فریاد ای رفیقان، فریاد!

«نثر موزون شاعرانه» و مبارزه جویانه ی “اخگران اسفند” طبری برای “شهدای ٧ اسفند” به توصیف منفعل جنایت نمی پردازد و یاد آن جانباختگان را در “دفتر خاطرات” نگه نمی دارد بلکه با تاکید بر منطق و ضرورت نبرد طبقاتی آگاهانه آنرا به پرچم مبارزه تبدیل می کند.

هشتم مارس، روز جهانی زن مبارک باد!

نبرد به منظور برقراری تساوی حقوق زنان و آزادی زن، نبرد برای آزادی انسان به معنای عام است! نبرد برای گذار انقلابی از سرمایه داری و استثمار انسان از انسان است! نبرد برای برقراری جامعه ی سوسیالیستی و کمونیستی است!

نبرد طبقاتی در خدمت برپایی اتحادهای اجتماعی!

باید به این پرسش پاسخ داد که آیا طبقه کارگر نیز به عنوان نیروی عمده ی زیر فشار و ستم طبقاتی در جامعه به حساب می آید؟ آیا طبقه کارگر می تواند «نقش عامل آگاه در گذار از دیکتاتوری» را ایفا سازد؟ آیا در برابر این طبقه نیز وظیفه بحث و گفتگو مانند با “اصلاح طلبان” وجود دارد و به آن عمل می شود؟

امیدی واهـی!

گذار از دیکتاتوری ولایی یک روند انقلابی است که حزب طبقه کارگر ایران باید تدارک نظری و سازمانی آن را در همه ابعاد آن بررسی کرده و توضیح داده و برای عملی ساختن آن بکوشد. محدود ساختن بحث تنها با اصلاح طلبان که می توانند «یکی از نیروهای مهم تشکیل دهنده جنبش مردمی باشند»، کافی نیست. گفتگو با اصلاح طلبان توسط حزب طبقه کارگر آن هنگام نتیجه بخش خواهد بود که “ماسک” منافع طبقه کارگر که از منافع کل جامعه دفاع می کند، بر چهره ی استدلال های حزب طبقه کارگر قرار داشته باشد. انتقال “آگاهی طبقاتی” به کارگران پیش شرط این امر است.

تلفیق مبازه مخفی و علنی!

گذار از شرایط کنونیِ سیطره ی دیکتاتوری بدون دفاع از مالکیت عمومی- دموکراتیک مردم ممکن نیست. سکوت در این زمینه گامی ناپیگیر است که پاسخ نهایی به علل شرایط سلطه نظام سرمایه داری را مطرح نمی سازد. دفاع از مالکیت عمومی- دموکراتیک مردم، پرچمی است که طبقه کارگر ایران می تواند در زیر آن «نقش مهم و حیاتی خود را بازی کند».

دفاع از سندرزها و مبارزه برای تغییر بنیادین شرایط هر دو وظیفه روز است!

باید مبارزه علیه رژیم دیکتاتوریِ حاکمِ نظام سرمایه داری را در ایران تشدید نمود. باید با طرح سیاست جایگزین برای “اقتصاد سیاسی” حاکم که کشور را وابسته به اقتصاد امپریالیستی و از این طریق به کشوری نیمه مستعمره بدل ساخته است، به تجهیز طبقه کارگر و همه زحمتکشان و آزادیخواهان و میهن دوستان پرداخت و انقلاب ملی- دموکراتیک را به ثمر رساند. به این منظور باید از سرمایه داران آموخت که مساله مالکیت به سود خود را با برنامه “خصوصی سازی” به مرکز ثقلِ “نبرد طبقاتی از بالا” بدل ساخته اند. باید دفاع از مالکیت عمومی- دموکراتیک مردم میهن ما را بر ثروت های ملی و متعلق به نسل ها و خلق های ایران، به مساله روز در “نبرد طبقاتی از پایین” تبدیل نمود.

“فیلسوف”های توصیف گرِ ظاهربین! 

مضمون “کلیت شرایط حاکم” که باید تغییر یابد، از آن چنان کیفیت روشنفکرانه ی بلندپروازانه برخوردار است که “راه توده”با اندیشه ی “پرمگسی”ش نمی تواند در ذهن خود آن را به ثمر برساند! این کاهلیِ ذهنی اما از “گناه راه توده” نمی کاهد!
این که “راه توده” طبقه کارگر را از طیف فهرست ارایه شده خود برای تغییر انقلابی “کلیت شرایط حاکم” حذف می کند، اتفاقی نیست! امید واهی ای است که “راه توده” به طور پیگیر علیه خط مشی انقلابی حزب توده ایران دنبال می کند و آن را در «سرمقاله» خود ناخواسته برملا می سازد!