“چپ …” رنگارنگ نام و “خوانش جدید مارکس”!
حمید آصفی مخالف مضمون اجتماعی- تاریخی مارکسیسم!

مقاله شماره: ۷۱ (۳۱/۱۰-۲۰۱۷)
ظرافت روشنفکرانه ی اندیشه هر فرد، در سخن «مشخص» او تبلور می یابد. طرح نشدن سخن مشخص و یا لااقل ذکر منبع که بازتولید سخن «مشخص» را برای خواننده ممکن می سازد، به معنای پامال کردن ظرافت اندیشه فرد است. از این رو، ذکر نکردن منبع و یا نقل نکردن سخن مشخص، یک خطای قابل اغماض نیست!

«چپ مدرن، همان بریده ها و چپ های شرمنده»!

دوره جدید: مقاله شماره: ۷۰ (۷ آبان ١٣٩۶) واژه ی راهنما: سیاسی– تئوری   رفیق عزیز “ر” در ابرازنظری که در بررسی نوشتار رضا علیجانی نگاشته و برای «سایت زیتون» فرستاده که انتشار نیافته است، ازجمله “چپ” رنگارنگ نام را «چپ مدرنی» می نامد که به اعتراف علیجانی «بریده ها …

اشکال مالکیت در مرحله ملی- دمکراتیک فرازمندی جامعه
سفره ی “چپِ” رنگارنگ نام، خالی است!

مقاله شماره: ۶۹ (۲۷/۱۰-۲۰۱۷)
نکته اساسی آن است که نه در سطور پیش او، و نه در کلیت نوشتار، علیجانی، مانند وثیق و آصفی، تعریفی از مرحله «دمکراتیک ملی» ارایه نمی دهد. مضمون آن را روشن نمی سازد! این غلطیدن در سطح را آن ها به ابزار تحریف نظر حزب توده ایران و اندیشه ی مارکسیستی- توده ای بدل می سازند! آن ها کلمه ای درباره علت جدا سازی مبارزه برای “آزادی” و “عدالت اجتماعی” بر زبان نمی آورند. چرا باید رشد نسبی عدالت اجتماعی به فردای نامعلوم منتقل گردد؟

منافع طبقه کارگر، محورِ نبرد آزادیخواهانه- ضد دیکتاتوری و ملی- ضد امپریالیستی!

مقاله شماره: ۶۸ (۲۴/۱۰-۲۰۱۷)
نشان دادن نقش مبارزه ی طبقاتی طبقه کارگر ایران در مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب راهگشا است برای مستدل ساختنِ مضمون انقلابی گذار از نظام وابسته ی- کمپرادور سرمایه داری و شکل داعش گونه سُلطه حاکمیت دیکتاتوری آن در ایران.

روند فروپاشی سلطه ی ایدئولوژی سرمایه داری را در ایران تقویت کنیم!

مقاله شماره: ۶۷ (۲۱/۱۰-۲۰۱۷)
باید روند ضرورت گذار از سرمایه داری را از بحثی عام و کلی، با ترسیم مشخص و مجرد آن تکمیل نمود. «مبارزه برای ارتقاء سطح همبستگی و سازماندهی جنبش اعتراضی پراکنده کارگران» با مضمون مشخص مبارزه برای پایان دادن به اجرای نسخه نئولیبرال امپریالیستی و مبارزه برای یک اقتصاد ملی- دمکراتیک تکمیل و از انتزاعی توخالی به شعاری ملموس بدل شود.
از این رو نیز ارایه جایگزین ملی- دمکراتیک برای اقتصاد سیاسی دیکته شده توسط ارگان های مالی امپریالیستی، نقش مبارزه‌ای پر توان و مشخص را در مبارزه با «آگاهی کاذب» تشکیل می دهد.

رژیم ولایی، دولت حسن روحانی و شرایط اسف انگیز اصلاح‌طلبان حکومت

مقاله شماره: ۶۶ (۲۰/۱۰-۲۰۱۷)
بدون هیچ تردیدی باید گفت که حسن روحانی در مورد آن بخش از اصلاح‌طلبان واقعی و نیروهای دمکراتی که مدافع عدالت اقتصادی‌اند و سیاست‌های آزادی‌خواهانهء واقعی را دنبال می‌کنند از سیاست سرکوبگری نظام بی‌کم‌وکاست پیروی می‌کند. حسن روحانی تا زمانی که زهرا رهنورد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی به‌طورکامل ابراز پشیمانی نکنند و به‌بیعت با رهبر حاضر نشوند، خواهان پایان دادن به حصر و آزادی آنان نخواهد شد.

آیا انشعاب در حزب طبقه کارگر مجاز است؟

مقاله شماره: ۶۵ (۱۸-۱۰-۲۰۱۷)
اندیشه ی پسامدرن امپریالیستی جامعه را به “اتم”ها، به اندیویدیوم های منفرد تقسیم می کند که شخصیتی «یکتا» هستند و هر کدام دارای «نظر» و «موضع» خودند. این اندیشه، برای نمونه نزد پوپر، این وضع را عین «دمکراسی» هم می داند. توجیه “ناظر” گرامی از انشعاب که بیان آن به ظاهر دفاع از “آزادی” فرد و حق “طبیعی” فرد است توسط او،ریشه ی اندیشه ی غیر مارکسیستی-توده‌ای او را عریان می سازد. از نظر تئوری شناخت، این موضعی است که از ایدئولوژی پسامدرن امپریالیستی به عاریه گرفته شده است: «گیریم طرف انشعاب کرده. کرده که کرده»!

مضمون کلیت نبرد طبقاتی از “بالا”، پل دریافت وظایف روز!
اهداف سیاسیِ “خوانش جدید مارکس”!

مقاله شماره: ۶۴ (۱۶/۱۰-۲۰۱۷)
به طور مشخص دریافت مضمون متناسب دیالکتیک میان مبارزه ی دمکراتیک- اتحادی و طبقاتی- کارگری حزب توده ایران شناخت از نظر و هدف “جپ میانه” را تعلیق ناپذیر می سازد. “چپ میانه” می کوشد این دیالکتیک را از طریق مغشوش ساختن اسلوب بررسی مارکسیستی برای شناخت واقعیت نقض کند. این جریان می کوشد موضع انحرافی خود را در مطلق ساختن مبارزه ی دمکراتیک به توده ها و توده ای ها بباوراند و حل مساله ی “عدالت اجتماعی” را به آینده ی دور و مبهم حواله دهد. وظیفه ی ای که تنها توسط “راه توده” و دیگر جریان های انحرافی که خود را توده ای می نامند، دنبال نمی شود. آن هنگام که اندیشه ی مارکسیستی نیز “کلیت” را از مد نظر دور دارد، ناخواسته از امکان ارایه کارکرد متناسب برای مبارزه ی خلاق و خردمندانه و هشیارانه در شرایط تغییر یابنده ی حاکم دور می افتد.