صدای حق خواهی جریان صنفی دانشجویی را بشنوید

قوی باش رفیق! – بیانیه ی شوراهای صنفی دانشجویی کشور 
 

• شوراهای صنفی دانشجویی کشور با انتشار بیانیه ای به موج بازداشت ها، محاکمات و احکام سنگین فعالین دانشجویی اعتراض کرده اند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۵ خرداد ۱٣۹۷ –  ۱۵ ژوئن ۲۰۱٨

 


وقتی جریان صنفی دانشجویی تازه داشت حرف های ساده و مشخص خود را با صدای پرلکنت بیان می کرد، یعنی در سال ۹٣، پولی‌سازی آموزش عالی به سطحی رسیده بود که فقط ۱٣ درصد ظرفیت دانشگاه ها رایگان بود.

فعالین صنفی دانشجویی درحالی اعتراضات خود به قوانین تبعیض آمیز دانشگاه‌ها را آغاز کردند که پیشاپیش، آیین نامه شوراهای صنفی به ضرر مشارکت دانشجویان و درجهت کاهش هرچه بیشتر اختیارات شوراها تغییر کرده بود. فعالین صنفی دانشجویی در چندین جبهه مقاومت خود را آغاز کردند، از همه گونه تلاش برای تغییر آیین نامه شوراها تا شکل دهی به اتحادی در سطح کشور برای امکان پیوستگی و هماهنگی بهتر دانشجویان برای دفاع از ساحت صنفی خود تا نوشتن بسیار از خواسته ها و حرف های مشخص خود تا ایستادن و جمع شدن در دانشگاه ها و فریاد صدای حق خواهیشان. به یاد داریم نمایندگان شوراهایمان را که چطور درب سازمان دانشجویان به رویشان بسته شد و باز به یاد داریم جمع شدنشان جلوی وزارت علوم در دفاع از حقوقمان را.

از سال ۹۴ که در سطح دانشگاه تهران فریاد زدند ‘سرویس ما شد غارت/ با کارت بانک تجارت’ تا تحصن چندروزه دانشجویان زنجان در اعتراض به کیفیت و قیمت غذای دانشجویی، اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه بین الملل قزوین در اعتراض به سو مدیریت در حوزه های فرهنگی و مشکلات تغذیه تا تحصن دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل در اعتراض به کیفیت بد غذا، تا تجمعات سراسری دانشگاه ها در اعتراض به قانون سنوات تا اعتراضات دختران دانشگاه چمران اهواز که دچار «دانشجو_پزی» مسولین شده و در گرمای تابستان خوزستان بدون سیستم سرمایشی در خوابگاه مانده بودند، تا تحصن دانشجویان صنعت نفت، تا اعتراضات دختران خوابگاه چمران تهران به ساعت ورود و خروج و ده ها و صدها مطالبه و اعتراض دانشجویی دیگر، همه خواسته های بیواسطه صنفی و جدا از همی بودند که شوراهای صنفی کشوری پیوند میان آنها را ممکن ساختند و سیاستهای کلانی که پس پشت مسائل آنها بود را هدف قرار دادند.

بیانیه فراگیر دانشجویان به مناسبت ۱۶ آذر ۹۵ که با امضای تشکل های دانشجویی بسیار و بیش از ۱۱ هزار دانشجو منتشر شد، نقطه عطفی در ایجاد بیان مشترک و کلان برای مطالبات دانشجویی بود: حق تحصیل رایگان، رد مطرودسازی ساختاری از تحصیلات عالی به واسطه ی مذهب، جنسیت و طبقه، حق تشکل‌یابی مستقل برای همه گروه های دانشجویی، حذف رویکرد پلیسی از دانشگاه ها، بازگرداندن رشته های دانشگاهی که به دلیل دید بازاری مسئولین امر حذف شده بودند و حذف نگاه بازارمحور به آموزش خواست های مشخص و کلان دانشجویان بودند.

اما فعالین صنفی دانشگاه ها بسیار زود سیاست گذاری یکپارچه و کلانی را که موجب محروم سازی گسترده طبقات فرودست نه تنها از آموزش عالی، بلکه از حق درمان، مسکن، کار و آموزش ابتدایی نیز می شد، نشانه رفتند؛ آنچه در بیانیه شوراهای کشوری به مناسبت ۱۶ آذر ۹۶ نمود مشخص یافت.

برای دانشجویان به سادگی قابل درک است که مساله ی کاهش سنوات مجاز تحصیلی، اخاذی دانشگاه از آنان به‌خاطر کوچکترین مسایل همچون مهمان شدن در دانشکده ای دیگر، افزایش ۱٨ برابری قیمت غذا در سال ۹۴ نسبت به سال ٨٨، خصوصی سازی گسترده خوابگاه های دانشجویی، اجاره فضاهای دانشجویی به بیرون از دانشگاه و کاهش مداوم ظرفیت روزانه همه در پیوند باهم به سیاست گذاری کلانی مربوطند که تحت عنوان نئولیبرالیسم می‌شناسیم و سالهاست همه ابعاد حیات مردم را به نفع اقلیتی قدرتمند تهدید می‌کند. همان سیاستی که آموزش را شبیه کالا به شما می‌فروشد و درعین حال می‌خواهد شما طی این فرایند آموزش، به کالایی هرچه ارزان قیمت‌تر برای فروش در بازار کار بدل شوید: طرح کارورزی یا #بیگارورزی، از شاهکارهای دولت یازدهم که فارغ التحصیل را مجبور می کند با یک سوم حداقل دستمزد به نام آموزش مضاعف به بیگاری گماشته شود، یکی دیگر از محصولات این سیاست گذاری است. طی این سیاست گذاری افرادی که توان خرید کالای آموزش را ندارند، از بازار آن حذف می شوند و باز کسانی که آنقدر قوی نیستند تا دوره ای با یک سوم حداقل دستمزد سر کنند از بازار کار حذف می شوند. این سیاست، سیاست حذف مداوم است، برقراری قانون جنگل در انسانی ترین ساحت ها و درحالی که تنها قدرت تعیین کننده قدرت خرید است! درست در این نقطه، پیوند بین دانشگاه و دیگر ساحت های جامعه مشخص و متعین شده است. دانشجویان با معلمان در رد محروم سازی از تحصیل کاملا هم صدا هستند، با کارگران در نیروی کار کالا شده و هرروز ارزانتر از پیش شریک‌اند، با بیکاران در بحران بیکاری برآمده از منطق سود که گروه های گسترده ای را از داشتن شغل محروم می‌کند و حذف می‌سازد، همراه‌اند. آنها همراه و هم سرنوشت دیگر محذوفان هستند!

فعالین صنفی دانشگاه ها در تمام این سال ها به این سیاست حذف در سطح کلان معترض بوده‌اند. حرف آنها ساده بوده است: همه باید حق دسترسی برابر به آموزش عالی داشته باشند؛ آموزش، کالا نیست بلکه فرایند تربیت افرادیست که به طرق مختلف به جامعه خدمت کنند و رشد و بالیدن آن را موجب شوند و البته که جامعه، بازار نیست! در یک کلام آنها به غلبه نگاه بازاری «نه» گفته اند و از آن بیشتر به نابرابری مناسبات سرمایه سالارانه نه گفته اند. از طرفی دیگر نیز حذف ایدئولوژیک را نقد کرده اند: جنسیت، مذهب، قومیت و ملیت و عقاید و خط مشی سیاسی نباید موجب محرومیت از تحصیل یا ایجاد تبعیض شود. شوراهای صنفی خواستار بازگشت دانشجویان ستاره دار به تحصیل بوده اند و حق تحصیل همگانی را خواسته اند.

این مطالبات و خط مشی کلان شوراهای صنفی در بروندادهای مختلف فعالیت دانشگاه ها قابل رویت‌اند.
آنچه موجب شد این صدا با تمام موانع و انسدادها، رسا به گوش برسد این بوده که صدا، صدای دردهای بسیار محسوسی است. در طی این مدت کوتاه که فعالیت صنفی در سطح دانشگاه ها گسترده شده، انواع تهدیدها، احضارها، احکام انضباطی و بازجویی ها در جریان بوده است. اما صدای برابری خواهی راه خود را از میان آنچه نفی اش می‌کند یعنی حذف و طرد و سرکوب، برکشیده و ادامه داده است.

از دی ماه ۹۶، موج بازداشت ها و احضارهای گسترده فعالین صنفی آغاز شد، حضور گسترده ی لباس شخصی ها در دانشگاه ها و ارعاب دانشجویان با تماس های تلفنی ادامه یافت و برخلاف وعده های وزیر علوم به احکام بسیار بسیار سنگین برای دانشجویان انجامید و حتی بازداشت ها ادامه دارد.

دانشجویان اما درمیان سکوت عمومی اصحاب دانشگاه و اساتید، در بایکوت نسبی خبری و بی هیچ پشتوانه ای در جناح های قدرت و مثل همیشه مستقل از آنها به راه خود ادامه دادند و سکوت نکردند. اعتراضات سراسری دانشگاه ها به قانون سنوات، تجمع دانشجویان امیرکبیر، اعتراض در دانشگاه های علامه طباطبایی، علم و صنعت و تهران به بازداشت دانشجویان در تمام این مدت در جریان بوده است.

هنوز هم حرف ما دانشجویان صریح و مشخص و این بار بدون لکنت است، ما حرف های ساده ای می زنیم، بسیار ساده بیانشان می کنیم: ما خواهان حق برابر و دسترسی دموکراتیک به آموزش عالی هستیم. ما حذف و سرکوب را به هرشکل آن رد می کنیم و پای حرف خود ایستاده ایم.

به خوبی می دانیم که این احکام سنگین قضایی و حجم بازداشت ها و ارعاب دلیل ساده ای دارد: جریان صنفی دانشجویی به نفع حق اکثریتی مردم برای آموزش علیه سود اقلیتی مسلط ایستاده است. در این شرایط گرچه هر روز دادگاه های بسیاری از ما درحال برگزاری است اما همچون عزیزی باید بگوییم در پیشگاه مردم و تمام آنها که از طریق سیاست گذاری های سود محور حقوق انسانی و بدیهی شان نادیده انگاشته می شود، این گروه مسلط و کسانی که حق حقه ی مردم را پایمال می کنند هستند که باید مورد دادرسی و قضاوت قرار گیرند.

اکنون که دانشگاه به شدت زیر ضرب امنیتی است، تازه خبر احکام هشت سال زندان دانشجویان علی مظفری و سینا درویش عمران را شنیده ایم، ابراهیم خالدی، لیلا حسین زاده، سینا ربیعی و محسن حق شناس با احکام سنگین پنج سال، شش سال، یک سال و دوسال حبس تعزیری در انتظار دادگاه تجدیدنظر هستند و بسیاری دیگر از دانشجویان و فعالان صنفی احکام زندان تعزیری و تعلیقی گرفته اند یا منتظر برگزاری دادگاه خود هستند که از بسیاری بی خبریم، دانشجویانی همچون روح اله مردانی در بازداشت هستند و فعالین صنفی دانشجویی همچنان با حس عدم امنیت به دانشگاه رفت و آمد می کنند، اکنون که بسیاری از دانشجویان همچون سپیده مرادی بخاطر مذهب خود از تحصیل محروم شده اند و یا چون ‘محمد شریفی مقدم’ در زندان ها هستند، ما همچنان خود را مدافع ساحت دانشگاه می دانیم و حق تحصیل را برای همگان خواهانیم و مصریم که نه دانشجو و نه هیچ کسی بخاطر نقد و عقاید خود نباید زندانی شود. ما یک بار دیگر از جامعه می خواهیم در دفاع از ساحت دانشگاه یاریمان کند. با توجه به فرارسیدن ایام تعطیلات دانشگاه ها بیم موج سرکوب مجددی می رود، پس به‌جد از اساتید، اصحاب دانشگاه، رسانه ها و دیگر کنشگران می خواهیم دانشگاه و دانشجو را در این هجوم امنیتی تنها نگذارند.

در این موقعیت خوب است مجدد حرف های ساده ی خود را برای خود و جامعه مرور کنیم. از وجدان های بیدار جامعه می پرسیم آیا حرف ناحقی زده ایم؟!

صدای ما صدای حق خواهی است و با ایمان به‌اینکه صدای حق خواهی خاموش نمی شود، بر شانه ی یکدیگر می زنیم:

“قوی باش رفیق”.




بیانیه‎ی مطبوعاتی مدافعان حقوق بشر در مورد بازداشت نسرین ستوده 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۴ خرداد ۱٣۹۷ –  ۱۴ ژوئن ۲۰۱٨

 


۱۳ ژوئن ۲۰۱۸ (۲۳ خرداد ۱۳۹۷) ـ برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر ـ مشارکت فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر (FIDH) و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه (OMCT) ـ اعلام کرد: دولتمردان ایران باید فوری وکیل حقوق بشری خانم نسرین ستوده را آزاد کنند و به کلیه اقدام های آزاردهنده علیه او پایان دهند.

نیروهای امنیتی روز گذشته خانم نسرین ستوده، وکیل حقوق بشری برجسته و برنده‌ی جایزه‌ی ساخاروف پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۲ را در تهران دستگیر و به زندان اوین منتقل کردند. همسر خانم ستوده که این خبر را منتشر کرد، سخنی از دلیل بازداشت او نگفت.

خانم ستوده در روز ۵ ژوئن ۲۰۱۸ (۱۵ خرداد) در صفحه‌ی فیس بوک خود مطلبی منتشر کرد که در آن از اعتراض خود و دخترش به مالک یک نمایشگاه ماشین فروشی به خاطر پخش نوحه از بلندگو در خیابان خبر داد. او گفت که آنها از مالک ماشین فروشی خواسته‌اند تا صدای بلندگو را قطع و حقوق شهروندان را رعایت کند، اما مالک ماشین فروشی تهدید کرده که پلیس را خبر میکند.

خانم ستوده در شهریور ۱۳۸۹ به زندان افتاد و پس از گذراندن سه سال از حکم شش سال زندان خود، در سال ۲۰۱۳ در پی موجی از اعتراض در سطح ملی و بین المللی آزاد شد. وی از آن پس درباره موضوع های مختلف حقوق بشر نظر خود را ابراز کرده است.

خانم ستوده یکی از بنیانگذاران کمپین لغو گام به گام مجازات اعدام در ایران است و برای نجات بعضی از محکومان به اعدام که به اتهام ارتکاب جنایت در کودکی محکوم شده‌اند، پیگیرانه فعالیت کرده است.

در سالهای اخیر، او از چندین تن از زنانی که با برداشتن روسری های خود در انظار عمومی برای اعتراض علنی علیه حجاب اجباری مورد ضرب و جرح قرار گرفته بودند و نیز شماری از چند صد درویش مورد آزار و پیگرد قضایی دولتمردان دفاع کرده است. به علاوه، او با طرح قوه‌ی قضاییه برای استفاده از شمار کمی از وکلای مورد اعتماد آن در پروندههای متهمان جرایم مبهم به اصطلاح امنیتی مخالفت کرده است.

خانم ستوده پس از آزادی در سال ۲۰۱۳، مدت ۹ ماه در جلوی کانون وکلای دادگستری مرکز در اعتراض به تعلیق پروانه وکالت خود دست به تحصن زد و موفق شد محرومیت سه ساله از اشتغال به حرفه وکالت را لغو کند.

نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و قوه قضاییه گویا مدتی است که فعالانه به پرونده سازی علیه خانم ستوده، از جمله به‌خاطر اعتراض او در جلوی کانون وکلای دادگستری، پرداخته‌اند.

برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر نگرانی عمیق خود را از بازداشت خودسرانه‌ی خانم نسرین ستوده، که برای مجازات فعالیت های حقوق بشری اوست، ابراز می‌کند.

برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر در سال ۱۹۹۷ به صورت برنامه‌ی مشترک فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه ایجاد شد. هدف این برنامه مداخله در موارد سرکوب مدافعان حقوق بشر، جلوگیری از این سرکوب و چاره جویی در باره آن است. سازمان جهانی مبارزه با شکنجه و فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر هر دو از اعضای ProtectDefenders.eu هستند که سازو‌کار مدافعان حقوق بشر در اتحادیه‌ی اروپاست و جامعه‌ی مدنی بین‌المللی آن را برپا کرده است.




با ایستادگی اعتصابیون، اکثر کارگران بازداشتی آزاد شدند 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۲٣ خرداد ۱٣۹۷ –  ۱٣ ژوئن ۲۰۱٨

 


نتیجه ایستادگی و مقاومت فولاد مردان گروه ملی برای مطالبات خود در برابر ضرب و شتم، بگیر و ببند و ایجاد رعب و وحشت نیروهای سرکوب، آزادی همکارانشان و گرفتن بخشی از مطالباتشان گردید.

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران امروز ساعت ۷ بعدازظهر ۴۶ نفر از ۵۱ کارگر بازداشت شده به قید وثیقه ۵۰ میلیون‌ تومانی آزاد شدند و آقای محمود خسرو شاهی به دلیل عدم اطلاع خانواده فردا مراحل آزادیش طی خواهد شد.

دادگاه انقلاب از پذیرش وثیقه کریم سیاحی، محمدعلی جماعتی، محمد فلاحی و جواد اسکندری به بهانه داشتن شاکی خصوصی و شکستن شیشه دفتر نماینده شهر خودداری کرده است.

در میان بازداشت شدگان فردی بنام عباس سلمانزاده متاسفانه از شهروندان عادی بوده است که همراه با کارگران معترض بازداشت و کماکان در زندان مانده است.

لازم به ذکر است در شب نخستی که ٣۶ نفر از کارگران را بازداشت کردند آنها را ابتدا به کلانتری کیان اباد و سپس به بازداشتگاه پلیس مواد مخدر منتقل میکنند و از لحظه بازداشت، چهار نفر از کارگران به نام های کریم سیاحی، پیمان شجیراتی، سید محمد نوری و سیدرضا طبیب ، توسط نیروهای امنیتی و گارد یگان ویژه بشدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و یکی از مضروب شدگان تا ساعت ها بعد در بازداشتگاه دچار خونریزی میشود ولی تلاشی برای اعزام وی به بهداری صورت نمیگیرد.

طبق همین گزارش نیمه های همان شب نیروهای پلیس اطلاعات با ورود به بازداشتگاه ضمن فحاشی، تهدید و ارعاب با شوکر برقی یکی از کارگران به نام نورالدین موسی را مضروب کردند که نامبرده دچار درد شدید عضلانی میگردد، با اینکه طبق مقررات زندان بایستی تلفن در اختیار زندانی قرار دهند تا به خانواده هایشان اطلاع دهند تا پایان ساعات حضور در زندان اجازه استفاده به تلفن به کارگران داده نمیشود.

اعتصاب، اعتراض، راهپیمایی، تجمعات پرشکوه در مقابل استانداری، سخنرانی های اعتراضی پر شور کارگران در مورد پایمال شدن حقوق و مطالباتشان و مقاومت شجاعانه آنان در مقابل فضای ارعاب بگیر و ببند، نهایتا کارفرما و نیروهای سرکوب را وادار به عقب نشینی در مقابل خواستهای کارگران کرد.




تداوم اعتراضات خیابانی کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز و وعده تحقق مطالبات و آزادی کارگران زندانی

www.sedayemardom.net


کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز امروز ۲۳ خرداد ماه در شانزدهمین روز اعتصاب، همچون روزهای گذشته دست به تجمع اعتراضی در مقابل استانداری خوزستان زدند و با سر دادن شعارهایی خواهان تحقق مطالبات و آزادی همکاران زندانی خود شدند…
از مجموع شصت کارگر بازداشتی گروه ملی صنعتی فولاد اهواز که طی دو روز گذشته در فلکه کیانپارس و مقابل استانداری خوزستان بازداشت شده بودند به استثنای ۸ نفر از آنان که در همان ساعات اولیه بازداشت آزاد شده بودند ۵۲ نفر در زندان پلیس مواد مخدر (جنب پلیس راه قدیم اهواز اندیمشک) محبوس بودند که دیروز غروب به زندان مرکزی ( شیبان )اهواز منتقل شدند.

در پی این بازداشتها که با هدف ارعاب کارگران و جلوگیری از گسترش اعتراضات خیابانی آنان صورت گرفت طی دیروز و امروز کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز متحد و یکپارچه اعتراضات خیابانی خود را تشدید کردند بطوری که نیروهای امنیتی و انتظامی به ناچار از تداوم سرکوب کارگران عقب نشینی کردند و دیروز فرماندار اهواز در تجمع اعتراضی کارگران در فلکه استانداری حاضر شد.

بنا بر گزارشهای ارسالی کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز به اتحادیه آزاد کارگران ایران، صبح امروز نیز کارگران خشمگین و به جان آمده فولاد اهواز با شعارهایی از قبیل کارگر زندانی آزاد باید گردد – کارگر زندانی حمایتت میکنیم – دزدان آزادند،کارگران زندانند – تولید خواستیم نه وعده، کارگر چرا تو حبسه و….، اعتراض کوبنده خود را از ساعت ۸ صبح در مقابل استانداری خوزستان آغاز کردند و نیروی انتظامی برای جلوگیری از گسترش اعتراض در سطح شهر مانع حرکت کارگران به سمت فلکه کیانپارس شد.

بنا بر این گزارش، در ادامه این تجمع اعتراضی در مقابل استانداری خوزستان که بطور بی وقفه ای توام با سر دادن شعارهایی از سوی کارگران بود ساعت ۱۱ صبح سرهنگ عیدی جانشین فرماندهی انتظامی اهواز با حضور در جمع کارگران از آنان خواست تا با به همراه داشتن فیش حقوقی و کارت ملی به دادگاه رفته و همکاران بازداشتی خود را آزاد کنند.

بنا بر آخرین گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، تجمع امروز کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز پس از صادر شدن احکام آزادی همکارانشان در ساعت ۱۴ ظهر پایان گرفت، هر چند که تا لحظه مخابره این خبر (ساعت ۱۵ ) کارگری از زندان بیرون نیامده است.

در پی تجمع امروز کارگران گروه ملی صنعتی اهواز در مقابل استانداری خوزستان، علاوه بر صدور احکام آزادی کارگران زندانی، جانشین فرمانداری اهواز به کارگران اعلام کرد مشکل مالکیت شرکت تمام و کمال حل شده و بانک ملی مالکیت شرکت را بر عهده گرفته است و مقرر گردیده ۵۰ میلیارد تومان جهت خرید مواد اولیه به شرکت تزریق و دو ماه از سه ماه حقوق معوقه کارگران امروز یا فردا پرداخت گردد.

با توجه به وعده های مکرر تحقق نیافته ای که تاکنون به کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز داده شده است آنان اعلام کرده اند تا زمان تحقق عملی وعده های داده شده به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.
***
تداوم بازداشت کارگران گروه ملی اهواز 

کارگران گروه ملی در اهواز که طی دو روز ۲۱ و ۲۲ خرداد ماه بازداشت شدند به بیش از ۵۰ نَفَر رسیدند. این بازداشت شدگان در بازداشتگاه پلیس مبارزه با مواد مخدر جنب پلیس راه قدیم اهواز -شوش در حبس هستند.

به گزارش منابع محلی، قرار بود دیروز کسانی که در هجوم به دفاتر نمایندگان مجلس شرکت نکرده بودند را آزاد کنند اما کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز اعلام کرده اند اگر قرار است کسی به جرم اعتراض در محل دفاتر نماینده ها در بازداشت بماند همه ما باید در بازداشت بمانیم چرا که این اعتراض از سوی همه ما کارگران صورت گرفته است.

امروز هشتمین روز متوالی است که کارگران شرکت گروه ملی در اهواز در مقابل استانداری تجمع کرده و به اعتراضات خود ادامه می دهند.

اسامى بعضى از بازداشت شدگان بشرح زیر است:
١-امیر حریزاوى
٢-احمد عفراوى
٣-حسین عفرى
۴-على دغاغله
۵-یعقوب شریف
۶-اسماعیل سباهکار
٧-محمد حمیدى
٨-حسن جاوید حمودی
٩-پیمان شجراتی
١٠-محمد تقى زاده
١١-على جماعتى
١٢-فیصل سارى
١٣-کریم صیاحی
١۴-رحمان سمعک
١۵-علی عقبه
١۶-علی طاهری
١٧- مصطفى زرگانى
١٨-بهزاد علیخانى
١٩-سید محمد موسوى
٢٠-امیر شعبانی
٢١-سید رزاق موسوى
٢٢-هادی وائلی
٢٣-فرزاد قراجى
٢۴-یونس امیرى
٢۵-سید على مرادى
٢۶-نور على خان محمد
٢٧-ابراهیم فارسى
٢٨-محمد علاوی
٢٩-سید جواد موسوى
٣٠-علیرضا محرب
٣١-جواد اسکندرى
٣٢-ابراهیم برومندنیا
٣٣-على حزبئی پور
٣۴-شاهین بابا احمدی
٣۵-کاظم حیدرى
٣۶-محمد فلاحی عقیلى
٣٧-جلیل کردونى
٣٨-سجاد حسین پور




نسرین ستوده بازداشت شد

www.sedayemardom.net

رضا خندان همسر نسرین ستوده وکیل دادگستری از بازداشت همسر خود خبر داد. خندان در صفحه فیس بوک خود نوشت: ساعاتی پیش نسرین در خانه بازداشت و به دادسرای اوین منتقل شد. نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر پیش از این و در جریان حوادث پس از انتخابات ٨٨ سه سال در زندان اوین بوده است. نسرین ستوده تابستان سال ۹۲ از زندان آزاد شد…..

رضا خندان چهارشنبه ۲۳ خرداد در فیس‌بوک خود نوشت: «من یک بار به بازجویان در اتاق بازجویی گفتم: “شما از کل کارهایی که یک حکومت باید برای کشورش انجام دهد؛ فقط یکی را بلدید؛ آن هم آدم گرفتن.” ـ ساعتی پیش نسرین در خانه بازداشت و به دادسرای اوین منتقل شد.»

او درباره اتهام یا اتهامات همسرش چیزی ننوشته است.

نسرین ستوده در آبان‌ماه سال گذشته نیز یک بار به دادسرای ناحیه ۲۳ تهران، مستقر در زندان اوین، احضار شده بود.

نسرین ستوده در ۱۳ شهریورماه ۱۳۸۹ بازداشت و به ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت از خروج از کشور، محکوم شد. در دادگاه تجدیدنظر حکم این فعال حقوق بشر به شش سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از شغل وکالت کاهش یافت.

او در سال ۱۳۹۲ پس از گذراندن سه سال از مدت محکومیتش از زندان آزاد شد. پس از آزادی در روز ۲۶ مهر ۱۳۹۳ شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا حکم محرومیت سه ساله نسرین ستوده از وکالت را صادر کرد و او از صبح روز ۲۹ مهر همان سال در مقابل کانون وکلا تحصن کرد و مدت‌ها به این تحصن ادامه داد. این تحصن منجر به تمدید پروانه‌ وکالت خانم ستوده شد.

او در بهمن‌ماه سال گذشته وکالت نرگس حسینی، یکی از معترضان به حجاب اجباری که «دختران خیابان انقلاب» نام گرفته‌اند را برعهده گرفت.

جامعه‌ دفاع از حقوق بشر در ایران: همسر خانم ستوده، آقای رضا خندان سخنی از دلیل بازداشت نگفته است. آیا بهانه‌ بازداشت این وکیل سرشناس حقوق بشری مطلب زیر است که او چند روز پیش در دفاع از حقوق شهروندان در صفحه‌ی فیس‌بوک خود منتشر کرد؟ جمهوری اسلامی پرونده‌های مختلفی علیه نسرین ستوده ساخته است و به هیچ وجه حاضر نیست سخنی درباره‌ی شهروندان و حقوق آنها بشنود و تحمل کند. با استفاده از همه‌ی روش‌های به‌حق اعتراضی باید به آزادی نسرین ستوده دست بیابیم.ـ

فیس بوک نسرین ستوده
‏ژوئن ۵‏، ساعت ‏۲۲:۰۹‏

امروز غروب به درخواست مهراوه دختر جوانم، برای پیاده روی به بلوار دریا رفتیم، به محض آنکه پایمان به خیابان رسید،صدای گوشخراش بلندگوی اتو گالری اکبریان کل فضای خیابان را گرفته بود که نوحه خوانی می کرد. این اتوگالری روی ماشین های گالری اش ، پرده ی یا حسین و یا ابوالفضل می اندازد، تناقض بصری اش کم بود، آلودگی صوتی را هم به آن اضافه کرده بود. مهراوه که از این تناقض ها رنج می برد، طاقت نیاورد و به گالری اکبریان مراجعه کرد و درخواست نمود صدای بلندگو را قطع کنند، صاحب گالری که کل کشور را ملک مطلق خود می داند، با هجوم به طرف تلفن گفت الان پلیس را خبر می کنم بیاید، مهراوه گفت حتما این کار را بکنید. پس از آنکه بر انجام وظیفه ی شهروندی اش تاکید کردیم، گالری را ترک کردیم، اما چون هنوز صدا را قطع نکرده بود، مهراوه دوباره به مغازه برگشت تا به این ترتیب صدای نوحه را قطع کردند. اما غم بزرگ آن است که خیابان برای شهروندان امن نیست. این افراد خود را مالک شهر و خیابان می دانند و زندگی را به ما تلخ کرده اند. ما با مقاومت مدنی خیابان را از آنان پس می گیریم. خیابان مکانی عمومی و متعلق به همه ی شهروندان است.




مبارزه با حجاب اجباری و متحدان جنبش زنان در جهان 

کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان: 

 

آسو- اعتراضات اخیر زنان ایرانی به حجاب اجباری و متحدان جنبش زنان در جهان ومنطقه، محورهای اصلی بیست ‌و نهمین کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان بودند که از ۸ تا ۱۰ ژوئن جاری در استکهلمِ سوئد برگزار شد.

نسرین ستوده، وکیل شماری از زنان و دختران انقلاب که از سوی پلیس بازداشت شده بودند، به همین مناسبت پیامی برای بنیاد فرستاد. او با تاکید بر اینکه بسیاری از زنان و مردان ایران به حجاب اجباری معترض‌اند و از آن رنج می‌برند، اعلام کرد: «ما زنان بر مبارزه‌ی مسالمت آمیز تاکید داریم، اما این بدان معنا نیست که از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم. بی‌شک نافرمانی مدنی دختران خیابان انقلاب در تاریخ ماندگار خواهد ماند.»

گلناز امین: حرکت دختران خیابان انقلاب در صدر اخبار جهان

گلناز امین، رئیس بنیاد پژوهش‌های زنان نیز در پیام سالانه خود، اعتراض‌ها به حجاب اجباری را مورد توجه قرار داد و گفت: «دختران خیابان انقلاب از روی سکوهای برق بدون اجازه مردسالاران، مرزهای کشورها را درمی‌نوردند، بر صدر اخبار جهان می‌نشینند و صدای‌شان را به گوش جهان می‌رسانند.»

او با اشاره به اینکه امروز برای مقابله با دختران خیابان انقلاب که با حرکتی مسالمت‌آمیز خواهان حق انتخاب پوشش خود هستند، از همان ادبیاتی استفاده می‌شود که بیش از صد سال پیش، مردسالاران برای مقابله با زنانی استفاده کرده‌اند که برای حق رای در انگلستان مبارزه می‌کردند، گفت: «همان‌طور که آنان را ترشیده و زشت‌رو می‌خواندند، صد سال بعد دختران خیابان انقلاب با همان برچسب‌ها و اتهاماتی نظیر فاحشه، فریب‌خورده و مروج بی‌بند‌ و باری روبرو می‌شوند، تا با سرکوب خواسته‌های آنها بر ظلمی که بر زنان می‌شوند سرپوش گذاشته شود.»

حرکت‌های زنان برای مبارزه با حجاب اجباری، در سخنرانی ساغرغیاثی، فعال حقوق زنان مقیم ایرلند نیز مطرح شد. ساغر غیاثی در این سخنرانی با موضوع «تحلیل واکنش فعالان حقوق زنان نسبت به مبارزه با حجاب اجباری» گفت که گفتمان مبارزه با حجاب اجباری با کمپین «آزادی‌های یواشکی» به اعتراضی گسترده تبدیل شد و برای اولین بار زنان در داخل، در یک اعتراض جمعی، مشخصاً حجاب اجباری را مورد هدف قرار دادند.

او با اشاره به اینکه کنشگری زنان مخالف حجاب اجباری با سکوت، نادیده گرفتن، تحقیر، تمسخر یا انکار برخی فعالان حوزه زنان مواجهه شد، گفت: «نه تنها هیچ گاه شاهد یک اقدام جمعی و سازماندهی شده از طرف جنبش زنان در حمایت از مطالبه لغو حجاب اجباری نبودیم، بلکه صدای اینکه حجاب مسأله نیست و حجاب اولویت زنان ایرانی نیست، خیلی قوی‌تر به گوش رسیده است.»

منیره برادران: مادران دادخواه نگاه سنتی به زن را تغییر دادند

منیره برادران، نویسنده و فعال حقوق بشر مقیم آلمان، در سخنانی با عنوان «جایگاه حرکت‌های مادران دادخواه در جنبش زنان کجاست؟» به بررسی مبارزات مادران و خانواده‌های زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ پرداخت. او گفت: «دادخواهی و عدالت در حال گذار نگاه به نسبت جدیدی را در برخورد با جنایت‌های سیستماتیک حکومت‌ها در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی گشوده است. این زنان خواستار برابری جنسیتی نیستند ولی در حرکت آنان نگاه سنتی به زن تغییر یافته و بحث مهم دادخواهی و نگاه به آن را در جامعه زنده نگه‌ داشته است.»




شب همبستگی با کارگران ایران در پاریس 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۲۲ خرداد ۱٣۹۷ –  ۱۲ ژوئن ۲۰۱٨

 


اخبار روز – گزارش اختصاصی: کلکتیو پنج سندیکای فرانسه که ده سالی ست برای پشتیبانی از جنبش کارگری و سندیکایی ایران شکل گرفته است، عصر ١١ ژوئن ٢٠١٨ در بورس کار، واقع در میدان جمهوری پاریس، شبی را در رابطه با سندیکالیسم و تشکلات مستقل کارگری و شرایط کار در ایران برگزار کرد. این کلکتیو که شامل کنفدراسیون عمومی کار (CGT)، کنفدراسیون دمکراتیک کار فرانسه (CFDT)، سندیکاهای همبستگی (Solidaires)، فدراسیون سندیکایی متحد (FSU) و اتحادیه ملی سندیکاهای خودگردان (UNSA) می شود برای این شب پذیرای رضا شهابی و داود رضوی، از سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه و لقمان ویسی از کانون صنفی معلمان کردستان – مریوان بود.

در این شب حدود صد تن از فعالان و دوستداران جنبش کارگری ایران شرکت کردند و سخنان به دو زبان فارسی و فرانسوی بیان شدند.

ابتداء فیلیپ رئو نماینده CFDT از حضور سه مهمان ایرانی ابراز خوشحالی کرد و افزود: «من باور نمی کردم که رضا آزاد شود. آزادی اش نشان می دهد که هنوز همبستگی بین المللی کارساز است. ما برای گسترش سندیکالیسم در ایران به افرادی مانند وی چشم امید داریم.»

آلن بارون نماینده Solidaires گفت که همکاری تبعیدیان ایرانی در روند آزادی شهابی اهمیت داشت. وی گفت که به گمانش رضا شهابی را دیگر زندانی نمی کنند چرا که اقدامات بین المللی گسترده ای صورت گرفتند. او اضافه کرد که حمایت از سندیکالیست های ایران ادامه خواهد داشت.

فیروز نجات از CGT گفت از آن جایی که ترکیه ای تبار است بهتر اوضاع سرکوب در ایران را درک می کند چرا که در ترکیه شاهد سه کودتا بوده است. او با این حال افزود که هر کشوری وضعیت خودش را دارد. نمی توان سرکوب گری را در کشورها مقایسه کرد، اما پیروزی ها را می توان سنجید، چرا که برای پیروزی باید اتحاد مخصوصاً در جنبش سندیکایی وجود داشته باشد.

رضا شهابی یادآوری کرد که پس از بازگشایی سندیکای شرکت واحد در سال ١٣٨۴ برخوردهای پلیسی و امنیتی بی وقفه بوده است. او به شش سال محکومیت و نوزده ماه انفرادی اشاره کرد و افزود که بازجویان تمام تلاششان را کردند تا فعالیت هایش را به گروه های خارج کشور یا تروریست ربط دهند. وی افزود که ١٩ ماه انفرادی به گردن و کمرش چنان آسیب زد که سمت چپ بدنش لمس شد. پس از انفرادی، اعتصاب غذا کارش را به بیمارستان کشاند. شهابی گفت که همبستگی کلکتیو سندیکاهای فرانسه موجب شد که پس از سی روز اعتصاب، زندانبانان و مسئولان قضائی تغییر رفتار ١٨٠ درجه ای دهند و حتا با او مذاکره کنند تا به اعتصاب غذا پایان دهد.

رضا شهابی سپس به حضور در ژنو اشاره کرد و فهرستی از نام مسئولان سازمان جهانی کار و دیگر سندیکاها که با آنان دیدار شده، ارائه داد. شهابی افزود که به آنان گفته شد که در ایران کارگران با موانع متعددی برای ایجاد سندیکا مواجه هستند و دولت ایران مقاله نامه های سازمان جهانی کار، از جمله ۸۷ و ٩٨ و شماره ١٠٠ را که برای تساوی حقوق زن و مرد است، رعایت نمی کند. شهابی گفت که البته مقاوله نامه های مهمی دیگری از قبیل ١١١ که در مورد تبعیض در امور اشتغال و فعالیت سندیکایی و ١۵۵ که در رابطه با ایمنی و بهداشت کار است نیز به فراموشی سپرده شده اند. شهابی به عدم توجه به توصیه نامه های سازمان جهانی کار از جمله ١۶۴ و ٢٠٠ و مصوبات اجلاس ١٠٠ و ١٠١ و ١٠٣ اشاره کرد.

شهابی در بخش دیگری از سخنانش به برخوردهای پلیسی و امنیتی، پرونده سازی، اخراج و زندانی کردن اعضاء و فعالین سندیکای شرکت واحد و سندیکای کارگران هفت تپه اشاره نمود. او سرکوب اعضای کانون های صنفی معلمان و معلمان زندانی، زنان معترض و دانشجویان را یادآوری کرد و از مبارزات کارگران هپکو، آذرآب، راه آهن و فولاد اهواز و همچنین اعتصاب رانندگان کامیون سخن گفت.

شهابی در بخش دیگری از سخنانش به عملکرد ضدکارگری شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر اشاره کرد که مانع بزرگی برای ایجاد تشکلات کارگری بوده اند و گفت که در این باره با مسئولان سازمان جهانی کار گفت و گو شد.

شهابی بار دیگر از CFDT تشکر کرد که فرصت شرکت در کنگره اخیرش را به وی داد تا هم در مقابل دو هزار نماینده از مشکلات کارگران ایران بگوید و هم در جنب کنگره با تشکلات کارگری آلمان، مصر، تونس و چند کشور دیگر گفت و گو کند.

شهابی اظهار امیدواری کرد که کلکتیو پنج سندیکای فرانسه با دیگر سندیکاها در جهان از مشکلات کارگران ایران بگوید تا یک کلکتیو بین المللی در حمایت از آنان شکل بگیرد. او در پایان افزود زمانی که در زندان بوده، حمایت ها بسیار اهمیت داشتند و امیدوار است که اتحاد و همبستگی جهانی بتواند کارگران را از وضعیت بحرانی کنونی نجات دهد.

داود رضوی سخنانش را با یادآوری این نکته آغاز کرد که سه سال پیش قرار بود به همراه علی نجاتی (سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه) به پاریس بیاید، اما مأموران امنیتی او را از راهروی هواپیما برگرداندند چرا که نمی خواستند صدای کارگران شرکت واحد به گوش مسئولان سازمان جهانی کار برسد. رضوی سپس یادآوری کرد که او و مددی به پنج سال و پنج سال و سه ماه زندان محکوم شده اند و اکنون منتظر رأی دادگاه تجدید نظر هستند.

رضوی افزود که با تلاش کلکتیو پنج سندیکای فرانسه، سندیکای شرکت واحد می تواند مستقیماً با ITF و ITUC تماس بگیرد.

داود رضوی توضیحات دیگری در رابطه با بازگشایی سندیکای کارگران شرکت واحد در سال ١٣٨۴ داد و افزود که این سندیکا تنها تشکلی بوده است که در طی چهل سال گذشته مجمع کارگری برگزار کرده است، در حالی که شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر که فاجعه ای برای کارگران هستند حتا یک مجمع هم برپا نکردند.

داود رضوی به دو اعتصاب دی و بهمن ١٣٨۴ در شرکت واحد و اخراج ۴٠٠ نفر پس از آن پرداخت و گفت که طی ١۴ سال گذشته به طور متوسط یک یا دو نفر از کارگران شرکت واحد در زندان بودند و امسال اولین سالی ست که هیچکدامشان زندانی نیستند.

داود رضوی افزود که با تشکیل سندیکای شرکت واحد، صدها دستاورد در پی آمدند که در تصور هم نمی گنجید. داودرضوی گفت که دولت ایران به سازمان جهانی کار گزارش دروغ می دهد و وقتی از سندیکای شرکت واحد استعلام می شود، این دروغ ها برملا می گردند. در آخرین فریب کاری، وزارت کار دو نفر را که از ده سال پیش هیچ گونه ربطی به شرکت واحد نداشتند به عنوان نماینده کارگران به دیدار هیئتی از سازمان جهانی کار که در تهران حضور داشت، فرستاد.

رضوی مهمترین مشکلات کارگران ایران را چنین برشمرد: عدم امنیت شغلی، قراردادهای سفید امضاء، سفته، نبود ایمنی کار و نداشتن حق تشکل و اعتصاب.

داود رضوی در پایان گفت که حکومت تحمل کرد که ما به خارج ایران بیاییم و امیدواریم که برگشتمان را نیز تحمل کنند.

لقمان ویسی گفت که جنبش صنفی معلمان با توجه به یک میلیون نفر معلم و چندین میلیون تن دانش آموز بسیار گسترده است. حاکمیت به همین جهت علیه تشکل معلمان مانند تشکل کارگران مقاومت می کند. جنبش معلمان در زمان پهلوی با ریختن خون ابوالحسن خانغلی شروع شد. معلمان پس از سال ١٣۵٧ سرکوب و در «انقلاب فرهنگی» بسیاری اخراج شدند. از همان دوران معلوم بود که احیای تشکلات صنفی معلمان با زندان و تبعید مواجه خواهد بود. ده ها معلم در سال های اخیر زندانی، اخراج یا تبعید شدند. ویسی به طور مشخص از اسماعیل عبدی و محمد حبیبی که در بندند نام برد. او خبر داد که همین امروز معلم دیگری به نام موسی الرضا جشنی آباد دستگیر شد.

لقمان ویسی پیش از آن که مهم ترین مطالبات جنبش معلمان را برشمرد، تأکید کرد که فقط تشکل مستقل معلمان می تواند از مطالبات دفاع کند. او گفت که حق تحصیل رایگان از ابتدائی تا دانشگاه در قانون اساسی آمده است، اما اکنون نئولیبرالیسم خاورمیانه ای به آن حمله می کند و خصوصی سازی آموزش فزاینده شده به طوری که همین خصوصی سازی به رشد تصاعدی ترک تحصیل و افزایش تعداد کودکان کار فراروییده است.

ویسی همچنین گفت در منطقه ای تدریس می کند که صدها هزار کولبر فعالیت دارند و برخی از بچه ها سر کلاس چرت می زنند چرا که شب کولبری کرده و خسته اند. ویسی سپس افزود که محتوای کتاب های درسی شایسته زمان حال نیست. او افزود که ایران دارای یک زبان و مذهب است در حالی که از بسیاری جهات متکثر است. لقمان ویسی به فرهنگ مردسالاری که در مدرسه آموزش داده می شود اشاره کرد و گفت در چنین صورتی ست که دختران مجبورند بپذیرند که جنس دوم هستند. ویسی به مدارس کپری در بلوچستان، خوزستان و لرستان اشاره کرد و گفت که در نقاط دیگر نیز بسیاری از مدارس در حال خرابی هستند. او سپس درپایان گفت که طبقه کارگر در هر کجای جهان می تواند با ما همراهی کند و این همبستگی ها تأثیرگذار هستند.

در پایان سخنان نمایندگان سندیکاهای فرانسوی و مهمانان ایرانی، زمانی برای پرسش و پاسخ در نظر گرفته شده بود. از آنجایی که در چند روز اخیر، به ویژه در فضای مجازی، جنجالی در رابطه با خروج رضا شهابی، داود رضوی و لقمان ویسی از ایران راه افتاده است، یکی از پرسش ها این بود: چرا حاکمیت به شما اجازه خروج داد؟

رضا شهابی گفت:«رژیم به ما اجازه نداد. ایستادگی شما و اکسیون هایتان و پافشاری کلکتیو برای حضور ما موجب شد ما این جا باشیم.» شهابی همچنین افزود که تحولات اخیر از قبیل خروج آمریکا از برجام و این واقعیت که حاکمیت نیازمند حمایت اروپاست می تواند تأثیرگذار باشد.

داود رضوی گفت: «ما این جا هستیم چرا که ده سال است که این کلکتیو تلاش می کند. تجمعات شما در خارج کشور هم مهم بودند.» رضوی مثالی آورد. او گفت: «وقتی رضا آخرین بار از زندان آزاد شد به او گفتند تو تا دو سال حق هیچ گونه فعالیتی نداری. اگر رضا امشب اینجاست خودش خواست. خود مرا سه سال پیش از هواپیما پیاده کردند و نگذاشتند بیایم.»

لقمان ویسی در پاسخ به همان پرسش گفت: «با حاکمیت هیچ گونه گفت و گویی نکردیم تا دلایلش را برای خروج ما بدهد. جنبش طبقاتی کارگری آن قدر قدرتمند هست و آن قدر انعکاس داشته که هم سرنوشت هایمان را در جاهای دیگر به ما وصل کند و همین به ما اجازه خروج داد.»

شب همبستگی که حدود ساعت نوزده آغاز شده بود در حوالی ساعت بیست و دو در فضایی دوستانه و آکنده از امید پایان یافت.




یورش به تجمع های کارگران فولاد، ۶۰ نفر بازداشت شدند 

www.sedayemardom.net/

شب گذشته و امروز صبح سه شنبه، نیروهای امنیتی و انتظامی با یورش به اجتماعات کارگران ده ها کارگر فولاد اهواز را بازداشت کردند. نزدیک به ۶۰ نفر بازداشت شده اند. کارگران خواهان آزادی همکاران خود شده اند …
گزارش های منتشر شده حاکی از آن دارد که شب گذشته و امروز صبح سه شنبه، نیروهای امنیتی و انتظامی با یورش به اجتماعات کارگران ده ها کارگر فولاد اهواز را بازداشت کردند. بنابر گزارش ها شب گذشته نزدیک به ۵۰ نفر و امروز ده کارگر بازداشت شده اند. کارگران با تجمع های خود خواهان آزادی کارگران زندانی شده اند.

بدنبال فراخوان کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز برای تجمع در فلکه کیانپارس اهواز در ساعت ۲۲.٣۰ دیشب و شکل گیری این تجمع، کارگران تجمع کننده مورد حمله وحشیانه نیروهای یگان ویژه قرار گرفته و جمع کثیری از آنان بازداشت شدند.

در این یورش وحشیانه حدود ۵۰ کارگر گروه ملی صنعتی فولاد اهواز بازداشت شده اند و همگی آنان شب را در بازداشتگاهها نگهداری شده اند.
اتحادیه ی آزاد کارگران ایران اسامی ۲۹ کارگر از حدود ۵۰ کارگر بازداشتی گروه ملی صنعتی اهواز را به شرح زیر اعلام کرده است:

١.حسن جاوید حمودی ٢.بیمان شجراتی ٣.محمد نقی زاده ۴.علی جماعتی ۵.رحمان سمعک ۶.کریم صیاحی ٧.علی عقبه ٨.علی طاهری ٩. مصطفی زرگانی ١٠. بهزاد علیخانی ١١. سید محمد موسوی ١٢. امیر شعبانی ١٣. سیدرزاق موسوی ١۴. هادی وائلی ١۵. فرزاد قراجی ١۶. یونس امیری ١٧. سید علی مرادی ١٨. نورعلی خان محمد ١٩. امیر حریزاوی ٢٠. احمد عفراوی ٢١. حسین عفری ٢٢. ابراهیم فارسی ٢٣. محمد علاوی ٢۴. سید جواد موسوی ٢۵. علیرضا محرب ٢۶. جواد اسکندری ۲۷. علی دقاقله ۲۸- ابراهیم برومند نیا ۲۹- علی حزبئی پور.

بدنبال این بازداشتها، کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز از ساعات اولیه صبح عازم استانداری خوزستان شدند تا دست به تجمع در این محل بزنند.
بنابر گزارش ها، مقابل استانداری مملو از نیروهای ویژه و سرکوب است و لشکر بزرگی از آنها با ماشینهای مختلف سرکوب در محل حضور دارند.

علیرغم حضور بسیار سنگین نیروهای سرکوب، کارگران موفق به تجمع در مقابل این استانداری شده و با سر دادن شعارهایی خواهان آزادی فوری همکاران بازداشتی خود شدند.

به دنبال این تجمع نیروهای سرکوبگر مجددا به کارگران یورش برده و ده نفر از آنان را بازداشت کردند اما علیرغم این یورش و بازداشتها، کارگران در صفی متحد به تجمع و اعتراض خود ادامه دادند و نهایتا نیروی سرکوب حکومت بناچار دست از تعرض به کارگران برداشته و آنان را در حلقه محاصره خود گرفتند و با هدایت کارگران به سمت فلکه استانداری اعلام کردند فرماندار اهواز میخواهد در جمع کارگران حاضر شود.

بنا بر آخرین گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز علیرغم بازداشتهای گسترده دیشب و بازداشتهایی که صبح امروز در مقابل استانداری صورت گرفت در صفی متحد و یکپارچه در حال ادامه اعتراضات خیابانی خود هستند و بطور مرتب با سر دادن شعارهایی در حمایت از حدود شصت همکار بازداشتی خود می باشند.