سی امین سالگرد قنل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ 


گروهی از بازماندگان اعدام های دسته جمعی تابستان ۶۷ در بیانیه ای که با امضای «بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران» منتشر کرده اند، خواهان روشن شدن ابعاد این جنایت بزرگ، معرفی و مجازات عاملان آن شده اند. این بیانیه را که تحت عنوان «خون هزاران زندانی سیاسی اعدام شده در تابستان ۶۷، هنوز می تپد و دادخواهیم این بیداد را» در زیر می خوانید:

سی سال از اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی ایران گذشت. در تابستان ۱۳۶۷ با پایان یافتن جنگ ایران و عراق، خمینی طی حکمی جمعی، دستور داد کسانی را که در زندان های سراسر کشور بر مواضع سیاسی و عقیدتی خود پافشاری می کنند، اعدام کنند. حکم: «کسانی که در زندان های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می کنند محارب و محکوم به اعدام می باشند و تشخیص موضوع در تهران با رأی اکثریت آقایان حجهالاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده ای از وزارت اطلاعات می باشد. اگرچه احتیاط در اجماع است و همینطور در زندان های مراکز استان کشور رأی اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازم الاتباع می باشد. رحم بر محاربین ساده اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند».
با این فرمان خون بار، «هیئت مرگ» که علاوه بر افراد ذکر شده در این حکم، شامل ابراهیم رئیسی معاون دادستان تهران و مصطفی پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات نیز بودند، کار خود را آغاز کردند.
از زندانیان سیاسی سه سئوال کلیدی درباره عقاید دینی شان، باور به نظام جمهوری اسلامی و پایبندی به سازمان سیاسی مربوطه شان پرسیده می شد. زندانیانی که بر مواضع فکری و سیاسی خود پای می فشردند، بلافاصله به چوبه دار سپرده یا تیرباران می شدند.
از اوایل مرداد، حدود دو ماه، هزاران زندانی سیاسی که اکثر آن ها قبلاً محاکمه شده و حکم زندان داشتند و دوران محکومیت خود را می گذراندند یا محکومیت شان تمام شده و منتظر آزادی از زندان بودند، در دادگاه های چند دقیقه‌ای تفتیش عقاید و بدون اطلاع زندانی و خانواده‌های آن‌ها، ناعادلانه به مرگ محکوم شدند. هر روز صدها زندانی به طور گروهی اعدام شدند و در گورهای دسته جمعی بی نام و نشان در تهران در گورستان خاوران و دیگر مکان های ناشناخته، و در سایر شهرها در مکان های نامعلوم، به طور مخفیانه و بدون اطلاع خانوده ها دفن شدند.
این نسل کشی، گرچه اوج کشتار مخالفان سیاسی در عمر چهل ساله جمهوری اسلامی ایران بود، اما این نظام آزادی کش، دستگیری، شکنجه، حبس و اعدام مخالفان سیاسی خود را از بدو به قدرت رسیدن آغاز کرد و این سیاست سرکوب گرانه را تا امروز ادامه داده است.
این بیدادگری تا به کجا می‌تواند دوام بیاورد، در حالی که شاهدیم هر روز با گسترده‌تر شدن صف آزادی خواهان و مخالفان، جسارت مردم بیشتر شده و هر چه اعدام و سر به نیست کردن مخالفان و کشتار مردم معترض به بی عدالتی و فقر و گرسنگی و بیکاری و آزادی کشی در خیابان بیشتر شود، باز هم خانواده های دادخواه که فرزندان و عزیزان خود را در این جنایات سازمان یافته از دست داده اند، بزرگ‌تر و قدرتمندتر می شوند.
ما بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران، صدای خود را بلند می کنیم تا دیگر خانواده‌های داغدیده و آزادی خواهان و جویندگان حقیقت و عدالت به ما بپیوندند.

– ما خواهان تشکیل یک کمیته حقیقت یاب مستقل با نظارت خانواده‌های اعدام شدگان برای روشن شدن چگونگی و چرایی بازداشت، شکنجه و اعدام یا کشته و مفقود شدن مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته، به ویژه در دهه ۶۰ و تابستان ۶۷ هستیم.

– ما خواهان شناسایی همه مسئولان سهیم در بازداشت، شکنجه، اعدام و سرکوب مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی و آزادی خواهان در چهل سال گذشته، به ویژه در دهه ۶۰ و تابستان ۶۷ و محاکمه علنی و مجازات آن‌ها به اتهام سرکوب و کشتار آزادی خواهان و مخالفان هستیم.

– ما خواهان لغو مجازات اعدام هستیم.

– ما خواهان لغو فوری احکام ناعادلانه و آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، بدون هیچ قید و شرطی و اعاده حیثیت از آنان هستیم.

– تخریب گورهای مخالفان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ ، به ویژه تابستان ۶۷، در تهران و شهرهای گوناگون ،از جمله اهواز، مشهد، رشت، تبریز و بندرانزلی و … پاک کردن آثار این جنایت ها توسط مسئولان حکومتی و شکنجه خانواده‌های اعدام شدگان است. این روند باید بلافاصله متوقف شود، محل دفن اعدام شدگان باید محترم شمارده شود و حقوق بازماندگان برای نگهداری و نشانه گذاری این گورها و برگزاری آزادانه مراسم بزرگداشت برای این عزیزان باید به رسمیت شناخته شود.

– حق آزادی بیان، اندیشه و نشر بدون هیچ قید و شرطی و برای همگان به رسمیت شناخته شود.

– حق تجمع، تظاهرات، اعتصاب و برگزاری گردهمایی برای همگان به رسمیت شناخته شود.

– حق ایجاد تشکل های مستقل سیاسی، صنفی و اجتماعی، بدون هیچ قید و شرطی و برای همگان به رسمیت شناخته شود.

ما دادخواهان و خانواده های اعدام شدگان، در تمام این سال ها با انواع فشارها و بگیر و ببندها رو به رو بوده ایم، تا جایی که حتی از حضور بر گور عزیزان مان و برگزاری آزادانه مراسم منع شده ایم. اما هیچ یک از این فشارها و آزارها نتوانسته است مانع حضور ما بر گور عزیزان مان و برگزاری مراسم برای آنها شود. ما هم چنان بر حقوق و خواسته های خود پافشاری می کنیم و برای رسیدن به این خواسته ها از پای نخواهیم نشست.

بخشی از جنبش دادخواهی مردم ایران
۲۰ مرداد ۱۳۹۷




رفع تبعیض با یک تبعیض جدید 

نقد مصوبه ی جدید در باره قانون منع خروج زنان از کشور بدون اجازه همسر 

صنم حقیقی


زنان متاهل برای دریافت گذرنامه نیاز به اجازه همسرشان دارند. حتی در صورت اجازه اولیه و صدور گذرنامه، شوهر می‌تواند اجازه قبلی خود را پس بگیرد و خواهان ممانعت از خروج همسرش شود. در تمام این موارد امکان خروج قانونی تا زمان کسب اجازه شوهر و یا ثبت طلاق وجود ندارد.

اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس روز یکشنبه ۱٣ مرداد ۹۷ طرحی را تصویب کردند که در صورت تصویب نهایی، بانوان نخبه علمی، فرهنگی و ورزشی بدون اذن همسر و تنها با اذن دادستان یا دادگاه صالحه یا سازمان مورد فعالیت‌شان می‌توانند از کشور خارج شوند. طبق ماده ۱٨-٣ قانون گذرنامه، صدور گذرنامه برای زنان شوهردار ولو کمتر از ۱٨ سال با موافقت کتبی شوهر و در «موارد اضطراری» با اجازه دادستان محل درخواست گذرنامه میسر است. برای رهایی از این تبعیض، اجازه خروج از کشور زنان متأهل بدون اذن شوهر را در شروط ضمن عقد نکاح گنجانده‌اند، ولی در عمل، بدون داشتن وکالت بلاعزل از شوهر، این شرط به‌راحتی محقق نمی‌شود. داستان دلایل آن شنیدنی است که در این مقال نمی‌گنجد.

صنم حقیقی در روزنامه شرق در ادامه ی نقد مصوبه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نوشته است: «قانون منع خروج زنان از کشور بدون اذن شوهر، وقتی مورد حمله شدید قرار گرفت که نیلوفر اردلان، کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران، به‌دلیل منع خارج‌شدنش از کشور از سوی همسرش، از شرکت در بازی‌های جام ملت‌های آسیای سال ۲۰۱۵ بازماند. بعد از آن در سال ۹۶ هم خانم زهرا نعمتی، قهرمان تیراندازی، از سوی شوهرش ممنوع‌الخروج شد؛ به این ترتیب ورزشکاران زن -و نه قانون‌گذاران- جرقه بحث را در باب معضلات این قانون زدند. اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که تعداد آنها ۲۲ نفر است و فقط یک نفر از آنها زن است (خانم هاجر چنارانی نماینده نیشابور و فیروزه)، طرحی را تصویب کردند که در بالا به آن اشاره شد: طرح تسهیل خروج یک دسته از زنان به نام «زنان نخبه». زنان نخبه را زنانی عنوان کردند که خواهان حضور در برنامه‌های علمی، اقتصادی، ورزشی و فرهنگی‌اند و در این طرح آمده که اگر شوهر این افراد از خروج آنها ممانعت کند، از طریق دستگاه ذی‌ربط، دادستان یا دادگاه صالحه می‌توانند اقدام کرده و اجازه خروج بگیرند. قانون حاضر تعریفی از «موارد اضطراری» مندرج در ماده ۱٨ قانون گذرنامه که طبق آن خروج از کشور از سوی دادستان میسر می‌شود، ارائه نکرده است. آیا این طرح قصد داشته موارد «اضطرار» را در این ماده تعریف کند؟ احتمالا. اما طرح تصویب‌شده از سوی اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نه تنها تعریف درستی از «زنان نخبه» ارائه نمی‌دهد، بلکه مواردی را هم که باید برای ارائه چنین مجوزی از سوی دادستان یا دادگاه رعایت شود، مشخص نکرده است. دادستان چطور «نخبه‌بودن» را محک می‌زند؟ ضریب هوشی؟ مدرک تحصیلی؟ سمت شغلی؟ دردست‌داشتن دعوت‌نامه برای شرکت در مسابقات؟ مدال طلا؟ مدال نقره؟ مدال برنز؟ آیا محل خارج از کشور که زن قرار است در آنجا حضور به هم رساند هم ملاک است؟ کنگره؟ سمینار؟ یا هیچ‌کدام و فقط المپیاد؟! و چرا همه اینها جزء «موارد اضطرار» تلقی شود؟ آیا بهتر نبود در نظر قانون‌گذاران اینها ادوات پیشرفت زنان درنظر گرفته می‌شدند؟ کدام قانون‌گذاری -با دلایل کاملا غیرموجه- برای رفع تبعیض علیه نصف جمعیت کشور، طرحی را بیان می‌کند که تبعیضی جدید بین زنان به‌وجود آورد؟ چرا باید بین زنی که مدرک دکتر دارد و استاد دانشگاه است، یا قهرمان ورزشی که خواهان حضور در خارج از کشور است و زن خانه‌داری که بچه‌ای در خارج از کشور دارد و مشتاق دیدار فرزندش است و همسرش به‌‌دلیل توهم عدم‌بازگشتش، او را ممنوع‌الخروج کرده است، تبعیض قائل شد؟ چرا دیدار این زن خانه‌دار با فرزندش از موارد «اضطرار» نیست؟ آیا در ذهن طراحان، زنان در کل نخبه نیستند، مگر خلافش ثابت شود، آن هم با بررسی دادستان؟! این کلمه «نخبه» از کجا آمده است؟ «اضطرار» را چگونه تعریف کرده‌اید؟ آیا این نیست که کلا عادتمان داده‌اید به گفتن اینکه «این طرح از هیچ نداشتن بهتر است» یا «این را به فال نیک بگیرید تا بعد»؟ آیا صحیح نبود که در ریشه این قانون تبعیض‌آمیز غور می‌کردید و آن را با واقعیات جامعه می‌سنجیدید و فکر بهتر می‌کردید؟ ریشه این قانون در نظر فقهایی بوده که خروج زن از منزل بدون اذن شوهر را مجاز ندانسته بوده‌‌اند و آن را در قانون سال ۱٣۵۱ به خروج زن از کشور تعمیم داده‌اند. آیا در زمان حاضر، اشاره به این نظر، بدون توجه به اشتغال به کار تعداد زیادی از زنان و اینکه دیگر در عمل اجازه خروج زن از منزل از سوی شوهر مطرح نیست، لازم بوده؟ آیا معضل را از این نقطه نظر بررسی کرده‌اید؟ اگر نه، چرا؟ این طرحی است با تبعیض مضاعف. اصلاح‌کردن قانون تبعیض‌آمیز با اعمال تبعیض جدید در سیستم استاندارد قانون‌گذاری یک قدم به عقب است. این ادعا که «تغییر پله‌پله» و پرتعارف و آرام‌آرام بهتر از هیچ است، هم شایسته این عده از جمعیت کشور نیست…»




«شعار مرگ بر دیکتاتور» در ورزشگاه آزادی 

 

دیدار تیم‌های فوتبال استقلال تهران و تراکتورسازی تبریز ساعت ۲۰:۳۰ امشب در ورزشگاه آزادی و در چارچوب هفته سوم لیگ برتر برگزار شد. پیش از شروع بازی بین هواداران استقلال و تراکتور سازی با ماموران انتظامی و ماموران یگان ویژه درگیری رخ داد.

خبرگزاری مهر در گزارش خود نوشته است: نحوه بلیت‌فروشی برای هواداران تراکتورسازی بسیار بد بود و همین مسئله باعث شده بود تا آنها نسبت به این قضیه معترض بوده و با عوامل انتظامی پیدا کنند.

فیلم هایی که از صحنه درگیری منتشر شده نشان می دهد آنان با چه خشونتی با تماشاگران برخورد کرده اند. در شبکه‌های مجازی تصاویر و ویدئوهایی منتشر شده که طرفداران مصدوم و خون‌آلود تراکتورسازی را نشان می‌دهد.

به گزارش وبسایت رسمی برنامه تلویزیونی نود، تعداد هواداران تراکتورسازی بیش از جایگاهی بود که برایشان در نظر گرفته شده بود و به همین دلیل، حصارهایی را که جایگاه آنها را جدا می‌کرد شکستند و بخش دیگری از ورزشگاه را پر کردند.

تماشاگران طرفدار تراکتورسازی می‌گویند طرفداران این تیم در بخشی از ورزشگاه که در حال تعمیر بود مستقر شده بودند بدون اینکه مشخص باشند آنها نباید در این بخش بنشینند و یگان ویژه با ضرب و شتم آنها را از آن قسمت رانده است.

ایسنا قبل از آغاز بازی در گزارش خود نوشت: دیدار استقلال و تراکتورسازی در حالی از ساعت ۲۰:۳۰ در ورزشگاه آزادی آغاز می‌شود که حدود ۳۰ هزار هوادار در فاصله ۹۰ دقیقه تا سوت آغاز این دیدار به ورزشگاه آزادی آمده‌اند و ۲۰ هزار نفر آن‌ها استقلالی هستند.
در ادامه ی گزارش ایسنا آمده است: درگیری هواداران دو تیم در لحظات پایانی نیمه اول به قدری ادامه پیدا کرد که ماموران امنیتی بیشتری برای کنترل استقلالی‌ها به داخل جایگاه‌های هواداران این تیم رفتند. درگیری هواداران استقلال با ماموران انتظامات آزادی با پرتاب بطری‌ آب توسط آبی‌ها به این ماموران همراه شد.

ویدوئوهایی که در شبکه های مجازی منتشر شده نشان ‌می‌دهند که برخی تماشاگران حاضر در ورزشگاه آزادی شعارهایی مثل مرگ بر دیکتاتور داده‌اند.




اعتراض کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری و آموزش بین الملل به حکم زندان محمد حبیبی 


کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری و آموزش بین الملل در نامه های جداگانه ای خطاب به مقامات جمهوری اسلامی ضمن محکوم کردن حکم صادره علیه محمد حبیبی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران خواهان آزادی فوری و بدون قید شرط این معلم زندانی و به رسمت شناختن فعالیت های صنفی در ایران شدند.

در نامه ی کنفرانس بین المللی اتحادیه های کارگری خطاب به مقامات حکومت اسلامی آمده است:
به نمایندگی از طرف کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری (آی تی یو سی) که ۲۰۷ میلیون کارگر را در ۱۶۳ کشور و ناحیه نمایندگی می کند و دارای ۳۳۱ تشکل کشوری وابسته است به این وسیله حکم زندان علیه محمد حبیبی معلم ایرانی و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران را که توسط دادگاه انقلاب در چهارم ماه اوت سال ۲۰۱۸ صادر شد، محکوم می کنم.
حکم خشن، بی رحمانه و غیرقابل توجیه علیه محمد حبیبی شامل ده سال و نیم زندان، دو سال ممنوعیت از فعالیت های اجتماعی و سیاسی، دوسال ممنوعیت خروج از کشور و ۷۴ ضربه شلاق است.
افترا بستن عمدی، اتهامات واهی و ایزوله کردن از خانواده، دوستان و جامعه و اعمال شکنجه، همگی بیان گر و نشانه اعمال درد و رنج بطور سازمان یافته توسط دولت، علیه عضوی از جامعه است که زندگی اش را وقف شغل خود به عنوان یک آموزگار کرده و برای بهبود زندگی معلمان ایران و خانواده آنها مبارزه کرده است.
محمدحبیبی در ماه مارس ۲۰۱۸ به دلیل فعالیت های صنفی و اتحادیه ای دستگیر شد و سپس هنگامی که با قید وثیقه آزاد شده بود مجددا در ۲۰ ماه مه ۲۰۱۸ به دنبال حمله نیروهای انتظامی و امنیتی به تجمع مسالمت آمیز کانون صنفی معلمان تهران، دستگیر گردید.
ما اطلاع یافته ایم که محمد حبیبی در سلول انفرادی در بزرگترین زندان تهران محبوس است. به گواهی اعضای خانواده، محمد حبیبی در شرایط تحمل ناپذیر و بسیار سختی بسر می برد و از درد شدید سینه و پهلو که ناشی از شکنجه شامل لگدزنی و ضربه های سخت به اوست در رنج است. کبودی های بزرگ در گردن که ناشی ازکشیده شدن او بر روی آسفالت خیابان بوده به وضوح قابل مشاهده بوده است.
حبیبی از حق اولیه انسانی برای دسترسی به مراقبت های درمانی و پزشکی محروم شده است.
ما این غفلت عمدی و اقدام در جرم و جنایت دانستن فعالیت های اتحادیه ای و صنفی برای بهبود زندگی کارگران را به شدت محکوم می کنیم. حکومت ایران باید از مدافعان حقوق انسانی از جمله فعالین اتحادیه های صنفی مانند محمد حبیبی و همه همکاران او محافظت کند.
کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری همراه و همصدا با “آموزش بین الملل” ( ای آی) خواهان آزادی بی درنگ و بدون قید و شرط محمد حبیبی و حمایت از همه فعالین اتحادیه ای در برابر چنین روش های خشن امنیتی می باشد که هدف اش جلوگیری از فعالیت های مشروع توسط فعالین اتحادیه ای است.

بیانیه آموزش بین الملل
محمد حبیبی عضو کانون صنفی معلمان تهران به ده سال و نیم زندان محکوم شد!
آموزش بین الملل (EI) به شدت حکم زندان علیه محمد حبیبی، معلم ایرانی و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران) را محکوم می کند. حکم او ده سال و نیم زندان است.
در تاریخ ۴ اوت دادگاه انقلاب اسلامی ایران حبیبی را به ده سال و نیم زندان محکوم کرد. حکم او همچنین شامل ممنوعیت فعالیت های اجتماعی و سیاسی برای دو سال، ممنوعیت سفر دو ساله و ۷۴ ضربه شلاق است.
به گزارش اتحاد بین المللی درحمایت از کارگران در ایران (IASWI) در روز ۲۰ ماه مه، تجمع آرامی که به دعوت کانون صنفی معلمان ایران- تهران (ITTA-تهران) برگزار شده بود توسط نیروهای انتظامی و مامورین مخفی مورد حمله قرار گرفت. چهارده تن از شرکت کنندگان، از جمله حبیبی، دستگیر شدند. محمد حبیبی پیش از این دستگیری با وثیقه بدنبال بازداشت ماه مارس ۲۰۱٨، آزاد شده بود. همه بازداشتی ها بعد از یک روز آزاد شدند اما محمد حبیبی به سلول انفرادی در زندان بزرگ تهران منتقل شد.
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران هشدار می دهد که او در حال حاضر در شرایط غیرقابل تحمل در زندان است. اعضای خانواده آقای حبیبی که از وی بازدید کرده اند، گزارش کرده اند که آقای حبیبی به علت ضرب و شتم شدید در زمان دستگیری از درد زیادی در قفسه سینه رنج می برد. همچنین کبودی بزرگی بر روی پشت او است، که نتیجه کشاندن او بر روی آسفالت خیابان توسط نیروهای امنیتی است. او نیاز به اسکن فوری از تمام قسمتهای مجروح شده بدنش دارد، اما مقامات دولتی از انتقال وی به بیمارستانی در خارج از زندان ممانعت می کنند.
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران اظهار می کند که این رفتار با آقای حبیبی توسط مقامات زندان “چیزی کمتر از اذیت و آزار بی رحمانه و غفلت جنایی نیست،” و اعلام می کند که همه مقامات دولتی مسئول هر اتفاقی که برای آقای حبیبی بیافتد می باشند.
آموزش بین الملل به فراخوان اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران می پیوندد که طی آن از تمام افراد و سازمانهای مترقی، اتحادیه های کارگری، و به ویژه تشکلهای معلمان در سراسر جهان، خواسته شده است که احکام صادره برای آقای حبیبی را محکوم کرده و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط او شوند.
کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری همچنین به آموزش بین الملل و درخواست “آزادی فوری و بی قید و شرط محمد حبیبی و حفاظت از تمام اعضای اتحادیه های کارگری از تاکتیک های امنیتی بسیار سنگین که هدف آنها متوقف کردن فعالان اتحادیه های کارگری از انجام فعالیت های مشروع خود است” ملحق شده است.




شروط کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن برای پایانِ اعتصاب 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۱۴ مرداد ۱٣۹۷ –  ۵ اوت ۲۰۱٨

 

شورای هماهنگی کارگران و کارکنان نگهداری خط و ابنیه فنی راه‌آهن با صدور بیانیه‌ای، پایان اعتصاب شانزده روزه کارگران خطوط و ابنیه فنی را به دریافت مطالبات معوقه منوط کرد.

اعتراض صنفی صدها کارگر «خط و ابنیه فنی راه‌آهن کشور» از روز جمعه (۲۹ تیرماه) در اعتراض به تعویق سه تا ۴ ماه حقوق و سایر مشکلات صنفی آغاز شده است.

در این بیانیه به نقل از شورای هماهنگی کارگران و کارکنان نگهداری خط و ابنیه فنی راه‌آهن گفته می‌شود: جنبش اعتراضی ما به این دلیل بسیار فراگیر شده است که در مذاکرات با کارفرمایان به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم.

از قرار معلوم صدها کارگر به صورت رسمی و قراردادی در نقاط ریلی مختلف کشور مشغول کارند که با فراخوان شورای هماهنگی کارگران و کارکنان نگهداری خط و ابنیه فنی راه‌آهن پیوستن آنها به اعتصاب بسیاری از بخش‌ها را موقتا به تعطیلی کشانده است.

شورای هماهنگی کارگران و کارکنان خط و ابنیه فنی راه‌آهن در این بیانیه به‌ دنبال وصول مطالبات کارگرانی است که در نقاط و نواحی مختلف ریلی کشور به دور از خانواده‌های خود در سخت‌ترین شرایط کاری مشغول کارند.

در بخش دیگری از این بیانیه آمده‌ است: شرکت پیمانکاری «توسعه و صنعت»، «گسترش آهن‌راه»، «تراورس» و «جوش گستر» ازجمله شرکت‌هایی هستند که با کارگران خطوط ریل راه‌آهن قرارداد کاری دارند اما به این قراردادها پایبند نبوده و اهمیت نمی‌دهند.

همچنین در این بیانیه با تاکید بر اینکه اعتراضات صنفی کارگران خطوط ابنیه کشور صنفی است، در خصوص شروط کارگران خط و ابنیه برای پایان اعتصاب آمده است: «پرداخت کامل بدهی‌های مزدی، بیمه‌ای و سنواتی»، «عقد قرارداد مستمر و دائم»، «شکل‌گیری نهاد مستقل کارگری»، «تامین امنیت شغلی کارگران و جلوگیری از اخراج بی‌رویه»، «دادن حق اعتراض و بیان مشکلات صنفی از سوی کارگران»، «مشخص شدن زمان پرداخت حقوق در هر ماه» و «رفع مشکلات بیمه تکمیلی» از خواسته‌های کارگران برای پایان اعتراض است.

این تشکل صنفی کارگری در دنباله بیانیه خود با مخاطب قرار دادن مسئولان دولتی می‌افزاید: چگونه کارگران خطوط ابنیه فنی می‌توانند با داشتن مشکلات صنفی فراوان، امنیت ریلی کشور را تامین کنند، در صورت وقوع هر مشکل و حادثه‌ای مسئولیت آن برعهده کارگران ریلی نیست.




یک کشته در جریان اعتراضات جمعه شب در کرج 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱٣ مرداد ۱٣۹۷ –  ۴ اوت ۲۰۱٨

 


خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران از کشته شدن یک نفر در جریان تظاهرات جمعه شب مردم در کرج خبر داده است. این خبرگزاری مدعی شده است این فرد که نام او اعلام نشده «به ضرب گلوله افراد ناشناس کشته شده است.» مطابق این گزارش، بررسی ها نشان می دهد ضارب از داخل خودرو ۲۰۶ و با سلاحی غیر سازمانی اقدام به شلیک کرده است.
خبرگزاری فارس اعتراف کرده است که رهبران دور تازه ی تظاهرات در ایران اکثرا زنان هستند. این خبرگزاری همچنین از دستگیری ۲۰ نفر از تظاهرکنندگان در شهر کرج به نقل از «منابع موثق» خبر داده است.
یک مقام استانداری کرج نیز گفته است سیاست نیروهای انتظامی در مقابله با تظاهرات «مماشاتگرانه» بود است، اما بعد از این با «اغتشاش گران» برخورد خواهد شد!

جمعه شب عده ای از تظارکنندگان به حوزه علمیه اشتهارد در این شهر هجوم بردند و به گفته مقامات این حوزه اقدام به شکستن شیشه‌ها و آتش زدن اموال آن کردند.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نیروهای امنیتی در چندین شهر از جمله کرج حضور پرشماری دارند و از تجمع افراد جلوگیری می‌کنند.
از سوی دیگر رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی شهرستان کرج از اجرای محدودیت ترافیکی در مناطقی از این شهر خبر داد.
طبق گفته سرهنگ «غلامعلی شرق»، این محدودیت تردد از ساعت ۱۸ امروز ۱۳ مرداد در مسیرهای منتهی به فلکه اول رجایی شهر (گوهردشت) اجرایی شده است.

ادامه ی تظاهرات
علیرغم بستن برخی ورودی ها و خیابان های شهر کرج و حکومت نظامی اعلام نشده، مردم در اشتهارد کرج روز شنبه ۱۳ مرداد در پنجمین روز متوالی از دور تازه اعتراض‌های سراسری بار دیگر به خیابان‌ آمدند آن ها شعار می داند: «نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم».
گزارش‌های از فضای امنیتی در اشتهارد حکایت می‌کند و نیروهای لباس شخصی برای مقابله با مردم مستقر شده‌اند.




حکم سنگین دادگاه اسلامی علیه محمد حبیبی 

رژیم دیکتاتوری داعش گونه ی ولایت فقیهه از این رو استحاله ناپذیر است، زیرا خود راه هر نوع تغییر مسالمت آمیز را با خشونت هار خود می بندد
ابزار قوه ی قضایه نظام حاکم که چماق در دست دیکتاتوری حاکم است، ابزار حفظ سلطه نظام سرمایه داری «اسلامی» است که مجری بی چون و چرای اقتصاد دیکته شده توسط امپریالیسم در ایران است. خواست معلمان برای پایان بخشیدن به خصوصی سازی فرهنگ و آموزش برای نظام سرمایه داری نئولیبرال حاکم تهدید آمیز است. زیرا سرشت ضد مردمی و ضد ملی سیاست اقتصاد اسلامی را به مثابه ی سیاست وابسته به اقتصاد امپریالیستی برملا می سازد
مبارزه برای گذار از دیکتاتوری و گذار از سیاست اقتصاد اسلام سیاسی، اقتصاد نئولیبرال امپریالیستی به وحدت رسیده است
***

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱٣ مرداد ۱٣۹۷ –  ۴ اوت ۲۰۱٨

 


وکیل مدافع محمد حبیبی فعال صنفی معلمان روز یکشنبه اعلام کرد: محمد حبیبی به اتهام اجتماع و تبانی ۷ سال و نیم حبس، تبلیغ علیه امنیت ملی ۱۸ ماه حبس، اخلال در نظم ۱۸ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق و همچنین ۲ سال ممنوعیت فعالیت در احزاب، گروه‌ها و دسته‌های سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت خروج از کشور به عنوان مجازات تکمیلی محکوم شده است.
این حکم بدوی است و امروز ابلاغ شده است.

محمد حبیبی بیستم اردیبهشت امسال در تجمع فرهنگیان به مناسبت هفته معلم بازداشت شد.




ادامه ی اعتراضات ضدحکومتی در زیر سایه ی سنگین جو امنیتی 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱٣ مرداد ۱٣۹۷ –  ۴ اوت ۲۰۱٨

 


تجمع‌های اعتراضی علیرغم جو سنگین امنیتی در شماری از شهرهای ایران روز جمعه ادامه یافت. گزارش هایی از حرکات اعتراضی مردم در شهرهای تهران، شیراز، گوهردشت کرج، کرمانشاه، زیبا شهر قزوین و قهدریجان منتشر شده است.

در تهران، معترضان توانسته‎اند در چهارراه ولیعصر تجمعاتی را شکل دهند. نیروهای امنیتی و انتظامی با حضور پرشمار خود این تجمعات را متفرق کرده‌اند. معترضان شعار می‌دادند «مرگ بر دیکتاتور» و «ایرانی داد بزن، حقتو فریاد بزن».
به گزارش زمانه، ویدیوهای ارسالی از تهران تأیید می‏‌کند که هواداران باشگاه پرسپولیس نیز پس از پیروزی تیمشان در مقابل فولاد و هنگام خروج از ورزشگاه شعار «مرگ بر دیکتاتور سر داده‌اند.
کانال تلگرامی اتحادیه آزاد کارگران ویدیوهایی از اعتراضات جمعه ۱۲ مرداد در پایتخت منتشر کرده است:

در گوهردشت کرج، از کانون‌های اصلی تجمعات چهار روز اخیر فضای امنیتی سنگینی حاکم است. شاهین شهر اصفهان نیز فضای مشابهی دارد.

در شیراز، که در سه روز گذشته نیز حرکات اعتراضی صورت گرفته، روز جمعه نیز ناآرام بوده، مردم توانسته‌اند تجمعات پراکنده‌ای را شکل دهند. ویدیوهای روز پنجشنبه در شیراز نیز از حضور هزاران معترض در این شهر خبر می‌دهد.

در گزارش ها گفته شده که شهرهای دیگری از جمله ورامین؛ قزوین و کرمانشاه نیز شاهد اعتراضات مردمی بوده اند.

عکس‌ها و ویدیوهایی که معترضان و شهروند ــ خبرنگاران به سختی از این تجمعات در اختیار رسانه‌ها گذاشته‌اند و یا در شبکه‌های اجتماعی پخش کرده‌اند، از حضور هزاران معترض خبر می‌دهد. این اعتراضات در شرایطی رخ می‌دهد که نیروهای امنیتی، لباس شخصی‌ها و پلیس ضدشورش در این روزها تلاش گسترده‌ای را برای متفرق کردن تجمعات به کار بسته‌اند.

خبرگزاری هرانا نیز گزارش کرده است: از روز سه‌شنبه ۹ مردادماه مردم و بازاریان در اعتراض به مشکلاتی نظیر شرایط بد اقتصادی، بیکاری، گرانی و افزایش نرخ ارز اقدام به برگزاری راهپیمایی‌های اعتراضی کردند که این اعتراضات روز جمعه در کرج، قهدریجان، تهران، قزوین و کرمانشاه با حضور گسترده‌ مردم برای چهارمین روز متوالی ادامه یافت. اعتراضات در گوهردشت کرج به درگیری بین مردم و نیروهای امنیتی کشیده شده و در شاهین‌شهر اصفهان نیز ماموران با استفاده از گاز اشک‌آور سعی در جلوگیری از تجمع شهروندان را داشتند.

با وجود اینکه از صبح روز جمعه نیروهای امنیتی با حضور پررنگ خود سعی در جلوگیری از تجمعات مردم داشتند، با این حال از ساعت ۷ بعد از ظهر این روز راهپیمایی‌های اعتراضی در شهرهای کرج، قهدریجان، تهران، قزوین و کرمانشاه شکل گرفت و گفته می‌شود در بسیاری از شهرها کماکان جو سنگین امنیتی برقرار است.

در شاهین‌شهر اصفهان ماموران با استفاده از گاز اشک‌آور از شکل گیری تجمعات جلوگیری کردند. اعتراضات در گوهردشت کرج نیز به درگیری بین مردم و نیروهای امنیتی کشیده شده است.

مردم حاضر در این راهپیمایی‌ها با به آتش کشیدن موتورهای ماموران و سر دادن شعارهایی نظیر “مرگ بر دیکتاتور”، “ایرانی داد بزن، حقتو فریاد بزن”، “ایرانی با غیرت، حمایت حمایت”، “مسئول بی‌لیاقت، نمی‌خوایم نمی‌خوایم” و “ایرانی بسه دیگه، غیرتتو نشون بده” اعتراض خود را نشان می‌دادند.

بسیاری از خبرگزاری‌های وابسته به دولت که در اعتراضات گذشته دائما در حال انکار و اعلام پایان تجمعات بودند، در دور جدید اعتراضات سعی بر آن دارند که عامل این تجمعات را گروه‌های مخالف معرفی کرده و یا این اعتراضات را تجمعات صنفی بخوانند.

مسعود رضایی، نماینده مردم شیراز در گفتگو با خبرگزاری ایلنا مدعی شد: “تا جایی که مطلع هستم تعدادی از مردم روز گذشته در شیراز جمع شدند و شعارهایی هم دادند اما من نشنیدم کسی را دستگیر کرده باشند یا کتک زده باشند یا برخورد امنیتی صورت گرفته باشد و فقط رفتارها جنبه کنترلی داشته است”.

روز جمعه احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد دولت و مجلس را به واکنش ناکافی در قبال بحران‌ها و اعتراضات جاری متهم کرده و گقت: “وقتی این‌ها تماشاچی شدند، شما مردم باید به صحنه بیایید.”