جهان حمله موشکی به بیمارستان در غزه را محکوم می کند!
به دنبال این حمله موشکی به بیمارستان شاه اردن هم ملاقات خود با بایدن را لغو کرد.
ژنو – فولکر ترک(Volker Turk)، مسئول حقوق بشر سازمان ملل متحد سه شنبه شب با صدور بیانیه ای اعلام کرد که حمله گسترده به بیمارستان الاهلی عرب در شهر غزه که منجر به کشته شدن صدها نفر شد، کاملا غیرقابل قبول است.
او گفت: “کلمات من را ناکام می گذارد. امشب، صدها نفر – به طرز وحشتناکی – در حمله گسترده به بیمارستان الاهلی عرب در شهر غزه، از جمله بیماران، کارکنان مراقبت های بهداشتی و خانواده هایی که به دنبال پناهندگی در بیمارستان و اطراف آن بودند، کشته شدند.”
به گفته منابع فلسطینی، دست کم ۵۰۰ فلسطینی کشته شدند. شاهدان عینی محلی گفتند که یک موشک به بیمارستان اصابت کرد و انفجاری مهیب در محل آن رخ داد.
ترک گفت: ما هنوز جوانب کامل این کشتار را نمی دانیم، اما آنچه واضح است این است که خشونت و کشتار باید فوراً متوقف شود.
صلیب سرخ هم در بیانیه ای گفت: بیمارستانها باید پناهگاهی برای حفظ جان انسانها باشند، نه صحنههای مرگ و ویرانی. هیچ بیمار نباید روی تخت بیمارستان کشته شود. هیچ پزشکی نباید در تلاش برای نجات دیگران جان خود را از دست بدهد. بیمارستانها باید تحت قوانین بشردوستانه بینالمللی محافظت شوند.
راهپیمایی بازنشستگان در چندین شهر
امروز یکشنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۲، بازنشستگان بار دیگر در چندین استان کشور از جمله در شهرهای ساری، کرمانشاه، اهواز، اصفهان، شوش و کرخه و … دست به تجمع اعتراضی زدند. در اهواز این تجمع همراه با راهپیمایی برگزار شد.
بازنشستگان فولاد در ساری و اصفهان تجمع کردند. آنها خواستار پرداخت کامل معوقات سال ۱۴۰۰، حفظ ماهیّت فولادی با تغییر مفاد پیشنویس اساسنامه صندوق بازنشستگی فولاد، تکمیل اجرای طرح همسانسازی بر مبنای ویژگیهای شاغل فولادی، رفع مغایرتهای قانونی در صندوق بازنشستگی فولاد، قبل از تعیین هر چشماندازی برای صندوق مذکور، بازگشت جایگاه واقعی صندوق فولاد در برنامه هفتم توسعه هستند.
بازنشستگان تامین اجتماعی، خواستار رفع موانع برای دسترسی به خدمات بیمه درمانی تکمیلی هستند. آنها همچنین، خواستار اجرای طرح همسانسازی حقوق و مزایا، افزایش حقوق و برخورداری از تامین اجتماعی منطبق با وضعیت اقتصادی و توروم جاری کشور هستند. این راهپیمایی وتجمعات با در دست داشتن بنرها و پلاکاردهایی با شعارهای اعتراضی و مطالباتی و دادن شعار همراه بود.
از جمله شعارهای داده شده در تجمعات امروز:
– نه مجلس نه دولت نیستند به فکر ملت – دولت خیانت می کند مجلس حمایت میکند – دولت ورشکسته دشمن بازنشسته – تا حق خود نگیریم آرام نمی نشینیم – فقط کف خیابان بدست میاد حق مان – حقوق ما ریالیه هزینه ها دلاریه – بدون حقه بازی اجرای همانسازی – این همه بی عدالتی هرگز ندیده ملتی – گرانی تورم بلای جان مردم
کارگران معدن زغال سنگ طزره به برآورده نشدن مطالبات صنفی خود و نبود ایمنی در معدن اعتراض کردند
کارگران معدن زغال سنگ طزره، با ابراز نگرانی از اینکه هنوز مطالبات صنفی آنها برآورده نشده، از مسئولان استانی درخواست کردند به وضعیت کارگران این واحد معدنی ورود کرده و امنیت شغلی را به آنها بازگردانند.
کارگران «معدن زغال سنگ طزره» ضمن ابراز نگرانی از آینده شغلی خود، خواستار حذف پیمانکاران برای بهبود وضعیت شغلی خود در معدن شده و گفتند: درخواست دیگر کارگران افزایش دستمزدها با اضافهکار است که از سوی مدیریت معدن بیپاسخ مانده است.
به گفته آنها؛ در معدن زغالسنگ طزره حدود هزار کارگر به صورت قراردادی مشغول کارند که از شرایط کار با پیمانکاران رضایت ندارند.
کارگران این واحد معدنی در ادامه گفتند: بخش دیگری از مطالباتمان برخورد با مقصران احتمالی حادثه روز ۱۲ شهریور است که بعد از گذشت حدود ۲۵ روز از وقوع حادثه و فوت شش نفر از همکاران هنوز مقصران این حادثه از سوی اداره کار مشخص و معرفی نشدهاند.
کارگران گفتند: نارضایتی ما به این جهت است که شرکت البرز شرقی سالهاست با پیمانکارانی تمدید قرارداد میکند که سابقه خوبی در لحاظ کردن ایمنی کار کارگران و مهیا کردن سایر تجهیزات ندارند. به عنوان نمونه در حادثهای که اخیرا برای شش کارگر به وقوع پیوست، بجای مجازات پیمانکار، بلافاصله پیمانکار را تغییر دادند.
کارگران معدن زغال سنگ طزره درباره علت انفجار معدن طزره نیز گفتند: هر چند تا زمان بازگشایی تونل و تعریض دویل k۵ که در آینده نزدیک صورت خواهد گرفت امکان اظهارنظر قطعی درباره علت حادثه میسر نیست، اما علل اولیه حادثه بر اساس گزارش میدانی روز پنجشنبه هفته گذشته برخی مسئولان که گفته میشود از کمیته حقیقتیاب بودهاند؛ معدن فاقد سیستم تهویه طبیعی مناسب بوده و کارگران قبل از حفر دویل تونل k۵ همزمان مشغول استخراج کارگاه نیز بودند در واقع انفجار در معدن ذغالسنگ البرز شرقی طزره دامغان بر اثر تجمع گاز رخ داده است.
کارگران در ادامه گفتند: در عین حال هنوز منبع جرقه احتمالی در داخل تونل مشخص نشده در عین حال دیگر منابع تولید جرقه به ویژه لکوموتیو مدفون زیر آوار نیز قابل بررسی است. گفتنی است؛ “دویل کا” معدن کوچکی است که از داخل تونل به طرف بالا حفر میشود و هدف از حفر آن تهویه تونلها احداث کارگاه استخراج احداث راه عبور برای افراد و حمل و نقل لوازم و موادی نظیر آن است که از قرار معلوم این کار در معدن زغال سنگ رزمجای طزره قبل از استخراج انجام نشده است.
منبع: اخبار روز
شهروندان بازداشت شده در زاهدان، خاش و میرجاوه
گزارش حالوش
در حالی که نیروهای نظامی در حال سرکوب شدید معترضان بلوچ بوده اند تاکنون دستکم ۲۹ نفر از جمله ۸ کودک زخمی شده اند.
امشب نیز یک شهروند در منطقه شیرآباد از ناحیه شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و مجروح شده است.
طبق اطلاعات به دست آمده، برخی از مردم در خیابانهای خیام و رازی با استنشاق گاز اشکآور و گلولههای ساچمهای و یا اصابت گلولههای گاز اشکآور به سر مصدوم شدهاند.
نیروهای نظامی و امنیتی برای سرکوب مردم اقدام به تیراندازی و شلیک گاز اشک آور کرده اند که از مجروحین طبق گزارشات جدید حداقل ۸ نفر کودک هستند.
با احراز هویت ۳ تن دیگر تعداد شهروندان بلوچ بازداشت شده امروز جمعه ۷ مهرماه ۱۴۰۲، توسط نیروهای نظامی و امنیتی در زاهدان، خاش و میرجاوه دستکم به ۵۱ نفر افزایش پیدا کرد. هویت ۳۱ تن از شهروندان بازداشتی بلوچ در زاهدان و خاش به شرح زیر است:
_زبیر نوتیزهی فرزند برکت ۱۷ ساله _زاهدان
سلمان نوتیزهی فرزند عزیز ۱۸ ساله زاهدان
شهاب نوتیزهی فرزند جیهند ۱۹ ساله زاهدان
رامین شه بخش ۲۶ ساله فرزند محمد زاهدان
اسماعیل براهویی زاهدان
ادریس گمشادزهی ۲۱ ساله فرزند یوسف زاهدان
غفور گرگیج زاهدان
حارث بلوچ زاهدان
علی لجه ای زاهدان
یاسر ظفر نارویی فرزند عبدالصمد ۲۰ ساله زاهدان
رحمت الله کبدانی فرزند اسماعیل زاهدان
احمد میربلوچزهی ۲۸ ساله زاهدان
ابراهیم کبدانی فرزند نظر زاهدان
محمد عالیزهی زاهدان
حنیف رخشانی زاهدان
احمد نارویی ۲۵ ساله خاش
سعید نارویی خاش
فامیلی گمشادزهی (نام نامشخص) خاش
فامیلی گمشادزهی(نام نامشخص) خاش
حامد براهویی حدودا ۱۷ ساله خاش
عمر بلوچ ۱۷ ساله زاهدان
یعقوب گمشادزهی زاهدان
امیر حمزه علیزهی فرزند حاجی گل ۱۷ ساله زاهدان
عبدالمتین اربابی فرزند محمد امین ۱۹ ساله زاهدان
مسعود حسین بر فرزند صاحبداد زاهدان
یاسر ریگی میرجاوه
محمدامین شهنوازی میرجاوه
زکریا نصرویی ریگی میرجاوه
با فامیل علیزهی شه بخش(نام نامشخص) میرجاوه
دانیال ملازهی ۱۶ ساله فرزند درمحمد خاش
بنیامین ملازهی ۱۴ ساله فرزند درمحمد خاش
از هویت سایر شهروندان بازداشت شده تا لحظه تنظیم گزارش اطلاعی در دسترس نیست.
قابل ذکر است امروز نیروهای امنیتی و نظامی در شهرهای زاهدان، خاش، مهرستان و میرجاوه اقدام به بازداشت گسترده و فله ای شهروندان بلوچ کرده اند.
سندیکای کارگران شرکت واحد در باره خیزش زن زندگی آزادی
قتل ژینا (مهسا) امینی در شهریور ۱۴۰۱ آغازگر خیزش سراسری زن زندگی آزادی در سراسر کشور شد، اما نارضایتی گسترده از شرایط موجود و چهاردهه برخوردهای خشونت بار نسبت به مطالبات مردم و بویژه سرکوب حقوق زنان، جوانان، کارگران و مردم تحت ستم بویژه در مناطق محروم شده کشور، پیش زمینه ایناعتراضات بود.
خیزش شهریور ۱۴۰۱ با وجود تفاوتهای متعدد از جمله در شعارها و نیز پیش قراولی زنان و نسل جوان کشور، همچنان در دنباله خیزشهای مردم محروم، تهیدست و تحت ستم در سالهای اخیر از جمله در دی ۹۶، آبان ۹۸ و تیر ۱۴۰۰ صورت گرفت. با اینوجود، این واقعیتی انکار ناپذیر است که جان باختن ژینا (مهسا) امینی در بازداشت گشت ارشاد و بدنبال آن خیزش زن زندگی آزادی صحنه سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی کشور را کاملا دگرگون کرد. اینخیزش تنها علیه حجاب اجباری و گشت ارشاد نبود و برای برابری زن و مرد در تمامی عرصه ها و همچنین برای آزادی و عدالت و پایان دادن به هرگونه ظلم و ستم است که کماکان دغدغه اصلی و به سرانجام نرسیده ی اکثریت مردم محروم کشور است.
برای چندین ماه جوانان ما در دانشگاهها، مدارس و در خیابانها و محلات برای برقرای آزادی و برابری، و با به خطر انداختن جان عزیز خود، در حال اعتراض بودند. از اقصی نقاط کشور از بلوچستان، کردستان، گیلان و مازندران تا تهران، آذربایجان، خوزستان و لرستان صدها معترض به قتل رسید، هزاران نفر زخمی شدند و بیش از ۲۲ هزار نفر بازداشت شدند. در میان جان باختگان این اعتراضات، اسامی و چهره های بیش از ۷۰ کودک و نوجوان به چشم میخورد.
کارگران و بخصوص فرزندان خانواده های کارگری ، از جمله دانش آموزان و دانشجویان، در این اعتراضات سراسری حضور چشمگیر داشتند. جوانان کشته شده در اعتراضات و آنهایی که با اتهامات نخ نما و تحت اعترافات اجباری به اعداممحکوم شدند خودکارگر و زحمتکش بودند.
همچنین در اینمدت کارگران بسیاری به دلیل حمایت از اعتراضات سراسری مردم بازداشت و اذیت و آزار شدند و بسیاری از آنها اخراج گردیدند. فعالین کارگری و معلمی و صنفی متعددی در این مدت احضار، بازداشت و تهدید شدند.
حاکمیت و تمام اجزای آن در قبال این سرکوبها و جنایات مسئول مستقیم بوده و هستند. در روزهای اخیر حکومت جو سنگین تر امنیتی در کشور برقرار کرده بود و بار دیگر نشان داد که اگر سیاستهای مبتنی بر سرکوب و ایجاد رعب و وحشت و بگیر و ببند حاکم نبود مردم بصورت میلیونی در خیابانها می بودند.
اما با وجود این فضای خفقان آور و امنیتی و در عین حال گسترش فقر و بی عدالتی و غارت اموال عمومی چکار باید کرد؟ اول اینکه ما کارگران و تشکلات کارگری و طبقاتی در تغییر شرایط کنونی نقشی بنیانی می توانیم داشته باشیم. ما کارگران میدانیم و یاد گرفته ایم که میانبرهای عجیب و غریبی وجود ندارد و اینکه تکیه به خود و استقلال ما از تمام جریانات ضدکارگری در داخل و خارج کشور حیاتی است. در عین حال، نکته بسیار مهمی که امیدواریم همه همکاران و هم طبقه ایهای ما بدان توجه داشته باشند این است که سرنوشت جنبش کارگری از سرنوشت دیگر جنبش های عدالت طلبانه همچون جنبش زنان و جنبش دانشجویی جدا نیست. ما ضمن حمایت از جنبش زن، زندگی، آزادی و باور به اینکه رهایی همه جانبه زنان یکی از معیارهای اساسی در جهت رهایی دیگر گروههای اجتماعی و تحت ستم است، اما معتقدیم این رهایی در مناسبات کنونی، به تنهایی در خیابان و بدون دخالت حداکثری و متشکل کلیت طبقه کارگر ممکن نیست. از کلیت طبقه کارگر منظورمان همه ما کارگران و خانوادههای کارگری و زحمتکش، بعنوان اکثریت مطلق جامعه [ضمن تکثر و تنوعات منطقهای، ملیتی، جنسی و جنسیتی، زبانی، فرهنگی، مذهبی، سنی، صنفی و بخشی و شغلی (صنعتی، کشاورزی، خدماتی، آموزشی، بهداشتی و غیره)]، می باشد.
ما بعنوان بخش کوچکی از طبقه کارگر کشور و از اولین تشکلات مستقل کارگری در دو دهه اخیر، از بدو تشکیل روزی را بدون مواجهه با کنترل و سرکوب نگذرانده ایم. با اینوجود، کماکان بر اهمیت انواع تشکل در محیطهای کار و زندگی و در سطح سراسری تاکید میکنیم. این را قبلا گفتیم و باز همتاکید میکنیم که طبقه کارگر با اتحاد، تشکل و استقلال قدرت میگیرد و بدونآنگوشت دمتوپ طبقات دارا و حاکمان میشود. حاکمیت نیز همین را خوب میداند و با تمام توان نیروهای سرکوبگرش را برای جلوگیری از ایجاد تشکلات مستقل و سراسری کارگری به کار برده است که کارگر نه امنیت شغلی، تامین اقتصادی و اجتماعی داشته باشد و نه قدرت ایجاد تشکل. اندک تشکلهای مستقل کارگری موجود در کشور، از جمله سندیکای کارگران شرکت واحد و تشکلات معلمان، با صدها مورد بازداشت و تهدید دائمی نمایندگان و فعالینشان در تمام این سالها مواجه بوده اند.
در عین حال، تشکلات دولتی همچون شوراهای اسلامی کار و خانهکارگر تمام قد در تحکیم نظام سرمایه داری ضدکارگر موجود که در آن ذینفعند با تمام امکاناتی که حاکمیت در اختیارشان گذاشته، بطور همه جانبه مشغول به کنترل کارگران هستند.
اینجا باز هم تاکید میکنیمکه این فرزندان خانواده های کارگری، مزدبگیر و زحمتکش در دانشگاهها، مدارس و خیابانهای شهرهای مختلف کشور بودند که در مبارزه علیه تبعیض و ستم و برای برابری زن و مرد و آزادی و زندگی بهتر و رهایی از فقر و بیکاری و بی آیندگی به خیابان ها آمدند و هزینه های بسیار سنگین دادند، اما همچنین وظیفه کارگران بزرگسال تر و کلیت جنبش کارگری نیز است که هم از فرزندانمان و آینده ای بهتر برایشان حمایت کنیم و هم به چالشهای پیش رویمان، از جمله در رمینه تشکل یابی، همه جانبه تر بپردازیم.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، چه قبل و نیز بدنبال خیزش زن زندگی آزادی تا به امروز بارها سیاستها و اقدامات سرکوبگرانه حکومت را محکوم کرده است. نیروهای امنیتی با سناریو سازهای نخنما و تکراری تعداد زیادی از فعالین و نمایندگان کارگری و معلمی را در پیش و پس از روز جهانی کارگر ۱۴۰۱ بازداشت کردند و یا اتهامات و احکام سنگین در حبس نگه داشته اند، از جمله اعضای سندیکای ما. با وجود محدودیتهای بسیار بیشتر در اینمدت، همچون دیگر تشکلات کارگری و معلمی برای آزادی کارگران، معلمان و دیگر زندانیان سیاسی، و در راستای جلب حمایتهای داخلی و بین المللی توسط تشکلات جهانی کارگری، تلاش کرده ایم، و این اقدامات، هر جند با توجه به توانمان در ایندوره و اوضاع امنیتی موجود، محدود بوده اند، اما کماکان در حال پیگیری هستند. با اینوجود و در پایان این نوشته باز هم تاکید و یاداوری میکنیم که «چارهکارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است»!
به امید برقراری عدالت در ایران و سراسر جهان،
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ۳۱ شهریور ۱۴۰۲
سالگرد قتل نیکا شاکرمی
نیکا شاکرمی، متولد ۱۰ مهر ۱۳۸۴ در خرمآباد، نوجوان ۱۷ سالهای بود که در اعتراضات ۲۸ شهریورماه ۱۴۰۱ در بلوار کشاورز تهران حضور داشت و ناگهان ناپدید شد. پس از ۹ روز بیخبری، پیکر بیجان او روز ۹ مهرماه از سردخانهی کهریزک به خانوادهاش تحویل داده شد.
طبق گزارشهای مبتنی بر مصاحبههای «نسرین شاکرمی» مادر نیکا: «جنازهی نیکا با صورت و گونهی شکسته، دندانهای خرد شده و آسیب شدید در پشت جمجمهی سر» در سردخانه به آنان تحویل داده شده است.
به گزارش بیدار زنی، نیکا به هنر علاقه داشت و در تهران در هنرستان تحصیل میکرد و همزمان در کافهای نیز مشغول بهکار بود.
بر اساس ویدیوهای منتشرشده در فضای مجازی در روز ۲۸ شهریورماه، نیکای ۱۷ ساله با شجاعت تمام در صف اول اعتراضات در تقاطع بلوار کشاورز و خیابان ۱۶ آذر حضور داشته است. از این رو با شروع سرکوب، توسط نیروهای حکومتی شناسایی شده و همان شب بازداشت شده است. او در آخرین تماسی که با مادر خود داشت، گفته بود که نیروهای حکومتی او و دوستانش را دنبال کردند. تلفنهمراه نیکا در ساعت ۱۱:۴۰ شب ۲۸ شهریورماه از دسترس خارج میشود و بنا بر گواهی پزشکی قانونی، جنازهی وی صبح روز ۲۹ شهریورماه به سردخانهی کهریزک منتقل میشود. پس از ۹ روز بیخبری و مراجعهی مکرر اعضای خانواده، پیکر او در کهریزک توسط مادرش شناسایی شد. پیکر نیکا شاکرمی توسط نیروهای امنیتی، مخفیانه و بدون حضور اعضای خانواده دفن شد. این درحالی است که قرار بود وی در قبرستان صالحین شهر خرمآباد به خاک سپرده شود، اما مأموران امنیتی پیکر او را از غسالخانه شهر خرمآباد دزدیدند و در روستایی دورافتاده در ۴۰ کیلومتری خرمآباد در آرامستان «حیاتالغیب» به خاک سپردند. خاکسپاری او با حضور دستکم ۷۰ الی ۸۰ مامور امنیتی مسلح و بدون حضور اعضای خانواده انجام شد. دو فرد فامیل نیکا هم که پس از اطلاع از ربودهشدن او بهدست مأموران امنیتی به این روستا رفتند، با ماموران درگیر شدند.
نیکا شاکرمی، دختری جسور و پر از شور زندگی بود. در تمامی ویدئوهای منتشر شده، او آزاد و رها به رقص و آواز میپردازد. او با شجاعتی مثال زدنی در صف نخست اعتراضات علیه قتل ژینا امینی حضور یافت و حجاب اجباری خود را آتش زد… نیکایی که به گفتهی مادرش، بسیار زود بزرگ شد.
نخستین سالگرد قتل ژینا!
اخبار روز
نهادهای حقوق بشری از بازداشت های گسترده و «فله»ای معترضان در روز ۲۶ شهریور خبر می دهند. از دهم تا ۲۷ شهریور دست کم ۲۱۳ معترض که هویت کامل آن ها احراز شده به زندان افتاده اند؛ فردین جعفری جوانی که در سقز به سر او شلیک کردند همچنان در بخش مراقبت های ویژه بستری است؛ کیوان مهتدی نویسنده و فعال کارگری را پس از نه روز انفرادی دوباره به بند عمومی زندان اوین منتقل کردند
صدها نفر در سالگرد خیزش ژینا بازداشت شده اند
خانواده های بازداشت شدگان سالگرد خیزش ژینا در برابر ستاد فرماندهی امداد نیروی انتظامی
رسانه ی بهار نیوز نوشته است: گزارشهای مختلف حاکی از بازداشتهای گسترده در شهرهای مختلف در سالگرد جانباختن مهسا امینی است. بازداشتشدگان طیفهای گوناگونی را در بر میگیرند، اما هنوز آمار دقیقی در این خصوص ارائه نشده است و از شب گذشته تعداد زیادی از خانوادههای بازداشتشدگان در مقابل ستاد فرماندهی امداد نیروی انتظامی در تهران حاضر شدهاند تا از اعضای خانواده خود که بازداشت شدهاند، خبری دریافت کنند. کانال وحیدآنلاین میگوید در تجمعات اعتراضی روز شنبه در مرکز شهر و حوالی خیابان انقلاب تهران بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر بازداشت شدند. بر اساس این گزارشها در پارک دانشجو ماشینهای نیروهای امنیتی رهگذران را با خود میبردند. این رسانه، با انتشار تصاویری در شبکه توییتر (ایکس) نوشته است «تمام مردم را که در حد فاصل میدان انقلاب تا آزادی» در روز ۲۵ شهریور بازداشت کرده بودند، به «ستاد فرماندهی امداد نیروی انتظامی، افسریه» بردهاند. در عین حال نهادهای حقوق بشری اعلام کردند از دهم تا بیست و هفتم شهریور طی ۱۷ روز، دستکم ۲۱۳ شهروند که هویت کامل آنها احراز شده است در کل ایران توسط نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی بازداشت شدهاند. مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری ههنگاو که اخبار مربوط به مناطق کردنشین را پوشش میدهد اعلام کرد که از این تعداد بازداشتی، ۱۳۱ نفر معادل ۶۱.۵٪ شهروندان کُرد ساکن شهرهای مختلف ایران بودهاند. براساس این گزارش لیلا نقدیپری، نیما رضایی، علی نورانی، علیرضا فاضلی و مهناز طراح، پنج شهروند ساکن تهران، هوشمند روزبهان و فرود بهامین، شهروندان بهائی ساکن اصفهان، دانیال مهرشادی اهل هشتگرد، اصغر نیکوکار، هنرمند اهل زرقان از توابع استان فارس، شیدا صابری، اهل یاسوج، سجاد یعقوبی، اهل شاندرمن و حمیدرضا نجفی ساکن اراک از جمله بازداشت شدگان توسط نیروهای حکومتی هستند.
فردین جعفری همچنان در «بخش مراقبتهای ویژه» بستری است
فردین جعفری، جوان اهل سقز که در سالگرد کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی با «شلیک مستقیم نیروهای امنیتی زخمی شد»، همچنان با «سطح هوشیاری سه» و در «بخش مراقبتهای ویژه» یکی از بیمارستانهای این شهر بستری است. رسانه حقوق بشری ههنگاو روز یکشنبه ۲۶ شهریور گزارش داد که «به دلیل وضعیت ناپایدار سلامتی و نیاز به مراقبت لحظه به لحظه» انتقال این شهروند به بیمارستانهای شهر سنندج ممکن نیست. بر أساس این گزارش وضعیت سلامتی این جوان ۲۸ ساله «بحرانی» است و مَرمی گلولهٔ شلیکشده «از گیجگاه او خارج نشده است». ههنگاو به نقل از یکی از نزدیکان خانوادهٔ آقای جعفری نوشته که نیروهای امنیتی «به شدت» اتاقی که او در آن بستری است را تحت نظر دارند و «ورود و خروج» به بیمارستان نیز توسط این نیروها کنترل میشود. گوشیهای تلفن همراه پدر و برادر فردین جعفری نیز ضبط شده است. آقای جعفری، شهروند «کمتوان ذهنی»، روز شنبه ۲۵ شهریور در سالگرد کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی «از ترس و اضطراب ناشی از مشاهده نیروهای پرشمار مسلح مبادرت به دویدن کرده» و نیروهای حاضر به سمت او شلیک کردهاند. این رسانه میگوید نیروهای امنیتی در تلاش هستند «با تهدید و اعمال فشار» خانوادهٔ آقای جعفری را وادار کنند تیراندازی را به «نیروهای احزاب کرد» نسبت دهند.
کیوان مهتدی، نویسنده و فعال کارگری را پس از نه روز انفرادی دوباره به بند عمومی زندان اوین منتقل کردند
بنا به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان، کیوان مهتدی، نویسنده و عضو کانون نویسندگان که نه روز پیش به دلیل انتشار یک فایل صوتی در حمایت از جعفر ابراهیمی و کامیار فکور به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شده بود، روز یکشنبه ۲۶ شهریور، مجدداً به بند عمومی زندان بازگردانده شد. کیوان مهتدی، نویسنده، مترجم و فعال حامی طبقه کارگر که هماکنون دوره حبس خود را میگذراند، پنجشنبه ۱۶ شهریور پیامی صوتی از زندان اوین منتشر کرد و با حمایت از جعفر ابراهیمی و کامیار فکور، شعری از پل الوار خواند. کیوان مهتدی به مجموعاً شش سال حبس محکوم شده است و هماکنون دوران حبس خود را در زندان اوین سپری میکند. آنیشا اسدالهی، همسر کیوان مهتدی نیز از ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ در زندان حبس شده است.
در درگیری مسلحانه در فیروزآباد فارس ۳ مأمور پلیس مجروح شدند
فرماندهی انتظامی استان فارس روز دوشنبه بدون ارائه جزئیات اعلام کرد که در جریان درگیری مأموران پلیس با یک فرد مسلح در شهرستان فیروزآباد، سه مأمور مجروح شدند و به مراکز درمانی انتقال یافتند. مرکز اطلاعرسانی فراجا بدون اشاره به دلیل درگیری، فرد مهاجم را «شرور سابقهدار» خوانده و گفته است که او در فضای مجازی اقدام به تهدید میکرد. روز گذشته هم معاون سیاسی امنیتی استاندار فارس گفته بود در تیراندازی افراد مسلح به سوی نیروهای بسیجی در نورآباد ممسنی، یک نفر کشته و سه نفر زخمی شدند.
حقوق بازنشستگی ۹ میلیون تومان، هزینه ۳۰ میلیون تومان
بر اساس گزارشی از خبرگزاری ایلنا با عنوان “بازنشستگان در تکاپوی نان” اوضاع بازنشستگان کارگری همواره بدتر میشود. در این گزارش به نقل از یک کارگر بازنشسته آمده است، دریافتیِ او بعد از ۳۰ سال کار حدود ۹ میلیون تومان است. ایلنا ضمن یادآوری این که هزینه زندگی ۳۰ میلیون تومان است، مینویسد، این کارگر بازنشسته «شانس آورده که مستاجر نیست.» در ادامه گزارش آمده است که حدود ۵۰ درصد مستمریبگیران سازمان تامین اجتماعی فاقد خانه شخصی و مستاجر هستند. خبرگزاری ایلنا در ادامه گزارش خود نوشته است: «آنچه بازنشستگان میخواهند، افزایش مستمریها براساس هزینههای زندگی و مطابق موازین قانونیست. مواد ۱۱۱ و ۹۶ قانون تامین اجتماعی سالهاست اجرا نمیشود و امسال به بدترین شیوهی ممکن نادیده گرفته شده است».
گله ی سرکوبگران در اکباتان تهران – ۲۶ شهریور ۱۴۰۲
اعتراضات شبانه در شهرهای مختلف
همزمان با تاریک شدن هوا، گزارش ها و ویدئوهای بیشتری از تجمع های اعتراضی در شهرهای مختلف کشور منتشر شده است. این تجمعات در شرایطی صورت گرفته است که حکومت با بی سابقه ترین بسیج نیروهای نظامی و سرکوبگر خود قصد داشت مانع حرکات اعتراضی مردمی شود. در گزارش هایی که در شبکه های اجتماعی منتشر می شود، مردم با حضور در خیابان ها، دادن شعار و به صدا درآوردن بوق اتوموبیل ها نخستین سالگرد خیزش ژینا را گرامی می دارند و بر ادامه ی آن تاکید می ورزند.
شهر زاهدان شامگاه امشب (۲۶ شهریور) مجددا شاهد اعتراضات شبانه ای بوده است که با فریادهای «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر ستمگر همراه شده است.
در ویدئویی از خیابان شریعتی در تهران در ساعت پنج بعداز ظهر صدای ممتد بوق اتوموبیل ها و فریادهای مرگ بر دیکتاتور به گوش می رسد.
در یک ویدئو که از کرمانشاه منتشر شده و گزارشگر می گوید متعلق به امشب است، ماموران انتظامی به سوی مردم تیراندازی می کنند. در این ویدیوها یک شخصی فریاد میزند: «خورد بهش!»
یک ویدئو از سنندج راه بندان و روشن کردن آتش در خیابان را گزارش کرده است. ویدیویی دیگری خیابانی را در سنندج نشان می دهد که جوانان آن را مسدود کرده و شعار مرگ بر خامنه ای می دهند.
یک ویدئو از شهر مریوان می گوید معترضان در محله بهاران، کوره موسوی و چهارراه بیمارستان به خیابان آمدند و شعارهای ضد حکومتی سر داده اند.
ویدئوهایی از شهر اراک منتشر شده که مردم با تجمع در خیابان شعار «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر سپاهی»، و «آزادی، آزادی، آزادی» می دهند.
در مشهد با تاریک شدن هوا عده ای از جوانان به خیابان ها آمده و شعار داده اند: «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه!»
در کرج تجمعی با شعار «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست» برگزار شده است.
یک ویدئو از رشت، تجمع مردم با شعار «مرگ بر دیکتاتور» را در سبز میدان این شهر گزارش کرده است.
از شهر لاهیجان ویدئویی منتشر شده است که تجمع مردم و درگیری با نیروهای انتظامی را نشان می دهد.
ویدئویی از شهر کرد منتشر شده که تجمع شبانه مردم در خیابان را نشان می دهد.
یک ویدئو از جونقان در استان چهارمحال بختیاری خیابانی را نشان می دهد که جوانان در آن آتش روشن کرده و اعتراض می کنند.
گزارش هایی از اعتراضات در کرمان مردم با حضور در خیابان ها و به صدادرآوردن بوق اتوموبیل ها دست به اعتراض زده اند.
اعتصاب در کردستان
علیرغم کندی و اختلال شدید در اینترنت، گزارش ها و ویدئوهایی منتشر شده در شبکه های اجتماعی از شروع اعتصاب عمومی در کردستان خبر می دهند. پیش از این احزاب کردستان ایران در بیانیه ی مشترکی خواهان اعتصاب عمومی در روز شنبه ۲۶ شهریور شده بودند. مطابق گزارش ها، علیرغم حضور بسیار گسترده ی نیروهای نظامی و امنیتی در شهرهای مختلف و ارعاب مردم، شهرهای سنندج ، آبدانان ، سقز ، بانە ، بوکان دیواندرە و کامیاران در اعتصاب به سر می برند و مغازه ها و سایر مراکز عمومی تعطیل کرده اند. اعتصاب عمومی کامل در سنندج برقرار است. شهر صنعتی تعمیرکاران، بازار میوه فروشان، راستهی خرازان، راستهی کفش فروشان، بازار طلافروشان، راستهی موبایل فروشان و تمامی کسبه و مغازه داران، کارگاههای کوچک و متوسط با تعطیل کردن محل کار دست به اعتصاب زده اند. گزارش هایی از اعتصاب در شهرهای دهگلان، میاندوآب، ارومیه، رودهن، بازاریان نارمک و هفت حوض در تهران، گزارش شده است. هه نگاو نام ۱۸ شهر را که در اعتصاب به سر می برند اعلام کرده است. بوکان، دهگلان (دیولان)، مریوان، ارومیه، سنندج (سنه)، کامیاران، بانه، قروه، ایلام، بیجار، روانسر، سقز، مهاباد، اشنویه (شنو)، دیواندره، سردشت، پاوه و میاندواب شهرهایی هستند که در این گزارش از آن ها نام برده شده است. بر پایه این گزارش هم زمان با برگزاری اعتصابات فراگیر امروز شمار زیادی از نیروهای سرکوبگر از جمله افراد تکتیرانداز در نقاط مختلف به ویژه در شهر سقز مستقر شده و نیروهای سرکوبگر و یگان ویژه نیز در حال گشتزنی و ایجاد رعب و وحشت در شهرها هستند و هلیکوپترهای سپاه پاسداران نیز در ارتفاع پایین بر فراز شهرها در حال پرواز هستند.
تظاهرات پراکنده در تهران، کرج و مشهد
علیرغم بسیج گسترده و اشغال خیابان ها و محلات گزارش ها حاکی از تجمعات پراکنده ی جوانان در مناطقی از تهران، کرج و مشهد است. این تظاهرات با شعار مرکزی «مرگ بر خامنه ای» همراه است. در اتوبوس های بی آر تی مسیر خیابان آزادی و انقلاب (میدان آزادی تا میدان امام حسین) ساعت ۱۲ ظهر به وقت تهران شعار «توپ تانک فشفشه آخوند باید گم بشه!» شنیده شده است. پس از حمله سرکوبگران جمهوری اسلامی به مردم در محدوده انقلاب، معترضان در اتوبوس مسیر انقلاب به آزادی اقدام به سر دادن شعار «مرگ بر خامنه ای» کرده اند. گفته می شود ماموران عده ای از معترضان را در خیابان انقلاب بازداشت کرده اند. در گوهردشت کرج نیز اعتراضات پراکنده ای برگزار شده است.
در ویدئویی که از شهر مشهد منتشر شده، نیروهای موتوری به تجمعی ازمردم حمله کرده اند. صدای شلیک گلوله در این ویدئو به گوش می رسد.
پدر مهسا امینی بازداشت و حبس خانگی شد
امجد امینی، پدر ژینا امینی همزمان با سالگرد قتل حکومتی فرزندش، به محض خروج از منزل توسط نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. بر اساس اطلاع ههنگاو، روز شنبه ٢۵ شهریور ماه ١۴٠٢ (١۶ سپتامبر ٢٠٢٣)، امجد امینی مقابل منزل خود در خیابان ماموستا هَژار واقع در شهرک دانشگاه شهر سقز توسط نیروهای پرشمار سپاه پاسداران بازداشت شد. علیرغم هشدار نهادهای حکومتی به خانواده ژینا امینی در خصوص عدم برگزاری برگزاری سالگرد فرزندشان، این خانواده در اطلاعیهای اعلام کردند: “ما خانواده ژینا مانند هر خانواده داغدیدهای، در سالیاد شهادت فرزند دلبندمان ژینا (مهسا) امینی بر مزار آن عزیز سفر کرده گرد هم آمده و مراسم سنتی و مذهبی سالگرد را برگزار میکنیم.” امجد امینی طی هفته اخیر و در روزهای منتهی به سالگرد انقلاب ژن، ژیان، ئازادی دستکم در چهار نوبت توسط نهادهای مختلف امنیتی احضار و در خصوص عدم برگزاری سالگرد ژینا مورد بازجویی و بیحرمتی قرار گرفته بود. قبل از آن روز سهشنبه ۱۴ شهریور ماه ۱۴۰۲ نیز، صفا عائلی ۳۰ ساله و دایی کوچک ژینا امینی طی هجوم نیروهای اداره اطلاعات در سقز بازداشت شد و تاکنون نیز در بازداشت و وضعیت حقوقی نامشخص به سر میبرد. فضای شهر سقز به ویژه اطراف منزل خانواده امینی و راههای منتهی به آرامستان آیچی (مزار ژینا) به شدت میلیتاریزه نیروهای امنیتی-نظامی در تمام مناطق با تجهیزات و به صورت مسلح مستقر شدهاند. بنابر گزارش های تازه امجد امینی پس از بازجویی، به خانه بازگردانده شده اما به او گفته شده که او و خانوادهاش حق خروج از منزل را ندارند. منزل او در محاصره ی ماموران امنیتی است.
هفت زندانی سیاسی زن در اوین شعار مرگ بر دیکتاتور دادند
هفت زندانی زن زندان اوین در پیامی، شب سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی را «شب ظلم بیامان حکومت دینی» خوانده و از رفتن به داخل بند امتناع کرده و متحصن شدند. این هفت زندانی در حیاط زندان شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «زن زندگی آزادی» سر دادند. آزاده عابدینی، سپیده قلیان، شکیلا منفرد، گلرخ ایرایی، نرگس محمدی، محبوبه رضایی و ویدا ربانی در این حرکت اعتراضی شرکت دارند.
وضعیت فوق امنیتی در تهران و کرج
بر اساس گزارش شهروندان و شبکه های اجتماعی، حضور نیروهای نظامی مسلح در خیابانهای اصلی تهران و کرج به شکل محسوسی افزایش یافته، عموما به شکلی میایستند که اسلحههایشان نمایان شود. سرعت اینترنت ثابت و همراه هم کاهش یافته، شرکتهای ارائه دهنده اینترنت ثابت میگویند: «اختلال خارج از شبکه ماست». استفاده از فیلترشکنها هم سختتر شده است.
مزار نیکا شاکرمی را تخریب کردند
آتش شاکرمی، خاله نیکاشاکرمی با انتشار تصاویری از مزار نیکا در اینستاگرام نوشت: «درختهایت را سر بریدهاند، تصاویرت بر گلدان مزار باباییات را با رنگسیاه کثیف کردهاند، اما مگر میشود با تخریب مزار ستارهها آنها را از آسمان به قعر نیستی کشاند، تو و دوستانت ستاره این سرزمینید.»
خواهر حدیث نجفی: تمام اعضای خانواده ام را بازداشت کرده اند
فسون نجفی، خواهر حدیث نجفی از کشتهشدگان خیزش انقلابی، در اینستاگرام از بازداشت اعضای خانواده خود در روز ۲۴ شهریور توسط ماموران امنیتی خبر داد و نوشت: «بدون هیچ ابلاغیه و اخطاری ریختن تو خونه و همه چیز رو گشتن و برخی وسایل رو هم با خودشون بردن.»
توئیت کنفدراسیون اتحادیههای کارگری آلمان (DGB) در حمایت از مبارزات مردم ایران در سالگرد قتل مهسا امینی
۱ سال پیش، ژینامهسا امینی به قتل رسید. از آن زمان تاکنون اعتراضات در ایران متوقف نشده است. با این حال، رژیم همچنان به سرکوب زنان، اتحادیهها و همه کسانی که برای آزادی و دموکراسی مبارزه میکنند، ادامه میدهد. ما در همبستگی با معترضان می ایستیم و خواهان آزادی زندانیان هستیم.”
اتحادیههای جهانی(CGU) تشدید نقض حقوق بشر، نقض حقوق کار و نقض آزادیهای مدنی در ایران را محکوم کردند
شورای اتحادیههای جهانی (CGU) ، با انتشار بیانیه ای تشدید نقض حقوق بشر، نقض حقوق کار و نقض آزادیهای مدنی در ایران را محکوم کرد. این شورا به نمایندگی از بیش از ۲۰۰ میلیون کارگر در سراسر جهان در بیانیه ی خود تاکید کرده است: ما در تعهد خود به دفاع از حقوق کارگران، زنان، معلمان، روزنامهنگاران، مدافعان حقوقبشر و فعالان در ایران و سراسر جهان متحد هستیم…
شورای اتحادیههای جهانی (CGU) ، با انتشار بیانیه ای تشدید نقض حقوق بشر، نقض حقوق کار و نقض آزادیهای مدنی در ایران را محکوم کرد. متن کامل این بیانیه در ادامه آمده است:
شورای اتحادیههای جهانی (CGU)، به نمایندگی از بیش از ٢٠٠ میلیون کارگر، از طریق کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری (ITUC)، فدراسیونهای اتحادیه جهانی (GUFs) و کمیته مشورتی اتحادیه های کارگری بهOECD (TUAC)، تشدید نقض حقوق بشر و نقض آزادیهای مدنی رهبران تشکلهای صنفی و فعالان کارگری، توسط مقامات ایران را محکوم میکند.
شورای اتحادیههای جهانی، نگرانی عمیق خود را از تشدید اقدامات سرکوبگرانه، به ویژه در نزدیک شدن به سالگرد قتل ژینا مهسا امینی در ۱۶ سپتامبر، علیه معلمان، روزنامهنگاران، فعالان اتحادیههای کارگری، فعالان دانشجویی و مدافعان حقوق زنان ابراز میکند. ما این سرکوب در ایران را محکوم میکنیم و فورا خواستار توقف فوری آن هستیم، چرا که توانمندسازی تشکلهای صنفی برای دفاع و حمایت از حقوق کارگران، سنگ بنای هر جامعه دموکراتیک است.
ما همچنین نگران افزایش نفوذ گشت ارشاد، پلیس اخلاق، و اجرای قانون حجاب اجباری، برای آزار و اذیت زنان و جلوگیری از دسترسی آنها به آموزش هستیم.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران (CCITTA)، از اعضای آموزش بینالمللی (EI)؛ سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه (شرکت واحد)، عضو فدراسیون بینالمللی کارگران حملونقل (ITF)؛ و انجمن روزنامهنگاران ایرانی (AoIJ)T، عضو فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران (IFJ)، با آزار و اذیت مداوم، دستگیری، بازداشتهای طولانی مدت و شکنجه در زندان مواجه هستند. این تشکلهای عضو ما، رهبران تشکلات و کارگران در بخشهای مختلف اتحادیههای مختلف نقضهای حقوق مشابهی را گزارش می کنند که شامل موارد زیر است:
– مورد هدف قرار دادن و اخراج معلمان و فعالان تشکلهای صنفی فرهنگیان در ایران به شدت معیشت آنها را به خطر میاندازد. انجام شکنجههای جسمی و روانی در طول بازداشت، از جمله پخش عمومی”اعترافات” اجباری؛ زندان تحت احکام خودسرانه و نامشخص، در شرایط وحشتناک و بدون دسترسی به مراقبتهای پزشکی.
– حمله به تظاهرات معلمان و تظاهرات مسالمتامیز آنان، ارعاب فعالان صنفی، روزنامهنگاران و کارگران معترض، انجام اخراجهای خودسرانه و سریع، دستگیری فعالان اتحادیههای کارگری و پیگرد قانونی تحت اتهاماتی مانند “اختلال در نظم عمومی”، “تبلیغات علیه دولت” و “اقدام علیه امنیت ملی” که میتواند مجازاتهای شدید از جمله مجازات اعدام را به همراه داشته باشد.
– جلوگیری از آزادی رسانه و انتشار آزاد اخبار در مورد فعالیتهای تشکلها؛ نیز اخلال در فعالیت تشکلهای صنفی با ایجاد نهادهای موازی تحت حمایت رژیم و حمله به تلاشهای این تشکلها برای برگزاری مناسبتهای عمومی، از جمله روز یک مه، روز جهانی کارگر، است؛
– نقض حقوق زندانیان: با همه بازداشتشدگان، از جمله فعالان تشکلهای صنفی، باید با احترام و کرامت تعیین شده در قوانین بینالمللی رفتار شود. معلمان، دانشجویان، فعالان اتحادیههای کارگری و مدافعان حقوق بشر که بهطور غیرقانونی بازداشت شدهاند، باید آزاد شوند و شکنجه باید در تمام بازداشتگاهها ممنوع شود.
– فشار بر خانوادههای اعضای هیئت مدیرهی تشکلهای صنفی: افزایش فشار بر خانوادههای فعالان، یک تجاور آشکار و عمیقا ناراحتکننده است. خانوادهها سزاوار زندگی در صلح و عاری از ترس و انتقام هستند.
– حق سازماندهی و برگزاری جلسات تشکلات: سازماندهی و برگزاری مجامع عمومی را بدون تهدید به آزار و اذیت باید از حقوق اساسی و بدیهی فعالان تشکلات صنفی در ایران باشد.
– خصومت دولت با مطالبات کارگری: بیتفاوتی نسبت به خواستههای مشروع کارگران و بازنشستگان ناعادلانه است. ما در همبستگی با همه کارگران و بازنشستگان ایستادهایم؛ آنان سزاوار رفتار عادلانه و معیشت شرافتمندانه هستند.
ما از مقامات ایرانی میخواهیم که به استانداردهای بینالمللی کار، به ویژه آزادی تشکلات احترام گذاشته و اطمینان حاصل کنند که اصول حقوق بشر، عدالت، کرامت و انصاف وجود دارد. CGU همبستگی خاص خود را با مدافعان حقوق زنان در مبارزه برای یک جامعه دموکراتیک و سکولار ابراز میکند.
ما در تعهد خود به دفاع از حقوق کارگران، زنان، معلمان، روزنامهنگاران، مدافعان حقوقبشر و فعالان در ایران و سراسر جهان متحد هستیم.
۲۰ روز بی خبری از جلوه جواهری و فروغ سمیعنیا
۲۵ مرداد انتشار اخباری در شبکههای اجتماعی از بازداشت چندین نفر از فعالان حقوق زنان در رشت حکایت داشت. جلوه جواهری و فروغ سمیعنیا از جمله این بازداشت شدگان بودند. حالا بیشتر از ۲۰ روز از زمان بازداشت آنان گذشته اما خبری از اطلاعرسانی شفاف درباره پرونده آنان، اتهاماتشان، محل نگهداریشان و چند و چون پیگیری ماجرا نیست. خانواده جواهری و سمیعنیا در گفتوگوهای جداگانه با خبرنگار «شبکه شرق»، از تداوم بیخبری خود از فرزندانشان ابراز نگرانی کرده و خواستار رعایت حقوق مصرح آنان در قوانین ایران از جمله قانون آیین دادرسی کیفری و آییننامه سازمان زندانها شدند.
مادر فروغ سمیعنیا: فروغ بیمار است و نگران سلامتش هستیم
کبری احمدزاده، مادر فروغ سمیعنیا در گفتوگو با «شبکه شرق» با انتقاد از تداوم بیخبری خود از فرزندش، اظهار کرد: «هر روز که به دادگاه و زندان مراجعه میکنیم، به ما میگویند امشب تماس میگیرد ولی هیچ خبری از تماس نیست. هرشب جلوی تلفن نشستهایم. دیگر نمیدانم چطور میخوابم و بیدار میشوم. چند روز پیش نزد بازپرس رفتیم و گفتیم که شما گفتید زنگ میزند ولی این اتفاق هنوز نیفتاده است. گفتیم ما نگرانیم، چرا اذیتمان میکنید؟ یک نامه برای ملاقات حضوری به ما دادند و گفتند بروید زندان. رفتیم زندان لاکان رشت. آنجا دیدیم که برای همه بازداشتشدگان قرار ملاقات حضوری صادر شده است اما همه توانستند فرزندانشان را ببینند جز ما.»
او ادامه داد: «در نامهای که از طرف دادسرا داده بودند، نام فروغ و جلوه جواهری هم برای ملاقات حضوری وجود داشت اما در زندان به ما گفتند که این ۲ نفر اینجا نیستند. پرسیدیم کجا بردنشان؟ گفتند بردهاند برای بازجویی و فردا صبح آنها را برمیگردانند. ما فردای آن روز، از ساعت یک ربع به هفت صبح مقابل زندان لاکان رشت بودیم تا او را ببینیم اما باز هم گفتند که اینجا نیست. پرسیدیم اصلا فرزندان ما را به اینجا آوردهاند یا خیر که گفت من نمیدانم.»
مادر فروغ سمیعنیا با ابراز نگرانی درباره وضعیت دخترش، گفت: «این روند هر روزه ماست. من از ساعت ۵ صبح از لاهیجان میروم رشت تا جوابی بگیرم اما جوابی نمیدهند. به بازپرس گفتم که بچههای ما کجاست و چرا در زندان نیست که گفت این ۲ نفر (فروغ سمیعنیا و جلوه جواهری) هنوز کارشان تمام نشده است. گفتم خب پس چرا به ما گفتید بروید جلوی زندان و اسمشان را برای ملاقات حضوری نوشتید؟ خلاصه پاسخ شفافی به ما نمیدهند.»
او خاطرنشان کرد: «از مقام قضائی خواستیم و برایش نوشتیم که حداقل بگذارید فروغ یک زنگ به ما بزند. از روزی که بازداشت شده، فقط چند ثانیه تماس گرفته و بعد از آن دریغ از یک زنگ. فروغ بیمار است و دیابت دارد. حداقل یک زنگ بزند و بگوید حالش خوب است و داروهایش را مصرف میکند. بازپرس گفت آنجا دکتر هست و نگران نباشید که گفتم اگر دکتر هست، یک زنگ بزند و بگوید داروهایش را به دستش رساندهاند. داروهای فروغ باید سر وقت مصرف شود. تماس گرفتن توقع زیادی نیست. حق قانونی اوست. اما هنوز هیچ خبری نشده و ما به جد نگران سلامت فروغ هستیم.»
همسر جلوه جواهری: بازپرس قول بازگرداندن به زندان، ملاقات حضوری، تماس تلفنی و فک قرار بازداشت را داد
کاوه مظفری، همسر جلوه جواهری در گفتوگو با «شبکه شرق» از سرنوشت همسر خود ابراز نگرانی کرد. او با بیان اینکه «به غیر از یک تک تماس اول از جلوه جواهری که حدود ۲۰ روز پیش بود و در حد ۱۵ ثانیه، هیچ تماس و خبر دیگری از جلوه نداریم»، گفت: «هفته گذشته، ۹ شهریور، دادستان دستور داده بود که خانوادهها میتوانند با فرزندانشان دیدار و ملاقات حضوری داشته باشند ولی این دستور در قبال فروغ سمیع نیا و جلوه جواهری اجرا نشد. من چند مرتبه در ساعات مختلف به زندان رفتم تا شاید جلوه را آورده باشند و امکان ملاقات حضوری فراهم شود ولی هر دفعه میگفتند که نامش در لیست هست ولی خودش در زندان نیست. دست آخر ماموران زندان به ما گفتند که جلوه کلا در زندان لاکان رشت نیست. برای پیگیری موضوع نزد بازپرس و دادستان رفتیم که آنها هم تایید کردند که جلوه و فروغ در اختیار ضابط هستند و در زندان نیستند. پرسیدیم تکلیف دستور ملاقات چه میشود ولی پاسخی نگرفتیم.
او با اشاره به ملاقات اخیر خود با دادستان و بازپرس جدید پرونده، بیان کرد: «در ملاقات مردمیای که با دادستان در روز ۱۴ شهریور داشت هم شرکت کردیم تا شاید اتفاقی رخ دهد و پاسخ روشنی بگیریم. در نهایت توانستیم بازپرس جدید پرونده را ببینیم که به ما گفتند که دستور بازگشت جلوه جواهری و فروغ سمیعنیا به زندان لاکان رشت را صادر کرده تا حداقل این افراد زیر نظر سازمان زندانها باشند. همچنین قول داد که پس از آوردنشان به زندان، میتوانیم با آنها ملاقات داشته باشیم. به بقیه خانوادهها هم گفت که به ضابط دستور داده تا پروندهها ارسال شود. در نهایت هم به ما وعده دادند که تا پنجشنبه هم جلوه و خانم سمیع نیا از بازداشتگاه زیرنظر ضابط به زندان لاکان رشت منتقل شوند و هم امکان ملاقات حضوری و تماس تلفنی فراهم شود. این وعدهها و قولها از طرف بازپرس و در هماهنگی با دادستان بیان شده است. همچنین به ما وعده دادند که با ارجاع پرونده به بازپرسی، امکان فک قرار بازداشت هم وجود دارد.»
مظفری در خاتمه با انتقاد از بی اطلاعی خانوادهها از محل نگهداری عزیزانشان، گفت: «به ما نمیگویند جلوه و خانم سمیع نیا در کدام بازداشتگاه هستند و محل نگه داریشان کجاست فقط میگویند که تحت نظر ضابط است. حتی ما گفتیم که خب وقتی تحت نظر ضابط است، دیگر تحت نظر سازمان زندانها نیست. نمیشود که هم تحقیقات از طرف ضابط صورت بگیرد و هم نگه داری زندانی برعهده ضابط باشد. به بازپرس هم گفتیم که این روند میتواند حقوق قانونی بازداشتی را نقض کند. اما با این حال در دیدار اخیر، وعدههای خوبی به ما دادند و امیدواریم که محقق شوند.»