم‌انداز جهانی نوآوری دگرگون کرده است.
🤝 نوآوری فرامرزی
کارشناسان بر این باورند که پیشرفت‌های چین در انرژی‌های تجدیدپذیر، خودروهای برقی، زیرساخت‌های دیجیتال و تولید هوشمند، فرصت‌های نوینی برای همکاری جهانی و توسعهٔ سبز گشوده و نوآوری را به امری فرامرزی تبدیل کرده است.
⚙️ تاب‌آوری و پایداری
نوآوری امروز، از آزمایشگاه‌های پکن و سیستم‌های مدیریت شهری شیونگان گرفته تا صنایع سبزِ در حال گسترش که زنجیره‌های تأمین جهانی را دگرگون می‌کنند، دیگر تنها موتور محرک رشد اقتصادی نیست؛ به منبعی برای تاب‌آوری، پایداری و توان رقابت در آینده تبدیل شده است.
📈 سرمایه‌گذاری بر آینده
و در نهایت، سرمایه‌گذاری بر نوآوری، سرمایه‌گذاری بر خود آینده است. این پیشرفت، حاصل برنامه‌ریزیِ ده‌ساله، نگاه راهبردی به زیرساخت‌ها و تداوم سیاست‌هایی است که اولویت را به تولید دانش‌بنیان و خودکفایی فناورانه داده‌اند.




قرارداد استعماری امریکا با ونزوئلا


📰ترامپ با غرور اعلام کرده که آمریکا کنترل ۶۵ میلیارد بشکه از ذخایر نفت ونزوئلا را به دست گرفته و از آن به عنوان «بزرگترین قرارداد نفتی تاریخ» یاد میکند. اما این «قرارداد» در سایۀ یک آدم ربایی دولتی شکل گرفته. نیروهای ویژهٔ آمریکایی، مادورو و همسرش را ربودند و دهها تن را به خاک و خون کشیدند. یعنی یک ملت را با اسلحه پشت میز مذاکره نشاندند و از او امضا گرفتند. (The Cradle)
💰 طعمه ای برای سرمایه داران آمریکایی
کاخ سفید ادعا میکند که این توافق «هزینه ای برای مالیات دهندگان آمریکایی ندارد» و ۱۷ میدان نفتی استراتژیک ونزوئلا را در اختیار شرکتهای خصوصی، به ویژه غولهای آمریکایی، میگذارد. روبیو از «۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری خصوصی» و «هزاران شغل پردرآمد» حرف میزند، اما پرسش اصلی اینجاست: سهم مردم ونزوئلا از این سفرهٔ رنگین چیست؟ وقتی غارتِ یک کشور را «سرمایه گذاری» مینامند، یعنی سرمایه داری به خوبی بلد است استثمار را در لباس توسعه قاچاق کند. (واشنگتن پست)
💵 ۱۳ میلیارد دلار گمشده
از روزی که مادورو ربوده شد، آمریکا بیش از ۱۳ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ونزوئلا را مصادره کرده، اما فایننشال تایمز مینویسد که کاخ سفید «تقریباً هیچ چیز» دربارهٔ سرنوشت این پول نگفته است. شرایط اقتصادی ونزوئلا بدتر شده، نشانه های فساد و اختلاس بیشتر. ترامپ گاهی خودش را «نگهبان» این پول معرفی میکند و گاهی با افتخار میگوید آمریکا «پول کلانی» از نفت ونزوئلا به جیب زده است. این سرقت سازمان یافته ای است با نشان تجاری امپریالیسم. (FT)
📢 استثمار، برهنه تر از همیشه
۲۰۹ میلیارد دلار درآمد مالیاتی که رودریگز وعده اش را میدهد، ادامهٔ همان غارتی است که امپریالیسم هیچوقت دست از آن برنداشته. در پس این «قرارداد بزرگ»، چیزی جز تحقیر یک ملت و چپاول ثروتهایش برای خوشحالی سرمایه داران جهانی دیده نمیشود.




پیروزی جبههٔ «نه» به اتحادیه اروپا در ایسلند

🔀
📰 ۵۲.۵ درصد از شرکت کنندگان به آغاز مذاکرات پیوستن به اتحادیهٔ اروپا «نه» گفتند و تنها ۴۷.۵ درصد پای «آری» ایستادند. رأی گیری ساعت ۲۲ به وقت محلی به پایان رسید و از میان نزدیک به ۲۷۰ هزار نفر واجدشرایط، مشارکتی چشمگیر رقم خورد؛ بیش از ۶۰ هزار نفر هم پیشاپیش رأی خود را به صندوق انداخته بودند.
🎣 ماهی، حاکمیت، سفره؛ سه خط قرمز ایسلند
این همه پرسی جنبهٔ مشورتی داشت، یعنی رأی مثبت فقط به معنای آغاز گفت وگوها بود، نه عضویت نهایی؛ با این حال، همین قدم نخست هم برای ایسلندی ها وزنی سنگین داشت. محور اصلی مناظره ها، چهار موضوع داغ بود: شیلات، حاکمیت ملی، هزینه های معیشت و امنیت. اما آنچه بیشتر از همه رأی ها را به سمت «نه» هدایت کرد، ترس از دست رفتن کنترل بر منابع سرشار ماهی بود؛ همان منبعی که هویت و اقتصاد ایسلند به آن گره خورده است. نظرسنجیهای پیش از انتخابات نیز نشان از دوئلی نزدیک داشت؛ گالوپ برتری اندکی برای «نه» میدید و ماسکینا، اندکی جلوتر بودن «آری» را پیش بینی میکرد. اما آنچه در عمل رخ داد، هوشیاری مردمی بود که زیر لباس فریبندهٔ وعده های بروکسل، بهای سنگین از دست دادن استقلال را تشخیص دادند.
📢 نبردی نفس گیر، پایانی قاطع
گرچه اختلاف نهایی کمتر از یک درصد بود و تنها چند صد رأی سرنوشت ساز شد، اما همین برچند رأی، جبههٔ «نه» را به پیروزی رساند و ایسلند را از دروازهٔ مذاکرات با بروکسل دور نگه داشت. نتیجهٔ قطعی در طول روز یکشنبه اعلام شد، اما تا پیش از آن، میتوان گفت نفس گیرترین همه پرسی تاریخ این کشور، به کام کسانی رقم خورد که به حاکمیت ملی بیش از هر وعدهٔ رنگارنگ دیگری ارزش میگذارند.
✊ ایسلندیها نشان دادند که استقلال، هرچند با مشقت همراه باشد، هزاران بار از وابستگی پرهزینه و بی روح به مرکز قدرتِ بروکسل ارزنده تر است.




مصاحبه با رفیق سیامک کیانی ۱۲–پیامد فاجعهٔ شهریور ۶۷

📌
🕯️ زخمی که التیام نیافته
فاجعهٔ شهریور ۶۷، ضربه‌ای بود که هنوز توده‌ای‌ها از آن راست نشده‌اند. هزاران رهبر و پیشاهنگ طبقهٔ کارگر به دار آویخته شدند و حزب توده، هرگز نتوانست قامت راست کند. این ضربه، نه فقط یک شکست تاریخی، بلکه یک ترومای جمعی بود که پیوند نسل‌ها با آرمان کمونیستی را گسست. امروز، هرگونه صحبت از بازسازی جنبش، باید با پذیرش این ترومای تاریخی و تلاش برای التیام آن آغاز شود.
🌀 دو شاخهٔ سردرگمی
یک جناح به بورژوازی حاکم پیوست و دیگر جناح باور به امپریالیسم را از دست داد. اولی، مبارزه را به نبرد با امپریالیسم تقلیل داد و دومی، همه چیز را به پای ا دیکتاتوری گذاشت و از نقد طبقاتی غافل شد. هر دو، کارگر را از مرکز خارج کردند. امروز، تارنگاشت توده‌ای‌ها تنها گروهی است که خط دیالکتیکی حزب را دنبال می‌کند و سعی دارد همزمان علیه امپریالیسم و علیه بورژوازی حاکم بجنگد، بدون اینکه یکی را فدای دیگری کند. ما بر این باوریم که تنها راه برون‌رفت از این سردرگمی، بازگشت به اصول مارکسیسم-لنینیسم و نبرد طبقاتی است.
🔻 بازخوانی تاریخ، وظیفهٔ امروز
بازخوانی تاریخ، شخصیت‌زدایی، تضاد خط کنگره و رسانه‌ها، خاموشی کمونیست‌ها، و ناباوری به امپریالیسم، طرفداری از یک جناح بورژوازی در حاکمیت، بر طبل نبرد که بر که کوبیدن، همه نشانه‌های یک بحران عمیق‌اند. اما بحران، خود آغازی برای دگرگونی است. اگر توده‌ای‌ها بتوانند از این سردرگمی عبور کنند و به ریشه‌های طبقاتی خود بازگردند، هنوز امید برای نبرد رهایی‌بخش وجود دارد. شرط این کار، شجاعت در نقد خود، وفاداری به تاریخ، و باور به آینده‌ای است که بدون کارگر و رنجبر، معنا ندارد. ما فریاد می‌زنیم که باید از این خواب سنگین بیدار شد و برای بازسازی جنبش طبقاتی و ضدامپریالیستی، از همین امروز آغاز کرد.




یاد بزرگ مردی از تاریـــخ خلق برادر افغانستان

یاد بزرگ مردی از تاریـــخ خلق برادر افغانستان