سرمایه‌داری نظارتی و بهره‌کشی از داده‌های شخصی: کارگران دیجیتال ناخواسته

🔍📱

سرمایه‌داری دیجیتال در عصر حاضر دامنه بهره‌کشی خود را به قلمرویی کاملاً جدید گسترش داده است: حوزه داده‌های شخصی، رفتارهای روزمره و حتی احساسات کاربران 💬🧠. در این مدل اقتصادی، اطلاعات کاربران به یکی از ارزشمندترین کالاهای قرن ۲۱ تبدیل شده‌اند—کالایی که بدون پرداخت هیچ مزد یا جبرانی به تولیدکنندگان اصلی‌اش، یعنی خود کاربران، به سودی سرسام‌آور برای شرکت‌های فناوری بدل می‌شود.

💥 داده‌های شخصی؛ طلای جدید سرمایه‌داری دیجیتال

🛑 رسوایی کمبریج آنالیتیکا در سال ۲۰۱۸ نشان داد که چگونه داده‌های ده‌ها میلیون کاربر فیس‌بوک بدون رضایت آگاهانه جمع‌آوری و برای اهداف تجاری و سیاسی فروخته شد. این داده‌ها برای تبلیغات فوق‌هدفمند و مهندسی روانی در انتخابات آمریکا مورد استفاده قرار گرفتند—نمونه‌ای آشکار از سوءاستفاده ساختاری از داده‌های عمومی برای منافع خصوصی.

🏢 غول‌های تکنولوژی و سودهای نجومی از داده‌های “رایگان”

🧑‍💻 شرکت‌هایی مانند گوگل و آمازون سالانه صدها میلیارد دلار درآمد از مدل کسب‌وکار تبلیغات هدفمند به دست می‌آورند. این درآمد هنگفت تنها به لطف تحلیل داده‌هایی است که کاربران رایگان و ناخواسته تولید می‌کنند. این یک شکل مدرن از “کار بدون مزد”  است که زیر شعارهای جذابی مانند «خدمات رایگان» و «دسترسی آزاد» پنهان می‌شود.

🎯 پلتفرم‌ها و اعتیاد الگوریتمی

⏳📲 اپلیکیشن‌هایی مانند TikTok و اینستاگرام با الگوریتم‌های اعتیادآور، کاربران را به صرف زمان بیشتر ترغیب می‌کنند. هر لحظه‌ای که کاربر آنلاین است، داده‌های ارزشمندتری تولید می‌کند—داده‌هایی که پلتفرم‌ها آن‌ها را پردازش و بسته‌بندی کرده و بدون کوچک‌ترین سهمی به خود کاربران، به تبلیغ‌کنندگان می‌فروشند.

⚠️ نتیجه: کارگران دیجیتالِ بی‌خبر

کاربران امروز به شکلی نامرئی به کارگران دیجیتال ناخواسته تبدیل شده‌اند؛ افرادی که بدون قرارداد، مزد یا آگاهی، با هر کلیک و لایک، ثروتی عظیم برای سرمایه‌داری دیجیتال تولید می‌کنند.




سوءتفاهم رایج: نظریه لنین در برابر نظریه هابسون

📌 با الهام از نوشته جان بلامی فاستر- montly-review

🌍⚖️تفاوت بنیادین در تحلیل
یک اشتباه رایج، مقایسهٔ نادرست نظریهٔ امپریالیسم لنین با نظریهٔ جان ای. هابسون است.
• هابسون (لیبرال) می‌گفت امپریالیسم ناشی از کم‌مصرفی داخلی و نیاز به بازارهای خارجی است
• این توضیح اقتصادی و مبتنی بر انتخاب سیاسی است
🏦➡️رادیکالیزه شدن تحلیل توسط لنین
💡 لنین با داده‌های هابسون و دیگران، تحلیل را در چارچوب ماتریالیسم تاریخی قرار داد:
• علت ریشه‌ای: فرآیند انباشت سرمایه و رسیدن به مرحلهٔ انحصار
• انحصارها برای حفظ نرخ سود و سلطه، نیازمند کنترل بازارهای خارجی و منابع خام هستند

🛢️🏭 وحدت دیالکتیکی اقتصاد و سیاست
• لنین تحلیل صرفاً اقتصادی‌گرایانه و صرفاً سیاسی‌گرایانه را رد کرد
• سرمایه‌داری انحصاری ناگزیر به سیاست‌های امپریالیستی و تمایل به جنگ است
✊🌍 جنگ جهانی اول در دیدگاه لنین
• جنگ، نه یک حادثهٔ تصادفی، بلکه بیان عالی تضادهای امپریالیستی است
• تمرکز کتاب «امپریالیسم» بر این تضادها و ریشه‌های جنگ بود،
• بررسی مفصل تأثیر بر مستعمرات، در نوشته‌های دیگر آمده
این تقسیم کار تحلیلی، نشانهٔ توجه لنین به مسئلهٔ استعمار است، نه بی‌توجهی




دولتِ بی‌برنامه؛ شرمندگی به‌جای مهار تورم

🔥
تورمی که فقط «دیده می‌شود» اما کنترل نمی‌شود
اظهارات اخیر محمدجعفر قائم‌پناه که در گفت‌وگوهایش بارها تأکید کرده «دولت تورم و گرانی دلار را می‌بیند»، بیش از آنکه نشانه وجود برنامه باشد، اعترافی تلخ به ناتوانی در مدیریت اقتصاد است. وقتی معاون اجرایی رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با اقتصادنیوز می‌گوید «شرمنده مردم هستیم»، این جمله عملاً جایگزین سیاست‌گذاری شده است. دولت به جای ارائه راهکار مشخص، تنها به توصیف شرایط و تکرار مشکلات بسنده می‌کند؛ مشکلاتی که مردم هر روز با گوشت و پوست خود لمس می‌کنند.

📉 جهش دلار و نبود نقشه راه
در حالی که دلار آزاد طبق گزارش اقتصادنیوز به مرز ۱۳۴ هزار تومان رسیده، دولت همچنان از «مرحله توقف رشد قیمت» سخن می‌گوید؛ مرحله‌ای که نه تعریف مشخصی دارد و نه نشانه‌ای از تحقق آن دیده می‌شود. قائم‌پناه از ناترازی بانک‌ها، کسری بودجه، کاهش درآمد نفتی و مشکلات انرژی سخن می‌گوید، اما هیچ‌کدام از این موارد تبدیل به یک برنامه عملیاتی نشده‌اند. نتیجه آن است که تورم ۴۲ درصدی همچنان پابرجاست و حتی روند صعودی دارد.

🧩 اعتراف به ناتوانی، جایگزین سیاست اقتصادی
وقتی قائم‌پناه می‌گوید «ما شرمنده مردم هستیم که نتوانستیم تورم را کنترل کنیم»، این جمله بیش از هر چیز نشان می‌دهد دولت نه ابزار دارد، نه برنامه، و نه اراده‌ای برای اصلاح ساختارها. افزایش کالابرگ، یارانه یا آمارهای پراکنده درباره انرژی و مسکن، هیچ‌کدام جایگزین سیاست اقتصادی منسجم نیستند.

⚠️ آنچه از سخنان قائم‌پناه و گزارش‌های اقتصادنیوز برمی‌آید این است که دولت بیش از آنکه برنامه‌ای برای کنترل تورم داشته باشد، تنها به بیان مشکلات و ابراز شرمندگی بسنده می‌کند؛ رویکردی که تورم را مهار نمی‌کند. در مجموع، افزایش ثروت اقلیت مرفه، شکاف درآمدی فزاینده، آمارهای نابرابری تکان‌دهنده، رشد دارایی‌های سفته‌بازان، فشار تورمی بر طبقات پایین، و فاصله‌ای که هر روز عمیق‌تر و دردناک‌تر می‌شود.




تاجیکستان هم چنان با مشکل برق روبرو است

🎭

🗓️ در آستانه سال نو، رئیس‌جمهور تاجیکستان، امامعلی رحمان بار دیگر وعده داد که تا یک یا دو سال آینده، مردم کشورش بحران برق را به‌کلی فراموش خواهند کرد. وعده‌هایی که سال‌هاست شنیده می‌شوند، اما واقعیت هر زمستان سخت‌تر می‌شود.

💼 وعده‌های بزرگ، اعداد کوچک
رحمان از ایجاد ۱.۴ میلیون شغل در پنج سال سخن گفت؛ یعنی سالانه بیش از ۲۰۰ هزار شغل. اما آمار رسمی چیز دیگری می‌گوید: در ده سال گذشته، تعداد شاغلان فقط ۳۰۰ هزار نفر افزایش یافته است. هر سال حدود ۱۰۰ هزار جوان وارد بازار کار می‌شوند، اما اقتصاد توان جذب آن‌ها را ندارد. نتیجه؟ موج پایان‌ناپذیر مهاجرت کاری.

⚡ برق؛ امیدی که مدام عقب می‌افتد
محور اصلی وعده‌ها، نیروگاه برق‌آبی روگون است. گفته می‌شود با نصب توربین سوم تا سال ۲۰۲۷، تاجیکستان به استقلال انرژی می‌رسد. اما همین وعده پیش‌تر برای سال ۲۰۲۵ داده شده بود. تازه، نیروگاه تنها با شش توربین و پر شدن کامل مخزن به ظرفیت نهایی می‌رسد؛ هدفی که زمانی ۲۰۳۲ اعلام شده بود و حالا باز هم عقب افتاده است.

💰 هزینه‌های سرسام‌آور و وابستگی خارجی
هزینه پروژه روگون از ۵ به ۶.۲ میلیارد دلار افزایش یافته و همچنان رو به رشد است. وام‌های خارجی هم راه‌حل نیستند؛ چرا که با شرط اصلاحات لیبرالی و حتی واگذاری کنترل پروژه همراه‌اند.

🔌 زندگی با محدودیت دولتی مصرف برق
قطع برق از پاییز آغاز شده: ولتاژ پایین وسایل را می‌سوزاند و پمپ‌های آب از کار می‌افتند. محدودیت مصرف ۴ کیلوواتی اعمال می‌شود.

🤔 چه کسی مقصر است؟
مردم متهم به «مصرف زیاد» می‌شوند، دعا برای باران جای برنامه‌ریزی را می‌گیرد و نظام حاکم مسئولیتی نمی‌پذیرد. در حالی که محدودیت دولتی مصرف برق ۳۰ ساله شده‌اند و ظاهراً قرار نیست این آخرین سالشان باشد. هم زمان رحمان و دوستانش به دزدی از اموال مردم ادامه می دهند.




پیامدهای روانی نئولیبرالیسم

🧠

سیستم آموزش و پرورش رقابتی شده است. انسان در بازار کار همواره با بیکاری، نگرانی از دست دادن شغل و ناتوانی در تأمین زندگی روبروست. در این دستگاه، انسان برای زنده ماندن پیوسته در جنگ با دیگران است:

  • کارگر همیشگی با کارگر گذرا
  • کارگر کشور با کارگر کوچ‌گر
  • کارگر مرد با کارگر زن
  • کارگر جوان با کارگر سال‌خورده

زیرساخت‌های نئولیبرالی به گونه‌ای ساخته شده‌اند که برای بقا باید گرگ دیگری شد.

💔 سرزنش خود و مصرف‌گرایی

بیکاران و تنگ‌دستان به جای شورش، خود را سرزنش می‌کنند، همان‌گونه که نئولیبرالیسم آموزش داده است.
مصرف‌گرایی جای حس بهروزی جمعی را گرفته و زندگی انسانی را محدود به خرید و فروش کرده است.
بنگاه‌های تبلیغاتی از گهواره تا گور، ذهن و انگیزه ما را برای خرید پر می‌کنند: بخر و بینداز، دوباره بخر.

🌊 تنهایی و بیماری‌های روانی

فرهنگ نئولیبرالیسم آن‌چنان من‌گرایی و درون‌گرایی را همه‌گیر کرده که بیماری‌های روانی مانند:

  • افسردگی؛ خودآسیبی؛ تنهایی

افزایش یافته‌اند. جوانان به جای همگرایی، در دریای تنهایی فرو می‌روند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تنهایی باعث اضطراب، بی‌خوابی، فشار خون بالا و مشکلات قلبی می‌شود.

نئولیبرالیسم حتی داروی تنهایی را نیز به بازار عرضه می‌کند تا بازار خرید رشد یابد.




«وقتی مدعی حل بحران، خود نسخه‌ساز بحران است»

📌
روایت یک درد آشنا
یحیی آل‌اسحاق در گفت‌وگوی امروز، دوم دی با اقتصاد نیوز، تصویری نسبتاً دقیق از فشار تورم بر زندگی مردم ارائه می‌دهد؛ فشاری که طبقات متوسط و فرودست را در پنج حوزه اساسی مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت و آموزش به تنگنا کشانده است. او به‌درستی می‌گوید که شکاف میان درآمد و هزینه مردم دیگر پنهان‌کردنی نیست و شعار و کلی‌گویی درمان این زخم کهنه نخواهد بود.

🏛 اما گوینده این سخنان کیست؟
آل‌اسحاق فقط یک «تحلیلگر اقتصادی» نیست؛ او عضو حزب مؤتلفه اسلامی و نماینده سنتی بورژوازی تجاری در ساختار قدرت است. جریانی که دهه‌ها در سیاست‌گذاری اقتصادی کشور نقش داشته و امروز، در جایگاه منتقد، از همان مشکلاتی می‌گوید که بخش مهمی از آن‌ها محصول سیاست‌های مورد حمایت همین طیف بوده است.

💼 نسخه تکراری با نامی جدید
وقتی آل‌اسحاق از «دولتی‌بودن ۸۰ درصد اقتصاد» انتقاد می‌کند و راه‌حل را در استفاده از دارایی‌های دولت، واگذاری‌ها و اجرای اصل ۴۴ می‌بیند، در واقع همان سیاست نئولیبرالی خصوصی‌سازی را تجویز می‌کند؛ سیاستی که پس از تغییر تفسیر اصل ۴۴ توسط آیت‌الله خامنه‌ای، به واگذاری گسترده دارایی‌های عمومی انجامید، اما نه به نفع مردم، بلکه اغلب به سود شبه‌دولتی‌ها و شبکه‌های رانتی.

⚖ تناقض آشکار
تناقض دقیقاً همین‌جاست: کسی که از فشار معیشتی بر ۶۰ درصد جامعه می‌گوید، همان راه‌حلی را پیشنهاد می‌کند که در عمل به تشدید نابرابری، تضعیف خدمات عمومی و ناامن‌تر شدن زندگی اقتصادی مردم انجامیده است. خصوصی‌سازی در ایران نه «رقابت» آورد و نه «کارآمدی»، بلکه دارایی‌های عمومی را از دسترس جامعه خارج کرد.

🔍 مسأله فقط هماهنگی نیست
مشکل اقتصاد ایران صرفاً «ناهماهنگی در باشگاه اقتصادی دولت» نیست؛ مسأله، جهت‌گیری کلان سیاست‌هاست. تنها راه حل فاصله گیری از اقتصاد نئولیبرالیستی و برکناری رژیم ولایت فقیه است.




«تمدن‌های بومیان شمال ایران»

🌲
پیش از ورود اقوام مهاجر، شمال ایران میزبان تمدن‌هایی بسیار پیشرفته بود که کمتر در روایت رسمی تاریخ بدان پرداخته شده است.

👥 آماردها، گیل‌ها، تپورها و کادوسیان نه تنها ساکنان اصلی شمال بودند، بلکه در مقاومت در برابر هجوم‌های بیگانه نقش تعیین‌کننده‌ای داشتند. از همین‌رو بسیاری از نام‌های باستانی همچون گیل، تپور، دِیلم و کاسپین تا امروز باقی مانده‌اند.

🏺 کشفیات تپه مارلیک یکی از مهم‌ترین شواهد تمدن پیشرفته شمال ایران است. در این تپه آثار شگفت‌انگیزی مانند:

✨جام‌های طلا و نقره ⚔️سلاح‌های مفرغی 🧵 ابزارهای بافندگی و مهرهای استوانه‌ای 💍 پارچه‌ها و زیورآلات ظریف

کشف شده است؛ آثاری که نشان از صنعت پیشرفته، هنر چشمگیر و ساختار اجتماعی پیچیده دارد و مربوط به بیش از ۳۰۰۰ سال پیش است.

🌞 در رودبار گردنبندی زرین با نقش برجسته گردونه خورشید مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش کشف شده؛ نشانه‌ای از باورهای مذهبی و نمادهای بومی ایرانیان پیش از ورود مهاجران.

🎉 بسیاری از آیین‌های امروز ما، از جمله نوروز، مهرگان، سده، یلدا و چهارشنبه‌سوری، ریشه در همین جوامع بومی دارد. ویژگی مشترک این آیین‌ها شادمانی، نور، زندگی و صلح است؛ خصلتی که در زندگی شبانی و جنگاورانه اقوام مهاجر کمتر دیده می‌شود.

❗ نادیده گرفتن نقش بومیان شمال ایران در شکل‌گیری فرهنگ ایرانی، بخشی از ضعف روایت رسمی است. بازسازی هویت تاریخی بدون درک سهم این اقوام، تصویری ناقص و تحریف‌شده از ایران ارائه خواهد داد.

با الهام از «ما آريايی نيستيم» منبع: سایت روشنگری roshangari.info – نویسنده: ر. اشکوری




فشارهای سرمایه جهانی و اهمیت دولت‌های مترقی

💹

دولت‌های مترقی که سعی دارند از سلطه سرمایه جهانی و نهادهای مالی خارج شوند، با فشارهای عظیم مواجه‌اند. دولت‌هایی که به وعده‌های خود به مردم وفادار بمانند، ناگزیر باید جریان آزاد سرمایه را کنترل کنند. این اقدامات ممکن است باعث فرار سرمایه و فشار اقتصادی شوند، اما برای رفاه و امنیت اقتصادی مردم ضروری هستند.

🌾 توسعه بازار داخلی و خودکفایی اقتصادی

برای عبور از سرمایه‌داری جهانی، توسعه بازار داخلی و خودکفایی اقتصادی حیاتی است.

  • توزیع زمین به کشاورزان و حمایت از تولید محصولات برای مصرف شخصی و عرضه در بازارهای محلی
  • تأکید بر کشاورزی جمعی یا تعاونی با رضایت داوطلبانه کشاورزان

این استراتژی زمینه کاهش وابستگی به واردات را فراهم می‌کند.

⚖️ تضمین حقوق اقتصادی

انتقال به یک نظام عادلانه اقتصادی تنها با تضمین حقوق اقتصادی ممکن است. پنج حق اقتصادی حداقلی:

  1. حق اشتغال
  2. حق دسترسی به غذای ارزان
  3. حق آموزش رایگان و باکیفیت
  4. حق مراقبت‌های بهداشتی رایگان
  5. حق بازنشستگی کافی

پیاده‌سازی این حقوق تنها نیازمند حدود ۱۰٪ تولید ناخالص داخلی است و می‌تواند پایه‌ای برای عدالت اجتماعی فراهم کند.

🌍 ملی‌گرایی مترقی و ضدامپریالیستی

ملی‌گرایی مترقی و ضدامپریالیستی با ملی‌گرایی ناسیونالیستی و انحصارطلب متفاوت است.

  • باید فراگیر باشد و مردم را برای مقابله با سلطه خارجی بسیج کند.
  • برخلاف ملی‌گرایی انحصاری، به اقلیت‌ها حمله نمی‌کند.

چپ باید از ملی‌گرایی فراگیر حمایت کند و رفاه مردم را محور اصلی قرار دهد.