من به راه توده می روم!
من از «منافع طبقاتی کارگران و توده ی زحمت» دفاع می کنم!

مقاله شماره: ۲۰
تعیین دو تضاد اصلی میان طبقه کارگر و لایه های دیگر مردم میهن دوست با طبقات حاکم در نظام سرمایه داری ولایی، که از آن وظایف روز نتیجه می شود و به آن اشاره شد، نقطه ی مرکزی را در ارزیابی تشکیل می دهد. مبارزه با نولیبرالیسم، به معنای نفی مطلق آن است. آن چیزی است که در انطباق کامل است با مضمون مبارزه ی ضد دیکتاتوری- دموکراتیک و ملی- ضد امپریالیستی. زیرا، همان طور که در ارزیابی به درستی نشان داده شده است، کلیت رژیم حاکم، اجرای این “اقتصاد سیاسی” ضد مردمی و ضد ملی را دنبال می کند.

شب پرستان، مشت مشت بر ستاره ها رنگ شب می پاشند!
چهره ی مهربان با چشمان مصمم!

مقاله شماره: ۱۹
دفتر شعر زندان طبری در اختیار شاعر بزرگ ایران، ه ا سایه (هوشنگ ابتهاج) گذاشته شد. رفیق سایه نیز بلافاصله خود راساً تعلق اشعار را به احسان طبری مورد تائید قرار داد و گفت:
«سراینده بدون تردید طبری است و یا همزاد او. همزاد نه به معنای شبیه، بلکه به معنای خود او!».

تاریخ، تاریخ اقتصاد سیاسی است! پی گفتار
غـار لاسکو

مقاله شماره: ۱۸
همه بر سر این امر که پیروزی روحانی‏، تغییری در شرایط حاکم بر کشور و مردم ایجاد نخواهد کرد‏، توافق دارند و می دانند که این امر ناشی از سلطه ی دیکتاتوری است. این سلطه، حفظ “اقتصاد سیاسی”ای را دنبال می کند که علت اصلی وجود شرایط حاکم است. آن را باید مطرح ساخت و به میان مردم برد.
اهمیت طرح “اقتصاد سیاسی” مرحله ی ملی- دموکراتیک انقلاب ایران در مبارزه با دیکتاتوری ولایی و هم نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی از موضع دیگری نیز ضروری است. ضرورت طرخ آن برای مبارزه با «بیگانگی از خود» در «آگاهی [کاذب] اجتماعی» حاکم شده در ایران تردید ناپذیر است.

«حاکمیت طبقه کارگر» یک امکان تحقق پذیر است!
«بگذار مرا خام پندار بنامند»!

مقاله شماره: ۱۷
اقتصاد سیاسی ای که «همه موانع را با “خصوصی سازی” از سر راه غارت ثروت های متعلق به مردم بر طرف ساخته است، تا انباشت سرمایه را بدون هر مرز و محدودیتی ممکن سازد». آن ها که با موضع ضد توده ای و ضد کمونیستی، و یا حتی از موضعی به اصطلاح “عاقلانه”ی «عقل سلیم» خود که منطبق است با تائید “واقعیت موجود”، همراه شرایط گام برمی دارند که شما از آن ها نام بردید. آن ها باید با صراحت پاسخ دهند که آیا از دید خود چنین شرایطی را به عنوان سرنوشت میلیاردها انسان در ایران و جهان خواستارند؟ اقتصاد سیاسی ضد مردمی ای که منافع ملی ایران را نیز به باد می دهد و کشور را به نومستعمره ی اقتصاد جهانی امپریالیستی بدل ساخته است!؟
نفی “اختلاف طبقاتی” و یا “طبیعی” ارزیابی نمودن آن، یک استدلال نیست! یک تز اثبات نشده است!

چرخه باطل انتخاب بین بد و بدتر!
نفی ارتباط دیالکتیکی روبنا با زیربنا!

مقاله شماره: ۱۶
بسیاری به غلط تحریم انتخابات را با  “بی عملی” برابر می دانند. ولی خنثا کردن حربه “انتصابی” رژیم، یعنی مبارزه با خدعه و نیرنگ طبقه های غارتگر که با شعارهای به ظاهر زیبا و ترس دادن مردم از “بدترها” آنها را به صندوق های رای می کشانند تا به دزدی و رانت خواری و جباری خود مشروعیت قانونی بدهند. مبارزه با این فریب کاری نه تنها “بی عملی” نیست بلکه عملی است انقلابی.
آیا اعتراضی پر خروش تر، پر نواتر و کم هزینه تر از تحریم در تاریخ دیکتاتوری های آزادی نما نشان داریم؟ حتا اگر هدف اصلاح رژیم باشد آیا تصور نمی کنید که گوش ستمگران برای شنیدن صدای انقلاب مردم تیز تر میشود وقتی که دریابند که با همه وعده و وعید دروعین و ترفندهای کهنه و نو و مردم را از لولوی سر خرمن ترساندن نتوانسته اند مردم را اغفال کنند؟

دیالکتیک عین و ذهن یا “پدیدارشناسی” ایده آلیستی؟
پاسخی به رفیق عزیز ابی!  

مقاله شماره: ۱۵
در اندیشه مارکسیستی، رابطه عین و ذهن در ارتباط بی واسطه با پراتیک (اجتماعی) قرار دارد. بدین ترتیب “پدیدار شناسی” ماتریالیستی با اهرم “تجربه” (اجتماعی)، به شناخت کلیت که واقعیت است نایل می گردد.
درک رابطه دیالکتیکی میان تبدیل شدن عینیت به ذهنیت و ذهنیت به شناخت عینی از واقعیت، تنها با پذیرش مقدم بودن عینیت در پرسش نخست فلسفه ممکن است.

درس آموزی از انتخابات ریاست جمهوری فرانسه!
سوسیالیسم تنها داروی درمان سرطان “راست افراطی”!

مقاله شماره: ۱۴
“راست افراطی” سایه شوم خود را در اروپا می گستراند. شبح “راست” عوام فریب چتر سیاه خود را بر فرازآسمان اروپا بطور فزاینده ای پهن کرده است. چقدر دردناک و غم انگیز است که بخش بزرگی از خشم و فریاد ناامیدی انباشته شده توده ها از واگذاری ثروت ملی به بانکداران آزمند به جای سازماندهی در جنبش های مترقی در صندوق های رای “راست افراطی” محبوس و خفه شده است. تنها راه شکست “راست افراطی” راه مبارزه ضد سرمایه داری با افق و برنامه سوسیالیستی است.

تاریخ، تاریخ “اقتصاد سیاسی” در هر دوران است!
نه آن تاریخ متکی به «یادمانده ها»!

مقاله شماره: ۱۳
توجه تاریخ نگاری بورژوایی، معطوف است به بررسی فعل و انفعالات در جامعه که به منظور تحقق بخشیدن به “اقتصاد سیاسی” حاکم در لحظه ی تاریخی تحقق می یابد. این تاریخ نگاری بورژوآمابانه عمدتاً محدود به توصیف جنگ ها است. به طور جنبی به بررسی برخی از علل جنگ ها و وقایع دیگر می پردازد.