دولت‌های مترقی و فشارهای سرمایه جهانی

💹

پت‌نایک‌ها به چالش‌های پیش روی دولت‌های مترقی می‌پردازند که می‌کوشند از سلطه سرمایه جهانی و نهادهای مالی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی خارج شوند.
این نهادها که تحت کنترل ایالات متحده هستند، می‌توانند با تحمیل شرایط سخت اقتصادی، کشورها را مجبور به عقب‌نشینی کنند.

⚖️ وفاداری به مردم و هزینه‌ها

وفاداری به مردم هزینه‌هایی در پی دارد. اگر دولتی به وعده‌های خود پایبند باشد، باید تصمیمات سختی اتخاذ کند:

  • کنترل خروج سرمایه؛ مالیات‌ستانی از ثروتمندان

این اقدامات باعث نگرانی انحصارات مالی می‌شود و به زودی فشارها برای عقب‌نشینی یا مواجهه با پیامدها افزایش می‌یابد.

🔄 جدایی از سرمایه‌داری جهانی

دولت‌های مترقی که به وعده‌های خود وفادار می‌مانند، باید:

  • جریان خروج سرمایه را کنترل کنند
  • از سرمایه‌داری جهانی و رژیم جهانی‌سازی آن جدا شوند
  • نوعی کنترل واردات را اعمال کنند

در صورت مواجهه با تحریم‌ها یا فشار سیاسی، احتمال سرنگونی یا عقب‌نشینی دولت بسیار زیاد است.




سوء‌برداشت رایج درباره ایدئولوژی نئولیبرالیسم در بین بورژوازی انگلی جمهوری اسلامی

🧩برخی تحلیل‌گران چپ، بورژوازی بوروکراتیک و مالی را به‌طور انحصاری «نئولیبرال» می‌نامند. این سهل‌انگاریِ، ناخواسته چنین القا می‌کند که گویا بورژوازی تجاری و بورژوازی نظامی ایدئولوژی متفاوتی دارند. این نگاه، پیچیدگی ساختار طبقاتی و منطق مشترک حاکم بر اقتصاد سیاسی را پنهان می‌کند و به تحلیل‌های ناقص می‌انجامد.

🌍 نگاه به شرق؛ اجبار نه تغییر ایدئولوژی
بورژوازی تجاری و نظامی امروز، تحت فشار تحریم‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی، به‌اجبار از «نگاه به شرق» سخن می‌گویند. اما این چرخش نه حاصل تحول فکری، بلکه نتیجه‌ی شرایط اضطراری است. واقعیت این است که این لایه‌ها نیز، در صورت گشایش، بدون تردید مسیرهای پیشین را دنبال خواهند کرد.

📚 تجربه تاریخی بیش از سه دهه
حقایق تاریخی نشان می‌دهد که در طول بیش از سی سال گذشته، همه‌ی لایه‌های بورژوازی انگلی ایران به رهبری ولی فقیه، بدون استثنا، مجری و مدافع سیاست‌های اقتصادی نئولیبرالی بوده‌اند. خصوصی‌سازی، تضعیف نیروی کار و اولویت سود سرمایه، سیاست‌هایی مشترک میان تمامی این لایه‌ها بوده است.

🏠 خطای تفکیک غرب‌گرا و غیرغرب‌گرا
حتا «طرفدار غرب» خواندنِ بخشی از بورژوازی نیز نادقیق است. تمام لایه‌های بورژوازی انگلی، در ذات خود، گرایش عمیق به غرب دارند. کافی است نگاهی به محل تحصیل، زندگی، سرمایه‌گذاری و آینده‌ی فرزندان آن‌ها بیندازیم تا این پیوند ساختاری آشکار شود.

🤝 تضادهای درونی، توافق نهایی
هرچند منافع لایه‌های مختلف بورژوازی گاه در تعارض قرار می‌گیرد و آن‌ها را به سیاست‌های متفاوت سوق می‌دهد، اما در اجرای اقتصاد سرمایه‌داری و حفظ کلیت نظام، در لحظات ضروری هم‌صدا و هم‌گام عمل می‌کنند. این وحدت، کلید فهم رفتار طبقاتی آنان است که در مقابل منافع طبقاتی رنجبران و لایه های میانی بی رحمانه عمل می کند. تنها با اتحاد نیروهای چپ و مردمی، آگاهی و کنش جمعی می‌توان نظامی ملی و دموکراتیک ساخت که عدالت اجتماعی، تولید ملی، استقلال، مشارکت همگانی و حاکمیت مردم را تضمین کند.




«چرا افسانه خلوص نژادی خطرناک است؟»

🌐
بحث درباره «نژاد خالص ایرانی» یا «خلوص آریایی» سال‌هاست که در فضای عمومی ایران مطرح شده؛ اما استدلال‌های تاریخی و علمی این ادعا را
را می توان به آسانی رد کرد.

🛤️ ایران از دیرباز چهارراه مهاجرت و گذرگاه فرهنگ‌ها بوده؛ بنابراین تصور «خالص‌بودن» هر قومی در این سرزمین خیالی بیش نیست. تاریخ نشان می‌دهد که ساکنان امروز ایران حاصل آمیزش تدریجی اقوام بومی و گروه‌های مهاجری چون آریایی‌ها، اعراب و ترک‌ها هستند. این آمیختگی، نه ضعف، بلکه نقطه قوت و پشتوانه فرهنگی ماست.

🗣️ اگر تنها دلیل «آریایی بودن» شباهت زبانی باشد، باید ادعاهای برخی پان‌ترکیست‌ها را هم پذیرفت؛ آن‌ها صرفاً به دلیل هم‌ریشه بودن زبان‌ها، تمام مردمان آسیای میانه و حتی چین را «ترک» می‌دانند. زبان‌ها در طول تاریخ دستخوش تغییرات گسترده شده‌اند و زبان امروز ایرانیان نیز ترکیبی از لایه‌های تاریخی گوناگون است.

👥 از سوی دیگر، ظاهر مردم ایران نشان می‌دهد که ما نه به اروپایی‌های شمالی شبیه هستیم و نه به اقوام شرق آسیا. در واقع، ما بیشتر به مردم ترکیه، سوریه، عراق و قفقاز نزدیکیم؛ مردمانی که با ما تاریخ، جغرافیا و تبار فرهنگی مشترک دارند. نسبت‌دادن یک «خویشاوندی ساختگی» با اروپایی‌ها در سده‌های اخیر بیشتر جنبه سیاسی داشته تا علمی.

⚠️ خطر بزرگ این روایت‌ها ایجاد شکاف میان مردم ایران است؛ وقتی هر گروه تلاش کند هویت خود را به‌عنوان «برتر» معرفی کند، همزیستی ملی تضعیف می‌شود.

🤝 در شرایط امروز که کشور با فشارهای داخلی و خارجی روبه‌روست، بزرگ‌ترین سرمایه ما اتحاد و احترام متقابل میان اقوام گوناگون است. تاریخ نشان داده هرگاه مردم ایران در کنار هم بوده‌اند، هیچ نیرویی نتوانسته این سرزمین را از پا درآورد.

با الهام از «ما آريايی نيستيم» منبع: سایت روشنگری roshangari.info – نویسنده: ر. اشکوری




انسان نئولیبرالی و بازار

🛒

نئولیبرالیسم چارچوبی فراهم می‌کند که انسان را از جامعه اجتماعی جدا می‌سازد. هر فرد برای خوشبختی خود برنامه‌ریزی می‌کند و آن را به تنهایی اجرا می‌کند. انسان تنها به دیگران نیاز دارد تا برنامه‌های او پیش برود، و در این فرآیند، از “بند” همکاری با دیگران آزاد می‌شود.

⚙️ کارگر آزاد و مصرف‌کننده

کارگر “آزاد” است که نیروی کار خود را در بازار بفروشد و بهره‌برداری شود. انسان نئولیبرال علاوه بر تولید، مصرف‌کننده نیز هست.
در بازاری که انباشته از کالاهاست، انسان خریدکننده جایگاه و ارزش فزاینده پیدا می‌کند.

  • تولید کالا آسان است؛ فروش آن دشوار است

نظم و انضباط تکنیک‌های سرمایه‌داری در تولید، و اغواگری و ایجاد نیاز تکنیک‌های بازار برای خرید هستند.

🌐 بازار در همه جنبه‌های زندگی

انسان نئولیبرال یک خریدار در بازاری پیوسته در گسترش است.

  • بازاریابی در تمام پیوندهای انسانی ریشه دوانده است
  • دوستی‌ها با ترازوی بازار اندازه‌گیری می‌شوند
  • پرستاری، نگه‌داری و آموزش به بخش خصوصی سپرده شده‌اند
  • انسان‌ها بهداشت، نگه‌داری و آموزش را مانند کالا می‌خرند
  • زمان آزاد و کنش‌های فرهنگی همگی بخشی از بازار سرمایه‌داری شده‌اند

🎬 کالا و فرهنگ

شرکت‌های فراکشوری کالاها و خدمات می‌فروشند.

  • ورزش، گردش، فیلم و رسانه همگی در بازار جهانی معامله می‌شوند
  • آگهی‌ها انسان را به مصرف کالاها و نمایش هویت وادار می‌کنند

درهم‌آمیزی “من‌گرایی” با مصرف، انسان نئولیبرالی نوینی آفریده که جامعه‌شناسان او را “homo konsumus” یا انسان مصرف‌کننده می‌نامند.




ارزش افزوده در عصر دیجیتال: از کار یدی تا داده‌کاوی

📦➡️💾

مفهوم «ارزش افزوده» همیشه در مرکز تحلیل‌های مارکسیستی درباره بهره‌کشی سرمایه‌داری قرار داشته است..

🔄 امروز، در عصر دیجیتال، شاهد دو نوع کاملاً متفاوت از ارزش‌افزایی هستیم: ارزش افزوده سنتی و ارزش افزوده دیجیتال.

🏭 ارزش افزوده سنتی:

در سرمایه‌داری صنعتی، ارزش افزوده از کار فیزیکی و ذهنی کارگران یدی و فکری در کارخانه‌ها، کارگاه‌ها، مزارع و دفاتر اداری به‌دست می‌آید.
💰⚙️کارگران در چارچوب قراردادهای رسمی، نیروی کار خود را می‌فروشند و دستمزدی دریافت می‌کنند که کمتر از ارزش واقعی کالای تولیدشده است.
این شکاف—یعنی تفاوت میان ارزش تولید و دستمزد—همان ارزش افزوده‌ای است که توسط سرمایه‌دار تصاحب می‌شود.

🌐 ارزش افزوده دیجیتال:

در مدل دیجیتال، سازوکار ارزش‌افزایی به‌مراتب پنهان‌تر، پیچیده‌تر و نامرئی‌تر است.
سرمایه‌داری پلتفرمی دیگر صرفاً به نیروی کار مزدبگیر وابسته نیست؛ بلکه از فعالیت‌های روزمره کاربران عادی سود استخراج می‌کند:

📌 هر کلیک📌 هر جستجو📌 هر لایک📌 هر کامنت📌 هر خرید آنلاین📌 هر ثانیه حضور در یک اپلیکیشن

تمام این کنش‌ها، داده‌هایی تولید می‌کنند که ماده‌خام اصلی سود در عصر دیجیتال‌اند—سوخت موتور تبلیغات هدفمند، بهبود الگوریتم‌های هوش مصنوعی، تحلیل رفتار مصرف‌کننده و توسعه محصولات جدید 🔍🤖📊.

🧑‍💻 کارِ نامرئی:

🎥💬در این ساختار: قرارداد رسمی وجود ندارد. دستمزد پرداخت نمی‌شود.کاربر حتی به‌عنوان «تولیدکننده ارزش» شناخته نمی‌شود. سرمایه‌داری دیجیتال به جای خریدن زمان کار، ارزش را از خود زندگی روزمره از اوقات فراغت، روابط اجتماعی و حتی سرگرمی‌ها استخراج می‌کند.

⌛ محو مرز بین کار و فراغت

در این پارادایم نوین، زمان کار و زمان استراحت عملاً یکی شده‌اند. هر لحظه‌ای که آنلاین هستیم—چه در حال کار، چه در حال دیدن یک ویدیو یا چت با دوستان—به بخشی از یک فرآیند تولید ارزش مداوم تبدیل می‌شود.ما، بی‌خبر از خود، به کارگران داده‌ساز بدل شده‌ایم؛کارگرانی که ارزش می‌آفرینند، اما هیچ‌گاه سهمی از آن دریافت نمی‌کنند.




سرکوب شدید مخالفان سیاسی در آلمان

🛑

⚠️🗳️ اقدامی نگران‌کننده علیه آزادی سیاسی
بانک GLS آلمان اعلام کرده که تمام حساب‌های بانکی حزب کمونیست آلمان (DKP) را تا پایان دسامبر می‌بندد؛ آن‌هم بدون ارائه توضیح شفاف. این تصمیم، به گفته اعضای حزب، بخشی از «کارزار فزاینده سرکوب» صداهای مخالف در آلمان است. وقتی یک حزب قانونی از ابتدایی‌ترین ابزار مالی محروم می‌شود، آیا هنوز می‌توان از آزادی فعالیت سیاسی سخن گفت؟

❓🏦 بهانه‌های مبهم، فشارهای پنهان
بانک GLS مدعی است که این اقدام به دلیل «الزامات قانونی و نظارتی» انجام شده، اما هیچ دلیل مشخصی ارائه نکرده است. جالب‌تر آن‌که طبق گفته مسئول مالی DKP، نمایندگان بانک در تماس تلفنی به «فشارهای خارجی» اشاره کرده‌اند. این یعنی تصمیم نه مستقل، بلکه تحت نفوذ سیاسی اتخاذ شده است.

📰🚫الگوی تکرارشونده حذف منتقدان
این اولین مورد نیست. پیش‌تر حساب‌های بانکی روزنامه‌نگاران مستقل، از جمله آیا ولاسکز و فلاویو فون ویتسلبن، بسته شد. حتی حساب یک گروه یهودی ضدصهیونیست در برلین نیز مسدود شده بود. این اقدامات نشان می‌دهد که هر صدایی که از خط رسمی فاصله بگیرد، با خطر حذف اقتصادی روبه‌روست.

🗽💥 دموکراسی بدون حقوق برابر، توهم است
اگر بانک‌ها به ابزار حذف رقبای سیاسی تبدیل شوند، دموکراسی به پوسته‌ای توخالی بدل می‌شود. محروم‌کردن مخالفان از دسترسی مالی، شکلی مدرن از سانسور و سرکوب است که با ادعای آزادی و قانون‌مداری در تضاد آشکار قرار دارد. در آلمان علیه یانیس واروفاکیس، وزیر پیشین یونان، به دلیل مواضعش در حمایت از فلسطین ممنوعیت فعالیت سیاسی و ورود صادر شد.
هم‌زمان یک پزشک فلسطینی نیز با محدودیت‌های مشابه روبه‌رو شد، اقدامی که منتقدان آن را سرکوب آزادی بیان می‌دانند .

این یک نمونه آشکار از دموکراسی بورژوازی است که هر وقت احساس خطر می کند به دیکتاتوری روی می آورد.




جدال درونی بورژوازی انگلی؛ شریکان پنهان بحران؛ نقدی بر روایت جهانگیری و رقبایش

📊

اظهارات اسحاق جهانگیری در اقتصادنیوز امروز، تصویری روشن از شکاف‌های درونی طبقه حاکم و لایه‌های گوناگون بورژوازی در ایران است؛ شکافی که امروز بیش از هر زمان دیگری به سطح آمده است. 🧩

🔹 بورژوازی بوروکراتیک و مالی؛ متهم‌سازی از بالا
جهانگیری، به‌عنوان نماینده شاخص بورژوازی بوروکراتیک و مالی، از «جریانی مخالف توسعه» سخن می‌گوید؛ جریانی که به‌زعم او از رفاه عمومی هراس دارد و وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را به کشور تحمیل کرده است. در این روایت، اقتصاد ایران نه به‌دلیل ناتوانی ساختاری دولت‌های تکنوکرات و سیاستی کلان نئولیبرالیستی، بلکه به‌سبب مداخله و سلطه بورژوازی تجاری و نظامی از حرکت ایستاده است. ⚙️💰
این لایه از بورژوازی، با تکیه بر گفتمان توسعه، اصلاحات اقتصادی و ادغام در اقتصاد جهانی، می‌کوشد بن‌بست کنونی را محصول سیاست‌های امنیتی و ماجراجویانه معرفی کند. جهانگیری با هشدار «هیچ‌کس نمی‌داند برای آینده چه باید بکند»، درواقع ناکارآمدی نظم موجود را به رقیب درون‌طبقاتی خود نسبت می‌دهد. 📉🔒

این درست است که بورژوازی تجاری و نظامی، که پایگاه اجتماعی‌اش در میان مذهبیان میانه و لایه‌های پایین‌تر جامعه قرار دارد، به‌دنبال رفاه لایه‌های بالایی و میانی جامعه‌ای نیست که از نگاه آنان «رفاه‌طلب»، «غرب‌گرا» و بی‌اعتنا به ارزش‌های مذهبی معرفی می‌شوند. 🕌🛒
اما جهانگیری در روایت خود اشاره نمی‌کند که لایه‌های بورژوازی انگلی و بوروکراتیکی که او به آن‌ها وابسته است نیز دغدغه‌ای برای کاهش شکاف طبقاتی عظیم ندارند. واقعیت این است که تمامی لایه‌های بورژوازی انگلی—چه تجاری و نظامی، چه بوروکراتیک و مالی—در پیامدهای شرایط ناگوار اقتصاد نئولیبرالی و رانتی شریک‌اند و هر یک به‌نحوی از این ساختار بهره‌مند می‌شوند.
در چنین چارچوبی، نزاع امروز نه صرفاً جدال سیاسی، بلکه کشمکش درونی میان بخش‌های مختلف بورژوازی است؛ کشمکشی که در آن هر لایه می‌کوشد دیگری را مسئول بحران معیشت و آینده مبهم جامعه معرفی کند. ⚔️📌




ضرورت جدایی از نظام سرمایه‌داری جهانی

🌐

اندیشمندان مارکسیست هند، اوتسا پت‌نایک و پرابهات پت‌نایک، در کتاب مهم “سرمایه و امپریالیسم” (۲۰۲۱) بر ضرورت جدایی از نظام سرمایه‌داری جهانی تأکید می‌کنند.
آن‌ها نشان می‌دهند که جهانی‌سازی نه تنها فقر مطلق را افزایش داده، بلکه همان‌گونه که مارکس پیش‌بینی کرده بود، ثروت را در یک قطب و فقر را در قطب دیگر متمرکز کرده است.
سرمایه جهانی از طریق سیستم مالی بین‌المللی به هژمونی تقریباً کامل دست یافته و به عنوان برترین سیستم تاریخی معرفی می‌شود.

🔄 گذر از سرمایه‌داری و توسعه مستقل

این اندیشمندان، هم‌راستا با سمیر امین، بر این باورند که گذر از سرمایه‌داری نه تنها ممکن بلکه ضروری است.
امین در “ویروس لیبرال” (۲۰۰۴) می‌گوید:

“جنوب باید و می‌تواند خود را از توهمات لیبرالی رها کند و ساخت توسعه خود-محور را آغاز نماید”.

جدایی از سرمایه جهانی برای امین پیش‌شرط توسعه است:

“توسعه پیش از هر چیز تعریف اهداف ملی است که هم مدرنیزه کردن سیستم‌های تولیدی و هم ایجاد شرایط داخلی برای خدمت‌رسانی این سیستم‌ها به پیشرفت اجتماعی را ممکن سازد”.

✊ شکستن با الزامات سرمایه فراملی

این دیدگاه نشان می‌دهد که شکستن با الزامات سرمایه فراملی تنها راه رسیدن به توسعه واقعی است و گذر از وابستگی به سرمایه جهانی، مسیر ضروری برای استقلال و رشد اجتماعی کشورهای جنوب جهانی محسوب می‌شود.