«حاکمیت طبقه کارگر» یک امکان تحقق پذیر است!
«بگذار مرا خام پندار بنامند»!

مقاله شماره: ۱۷
اقتصاد سیاسی ای که «همه موانع را با “خصوصی سازی” از سر راه غارت ثروت های متعلق به مردم بر طرف ساخته است، تا انباشت سرمایه را بدون هر مرز و محدودیتی ممکن سازد». آن ها که با موضع ضد توده ای و ضد کمونیستی، و یا حتی از موضعی به اصطلاح “عاقلانه”ی «عقل سلیم» خود که منطبق است با تائید “واقعیت موجود”، همراه شرایط گام برمی دارند که شما از آن ها نام بردید. آن ها باید با صراحت پاسخ دهند که آیا از دید خود چنین شرایطی را به عنوان سرنوشت میلیاردها انسان در ایران و جهان خواستارند؟ اقتصاد سیاسی ضد مردمی ای که منافع ملی ایران را نیز به باد می دهد و کشور را به نومستعمره ی اقتصاد جهانی امپریالیستی بدل ساخته است!؟
نفی “اختلاف طبقاتی” و یا “طبیعی” ارزیابی نمودن آن، یک استدلال نیست! یک تز اثبات نشده است!

چرخه باطل انتخاب بین بد و بدتر!
نفی ارتباط دیالکتیکی روبنا با زیربنا!

مقاله شماره: ۱۶
بسیاری به غلط تحریم انتخابات را با  “بی عملی” برابر می دانند. ولی خنثا کردن حربه “انتصابی” رژیم، یعنی مبارزه با خدعه و نیرنگ طبقه های غارتگر که با شعارهای به ظاهر زیبا و ترس دادن مردم از “بدترها” آنها را به صندوق های رای می کشانند تا به دزدی و رانت خواری و جباری خود مشروعیت قانونی بدهند. مبارزه با این فریب کاری نه تنها “بی عملی” نیست بلکه عملی است انقلابی.
آیا اعتراضی پر خروش تر، پر نواتر و کم هزینه تر از تحریم در تاریخ دیکتاتوری های آزادی نما نشان داریم؟ حتا اگر هدف اصلاح رژیم باشد آیا تصور نمی کنید که گوش ستمگران برای شنیدن صدای انقلاب مردم تیز تر میشود وقتی که دریابند که با همه وعده و وعید دروعین و ترفندهای کهنه و نو و مردم را از لولوی سر خرمن ترساندن نتوانسته اند مردم را اغفال کنند؟

دیالکتیک عین و ذهن یا “پدیدارشناسی” ایده آلیستی؟
پاسخی به رفیق عزیز ابی!  

مقاله شماره: ۱۵
در اندیشه مارکسیستی، رابطه عین و ذهن در ارتباط بی واسطه با پراتیک (اجتماعی) قرار دارد. بدین ترتیب “پدیدار شناسی” ماتریالیستی با اهرم “تجربه” (اجتماعی)، به شناخت کلیت که واقعیت است نایل می گردد.
درک رابطه دیالکتیکی میان تبدیل شدن عینیت به ذهنیت و ذهنیت به شناخت عینی از واقعیت، تنها با پذیرش مقدم بودن عینیت در پرسش نخست فلسفه ممکن است.

درس آموزی از انتخابات ریاست جمهوری فرانسه!
سوسیالیسم تنها داروی درمان سرطان “راست افراطی”!

مقاله شماره: ۱۴
“راست افراطی” سایه شوم خود را در اروپا می گستراند. شبح “راست” عوام فریب چتر سیاه خود را بر فرازآسمان اروپا بطور فزاینده ای پهن کرده است. چقدر دردناک و غم انگیز است که بخش بزرگی از خشم و فریاد ناامیدی انباشته شده توده ها از واگذاری ثروت ملی به بانکداران آزمند به جای سازماندهی در جنبش های مترقی در صندوق های رای “راست افراطی” محبوس و خفه شده است. تنها راه شکست “راست افراطی” راه مبارزه ضد سرمایه داری با افق و برنامه سوسیالیستی است.

تاریخ، تاریخ “اقتصاد سیاسی” در هر دوران است!
نه آن تاریخ متکی به «یادمانده ها»!

مقاله شماره: ۱۳
توجه تاریخ نگاری بورژوایی، معطوف است به بررسی فعل و انفعالات در جامعه که به منظور تحقق بخشیدن به “اقتصاد سیاسی” حاکم در لحظه ی تاریخی تحقق می یابد. این تاریخ نگاری بورژوآمابانه عمدتاً محدود به توصیف جنگ ها است. به طور جنبی به بررسی برخی از علل جنگ ها و وقایع دیگر می پردازد.

اول ماه مه!
روز همبستگی کارگران و خلقهای زیر ستم جهان!

مقاله شماره: ۱۲
جهانی بدون سرمایه داری، این، سوسیالیسم است. جامعه ای که در آن قدرت طبقه کارگر و زحمتکشان دیگر در جامعه جایگزین قدرت بانک ها و کنسرن ها شده است. جامعه ای که در آن ابزار اصلی تولید اجتماعی و زمین به مالکیت عموم در آمده است. تنها از این طریق امکان پایان بخشیدن به بحران ناشی از تولید سرمایه دارانه در جامعه به وجود می آید.
از این روست که در اول ماه مه فریاد می زنیم: جنگ شما را نمی خواهیم! به ادامه ی نابودی دستاوردهای اجتماعی طبقه کارگر تن نمی دهیم! علل شرایط بحران اقتصادی- اجتماعی حاکم را افشا می کنیم، تا با روشنگری های خود سوسیالیسم را به عنوان نظام جانشین سرمایه داری پایه ریزی کنیم!

«با اتحاد عمل در راه بسیج مردم»
آموزش از دور اول انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه برای ایران؟

مقاله شماره: ۱۱
در چنین شرایط تاریخی است که مبارزه با تجاوزگری امپریالیسم به ارزشی ملی و دمکراتیک برای همه زحمتکشان و لایه های دیگر میهن دوست تبدیل و به اهرم دفاع از حق حاکمیت ملی و استقلال کشور بدل می گردد.

ارایه تعریف علمی از “اقتصاد سیاسی” مرحله ملی- دموکراتیک انقلاب و برنامه “اقتصاد ملی” مبتنی بر آن وظیفه روز و اهرم برّای مبارزه علیه «نمایش انتخاباتی» رژیم ولایی، ازجمله در مرحله پیش رو است! آن را به اهرم گذر از «کلیت نظام» بدل سازیم.

سوسیالیسم به منزله یک پروژه سیاسی رهایی بخش!
نه گفتن به اقتصاد اسلامی-نئولیبرالی جمهوری اسلامی!

مقاله شماره: ۱۰
نمی توان با روبنای دیکتاتوری نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی که در شکل ولایت فقیه تجلی یافته است، مخالف بود و به ستم طبقاتی و اقتصاد نئولیبرالی اجراء شده که نیاز به ولایت فقیه را برای طبقه های انگلی ضروری ساخته است، بی تفاوت بود. در شرایط موجود کنونی کشور ما تضاد روز و عمده (تضاد مردم با دیکتاتوری) با تضاد اصلی (تضاد زحمتکشان با شیوه تولید سرمایه داری) به هم تنیده شده است.